جوزف عون... فرمانده «نهاد استوار» نامزد مأموریتی دشوار

پروژه «شهابی دوم» منتظر شکل‌گیری اجماع بین طرف‌های لبنانی است


ژنرال جوزف عون در جریان فرماندهی نبرد «فجر الجرود» در سال ۲۰۱۷ (ا.ف.ب)
ژنرال جوزف عون در جریان فرماندهی نبرد «فجر الجرود» در سال ۲۰۱۷ (ا.ف.ب)
TT

جوزف عون... فرمانده «نهاد استوار» نامزد مأموریتی دشوار


ژنرال جوزف عون در جریان فرماندهی نبرد «فجر الجرود» در سال ۲۰۱۷ (ا.ف.ب)
ژنرال جوزف عون در جریان فرماندهی نبرد «فجر الجرود» در سال ۲۰۱۷ (ا.ف.ب)

نام فرمانده ارتش لبنان، جوزف عون، در اذهان لبنانی‌ها با دو نبرد سخت همراه است: نخست «نبرد الجرود» که او با موفقیت علیه صدها جنگجوی وابسته به گروه‌های «داعش» و «جبهه‌النصره» در سال ۲۰۱۷ رهبری کرد، و دیگری مبارزه طولانی او با فساد و دخالت‌های سیاسی در نهاد ارتش، نهادی که توانست آن را به‌عنوان یکی از معدود نهادهای استوار در کشوری که با فروپاشی کامل مواجه است، حفظ کند.
اما شاید ژنرال اول لبنان اکنون با دشوارترین نبرد زندگی خود مواجه باشد؛ نام او به‌عنوان نامزد جدی ریاست جمهوری مطرح است، و بسیاری از طرف‌ها به او امید بسته‌اند تا خلا ریاست جمهوری که وارد دومین سال خود شده را پر کرده و کشور را از پیامدهای یک جنگ ویرانگر بیرون آورد.
یک ژنرال سابق ارتش لبنان که با عون کار کرده، شباهتی میان او و رئیس‌جمهوری فقید فؤاد شهاب می‌بیند، کسی که نخستین فرمانده ارتش بود که به مقام ریاست جمهوری رسید و دوره‌اش با اصلاحات گسترده همراه بود. او به «الشرق الاوسط» می‌گوید:« فرمانده ارتش مانند ناشناخته‌ای است که شبیه فؤاد شهاب ملقب به «بزرگ خاموش» است... او نمی‌تواند چیزی بگوید که نتواند اجرا کند. به همین دلیل همه با نوعی احترام با او برخورد می‌کنند».
وی توضیح می‌دهد که «مشکل ژنرال عون این است که وارد بازارهای سیاسی نمی‌شود. بسیاری در داخل و خارج او را دعوت کرده‌اند تا وارد معاملات سیاسی شود، از او خواسته‌اند مواضعی بگیرد که این طرف یا آن طرف را راضی کند، اما او به هیچ بازار سیاسی علاقه‌ای ندارد».
اما این مرد که «شبیه ناشناخته» است و از «بازارهای سیاسی» دوری می‌کند، کیست و چه شانسی برای رسیدن به کاخ بعبدا دارد؟
ژنرال عون از ۸ مارس ۲۰۱۷ فرمانده ارتش لبنان است. او در سال ۱۹۶۴ در منطقه سن الفیل در شهرستان المتن نزدیک بیروت به دنیا آمده و ریشه خانوادگی‌اش به شهر العیشیه در جنوب لبنان برمی‌گردد. وی به دو زبان فرانسه و انگلیسی مسلط است و دارای مدرک علوم سیاسی (تخصص در امور بین‌المللی) و علوم نظامی است. او متاهل و دارای دو فرزند است. عون در سال ۱۹۸۳ به‌عنوان دانشجوی افسری به ارتش پیوست.

«فجر الجرود» و فرماندهی با خون
نقش عون از سال ۲۰۱۵ برجسته شد، زمانی که به فرماندهی لشکر نهم در مرز با اسرائیل منصوب شد. اما پس از یک سال به شرق لبنان منتقل شد، جایی که صدها جنگجوی وابسته به «جبهه‌النصره» و «داعش» در مناطق کوهستانی مرزی با سوریه مستقر بودند.

ژنرال عون در نبرد «فجر الجرود» در سال ۲۰۱۷ (ا.ف.ب)

در آن زمان، این دو گروه چندین نظامی را ربودند که برخی از آنها سر بریده یا با گلوله اعدام شدند. عون به این چالش تروریستی از مقام فرماندهی ارتش پاسخ داد و در ۸ مارس ۲۰۱۷ به درجه ژنرال ارتقا یافت و فرماندهی ارتش را به دست گرفت. در آن زمان، ژنرال میشل عون (که با او نسبتی ندارد) رئیس‌جمهوری لبنان بود.
ارتش به فرماندهی جوزف عون در ۱۹ اوت ۲۰۱۷ عملیات «فجر الجرود» را برای اخراج نیروهای افراطی از مواضع مرزی آنها با سوریه آغاز کرد و موفق شد به‌سرعت این هدف را محقق کند. عون در آن زمان به سربازان خود گفت: «پس از اینکه عملیات ( فجر الجرود) را به پایان رساندید و در آن پیروزی قاطعانه‌ای بر تروریسم به‌دست آوردید و آن را از شهرهای رأس بعلبک و القاع بیرون راندید، این منطقه عزیز به دامن حاکمیت ملی بازمی‌گردد، آغشته به خون شهدای شما و عرق پیشانی شما».
در ۳۰ اوت، فرمانده ارتش در مورد آن نبرد گفت: «من دو گزینه داشتم. یا اینکه نبرد را ادامه دهم بدون اینکه از سرنوشت نظامیان ربوده شده مطلع شوم، یا نبرد را متوقف کنم و از سرنوشت آنها آگاه شوم و از تلفات بیشتر جلوگیری کنم»، و افزود که مهم‌ترین مسئله برای او پیروزی در نبرد بدون تلفات در صفوف ارتش بود.

حفاظت از اعتراضات ۲۰۱۹

شادی پیروزی در نبرد «الجرود» چندان دوام نیاورد، زیرا به‌زودی کشور وارد مجموعه‌ای از بحران‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی شد که در اکتبر ۲۰۱۹ با انفجار یک انتفاضه مردمی علیه طبقه حاکم به اوج رسید. ژنرال عون مجبور شد ارتش را به‌گونه‌ای مستقر کند که هم معترضان و حق آنها برای تظاهرات مسالمت‌آمیز را محافظت کند و هم اجازه ندهد به نهادهای دولتی آسیب برسد.
این نقش ارتش در آن زمان باعث خشم رئیس‌جمهوری میشل عون شد که تظاهرات را علیه خود تلقی کرد. این موضوع در شعارهای معترضانی که سعی داشتند به کاخ ریاست جمهوری در بعبدا برسند و برخی از آنها تصاویری از فرمانده ارتش را در دست داشتند، کاملاً مشهود بود.

