عبد ربه: عرفات با قذافی درگیر بود و ارتش سوریه نفرتش را به ارث برد

«الشرق الاوسط» دفترچه‌های سفر فلسطین را با مذاکرات سخت و روابط دشوارشان بازگشایی می‌کند (قسمت آخر)

TT

عبد ربه: عرفات با قذافی درگیر بود و ارتش سوریه نفرتش را به ارث برد

شارون، وزیر دفاعش، بنیامین بن الیعزر و رئیس سابق ستاد ارتش شائول موفاز، در حال بررسى تسلیحات  کشتی "کارن آ" (AFP)
شارون، وزیر دفاعش، بنیامین بن الیعزر و رئیس سابق ستاد ارتش شائول موفاز، در حال بررسى تسلیحات کشتی "کارن آ" (AFP)

آنچه در غزه اتفاق می‌افتد با ادامه بی عدالتی اسرائیل، به ویژه اصرار دولت‌های متوالی آن برای فرار از حقوق مترتب بر صلح ارتباط دارد. این بی عدالتی پس از تصمیم رئیس جمهوری فقید فلسطین یاسر عرفات به امضای توافقنامه «اسلو» در 13 سپتامبر 1993 تشدید شد.عرفات بر توافق «اسلو» به عنوان اولین گام برای ایجاد یک کشور فلسطینی در سرزمین آن حساب بازکرده بود، اما بنیامین نتانیاهو سیاست خود را بر اساس کشتن این توافق و اثرات آن قرار داد. قرارداد «اسلو» ربطی به آنچه پیش از آن رخ داد، به ویژه جنگ در پایتخت‌ها و روابط تیره‌ای که بین «ساف» و برخی کشورهای برجسته عربی وجود داشت، ندارد.هدف از گفتگو با یاسر عبدربه، دبیر سابق کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین، پیوند زمان حال با گذشته برای روشن کردن رویدادهایی بود که متولدین پس از «اسلو» قادر به تجربه آن نبودند.

چه کسی کمال جنبلاط را کشت؟

سفر دشوار دیگری به دمشق که در آن عبدربه پس از ترور رهبر لبنانى، کمال جنبلاط که مخالف مداخله نظامی سوریه در لبنان بود، شرکت کرد. در اینجا او آن توقف را به یاد می‌آورد:« پس از تشکیل شورای ملی فلسطین از قاهره برگشتیم. لازم بود به سوریه سفر و با حافظ اسد دیدار کنیم و نتیجه را به اطلاع او برسانیم، زیرا این پروتکلی بود که رهبری مصر و سوریه به آن عادت کرده بودند. ترور کمال جنبلاط همزمان با جلسه شورای ملی یعنی چند روز قبل از سفر ما به دمشق اتفاق افتاد. ما آن دوره را به پاس قدردانی از ایشان «دوره شهید کمال جنبلاط» نامیدیم. وقتی به دیدار رئیس جمهوری حافظ اسد رفتیم، یاسر عرفات به او گفت که ما جلسه را «جلسه شهید کمال جنبلاط» نامیدیم. اسد سریع از عرفات پرسید:« ابوعمار» به نظرت چه کسی جنبلاط را کشت؟

عرفات در گفت‌وگو با حافظ اسد در جشن‌های بزرگداشت انقلاب لیبی در طرابلس در سال 1989 (AFP)

من و سایر اعضای کمیته اجرایی - رهبری ساف - در کنار رئیس جمهوری عرفات نشسته بودیم. من یکی از افرادی بودم که مضطرب منتظر پاسخ عرفات ماندم. عرفات به روش خودش، وقتی نمی‌تواند جواب بدهد و با موقعیتی بسیار پردرسر مواجه می‌شود، پاهایش به تکان خوردن می‌افتند و حرف‌ها را تکرار می‌کند. پس از مدتی به او گفت: جناب رئیس، چه کسی غیر از آنها؟ چه کسی؟ چه کسی؟ ترسیدم بگوید: جناب رئیس جمهوری خودت، اسد به او گفت: منظورت از آنها کیست «ابو عمار»؟ پاسخ داد: البته اسرائیل.کمی آرام شدم، اما اسد ادامه داد: «ابو عمار، چرا فکر می‌کنی اسرائیل است نه کس دیگری؟» به او گفت: «منطقه‌ای را که کمال جنبلاط در آنجا بود می‌شناسم. از سراشیبی می‌روید. در انتهای سرازیری مسیر انحرافی وجود دارد و سپس شروع به بالا رفتن می‌کنید. در مسیر انحرافی برای او کمین کردند، چه کسی جز اسرائیل می‌تواند این کار را انجام دهد؟

