سقوط اسد؛ جلو افتادن انتخاب رئیس جمهور لبنان 

رویداد تحول ساز که سر جبهه «مقاومت» را به باد داد؛ «حزب الله» از گزینه هایش دست می کشد؟



 
شادمانی عده ای از شهروندان لبنانی و سوری در بیروت پس از سقوط نظام بشار اسد در سوریه (فرانس پرس)
  شادمانی عده ای از شهروندان لبنانی و سوری در بیروت پس از سقوط نظام بشار اسد در سوریه (فرانس پرس)
TT

سقوط اسد؛ جلو افتادن انتخاب رئیس جمهور لبنان 



 
شادمانی عده ای از شهروندان لبنانی و سوری در بیروت پس از سقوط نظام بشار اسد در سوریه (فرانس پرس)
  شادمانی عده ای از شهروندان لبنانی و سوری در بیروت پس از سقوط نظام بشار اسد در سوریه (فرانس پرس)

لبنان پس از انتقال مسالمت آمیز قدرت در سوریه به دنبال سقوط نظام پرزیدنت بشار اسد با یک دوران سیاسی جدید مواجه است. جلسه پارلمان لبنان روز ۹ ژانویه به منظور انتخاب رئیس جمهور و بازگشت نظم به نهادهای دولتی و روابط بین لبنان و سوریه برگزار می شود. نمایندگان در این جلسه باید بر سر انتخاب رئیس جمهوری به توافق برسد که هیچ کس نسبت به او حساس نباشد و از معیارهای کمیته پنجگانه برخوردار باشد. کمیته پنجگانه متشکل از سفرای مصر و قطر و سعودی و فرانسه و آمریکا است که مساله انتخاب رئیس جمهور لبنان را پیگیری می کنند. اگر چنین رئیس جمهوری انتخاب نشود لبنان از گردونه توجه بین المللی خارج خواهد شد به خصوص اینکه هر کسی را نمی شود انتخاب کرد چرا که در اینصورت همه بحران های کنونی بازتولید خواهند شد.
منابع سیاسی برجسته لبنانی معتقدند انتقال مسالمت آمیز قدرت در سوریه منطقه را در نقطه عطف قرار داده و یک رویداد تحول ساز است که لبنان را نیز در بر خواهد گرفت و پیامدهایش در لبنان نیز اثر گذار خواهند بود. از این رو نیروهای سیاسی در پارلمان باید از همین الان دست به کار شده و رئیس جمهوری انتخاب کنند که از پس چالش های پیش رو بربیاید و چه بسا لبنان باید پس از این در محاسبات خود بازنگری کند تا بتواند به نظام جهانی نوین بپیوندد.
منابع سیاسی از فراکسیون های پارلمان می خواهند تا از این رویداد تحول ساز و تحولات آتی در منطقه عبرت گرفته و با رفتار مسئولانه یک گفتمان سیاسی ایجاد کنند که بتواند پا به پای پس لرزه های منطقه پس از سقوط نظام سوریه و خروج جبهه مقاومت به رهبری ایران از معادله سیاسی جلو برود.
