عبد ربه: عرفات با قذافی درگیر بود و ارتش سوریه نفرتش را به ارث برد

«الشرق الاوسط» دفترچه‌های سفر فلسطین را با مذاکرات سخت و روابط دشوارشان بازگشایی می‌کند (قسمت آخر)

TT

عبد ربه: عرفات با قذافی درگیر بود و ارتش سوریه نفرتش را به ارث برد

شارون، وزیر دفاعش، بنیامین بن الیعزر و رئیس سابق ستاد ارتش شائول موفاز، در حال بررسى تسلیحات  کشتی "کارن آ" (AFP)
شارون، وزیر دفاعش، بنیامین بن الیعزر و رئیس سابق ستاد ارتش شائول موفاز، در حال بررسى تسلیحات کشتی "کارن آ" (AFP)

آنچه در غزه اتفاق می‌افتد با ادامه بی عدالتی اسرائیل، به ویژه اصرار دولت‌های متوالی آن برای فرار از حقوق مترتب بر صلح ارتباط دارد. این بی عدالتی پس از تصمیم رئیس جمهوری فقید فلسطین یاسر عرفات به امضای توافقنامه «اسلو» در 13 سپتامبر 1993 تشدید شد.عرفات بر توافق «اسلو» به عنوان اولین گام برای ایجاد یک کشور فلسطینی در سرزمین آن حساب بازکرده بود، اما بنیامین نتانیاهو سیاست خود را بر اساس کشتن این توافق و اثرات آن قرار داد. قرارداد «اسلو» ربطی به آنچه پیش از آن رخ داد، به ویژه جنگ در پایتخت‌ها و روابط تیره‌ای که بین «ساف» و برخی کشورهای برجسته عربی وجود داشت، ندارد.هدف از گفتگو با یاسر عبدربه، دبیر سابق کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین، پیوند زمان حال با گذشته برای روشن کردن رویدادهایی بود که متولدین پس از «اسلو» قادر به تجربه آن نبودند.

چه کسی کمال جنبلاط را کشت؟

سفر دشوار دیگری به دمشق که در آن عبدربه پس از ترور رهبر لبنانى، کمال جنبلاط که مخالف مداخله نظامی سوریه در لبنان بود، شرکت کرد. در اینجا او آن توقف را به یاد می‌آورد:« پس از تشکیل شورای ملی فلسطین از قاهره برگشتیم. لازم بود به سوریه سفر و با حافظ اسد دیدار کنیم و نتیجه را به اطلاع او برسانیم، زیرا این پروتکلی بود که رهبری مصر و سوریه به آن عادت کرده بودند. ترور کمال جنبلاط همزمان با جلسه شورای ملی یعنی چند روز قبل از سفر ما به دمشق اتفاق افتاد. ما آن دوره را به پاس قدردانی از ایشان «دوره شهید کمال جنبلاط» نامیدیم. وقتی به دیدار رئیس جمهوری حافظ اسد رفتیم، یاسر عرفات به او گفت که ما جلسه را «جلسه شهید کمال جنبلاط» نامیدیم. اسد سریع از عرفات پرسید:« ابوعمار» به نظرت چه کسی جنبلاط را کشت؟

عرفات در گفت‌وگو با حافظ اسد در جشن‌های بزرگداشت انقلاب لیبی در طرابلس در سال 1989 (AFP)

من و سایر اعضای کمیته اجرایی - رهبری ساف - در کنار رئیس جمهوری عرفات نشسته بودیم. من یکی از افرادی بودم که مضطرب منتظر پاسخ عرفات ماندم. عرفات به روش خودش، وقتی نمی‌تواند جواب بدهد و با موقعیتی بسیار پردرسر مواجه می‌شود، پاهایش به تکان خوردن می‌افتند و حرف‌ها را تکرار می‌کند. پس از مدتی به او گفت: جناب رئیس، چه کسی غیر از آنها؟ چه کسی؟ چه کسی؟ ترسیدم بگوید: جناب رئیس جمهوری خودت، اسد به او گفت: منظورت از آنها کیست «ابو عمار»؟ پاسخ داد: البته اسرائیل.کمی آرام شدم، اما اسد ادامه داد: «ابو عمار، چرا فکر می‌کنی اسرائیل است نه کس دیگری؟» به او گفت: «منطقه‌ای را که کمال جنبلاط در آنجا بود می‌شناسم. از سراشیبی می‌روید. در انتهای سرازیری مسیر انحرافی وجود دارد و سپس شروع به بالا رفتن می‌کنید. در مسیر انحرافی برای او کمین کردند، چه کسی جز اسرائیل می‌تواند این کار را انجام دهد؟

عرفات خواهان گسترش جنگ در لبنان نبود

یاسر عرفات متهم به تحریک کمال جنبلاط برای کشاندن جنگ به جبل شد، آیا این اتهام صحت دارد؟ عبدربه پاسخ می‌دهد:« حقیقتاً به هیچ وجه». من معتقدم کمال جنبلاط می‌خواست که مقاومت فلسطین با همه نیروهایش جبهه را در جبل گسترش دهد، در واقع او کسی است که حتی ممکن است بر بسیج نیروهای حزب سوسیالیست (که آن را رهبری می‌کند) در منطقه جبل و منطقه مشرف به الکحاله، نظارت داشت و خواستار مشارکت «فتح »در این روند شد.
«فتح» شرکت نکرد و اگر هم شرکت داشت به صورت نمادین بود. کسی که با تمام قدرت شرکت کرد، تصور می‌کنم «جبهه دموکراتیک» بود و حدود بیست نفر از نیروهایش را از دست داد که ارتش لبنان با آنها مقابله کرد، نه فقط «کتائب» یا «القوات اللبنانیه» یا دیگران. یاسر عرفات از بالا رفتن از کوه غافلگیر شد. من مطمئنم آن طور که دیگران انتظار داشتند، این برنامه او نبود که از کوه بالا برود یا از سمت ضور الشعیر به بکفیا بپیوندد و سرازیر شود.
کسانی که به این سمت کشیده شدند، افسران گروه موسوم به «گروه ابوموسی و ابوخالد العمله» بودند. یاسر عرفات مخالفت کافی برای جلوگیری از دخالت آنها در این روند نشان نداد. اما این تصمیم در ابتدا توسط عرفات گرفته نشد. کمال جنبلاط مشتاق عملیات، بالا رفتن از کوه، شکستن کمر نیروهای کتائب و محاصره منطقه بود. صعود به کوه و منطقه عالیه برای کسی ممکن نبود مگر با تایید سوسیالیست‌ها.
یاسر عرفات نیز از حمله به شهر دامور لبنان حمایت نکرد. او تلاش برای بازگرداندن تماس یا به قول لبنانی‌ها طرف مقابل یعنی«کتائب»، کمیل شمعون و دیگران قطع نکرد. عرفات مایل بود با این ارتباطات «موی معاویه» را حفظ کند و نزدیکان خود مانند ابوحسن سلامه و ابوالزعیم را به ادامه این ارتباطات تشویق می‌کرد.

