پژوهشگران دانشگاه بارسلونا نشان دادهاند که چگونه افزایش سطح هورمون زنانه پروژسترون در طول چرخه قاعدگی با الگوهای کاهش فعالیت در نواحی مغز که مسئول کنترل عواطف هستند، ارتباط دارد.
این پژوهش که در شماره سوم سپتامبر (ماه جاری) مجله روانپزشکی «Psychological Medicine» منتشرشده از سوی دانشگاه کمبریج به چاپ رسیده، بررسی کرده است که سطوح طبیعی دو هورمون استرادیول (Estradiol) و پروژسترون (Progesterone) ــ که تخمدانها آنها را تولید میکنند ــ چگونه بر بخشهای مغز مسئول کنترل عواطف تأثیر میگذارند و آیا این مسئله میتواند تفاوتهای خلقی را که برخی زنان تجربه میکنند، توضیح دهد یا خیر.
محافل پزشکی «کنترل عاطفی» (Emotional Control) هیجانها را توانایی تنظیم رفتار هنگام مواجهه با اطلاعات عاطفی تعریف میکنند؛ بهویژه زمانی که لازم است واکنشهای عاطفی خودکار مهار شوند. برای مثال، اگر فردی ناچار باشد از شخصی غیرخوشبرخورد کمک بخواهد، ممکن است غریزهاش به او بگوید از آن شخص دوری کند. در اینجا کنترل هیجانها به کمک او میآید تا بر این تمایل غلبه کند و با وجود آن، به آن شخص نزدیک شود.
«مدیریت احساسات»
بر اساس الگوهای روانشناسی، مدیریت احساسات از طریق مراحل مختلفی انجام میشود:
-تشخیص محرک: هنگام وقوع یک رویداد، تغییری جسمانی در بدن خود احساس میکنید؛ مانند افزایش ضربان قلب یا احساس گرفتگی قفسه سینه.
-ایجاد فاصله زمانی: بهجای واکنش خودکار و بیدرنگ، میان رویداد و واکنش خود فاصلهای زمانی ایجاد میکنید.
-بهکارگیری راهبردها: از ابزارهای شناختی، مانند تغییر نگرش خود به موقعیت، یا ابزارهای رفتاری، مانند تنفس عمیق، برای تعدیل شدت احساسات استفاده میکنید.
برای روشنتر شدن موضوع، کنترل عاطفی هیجانها (که تنظیم عاطفی نیز نامیده میشود) توانایی شناخت، مدیریت و پاسخگویی مناسب به احساسات و انگیزههای خود، متناسب با شرایط است. این مفهوم به معنای پنهان کردن احساسات یا از میان بردن آنها نیست، بلکه به معنای انتخاب چگونگی تجربه و ابراز آنهاست.
کنترل عاطفی از طریق ترکیبی از فعالیت مغز، تفکر آگاهانه و عادتهای رفتاری صورت میگیرد. نظام کنترل در مغز از دو ناحیه تشکیل شده است:
-آمیگدال یا بادامه مغز (Amygdala) ــ سامانه هشدار: این بخش در عمق مغز قرار دارد و واکنشهای عاطفی سریع مانند ترس، خشم یا اضطراب را تحریک میکند.
-قشر پیشپیشانی (Prefrontal Cortex) ــ بخش اندیشمند: این ناحیه در پشت پیشانی قرار دارد و موقعیت را ارزیابی میکند، پیامدها را میسنجد و برای آرام کردن آمیگدال پیامهایی میفرستد.
ازاینرو، هنگامی که نظام کنترل بهدرستی عمل میکند، قشر پیشپیشانی وارد عمل میشود تا واکنش خودکار «جنگ یا گریز» (Fight or Flight) را که از آمیگدال سرچشمه میگیرد، متوقف کند.
عنوان این پژوهش چنین است: «پروژسترون درونزاد، وضوح بازنماییهای پیشانی ـ مخططیِ کنترل هیجانها را در زنان جوان سالم کاهش میدهد».
