«سامی»: قیصر با تصاویر قربانیان شکنجه پیش من آمد و خطرات و نگرانی‌ها را با یکدیگر تقسیم کردیم

عثمان در مصاحبه‌ای با «الشرق الأوسط» رژیم اسد، حزب‌الله، ایران و روسیه را مسئول جنایات علیه سوری‌ها می‌داند (AFP)
عثمان در مصاحبه‌ای با «الشرق الأوسط» رژیم اسد، حزب‌الله، ایران و روسیه را مسئول جنایات علیه سوری‌ها می‌داند (AFP)
TT

«سامی»: قیصر با تصاویر قربانیان شکنجه پیش من آمد و خطرات و نگرانی‌ها را با یکدیگر تقسیم کردیم

عثمان در مصاحبه‌ای با «الشرق الأوسط» رژیم اسد، حزب‌الله، ایران و روسیه را مسئول جنایات علیه سوری‌ها می‌داند (AFP)
عثمان در مصاحبه‌ای با «الشرق الأوسط» رژیم اسد، حزب‌الله، ایران و روسیه را مسئول جنایات علیه سوری‌ها می‌داند (AFP)

در طول ۱۰ سال گذشته، جهان در تلاش برای کشف هویت واقعی دو مرد بود: «سامی» و «قیصر». این دو مرد تصاویری از شکنجه در زندان‌های رژیم بشار اسد را افشا کردند که منجر به تصویب قانون «قیصر» در آمریکا و برگزاری دادگاه‌هایی در اروپا شد. پس از سقوط اسد، «سامی» تصمیم گرفت برای اولین بار هویت واقعی خود، اسامه عثمان، را از طریق «الشرق الأوسط» افشا کند. اما نگرانی او در اولین دیدار کوتاه باعث شد که نتوان داستان کامل «سامی» و «قیصر» را به نگارش درآورد. در این دیدار در پاریس با اسامه عثمان، او روایت می‌کند که چگونه «قیصر» و «سامی» شکل گرفتند و مسیرشان از حومه دمشق به دادگاه‌های جهانی برای پیگیری شکنجه‌گران کشیده شد.

وقتی شنیدی که بشار اسد از سوریه فرار کرده است، چه احساسی داشتی؟

- واقعیت این است که ما از تجربه شادی کامل در لحظه سقوط بشار اسد محروم شدیم. او نگفت: «من استعفا می‌دهم یا کناره‌گیری می‌کنم یا کشور را ترک می‌کنم.» بلکه به سادگی سوار هواپیمایش شد و کشور را ترک کرد. ما نمی‌دانستیم چگونه، و سقوط او در یک لحظه تایید نشد، بلکه چندین روز طول کشید تا مطمئن شویم که بشار اسد دیگر در سوریه نیست و سوریه تنها سوریه شده است؛ سوریه آزاد، نه سوریه اسد. به همین دلیل، شادی ما نیز ناقص بود و در طول این روزها با امید، ترس، اشتیاق و انتظار درآمیخته بود، تا زمانی که سرانجام مطمئن شدیم که بشار اسد برای همیشه از سوریه رفته است.

به «قیصر» رسیدیم

آیا شریک تو، «قیصر»، نیز همین واکنش را داشت؟

- در طول این روزها با «قیصر» تماسی نداشتم. احساسات ما متناقض بود و تلاش می‌کردیم به خبری قطعی در مورد سقوط بشار اسد و آنچه اتفاق خواهد افتاد، دست یابیم. واقعیت این است که ازدحام رویدادها و شادی آمیخته با نگرانی مانع از این شد که در این لحظه که ما برای رسیدن به آن تلاش کرده بودیم و سرانجام محقق شد، با «قیصر» تماس بگیرم. پس از آن، شاید از طریق شما، به او بگویم: «به «قیصر» رسیدیم.» چیزی که ما آرزویش را داشتیم تحقق یافت و اسد را سرنگون کردیم. نه فقط «سامی» و «قیصر»، بلکه خون این شهدا در زندان‌ها و خارج از آن، و تلاش‌های تمام سوری‌هایی که خون بسیاری دادند، ما را به این لحظه رساندند. ما آزاد هستیم و سوریه آزاد است.

آیا احساس می‌کنی تلاش این سال‌های طولانی بیهوده نبوده است؟

- من احساس می‌کنم مردم سوریه هزینه‌ای بسیار بیشتر از آنچه یک جنایتکاری مانند بشار اسد سزاوار آن بود، پرداخت کرده‌اند. او در تمام این سال‌ها نه به خاطر هوش، قدرت، یا محبوبیتش در میان مردم در قدرت باقی ماند، بلکه همه می‌دانیم که او تنها به وسیله دستگاه سرکوبگر امنیتی رژیم خود، هم‌پیمانانش و تمام افراد شبه‌نظامی جنایتکاری که به سوریه آورده بود، در قدرت باقی مانده بود.

آیا هم‌پیمانان اسد را شریک در شکنجه می‌دانی؟

- هم‌پیمانان اسد شریک در نابودی سوریه هستند. اما از جایگاه من در یک سازمان حقوق بشری، پرونده‌هایی دارم که مربوط به بازداشت‌شدگانی است که زیر شکنجه کشته شده‌اند. نمی‌توانم بگویم چه نهادی مسئول این شکنجه‌ها بوده است مگر آنچه را که مدارک و شواهد موجود تایید می‌کند. اما از نظر منطقی، بدیهی است که این هم‌پیمانان شریک در قتل تمام افرادی هستند که در سوریه کشته شده‌اند. هر قطره خونی که در سوریه ریخته شده، هم‌پیمانان اسد در آن شریک هستند. هر کسی که در شورای امنیت با وتوی قطعنامه‌ای که سوری‌ها را از سلطه بشار اسد و رژیم سرکوبگرش آزاد می‌کرد، دست بلند کرده است، نیز شریک است.

اولین تصویر و لحظه تصمیم‌گیری

چه زمانی ایده جمع‌آوری مدارک در مورد شکنجه در زندان‌های سوریه به وجود آمد؟

در آغاز انقلاب و تقریباً پس از دو ماه - فکر می‌کنم در ماه مه ۲۰۱۱ - با «قیصر» توافق کردیم که تصاویر ارسالی او که همان‌طور که به من گفت، نشانه‌های شکنجه شدید را نشان می‌دهد، جمع‌آوری شود. این اتفاق قبلاً در بخش شواهد قضایی رخ نمی‌داد، زیرا وظیفه این بخش تصویربرداری از حوادثی بود که یکی از طرفین آن از نهادهای دولتی یا اعضای نهادهای امنیتی و نظامی ارتش سوریه بود.
پس از آغاز انقلاب، این تصاویر شامل افرادی شد که نشانه‌های شکنجه شدید روی آنها مشاهده می‌شد و نشان می‌داد که مرگ آنها به شکل طبیعی یا بر اثر حادثه رخ نداده است. «قیصر» در این مرحله اصلاً نمی‌خواست حتی در تصویربرداری این فجایع شریک باشد. او می‌خواست کاملاً از این ماشین جنایتکار فاصله بگیرد؛ یا از طریق جدا شدن - که او و خانواده‌اش را به خطر می‌انداخت - یا از طریق بازنشستگی یا استعفا از ارتش به نوعی.

أسامة عثمان در مصاحبه با غسان شربل، سردبیر «الشرق الأوسط» (الشرق الأوسط)

در این دوره، مشکل مفقودین در قتل‌عام حماة در سال ۱۹۸۲ همچنان در ذهن من بود. ما در سوریه هزاران مورد داریم که دولت هرگز تایید نکرده که آنها بازداشت شده‌اند یا کشته شده‌اند.