عرفات خواهان گسترش جنگ در لبنان نبود

یاسر عرفات متهم به تحریک کمال جنبلاط برای کشاندن جنگ به جبل شد، آیا این اتهام صحت دارد؟ عبدربه پاسخ می‌دهد:« حقیقتاً به هیچ وجه». من معتقدم کمال جنبلاط می‌خواست که مقاومت فلسطین با همه نیروهایش جبهه را در جبل گسترش دهد، در واقع او کسی است که حتی ممکن است بر بسیج نیروهای حزب سوسیالیست (که آن را رهبری می‌کند) در منطقه جبل و منطقه مشرف به الکحاله، نظارت داشت و خواستار مشارکت «فتح »در این روند شد.
«فتح» شرکت نکرد و اگر هم شرکت داشت به صورت نمادین بود. کسی که با تمام قدرت شرکت کرد، تصور می‌کنم «جبهه دموکراتیک» بود و حدود بیست نفر از نیروهایش را از دست داد که ارتش لبنان با آنها مقابله کرد، نه فقط «کتائب» یا «القوات اللبنانیه» یا دیگران. یاسر عرفات از بالا رفتن از کوه غافلگیر شد. من مطمئنم آن طور که دیگران انتظار داشتند، این برنامه او نبود که از کوه بالا برود یا از سمت ضور الشعیر به بکفیا بپیوندد و سرازیر شود.
کسانی که به این سمت کشیده شدند، افسران گروه موسوم به «گروه ابوموسی و ابوخالد العمله» بودند. یاسر عرفات مخالفت کافی برای جلوگیری از دخالت آنها در این روند نشان نداد. اما این تصمیم در ابتدا توسط عرفات گرفته نشد. کمال جنبلاط مشتاق عملیات، بالا رفتن از کوه، شکستن کمر نیروهای کتائب و محاصره منطقه بود. صعود به کوه و منطقه عالیه برای کسی ممکن نبود مگر با تایید سوسیالیست‌ها.
یاسر عرفات نیز از حمله به شهر دامور لبنان حمایت نکرد. او تلاش برای بازگرداندن تماس یا به قول لبنانی‌ها طرف مقابل یعنی«کتائب»، کمیل شمعون و دیگران قطع نکرد. عرفات مایل بود با این ارتباطات «موی معاویه» را حفظ کند و نزدیکان خود مانند ابوحسن سلامه و ابوالزعیم را به ادامه این ارتباطات تشویق می‌کرد.

یاسر عرفات در زمان وقوع حمله به دامور و پس از ماجرای تل‌الزعتر، کسی بود که گروه‌ها و نیروهای خود را تحت فشار قرار داد تا موضوع به کشتار تبدیل نشود.
و بیش از آن، او بود که با شمعون ارتباط برقرار کرد تا به السعدیات بروند و از آنجا از طریق دریا منتقل شوند... در آنجا چند دیوانه بودند که شاید می‌خواستند مرتکب در حد قتل عام در کلیسای دامور شوند؛ چون افرادی بودند که به کلیسا پناه برده بودند، بنابر این کسانی را برای محافظت از کلیسا فرستاد. من مطمئن هستم که یاسر عرفات درگیر غلتیدن در یک جنگ کثیف از این نوع نبوده است.»

با محمود درویش و عرفات در شمال لبنان
یاسر عرفات که در سال 1982 بیروت را ترک کرد، در سال 1983 به طرابلس در شمال لبنان بازگشت تا با «عصیان» در «فتح» مقابله کند و عملا وارد درگیری با سوریه شود. چرا برگشت؟ ماجرای دیدار یاسر عبدربه و محمود درویش با یاسر عرفات در شمال چیست؟ عبدربه به یاد می‌آورد:« فرضیه سوری بعدها وجود داشت مبنی بر اینکه یاسر عرفات زیرک کسی بود که به طرابلس آمد تا سوری‌ها را به جنگ علیه خود بکشاند تا به ابوموسی، ابوخالد العمله و ابوصالح انگ بزند که حرکت آنها یک جنبش اصلاحی نبود، بلکه یک جنبش سازماندهی شده توسط سوریه است و او تا حد زیادی در این روند موفق بود. آیا واقعاً یاسر عرفات چنین نقشه‌ای در سر داشت؟ من این را از یاسر عرفات بعید نمی‌دانم، زیرا او می‌خواست که بازیگران واقعی روی صحنه بیایند بدون اینکه کسی بیاید و خود را با پوشش فلسطین استتار کند که به نام اصلاحات در «فتح» این اقدام را انجام دادند. البته در دوران محاصره او، من و محمود درویش رفتیم.
شاید محمود درویش بود که من را تحریک کرد نه اینکه من او را تحریک کردم. محمود درویش رابطه‌ای مبهم با یاسر عرفات داشت. او عرفات را دوست داشت و از او مطمئن بود، اما در عین حال مشکوک بود که گاهی دست به ماجراجویی‌های حساب نشده می‌زند و تصمیمات برگشت ناپذیری می‌گیرد. عرفاتی را ترجیح می‌داد که گاهی مردد است و کاری می‌کند و برعکس آن را تا بدون درگیری شدید در میان بماند. او بود که مرا تحریک کرد تا بروم و با «ابوعمار» دیدار کنم. با ماشین و فقط با راننده از راه حمص (سوریه) رفتیم. رفتیم و وارد طرابلس شدیم. قبل از طرابلس، به البداوی و آن مناطقی که یاسر عرفات در منطقه شمالی بود. در بازگشت از طریق بعلبک وارد شدیم. در آن زمان ورود به لبنان آسان بود.
وارد شدیم و او را در حال نظارت بر عملیات حفاری در کوه دیدیم و کوه تماماً گچی (سنگ آهکی) بود، تمام کوه سفید بود، حتی لباس‌هایش. خلاصه گفتم:« ابو عمار چطوری؟» گفت:« همانطور که می‌بینید در حال آماده شدن هستیم». پرسیدیم:« چرا سنگر و حفاری؟» ما جواب نهایی را از عرفات نگرفتیم. گفت:« اینها ترتیبات نظامی است که شما به آن کاری ندارید و از امور نظامی سر در نمی‌آورید.» با او نشستیم و خیال ما از او راحت شد. روحیه‌اش خوب بود. بعد از ظهر بود و گفت:« با من ناهار می‌خورید». محمود درویش در مورد غذا محتاط بود. ناهار یاسر عرفات دو قوطی ساردین و دو عدد گوجه فرنگی بود. نگاهی به چهره محمود درویش انداختم و او راحت نبود.
درویش خیلی کم مشارکت کرد. کمی نان خورد. پس از آن از او اجازه خروج خواستیم تا پیش از غروب آفتاب به شام (دمشق) برگردیم و از طریق بقاع برگشتیم».
آیا «جنگ اردوگاه‌ها» در لبنان بخشی از پاسخ به رفتار یاسر عرفات بود؟ عبدربه می‌گوید:« معلوم بود که جنبش (امل) توسط یک محرک سوری و با ترتیبات سوری آن را به راه انداخت. نتیجه گسترش نقش «فتح» در جنوب و تا حدودی در مناطق کوهستانی با همدستی ضمنی ولید جنبلاط بود که کمک‌های زیادی را عبور می‌داد و دست‌کم به یک اردوگاه «فتح» پناه داده بود برمی‌گشت، همانطور که من به یاد دارم، و حرکت آنها در تمام جهات در سراسر منطقه.
سوری‌ها این را می‌دانستند که «فتح» در جنوب در حال گسترش است، بنابراین به «امل» دستور دادند که این کار را انجام دهد و «امل» درگیر جنگی بی‌معنا و بیهوده شد. محاصره اردوگاه‌هایی مانند «شتیلا» یا سایر اردوگاه‌ها و بعداً پاسخ به آن با عملیات مغدوشه که آن هم به همان اندازه هولناک بود.