یاسر عرفات در زمان وقوع حمله به دامور و پس از ماجرای تل‌الزعتر، کسی بود که گروه‌ها و نیروهای خود را تحت فشار قرار داد تا موضوع به کشتار تبدیل نشود.
و بیش از آن، او بود که با شمعون ارتباط برقرار کرد تا به السعدیات بروند و از آنجا از طریق دریا منتقل شوند... در آنجا چند دیوانه بودند که شاید می‌خواستند مرتکب در حد قتل عام در کلیسای دامور شوند؛ چون افرادی بودند که به کلیسا پناه برده بودند، بنابر این کسانی را برای محافظت از کلیسا فرستاد. من مطمئن هستم که یاسر عرفات درگیر غلتیدن در یک جنگ کثیف از این نوع نبوده است.»

با محمود درویش و عرفات در شمال لبنان
یاسر عرفات که در سال 1982 بیروت را ترک کرد، در سال 1983 به طرابلس در شمال لبنان بازگشت تا با «عصیان» در «فتح» مقابله کند و عملا وارد درگیری با سوریه شود. چرا برگشت؟ ماجرای دیدار یاسر عبدربه و محمود درویش با یاسر عرفات در شمال چیست؟ عبدربه به یاد می‌آورد:« فرضیه سوری بعدها وجود داشت مبنی بر اینکه یاسر عرفات زیرک کسی بود که به طرابلس آمد تا سوری‌ها را به جنگ علیه خود بکشاند تا به ابوموسی، ابوخالد العمله و ابوصالح انگ بزند که حرکت آنها یک جنبش اصلاحی نبود، بلکه یک جنبش سازماندهی شده توسط سوریه است و او تا حد زیادی در این روند موفق بود. آیا واقعاً یاسر عرفات چنین نقشه‌ای در سر داشت؟ من این را از یاسر عرفات بعید نمی‌دانم، زیرا او می‌خواست که بازیگران واقعی روی صحنه بیایند بدون اینکه کسی بیاید و خود را با پوشش فلسطین استتار کند که به نام اصلاحات در «فتح» این اقدام را انجام دادند. البته در دوران محاصره او، من و محمود درویش رفتیم.
شاید محمود درویش بود که من را تحریک کرد نه اینکه من او را تحریک کردم. محمود درویش رابطه‌ای مبهم با یاسر عرفات داشت. او عرفات را دوست داشت و از او مطمئن بود، اما در عین حال مشکوک بود که گاهی دست به ماجراجویی‌های حساب نشده می‌زند و تصمیمات برگشت ناپذیری می‌گیرد. عرفاتی را ترجیح می‌داد که گاهی مردد است و کاری می‌کند و برعکس آن را تا بدون درگیری شدید در میان بماند. او بود که مرا تحریک کرد تا بروم و با «ابوعمار» دیدار کنم. با ماشین و فقط با راننده از راه حمص (سوریه) رفتیم. رفتیم و وارد طرابلس شدیم. قبل از طرابلس، به البداوی و آن مناطقی که یاسر عرفات در منطقه شمالی بود. در بازگشت از طریق بعلبک وارد شدیم. در آن زمان ورود به لبنان آسان بود.
وارد شدیم و او را در حال نظارت بر عملیات حفاری در کوه دیدیم و کوه تماماً گچی (سنگ آهکی) بود، تمام کوه سفید بود، حتی لباس‌هایش. خلاصه گفتم:« ابو عمار چطوری؟» گفت:« همانطور که می‌بینید در حال آماده شدن هستیم». پرسیدیم:« چرا سنگر و حفاری؟» ما جواب نهایی را از عرفات نگرفتیم. گفت:« اینها ترتیبات نظامی است که شما به آن کاری ندارید و از امور نظامی سر در نمی‌آورید.» با او نشستیم و خیال ما از او راحت شد. روحیه‌اش خوب بود. بعد از ظهر بود و گفت:« با من ناهار می‌خورید». محمود درویش در مورد غذا محتاط بود. ناهار یاسر عرفات دو قوطی ساردین و دو عدد گوجه فرنگی بود. نگاهی به چهره محمود درویش انداختم و او راحت نبود.
درویش خیلی کم مشارکت کرد. کمی نان خورد. پس از آن از او اجازه خروج خواستیم تا پیش از غروب آفتاب به شام (دمشق) برگردیم و از طریق بقاع برگشتیم».
آیا «جنگ اردوگاه‌ها» در لبنان بخشی از پاسخ به رفتار یاسر عرفات بود؟ عبدربه می‌گوید:« معلوم بود که جنبش (امل) توسط یک محرک سوری و با ترتیبات سوری آن را به راه انداخت. نتیجه گسترش نقش «فتح» در جنوب و تا حدودی در مناطق کوهستانی با همدستی ضمنی ولید جنبلاط بود که کمک‌های زیادی را عبور می‌داد و دست‌کم به یک اردوگاه «فتح» پناه داده بود برمی‌گشت، همانطور که من به یاد دارم، و حرکت آنها در تمام جهات در سراسر منطقه.
سوری‌ها این را می‌دانستند که «فتح» در جنوب در حال گسترش است، بنابراین به «امل» دستور دادند که این کار را انجام دهد و «امل» درگیر جنگی بی‌معنا و بیهوده شد. محاصره اردوگاه‌هایی مانند «شتیلا» یا سایر اردوگاه‌ها و بعداً پاسخ به آن با عملیات مغدوشه که آن هم به همان اندازه هولناک بود.

سنگدلی نسبت به عرفات در سوریه «ارثی است»

آیا این درست است که ژنرال حکمت الشهابی، رئیس ستاد ارتش سوریه در مورد یاسر عرفات بسیار تند بود؟ عبدربه پاسخ می‌دهد:‌« به نظر می‌رسید این وضعیت در میان رهبری ارتش سوریه به ارث رسیده است. مصطفی طلاس از یاسر عرفات خوشش نمی‌آمد و گاهی در برخی از سخنرانی‌هایش به شدت فحاشی می‌کرد و با توهین‌های مبتذل به او توهین می‌کرد و حکمت الشهابی اصلاً تحمل نام عرفات را نداشت. او این کار را جلوی ما آشکارا می‌کرد.»
عبدربه درباره صبری البناء «ابو نضال» و شخصیت او می‌گوید: در دوره عراق که در بغداد بود با او آشنا شدم و بعد از آن دیگر او را ندیدم. او فردی بسیار خودشیفته، خود بزرگ بین و به شدت شکاک بود.

