یحیی السنوار... داستان «مرد شماره یک» به روایت «هم‌سلولی‌ها‌»

ترسیم «تصویر لایه به لایه» از مغز متفکر «۷ اکتبر»

TT

یحیی السنوار... داستان «مرد شماره یک» به روایت «هم‌سلولی‌ها‌»

یحیی السنوار در حال صحبت با رسانه‌ها در غزه، ۲۸ اکتبر ۲۰۱۹ (رویترز)
یحیی السنوار در حال صحبت با رسانه‌ها در غزه، ۲۸ اکتبر ۲۰۱۹ (رویترز)

ماه اکتبر سهم ویژه‌ای در فصل‌های زندگی یحیی السنوار ملقب به «ابوابراهیم» دارد که پر از لحظات سخت، هیجان‌انگیز و پرپیچ‌وخم است؛ او بیش از شش دهه پیش در این ماه در اردوگاه خان‌یونس به دنیا آمد و در همان ماه پس از بیش از دو دهه اسارت از زندان‌های اسرائیل آزاد شد. در همان ماه، «طوفان» به سمت غلاف غزه سرازیر شد و پیامدهای بزرگی را پشت سر گذاشت که منطقه و جهان را تکان داد.

السنوار پس از آواره‌شدن خانواده‌اش از شهر المجدل در پی وقوع «نکبت ۱۹۴۸»، در اردوگاه‌های کانکسی در غزه و راهروهای باریک آن رشد و نمو یافت. او سهمی از سختی و ظلم شرایط زندگی برد. شرایط سخت، آثار خود را بر شخصیت کودکی که شاهد «جنگ شش‌روزه ۱۹۶۷» بود، گذاشت. سال‌های پس از آن، خشم و کینه فراوانی در سینه‌اش انباشته شد که با آوارگی روزانه‌اش در غزه و اردوگاه‌های آن تشدید شد و «میل فوری برای انتقام» باقی ماند که او را تا دهه‌های بعدی آزار می‌داد. کسانی که او را می‌شناسند می‌گویند که او در سخنان و نگرش خود به منازعه، همواره از «نکبت» و رنج گسترده‌ای که برای مردمش به جا گذاشته بود، می‌گفت.

یحیی السنوار تحصیلات خود را در مدارس اردوگاه خان‌یونس گذراند و سپس در دانشگاه اسلامی به پایان رساند و در رشته عربی فارغ‌التحصیل شد. فعالیت خود را با کار دانشجویی و تشکیلاتی در آن زمان زیر چتر «الکتلة الإسلامیة / بلوک اسلامی» آغاز کرد. از آنجا، او به نقش‌های گسترده‌تری رسید که با تأسیس دستگاه «مجد»، سرویس امنیت داخلی حماس که نقش‌های حساسی را ایفا می‌کند، به‌ویژه تعقیب عوامل و کسانی که با امنیت اسرائیل مرتبط هستند، به اوج خود رسید.

فعالیت امنیتی او باعث شد که اسرائیل در اواخر دهه ۱۹۸۰ او را دستگیر کند. مقامات اسرائیلی او را به کشتن چهار «همدست» متهم و او را به چهار حبس ابد محکوم کردند. او در زندان‌های اسرائیل در شمال و جنوب منتقل می‌شد و مدت‌های طولانی را در سلول‌های انفرادی سپری می‌کرد.

تصویری گویا از طرح حماس برای هجوم به زندان عسقلان و آزادی زندانیان بازداشت شده

او حماس را از زندان‌ها رهبری کرد و هم‌زمان «دغدغه امنیتی» خود را داشت. او به زبان عبری تسلط داشت، دستور زبان محض را به رفقای خود آموخت، اعتصابات و مذاکرات را رهبری کرد، در برخی راندها پیروز شد و در برخی دیگر ناکام. درحالی‌که چرخ درگیری بیرون از دیوارهای زندان می‌چرخید، زمان در داخل آن به‌دشواری سپری می‌شد؛ از قیام‌ها و جنگ‌ها گرفته تا سراب‌های صلح. بیش از دو دهه اسارت باعث تضعیف این باور مرد مبنی بر نزدیک بودن آزادی او نشد. برادرش یک سرباز اسرائیلی را ربود و حماس او را با ۱۰۰۰ اسیر فلسطینی معاوضه کرد. یحیی در رأس آنها بود. او بیرون رفت تا نقش‌های برجسته‌ای را بازی کند که ویژگی‌های جدیدی از درگیری را شکل داد.

پس از ۷ اکتبر، نام السنوار جهان را پر کرد و بسیاری از محافل امنیتی و سیاسی را در اسرائیل و خارج از آن به خود مشغول کرد. این مرد، طوفانی از سؤالات را در مورد شخصیت، ایده‌ها و دیدگاه‌های خود در مورد درگیری، و همچنین انگیزه‌های پشت تصمیمات خود و محاسبه هزینه‌های آنها، به‌ویژه عواقب و پیامدهای بزرگ و سنگین آنها، برانگیخت.

«الشرق الاوسط» با «هم‌بندی‌های» السنوار صحبت کرده؛ کسانی که با او زندگی کردند، او را می‌شناختند و در سال‌های اسارت در زندان‌های اسرائیل به او نزدیک بودند. زندانیان سابق با پیشینه‌های مختلف سیاسی و فکری «تصویری سی‌تی‌اسکن شده» از «مغز متفکر» ۷ اکتبر، ایده‌های او، رهبری جنبش در داخل زندان‌ها و رابطه‌اش با جناح‌های دیگر و همچنین انگیزه‌هایی که او را در صبح روز ۱۵ مهر به ساعت صفر رساند و محاسبات جنگ گسترده و پیامدهای آن را ترسیم کردند.

اولین برخوردها

عصمت منصور از زندانیان سابق جبهه دمکراتیک که سال‌های زیادی را در زندان‌های اسرائیل با او گذراند و در طی آن‌ها با السنوار آشنا شد، اولین برداشت خود را پس از ملاقات با او در زندان عسقلان در اواخر دهه ۱۹۹۰ این‌گونه روایت می‌کند: «وقتی با السنوار ملاقات می‌کنید، یک فرد عادی، ساده و مذهبی را می‌بینید» بااین‌حال، در او «صفات بی‌رحمی و تیزبینی مشهود است. او مردی مذهبی است، اما نه خطیب است و نه نظریه‌پرداز. زمینه مذهبی روابط او را شکل می‌دهد و او نمی‌تواند جدا از موقعیت قبلی خود با شما برخورد کند».

یحیی السنوار هنگام ورود به جشن «روز بیت‌المقدس» در غزه، ۱۴ آوریل ۲۰۲۳ (گتی)

تجربه السنوار در دوران کودکی، قبل از ورود زودهنگام به زندان و گذراندن مدت طولانی در آنجا، در رفتار، نگاهش به آنچه در اطرافش می‌گذرد و برخوردش با دیگران به‌وضوح مشهود است. منصور با بیان اینکه دوران طاقت‌فرسای کودکی‌اش باعث شکل‌گیری «نفرت» و شکل‌گیری جهت‌گیری‌های سیاسی او شد، می‌افزاید: «او سازش‌ناپذیر است و امکان راه‌حل یا امکان دستیابی به فرمول‌ها و توافق‌ها را جز در چارچوب تاکتیک‌ها نمی‌بیند».

عبدالفتاح دوله، زندانی سابق جنبش فتح که سال‌ها را در زندان‌های اسرائیل گذرانده بود، برای اولین‌بار در سال ۲۰۰۶ با السنوار ملاقات کرد. ذهنیت او از این مرد قبل از ملاقات با آن شکل گرفته بود، زیرا زندانیان «آوازه السنوار» را از زندانی به زندان دیگر منتقل و تصویری از مردی با «شخصیت تیزبین و تصمیم‌گیرنده» ترسیم می‌کردند.

این برداشت‌ها با اولین ملاقات آنها در زندان صحرای بئر السبع تقویت شد. دوله می‌گوید: «یحیی السنوار، از لحاظ شخصی فردی اجتماعی و بشردوستانه است و با بعد دیگر یعنی رهبری حماس متفاوت است. یحیی السنوار در زمانی که مسائل کلی و عمومی را با او در میان می‌گذارید با السنوار که مسائل جناحی را مطرح می‌کنید فرق می‌کند. در اینجا او اجتماعی است و در آنجا متعصب. احساس می‌کنید با مردی با دو شخصیت مواجه هستید».

صلاح‌الدین طالب، زندانی سابق جنبش حماس، سال‌های سال را در زندان با السنوار گذراند. او به‌عنوان بخشی از معامله مبادله‌ای با السنوار آزاد شد. او اولین ملاقات خود را با «ابو ابراهیم» به یاد می‌آورد و می‌گوید: «فروتنی‌اش و رابطه مفرحش با جوانان توجه تو را جلب می‌کند». بااین‌حال، رفیق هم‌بندی اظهار می‌کند که ماهیت امنیتی این رهبر حماس او را از دیگر رهبران جنبش متمایز کرده است، «زیرا او یک واعظ نیست، او بنیان‌گذار دستگاه امنیتی (مجد) است و این تا حد زیادی در شخصیت او منعکس شده است. علی‌رغم روابط اجتماعی قوی، از نظر امنیتی سخت‌گیر و بی‌رحم بود».

یحیی السنوار در حال صحبت با رسانه‌ها در غزه، ۲۸ اکتبر ۲۰۱۹ (رویترز)

«وسواس امنیتی» در زندان‌ها

در داخل و خارج از زندان، السنوار مرد امنیتی شماره یک باقی ماند. در اواسط دهه نود میلادی، جنبش حماس و هسته‌های آن در کرانه باختری و نوار غزه متحمل ضربات دردناک پی‌درپی شدند که از سوی سرویس‌های امنیتی اسرائیل تعدادی از رهبران آن را ترور شدند که برجسته‌ترین آنها یحیی عیاش و عماد عقل بودند. همچنین دستگیری‌های گسترده فعالان جنبش انجام شد و تعداد زیادی از هسته‌های نظامی خنثی شدند. این تحولات باعث ایجاد لرزش‌های بزرگ در جنبش و پیامدهایی شد که ترس از نقض گسترده امنیتی را عمیق‌تر کرد. این امر بر شرایط جنبش در داخل زندان‌ها سایه سنگین و تاریکی انداخت و «مرحله وسواس امنیتی» را در تاریخ آن آغاز کرد. السنوار موتور این مرحله و تنظیم‌کننده ریتم آن بود.

رهبران نظامی گردان‌های عزالدین القسام از یحیی السنوار در غزه استقبال کردند، ۳۰ آوریل ۲۰۲۲ (AFP)

طالب این «مرحله دشوار» را به یاد می‌آورد که طی آن نقش‌های امنیتی را با السنوار در داخل بازداشتگاه‌ها بر عهده گرفت. دامنه «وسواس» گسترش یافت و سازمان حماس را در همه زندان‌ها تحت‌تأثیر قرار داد: «تحقیقات و بازجویی‌هایی صورت گرفت و پرونده‌های امنیتی بین زندان‌ها و از آنجا به خارج منتقل شد. این امر یک حالت وسواس امنیتی ایجاد کرد، زیرا نفوذها، ترورها و دستگیری‌های صورت گرفت و جنبش از نظر امنیتی آمادگی نداشت یا تجربه پخته‌ای برای مقابله با این موضوع به شیوه‌ای ایده‌آل».

اتاق‌های جنبش حماس به مراکز بازجویی و تحقیق تبدیل شدند. اتهام جاسوسی، افراد زیادی را تحت‌تأثیر قرار داد. طالب می‌گوید «جاسوسی» برخی از آنها روشن و تثبیت شد، اما بسیاری قربانی «فوبیای امنیتی» شدند. وی افزود: «مرحله سختی بود که هیچ‌کس به سلامت از آن خارج نشد».

