غسان سلامه در گفت‌وگو با «الشرق الاوسط»: فقدان قدرت از ویژگی‌های این مرحله است

وی گفت: آمریکا همچنان بزرگترین قطب است، اما توانایی آن برای کنترل متحدان و محاصره مخالفانش رو به کاهش است

غسان سلامه (الشرق الاوسط)
غسان سلامه (الشرق الاوسط)
TT

غسان سلامه در گفت‌وگو با «الشرق الاوسط»: فقدان قدرت از ویژگی‌های این مرحله است

غسان سلامه (الشرق الاوسط)
غسان سلامه (الشرق الاوسط)

اگر قاعده کلی این باشد که ارائه محتوای یک کتاب دشوار است، به خصوص اگر تحلیلی و جامع باشد، در مورد آخرین کتاب دکتر غسان سلامه که چند روز پیش توسط انتشارات «وایار» فرانسه منتشر شد، دشواری دوچندان می‌شود. کتاب سلامه بر اساس یک تجربه آکادمیک پیشرو و مشارکت در کار سیاسی و در نهایت در کار دیپلماتیک در چارچوب سازمان ملل متحد و همچنین شبکه سطح بالایی از روابط که او در سراسر جهان تنیده است.
برای نشان دادن جدیت کتاب و حجم استثنایی اطلاعات، تحلیل و دریچه‌هایی که باز می‌شود، کافی است به پنجاه صفحه ارجاعاتی که او به آنها اشاره می‌کند و اطلاعاتی که برای ایجاد شبکه خود در خوانش تحولات جهان به دست می‌آورد، اشاره کنیم. شکی نیست که برخی از بلندپروازی‌های او در عنوان فرعی «جنگ و صلح در قرن بیست و یکم» ظاهر می‌شود و کتاب او برای دهه‌های بعدی مرجع اصلی خواهد بود.
غسان سلامه در شش فصل، مقدمه‌ای مبسوط و پایان‌بندی بیش از سی صفحه‌ای، به گشت و گذار در حوادث و بحران‌های جهان، شرق و غرب می‌پردازد. شاید برجسته‌ترین فصل کتاب فصلی باشد که او به مطالعه «عدم استفاده از قواعد توسل به زور» اختصاص داده است تا به خواننده نشان دهد که چگونه جهان فاسد شده و جنگ‌ها، اختلافات و درگیری‌ها چند برابر شده است.
بر همین اساس لازم بود برای گفت‌وگو با نویسنده از محتوای کتاب شروع کرد تا بر تعدادی از پرونده‌هایی که در حال حاضر مورد توجه جهانی هستند پرتوافکنی شود.
از نویسنده پرسیدیم، چرا کتاب را با اشاره به «مریخ» خدای قدرت و جنگ در اساطیر یونان و روم «وسوسه قدرت» (به فرانسوی: La Tentation de Mars) نامیده است و پاسخ او این بود که می‌خواستم بگویم که بسیاری از کشورها از جمله کشورهای کوچک تحت وسوسه قدرت و جنگ قرار گرفتند؛ وسوسه قدرت جهانی شده است.
در مورد عنوان فرعی «جنگ و صلح در قرن بیست و یکم»، بخشی از عنوان رمان «جنگ و صلح» تولستوی و کتاب «صلح و جنگ» ریمون آرون، جامعه‌شناس و نویسنده سیاسی فرانسوی را به یاد می‌آورد. متن مصاحبه را در زیر می‌خوانید:

  • رشته پیوستگی این کتاب جدید کجاست؟

نقطه شروع در این پرسش نهفته است: چرا دوره پس از 1990 تا امروز، یعنی یک سوم قرن، در ادبیات آمریکای غربی، اروپایی، روسی و غیره «دوره پس از جنگ سرد» نامیده می‌شود؟ چرا همانطور که در مراحل قبل اتفاق افتاد نام یا بیانی ندارد؟ نتیجه‌ای که من به آن رسیدم این است که تحولاتی که از سال 1990 به بعد رخ داده، ناهماهنگ بوده و بنابراین خلاصه کردن آنها در کلمات دشوار است. بسیاری تلاش کرده‌اند، از جمله فرانسیس فوکویاما، که آن را «پایان تاریخ» نامید، ساموئل هانتینگتون، که «برخورد تمدن‌ها» را نوشت، و دیگرانی که «پایان قطب‌بندی جهانی» را انتخاب کردند، اما همه این توصیف‌ها ناکافی هستند. پس از تفکر، تأمل و تحقیق، دریافتم که دوره زمانی 1990 تا 2024 در واقع دو مرحله کاملاً متناقض است: مرحله اول را «مرحله امیدها» می‌نامم که بین سالهای 1990 تا 2006 ادامه داشت و مرحله دوم «مرحله ناامیدی» که از سال 2006 تا امروز است.

جلد کتاب جدید غسان سلامه «وسوسه قدرت»

برای برجسته کردن این واقعیت، بر شش معیار تمرکز کردم که به وضوح این تقسیم بندی را نشان می‌دهند، که عبارتند از: گسترش دموکراسی، جهانی شدن، انقلاب تکنولوژیک، فرهنگ، عدم وجود قوانین برای استفاده از زور و در نهایت استاندارد هسته‌ای. رویکرد جامع نشان می‌دهد که بخش اول از یک سوم قرن فوق الذکر تحت سلطه موارد مثبت بوده، اما در بخش دوم آن رو به کاهش گذاشت.

از دست دادن قدرت

  • آیا می‌توان ملاک عدم وجود قواعد توسل به زور و معیار هسته‌ای را روشن کرد؛ به خصوص که در حال حاضر برجسته‌ترین هستند؟

منظورم از این معیار این است که در دوره اول از یک سوم قرنی که از آن صحبت می‌کنیم، مثلاً دیدیم که جنگ کویت در سال 1991 بر اساس 12 قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد بود که به 65 کشور اجازه مشارکت در جنگ برای آزادی این کشور داد. وقتی در آن زمان از جورج بوش پدر پرسیدند: چرا تا بغداد پیش نمی‌روی؟ او در پاسخ گفت:« قطعنامه‌های شورای امنیت به من این حق را می‌دهند که حاکمیت کویت را بازگردانم و نه اینکه حاکمیت عراق را تخریب کنم.»
جنگ دومی که جورج دبلیو بوش در سال 2003 علیه عراق به راه انداخت با جنگ اول کاملاً متفاوت بود. چون بر مبنای قانونی نبود و بدون قطعنامه شورای امنیت صورت گرفت، علاوه بر اهداف متزلزل خود، منجر به ایجاد ائتلاف جهانی گسترده نشد. ابتدا هدف از بین بردن سلاح‌های کشتار جمعی و به دنبال آن حذف یک دیکتاتور خطرناک و سپس گسترش دموکراسی بود.

