دست نتانیاهو در لبنان پس از پیروزی ترامپ بازتر می شود؟


ستون دود بر فراز ضاحیه جنوبی بیروت پس از یکی از حملات هوایی اسرائیل (فرانس پرس)
ستون دود بر فراز ضاحیه جنوبی بیروت پس از یکی از حملات هوایی اسرائیل (فرانس پرس)
TT

دست نتانیاهو در لبنان پس از پیروزی ترامپ بازتر می شود؟


ستون دود بر فراز ضاحیه جنوبی بیروت پس از یکی از حملات هوایی اسرائیل (فرانس پرس)
ستون دود بر فراز ضاحیه جنوبی بیروت پس از یکی از حملات هوایی اسرائیل (فرانس پرس)

لبنانی ها منتظر پیامدهای پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و سیاست او برای حل بحران های منطقه و نحوه عمل به وعده هایش برای پایان دادن به جنگ ها در اوکراین و خاورمیانه هستند. ناظران معتقدند که راهکارهایی که رئیس جمهور منتخب آمریکا ارایه خواهد داد «یک شبه» به نتیجه نمی رسند و راهکارهای ترامپ «به ضرر اسرائیل نخواهند بود بلکه دست اسرائیل در اقدامات نظامی قبل از نشستن پای میز مذاکرات و گفتگو درباره راهکارها باز خواهد بود».
ترامپ در سخنرانی اعلام پیروزی اش درباره برنامه اش برای پایان دادن به جنگ ها چیزی نگفت و خیلی مختصر به این موضوع اشاره کرد. فارس سعید نماینده سابق پارلمان لبنان و رئیس گروه «لقاء سیده الجبل» گفت «پیروزی ترامپ نقطه عطفی در جهان به خصوص در مناطق پرتنش مثل اوکراین و خاورمیانه است. بر کسی پوشیده نیست که ترامپ به حمایت از بنیامین نتانیاهو و راست افراطی در اسرائیل شاید با شتاب بیشتری ادامه خواهد داد».
سعید در گفتگو با «الشرق الاوسط» معتقد است «انتخاب ترامپ باعث افزایش شتاب عملیات نظامی در جبهه لبنان و اسرائیل می شود و دست نتانیاهو را برای پیروزی نهایی عملیات نظامی اش بازتر می کند و قدرت چانه زنی اسرائیل در مرحله بعدی تقویت می شود».
او خاطر نشان کرد «به نظرم پرونده قطعنامه های ۱۷۰۱ و ۱۵۵۹ بسته شدند و به عبارت دیگر به سمت و سویی داریم می رویم که نباید سلاح در لبنان در دست نهاد مجری قانون بماند».

قطعنامه ۱۷۰۱ پایه اصلی برای رسیدن به توافق آتش بس در جبهه لبنان و اسرائیل است و لبنانی ها نگرانند که مبادا این قطعنامه نادیده گرفته شود و وضع نظامی و امنیتی جدید و غیر قابل تحمل به لبنان تحمیل گردد. فارس سعید نماینده پیشین افزود «خواسته ترامپ این خواهد بود که تمام اسلحه ها باید در چارچوب قانونی و دست دولت لبنان باشد. به نظرم دولت جدید آمریکا برای تبلور یک حاکمیت سیاسی جدید و یکپارچه در لبنان تلاش خواهد کرد و این حکومت باید توان اجرای اقداماتی که پس از پیروزی ترامپ تحمیل خواهد شد را داشته باشد و البته در این میان دست نتانیاهو در منطقه بازتر می شود».

سعید گفت هر گونه توافق سیاسی در لبنان «بدون هزینه نخواهد بود. این توافق سیاسی شاید تحولات را پرشتاب تر کند». او اظهار داشت «بهتر است که (حزب الله) متقاعد شود که باید طبق قانون اساسی لبنان تسلیحاتش را به دولت لبنان بدهد چون در غیر این صورت (حزب الله) مجبور خواهد شد اسلحه خود را طبق موازنه قدرتی که در منطقه تحمیل خواهد شد واگذار کند».

انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در کانون توجه گسترده مردم و مقامات رسمی لبنان قرار داشتند و آنها میتینگ های انتخاباتی و کارزارهای انتخاباتی دونالد ترامپ و کاملا هریس و شمارش آرا و اعلام نتیجه را لحظه به لحظه دنبال کردند چرا که نتیجه این انتخابات پیامدهای قابل توجهی بر وضع داخلی لبنان خواهد داشت.