این منابع به «الشرق الاوسط» گفتند همه نیروها به ویژه «حزب الله» باید به سرعت با تحولات پرشتاب در منطقه همگام شوند چرا که گروه های سیاسی در لبنان از همین حالا می دانند که جامعه جهانی تمایل به دخالت در نام نامزدهای ریاست جمهوری ندارد اما در مقابل از هر کسی حمایت نمی کند. جامعه جهانی ترجیح می دهد تا در ابتدا ببیند که آیا رئیس جمهور از آزمون همکاری با یک دولت کارآمد به منظور بیرون کشیدن لبنان از بحران ها موفق عمل می کند یا خیر و بعد در مورد رئیس جمهور داوری خواهد کرد. میزان پایبندی رئیس جمهور به مفاد قطعنامه ۱۷۰۱ برای جامعه جهانی اهمیت دارد چرا که لبنان با این قطعنامه زیر نظر بین المللی است و نمی تواند از مسئولیت هایش شانه خالی کند. قطعنامه ‍۱۷۰۱ دریچه الزام آور لبنان برای تصحیح مناسبات خود با کشورهای عربی و خارجی پس از اختلال در روند این روابط و انزوای لبنان است.
به گفته این منابع «وتوهای «پینگ پنگی» فراکسیون های پارلمانی در جلسات پیشین برای انتخاب رئیس جمهور به این معناست که توافق بر سر رئیس جهور به این راحتی نخواهد بود. بنابراین سوال این است که جلسه انتخاب رئیس جمهور چه خواهد شد؟ آیا این جلسه بنا به درخواست اکثر فراکسیون های پارلمان عقب خواهد افتاد؟ رئیس پارلمان بر سر تشکیل جلسه اصرار دارد اما او ممکن است که با درخواست فراکسیون ها موافقت کند تا زمان بیشتری برای توافق بر سر یک رئیس «همه پسند» و مورد قبول بین المللی باشد.
این منابع خاطر نشان کردند «سوال این است که «حزب الله» چه کار خواهد کرد؟ آیا «حزب الله» پس از سقوط حکومت اسد باز بر سر گزینه های سیاسی اش اصرار دارد؟ نبیه بری رئیس پارلمان کجای این ماجرا ایستاده است؟ آیا موانعی بر سر راه «حزب الله» هستند و نمی گذارند که این گروه به خصوص پس از سقوط اسد در محاسباتش بازنگری کند؟ سقوط نظام اسد به این معناست که محور مقاومت دیگر جایی در معادله سیاسی منطقه ندارد. اگر «حزب الله» این مساله را مبنا قرار دهد پس باید با اراده و خواست خودش به سمت داخل لبنان بچرخد و دستش را به سوی گروه های متخاصم دراز کند البته به شرطی که این گروه ها معامله به مثل کنند. به هر حال درک و دراز کردن دست دوستی به «حزب الله» به جای تضعیف و «محاکمه کردن» این گروه به دلیل مواضعش ضروری است چرا که «حزب الله» ضمن اعتراف به نادرست بودن گزینه های سابقش مثل حمایت نظامی از غزه تا جنگ در کنار بشار اسد می خواهد از این پس گزینه هایش را لبنانیزه کند».
منابع تاکید می کنند که «حزب الله» در لایه های مختلف تاوان سختی داد که اگر گزینه های سیاسی درستی انتخاب می کرد و درگیر کشمکش های جاری در منطقه نمی شد چنین بلایی سرش نمی آمد چرا که «حزب الله» لبنان را گرفتار جنگ های منطقه کرد و با یک تصمیم نسنجیده وارد جنگ با اسرائیل به منظور حمایت از غزه شد و پیش بینی «حزب الله» از پاسخ اسرائیل درست از آب درنیامد و سرانجام مجبور شد پشت نبیه بری بایستد و اعتراف کرد که قطعنامه ۱۷۰۱ باید زیر نظر یک کمیته نظارت بین المللی به رهبری آمریکا اجرا شود.

حسن نصر الله دبیر کل سابق «حزب الله» و بشار اسد رئیس جمهور سوریه در سال ۲۰۰۰ (فرانس پرس)