عبدالفتاح دوله تاکید می‌کند که تحقیقات با «مظنونان» انجام شد که «السنوار بر بسیاری از تحقیقات داخلی شخصا نظارت داشت. او ممکن است موفق شده باشد به برخی از جاسوسان برسد، اما برخی زیر شکنجه کشته شدند و بعداً مشخص شد که آنها از بهترین فرزندان جنبش بودند».

السنوار و القسام

در اوایل دهه ۱۹۹۰، زمانی که گردان‌های القسام، شاخه نظامی جنبش حماس، به میدان آمدند و شروع به انجام یک سری عملیات علیه اهداف ارتش اسرائیل و شهرک‌نشینان کردند، السنوار در زندان‌های اسرائیل بود. باوجود اینکه السنوار در بخش امنیتی دست داشت، اما در اوایل زمانی که عملیات نظامی در مرحله آماده‌سازی و توسعه بود، دستگیر شد. روابط السنوار با شخصیت‌های شاخه نظامی حماس در داخل زندان‌ها شروع به توسعه کرد، زیرا تعدادی از نام‌های برجسته به زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها منتقل شده بودند.

یحیی السنوار با رزمندگان گردان‌های عزالدین القسام برای بزرگداشت کشته‌شدگان در نبرد با اسرائیل، روی صحنه می‌رود، می ۲۰۲۱

منصور می‌گوید: «السنوار از ابتدا ذهن و عقلی امنیتی داشت. او یک وسواس امنیتی و یک نگاه امنیتی به محیط پیرامون خود دارد و همیشه با این وسواس زندگی می‌کند. حتی خوانش‌های او در مورد اسرائیل بیشتر مربوط به امنیت و در مورد ترکیب ارتش و اطلاعات است؛ بنابراین او این پیشینه و توانایی تعامل با جناح نظامی را دارد».

این رابطه که با جناح نظامی شکل گرفت و به بلوغ رسید، بعد از اتمام «معامله گلعاد شالیت» و آزادی «ابو ابراهیم» و یارانش از زندان در سال ۲۰۱۱ وارد فصل جدیدی شد. محمد السنوار، برادر کوچک‌تر یحیی، یکی از مقامات برجسته در جناح نظامی بود و در روند دستگیری سرباز اسرائیلی گلعاد شالیت و نگه‌داشتن او برای سال‌ها پیش از آزادی او تحت قرارداد مبادله شرکت داشت. برادر السنوار و همچنین هم‌رزمانش که از زندان‌ها آزاد شدند، در بازکردن درهای شاخه نظامی به روی تازه‌واردان سهیم بودند. منصور می‌گوید که این عوامل باعث شد السنوار «ادغام در محیط نظامی و یافتن خود را در آن آسان کند».

شالیت و معامله

روند دستگیری سرباز اسرائیلی شالیت و مذاکرات پس از آن بر سر معامله مبادله، بسیاری از حقایق را برای السنوار وارونه کرد و سرنوشت او و یارانش را تغییر داد. السنوار در صدر فهرست اسامی بود که حماس خواستار آزادی آنها شد. دگرگونی‌های حاصل از پرونده شالیت موقعیت السنوار را در داخل و خارج از زندان تقویت کرد، زیرا او شروع به ایفای نقش‌های پیشرفته در پرونده مذاکرات کرد.

منصور می‌گوید: «السنوار بعد از سال ۲۰۰۶ با السنوار قبل از آن متفاوت است. به دلیل گلعاد شالیت و به دلیل کنترل حماس بر غزه پس از آن، این مرکز به یک کلید و محلی برای جمع‌آوری قدرت بزرگ تبدیل شد. حماس به رژیمی تبدیل شده است که بر منطقه‌ای حکومت می‌کند و دارای قدرت است و یک زندانی در چنگال خود دارد و این زندانی در دست برادر السنوار است».

یک تظاهرکننده بنری را برافراشته که حاوی عکس‌هایی از گروگان‌های اسرائیلی است که توسط حماس، یحیی السنوار و بنیامین نتانیاهو نگهداری می‌شوند، با عبارت «آنها بازی نیستند... جنگ را متوقف کنید... برنده‌ای وجود نخواهد داشت» (گتی)

منصور اظهار می‌کند که پرونده گلعاد شالیت به السنوار در داخل زندان‌ها «قدرت بی‌سابقه‌ای داد که هیچ رهبر حماس به جز احمد یاسین و صلاح شحاده که از نسل اول در زندان بودند، از آن برخوردار نبود».

السنوار سپس عنوان و کلید معامله بعدی شد. او شروع به اعمال این قدرت کرد که به دست او افتاد تا موقعیت، اقتدار و توانایی تصمیم‌گیری خود را در داخل و خارج از زندان افزایش دهد. منصور می‌گوید: «او مانند کسی است که به زندانیان می‌گوید: (می‌توانم شما را از زندان بیرون بیاورم و آزادتان کنم). او این کار را نه‌تنها به دلایل شخصی انجام داد، بلکه استانداردهای متفاوتی دررابطه‌با پروژه، تفکر و اولویت‌های آنها داشت».

مذاکرات توافق بین اسرائیل و حماس زمانی طولانی شده بود که السنوار وارد خط آن شد، نتایج آن را رد و مسیر جدیدی را آغاز کرد. دوله یادآوری می‌کند که مسئول پرونده مذاکرات اسرائیل در پرونده گلعاد شالیت «به زندان آمد و مستقیماً با یحیی السنوار که به نظر می‌رسید نفوذ زیادی داشت مذاکره کرد».

تومور سر و نجات با هلیکوپتر خصوصی

درحالی‌که مذاکرات مبادله زندانیان شتاب بیشتری می‌گرفت و به نتیجه نزدیک می‌شد، السنوار به بیماری مبتلا شد که نزدیک بود جانش را بگیرد. این امر محاسبات را نقش‌برآب کرد و نشانه‌هایی از نگرانی را به‌ویژه در طرف اسرائیلی برانگیخت. السنوار بازیگر اول آن بود. وضعیت سلامتی او بدتر شد و هم‌رزمانش در سلول‌های انفرادی زندان السبع در جنوب اسرائیل از او خواستند که به درمانگاه زندان برود. دوله می‌گوید: «السنوار لجباز بود و همیشه از کمک‌گرفتن از اداره زندان خودداری می‌کرد. حال او بدتر و خطرناک‌تر شد و از هوش رفت و رفقای زندان او را به درمانگاه منتقل کردند».

ورود السنوار به درمانگاه زندان بئر السبع در آن روز باعث سردرگمی بزرگی برای اداره زندان شد و بلافاصله وضعیت اضطراری را در زندان اعلام کرد و بخشی را که السنوار در آن اقامت داشت قرق شد. دوله جزئیات آن لحظات را این‌گونه بازگو می‌کند: «یکی از نمایندگان اداره زندان السبع آمد و به ما گفت که علائم نشان می‌دهد که السنوار از وضعیت سختی رنج می‌برد».

در همین حال، به گفته دوله، یک هلیکوپتر در سکوی فرود زندان فرود آمد و به‌سرعت السنوار را به بیمارستان «سوروکا» منتقل کرد تا فوراً در اتاق عمل بستری شود. پزشکان یک تومور خوش‌خیم را در سر او پیدا و به‌سرعت آن را خارج کردند. السنوار تحت یک عملیات «بسیار پیچیده و خطرناک» قرار گرفت که در طی آن نزدیک بود جان خود را از دست دهد.

ورود هلیکوپتر به عملیات نجات نشان‌دهنده یک اتفاق استثنایی بود و داستان‌های متناقضی برای سه زندانی به جا گذاشت. دوله می‌گوید: «قضیه السنوار طبق تجربه من اولین مورد بود»، درحالی‌که منصور اشاره کرد که آن را خوب به‌خاطر نمی‌آورد، درحالی‌که طالب این موضوع را تکذیب کرد. او توضیح داد که تمام اقدامات مقامات زندان در آن زمان «در یک چارچوب بسیار عادی بود».

منصور می‌گوید که اسرائیلی‌ها تا به امروز این اقدام را به روی السنوار می آورند. وی افزود که رئیس وقت سازمان زندان‌ها و مدیر وقت اطلاعات زندان اخیراً «از نجات جان السنوار ابراز پشیمانی عمیق کرده‌اند».

واکنش اسرائیل به بیماری السنوار منعکس‌کننده یک وضعیت سردرگمی بزرگ از سوی آن بود که به دلیل ترس عمیق از این که وضعیت سلامتی السنوار سایه سنگینی بر روند معامله شالیت در مراحل پایانی آن ایجاد کند، ایجاد شد. منصور خاطرنشان می‌کند که «هیچ‌کس در دنیا باور نمی‌کرد که السنوار را ترور نکرده یا او را حذف فیزیکی نکرده‌اند که این امر پیامدهای عمده‌ای بر این معامله خواهد داشت».

السنوار، برغوثی و سعدات زیر یک سقف

زندان مرکزی هداریم در شمال اسرائیل، السنوار را با رهبران برجسته فلسطینی به رهبری مروان برغوثی و احمد سعدات گرد هم آورد. رابطه بین سه رهبر بزرگ در داخل بخش قرنطینه دسته‌جمعی آنجا شکل گرفت. احترام متقابل زیادی بین آنها وجود داشت و آنها توانستند زبان مشترکی پیدا کنند. منصور یادآوری می‌کند: «این باعث نمی‌شود که آنها از نظر دیدگاه‌ها یکسان باشند، اما تصور می‌کنم که یک حالت اعتماد و احترام بین آنها وجود داشت که آنها را قادر می‌ساخت با هم کار کنند و چشم‌اندازی برای رابطه در آینده ارائه دهند».

این سه با هم کار و در اعتصابات داخل زندان‌ها شرکت کردند و پیش‌نویس ابتکارات و پیام‌هایی را در خارج از کشور به‌ویژه «منشور زندانیان برای وفاق ملی» در بهار ۲۰۰۶ تهیه کردند که نشان‌دهنده تلاشی برای پل زدن روی شکاف گسترده بین دو متضاد صحنه سیاسی فلسطین، یعنی جنبش‌های فتح و حماس بود.

دوله نقل می‌کند پس از امضای «سند وفاق»، پیامی را از زندان «هداریم» از طریق توفیق ابونعیم که از نزدیکان السنوار است، به زندان «بئر السبع» رساندم: «او صریحاً به من گفت: عباس السید و برادرانی که در امضای (سند وفاق) شرکت کردند، خبر بده که از این کار پشیمان خواهند شد». این باعث شد که او این تصور را ایجاد کند که السنوار با این سند مخالف است. بااین‌حال، منصور معتقد است که هرگونه موافقت حماس در داخل زندان‌ها «بدون تأیید (ابو ابراهیم) اتفاق نمی‌افتاد».

منصور در خوانش سناریوهای پس از جنگ افزود: «تلاش برای آزادی اسرا و زندانیان از جمله مروان برغوثی در چارچوب جست‌وجوی شریکی در فتح و سازمان آزادی‌بخش فلسطین است که السنوار بتواند با او همکاری کند».

«القسام» بعد از ۲۰۱۱

السنوار پس از آزادی از زندان تحت قرارداد مبادله در سال ۲۰۱۱، حضور خود را در صفوف جنبش و نقش خود را در جناح‌های آن، به‌ویژه بخش نظامی، تقویت کرد. او در سال ۲۰۱۲ به عضویت دفتر سیاسی جنبش انتخاب شد و بلافاصله پرونده ارتباط با جناح نظامی را به دست گرفت. در این مرحله، السنوار با تکیه بر روابط قوی خود با نظامی‌ها، شروع به ایفای نقش‌های گسترده‌تری کرد که منجر به انتخابات ۲۰۱۷ شد و از آنجا در رأس دفتر سیاسی جنبش در غزه قرار گرفت و نام‌های برجسته، به‌ویژه اسماعیل هنیه را پشت سر گذاشت. همان‌طور که منصور معتقد است، بلافاصله پس از آزادی از زندان، قصد السنوار این بود که «امور را کنترل و حکومت کند و در شکل‌دهی به مسائل غزه مرد شماره یک باشد».