خلدون الشریف فعال سیاسی لبنانی گفت «ما به عنوان مردم لبنان تمام اظهارات ترامپ پیش از پیروزی اش در انتخابات را دنبال کردیم. او به آمریکایی های لبنانی تبار نامه نوشته و وعده داد که صلح را در اسرع وقت به لبنان بازمی گرداند. مسعد بولس مشاور لبنانی الاصل ترامپ نقش برجسته و مهمی در توجه به وضع لبنان داشته و خواهد داشت و شاید بولس محرک دولت آمریکا در دوران ترامپ برای توجه به لبنان باشد».
الشریف در ادامه گفتگو با «الشرق الاوسط» اظهار کرد «دولت دموکرات آمریکا در یک سال و اندی که از جنگ غزه گذشت و در چند ماهی که اسرائیل به جان لبنان افتاد مساله آتش بس را جدی دنبال نکرد و نیز نتوانست نتانیاهو را ملزم به پایبندی به هر گونه ابتکار عمل ولو ابتکار عمل کاخ سفید درباره غزه در ماه مه ۲۰۲۴ و نه ابتکار عمل مشترک بین آمریکا و فرانسه درباره آتش بس سه هفته ای در ماه سپتامبر در لبنان بکند».
او خاطر نشان کرد «دولت بایدن گویی وقت تلف می کرد تا نتانیاهو برنامه اش را پیش ببرد».
حالا همه منتظرند تا دونالد ترامپ تیم کاری اش را انتخاب کند و بار دیگر ۲۰ ژانویه به کاخ سفید بازگردد.
خلدون تاکید کرد «مردم و دولت و احزاب لبنانی به دنبال آتش بس و اجرای همه بنود قطعنامه ۱۷۰۱ و انتخاب رئیس جمهور با توافق ملی و تشکیل دولت اصلاحات محور واقعی با عملکرد شفاف و صادقانه و مورد اعتماد کشورهای عربی هستند. دولتی که بتواند روابط لبنان را با کشورهای جهان ترمیم کند. کشور کوچک لبنان باید دوستان زیاد و دشمنان اندک داشته باشد و لو تنها دشمن آن اسرائیل باشد».
الشریف گفت «دولت های آمریکایی پیاپی پس از استقلال لبنان تا به امروز توجه حداقلی به لبنان نداشتند و این مایه تاسف است».

او یادآور شد «امروز جنگ ویرانگر به جان لبنان افتاده و امید لبنانی ها به پایان این جنگ و آغاز بازسازی کشور و بازگشت لبنان به محیط منطقه ای و بین المللی است. شاید ترامپ قبل از ورود به دفترش در کاخ سفید بتواند به وعده خود عمل کرده و جنگ ها را پایان دهد».

دست نتانیاهو در لبنان پس از پیروزی ترامپ بازتر می شود؟

ستون دود بر فراز ضاحیه جنوبی بیروت پس از یکی از حملات هوایی اسرائیل (فرانس پرس)

بیروت: یوسف دیاب
لبنانی ها منتظر پیامدهای پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و سیاست او برای حل بحران های منطقه و نحوه عمل به وعده هایش برای پایان دادن به جنگ ها در اوکراین و خاورمیانه هستند. ناظران معتقدند که راهکارهایی که رئیس جمهور منتخب آمریکا ارایه خواهد داد «یک شبه» به نتیجه نمی رسند و راهکارهای ترامپ «به ضرر اسرائیل نخواهند بود بلکه دست اسرائیل در اقدامات نظامی قبل از نشستن پای میز مذاکرات و گفتگو درباره راهکارها باز خواهد بود».
ترامپ در سخنرانی اعلام پیروزی اش درباره برنامه اش برای پایان دادن به جنگ ها چیزی نگفت و خیلی مختصر به این موضوع اشاره کرد. فارس سعید نماینده سابق پارلمان لبنان و رئیس گروه «لقاء سیده الجبل» گفت «پیروزی ترامپ نقطه عطفی در جهان به خصوص در مناطق پرتنش مثل اوکراین و خاورمیانه است. بر کسی پوشیده نیست که ترامپ به حمایت از بنیامین نتانیاهو و راست افراطی در اسرائیل شاید با شتاب بیشتری ادامه خواهد داد».
سعید در گفتگو با «الشرق الاوسط» معتقد است «انتخاب ترامپ باعث افزایش شتاب عملیات نظامی در جبهه لبنان و اسرائیل می شود و دست نتانیاهو را برای پیروزی نهایی عملیات نظامی اش بازتر می کند و قدرت چانه زنی اسرائیل در مرحله بعدی تقویت می شود».
او خاطر نشان کرد «به نظرم پرونده قطعنامه های ۱۷۰۱ و ۱۵۵۹ بسته شدند و به عبارت دیگر به سمت و سویی داریم می رویم که نباید سلاح در لبنان در دست نهاد مجری قانون بماند».

