آیا افق سیاسی پس از حمله غزه بسته می شود یا باز؟

دمار جراء غارات إسرائيلية على مدينة غزة، السبت (أ.ف.ب)
دمار جراء غارات إسرائيلية على مدينة غزة، السبت (أ.ف.ب)
TT

آیا افق سیاسی پس از حمله غزه بسته می شود یا باز؟

دمار جراء غارات إسرائيلية على مدينة غزة، السبت (أ.ف.ب)
دمار جراء غارات إسرائيلية على مدينة غزة، السبت (أ.ف.ب)

هر عملیات نظامی یک هدف سیاسی دارد، به استثنای عملیاتی که بین اسرائیل و حماس انجام می شود. حماس اهداف سیاسی خاصی را تعیین نکرده است، همچنین دولت اسرائیل نیز زمانی که اعلام کرد در واکنش به حمله حماس به نزدیکی نوار غزه در وضعیت جنگی قرار دارد، هدف سیاسی مشخصی را تعیین نکرده است.
اسماعیل هنیه رهبر حماس گفت: «ما برای دفاع از محل عروج پیامبر و الاقصی وارد کارزار شدیم همان طور که برادر فرمانده کل قوا ابوخالد (محمد) الضیف (طوفان الاقصی) نامید و نبرد افتخار، مقاومت و عزت به راه انداخته ایم. این طوفان از غزه آغاز شد و به کرانه باختری و خارج از آن و هر مکانی که مردم و ملت ما در آن قرار دارند، کشیده خواهد شد». وی عملیات حماس را پاسخی به اقدامات اسرائیل دانست.
در مقابل بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل نیز گفت: «ما در وضعیت جنگی هستیم، نه در عملیات، نه در دور، بلکه در وضعیت جنگی. صبح امروز حماس یک حمله خونین ناگهانی را علیه اسرائیل و شهروندانش انجام داد. ما از ساعات اولیه صبح مشغول این کار بودیم».
او توضیح داد که چگونه به عنوان یک رهبر مسئول عمل می کند. به گفته او از صبح در حال انجام رایزنی‌ها بوده و دستور داده است تا وضعیت قبل از حمله را بازگرداند، یعنی شهرهایی را که مردان حماس کنترل آن‌ها را در دست گرفته‌اند و در آنجا گروگان گرفته‌اند، آزاد کنند و پس از آن انتقام گرفته شود. با «مجازات کسانی که این عملیات را انجام دادند».
موضوع سیاسی که او به آن اشاره کرد دعوت از مردم برای متحد شدن پشت سر او بود. واضح است که هدف از این کار متوقف کردن کمپین اعتراضی علیه دولت او و بازگرداندن محبوبیت از دست رفته او بود. البته جنگ کوتاه ترین راه برای بازگرداندن محبوبیت نتانیاهو است.
اما این به طور خودکار اتفاق نمی افتد. اگر این جنگ با شکست و ناامیدی اسرائیل پایان یابد، نتیجه می تواند برعکس باشد. این اتفاق قبلاً در سال 1973 رخ داد، زمانی که اسرائیل از حمله مشترک مصر و سوریه برای آزادسازی سرزمین های اشغالی غافلگیر شد. دولت یک کمیته تحقیقات رسمی ایجاد کرد که با نتیجه‌گیری رهبری سیاسی را تبرئه و ارتش را مسئول این شکست محکوم کرد. اما مردم در تظاهراتی پر سر و صدا به خیابان ها ریختند و دولت گلدا مایر مجبور به استعفا شد.
این جنگ چگونه پایان خواهد یافت؟ آیا انتقام اسرائیل با سرنگونی حکومت حماس خواهد بود؟ آیا اسرائیل به نوار غزه حمله زمینی خواهد کرد؟ اگر این تهاجم رخ دهد، آیا تضمینی وجود دارد که به معضل اسرائیل تبدیل و منجر به مرگ و میر بیشتر و اسرای بیشتر نشود؟ دولت اسرائیل از طریق میانجی های فرانسوی و دیگران به حزب الله نزدیک شده و تاکید کرده است که علاقه ای به مبارزه با آن ندارد. اما بسیاری از مقامات اطلاعاتی و ارتش باور ندارند که حزب الله این بار نیز خارج از صف جنگ با نوار غزه بایستد. در عوض، از یکی از وزرای اسرائیل نقل شده است که نگران است جنگ غزه تلاشی برای سرپوش گذاشتن بر یک جنگ بزرگتر و گسترده‌تر باشد که حزب‌الله همراه با دیگر شبه‌نظامیان ایرانی فعال در سوریه، عراق و یمن در آن شرکت خواهد کرد.
