​«فشار چهارجانبه» برحضور ایران در سوریه

​«فشار چهارجانبه» برحضور ایران در سوریه

شرق فرات، ادلب، مناطق تحت سیطره دولت... و حملات اسرائیل
پنجشنبه, 20 ژوئن, 2019 - 08:45

حضور ایرانی در سوریه از چهار جهت در این کشور تحت فشار‌های نظامی و سیاسی قرار دارد تا تهران را ناگزیر به «کاهش» تدریجی حضور خود کنند. تا جایی که نیروهای نظامی و ملیشیای تابعش از مناطق تحت کنترل دولت سوریه خارج شوند.

فشار اول از دروازه شرقی سوریه وارد می‌شود، چون امریکا تصمیم گرفت در شرق نهرفرات و پایگاه تنف در زوایه عراق-سوریه-اردن باقی بماند. در این مناطق که یک سوم مساحت خاک سوریه را دربرمی‌گیرند، عملیات سنگینی به رهبری امریکا در حال انجام است. هدف این برنامه‌ها پایان دادن به تنش کردی-کردی و به دست گرفتن مدیریت تنش عربی-کردی، خواه از طریق برگزاری جلسات محرمانه یا تشکیل گروه عالیرتبه شامل افراد برجسته این مناطق از عشایر عرب و نیروهای سیاسی کرد است. همچنین برای جلوگیری از نفوذ ایران به سمت شرق فرات، منابع مالی برای گسترش ثبات، جمع آوری مین‌ها و بازسازی این مناطق پس از شکست دادن «داعش» تخصیص یافت.

در مناطق حضور ایران و گروه‌های وابسته به آن در غرب فرات، ائتلاف بین‌المللی علیه «داعش» تلاش‌هایش را بر آموزش «نیروهای سوریه دموکراتیک» کردی-عربی و فارغ التحصیلی نیروهای محلی افزایش داده که قادر به حفظ امنیت باشند. واشنگتن تعهد کرده که در نیروی زمینی یا گشت‌های هوایی با بریتانیا، فرانسه، آلمان و دیگر کشورهای اروپایی ائتلاف مشارکت کند به خصوص پس از تمدید یادداشت«منع برخورد» میان واشنگتن و مسکو در آسمان‌های سوریه.

امریکا به منظور کاهش احتمال برخورد میان ترکیه و کردها در شمال شرقی سوریه و تضمین امنیت در آن منطقه، گفت‌وگوهایی با ترکیه برای ایجاد منطقه امن میان جرابلس در کنار نهر فرات و فش خابور در کنار نهر دجله انجام می‌دهد.

مطابق دیدگاه واشنگتن مجموعه کارها به سمت قطع ارتباط زمینی میان تهران و بغداد و دمشق و بیروت پیش می‌روند تا مانع از این بشوند که ایران خلأ موجود در شرق سوریه را پرکند. همچنین دولت امریکا از «نیروهای سوریه دموکراتیک» خواسته گفت‌وگوهای خود با دمشق را متوقف کنند، در زمانی که بحث‌هایی برای افزودن «شورای سیاسی سوریه دموکراتیک» به طرح صلح در ژنو صورت می‌گیرد.

راه دوم فشاراز سمت مناطق تحت کنترل دولت است که شامل حدود 60 درصد مساحت کشور می‌شود. جایی که روسیه تلاش می‌کند نفوذ ایران را کنترل کند. از نظر نظامی در کمک پایگاه حمیمیم برای تشکیل «لشکر پنجم» صورت می‌گیرد؛ خواه از نیروهای سوری طرفدار دمشق یا گروه‌های معارض سابق. اتفاقی که در مورد نیروهای نظامی منتسب به «الجیش الحر» و «جبهه الجنوب» پیش از تسلط دوباره دولت بر «مثلث جنوب» در نزدیکی اردن روی داد و خط حایل در جولان اشغالی سوریه. مسکو از «نیروهای نمر/ببر» به رهبری سرهنگ سهیل الحسن که رابطه ویژه‌ای با پایگاه حمیمیم دارد، حمایت می‌کند.

