جمال مصطفی: در زندان از اعدام رئیس‌جمهوری و انتقال جسدش برای انتقام‌جویی مطلع شدیم  

داماد صدام حسین و دبیر دوم او خاطرات روزهای کاخ و زندان را برای «الشرق الاوسط» روایت می‌کند (قسمت اول)  

جمال مصطفی السلطان همراه با رئیس‌جمهور صدام حسین
جمال مصطفی السلطان همراه با رئیس‌جمهور صدام حسین
TT

جمال مصطفی: در زندان از اعدام رئیس‌جمهوری و انتقال جسدش برای انتقام‌جویی مطلع شدیم  

جمال مصطفی السلطان همراه با رئیس‌جمهور صدام حسین
جمال مصطفی السلطان همراه با رئیس‌جمهور صدام حسین

ساده نیست داماد رئیس‌جمهوری صدام حسین، دبیر دوم او، عضو قبیله‌اش و نماینده او نزد عشایر باشی، به عشایر بروی تا آنها را برای دفاع از بغداد جمع‌آوری کنی، اما وقتی بازگردی، متوجه شوی بغداد سقوط کرده است. آمریکایی‌ها تصویرت را در لیست بزرگ‌ترین افراد تحت تعقیب روی کارت‌های بازی قرار داده‌اند. به سوریه پناه ببری، اما از پذیرش تو خودداری کنند. بازگردی و کسی با انگیزه دلار به تو خیانت کند و سرانجام در زندان بیفتی.
ساده نیست در سلول انفرادی زندگی کنی، از دنیا جدا شده باشی، دوربین حرکاتت را ثبت کند و دستگاه ضبط، نفس‌هایت را بشمارد تا هر کلمه‌ای را ضبط کند. در حالی که در انزوا هستی، متهم شوی که مقاومت را هدایت می‌کنی و خودروهای بمب‌گذاری شده ارسال می‌کنی. در زندان خبر دردناکی به تو برسد؛ این‌که «رهبر مقاومت» صدام حسین به دست نیروهای آمریکایی افتاده است. او را در زندان ببینی و روزی به دادگاه دجیل فراخوانده شوی و در قفس اتهام، کسی را ببینی که روزی ارباب کشور و سرنوشت‌ها بود.
بعدها بفهمی که «جناب رئیس» سحرگاه عید اعدام شد و جسدش مقابل خانه نخست‌وزیر نوری المالکی، که مشغول جشن عروسی پسرش بود، انداخته شد. در نماز غایب برای او شرکت کنی، همراه اعضای رهبری همچون طه یاسین رمضان، دایی‌ات علی حسن المجید که به ناحق «علی شیمیایی» نامیده شد، برزان التکریتی و عبد حمود. و عجیب‌تر از همه، حضور طارق عزیز مسیحی در این نماز غایب باشد.
ساده نیست قاضی در سال ۲۰۱۱ به تو به صورت محرمانه بگوید که هیچ دلیلی برای محاکمه‌ات وجود ندارد و می‌تواند در ازای مبلغی قابل توجه به دلار، آزادی‌ات را تضمین کند. تو پیشنهاد کنی که زمینی که از جد چهارمت به ارث برده‌ای بفروشی چون دلارهای مورد نظر او را نداری، اما قاضی این پیشنهاد را رد کند و تو را مدت بیشتری نزدیک به یک دهه در زندان نگه دارند، تا این‌که به دلیل کمبود شواهد آزاد شوی.

خانواده صدام که حلا در سمت چپش دیده می‌شود( ا. اف. پ)

چندی پیش، تصویری قدیمی از رئیس‌جمهوری فقید صدام حسین با خانواده کاملش دیدم. در این تصویر صدام، همسرش ساجده، دو پسرش عدی و قصی و دخترانش رغد، رنا و حلا به همراه همسرانشان دیده می‌شدند: حسین کامل المجید، صدام کامل المجید و جمال مصطفی سلطان. این تصویر حالا مانند زلزله‌ای تکان‌دهنده است؛ از شش مردی که در عکس دیده می‌شوند، پنج نفر کشته شده‌اند. صدام اعدام شد. عدی، قصی و مصطفی، پسر قصی، به دست نیروهای آمریکایی کشته شدند. حسین کامل و صدام کامل به دست اعضای قبیله‌شان به خاطر جدایی از نظام کشته شدند. تنها بازمانده، دکتر جمال مصطفی سلطان است.
جمال در چهارم می ۱۹۶۴ در تکریت متولد شد. او به گارد حفاظت از رئیس‌جمهوری پیوست و هم‌زمان تحصیلاتش را ادامه داد. مدرک دکترای علوم سیاسی گرفت و نقش مهمی در تشویق ورزش و ایجاد ارتباط با ورزشکاران ایفا کرد. او مأموریت عشایر را بر عهده گرفت و روابط گسترده‌ای با آنها برقرار کرد. همیشه مورد اعتماد رئیس‌جمهوری بود و در جلسات هیئت دولت شرکت می‌کرد. در ۲۰ آوریل ۲۰۰۳ دستگیر و در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۱ از زندان الحوت در ناصریه آزاد شد. سپس از بغداد به اربیل رفت و با رهبر کرد، مسعود بارزانی دیدار کرد. از آنجا به همراه همسرش و ساجده، بیوه رئیس‌جمهوری فقید عراق، به دوحه رفت.

جمال مصطفی سلطان همراه با سردبیر غسان شربل در طول مصاحبه

آنچه توجهم را جلب کرد، دوری این مرد از رسانه‌ها بود. با او تماس گرفتم و او تصمیم گرفت سکوتش را بشکند. داستانش را از او پرسیدم و گفتگو طولانی شد. طبق عادت عشایری، اصرار داشت که بدون صرف ناهار، آن هم یک ناهار دیرهنگام که غذای اصلی‌اش «الهبیط» بود، نرویم. غذایی که صدام حسین شخصاً آن را در دیدارهای خانوادگی و با دوستان نزدیک تهیه می‌کرد.
پس از ترک او، به یاد سخنان قاضی عبدالرئوف رشید افتادم؛ کسی که حکم اعدام صدام حسین را در پرونده دجیل صادر کرده بود. جمال مصطفی سلطان در آن بازدید همراه صدام بود؛ بازدیدی که در آن تلاش برای ترور رخ داد. قاضی در پایان گفتگویمان گفت: «متأسفانه ما بر اساس منطق قانون و عدالت عمل کردیم. اما برخی از مسئولان مسئله را به شکل انتقام و شماتت درآوردند؛ وقتی روز عید را برای اجرای حکم اعدام انتخاب کردند و با جسد صدام به درستی رفتار نکردند. این اقدامات عملاً هدیه‌ای برای طرفداران صدام بود که می‌تواند یاد او را برای مدت طولانی زنده نگه دارد.»

