انتقام آمریکا؛ حمله در سوریه و عراق «تازه اول کار است»

دموکرات ها استقبال کردند و جمهوری خواهان گفتند کافی نیست و باید ایران بمباران شود

دمار في القائم جراء الغارات الأميركية ليلة الجمعة (رويترز)
دمار في القائم جراء الغارات الأميركية ليلة الجمعة (رويترز)
TT

انتقام آمریکا؛ حمله در سوریه و عراق «تازه اول کار است»

دمار في القائم جراء الغارات الأميركية ليلة الجمعة (رويترز)
دمار في القائم جراء الغارات الأميركية ليلة الجمعة (رويترز)

مقامات آمریکا می گویند حملات هوایی بامداد شنبه (۳ فوریه) آمریکا به مراکز گروه های شبه نظامی وابسته به ایران در عراق و سوریه «تازه اول کار است» و باید منتظر حملات دیگری بود که ممکن است در چند دور به منظور تضعیف توان نظامی این شبه نظامیان انجام شود تا دیگر این گروه ها قادر به انجام حملات مشابه به حمله به پایگاه آمریکا در اردن نباشند. حمله گروه های تحت حمایت ایران به پایگاه نظامی آمریکا در اردن باعث کشته شدن سه سرباز آمریکایی و مصدومیت بیش از ۴۰ تن دیگر شد.حملات تلافی جویانه آمریکا در خاک عراق و سوریه با واکنش های گسترده در خود آمریکا و کشورهای دیگر همراه بود و به گمانه زنی درباره چرخش استراتژیک دولت پرزیدنت جو بایدن نسبت به ایران و گروه های نیابتی اش و به قول مقامات آمریکایی اقدامات «بی ثبات کننده آنها در منطقه» دامن زده است.حملات هوایی آمریکا ۳۰ دقیقه طول کشید و جنگنده ها و بمب افکن های آمریکایی بیش از ۸۵ هدف مرتبط با سپاه قدس و گروه های شبه نظامی آن در سوریه و عراق را بمباران کردند. حملات هوایی آمریکا علیه «نیروی قدس» در مسیر افزایش تنش و افزایش فشار دولت بایدن با حملات موشکی و پهپادی به ایران و گروه های نیابتی اش تعبیر شد که تا حالا به حملات هوایی علیه گروه های نیابتی ایران در عراق و سوریه و یمن محدود شده و به خاک ایران حمله نشده است.

حملات هوایی آمریکا به یکی از مراکز گروه های مسلح در القائم در مرز عراق با سوریه (رویترز)

فعلا برنامه ای برای حمله به ایران نداریم

یکی از مقامات عالی رتبه دولت آمریکا گفت که ایالت متحده آمریکا فعلا برنامه ای برای اقدام نظامی در خاک ایران ندارد اما جان کربی سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا به این سوال پاسخ نداد که آیا پنتاگون گزینه های نظامی در خاک ایران را به بایدن ارایه داده یا خیر. کربی در نشست خبری مشترک با ژنرال داگلاس سیمز مدیر عملیات ستاد مشترک ارتش آمریکا افزود «هدف حملات هوایی اخیر تضعیف و از کار انداختن توان نظامی» گروه های وابسته به سپاه در حمله به آمریکایی ها در منطقه بود». او خاطر نشان کرد «ما دنبال جنگ با ایران نیستیم».کربی اظهار کرد «آمریکا آماری درباره کشته شدگان و زخمی های مسلح ندارد اما پنتاگون در حال ارزیابی نتایج حمله است و تصور می کنیم که موفق بوده». او تاکید کرد که آمریکا قبل از انجام حملات به دولت عراق در این باره خبر داده بود اما آمریکا با رژیم ایران هیچ گونه راه ارتباطی ندارد. کربی خاطر نشان کرد «اهداف بنا به داده های منابع اطلاعاتی انتخاب شدند که تاکید کردند مراکز مورد حمله با حملات علیه نیروهای آمریکایی ارتباط دارند. ما در ابتدا اطمینان حاصل کردیم که هیچ غیر نظامی در منطقه حضور ندارد».آمریکا با بیش از ۱۲۵ «موشک نقطه زن» ۳ مرکز در عراق و ۴ نقطه در سوریه را بمباران کرد که مراکز کنترل و فرماندهی عملیات و ساختمان و مراکز اطلاعاتی و تاسیسات ذخیره و نگهداری موشک و پهپاد و پایگاه های خدمات لجستیک و انبار مهمات بودند.