خلیل الحیه، اسماعیل هنیه و یحیی السنوار از جنبش حماس در بازدید از گذرگاه رفح در ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۷ (رویترز)

السنوار در رأس جنبش در غزه باقی ماند تا اینکه دو سال قبل از ۷ اکتبر انتخابات جدیدی برگزار شد. او بار دیگر به‌عنوان رهبر حماس در غزه تعیین شد. رقابت این بار بین السنوار و چهره‌های برجسته جنبش بسیار شدید به نظر می‌رسید. مقامات داخلی انتخابات «سه یا چهار بار» برای اطمینان از پیروزی السنوار دوباره رأی دادند. منصور با بیان اینکه این امر در تدارک «لحظه ۷ اکتبر» بود، افزود: «معلوم بود که السنوار و (القسام) برنامه‌های خود را داشتند».

رهبر حماس در این دوره نقش‌های برجسته‌ای ایفا کرد و «با سرعتی بی‌سابقه در تاریخ جنبش» در توسعه اقدامات نظامی متمرکز شد. طالب می‌گوید: «بلندترین صدا در جنبش به سود اقدام نظامی است و بدون آن، السنوار مانند دیگران یک فرد خاکستری بود».

جاه‌طلبی مرد شماره یک

ایستگاه‌های زیادی در زندگی السنوار وجود دارد که در آنها مرد جاه‌طلب به‌عنوان یک بازیگر برجسته ظاهر می‌شود و یا به‌تنهایی مسیر و جزئیات آن را مدیریت می‌کند و از مزایای نفوذ و قدرت بهره می‌برد. دوله معتقد است که السنوار «مرئوس و زیردست بودن را نمی‌پذیرد. فقط شماره یک جنبش بودن او را قانع می‌کند. او گرفتار جاه‌طلبی است، نگوییم غرور که او را در زمانی که در زندان بود وادار کرد تا همیشه مرد اول جنبش باشد».

در طول دو دهه گذشته، اسرائیل آزار و اذیت و ترور رهبران حماس را تشدید کرده و رهبران خط اول را از صحنه حذف کرده است که چهره‌های جدیدی را در جنبش به منصه ظهور رسانده است. دوله می‌گوید: «السنوار احساس نمی‌کند که هیچ یک از رهبران فعلی حق ریاست بر او را ندارند و هرگز این را نمی‌پذیرند».

نشانه‌های اولیه «طوفان»

دوله اشاره می‌کند که اطراف السنوار همیشه تحت این تصور بوده است که «کار بزرگی انجام داده است» که با سخنرانی‌های او و پیام‌هایی که بیش از چندین بار برای زندانیان فرستاد این تصور را تقویت شد.

او توضیح داد که «معامله شالیت بسیاری از اعضای جنبش حماس و اولین رهبران القسام را در زندان باقی گذاشت و بنابراین جنبش احساس کرد که کوتاهی کرده است». دوله می‌گوید که وضعیت پس از توافق تحت‌تأثیر قرار داد، موجب ناراحتی زندانیان حماس شد و آنها پیام‌های انتقادی و خشمگینانه‌ای را برای رهبری ارسال کردند و گفتند: «السنوار ممکن است احساس کرده باشد که او اخلاقاً موظف است آنچه را که توافق گلعاد شالیت قادر به اجرای آن نیست، اصلاح کند».

بیلبوردی در خیابانی در قدس، تصویری از یحیی السنوار و حسن نصرالله را نشان می‌دهد و به زبان عبری نوشته شده است: «چه کسی از تقسیم ما سود می‌برد؟... اکنون وقت اتحاد است» (AFP)

طالب اولین سخنرانی السنوار پس از آزادی در مقابل مردم در میدان الکتیبه در مرکز غزه را به یاد می‌آورد: «من روی تریبون حاضر بودم که گفت: (امروز ما به آنها حمله می‌کنیم، اما آنها به ما حمله نمی‌کنند). او معتقد است که معامله مبادله یک شکست برای اسرائیل است و می‌تواند بر روی آن شکست‌های دیگری ایجاد کند».

منصور معتقد است که عوامل متعددی تا قبل از «۷ اکتبر» در نزد السنوار به هم رسیدند و در قرائت او از درگیری «جنبه ایدئولوژیک» دست بالا را پیدا کرد. او تلاش کرد تا محاصره را از بین ببرد. منصور می‌افزاید: اگر گزینه‌های دیگری وجود داشت، «هفتم اکتبر» اتفاق نمی‌افتاد.

 

اسرائیل و «نماد جن»

از زمان آغاز جنگ علیه غزه، السنوار به سرفصل اصلی عملیات نظامی در نوار غزه و تصویری از شکل پیروزی که نهادهای نظامی و سیاسی در اسرائیل به دنبال آن هستند، تبدیل شده است. منصور معتقد است که اسرائیل او را به «نماد» این رویارویی تبدیل کرد و او را کاملاً مسئول آنچه اتفاق افتاد، می‌دانست: «اسرائیل شروع به جست‌وجوی تصویر و نامی کرد که در ذهن جهان بماند و مانند هیتلر، صدام، قذافی، چائوشسکو و دیکتاتورهای جهان شود. این تلاشی بود برای تقلیل همه چیز (حماس)، هر اتفاقی که در حال رخ‌دادن است و کل مسئله فلسطین به یک فرد و شیطان جلوه‌دادن او».

منصور معتقد است که شکل پایان جنگ در ذهن اسرائیلی‌ها با سرنوشت السنوار مرتبط است: «این سرنوشت یا با اخراج او رقم می‌خورد، بنابراین حذف السنوار به‌عنوان یک فرد یا گروهی از مردم به‌گونه‌ای می‌شود که گویی واقعاً چنین بوده است؛ یا اخراج (حماس) از غزه، یا دستگیری، یا حذف فیزیکی او، یا همچنان تحت تعقیب بماند. این توجیهی برای ادامه عملیات آزار و شکنجه خواهد بود و مانند افرادی می‌شود که از داخل یک تونل یک جنبشی را هدایت می‌کنند». وی افزود: «اما هر چه تسلط اسرائیل بر این سرزمین بیشتر شود، کار السنوار دشوارتر می‌شود و به سمت گزینه‌های دیگر نزدیک‌تر می‌شود».

رهبران حماس که حذف شدند... یحیی السنوار روی خط آتش (عکس از: شبکه‌های عربی)

السنوار «پراگماتیک»؟

کسانی که السنوار را می‌شناختند معتقدند که او در برخی از مراحل اسارت، سیاست «عمل‌گرایانه» را در پیش گرفت. منصور می‌گوید: «ممکن است برخی افراد را متعجب کند که او معامله‌گر است. او در مراحل قبلی با اسرائیلی‌ها معامله کرد و می‌تواند در مقاطع خاصی، اما در چارچوب سازوکارهای خودش، به سازش و معامله دست یابد».

بااین‌حال، امروز، درحالی‌که اسرائیل السنوار را به‌عنوان مردی «زنده - مرده» توصیف می‌کند و جست‌وجوی او را در بالا و پایین زمین در سراسر نوار که زیر آتش و ویرانی است، تشدید می‌کند، منصور معتقد است که هیچ رهبر اسرائیلی، چه در حال حاضر و چه در آینده، نمی‌تواند با السنوار در نوار غزه هم‌زیستی کند. وی افزود: «حجم نفرت، تحریک، اتهامات و مسئولیت‌هایی که به او وارد شد و بسیجی که اسرائیل در خیابان‌ها، رسانه‌ها و در سطح جهانی انجام می‌دهد، اسرائیل را قادر به عقب‌نشینی یا معامله با او نمی‌کند که او را در وضعیت عادی در غزه نگه می‌دارد». وی افزود: «اسرائیل نمی‌تواند بپذیرد که او زنده بماند».

بااین‌حال، پس از حدود ۱۰ ماه جنگ و خسارات و ویرانی‌های ناشی از آن، طالب هیچ روزنه‌ای برای انعطاف در این رهبر حماس نمی‌بیند. وی می‌گوید: «من انتظار ندارم که او پس از این بهای هنگفتی که پرداخت کرد، انعطاف‌پذیری ارائه دهد. من معتقدم که برنامه و انتظارات او برای جنگ این است که اگر نه برای ماه‌های آینده، برای سال‌ها ادامه یابد».

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لشهر أكتوبر (تشرين الأول) في فصول حياة يحيى السنوار «أبو إبراهيم» المليئة بالمحطات الصعبة والمثيرة والشائكة، حصة خاصة. فيه وُلد في أزقة مخيم خان يونس قبل ستة عقود ونيّف، وفيه نال حريته من السجون الإسرائيلية بعد أكثر من عقدين أمضاهما فيها، وفي الشهر ذاته أطلق «الطوفان» نحو غلاف غزة مخلِّفاً وراءه ارتدادات كبرى هزت أرجاء المنطقة والعالم.

نشأ السنوار في مخيمات الصفيح بغزة وبين أزقتها الضيقة بعدما نزحت عائلته من مدينة المجدل عقب «نكبة 48». طاله نصيب من شظف العيش وقسوته. طبعت الظروف القاسية علاماتها على شخصية الطفل الذي وقف شاهداً على «نكسة 67». راكمت السنوات التي تلت رصيداً من الغضب والسخط في صدره، فاقمتها يوميات البؤس في غزة ومخيماتها مخلّفةً «رغبةً ملحّة بالانتقام» لازمته لعقود تلت. كان في حديثه ونظرته للصراع دائم الحديث عن «النكبة» وما تركته من معاناة ممتدة لأهله، كان لديه تطلع دائم لإحداث «صدمة وتغيير في موازين القوى»، كما يقول من عرفه.

تلقَّى يحيى السنوار تعليمه في مدارس مخيم خان يونس وأكمل دراسته بعدها بالجامعة الإسلامية التي تخرج فيها بشهادة في الدراسات العربية. بدأ نشاطه بالعمل الطلابي والتنظيمي حينذاك تحت مظلة «الكتلة الإسلامية» ومنها شق طريقه إلى أدوار أوسع تكللت بتأسيس جهاز «المجد»، الجهاز الأمني الداخلي لـ«حماس» المضطلع بأدوار حساسة أبرزها ملاحقة العملاء والمرتبطين بأجهزة الأمن الإسرائيلية.

قاد نشاطُه الأمني إسرائيل لاعتقاله أواخر الثمانينات. اتهمته السلطات الإسرائيلية بقتل أربعة «متعاونين» فحكمت عليه بأربعة أحكام مدى الحياة. تنقّل بين السجون الإسرائيلية شمالاً وجنوباً وقضى فترات طويلة في غرف العزل.

صورة توضيحية لمخطط «حماس» اقتحام سجن عسقلان وتحرير أسرى محتجزين

قاد «حماس» داخل السجون، وحمَل «هاجسه الأمني» معه. أتقن اللغة العبرية، ودرّس النحو الصرف لرفاقه، وقاد إضرابات ومفاوضات، وربح جولات وخسر أخرى. بدا الوقت ثقيلاً داخل السجن فيما دارت عجلة الصراع خارج أسواره؛ انتفاضات وحروباً وسرابات سلام. أكثر من عقدين في الأسر لم ينالا من قناعة الرجل بقرب نيل حريته. خطف شقيقه جندياً إسرائيلياً وبادلته «حماس» بألفِ أسير فلسطيني. كان يحيى على رأسهم. خرج ليلعب أدواراً بارزة شكّلت معالم جديدة للصراع.