سنگدلی نسبت به عرفات در سوریه «ارثی است»

آیا این درست است که ژنرال حکمت الشهابی، رئیس ستاد ارتش سوریه در مورد یاسر عرفات بسیار تند بود؟ عبدربه پاسخ می‌دهد:‌« به نظر می‌رسید این وضعیت در میان رهبری ارتش سوریه به ارث رسیده است. مصطفی طلاس از یاسر عرفات خوشش نمی‌آمد و گاهی در برخی از سخنرانی‌هایش به شدت فحاشی می‌کرد و با توهین‌های مبتذل به او توهین می‌کرد و حکمت الشهابی اصلاً تحمل نام عرفات را نداشت. او این کار را جلوی ما آشکارا می‌کرد.»
عبدربه درباره صبری البناء «ابو نضال» و شخصیت او می‌گوید: در دوره عراق که در بغداد بود با او آشنا شدم و بعد از آن دیگر او را ندیدم. او فردی بسیار خودشیفته، خود بزرگ بین و به شدت شکاک بود.

دائم به دور و بر نگاه می‌انداخت و سریع متهم می‌کرد. اگر نام کسی را جلوی او به زبان بیاوری، بلافاصله به تو می‌گوید: این جاسوس است. شاید او تحت تأثیر سنت‌های سیاسی عراق بوده، زیرا متهم شدن به جاسوسی در عراق مانند آب خوردن است. او باعث نمی‌شد احساس راحتی کنی، حتی اگر در مواقع دیگر، گویی در یک وضعیت اسکیزوفرنی واقعی قرار داشت، گاهی او را فردی آرام و خوشایند می‌بینی و در مدت کوتاهی به عکس آن تبدیل می‌شود.
ابونضال دستان خود را در خون فلسطینیان بسیاری شست. این زمانی بود که سوریه و فلسطین پس از جنگ اکتبر به هم نزدیک شدند، پس از آنکه پروژه صلحی وجود داشت و بعد از آنکه ما طرح ده ماده‌ای را اعلام کردیم، که اولین نطفه پروژه پذیرش کشور فلسطین در کرانه باختری و غزه بود. برای عراقی‌ها این زنگ خطر بود، بنابراین آنها شروع به کار علیه «ساف» و «فتح» کردند و به سیاست ترور متوسل شدند. در کویت سفیر را ترور کردند، در پاریس سفیر را در خیلی جاها ترور کردند.

قذافی و جذابیت عرفات
آیا تفاهم بین یاسر عرفات و معمر قذافی دشوار بود؟ عبدربه پاسخ می‌دهد:« سخت و آسان.» قذافی از یاسر عرفات بسیار استقبال می‌کرد و با او دوستانه برخورد می‌کرد و یاسر عرفات جرأت داشت با او به زبانی سخن بگوید که حاوی تندی یا توبیخ باشد، تا جایی که او را «ای معمر» خطاب می‌کرد. جرأت نمی‌کرد این حرف‌ها را به صدام، حافظ اسد، سادات و یا هر کس دیگری بزند. مثلاً به او می‌گفت:« ای معمر کجا می‌روی؟ اشتباه می‌کنی.» آره. به او می‌گفت: اشتباه می‌کنی و گاهی از او انتقاد می‌کرد.
قذافی همه اینها را پذیرفت. زیرا «ابو عمار» خود را نه تنها از نظر سنی مسن‌تر، بلکه از نظر سابقه مبارزاتی بزرگ‌تر از قذافی می‌دانست. قذافی یک افسر جزء با درجه ستوان یا سروان بود... «ابو عمار» به قذافی درجه‌ای اهمیت نمی‌داد، زیرا قذافی در حمایت از «فتح» و «سازمان آزادیبخش» بسیار خساست به خرج می‌داد. او از سازمان حمایت نمی‌کرد، بلکه از گروه‌ها و جناح‌ها حمایت می‌کرد و حمایت ویژه از احمد جبرئیل که به قول مصری‌ها «با عقلش شیرینی می‌خورد». قذافی را به این توهم انداخت که او یک فرمانده نظامی عالی رتبه است.
عرفات در رابطه‌اش با قذافی تندمزاج بود. قذافی ناچار بود به او احترام بگذارد و با او با احترام رفتار کند. البته او بعداً «شورش» جناح «انتفاضه» در «فتح» علیه عرفات را تأمین مالی کرد. عرفات کاریزمایی داشت، در واقع، بسیار زیاد. کسانی بودند که طاقت نداشتند. مطمئنم. حافظ اسد طاقت نیاورد. احمد حسن البکر نیز نتوانست عرفات را تحمل کند. صدام ممکن است احساس رقابت با کسی نداشته باشد. زیرا او در درون خود متقاعد شده که از کودکی برتر از تمام بشریت است. قذافی هم حسادت می‌کرد. احساس می‌کنی که او کمی حسادت داشت، اما باید با یاسر عرفات با احترام رفتار می‌کرد.
آیا تعدادی از کودتاچیان عرب عقده جمال عبدالناصر داشتند؟ عبدربه می‌گوید: بله، اینها وجود دارند. در واقع، عبدالناصر کسی بود که دوران افسرانی را آغاز کرد که به نمادهای پوپولیستی در کشورهای خود و در سطح جهان عرب تبدیل شدند. همه آنها، حتی کسانی که انتقاد می‌کنند، حاوی بخشی از لفاظی عبدالناصر، واژگان عبدالناصر و فردگرایی عبدالناصر هستند. شاید عبدالناصر ویژگی‌های مثبت دیگری هم داشت، شاید تقلید از آنها برای کسی سخت باشد. اما عبدالناصر الگوی یک دیکتاتور نظامی عرب بود. و کپی‌ها، کپی‌های تحریف شده بودند. برای قذافی، عبدالناصر در اصل نماد پدری‌اش بود، اگر این گفته از نظر روانشناسی درست باشد. عبدالناصر او را در آغوش گرفت و تشویقش کرد و او را مهار کرد.