آمریکا بامداد شنبه با تسلیحاتی از جمله بمب افکن سنگین «بی ۱ لنسر» نقاطی در سوریه و عراق مورد هدف قرار داد (پایگاه نیروی هوایی آمریکا)

سیمز خاطر نشان کرد «بمب افکن های «بی ۱» از آمریکا پرواز و برخی نقاط را بمباران کردند. این اهداف و نقاط را انتخاب کردیم تا غیر نظامیان آسیب نبینند. این حملات بامداد شنبه انجام شدند اما با این حال احتمال دارد تلفات جانی شامل غیر نظامیان در این مراکز نیز شود». او اضافه کرد «زمان این حمله بنا به آب و هوا انتخاب شد چون روز جمعه آب و هوا برای انجام حملات مناسب تر از بقیه روزها بود».

یمن هدف بعدی

سیمز و کربی از اظهار نظر درباره حملات بعدی خودداری کردند و گفتند که حملات بامداد شنبه آخرین پاسخ آمریکا به ایران نیست و ایران باید منتظر حملات بیشتر باشد. روزنامه «پولیتیکو» از قول برخی مقامات آمریکا گزارش داد که یمن هدف بعدی حملات هوایی آمریکا خواهد بود.بایدن در پاسخ به حمله ۲۸ ژانویه به پایگاه «برج ۲۲» در اردن دستور این حملات هوایی را داد. رئیس جمهور آمریکا شامگاه جمعه در بیانیه ای گفت «حملات تلافی جویانه امروز آغاز شد و در زمان و مکانی که انتخاب می کنیم ادامه خواهد یافت. آمریکا دنبال جنگ در خاورمیانه یا هیچ نقطه دیگری در دنیا نیست. اما به کسانی که می خواهند به ما آسیب بزنند می گوییم: اگر آمریکایی ها را اذیت کنی جواب می دهیم».لوید آستین وزیر دفاع آمریکا در بیانیه جداگانه گفت حملات بامداد شنبه «تازه اول کار است». او افزود «پرزیدنت بایدن دستور داد اقدامات بیشتری علیه سپاه و گروه های شبه نظامیان وابسته به سپاه در پاسخ به حملاتشان به نیروهای آمریکایی و ائتلاف انجام شود. تمام اقدامات لازم برای دفاع از آمریکا و نیروها و منافعمان را انجام خواهیم داد».گرچه مقامات آمریکا مرتب می گویند که نمی خواهند جنگ در منطقه گسترش پیدا کند اما به هر حال حملات هوایی اخیر آمریکا در حقیقت ورود تمام عیار و فزاینده و مستقیم به دل بحران در خاورمیانه است. وزارت خارجه آمریکا بامداد شنبه از بیم از افزایش تنش اعلام کرد که آنتونی بلینکن وزیر خارجه از روز یکشنبه پنجمین سفر خود را به منطقه آغاز می کند و راهی اسرائیل و کرانه باختری و قطر و مصر و سعودی خواهد شد.