في أعقاب السابع من أكتوبر، ملأ اسم السنوار الدنيا وشغل كثيراً من دوائر الأمن والسياسية في إسرائيل وخارجها. أثار الرجل عاصفةً من التساؤلات حول شخصيته وأفكاره ورؤيته للصراع وكذلك الدوافع وراء قراراته وحسابات تكاليفها، لا سيما لما أحدثته من انعكاسات وما خلَّفته من تبعات كبيرة وثقيلة.

تحدثت «الشرق الأوسط» إلى «رفاق القيد» ممن عاشوا معه وعرفوه واقتربوا منه خلال سنوات الأسر في السجون الإسرائيلية. يرسم الأسرى السابقون من مشارب سياسية وفكرية متنوعة «صورةً طبَقيّة» عن «العقل المدبر» لـ7 أكتوبر وأفكاره وقيادته لحركته داخل السجون وعلاقته مع الفصائل الأخرى وصولاً إلى الدوافع التي أوصلته إلى ساعة الصفر صبيحة السابع من أكتوبر، وحسابات الحرب الممتدة ومآلاتها.

اللقاءات الأولى

يسرد عصمت منصور، أسير سابق كان ينتمي لـ«الجبهة الديمقراطية» وأمضى سنوات في السجون الإسرائيلية التقى خلالها السنوار، جانباً عن انطباعاته الأولى بعد لقائه في سجن عسقلان أواخر تسعينات القرن الماضي: «حينما تلتقي السنوار ترى إنساناً عادياً، بسيطاً ومتديناً»، بيد أنه يحمل أيضاً «صفات القسوة والحِدّة في التعامل. هو رجل متدين لكنه ليس خطيباً ولا منظِّراً. تحضر الخلفية الدينية في تشكيل علاقاته، ولا يمكن أن يتعامل معك بمعزل عن موقفه المسبق».

يحيى السنوار لدى وصوله إلى احتفالية إحياء «يوم القدس» في غزة 14 أبريل 2023 (غيتي)

تَظهر تجربة السنوار في صغره قبل دخوله السجن مبكراً وقضائه فترة طويلة فيه، جليّة في سلوكه ونظرته لما حوله وتعامله مع الآخرين. يقول منصور إن طفولته القاسية رسمت معالم «حقده» وصاغت توجهاته السياسية، مضيفاً: «هو لا يقبل المساومة، ولا يرى إمكانية للحلول أو إمكانية للتوصل إلى صيغ واتفاقيات إلا في إطار التكتيك».

عبد الفتاح دولة، أسير سابق ينتمي لحركة «فتح» أمضى سنوات في السجون الإسرائيلية، كان قد التقى السنوار أول مرة عام 2006. سبقت انطباعاته عن الرجل اللقاء معه، إذ تناقل الأسرى «صيت السنوار» من سجن إلى آخر ورسموا صورة عن رجل «حاد الطباع وصاحب قرار».

تلك الانطباعات عززها اللقاء الأول الذي جمعهما في سجن بئر السبع الصحراوي. يقول دولة: «يحيى السنوار الشخص الاجتماعي الإنساني يختلف عن القيادي الحمساوي. يحيى السنوار الذي تتناقش معه في قضايا عامة يختلف عن الذي تخوض معه في قضايا فصائلية. هنا يكون اجتماعياً وهناك يكون متعصباً، تشعر كأن الرجل بشخصيتين».

أما صلاح الدين طالب، أسير سابق ينتمي لحركة «حماس» وكان قد قضى سنوات في السجون مع السنوار وأُفرج عنه مع السنوار ضمن صفقة التبادل، يستذكر لقاءه الأول مع «أبو إبراهيم» فيقول: «يلفتك تواضعه، وعلاقته المرحة مع الشباب». بيد أن رفيق الأسر يلفت إلى أن طبيعة القيادي الحمساوي الأمنية جعلته مختلفاً عن قيادات الحركة الآخرين، فهو «ليس داعيةً، هو مؤسس جهاز (مجد) الأمني وهذا ينعكس إلى حد كبير على شخصيته. فرغم علاقاته الاجتماعية القوية فإنه في الجانب الأمني كان شديداً وقاسياً».

يحيى السنوار متحدثاً إلى وسائل الإعلام في غزة 28 أكتوبر 2019 (رويترز)

«هوس أمني» في السجون

داخل السجون كما خارجها، ظل السنوار رجل الأمن الأول. أواسط التسعينات تلقَّت حركة «حماس» وخلاياها في الضفة والقطاع ضربات موجعة متتالية تمثلت في اغتيال أجهزة الأمن الإسرائيلية عدداً من قادتها كان أبرزهم يحيى عياش وعماد عقل، وتنفيذ عمليات اعتقال واسعة لنشطاء الحركة، وإحباط عدد كبير من الخلايا العسكرية. أحدثت هذه التطورات هزات كبيرة داخل أركان الحركة وبعثت بارتدادات عمَّقت المخاوف من اختراقات أمنية واسعة. ألقى هذا بظلال ثقيلة وقاتمة على أحوال الحركة داخل السجون ودشن «مرحلة الهوس الأمني» في تاريخها. كان السنوار محرك هذه المرحلة وضابط إيقاعها.

قادة عسكريون من كتائب «عز الدين القسام» يستقبلون يحيى السنوار في غزة 30 أبريل 2022 (أ.ف.ب)

يستذكر طالب هذه «المرحلة الصعبة» التي اضطلع خلالها بأدوار أمنية برفقة السنوار داخل المعتقلات. اتسعت رقعة «الهوس» وطالت تنظيم «حماس» في كل السجون، «كان هناك تحقيقات واستجوابات، كانت الملفات الأمنية تنتقل بين السجون ومنها إلى الخارج. خلّف ذلك حالة هوس أمني فكانت هناك اختراقات واغتيالات واعتقالات ولم تكن الحركة جاهزة أمنياً أو لديها تجربة ناضجة للتعامل مع ذلك بطريقة مثالية».

تحوّلت غرف حركة «حماس» لمراكز للاستجواب والتحقيق. طالت الاتهامات بالعمالة الكثيرين. يقول طالب إن بعضهم «ثبتت عمالته» بيد أن كثيرين وقعوا ضحية لـ«فوبيا الأمن»، مضيفاً: «كانت مرحلة صعبة لم يخرج منها أحد بسلام».

ويشير عبد الفتاح دولة إلى أن عمليات التحقيق كانت تجري مع «كل من تدور حوله أي شكوك»، ما خلّف تبعات مأساوية، «أشرف السنوار على عديد من عمليات التحقيق الداخلي. ربما كان يفلح بالوصول إلى بعض المتساقطين هنا أو هناك، لكن البعض قُتل تحت التعذيب وتبين لاحقاً أنهم من أفضل أبناء الحركة».

السنوار و«القسّام»

كان السنوار داخل السجون الإسرائيلية مطلع التسعينات حين برزت إلى الواجهة «كتائب القسام»، الجناح العسكري لحركة «حماس»، وشرعت بتنفيذ سلسلة من العمليات ضد أهداف للجيش الإسرائيلي والمستوطنين. ورغم أن السنوار كان منخرطاً في الجانب الأمني فإنه اعتُقل مبكراً بينما كان العمل العسكري في طور الإعداد والتطوير. بدأت علاقة السنوار مع شخصيات من الجناح العسكري لـ«حماس» تنشأ وتتطور أكثر داخل السجون، إذ بدأ عدد من الأسماء البارزة بالوصول إلى السجون والمعتقلات.

يحيى السنوار يعتلي المنصة مع مقاتلين من كتائب «عز الدين القسّام» لإحياء ذكرى مَن سقطوا في المعارك مع إسرائيل مايو 2021

يقول منصور: «السنوار من البداية ذهنُه وعقليته أمنية؛ عنده هوس أمني ونظرة أمنية للمحيط ويعيش هذا الهاجس كل الوقت. حتى قراءاته عن إسرائيل غالبيتها أمنية وعن تركيبة الجيش والمخابرات. لذلك هو لديه هذه الخلفية والقابلية للانخراط مع الجناح العسكري».

هذه العلاقة التي تشكلت ونضجت مع الجناح العسكري دخلت لاحقاً فصلاً جديدة بعد إتمام «صفقة شاليط» وخروج «أبو إبراهيم» ورفاقه من السجن عام 2011. كان محمد السنوار، شقيق يحيى الأصغر، مسؤولاً بارزاً في الجناح العسكري ومشاركاً في عملية أسر الجندي الإسرائيلي جلعاد شاليط والاحتفاظ به لسنوات قبل إطلاق سراحه بموجب صفقة التبادل. أسهم شقيق السنوار وكذلك رفاقه الذي خرجوا معه من السجون، ناهيك بـ«رصيده» الذي يحظى به بالحركة، في فتح أبواب الجناح العسكري أمام القادم الجديد. يقول منصور إن هذه العوامل جعلت من السهل على السنوار «الاندماج في محيط العسكريين وإيجاد نفسه فيه».

شاليط والصفقة

قلبت عملية أسر الجندي الإسرائيلي شاليط والمفاوضات التي أعقبتها حول صفقة التبادل معطيات عديدة لدى السنوار وغيَّرت مصيره ومصير رفاقه. كان السنوار على رأس قائمة الأسماء التي طالبت «حماس» بالإفراج عنها. عززت التحولات التي خلّفها ملف شاليط مكانة السنوار داخل السجون وخارجها، إذ شرع بلعب أدوار متقدمة في ملف التفاوض.

يقول منصور: «السنوار بعد 2006 غير السنوار قبلها. بات يمثل مفتاحاً ومركز تجمع قوة كبيرة بسبب شاليط وبسبب سيطرة حماس على غزة بعدها. حماس أضحت نظاماً يحكم منطقة وتمتلك قوة وفي قبضتها أسير، وهذا الأسير بيد شقيق السنوار».

متظاهر يرفع لافتة تحمل صور الرهائن الإسرائيليين لدى «حماس» ويحيى السنوار وبنيامين نتياهو وكتب عليها «ليسوا لعبة... أوقفوا الحرب... لن يكون هناك رابح» (غيتي)

يشير منصور إلى أن قضية شاليط أعطت السنوار داخل السجون «قوة غير مسبوقة لم يسبق لأي قائد من حماس أن امتلكها سوى أحمد ياسين وصلاح شحادة اللذين كانا من الجيل الأول في السجون».

أصبح السنوار حينها عنوان الصفقة القادمة ومفتاحها. بات يمارس هذه القوة التي وقعت بين يديه لتعزيز مكانته وسلطته وقدرته على صناعة القرار داخل السجون وخارجها. يقول منصور: «بات يتصرف كشخص يقول للأسرى: (أنا باقدر أروّحك من السجن وباقدر أخلّيك). وهذا مارسه ليس لأسباب شخصية فحسب بل كانت لديه معايير مختلفة لها علاقة بمشروعهم وتفكيرهم وأولوياتهم».

كانت مفاوضات الصفقة بين إسرائيل و«حماس» قد قطعت شوطاً كبيراً حين دخل السنوار على خطها ورفض مخرجاتها وبدأ مساراً جديداً. يستذكر دولة أن مسؤول ملف التفاوض الإسرائيلي في قضية شاليط «حضر إلى السجون وتفاوض بشكل مباشر مع يحيى السنوار الذي ظهر أنه سيكون صاحب تأثير كبير».

ورم في الرأس وإنقاذ بمروحية خاصة

بينما كانت المفاوضات بشأن تبادل الأسرى تزداد زخماً وتقترب من نهاياتها، تعرَّض السنوار لوعكة صحية كادت تودي بحياته. أربك ذلك الحسابات وأضاء إشارات القلق لا سيما لدى الجانب الإسرائيلي. كان السنوار اللاعب الأول فيها. تفاقم وضعه الصحي ما حدا برفاقه في زنازين العزل بسجن السبع جنوب إسرائيل لحثه على الذهاب لعيادة السجن. يقول دولة: «كان السنوار عنيداً، كان يرفض دائماً الاستعانة بإدارة السجون». ازداد وضعه سوءاً وخطورة وفقد وعيه، مما اضطر رفاقه في السجن إلى نقله إلى العيادة، «حين بات الوضع صعباً، أجبروه على الذهاب»، يقول دولة.