معترضان تصاویر فرمانده ارتش را در مرکز بیروت در جریان انتفاضه ۲۰۱۹ بلند کرده‌اند (ا.ف.ب)

اعتراضات مردمی باعث عمیق‌تر شدن شکاف بین طبقه سیاسی و بخش بزرگی از مردم که خواهان تغییر بودند شد. در پی این اختلافات، بحران‌های کشور نیز عمیق‌تر شد و لبنان شاهد فروپاشی اقتصادی وحشتناکی بود که به‌ویژه در کاهش ارزش پول ملی از ۱۵۰۰ لیره به ۹۰۰۰۰ لیره در برابر هر دلار تجلی یافت. از سوی دیگر، بانک‌های لبنانی دسترسی مردم به پس‌اندازهایشان را محدود کردند و ارزش واقعی این دارایی‌ها از بین رفت، در حالی که کشور وارد مرحله ورشکستگی شد و بانک مرکزی قادر به پرداخت بدهی‌های لبنان نبود.

و اگر همه این‌ها کافی نبود، انفجار بندر بیروت در آگوست ۲۰۲۰ که یکی از بزرگ‌ترین انفجارهای غیرهسته‌ای در تاریخ مدرن است، عمق فروپاشی در لبنان را برجسته کرد.
با این حال، انتخابات پارلمانی که در سال ۲۰۲۲ برگزار شد، در واقع به تغییر چشمگیری منجر نشد، زیرا لبنانی‌ها بار دیگر پارلمانی را انتخاب کردند که همانند قبل از اعتراضات دچار انشقاق داخلی بود. دوره ریاست‌جمهوری در اکتبر ۲۰۲۲ به پایان رسید، بدون اینکه پارلمان بتواند جانشینی برای آن انتخاب کند. از آن زمان، کشور در خلائی فرو رفته که بسیاری از نهادهای دولتی یا به‌صورت موقت اداره می‌شوند یا توسط دولت‌های تصفیه حسابی مدیریت می‌شوند.

«ده‌ها میلیون دلار او را تغییر نداد»
در این تصویر تیره و تار از وضعیت کلی لبنان، نهاد ارتش به‌عنوان یکی از معدود نهادهایی که در برابر فروپاشی مقاومت کرده، برجسته شد. یک سیاستمدار لبنانی که ژنرال عون را از نزدیک می‌شناسد، به «الشرق الاوسط» گفت: «ارتش تحت فرماندهی ژنرال عون به عنوان ضامن امنیتی پدیدار شد که امید می‌دهد لبنان بتواند از بحران‌هایش خارج شود».
این سیاستمدار که نخواست نامش فاش شود، توضیح می‌دهد که عون از زمانی که در سال ۲۰۱۷ فرماندهی ارتش را به عهده گرفت، مبارزه گسترده‌ای علیه فساد و نفوذهای سیاسی در نهاد ارتش آغاز کرد که تعداد زیادی از نظامیان را دربر گرفت.
اما نقش عون به‌عنوان «مبارز فساد» تنها یکی از عواملی بود که موجب برجسته شدن نام او به‌عنوان شخصیتی شد که می‌تواند کشور را از فروپاشی نجات دهد. این سیاستمدار در این زمینه می‌گوید: «چیزی به نام «پول‌های ویژه» در ارتش وجود دارد که از بودجه دولتی که توسط وزارت دارایی تعیین می‌شود، جداست. این منابع از کمک‌ها یا فعالیت‌هایی است که ارتش انجام می‌دهد. بعد از سال ۲۰۲۰، ارتش تقریباً ورشکسته شد. بودجه‌اش که مبتنی بر دلار به نرخ ۱۵۰۰ لیره بود، حالا با دلاری به قیمت ۹۰ هزار لیره روبه‌رو است».
وی توضیح می‌دهد که «کشورهای دوست لبنان کمک‌های خود را به ارتش منتقل کردند، به‌ویژه پس از انفجار بندر. آن‌ها گفتند که تنها به ارتش اعتماد دارند تا کمک‌ها را توزیع کند. به همین دلیل تمام کمک‌ها به ارتش منتقل و به پول‌های ویژه‌ای تبدیل شد که در اختیار فرمانده ارتش است. ما اینجا درباره ده‌ها میلیون دلار صحبت می‌کنیم. در طی چهار سال فرماندهی ژنرال عون بر این منابع، هیچ‌یک از مخالفان او یا نهاد ارتش نتوانسته‌اند مدرکی ارائه کنند که این پول‌ها به نادرستی خرج شده باشد. ده‌ها میلیون دلار در اختیار فرمانده ارتش قرار گرفت، اما او را تغییر ندادند. ژنرال عون همچنان همان فردی است که در ۸ مارس ۲۰۱۷ فرماندهی ارتش را به دست گرفت. او تغییر نکرده است».

ارتش در آزمون «فتنه»

یک نقطه عطف دیگر در مسیر فرماندهی ارتش که شانس‌های او را به‌عنوان یک بازیگر کلیدی در آینده لبنان، که به‌شدت دچار اختلاف است، تقویت می‌کند. عون در رأس ارتش نقش مهمی در حفظ آرامش اجتماعی ایفا کرد، زمانی که دو حادثه را مهار کرد که می‌توانستند لبنان را به سوی جنگ داخلی ببرند.
اولین حادثه در منطقه طَیونه بیروت در ۱۴ اکتبر ۲۰۲۱ رخ داد. در آن زمان، هواداران «حزب‌الله» و «جنبش امل» تظاهراتی برگزار کردند تا به رد شکایت برای برکناری قاضی تحقیق در پرونده انفجار بندر بیروت، طارق البیطار، اعتراض کنند. آن‌ها البیطار را به جانبداری و سیاسی‌کاری متهم کرده و خواستار برکناری او از پرونده شدند، در حالی که شایعاتی درباره احتمال متهم کردن «حزب‌الله» به مسئولیت در انفجار وجود داشت.
تظاهرات از بین دو بخش بیروت گذشت که یکی اکثریت مسیحی داشت و دیگری اکثریت شیعه. تیراندازی رخ داد و درگیری میان شبه‌نظامیان حزب و جنبش با ساکنان منطقه مسیحی آغاز شد. ارتش وارد عمل شد و به درگیری‌ها پایان داد و کنترل اوضاع امنیتی را به دست گرفت. این درگیری‌ها منجر به کشته شدن ۶ نفر و زخمی شدن بیش از ۳۲ نفر شد.

نیروهای ارتش لبنان در سال گذشته پس از درگیری‌ها در شهر کحاله مستقر شدند (رویترز)

حادثه دوم در ۹ اوت ۲۰۲۳ رخ داد، زمانی که درگیری‌هایی بین عناصر «حزب‌الله» و برخی از ساکنان شهر مسیحی‌نشین کحاله، در شمال بیروت، به وقوع پیوست. این درگیری‌ها پس از واژگونی یک کامیون وابسته به حزب‌الله که گفته می‌شد حامل اسلحه بود، رخ داد. ساکنان کحاله اطراف کامیون جمع شدند.
اما افرادی که در کامیون بودند، اطراف آن حلقه امنیتی ایجاد کردند و با ساکنان درگیر شدند، که در نتیجه یک نفر از کحاله و یک نفر از «حزب‌الله» کشته شدند. در اینجا نیز ارتش تحت فرماندهی عون وارد عمل شد تا از بروز دوباره نزاع داخلی در کشور جلوگیری کند.