قطعنامه ۱۷۰۱ پایه اصلی برای رسیدن به توافق آتش بس در جبهه لبنان و اسرائیل است و لبنانی ها نگرانند که مبادا این قطعنامه نادیده گرفته شود و وضع نظامی و امنیتی جدید و غیر قابل تحمل به لبنان تحمیل گردد. فارس سعید نماینده پیشین افزود «خواسته ترامپ این خواهد بود که تمام اسلحه ها باید در چارچوب قانونی و دست دولت لبنان باشد. به نظرم دولت جدید آمریکا برای تبلور یک حاکمیت سیاسی جدید و یکپارچه در لبنان تلاش خواهد کرد و این حکومت باید توان اجرای اقداماتی که پس از پیروزی ترامپ تحمیل خواهد شد را داشته باشد و البته در این میان دست نتانیاهو در منطقه بازتر می شود».

سعید گفت هر گونه توافق سیاسی در لبنان «بدون هزینه نخواهد بود. این توافق سیاسی شاید تحولات را پرشتاب تر کند». او اظهار داشت «بهتر است که (حزب الله) متقاعد شود که باید طبق قانون اساسی لبنان تسلیحاتش را به دولت لبنان بدهد چون در غیر این صورت (حزب الله) مجبور خواهد شد اسلحه خود را طبق موازنه قدرتی که در منطقه تحمیل خواهد شد واگذار کند».

انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در کانون توجه گسترده مردم و مقامات رسمی لبنان قرار داشتند و آنها میتینگ های انتخاباتی و کارزارهای انتخاباتی دونالد ترامپ و کاملا هریس و شمارش آرا و اعلام نتیجه را لحظه به لحظه دنبال کردند چرا که نتیجه این انتخابات پیامدهای قابل توجهی بر وضع داخلی لبنان خواهد داشت.

خلدون الشریف فعال سیاسی لبنانی گفت «ما به عنوان مردم لبنان تمام اظهارات ترامپ پیش از پیروزی اش در انتخابات را دنبال کردیم. او به آمریکایی های لبنانی تبار نامه نوشته و وعده داد که صلح را در اسرع وقت به لبنان بازمی گرداند. مسعد بولس مشاور لبنانی الاصل ترامپ نقش برجسته و مهمی در توجه به وضع لبنان داشته و خواهد داشت و شاید بولس محرک دولت آمریکا در دوران ترامپ برای توجه به لبنان باشد».
الشریف در ادامه گفتگو با «الشرق الاوسط» اظهار کرد «دولت دموکرات آمریکا در یک سال و اندی که از جنگ غزه گذشت و در چند ماهی که اسرائیل به جان لبنان افتاد مساله آتش بس را جدی دنبال نکرد و نیز نتوانست نتانیاهو را ملزم به پایبندی به هر گونه ابتکار عمل ولو ابتکار عمل کاخ سفید درباره غزه در ماه مه ۲۰۲۴ و نه ابتکار عمل مشترک بین آمریکا و فرانسه درباره آتش بس سه هفته ای در ماه سپتامبر در لبنان بکند».
او خاطر نشان کرد «دولت بایدن گویی وقت تلف می کرد تا نتانیاهو برنامه اش را پیش ببرد».
حالا همه منتظرند تا دونالد ترامپ تیم کاری اش را انتخاب کند و بار دیگر ۲۰ ژانویه به کاخ سفید بازگردد.
خلدون تاکید کرد «مردم و دولت و احزاب لبنانی به دنبال آتش بس و اجرای همه بنود قطعنامه ۱۷۰۱ و انتخاب رئیس جمهور با توافق ملی و تشکیل دولت اصلاحات محور واقعی با عملکرد شفاف و صادقانه و مورد اعتماد کشورهای عربی هستند. دولتی که بتواند روابط لبنان را با کشورهای جهان ترمیم کند. کشور کوچک لبنان باید دوستان زیاد و دشمنان اندک داشته باشد و لو تنها دشمن آن اسرائیل باشد».
الشریف گفت «دولت های آمریکایی پیاپی پس از استقلال لبنان تا به امروز توجه حداقلی به لبنان نداشتند و این مایه تاسف است».