 

أحدث وصول السنوار إلى عيادة سجن بئر السبع ذاك النهار إرباكاً كبيراً لدى إدارة السجون التي أعلنت حالة الطوارئ في السجن على الفور وأغلقت القسم الذي يقيم فيه السنوار. يسرد دولة تفاصيل تلك اللحظات التي رافقت الانتكاسة الصحية: «جاء ممثل عن إدارة سجن السبع وأخبرنا بأن المؤشرات تشير إلى أن السنوار يعاني وضعاً صعباً».

في تلك الأثناء حطّت مروحية في مهبط السجن، حسب دولة، وأقلّت السنوار على وجه السرعة إلى مستشفى «سوروكا» ليدخل بشكل عاجل إلى غرفة العمليات. وجد الأطباء ورماً حميداً في الرأس سارعوا إلى استئصاله. خضع السنوار لعملية «معقدة جداً وخطيرة» كاد يفقد حياته خلالها.

مثّل دخول المروحية على خط عملية الإنقاذ حدثاً استثنائياً وخلّف روايات متضاربة لدى الأسرى الثلاثة. يقول دولة إن «حالة السنوار كانت الأولى حسب تجربتي» بينما أشار منصور إلى أنه لا يتذكرها جيداً، فيما نفى طالب ذلك، موضحاً أن كل الإجراءات التي اتخذتها سلطات السجون حينذاك «كانت في الإطار العادي جداً».

يقول منصور إن الإسرائيليين حتى اليوم «يعيّرون» السنوار بعلاجه، مضيفاً أن مديرة مصلحة السجون ومديرة استخبارات السجون في حينها عبّرت في أكثر من مناسبة مؤخراً عن «عمق ندمها على إنقاذ حياة السنوار».

وعكس التعاطي الإسرائيلي مع مرض السنوار حالة من الإرباك الكبير لديها خلّفتها الخشية العميقة من أن يُلقي وضع السنوار الصحي بظلال ثقيلة على مسار صفقة شاليط في مراحلها الأخيرة. يلفت منصور إلى أن «لا أحد كان سيصدق في العالم أنهم لم يغتالوا السنوار أو يصفّوه وهو ما كان سيُلقي بانعكاسات كبيرة على الصفقة».

السنوار والبرغوثي وسعدات تحت سقف واحد

جمع سجن «هداريم» المركزي شمال إسرائيل السنوار بقيادات فلسطينية بارزة على رأسهم مروان البرغوثي وأحمد سعادات. بدأت العلاقة بين الثلاثة الكبار تتشكل داخل قسم العزل الجماعي هناك. «كان بينهم احترام كبير واستطاعوا أن يجدوا لغة مشتركة». يستذكر منصور: «هذا لا يجعلهم متطابقين في وجهات النظر لكن أتصور أن بينهم حالة ثقة واحترام تُمكّنهم من العمل معاً وتعطي تصوراً للعلاقة مستقبلاً».

عمل الثلاثة معاً، فخاضوا إضرابات داخل السجون وصاغوا مبادرات ورسائل للخارج أبرزها «ميثاق الأسرى للوفاق الوطني» ربيع عام 2006 الذي مثّل محاولة لرأب الصدع الواسع بين نقيضي المشهد السياسي الفلسطيني، حركتي «فتح» و«حماس».

عقب التوقيع على «وثيقة الوفاق»، يسرد دولة أنه نقل رسالة من سجن «هداريم» على لسان توفيق أبو نعيم، المقرب من السنوار، إلى سجن «بئر السبع»: «قال لي بالحرف: أبلغ عباس السيد والإخوة الذين شاركوا في التوقيع على (وثيقة الوفاق) أنهم سيندمون على اليوم الذي وقّعوا فيه عليها»، يستذكر دولة. خلّف ذلك انطباعاً لديه أن السنوار كان معارضاً للوثيقة. بيد أن منصور يرى أن أي موافقة من «حماس» داخل السجون «ما كانت لتتم دون مصادقة (أبو إبراهيم)».

يضيف منصور في قراءة سيناريوهات ما بعد الحرب، أن «إطلاق سراح الأسرى وبينهم مروان البرغوثي يأتي في سياق البحث عن شريك في (فتح) والمنظمة يكون السنوار قادراً على العمل معه».

«القسام» بعد 2011

بعد إطلاق سراحه من السجون بموجب صفقة التبادل عام 2011، مضى السنوار إلى تعزيز حضوره داخل صفوف حركته وتدعيم دوره داخل جناحيها لا سيما العسكري. عام 2012 انتُخب عضواً في المكتب السياسي للحركة وعلى الفور تولّى ملف التواصل مع الجناح العسكري. شرع السنوار خلال هذه المرحلة بلعب أدوار أوسع متكئاً على علاقته المتينة بالعسكريين وصولاً إلى انتخابات عام 2017 التي خرج منها على رأس المكتب السياسي للحركة في غزة مطيحاً بأسماء وازنة أبرزهم إسماعيل هنية. كان توجه السنوار فور خروجه من السجون إلى «أن يسيطر ويحكم وأن يكون الرقم (1) في صياغة الأمور في غزة»، كما يرى منصور.

خليل الحية وإسماعيل هنية ويحيى السنوار من حركة «حماس» خلال زيارة لمعبر رفح في 19 سبتمبر 2017 (رويترز)

ظل السنوار على رأس الحركة في غزة، وصولاً إلى استحقاق انتخابي جديد سبق السابع من أكتوبر بعامين. خرج منه مرة أخرى زعيماً لـ«حماس» في غزة. بدت المنافسة هذه المرة شرسة للغاية بين السنوار وشخصيات وازنة في الحركة. أعاد مسؤولو الانتخابات الداخلية التصويت «ثلاث أو أربع مرات» لضمان فوز السنوار. يقول منصور إن ذلك جاء تحضيراً لـ«لحظة 7 أكتوبر»، مضيفاً: «كان واضحاً أن لدى السنوار و(القسام) مخططاتهم».

لعب زعيم «حماس» أدواراً بارزة خلال هذه الفترة واهتمّ «بوتيرة غير مسبوقة في تاريخ الحركة» بتطوير العمل العسكري. يقول طالب: «الصوت الأعلى هو للعمل العسكري ومن دونه لكان السنوار شخصاً رمادياً مثل الآخرين».

طموح الرقم (1)

كثيرة هي المحطات في حياة السنوار التي يظهر فيها الرجل الطموح لاعباً بارزاً أو منفرداً يدير مجرياتها وتفاصيلها ويجني ثمارها نفوذاً وسلطة. يرى دولة أن السنوار «لا يقبل بأن يكون مرؤوساً. هو لا يقبل إلا أن يكون الرجل رقم (1) في الحركة. هو مصاب بالطموح حتى لا نقول الغرور، الذي كان يدفعه وهو داخل السجن لأن يكون دائماً الرجل الأول في الحركة».

خلال العقدين الماضيين، كثفت إسرائيل من ملاحقاتها واغتيالاتها لقادة «حماس» فأخرجت من المشهد قادة الصف الأول مما دفع بشخصيات جديدة في الحركة إلى الواجهة. يقول دولة: «لا يشعر السنوار بأن من حق أيٍّ من القادة الحاليين أن يكون رئيساً عليه، ولا يقبل بذلك أبداً».

مؤشرات مبكرة على «الطوفان»

يشير دولة إلى أن انطباعاً لطالماً أحاط بالسنوار أنه «لفعلٍ كبير»، عززته خطاباته والرسائل التي أطلقها أكثر من مرة للأسرى في السجون، موضحاً أن «صفقة شاليط تركت العديد من عناصر حركة (حماس) وقيادات (القسام) الأوائل بالسجون، ولذلك شعرت الحركة بأنها قصّرت». يقول دولة إن حالة من الانزعاج طالت أسرى «حماس» بعد الصفقة، ووجَّهوا رسائل ناقدة وغاضبة إلى القيادة، مشيراً: «ربما شعر السنوار بأن عليه التزاماً أخلاقياً تجاه تصحيح ما لم تتمكن صفقة شاليط من تنفيذه».

لوحة إعلانية في أحد شوارع القدس تحمل صورة يحيى السنوار وحسن نصر الله وكُتب عليها بالعبرية «من يستفيد من فُرقتنا؟ الوحدة الآن» (أ.ف.ب)

يستذكر طالب خطاب السنوار الأول بعد الإفراج أمام الجماهير في ساحة الكتيبة وسط غزة: «كنت حاضراً على المنصة حين قال: (اليوم نغزوهم ولا يغزوننا). رأى أن صفقة التبادل كسرة لإسرائيل ويمكن أن يَبني عليها كسرات أخرى».

يرى منصور أن عوامل عدة التقت لدى السنوار قبل «7 أكتوبر» ورجحت كفّة «الجانب العقائدي» في قراءته الصراع، «جرًب السنوار مصالحة مع السلّطة وفشلت، جرّب التوصل إلى صفقة تبادل للجنود مع إسرائيل وفشلت. جرب رفع الحصار، جرب كل الطرق لإيجاد مخرج لوضع غزة ويحرر الأسرى وفشل، فلم يبقَ أمامه سوى هذا الخيار». يستدرك منصور: «لو كان هناك خيارات أخرى، «7 أكتوبر» ما كان ليحصل».

إسرائيل و«رمز الحرب»

منذ بداية الحرب على غزة، أضحى السنوار عنواناً رئيسياً للحملة العسكرية على القطاع وصورة لشكل الانتصار الذي تطارده المؤسستان العسكرية والسياسية في إسرائيل. يرى منصور أن إسرائيل حوّلته «رمزاً» لهذه المواجهة، وحمَّلته المسؤولية الكاملة عمّا جرى، «إسرائيل بدأت تبحث عن صورة واسم يلصق في ذهن العالم ويصبح مثل هتلر وصدام والقذافي وتشاوشيسكو والديكتاتوريين في العالم. جاء ذلك محاولة لاختزال كل (حماس) وكل الذي يحدث وكل القضية الفلسطينية في شخص وشيطنته».

يرى منصور أن شكل نهاية الحرب في ذهن الإسرائيليين مرتبط بمصير السنوار، «هذا إمَّا بإخراجه؛ فيصبح إخراج السنوار كفرد أو مجموعة أشخاص كأنه فعلاً إخراج لـ(حماس) من غزة، أو اعتقاله، أو تصفيته، أو بقائه مطلوباً ومطارداً، ليكون ذلك مسوغاً للاستمرار في عمليات الملاحقة ويتحول مثل الأشخاص الذين يديرون حركة من داخل نفق»، مضيفاً: «لكن كلما أصبحت سيطرة إسرائيل على الأرض أكبر، أصبحت مهمة السنوار أصعب، وصار الذهاب إلى الخيارات الأخرى أقرب».

قادة «حماس» الذين جرت تصفيتهم... يحيى السنوار في مرمى النيران (تصوير: الشبكات العربية)

السنوار «البراغماتي»؟

يرى من عرفوا السنوار أنه أدار في بعض مراحل الأَسْر سياسة «براغماتية». يقول منصور: «ربما يُفاجأ البعض أنه شخص يعقد صفقات. عقَد صفقات في مراحل سابقة مع الإسرائيليين، وهو قادر على التوصل لحلول وسط ومساومات في مراحل معينة لكن ضمن توجهاته».