دائم به دور و بر نگاه می‌انداخت و سریع متهم می‌کرد. اگر نام کسی را جلوی او به زبان بیاوری، بلافاصله به تو می‌گوید: این جاسوس است. شاید او تحت تأثیر سنت‌های سیاسی عراق بوده، زیرا متهم شدن به جاسوسی در عراق مانند آب خوردن است. او باعث نمی‌شد احساس راحتی کنی، حتی اگر در مواقع دیگر، گویی در یک وضعیت اسکیزوفرنی واقعی قرار داشت، گاهی او را فردی آرام و خوشایند می‌بینی و در مدت کوتاهی به عکس آن تبدیل می‌شود.
ابونضال دستان خود را در خون فلسطینیان بسیاری شست. این زمانی بود که سوریه و فلسطین پس از جنگ اکتبر به هم نزدیک شدند، پس از آنکه پروژه صلحی وجود داشت و بعد از آنکه ما طرح ده ماده‌ای را اعلام کردیم، که اولین نطفه پروژه پذیرش کشور فلسطین در کرانه باختری و غزه بود. برای عراقی‌ها این زنگ خطر بود، بنابراین آنها شروع به کار علیه «ساف» و «فتح» کردند و به سیاست ترور متوسل شدند. در کویت سفیر را ترور کردند، در پاریس سفیر را در خیلی جاها ترور کردند.

قذافی و جذابیت عرفات
آیا تفاهم بین یاسر عرفات و معمر قذافی دشوار بود؟ عبدربه پاسخ می‌دهد:« سخت و آسان.» قذافی از یاسر عرفات بسیار استقبال می‌کرد و با او دوستانه برخورد می‌کرد و یاسر عرفات جرأت داشت با او به زبانی سخن بگوید که حاوی تندی یا توبیخ باشد، تا جایی که او را «ای معمر» خطاب می‌کرد. جرأت نمی‌کرد این حرف‌ها را به صدام، حافظ اسد، سادات و یا هر کس دیگری بزند. مثلاً به او می‌گفت:« ای معمر کجا می‌روی؟ اشتباه می‌کنی.» آره. به او می‌گفت: اشتباه می‌کنی و گاهی از او انتقاد می‌کرد.
قذافی همه اینها را پذیرفت. زیرا «ابو عمار» خود را نه تنها از نظر سنی مسن‌تر، بلکه از نظر سابقه مبارزاتی بزرگ‌تر از قذافی می‌دانست. قذافی یک افسر جزء با درجه ستوان یا سروان بود... «ابو عمار» به قذافی درجه‌ای اهمیت نمی‌داد، زیرا قذافی در حمایت از «فتح» و «سازمان آزادیبخش» بسیار خساست به خرج می‌داد. او از سازمان حمایت نمی‌کرد، بلکه از گروه‌ها و جناح‌ها حمایت می‌کرد و حمایت ویژه از احمد جبرئیل که به قول مصری‌ها «با عقلش شیرینی می‌خورد». قذافی را به این توهم انداخت که او یک فرمانده نظامی عالی رتبه است.
عرفات در رابطه‌اش با قذافی تندمزاج بود. قذافی ناچار بود به او احترام بگذارد و با او با احترام رفتار کند. البته او بعداً «شورش» جناح «انتفاضه» در «فتح» علیه عرفات را تأمین مالی کرد. عرفات کاریزمایی داشت، در واقع، بسیار زیاد. کسانی بودند که طاقت نداشتند. مطمئنم. حافظ اسد طاقت نیاورد. احمد حسن البکر نیز نتوانست عرفات را تحمل کند. صدام ممکن است احساس رقابت با کسی نداشته باشد. زیرا او در درون خود متقاعد شده که از کودکی برتر از تمام بشریت است. قذافی هم حسادت می‌کرد. احساس می‌کنی که او کمی حسادت داشت، اما باید با یاسر عرفات با احترام رفتار می‌کرد.
آیا تعدادی از کودتاچیان عرب عقده جمال عبدالناصر داشتند؟ عبدربه می‌گوید: بله، اینها وجود دارند. در واقع، عبدالناصر کسی بود که دوران افسرانی را آغاز کرد که به نمادهای پوپولیستی در کشورهای خود و در سطح جهان عرب تبدیل شدند. همه آنها، حتی کسانی که انتقاد می‌کنند، حاوی بخشی از لفاظی عبدالناصر، واژگان عبدالناصر و فردگرایی عبدالناصر هستند. شاید عبدالناصر ویژگی‌های مثبت دیگری هم داشت، شاید تقلید از آنها برای کسی سخت باشد. اما عبدالناصر الگوی یک دیکتاتور نظامی عرب بود. و کپی‌ها، کپی‌های تحریف شده بودند. برای قذافی، عبدالناصر در اصل نماد پدری‌اش بود، اگر این گفته از نظر روانشناسی درست باشد. عبدالناصر او را در آغوش گرفت و تشویقش کرد و او را مهار کرد.

جمال عبدالناصر با عرفات، قذافی و ملک حسین در قاهره در سال 1970 (گتی)

غزه برای عرفات مقدس بود

عبدربه برای اولین بار در «نبرد کرامه» در سال 1968 در اردن با عرفات ملاقات کرد، نبردی که به «فتح» و عرفات مشروعیت بخشید. از او پرسیدم:« آیا امروز دلت برای یاسر عرفات تنگ شده است؟» عبد ربه پاسخ داد:« بدون شک. قطعاً. هرکسی یاسر عرفات را می‌شناخت، به درجات مختلف و تعدادشان محدود است، نقش او را از یاد نمی‌برد و به یاد می‌آورد که در این زمان چگونه رفتار می‌کرد. حتی اخیراً کسانی مدعی شدند اگر یاسر عرفات بود به مقدمه‌هایی که منجر به تجاوزات اخیر علیه غزه شد، اجازه نمی‌داد.
و اجازه نمی‌داد این تقسیم‌بندی که در جنبش فلسطین رخ داد، خروج «حماس» از بقیه احزاب و «ساف» و سپس جدایی غزه از کرانه باختری روی دهد. غزه برای یاسر عرفات مقدس بود و حتی اگر «حماس» صد کودتا می‌کرد، امکان نداشت غزه را ترک کند. او لزوماً به غزه حمله نمی‌کند، اما حاضر است در ازای پا گذاشتن دوباره به غزه، بهای آن را به «حماس» بپردازد.