این منابع می گویند که حالا وقت خنک شدن دل ها از حزب الله از نظر سیاسی نیست بلکه باید این گروه را سمت طرح حاکمیت ملی کشید و در این راستا باید روی نبیه بری حساب کرد چرا که رئیس پارلمان لبنان شخصیت مناسب برای این کار است و او با گروه ها و نیروهای سیاسی مختلف ارتباط دارد تا بدین ترتیب بتوان به نتیجه مطلوب در عمل نه فقط در حد حرف یعنی توافق بر سر اسم رئیس جمهور رسید.
این منابع گفتند که نتایج جلسه نجیب میقاتی نخست وزیر کنونی و فواد سنیوره و تمام سلام دو رئیس جمهور پیشین لبنان با حضور شیخ عبد اللطیف دریان مفتی لبنان خوب بوده است. اینک باید از فضای خفقان گذر و با پیامدهای سقوط نظام اسد بر لبنان مقابله کرد.
این منابع خاطر نشان کردند دیدار بین سه روسای جمهوری لبنان در مقر مفتی لبنان یک امر ضروری بود که می تواند تندروها از هر گروه و نیروی سیاسی را مهار کند و در حفظ ثبات و ایجاد بستر سیاسی برای محافظت از فضای آرامش داخلی سهیم باشد و لبنان را از پیامدهای سقوط اسد دور نگه دارد و جلوی کسانی را بگیرد که می خواهند با تقویت موضع خود پس از تحولات سوریه به لبنان بیایند و یک ساختار قدرت مشابه در لبنان تولید کنند.
این منابع می گویند «همه چیز بستگی به همکاری بین سه رئیس جمهور فعلی و پیشین لبنان با نبیه بری و ولید جنبلاط رئیس سابق حزب «سوسیالیست ترقی خواه» و نیروهای اپوزیسیون برای همکاری با «حزب الله» دارد البته به شرطی که همه این گروه ها در مورد لزوم بازگشت ثبات به لبنان توافق کنند که باید از جنوب لبنان آغاز شود. البته «حزب الله» می تواند در مواضع خود بازنگری کند که کجا اشتباه کرده و کجا درست رفته تا به مرحله ورود به توافق سیاسی برسد. «حزب الله» در این مرحله باید گزینه های لبنانی انتخاب کند و برای گذار به مرحله جدید آماده شود. مرحله ای که با دوران پیشین تفاوت دارد. «حزب الله» در دوران پیشین در راس محور مقاومت در منطقه بود. سقوط بشار اسد ضربه کاری به ایران نیز بود. اگر ایران دست از دخالت در کشورهای همسایه برندارد زمین گیر می شود چه اینکه همین مداخله جویی ها باعث انزوای ایران در منطقه و جهان شدند».
این منابع بر این باورند که گذار لبنان به دوران جدید باید با انتخاب رئیس جمهور همراه باشد که قاعدتا باید طبق معیارهای کمیته پنجگانه انجام گیرد و مورد قبول اکثر مسیحیان و دو گروه شیعی باشد و برای هیچ گروهی حساسیت زا نباشد. در این میان سوال مهم این است که آیا خبرهای پشت درهای بسته درباره اینکه جوزف عون فرمانده ارتش برای تصدی پست ریاست جمهوری مورد توافق احتمالی قرار گرفته درست است یا خیر؟ فرمانده ارتش لبنان چهره ای است که مورد قبول همه خواه اپوزیسیون و خواه جریان «حزب الله» است چرا که همه بر سر نقش این نهاد نظامی برای حفظ صلح داخلی توافق دارند. نبیه بری پیشتر گفته بود که اگر بخواهیم جوزف عون فرمانده ارتش را انتخاب کنیم قانون اساسی باید تعدیل شود. «حزب الله» از زبان محمود قماطی معاون رئیس شورای سیاسی این گروه گفت «حزب الله» جوزف عون را وتو نکرده است. بنابراین آیا همه گروه های سیاسی لبنان بر خلاف شایعات بر سر انتخاب جوزف عون به عنوان رئیس جمهور به توافق می رسند؟



مراسم تجدید بیعت با ولیعهد برای سعودی‌ها چه معنایی دارد؟

شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود
شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود
TT

مراسم تجدید بیعت با ولیعهد برای سعودی‌ها چه معنایی دارد؟

شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود
شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود

ولیعهد رؤیاهای پادشاه را به واقعیت تبدیل کرد و به شکلی آن را محقق ساخت که عربستان امروز را به چیزی متفاوت بدل کرده است