جمال عبدالناصر با عرفات، قذافی و ملک حسین در قاهره در سال 1970 (گتی)

غزه برای عرفات مقدس بود

عبدربه برای اولین بار در «نبرد کرامه» در سال 1968 در اردن با عرفات ملاقات کرد، نبردی که به «فتح» و عرفات مشروعیت بخشید. از او پرسیدم:« آیا امروز دلت برای یاسر عرفات تنگ شده است؟» عبد ربه پاسخ داد:« بدون شک. قطعاً. هرکسی یاسر عرفات را می‌شناخت، به درجات مختلف و تعدادشان محدود است، نقش او را از یاد نمی‌برد و به یاد می‌آورد که در این زمان چگونه رفتار می‌کرد. حتی اخیراً کسانی مدعی شدند اگر یاسر عرفات بود به مقدمه‌هایی که منجر به تجاوزات اخیر علیه غزه شد، اجازه نمی‌داد.
و اجازه نمی‌داد این تقسیم‌بندی که در جنبش فلسطین رخ داد، خروج «حماس» از بقیه احزاب و «ساف» و سپس جدایی غزه از کرانه باختری روی دهد. غزه برای یاسر عرفات مقدس بود و حتی اگر «حماس» صد کودتا می‌کرد، امکان نداشت غزه را ترک کند. او لزوماً به غزه حمله نمی‌کند، اما حاضر است در ازای پا گذاشتن دوباره به غزه، بهای آن را به «حماس» بپردازد.

از عبدربه پرسیدم، چگونه پس از حوادث خونین سال 1970 اردن را ترک کرد و گفت:« سال 1971 آن را ترک کردم؛ پس از اینکه ارتش اردن کنترل آن را به دست گرفت و در عَمّان به طور مخفی ماندیم. سپس به سمت جنگل‌های جرش و عجلون حرکت کردم، جایی که همه نیروهای مقاومت جمع شده بودند و بمباران شدند و بقیه ماجرا. سپس جلسه شورای ملی در ماه ژوئیه یا اوت تشکیل شد و از من و ابوجهاد (خلیل الوزیر) خواستند که جنگل‌های جرش و عجلون را ترک کرده و برای شرکت در شورای ملی تحت حمایت جهان عرب به قاهره برویم. و جنگل‌های جرش و عجلون وقتی که ما در قاهره بودیم پاکسازی شدند.



حزب‌الله «نشانه‌های گشایش در روابط ایران و آمریکا» را تبلیغ می‌کند

نیروهای ارتش لبنان هنگام برداشت زیتون، از کشاورزان در برابر حملات احتمالی اسرائیل در شهرک زبقین در جنوب لبنان محافظت می‌کنند (رویترز)
نیروهای ارتش لبنان هنگام برداشت زیتون، از کشاورزان در برابر حملات احتمالی اسرائیل در شهرک زبقین در جنوب لبنان محافظت می‌کنند (رویترز)
TT

حزب‌الله «نشانه‌های گشایش در روابط ایران و آمریکا» را تبلیغ می‌کند

نیروهای ارتش لبنان هنگام برداشت زیتون، از کشاورزان در برابر حملات احتمالی اسرائیل در شهرک زبقین در جنوب لبنان محافظت می‌کنند (رویترز)
نیروهای ارتش لبنان هنگام برداشت زیتون، از کشاورزان در برابر حملات احتمالی اسرائیل در شهرک زبقین در جنوب لبنان محافظت می‌کنند (رویترز)

جریان‌های سیاسی لبنان اتفاق‌نظر دارند که مذاکرات میان لبنان و اسرائیل در حال حاضر وارد دوره‌ای از «وقفه» شده است. مدت این وقفه به این بستگی دارد که چه کسی مأمور تشکیل دولت اسرائیل شود؛ آیا بنیامین نتانیاهو بار دیگر این مأموریت را بر عهده می‌گیرد یا رقیبش، گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد ارتش اسرائیل، جای او را خواهد گرفت. هرچند هر دو در نحوه برخورد با پرونده لبنان، چه در بُعد امنیتی و چه در بُعد سیاسی، دیدگاه مشترکی دارند، اختلاف آن‌ها بر سر این است که چه کسی رهبری دولت را بر عهده بگیرد. این موضوع به نتایج انتخابات کنست بستگی دارد.
لبنان اکنون در مرحله‌ای قرار دارد که انتظار و نگرانی بر آن غلبه کرده است. یک منبع وزارتی به روزنامه «الشرق الأوسط» گفت نگرانی وجود دارد که دوره «وقفه» تحمیل‌شده به لبنان طولانی شود؛ به‌ویژه اگر تشکیل دولت اسرائیل ناکام بماند و انتخابات بار دیگر برگزار شود، مگر آنکه واشنگتن برای فراهم کردن زمینه توافق میان نتانیاهو و رقیبش آیزنکوت مداخله کند. این نگرانی در حالی مطرح است که نشست نظامی لبنان و اسرائیل که با نظارت وزارت خارجه آمریکا در ایالت فلوریدا برگزار شد، هیچ پیشرفتی به همراه نداشت.
در مقابل، منبعی در «ائتلاف دوجانبه شیعی» که به حزب‌الله نزدیک است، تبلیغ نشانه‌های گشایش در روابط ایران و آمریکا را آغاز کرده است. این در حالی است که قضاوت نهایی درباره این موضوع به نتایج میانجی‌گری‌هایی بستگی دارد که برای فراهم کردن زمینه ازسرگیری مذاکرات تهران و واشنگتن تلاش می‌کنند. همین مسئله باعث شد یک منبع وزارتی درباره صحت این ادعاها ابراز تردید کند.