چیزی که بعداً نقص داشت این بود که نتوانست یک نهاد سیاسی باثبات ایجاد کند.
من معتقدم که «گناه اصلی» در حمله آمریکایی-انگلیسی به عراق این است که رویه‌های مشابهی را در کشورهای دیگر ایجاد کرد. به عنوان مثال، دیدیم که روسیه در سال 2008 از این استدلال برای حمله به گرجستان استفاده کرد و رئیس جمهوری پوتین دوباره در سال 2014 و سال 2022 برای حمله به اوکراین از آن بهره برد. دیدیم که کشورهای دیگر مانند ایران و ترکیه و همچنین اسرائیل در استفاده از زور هیچ تردیدی ندارند. در واقع، کشورهای کوچکی مانند رواندا عملیات نظامی تقریباً مستمری را در تعداد زیادی از کشورهای آفریقایی بدون توجیه قانونی انجام می‌دهند.
بنابراین در دوره زمانی مورد مطالعه ما نقض قوانین استفاده از سلاح وجود دارد. پیگیری‌ها نشان می‌دهد که احترام زیادی به معاهدات و قوانین بین‌المللی در مرحله اول یک سوم قرن گذشته وجود داشت و از سال 2003، یعنی با جنگ عراق، بی‌توجهی به آن‌ها شروع شد.

شکستن « تابوی» هسته‌ای

در مورد معیار هسته‌ای، در مرحله اول یک سوم اول قرن گذشته، تعداد زیادی توافقات اطمینان بخش یافتیم. در سال 1995، توافقنامه خودداری از گسترش تسلیحات هسته‌ای پس از محدودیت زمانی، برای مدت نامحدود تمدید شد. سپس بسیاری از کشورها کاهش زرادخانه‌های هسته‌ای خود را پذیرفتند که در راس آنها آمریکا و روسیه بودند. این دو کشور برای رسیدگی به موضوع فاجعه هسته‌ای چرنوبیل همکاری کردند تا بلایا دوباره تکرار نشود.
من بر اهمیت توافقی که در مورد انتقال تسلیحات هسته‌ای که در تعدادی از اجزای اتحاد جماهیر شوروی سابق مانند قزاقستان، اوکراین و بلاروس وجود داشت، به‌منظور اینکه تحت کنترل روسیه باشند، به دست آمد، تاکید می‌کنم. فراتر از آن، ما یک دلیل واقعی برای رؤیاپردازی یافتیم تا جایی که چهار وزیر خارجه سابق ایالات متحده، از جمله جورج شولتز و هنری کیسینجر، خواستار «سلاح‌های هسته‌ای صفر»، یعنی خلع سلاح کامل سلاح‌های هسته‌ای شدند.
اما امروز چه می‌بینیم؟ می‌بینیم که بریتانیا صدها میلیون برای تجدید سلاح‌های هسته‌ای خود هزینه می‌کند. در فرانسه هم همین اتفاق می‌افتد. می‌بینیم که چین می‌خواهد قبل از سال 2030 از 1500 کلاهک هسته‌ای به 3000 کلاهک هسته‌ای برسد، در حالی که پوتین دست از تهدید به استفاده از سلاح هسته‌ای نمی‌کشد.
ایالات متحده به نوبه خود خواهان افزایش و تجدید کلاهک‌های هسته‌ای خود است و حتی در کشورهای کوچکی مانند اسرائیل، هیچ یک از وزرای آن در تهدید به پرتاب بمب هسته‌ای بر غزه تردید ندارند. بنابراین به اصطلاح «تابو» هسته‌ای در ده سال گذشته به تدریج از بین رفته است. اگر این شش معیار را با هم در نظر بگیرید، خواهیم دید که همه آنها تا سال‌های 2005 و 2006 تا حد زیادی مثبت بودند و از آن زمان به سمت منفی گرایش پیدا کرده‌اند.

چندین قطب و عدم توازن

  • در مورد توصیف وضعیت امروز جهان یک بحث بزرگ و بی وقفه وجود دارد: تک قطبی، دوقطبی، چند قطبی یا غیر قطبی... خوانش شما چیست؟

-قرائت من به این صورت است: منابع و مراکز قدرت متعددی وجود دارد، یعنی چندین قطب وجود دارد، اما متوازن نیستند. کشورهایی هستند که شروع به تبدیل شدن به قطب‌های واقعی کرده‌اند، مانند چین، هند یا کشورهای دیگر، اما ایالات متحده هنوز هم حاشیه پیشرفته‌ای دارد. آمریکا، روی کاغذ، بدون شک بزرگترین و اولین قطب است، اما نه تنها.
اما باید توجه داشت که این قطب از ضعف‌هایی رنج می‌برد. این کشور هنوز هم به دلیل توانایی‌های مادی و نظامی بسیار بزرگش اولین کشور است، زیرا بودجه نظامی آن از 12 کشوری که به دنبال آن هستند بیشتر است. اما ایالات متحده، قطب اول، از سردرگمی شدید در تصمیم گیری رنج می‌برد. سردرگمی درونی است.

حضور سربازان سوئدی در رزمایش ناتو در نروژ (EPA)

علاوه بر این، آمریکا تمایلی به درگیر شدن در جنگ‌های طولانی ندارد و این تصمیم‌گیری را تحت فشار قرار می‌دهد و باعث می‌شود وقتی شروع به دادن تلفات انسانی یا هزینه کردن پول زیادی می‌کند، با فشار افکار عمومی مواجه شود و ناچار به عقب نشینی می‌شود تا آن را آنها را راضی کند، همانطور که در افغانستان یا عراق اتفاق افتاد. نقاط ضعف آن برتری مادی آن را در نظام جهانی محدود می‌کند.
در مورد چین، اولین رقیب، در سی سال گذشته تحول بزرگی در قدرت نظامی خود ایجاد کرده است. از نظر تعداد کلاهک‌های هسته‌ای یا سلاح‌های دریایی آن؛ از نظر عددی بر ایالات متحده تسلط دارد، اما کیفیت و عملکرد آن با کیفیت غربی همخوانی ندارد.
هند به نوبه خود بودجه نظامی خود را در طول بیست سال چهار برابر کرد و از 14 میلیارد دلار در سال 2002 به 81 میلیارد دلار افزایش یافت.

