جمال مصطفی: به‌سوی چوبه‌ی دار رفتند و حتی پلکی نزدند

داماد و دبیر دوم صدام حسین روزهای قصر و سلول‌های زندان را روایت می‌کند (بخش دوم)

صدام همراه با دخترش حلا در عکسی بدون تاریخ (گتی)
صدام همراه با دخترش حلا در عکسی بدون تاریخ (گتی)
TT

جمال مصطفی: به‌سوی چوبه‌ی دار رفتند و حتی پلکی نزدند

صدام همراه با دخترش حلا در عکسی بدون تاریخ (گتی)
صدام همراه با دخترش حلا در عکسی بدون تاریخ (گتی)

اطرافیان صدام حسین هیچ‌گاه انتظار نداشتند که روزهای سخت و تلخی را از جنس آنچه در زندان تجربه کردند، در کنار او سپری کنند. تصور نمی‌کردند که ماشین نظامی آمریکا با تمام توان خود وارد میدان شود، رژیم را سرنگون کند، حزب و ارتش را فروبپاشد و نیروهای نزدیک به ایران در ساختار جدید قدرت جایگاه بگیرند.
روزگار چرخشی سهمگین و کامل داشت. مرد قدرتمندی که سرنوشت‌ها را در دست داشت، به زندانی تبدیل شد که می‌دانست زمان اعدامش نزدیک است، حتی اگر کمی به تأخیر بیفتد. صدام حتی در واپسین لحظات عمرش نیز سرسخت بود. اراده‌اش هرگز نشکست و از زندانبانانش چیزی برای خود نخواست. او در شکل‌دادن به تصویری از خود برای پس از اعدامش نقش داشت، تصویری که حاکمان جدید با زمان‌بندی اعدام و رفتارشان با جسد او به تثبیت آن کمک کردند.
رهبران و مقامات بلندپایه‌ای که روزی دور میز شورای فرماندهی انقلاب یا کابینه می‌نشستند، این‌بار در سلول‌های زندان پراکنده بودند. آنها ابتدا توسط آمریکایی‌ها و سپس عراقی‌ها بازجویی شدند و از همان آغاز، اعدام در دستور کار بود.
در این قسمت، دکتر جمال مصطفی السلطان درباره اعدام رفقا و نزدیکان خود در زندان می‌گويد. او همچنین چگونگی ازدواج با حلا، کوچک‌ترین دختر صدام حسین و رفتارهای خانوادگی صدام و علایق او را بازگو می‌کند.

صدام مع ابنته حلا في صورة غير مؤرخة (غيتي)

«چه کسانی در زندان اعدام شدند؟»

از دکتر جمال مصطفی السلطان درباره برجسته‌ترین کسانی که در مدت حضور او در زندان اعدام شدند و شرایط و جزئیات آن پرسیدم. او پاسخ داد:
«رئیس جمهورى، آقای طه یاسین رمضان، معاون رئیس‌جمهورى، دایی من علی حسن المجید، عضو شورای رهبری انقلاب، دایی دیگرم عبد حسن المجید، عواد البندر، معاون رئیس دیوان، برزان ابراهیم الحسن، برادر ناتنی رئیس‌جمهورى، تیمسار عبد حمود، منشی شخصی رئیس‌جمهورى، و فاروق الحجازي، که زمانی معاون مدیر استخبارات بود و سپس به‌عنوان سفیر عراق در ترکیه خدمت می‌کرد.
برای درک آنچه در جریان اعدام‌ها رخ داد، شما را به ویدئویی که اخیراً توسط خضیر الخزاعی، معاون سابق رئیس‌جمهورى پس از اشغال عراق، منتشر شده، ارجاع می‌دهم. الخزاعی با صدا و تصویر اعتراف می‌کند که هیچ توجیهی برای حکم اعدامی که دادگاه علیه تیمسار عبد حمود صادر کرد، پیدا نکرد. خطرناک‌ترین بخش این است که او اعتراف می‌کند به ایران رفت و با یک مرجع قضایی در آنجا مشورت کرد، مرجعی که نام او را ذکر و او را تشویق کرد تا این حکم را امضا کند و او نیز چنین کرد. حقیقت این است که ما از ابتدا احساس می‌کردیم که دادگاه ابزاری برای انتقام است که به دستور ایران عمل می‌کند. به عبد حمود اطلاع دادند که او را به بیمارستان منتقل می‌کنند و عصر همان روز نگهبانان به ما گفتند که حکم اعدام علیه او اجرا شده است.
رئیس‌جمهورى انتظار اعدام را داشت. حقیقت این است که صرف وجود او، حتی در زندان، باعث نگرانی آن‌ها بود. می‌توانم با اطمینان بگویم که اعضای رهبری با شجاعت با حکم اعدام خود روبه‌رو شدند و هیچ ضعفی از خود نشان ندادند یا حتی پلکی نزدند. یک روز، به برزان و عواد البندر خبر دادند که حکم اعدام آن‌ها صادر شده است. من مشغول ورزش با عواد بودم و بدون اغراق می‌گویم که او همچنان خوش‌بین بود. آن‌ها برزان و بندر را برای اجرای حکم بردند، سپس آن‌ها را بازگرداندند و اجرای حکم را به تعویق انداختند، اما همان روز هر دوی آن‌ها را اعدام کردند. در موعدی دیگر، از نگهبانان شنیدیم که عبد حسن المجید، فاروق الحجازي، و هادی حسن (یکی از افسران استخبارات) اعدام شدند.
اجازه بدهید برای شما توضیح دهم که چه می‌گذشت. یک روز، اتهامی ساختگی به من نسبت دادند مبنی بر این‌که من قبل از اشغال، مبلغ دویست و پنجاه میلیون دلار به خمیس الخنجر (یک سیاستمدار سنی) داده‌ام. البته، هیچ اساسی برای این ادعا وجود نداشت. به من گفتند: «اگر به این موضوع اعتراف نکنی، تا پایان عمرت در زندان خواهی ماند.»
من تسلیم نشدم و به آن‌ها گفتم که رابطه من با او صرفاً عادی بود، چرا که من مسئول پرونده عشایر بودم. مدتی بعد، با سناریوی متفاوتی نزد من آمدند. گفتند: «ما تو را به سفارت عراق در اردن منتقل می‌کنیم، در آنجا اعتراف می‌کنی که این مبلغ را به او داده‌ای و پس از این اعتراف، در عمّان همراه با مبلغی کلان آزاد خواهی شد.» من پاسخ دادم که هرگز این کار را نخواهم کرد، هر پیشنهادی که باشد و از ارزش‌هایم برای آسیب رساندن به خمیس الخنجر، که دوست من بود، دست نخواهم کشید. بعداً اتهام دیگری به من نسبت دادند مبنی بر این‌که در عملیات خشکاندن باتلاق‌ها شرکت داشته‌ام، در حالی که من هیچ ارتباطی با چنین پرونده‌هایی نداشتم.»