هواداران حزب‌الله در دومین سالگرد ترور حسن نصرالله شعار می‌دهند (DPA)

این منبع وزارتی فاش کرد که واشنگتن برای خارج کردن «توافق چارچوب» از وضعیت بلاتکلیفی، فشاری بر اسرائیل وارد نکرده است. بهانه آمریکا این است که تا زمانی که نتانیاهو تسهیلات لازم را برای فعال‌سازی این توافق فراهم نکرده، قصد مداخله ندارد. نتانیاهو در آستانه انتخابات کنست قرار دارد و آمریکا ترجیح داده است تعیین تکلیف مسائل بعدی را به نتایج انتخابات واگذار کند تا آیزنکوت، رقیب او، از این موضوع بهره‌برداری نکند.
این منبع افزود آنچه برای واشنگتن اهمیت دارد، اطمینان از تداوم مذاکرات از طریق نظارت بر نشست نظامی است. با این حال، ازسرگیری مذاکرات در سطح سیاسی تا مشخص شدن نتایج انتخابات اسرائیل و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا به تعویق افتاده است.
او گفت واشنگتن ترجیح داده است برای وادار کردن نتانیاهو به توقف حملات و نقض توافق‌ها از سوی ارتش اسرائیل، مداخله و فشاری وارد نکند. ژوزف عون، رئیس‌جمهوری لبنان، نیز با اشاره به بی‌نتیجه ماندن تماس‌ها در این زمینه، به همین موضوع اشاره کرده بود.

بهانه‌ای برای تقویت موضع حزب‌الله در برابر دولت

این منبع تأکید کرد که بی‌اعتنایی واشنگتن به درخواست عون برای اعمال فشار بر نتانیاهو به‌منظور توقف حملات اسرائیل، می‌تواند زمینه را برای تقویت موضع «ائتلاف دوجانبه شیعی»، به‌ویژه حزب‌الله، در برابر دولت فراهم کند. نمایندگان حزب‌الله می‌توانند با طرح این پرسش که لبنان تاکنون از ورود به مذاکرات مستقیم با اسرائیل چه دستاوردی داشته است، دولت را زیر فشار بگذارند.
او گفت انتظار داشت دولت آمریکا در جریان دورهای پیشین مذاکرات سیاسی میان دو کشور که با میانجی‌گری واشنگتن برگزار شد، مداخله کند تا از یک سو موضع لبنان در حمایت از مذاکره تقویت شود و از سوی دیگر، بهانه‌های حزب‌الله برای توجیه پافشاری بر «تفاهم‌نامه» آمریکا و ایران از میان برود. این تفاهم‌نامه هنوز به مرحله اجرا نرسیده و سرنوشت آن همچنان به تلاش میانجی‌ها برای متقاعد کردن دو طرف امضاکننده به ازسرگیری مذاکرات وابسته است.

نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان، دو هفته پیش در بیروت از سعید خطیب‌زاده، معاون وزیر خارجه ایران، استقبال کرد (AP)

این منبع معتقد است نشست نظامی در نهایت به تهیه فهرستی از موارد اختلاف انجامید که قرار است بعداً به نشست سیاسی ارجاع شود. هنوز زمان برگزاری این نشست مشخص نشده و تعیین آن به واشنگتن واگذار شده است تا پس از تشکیل دولت اسرائیل درباره آن تصمیم بگیرد. در آن زمان، آمریکا می‌تواند برای فعال‌سازی توافق و قرار دادن آن در مسیر اجرا، بر تل‌آویو فشار وارد کند.
او گفت هیئت نظامی لبنان با تشکیل کمیته هماهنگی دوجانبه مخالفت کرده است؛ کمیته‌ای که قرار است پس از خروج نیروهای موقت سازمان ملل در لبنان، موسوم به یونیفل، از جنوب این کشور در پایان سال جاری میلادی، جایگزین آن‌ها شود. لبنان در مقابل خواهان استقرار یک نیروی چندملیتی اروپایی با حمایت سازمان ملل است.
به همین دلیل، لبنان بر پایبندی به «توافق چارچوب» به‌عنوان تنها گزینه موجود تأکید دارد و از اصل انحصار سلاح در دست دولت عقب‌نشینی نخواهد کرد. حزب‌الله راه‌حل نظامی را آزموده است، در حالی که دولت لبنان همچنان به دنبال اعمال فشار بر اسرائیل است. این وضعیت آمریکا را در برابر تعهد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، به عون قرار می‌دهد؛ تعهدی که ترامپ هنگام دیدار با او در کاخ سفید برای ارائه هرگونه حمایت به‌منظور تسهیل اجرای «توافق چارچوب» داده بود.

نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله (رویترز)

نشانه مثبت ایران برای حزب‌الله

در مقابل، منبع نزدیک به «ائتلاف دوجانبه شیعی» که مسئولیت تبلیغ نشانه‌های گشایش در روابط آمریکا و ایران را بر عهده گرفته است، امیدوار است میانجی‌گری‌ها به ازسرگیری ارتباط میان دو کشور و احیای جایگاه «تفاهم‌نامه» امضاشده میان آن‌ها منجر شود. او در گفت‌وگو با روزنامه «الشرق الأوسط» این موضوع را مطرح کرد.
این منبع فاش کرد که پیش‌بینی او درباره وقوع چنین تحولی بی‌دلیل نیست، بلکه بر ارتباط حزب با رهبران ایران استوار است؛ هرچند قضاوت نهایی همچنان به نتیجه تلاش‌های میانجی‌گری بستگی دارد. او تأکید کرد که «ائتلاف دوجانبه» هیچ منفعتی در پیش‌دستی و اعلام نتیجه پیش از مشخص شدن آن ندارد.
او همچنین به گزارش‌هایی اشاره کرد که بر اساس آن‌ها ترامپ از جی‌دی ونس، معاون خود، خواسته است پیامی به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، پیامی با هدف تأمین نیازهای مردم ایران منتقل کند.
این منبع افزود حزب‌الله از شامگاه دوشنبه گذشته تبلیغ نشانه‌های گشایش را آغاز کرده است؛ پس از آنکه از مقام‌هایی در رهبری ایران در این زمینه نشانه‌ای مثبت دریافت کرد. گفته می‌شود رهبران ایران نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان، را نیز در جریان اطلاعات خود قرار داده‌اند؛ زیرا ارتباط مستمری با او دارند و می‌خواهند وی را از رفت‌وآمد فرستادگان و میانجی‌هایی که برای نزدیک کردن دیدگاه‌های تهران و واشنگتن به ایران سفر می‌کنند، مطلع نگه دارند.
بری در دیدار با مراجعه‌کنندگانش تنها به این جمله بسنده کرده است که «نتیجه نهایی را باید در پایان کار دید تا بتوانیم بر اساس آن تصمیم بگیریم».

زمان‌بندی بیانیه قاسم

این منبع به بیانیه‌ای که نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله، صادر کرد نیز پرداخت و احتمال داد که او زمان انتشار بیانیه را بر اساس اطلاعاتی انتخاب کرده باشد که از رهبری ایران و به‌طور مشخص سپاه پاسداران دریافت کرده است؛ نهادی که حرف آخر را در این زمینه می‌زند.
او اشاره کرد که این بیانیه نکته تازه‌ای نداشت و مواضع پیشین حزب‌الله درباره پافشاری بر حفظ سلاح را تکرار کرد. قاسم تأکید کرده بود که «تا زمانی که اشغالگری وجود دارد و تجاوز آن ادامه دارد، جایی برای بحث درباره خلع سلاح نیست». او همچنین «توافق چارچوب» را فاقد مشروعیت دانست و آن را توافقی توصیف کرد که گویی اساساً وجود ندارد.
قاسم افزود: «ما به توافق ایران و آمریکا اهمیت می‌دهیم؛ توافقی که با آغاز تفاهم‌نامه، کارآمدی خود را در کاهش سطح تجاوز به لبنان نشان داد.»


پدافند هوایی سعودی موشک بالستیک شلیک‌شده به سوی طائف را رهگیری کرد

پدافند هوایی سعودی موشک بالستیک شلیک‌شده به سوی طائف را رهگیری کرد
TT

پدافند هوایی سعودی موشک بالستیک شلیک‌شده به سوی طائف را رهگیری کرد

پدافند هوایی سعودی موشک بالستیک شلیک‌شده به سوی طائف را رهگیری کرد

پدافند هوایی پادشاهی عربی سعودی موشکی بالستیک را که به سوی طائف شلیک شده بود، رهگیری کرد. هم‌زمان، سامانه ملی هشدار زودهنگام در جده، طائف و ینبع هشدارهایی صادر کرد و سپس از رفع خطر خبر داد.

سرلشکر ترکی المالکی، سخنگوی نیروهای ائتلاف، صبح چهارشنبه اعلام کرد که پدافند هوایی موشک بالستیکی را که شبه‌نظامیان تروریست حوثی به سوی طائف شلیک کرده بودند، رهگیری و منهدم کرده است.

پیش‌تر، سازمان دفاع مدنی پادشاهی عربی سعودی از طریق سامانه ملی هشدار زودهنگام در شرایط اضطراری، در استان‌های جده و ینبع هشدار خطر صادر کرده بود. این سازمان از ساکنان خواسته بود دستورالعمل‌های رسمی منتشرشده از طریق مسیرهای رسمی اطلاع‌رسانی را دنبال کنند.

سازمان دفاع مدنی بعدتر از رفع خطر در جده و ینبع خبر داد و بر لزوم ادامه رعایت دستورالعمل‌های خود تأکید کرد. این سازمان همچنین از مردم خواست از تجمع و تصویربرداری در محل حوادث خودداری کنند و در شرایط اضطراری با شماره ۹۱۱ تماس بگیرند.

دستورالعمل‌های ایمنی هنگام دریافت پیام‌های هشدار زودهنگام شامل حفظ آرامش، پیروی از دستورالعمل‌های رسمی و رفتن فوری به نزدیک‌ترین محل امن در داخل ساختمان یا فضایی داخلی و دور از پنجره‌هاست. افراد باید تا رفع خطر در آن محل بمانند. بر اساس این دستورالعمل‌ها، نباید پیش از اعلام رفع خطر، خانه یا ساختمان را ترک کنند. همچنین باید از مناطق روباز، پنجره‌ها، شیشه‌ها و پشت‌بام‌ها فاصله بگیرند و از تجمع و تصویربرداری در مناطق خطر خودداری کنند.

در این دستورالعمل‌ها از رانندگانی که هنگام رانندگی پیام‌های هشدار دریافت می‌کنند، خواسته شده است در مکانی امن در کنار جاده و دور از پل‌ها و مناطق مرتفع توقف کنند. همچنین باید هرگونه خطر را از طریق راه‌های رسمی تماس با خدمات اضطراری گزارش دهند.