از عبدربه پرسیدم، چگونه پس از حوادث خونین سال 1970 اردن را ترک کرد و گفت:« سال 1971 آن را ترک کردم؛ پس از اینکه ارتش اردن کنترل آن را به دست گرفت و در عَمّان به طور مخفی ماندیم. سپس به سمت جنگل‌های جرش و عجلون حرکت کردم، جایی که همه نیروهای مقاومت جمع شده بودند و بمباران شدند و بقیه ماجرا. سپس جلسه شورای ملی در ماه ژوئیه یا اوت تشکیل شد و از من و ابوجهاد (خلیل الوزیر) خواستند که جنگل‌های جرش و عجلون را ترک کرده و برای شرکت در شورای ملی تحت حمایت جهان عرب به قاهره برویم. و جنگل‌های جرش و عجلون وقتی که ما در قاهره بودیم پاکسازی شدند.



جشن‌های حوثی‌ها در صنعاء؛ فشار معیشتی بر مردم و مطالبه برای تأمین هزینه‌ها

حوثی‌ها میلیون‌ها دلار برای برنامه‌های بسیج عمومی و جشن‌های دارای ماهیت فرقه‌ای خود هزینه می‌کنند (EPA)
حوثی‌ها میلیون‌ها دلار برای برنامه‌های بسیج عمومی و جشن‌های دارای ماهیت فرقه‌ای خود هزینه می‌کنند (EPA)
TT

جشن‌های حوثی‌ها در صنعاء؛ فشار معیشتی بر مردم و مطالبه برای تأمین هزینه‌ها

حوثی‌ها میلیون‌ها دلار برای برنامه‌های بسیج عمومی و جشن‌های دارای ماهیت فرقه‌ای خود هزینه می‌کنند (EPA)
حوثی‌ها میلیون‌ها دلار برای برنامه‌های بسیج عمومی و جشن‌های دارای ماهیت فرقه‌ای خود هزینه می‌کنند (EPA)

نارضایتی‌ها در پایتخت یمن، صنعاء، که در کنترل حوثی‌هاست، همزمان با سالگرد تسلط این گروه بر شهر در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۴، رو به افزایش است. این در حالی است که حوثی‌ها خود را برای برگزاری برنامه‌ها و تجمع‌های گسترده آماده می‌کنند و خانواده‌ها و تاجران با شرایط دشوار اقتصادی و معیشتی روبه‌رو هستند.

منابع محلی و تاجران در صنعاء و دیگر شهرهای تحت کنترل این گروه می‌گویند آماده‌سازی‌ها برای این مناسبت با درخواست‌های مالی و غیرنقدی از صاحبان فروشگاه‌ها، بازرگانان و برخی مؤسسات همراه شده است تا در تأمین هزینه‌های این برنامه‌ها مشارکت کنند. این مسئله فشارهای تازه‌ای بر بخشی وارد می‌کند که پیش از این نیز با کاهش فعالیت اقتصادی و افت قدرت خرید روبه‌رو بوده است.

پیش از این، مطالعات و گزارش‌های یمنی وضع عوارض و دریافت مبالغی مرتبط با مناسبت‌های حوثی، از جمله سالگرد ۲۱ سپتامبر، را مستند کرده‌اند. این مبالغ از تجار، کارکنان و صاحبان کسب‌وکار دریافت شده و در برخی موارد نیز از واحدهای اقتصادی خواسته شده است متناسب با مناسبت‌هایی که این گروه برگزار می‌کند، فضای محل کار خود را به شکل ویژه‌ای تزئین کنند.

یمنی‌ها در مناطق تحت کنترل حوثی‌ها می‌گویند سالگرد ۲۱ سپتامبر برای آنان یادآور جنگ، شکاف و وخامت شرایط اقتصادی و انسانی است. اشاره آنان به تسلط این گروه بر صنعاء در سپتامبر ۲۰۱۴ و تحولات عمیق سیاسی، امنیتی و اقتصادی پس از آن است.

فروشندگان و رهگذران در یکی از بازارهای صنعاء (الشرق الأوسط)

تاجران در صنعاء گفتند طی روزهای گذشته از آنها خواسته شده است در تأمین هزینه برنامه‌های مرتبط با این مناسبت مشارکت کنند. آنها می‌گویند این درخواست‌ها در شرایطی مطرح شده که بسیاری از صاحبان کسب‌وکار با رکود بازار، کاهش تقاضا و افزایش هزینه‌های فعالیت اقتصادی روبه‌رو هستند.

آنها افزودند هرگونه پرداخت اضافی فشار بیشتری بر کسب‌وکارهایشان وارد می‌کند، به‌ویژه با انباشته شدن تعهدات مالی و کاهش قدرت خرید مصرف‌کنندگان. در همین حال، واحدهای کوچک اقتصادی برای حفظ فعالیت خود و تأمین هزینه‌های ضروری تلاش می‌کنند.

به گفته ساکنانی که با «الشرق الأوسط» گفت‌وگو کرده‌اند، بخش مهمی از انتقادهای عمومی متوجه اختصاص منابع به برنامه‌ها و تجمع‌ها و تزئین خیابان‌هاست، در حالی که نیازهای معیشتی و خدماتی در صدر اولویت‌های خانواده‌ها قرار دارد.

نادیده گرفتن مشکلات مردم

ساکنان صنعاء می‌گویند اولویت‌های آنها تأمین درآمد و پرداخت حقوق، بهبود خدمات آب، برق، نظافت، بهداشت و آموزش و همچنین کمک به خانواده‌هایی است که برای تأمین غذا و دارو با مشکل روبه‌رو هستند، نه هزینه کردن برای برنامه‌های حوثی‌ها که در طول سال متوقف نمی‌شوند.

به گفته شهروندان، نارضایتی فقط به میزان هزینه‌های مرتبط با مناسبت‌های حوثی محدود نمی‌شود، بلکه زمان صرف این هزینه‌ها نیز مورد انتقاد است، آن هم در شرایطی که هزینه‌های زندگی افزایش یافته، قدرت خرید کاهش پیدا کرده و نیازهای انسانی گسترش یافته است.

منتقدان می‌گویند پولی که برای سکوها، پوسترها، شعارها، سازماندهی تجمع‌ها و وسایل حمل‌ونقل هزینه می‌شود، می‌تواند به بخش‌هایی اختصاص یابد که مستقیماً با زندگی مردم ارتباط دارند، مانند بهداشت، آموزش، آب، نظافت و حمایت از خانواده‌های نیازمند.