البته اکنون در اروپا یک بیداری دیرهنگام وجود دارد، زیرا شاهد هستیم تعدادی از کشورهایی که استانداردهای «ناتو» را رعایت نمی‌کنند، به ویژه آلمان و ایتالیا، به سمت افزایش قابل توجه بودجه نظامی خود حرکت می‌کنند. کشورهایی مانند لهستان هستند که 4 درصد از تولید ملی خود را صرف بودجه نظامی می‌کنند.
کره شمالی را فراموش نکنیم که هزینه‌های زیادی برای تقویت نیروهایش می‌کند. بنابراین، بازیگران زیادی هستند که آرزوی نفوذ در نظام جهانی را دارند، در حالی که ایالات متحده دیگر جز در موارد خاص قادر به تحمیل نظر خود نیست.
ما نباید مشکلات آمریکا با متحدانش را فراموش کنیم. در مورد مخالفانش، همه چیز روشن است: از ظهور چین می‌ترسد و هر کاری می‌کند تا امکان ظهور چین به عنوان یک قدرت جهانی را از طریق گروه‌هایی مانند «Ocus» و «Quad» یا مسلح کردن هندوستان محدود کند. یا حضور مستقیم نظامی سنگین در مجاورت تایوان و حتی تشویق فیلیپین برای به چالش کشیدن نیروی دریایی چین یا نزدیک شدن به ویتنام، از وضعیت پرتنش روابط بین پکن و تعداد زیادی از همسایگانش، به ویژه با هند و ویتنام استفاده می‌کند.
پدیده جدید این است که نقشه فروش اسلحه در حال تغییر است. البته دو کره سلاح به کشورهای مختلف صادر می‌کنند: کره جنوبی به لهستان می‌فروشد و کره شمالی به روسیه. اعداد بسیار زیاد است: کره جنوبی تقریباً از فرانسه به عنوان صادرکننده تسلیحات پیشی گرفته است. بیایید نگاهی به ترکیه بیندازیم که شروع به صادرات پهپاد به پنجاه کشور جهان از جمله اوکراین کرد، در حالی که ایران هواپیماهای بدون سرنشین را به روسیه صادر می‌کند و نه برعکس.
این بدان معناست که بازار جهانی تسلیحات به سرعت در حال تغییر است. من از این نتیجه می‌گیرم که فازی به نام مرحله پس از جنگ سرد هنوز تکمیل نشده است. هنوز نظم ثابت و دائمی ایجاد نشده است. اما روند غالب این است که ایالات متحده با ضعف فزاینده در توانایی کنترل متحدان و محاصره مخالفان خود، بزرگترین یا اولین قدرت در جهان باقی می‌ماند.

تناقضات «بریکس»

  • جایگاه جنوب جامع در این دنیای متحول کجاست؟ در کتاب خود بر این نظرید که در حاشیه باقی می‌ماند و سخن از «پیرامونی» در آنچه از آن بیرون می‌آید می‌گویید.

-در روابط بین‌الملل، شناسایی دشمن مشترک شرط لازم برای ایجاد اتحاد است، اما کاملاً ناکافی است. اجازه دهید مورد کشورهای «بریکس» (قبلاً 5 و اکنون 11) را در نظر بگیریم: آنها در مورد تعدادی از موضوعات از جمله رد کار نهادهای مالی و اقتصادی فعلی و رد نفوذ آمریکا در جهان در صورت تمایل به سمت هژمونی توافق دارند. از طرفی رقابت هند و چین در داخل آن بسیار قوی است و حتی درگیری‌های دوره‌ای در مرز بین آنها وجود دارد و ممکن است توسعه پیدا کند. فراموش نکنیم که در دهه شصت بین آنها جنگهایی رخ داد و چین وارد اعماق هند شد که شوک بزرگی را متحمل شد که ده سال بعد تنها با شکست پاکستان از آن خارج شد.

رهبران «بریکس» در جریان نشست خود در ژوهانسبورگ در اوت 2023 (AFP)

سپس اجازه دهید به بازار موازی نفت نگاهی بیندازیم، جایی که رقابت شدیدی بین روسیه و ایران برای تامین نفت کشورهایی مانند هند یا چین از بازار موازی وجود دارد. سوم، تفاوت‌های زیادی در وضعیت ارزهای این کشورها وجود دارد، زیرا برخی از آنها غیر قابل مبادله هستند. چهارم، عاملی وجود دارد که شکاف بین آنها را آشکار می‌کند؛ زمانی که این کشورها وارد چارچوبی از نهادینه شدن می‌شوند که رقابت بین آنها حفظ می‌شود.
نتیجه این است که نیاز به مشخصات مشترک بین طرف‌های «بریکس» وجود دارد. قدرت «ناتو» و دلیل بقای آن حتی پس از فروپاشی حریفش، پیمان «ورشو»، در شباهت زیاد در سیستم‌های سیاسی و اقتصادی موجود در این کشورها نهفته است. در مقابل، می‌بینیم که هند یک دموکراسی است در حالی که چین یک کشور تک حزبی. بنابراین هیچ شباهتی بین کشورهای مهم در چارچوب «بریکس» وجود ندارد تا بتوانند با آمریکا و «ناتو» رقابت کنند.