او یادآور شد «امروز جنگ ویرانگر به جان لبنان افتاده و امید لبنانی ها به پایان این جنگ و آغاز بازسازی کشور و بازگشت لبنان به محیط منطقه ای و بین المللی است. شاید ترامپ قبل از ورود به دفترش در کاخ سفید بتواند به وعده خود عمل کرده و جنگ ها را پایان دهد».



مراسم تجدید بیعت با ولیعهد برای سعودی‌ها چه معنایی دارد؟

شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود
شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود
TT

مراسم تجدید بیعت با ولیعهد برای سعودی‌ها چه معنایی دارد؟

شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود
شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود

ولیعهد رؤیاهای پادشاه را به واقعیت تبدیل کرد و به شکلی آن را محقق ساخت که عربستان امروز را به چیزی متفاوت بدل کرده است

با فرا رسیدن هشتمین سالگرد بیعت شاهزاده محمد بن سلمان به‌عنوان ولیعهد، زمان اندکی درنگ می‌کند تا بر مرحله‌ای بی‌سابقه در تاریخ سعودی گواهی دهد. در روز ۲۱ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۶ رمضان ۱۴۳۸ هـ)، فرمان پادشاه سلمان برای انتخاب شاهزاده محمد به این منصب صادر شد و در آن شب مبارک، سعودی‌ها با ولیعهد بیعت کردند.
این لحظه‌ای سرنوشت‌ساز در تاریخ سعودی بود که در آن، این رهبر استثنایی آشکار شد؛ شخصیتی که آرزوهای ملت خود را همراه با میراث و تاریخ پرافتخار، جایگاه جهانی و وزن تمدنی آن بر دوش گرفت.
سعودی‌ها از طریق بیعت، به ویژگی منحصربه‌فرد نظام سیاسی خود و اصالت اسلامی آن می‌نگرند و مشروعیت قانون اساسی کشور را که بر پذیرش و رضایت مردمی استوار است، تأیید می‌کنند؛ مشروعیتی که در عمق وجدان ملت و حاکمان سعودی ریشه دارد. این رابطه، بنیان مستحکم قرارداد اجتماعی سعودی را تثبیت می‌کند و درعین‌حال، دستاوردهای دولت مدرن خود و گام‌های استوار آن به‌سوی آینده را به یاد می‌آورند.
انتخاب شاهزاده محمد بن سلمان به‌عنوان ولیعهد، سرآغاز مرحله‌ای جدید بود که در آن، نوسازی با بلندپروازی و برنامه‌ریزی جسورانه با تلاش خستگی‌ناپذیر درهم‌آمیخت. این تصمیم، صرفاً یک انتقال سیاسی نبود، بلکه پاسخی ضروری به نیاز رهبری‌ای بود که دیدگاهی متفاوت دارد، بر اراده استوار است و معتقد است که آینده ساخته می‌شود، نه اینکه صرفاً منتظر آن ماند.
شاهزاده محمد بن سلمان توانایی‌های استثنایی و مهارت‌های رهبری برجسته‌ای از خود نشان داد که او را به بهترین گزینه برای ولایت‌عهدی، دومین منصب مهم پس از پادشاه، تبدیل کرد؛ منصبی که نماد ثبات، استحکام پایه‌های سلطنت و تداوم سلسله حاکم است. او همچنین ریاست هیئت وزیران و شورای امور سیاسی و امنیتی را بر عهده دارد؛ شورایی که مسئول سیاست‌ها و راهبردهای امنیت ملی و سیاست داخلی و خارجی کشور است. علاوه بر این، او ریاست شورای امور اقتصادی و توسعه را نیز به عهده دارد که مسئول پرونده‌های اقتصادی، مالی، سرمایه‌گذاری و توسعه‌ای، ازجمله بخش‌های آموزش، بهداشت و خدمات است. بنابراین، او بر تدوین سیاست‌ها و راهبردهای تمام بخش‌های دولتی نظارت دارد و اجرای آن‌ها را پیگیری می‌کند.
فراموش نشدنی است که او معمار «چشم‌انداز ۲۰۳۰ سعودی» است؛ کسی که اهداف آن را تعیین کرد و بر حسن اجرای برنامه‌ها و پروژه‌های آن نظارت دارد.
تمامی این مسئولیت‌های اجرایی که پادشاه به ولیعهد سپرده بود، در سپتامبر ۲۰۲۲ (ربیع‌الأول ۱۴۴۴ هـ) با انتصاب او به ریاست هیئت وزیران، به اوج خود رسید. این نخستین باری در ۶۰ سال گذشته بود که پادشاه، رئیس هیئت وزیران نبود. بررسی جزئیات حقوقی و تاریخی این فرمان سلطنتی ممکن است طولانی باشد، اما نکته مهم، اعتماد کامل و تفویض مطلق اختیارات از سوی پادشاه به ولیعهد برای اداره تمامی این مسئولیت‌ها و رسیدگی به حجم گسترده‌ای از پرونده‌ها است؛ موضوعی که در اندازه دستاوردهای محقق‌شده منعکس می‌شود.
ولیعهد، دیدگاه‌های پادشاه را به واقعیتی ملموس تبدیل کرده و به شیوه‌ای شگفت‌انگیز، سعودی امروز را به کشوری متفاوت بدل کرده است. بااین‌حال، این تغییر به‌عنوان انقطاع از مراحل پیشین نیست، بلکه تداوم آن‌ها محسوب می‌شود و ثبات در اصول و مبانی تأسیس دولت، اتکا بر میراث تاریخی و عمق تمدنی آن را نشان می‌دهد.

شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود

جامعیت چشم‌انداز

هنگامی که به اعلام چشم‌انداز ۲۰۳۰ سعودی در آوریل ۲۰۱۶ (رجب ۱۴۳۷ هـ) نگاه می‌کنیم، این پرسش مطرح می‌شود: آیا سعودی‌ها انتظار این همه دستاورد را داشتند؟ پاسخ مستقیم: خیر. بسیاری از ناظران و تحلیلگران در زمان اعلام این چشم‌انداز، تنها بر ابعاد اقتصادی آن تمرکز کردند و از این نکته غافل شدند که این چشم‌انداز، یک پروژه‌ نوسازی جامع و برنامه‌ای اصلاحی فراگیر در تمامی ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سایر حوزه‌هاست.
با گذشت زمان، ویژگی‌های این چشم‌انداز بیش از پیش آشکار شد و دستاوردهای امروز در تمامی سطوح، گواه این امر است. اگر تنها به بخشی از آنچه در یک سال اخیر تحقق یافته، نگاه کنیم، بزرگی این موفقیت‌ها را درک خواهیم کرد.
- سعودی رتبه اول جهانی را در شاخص اعتماد ادلمن ۲۰۲۴ (گزارش اعتماد) از نظر میزان اعتماد شهروندان به دولت خود کسب کرد.
- رتبه دوم جهانی در شاخص تحول فناوری شرکت‌ها.
- رتبه چهارم جهانی در شاخص توسعه دولت الکترونیک و خدمات دیجیتال سازمان ملل.
- نرخ بیکاری در میان سعودی‌ها در سال ۲۰۲۴ به ۷.۱ درصد کاهش یافت، که به سطح هدف‌گذاری‌شده در چشم‌انداز ۲۰۳۰ (۷ درصد) بسیار نزدیک است.
- درصد مالکیت مسکن در میان خانواده‌های سعودی به ۶۳.۷ درصد افزایش یافت، که در حال نزدیک شدن به هدف ۷۰ درصدی تا سال ۲۰۳۰ است. این دو حوزه (اشتغال و مسکن) از جمله مهم‌ترین چالش‌های گذشته بودند.
- سعودی رتبه نخست رشد تعداد گردشگران بین‌المللی در میان کشورهای سازمان ملل را کسب کرد.
- سعودی در میان کشورهای گروه ۲۰ بالاترین نرخ رشد درآمدهای گردشگری را به ثبت رساند.
- برای اولین بار، میزبانی دو رویداد بین‌المللی بزرگ را به دست آورد: اکسپو ۲۰۳۰ و جام جهانی ۲۰۳۴.
سعودی در کنار همه این‌ها، همچنان بهترین خدمات را به میلیون‌ها حاجی و زائر ارائه می‌دهد و با بیشترین تلاش ممکن از حرمین شریفین و زائران آن‌ها مراقبت می‌کند.
افزون بر این، دستاوردهای عظیم در زمینه‌های آموزش، بهداشت، حمل‌ونقل، زیرساخت‌ها و خدمات شهری در سطح ملی، و رهبری در کمک‌های بشردوستانه و امدادرسانی جهانی را نیز نباید نادیده گرفت. همچنین، در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، سرگرمی و ورزش تحولات چشمگیری رخ داده که شمارش آن‌ها دشوار است.