رئیس‌جمهوری صدام حسین و جمال مصطفی سلطان

از جمال مصطفی سلطان درباره ارتباطاتش در زندان با رئیس‌جمهوری زندانی پرسیدم و او داستان اولین ارتباطش را روایت کرد؛ ارتباطی که «از طریق برخی از زندانیانی که با او در دادگاه دجیل بودند» برقرار شد. یکی از آنها رئیس دادگاه انقلاب، عواد البندر بود که او نیز اعدام شد.
او می‌گوید: «آقای البندر گاهی صحبت‌هایی از جناب رئیس به من منتقل می‌کرد. او به دادگاه دجیل می‌رفت و رابطه خوبی با من داشت. با هم می‌نشستیم و صحبت می‌کردیم. ابو بدر در حقیقت انسان خوبی بود، شجاع و خوش‌بین. شاید یک ساعت به اجرای حکم اعدام مانده بود، اما او با تو صحبت می‌کرد و می‌گفت: نگران نباش، خودت را ناراحت نکن، این موضوع اتفاق نمی‌افتد. به تو اطمینان می‌داد و آرامش می‌بخشید. من از طریق عواد البندر ارتباط برقرار می‌کردم؛ صحبت‌هایی که رد و بدل می‌شد، سلام‌ها و گفتگوها و غیره.»
او ادامه می‌دهد: «بعدها، سلطان هاشم، وزیر دفاع عراق (خدا رحمتش کند)، و حسین رشید (خدا او را آزاد کند)، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح عراق، که اکنون در زندان است و بیش از ۸۵ سال سن دارد... سلطان هاشم و حسین رشید پیام‌هایی را برای من می‌آوردند و می‌بردند. علاوه بر این، من نامه‌هایی برای جناب رئیس می‌فرستادم.»

جمال مصطفی سلطان روی کارت‌های بازی منتشرشده توسط ارتش آمریکا برای رهبران تحت تعقیب نظام

کتاب‌های متنوعی، به‌ویژه کتاب‌های تاریخی، در زندان همراه من بود. علاوه بر این، از سوی او برایم سیگارهایی فرستاده می‌شد که امضای خودش روی آنها بود. روی سیگارها امضا می‌کرد و برایم می‌فرستاد تا مطمئن شوم پیام‌ها به من رسیده است. هنوز تعدادی از آن سیگارهای فرستاده‌شده را نگه داشته‌ام؛ سیگارهای کوبایی که در داخل زندان با دست خودش امضا کرده بود.
این سیگارها را از طریق وکیلم، استاد بدیع عارف (خدا رحمتش کند)، برای خانواده‌ام می‌فرستادم. او تعجب می‌کرد که چگونه این پیام‌ها و سیگارها به من می‌رسد. به او می‌گفتم: «استاد، این موضوع را فعلاً میان خودمان نگه‌دار و درباره‌اش صحبت نکن. بگذار کارمان پیش برود؛ اگر روش را بگویم، ممکن است این مسیر را از دست بدهیم. بگذار به همین شکل پیام‌ها و نیازها را رد و بدل کنیم.»
از من درباره روحیه رئیس‌جمهوریدر زندان می‌پرسی. ما آقای رئیس، خدا رحمتش کند، را به‌خوبی می‌شناسیم و عراقی‌ها، عرب‌ها و مسلمان‌ها هم او را می‌شناسند. همه می‌دانند که او مردی شجاع و استوار همچون کوه است؛ طوفان‌ها او را تکان نمی‌دهند و سختی‌ها او را نمی‌شکنند. او ثابت‌قدم و قوی بود و این ویژگی‌هایش شناخته‌شده است. بنابراین، ما همیشه درباره شجاعت، قهرمانی و عقلانیت او صحبت می‌کردیم و امید بسیاری به او داشتیم. فکر می‌کردیم حضور او بیرون از زندان می‌تواند به آزادی عراق منجر شود.
پنهان نیست که رئیس انتظار اعدام شدن را داشت. به‌طور کلی، همه ما که در زندان بودیم، از جمله خود من، می‌دانستیم که چنین اتفاقی ممکن است رخ دهد. هر اتهامی می‌توانست مطرح شود تا حکم اعدام توجیه شود. این مسئله برای من هم کاملاً روشن بود، زیرا دادگاه چیزی جز یک نمایش نبود. این دادگاه به دستور آمریکایی‌ها و با همکاری ایرانی‌ها ایجاد شد و به دست عوامل عراقی‌شان برای انتقام از نظام سابق اجرا شد.

در دجیل با صدام

جمال مصطفی همراه صدام حسین در هنگام تلاش برای ترورش در دجیل حضور داشت و بعدها به دادگاه فراخوانده شد. او این رویداد را چنین به یاد می‌آورد: «ماجرای دجیل آن زمان در رسانه‌ها مطرح شد و سپس به دادگاه رسید. موضوع با جزئیات بسیاری بیان شد. رئیس‌جمهوری، خدا رحمتش کند، دجیل را مانند هر شهر یا روستای دیگری در عراق بازدید کرد. او با شهروندان دیدار کرد و آنها از او استقبال و پذیرایی کردند. میان آنها زنی بود که طبق رسم ما، هنگام بازدید رئیس‌جمهوری از یک روستا یا شهر، گوسفندی قربانی می‌کردند.
یادم می‌آید که آن زن با دستش روی ماشین اثری از خون به جا گذاشت. ما فکر کردیم که این ممکن است نشانه‌ای با نیت خیر باشد، اما هیچ‌چیز را به شانس نمی‌سپردیم. بنابراین، ماشین رئیس‌جمهوری را با ماشین دیگری عوض کردیم. او به ماشین دیگری سوار شد و به سمت هواپیماها رفتیم تا به بغداد بازگردیم.
در راه، کاروان ما از باغ‌ها هدف تیراندازی سنگین قرار گرفت؛ تیراندازی با سلاح‌های مختلف. رئیس‌جمهوری از ماشین پیاده شد. تعدادی از ماشین‌ها آسیب دیدند و تعدادی زخمی شدند. رئیس‌جمهوری شروع به صحبت با مردم کرد تا فضایی از آرامش و اطمینان ایجاد کند. سپس به ماشین بازگشت و به همان مکانی که در آنجا سخنرانی کرده بود، رفت. دوباره برای مردم سخنرانی کرد، سپس به هواپیما سوار شدیم و به بغداد برگشتیم.
پس از بازگشت، تعدادی از کسانی که در این حمله شرکت داشتند، دستگیر شدند.