از نظر قانونی، این افراد مفقود محسوب می‌شوند. و مفقود شدن آنها باعث مشکلات قانونی و اداری بسیاری می‌شود، از جمله در انتقال مالکیت، ارث، طلاق، و بسیاری از موارد انسانی دیگر برای خانواده‌هایشان. این مشکل بسیار بزرگ بود و بسیاری از خانواده‌های سوریه طی چندین دهه از آن رنج بردند. به همین دلیل به ذهنم رسید که جمع‌آوری این مدارک شاید برای خانواده‌های سوری دلیلی فراهم کند که نشان دهد عزیزانشان که در تظاهرات، خیابان‌ها، یا در یورش‌ها بازداشت شده بودند، قربانی شکنجه شده‌اند.
رغم وحشت این موضوع، اما حداقل می‌توانست مدرک قانونی واضح و همچنین آرامش‌بخشی را فراهم کند. یعنی تو از نظر روانی نمی‌توانی آرام باشی اگر یکی از نزدیکانت مفقود شده باشد. (اما) وقتی بدانی که او فوت کرده، دیگر فقط می‌گویی «لا حول ولا قوة إلا بالله». برخی مادران در مراحل بعدی با ما تماس می‌گرفتند و می‌گفتند: «فقط می‌خواهم مطمئن شوم.» آنها می‌خواستند به آرامش برسند و از این اشتیاق و دغدغه‌هایی که در دلشان وجود داشت – اینکه فرزندشان زیر شکنجه است یا اکنون کجاست و چه بلایی سر او می‌آید – خلاص شوند.
ما تصمیم گرفتیم که این اطلاعات را جمع‌آوری کنیم. گفتیم شاید (با توجه به اینکه) انقلاب مصر دو ماه طول کشید و انقلاب تونس سه ماه. شاید انقلاب سوریه نیز چند ماه طول بکشد و بتوانیم مدارکی که داریم را برای مردم سوریه منتشر کنیم. اما این ماجرا طولانی شد و ماه‌ها گذشت و ماشین جنایت رژیم در نقض خون‌ها، حرمات و دارایی‌های سوری‌ها شدت گرفت. در اینجا ما جمع‌آوری این اطلاعات را به شکل منظم آغاز کردیم. حتی به این فکر نمی‌کردیم که بعداً چه خواهیم کرد. در ترس زندگی می‌کردیم و صدای بمباران‌های بی‌هدف و یورش‌های کورکورانه رژیم را می‌شنیدیم.

وقتی «قیصر» اولین تصویر را به تو نشان داد، واکنش تو چه بود؟ تو باید تصمیم می‌گرفتی، یا این موضوع را فراموش کنی یا ادامه بدهی. چه احساسی داشتی؟

- از رژیم سوریه می‌توان هر چیزی را انتظار داشت، و ما از ابتدا برای مقابله با رژیمی جنایتکار آمادگی روانی داشتیم، زیرا آنچه در انقلاب سوریه از دستگیری‌ها و قتل‌ها زیر شکنجه رخ داد، چیز جدیدی نبود. چیزی که جدید بود، شدت و افزایش تعداد قتل‌ها به این شکلی بود که دیدیم، تا جایی که به ده‌ها نفر در روز می‌رسید. قبل از اینکه «قیصر» کارش را ترک کند، روزانه تعداد زیادی جسد برای عکسبرداری به او می‌رسید. تأکید می‌کنم آنچه در انقلاب سوریه رخ داد، همان چیزی بود که رژیم طی دهه‌ها در زندان‌های مختلف علیه سوری‌ها انجام می‌داد؛ رژیم حافظ اسد و سپس بشار اسد. چیزی که اکنون رخ داده، این است که این موضوع به دلیل انقلاب سوریه و تکنولوژی پیشرفته‌ای که اکنون در دسترس است، آشکار شده است.

تصویر قیصر با هویتی پنهان و پوشش آبی در جلسه‌ای در کنگره آمریکا برای تصویب قانون حفاظت از غیرنظامیان سوری (AFP)

وقتی تصاویر را دیدی، به «قیصر» چه گفتی؟

- در ابتدا، برای «قیصر» ترسیدم، زیرا ممکن بود هر لحظه خودش به تصویری مانند اینها تبدیل شود. بلافاصله تصمیم گرفتم که باید این تصاویر را جمع‌آوری کنیم، زیرا کاری که «قیصر» و بخشی که در آن در مؤسسه نظامی فعالیت می‌کرد، انجام می‌داد، می‌توانست اطلاعات زیادی را در اختیار ما بگذارد که بعدها مفید واقع شود. همان‌طور که قبلاً گفتم، در آن لحظه نه من و نه «قیصر» فکر نمی‌کردیم که این موضوع به دستگاه قضایی جهانی و تلاش‌هایی برای محاصره رژیم به دلیل این جنایات تبدیل شود.

آیا «قیصر» مشتاق بود؟

- «قیصر» دو گزینه پیش روی خود داشت: یا کار را ترک کند که این او و خانواده‌اش را به خطر می‌انداخت، یا راهی قانونی برای خروج از این کار پیدا کند. اما خودش می‌دید که تصمیم به کناره‌گیری شایسته ما و مردم ما نیست. یعنی من به هیچ وجه «قیصر» را تحت فشار قرار ندادم که به کار ادامه دهد. این تصمیمی مشترک بود و با توافق و قناعت هر دو طرف اتخاذ شد. ما خطرات، نگرانی‌ها و وظایف را هم در داخل و هم در خارج تقسیم کردیم.

آیا فکر می‌کردی این موضوع ممکن است هر لحظه جانت را بگیرد؟

- رژیم اسد خطری برای جان هر انسانی در سوریه بود، چه چیزی انجام داده باشد و چه نکرده باشد. یعنی وقتی شهری را با موشک‌های اسکاد، بشکه‌های انفجاری، توپخانه‌ها و خمپاره‌ها هدف قرار می‌دهی، قطعاً جان تمام غیرنظامیانی که در محدوده این سلاح‌ها هستند را تهدید می‌کنی. بنابراین، ما نیز جدا از این واقعیت نبودیم و از آن جدا زندگی نمی‌کردیم. ما دائماً در معرض این خطر بودیم، حتی قبل از انقلاب. شاید انقلاب بود که باعث تسریع این فرایند و آشکار کردن جنایات رژیم شد.
اقدام ما در این کار، یعنی آرشیو کردن این اطلاعات، قطعاً خطر ما را دوچندان کرد. اما در میانه این انقلاب، که همه برای آزادی خون خود را می‌دادند، من هرگز فکر نکردم که این کاری که انجام می‌دهم و خطراتی که با آن مواجه هستم، چیزی فراتر از دیگران باشد.

برعکس، من احساس می‌کردم که دارم وظیفه خود را به شیوه‌ای خاص در این انقلاب انجام می‌دهم.

گسترش گروه بر اساس نیاز

آیا در ابتدا فقط تو و «قیصر» در این موضوع فعالیت می‌کردید؟

- در ماه‌های اول، بله. همان‌طور که گفتم، موضوع بسیار محرمانه بود، حتی برای خانواده‌هایمان. بعد از آن، لازم بود تیمی بسازیم که ما را محافظت کند و از از دست رفتن این اطلاعات جلوگیری کند، در صورتی که یکی یا هر دوی ما کشته شویم. بنابراین تیم شروع به گسترش کرد، دو یا سه ماه پس از آغاز، و این روند ادامه یافت.
تیم اصلی که در سوریه تشکیل شد، در مراحل مختلف افراد دیگری را به خود جذب کرد، بسته به هدفی که می‌خواستیم در داخل یا بعد از خروج از کشور محقق کنیم.