«شهابی دوم»؟

سیاستمدار لبنانی که با «الشرق الاوسط» صحبت کرده، معتقد است که نقش ارتش در این دو بحران «باید همه طرف‌ها»، از جمله «حزب‌الله» را مطمئن سازد که چه نوع ریاست‌جمهوری‌ای می‌توان انتظار داشت اگر جوزف عون به عنوان رئیس‌جمهوری انتخاب شود. وی افزود: «حزب‌الله می‌داند که ارتش با او درگیر نخواهد شد. ارتش تحت فرماندهی جوزف عون می‌داند چگونه ضامن آرامش اجتماعی باشد... از طَیونه تا کحاله. در طَیونه افرادی از محیط (حزب‌الله) حضور داشتند و ارتش دخالت کرد و آرامش اجتماعی را حفظ کرد. و در کحاله نیز ارتش به خاطر حادثه کامیون اسلحه‌ احتمالی حزب‌الله دخالت کرد. حزب این دو مدل را می‌شناسد و آن‌ها هر روز در جریان هستند».
برآورد می‌شود که «(حزب‌الله) در اصل با نامزدی عون مخالفتی ندارد، اما مشکل این است که از ابتدا حمایت خود را از رئیس جریان المرده، سلیمان فرنجیه، اعلام کرده است، در صورتی که او بخواهد برای ریاست‌
جمهوری نامزد شود.» و از فرنجیه نقل شده است که به مقامات گفته که در نشستی با دبیرکل فقید «حزب‌الله»، حسن نصرالله، بود که نصرالله به او گفت: «اگر تو نامزد نباشی، ما مشکلی با نامزدی فرمانده ارتش نداریم.»
در مقابل، یک ژنرال سابق که با عون همکاری کرده، معتقد است که مسئله نامزدی او برای ریاست‌جمهوری به این مربوط نیست که چه کسانی با او هستند یا علیه او. او به «الشرق الاوسط» می‌گوید: «مسئله، حمایت یا مخالفت با عون نیست. سئوال اصلی این است: آیا پروژه‌ای برای نجات لبنان وجود دارد یا خیر؟ پاسخ به این سئوال تعیین‌کننده مسیر رسیدن ژنرال عون به ریاست‌ جمهوری است.»
وی توضیح می‌دهد: «ما اکنون در وضعیتی از فروپاشی اعتماد به لبنان هستیم، چه در داخل و چه در خارج. اعتماد شهروندان لبنانی به دولت خود فرو ریخته است. جامعه بین‌المللی نیز به هر چیزی که مربوط به لبنان است، اعتمادش را از دست داده. در مقابل، جوزف عون خود را در رأس نهادی می‌بیند که آخرین نهاد باقی‌مانده در میان خرابه‌های این کشور است. به همین دلیل، دوستان لبنان به این نمونه‌ای که ارتش و فرمانده آن ارائه می‌دهند، فکر می‌کنند.»
او اشاره می‌کند که «این نمونه می‌تواند کسانی را که هنوز از لبنان نرفته‌اند، قانع کند که کشور هنوز امیدی دارد و به یک جسد بی‌جان تبدیل نخواهد شد. ما اینجا در مورد نوعی از بازگشت به الگوی شهابی دوم صحبت می‌کنیم، اما آیا در داخل یا خارج اجماعی بر سر آن وجود دارد؟»

فرمانده ارتش در کنار رئیس مجلس نبیه بری (خبرگزاری ملی)

نقش پس از جنگ

شرط‌بندی بر روی نقشی که ژنرال عون در صورت نامزدی برای ریاست‌جمهوری ایفا می‌کند، بی‌شک مرتبط به آن چیزی است که او پس از پایان جنگ فعلی میان «حزب‌الله» و اسرائیل انجام خواهد داد. یکی از سناریوهای مطرح این است که ارتش در مرزهای جنوبی مستقر شود و قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت را اجرایی کند، که به معنای جلوگیری از حضور مسلحانه «حزب‌الله» در نزدیکی مرزها است.
در این زمینه، سرتیپ بازنشسته الیاس حنا معتقد است که « هیچ‌کس بهتر از ژنرال جوزف عون برای رهبری مرحله بعد نیست.» او به «الشرق الاوسط» می‌گوید که رؤسای جمهوری لبنان « معمولاً در شرایطی انتخاب می‌شوند که نیاز به رئیس‌جمهوری خاصی وجود دارد و بر سر آن توافق یا اجماعی صورت می‌گیرد. مثلاً، پس از بحران ۱۹۵۸، شرایط مهمی پیش آمد و نام فؤاد شهاب با پذیرش بین‌المللی و بدون مخالفت محلی بزرگ مطرح شد. در دهه هفتاد، الیاس سرکیس از سوی سوری‌ها به عنوان رئیس‌جمهوری انتخاب شد، هرچند بعداً از آن‌ها فاصله گرفت. او رئیس‌جمهوری برای عبور از یک دوره بود. در دوره سیطره سوری‌ها، همه رؤسای جمهوری از طرف سوری‌ها تحمیل می‌شدند و در چارچوب سیاست‌های سوریه عمل می‌کردند.»
اما حنا تأکید می‌کند در شرایط کنونی که «مهم است که رئیس‌جمهوری توافقی انتخاب شود. نمی‌توانید کسی را انتخاب کنید که رئیس‌جمهوری چالش‌برانگیز باشد. این همان چیزی است که در آخرین جلسه سه‌جانبه میان نبیه بری (رئیس پارلمان)، نجيب ميقاتی (نخست‌وزیر)، و ولید جنبلاط (رهبر حزب سوسیالیست) بحث شد. بنابراین، سئوال این است: چه نقشی یا مرحله انتقالی‌ای را در این شرایط می‌خواهیم رقم بزنیم؟»
او خاطرنشان می‌کند که «ژنرال عون به حزب‌الله نزدیک نیست... اما حزب ممکن است خود را پس از یک جنگ فرسایشی ببیند و با یک تصمیم بین‌المللی جدید یا قطعنامه ۱۷۰۱ تعدیل‌ شده یا یک نظام متفاوت و قوانین جدید برای نیروهای موقت روبه‌رو شود. ارتش با حزب‌الله درگیر نخواهد شد... اما نقش آینده ارتش نیاز به استقرار در کنار نیروهای (یونیفیل) و تقویت بازگرداندن حاکمیت دولت به تمام سرزمین‌ها دارد. طرفی که برای اجرای این کار آماده‌ترین است، ارتش است. به همین دلیل، نیاز به فردی وجود دارد که ارتش را از درون به خوبی بشناسد و مدت طولانی در آن خدمت کرده باشد. هیچ‌کس بهتر از جوزف عون برای این نقش نیست.»

عون در کنار نخست‌ وزیر نجيب ميقاتی و فرمانده نیروهای یونیفیل، ژنرال آرولدو لاثارو (سازمان ملل)

حنا اشاره می‌کند که «زمانی که عون به‌عنوان رئیس‌جمهوری انتخاب و یک فرمانده جدید برای ارتش منصوب شود که با او هماهنگ باشد، این هماهنگی درست ایجاد خواهد شد. او رئیس‌جمهوری همه لبنانی‌ها خواهد بود و مرحله جدیدی را تنظیم خواهد کرد.»

او اضافه می‌کند که « ژنرال عون توانمندترین فرد برای حل مسئله حزب‌الله است، چه از طریق ادغام حزب در دولت یا خلع سلاح آن و یافتن راه‌حلی برای مبارزانش. هیچ‌کس در نهاد ارتش مهم‌تر از جوزف عون و تواناتر از او برای دستیابی به این هدف نیست. نهاد ارتش، علی‌رغم اختلافات مذهبی و طایفه‌ای در کشور، تنها نهادی است که همه بافت‌های ملی را دربر می‌گیرد. این تنها نهادی است که پابرجا مانده و عون توانست آن را از دوران اقتصادی دشوار و چالش‌هایی که همه ما احساس کردیم، بیرون آورد.»