حدود یک ساعت پس از این تلاش ناکام، هاشمی رفسنجانی (رئیس‌ مجلس وقت ایران) در جریان سفرش به سوریه اشاره کرد که این حمله توسط آنها انجام شده است. او این موضوع را از دمشق اعلام کرد. این خود دلیلی واضح است که ایران پشت این عملیات بود و آنها به دنبال ترور رئیس‌جمهوری عراق بودند. آنها می‌دانستند که اگر رئیس‌جمهوری را ترور کنند، عراق در دستانشان خواهد بود. دست‌اندرکاران محاکمه و اعدام شدند.»
جمال مصطفی به یاد می‌آورد: «پس از اشغال آمریکا، به دادگاه فراخوانده شدم. اولین چیزی که دیدم، رئیس‌جمهوری بود که در دادگاه نشسته. به او سلام کردم و دقیقاً یادم هست که چه گفتم:« السلام علیکم یا أبی و عمی و قائدی العزیز الغالی». این دقیقاً کلماتی بود که هنگام ورود به رئیس‌جمهوری گفتم. سوگند یاد کردم و شهادتم را آغاز کردم.»
به یاد دارم که برخی موضوعات را مطرح کردم. به آنها گفتم که مجموعه‌ای از انفجارها در عراق رخ داده است و این موضوع، اولین مورد از این دست در عراق نیست. بلکه بسیاری از این رویدادها پیش‌تر توسط عوامل ایران و در قالب زنجیره‌ای از انفجارها در بغداد و دیگر نقاط رخ داده‌اند. به آنها دربارهٔ حادثه دانشگاه المستنصریه و دیگر موارد توضیح دادم. قاضی در پاسخ گفت: «ما در این جلسه دربارهٔ این مسائل صحبت نمی‌کنیم که بگوییم آیا ایران پشت این ماجرا است یا نه. مسئلهٔ من در حال حاضر این است که تو آمده‌ای تا از این متهم دفاع کنی.» جواب دادم: «بله، آقای رئیس‌جمهوری برای دشمنان عراق و ملت، مدت‌ها است که متهم و مجرم تلقی می‌شود، اما او یک رهبر و فرزند وفادار به عراق و امت است.»
آیا به خاطر نسبت خانوادگی مجازات شدم؟
اگر می‌پرسید آیا به خاطر داماد رئیس‌جمهوری بودن مجازات شدم، پاسخ من مثبت است. ۱۸ سال و نیم در زندان بودن یکی از نتایج آن است. آنها با روش و ذهنیت و کینه‌توزی خود فقط برای انتقام‌جویی این کار را کردند. از دید آنها این یک جرم بزرگ بود. من بهای سنگینی پرداختم و آنها تلاش کردند از من انتقام بگیرند و مرا این همه مدت در زندان نگه داشتند. واقعیت این است که هیچ اتهامی باقی نماند که به من وارد نکرده باشند؛ از جمله اینکه از داخل زندان مقاومت را رهبری می‌کنم.

سلول انفرادی و اتهامات

اتهامات بسیاری علیه من ساختند. گفتند چون داماد صدام حسین هستی و با شیوخ عشایر، ورزشکاران، و مردم رابطه‌ای برجسته داری، ممکن است اگر آزاد شوی، علیه ما کودتا کنی. بنابراین باید در زندان بمانی و هرگز از آن خارج نشوی، بلکه باید در آن بمیری. این حرف را عراقی‌ها زدند. آمریکایی‌ها گفتند که به دلایل ذکرشده آزاد نخواهی شد، اما عراقی‌ها اضافه کردند: «تو باید در زندان بمیری.» آنها برای انتقام‌جویی آمده بودند و هیچ اتهامی باقی نگذاشتند که به من وارد نکنند. از جمله اینکه مرا به عنوان رهبر مقاومت، رهبر شورشیان عشایر، و رهبر گروه‌هایی مانند «جیش عمر»، «جیش أبی بکر» و «جیش محمد» متهم کردند.
بیش از ۱۰ اتهام به من وارد شد. مرا به دادگاه می‌بردند و من با قدرت و شجاعت از خودم دفاع می‌کردم. وقتی بی‌گناهی‌ام ثابت می‌شد، اتهام دیگری مطرح می‌کردند. هیئت مشورتی امنیت ملی مسئول سه دستگاه اطلاعاتی بود: استخبارات، امنیت ملی و اطلاعات نظامی. این سه دستگاه همواره در داخل زندان مرا زیر نظر داشتند. حتی در داخل زندان عناصری برای نظارت بر من داشتند.

شرایط زندان

به مدت ۷ سال، به دلیل داماد صدام حسین بودن و «خطرناک‌ترین زندانی»، مرا کاملاً از سایر زندانیان نظام سابق جدا کردند. در انزوای کامل بودم و با هیچ زندانی دیگری ملاقات نمی‌کردم. طول سلول من ۳.۵ متر و عرض آن ۳ متر بود، به همراه یک سرویس بهداشتی.
برخی از نگهبانان که احترام زیادی برای من قائل بودند، کمکم می‌کردند. آنها مرا از طریق فعالیت‌های ورزشی‌ام و ارتباطات گسترده‌ای که در این حوزه داشتم، می‌شناختند. در سال ۲۰۱۸، مدیر جدیدی به نام عبدالرحمن منصوب شد. او فردی حرفه‌ای و عراقی اصیل بود که نسبت به ما کینه‌ای نداشت. به دیدار من آمد و به او گفتم که تمام زندانیان این زندان حکم اعدام دارند، اما آنها تلفن دارند، با خانواده‌هایشان تماس می‌گیرند، پیام دریافت می‌کنند، ملاقات دارند و وکلای‌شان را می‌بینند. در حالی که من هیچ‌کدام از این امکانات را ندارم. به او گفتم: «من از حقوقم به عنوان یک زندانی صحبت نمی‌کنم. حداقل به نفع شما است که بگویید اجازه می‌دهید من پیام‌هایی ارسال کنم. من فقط می‌خواهم از طریق شما پیام‌هایی به برادرم بفرستم.»
او پاسخ داد: «این حق شما است و کاملاً مشروع است.» بنابراین از طریق او دو یا سه پیام به برادرم فرستادم. اما بعد از مدتی، دستگاه اطلاعاتی که او را زیر نظر داشت، او را متهم کرد که پیام‌هایی را به من رسانده است. او را بازداشت کردند و به زندان انداختند.