هواپیمای آمریکایی در پایگاه نیروی هوایی دوور در جریان مراسم انتقال پیکر سه نفر از سربازان آمریکایی کشته شده در حمله پهپادی به پایگاه برج ۲۲ در اردن (د پ آ)

جمهوری خواهان انتقاد کردند

جمهوری خواهان از حملات اخیر در سوریه و عراق «استقبال» کردند اما با این حال بسیاری از چهره های سرشناس و ارشد جمهوری خواه در سنا و مجلس نمایندگان گفتند که این حملات «کافی نیست». راجر ویکر سناتور جمهوری خواه و مایکل مک کال نماینده جمهوری خواه ضمن استقبال از این حملات هوایی گفتند که «حملات خیلی اندک و خیلی دیر بودند». ویکر عضو کمیته نیروهای مسلح سنا در بیانیه ای گفت «زمان آن رسیده که عالی ترین فرمانده نظامی ما خط مشی دیگری در پیش بگیرد و حامیان واقعی تروریسم در منطقه را مورد هدف قرار دهد». مک کال رئیس کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان در بیانیه ای گفت «دولت بایدن باید با ضربات کاری و تلافی جویانه ادامه دار و آغاز تحریم های نفتی و غیره منبع حمایت از تروریسم را ریشه کن کند». دب فیشر سناتور جمهوری خواه گفت «به احتمال زیاد این حملات که مدت ها پیش علنی شده بود اهداف مد نظر برای متوقف کردن محور ایران را برآورده نکرده است. باید حملات بعدی پرزیدنت بایدن به مراتب کوبنده تر باشد». جونی ارنست سناتور جمهوری خواه گفت «بالاخره. ایران باید فهمد که جان آمریکایی ها چه بهایی دارد». پیت ریکتز سناتور معتقد است «پرزیدنت بایدن برای بازیابی توان بازدارندگی موثر باید ایران را بزند و ضرباتی در خاک ایران انجام دهد که برای آنها دردناک باشد. واکنش های ضعیف و بی رمق و پیغام دادن مشکل را حل نمی کند. ما نیازی به دلجویی نداریم بلکه به رهبر نیاز داریم».اما دموکرات ها از حملات اخیر تعریف و تمجید کردند. جک رید رئیس کمیته نیروهای مسلح سنا در بیانیه ای گفت «این یک واکنش قدرتمند و مناسب بود. ۸۵ مرکزی که مورد حمله قرار گرفتند به مراتب بیشتر از نقاطی هستند که در دولت سابق مورد هدف قرار گرفتند».منظور او از دولت سابق دولت دونالد ترامپ است. او افزود «به گروه های نیابتی ایران در سوریه و عراق ضرب شست نشان دادیم و شبه نظامیان ایران در همه مناطق خاورمیانه باید بفهمند که آنها هم مورد بازخواست قرار خواهند گرفت». آستین اسکات نماینده دموکرات و عضو کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان گفت «شجاعت و مهارت فرماندهی مرکزی آمریکا مایه تقدیر و ستایش است. آنها در چندین حمله هوایی سپاه پاسداران و شبه نظامیان سپاه را مورد هدف قرار دادند».



مراسم تجدید بیعت با ولیعهد برای سعودی‌ها چه معنایی دارد؟

شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود
شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود
TT

مراسم تجدید بیعت با ولیعهد برای سعودی‌ها چه معنایی دارد؟

شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود
شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود

ولیعهد رؤیاهای پادشاه را به واقعیت تبدیل کرد و به شکلی آن را محقق ساخت که عربستان امروز را به چیزی متفاوت بدل کرده است