  • پس آینده «بریکس» چیست؟ آیا کشورهای ائتلاف، همراه با جنوب جهانی، قادر به تأثیرگذاری بر عملکرد نظام جهانی نیستند؟

من معتقدم که صدای جنوب بلند خواهد شد و آنچه را که شاهد شکایت آفریقای جنوبی علیه اسرائیل در دیوان بین‌المللی دادگستری بودیم، در مراحل بعدی نیز شاهد آن خواهیم بود. همچنین شاهد افزایش تجارت بین کشورهای جنوب خواهیم بود.
علاوه بر این، وزن جمعیتی جنوب در حال افزایش است. عرصه «مرد سفید» در طول قرن گذشته به شدت کوچک شده. پس از جنگ جهانی اول، مرد سفید 30 درصد از جمعیت جهان را تشکیل می‌داد و 80 درصد از زمین و تمام اقیانوس‌ها را در اختیار داشت. امروزه درصد جمعیتی آن به 16 درصد کاهش یافته و کنترلش بر زمین بیش از 30 درصد نیست.
جنوب به یک نیروی فشاری تبدیل شد.

قادة «بريكس» خلال اجتماعهم في جوهانسبرغ في أغسطس 2023 (أ.ف.ب)

با این حال، تبدیل آن به یک نهاد و تشکیل یک بلوک یکپارچه مخالف اتحاد «آتلانتیک»، همانطور که پیمان «ورشو» با آن مخالفت کرد، به دلایلی که به برخی از آنها اشاره کردیم دشوار است. آنچه تشدید می‌کند این است که دو اتحاد فوق‌الذکر در رأس هر یک از آنها لوکوموتیو داشتند: آمریکا از یک سو و اتحاد جماهیر شوروی از سوی دیگر، در حالی که در مورد «بریکس» چند رأس وجود دارد و دو سر اصلی (چین و هند) رقیب هستند.

قلعه «مرد سفید»

  • شما در کتاب خود می‌گویید که اتحادها در حال حاضر جذابیت کمتری پیدا کرده‌اند، اما استثنایی وجود دارد که «ناتو» و پیوستن دو عضو جدید به آن نشان می‌دهد.

- آنچه که توانایی جذب «ناتو» را فراهم می‌کند، علاوه بر آنچه قبلاً ذکر شد، جاه طلبی گروهی از کشورهایی است که قبلاً امپراتوری بودند، مانند روسیه، چین، ترکیه و ایران که در حال حاضر بین «ملت-دولت» بودن و یک «دولت امپراتوری» در نوسان هستند. امروزه با فروپاشی نظم جهانی، گرایش‌های امپریالیستی به شدت در حال بازگشت هستند و روسیه در صدر فهرست قرار دارد که باعث ترس در اروپا شده است. رؤیای بازگشت امپراتوری در روسیه، اروپایی‌ها را به صفوف نزدیک سوق می‌دهد، که این احساس نیاز به اتحاد نظامی برای محافظت را توضیح می‌دهد.
احساسی وجود دارد که هانتینگتون در بخش‌هایی از نوشته‌های خود به وضوح بیان کرده است، وقتی تأکید می‌کند که غرب پس از پنج قرن گسترش، وارد مرحله دفاع از خود شده است و بنابراین به قلعه‌ای نیاز دارد که در آن عقب‌نشینی کند. این قلعه اتحاد «آتلانتیک» است که باید از آن مراقبت کرد. وی خواستار عدم مداخله در امور جهانی شد. از آنجایی که او «عنصر فرهنگی» را در رویکرد خود وارد کرد، خواستار حذف ترکیه از اتحاد فوق‌الذکر شد تا آن را به عنوان یک قلعه دفاعی و نه مرکزی برای تشعشع یا گسترش ارزش‌های جهان آزاد توجیه کند.

ساده لوحی آمریکا در منطقه

  • منافع امروز آمریکا در خاورمیانه و میزان پایداری آنها را چگونه می‌توان توصیف کرد؟

-گاهی سیاست آمریکا در منطقه را ساده‌لوحی احاطه می‌کند. قبل از 7 اکتبر، احساس راحتی با وضعیت منطقه وجود داشت، در حالی که می‌دانیم که این منطقه روی دهانه یک آتشفشان است. آمریکایی‌ها معتقد بودند که هیچ خشونت آزاردهنده‌ای نمی‌شناسد. آنچه مسلم است این است که منافع آمریکا با توجه به رفتار مخالفانش تغییر می‌کند. در روزهای جنگ سرد، اهداف روشن بود: جلوگیری از سیطره اتحاد جماهیر شوروی، حفظ منابع نفتی و دفاع از اسرائیل.
امروز با وجود روسیه در سوریه و «واگنر» در آفریقا و منطقه ساحل، هدف اول عملا از بین رفته، اما به طور کلی تهدید روسیه کاهش یافته است. در مورد حفظ چاه‌های نفت، واشنگتن آن را خدمتی می‌داند که به متحدان اروپایی خود ارائه می‌کند، چون دیگر نیازی به نفت منطقه ندارد. عنصر اسرائیل باقی می‌ماند و ما با 7 اکتبر متوجه شدیم که زنده است به طوری که هرگز نبوده است.

بایدن و نتانیاهو در دیدار اکتبر گذشته در تل آویو (رویترز)

بنابراین، اگر آمریکا منافعی دارد، اول از همه دفاع و حمایت از اسرائیل است. من باور نمی‌کنم که حتی یک رئیس جمهوری آمریکا وجود داشته باشد که به اسرائیل همان چیزی را که بایدن به آن داده است ندهد و به اندازه رئیس جمهوری فعلی با آن همذات پنداری نکند. با وجود تمام وحشیگری‌های اسرائیل در غزه، جریان تسلیحات آمریکایی به اسرائیل هرگز متوقف نشده است. منافع دیگر آمریکا در منطقه جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هسته‌ای و سپس ارائه خدمات به متحدان خود در شرق آسیا (ژاپن، کره جنوبی...) از طریق تامین منابع نفتی از خلیج است.
به طور کلی، گرایشی وجود دارد که از جورج دبلیو بوش شروع شد، با باراک اوباما افزایش یافت و با جو بایدن به شدت بازگشت و خاورمیانه را عرصه ثانویه برای ایالات متحده دانست و اروپا را به عنوان یک عرصه فرعی خوب در نظر گرفت، اما جنگ در اوکراین و سپس در غزه چیزی ناخواسته و ناپسند را بر آمریکا تحمیل کرد. اولین خواسته آن تمرکز بر چین، محاصره آن، جلوگیری از تبدیل شدن به یک ابرقدرت و حفظ آن به عنوان یک قدرت منطقه‌ای است.