نیروهای حوثی سوار بر یک خودروی امنیتی در صنعاء (EPA)

«جابر»، کارمند دولت در صنعاء، گفت: «ما بیش از هر چیز دیگری به حقوق نیاز داریم. خانواده اجاره‌خانه، غذا، دارو و هزینه‌های روزمره دارد. بنابراین وقتی می‌بینیم در شرایطی که نیازهای ما روی هم انباشته شده، برای جشن‌ها هزینه می‌شود، احساس خشم و نارضایتی شدیدی پیدا می‌کنیم.»

یک زن خانه‌دار از حومه صنعاء که خواست نامش فاش نشود، گفت: «مشکل در خود این مناسبت است که باعث شکل‌گیری شرایطی شد که امروز خانواده‌های یمنی نمی‌توانند نیازهای اولیه خود را تأمین کنند.» او افزود: «وقتی می‌بینیم خیابان‌ها، محله‌ها و مؤسسات تزئین شده‌اند و برای برنامه‌ها پول هزینه می‌شود، از خود می‌پرسیم چرا این مبالغ به خانواده‌های نیازمند اختصاص داده نمی‌شود.»

«سلیم»، کارگر روزمزد در صنعاء، نیز گفت: «ما روزمزد کار می‌کنیم و گاهی حتی به اندازه هزینه‌های خانه درآمد نداریم. برای ما اولویت، کار، درآمد و خدمات است، نه جشن گرفتن برای برنامه‌هایی که نه شکم را سیر می‌کنند و نه دردی را دوا.»

نیازهای انباشته

جشن حوثی‌ها برای سالگرد کودتای خود در شرایط دشوار اقتصادی و معیشتی در صنعاء و دیگر شهرهای تحت کنترل این گروه برگزار می‌شود. افزایش قیمت مواد غذایی و دارو، کاهش فرصت‌های شغلی، وخامت خدمات، انباشت بدهی‌ها و نامنظم بودن یا قطع حقوق بخش گسترده‌ای از کارکنان از جمله این مشکلات است.

این شرایط باعث شده است خانواده‌ها نسبت به هرگونه هزینه‌ای که از نظر آنها ارتباطی با نیازهای اساسی‌شان ندارد، حساس‌تر شوند، به‌ویژه در شرایطی که منابع درآمد کاهش یافته و دامنه فقر و نیازها گسترش پیدا کرده است.

فعالان و شهروندان می‌گویند تصاویر جشن‌ها و تجمع‌ها زمانی بیش از پیش موجب نارضایتی می‌شود که در کنار محله‌هایی قرار می‌گیرد که از وخامت خدمات رنج می‌برند و خانواده‌هایی که هر روز برای تأمین غذا و دارو تلاش می‌کنند.

بخشی از پرسش‌ها نیز بر منابع تأمین مالی این برنامه‌ها، حجم منابع اختصاص‌یافته به آنها و میزان انطباق این هزینه‌ها با اولویت‌های اقتصادی و انسانی مردم متمرکز است.

تجمع حوثی‌ها در صنعاء که رهبر این گروه برای اعلام همبستگی با ایران فراخوان داده بود (EPA)

مرکز مطالعات راهبردی صنعاء پیش‌تر در گزارش‌هایی سازوکارهای دریافت عوارض و مبالغ مرتبط با مناسبت‌هایی را که این گروه برگزار می‌کند، مستند کرده و گفته بود صاحبان کسب‌وکار و کارکنان با درخواست‌های مالی مرتبط با مناسبت‌های حوثی روبه‌رو شده‌اند.

یک مطالعه جدید درباره اقتصادی که این گروه اداره می‌کند، از تعدد منابع درآمدی و مبالغی خبر می‌دهد که در مناطق تحت کنترل حوثی‌ها دریافت می‌شود، از جمله کمک‌های نقدی و غیرنقدی مرتبط با تلاش جنگی و برنامه‌های بسیج عمومی. برآورد میزان این درآمدها همچنان میان منابع مختلف متفاوت است.

سالگرد «۲۱ سپتامبر» امسال در شرایطی برگزار می‌شود که یمن همچنان با بحران انسانی و اقتصادی روبه‌روست. همزمانی جشن‌ها با افزایش فشارهای معیشتی، میان ساکنان درباره اولویت‌های مالی در مناطق تحت کنترل این گروه پرسش‌هایی ایجاد کرده است.

حوثی‌ها تلاش می‌کنند این سالگرد را به عنوان مناسبتی سیاسی و نمادین و در تقویمی سالانه معرفی کنند، در حالی که مخالفان این گروه آن را یادآور تسلط حوثی‌ها بر صنعاء می‌دانند. مرکز مطالعات راهبردی صنعاء می‌گوید این گروه طی سال‌های گذشته از این مناسبت برای برگزاری کارزارهای رسانه‌ای و برنامه‌های عمومی با هدف تثبیت روایت سیاسی خود درباره رویدادهای سال ۲۰۱۴ استفاده کرده است.


مغرب و اسرائیل برای ارتقای سطح روابط دیپلماتیک توافق کردند

دیدار وزیران خارجه مغرب و اسرائیل که با میانجیگری آمریکا در نیویورک برگزار شد (وزارت خارجه اسرائیل)
دیدار وزیران خارجه مغرب و اسرائیل که با میانجیگری آمریکا در نیویورک برگزار شد (وزارت خارجه اسرائیل)
TT

مغرب و اسرائیل برای ارتقای سطح روابط دیپلماتیک توافق کردند

دیدار وزیران خارجه مغرب و اسرائیل که با میانجیگری آمریکا در نیویورک برگزار شد (وزارت خارجه اسرائیل)
دیدار وزیران خارجه مغرب و اسرائیل که با میانجیگری آمریکا در نیویورک برگزار شد (وزارت خارجه اسرائیل)

اسرائیل روز چهارشنبه اعلام کرد با مغرب برای ارتقای سطح نمایندگی دیپلماتیک و گشایش متقابل سفارتخانه‌ها توافق کرده است. این توافق پس از دیدار وزیران خارجه دو کشور در نیویورک و با میانجیگری آمریکا حاصل شد.

دو کشور در دسامبر ۲۰۲۰ از عادی‌سازی روابط خبر داده بودند. این اقدام در چارچوب توافق‌های ابراهیم انجام شد که در دوره نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ و با میانجیگری آمریکا به امضا رسید. این توافق‌ها همچنین به عادی‌سازی روابط میان اسرائیل و امارات متحده عربی، بحرین و سودان انجامید.

در بیانیه وزارت خارجه اسرائیل آمده است که گیدئون ساعر، وزیر خارجه این کشور، در نیویورک و به دعوت مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد، نشستی سه‌جانبه با ناصر بوریطه، وزیر خارجه مغرب، برگزار کرد.