چگونه محرمانگی را در تیم حفظ کردید؟

- واقعیت این است که محرمانگی مطلق نبود. نمی‌توانم ادعا کنم که در مرحله اول کاملاً محرمانه بودم. در مرحله‌ای که هنوز از کشور خارج نشده بودیم، تعداد افرادی که به این اطلاعات دسترسی داشتند بسیار محدود بود؛ تقریباً ۶ نفر. از جمله برادرم، «قیصر»، و سه نفر دیگر. همچنین همسرم نیز در جریان این موضوع بود. اگر بخواهید آنها را بشمارید، در مجموع ۷ نفر بودند.

آیا به خاطر دیدن این تصاویر حرکت کردی؟ تصویر اول از کجا بود؟ از زندان صیدنایا مثلاً؟

- تصاویر از بخش مدارک قضایی در شاخه پلیس نظامی می‌آمدند. این بدان معناست که این تصاویر مربوط به قربانیانی بودند که زیر شکنجه در شاخه‌های امنیتی پراکنده در دمشق کشته شده بودند. ما تصاویر مشخصی که روی آنها نوشته شده باشد مربوط به زندان صیدنایا هستند، نداریم.

شاخه ۲۲۷ و چشمان از دست رفته

کدام شاخه امنیتی بی‌رحم‌تر بود؟ آیا نوع شکنجه بین شاخه‌ها متفاوت بود؟

- پس از اینکه تصاویر را به صورت ابتدایی آرشیو کردم و آنها را بر اساس تعلقشان به شاخه‌های مختلف دسته‌بندی نمودم، مشخص شد که بیش از ۵۰ درصد قربانیان مربوط به شاخه ۲۱۵ بودند. این شاخه به نام «واحد حمله» شناخته می‌شود. در اصل شاخه‌ای امنیتی نیست، بلکه واحدی برای حمله و یورش است که باید با دیگر شاخه‌های امنیتی همکاری کند. اما بعدها به شاخه ۲۱۵ معروف شد و بیش از ۵۰ درصد از کشتار زندانیان زیر شکنجه را انجام داد.
نکته‌ای که توجه مرا جلب کرد این بود که در شاخه ۲۲۷ تعداد زیادی از زندانیان چشمان خود را از دست داده بودند. نمی‌توانم بگویم یا ادعا کنم که این چشم‌ها عمداً از کاسه خارج شده‌اند یا اینکه وقتی اجساد در فضای باز رها شده بودند، این اتفاق افتاده است. گاهی حشرات به چشمان اجساد حمله می‌کردند، و در بسیاری از تصاویر این تجمع حشرات بر روی چشم‌ها به وضوح قابل مشاهده است. ممکن است خشکی چشم باعث شده باشد که قربانی شبیه فردی باشد که چشمانش را از دست داده است یا اینکه حشرات آنها را خورده باشند.

آیا بیشتر کشتارها با گلوله بود یا ابزار تیز؟

- نمی‌توانم پاسخ دقیقی به این سوال بدهم زیرا این موضوع به پزشکان متخصص نیاز دارد. شاید نظر شخصی داشته باشم، اما به‌عنوان یک پرونده حقوقی نمی‌توانم از حدس و گمان صحبت کنم. به همین دلیل، وقتی به اروپا رسیدم، نسخه کاملی از این پرونده را به مقامات آلمانی ارائه دادم تا داده‌ها را بررسی کنند. وقتی امروز می‌گویم این اسناد بشار اسد را محکوم می‌کند، حرف من به تنهایی ارزشی ندارد زیرا متخصص نیستم. به همین دلیل، خواستم ارزش حقوقی به پرونده «قیصر» اضافه کنم و آن را از هرگونه استفاده رسانه‌ای یا سیاسی خارج کرده و به یک زمینه قانونی صرف ببرم.
من به مقامات آلمانی و فرانسوی مراجعه کردم و حتی درخواست کردم که شهادت من را بگیرند. این برای آن بود که اگر برای من یا «قیصر» اتفاقی بیفتد، اطلاعاتی که داریم از بین نرود. در آلمان تأیید شد که این پرونده حقیقی است و به مقامات سوریه مربوط می‌شود.

این اتفاق چه زمانی رخ داد؟

- همه این اتفاقات بعد از سال ۲۰۱۵ رخ داد. ارتباط با مقامات آلمانی از طریق دفتر «مرکز آلمانی حقوق و آزادی‌های اساسی» و با کمک یک وکیل سوری به نام ابراهیم القاسم صورت گرفت که در آن دوره با ما کار می‌کرد. شهادت خود را ارائه دادم و نسخه‌ای از پرونده را به دادستان فدرال تحویل دادم. بعد از یک سال یا بیشتر، تأیید شد که این پرونده مربوط به شکنجه و نقض حقوق بشر است و مسئولیت آن بر عهده دولت رژیم سوریه است.

آیا میان قربانیان کودکان و زنان وجود داشتند؟

- در بخشی از پرونده که به قربانیان زیر شکنجه اختصاص دارد، تنها یک تصویر از یک زن وجود دارد. اما اگر بخواهیم درباره افراد زیر ۱۸ سال صحبت کنیم، بله، کودکان هم وجود دارند. نه تنها کودکان، بلکه بیماران نیز بودند.
در بسیاری از تصاویر مشخص است که این افراد از بیمارستان‌ها ربوده شده‌اند یا در همان بیمارستان‌ها کشته شده‌اند.

نمی‌توانم قاطعانه بگویم، اما دستگاه‌های پزشکی که در بدن آنها دیده می‌شود، مانند لوله‌ها، دستگاه‌های اندازه‌گیری فشار خون و ضربان قلب، کاتتر و موارد دیگر، نشان می‌دهند که آنها بیمارانی بودند که به نوعی تحت درمان قرار داشتند و سپس کشته شده‌اند.

وقتی یک زندانی را می‌کشتند، این عمل را چه می‌نامیدند؟

- تنها چیزی که بر روی پرونده می‌نوشتند این بود: «مرگ بازداشت‌شده شماره فلان».

بدون توضیح علت؟

- بعدها گزارش‌هایی از قربانیان تنظیم می‌شد. اما این جزئیات را ترجیح می‌دهم که «قیصر» خودش توضیح دهد، چون این جزئیات به کار او مرتبط است. این بخش دقیق از کار در داخل شاخه‌های امنیتی یا پلیس نظامی مربوط به «قیصر» است. اگر صحبت کنم، یا نقل قول می‌کنم یا آنچه را که شنیده‌ام بازگو می‌کنم.

من شهادت‌های حقوقی خود را قبلاً به دستگاه قضایی آلمان و واحد جرایم جنگی فرانسه ارائه داده‌ام. بنابراین، نباید وارد جزئیاتی شوم که ممکن است به روند قانونی آسیب برساند. کار حقوقی و شواهد قضایی نباید در شبکه‌های اجتماعی یا رسانه‌ها به‌گونه‌ای مطرح شوند که ارزش قانونی خود را از دست بدهند.
ملت سوریه کاملاً می‌داند که من چه می‌گویم، زیرا ما بسیار از دست دادن ارزش قانونی شواهد دردناک را تجربه کرده‌ایم.

چند تصویر در این پرونده وجود دارد؟

- این پرونده شامل تصاویری از قربانیان شکنجه است و برای هر تصویر، چندین زاویه عکسبرداری وجود دارد.
گاهی ممکن است از یک جسد، بین ۲ تا ۵ یا ۶ عکس گرفته شود، بسته به جراحات و نشانه‌های متمایزی که روی بدن قربانی وجود دارد. به همین دلیل، ما کمتر از ۲۷۰۰۰ عکس برای کمتر از ۷۰۰۰ قربانی داریم.