بین ایران «هسته‌ای» و اسرائیل

  • شما در کتاب خود می‌گویید که توافقی بین گلدا مایر و رئیس جمهوری ریچارد نیکسون در سال 1969 به دست آمد که ایالات متحده را ملزم به حفاظت و دفاع از سیستم هسته‌ای اسرائیل کرد. آیا امروز هم وجود دارد؟

- بله، این توافقنامه‌ای است که به ابتکار هنری کیسینجر، که در آن زمان مشاور امنیت ملی رئیس جمهوری نیکسون بود، توسط ایالات متحده امضا شد. اگرچه اسرائیل امروز به یک قدرت هسته‌ای تبدیل شده و دارای تعداد زیادی کلاهک هسته‌ای (بین 60 تا 100 کلاهک هسته‌ای) است، توافق فوق هنوز پابرجاست.

نیکسون و گلدا میر در یک ملاقات در کاخ سفید در مارس 1973 (AFP)

  • آیا می‌توانیم مطالعه خود را از پرونده هسته‌ای ایران و رویکرد آمریکایی آن گسترش دهیم؟

- من معتقدم که تمایل آمریکا برای دستیابی به تفاهم با ایران در مورد چند موضوع از جمله به رسمیت شناختن نقش منطقه‌ای این کشور در منطقه وجود دارد. واشنگتن اشتهای نفوذ منطقه‌ای ایران را دارد. به همین ترتیب، واشنگتن مطلقاً داشتن تسلیحات هسته‌ای توسط ایران را رد نمی‌کند، بلکه «ملاحظاتی دارد». به دو دلیل: اولی رد مطلق اسرائیل (و من نمی‌گویم رد مطلق آمریکا) است و واشنگتن باید آن را به دلیل نفوذ اسرائیل در ایالات متحده در نظر بگیرد. اگر از آمریکایی‌ها بپرسند: منشأ ترس هسته‌ای شما چیست؟ پاسخ این خواهد بود: پاکستان. باید به خاطر داشته باشیم که برنامه هسته‌ای پاکستان با رضایت آمریکا زمانی که واشنگتن در جریان رویارویی با شوروی در افغانستان به اسلام آباد نیاز داشت، شکل گرفت.
دومین دلیل برای رد این دیدگاه، دیدگاه واشنگتن است که در اختیار داشتن سلاح هسته‌ای ایران به جلوگیری از هرگونه تجاوز خارجی کمک می‌کند و هرگونه حمله به آن را بسیار دشوار می‌کند. این هشدار که ایران هسته‌ای باعث یک مسابقه هسته‌ای در منطقه خواهد شد، دلیل اصلی نیست، بلکه تمایل به جلوگیری از دستیابی ایران به قدرت دفاعی و بازدارندگی مطلق است.

  • در جلسات ماه‌های اخیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به نوعی نرمش آمریکا و غرب نسبت به تهران پی بردیم. آیا می‌توانید به این موضوع بپردازید؟

-حقیقت ماجرا این است که بایدن در برنامه انتخاباتی قبلی خود از آمریکا خواسته بود به توافق هسته‌ای 2015 که دونالد ترامپ از آن خارج شد بازگردد. اما پس از انتخاب، بایدن برای اجرای آنچه وعده داده بود، اشتیاق نشان نداد. در واشنگتن و در سفرهایم به آنجا، از نبود این شور و شوق متعجب شدم، بلکه به من گفتند که بایدن در زمانی که معاون اوباما بود، موافق امضای توافق با تهران نبود.

رهبر ایران کنار پهپاد «شاهد 147» به توضیحات سرلشکر محمد باقری و امیرعلی حاجی زاده فرمانده یگان موشکی سپاه گوش می‌دهد (سایت خامنه‌ای)

مقاله‌ای از محقق ادوارد لوتوک، یک تندروی سرسخت در حزب جمهوری‌خواه خواندم که در آن می‌گوید: ما باید بپذیریم که ایران به یک کشور هسته‌ای تبدیل می‌شود و باید در نظر بگیریم که چگونه اثرات آن را مهار کنیم. وقتی کشوری به دنبال هزینه‌های میلیاردی برای برنامه هسته‌ای خود است و ادامه می‌دهد، متوقف کردن آن دشوار است و روزی به یک کشور هسته‌ای تبدیل خواهد شد.
بنابراین، گفتن اینکه آمریکا تمام توان خود را برای جلوگیری از دستیابی ایران به بمب هسته‌ای به کار گرفته است، نظری است که من آن را قبول ندارم.

  • در صورت بازگشت ترامپ به کاخ سفید از امروز چه متغیرهایی قابل رصد هستند؟

- اگر او به کاخ سفید بازگردد، سیاست خارجی او شباهت زیادی به سیاست‌های راست افراطی در اروپا خواهد داشت و بر دو پایه استوار است: اول بازگرداندن وضعیت مرد سفیدی است که از پا افتاده، با جهانی شدن و در نتیجه کند کردن آن و دوم اینکه به هر قیمتی به دنبال منافع ملی آمریکا باشد تا مبنای سیاست خارجی او قرار گیرد. منظورم این است که در جایی که اصول حرف اول را نمی‌زند، از اصل سیاست قراردادی پیروی می‌کند.
به یاد می‌آورم که ترامپ به دنبال توافق با رهبر کره شمالی بود و او آماده است با هر کسی در چارچوب تعریف تحت اللفظی منافع آمریکا و آنچه در خدمت آن باشد، معامله کند. بنابراین، به سختی می‌توان فهمید که چه کسی دوست یا حریف آن در خاورمیانه خواهد بود، زیرا تمایلی به گشایش در برابر کسی دارد و بنابراین من می‌گویم که هرکس با کیم جونگ اون دست داد، ممکن است با هر رئیس جمهوری در جهان دست بدهد، از جمله رهبر ایران.