تلاش کردند او را متهم کنند که من به او رشوه داده‌ام و او پیام‌هایی را برای مقاومت منتقل کرده است. همچنین تلاش کردند او را به عنوان شاهد علیه من استفاده کنند، اما خداوند خواست دیگری داشت و او بر اثر شکنجه و آزار در زندان فوت کرد.

اتهام قتل در زندان

تصور کنید در حالی که در زندان بودم، به قتل متهم شدم. مدعی شدند که من شخصی را مأمور کردم تا خودرویی بمب‌گذاری‌شده را برای ترور سرهنگ محمد الموسوی، یکی از کارکنان پلیس یا راهنمایی و رانندگی، آماده کند. آنها می‌دانستند که من در زندان هستم، اما گمان می‌کنم کینه‌شان آنها را کور کرده بود. من حتی نمی‌دانستم الموسوی کیست و هرگز نام او را نشنیده بودم.»

رهبری احساسات خود را پنهان کرد و طارق عزیز با ما در نماز غیابی شرکت کرد

وقتی درباره ملاقات دیگری با رئیس‌جمهوری پرسیدم، پاسخ داد: «من او را دو بار دیدم (پس از دستگیری). دیدار او برای من دردناک بود، زیرا رئیس‌جمهوری برای من شخصیتی بسیار بزرگ و الگوی زندگی‌ام بود. درد من زمانی بیشتر شد که دیدم افرادی مزدور تلاش می‌کنند به او آسیب برسانند. او همچون شیری استوار بود و بر اصولی که با آن‌ها بزرگ شده و برایشان مبارزه و فداکاری کرده بود، پایدار ماند. این نخستین دیدار بود. دیدار دوم، همان‌طور که گفتم، در سالن دادگاه بود.»

ملاقات اول در زندان
روحیه او بسیار بالا بود. او به شجاعت و پایداری خود معروف است؛ مردی که شجاعت، استواری و پیشگامی او بی‌نظیر است. بله، رئیس‌جمهوری شکنجه شد. او در دادگاه اعلام کرد که تحت شکنجه قرار گرفته است. همچنین دیگر رهبران عراقی، از جمله استاد طه یاسین رمضان که گاه‌به‌گاه با او صحبت می‌کردم، شکنجه شدند. برخی از دیگر همراهان نیز تحت شکنجه قرار گرفتند. این شکنجه‌ها ابتدا توسط آمریکایی‌ها انجام شد، زیرا ما مدت طولانی (تا سال ۲۰۰۸) در دست آن‌ها بودیم. اولین گروه به عراقی‌ها سپرده شد، سپس گروه دوم در سال ۲۰۱۰ و گروه‌های دیگر در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ منتقل شدند. استاد طارق عزیز نیز تحت شکنجه روانی قرار داشت.»

صدام در جریان محاکمه‌اش در پرونده دجیل (گتی)

وقتی پرسیدم که چه زمانی در زندان فهمیدی صدام حسین، که عموی تو، پدر همسرت و رئیس‌جمهوری عراق بود، اعدام شده است، پاسخ داد:
«ما در بخشی بودیم که اکثر افراد حاضر در آن ارتباط نزدیکی با رئیس‌جمهوری داشتند، خدا رحمتش کند. مثلاً تیمسار کمال (برادرم)، حاجی عبد، دایی‌ام علی حسن المجید، پسرعموی رئیس‌جمهوری سبعاوی ابراهیم، و برخی دیگر از نزدیکان و رهبران از جمله طارق عزیز، سلطان هاشم، طه یاسین رمضان و عواد البندر حضور داشتند. معمولاً احساس می‌کردیم که حادثه‌ای در حال رخ دادن یا در شرف وقوع است. آمریکایی‌ها یک رادیو به ما داده بودند که با آن اخبار را گوش می‌کردیم. صبح که بیدار شدیم، رادیو را در جای خود نیافتیم. هم‌زمان متوجه شدیم که مترجمی در میان نگهبانان حضور دارد. این موضوع نشانه‌ای بود که حادثه‌ای رخ داده است.
در روزهای عادی، فقط نگهبانان حضور داشتند و مترجمی در کار نبود، اما حضور مترجم نشان می‌داد که اتفاقی در حال رخ دادن است. همچنین نبودن رادیو نیز نشانه دیگری بود. رادیوی بخش مقابل ما را برنداشته بودند. از آن‌ها کلماتی شنیدیم که ناراحتی‌شان را نشان می‌داد. فهمیدیم که آن روز حکم اعدام رئیس‌جمهوری، خدا رحمتش کند، اجرا شده است. واقعاً بسیار متأثر شدیم. من اولین کسی بودم که در محوطه قدم زدم. مترجم و نگهبانان در نزدیکی من بودند. گفتم:«صدام حسین همچون عمر مختار و رهبران بزرگ عرب جاودانه است. از امروز به بعد، او نماد و اسطوره‌ای از شجاعت، قهرمانی، فداکاری و ایثار برای همه عراقی‌ها، عرب‌ها و مسلمانان است. او جاودانه است، همانند تمام رهبران بزرگ عرب.» مترجم این سخنان را برای آن‌ها ترجمه کرد. او مردی آرام بود و نگهبانان نیز آرام بودند و واکنشی نشان ندادند.
تیمسار کمال نیز با من هم‌صدا شد و با همان روحیه و لحن صحبت کرد. سپس ما نماز غیابی برای او خواندیم، خدا رحمتش کند. همه ما، از جمله طارق عزیز که مسیحی بود، در نماز غایب شرکت کردیم. او یکی از رهبران برجسته عراق بود. همه ما در شوک بزرگی بودیم. شهادت او ضربه‌ای برای همه عراقی‌های شریف، عرب‌ها و مسلمانان بود و هم‌زمان یک فقدان بزرگ، زیرا او سد مستحکم مقابل دشمنان بود. همه امید بسیاری به او داشتند و از دست دادن او ضایعه‌ای بزرگ بود. همه چنین احساسی داشتند و متأثر بودند.
همه سعی کردند احساسات خود را در مقابل این فقدان کنترل کنند. اما حقیقت این است که ما مردان از گریه خجالت می‌کشیم، هرچند گریه امری طبیعی است. اگر کسی می‌خواست گریه کند، خود را از دیگران جدا می‌کرد تا دیده نشود.»
دایی‌ام، علی حسن المجید، در آن لحظه کنارم نبود زیرا در بخشی دیگر از زندان بود. او نیز به اعدام محکوم شده بود و هر از گاهی برای اجرای حکم برده می‌شد.