چشم‌انداز سیاسی

اما اگر بخواهیم ابعاد سیاسی چشم‌انداز را که از آغاز حکومت ملک سلمان در سال ۲۰۱۵ (۱۴۳۶ هـ) پایه‌گذاری شد، درک کنیم، می‌توان گفت که هدف این سیاست، قرار دادن سعودی در جایگاهی شایسته در صحنه بین‌المللی و تثبیت موقعیت آن به عنوان قدرتی دیپلماتیک با نفوذ جهانی است. این سیاست همچنین بر استفاده حداکثری از منابع و ظرفیت‌های کشور از طریق ایجاد شراکت‌های راهبردی با قدرت‌های جهانی و متنوع‌سازی روابط بین‌المللی تأکید دارد.
شاهدی بر این موضوع، سفر ملک سلمان به آمریکا در سپتامبر ۲۰۱۵ (ذی‌القعده ۱۴۳۶ هـ) است، جایی که شاهزاده محمد بن سلمان در دیدار ملک سلمان با باراک اوباما، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، طرح شراکت راهبردی قرن بیست‌ویکم را ارائه کرد. این طرح به عنوان تکمیل‌کننده روابط موجود توصیف شد و ملک سلمان و اوباما از دستیاران خود خواستند که سازوکار اجرای این شراکت را طراحی کنند. توسعه این شراکت در دوره نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ نیز ادامه یافت.
از سوی دیگر، در دسامبر ۲۰۲۲ (جمادی‌الاول ۱۴۴۴ هـ)، ملک سلمان و شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهوری چین، توافقنامه شراکت راهبردی جامع میان سعودی و چین را امضا کردند.
علاوه بر این، سعودی روابط راهبردی خود با روسیه را نیز تقویت کرد و با همکاری نزدیک در حوزه انرژی، نقشی کلیدی در ائتلاف اوپک پلاس ایفا نمود که به ثبات قیمت‌های جهانی نفت کمک شایانی کرد.
تمامی این اقدامات نشان می‌دهد که چشم‌انداز ۲۰۳۰ فراتر از یک برنامه اقتصادی است؛ این یک نقشه راه جامع برای نوسازی کشور و تثبیت جایگاه سعودی به عنوان یک قدرت جهانی در همه ابعاد است.