اصطلاح «بازنماییهای پیشانی ـ مخططی» (Frontostriatal Representations) مربوط به کنترل هیجانها، به الگوهای متمایز و چندوکسلمحور (Multi-Voxel) فعالیت عصبی در شبکه پیشانی ـ مخططی اشاره دارد. این شبکه از حلقههای بههمپیوستهای تشکیل شده است که قشر پیشپیشانی را به جسم مخطط در زیرقشر مغز متصل میکنند. این الگوها فرایندهای مدیریت واکنشهای هیجانی را رمزگذاری، رمزگشایی و اجرا میکنند.
بهجای آنکه تنظیم هیجانها را صرفاً همچون یک کلید ساده روشن و خاموش (On/Off) در نظر بگیریم، علوم اعصاب شناختی نوین از فنون پیشرفته یادگیری ماشین برای رمزگشایی این بازنماییهای پیچیده استفاده میکند. این الگوها نشان میدهند که مغز چگونه نقشههایی از روابط متقابل میان هیجان و عمل ایجاد میکند؛ برای مثال، مهار انگیزه خودکار فرار هنگام دیدن چهرهای خشمگین یا تمایل به نزدیک شدن به چهرهای شاد.
افزایش سطح هورمون پروژسترون با افت وضعیت خلقی زنان ارتباط دارد
سطوح هورمونی
وُکسل (Voxel) مکعبی بسیار کوچک و سهبعدی از بافت مغز است که میلیونها سلول را در خود جای میدهد. بهطور مشخص، اندازه هر وکسل معمولاً بین ۱.۵ × ۱.۵ × ۱.۵ میلیمتر تا ۳ × ۳ × ۳ میلیمتر متغیر است؛ به این معنا که هر وکسل میلیونها سلول عصبی و میلیاردها اتصال سیناپسی را در بر میگیرد.
وکسل واحد سازنده تصاویر سهبعدی مغز، مانند تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI)، به شمار میرود. وظیفه وکسل، «نمایش حجم» است. همانطور که یک تصویر دیجیتال دوبعدی از پیکسلهای مربعی تشکیل شده، اسکن سهبعدی مغز نیز از وکسلهای مکعبیشکل تشکیل میشود. هر واحد حجمی (وکسل) تغییرات سطح اکسیژن خون (سیگنال BOLD) را بهعنوان شاخصی جایگزین برای سنجش فعالیت موضعی مغز اندازهگیری میکند.
تحلیل دادههای تصویربرداری تشدید مغناطیسی شرکتکنندگان در این پژوهش نشان داد هنگامی که سطح پروژسترون بالا بود، تمایز میان موقعیتهای عاطفی «آسان» و «دشوار» در تصاویر مغزی وضوح کمتری داشت. این یافته نشان میدهد که ممکن است مغز در تشخیص موقعیتهای عاطفی متفاوت در زندگی واقعی توانایی کمتری داشته باشد.
در مقابل، شرکتکنندگانی که اسکن مغزی آنها تمایز روشنتری میان موقعیتهای عاطفی «آسان» و «دشوار» نشان میداد، بیشتر گزارش کرده بودند که در طول هفته گذشته وضعیت خلقی بهتری داشتهاند. این سازوکار مغزی تقریباً ۷ درصد از تفاوت در نمرات «ارزیابی سطح خلق» را توضیح میداد.
آزمون «ارزیابی سطح خلق» از نمراتی تشکیل میشود که مقادیر عددی آنها برای پیگیری وضعیتهای عاطفی یا شناسایی اختلالات سلامت روان، مانند افسردگی، به کار میروند.