خروج از سوریه

چه زمانی جمع‌آوری شواهد متوقف شد؟

- در پایان سال ۲۰۱۳، خطر بزرگی برای افرادی که این پرونده را مدیریت می‌کردند و اطلاعاتی که در اختیار داشتیم، به وجود آمد. می‌توانستیم بمانیم و داده‌های بیشتری جمع‌آوری کنیم، اما وقتی خطر وضعیت موجود را با سود جمع‌آوری تصاویر بیشتر مقایسه می‌کنید، به این نتیجه می‌رسید که بهتر است با اطلاعات موجود از کشور خارج شوید تا همه‌چیز از دست نرود و خانواده‌هایتان نیز شما را از دست ندهند.

چه زمانی و چگونه خارج شدید؟

- من شخصاً تحت تعقیب رژیم نبودم و به‌طور عادی در پایان سال ۲۰۱۳ به سمت لبنان خارج شدم. بعد از آن خانواده‌ها و «قیصر» نیز به من پیوستند و فرآیند مستندسازی متوقف شد. ما هیچ مدرکی پس از سپتامبر ۲۰۱۳ نداریم. کمتر از دو هفته در بیروت ماندم و به چند کشور سفر کردم تا توانستم خانواده‌ها و «قیصر» را نیز خارج کنم. پس از آن، یکی از ایستگاه‌های مهم این پرونده در قطر بود.

آیا «قیصر» نیز به بیروت رفت؟

- «قیصر» هنگام خروج من هنوز در سوریه بود و همچنان در سمت خود کار می‌کرد. او به بیروت نرفت و نمی‌خواهم به سؤالات دقیقی درباره نحوه خروج «قیصر» پاسخ دهم. این موضوع را به خودش و وکلایش واگذار می‌کنم.

در مورد ایستگاه قطر صحبت کردید. در آنجا چه اتفاقی افتاد؟

- در قطر، من و «قیصر» و تعدادی از همکاران حضور داشتیم. بار دیگر تأیید شد که «قیصر» واقعاً یکی از کارمندان نظام سوریه در مؤسسه نظامی بوده و این تصاویر واقعی و غیرجعلی هستند. این مرحله پیش از آن بود که من نسخه‌ای از این پرونده را به مقامات آلمانی تحویل دهم. در اینجا بود که جرقه اولیه زده شد و اسامی «سامی» و «قیصر» متولد شدند.

تولد اسامی «قیصر» و «سامی»

چه کسی نام‌های «قیصر» و «سامی» را انتخاب کرد؟ آیا خودتان این نام‌ها را انتخاب کردید؟

- «قیصر» به‌عنوان «شاهد اصلی» این پرونده نام‌گذاری شد، چرا که او مهم‌ترین و خطرناک‌ترین شاهد این پرونده بود. در زبان عربی، اصطلاح «الشاهد المَلِک» (شاهد اصلی) به‌کار می‌رود، اما این عبارت طولانی است. «قیصر» به‌عنوان معادلی کوتاه‌تر انتخاب شد. نمی‌توانم بگویم چه کسی از میان حاضران این نام را پیشنهاد کرد یا چه کسی آن را تأیید کرد، اما در نهایت این نام پذیرفته شد.

و «سامی»؟

- حاضران به من گفتند که تو هم باید اسمی داشته باشی. چندین نام پیشنهاد شد که آن‌ها را بی‌معنی و طولانی دیدم. نام «سامی» را ترجیح دادم. دوستی نزدیک داشتم که خیلی او را دوست داشتم، هرچند شاید ۱۵ سال است که او را ندیده‌ام. گفتم «سامی». این نام همچنین در زبان‌های دیگر نیز ساده و قابل استفاده است.

آیا اقامت شما در قطر طولانی بود؟

- اقامت ما محدود بود.

سپس به اروپا رفتید؟

- ابتدا به ترکیه رفتیم و سپس به اروپا.

سال‌های دشوار انقلاب

آیا حمایت مالی یا امنیتی از سوی کشورها یا سازمان‌ها دریافت کردید؟ این کار به منابع نیاز دارد.

- ما به‌عنوان افراد، هیچ حمایتی دریافت نکردیم.

در این مرحله با گروهی از سوری‌های مخالف همکاری می‌کردیم که این دیدارها را هماهنگ می‌کردند، بدون اینکه ما مستقیماً با میزبان در ارتباط باشیم. مثلاً در قطر، هرگز به‌طور مستقیم با مسئولان دولتی دیدار نکردیم.
پس از آن به ترکیه و سپس به اروپا رفتیم و به‌عنوان افراد مستقل، این مسئولیت را بر عهده گرفتیم. از روز اول انقلاب، داوطلبانه کار کردیم و تا به امروز به این شکل ادامه داده‌ایم.

کاهش توجه به پرونده سوریه

وقتی دیدم که توجه به پرونده سوریه بسیار کاهش یافته، و زمین در سوریه دوباره به دست رژیم افتاده و با دخالت روسیه، توجه بین‌المللی به تدریج کم‌رنگ شده، از خودم پرسیدم: چرا این همه خطر را به جان خریدم؟ آیا فایده این بود که به اروپا بیایم و پناهنده شوم؟ این چیزی نبود که برای آن از کشور خارج شدم یا برای خود و خانواده‌ام می‌خواستم.
در این زمان، مستقیماً با مقامات فرانسوی تماس گرفتم و گفتم: می‌خواهم نسخه‌ای از این پرونده را به شما تحویل دهم و شهادتم را در برابر واحد مقابله با جنایات جنگی فرانسه ارائه کنم، و این کار انجام شد.
فرانسه بر اساس اصل صلاحیت جهانی عمل نمی‌کرد، به این معنا که اگر مجرم یا قربانی فرانسوی یا مقیم فرانسه نباشند، دادگاه فرانسوی نمی‌تواند محاکمه‌ای برگزار کند. کشوری که این شرایط را داشت، آلمان بود.

ما تلاش کردیم تا مسیری حقوقی را پیش ببریم که یک اصل اساسی را تثبیت کند: این نظام، جنایتکار است، حقوق بشر را نقض کرده و نسل‌کشی مرتکب شده است. هدف این تلاش جلوگیری از بازسازی وجهه این نظام بود، حتی اگر رژیم به لحاظ نظامی غالب شود یا از سوی برخی کشورها به‌طور سیاسی پذیرفته شود.
ما چرخ سازش با رژیم را متوقف کردیم و بازسازی وجهه آن را بسیار دشوار کردیم. سیاست ممکن است بر اساس اصول اخلاقی عمل نکند، اما ما عرصه حقوقی را انتخاب کردیم و با کمترین امکانات موفق شدیم.
به همین دلیل، پرونده قیصر برای چندین سال تنها مانع در برابر ضعف انقلاب سوریه و بی‌توجهی جهان به آن بود. این پرونده در آن لحظه تنها مانع پهن شدن فرش قرمز برای بشار اسد در پایتخت‌های جهان بود.
به همین دلیل تصمیم گرفتم خطر را پراکنده کنیم. وقتی این پرونده در اختیار تعداد محدودی از افراد باشد که یا کاری انجام نمی‌دهند یا ممکن است در آینده کاری انجام دهند، این افراد ممکن است هدف قرار بگیرند. اما وقتی این پرونده به یک موضوع بین‌المللی و حقوقی تبدیل شود، و شهادت خود را ارائه دهی و نسخه‌ای از این پرونده را به چندین نهاد که می‌توانند روی آن کار کنند تحویل دهی، دیگر خطر تمرکز روی یک شخص کاهش می‌یابد.