پیشروی نیروهای یمن در باب‌المندب و تعز

نیروهای دولتی یمن در حال مقابله با پیشروی حوثی‌ها در اطراف شهر محاصره‌شده تعز (فرانس پرس)
نیروهای دولتی یمن در حال مقابله با پیشروی حوثی‌ها در اطراف شهر محاصره‌شده تعز (فرانس پرس)
TT

پیشروی نیروهای یمن در باب‌المندب و تعز

نیروهای دولتی یمن در حال مقابله با پیشروی حوثی‌ها در اطراف شهر محاصره‌شده تعز (فرانس پرس)
نیروهای دولتی یمن در حال مقابله با پیشروی حوثی‌ها در اطراف شهر محاصره‌شده تعز (فرانس پرس)

دامنه درگیری‌های نظامی در یمن روز سه‌شنبه گسترش یافت. نبردها در جبهه باب‌المندب از سر گرفته شد تا کانون‌های باقی‌مانده حوثی‌ها تحت فشار قرار گیرند. هم‌زمان، درگیری‌ها در محورهای شهر تعز ادامه داشت و حملات هوایی گسترده، مواضع حوثی‌ها، نیروهای تقویتی و خطوط تدارکاتی آن‌ها را هدف قرار می‌داد. نیروهای دولتی یمن نیز اعلام کردند که در مواضع راهبردی پیشروی کرده‌اند.

در جبهه باب‌المندب، درگیری‌های شدیدی میان نیروهای دولتی، با مشارکت «تیپ‌های العمالقه»، «نیروهای درع‌الوطن» و «تیپ‌های تهامه» از یک سو و حوثی‌ها از سوی دیگر درگرفت. هدف این نبردها، تسلط بر تپه‌ها و مواضع مشرف به این تنگه راهبردی بود. هم‌زمان، حملات هوایی مواضع این گروه را در اطراف شهر مخا و در امتداد ساحل غربی یمن هدف قرار داد.

منابع نظامی دولتی اعلام کردند که نیروها پس از حمله به مواضع حوثی‌ها، کنترل تپه‌های راهبردی در باب‌المندب را به دست گرفته‌اند. به گفته این منابع، این حمله به کشته و زخمی شدن شماری از حوثی‌ها و فرار تعدادی دیگر با قایق‌های دریایی انجامید. همچنین، اطلاعات اولیه حاکی از آن بود که قایق‌ها و محموله‌های تدارکاتی دریایی هدف قرار گرفته‌اند؛ قایق‌ها و محموله‌هایی که گمان می‌رود این گروه از آن‌ها برای انتقال نیروهای تقویتی و تجهیزات به مواضع خود در اطراف تنگه استفاده می‌کند.

این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که دولت یمن برای تکمیل کنترل خود بر مواضع پیرامون باب‌المندب تلاش می‌کند. در همین حال، منابع نظامی در «نیروهای درع‌الوطن» گزارش‌ها درباره تسلط حوثی‌ها بر کوه‌های کهبوب را تکذیب کردند و تأکید کردند که نیروهایشان همچنان در فرودگاه ذوباب و رشته‌کوه‌های اطراف آن مستقر هستند.

پیشروی میدانی در تعز

در استان تعز، درگیری‌ها در جبهه‌های شهر و مناطق روستایی آن ادامه یافت. حملات هوایی نیز مواضع، تجمع‌ها و نیروهای تقویتی حوثی‌ها را هدف قرار داد. هم‌زمان، نیروهای دولتی و مقاومت مردمی تلاش می‌کردند مواضع رزمی خود را بهبود دهند و مانع پیشروی میدانی این گروه شوند.

منابع نظامی دولتی از تسلط نیروها بر تپه المیدان، واقع در انتهای رشته‌کوه جبل‌الأسود، پس از درگیری‌های شدید و پشتیبانی هوایی خبر دادند. همچنین، منابع میدانی اعلام کردند که نیروهای دولتی و رزمندگان محلی بر مناطق حدائق‌الصالح و الهنجر، در محدوده محور الضباب، تسلط آتش پیدا کرده‌اند.

سرهنگ دوم ستاد ماجد النزیلی، سخنگوی رسمی نیروهای مسلح یمن، گفت نیروهای دولتی و مقاومت در اطراف ایست بازرسی الهنجر و جبل‌الأسود پیشروی کرده‌اند و به مواضع مشرف بر محور الضباب رسیده‌اند. به گفته او، عملیات پاک‌سازی، تثبیت و تأمین مواضعی که نیروها به آن‌ها پیشروی کرده‌اند، آغاز شده است.

در مقابل، نیروهای مهاجم در اطراف اردوگاه فرودگاه قدیم و منطقه مدرات با مقاومت شدیدی روبه‌رو شدند. به گفته البحر، حجم بالای آتش و استفاده از سلاح‌های سنگین مانع از پیشروی مورد انتظار شد. او همچنین از کشته، زخمی و اسیر شدن شماری از حوثی‌ها و انهدام و به آتش کشیده شدن خودروهای نظامی خبر داد.

در دو جبهه الشقب و الاقروض نیز درگیری‌های شدیدی همراه با گلوله‌باران با سلاح‌های مختلف رخ داد. منابع دولتی گفتند نیروها حمله حوثی‌ها در جبهه الاقروض را دفع کرده‌اند. دفتر امور محاصره در تعز نیز از کشته شدن پنج غیرنظامی و زخمی شدن پنج نفر دیگر، از جمله کودکان، بر اثر تیراندازی تک‌تیراندازان حوثی در روستاهای حمه و الدمنه و روستاهای اطراف خبر داد.