با فرا رسیدن هشتمین سالگرد بیعت شاهزاده محمد بن سلمان به‌عنوان ولیعهد، زمان اندکی درنگ می‌کند تا بر مرحله‌ای بی‌سابقه در تاریخ سعودی گواهی دهد. در روز ۲۱ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۶ رمضان ۱۴۳۸ هـ)، فرمان پادشاه سلمان برای انتخاب شاهزاده محمد به این منصب صادر شد و در آن شب مبارک، سعودی‌ها با ولیعهد بیعت کردند.
این لحظه‌ای سرنوشت‌ساز در تاریخ سعودی بود که در آن، این رهبر استثنایی آشکار شد؛ شخصیتی که آرزوهای ملت خود را همراه با میراث و تاریخ پرافتخار، جایگاه جهانی و وزن تمدنی آن بر دوش گرفت.
سعودی‌ها از طریق بیعت، به ویژگی منحصربه‌فرد نظام سیاسی خود و اصالت اسلامی آن می‌نگرند و مشروعیت قانون اساسی کشور را که بر پذیرش و رضایت مردمی استوار است، تأیید می‌کنند؛ مشروعیتی که در عمق وجدان ملت و حاکمان سعودی ریشه دارد. این رابطه، بنیان مستحکم قرارداد اجتماعی سعودی را تثبیت می‌کند و درعین‌حال، دستاوردهای دولت مدرن خود و گام‌های استوار آن به‌سوی آینده را به یاد می‌آورند.
انتخاب شاهزاده محمد بن سلمان به‌عنوان ولیعهد، سرآغاز مرحله‌ای جدید بود که در آن، نوسازی با بلندپروازی و برنامه‌ریزی جسورانه با تلاش خستگی‌ناپذیر درهم‌آمیخت. این تصمیم، صرفاً یک انتقال سیاسی نبود، بلکه پاسخی ضروری به نیاز رهبری‌ای بود که دیدگاهی متفاوت دارد، بر اراده استوار است و معتقد است که آینده ساخته می‌شود، نه اینکه صرفاً منتظر آن ماند.
شاهزاده محمد بن سلمان توانایی‌های استثنایی و مهارت‌های رهبری برجسته‌ای از خود نشان داد که او را به بهترین گزینه برای ولایت‌عهدی، دومین منصب مهم پس از پادشاه، تبدیل کرد؛ منصبی که نماد ثبات، استحکام پایه‌های سلطنت و تداوم سلسله حاکم است. او همچنین ریاست هیئت وزیران و شورای امور سیاسی و امنیتی را بر عهده دارد؛ شورایی که مسئول سیاست‌ها و راهبردهای امنیت ملی و سیاست داخلی و خارجی کشور است. علاوه بر این، او ریاست شورای امور اقتصادی و توسعه را نیز به عهده دارد که مسئول پرونده‌های اقتصادی، مالی، سرمایه‌گذاری و توسعه‌ای، ازجمله بخش‌های آموزش، بهداشت و خدمات است. بنابراین، او بر تدوین سیاست‌ها و راهبردهای تمام بخش‌های دولتی نظارت دارد و اجرای آن‌ها را پیگیری می‌کند.
فراموش نشدنی است که او معمار «چشم‌انداز ۲۰۳۰ سعودی» است؛ کسی که اهداف آن را تعیین کرد و بر حسن اجرای برنامه‌ها و پروژه‌های آن نظارت دارد.
تمامی این مسئولیت‌های اجرایی که پادشاه به ولیعهد سپرده بود، در سپتامبر ۲۰۲۲ (ربیع‌الأول ۱۴۴۴ هـ) با انتصاب او به ریاست هیئت وزیران، به اوج خود رسید. این نخستین باری در ۶۰ سال گذشته بود که پادشاه، رئیس هیئت وزیران نبود. بررسی جزئیات حقوقی و تاریخی این فرمان سلطنتی ممکن است طولانی باشد، اما نکته مهم، اعتماد کامل و تفویض مطلق اختیارات از سوی پادشاه به ولیعهد برای اداره تمامی این مسئولیت‌ها و رسیدگی به حجم گسترده‌ای از پرونده‌ها است؛ موضوعی که در اندازه دستاوردهای محقق‌شده منعکس می‌شود.
ولیعهد، دیدگاه‌های پادشاه را به واقعیتی ملموس تبدیل کرده و به شیوه‌ای شگفت‌انگیز، سعودی امروز را به کشوری متفاوت بدل کرده است. بااین‌حال، این تغییر به‌عنوان انقطاع از مراحل پیشین نیست، بلکه تداوم آن‌ها محسوب می‌شود و ثبات در اصول و مبانی تأسیس دولت، اتکا بر میراث تاریخی و عمق تمدنی آن را نشان می‌دهد.

شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود

جامعیت چشم‌انداز

هنگامی که به اعلام چشم‌انداز ۲۰۳۰ سعودی در آوریل ۲۰۱۶ (رجب ۱۴۳۷ هـ) نگاه می‌کنیم، این پرسش مطرح می‌شود: آیا سعودی‌ها انتظار این همه دستاورد را داشتند؟ پاسخ مستقیم: خیر. بسیاری از ناظران و تحلیلگران در زمان اعلام این چشم‌انداز، تنها بر ابعاد اقتصادی آن تمرکز کردند و از این نکته غافل شدند که این چشم‌انداز، یک پروژه‌ نوسازی جامع و برنامه‌ای اصلاحی فراگیر در تمامی ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سایر حوزه‌هاست.
با گذشت زمان، ویژگی‌های این چشم‌انداز بیش از پیش آشکار شد و دستاوردهای امروز در تمامی سطوح، گواه این امر است. اگر تنها به بخشی از آنچه در یک سال اخیر تحقق یافته، نگاه کنیم، بزرگی این موفقیت‌ها را درک خواهیم کرد.
- سعودی رتبه اول جهانی را در شاخص اعتماد ادلمن ۲۰۲۴ (گزارش اعتماد) از نظر میزان اعتماد شهروندان به دولت خود کسب کرد.
- رتبه دوم جهانی در شاخص تحول فناوری شرکت‌ها.
- رتبه چهارم جهانی در شاخص توسعه دولت الکترونیک و خدمات دیجیتال سازمان ملل.
- نرخ بیکاری در میان سعودی‌ها در سال ۲۰۲۴ به ۷.۱ درصد کاهش یافت، که به سطح هدف‌گذاری‌شده در چشم‌انداز ۲۰۳۰ (۷ درصد) بسیار نزدیک است.
- درصد مالکیت مسکن در میان خانواده‌های سعودی به ۶۳.۷ درصد افزایش یافت، که در حال نزدیک شدن به هدف ۷۰ درصدی تا سال ۲۰۳۰ است. این دو حوزه (اشتغال و مسکن) از جمله مهم‌ترین چالش‌های گذشته بودند.
- سعودی رتبه نخست رشد تعداد گردشگران بین‌المللی در میان کشورهای سازمان ملل را کسب کرد.
- سعودی در میان کشورهای گروه ۲۰ بالاترین نرخ رشد درآمدهای گردشگری را به ثبت رساند.
- برای اولین بار، میزبانی دو رویداد بین‌المللی بزرگ را به دست آورد: اکسپو ۲۰۳۰ و جام جهانی ۲۰۳۴.
سعودی در کنار همه این‌ها، همچنان بهترین خدمات را به میلیون‌ها حاجی و زائر ارائه می‌دهد و با بیشترین تلاش ممکن از حرمین شریفین و زائران آن‌ها مراقبت می‌کند.
افزون بر این، دستاوردهای عظیم در زمینه‌های آموزش، بهداشت، حمل‌ونقل، زیرساخت‌ها و خدمات شهری در سطح ملی، و رهبری در کمک‌های بشردوستانه و امدادرسانی جهانی را نیز نباید نادیده گرفت. همچنین، در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، سرگرمی و ورزش تحولات چشمگیری رخ داده که شمارش آن‌ها دشوار است.