انتخاب بین دو لبنان

سیاستمدار لبنانی که با «الشرق الاوسط» گفت‌وگو کرده، با نظر سرتیپ حنا موافق است که ژنرال عون می‌تواند راه‌حلی برای بحران کنونی باشد، اما هشدار می‌دهد که کشور به‌شدت دچار اختلاف است. او می‌گوید:« کشور در واقع به‌شدت و به طرز خشونت‌باری تقسیم شده است. حجم تحریکات و نفرت‌هایی که از همه طرف‌ها منتشر می‌شود، بسیار زیاد است. در این وضعیت، یک تصور به وجود آمده که دو لبنان وجود دارد. لبنان (حزب‌الله) و وفاداری به ولایت فقیه، و لبنان دیگری که کاملاً مخالف لبنان (حزب‌الله) است و می‌گوید لبنان (حزب‌الله) هیچ شباهتی با او ندارد و نمی‌توانند با آن زندگی کنند. دو لبنان وجود دارد که هیچ‌کدام دیگری را تحمل نمی‌کند.»
وی معتقد است که « جوزف عون تنها گزینه‌ای است که ضمانت لازم را برای (حزب‌الله) فراهم می‌کند و می‌تواند وجدان مسیحیان را آرام کرده و آن‌ها را قانع کند که به جای تقسیم کشور، در یک دولت واحد باقی بمانند. اما این پروژه هنوز به ثمر نرسیده است، زیرا عون تا به حال از ورود به مصالحه‌های سیاسی (که ممکن است برای پیشبرد نامزدی‌اش لازم باشد) خودداری کرده است. این یک نقطه ضعف است، اما در عین حال نقطه قوت او نیز محسوب می‌شود، زیرا او را در فاصله مورد نیاز از بازیگران سیاسی نگه می‌دارد.»

Facts

حقایق مربوط به نهاد نظامی... مسیری برای رؤسای جمهوری در لبنان

  • در صورتی که فرمانده ارتش لبنان، ژنرال جوزف عون، به ریاست جمهوری برسد، قطعاً اولین رئیس‌جمهوری نخواهد بود که از رأس نهاد نظامی به این منصب می‌رسد.
  • اولین فرد فؤاد شهاب بود که از سپتامبر 1958 تا 22 سپتامبر 1964 رئیس‌جمهوری شد. شهاب پیش از ریاست جمهوری، فرمانده ارتش و وزیر دفاع بود. او به دنبال انقلاب 1958 به عنوان جانشین رئیس‌جمهوری کمیل شمعون انتخاب شد. در دوره ریاست جمهوری‌اش، نقش دستگاه‌های امنیتی (دفتر دوم) تقویت شد، اما او اصلاحات گسترده‌ای در حوزه مدیریت انجام داد.
  • در دوران سیطره سوریه بر لبنان، امیل لحود، که از فرماندهی ارتش آمده بود، در نوامبر 1998 به عنوان رئیس‌جمهوری انتخاب شد. لحود تا نوامبر 2007 در این سمت باقی ماند، پس از آنکه سوری‌ها دوره او را برای یک دوره دوم در سال 2004 تمدید کردند. او بدون اینکه قدرت را به رئیس‌جمهوری جدیدی تحویل دهد، از کاخ بعبدا خارج شد زیرا پارلمان نتوانست جانشینی برای او انتخاب کند.
  • منصب ریاست جمهوری تا ماه مه 2008 خالی بود، زمانی که پارلمان فرمانده ارتش، میشل سلیمان، را مطابق توافق دوحه بین گروه‌های لبنانی به عنوان رئیس‌جمهوری انتخاب کرد. سلیمان تا ماه مه 2014 در این سمت باقی ماند و بدون اینکه جانشینی برای او انتخاب شود، کاخ را ترک کرد.
  • منصب ریاست جمهوری تا سال 2016 خالی ماند، تا اینکه یک فرمانده سابق ارتش مجدداً به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد. دوره ژنرال میشل عون تا سال 2022 ادامه داشت، دوره‌ای که شاهد فروپاشی گسترده کشور بود و خود عون هشدار داد که لبنان «در حال رفتن به جهنم است» اگر معجزه‌ای برای جلوگیری از آن رخ ندهد.



جشن‌های حوثی‌ها در صنعاء؛ فشار معیشتی بر مردم و مطالبه برای تأمین هزینه‌ها

حوثی‌ها میلیون‌ها دلار برای برنامه‌های بسیج عمومی و جشن‌های دارای ماهیت فرقه‌ای خود هزینه می‌کنند (EPA)
حوثی‌ها میلیون‌ها دلار برای برنامه‌های بسیج عمومی و جشن‌های دارای ماهیت فرقه‌ای خود هزینه می‌کنند (EPA)
TT

جشن‌های حوثی‌ها در صنعاء؛ فشار معیشتی بر مردم و مطالبه برای تأمین هزینه‌ها

حوثی‌ها میلیون‌ها دلار برای برنامه‌های بسیج عمومی و جشن‌های دارای ماهیت فرقه‌ای خود هزینه می‌کنند (EPA)
حوثی‌ها میلیون‌ها دلار برای برنامه‌های بسیج عمومی و جشن‌های دارای ماهیت فرقه‌ای خود هزینه می‌کنند (EPA)

نارضایتی‌ها در پایتخت یمن، صنعاء، که در کنترل حوثی‌هاست، همزمان با سالگرد تسلط این گروه بر شهر در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۴، رو به افزایش است. این در حالی است که حوثی‌ها خود را برای برگزاری برنامه‌ها و تجمع‌های گسترده آماده می‌کنند و خانواده‌ها و تاجران با شرایط دشوار اقتصادی و معیشتی روبه‌رو هستند.

منابع محلی و تاجران در صنعاء و دیگر شهرهای تحت کنترل این گروه می‌گویند آماده‌سازی‌ها برای این مناسبت با درخواست‌های مالی و غیرنقدی از صاحبان فروشگاه‌ها، بازرگانان و برخی مؤسسات همراه شده است تا در تأمین هزینه‌های این برنامه‌ها مشارکت کنند. این مسئله فشارهای تازه‌ای بر بخشی وارد می‌کند که پیش از این نیز با کاهش فعالیت اقتصادی و افت قدرت خرید روبه‌رو بوده است.

پیش از این، مطالعات و گزارش‌های یمنی وضع عوارض و دریافت مبالغی مرتبط با مناسبت‌های حوثی، از جمله سالگرد ۲۱ سپتامبر، را مستند کرده‌اند. این مبالغ از تجار، کارکنان و صاحبان کسب‌وکار دریافت شده و در برخی موارد نیز از واحدهای اقتصادی خواسته شده است متناسب با مناسبت‌هایی که این گروه برگزار می‌کند، فضای محل کار خود را به شکل ویژه‌ای تزئین کنند.