با فرا رسیدن هشتمین سالگرد بیعت شاهزاده محمد بن سلمان به‌عنوان ولیعهد، زمان اندکی درنگ می‌کند تا بر مرحله‌ای بی‌سابقه در تاریخ سعودی گواهی دهد. در روز ۲۱ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۶ رمضان ۱۴۳۸ هـ)، فرمان پادشاه سلمان برای انتخاب شاهزاده محمد به این منصب صادر شد و در آن شب مبارک، سعودی‌ها با ولیعهد بیعت کردند.
این لحظه‌ای سرنوشت‌ساز در تاریخ سعودی بود که در آن، این رهبر استثنایی آشکار شد؛ شخصیتی که آرزوهای ملت خود را همراه با میراث و تاریخ پرافتخار، جایگاه جهانی و وزن تمدنی آن بر دوش گرفت.
سعودی‌ها از طریق بیعت، به ویژگی منحصربه‌فرد نظام سیاسی خود و اصالت اسلامی آن می‌نگرند و مشروعیت قانون اساسی کشور را که بر پذیرش و رضایت مردمی استوار است، تأیید می‌کنند؛ مشروعیتی که در عمق وجدان ملت و حاکمان سعودی ریشه دارد. این رابطه، بنیان مستحکم قرارداد اجتماعی سعودی را تثبیت می‌کند و درعین‌حال، دستاوردهای دولت مدرن خود و گام‌های استوار آن به‌سوی آینده را به یاد می‌آورند.
انتخاب شاهزاده محمد بن سلمان به‌عنوان ولیعهد، سرآغاز مرحله‌ای جدید بود که در آن، نوسازی با بلندپروازی و برنامه‌ریزی جسورانه با تلاش خستگی‌ناپذیر درهم‌آمیخت. این تصمیم، صرفاً یک انتقال سیاسی نبود، بلکه پاسخی ضروری به نیاز رهبری‌ای بود که دیدگاهی متفاوت دارد، بر اراده استوار است و معتقد است که آینده ساخته می‌شود، نه اینکه صرفاً منتظر آن ماند.
شاهزاده محمد بن سلمان توانایی‌های استثنایی و مهارت‌های رهبری برجسته‌ای از خود نشان داد که او را به بهترین گزینه برای ولایت‌عهدی، دومین منصب مهم پس از پادشاه، تبدیل کرد؛ منصبی که نماد ثبات، استحکام پایه‌های سلطنت و تداوم سلسله حاکم است. او همچنین ریاست هیئت وزیران و شورای امور سیاسی و امنیتی را بر عهده دارد؛ شورایی که مسئول سیاست‌ها و راهبردهای امنیت ملی و سیاست داخلی و خارجی کشور است. علاوه بر این، او ریاست شورای امور اقتصادی و توسعه را نیز به عهده دارد که مسئول پرونده‌های اقتصادی، مالی، سرمایه‌گذاری و توسعه‌ای، ازجمله بخش‌های آموزش، بهداشت و خدمات است. بنابراین، او بر تدوین سیاست‌ها و راهبردهای تمام بخش‌های دولتی نظارت دارد و اجرای آن‌ها را پیگیری می‌کند.
فراموش نشدنی است که او معمار «چشم‌انداز ۲۰۳۰ سعودی» است؛ کسی که اهداف آن را تعیین کرد و بر حسن اجرای برنامه‌ها و پروژه‌های آن نظارت دارد.
تمامی این مسئولیت‌های اجرایی که پادشاه به ولیعهد سپرده بود، در سپتامبر ۲۰۲۲ (ربیع‌الأول ۱۴۴۴ هـ) با انتصاب او به ریاست هیئت وزیران، به اوج خود رسید. این نخستین باری در ۶۰ سال گذشته بود که پادشاه، رئیس هیئت وزیران نبود. بررسی جزئیات حقوقی و تاریخی این فرمان سلطنتی ممکن است طولانی باشد، اما نکته مهم، اعتماد کامل و تفویض مطلق اختیارات از سوی پادشاه به ولیعهد برای اداره تمامی این مسئولیت‌ها و رسیدگی به حجم گسترده‌ای از پرونده‌ها است؛ موضوعی که در اندازه دستاوردهای محقق‌شده منعکس می‌شود.
ولیعهد، دیدگاه‌های پادشاه را به واقعیتی ملموس تبدیل کرده و به شیوه‌ای شگفت‌انگیز، سعودی امروز را به کشوری متفاوت بدل کرده است. بااین‌حال، این تغییر به‌عنوان انقطاع از مراحل پیشین نیست، بلکه تداوم آن‌ها محسوب می‌شود و ثبات در اصول و مبانی تأسیس دولت، اتکا بر میراث تاریخی و عمق تمدنی آن را نشان می‌دهد.

شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود

جامعیت چشم‌انداز

هنگامی که به اعلام چشم‌انداز ۲۰۳۰ سعودی در آوریل ۲۰۱۶ (رجب ۱۴۳۷ هـ) نگاه می‌کنیم، این پرسش مطرح می‌شود: آیا سعودی‌ها انتظار این همه دستاورد را داشتند؟ پاسخ مستقیم: خیر. بسیاری از ناظران و تحلیلگران در زمان اعلام این چشم‌انداز، تنها بر ابعاد اقتصادی آن تمرکز کردند و از این نکته غافل شدند که این چشم‌انداز، یک پروژه‌ نوسازی جامع و برنامه‌ای اصلاحی فراگیر در تمامی ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سایر حوزه‌هاست.
با گذشت زمان، ویژگی‌های این چشم‌انداز بیش از پیش آشکار شد و دستاوردهای امروز در تمامی سطوح، گواه این امر است. اگر تنها به بخشی از آنچه در یک سال اخیر تحقق یافته، نگاه کنیم، بزرگی این موفقیت‌ها را درک خواهیم کرد.
- سعودی رتبه اول جهانی را در شاخص اعتماد ادلمن ۲۰۲۴ (گزارش اعتماد) از نظر میزان اعتماد شهروندان به دولت خود کسب کرد.
- رتبه دوم جهانی در شاخص تحول فناوری شرکت‌ها.
- رتبه چهارم جهانی در شاخص توسعه دولت الکترونیک و خدمات دیجیتال سازمان ملل.
- نرخ بیکاری در میان سعودی‌ها در سال ۲۰۲۴ به ۷.۱ درصد کاهش یافت، که به سطح هدف‌گذاری‌شده در چشم‌انداز ۲۰۳۰ (۷ درصد) بسیار نزدیک است.
- درصد مالکیت مسکن در میان خانواده‌های سعودی به ۶۳.۷ درصد افزایش یافت، که در حال نزدیک شدن به هدف ۷۰ درصدی تا سال ۲۰۳۰ است. این دو حوزه (اشتغال و مسکن) از جمله مهم‌ترین چالش‌های گذشته بودند.
- سعودی رتبه نخست رشد تعداد گردشگران بین‌المللی در میان کشورهای سازمان ملل را کسب کرد.
- سعودی در میان کشورهای گروه ۲۰ بالاترین نرخ رشد درآمدهای گردشگری را به ثبت رساند.
- برای اولین بار، میزبانی دو رویداد بین‌المللی بزرگ را به دست آورد: اکسپو ۲۰۳۰ و جام جهانی ۲۰۳۴.
سعودی در کنار همه این‌ها، همچنان بهترین خدمات را به میلیون‌ها حاجی و زائر ارائه می‌دهد و با بیشترین تلاش ممکن از حرمین شریفین و زائران آن‌ها مراقبت می‌کند.
افزون بر این، دستاوردهای عظیم در زمینه‌های آموزش، بهداشت، حمل‌ونقل، زیرساخت‌ها و خدمات شهری در سطح ملی، و رهبری در کمک‌های بشردوستانه و امدادرسانی جهانی را نیز نباید نادیده گرفت. همچنین، در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، سرگرمی و ورزش تحولات چشمگیری رخ داده که شمارش آن‌ها دشوار است.