اما او را مردی ثابت‌قدم و شجاع یافتم که به من نیز نوعی آرامش می‌داد. می‌گفت: «ما همه در این مسیر قدم گذاشته‌ایم و همواره احساس کرده‌ایم که هر لحظه ممکن است شهید شویم، نه فقط اکنون، بلکه از همان زمان که مبارز بودیم و در تمام جنگ‌هایی که شرکت کردیم، چنین احساسی داشتیم.»
به‌طور کلی، همه کسانی که در آن دوران شرکت داشتند، بارها از شهادت جان سالم به در بردند. نه یک یا دو بار، بلکه بارها از انفجار بمب یا گلوله نجات یافتند، اما این لطف خداوند متعال بود. ما با خطرات بسیاری روبه‌رو شدیم. به همین دلیل همه این احساس را داشتند که تقدیر از پیش نوشته شده است. اگر خداوند شهادت را برایت رقم زده باشد، حتماً شهید خواهی شد.»

قبرهای صدام، عدی و قصی در اختیار افراد مورد اعتماد

از او پرسیدم آیا زمان اجرای حکم اعدام تأثیر خاصی داشت و درباره جسد و قبر چه شایعاتی مطرح شد؟ پاسخ داد:
«بدون شک، زمان اجرای اعدام تأثیر خاصی داشت. هدف از اجرای حکم در روز عید قربان، تحقیر و اذیت روانی عرب‌ها و مسلمانان بود، زیرا این روز برای همه آن‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد. هدفشان دقیقاً همین بود: آزار روحی و تحقیر.
جسد، طبق روایت‌ها و آنچه شنیدیم، ابتدا به مکانی منتقل شد که گفته می‌شود خانه نوری المالکی (نخست‌وزیر وقت عراق و یکی از وابستگان ایران) بوده است. در آن زمان ادعا شد که مراسم عروسی پسرش نیز در آن خانه برگزار می‌شد. جسد به این مکان منتقل شد تا انتقام گرفته شود. این نکته را باید اشاره کنم که آن‌ها برای خدمت به عراق نیامده بودند و چیزی جز انتقام و ویرانی برای این کشور به ارمغان نیاوردند.
بعداً جسد به تکریت، در استان صلاح‌الدین، و به‌ویژه به العوجه، زادگاه رئیس‌جمهوری، منتقل و در آنجا دفن شد. مراسم عزاداری برگزار شد و بازدیدکنندگانی از سراسر عراق و جهان به زیارت قبر او می‌آمدند. خدا رحمتش کند. این وضعیت برای مدتی ادامه داشت. اما مکان قبر اکنون ناشناخته است و دلایل آن نیز آشکار است، زیرا ما با افراد حقیر و کینه‌توزی سروکار داریم که هدف و انگیزه‌شان تنها کشتن و انتقام‌جویی است.»

همین موضوع درباره قبرهای عدی و قصی نیز صدق می‌کند. این قبرها در اختیار افرادی هستند که صددرصد مورد اعتمادند

کتاب‌هایی برای رئیس‌جمهور زندانی فرستادم و او برایم سیگار با امضایش فرستاد.



لبنان نگران اظهارات نتانیاهو: مأموریت بَرّاک به نقطه صفر بازگشت

فرستاده آمریکایی تام بَرّاک پیش از دیدار با نخست‌وزیر نواف سلاح در سفر اخیرش به بیروت – هفته گذشته (EPA)
فرستاده آمریکایی تام بَرّاک پیش از دیدار با نخست‌وزیر نواف سلاح در سفر اخیرش به بیروت – هفته گذشته (EPA)
TT

لبنان نگران اظهارات نتانیاهو: مأموریت بَرّاک به نقطه صفر بازگشت

فرستاده آمریکایی تام بَرّاک پیش از دیدار با نخست‌وزیر نواف سلاح در سفر اخیرش به بیروت – هفته گذشته (EPA)
فرستاده آمریکایی تام بَرّاک پیش از دیدار با نخست‌وزیر نواف سلاح در سفر اخیرش به بیروت – هفته گذشته (EPA)

مقام‌های لبنانی با نگرانی به سخنان بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، واکنش نشان دادند. او خروج اسرائیل از لبنان را به خلع سلاح حزب‌الله مشروط کرده بود. منابع وزارتی این موضع را «نشانه‌ای منفی» توصیف کردند که بر مأموریت فرستاده آمریکایی، تام بَرّاک، تأثیر خواهد گذاشت. بَرّاک دوشنبه شب از تل‌آویو به بیروت رسید و قرار است سه‌شنبه با مقام‌های لبنانی دیدار کند.

منابع یادشده گفتند: «سخنان نتانیاهو مایه اطمینان نیست، به‌ویژه که حزب‌الله هر اقدام احتمالی را به خروج کامل اسرائیل از لبنان مشروط کرده است». این منابع افزودند این شرایط «مأموریت بَرّاک را ناکام گذاشته و به نقطه آغاز بازگردانده است». همچنین هشدار دادند که حزب‌الله تهدید کرده در واکنش به خیابان خواهد آمد.

نمایندگان بلوک «توسعه و آزادی» به رهبری نبیه بری، اظهارات نتانیاهو را «ایجاد اخلال و سردرگمی» پیش از سفر بَرّاک دانستند. آنها همچنین به واکنش مورگان اورتاگوس، معاون فرستاده ویژه آمریکا به خاورمیانه، اشاره کردند. او پیش‌تر از بَرّاک به بیروت رسیده و سخنان نتانیاهو را در شبکه «ایکس» بازنشر کرده و زیر آن نوشته بود: «سپاس». این منابع تأکید کردند «لازم است موضعی واحد و هماهنگ از سوی لبنان در برابر سخنان نتانیاهو اعلام شود».