اولین تماس پس از اعدام

از او پرسیدم چه زمانی با همسرش حلا تماس گرفت تا پس از اعدام پدرش، رئیس‌جمهوری، به او تسلیت بگوید و اوضاع مادرش، ساجده خیرالله طلفاح، که با او زندگی می‌کند، چگونه بود. او توضیح داد:
«پنج روز پس از شهادت رئیس‌جمهوری، با خانواده‌ام تماس گرفتم. با همسرم صحبت کردم و متوجه شدم که روحیه بسیار بالایی دارد و ایمان و صبرش بسیار قوی است. در همان زمان درباره وضعیت عمه‌ام، خانم ام عدی، از او پرسیدم. او مرا مطمئن کرد و گفت که روحیه او نیز علی‌رغم درد و اندوه، بسیار بالاست. واقعیت این است که مصیبت بسیار بزرگ و دردناک بود و فداکاری‌ها عظیم. اما خداوند متعال به او ایمان، صبر، عزم و همتی عطا کرده که حقیقتاً او را بسیار قوی ساخته است. خداوند به او سلامتی و طول عمر بدهد، زیرا ما همیشه از او نیرو و عزم برای ادامه این مسیر می‌گیریم. عمه من، دو پسرش عدی و قصی را از دست داد و سپس شوهرش را نیز از دست داد. حقیقت این است که او از ابتدا نقش بزرگی در حمایت از شوهرش، رئیس‌جمهوری، ایفا کرد. از زمانی که او مبارزاتش را آغاز کرد، همیشه از او حمایت و پشتیبانی کرد و در کنار او ایستاد. او نقشی بزرگ داشت.»

آغاز مسیر با رئیس‌جمهوری

جمال مصطفی آغاز مسیرش با صدام حسین را این‌گونه به یاد می‌آورد:
«این زمانی بود که من کارم را در بخش حفاظت ویژه رئیس‌جمهوری شروع کردم. اولین دیدار من با او همان زمان بود که او را دیدم. شاید تصور من، مانند بسیاری از عراقی‌ها، عرب‌ها و دیگران، این بود که او شخصیتی سخت‌گیر است. اما حقیقت این است که او را انسانی پدرانه یافتم. وقتی با او ارتباط برقرار می‌کنید و به او نزدیک می‌شوید، دیدگاه متفاوتی نسبت به آنچه پیش‌تر فکر می‌کردید، پیدا می‌کنید، زیرا رفتار او بسیار پدرانه بود. این اولین دیدار من با او بود. از من پرسید که نامم چیست و کیستم. ما از یک عشیره هستیم و با او در جد چهارم به هم می‌رسیم، یعنی ما پسرعمو هستیم. مادر من نیز دخترعموی او است. از هر نظر، ما پسرعمو هستیم.
حدود ۲۰ سال همراه رئیس‌جمهوری خدا بیامرز بودم. از کار در حفاظت آغاز کردم و سپس مسئول رسیدگی به امور شهروندان شدم، یعنی پیگیری نیازها و مشکلات آن‌ها و ملاقات آن‌ها با رئیس‌جمهوری. او به مسائل مردم بسیار اهمیت می‌داد و نمی‌گذاشت هیچ‌کدام از آن‌ها ظلمی را تجربه کنند. او به حل مشکلات شهروندان می‌پرداخت، چه در زمینه مالی، درمانی یا هر حوزه دیگری که مردم به آن نیاز داشتند. حقیقت این است که بسیاری از قوانین در آن زمان بر اساس شکایات مردم تغییر می‌کرد. قوانین یا اصلاح می‌شدند یا تغییر می‌کردند بر اساس شکایاتی که از سوی مردم ارائه می‌شد.»