لكن، اليوم وبينما باتت إسرائيل تصف السنوار بالرجل «الحي الميّت» وتكثّف من عمليات البحث عنه فوق الأرض وتحتها في أرجاء القطاع الممدد تحت النار والدمار، يرى منصور أن أي زعيم إسرائيلي الآن أو مستقبلاً لن يكون قادراً على التعايش مع بقاء السنوار في قطاع غزة، «حجم الحقد والتحريض والاتهامات والمسؤوليات التي أُلقيت عليه، والتعبئة التي قامت بها إسرائيل للشارع والإعلام وعلى مستوى العالم لا تُمكّن إسرائيل من الرجوع خطوة للوراء أو عقد صفقة معه تُبقيه في غزة في وضع طبيعي». مضيفاً: «لا يمكن لإسرائيل أن تسلّم ببقائه حياً».

إلا أنه وبعد نحو 10 أشهر من الحرب وما خلَّفته من خسائر ودمار، لا يرى طالب أي نافذة للمرونة لدى زعيم «حماس»، مشيراً: «لا أتوقع منه تقديم أي مرونة بعد هذا الثمن الكبير الذي دفعه. أعتقد أن خطته وتوقعاته للحرب أنها مستمرة إن لم يكن لأشهر مقبلة، فلسنوات».



بغداد به حمله اسرائیل به مواضع گروه‌های عراقی مشکوک است

تصویری از ویدئویی منتشرشده از سوی گروه‌های مسلح عراقی که پهپادی را نشان می‌دهد که در حمله به یک پایگاه آمریکایی از آن استفاده شده است
تصویری از ویدئویی منتشرشده از سوی گروه‌های مسلح عراقی که پهپادی را نشان می‌دهد که در حمله به یک پایگاه آمریکایی از آن استفاده شده است
TT

بغداد به حمله اسرائیل به مواضع گروه‌های عراقی مشکوک است

تصویری از ویدئویی منتشرشده از سوی گروه‌های مسلح عراقی که پهپادی را نشان می‌دهد که در حمله به یک پایگاه آمریکایی از آن استفاده شده است
تصویری از ویدئویی منتشرشده از سوی گروه‌های مسلح عراقی که پهپادی را نشان می‌دهد که در حمله به یک پایگاه آمریکایی از آن استفاده شده است

منابعی می‌گویند بغداد به حمله هوایی هفته گذشته به دو محل نگهداری سامانه‌های پدافند هوایی دوش‌پرتاب ساخت چین مشکوک است. هم‌زمان، مقام‌ها در حال بررسی یک ارزیابی اطلاعاتی هستند که بر اساس آن، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران ممکن است پیش از اعلام ساعت صفر، عملاً در خاک عراق از سر گرفته شده باشد.

حشد شعبی ۱۷ اکتبر جاری اعلام کرد آتش‌سوزی ناشی از انفجار انباری از مهمات فرسوده را در یکی از مقرهای خود در منطقه شرق القناة بغداد مهار کرده است. این گروه گفت در این حادثه پنج نفر به‌طور سطحی زخمی شده‌اند و تحقیقات برای روشن شدن ابعاد آن ادامه دارد.

بیش از یک هفته از این حادثه گذشته، اما هنوز نتیجه تحقیقات اعلام نشده است. با این حال، یک مقام دولت عراق که اجازه اظهارنظر علنی ندارد، گفت نهادهای مربوط همچنان در حال بررسی ابعاد این حادثه هستند.

پدافند هوایی چینی

منابعی به روزنامه الشرق الأوسط گفتند گمان می‌رود این دو محل هدف حمله‌ای قرار گرفته باشند که محموله بزرگی از سامانه‌های پدافند هوایی ساخت چین را نابود کرده است. این سامانه‌ها به‌تازگی از ایران رسیده و به گروه‌های مسلح عراقی نزدیک به تهران منتقل شده بودند.

یک منبع توضیح داد که گروه مسلحی که این محل را برای نگهداری سامانه‌های پدافند هوایی انتخاب کرده بود، تصور می‌کرد دسترسی به آن یا شناسایی‌اش بسیار دشوار است. او افزود که «حمله مشکوک اندکی پس از رسیدن محموله‌ها به دو محل نگهداری انجام شد».

منبع دیگری فاش کرد که این انفجار پس از رشته‌ای از انفجارها رخ داد که از اول اکتبر آغاز شده بود و انبارهای متعلق به گروه‌های مسلح را در مناطق مختلف اطراف بغداد هدف قرار می‌داد. این انبارها، از جمله، محل نگهداری پهپادهای انتحاری و شناسایی بودند.

به گفته منابع، چندین گروه مسلح در هفته‌های اخیر برای انتقال سامانه‌های پیشرفته پدافند هوایی و پهپادها از ایران به عراق و نگهداری آن‌ها در محل‌های متعلق به خود فعالیت گسترده‌ای داشته‌اند.

پیش‌تر گزارش‌های تأییدنشده‌ای درباره انتقال محموله‌های محرمانه از چین به ایران منتشر شده بود که گفته می‌شد شامل سامانه‌های پدافند هوایی دوش‌پرتاب است. این سامانه‌ها با هدایت حرارتی کار می‌کنند و برای مقابله با هواگردهایی طراحی شده‌اند که در ارتفاع پایین پرواز می‌کنند، از جمله بالگردها و پهپادها.

وزارت خارجه چین ۲۸ ژوئیه گذشته گزارش‌های مربوط به معاملات فروش یا ارسال موشک‌ها و سامانه‌های پدافند هوایی ساخت چین به ایران را «به‌طور قاطع» رد کرد.

جنگجویان گروه‌های مسلح عراقی در مراسم تشییع جنازه همرزمانشان در بغداد؛ افرادی که در دسامبر ۲۰۲۳ در حمله‌ای آمریکایی کشته شدند (فرانس پرس)

تجدید آرایش نیروها

فعالیت گروه‌های مسلح هم‌زمان با مشارکت شماری از آن‌ها در ترکیب دولت به رهبری علی الزیدی صورت گرفته است. پیش‌تر شایعه شده بود که چراغ سبز آمریکا امکان مشارکت آن‌ها را فراهم کرده است. این تحولات در حالی رخ داده که مهلت تعیین‌شده برای انحصار سلاح در دست دولت تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۷ تمدید شده است.

دو فرد نزدیک به فرمانده یک گروه مسلح به الشرق الأوسط گفتند که «گروه‌های نزدیک به ایران از آتش‌بس اعلام‌شده با آمریکایی‌ها برای تجدید آرایش نیروها و انتقال سلاح‌های راهبردی استفاده می‌کردند».

احتمال دست داشتن اسرائیل در حمله

هنوز مشخص نیست حملات چگونه انجام شده‌اند؛ با جنگنده یا پهپاد. گزارش‌های متناقضی درباره پرواز جنگنده‌های اسرائیلی با پشتیبانی هواپیماهای سوخت‌رسان در حریم هوایی عراق، در نزدیکی مرز ایران، منتشر شده است، اما این اطلاعات مستقلاً تأیید نشده‌اند.

با این حال، یک مقام امنیتی به الشرق الأوسط گفت مقام‌های بغداد شواهد کافی برای باور به دست داشتن اسرائیل در حمله به انبارها دارند، اما هنوز نتوانسته‌اند چگونگی اجرای حملات را مشخص کنند.

یک مقام عراقی گفت دولت به دلیل خسارت‌های گسترده به دو محل و مناطق اطراف آن‌ها، پیگیر تحقیقات درباره این حادثه است. او تأکید کرد که دولت هنوز اطلاعات قطعی‌ای در اختیار ندارد که عامل اجرای حمله را مشخص کند.

او افزود که نخست‌وزیر، علی الزیدی، و فرماندهان ارشد نظامی در حال جمع‌آوری اطلاعات بیشتر درباره این حمله هستند و بررسی می‌کنند که آیا این حمله با گزارش‌های مربوط به نقض حریم هوایی عراق از سوی اسرائیل ارتباط دارد یا نه. گفته می‌شود این موارد پس از خروج نیروهای ائتلاف در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ آغاز شده‌اند.

این اطلاعات و ورود این سامانه‌ها به عراق مستقلاً تأیید نشدند.

روزنامه الشرق الأوسط برای دریافت توضیح درباره بمباران، ماهیت خسارت‌ها و این‌که آیا تحقیقات به نشانه‌هایی برای شناسایی عامل حمله رسیده است یا نه، با سخنگوی دولت عراق و مقام‌های رسانه‌ای امنیتی تماس گرفت، اما تا زمان آماده شدن این گزارش پاسخی دریافت نکرد.

یک سکوی پرتاب موشک متعلق به یکی از گروه‌های شبه‌نظامی عراقی (رسانه حشد شعبی)

احتمال آغاز دوباره جنگ

یک مشاور سیاسی ارشد گفت این حمله بازتاب ارزیابی محافل اطلاعاتی عراق است که بر اساس آن، ازسرگیری جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران ممکن است عملاً آغاز شده باشد، اما به‌شکلی خاموش و اعلام‌نشده در خاک عراق. این روند از طریق هدف قرار دادن خطوط تدارکاتی گروه‌های مسلح و قطع مسیرهای انتقال تجهیزات به آن‌ها دنبال می‌شود تا از مشارکت این گروه‌ها در هرگونه رویارویی منطقه‌ای تازه جلوگیری شود.

یک عضو ارشد چارچوب هماهنگی گفت رهبران احزاب حاکم از چند هفته پیش احتمال می‌دادند که ازسرگیری جنگ میان واشنگتن و تهران با نابودی کامل توانمندی‌های گروه‌های مسلح عراقی آغاز شود.

گروه‌های مسلح عراقی پس از اعلام آتش‌بسی که با خروج نیروهای آمریکایی هم‌زمان بود، به‌طور چشمگیری بر موضوع نقض حریم هوایی عراق تأکید کردند. دبیرکل کتائب حزب‌الله ۳۰ سپتامبر اعلام کرد که این گروه به توقف عملیات نظامی پایبند خواهد بود، اما آنچه را «حملات مرتبط با پرواز و نقض خصمانه حریم هوایی» توصیف کرد، از این تعهد مستثنا دانست؛ تا زمانی که تکمیل سامانه‌های پدافند هوایی دولتی به پایان برسد.

روز شنبه، گروهی که خود را «مقاومت اسلامی در عراق» می‌نامد، اعلام کرد که «از ابتدای اکتبر ۲۰۲۶، تعداد ۱۷۱ مورد نقض حریم هوایی از سوی هواپیماهای جنگی و شناسایی را ثبت کرده است».

این عضو ارشد چارچوب هماهنگی به الشرق الأوسط گفت مقام‌هایی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران پیش‌تر به فرماندهان گروه‌های مسلح عراقی دستور داده بودند آمادگی‌های بیشتری برای ایجاد یک خط دفاعی «در برابر هواپیماهای جنگی دشمن» انجام دهند.


سودان؛ آتش‌بس در رقابت با پهپادها

بخشی از نشست مشورتی درباره سودان در ژنو، ۲۱ اکتبر ۲۰۲۶ (وزارت خارجه سعودی)
بخشی از نشست مشورتی درباره سودان در ژنو، ۲۱ اکتبر ۲۰۲۶ (وزارت خارجه سعودی)
TT

سودان؛ آتش‌بس در رقابت با پهپادها

بخشی از نشست مشورتی درباره سودان در ژنو، ۲۱ اکتبر ۲۰۲۶ (وزارت خارجه سعودی)
بخشی از نشست مشورتی درباره سودان در ژنو، ۲۱ اکتبر ۲۰۲۶ (وزارت خارجه سعودی)

میان سالن‌های نشست‌های بین‌المللی و آسمان شهرهای سودان، رقابتی نابرابر شتاب گرفته است: میانجی‌گری‌هایی که می‌کوشند آتش‌بسی به دست آورند تا راه پایان جنگ را باز کند، و پهپادهایی که دامنه حملات را گسترش می‌دهند و هزینه آن را برای غیرنظامیان افزایش می‌دهند.