در این بیانیه آمده است که سه کشور «بار دیگر بر تعهد خود به مجموعه‌ای از اقدامات برای تقویت روابط میان اسرائیل و مغرب از جمله ارتقای سطح دو نمایندگی دیپلماتیک متقابل به سطح سفارتخانه و تعیین دو سفیر تأکید کردند».

این بیانیه همچنین اعلام کرد که دو طرف درباره «افزایش پروازها میان اسرائیل و مغرب، به‌گونه‌ای که پروازهای شرکت‌های هواپیمایی مغربی را نیز شامل شود، توافق کردند و این اقدام قرار است تا پایان سال ۲۰۲۶ اجرایی شود».

دیدار وزیران خارجه مغرب و اسرائیل که با میانجیگری آمریکا در نیویورک برگزار شد (وزارت خارجه اسرائیل)

این بیانیه همچنین اعلام کرد که اسرائیل و مغرب «توافق کردند تا پایان سال ۲۰۲۶ دو توافق درباره حمایت از سرمایه‌گذاری‌ها و جلوگیری از مالیات مضاعف را نهایی کنند. این توافق‌ها به تسهیل سرمایه‌گذاری‌های متقابل و پیشبرد روابط اقتصادی و تجاری میان دو کشور و دو ملت کمک خواهد کرد.» همچنین دو طرف توافق کردند پیش از پایان سال ۲۰۲۶ توافق‌های اقتصادی میان دو کشور امضا کنند، شمار پروازهای مستقیم میان دو کشور را افزایش دهند و در ماه‌های آینده دیدارهای متقابل در سطح عالی برگزار کنند. این بیانیه اشاره‌ای به زمان گشایش دو سفارتخانه نکرد. مغرب نیز تاکنون واکنشی در این باره نشان نداده است.

نشست نیویورک یک روز پس از مراسمی برگزار شد که والتز به مناسبت ششمین سالگرد توافق‌های ابراهیم در محل اقامت خود برگزار کرده بود. نمایندگانی از امارات متحده عربی، بحرین، مغرب، قزاقستان، اسرائیل و آمریکا در این مراسم حضور داشتند.

وزیر خارجه اسرائیل در این مراسم گفت دوستی میان ملت‌های مغرب و یهود «ریشه‌های عمیقی در تاریخ دارد و میراثی غنی دارد. اعلامیه‌ای که امروز امضا کردیم، گام‌های عملی برای ارتقای روابط میان اسرائیل و مغرب را ترسیم می‌کند و در خدمت منافع دو ملت است و ما برای اجرای آن تلاش خواهیم کرد».

در بیانیه مشترکی که پس از این دیدار منتشر شد، آمده است: «برقراری روابط کامل، صلح‌آمیز و دوستانه دیپلماتیک میان اسرائیل و مغرب به نفع هر دو کشور است، به روند صلح کمک خواهد کرد و فرصت‌های جدیدی برای سراسر منطقه ایجاد می‌کند.» در این بیانیه همچنین تأکید شده است که دو کشور «به تقویت صلح و روابط دوستانه و تلاش برای تحقق چشم‌انداز صلح، رفاه و امنیت در منطقه و سراسر جهان متعهد هستند».

ساعر نیز در همین زمینه در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: «این گام‌های مهم روابط میان دو کشور را تقویت خواهد کرد. رابطه میان اسرائیل و مغرب مهم است و ظرفیت‌های زیادی برای مردم دو کشور دارد. از دوستان آمریکایی خود به دلیل مشارکت مهمشان در تقویت این رابطه تشکر می‌کنیم.»

اعلامیه سپتامبر ۲۰۲۶ بار دیگر موضوع ارتقای روابط به سطح سفارتخانه‌ها را مطرح کرده است؛ موضوعی که از زمان سفر یائیر لاپید، وزیر خارجه پیشین اسرائیل، به رباط در سال ۲۰۲۱ به‌طور آشکار مطرح شده بود. تفاوت این بار در آن است که اعلامیه اسرائیل از توافق دو طرف برای تبدیل دو نمایندگی به سفارتخانه و تعیین دو سفیر سخن می‌گوید، نه صرفاً از یک قصد یا رویکرد در آینده.

به گفته ناظران، این توافق ادامه نقش آمریکا در روند روابط مغرب و اسرائیل از زمان ازسرگیری این روابط در دسامبر ۲۰۲۰ را نشان می‌دهد.


وزیر کشور یمن در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط»: ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است

وزیر کشور یمن هشدار داد که ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است (ترکی العقیلی)
وزیر کشور یمن هشدار داد که ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است (ترکی العقیلی)
TT

وزیر کشور یمن در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط»: ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است

وزیر کشور یمن هشدار داد که ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است (ترکی العقیلی)
وزیر کشور یمن هشدار داد که ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است (ترکی العقیلی)

ابراهیم حیدان، سرلشکر ستاد و وزیر کشور یمن، درباره تلاش‌های ایران برای تبدیل تنگه باب‌المندب و جزایر و سواحل پیرامون آن به منطقه‌ای با نفوذ نظامی بلندمدت هشدار داد. او گفت تهران در پی انتقال تجربه «نظامی‌کردن گذرگاه‌های دریایی» است که در تنگه هرمز توسعه داده و آن را به دریای سرخ منتقل کند. او همچنین از فعالیت کارشناسان سپاه پاسداران ایران برای توسعه توانمندی‌های حوثی‌ها و ساخت استحکامات، اتاق‌های عملیات و تأسیسات مرتبط با موشک‌ها، پهپادها و قایق‌های هدایت‌شونده خبر داد.

حیدان در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط» گفت خطر تنها به تهدیدهای کنونی محدود نمی‌شود، بلکه به «آنچه برای آینده در حال پایه‌گذاری است» نیز گسترش می‌یابد. او هشدار داد که ادامه کنترل حوثی‌ها بر مناطق راهبردی می‌تواند به ایران اهرم فشاری مؤثر بر یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های دریایی بین‌المللی بدهد و زمینه را برای مرتبط‌کردن عرصه یمن با شاخ آفریقا از طریق شبکه‌های قاچاق و گروه‌های مسلح فراهم کند.

این اظهارات پس از آن مطرح می‌شود که نیروهای دولتی مواضع گسترده‌ای را در ساحل غربی به نفع گروه حوثی از دست دادند. حوثی‌ها در حمله‌ای که از ۳ تا ۱۱ سپتامبر ادامه داشت، توانستند حیس، الخوخه، المخا و بندر آن را به کنترل خود درآورند و تا باب‌المندب، جزیره میون و دیگر جزایر یمن در جنوب دریای سرخ پیشروی کنند.