در دفتر رئیس‌جمهوری دو خط تلفن وجود داشت که به دفتر من متصل بودند. هر کسی که مشکلی داشت، می‌توانست از طریق تلفن‌های ویژه شهروندان با رئیس‌جمهوری تماس بگیرد. من به تماس‌هایشان پاسخ می‌دادم، به مشکلاتشان گوش می‌دادم و پس از شنیدن مشکلاتشان، برای ملاقات با رئیس‌جمهوری وقتی تعیین می‌کردم. گاهی از تماس‌گیرنده می‌خواستم درخواستش را بیاورد تا مشکلش را بررسی و حل کنیم.
گاهی خود رئیس‌جمهوری وارد تماس می‌شد، با من صحبت می‌کرد و می‌پرسید: «موضوع این شهروند چیست؟» من به او اطلاع می‌دادم و او می‌گفت: «شهروند را بده تا با او صحبت کنم.» او واقعاً به صحبت‌هایش گوش می‌داد و به او می‌گفت: «فردا به اطلاعات مجلس ملی بیا تا با من ملاقات کنی.» و آن فرد واقعاً می‌آمد.
در قصر جمهوری و مجلس ملی نیز درخواست‌های شهروندان را می‌پذیرفتند و آن‌ها را به اطلاعات می‌فرستادند تا به ما برسد و ما آن‌ها را به رئیس‌جمهوری منتقل کنیم. به این ترتیب، او هر هفته با صدها نفر از شهروندان ملاقات می‌کرد و مشکلاتشان را حل می‌کرد. او به این جنبه بسیار اهمیت می‌داد.
من از جایگاه فردی که از نزدیک با او کار کرده است، صحبت می‌کنم. او انسانی بود که نمی‌توان توصیفش کرد و من هرگز کسی را با چنین ویژگی‌هایی ندیدم. او گوش می‌داد، توجه می‌کرد و سپس راه‌حلی ارائه می‌داد.
وقتی موضوعی را به او ارائه می‌دادم، می‌گفتم: «موضوع فلان به این شکل است.» او تا پایان حرف‌های من گوش می‌داد، سپس نظر من را می‌پرسید و می‌گفت: «با توجه به اینکه این کار وظیفه و تخصص توست، نظرت چیست؟» و من نظر خود را می‌دادم و او همان را می‌پذیرفت.
در جریان کارم، برخی مثال‌ها را که برایم پیش آمده است برایت نقل می‌کنم. یک بار کنفرانسی برای شاعران در عَمّان برگزار شد و شاعر بزرگ عبدالرزاق عبدالواحد به آنجا رفت. در آنجا با عراقی‌ها و غیرعراقی‌ها ملاقات‌هایی داشت و برخی به او گفتند: «چرا نمی‌مانی؟» یا تلاش کردند او را در عَمّان نگه دارند. این اتفاق کمی پیش از جنگ رخ داد. شاید او تحت تأثیر حرف‌هایی که به او گفته بودند، قرار گرفت و نامه‌ای به خانواده‌اش نوشت و از آن‌ها خواست به او در امان بپیوندند.

جمال مصطفى السلطان (الشرق الأوسط)

نامه او به دست دستگاه اطلاعاتی افتاد. البته، دستگاه‌های ما با وجود شرایط سخت تحریم، قوی بودند. نامه به دست ما رسید. دستگاه اطلاعات آن را در گزارشی فرستاد و گفتند این همان چیزی است که برای عبدالرزاق عبدالواحد رخ داده و او خانواده‌اش را تشویق کرده که به او در عَمّان بپیوندند.
معمولاً وقتی چنین موضوعاتی به دفتر من به‌عنوان دبیر می‌رسید، این‌گونه عمل می‌کردیم: تحقیق می‌کردیم یا نظر مسئولین و رهبران ارشد را می‌پرسیدیم، مانند استاد طارق عزیز، استاد طه یاسین رمضان یا استاد عزت ابراهیم. نظرات همه مسئولین بزرگ را جمع‌آوری می‌کردیم و پس از کامل شدن دیدگاه‌ها، موضوع را به رئیس‌جمهوری ارائه می‌کردیم. در این مورد نیز نظرات جمع شد، اما دیدگاه‌ها تا حدی سختگیرانه بود، مثلاً این‌که «چطور این کار را انجام دهد» یا «این‌طور نمی‌شود»... حرف‌هایی که کمی سختگیرانه بودند.
ما به سمت جلسه هیئت وزیران می‌رفتیم و تیم عبد حمود (خدا رحمتش کند)، دبیر رئیس‌جمهوری، من و احمد حسین (که خدا آزادش کند، او اکنون در زندان است)، رئیس دیوان همراه بودیم. من به آن‌ها گفتم: نظر شخصی من این است که به‌جای ورود به این جزئیات و پیچیدگی‌ها، بهتر است یک افسر اطلاعاتی را مأمور کنیم تا این نامه را به خانواده شاعر بزرگ برساند. او سلام رئیس‌جمهوری را به خانواده منتقل کند و بگوید این نامه در اختیار شماست. اگر می‌خواهید کشور را ترک کنید، ما آماده‌ایم که کمک کنیم و هر کمکی که بخواهید، فراهم است. اما اگر می‌خواهید در کشور خود بمانید، این تصمیم خودتان است. هرچه شما را راحت‌تر می‌کند، انتخاب کنید.
ما این پیشنهاد را قبل از ورود به جلسه هیئت وزیران به رئیس‌جمهوری ارائه دادیم. رئیس‌جمهوری گفت: «بله، نظر درستی است.» او ادامه داد: «این درست‌ترین راه است، زیرا عبدالرزاق عبدالواحد شخصی است که به ما تعلق دارد و از شاعران بزرگ عراق است، بنابراین نمی‌توانیم رفتاری غیرعاقلانه انجام دهیم.» ما واقعاً یک نفر را به خانواده عبدالرزاق عبدالواحد فرستادیم و خانواده او تصمیم گرفتند به او در اردن نپیوندند. سپس او را دعوت کردند تا به عراق بازگردد و او بازگشت. او پیش از اشغال، شعری بسیار زیبا برای رئیس‌جمهوری نوشت که رئیس‌جمهوری نیز او را تجلیل کرد و یک خودرو به او هدیه داد.
مثالی دیگر نیز به یاد دارم. یک روز در عید، من شیفت بودم. یکی از همراهان رئیس‌جمهوری نزد من آمد و گفت: «رئیس‌جمهوری می‌پرسد چطور هواپیماهای بازرسان (بین‌المللی در زمینه سلاح‌های کشتار جمعی در عراق) وارد شدند و چه کسی مجوز ورود آن‌ها را داده است؟» من گفتم: «من هم نمی‌دانم چه کسی به آن‌ها مجوز داده است و چیزی در این زمینه نمی‌دانم، فقط مانند شما از اخبار شنیده‌ام.» در آن زمان، استاد طه یاسین رمضان مسئول نظارت بر موضوع بازرسی‌ها بود. با او تماس گرفتم و پرسیدم: «ماجرا چیست؟» او گفت: «به خانه من بیا تا درباره آن صحبت کنیم.» به خانه او رفتم. او گزارشی نوشت و به من گفت: «من با اختیاراتی که به‌عنوان عضو شورای رهبری انقلاب داشتم، مجوز را صادر کردم و بر اساس اختیاراتم عمل کردم.» ما این موضوع را به رئیس‌جمهوری رساندیم. او گفت: «واقعاً این شخص طبق اختیارات خود عمل کرده است.»
رئیس‌جمهوری زمانی که موضوعی درست بود، مخالفت نمی‌کرد. به یاد دارم وقتی مرا مسئول رسیدگی به امور شهروندان کرد، به من گفت: «تو مسئول این کار خواهی بود و این مسئولیت در برابر خدا و من است. اگر هر عراقی شکایتی داشت، چه در مورد تو و چه عُدی یا قُصی، آن را مستقیماً به من بیاور.» من گفتم: «دستور شما اجرا خواهد شد، آقا.» این امانتی بود و امیدوارم که کوتاهی نکرده باشم. بعد از مدتی، حدود دو یا سه سال، یک شهروند از من شکایت کرد. شکایتش را برداشتم و نزد رئیس‌جمهوری رفتم و گفتم: «آقا، این شهروند از من شکایت کرده است.» او شکایت را خواند و حاشیه‌نویسی کرد: «یک کمیته برای بررسی و اطمینان از صحت این حرف‌ها تشکیل شود.» واقعاً یک کمیته تشکیل شد و از من و آن شهروند تحقیق کردند. مشخص شد که حرف‌های او نادرست بود و موضوع به پایان رسید.
یک بار دیگر، شکایتی از یک شهروند اهل ناصریه دریافت کردم که از استاندار شکایت کرده بود. شکایت او را خواندم و به رئیس‌جمهوری رساندم. او نوشت: «کمیته‌ای برای بررسی این موضوع تشکیل شود.» کمیته تشکیل شد و بررسی کرد. صداقت شهروند ثابت شد و مشخص شد که استاندار در قبال شهروند رفتاری نادرست داشته است. پس از آن، استاندار به‌دلیل کار نادرستش منتقل شد.