براساس اطلاعات موجود، «لشکر پنجم» شامل 50هزار نیروی نظامی است که حقوق و سلاح و مهمات‌شان از پایگاه حمیمیم تأمین می‌شود. آنها به طور مستقیم تابع ارتش روسیه هستند و هر عضوی حقوقی در حدود 200دلار امریکایی دریافت می‌کند و افسران بین 300تا 400 دلار. این افراد پس از عقب نشینی ملیشیای ایران در ابتدای سال گذشته و براساس توافق روسی-امریکایی- اسرائیلی در جنوب مستقراند. مسکو می‌خواهد این افراد مانع از سربازگیری جوانان سوری به نفع گروه‌های تابع تهران در جنوب یا شرق فرات شوند.

دروازه چهارم وقتی نمود پیدا کرد که مسکو از صدها نفر از اینان خواست برای شرکت در جنگ‌های ادلب به شمال غربی سوریه بروند، وقتی مشخص شد ایران و ملیشیایش نمی‌خواهند در جنگ ادلب شرکت کنند، خواه در دروازه ریف غربی حلب یا شمال حماه. این مسئله موجب شد جنگ ادلب از یورشی برق آسا به «جنگی فرسایشی» تبدیل شود که یک ماه طول کشید و «دستآوردهایی اندک» داشت.

روسیه و ایران و ترکیه از آستانه حمایت می‌کنند که در آن توافق«کاهش تنش» میان آنکارا و مسکو در ماه سپتابر سال گذشته متولد شد. این سه کشور ایستگاه‌های نظارت و بازرسی در «مثلث شمال» که شامل ادلب و ریف‌های حما و لاذقیه و حلب می‌شود، راه انداختند. همان طور که عدم مشارکت ایران در نبرد ادلب سئوالات زیادی را برانگیخت، آنکارا تصمیم گرفت از گروه‌های معارض و اسلامی با ارسال اسلحه و رساندن اطلاعات و نقشه حمایت نکند و همان نیروهای بازرسی و نظارت را حفظ کرد و به گلوله باران سوریه پاسخ داد تا مانع از پیشروی نیروهای دولت سوریه بشود.

روسیه به رقابت اقتصادی خود با ایران برای به دست آوردن طرح‌های بزرگ ادامه می‌دهد. پس از کسب قرارداد راه اندازی بندر طرطوس در نزدیکی پایگاه بزرگ طرطوس، در پاسخ به تصمیم تهران برای اداره بندر لاذقیه، روسیه به دنبال بهره برداری از فرودگاه بین المللی دمشق است که نزدیک مقر سابق فرماندهی نیروهای ایران در سوریه بود که به دلیل حملات اسرائیل از فرودگاه به شمال کشور منتقل شد.

فشار چهارم از اینجا صورت می‌گیرد؛ یعنی حملات اسرائیلی بر«مواضع ایرانی». علیرغم اعتراضات سابق سوری و ایرانی و تحویل سامانه «اس 300» از مسکو به سوریه، اسرائیل به بمباران این «مواضع» ادامه داد. واشنگتن از حملات اسرائیلی حمایت کرد با این عنوان که به گفته مقامات امریکایی«یکی از ابزار فشار نظامی برایران است». این پرونده در جلسه رؤسای شورای امنیت ملی امریکا، روسیه و اسرائیل که در قدس غربی و در پایان این ماه تشکیل می‌شود، بررسی خواهد داشت.

برخی کشورهای عرب با احتیاط راه عادی سازی روابط خود با دمشق را شروع کردند به این امید که آن را از تهران دور کنند و از نفوذ نظامی ایران بکاهند. و به نظر می‌رسید راه «یک گام در مقابل یک گام» جو غالب برای تشویق دمشق برای ارسال پیام فاصله گرفتن از منظومه ایران بود. اینجا بیانیه دو هفته پیش وزارت خارجه سوریه پس از حملات ایرانی در خلیج عربی قابل توجه است؛ دمشق براساس بیانیه‌ای که توسط خبرگزاری رسمی سوریه(سانا) منتشر شد، «مختل کردن کشتیرانی» در «خلیج عربی» را رد کرده و از «همه اطراف» خواسته به منظور «کاهش تنش» و تأمین «امنیت و صلح و ثبات» در منطقه «خویشتنداری» و «گفت و گو» کنند.


پیشنهاد ما

چند رسانه‌ای