دونالد ترامپ رئیس جمهوری سابق آمریکا و کیم جونگ اون رهبر کره شمالی در سال 2018 (AFP)

  • شما در کتابتان می‌گویید که نیروهای ویژه آمریکایی در حدود صد کشور دنیا حضور دارند. آیا این تایید شده است؟

- آیا می دانستید نیروهای ویژه آمریکایی در لیبی حضور دارند؟ من شخصاً این را نمی‌دانستم و زمانی که در مأموریت سازمان ملل در این کشور بودم آن را کشف کردم. در آن زمان به من گفتند که این نیرو در چارچوب مبارزه با تروریسم کار می‌کند و من متوجه شدم که پایگاه و بندر خود را دارد و بخشی از به اصطلاح «سپاه آفریقا» است.
همچنین متوجه شدم که تعداد زیادی از کشورهای آفریقایی میزبان نیروهای ویژه آمریکایی هستند. در عمل، اگر شنیدید که گروهی وابسته به «داعش»،« القاعده»، «بوکوحرام» یا هر گروه تروریستی در هر کشوری وجود دارد، باید فوراً فرض کنید که نیروهای ویژه آمریکایی علیه آنها کار می‌کنند.

ایران و جنگ غزه

  • در کتاب شما خواندم که ایران ذینفع جنگ غزه است.

- بله، ایران توانست نشان دهد که سیاستی که طی سی سال دنبال می‌کند، کارآمدی خود را از نظر تمرکز بر همکاری با نیروهای «غیر دولتی» (جنبش‌ها و شبه‌نظامیان) در زمان نفوذ و توانایی هماهنگی با «حماس»، «جهاد اسلامی» و نیروهای «الحشد الشعبی» عراق، «حزب الله» و «حوثی‌ها» این نشان می‌دهد که ایران دریافته بود که ورود به نزاع عرب‌ها و اسرائیل از طریق نیروهای نامنظم بهتر از ورود به آن از طریق نیروهای منظم است.
من همچنین فهمیدم که جنگ بین ارتش‌های عربی و اسرائیل از سال 1973 به طور غیرقابل بازگشت پایان یافت. به مدت 51 سال، هیچ جنگ منظمی علیه اسرائیل رخ نداد، در حالی که پنج جنگ بین اسرائیل و «حماس» و تعدادی جنگ بین آن و «حزب‌الله» درگرفت. امروز، نیروهای «الحشد الشعبی»، مانند «حوثی‌ها» و دیگران، اسرائیل را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهند. فایده اتکا به نیروهای نامنظم این است که قوانین بین المللی شامل حال آنها نمی‌شود و بنابراین آنها می‌توانند مسئولیت اقدامات خود را بر عهده بگیرند یا تهران را بر اساس منافع خود بپذیرند.
اما باید اضافه کرد که هدف این گروه‌ها حفاظت از خود ایران است. مشخص است که ایران عموماً سیاست صبر و استفاده از فرصت‌ها را در پیش می‌گیرد. آمریکا با سرنگونی رژیم عراق، عراق را در یک سینی نقره‌ای به ایران تقدیم کرد. تهران از آن منتفع شد و این امر کاملاً مشخص است. اما چیزی که رایج نیست این است که به تقویت افراط گرایان، بازگشت رادیکالیسم به سیاست ایران (پس از دوران رؤسای جمهوری «اصلاح طلب» هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی) و سوق دادن به سمت بهره مندی از اشتباهات دیگران کمک کرد.

تهدیدات هسته‌ای روسیه

  • آیا تهدیدهای روسیه مبنی بر توسل به سلاح‌های هسته‌ای در جنگ علیه اوکراین ارعاب یا باج‌خواهی است یا ممکن است چنین چیزی واقعاً اتفاق بیفتد؟

- ابتدا باید اشاره کنیم که سلاح‌های هسته‌ای مینیاتوری به نام «سلاح‌های میدانی» وجود دارد و امکان استفاده از آن‌ها وجود دارد. من دوباره به ریموند آرون باز می‌گردم، که بر اهمیت دستیابی به سلاح هسته‌ای، اهمیت تهدید استفاده از آن و تأثیر آن بر روند جنگ تمرکز کرد.

ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، عکس بمب‌افکن هسته‌ای TU-160M را هنگام بازدید از کارخانه هوانوردی گوربونوف در کازان - روسیه در 25 ژانویه 2018 امضا می‌کند (رویترز)

من در اینجا به یاد می‌آورم که در طول جنگ اکتبر 1973 در جبهه مصر اتفاق افتاد، زمانی که (رهبر شوروی) لئونید برژنف پس از عبور ارتش اسرائیل از کانال سوئز و رسیدن به فاصله 100 کیلومتری، تهدید کرد نیروهایی را برای جدا کردن ارتش مصر و اسرائیل به مصر اعزام خواهد کرد. در آن زمان، واشنگتن سطح هشدار را به سه از پنج افزایش داد که رهبر شوروی را مجبور به عقب نشینی از طرح خود کرد.
در طول جنگ سرد، 14 مورد هشدار هسته‌ای وجود داشت، از جمله دو بار در برلین، دو بار در کوبا، یک بار در لبنان و دو بار در جنگ‌های 1967 و 1973. مایلم به این نکته اشاره کنم که پارلمان اوکراین با وجود اینکه کلید این کلاهک‌ها در مسکو بود و این توافق تنها به لطف فشارها و وسوسه‌های آمریکایی‌ها به دست آمد، از تصویب طرح کنار گذاشتن کلاهک‌های هسته‌ای کی‌یف به روسیه خودداری کرد.
امروز اعتقاد من این است که طرف روسی با روند نبردها راحت شده است و احتمالاً بعداً برای متوقف کردن درگیری پیش خواهد رفت. تا زمانی که جنگ تهدیدی جدی برای سرزمین‌های روسیه و رژیم روسیه نباشد، توسل به سلاح‌های هسته‌ای بعید است و دست زدن به آن تا به امروز یک هشدار باقی مانده است.