در حالی که ایالات متحده و شرکایش می‌کوشند تلاش‌های صلح را هماهنگ کنند، دو طرف جنگ همچنان به میدان نبرد امید بسته‌اند؛ آن هم در شرایطی که درباره گسترش منطقه‌ای درگیری هشدار داده می‌شود. کدام‌یک به واقعیت نزدیک‌تر است: آتش‌بسی که دیپلماسی بتواند آن را برقرار کند یا ادامه جنگی که جبهه‌هایش گسترش می‌یابد و ابزارهایش تغییر می‌کند؟

ششمین نشست مشورتی درباره سودان که ۲۱ اکتبر در ژنو برگزار شد، تصویری روشن از گستردگی تلاش‌های دیپلماتیک پیرامون این بحران ارائه کرد. این نشست کشورهای عضو گروه‌های چهارجانبه و پنج‌جانبه، قدرت‌های بزرگ، کشورهای همسایه و حامیان ابتکارهای صلح را گرد هم آورد. نشست پایان یافت، اما این پرسش همچنان باقی ماند که آیا شرکت‌کنندگان می‌توانند این توافق‌نظر را به اقداماتی تبدیل کنند که رفتار طرف‌های درگیر و حامیان آن‌ها را تغییر دهد یا نه.

مسعد بولس، مشاور ارشد رئیس‌جمهوری آمریکا در امور عربی و آفریقایی، در پیامی در حساب خود در پلتفرم «ایکس» پس از نشست، موضع واشینگتن را چنین خلاصه کرد: «جنگ سودان باید پایان یابد و هیچ راه‌حل نظامی‌ای برای این درگیری وجود ندارد.» او هشدار داد که ادامه جنگ، هزینه ویرانگر آن را برای غیرنظامیان افزایش می‌دهد و خطر گسترش بی‌ثباتی به منطقه را در پی دارد.

او توضیح داد که حمایت واشینگتن از تلاش‌های گروه پنج‌جانبه، شامل سازمان ملل متحد، اتحادیه آفریقا، اتحادیه اروپا، سازمان «ایگاد» و اتحادیه عرب، برای تسهیل روندی سیاسی، فراگیر و معتبر با مالکیت سودانی، در کنار فعالیت این کشور در چارچوب گروه چهارجانبه، شامل ایالات متحده، سعودی، امارات متحده عربی و مصر، قرار دارد. گروه چهارجانبه برای برقراری آتش‌بس بشردوستانه با هدف رسیدن به آتش‌بس دائمی تلاش می‌کند.

این رویکرد نشان می‌دهد که تلاش می‌شود توقف درگیری‌ها به توافق سیاسی پیوند بخورد، نه اینکه هر مسیر جدا از مسیر دیگر پیش برود. با این حال، فاصله میان هماهنگ‌کردن موضع میانجی‌ها و گرفتن تعهد از طرف‌های درگیر همچنان زیاد است. این همگرایی دیپلماتیک هنوز به توافقی علنی، همراه با جدول زمانی اجرا و سازوکار نظارت، تبدیل نشده است؛ در حالی که طرف‌ها همچنان به پیروزی نظامی امید بسته‌اند و جریان تسلیحات ادامه دارد.

تحرکات ژنو ادامه تلاش‌های پیشین است که از جمله آن‌ها می‌توان به کنفرانس‌های پاریس، لندن و برلین، نشست‌های سازمان ملل و شورای امنیت در نیویورک و رایزنی‌های منطقه‌ای اشاره کرد. کارکرد این نشست‌ها متفاوت است: از بسیج کمک‌های بشردوستانه و هماهنگ‌کردن مواضع گرفته تا تسهیل گفت‌وگو. با این حال، همه آن‌ها در یک هدف مشترک‌اند: تلاش برای جلوگیری از فروپاشی و فراهم‌کردن زمینه توافقی سیاسی که وحدت سودان را حفظ کند.

میدان نبرد همچنان در اولویت است

در سوی دیگر ماجرا، اظهارات عبدالفتاح البرهان، فرمانده ارتش سودان، نشان می‌دهد که او همچنان به پیروزی نظامی امید بسته است. البرهان در آخرین سخنرانی خود در وادی حلفا، مخالفتش با مذاکره با نیروهای «پشتیبانی سریع» را تکرار کرد و خلع سلاح و تسلیم این نیروها را شرطی در برابر ادامه عملیات نظامی قرار داد.

در شورای امنیت، الحارث ادریس، نماینده دائم سودان، صلح را گزینه‌ای راهبردی برای دولت خود معرفی کرد، اما موفقیت آتش‌بس را به پایان دادن به کنترل نیروهای «پشتیبانی سریع» بر تأسیسات غیرنظامی و خانه‌های مردم مشروط دانست. او همچنین خواستار خروج مزدوران و توقف ارسال تسلیحات و تأمین مالی این نیروها شد. به گفته او، هدف از این ترتیبات جلوگیری از سوءاستفاده از آتش‌بس برای تجدید تسلیح و ممانعت از تجزیه کشور است.

اعلام موافقت نیروهای «پشتیبانی سریع» با پیشنهادهای کاهش تنش، به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که آن‌ها آماده اجرای این پیشنهادها هستند؛ زیرا پیش‌تر نیز چنین موضعی هم‌زمان با ادامه عملیات نظامی این نیروها اعلام شده بود. از این رو، معیار پایبندی باید رفتار نیروها در میدان، حفاظت از غیرنظامیان، تسهیل امدادرسانی و پذیرش ترتیباتی باشد که بتوان بر اجرای آن‌ها نظارت کرد.

این اختلاف دیدگاه‌ها نشان می‌دهد که ناکامی تلاش‌ها برای برقراری آتش‌بس را می‌توان ناشی از اختلاف بر سر کارکرد آن دانست: آیا آتش‌بس مقدمه‌ای برای توافق و امتیازدهی متقابل است یا هر طرف می‌کوشد از آن برای تثبیت دستاوردهای خود یا تضعیف رقیب استفاده کند؟

وجدی صالح، از رهبران حزب «بعث عربی» و نیروهای امضاکننده اعلامیه نایروبی، معتقد است تشدید درگیری‌های نظامی و افزایش حملات پهپادی به شهرها نشان‌دهنده تلاش هر طرف برای تقویت موقعیت و گسترش کنترل خود پیش از دستیابی به آتش‌بس است. به گفته او، این رویکرد بر این محاسبه استوار است که ترتیبات آتش‌بس بر حضور واقعی نیروها در میدان تکیه خواهد داشت.

صالح گفت این تاکتیک‌ها ممکن است برقراری آتش‌بس را به تأخیر بیندازند؛ زیرا هر طرف می‌کوشد توافق بر سر کاهش تنش و توقف درگیری‌ها را تا زمانی که موقعیت نظامی خود را بهبود دهد، عقب بیندازد. این وضعیت در شرایطی رخ می‌دهد که موازنه میدانی بی‌ثبات است و ممکن است به سود یکی از دو طرف تغییر کند.

او تأکید کرد که آتش‌بس برای پایان دادن به جنگ و حفاظت از غیرنظامیان ضرورتی بشردوستانه است و نیروهای مدنی مخالف جنگ از زمان آغاز درگیری‌ها در آوریل ۲۰۲۳ خواستار آن بوده‌اند. او افزود که این نیروها به تاکتیک‌های طولانی‌کردن جنگ اتکا ندارند و معتقد است تلاش‌های بین‌المللی می‌تواند با اعمال فشار بر طرف‌های درگیر، به برقراری آتش‌بس کمک کند.

شریف، از رهبران حزب «کنگره سودان» و ائتلاف «صمود»، نیز با او هم‌نظر است و تشدید درگیری‌ها را به تحرکات منطقه‌ای و بین‌المللی برای برقراری آتش‌بسی مرتبط می‌داند که امکان ارسال کمک‌های بشردوستانه را فراهم کند و زمینه را برای روند سیاسی آماده سازد.

او معتقد است افزایش حملات پهپادی با هدف تحمیل واقعیتی تازه پیش از توافق صورت می‌گیرد، اما بعید می‌داند که این حملات وضعیت نظامی را در میدان بهبود دهد؛ به‌ویژه آنکه مناطق غیرنظامی و کاروان‌های امدادرسانی نیز هدف قرار می‌گیرند. شریف گفت فشارهای بین‌المللی به سطح بالایی رسیده است. او مهلت ۶۰روزه در پرونده گسترش تحریم تسلیحاتی به سراسر سودان و تسلیحات پهپادی را نیز به ترتیبات و رایزنی‌های میان نیروهای منطقه‌ای و بین‌المللی و طرف‌های جنگ مرتبط دانست.

پهپادها چگونه جغرافیای جنگ را تغییر می‌دهند؟

در همین حال، ماهیت جنگ در حال تغییر است و دیگر فقط به شهرهایی محدود نمی‌شود که کنترل آن‌ها دست‌به‌دست می‌شود. پهپادها امکان داده‌اند حملات به مناطقی دور از خطوط درگیری نیز کشیده شود.

آنت ویبر، نماینده ویژه اتحادیه اروپا در امور شاخ آفریقا، این تحول را چنین توصیف کرد: «جنگ پهپادی جغرافیای درگیری را گسترش می‌دهد.» حملات اخیر در خارطوم، کردفان، دارفور و ابیی، هزینه انسانی این شیوه جنگ را آشکار می‌کند؛ شیوه‌ای که شمار زیادی قربانی بر جا گذاشته است. نگرانی‌ها از گسترش منطقه‌ای جنگ نیز، به‌ویژه پس از رسیدن پهپادها به مناطق حساس مرزی با سودان جنوبی و مناطق دیگری در مجاورت مرزهای اتیوپی و چاد افزایش یافته است.

بحث‌های شورای امنیت نشان می‌دهد که درک خطرهای ناشی از این وضعیت رو به افزایش است، اما در عین حال دشواری توافق بر سر اقداماتی برای مهار آن‌ها را نیز آشکار می‌کند. در نشست ۱۶ اکتبر، رزماری دی‌کارلو، معاون دبیرکل سازمان ملل متحد، احتمال تشدید درگیری‌ها را به ادامه ورود تسلیحات و جذب نیروهای جنگی مرتبط دانست. او گفت هیچ‌یک از دو طرف درگیری تعهدی قابل‌اعتماد به توافق نشان نمی‌دهند و بر این باورند که حمایت خارجی به آن‌ها امکان می‌دهد با توسل به زور، دستاوردهای بیشتری کسب کنند.

از این منظر، چشم‌انداز برقراری آتش‌بس تنها به نزدیک‌شدن مواضع طرف‌های درگیر بستگی ندارد؛ بلکه به تأثیرگذاری بر طرف‌هایی نیز وابسته است که توان ادامه جنگ را در اختیار آن‌ها می‌گذارند. کیت فاستر، معاون نماینده دائم بریتانیا، نیز بر همین نکته تأکید کرد و توسعه توان پهپادی را به شبکه‌هایی در خارج از سودان مرتبط دانست که خرید، تأمین مالی، انتقال و پشتیبانی از این تسلیحات را بر عهده دارند.

این رویکرد با اختلاف‌نظر در داخل شورای امنیت روبه‌روست. در حالی که جفری بارتوس، سفیر آمریکا، و ژروم بونافون، نماینده دائم فرانسه، خواستار گسترش تحریم تسلیحاتی شدند، روسیه با گسترش محدوده جغرافیایی تحریم‌ها مخالفت کرد و معتقد بود محدودیت‌های موجود کافی است و گسترش آن‌ها ممکن است به دولت سودان آسیب بزند. به این ترتیب، توافق بر سر پایان دادن به جنگ همچنان از توافق بر سر ابزارهایی که بتوانند طرف‌های درگیر را به توقف آن وادار کنند، دورتر است.