وی همچنین ابراز نگرانی کرد که در صورت گسترش جنگ غزه، پرونده های موجود در دیوان بین المللی دادگستری علیه جنایات جنگی اسرائیل افزایش یافته و مواضع کشورهای غربی تغییر کند. اگر رهبران دولت حماس را به خاطر راه اندازی این جنگ محکوم کرده باشند، بعید نیست که هواداران آنها به خیابان ها بیایند و علیه اسرائیل تظاهرات کنند. بسیاری از اسرائیلی ها بر این باورند که جنبش چپ در حزب دموکرات آمریکا موضع تندی علیه دولت اسرائیل اتخاذ می کند و می تواند بر دولت آمریکا تأثیر بگذارد.
در اسرائیل این ترس وجود دارد که این جنگ پروژه توسعه پیمان ابراهیم را مختل کند، زیرا بسیاری در جهان عرب و اسلام، اسرائیل را متهم می‌کنند که مسئول مسائلی است که به وضعیتی که به آن رسیده‌اند. آنها انگشت اتهام را به سمت دولت راست افراطی و رهبری شهرک‌ها به دلیل وخامت اوضاع در نتیجه حملات الاقصی، حملات شهرک‌نشینان، گسترش شهرک‌ها و شرایط بد زندگی برای اسیران فلسطینی در زندان‌های اسرائیل نشانه می‌گیرند.
حتی اگر جنگ به جبهه‌های دیگر گسترش نیابد و به صحنه فلسطین محدود شود، و اگر به «مجازات کسانی که به اسرائیل حمله می‌کنند» منجر شود، همانطور که نتانیاهو وعده داده بود، و جنگ برای مدت طولانی ادامه پیدا کند و با تخریب ساختمان ها و کشته شدن صدها فلسطینی همراه بود، همانطور که قبلا در دورهای دیگر اتفاق افتاده بود. و شهرک نشینان در کرانه باختری دست به حملات خونین علیه فلسطینی ها بزنند، نتیجه به نتانیاهو یا ارتش او کمک نمی کند تا از بن بست خارج شوند و نتیجه ممکن است برای هر دو آنها فاجعه بار باشد.
در چنین شرایط معضل گونه ای، نیاز مبرمی به رهبران قوی وجود دارد که بتوانند تصمیمات شجاعانه ای اتخاذ کنند که وضعیت و رویدادها را متحول کند. با دولت فعلی اسرائیل، این امر بسیار بعید است. حتی اگر نتانیاهو می خواست آن شخصیت باشد، دولتی که او تأسیس کرد او را در غل و زنجیر بسیار سنگین نگه می دارد، زیرا این دولت سیاستی را دنبال می کند که افق سیاسی را با دروازه ای فولادی می بندد.
اگر آمریکایی ها در طرح خود برای تغییر ترکیب دولت و آوردن بنی گانتز به کابینه موفق شوند و حزب افراطی ها؛ بزالل اسموتریچ (وزیر دارایی تندروی اسرائیل) و ایتامار بن گویر (وزیر امنیت داخلی متعصب) را از آن حذف کنند، نتانیاهو باید برای بازگشایی افق سیاسی منطقه ای گام بردارد و برای پایان دادن به نزاع با راه حل های واقع بینانه تلاش کند. سیاستی که اسرائیل تاکنون دنبال کرده است، تحت عنوان «مدیریت درگیری»، در طول 75 سال به اندازه کافی مورد آزمایش قرار گرفته است و فرار از سازش و الزامات آن احتمالاً منجر به درگیرشدن بیشتر در جنگ ها و شکست ها خواهد شد.