۵ اوت، دولت لبنان به ارتش مأموریت داد طرحی برای خلع سلاح حزب‌الله آماده کند و تا پایان سال اجرا شود. این تصمیم با مخالفت حزب‌الله روبه‌رو شد و این گروه تهدید کرد برای اعتراض به خیابان می‌آید.

رئیس‌جمهور لبنان، جوزف عون، گفت: «دولت تصمیم‌هایی گرفته که تاکنون سابقه نداشته است. هیئت دولت جایگاه تبادل نظر و تصمیم‌گیری پس از بحث و بررسی است و این روند به‌درستی انجام می‌شود». او همچنین بر اهمیت جلب توجه عربی و بین‌المللی به لبنان با تقویت اعتماد تأکید کرد و در دیدار با هیئتی از «اتحادیه بازرگانان برای حمایت و توسعه» گفت: «لبنان فرصت‌های بسیاری دارد که باید از آنها به‌درستی استفاده شود. راه‌حل، خروج از بن‌بست‌های مذهبی و حزبی است. تنها حزب باید لبنان باشد و تنها مذهب، مذهب لبنانی. لبنانِ مذاهب کشور نمی‌سازد، این دولت است که باید از همه مذاهب حمایت کند و وطن را حفظ کند».

نواف سلام، نخست‌وزیر لبنان، نیز گفت: «اسرائیل باید به حاکمیت لبنان احترام بگذارد و از سرزمین‌هایی که همچنان اشغال کرده خارج شود. این اقدام به ارتش امکان می‌دهد استقرار خود را در جنوب تکمیل کند، به تجاوزها پایان دهد و اسرا را آزاد کند تا مسیر بازسازی و بهبود آغاز شود». او تأکید کرد: «ارتش لبنان متعلق به همه لبنانی‌هاست و تجهیز و تقویت آن پایه امنیت و ثبات است».

این سخنان در دیدار با دو عضو کنگره آمریکا، دارن لحود و استیو کوهن، مطرح شد. لحود در این دیدار از اقدامات دولت لبنان برای گسترش حاکمیت بر سراسر خاک کشور، محدود کردن سلاح در دست دولت و اصلاحات قضایی و مالی تمجید کرد و آنها را گامی مهم برای بازسازی اعتماد جامعه جهانی به لبنان دانست.

او افزود: «ارتش نقش اساسی در تأمین امنیت و ثبات دارد. من در کنگره تلاش می‌کنم تا حمایت از ارتش ادامه یابد». در این دیدار همچنین بر اهمیت تمدید مأموریت نیروهای یونیفل برای پشتیبانی از ارتش لبنان در جنوب تأکید شد.

از سوی دیگر، نتانیاهو تصمیم دولت لبنان برای خلع سلاح حزب‌الله را «بسیار مهم» خواند و گفت اسرائیل آماده کاهش حضور خود در جنوب لبنان است «اگر گام‌های اجرایی در این مسیر برداشته شود».

دفتر نتانیاهو اعلام کرد: «اسرائیل گام مهم دولت لبنان به رهبری جوزف عون و نواف سلام را به رسمیت می‌شناسد. این تصمیم بسیار مهم است. بر همین اساس، اسرائیل آماده است با لبنان همکاری کند تا حزب‌الله خلع سلاح شود و آینده‌ای امن‌تر و باثبات‌تر برای دو کشور رقم بخورد».

زیرنویس عکس:
آرشیوی از حمله هوایی اسرائیل به جنوب لبنان (Reuters)

طبق این بیانیه، اگر ارتش لبنان برای اجرای خلع سلاح حزب‌الله اقدام کند، اسرائیل نیز تدابیری متقابل، از جمله کاهش تدریجی حضور نیروهایش در هماهنگی با سازوکار امنیتی تحت رهبری آمریکا خواهد اندیشید.

این مواضع پس از دیدارهای بَرّاک در تل‌آویو مطرح شد. او میان لبنان و اسرائیل میانجی‌گری می‌کند. بَرّاک پیش‌تر گفته بود دولت لبنان «گام اول» را برداشته و اسرائیل باید اقدام متقابل انجام دهد. توافق آتش‌بس نوامبر گذشته به همین اصل «گام به گام» استوار بود. بر اساس آن، حزب‌الله باید از مرزها دور شود، سلاح تنها در اختیار نهادهای رسمی لبنان باشد و اسرائیل از مناطقی که در جنگ اخیر اشغال کرده خارج شود. با این حال، اسرائیل همچنان پنج ارتفاع استراتژیک را در کنترل دارد و حملات روزانه به مناطق لبنان ادامه دارد.

وزارت بهداشت لبنان اعلام کرد یک نفر در حمله پهپاد اسرائیلی به خودروی «رابید» در جاده عین‌المزراب در تبنین، شهرستان بنت‌جبیل، کشته شد. پهپاد دیگر اسرائیل نیز خودرویی را در جاده صربین هدف قرار داد اما موشک به خودرو اصابت نکرد و وسط جاده افتاد.

به گزارش «خبرگزاری ملی لبنان»، یکشنبه شب نیز «نیروی دشمن به کارخانه حرب در مسیر مرکبا - عدیسا وارد شد، آن را بازرسی کرد و بر درِ کارخانه برای مالک آن هشدار گذاشت».


طرح ارتش لبنان برای اجرای انحصار سلاح «زیر سقف پرهیز از درگیری»

نظامیان لبنانی در اردوگاه برج‌البراجنه پناهندگان فلسطینی در جنوب بیروت مستقر شده‌اند (AP)
نظامیان لبنانی در اردوگاه برج‌البراجنه پناهندگان فلسطینی در جنوب بیروت مستقر شده‌اند (AP)
TT

طرح ارتش لبنان برای اجرای انحصار سلاح «زیر سقف پرهیز از درگیری»

نظامیان لبنانی در اردوگاه برج‌البراجنه پناهندگان فلسطینی در جنوب بیروت مستقر شده‌اند (AP)
نظامیان لبنانی در اردوگاه برج‌البراجنه پناهندگان فلسطینی در جنوب بیروت مستقر شده‌اند (AP)

فرمانده ارتش لبنان، ژنرال رودولف هیکل، گفت ارتش «دژ مستحکم و خط دفاع مقدم همه لبنانی‌هاست». نگاه‌ها اکنون به سمت طرح ارتش برای اجرای تصمیم «انحصار سلاح» است؛ طرحی که بر اساس نشانه‌های اولیه، در چارچوب «پرهیز از درگیری» پیش می‌رود و نیازمند تمدید مهلت زمانی برای اجراست.