داماد رئيس

چه زمانی برای خواستگاری از دختر رئیس‌جمهوری، صدام حسین، حلا، نزد او رفتید؟ پاسخ داد:
«در سال ۱۹۹۴، مانند رسم معمول ما، من به همراه عموها و دایی‌هایم رفتیم. در عرف ما و عرف عراقی‌ها به طور کلی، وقتی برای خواستگاری از زنی اقدام می‌کنی، خانواده‌ات را همراه خود می‌بری.

ما از قبیله «بوناصر» هستیم که یکی از قبایل بزرگ عراق است. افراد این قبیله در مناطق مختلفی مانند صلاح‌الدین، فلوجه، بصره و کرکوک زندگی می‌کنند. من تعدادی از اعضای خانواده، عموها و دایی‌هایم را همراه خود بردم. یکی از عموهایم با رئیس‌جمهوری صحبت کرد و خواستگاری دختر ایشان، حلا، را برای من، جمال مصطفی، مطرح کرد. رئیس‌جمهوری موافقت کرد و استقبال گرمی نشان داد. همان لحظه قاضی در نزدیکی بود. او را همان لحظه که رئیس‌جمهوری موافقت کرد، فراخواندیم. عقد ازدواج بسته شد و با عموها، دایی‌ها و همه همراهان نزد رئیس‌جمهوری - خدا رحمتش کند - ناهار خوردیم و سپس آنجا را ترک کردیم.
اولین دیدار من با حلا را به یاد دارم که در تاریخ ۱۲ سپتامبر بود و مراسم ازدواج ما در ۲۶ سپتامبر انجام شد. مدت نامزدی کوتاه بود. در عرف ما معمولاً وقتی نامزدی انجام می‌شود، مدت زیادی طول نمی‌کشد تا مراسم ازدواج برگزار شود. به این ترتیب ازدواج انجام شد و ما زندگی مشترک خود را آغاز کردیم.
رئیس‌جمهوری میان کار رسمی و روابط خانوادگی خود تفاوت قائل بود. کار او کاملاً از خانواده جدا بود و خانواده هیچ دخالتی در امور سیاسی و دولتی نداشت. او در کار یک مرد دولتی بود، اما وقتی به خانه می‌آمد، نقش پدری را ایفا می‌کرد؛ یعنی با خانواده‌اش مانند یک پدر رفتار می‌کرد و آن هم پدری نمونه. هر خانواده‌ای آرزو دارد که پدری مانند او داشته باشد، چون از کوچک‌ترین تا بزرگ‌ترین فرزند خود مراقبت می‌کرد و به تمام اعضای خانواده اهمیت می‌داد.
مثلاً هنگام ناهار، خودش غذا را می‌کشید و از فرزندانش می‌پرسید که چه می‌خواهند. برای هر کدام غذا می‌کشید و توجه زیادی به خانواده داشت. او دولت را جدا از خانواده می‌دید. در عین حال، او با عراقی‌ها نیز مانند پدر همه آن‌ها رفتار می‌کرد و بین عُدی و دیگر عراقی‌ها فرقی نمی‌گذاشت. با همان انصاف و عدالت رفتار می‌کرد. این بود صدام حسین.
همان‌طور که برای شما گفتم، او هر شکایتی را با جدیت و عدالت رسیدگی می‌کرد؛ چه در مورد فرزندانش باشد و چه غیر از آن‌ها. او با انصاف کامل عمل می‌کرد، زیرا همیشه تلاش می‌کرد که عدالت را برای همه عراقی‌ها اجرا کند و اجازه نمی‌داد هیچ عراقی‌ای مظلوم واقع شود. او هیچ‌گاه اجازه نمی‌داد به هیچ عراقی‌ای ظلم شود، فارغ از این‌که در کجای عراق باشد. او مردی بود که، خدا رحمتش کند و بیامرزد، حتی با فرزندانش نیز اگر در هر موردی کوتاهی می‌کردند، به‌شدت برخورد می‌کرد.»