چشم‌انداز سیاسی

اما اگر بخواهیم ابعاد سیاسی چشم‌انداز را که از آغاز حکومت ملک سلمان در سال ۲۰۱۵ (۱۴۳۶ هـ) پایه‌گذاری شد، درک کنیم، می‌توان گفت که هدف این سیاست، قرار دادن سعودی در جایگاهی شایسته در صحنه بین‌المللی و تثبیت موقعیت آن به عنوان قدرتی دیپلماتیک با نفوذ جهانی است. این سیاست همچنین بر استفاده حداکثری از منابع و ظرفیت‌های کشور از طریق ایجاد شراکت‌های راهبردی با قدرت‌های جهانی و متنوع‌سازی روابط بین‌المللی تأکید دارد.
شاهدی بر این موضوع، سفر ملک سلمان به آمریکا در سپتامبر ۲۰۱۵ (ذی‌القعده ۱۴۳۶ هـ) است، جایی که شاهزاده محمد بن سلمان در دیدار ملک سلمان با باراک اوباما، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، طرح شراکت راهبردی قرن بیست‌ویکم را ارائه کرد. این طرح به عنوان تکمیل‌کننده روابط موجود توصیف شد و ملک سلمان و اوباما از دستیاران خود خواستند که سازوکار اجرای این شراکت را طراحی کنند. توسعه این شراکت در دوره نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ نیز ادامه یافت.
از سوی دیگر، در دسامبر ۲۰۲۲ (جمادی‌الاول ۱۴۴۴ هـ)، ملک سلمان و شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهوری چین، توافقنامه شراکت راهبردی جامع میان سعودی و چین را امضا کردند.
علاوه بر این، سعودی روابط راهبردی خود با روسیه را نیز تقویت کرد و با همکاری نزدیک در حوزه انرژی، نقشی کلیدی در ائتلاف اوپک پلاس ایفا نمود که به ثبات قیمت‌های جهانی نفت کمک شایانی کرد.
تمامی این اقدامات نشان می‌دهد که چشم‌انداز ۲۰۳۰ فراتر از یک برنامه اقتصادی است؛ این یک نقشه راه جامع برای نوسازی کشور و تثبیت جایگاه سعودی به عنوان یک قدرت جهانی در همه ابعاد است.

شراکت‌ها و میانجی‌گری‌ها

سعودی در سال‌های اخیر موفق شده است روابط خود را با قدرت‌های جهانی به شکل چشمگیری تقویت کند. این امر نتیجه رهبری هوشمندانه‌ای است که مسیر شراکت‌های استراتژیک قرن بیست‌ویکم را ترسیم و اجرا کرده است. این شراکت‌ها بر تقویت منافع مشترک با کشورهای تأثیرگذار استوار است و بر اساس درکی عمیق از نیازهای جهان امروز، تعادلی را برقرار کرده که به نفع همه طرف‌هااست.
در دنیای امروز، حفظ روابط استراتژیک مؤثر همزمان با آمریکا، روسیه و چین کار آسانی نیست. با این حال، سعودی موفق شده اصول و مسیر خود را حفظ کند و در عین حال، احترام و قدردانی نه‌تنها از سوی رهبران جهان، بلکه حتی از سوی ملت‌ها را نیز به دست آورد.
این شراکت‌های بزرگ و تفاهمات در زمینه‌های گوناگون، در حالی شکل گرفته که سعودی همواره بر استقلال تصمیم‌گیری و برابری در تعاملات تأکید داشته است. این امر از سوی تمامی کشورهایی که با سعودی تعامل دارند، کاملاً درک و پذیرفته شده است.
ملک سلمان بن عبدالعزیز این اصل را در سفر خود به ایالات متحده به‌روشنی بیان کرد. او در دیدار با باراک اوباما، رئیس‌جمهوری وقت آمریکا در کاخ سفید گفت:
«ما رابطه خود را با ایالات متحده، رابطه‌ای مفید برای جهان و منطقه خود می‌دانیم... امیدواریم که این رابطه همچنان ادامه یابد و به صلح جهانی کمک کند... کشور ما، به لطف خدا، نیازی به چیزی ندارد، اما برای ما مهم است که ثباتی برقرار باشد که به نفع مردم منطقه باشد.»
اگر به دستاوردهای سیاسی سعودی در چند سال گذشته نگاه کنیم، درمی‌یابیم که این کشور دارای یک چشم‌انداز سیاسی مستقل و پویااست. میانجی‌گری سعودی بین آمریکا و روسیه نمونه‌ای از این سیاست است.
در طول دهه‌های گذشته، سعودی همواره نقش یک میانجی صلح در جهان عرب و اسلام را ایفا کرده است. اما در سال‌های اخیر، این کشور تلاش‌های گسترده‌ای برای حل چالش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در تعامل با آمریکا، چین، کشورهای اروپایی، روسیه، اوکراین، ایران، هند و پاکستان انجام داده است. شاهزاده محمد بن سلمان، ولیعهد و رئیس شورای وزیران، شخصاً این تلاش‌ها را هدایت کرده است.
امروز، نقش میانجی‌گری سعودی بیش از هر زمان دیگری پررنگ شده و این کشور به بزرگ‌ترین «میانجی خیر» در جهان تبدیل شده است. سعودی نه‌تنها در پی پایان دادن به جنگ‌ها و بحران‌های سیاسی است، بلکه الگویی الهام‌بخش از یک کشور پیشرو را ارائه می‌دهد که هدفش استفاده از قرن بیست‌ویکم برای شکوفایی بشریت است، نه تکرار جنگ‌ها و رقابت‌های ویرانگر قرن بیستم.