مراسم تجدید بیعت با ولیعهد برای سعودی‌ها چه معنایی دارد؟

شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود
شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود
TT

مراسم تجدید بیعت با ولیعهد برای سعودی‌ها چه معنایی دارد؟

شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود
شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود

ولیعهد رؤیاهای پادشاه را به واقعیت تبدیل کرد و به شکلی آن را محقق ساخت که عربستان امروز را به چیزی متفاوت بدل کرده است

با فرا رسیدن هشتمین سالگرد بیعت شاهزاده محمد بن سلمان به‌عنوان ولیعهد، زمان اندکی درنگ می‌کند تا بر مرحله‌ای بی‌سابقه در تاریخ سعودی گواهی دهد. در روز ۲۱ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۶ رمضان ۱۴۳۸ هـ)، فرمان پادشاه سلمان برای انتخاب شاهزاده محمد به این منصب صادر شد و در آن شب مبارک، سعودی‌ها با ولیعهد بیعت کردند.
این لحظه‌ای سرنوشت‌ساز در تاریخ سعودی بود که در آن، این رهبر استثنایی آشکار شد؛ شخصیتی که آرزوهای ملت خود را همراه با میراث و تاریخ پرافتخار، جایگاه جهانی و وزن تمدنی آن بر دوش گرفت.
سعودی‌ها از طریق بیعت، به ویژگی منحصربه‌فرد نظام سیاسی خود و اصالت اسلامی آن می‌نگرند و مشروعیت قانون اساسی کشور را که بر پذیرش و رضایت مردمی استوار است، تأیید می‌کنند؛ مشروعیتی که در عمق وجدان ملت و حاکمان سعودی ریشه دارد. این رابطه، بنیان مستحکم قرارداد اجتماعی سعودی را تثبیت می‌کند و درعین‌حال، دستاوردهای دولت مدرن خود و گام‌های استوار آن به‌سوی آینده را به یاد می‌آورند.
انتخاب شاهزاده محمد بن سلمان به‌عنوان ولیعهد، سرآغاز مرحله‌ای جدید بود که در آن، نوسازی با بلندپروازی و برنامه‌ریزی جسورانه با تلاش خستگی‌ناپذیر درهم‌آمیخت. این تصمیم، صرفاً یک انتقال سیاسی نبود، بلکه پاسخی ضروری به نیاز رهبری‌ای بود که دیدگاهی متفاوت دارد، بر اراده استوار است و معتقد است که آینده ساخته می‌شود، نه اینکه صرفاً منتظر آن ماند.
شاهزاده محمد بن سلمان توانایی‌های استثنایی و مهارت‌های رهبری برجسته‌ای از خود نشان داد که او را به بهترین گزینه برای ولایت‌عهدی، دومین منصب مهم پس از پادشاه، تبدیل کرد؛ منصبی که نماد ثبات، استحکام پایه‌های سلطنت و تداوم سلسله حاکم است. او همچنین ریاست هیئت وزیران و شورای امور سیاسی و امنیتی را بر عهده دارد؛ شورایی که مسئول سیاست‌ها و راهبردهای امنیت ملی و سیاست داخلی و خارجی کشور است. علاوه بر این، او ریاست شورای امور اقتصادی و توسعه را نیز به عهده دارد که مسئول پرونده‌های اقتصادی، مالی، سرمایه‌گذاری و توسعه‌ای، ازجمله بخش‌های آموزش، بهداشت و خدمات است. بنابراین، او بر تدوین سیاست‌ها و راهبردهای تمام بخش‌های دولتی نظارت دارد و اجرای آن‌ها را پیگیری می‌کند.
فراموش نشدنی است که او معمار «چشم‌انداز ۲۰۳۰ سعودی» است؛ کسی که اهداف آن را تعیین کرد و بر حسن اجرای برنامه‌ها و پروژه‌های آن نظارت دارد.
تمامی این مسئولیت‌های اجرایی که پادشاه به ولیعهد سپرده بود، در سپتامبر ۲۰۲۲ (ربیع‌الأول ۱۴۴۴ هـ) با انتصاب او به ریاست هیئت وزیران، به اوج خود رسید. این نخستین باری در ۶۰ سال گذشته بود که پادشاه، رئیس هیئت وزیران نبود. بررسی جزئیات حقوقی و تاریخی این فرمان سلطنتی ممکن است طولانی باشد، اما نکته مهم، اعتماد کامل و تفویض مطلق اختیارات از سوی پادشاه به ولیعهد برای اداره تمامی این مسئولیت‌ها و رسیدگی به حجم گسترده‌ای از پرونده‌ها است؛ موضوعی که در اندازه دستاوردهای محقق‌شده منعکس می‌شود.
ولیعهد، دیدگاه‌های پادشاه را به واقعیتی ملموس تبدیل کرده و به شیوه‌ای شگفت‌انگیز، سعودی امروز را به کشوری متفاوت بدل کرده است. بااین‌حال، این تغییر به‌عنوان انقطاع از مراحل پیشین نیست، بلکه تداوم آن‌ها محسوب می‌شود و ثبات در اصول و مبانی تأسیس دولت، اتکا بر میراث تاریخی و عمق تمدنی آن را نشان می‌دهد.

شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود

جامعیت چشم‌انداز

هنگامی که به اعلام چشم‌انداز ۲۰۳۰ سعودی در آوریل ۲۰۱۶ (رجب ۱۴۳۷ هـ) نگاه می‌کنیم، این پرسش مطرح می‌شود: آیا سعودی‌ها انتظار این همه دستاورد را داشتند؟ پاسخ مستقیم: خیر. بسیاری از ناظران و تحلیلگران در زمان اعلام این چشم‌انداز، تنها بر ابعاد اقتصادی آن تمرکز کردند و از این نکته غافل شدند که این چشم‌انداز، یک پروژه‌ نوسازی جامع و برنامه‌ای اصلاحی فراگیر در تمامی ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سایر حوزه‌هاست.
با گذشت زمان، ویژگی‌های این چشم‌انداز بیش از پیش آشکار شد و دستاوردهای امروز در تمامی سطوح، گواه این امر است. اگر تنها به بخشی از آنچه در یک سال اخیر تحقق یافته، نگاه کنیم، بزرگی این موفقیت‌ها را درک خواهیم کرد.
- سعودی رتبه اول جهانی را در شاخص اعتماد ادلمن ۲۰۲۴ (گزارش اعتماد) از نظر میزان اعتماد شهروندان به دولت خود کسب کرد.
- رتبه دوم جهانی در شاخص تحول فناوری شرکت‌ها.
- رتبه چهارم جهانی در شاخص توسعه دولت الکترونیک و خدمات دیجیتال سازمان ملل.
- نرخ بیکاری در میان سعودی‌ها در سال ۲۰۲۴ به ۷.۱ درصد کاهش یافت، که به سطح هدف‌گذاری‌شده در چشم‌انداز ۲۰۳۰ (۷ درصد) بسیار نزدیک است.
- درصد مالکیت مسکن در میان خانواده‌های سعودی به ۶۳.۷ درصد افزایش یافت، که در حال نزدیک شدن به هدف ۷۰ درصدی تا سال ۲۰۳۰ است. این دو حوزه (اشتغال و مسکن) از جمله مهم‌ترین چالش‌های گذشته بودند.
- سعودی رتبه نخست رشد تعداد گردشگران بین‌المللی در میان کشورهای سازمان ملل را کسب کرد.
- سعودی در میان کشورهای گروه ۲۰ بالاترین نرخ رشد درآمدهای گردشگری را به ثبت رساند.
- برای اولین بار، میزبانی دو رویداد بین‌المللی بزرگ را به دست آورد: اکسپو ۲۰۳۰ و جام جهانی ۲۰۳۴.
سعودی در کنار همه این‌ها، همچنان بهترین خدمات را به میلیون‌ها حاجی و زائر ارائه می‌دهد و با بیشترین تلاش ممکن از حرمین شریفین و زائران آن‌ها مراقبت می‌کند.
افزون بر این، دستاوردهای عظیم در زمینه‌های آموزش، بهداشت، حمل‌ونقل، زیرساخت‌ها و خدمات شهری در سطح ملی، و رهبری در کمک‌های بشردوستانه و امدادرسانی جهانی را نیز نباید نادیده گرفت. همچنین، در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، سرگرمی و ورزش تحولات چشمگیری رخ داده که شمارش آن‌ها دشوار است.