پشت‌پرده قانون قیصر

چه کسی ایده رفتن به آمریکا را مطرح کرد؟

- ما ایده‌ای برای رفتن به آمریکا نداشتیم. فشارهایی از سوی برخی سازمان‌های سوری فعال در ایالات متحده برای ارائه این پرونده به دولت آمریکا به ما وارد شد. من معتقد بودم که دولت باراک اوباما علاقه‌ای به باز کردن این پرونده ندارد. زمانی که در اردن بودم، تصاویر اولیه این پرونده از طریق یکی از اعضای سابق مجلس سوریه به نام محمد برمو به دفتر وزارت خارجه آمریکا رسید. اما وزارت خارجه هیچ‌گونه علاقه‌ای به این موضوع نشان نداد.
حدود یک سال بعد، سازمان‌های سوری مستقر در ایالات متحده فشارهایی وارد کردند. آن‌ها به‌خوبی از پشت‌پرده تصمیم‌گیری در آمریکا آگاه بودند و می‌دانستند چگونه می‌توانند با استفاده از این پرونده تفاوتی ایجاد کنند، حتی اگر رئیس‌جمهور در کاخ سفید تمایلی به این کار نداشت. این یک نبرد طولانی بود که برادران ما در سازمان‌های سوری در آمریکا آن را پیش بردند و در نهایت به تصویب قانونی به نام «قانون حفاظت از غیرنظامیان سوری» انجامید که به افتخار «قیصر» نام‌گذاری شد.

آیا فکر می‌کنید «قانون قیصر» نقش مهمی در تضعیف نظام سوریه داشته است؟

- این پرسش تا حد زیادی نیاز به بررسی‌های عمیق دارد. شاید لازم باشد مطالعاتی انجام شود تا مشخص شود «قانون قیصر» چه تأثیری بر نظام سوریه گذاشته است. اما بدون شک این قانون بازسازی ماشین نظامی رژیم سوریه و حمایت از نیروهای آن، شبه‌نظامیان و حتی مزدورانی که از دیگر کشورها به خدمت گرفته شده بودند، را دشوار کرد.
در نهایت، این قانون یک قانون آمریکایی است که فقط در برخی نقاط با منافع سوری‌ها همپوشانی دارد. هرگز نمی‌گویم «قانون قیصر» فقط نتیجه پرونده قیصر است. تلاش‌های بزرگی از سوی سازمان‌های سوری در ایالات متحده انجام شد تا به این مرحله برسند. این قانون به افتخار قیصر نام‌گذاری شد، اما لزوماً ادامه مستقیم پرونده قیصر نیست.



چه چیزی پشت دستور ترامپ برای ممنوعیت شاخه‌های «اخوان‌المسلمین» است؟

مقرّ «اخوان‌المسلمین» در قاهره، در تابستان سال ۲۰۱۳ در حال سوختن (گتی)
مقرّ «اخوان‌المسلمین» در قاهره، در تابستان سال ۲۰۱۳ در حال سوختن (گتی)
TT

چه چیزی پشت دستور ترامپ برای ممنوعیت شاخه‌های «اخوان‌المسلمین» است؟

مقرّ «اخوان‌المسلمین» در قاهره، در تابستان سال ۲۰۱۳ در حال سوختن (گتی)
مقرّ «اخوان‌المسلمین» در قاهره، در تابستان سال ۲۰۱۳ در حال سوختن (گتی)

تحرک آمریکایی جدیدی درخصوص «جماعت اخوان‌المسلمین» که از سال ۲۰۱۳ در کشور بنیان‌گذار، یعنی مصر، ممنوع شده و شاخه‌های آن در کشورهای عربی گسترش یافته است، در نخستین گام از نوع خود در دوره دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، و دومین بار در دوران ریاست او، پس از آن‌که قصد ممنوعیت این جماعت در سال ۲۰۱۹ در دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش مطرح شد اما به واقعیت نرسید.

این‌بار واشنگتن بر مصر (محلّ تأسیس)، و دو شاخه ممنوع این سازمان در عَمّان، و شاخه سومی که در لبنان با نام «الجماعة الإسلامیة» فعالیت می‌کند، تمرکز کرد. به‌گفته کارشناسانی که با «الشرق الأوسط» گفت‌وگو کردند، این اقدام با توجه به چالش‌های بزرگ و گسترش وسیع آن در پوشش عنوان‌های غیرمستقیم در کشورهای عربی و غربی نوعی رسیدگی جزئی به تهدیدات جماعت است. آنان پیش‌بینی کردند که با توجه به ممنوعیت جماعت در مصر و عَمّان، همان اقدام ممکن است شامل «الجماعة الإسلامیة» در لبنان که وابسته به این سازمان است نیز شود، اگر واشنگتن آن را «تروریستی» بداند؛ هرچند این امر تأثیر زیادی بر پیکره کلی جماعت ندارد، زیرا به‌صورت غیرمتمرکز و تحت نام‌های متفاوت فعالیت می‌کند.

تحرک جدید

بر اساس بیانیه‌ای از سوی کاخ سفید، ترامپ یک دستور اجرایی امضا کرد که به وزیر امور خارجه، مارکو روبیو، و وزیر خزانه‌داری، اسکات بیسِنت، مأموریت می‌دهد گزارشی درباره این‌که آیا باید هر یک از شاخه‌های «جماعت اخوان‌المسلمین» (تأسیس ۱۹۲۸) ـ مانند آن‌هایی که در لبنان و مصر و عَمّان هستند ـ در فهرست قرار گیرند، ارائه کنند؛ آن‌هم ظرف ۴۵ روز، بنابر آنچه سه‌شنبه «رویترز» گزارش کرد.

دولت ترامپ برخی شاخه‌های «اخوان‌المسلمین» در این کشورها را متهم کرد که از حملات خشونت‌آمیز علیه اسرائیل و شرکای ایالات متحده حمایت یا آن را تشویق کردند، یا کمک مالی به «حماس» ارائه دادند.

ترامپ در گفت‌وگو با وب‌سایت راست‌گرای آمریکایی «جَست ذَ نیوْز»، روز یکشنبه، تأکید کرد که طرح او برای طبقه‌بندی «جماعت اخوان‌المسلمین» به‌عنوان «سازمان تروریستی خارجی» به مراحل پایانی رسیده است؛ پس از اقدام فرماندار جمهوری‌خواه ایالت تگزاس، گرِگ اَبوت، که هفته گذشته «اخوان» و شورای روابط آمریکایی ـ اسلامی (کِیْر) را «دو سازمان تروریستی خارجی و دو سازمان مجرمانه فراملی» اعلام کرد. شورا به این طبقه‌بندی اعتراض کرده است.

در توضیح پس‌زمینه این تصمیم، ماهر فرغلی ـ کارشناس مصری در امور جنبش‌های اسلامی ـ گفت: «واشنطن بر این باور است که ‹الجماعة الإسلامیة› در لبنان، که وابسته به جماعت است، دست به حملاتی علیه اسرائیل زده و پس از هفتم اکتبر (اکتبر ۲۰۲۳) با ‹حزب‌الله› متحد شده است. همچنین این سازمان در عَمّان (در آوریل ۲۰۲۵) ممنوع شد، پس از آن‌که شبکه‌ای که برای انجام عملیات علیه اسرائیل آماده می‌شد، بازداشت شد؛ به‌ویژه آن‌که ۶۰ درصد عناصر این شاخه طرفدار ‹حماس› هستند، و عناصر مصریِ گریخته به خارج نیز از این عملیات حمایت می‌کنند.»

فرغلی معتقد است انتخاب این شاخه‌ها باعث شده واشنگتن بتواند آسان‌تر آن‌ها را با دستور اجرایی رصد و طبقه‌بندی کند؛ بدون آن‌که این تصمیم‌ها تأثیر مهمی بر پیکره اصلی جماعت بگذارد، زیرا جماعت به‌صورت غیرمتمرکز در جهان حرکت می‌کند، زیر چتر نهادها و سازمان‌های قانونی؛ و ارتباط خود با جماعت را انکار خواهد کرد و هر اقدام قضایی علیه خود را خواهد برد.