سرگرمی‌های صدام حسین

چه نوع غذایی مورد علاقه صدام حسین بود و چه سرگرمی‌هایی داشت؟ او می‌گوید:
«او مردی عرب اصیل بود که غذاهای عربی و عراقی سنتی را دوست داشت. همیشه خودش «هبیط» می‌پخت. این غذا را به روش خودش تهیه می‌کرد. ما این روش را از او یاد گرفتیم، روشی که طعم این غذا را متفاوت می‌کرد و مزه‌ای خاص و متمایز به آن می‌داد. «هبیط» شامل گوشت، آبگوشت و نان خرد شده است. همچنین او ماهی، به‌ویژه «مسگوف» که در میان عراقی‌ها بسیار محبوب است، را دوست داشت و خودش آن را آماده می‌کرد.
او سرگرمی‌های مختلفی داشت، مثلاً سوارکاری، تیراندازی، شنا و شکار. او علاقه زیادی به شکار داشت و گاهی پیش از رفتن به جبهه‌های جنگ با ایران، به منطقه العماره می‌رفت، جایی که انواع مختلفی از شکار مانند غزال و غاز وجود داشت. حتی گاهی در هواپیما شکار می‌کرد. از داخل هلیکوپتر، وقتی که دسته‌ای از پرندگان مثل غاز در همان ارتفاع پرواز می‌کردند، به سمت آن‌ها شلیک می‌کرد و سپس هواپیمای دیگری برای جمع‌آوری شکار فرود می‌آمد. او مدتی این سرگرمی را ادامه داد، اما بعداً به‌دلیل دور بودن مکان‌ها و دشواری شرایط، بیشتر به ماهیگیری روی آورد و این سرگرمی را به‌طور مداوم انجام می‌داد.
او از کودکی در تیراندازی مهارت داشت. به دلیل ساختار عشایری‌مان، معمولاً وقتی بچه‌ها به سن خاصی می‌رسند، شروع به یادگیری تیراندازی می‌کنند و در آن مهارت پیدا می‌کنند. این بخشی از فرهنگ ماست.
در عین حال، او علاقه زیادی به خواندن داشت. همیشه مطالعه می‌کرد و می‌نوشت. او یک خواننده پرشور و نویسنده مداوم بود.»
وقتی از او درباره شاعر مورد علاقه صدام حسین پرسیدم، پاسخ داد:
«به‌طور کلی، او به شعر و شنیدن شعر علاقه داشت. بسیاری از شاعران عراقی بودند که به اشعارشان گوش می‌داد، مثلاً عبدالرزاق عبدالواحد که از شاعران برجسته عراقی بود و افراد مشابه دیگری که او آن‌ها را می‌شنید و با برخی از آن‌ها ارتباط داشت.
با این حال، من فکر نمی‌کنم که رابطه نزدیکی با محمد مهدی الجواهری داشته باشد.



رایزنی یمن در برلین برای جلب حمایت اروپا در برابر حوثی‌ها


وزیر امور خارجه یمن در دیدار با سفیران کشورهای عربی در برلین (SABA)
وزیر امور خارجه یمن در دیدار با سفیران کشورهای عربی در برلین (SABA)
TT

رایزنی یمن در برلین برای جلب حمایت اروپا در برابر حوثی‌ها


وزیر امور خارجه یمن در دیدار با سفیران کشورهای عربی در برلین (SABA)
وزیر امور خارجه یمن در دیدار با سفیران کشورهای عربی در برلین (SABA)

حکومت یمن تحرکات دیپلماتیک خود را در برلین، پایتخت آلمان، افزایش داده است تا حمایت سیاسی و اقتصادی اروپا را برای تقویت توانایی خود در مقابله با تشدید تنش‌های حوثی‌ها و بازپس‌گیری نهادهای دولتی جلب کند. این تحرکات هم‌زمان با هشدارهایی درباره گسترش تهدیدهای این گروه مورد حمایت ایران علیه امنیت کشتیرانی بین‌المللی و منافع تجارت جهانی صورت می‌گیرد. همچنین حکومت یمن خواستار اصلاح آن چیزی شده است که روایت‌های نادرست درباره بحران این کشور می‌خواند.

افراح الزوبه، وزیر امور خارجه و امور مهاجران یمن، در جریان مجموعه‌ای از دیدارها و نشست‌ها با مقام‌ها و نمایندگان پارلمان آلمان، دیپلمات‌های عرب، کارشناسان و نمایندگان مراکز پژوهشی تأکید کرد که ادامه مماشات جامعه جهانی در برابر نقض حقوق از سوی حوثی‌ها، این گروه را به گسترش فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده تشویق کرده است. به گفته او، این روند تهدیدهای حوثی‌ها را از داخل یمن به گذرگاه‌های حیاتی دریایی در منطقه گسترش داده است.

حکومت یمن در تلاش است حمایت سیاسی و انسانی اروپا را جلب کند (SABA)

الزوبه در نشست میزگردی که بنیاد آلمانی «کوربر» در چارچوب برنامه «صبحانه سیاسی برلین» برگزار کرد، ریشه‌های بحران یمن را تشریح کرد. او این روند را از کودتای حوثی‌ها علیه توافق ملی و حکومت قانونی در سپتامبر ۲۰۱۴ و تصرف مسلحانه پایتخت، صنعا، آغاز کرد و به تضعیف نتایج کنفرانس گفت‌وگوی ملی، تشدید تنش‌های نظامی اخیر و تلاش‌ها برای هدف قرار دادن کشتیرانی بین‌المللی در تنگه باب‌المندب رساند.