چشم‌انداز سیاسی

اما اگر بخواهیم ابعاد سیاسی چشم‌انداز را که از آغاز حکومت ملک سلمان در سال ۲۰۱۵ (۱۴۳۶ هـ) پایه‌گذاری شد، درک کنیم، می‌توان گفت که هدف این سیاست، قرار دادن سعودی در جایگاهی شایسته در صحنه بین‌المللی و تثبیت موقعیت آن به عنوان قدرتی دیپلماتیک با نفوذ جهانی است. این سیاست همچنین بر استفاده حداکثری از منابع و ظرفیت‌های کشور از طریق ایجاد شراکت‌های راهبردی با قدرت‌های جهانی و متنوع‌سازی روابط بین‌المللی تأکید دارد.
شاهدی بر این موضوع، سفر ملک سلمان به آمریکا در سپتامبر ۲۰۱۵ (ذی‌القعده ۱۴۳۶ هـ) است، جایی که شاهزاده محمد بن سلمان در دیدار ملک سلمان با باراک اوباما، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، طرح شراکت راهبردی قرن بیست‌ویکم را ارائه کرد. این طرح به عنوان تکمیل‌کننده روابط موجود توصیف شد و ملک سلمان و اوباما از دستیاران خود خواستند که سازوکار اجرای این شراکت را طراحی کنند. توسعه این شراکت در دوره نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ نیز ادامه یافت.
از سوی دیگر، در دسامبر ۲۰۲۲ (جمادی‌الاول ۱۴۴۴ هـ)، ملک سلمان و شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهوری چین، توافقنامه شراکت راهبردی جامع میان سعودی و چین را امضا کردند.
علاوه بر این، سعودی روابط راهبردی خود با روسیه را نیز تقویت کرد و با همکاری نزدیک در حوزه انرژی، نقشی کلیدی در ائتلاف اوپک پلاس ایفا نمود که به ثبات قیمت‌های جهانی نفت کمک شایانی کرد.
تمامی این اقدامات نشان می‌دهد که چشم‌انداز ۲۰۳۰ فراتر از یک برنامه اقتصادی است؛ این یک نقشه راه جامع برای نوسازی کشور و تثبیت جایگاه سعودی به عنوان یک قدرت جهانی در همه ابعاد است.

شراکت‌ها و میانجی‌گری‌ها

سعودی در سال‌های اخیر موفق شده است روابط خود را با قدرت‌های جهانی به شکل چشمگیری تقویت کند. این امر نتیجه رهبری هوشمندانه‌ای است که مسیر شراکت‌های استراتژیک قرن بیست‌ویکم را ترسیم و اجرا کرده است. این شراکت‌ها بر تقویت منافع مشترک با کشورهای تأثیرگذار استوار است و بر اساس درکی عمیق از نیازهای جهان امروز، تعادلی را برقرار کرده که به نفع همه طرف‌هااست.
در دنیای امروز، حفظ روابط استراتژیک مؤثر همزمان با آمریکا، روسیه و چین کار آسانی نیست. با این حال، سعودی موفق شده اصول و مسیر خود را حفظ کند و در عین حال، احترام و قدردانی نه‌تنها از سوی رهبران جهان، بلکه حتی از سوی ملت‌ها را نیز به دست آورد.
این شراکت‌های بزرگ و تفاهمات در زمینه‌های گوناگون، در حالی شکل گرفته که سعودی همواره بر استقلال تصمیم‌گیری و برابری در تعاملات تأکید داشته است. این امر از سوی تمامی کشورهایی که با سعودی تعامل دارند، کاملاً درک و پذیرفته شده است.
ملک سلمان بن عبدالعزیز این اصل را در سفر خود به ایالات متحده به‌روشنی بیان کرد. او در دیدار با باراک اوباما، رئیس‌جمهوری وقت آمریکا در کاخ سفید گفت:
«ما رابطه خود را با ایالات متحده، رابطه‌ای مفید برای جهان و منطقه خود می‌دانیم... امیدواریم که این رابطه همچنان ادامه یابد و به صلح جهانی کمک کند... کشور ما، به لطف خدا، نیازی به چیزی ندارد، اما برای ما مهم است که ثباتی برقرار باشد که به نفع مردم منطقه باشد.»
اگر به دستاوردهای سیاسی سعودی در چند سال گذشته نگاه کنیم، درمی‌یابیم که این کشور دارای یک چشم‌انداز سیاسی مستقل و پویااست. میانجی‌گری سعودی بین آمریکا و روسیه نمونه‌ای از این سیاست است.
در طول دهه‌های گذشته، سعودی همواره نقش یک میانجی صلح در جهان عرب و اسلام را ایفا کرده است. اما در سال‌های اخیر، این کشور تلاش‌های گسترده‌ای برای حل چالش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در تعامل با آمریکا، چین، کشورهای اروپایی، روسیه، اوکراین، ایران، هند و پاکستان انجام داده است. شاهزاده محمد بن سلمان، ولیعهد و رئیس شورای وزیران، شخصاً این تلاش‌ها را هدایت کرده است.
امروز، نقش میانجی‌گری سعودی بیش از هر زمان دیگری پررنگ شده و این کشور به بزرگ‌ترین «میانجی خیر» در جهان تبدیل شده است. سعودی نه‌تنها در پی پایان دادن به جنگ‌ها و بحران‌های سیاسی است، بلکه الگویی الهام‌بخش از یک کشور پیشرو را ارائه می‌دهد که هدفش استفاده از قرن بیست‌ویکم برای شکوفایی بشریت است، نه تکرار جنگ‌ها و رقابت‌های ویرانگر قرن بیستم.