چشم‌انداز سیاسی

اما اگر بخواهیم ابعاد سیاسی چشم‌انداز را که از آغاز حکومت ملک سلمان در سال ۲۰۱۵ (۱۴۳۶ هـ) پایه‌گذاری شد، درک کنیم، می‌توان گفت که هدف این سیاست، قرار دادن سعودی در جایگاهی شایسته در صحنه بین‌المللی و تثبیت موقعیت آن به عنوان قدرتی دیپلماتیک با نفوذ جهانی است. این سیاست همچنین بر استفاده حداکثری از منابع و ظرفیت‌های کشور از طریق ایجاد شراکت‌های راهبردی با قدرت‌های جهانی و متنوع‌سازی روابط بین‌المللی تأکید دارد.
شاهدی بر این موضوع، سفر ملک سلمان به آمریکا در سپتامبر ۲۰۱۵ (ذی‌القعده ۱۴۳۶ هـ) است، جایی که شاهزاده محمد بن سلمان در دیدار ملک سلمان با باراک اوباما، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، طرح شراکت راهبردی قرن بیست‌ویکم را ارائه کرد. این طرح به عنوان تکمیل‌کننده روابط موجود توصیف شد و ملک سلمان و اوباما از دستیاران خود خواستند که سازوکار اجرای این شراکت را طراحی کنند. توسعه این شراکت در دوره نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ نیز ادامه یافت.
از سوی دیگر، در دسامبر ۲۰۲۲ (جمادی‌الاول ۱۴۴۴ هـ)، ملک سلمان و شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهوری چین، توافقنامه شراکت راهبردی جامع میان سعودی و چین را امضا کردند.
علاوه بر این، سعودی روابط راهبردی خود با روسیه را نیز تقویت کرد و با همکاری نزدیک در حوزه انرژی، نقشی کلیدی در ائتلاف اوپک پلاس ایفا نمود که به ثبات قیمت‌های جهانی نفت کمک شایانی کرد.
تمامی این اقدامات نشان می‌دهد که چشم‌انداز ۲۰۳۰ فراتر از یک برنامه اقتصادی است؛ این یک نقشه راه جامع برای نوسازی کشور و تثبیت جایگاه سعودی به عنوان یک قدرت جهانی در همه ابعاد است.