یمنی‌ها در مناطق تحت کنترل حوثی‌ها می‌گویند سالگرد ۲۱ سپتامبر برای آنان یادآور جنگ، شکاف و وخامت شرایط اقتصادی و انسانی است. اشاره آنان به تسلط این گروه بر صنعاء در سپتامبر ۲۰۱۴ و تحولات عمیق سیاسی، امنیتی و اقتصادی پس از آن است.

فروشندگان و رهگذران در یکی از بازارهای صنعاء (الشرق الأوسط)

تاجران در صنعاء گفتند طی روزهای گذشته از آنها خواسته شده است در تأمین هزینه برنامه‌های مرتبط با این مناسبت مشارکت کنند. آنها می‌گویند این درخواست‌ها در شرایطی مطرح شده که بسیاری از صاحبان کسب‌وکار با رکود بازار، کاهش تقاضا و افزایش هزینه‌های فعالیت اقتصادی روبه‌رو هستند.

آنها افزودند هرگونه پرداخت اضافی فشار بیشتری بر کسب‌وکارهایشان وارد می‌کند، به‌ویژه با انباشته شدن تعهدات مالی و کاهش قدرت خرید مصرف‌کنندگان. در همین حال، واحدهای کوچک اقتصادی برای حفظ فعالیت خود و تأمین هزینه‌های ضروری تلاش می‌کنند.

به گفته ساکنانی که با «الشرق الأوسط» گفت‌وگو کرده‌اند، بخش مهمی از انتقادهای عمومی متوجه اختصاص منابع به برنامه‌ها و تجمع‌ها و تزئین خیابان‌هاست، در حالی که نیازهای معیشتی و خدماتی در صدر اولویت‌های خانواده‌ها قرار دارد.

نادیده گرفتن مشکلات مردم

ساکنان صنعاء می‌گویند اولویت‌های آنها تأمین درآمد و پرداخت حقوق، بهبود خدمات آب، برق، نظافت، بهداشت و آموزش و همچنین کمک به خانواده‌هایی است که برای تأمین غذا و دارو با مشکل روبه‌رو هستند، نه هزینه کردن برای برنامه‌های حوثی‌ها که در طول سال متوقف نمی‌شوند.

به گفته شهروندان، نارضایتی فقط به میزان هزینه‌های مرتبط با مناسبت‌های حوثی محدود نمی‌شود، بلکه زمان صرف این هزینه‌ها نیز مورد انتقاد است، آن هم در شرایطی که هزینه‌های زندگی افزایش یافته، قدرت خرید کاهش پیدا کرده و نیازهای انسانی گسترش یافته است.

منتقدان می‌گویند پولی که برای سکوها، پوسترها، شعارها، سازماندهی تجمع‌ها و وسایل حمل‌ونقل هزینه می‌شود، می‌تواند به بخش‌هایی اختصاص یابد که مستقیماً با زندگی مردم ارتباط دارند، مانند بهداشت، آموزش، آب، نظافت و حمایت از خانواده‌های نیازمند.

نیروهای حوثی سوار بر یک خودروی امنیتی در صنعاء (EPA)

«جابر»، کارمند دولت در صنعاء، گفت: «ما بیش از هر چیز دیگری به حقوق نیاز داریم. خانواده اجاره‌خانه، غذا، دارو و هزینه‌های روزمره دارد. بنابراین وقتی می‌بینیم در شرایطی که نیازهای ما روی هم انباشته شده، برای جشن‌ها هزینه می‌شود، احساس خشم و نارضایتی شدیدی پیدا می‌کنیم.»

یک زن خانه‌دار از حومه صنعاء که خواست نامش فاش نشود، گفت: «مشکل در خود این مناسبت است که باعث شکل‌گیری شرایطی شد که امروز خانواده‌های یمنی نمی‌توانند نیازهای اولیه خود را تأمین کنند.» او افزود: «وقتی می‌بینیم خیابان‌ها، محله‌ها و مؤسسات تزئین شده‌اند و برای برنامه‌ها پول هزینه می‌شود، از خود می‌پرسیم چرا این مبالغ به خانواده‌های نیازمند اختصاص داده نمی‌شود.»

«سلیم»، کارگر روزمزد در صنعاء، نیز گفت: «ما روزمزد کار می‌کنیم و گاهی حتی به اندازه هزینه‌های خانه درآمد نداریم. برای ما اولویت، کار، درآمد و خدمات است، نه جشن گرفتن برای برنامه‌هایی که نه شکم را سیر می‌کنند و نه دردی را دوا.»

نیازهای انباشته

جشن حوثی‌ها برای سالگرد کودتای خود در شرایط دشوار اقتصادی و معیشتی در صنعاء و دیگر شهرهای تحت کنترل این گروه برگزار می‌شود. افزایش قیمت مواد غذایی و دارو، کاهش فرصت‌های شغلی، وخامت خدمات، انباشت بدهی‌ها و نامنظم بودن یا قطع حقوق بخش گسترده‌ای از کارکنان از جمله این مشکلات است.

این شرایط باعث شده است خانواده‌ها نسبت به هرگونه هزینه‌ای که از نظر آنها ارتباطی با نیازهای اساسی‌شان ندارد، حساس‌تر شوند، به‌ویژه در شرایطی که منابع درآمد کاهش یافته و دامنه فقر و نیازها گسترش پیدا کرده است.

فعالان و شهروندان می‌گویند تصاویر جشن‌ها و تجمع‌ها زمانی بیش از پیش موجب نارضایتی می‌شود که در کنار محله‌هایی قرار می‌گیرد که از وخامت خدمات رنج می‌برند و خانواده‌هایی که هر روز برای تأمین غذا و دارو تلاش می‌کنند.

بخشی از پرسش‌ها نیز بر منابع تأمین مالی این برنامه‌ها، حجم منابع اختصاص‌یافته به آنها و میزان انطباق این هزینه‌ها با اولویت‌های اقتصادی و انسانی مردم متمرکز است.

تجمع حوثی‌ها در صنعاء که رهبر این گروه برای اعلام همبستگی با ایران فراخوان داده بود (EPA)

مرکز مطالعات راهبردی صنعاء پیش‌تر در گزارش‌هایی سازوکارهای دریافت عوارض و مبالغ مرتبط با مناسبت‌هایی را که این گروه برگزار می‌کند، مستند کرده و گفته بود صاحبان کسب‌وکار و کارکنان با درخواست‌های مالی مرتبط با مناسبت‌های حوثی روبه‌رو شده‌اند.

یک مطالعه جدید درباره اقتصادی که این گروه اداره می‌کند، از تعدد منابع درآمدی و مبالغی خبر می‌دهد که در مناطق تحت کنترل حوثی‌ها دریافت می‌شود، از جمله کمک‌های نقدی و غیرنقدی مرتبط با تلاش جنگی و برنامه‌های بسیج عمومی. برآورد میزان این درآمدها همچنان میان منابع مختلف متفاوت است.

سالگرد «۲۱ سپتامبر» امسال در شرایطی برگزار می‌شود که یمن همچنان با بحران انسانی و اقتصادی روبه‌روست. همزمانی جشن‌ها با افزایش فشارهای معیشتی، میان ساکنان درباره اولویت‌های مالی در مناطق تحت کنترل این گروه پرسش‌هایی ایجاد کرده است.