به‌باور او، اگر واشنگتن موضع خود را درباره این سه شاخه مشخص کند و آن‌ها را «تروریستی» اعلام کند، وضع برای مصر و عَمّان تغییر نخواهد کرد، زیرا این دو کشور در هر صورت جماعت را «تروریستی» می‌دانند؛ اما در لبنان، ممکن است مقام‌ها به سوی ممنوعیت پیش بروند و «الجماعة الإسلامیة» بتواند با نام یک حزب یا مؤسسه تازه حرکت کند.

اِرینا تسوکِرمن ـ کارشناس آمریکایی در امور راهبردی ـ بر این باور است که دستور ترامپ برای بررسی ممنوعیت شاخه‌های وابسته به «اخوان‌المسلمین» در غرب بحث‌های گسترده‌تری ایجاد می‌کند. برخی بر این باورند که می‌توان شاخه‌هایی را که خشونت آشکار دارند، مورد طبقه‌بندی قرار داد و بقیه شبکه را نهادهای سیاسی و اجتماعی مشروع دانست. او از منظر امنیتی سخت‌گیرانه، این رویکرد را «خطای ساختاری» می‌داند و تأکید می‌کند باید «پاکسازی کامل» انجام شود.

تسوکرمن اعتقاد دارد اقدامات جزئی بخشی از مشکل‌اند، زیرا نشان می‌دهند نظام‌های غربی در مقابله با یک بازیگر فراملی مانند جماعت هنوز مردد هستند و این امر زمان و آزادی بیشتری به آن‌ها می‌دهد تا تاکتیک‌های خود را صیقل دهند و حضورشان را در بافت مدنی و سیاسی جوامعی که هدف قرار می‌دهند، عمیق‌تر کنند.

این اقدام آمریکا بخشی از موج گسترده‌تری از تدابیری است که چندین کشور عربی و خارجی طی سال‌های اخیر علیه این جماعت اتخاذ کرده‌اند؛ شامل ممنوعیت قانونی، پیگرد قضایی و خشکاندن منابع مالی، زیرا کشورهای متعددی از جمله مصر و عَمّان و پادشاهی عربی سعودی و امارات و بحرین آن را با اتهامات مرتبط با شعله‌ور کردن تنش‌های منطقه‌ای و حمایت از گروه‌های مسلح ممنوع یا در فهرست تروریسم قرار داده‌اند.

مصر از سال ۲۰۱۳ در ادامه‌ دهه‌ها تقابل «اخوان‌المسلمین» را «جماعت تروریستی» طبقه‌بندی کرده است. بیشتر رهبران «اخوان»، از جمله مرشد عام محمد بدیع، در زندان‌های مصر به‌سر می‌برند، در پرونده‌های خشونت و قتل که پس از برکناری «اخوان» از قدرت در همان سال رخ داد. برخی دیگر در خارج هستند و دستگاه قضایی مصر آن‌ها را تحت پیگرد دارد.

در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۵، «اخوان‌المسلمین» در بیانیه‌ای گزارشی رسمی از بریتانیا را که نتیجه گرفته بود عضویت یا ارتباط با این جماعت «نشانه‌ای بالقوه از افراط‌گرایی» است، مورد انتقاد قرار داد. دولت مصر در آن زمان از گزارش استقبال کرد و آن را «گامی مهم و جدی در مسیر مقابله و محاصره اندیشه افراطی و تروریسم» خواند؛ در حالی‌که رسانه‌های نزدیک به دولت از دستور جدید ترامپ استقبال کردند.

در ژانویه ۲۰۲۱، وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد که تحریم‌ها علیه گروه «سواعد مصر» معروف به «حَسم» را که قاهره آن را وابسته به «اخوان» می‌داند، تشدید کرده و آن را به‌عنوان «سازمان تروریستی خارجی» فهرست کرده است.

در ژوئیه ۲۰۲۵، شورای دفاع و امنیت ملی فرانسه به ریاست امانوئل مکرون اعلام کرد که قصد دارد مجموعه جدیدی از اقدامات برای تشدید محدودیت‌ها علیه «اخوان‌المسلمین» در فرانسه اتخاذ کند.

به‌گفته نشریه آمریکایی «نشنال اینترست»، باید پس از بررسی ترامپ، گام‌های متعددی؛ از جمله ایجاد فهم مشترک با کشوری که جماعت در آن «تروریستی» طبقه‌بندی شده برای گسترش این فهرست، و هدف قرار دادن شبکه‌های مالی، جذب نیرو و پشتیبانی عملیاتی گروه‌های خشونت‌طلب برداشته شود.

فرغلی بر این باور است که این تصمیم‌ها ـ که همراه با تلاش‌های اروپایی در فرانسه هستند ـ تأثیر محدودی دارند، زیرا تعیین وابستگی‌ها کار دشواری است و شبکه‌های ریشه‌دار عربی و غربی وجود دارند که ارتباطاتی بدون نام مستقیم دارند. او افزود: واشنگتن سازمان «حَسم» در مصر را که طرفدار «اخوان» است «تروریستی» دانسته است، اما آیا این امر بر وجود آن یا جلوگیری از فعالیت‌های آینده‌اش تأثیر گذاشته است؟ پاسخ می‌دهد: «نه، موضوع گسترده‌تر از این است. اما این تصمیم‌ها از نظر معنوی مهم‌اند و تنها بر محدود کردن تحرک یا منابع مالیِ رسیده از این شاخه‌ها تأثیر می‌گذارند.»

او هشدار داد که تنگ‌کردن حلقه فعالیت‌ در اروپا در چارچوب قانونی انجام می‌شود، و نهادهای «اخوان» در آنجا «براساس قانون بازی می‌کنند و می‌گویند به ‹اخوان› وابسته نیستند. در نهایت، حاصل آن است که این نهادها باقی می‌مانند و تصمیم قاطعی که بتواند آن‌ها را به‌طور کامل برچیند وجود ندارد.»

در حالی‌که هنوز «اخوان» درباره دستور ترامپ موضعی اعلام نکرده است، تسوکرمن پیش‌بینی می‌کند سخنگویان «اخوان» و متحدانشان استدلال خواهند کرد که عدم طبقه‌بندی کلّ جماعت نشان می‌دهد دستگاه‌های امنیتی غربی آن را تهدیدی واحد نمی‌دانند. او افزود: آن‌ها طبقه‌بندی برخی شاخه‌های مشخص را اقدامی استثنایی یا سیاسی یا نتیجه فشار رقبا می‌دانند و برای انجام اصلاحات ساختاری در شاخه‌ها و نهادهای غربی حرکت خواهند کرد تا تصویری از «جدایی» ایجاد کنند.


اقلیم کردستان خواستار حمایت دفاعی پس از حمله به «کورمور» شد

اقلیم کردستان خواستار حمایت دفاعی پس از حمله به «کورمور» شد
TT

اقلیم کردستان خواستار حمایت دفاعی پس از حمله به «کورمور» شد

اقلیم کردستان خواستار حمایت دفاعی پس از حمله به «کورمور» شد

اقلیم کردستان پس از حمله یک پهپاد به میدان گاز «کورمور» در استان سلیمانیه که چهارشنبه شب رخ داد و باعث آتش‌سوزی گسترده در داخل تاسیسات شد، با اختلال قابل‌توجه در تأمین انرژی روبه‌رو شد. این حمله روند انتقال گاز از میدان را متوقف کرد و موجب کاهش شدید تولید برق در اقلیم شد.