ژنرال هیکل هنگام حضور در مراسم تسلیت خانواده دو نظامی کشته‌شده در انفجار انبار مهمات متعلق به «حزب‌الله» در جنوب، اظهار کرد نیروهای ارتش «در سراسر کشور مأموریت‌های پیچیده و حساس انجام می‌دهند، به‌ویژه در جنوب که با خطرهای گوناگون روبه‌رو هستند و در شرایط سخت و در سایه ادامه حملات دشمن اسرائیلی فعالیت می‌کنند».

او پایداری خانواده‌های شهدا را ستود و گفت: «ارتش دژ مستحکم و خط مقدم دفاع همه لبنانی‌هاست و ایستادگی آن، یکی از عوامل اصلی بقای وطن است.» او افزود ارتش به شهدا افتخار می‌کند، به خانواده‌های آنان وفادار می‌ماند و مسئولیت‌هایش را ادامه خواهد داد، حتی اگر دشواری‌ها زیاد باشد.

جزئیات طرح ارتش

دولت لبنان در ۵ اوت، ارتش را مأمور کرد تا طرحی برای اجرای تصمیم «انحصار سلاح» از جمله سلاح «حزب‌الله» ارائه دهد. مهلت نخست این طرح تا پایان اوت تعیین شد و اجرای آن باید تا پایان سال جاری به انجام برسد. قرار است طرح در جلسه ۲ سپتامبر کابینه بررسی شود.

دو سرباز ارتش لبنان در یک خودروی زرهی در ورودی اردوگاه برج‌البراجنه در جنوب بیروت (EPA)

منابع دولتی می‌گویند طرح ارتش «زیر سقف پرهیز از درگیری با کسی» پیش می‌رود و ارتش درخواست تمدید مهلت کرده است تا زمان کافی برای اجرا داشته باشد. به گفته این منابع، مشخص نیست این راه‌حل به‌ویژه با توجه به مطالبات درج‌شده در سند آمریکایی، از نظر جامعه جهانی پذیرفته شود یا نه.

سفر نماینده آمریکا به بیروت

توماس بَرَک، فرستاده آمریکا، روز دوشنبه به بیروت می‌رسد. او را مورگان اورتاگوس همراهی می‌کند. طبق اطلاعات منابع لبنانی، در برنامه دیدارهای او، جلسه با فرماندهی ارتش برای بررسی مأموریت‌های عملیاتی و دستاوردها در زمینه جمع‌آوری سلاح در جنوب رود لیطانی پیش‌بینی شده است.

منابع می‌گویند نماینده آمریکا در جریان جزئیات طرح ارتش برای «انحصار سلاح» قرار خواهد گرفت. این موضوع پیش‌تر در سفرهای قبلی او به بیروت با مقامات لبنانی مطرح شده بود و در مرکز اولویت‌های میانجی‌گری واشنگتن قرار دارد.

گروهی از نیروهای ارتش لبنان در ورودی اردوگاه برج‌البراجنه در جنوب بیروت (AP)

همچنین بَرَک حامل پاسخ اسرائیل به خواسته‌های لبنان است. این خواسته‌ها هفته گذشته توسط او به تل‌آویو منتقل شد. منابع رسمی لبنانی می‌گویند هنوز پاسخی رسمی دریافت نشده و تنها بخشی از آن از طریق رسانه‌ها منتشر شده است.

موضع حزب‌الله

در آستانه این سفر، تماس‌های سیاسی برای مهار پیامدهای تصمیم دولت شدت گرفت. رئیس‌جمهور جوزف عون از طریق مشاور خود، ژنرال آندریه رحال، با حزب‌الله در ارتباط است. رابطه حزب با نخست‌وزیر نواف سلام تغییری نکرده و کانال ارتباطی بین سلام و رئیس پارلمان نبیه بری همچنان باز است.

حزب‌الله بار دیگر مخالفت خود را با تحویل سلاح اعلام کرد. علی مقداد، نماینده حزب در پارلمان، گفت: «مقاومت تا زمانی که اشغال ادامه دارد باقی می‌ماند. هرکس روی تحویل سلاح حساب کند، کرامت و موجودیتش را از دست می‌دهد.»

نیروهای مأموریت فرانسه در «یونیفیل» یک راکت‌انداز متعلق به «حزب‌الله» را در دره سلوقی جنوب لبنان باز می‌کنند (AP)

او خطاب به نیروهای داخلی افزود: «مسئله سلاح را کنار بگذارید، ابتدا اسرائیل را از سرزمین اشغالی بیرون کنید و اسیران را آزاد کنید، بعد می‌توانیم گفت‌وگو کنیم.» او تأکید کرد «جایگاه ارتش لبنان محترم است اما اجازه داشتن سلاح پیشرفته برای حفاظت از کشور به آن داده نمی‌شود.»


نتانیاهو بر اشغال غزه پافشاری می‌کند

یک پایگاه ارتش اسرائیل در نزدیکی مرز غزه – پنجشنبه گذشته (AFP)
یک پایگاه ارتش اسرائیل در نزدیکی مرز غزه – پنجشنبه گذشته (AFP)
TT

نتانیاهو بر اشغال غزه پافشاری می‌کند

یک پایگاه ارتش اسرائیل در نزدیکی مرز غزه – پنجشنبه گذشته (AFP)
یک پایگاه ارتش اسرائیل در نزدیکی مرز غزه – پنجشنبه گذشته (AFP)

منابع اسرائیلی تأکید کردند بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم اسرائیل، قصد توقف عملیات اشغال شهر غزه را ندارد. او در حالی که درباره آزادی گروگان‌ها سخن می‌گوید، برای تسریع جدول زمانی اشغال شهر با ارتش وارد جدل شده و حتی خواستار تغییر نام عملیات است.

به گفته منابع نظامی و امنیتی و همچنین رسانه‌های اسرائیلی، نتانیاهو بر اشغال غزه اصرار دارد. «نیر دافوری» خبرنگار امور نظامی در «کانال ۱۲» نوشت ارتش آماده‌سازی برای اشغال غزه را آغاز کرده و چهار تیپ نظامی هم‌اکنون در حاشیه شهر مرکزی نوار غزه و محله‌های اطراف آن رزمایش اجرا می‌کنند.