وزیر کشور یمن از افزایش سطح آمادگی امنیتی در عدن، لحج و مناطق واقع در پشت خطوط درگیری پس از تحولات نظامی در المخا و ساحل غربی خبر داد و تأکید کرد که میان وزارتخانه‌های دفاع و کشور از طریق یک اتاق عملیات مشترک هماهنگی وجود دارد تا از نفوذ عناصر و هسته‌ها و سوءاستفاده از موج‌های آوارگی برای ایجاد رخنه‌های امنیتی جلوگیری شود.

«نظامی‌کردن» باب‌المندب

وزیر کشور یمن تحولات اخیر را در چارچوبی گسترده‌تر قرار داد و گفت یمن «بخشی از منظومه امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی» است و با توجه به وجود تنگه باب‌المندب، آنچه در این کشور رخ می‌دهد به‌سرعت بر جهان تأثیر می‌گذارد.

ویرانی گسترده در بندر المخا در پی هدف قرار گرفتن آن از سوی حوثی‌ها پیش از تصرف بندر (گتی)

او توضیح داد که از دیدگاه او، خطر اصلی در تلاش برای ایجاد یک زیرساخت نظامی درازمدت در منطقه است. او گفت کارشناسان مرتبط با سپاه پاسداران، تجربه و راهنمایی لازم برای مدیریت عملیات و توسعه توانمندی‌های نظامی را در اختیار حوثی‌ها قرار می‌دهند.

سرلشکر حیدان افزود این تلاش‌ها شامل ایجاد «توانمندی‌ها، استحکامات، پایگاه‌ها، اتاق‌های عملیات و غارهایی است که برای ساخت پهپادها و قایق‌های هدایت‌شونده و توسعه موشک‌ها استفاده می‌شوند» و این اقدامات در جغرافیای باب‌المندب، جزایر، سواحل و ارتفاعات پیرامون آن انجام می‌شود.

وزیر کشور یمن گفت هدف، فراهم‌کردن امکان «انتقال تجربه نظامی‌کردن گذرگاه‌های دریایی» از سوی ایران است، تجربه‌ای که تهران در تنگه هرمز به کار گرفته و اکنون می‌تواند به باب‌المندب منتقل شود؛ اقدامی که ممکن است این تنگه را از یک گذرگاه بین‌المللی باز به اهرمی برای نفوذ و فشار تبدیل کند که در آینده قابل استفاده باشد.

او هشدار داد که نباید پیام‌های اطمینان‌بخش ایران و حوثی‌ها درباره امنیت کشتیرانی را تضمین‌های کافی تلقی کرد و گفت این پیام‌ها به حوثی‌ها فرصت بیشتری برای توسعه سامانه‌های نظامی و استحکامات خود در منطقه می‌دهد.

میون... جزیره لارک ایران!

وزیر کشور یمن همچنین درباره سناریویی مشخص‌تر در ارتباط با جزایر دریای سرخ هشدار داد و گفت دادن زمان بیشتر به حوثی‌ها می‌تواند به آنها اجازه دهد پایگاه‌ها، مخفیگاه‌ها و غارهای مستحکم، در کنار یک سامانه پیشرفته برای رصد، رهگیری و ایجاد اختلال، ایجاد کنند.

او به احتمال تبدیل جزیره میون، واقع در قلب باب‌المندب، به محلی با کارکرد نظامی مشابه جزیره لارک ایران در تنگه هرمز اشاره کرد و گفت جزیره‌های زقر و حنیش، در کنار ارتفاعات و سواحل امتداد‌یافته در دریای سرخ، در صورت تثبیت حضور حوثی‌ها در تنگه، می‌توانند بخشی از «یک منظومه نظامی یکپارچه» شوند.

منطقه عملیاتی در مسیر تعز ـ المخا که نیروهای مسلح یمن تعیین کرده‌اند (سبأ)

از دریای سرخ تا شاخ آفریقا

سرلشکر ابراهیم حیدان خطرات را به باب‌المندب محدود نکرد و هشدار داد که کنترل این تنگه از سوی حوثی‌ها، به گفته او، زمینه گسترده‌تری برای «سپاه پاسداران» فراهم می‌کند تا عرصه یمن را به دریای سرخ و شاخ آفریقا مرتبط کند.

او توضیح داد که می‌توان از شبکه‌های قاچاق و گذرگاه‌های دریایی برای انتقال سلاح، تجهیزات و تجربیات و توسعه توانمندی‌های نظامی و لجستیکی حوثی‌ها استفاده کرد. به گفته او، این شبکه‌ها همچنین می‌توانند برای گسترش کانال‌های ارتباطی با گروه‌های مسلح و سازمان‌های تروریستی فعال در شاخ آفریقا به کار گرفته شوند. او به‌طور مشخص به جنبش «الشباب» سومالی اشاره کرد.

وزیر کشور یمن هشدار داد که ممکن است توانمندی‌های این گروه‌ها با توانمندی‌های حوثی‌ها و شبکه‌های «سپاه پاسداران» در هم ادغام شود؛ اقدامی که به گفته او می‌تواند باب‌المندب را به «نقطه اتکایی برای نفوذ ایران با ابزارها و عرصه‌های متعدد» تبدیل کند و در صورت وقوع هرگونه تشدید تنش منطقه‌ای، اهرمی راهبردی در اختیار تهران قرار دهد.

گارد ساحلی به حمایت فوری نیاز دارد

وزیر کشور یمن در مواجهه با این چالش‌ها بر ادامه مقابله نیروهای دولتی با حوثی‌ها، تلاش برای بازپس‌گیری مناطق و تأمین امنیت آنها تأکید کرد و به‌طور ویژه بر اهمیت مقابله با قاچاق تأکید داشت؛ قاچاقی که او آن را یکی از شریان‌های اصلی تأمین مالی و تجهیزات حوثی‌ها توصیف کرد.

سرلشکر حیدان گفت نیروهای گارد ساحلی یمن به حمایت تخصصی و فوری نیاز دارند. (ترکی العقیلی)

او گفت نیروهای گارد ساحلی یمن با وجود محدودیت امکانات، وظایف خود را انجام می‌دهند، اما به «حمایت تخصصی و فوری» کشورهای برادر و دوست نیاز دارند. این حمایت باید شامل تجهیزات نظارت و شناسایی دریایی، سامانه‌های رهگیری و رصد، قایق‌ها و تجهیزات مدرن و همچنین تقویت توانمندی‌های اطلاعاتی لازم برای شناسایی شبکه‌های قاچاق، رهگیری مسیرهای آنها و توقیف محموله‌هایشان باشد.