مارک سافایا، فرستاده رئیس‌جمهور ایالات متحده به عراق، پنجشنبه گفت دولت عراق باید عاملان حمله به حقل گازی «کورمور» را شناسایی و به عدالت بسپارد. او اظهار کرد: «برای روشن‌بودن موضوع: جایی برای این گروه‌های مسلح در عراقِ دارای حاکمیت کامل وجود ندارد.»

توقف گاز پس از حمله، تولید برق در اقلیم را حدود ۸۰ درصد کاهش داد؛ موضوعی که در ساعات شب و صبح بر شهرها، بیمارستان‌ها و مراکز حیاتی تأثیر گذاشت.

وزارتخانه‌های «منابع طبیعی» و «برق» اقلیم کردستان اعلام کردند انتقال گاز به نیروگاه‌ها بلافاصله پس از حمله متوقف شد. به گزارش «شبکه ۹۶۴»، گزارش‌های میدانی از قطع تدریجی جریان برق در سلیمانیه، گرمیان و اربیل خبر دادند.

سخنگوی وزارت برق اقلیم، اومید احمد، گفت میزان باقیمانده انرژی به‌صورت متوازن میان بخش‌های اساسی توزیع می‌شود. او هشدار داد شبکه برق تا ازسرگیری تولید گاز در میدان به وضعیت عادی بازنخواهد گشت.

شرکت اماراتی «دانه گاز»، بهره‌بردار میدان «کورمور»، تأیید کرد یک موشک به مخزن گاز مایع در داخل تأسیسات اصابت کرده و باعث آتش‌سوزی شده است. تیم‌های اضطراری آتش را مهار کردند. این شرکت اعلام کرد توقف تولید موقتی است و تا پایان ارزیابی خسارت و تعمیرات ادامه دارد. این شرکت همچنین گفت تیم‌های فنی با هماهنگی مقام‌های محلی برای حفظ ثبات عملیات و «جلوگیری از هرگونه خطر بیشتر» فعالیت می‌کنند.

در بغداد، «هسته رسانه امنیتی» این حمله را «اقدامی تروریستی خطرناک» توصیف کرد که منافع مردم عراق را هدف گرفته و ثبات اقتصادی و امنیتی کشور را تضعیف می‌کند. این نهاد اعلام کرد عاملان حمله با «اقدامات قانونی سختگیرانه» روبه‌رو خواهند شد.

احمد موسی، سخنگوی وزارت برق دولت فدرال عراق، گفت به دلیل توقف نیروگاه‌هایی که گاز خود را از اقلیم تأمین می‌کنند، حدود ۱۲۰۰ مگاوات از شبکه سراسری کاسته شده است؛ موضوعی که بر برنامه تأمین برق در چند استان تأثیر می‌گذارد.

این حمله در زمانی صورت گرفت که عراق تلاش می‌کند ظرفیت تولید گاز خود را افزایش دهد و اتکای خود به واردات را کاهش دهد. میدان «کورمور» نیز یکی از اصلی‌ترین منابع گاز مورد استفاده در نیروگاه‌های اقلیم کردستان است.

واکنش‌های سیاسی

این حمله موجی از واکنش‌ها را در بغداد و اربیل برانگیخت.

محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر عراق، در تماس تلفنی با مسرور بارزانی، نخست‌وزیر اقلیم کردستان، این حمله را «اقدامی علیه تمام عراق» توصیف کرد. او اعلام کرد کمیته‌ای مشترک میان دولت فدرال و دولت اقلیم برای تحقیق درباره حادثه، بازداشت عاملان و تحویل آنان به دستگاه قضایی تشکیل شده است.

بارزانی بار دیگر از ایالات متحده و شرکای بین‌المللی خواست سامانه‌های دفاعی برای حفاظت از زیرساخت‌های انرژی به اقلیم ارائه کنند. او اشاره کرد حملات تکرارشونده تهدیدی مستقیم برای ثبات اقلیم و تأسیسات غیرنظامی هستند. رسانه‌های کردستان گزارش دادند او بر لزوم «اقدامات جدی واشنگتن برای متوقف‌کردن این حملات» تأکید کرده است.

نیچروان بارزانی، رئیس اقلیم کردستان، نیز حمله را محکوم کرد و گفت این اقدام زیرساخت‌های اقتصادی و خدمات عمومی در عراق و اقلیم را هدف می‌گیرد و «تهدیدی مستقیم برای امنیت کشور» است. او خواستار اقدام سریع دولت فدرال برای جلوگیری از تکرار حملات و تقویت حفاظت از تأسیسات انرژی شد.

بافل طالبانی، رئیس اتحادیه میهنی کردستان، این حمله را «تلاشی برای آسیب‌زدن به معیشت مردم و برهم‌زدن ثبات» دانست و وعده داد پاسخی «قاطع» داده خواهد شد. او تأکید کرد «سلاح باید تنها در اختیار دولت باشد» و گروه‌های مسلح خارج از چارچوب قانون باید «منحل یا برچیده شوند.»

وزیر برق اقلیم، کمال محمد صالح، گفت میدان «کورمور» تاکنون یازده بار مورد حمله قرار گرفته است. او خواستار نصب سامانه‌های پدافند هوایی در اطراف میدان‌های نفتی و گازی برای مقابله با حملات شد.

حمله اخیر ادامه سلسله‌ای از حملات به این میدان طی سال‌های گذشته است؛ از جمله حمله پهپادی در فوریه گذشته که خسارتی برجای نگذاشت و حمله موشکی در آوریل ۲۰۲۴ که به کشته‌شدن چهار کارگر انجامید.

تحلیل‌ها و احتمالات

برخی نویسندگان و تحلیلگران عراقی گفتند این حمله فراتر از اختلافات داخلی کردستان یا مذاکرات تشکیل دولت است. به گفته آنان، «این حمله ارتباطی با نزاع‌های داخلی، تحرکات ترکیه یا پروژه‌های توسعه ندارد.»

این تحلیلگران با اشاره به سابقه حملات مشابه به این میدان ـ که به گروه‌های مسلح در داخل عراق نسبت داده شده بود ـ گفتند حمله جدید را باید در چارچوب پرونده گاز عراق و تلاش اقلیم کردستان برای کاهش وابستگی به گاز ایران بررسی کرد؛ به‌ویژه پس از آن‌که این پروژه در برخی مناطق اقلیم ساعات تأمین برق را به ۲۴ ساعت رسانده است.

آنان این حمله را همچنین در ارتباط با فضای سیاسی کنونی، مذاکرات دشوار برای تشکیل دولت جدید، و سفر اخیر نوری المالکی به اربیل و دیدار با مسعود بارزانی ارزیابی کردند. برخی نیز گفتند بهره‌برداری از میدان توسط یک شرکت اماراتی و موفقیت آن در تقویت تأمین برق، ممکن است انگیزه‌هایی برای فشار بر سرمایه‌گذاری‌های خلیجی یا کندکردن روند کاهش وابستگی عراق به گاز ایران ایجاد کرده باشد.

مخلد حازم، کارشناس امنیتی، به «الشرق الأوسط» گفت این حمله دهمین حمله به این میدان در سال جاری است و تهدیدی مستقیم برای امنیت انرژی عراق محسوب می‌شود. او افزود چند روز پیش از حمله، پهپادهای شناسایی بر فراز میدان دیده شده بودند.

او گفت این حملات «با ابزارهای محلی اجرا می‌شوند» اما «شبهه صدور دستور از سوی یک طرف خارجی» وجود دارد که به‌دنبال ارسال پیام‌های سیاسی به داخل عراق است.

به‌گفته حازم، تحقیقات با دشواری‌های زیادی روبه‌روست؛ از جمله شناسایی محل شلیک پهپادها و نوع آن‌ها، زیرا مسیرهای پرتاب متفاوت است و برخی از مناطق جنوب کرکوک انجام می‌شود. او تأکید کرد اقلیم نیاز فوری به سامانه‌ها و تجهیزات نوین برای حفاظت از تأسیسات انرژی دارد.