حوثی‌ها تلاش می‌کنند این سالگرد را به عنوان مناسبتی سیاسی و نمادین و در تقویمی سالانه معرفی کنند، در حالی که مخالفان این گروه آن را یادآور تسلط حوثی‌ها بر صنعاء می‌دانند. مرکز مطالعات راهبردی صنعاء می‌گوید این گروه طی سال‌های گذشته از این مناسبت برای برگزاری کارزارهای رسانه‌ای و برنامه‌های عمومی با هدف تثبیت روایت سیاسی خود درباره رویدادهای سال ۲۰۱۴ استفاده کرده است.


مغرب و اسرائیل برای ارتقای سطح روابط دیپلماتیک توافق کردند

دیدار وزیران خارجه مغرب و اسرائیل که با میانجیگری آمریکا در نیویورک برگزار شد (وزارت خارجه اسرائیل)
دیدار وزیران خارجه مغرب و اسرائیل که با میانجیگری آمریکا در نیویورک برگزار شد (وزارت خارجه اسرائیل)
TT

مغرب و اسرائیل برای ارتقای سطح روابط دیپلماتیک توافق کردند

دیدار وزیران خارجه مغرب و اسرائیل که با میانجیگری آمریکا در نیویورک برگزار شد (وزارت خارجه اسرائیل)
دیدار وزیران خارجه مغرب و اسرائیل که با میانجیگری آمریکا در نیویورک برگزار شد (وزارت خارجه اسرائیل)

اسرائیل روز چهارشنبه اعلام کرد با مغرب برای ارتقای سطح نمایندگی دیپلماتیک و گشایش متقابل سفارتخانه‌ها توافق کرده است. این توافق پس از دیدار وزیران خارجه دو کشور در نیویورک و با میانجیگری آمریکا حاصل شد.

دو کشور در دسامبر ۲۰۲۰ از عادی‌سازی روابط خبر داده بودند. این اقدام در چارچوب توافق‌های ابراهیم انجام شد که در دوره نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ و با میانجیگری آمریکا به امضا رسید. این توافق‌ها همچنین به عادی‌سازی روابط میان اسرائیل و امارات متحده عربی، بحرین و سودان انجامید.

در بیانیه وزارت خارجه اسرائیل آمده است که گیدئون ساعر، وزیر خارجه این کشور، در نیویورک و به دعوت مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد، نشستی سه‌جانبه با ناصر بوریطه، وزیر خارجه مغرب، برگزار کرد.

در این بیانیه آمده است که سه کشور «بار دیگر بر تعهد خود به مجموعه‌ای از اقدامات برای تقویت روابط میان اسرائیل و مغرب از جمله ارتقای سطح دو نمایندگی دیپلماتیک متقابل به سطح سفارتخانه و تعیین دو سفیر تأکید کردند».

این بیانیه همچنین اعلام کرد که دو طرف درباره «افزایش پروازها میان اسرائیل و مغرب، به‌گونه‌ای که پروازهای شرکت‌های هواپیمایی مغربی را نیز شامل شود، توافق کردند و این اقدام قرار است تا پایان سال ۲۰۲۶ اجرایی شود».

دیدار وزیران خارجه مغرب و اسرائیل که با میانجیگری آمریکا در نیویورک برگزار شد (وزارت خارجه اسرائیل)

این بیانیه همچنین اعلام کرد که اسرائیل و مغرب «توافق کردند تا پایان سال ۲۰۲۶ دو توافق درباره حمایت از سرمایه‌گذاری‌ها و جلوگیری از مالیات مضاعف را نهایی کنند. این توافق‌ها به تسهیل سرمایه‌گذاری‌های متقابل و پیشبرد روابط اقتصادی و تجاری میان دو کشور و دو ملت کمک خواهد کرد.» همچنین دو طرف توافق کردند پیش از پایان سال ۲۰۲۶ توافق‌های اقتصادی میان دو کشور امضا کنند، شمار پروازهای مستقیم میان دو کشور را افزایش دهند و در ماه‌های آینده دیدارهای متقابل در سطح عالی برگزار کنند. این بیانیه اشاره‌ای به زمان گشایش دو سفارتخانه نکرد. مغرب نیز تاکنون واکنشی در این باره نشان نداده است.

نشست نیویورک یک روز پس از مراسمی برگزار شد که والتز به مناسبت ششمین سالگرد توافق‌های ابراهیم در محل اقامت خود برگزار کرده بود. نمایندگانی از امارات متحده عربی، بحرین، مغرب، قزاقستان، اسرائیل و آمریکا در این مراسم حضور داشتند.

وزیر خارجه اسرائیل در این مراسم گفت دوستی میان ملت‌های مغرب و یهود «ریشه‌های عمیقی در تاریخ دارد و میراثی غنی دارد. اعلامیه‌ای که امروز امضا کردیم، گام‌های عملی برای ارتقای روابط میان اسرائیل و مغرب را ترسیم می‌کند و در خدمت منافع دو ملت است و ما برای اجرای آن تلاش خواهیم کرد».

در بیانیه مشترکی که پس از این دیدار منتشر شد، آمده است: «برقراری روابط کامل، صلح‌آمیز و دوستانه دیپلماتیک میان اسرائیل و مغرب به نفع هر دو کشور است، به روند صلح کمک خواهد کرد و فرصت‌های جدیدی برای سراسر منطقه ایجاد می‌کند.» در این بیانیه همچنین تأکید شده است که دو کشور «به تقویت صلح و روابط دوستانه و تلاش برای تحقق چشم‌انداز صلح، رفاه و امنیت در منطقه و سراسر جهان متعهد هستند».

ساعر نیز در همین زمینه در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: «این گام‌های مهم روابط میان دو کشور را تقویت خواهد کرد. رابطه میان اسرائیل و مغرب مهم است و ظرفیت‌های زیادی برای مردم دو کشور دارد. از دوستان آمریکایی خود به دلیل مشارکت مهمشان در تقویت این رابطه تشکر می‌کنیم.»

اعلامیه سپتامبر ۲۰۲۶ بار دیگر موضوع ارتقای روابط به سطح سفارتخانه‌ها را مطرح کرده است؛ موضوعی که از زمان سفر یائیر لاپید، وزیر خارجه پیشین اسرائیل، به رباط در سال ۲۰۲۱ به‌طور آشکار مطرح شده بود. تفاوت این بار در آن است که اعلامیه اسرائیل از توافق دو طرف برای تبدیل دو نمایندگی به سفارتخانه و تعیین دو سفیر سخن می‌گوید، نه صرفاً از یک قصد یا رویکرد در آینده.

به گفته ناظران، این توافق ادامه نقش آمریکا در روند روابط مغرب و اسرائیل از زمان ازسرگیری این روابط در دسامبر ۲۰۲۰ را نشان می‌دهد.


وزیر کشور یمن در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط»: ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است

وزیر کشور یمن هشدار داد که ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است (ترکی العقیلی)
وزیر کشور یمن هشدار داد که ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است (ترکی العقیلی)
TT

وزیر کشور یمن در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط»: ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است

وزیر کشور یمن هشدار داد که ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است (ترکی العقیلی)
وزیر کشور یمن هشدار داد که ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است (ترکی العقیلی)

ابراهیم حیدان، سرلشکر ستاد و وزیر کشور یمن، درباره تلاش‌های ایران برای تبدیل تنگه باب‌المندب و جزایر و سواحل پیرامون آن به منطقه‌ای با نفوذ نظامی بلندمدت هشدار داد. او گفت تهران در پی انتقال تجربه «نظامی‌کردن گذرگاه‌های دریایی» است که در تنگه هرمز توسعه داده و آن را به دریای سرخ منتقل کند. او همچنین از فعالیت کارشناسان سپاه پاسداران ایران برای توسعه توانمندی‌های حوثی‌ها و ساخت استحکامات، اتاق‌های عملیات و تأسیسات مرتبط با موشک‌ها، پهپادها و قایق‌های هدایت‌شونده خبر داد.