الزوبه گفت رفتار تنش‌زای این گروه تهدیدی مستقیم برای صلح و امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی است. او هشدار داد سکوت جامعه جهانی و مماشات در برابر نقض حقوق از سوی حوثی‌ها، به این گروه فرصت می‌دهد تهدیدهای خود علیه جریان تجارت جهانی را ادامه دهد.

گسترش تهدید حوثی‌ها

در ادامه این تحرکات، وزیر امور خارجه یمن در نشست میزگرد دیگری که بنیاد آلمانی «کنراد آدناور» برگزار کرد، درباره گسترش تهدید حوثی‌ها علیه امنیت منطقه و کشتیرانی بین‌المللی هشدار داد. او به حمله به خطوط کشتیرانی و هماهنگی این گروه با گروه‌های تروریستی در شاخ آفریقا، از جمله جنبش الشباب سومالی، اشاره کرد.

الزوبه میان مخالفت حوثی‌ها با تلاش‌های صلح، کوشش آن‌ها برای تسلط بر تنگه باب‌المندب و آغاز عملیات «فجر الیمن» ارتباط برقرار کرد. او گفت هدف این عملیات بازپس‌گیری نهادهای دولتی و حفاظت از گذرگاه‌های دریایی در برابر تهدیدهایی است که کشتیرانی و تجارت بین‌المللی را هدف قرار می‌دهند.

افراح الزوبه، وزیر امور خارجه یمن (AFP)

او از مقام‌ها، کارشناسان و اعضای حزب حاکم آلمان که در این نشست حضور داشتند خواست تصویری دقیق از تحولات یمن را به نهادهای خود و تصمیم‌گیرندگان منتقل کنند و روایت‌های نادرست درباره بحران این کشور را اصلاح کنند تا صدای مردم یمن و پیامدهای نظامی و انسانی تشدید تنش‌ها بر زندگی آن‌ها به‌درستی منعکس شود.

الزوبه در همین زمینه تأکید کرد حمایت سیاسی، اقتصادی و انسانی از حکومت یمن، راهی اساسی برای تقویت توانایی این حکومت در انجام مسئولیت‌هایش، تثبیت ثبات و بازپس‌گیری نهادهای دولتی است.

محاصره تعز و مجازات جمعی
وضعیت انسانی شهر تعز بخش مهمی از گفت‌وگوهای وزیر را به خود اختصاص داد. او به ادامه محاصره این شهر از سوی حوثی‌ها و پیامدهای آن، از جمله جلوگیری از ورود مواد غذایی، دارو و اقلام ضروری، تعطیلی مراکز درمانی و ممانعت از انتقال بیماران و مجروحان از مسیرهای امن، پرداخت.

او تأکید کرد این اقدامات مجازات جمعی غیرنظامیان به شمار می‌رود و رنج آسیب‌پذیرترین گروه‌ها، به‌ویژه زنان و کودکان، را تشدید می‌کند. به گفته او، محاصره تعز به دلیل محرومیت شماری از غیرنظامیان از دسترسی به خدمات درمانی و تجهیزات پزشکی ضروری، به مرگ تعدادی از آن‌ها منجر شده است.

الزوبه در دیدار با آرمین لاشت، رئیس کمیته روابط خارجی پارلمان آلمان، تحولات بحران یمن و پیامدهای منطقه‌ای آن را بررسی کرد. او تأکید کرد تهدید آزادی کشتیرانی و تجارت جهانی، ادامه رفتارهای بی‌ثبات‌کننده حوثی‌ها از زمان تسلط این گروه بر نهادهای دولتی است.

وزیر امور خارجه یمن همچنین تلاش‌های حکومت به‌رسمیت‌شناخته‌شده در سطح بین‌المللی را برای انجام مسئولیت‌های خدماتی و توسعه‌ای از عدن، پایتخت موقت این کشور، تشریح کرد. او تأکید کرد ثبات نهادهای دولتی و تأمین منابع مالی مستقل آن‌ها، راهی اساسی برای رسیدگی پایدار به بحران انسانی است.

تحرکات دیپلماتیک یمن در برلین برای حمایت از حکومت در مقابله با حوثی‌ها (SABA)

او از آلمان و شرکای اروپایی خواست حمایت سیاسی و اقتصادی فوری از حکومت یمن را در دستور کار قرار دهند و بر تقویت ظرفیت‌های ملی، به‌ویژه نیروهای گارد ساحلی و نهادهای نظارت بر مرزهای دریایی، تمرکز کنند تا توانایی این کشور برای مقابله با قاچاق تسلیحات و فناوری‌های نظامی ایران به حوثی‌ها افزایش یابد.

رسانه‌های رسمی یمن به نقل از لاشت گزارش دادند که او نگرانی خود را از نقض حقوق بشر از سوی حوثی‌ها، به‌ویژه سربازگیری از کودکان و وخامت شرایط معیشتی غیرنظامیان، ابراز کرده است. او همچنین تأکید کرد هدف قرار دادن کشتیرانی در دریای سرخ، امنیت اقتصادی کشورهای عضو اتحادیه اروپا و جهان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

این مقام آلمانی بر ضرورت تدوین راهبردی جدید از سوی پارلمان و دولت آلمان، با هماهنگی اتحادیه اروپا، برای مواجهه با پرونده یمن تأکید کرد؛ راهبردی که با تحولات شتابان این کشور همگام باشد و از امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی حفاظت کند.