گلوله‌باران به محله‌های مسکونی اطراف شهر نیز گسترش یافت؛ به‌ویژه در جبهه‌های شمالی و شمال‌غربی که درگیری‌های پراکنده در آن‌ها ادامه داشت. منابع محلی همچنین از حملات هوایی به اطراف فرودگاه تعز و مواضعی در مناطق مختلف استان، از جمله التبه‌الحمراء، تپه‌های الصالح، الخزان و الهیاج، خبر دادند. مواضع و نیروهای تقویتی در القریشه، در جنوب شهر التربه، نیز هدف قرار گرفتند.

۱۲۷۶ عملیات در یک روز

در بیانیه‌ای که از گسترش دامنه عملیات حکایت داشت، سرهنگ دوم ستاد ماجد النزیلی، سخنگوی رسمی نیروهای مسلح یمن، اعلام کرد که طی ۲۴ ساعت گذشته، در چارچوب عملیات «فجر الیمن»، ۱۲۷۶ عملیات هدف‌گیری انجام شده است. این عملیات توانمندی‌های نظامی حوثی‌ها را در جبهه‌ها و محورهای مختلف هدف قرار داده‌اند.

النزیلی توضیح داد که این عملیات مراکز فرماندهی و کنترل، مواضع دفاعی و محل استقرار آتش، نیروهای تقویتی، وسایل حمل‌ونقل و تدارکات و انبارهای سلاح و مهمات را هدف قرار داده‌اند. همچنین، اهدافی در عمق مناطق تحت کنترل حوثی‌ها مورد حمله قرار گرفته‌اند که به گفته او، هدف از آن‌ها محدود کردن توانایی این گروه در اداره عملیات و تجمیع دوباره نیروهایش بوده است.

او افزود که بر اساس آمار نظامی اعلام‌شده، این عملیات به خنثی شدن حدود ۳۸۲ نفر از فرماندهان و نیروهای این گروه و انهدام یا از کار انداختن ۱۴۰ دستگاه خودرو و سلاح سنگین انجامیده است. انبارهای سلاح و مهمات نیز منهدم شده‌اند.

النزیلی به ادامه عملیات هم‌زمان در جبهه‌های جوف، مأرب، بیضاء و جبهه‌های جنوبی و جنوب‌غربی اشاره کرد. هدف این عملیات، هدف قرار دادن تحرکات و مواضع دفاعی حوثی‌ها و خطوط تدارکاتی آن‌ها و محدود کردن توانایی این گروه برای انتقال نیروهای ذخیره و متمرکز کردن نیروهایش در یک محور است.

به گفته منابع نظامی، این عملیات هم‌زمان با حملات هوایی گسترده در مناطق الوازعیه، المضاربه، کهبوب و رأس‌العاره انجام شد. در همین حال، منابعی در «نیروهای درع‌الوطن» گزارش‌ها درباره بازپس‌گیری مواضعی در کهبوب به دست حوثی‌ها را تکذیب کردند و تأکید کردند که دولت همچنان کنترل فرودگاه ذوباب و مواضع کوهستانی اطراف آن را در دست دارد.

رنج غیرنظامیان

در حالی که درگیری‌ها ادامه دارد، هشدارهای دولتی و حقوقی درباره پیامدهای گلوله‌باران و محاصره برای غیرنظامیان در تعز افزایش یافته است. وزارت حقوق بشر یمن هدف قرار دادن محله‌های پرجمعیت با گلوله‌های خمپاره، موشک‌های کاتیوشا و موشک‌های بالستیک را محکوم کرد. این وزارتخانه به اصابت یک گلوله به خانه خانواده مروه النظاری، فعال مدنی، اشاره کرد و گفت این حادثه زنان و کودکان را به‌شدت وحشت‌زده کرده است.

این وزارتخانه از جامعه بین‌المللی خواست برای توقف حملات و رفع محاصره اقدام کند و مسئولان هدف قرار دادن غیرنظامیان و اماکن غیرنظامی را پاسخ‌گو سازد.

در همین زمینه، «بنیاد توانمندسازی زنان یمنی» در گزارشی با عنوان «رنج مادران» اعلام کرد که ۱۰۷ زن و کودک، شامل ۲۳ زن و ۸۴ کودک، در پی نقض حقوقی که به گفته این بنیاد حوثی‌ها در استان تعز مرتکب شده‌اند، در فاصله اول اوت تا ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ کشته شده‌اند.

در این گزارش، ۱۳۲۱ مورد یورش به خانه‌ها و آواره شدن ۴۸۶۰ نفر، شامل ۱۶۵۰ زن و ۳۲۱۰ کودک، ثبت شده است. همچنین، شمار آوارگان ۲۲۱۶۳۰ نفر اعلام شده که بیشتر آن‌ها را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند. بر اساس این گزارش، ۳۲ کودک نیز به‌اجبار به خدمت گرفته شده‌اند. افزون بر این، ۱۰۵۶ مورد جرم و نقض حقوق مرتبط با خدمات بهداشتی و درمانی و ۲۴۶۱۱۰ کودک خارج از مراکز آموزشی ثبت شده است.

هم‌زمان، شایع الزندانی، نخست‌وزیر یمن، با پاتریک سیمونه، رئیس هیئت نمایندگی اتحادیه اروپا در یمن، درباره تشدید درگیری‌های نظامی و پیامدهای انسانی آن گفت‌وگو کرد. ادامه محاصره تعز و هدف قرار گرفتن تأسیسات غیرنظامی نیز از موضوعات این گفت‌وگو بود.

الزندانی از جامعه بین‌المللی خواست حوثی‌ها را برای پایان دادن به محاصره تعز تحت فشار بگذارد و راه‌ها را برای رفت‌وآمد شهروندان و انتقال کمک‌های بشردوستانه باز کند. او همچنین به اختصاص ۲۲٫۵ میلیون یورو کمک بشردوستانه اضافی برای یمن از سوی کمیسیون اروپا اشاره کرد.