شراکت‌ها و میانجی‌گری‌ها

سعودی در سال‌های اخیر موفق شده است روابط خود را با قدرت‌های جهانی به شکل چشمگیری تقویت کند. این امر نتیجه رهبری هوشمندانه‌ای است که مسیر شراکت‌های استراتژیک قرن بیست‌ویکم را ترسیم و اجرا کرده است. این شراکت‌ها بر تقویت منافع مشترک با کشورهای تأثیرگذار استوار است و بر اساس درکی عمیق از نیازهای جهان امروز، تعادلی را برقرار کرده که به نفع همه طرف‌هااست.
در دنیای امروز، حفظ روابط استراتژیک مؤثر همزمان با آمریکا، روسیه و چین کار آسانی نیست. با این حال، سعودی موفق شده اصول و مسیر خود را حفظ کند و در عین حال، احترام و قدردانی نه‌تنها از سوی رهبران جهان، بلکه حتی از سوی ملت‌ها را نیز به دست آورد.
این شراکت‌های بزرگ و تفاهمات در زمینه‌های گوناگون، در حالی شکل گرفته که سعودی همواره بر استقلال تصمیم‌گیری و برابری در تعاملات تأکید داشته است. این امر از سوی تمامی کشورهایی که با سعودی تعامل دارند، کاملاً درک و پذیرفته شده است.
ملک سلمان بن عبدالعزیز این اصل را در سفر خود به ایالات متحده به‌روشنی بیان کرد. او در دیدار با باراک اوباما، رئیس‌جمهوری وقت آمریکا در کاخ سفید گفت:
«ما رابطه خود را با ایالات متحده، رابطه‌ای مفید برای جهان و منطقه خود می‌دانیم... امیدواریم که این رابطه همچنان ادامه یابد و به صلح جهانی کمک کند... کشور ما، به لطف خدا، نیازی به چیزی ندارد، اما برای ما مهم است که ثباتی برقرار باشد که به نفع مردم منطقه باشد.»
اگر به دستاوردهای سیاسی سعودی در چند سال گذشته نگاه کنیم، درمی‌یابیم که این کشور دارای یک چشم‌انداز سیاسی مستقل و پویااست. میانجی‌گری سعودی بین آمریکا و روسیه نمونه‌ای از این سیاست است.
در طول دهه‌های گذشته، سعودی همواره نقش یک میانجی صلح در جهان عرب و اسلام را ایفا کرده است. اما در سال‌های اخیر، این کشور تلاش‌های گسترده‌ای برای حل چالش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در تعامل با آمریکا، چین، کشورهای اروپایی، روسیه، اوکراین، ایران، هند و پاکستان انجام داده است. شاهزاده محمد بن سلمان، ولیعهد و رئیس شورای وزیران، شخصاً این تلاش‌ها را هدایت کرده است.
امروز، نقش میانجی‌گری سعودی بیش از هر زمان دیگری پررنگ شده و این کشور به بزرگ‌ترین «میانجی خیر» در جهان تبدیل شده است. سعودی نه‌تنها در پی پایان دادن به جنگ‌ها و بحران‌های سیاسی است، بلکه الگویی الهام‌بخش از یک کشور پیشرو را ارائه می‌دهد که هدفش استفاده از قرن بیست‌ویکم برای شکوفایی بشریت است، نه تکرار جنگ‌ها و رقابت‌های ویرانگر قرن بیستم.

شایستگی رهبری

دستاوردهای اقتصادی چشم‌انداز ۲۰۳۰، از جمله افزایش تأثیر صندوق سرمایه‌گذاری عمومی و افزایش بهره‌وری مالی کشور، به یک الگوی جهانی تبدیل شده است.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در هنگام امضای فرمان تأسیس صندوق سرمایه‌گذاری ملی آمریکا، به موفقیت‌های صندوق سرمایه‌گذاری عمومی سعودی اشاره کرد و آن را یک نمونه موفق جهانی دانست.
امروز، جهان به‌خوبی درک کرده است که قدرت سعودی دیگر فقط در نفت و سرمایه‌گذاری‌هایش خلاصه نمی‌شود. بلکه این کشور توانسته است با رهبری کارآمد و مدیریت هوشمندانه، اقتصاد خود را متحول کند و در بازه‌ای کوتاه، به دستاوردهایی برسد که بسیاری از کشورها طی دهه‌ها قادر به دستیابی به آن‌ها نیستند.
نمونه‌ای از این موفقیت، میانجی‌گری سعودی بین دو قدرت بزرگ جهانی، آمریکا و روسیه، در «قصر الدرعیه» ریاض است؛ اتفاقی که هیچ‌کس تصور آن را نمی‌کرد.
یکی از دلایل اعتماد قدرت‌های جهانی به رهبری سعودی، درک عمیق این کشور از منافع، اولویت‌ها و تعاملات جهانی است. بی‌طرفی مسئولانه در مذاکرات صلح و سرمایه‌گذاری در روابط استراتژیک با قدرت‌های جهانی، باعث شده که سعودی به عنوان کشوری که صرفاً به دنبال منافع خود در خارج از مرزهایش نیست، بلکه به دنبال ایجاد ثبات و پیشرفت جهانی است، مورد احترام قرار گیرد.
امروز، سعودی‌ها در سالگرد بیعت با ولیعهد خود، محمد بن سلمان، نه‌تنها آرزوها و رویاهای خود را محقق‌شده می‌بینند، بلکه شاهد هستند که او با تلاش شبانه‌روزی، کشور را به جایگاه پیشرو جهانی رسانده است.
این آغاز مسیری جدید است، مسیری که در آن دستاوردهای بیشتری رقم خواهد خورد و سعودی را در صدر کشورهای پیشرو جهان قرار خواهد داد.