دافوری افزود: «در آخرین جلسات، جدول‌های زمانی مشخصی مطرح شد. قرار است نیروهای ذخیره که طبق فرمان شماره ۸ احضار شده‌اند، اوایل ماه آینده به ارتش بپیوندند. یک تا دو هفته بعد، ارتش آماده اجرای یک عملیات گسترده خواهد بود و برآورد می‌شود در میانه سپتامبر توان آغاز عملیات کامل را داشته باشد».

به نوشته روزنامه «معاریو»، یک منبع نظامی گفته «برداشت غالب این است که نخست‌وزیر تا پایان عملیات ایستادگی می‌کند، زیرا می‌داند بدون آن دولتش از هم می‌پاشد».

ارتش اسرائیل دوم سپتامبر و پس از پایان تعطیلات تابستان، تجدید سازمان نیروها و احضار ذخیره‌ها را در دستور دارد. رسانه‌های اسرائیلی گزارش دادند این آماده‌سازی‌ها نشان می‌دهد ارتش عملاً در اطراف غزه مستقر شده است.

شبکه «کان» اعلام کرد ارتش اجرای طرح «ارابه‌های جدعون ۲» را آغاز کرده که شامل آماده‌سازی برای اشغال غزه است. این طرح با گسترش عملیات نظامی در محله‌های «زیتون» و «جبالیا» در شمال و جنوب غزه پیش می‌رود. به گفته این شبکه، ارتش در حال آماده‌سازی برای ورود زمینی به شهر است و همزمان اقداماتی انسانی مانند هشدار به ساکنان و تخلیه مناطق درگیر و همچنین تقویت مراکز اسکان و کمک به آوارگان دنبال می‌شود.

روزنامه «یدیعوت آحرونوت» نوشت از زمان تصویب طرح «ارابه‌های جدعون ۲» توسط کابینه بیش از دو هفته گذشته، اما عملیات هنوز آغاز نشده است. در این مدت دفتر نخست‌وزیر چندین بار پیام مشابهی منتشر کرده: «کاهش جدول‌های زمانی». با این حال هنوز مشخص نیست ارتش چه زمانی عملیات زمینی را شروع خواهد کرد. ارزیابی‌ها حاکی از آن است که این عملیات تا ماه آینده آغاز نخواهد شد و اسرائیل می‌کوشد پیش از آن حدود یک میلیون نفر از ساکنان غزه را به جنوب منتقل کند؛ اقدامی که با دشواری‌های جدی و وابسته به همکاری سازمان ملل همراه است.

نتانیاهو در تلاش برای شتاب‌دادن به عملیات، مدعی است این کار به پیروزی در جنگ و شکست حماس منجر خواهد شد. کانال ۱۲ گزارش داد در جلسات اخیر میان ارتش و سیاستمداران اختلاف نظر وجود داشته است؛ سیاستمداران خواستار تسریع عملیات هستند، اما ارتش بر احتیاط و مسئولیت‌پذیری تأکید می‌کند.

این فشارها در حالی است که نتانیاهو اخیراً از آمادگی برای آغاز مذاکرات درباره آزادی همه گروگان‌ها و پایان جنگ سخن گفته بود. کانال ۱۳ اعلام کرد با وجود این اظهارات، رویکرد اسرائیل در قبال مذاکرات تغییر چندانی نکرده است.

این شبکه همچنین گزارش داد میان نتانیاهو و ارتش بر سر نام عملیات اختلاف به وجود آمده است. نتانیاهو معتقد است افکار عمومی اسرائیل عملیات «ارابه‌های جدعون» را موفق نمی‌داند، بنابراین با نام «ارابه‌های جدعون ۲» مخالف است و در پی جا انداختن نام جدید «مشت آهنین» است. کانال ۱۳ افزود: «این نام هنوز رسماً در ارتش تصویب نشده، اما تلاش‌ها برای آن ادامه دارد».

نتانیاهو پنجشنبه گفت دستور آغاز فوری مذاکرات برای آزادی «همه گروگان‌ها» را داده، همزمان با پیگیری تصویب طرح دولت برای کنترل غزه. با این حال دفترش اعلام کرد اسرائیل تیمی برای مذاکره به مصر یا قطر، دو کشور میانجی، اعزام نخواهد کرد.

کانال ۱۲ گزارش داد هنوز گفت‌وگوها درباره پاسخ حماس به معامله گروگان‌ها ادامه دارد و رایزنی‌ها برای تعیین زمان و مکان مذاکرات در جریان است.

به گفته این شبکه، نتانیاهو خواستار آزادی همه گروگان‌ها، چه زنده و چه کشته‌شده است. اسرائیل بر این باور است که ۲۰ نفر زنده‌اند، اما سخنان دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، که گفته شمار آنان کمتر است، باعث شوک و خشم خانواده‌ها شد.

شبکه «مکان» گزارش داد اظهارات ترامپ درباره اینکه «تعداد گروگان‌های زنده کمتر از ۲۰ نفر به نظر می‌رسد»، نگرانی و ناراحتی گسترده خانواده‌ها را برانگیخته است. «انجمن خانواده‌های گروگان‌ها» در بیانیه‌ای گفت باید پیش از اعلام عمومی، خانواده‌ها در جریان قرار می‌گرفتند.

«گال هیرش» هماهنگ‌کننده امور اسرا و مفقودان اسرائیل، در واکنش گفت: «هیچ تغییری در تعداد گروگان‌های زنده وجود ندارد. بر اساس اطلاعات موجود، ۲۰ نفر زنده هستند و درباره دو نفر نگرانی جدی وجود دارد. همچنین مرگ ۲۸ نفر تأیید شده است».

با این حال، خشم خانواده‌ها فروکش نکرد. شنبه گروهی از معترضان هنگام حضور «ایتمار بن‌گویر» وزیر امنیت داخلی اسرائیل در یک کنیسه، او را «جنایتکار»، «قاتل» و «ننگ تاریخی» خواندند.

خانواده گروگان‌ها نیز شنبه تظاهراتی برگزار کردند و خواستار نهایی‌شدن توافق شدند. آنان برنامه‌ریزی کرده‌اند سه‌شنبه آینده اعتراضات گسترده‌ای در سراسر اسرائیل برگزار کنند. این خانواده‌ها از مردم اسرائیل خواستند در این اعتراضات شرکت کنند و گفتند «فشار مردمی تنها راه وادار کردن رهبران سیاسی به تصمیم‌گیری قاطع است».