این اختلاف، تلاش‌های میانجی‌گری را با آزمونی واقعی روبه‌رو می‌کند: آیا میانجی‌ها می‌توانند تضمین‌هایی فراهم کنند که آتش‌بس قابل اجرا باشد و فشاری اعمال کنند که ادامه جنگ را پرهزینه‌تر سازد؟

شکستن این چرخه مستلزم فشاری است که محاسبات دو طرف و حامیان آن‌ها را تغییر دهد و امید بستن به دستاوردهای یک دور دیگر از نبرد را از میان ببرد. تا زمانی که چنین اتفاقی نیفتد، غیرنظامیان همچنان بهای انتظار برای آتش‌بس را می‌پردازند و پهپادها پیش از میانجی‌ها، واقعیت‌های میدان را رقم می‌زنند.


حمله تروریستی در کرک؛ پادشاه اردن: دست عدالت به همه تروریست‌ها خواهد رسید

عبدالله دوم، پادشاه اردن، روز جمعه با یکی از مجروحان حمله هنگام درمان در بیمارستان کرک گفت‌وگو می‌کند (دربار سلطنتی اردن ـ خبرگزاری فرانسه)
عبدالله دوم، پادشاه اردن، روز جمعه با یکی از مجروحان حمله هنگام درمان در بیمارستان کرک گفت‌وگو می‌کند (دربار سلطنتی اردن ـ خبرگزاری فرانسه)
TT

حمله تروریستی در کرک؛ پادشاه اردن: دست عدالت به همه تروریست‌ها خواهد رسید

عبدالله دوم، پادشاه اردن، روز جمعه با یکی از مجروحان حمله هنگام درمان در بیمارستان کرک گفت‌وگو می‌کند (دربار سلطنتی اردن ـ خبرگزاری فرانسه)
عبدالله دوم، پادشاه اردن، روز جمعه با یکی از مجروحان حمله هنگام درمان در بیمارستان کرک گفت‌وگو می‌کند (دربار سلطنتی اردن ـ خبرگزاری فرانسه)

مردم اردن برای ابراز همدردی با خانواده‌های قربانیان حمله تروریستی به کلیسای حمود در استان کرک، در جنوب این کشور، به حمایت از آن‌ها برخاسته‌اند. این حمله روز جمعه رخ داد و بر اساس آخرین آمار اعلام‌شده تا ظهر شنبه، هشت کشته و ده‌ها زخمی بر جای گذاشت. روستای حمود در ساعت‌های گذشته پذیرای شمار زیادی از افرادی بوده که برای تسلیت‌گویی و حمایت از خانواده‌های کشته‌شدگان و مجروحان به آنجا رفته‌اند.
عبدالله دوم، پادشاه اردن، روز شنبه خواستار «اطلاع‌رسانی مستمر به شهروندان درباره تازه‌ترین تحولات تحقیقات و مقابله قاطع با شایعات و اطلاعات گمراه‌کننده‌ای شد که ممکن است از این جنایت برای ایجاد ترس و تفرقه سوءاستفاده کنند».
پادشاه اردن همچنین بر ضرورت «ارزیابی جامع امنیتی از نحوه برخورد با این اقدام تروریستی و تدوین تدابیر عملی برای افزایش آمادگی نیروهای امنیتی به‌منظور مقابله پیشگیرانه با اقدامات مشابه» تأکید کرد و خواستار اجرای قانون و حفظ اقتدار دولت شد.

دو مأمور امنیتی مقابل کلیسای هدف حمله در کرک (رویترز)

عبدالله دوم روز شنبه در نشست شورای امنیت ملی، گزارشی درباره حمله تروریستی به کلیسای روستای حمود در استان کرک دریافت کرد. او به دولت و نهادهای مسئول دستور داد سیاست‌های مقابله با افکار افراطی را بازنگری کنند و با همکاری مراجع دینی، برنامه‌ای منسجم برای تشدید تلاش‌ها به‌منظور از میان بردن ریشه‌های افراط‌گرایی تدوین کنند.
پادشاه اردن در این نشست که حسین بن عبدالله دوم، ولیعهد این کشور، نیز حضور داشت، گفت در مسائل مربوط به جان شهروندان اردنی، هیچ‌گونه کوتاهی پذیرفتنی نیست. او بار دیگر این حمله تروریستی را محکوم کرد و آن را اقدامی شرم‌آور خواند.
عبدالله دوم با تأکید بر اینکه امنیت و سلامت شهروندان اردنی خط قرمز است، گفت «دست عدالت به همه تروریست‌ها خواهد رسید». او افزود چنین اقدامات بزدلانه‌ای نه در گذشته توانسته و نه در آینده خواهد توانست اردن و مردم آن را مرعوب کند یا وحدت ملی آن‌ها را متزلزل سازد.
پادشاه اردن به نهادهای امنیتی دستور داد قاطعانه پاسخ دهند و با «خوارج» و هر کسی که قصد برهم زدن وحدت مردم اردن را دارد، با مشت آهنین برخورد کنند. او همچنین خواستار پیگرد و مجازات قانونی همه کسانی شد که از این حمله حمایت کرده یا آن را توجیه کرده‌اند.

آثار خون در کلیسای روستای حمود در کرک، شنبه (رویترز)

کرک؛ تلاش برای ایجاد تفرقه

استان کرک در جنوب اردن، دهه‌هاست که الگویی از همزیستی میان طایفه‌های مسیحی و مسلمان به شمار می‌رود. اردنی‌ها روایت‌های بسیاری از سال‌ها همسایگی، روابط اجتماعی نزدیک و آداب‌ورسوم مشترک ساکنان این استان نقل می‌کنند.
مقام‌های اردنی همچنین تلاش کردند با هوشیاری با کارزاری در شبکه‌های اجتماعی مقابله کنند که هدف آن ایجاد اختلاف و تفرقه در کشور بود.
نهادهایی که دیدگاه‌های کاربران شبکه‌های اجتماعی و منابع انتشار آن‌ها را رصد می‌کنند، به «الشرق الاوسط» گفتند واکنش کاربران بیشتر با روایت رسمی همسو بوده است؛ هرچند به دلیل ادامه تحقیقات درباره جزئیات حمله به کلیسا، اطلاعات محدودی در دسترس بود.
اولویت یافتن مسائل امنیتی بر ملاحظات سیاسی
هیئتی دولتی بلافاصله پس از حمله به استان کرک رفت و در چندین نشست، از جمله نشست‌های خبری، توضیحاتی درباره حادثه ارائه داد.
با این حال، پیگیری این حادثه به هیئت دولتی محدود نماند. عبدالله دوم، پادشاه اردن، نیز شخصاً با لباس نظامی یگان عملیات ویژه به کرک رفت؛ حضوری که توجه‌ها را به خود جلب کرد.
عبدالله دوم در سال ۱۹۹۸، زمانی که هنوز شاهزاده بود، شخصاً فرماندهی عملیاتی نظامی را همراه با یک گردان از یگان عملیات ویژه بر عهده گرفت. هدف این عملیات بازداشت یک هسته تروریستی در منطقه سحاب، در شرق عَمّان، بود. او در آن زمان درجه سرتیپی در ارتش اردن داشت.

عبدالله دوم، پادشاه اردن، هنگام ورود برای عیادت از مجروحان حمله تروریستی کرک در روز جمعه (دربار سلطنتی اردن ـ خبرگزاری فرانسه)

تحلیلگران می‌گویند حضور پادشاه اردن با لباس نظامی، تا حد زیادی نشان‌دهنده رویکردی است که احتمالاً در دوره پیش رو بر فضای کشور حاکم خواهد شد. به باور آن‌ها، این حضور به‌ویژه در شرایط امنیتی کنونی، پیام‌ها و معانی خاصی دارد.
مقام‌هایی که در نشست‌هایی با عبدالله دوم حضور داشته‌اند، می‌گویند او شخصاً برنامه‌های اجرایی عملیات نظامی را تهیه می‌کند و در بسیاری از موارد به‌طور مستقیم بر اجرای آن‌ها نظارت دارد. به گفته این مقام‌ها، نقش او به جایگاه فرمانده کل نیروهای مسلح محدود نمی‌شود و از تجربه عملی گسترده‌ای در آموزش و عملیات نظامی برخوردار است.

ویدئوها جزئیات حمله را نشان دادند

ویدئوهایی که بلافاصله پس از حمله به کلیسا منتشر شد، جزئیات عملیات تروریستی را به‌روشنی نشان می‌داد؛ به‌گونه‌ای که تصاویر منتشرشده، آنچه را رخ داده بود، بدون نیاز به توضیح بیشتر روایت می‌کرد.
در این ویدئوها، سه مهاجم مسلح به سلاح‌های خودکار دیده می‌شوند که از یک خودرو پیاده شده و با خونسردی به سوی غیرنظامیان تیراندازی می‌کنند. چهره برخی از مهاجمان نیز در تصاویر دوربین‌ها به‌وضوح مشخص است.
مازن الفرایه، وزیر کشور اردن، هنگام حضور در جمع خانواده‌های کشته‌شدگان و مجروحان، همراه با جعفر حسان، نخست‌وزیر، با پرسش‌هایی درباره آزادی احتمالی یکی از سه مهاجم با قرار کفالت، چند روز پیش از حمله، روبه‌رو شد.
وزیر کشور پس از خروج از مراسم عزاداری این موضوع را رد کرد و در بیانیه‌ای گفت: «عامل این عملیات با قرار کفالت آزاد نشده بود.»
منابع آگاه از پیشرفت تحقیقات درباره حمله به کلیسای حمود و شناسایی هویت عاملان آن خبر دادند. به گفته این منابع، نتایج تحقیقات پس از تکمیل بررسی‌ها و روشن شدن همه ابعاد این عملیات تروریستی و افراد دخیل در آن اعلام خواهد شد. این حمله رویدادی خطرناک و بی‌سابقه در اردن به شمار می‌رود.

یکی از مأموران امنیتی مقابل «کلیسای حمود» در کرک، شنبه (رویترز)

امنیت اردن در واقع از چندین سو با تهدید روبه‌روست. تحلیلگران در عَمّان می‌گویند دشمنی با گروه‌های تکفیری باعث می‌شود اعضای این گروه‌ها به ابزارهایی تبدیل شوند که به‌راحتی می‌توان از آن‌ها برای ضربه زدن به امنیت و وحدت کشور استفاده کرد. حمله به افرادی که برای شرکت در مراسم عزاداری در کلیسای حمود در کرک گرد آمده بودند، نمونه‌ای از چنین اقداماتی است.
به گفته این تحلیلگران، هدف حمله کرک ایجاد تفرقه در جامعه اردن بوده است. پدر نبیل حداد، از برجسته‌ترین روحانیون مسیحی اردن، در اظهاراتی به رسانه‌ها گفت این تلاش برای ایجاد تفرقه، «دو بخش به‌هم‌پیوسته جامعه را هدف قرار داده است که نمی‌توان آن‌ها را از یکدیگر جدا کرد».
مردم اردن اکنون در انتظار روشن شدن وابستگی‌های گروه تروریستی عامل حمله به کلیسای حمود هستند. یکی از پرسش‌های اصلی این است که آیا این گروه با سازمان‌هایی در خارج از کشور ارتباط داشته یا مهاجمان بر اساس باورهای افراطی خود دست به این حمله زده‌اند.
تا زمان اعلام نتایج تحقیقات درباره وابستگی‌های این گروه، پرسش‌هایی نیز درباره ارتباط احتمالی آن با گروه‌های دیگر در مناطق مختلف اردن مطرح است. هم‌زمان نگرانی‌هایی درباره احتمال وقوع حملات مشابه، حتی به شیوه «گرگ‌های تنها»، وجود دارد.