عون: لبنان پاسخی به ابتکارها دریافت نکرد.. سلام روایت سلاح «حزب‌الله» را نقد کرد

جوزف عون، رئیس جمهوری لبنان، در حال استقبال از خالد خِیاری، معاون دبیرکل سازمان ملل
جوزف عون، رئیس جمهوری لبنان، در حال استقبال از خالد خِیاری، معاون دبیرکل سازمان ملل
TT

عون: لبنان پاسخی به ابتکارها دریافت نکرد.. سلام روایت سلاح «حزب‌الله» را نقد کرد

جوزف عون، رئیس جمهوری لبنان، در حال استقبال از خالد خِیاری، معاون دبیرکل سازمان ملل
جوزف عون، رئیس جمهوری لبنان، در حال استقبال از خالد خِیاری، معاون دبیرکل سازمان ملل

رئیس جمهوری لبنان، جوزف عون، اعلام کرد که «لبنان از هر کمکی که سازمان ملل و کشورهای دوست برای تثبیت ثبات در جنوب ارائه کنند، استقبال می‌کند». او گفت «با وجود همراهی بین‌المللی، هیچ واکنش عملی‌ای به ابتکارهایی که لبنان ارائه کرده، دریافت نشده است». هم‌زمان، رئیس حکومت، نواف سلام، اظهار کرد که «لبنان در جنگی فرسایشی از یک‌طرف قرار دارد و این جنگ رو به افزایش است»، و همچنین «روایت حزب‌الله درباره سلاحش» را به‌شدت مورد انتقاد قرار داد.

این مواضع در حالی مطرح می‌شود که تلاش‌ها و تماس‌ها برای جلوگیری از تشدید تنش در لبنان افزایش یافته است. در همین چارچوب، نبیه بری، رئیس مجلس نمایندگان، و نواف سلام در مقر ریاست دوم دیدار کردند و درباره تحولات عمومی و آخرین مستجدات سیاسی گفت‌وگو کردند.

عون

عون در دیدار با خالد خِیاری، معاون دبیرکل سازمان ملل، تأکید کرد که «لبنان با وجود همراهی بین‌المللی، هیچ واکنش عملی‌ای به ابتکارهای خود با هدف مذاکره دریافت نکرده است». او همچنین «ادعاهای اسرائیل علیه نقش ارتش و تردید در کار آن» را رد کرد.

عون به خِیاری گفت که «لبنان از هر کمکی که سازمان ملل و کشورهای دوست برای تثبیت ثبات در جنوب و توقف اعتداءات مستمر اسرائیل ارائه کنند، استقبال می‌کند». او افزود که «امروز یک سال از اعلام توافق توقف اعمال خصمانه می‌گذرد، اما با وجود پایبندی کامل لبنان، اسرائیل از اجرای آن خودداری کرده و همچنان بخش‌هایی از منطقه مرزی را اشغال کرده است و بارها مواضع نیروهای بین‌المللی (یونيفیل) را هدف قرار داده است».

ارتش و یونيفیل

او اشاره کرد که «روابط ارتش و (یونيفیل) مستحکم است و هماهنگی میان دو طرف ادامه دارد و در سال آینده نیز ادامه خواهد یافت تا خروج این نیروها در پایان سال ۲۰۲۷ کامل شود». عون توضیح داد که «لبنان ترجیح می‌داد این نیروها تا تکمیل استقرار ارتش لبنان در مرزها باقی بمانند، اما اسرائیل با عقب‌نشینی نکردن از تپه‌ها و اراضی اشغالی، این روند را مختل کرد».

او افزود که «ارتش لبنان از لحظه اعلام توافق، مأموریت‌های خود را در جنوب لیتانی به‌طور کامل انجام داده است» و «ادعاهای اسرائیل درباره نقش ارتش و کار میدانی آن» را رد کرد. او گفت که «این ادعاها بدون دلیل است و کمیته میکانیزم به‌صورت رسمی فعالیت‌های روزانه ارتش را در جلوگیری از مظاهر مسلحانه، مصادره مهمات و کشف تونل‌ها ثبت کرده است».

عون در پایان از «حمایت دبیرکل سازمان ملل، آنتونیو گوترش، از لبنان» قدردانی کرد.

خِیاری...

خِیاری در آغاز دیدار، «حمایت دبیرکل سازمان ملل و احترام او به تصمیم‌های شجاعانه رئیس جمهوری برای تثبیت ثبات و امنیت» را منتقل کرد. او گفت که «سازمان ملل با لبنان همکاری می‌کند تا این اهداف عملی شود» و توضیح داد که سفرش «برای بررسی میدانی اوضاع و اطلاع‌رسانی به گوترش و شورای امنیت» انجام شده است.

نواف سلام، رئیس حکومت لبنان(afp)

از یک‌طرف

رئیس حکومت، نواف سلام، گفت که «لبنان در جنگی فرسایشی از یک‌طرف قرار دارد و این جنگ در حال تشدید است». او افزود: «نیازی نیست فرستادگان عرب و خارجی بیایند تا خطر را گوشزد کنند. با این حال، نمی‌توان شرایط را کاملاً تیره دانست، زیرا اتفاقاتی در کشور رخ می‌دهد که از آغاز بازگشت اعتماد خبر می‌دهد».

این سخنان در دیدار او با هیئت اداری ‹باشگاه مطبوعات› در سرای حکومتی مطرح شد. سلام گفت: «ما مهلت‌هایی برای فرایند حصر سلاح تعیین کرده‌ایم. مرحله نخست باید تا پایان سال تمام شود و شامل جنوب لیتانی است، جایی که باید سلاح و زیرساخت‌های نظامی جمع‌آوری شود. در شمال لیتانی، باید اصل مهار سلاح اجرا شود؛ یعنی جلوگیری از انتقال و استفاده از آن. سپس به مراحل دیگر برای حصر سلاح در مناطق مختلف خواهیم رفت».

«روایت سلاح»

سلام تأکید کرد که «لبنان در موضوع حصر سلاح و بسط سلطه و حاکمیت دولت تأخیر دارد؛ موضوعی که در توافق طائف بر آن تأکید شده است». او یادآور شد که «مقاومت در آزادسازی جنوب نقش داشته و حزب‌الله نقش اساسی در آن ایفا کرده است».

او روایت حزب‌الله درباره سلاحش را به‌شدت نقد کرد و گفت: «حزب می‌گوید سلاحش تعدی را بازمی‌دارد، اما دشمن اعتداء کرد و سلاح نتوانست بازدارندگی ایجاد کند. این سلاح نه رهبران حزب و نه لبنانی‌ها و اموالشان را حفاظت کرد و نمونه آن ده‌ها روستای ویران‌شده است».

سلام پرسید: «آیا سلاح حزب‌الله اکنون قادر است تجاوزگری‌های جاری اسرائیل را بازدارد؟ این سلاح نه بازدارندگی ایجاد کرد، نه حفاظت کرد و نه غزه را یاری داد». او افزود: «قطعنامه ۱۷۰۱ در سال ۲۰۰۶ اجرا نشد. مقدمه توافق توقف اعمال خصمانه، طرف‌های شش‌گانه‌ای را که حق حمل سلاح دارند، مشخص کرده است».

در پاسخ به پرسشی درباره اظهارات مشاور رهبر ایران، سلام گفت که «به آن موضوع توجه ندارد» و اولویت او «اقتصاد و فعال‌سازی حرکت اقتصادی برای ایجاد فرصت‌های شغلی» است. او تأکید کرد که «در این زمینه باید قانون شکاف مالی تصویب و وضعیت بانک‌ها برای بازگرداندن سپرده‌ها اصلاح شود».