حیدان تأکید کرد مسئولیت حفاظت از باب‌المندب و مقابله با قاچاق دیگر تنها مسئله‌ای داخلی و مربوط به یمن نیست. او گفت «امنیت کشتیرانی و خطوط تجارت بین‌المللی از حاکمیت دولت بر سرزمین و آب‌هایش آغاز می‌شود» و مقابله با تهدیدها به حمایت منطقه‌ای و بین‌المللی از دولت یمن و تقویت توانمندی‌های آن نیاز دارد.

تقویت امنیت عدن و لحج

در ارتباط با پیامدهای داخلی تحولات نظامی اخیر، وزیر کشور یمن از تقویت حضور نیروهای امنیتی در ورودی‌های استان لحج، پایتخت موقت عدن و مناطق مجاور خبر داد. این اقدام همزمان با موج آوارگی پس از تحولات ساحل غربی انجام شده است.

او توضیح داد که وزارت کشور با توجه به اینکه تحولات اخیر فراتر از محدوده جبهه‌های نظامی است، همزمان برای حفاظت از غیرنظامیان آواره و افزایش سطح آمادگی امنیتی، بر اساس برنامه‌هایی که از پیش برای سناریوهای مختلف تدوین شده بود، اقدام کرده است.

او گفت اقدامات انجام‌شده با هدف ایجاد توازن میان حفاظت از آوارگان و جلوگیری از سوءاستفاده حوثی‌ها از جابه‌جایی آنها «برای اهداف امنیتی یا اجرای عملیات نفوذ و رخنه» صورت می‌گیرد.

او افزود مقام‌های مسئول سطح هماهنگی و تبادل اطلاعات میان دستگاه‌های امنیتی، مقام‌های محلی و یگان‌های نظامی را افزایش داده‌اند و در کنار آن، فعالیت‌های اطلاعاتی پیشگیرانه برای جلوگیری از ورود عناصر یا اجرای اقدامات خرابکارانه علیه مناطق آزادشده تشدید شده است.

اتاق عملیات مشترک

سرلشکر حیدان از هماهنگی میان وزارتخانه‌های دفاع و کشور از طریق «اتاق عملیات مشترک» خبر داد و توضیح داد که فعالیت این اتاق شامل یکسان‌سازی ارزیابی وضعیت، تعیین مسئولیت‌ها و تسریع واکنش به تحولات میدانی است.

او افزود دستگاه‌های امنیتی و نظامی کانال‌های ارتباطی و تبادل اطلاعات را تقویت کرده‌اند و تمرکز آنها بر خطوط تماس، جاده‌ها و مناطقی است که ممکن است برای نفوذ، انتقال عناصر و هسته‌ها یا انتقال سلاح و مواد منفجره مورد استفاده قرار گیرد.

او در عین حال تأکید کرد برخورد با آوارگان بر این مبناست که آوارگی «در درجه نخست یک مسئله انسانی» است، اما در عین حال به مدیریت دقیق امنیتی نیاز دارد تا از استفاده از آن به عنوان پوششی برای ورود عناصر یا هسته‌ها به مناطق آزادشده جلوگیری شود.

هسته‌های خفته و قاچاق

وزیر کشور یمن در پاسخ به پرسشی درباره ماهیت تهدیدهایی که دستگاه‌های امنیتی در حال حاضر با آن مواجه‌اند، به تلاش‌ها برای نفوذ و رخنه و احتمال سوءاستفاده از جابه‌جایی آوارگان برای پنهان‌کردن عناصر یا انتقال اطلاعات و ابزارهای مورد استفاده در اقدامات خرابکارانه اشاره کرد. او همچنین از خطر هسته‌های خفته، شبکه‌های قاچاق و جرایم سازمان‌یافته سخن گفت.

سرلشکر ابراهیم حیدان توضیح داد اقدامات امنیتی تشدیدشده در عدن و لحج تا حد زیادی «پیشگیرانه و پیش‌دستانه» بوده و هدف آن جلوگیری از تبدیل فشار نظامی در جبهه‌ها به ناآرامی‌های امنیتی در داخل شهرهاست، در حالی که ملاحظات انسانی در برخورد با آوارگان نیز حفظ می‌شود.

المخا، «آزمونی عملی»

وزیر کشور یمن رویدادهای المخا را «آزمونی عملی و مستقیم» برای میزان آمادگی نهاد امنیتی و برنامه‌هایی دانست که وزارت کشور برای برخورد با تحولات نظامی تدوین کرده است.

او توضیح داد که این برنامه‌ها از ابتدا سناریوهای پیشروی و عقب‌نشینی، تغییر خطوط درگیری، گسترش جابه‌جایی آوارگان و افزایش فشار بر استان‌های واقع در پشت جبهه‌ها را در نظر گرفته بودند.

حیدان تأکید کرد حفاظت از جبهه داخلی مأموریتی نیست که تنها به یک تحول نظامی ناگهانی مربوط باشد، بلکه «بخشی اساسی و دائمی» از فعالیت وزارت کشور است. او از بازتوزیع منابع و استقرار نیروهای امنیتی متناسب با تحولات میدانی و تقویت جریان اطلاعات میان دستگاه‌های امنیتی، مقام‌های محلی و نیروهای نظامی خبر داد.

«همکاری» با گروه‌های تروریستی

همزمان با تهدید حوثی‌ها، وزیر کشور یمن هشدار داد سازمان‌های تروریستی، شبکه‌های قاچاق و جرایم سازمان‌یافته ممکن است از گسترش جنگ، تغییر خطوط درگیری و جابه‌جایی دوباره نیروها برای ایجاد خلأهای امنیتی سوءاستفاده کنند.

سرلشکر حیدان از وجود «همکاری متقابل» میان حوثی‌ها و این شبکه‌ها و گروه‌ها سخن گفت و افزود این مسئله تنها به تحولات اخیر مربوط نمی‌شود، بلکه به مراحل پیشین درگیری بازمی‌گردد. او به ارتباطاتی با جنبش «الشباب» در سومالی اشاره کرد.

او تأکید کرد دستگاه‌های امنیتی تهدید حوثی‌ها، تروریسم، جرایم سازمان‌یافته و قاچاق را پرونده‌هایی جدا از یکدیگر نمی‌دانند، بلکه آنها را «یک منظومه امنیتی واحد» تلقی می‌کنند. به گفته وزیر کشور، این وضعیت مستلزم افزایش آمادگی، تقویت حضور نیروها در مناطق حساس و تشدید نظارت بر گذرگاه‌ها، جاده‌ها و مسیرهای قاچاق است تا تحولات نظامی به بحران امنیتی گسترده‌تری تبدیل نشود.