وزارت خارجه آمریکا کنسول لبنان در دیترویت را «عنصر نامطلوب» اعلام کرد


ابراهیم شراره، کنسول لبنان در دیترویت، در مراسمی در این شهر (صفحه فیس‌بوک او)
ابراهیم شراره، کنسول لبنان در دیترویت، در مراسمی در این شهر (صفحه فیس‌بوک او)
TT

وزارت خارجه آمریکا کنسول لبنان در دیترویت را «عنصر نامطلوب» اعلام کرد


ابراهیم شراره، کنسول لبنان در دیترویت، در مراسمی در این شهر (صفحه فیس‌بوک او)
ابراهیم شراره، کنسول لبنان در دیترویت، در مراسمی در این شهر (صفحه فیس‌بوک او)

منابعی در وزارت امور خارجه لبنان به روزنامه الشرق الاوسط تأیید کردند که سفارت لبنان در واشنگتن رسماً از وزارت امور خارجه آمریکا ابلاغیه‌ای دریافت کرده است مبنی بر اینکه ابراهیم شراره، کنسول لبنان در دیترویت، شخص نامطلوب شناخته شده و باید حداکثر ظرف ۴۸ ساعت خاک آمریکا را ترک کند.

پیش‌تر گزارش‌هایی منتشر شده بود که نشان می‌داد این تصمیم در پی جنجالی اتخاذ شده است که گزارش‌های رسانه‌ای آمریکا برانگیخته بودند. این جنجال پس از انتشار مطالب قدیمی منتسب به شراره در شبکه‌های اجتماعی شکل گرفت. این مطالب به انفجار مقر تفنگداران دریایی آمریکا (مارینز) در بیروت در سال ۱۹۸۳ می‌پرداختند و از آن با عنوان «مقاومت قهرمانانه» یاد می‌کردند.
مواضع سیاسی او
در همین زمینه، وب‌سایت آمریکایی واشنگتن فری بیکن در گزارشی که دوم نوامبر سال جاری منتشر کرد، نوشت شراره در مطلبی در سال ۲۰۲۱، به مناسبت سالگرد انفجار پادگان تفنگداران دریایی، نوشته بود که «مقاومت قهرمانانه» با «یک ضربه» به «اشغال نظامی آمریکا» در لبنان پایان داد.

این وب‌سایت همچنین مطلب دیگری از او نقل کرد که در آن آمده بود: «از پادگان تفنگداران دریایی در بیروت تا پایگاه التنف... اشغالگر را نخواهیم پذیرفت و شکست خواهیم داد.» این عبارت به حضور نظامی آمریکا در سوریه اشاره داشت.

این گزارش به مواضع دیگری نیز اشاره کرد که به شراره نسبت داده شده است؛ از جمله تمجید او از عملیات فرار شش زندانی فلسطینی از زندان اسرائیلی جلبوع در سال ۲۰۲۱. همچنین به تصویر روی جلد حساب او در شبکه اجتماعی ایکس اشاره شده که پرچم اسرائیل را در حال سوختن نشان می‌دهد. در معرفی شخصی حساب او نیز جمله‌ای از غسان کنفانی، نویسنده و چهره برجسته فلسطینی، نقل شده است.

مطلبی از ابراهیم شراره، کنسول لبنان، با این مضمون: «از پادگان تفنگداران دریایی در بیروت تا پایگاه التنف... اشغالگر را نخواهیم پذیرفت و شکست خواهیم داد» (ایکس)

با این حال، زمان‌بندی این ماجرا به بازنشر این مطالب در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای بازمی‌گردد. گزارش فری بیکن بر حضور شراره در مراسم کمیته اقدام سیاسی عربی-آمریکایی در شهر دیربورن تمرکز داشت. عبدالرحمن السید، نامزد انتخابات مجلس سنای ایالت میشیگان، پیش از پیروزی در این رقابت، و شماری دیگر از نامزدهای دموکرات نیز در این مراسم شرکت کرده بودند.

این گزارش یک روز پیش از رأی‌گیری سوم نوامبر منتشر شد، در حالی که خبر این اقدام چند روز پس از انتخابات انتشار یافت. این توالی زمانی، زمینه‌ای سیاسی و رسانه‌ای ایجاد کرد که از نظر گزارش می‌توان آن را تلاشی برای تأثیرگذاری بر رأی‌دهندگان این ایالت پیش از انتخابات دانست. با این حال، این توالی به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که تصمیم آمریکا مجازاتی به دلیل حضور شراره در آن مراسم بوده یا با نتایج انتخابات ارتباط داشته است.

از نظر حقوقی، ماده ۲۳ کنوانسیون وین درباره روابط کنسولی به کشور میزبان اجازه می‌دهد یک مقام کنسولی را شخص نامطلوب اعلام کند. این تصمیم می‌تواند به فراخواندن او یا پایان دادن به مأموریتش منجر شود. اگر کشور فرستنده در مهلتی معقول به این درخواست پاسخ ندهد، کشور میزبان می‌تواند اجازه فعالیت او را لغو کند یا دیگر سمت کنسولی او را به رسمیت نشناسد. این اقدام به‌خودی‌خود حکم کیفری محسوب نمی‌شود.

با این حال، این تصمیم می‌تواند پیامدهایی داشته باشد. از جمله اینکه انتظار می‌رود بیروت ناچار شود امور کنسولگری را سامان دهد و تداوم خدمات به جامعه لبنانی را تضمین کند. بیروت همچنین باید پیامدهای دیپلماتیک این وضعیت را مدیریت کند.

اعلام نامطلوب بودن کنسول به‌تنهایی به معنای قطع روابط یا تعطیلی نمایندگی لبنان نیست، اما دامنه پیامدهای این پرونده همچنان به توضیحات آمریکا و واکنش لبنان بستگی خواهد داشت.