السودانی: عراق کشوری باز به روی همگان نیست

السودانی: عراق کشوری باز به روی همگان نیست
TT

السودانی: عراق کشوری باز به روی همگان نیست

السودانی: عراق کشوری باز به روی همگان نیست

محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر عراق، گفت: «عراق کشوری باز برای هیچ‌کس نیست». او تأکید کرد که «ما از حقوق قانونی و دیپلماتیک خود برای محافظت از سرزمین‌هایمان در برابر هرگونه حمله استفاده خواهیم کرد».
السودانی چهارشنبه شب در دیدار با خبرنگاران در واشینگتن گفت: حضور ائتلاف بین‌المللی مبارزه با داعش متشکل از ۸۶ کشور، پس از اینکه عراق توانست این سازمان را شکست دهد، دیگر توجیهی ندارد.
وی در پاسخ به سؤال «الشرق الاوسط» مبنی بر اختلاف نظر پیرامون حضور نیروهای رزمی آمریکایی در عراق و اینکه آیا در مذاکراتی که وی با دولت آمریکا انجام داد، برنامه مشخصی برای عقب‌نشینی وجود داشت یا خیر؟ گفت: هیچ نیروی رزمی در عراق برای عقب‌نشینی وجود ندارد.
وی تأکید کرد: عراق در سال ۲۰۲۴ با عراق در سال ۲۰۱۴ که نیروهای ائتلاف کار خود را آغاز کردند، متفاوت است.
السودانی در پاسخ به حملات مسلحانه گردان‌های حزب‌الله عراق به مقرها و تأسیسات خارجی گفت که هرگونه حمله مسلحانه در مناطقی که مستشاران مستقر هستند را محکوم می‌کنیم و به هیچ گروه مسلحی اجازه نمی‌دهیم امنیت و ثبات را بازیچه قرار دهد.
نخست‌وزیر عراق دریافت گزارش‌ها یا نشانه‌هایی از سوی ایران دربارهٔ پرتاب موشک و پهپاد در حمله به اسرائیل، به‌ویژه که حمله ایران، حریم هوایی عراق را نقض کرده، تکذیب کرد.
او دخالت عراق در تنش کنونی بین اسرائیل و ایران را رد و تأکید کرد که مشکل اصلی تشدید تنش کنونی، مسئله فلسطین است.
وی گفت: موضع ما لزوم توقف جنگ غزه و کمک رسانی است و هر گونه صحبت دیگری در مورد مسائل فرعی فرار از موضوع اصلی یعنی مسئله فلسطین است.


ترور شهروند لبنانی نزدیک به «حزب الله» و انگشت اتهام به سمت موساد


 
عکسی که از محمد سرور در شبکه های اجتماعی منتشر شد
  عکسی که از محمد سرور در شبکه های اجتماعی منتشر شد
TT

ترور شهروند لبنانی نزدیک به «حزب الله» و انگشت اتهام به سمت موساد


 
عکسی که از محمد سرور در شبکه های اجتماعی منتشر شد
  عکسی که از محمد سرور در شبکه های اجتماعی منتشر شد

یک شهروند لبنانی مرتبط با «حزب الله» نزدیک بیروت توسط چند نفر ناشناس ترور شد. علی محمد سرور در سال ۲۰۱۹ به اتهام انتقال پول از ایران به «حماس» در فهرست تحریم آمریکا قرار گرفت. گمانه زنی ها درباره نقش احتمالی عوامل مزدور «موساد» اسرائیل در این حادثه افزایش یافته است.
یک مقام ارشد امنیتی به «الشرق الاوسط» گفت «طرح ترور این فرد با مهارت تمام اجرا شده است و به همین دلیل انگشت اتهام به سمت موساد نشانه رفته». او افزود علی محمد سرور چند روز قبل از کشته شدنش ربوده و شکنجه شده بود.
برخی از اطلاعات به دست آمده نشان می دهند که علی محمد سرور هفت روز پیش داشت از یک صرافی واقع در محله بیت مری واقع در شرق بیروت پس از برداشت یک حواله به خانه برمی گشت که با فریب به یک خانه اجاره ای هدایت می شود. این خانه توسط یک زن به صورت آنلاین اجاره شده بود. سرور آنجا ربوده شده و به قتل می رسد.
سرور به اتهام ایجاد سهولت در انتقال پول از ایران به «حماس» در فهرست تحریم آمریکا بود. یک منبع امنیتی به فرانس پرس گفت «او بر اثر دستکم ۵ گلوله زخمی شد و با خود پول به همراه داشت اما قاتلان پول او را ندزدیدند. سرور در یکی از موسسات مالی «حزب الله» از متحدان «حماس» کار می کرد».


پنج سال پس از سرنگونی البشیر؛ چه چیزی از میراث او باقی مانده است؟


 
شهروندان سودانی از استان های این کشور با قطار برای شرکت در جشن های خیابانی به مناسبت سرنگونی رژیم البشیر وارد پایتخت شدند (آژانس عکس اروپا)
  شهروندان سودانی از استان های این کشور با قطار برای شرکت در جشن های خیابانی به مناسبت سرنگونی رژیم البشیر وارد پایتخت شدند (آژانس عکس اروپا)
TT

پنج سال پس از سرنگونی البشیر؛ چه چیزی از میراث او باقی مانده است؟


 
شهروندان سودانی از استان های این کشور با قطار برای شرکت در جشن های خیابانی به مناسبت سرنگونی رژیم البشیر وارد پایتخت شدند (آژانس عکس اروپا)
  شهروندان سودانی از استان های این کشور با قطار برای شرکت در جشن های خیابانی به مناسبت سرنگونی رژیم البشیر وارد پایتخت شدند (آژانس عکس اروپا)

ارتش سودان صبح یازدهم آوریل ۲۰۱۹ در بیانیه ای اعلام کرد که کنار صدها هزار نفر از معترضانی می ایستد که مقر ارتش در خارطوم را قرق کرده بودند. فرماندهی ارتش در آن بیانیه از برکناری پرزیدنت عمر البشیر و سرنگونی حکومت مورد حمایت اسلامگرایان و پایان یکی از طولانی ترین دوران زمامداری چکمه پوشان در منطقه خبر داد.
آن زمان گفته شد که صلاح عبد الله (قوش) مدیر سرویس امنیت و اطلاعات سودان شب دهم آوریل به البشیر گفته بود که بساط تحصن معترضان در اطراف مقر فرماندهی ارتش جمع خواهد شد اما گویا حرف های قوش «نیرنگی» بیش نبود که زمینه ساز برکناری البشیر شد. تجمع میلیونی معترضان سودانی در میادین تحصن نزدیک به مقر فرماندهی کل ارتش و بقیه ستادها و یگان های ارتش در استان های دیگر برگزار شد. آیا واقعا انقلاب شد؟ آیا رژیم سرنگون شد؟ آنهم حکومتی که به قول مخالفانش «استبداد دینی» بود و نفس مردم را در سه دهه گذشته برید و صدها هزار نفر را کشت و با جدایی جنوب سودان یک سوم مساحت کشور و مردمانش را از دست داد.
حالا ۵ سال از آن روزها و سرنگونی نظام عمر البشیر گذشت اما عده بسیاری از مردم سودان می گویند که حکومت البشیر همچنان ادامه دارد و میراث آن دوران هنوز پاک نشده است.