یکی از مقیاسهای رایج سنجش خلق، مقیاس روزانه صفر تا ۱۰ است که برای پیگیری نوسانات روزانه استفاده میشود. در این مقیاس، نمرات ۴ تا ۶ طبیعی تلقی میشوند، نمرات صفر تا ۳ نشاندهنده خلق پایین و نمرات ۷ تا ۱۰ بیانگر وضعیتهای خلقی بالا یا شیدایی هستند.
دکتر ماسیا بوادیس ـ روتگر، پژوهشگر اصلی این مطالعه از دانشگاه بارسلونا، توضیح داد:
«پژوهش ما نشان داد که افزایش سطح هورمون پروژسترون با الگوهایی از فعالیت مغزی ارتباط دارد که تشخیص موقعیتهای متفاوت نیازمند کنترل هیجانها را دشوارتر میکنند. این مسئله همچنین با افت وضعیت خلقی در میان شرکتکنندگان ارتباط داشت. این یافته نشان میدهد هرچه مغز توانایی بیشتری برای تشخیص روشن موقعیتهای عاطفی مختلف داشته باشد، توانایی آن برای تنظیم هیجانها در زندگی روزمره نیز بهتر خواهد بود. این نتایج جالب توجهاند، زیرا اطلاعات تازهای درباره هورمون پروژسترون در اختیار ما قرار میدهند که پیشتر از آنها آگاهی نداشتیم.»
پژوهشگران اسپانیایی نیز در اینباره اظهار داشتند:
«بهطور خلاصه، استرادیول عموماً از طریق تقویت فعالیت در قشر پیشانی و ناحیه هیپوکامپ (Hippocampal)، و همچنین تقویت سیگنالهای پاداش دوپامینی در جسم مخطط، موجب بهبود خلق میشود. در مقابل، پروژسترون ممکن است از طریق افزایش حساسیت ساختارهای زیرقشری (Subcortical Structures) به سیگنالهای تهدید و نیز تضعیف کنترل قشر پیشانی (که از بالا به پایین عمل میکند)، به وخامت وضعیت خلقی بینجامد.»
نوسانات عاطفی در زندگی زنان
تغییرات هورمونی در زنان اغلب به نوسانات عاطفی منجر میشود؛ از جمله تحریکپذیری، افت خلق و تغییرات ناگهانی روحیه.
از جمله شایعترین انواع تغییرات خلقی در زنان میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
-تحریکپذیری و خشم: احساس ناگهانی سرخوردگی یا بیحوصلگی اغلب با کاهش سطح هورمونهای استروژن یا پروژسترون ارتباط دارد.
-اضطراب و تنش: نوسانات هورمونی میتوانند موجب تحریک بیش از حد دستگاه عصبی و افزایش احساس وحشت یا تنش شوند.
-علائم افسردگی یا اندوه: کاهش انرژی و پایین ماندن مداوم سطح خلق، اغلب در دورههایی که سطح هورمونها کاهش مییابد، رخ میدهد.
-نوسانات سریع خلقی: تغییرات سریع و غیرقابلپیشبینی میان احساس شادی و ناراحتی، در نتیجه تغییرات شیمیایی مغز اتفاق میافتد.
احتمال بروز این تغییرات خلقی در برخی مراحل مهم زندگی افزایش مییابد که مهمترین آنها عبارتاند از:
-چرخه قاعدگی (سندرم پیش از قاعدگی PMS / اختلال ملال پیش از قاعدگی PMDD): کاهش سطح هورمونها پیش از موعد قاعدگی اغلب موجب احساس تنش و نوسانات خلقی میشود.
-بارداری و پس از زایمان: افزایش هورمونها در دوران بارداری و افت شدید آنها پس از زایمان ممکن است به «اندوه پس از زایمان» (Baby Blues) یا افسردگی پس از زایمان منجر شود.
-مرحله پیش از یائسگی و یائسگی: نوسانات سطح هورمونها در این دوره گذار زندگی اغلب موجب اضطراب، تحریکپذیری و احساس افسردگی میشود.
*متخصص مشاوره بیماریهای داخلی