حیدان در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط» گفت خطر تنها به تهدیدهای کنونی محدود نمی‌شود، بلکه به «آنچه برای آینده در حال پایه‌گذاری است» نیز گسترش می‌یابد. او هشدار داد که ادامه کنترل حوثی‌ها بر مناطق راهبردی می‌تواند به ایران اهرم فشاری مؤثر بر یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های دریایی بین‌المللی بدهد و زمینه را برای مرتبط‌کردن عرصه یمن با شاخ آفریقا از طریق شبکه‌های قاچاق و گروه‌های مسلح فراهم کند.

این اظهارات پس از آن مطرح می‌شود که نیروهای دولتی مواضع گسترده‌ای را در ساحل غربی به نفع گروه حوثی از دست دادند. حوثی‌ها در حمله‌ای که از ۳ تا ۱۱ سپتامبر ادامه داشت، توانستند حیس، الخوخه، المخا و بندر آن را به کنترل خود درآورند و تا باب‌المندب، جزیره میون و دیگر جزایر یمن در جنوب دریای سرخ پیشروی کنند.

وزیر کشور یمن از افزایش سطح آمادگی امنیتی در عدن، لحج و مناطق واقع در پشت خطوط درگیری پس از تحولات نظامی در المخا و ساحل غربی خبر داد و تأکید کرد که میان وزارتخانه‌های دفاع و کشور از طریق یک اتاق عملیات مشترک هماهنگی وجود دارد تا از نفوذ عناصر و هسته‌ها و سوءاستفاده از موج‌های آوارگی برای ایجاد رخنه‌های امنیتی جلوگیری شود.

«نظامی‌کردن» باب‌المندب

وزیر کشور یمن تحولات اخیر را در چارچوبی گسترده‌تر قرار داد و گفت یمن «بخشی از منظومه امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی» است و با توجه به وجود تنگه باب‌المندب، آنچه در این کشور رخ می‌دهد به‌سرعت بر جهان تأثیر می‌گذارد.

ویرانی گسترده در بندر المخا در پی هدف قرار گرفتن آن از سوی حوثی‌ها پیش از تصرف بندر (گتی)

او توضیح داد که از دیدگاه او، خطر اصلی در تلاش برای ایجاد یک زیرساخت نظامی درازمدت در منطقه است. او گفت کارشناسان مرتبط با سپاه پاسداران، تجربه و راهنمایی لازم برای مدیریت عملیات و توسعه توانمندی‌های نظامی را در اختیار حوثی‌ها قرار می‌دهند.

سرلشکر حیدان افزود این تلاش‌ها شامل ایجاد «توانمندی‌ها، استحکامات، پایگاه‌ها، اتاق‌های عملیات و غارهایی است که برای ساخت پهپادها و قایق‌های هدایت‌شونده و توسعه موشک‌ها استفاده می‌شوند» و این اقدامات در جغرافیای باب‌المندب، جزایر، سواحل و ارتفاعات پیرامون آن انجام می‌شود.

وزیر کشور یمن گفت هدف، فراهم‌کردن امکان «انتقال تجربه نظامی‌کردن گذرگاه‌های دریایی» از سوی ایران است، تجربه‌ای که تهران در تنگه هرمز به کار گرفته و اکنون می‌تواند به باب‌المندب منتقل شود؛ اقدامی که ممکن است این تنگه را از یک گذرگاه بین‌المللی باز به اهرمی برای نفوذ و فشار تبدیل کند که در آینده قابل استفاده باشد.

او هشدار داد که نباید پیام‌های اطمینان‌بخش ایران و حوثی‌ها درباره امنیت کشتیرانی را تضمین‌های کافی تلقی کرد و گفت این پیام‌ها به حوثی‌ها فرصت بیشتری برای توسعه سامانه‌های نظامی و استحکامات خود در منطقه می‌دهد.

میون... جزیره لارک ایران!

وزیر کشور یمن همچنین درباره سناریویی مشخص‌تر در ارتباط با جزایر دریای سرخ هشدار داد و گفت دادن زمان بیشتر به حوثی‌ها می‌تواند به آنها اجازه دهد پایگاه‌ها، مخفیگاه‌ها و غارهای مستحکم، در کنار یک سامانه پیشرفته برای رصد، رهگیری و ایجاد اختلال، ایجاد کنند.

او به احتمال تبدیل جزیره میون، واقع در قلب باب‌المندب، به محلی با کارکرد نظامی مشابه جزیره لارک ایران در تنگه هرمز اشاره کرد و گفت جزیره‌های زقر و حنیش، در کنار ارتفاعات و سواحل امتداد‌یافته در دریای سرخ، در صورت تثبیت حضور حوثی‌ها در تنگه، می‌توانند بخشی از «یک منظومه نظامی یکپارچه» شوند.

منطقه عملیاتی در مسیر تعز ـ المخا که نیروهای مسلح یمن تعیین کرده‌اند (سبأ)

از دریای سرخ تا شاخ آفریقا

سرلشکر ابراهیم حیدان خطرات را به باب‌المندب محدود نکرد و هشدار داد که کنترل این تنگه از سوی حوثی‌ها، به گفته او، زمینه گسترده‌تری برای «سپاه پاسداران» فراهم می‌کند تا عرصه یمن را به دریای سرخ و شاخ آفریقا مرتبط کند.

او توضیح داد که می‌توان از شبکه‌های قاچاق و گذرگاه‌های دریایی برای انتقال سلاح، تجهیزات و تجربیات و توسعه توانمندی‌های نظامی و لجستیکی حوثی‌ها استفاده کرد. به گفته او، این شبکه‌ها همچنین می‌توانند برای گسترش کانال‌های ارتباطی با گروه‌های مسلح و سازمان‌های تروریستی فعال در شاخ آفریقا به کار گرفته شوند. او به‌طور مشخص به جنبش «الشباب» سومالی اشاره کرد.

وزیر کشور یمن هشدار داد که ممکن است توانمندی‌های این گروه‌ها با توانمندی‌های حوثی‌ها و شبکه‌های «سپاه پاسداران» در هم ادغام شود؛ اقدامی که به گفته او می‌تواند باب‌المندب را به «نقطه اتکایی برای نفوذ ایران با ابزارها و عرصه‌های متعدد» تبدیل کند و در صورت وقوع هرگونه تشدید تنش منطقه‌ای، اهرمی راهبردی در اختیار تهران قرار دهد.

گارد ساحلی به حمایت فوری نیاز دارد

وزیر کشور یمن در مواجهه با این چالش‌ها بر ادامه مقابله نیروهای دولتی با حوثی‌ها، تلاش برای بازپس‌گیری مناطق و تأمین امنیت آنها تأکید کرد و به‌طور ویژه بر اهمیت مقابله با قاچاق تأکید داشت؛ قاچاقی که او آن را یکی از شریان‌های اصلی تأمین مالی و تجهیزات حوثی‌ها توصیف کرد.