شایستگی رهبری

دستاوردهای اقتصادی چشم‌انداز ۲۰۳۰، از جمله افزایش تأثیر صندوق سرمایه‌گذاری عمومی و افزایش بهره‌وری مالی کشور، به یک الگوی جهانی تبدیل شده است.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در هنگام امضای فرمان تأسیس صندوق سرمایه‌گذاری ملی آمریکا، به موفقیت‌های صندوق سرمایه‌گذاری عمومی سعودی اشاره کرد و آن را یک نمونه موفق جهانی دانست.
امروز، جهان به‌خوبی درک کرده است که قدرت سعودی دیگر فقط در نفت و سرمایه‌گذاری‌هایش خلاصه نمی‌شود. بلکه این کشور توانسته است با رهبری کارآمد و مدیریت هوشمندانه، اقتصاد خود را متحول کند و در بازه‌ای کوتاه، به دستاوردهایی برسد که بسیاری از کشورها طی دهه‌ها قادر به دستیابی به آن‌ها نیستند.
نمونه‌ای از این موفقیت، میانجی‌گری سعودی بین دو قدرت بزرگ جهانی، آمریکا و روسیه، در «قصر الدرعیه» ریاض است؛ اتفاقی که هیچ‌کس تصور آن را نمی‌کرد.
یکی از دلایل اعتماد قدرت‌های جهانی به رهبری سعودی، درک عمیق این کشور از منافع، اولویت‌ها و تعاملات جهانی است. بی‌طرفی مسئولانه در مذاکرات صلح و سرمایه‌گذاری در روابط استراتژیک با قدرت‌های جهانی، باعث شده که سعودی به عنوان کشوری که صرفاً به دنبال منافع خود در خارج از مرزهایش نیست، بلکه به دنبال ایجاد ثبات و پیشرفت جهانی است، مورد احترام قرار گیرد.
امروز، سعودی‌ها در سالگرد بیعت با ولیعهد خود، محمد بن سلمان، نه‌تنها آرزوها و رویاهای خود را محقق‌شده می‌بینند، بلکه شاهد هستند که او با تلاش شبانه‌روزی، کشور را به جایگاه پیشرو جهانی رسانده است.
این آغاز مسیری جدید است، مسیری که در آن دستاوردهای بیشتری رقم خواهد خورد و سعودی را در صدر کشورهای پیشرو جهان قرار خواهد داد.