شایستگی رهبری

دستاوردهای اقتصادی چشم‌انداز ۲۰۳۰، از جمله افزایش تأثیر صندوق سرمایه‌گذاری عمومی و افزایش بهره‌وری مالی کشور، به یک الگوی جهانی تبدیل شده است.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در هنگام امضای فرمان تأسیس صندوق سرمایه‌گذاری ملی آمریکا، به موفقیت‌های صندوق سرمایه‌گذاری عمومی سعودی اشاره کرد و آن را یک نمونه موفق جهانی دانست.
امروز، جهان به‌خوبی درک کرده است که قدرت سعودی دیگر فقط در نفت و سرمایه‌گذاری‌هایش خلاصه نمی‌شود. بلکه این کشور توانسته است با رهبری کارآمد و مدیریت هوشمندانه، اقتصاد خود را متحول کند و در بازه‌ای کوتاه، به دستاوردهایی برسد که بسیاری از کشورها طی دهه‌ها قادر به دستیابی به آن‌ها نیستند.
نمونه‌ای از این موفقیت، میانجی‌گری سعودی بین دو قدرت بزرگ جهانی، آمریکا و روسیه، در «قصر الدرعیه» ریاض است؛ اتفاقی که هیچ‌کس تصور آن را نمی‌کرد.
یکی از دلایل اعتماد قدرت‌های جهانی به رهبری سعودی، درک عمیق این کشور از منافع، اولویت‌ها و تعاملات جهانی است. بی‌طرفی مسئولانه در مذاکرات صلح و سرمایه‌گذاری در روابط استراتژیک با قدرت‌های جهانی، باعث شده که سعودی به عنوان کشوری که صرفاً به دنبال منافع خود در خارج از مرزهایش نیست، بلکه به دنبال ایجاد ثبات و پیشرفت جهانی است، مورد احترام قرار گیرد.
امروز، سعودی‌ها در سالگرد بیعت با ولیعهد خود، محمد بن سلمان، نه‌تنها آرزوها و رویاهای خود را محقق‌شده می‌بینند، بلکه شاهد هستند که او با تلاش شبانه‌روزی، کشور را به جایگاه پیشرو جهانی رسانده است.
این آغاز مسیری جدید است، مسیری که در آن دستاوردهای بیشتری رقم خواهد خورد و سعودی را در صدر کشورهای پیشرو جهان قرار خواهد داد.