یمن برای مسدود کردن منابع مالی و تسلیحاتی حوثی‌ها در سطح بین‌المللی فشار می‌آورد

هواداران گروه حوثی در جریان تجمعی در صنعا (EPA)
هواداران گروه حوثی در جریان تجمعی در صنعا (EPA)
TT

یمن برای مسدود کردن منابع مالی و تسلیحاتی حوثی‌ها در سطح بین‌المللی فشار می‌آورد

هواداران گروه حوثی در جریان تجمعی در صنعا (EPA)
هواداران گروه حوثی در جریان تجمعی در صنعا (EPA)

دولت یمن می‌کوشد همکاری با بریتانیا را از سطح حمایت سیاسی و دیپلماتیک فراتر ببرد و آن را به اقداماتی مؤثرتر برای مقابله با شبه‌نظامیان حوثی گسترش دهد. این اقدامات شامل قرار دادن نام این گروه در فهرست سازمان‌های تروریستی، مسدود کردن منابع مالی و تسلیحاتی آن و تشدید نظارت بر فناوری‌ها و قطعاتی است که حوثی‌ها برای توسعه توان نظامی خود به کار می‌گیرند. این تلاش‌ها هم‌زمان با تحرکات بین‌المللی پیش‌بینی‌شده برای جلب حمایت اقتصادی و بشردوستانه از یمن انجام می‌شود.

این موضوعات در دیدار رشاد العلیمی، رئیس شورای رهبری ریاست‌جمهوری یمن، با استیون دوتی، وزیر مشاور بریتانیا در امور خاورمیانه، مطرح شد. دو طرف درباره تحولات یمن، تهدیدهای گروه حوثی برای امنیت منطقه و کشتیرانی بین‌المللی و همچنین تدارکات برگزاری کنفرانس بین‌المللی حمایت از یمن در پایان ماه جاری گفت‌وگو کردند.

العلیمی تأکید کرد که حفاظت از کشتیرانی بین‌المللی بدون از میان بردن منابع تهدید حوثی‌ها امکان‌پذیر نیست. او خواستار حمایت از توانایی‌های دولت یمن برای حفاظت از خاک و آب‌های سرزمینی این کشور شد و گفت مواضع سیاسی و حقوقی باید با اقدام‌های عملی علیه شبکه‌های تأمین مالی، تسلیح و قاچاق همراه شود که توان نظامی این گروه را تأمین می‌کنند.

رشاد العلیمی خواستار حمایت گسترده‌تر بریتانیا برای مقابله با حوثی‌ها شد (سبأ)

رئیس شورای رهبری یمن از بریتانیا خواست نقش فعال‌تری در شکل‌گیری موضعی بین‌المللی برای تروریستی اعلام کردن حوثی‌ها ایفا کند و اقدامات لازم را برای ممنوع اعلام کردن این گروه بر اساس قوانین بریتانیا به اجرا بگذارد. او تأکید کرد که ادامه مواجهه با تهدیدهای این گروه، بدون اتخاذ تدابیر بازدارنده، باعث می‌شود منابع قدرت آن همچنان از اقدامات مقابله‌ای مصون بمانند.

تهدیدی فراتر از یمن

العلیمی در دیدار با وزیر بریتانیایی به تشدید حملات حوثی‌ها اشاره کرد. او از هدف قرار گرفتن فرودگاه‌های غیرنظامی عدن و الریان، حملات مداوم به شهر تعز و گلوله‌باران محله‌های مسکونی، تأسیسات غیرنظامی، بازارها، مدارس و خانه‌های این شهر سخن گفت. حمله به اهداف و تأسیسات غیرنظامی در پادشاهی عربی سعودی و تهدید گذرگاه‌های آبی و مسیرهای کشتیرانی بین‌المللی نیز از دیگر مواردی بود که او مطرح کرد.

رئیس شورای رهبری یمن امنیت منطقه را به بازگشت توانایی نهادهای دولتی این کشور برای اعمال حاکمیت خود پیوند داد و حمایت از دولت در این مسیر را تضمینی پایدار برای حفاظت از گذرگاه‌های دریایی و ثبات منطقه‌ای دانست.

حوثی‌ها ده‌ها هزار نیروی مسلح را برای یورش به استان تعز بسیج کردند (EPA)

العلیمی همچنین موضوع نقض حقوق بشر از سوی حوثی‌ها را مطرح کرد. او به مرگ یکی از کارکنان کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد در دوران بازداشت و ادامه بازداشت خودسرانه بیش از ۷۰ نفر از کارکنان سازمان ملل اشاره کرد. العلیمی این موارد را از مصادیق نقض حقوق بشر دانست و همچنین به اخلال در ابتکارهایی اشاره کرد که با هدف کاهش رنج انسانی دنبال می‌شوند.

در بخش اقتصادی و بشردوستانه این دیدار، دوتی رئیس شورای رهبری یمن را از افزایش کمک‌های بریتانیا برای مقابله با پیامدهای بحران انسانی در این کشور آگاه کرد. او همچنین بر ادامه حمایت بریتانیا از رهبری سیاسی و دولت یمن در حوزه‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و بشردوستانه تأکید کرد.

دو طرف درباره مقدمات برگزاری کنفرانس بین‌المللی حمایت از یمن در پایان ماه نوامبر و تلاش‌ها برای برگزاری موفق آن و جهت‌دهی اقدامات پاسخ‌گویی به نیازهای فزاینده اقتصادی و بشردوستانه گفت‌وگو کردند.

العلیمی از مواضع حمایتی بریتانیا در قبال یمن قدردانی کرد و به‌ویژه از نقش لندن به‌عنوان کشور عهده‌دار پرونده یمن در شورای امنیت سازمان ملل متحد نام برد. او همچنین از حمایت‌های پادشاهی عربی سعودی از طریق مرکز امدادرسانی و اقدامات بشردوستانه ملک سلمان و برنامه سعودی توسعه و بازسازی یمن، از جمله پاسخ‌گویی به نیازهای بشردوستانه در تعز و دیگر استان‌ها، قدردانی کرد.