شراکت‌ها و میانجی‌گری‌ها

سعودی در سال‌های اخیر موفق شده است روابط خود را با قدرت‌های جهانی به شکل چشمگیری تقویت کند. این امر نتیجه رهبری هوشمندانه‌ای است که مسیر شراکت‌های استراتژیک قرن بیست‌ویکم را ترسیم و اجرا کرده است. این شراکت‌ها بر تقویت منافع مشترک با کشورهای تأثیرگذار استوار است و بر اساس درکی عمیق از نیازهای جهان امروز، تعادلی را برقرار کرده که به نفع همه طرف‌هااست.
در دنیای امروز، حفظ روابط استراتژیک مؤثر همزمان با آمریکا، روسیه و چین کار آسانی نیست. با این حال، سعودی موفق شده اصول و مسیر خود را حفظ کند و در عین حال، احترام و قدردانی نه‌تنها از سوی رهبران جهان، بلکه حتی از سوی ملت‌ها را نیز به دست آورد.
این شراکت‌های بزرگ و تفاهمات در زمینه‌های گوناگون، در حالی شکل گرفته که سعودی همواره بر استقلال تصمیم‌گیری و برابری در تعاملات تأکید داشته است. این امر از سوی تمامی کشورهایی که با سعودی تعامل دارند، کاملاً درک و پذیرفته شده است.
ملک سلمان بن عبدالعزیز این اصل را در سفر خود به ایالات متحده به‌روشنی بیان کرد. او در دیدار با باراک اوباما، رئیس‌جمهوری وقت آمریکا در کاخ سفید گفت:
«ما رابطه خود را با ایالات متحده، رابطه‌ای مفید برای جهان و منطقه خود می‌دانیم... امیدواریم که این رابطه همچنان ادامه یابد و به صلح جهانی کمک کند... کشور ما، به لطف خدا، نیازی به چیزی ندارد، اما برای ما مهم است که ثباتی برقرار باشد که به نفع مردم منطقه باشد.»
اگر به دستاوردهای سیاسی سعودی در چند سال گذشته نگاه کنیم، درمی‌یابیم که این کشور دارای یک چشم‌انداز سیاسی مستقل و پویااست. میانجی‌گری سعودی بین آمریکا و روسیه نمونه‌ای از این سیاست است.
در طول دهه‌های گذشته، سعودی همواره نقش یک میانجی صلح در جهان عرب و اسلام را ایفا کرده است. اما در سال‌های اخیر، این کشور تلاش‌های گسترده‌ای برای حل چالش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در تعامل با آمریکا، چین، کشورهای اروپایی، روسیه، اوکراین، ایران، هند و پاکستان انجام داده است. شاهزاده محمد بن سلمان، ولیعهد و رئیس شورای وزیران، شخصاً این تلاش‌ها را هدایت کرده است.
امروز، نقش میانجی‌گری سعودی بیش از هر زمان دیگری پررنگ شده و این کشور به بزرگ‌ترین «میانجی خیر» در جهان تبدیل شده است. سعودی نه‌تنها در پی پایان دادن به جنگ‌ها و بحران‌های سیاسی است، بلکه الگویی الهام‌بخش از یک کشور پیشرو را ارائه می‌دهد که هدفش استفاده از قرن بیست‌ویکم برای شکوفایی بشریت است، نه تکرار جنگ‌ها و رقابت‌های ویرانگر قرن بیستم.

شایستگی رهبری

دستاوردهای اقتصادی چشم‌انداز ۲۰۳۰، از جمله افزایش تأثیر صندوق سرمایه‌گذاری عمومی و افزایش بهره‌وری مالی کشور، به یک الگوی جهانی تبدیل شده است.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در هنگام امضای فرمان تأسیس صندوق سرمایه‌گذاری ملی آمریکا، به موفقیت‌های صندوق سرمایه‌گذاری عمومی سعودی اشاره کرد و آن را یک نمونه موفق جهانی دانست.
امروز، جهان به‌خوبی درک کرده است که قدرت سعودی دیگر فقط در نفت و سرمایه‌گذاری‌هایش خلاصه نمی‌شود. بلکه این کشور توانسته است با رهبری کارآمد و مدیریت هوشمندانه، اقتصاد خود را متحول کند و در بازه‌ای کوتاه، به دستاوردهایی برسد که بسیاری از کشورها طی دهه‌ها قادر به دستیابی به آن‌ها نیستند.
نمونه‌ای از این موفقیت، میانجی‌گری سعودی بین دو قدرت بزرگ جهانی، آمریکا و روسیه، در «قصر الدرعیه» ریاض است؛ اتفاقی که هیچ‌کس تصور آن را نمی‌کرد.
یکی از دلایل اعتماد قدرت‌های جهانی به رهبری سعودی، درک عمیق این کشور از منافع، اولویت‌ها و تعاملات جهانی است. بی‌طرفی مسئولانه در مذاکرات صلح و سرمایه‌گذاری در روابط استراتژیک با قدرت‌های جهانی، باعث شده که سعودی به عنوان کشوری که صرفاً به دنبال منافع خود در خارج از مرزهایش نیست، بلکه به دنبال ایجاد ثبات و پیشرفت جهانی است، مورد احترام قرار گیرد.
امروز، سعودی‌ها در سالگرد بیعت با ولیعهد خود، محمد بن سلمان، نه‌تنها آرزوها و رویاهای خود را محقق‌شده می‌بینند، بلکه شاهد هستند که او با تلاش شبانه‌روزی، کشور را به جایگاه پیشرو جهانی رسانده است.
این آغاز مسیری جدید است، مسیری که در آن دستاوردهای بیشتری رقم خواهد خورد و سعودی را در صدر کشورهای پیشرو جهان قرار خواهد داد.