سرلشکر حیدان گفت نیروهای گارد ساحلی یمن به حمایت تخصصی و فوری نیاز دارند. (ترکی العقیلی)

او گفت نیروهای گارد ساحلی یمن با وجود محدودیت امکانات، وظایف خود را انجام می‌دهند، اما به «حمایت تخصصی و فوری» کشورهای برادر و دوست نیاز دارند. این حمایت باید شامل تجهیزات نظارت و شناسایی دریایی، سامانه‌های رهگیری و رصد، قایق‌ها و تجهیزات مدرن و همچنین تقویت توانمندی‌های اطلاعاتی لازم برای شناسایی شبکه‌های قاچاق، رهگیری مسیرهای آنها و توقیف محموله‌هایشان باشد.

حیدان تأکید کرد مسئولیت حفاظت از باب‌المندب و مقابله با قاچاق دیگر تنها مسئله‌ای داخلی و مربوط به یمن نیست. او گفت «امنیت کشتیرانی و خطوط تجارت بین‌المللی از حاکمیت دولت بر سرزمین و آب‌هایش آغاز می‌شود» و مقابله با تهدیدها به حمایت منطقه‌ای و بین‌المللی از دولت یمن و تقویت توانمندی‌های آن نیاز دارد.

تقویت امنیت عدن و لحج

در ارتباط با پیامدهای داخلی تحولات نظامی اخیر، وزیر کشور یمن از تقویت حضور نیروهای امنیتی در ورودی‌های استان لحج، پایتخت موقت عدن و مناطق مجاور خبر داد. این اقدام همزمان با موج آوارگی پس از تحولات ساحل غربی انجام شده است.

او توضیح داد که وزارت کشور با توجه به اینکه تحولات اخیر فراتر از محدوده جبهه‌های نظامی است، همزمان برای حفاظت از غیرنظامیان آواره و افزایش سطح آمادگی امنیتی، بر اساس برنامه‌هایی که از پیش برای سناریوهای مختلف تدوین شده بود، اقدام کرده است.

او گفت اقدامات انجام‌شده با هدف ایجاد توازن میان حفاظت از آوارگان و جلوگیری از سوءاستفاده حوثی‌ها از جابه‌جایی آنها «برای اهداف امنیتی یا اجرای عملیات نفوذ و رخنه» صورت می‌گیرد.

او افزود مقام‌های مسئول سطح هماهنگی و تبادل اطلاعات میان دستگاه‌های امنیتی، مقام‌های محلی و یگان‌های نظامی را افزایش داده‌اند و در کنار آن، فعالیت‌های اطلاعاتی پیشگیرانه برای جلوگیری از ورود عناصر یا اجرای اقدامات خرابکارانه علیه مناطق آزادشده تشدید شده است.

اتاق عملیات مشترک

سرلشکر حیدان از هماهنگی میان وزارتخانه‌های دفاع و کشور از طریق «اتاق عملیات مشترک» خبر داد و توضیح داد که فعالیت این اتاق شامل یکسان‌سازی ارزیابی وضعیت، تعیین مسئولیت‌ها و تسریع واکنش به تحولات میدانی است.

او افزود دستگاه‌های امنیتی و نظامی کانال‌های ارتباطی و تبادل اطلاعات را تقویت کرده‌اند و تمرکز آنها بر خطوط تماس، جاده‌ها و مناطقی است که ممکن است برای نفوذ، انتقال عناصر و هسته‌ها یا انتقال سلاح و مواد منفجره مورد استفاده قرار گیرد.

او در عین حال تأکید کرد برخورد با آوارگان بر این مبناست که آوارگی «در درجه نخست یک مسئله انسانی» است، اما در عین حال به مدیریت دقیق امنیتی نیاز دارد تا از استفاده از آن به عنوان پوششی برای ورود عناصر یا هسته‌ها به مناطق آزادشده جلوگیری شود.

هسته‌های خفته و قاچاق

وزیر کشور یمن در پاسخ به پرسشی درباره ماهیت تهدیدهایی که دستگاه‌های امنیتی در حال حاضر با آن مواجه‌اند، به تلاش‌ها برای نفوذ و رخنه و احتمال سوءاستفاده از جابه‌جایی آوارگان برای پنهان‌کردن عناصر یا انتقال اطلاعات و ابزارهای مورد استفاده در اقدامات خرابکارانه اشاره کرد. او همچنین از خطر هسته‌های خفته، شبکه‌های قاچاق و جرایم سازمان‌یافته سخن گفت.

سرلشکر ابراهیم حیدان توضیح داد اقدامات امنیتی تشدیدشده در عدن و لحج تا حد زیادی «پیشگیرانه و پیش‌دستانه» بوده و هدف آن جلوگیری از تبدیل فشار نظامی در جبهه‌ها به ناآرامی‌های امنیتی در داخل شهرهاست، در حالی که ملاحظات انسانی در برخورد با آوارگان نیز حفظ می‌شود.

المخا، «آزمونی عملی»

وزیر کشور یمن رویدادهای المخا را «آزمونی عملی و مستقیم» برای میزان آمادگی نهاد امنیتی و برنامه‌هایی دانست که وزارت کشور برای برخورد با تحولات نظامی تدوین کرده است.

او توضیح داد که این برنامه‌ها از ابتدا سناریوهای پیشروی و عقب‌نشینی، تغییر خطوط درگیری، گسترش جابه‌جایی آوارگان و افزایش فشار بر استان‌های واقع در پشت جبهه‌ها را در نظر گرفته بودند.

حیدان تأکید کرد حفاظت از جبهه داخلی مأموریتی نیست که تنها به یک تحول نظامی ناگهانی مربوط باشد، بلکه «بخشی اساسی و دائمی» از فعالیت وزارت کشور است. او از بازتوزیع منابع و استقرار نیروهای امنیتی متناسب با تحولات میدانی و تقویت جریان اطلاعات میان دستگاه‌های امنیتی، مقام‌های محلی و نیروهای نظامی خبر داد.

«همکاری» با گروه‌های تروریستی

همزمان با تهدید حوثی‌ها، وزیر کشور یمن هشدار داد سازمان‌های تروریستی، شبکه‌های قاچاق و جرایم سازمان‌یافته ممکن است از گسترش جنگ، تغییر خطوط درگیری و جابه‌جایی دوباره نیروها برای ایجاد خلأهای امنیتی سوءاستفاده کنند.

سرلشکر حیدان از وجود «همکاری متقابل» میان حوثی‌ها و این شبکه‌ها و گروه‌ها سخن گفت و افزود این مسئله تنها به تحولات اخیر مربوط نمی‌شود، بلکه به مراحل پیشین درگیری بازمی‌گردد. او به ارتباطاتی با جنبش «الشباب» در سومالی اشاره کرد.

او تأکید کرد دستگاه‌های امنیتی تهدید حوثی‌ها، تروریسم، جرایم سازمان‌یافته و قاچاق را پرونده‌هایی جدا از یکدیگر نمی‌دانند، بلکه آنها را «یک منظومه امنیتی واحد» تلقی می‌کنند. به گفته وزیر کشور، این وضعیت مستلزم افزایش آمادگی، تقویت حضور نیروها در مناطق حساس و تشدید نظارت بر گذرگاه‌ها، جاده‌ها و مسیرهای قاچاق است تا تحولات نظامی به بحران امنیتی گسترده‌تری تبدیل نشود.