خطر گرسنگی در کمین ۵۰٪ ساکنان بخش های تحت کنترل حوثی ها در یمن


 
قیمت مواد غذایی در بخش های تحت کنترل حوثی ها سه برابر شد (سازمان ملل)
  قیمت مواد غذایی در بخش های تحت کنترل حوثی ها سه برابر شد (سازمان ملل)
TT

خطر گرسنگی در کمین ۵۰٪ ساکنان بخش های تحت کنترل حوثی ها در یمن


 
قیمت مواد غذایی در بخش های تحت کنترل حوثی ها سه برابر شد (سازمان ملل)
  قیمت مواد غذایی در بخش های تحت کنترل حوثی ها سه برابر شد (سازمان ملل)

برنامه جهانی غذا گفت ناامنی غذایی در بخش های تحت کنترل حوثی ها در یمن به حد بی سابقه ای تا پایان سال گذشته و اوایل سال جاری میلادی تشدید و گوشت و میوه از سبد مردم حذف شده و ۵۳ درصد جمعیت این مناطق باید پول قرض بگیرند تا غذا بخرند.
سازمان غذا و کشاورزی (فائو) چندی پیش گفت اظهارات مقامات حوثی درباره کاهش قیمت کالاها در بخش های تحت کنترلشان بی پایه و اساس است و در همین حال برنامه جهانی غذا یاد آور شد که قیمت مواد غذایی در بخش های یاد شده در سه ماه چهارم سال ۲۰۲۳ نسبت به قبل از آغاز بحران سه برابر شده است.

۲۳ درصد خانواده های یمنی قادر به تامین غذا نیستند (سازمان ملل)

گزارش برنامه جهانی غذا اضافه کرد که «خانواده های یمنی از پس هزینه محصولات غذایی برنمی آیند» و توضیح داد که عده فراوانی در این مناطق برای خرید غذای مناسب پول قرض می گیرند. داده های دیده بان امنیت غذایی نشان می دهد که ۵۸ درصد خانواده های شرکت کننده در این آمار که ساکن مناطق تحت کنترل حوثی ها هستند در سه ماه چهارم ۲۰۲۳ عمدتا برای خرید غذا پول قرض گرفته اند. این آمار نسبت به ارقام سال ۲۰۲۲ بیست درصد افزایش داشته است.
برنامه جهانی غذا درباره تعلیق توزیع غذا در بخش های تحت کنترل حوثی ها گفت که این سازمان همچنان درگیر بحران شدید تامین مالی برای کمک های نجات بخش است و به همین دلیل ناامنی غذایی برای خانواده های تحت پوشش سازمان در ماه های ژانویه و فوریه بدتر شد و این مشکلات با توجه به بحران دریای سرخ و تعلیق کمک ها کما کمان ادامه دارد.

غذا نیست

در گزارش چهارمین ارزیابی سالانه امنیت غذایی در یمن آمده که ناامنی غذایی در بخش های تحت کنترل حوثی ها در ماه های دسامبر و ژانویه به «بدترین حد خود در ۲۰۲۳» رسید و ۹۲ درصد خانواده های شرکت کننده در نظرسنجی سازمان مجبور شدند یک جوری با کمبود غذا و ادامه کاهش مصرف غذا کنار بیایند.
این گزارش بین المللی افزود که هزینه سبد غذای مردم یمن در سال گذشته به دلیل کاهش قیمت اقلام اولیه مثل آرد و روغن گیاهی و لوبیای قرمز ۱۲ درصد کاهش داشته اما تکلیف قیمت مواد غذایی در بخش های تحت کنترل حوثی ها مشخص نیست چرا که کمک های غذایی به حال تعلیق درآمدند و تنش در خاورمیانه و شمال آفریقا و سواحل دریای سرخ بالا گرفته است.

بیش از پنجاه درصد خانواده های یمنی برای خرید غذای مناسب پول قرض می گیرند (سازمان ملل)

گزارش امنیت غذایی خاطر نشان کرد که وضع امنیت غذایی در یمن همچنان مایه نگرانی بوده و ناامنی غذایی در بخش های تحت کنترل حوثی ها تا پایان سال ۲۰۲۳ همچنان بدتر می شود.
این گزارش گفت تعداد خانواده هایی که غذای کافی برای خوردن ندارند به «حد بسیار بالایی» رسیده است. ۲۴۰ درصد خانواده های یمنی در ۱۸ استان از مجموع ۲۲ استان غذای مورد نیازشان را نمی توانند تامین کنند.
گزارش توضیح داد «۶۰ درصد خانواده ها قادر به تامین نیازهای غذایی حداقلی خود نیستند و از هر ۴ خانواده یمنی یک خانواده (۲۳ درصد) با محرومیت شدید غذایی دست و پنجه نرم می کنند».

محرومیت شدید

برنامه جهانی غذا افزود «سبد غذایی این خانواده ها عمدتا از غلات تشکیل شده و یک روز در هفته سبزی و هر سه هفته یک بار لبنیات مصرف می کنند. گوشت و میوه از سبد این خانواده ها حذف شده است».
داده های برنامه جهانی غذا نشان می دهد که مارب و ضالع و لحج و شبوه بالاترین نرخ محرومیت غذایی در استان های تحت کنترل دولت در سه ماه چهارم ۲۰۲۳ را داشته اند که ما بین ۶۴ و ۶۹ درصد گزارش شده است.
استان های مارب و الضالع بالاترین نرخ جمعیت درگیر ناامنی غذایی بالا (بالاترین حد در شاخص بین المللی امنیت غذایی) را دارند و برنامه جهانی غذا تخمین زده که ۵۹ درصد جمعیت مارب و ۵۱ درصد جمعیت الضالع امنیت غذایی ندارند.

اکثر ساکنان یمن کمک های بشردوستانه دریافت می کنند (سازمان ملل)

برنامه جهانی غذا یادآور شد «تعداد خانواده های یمنی ساکن مناطق تحت کنترل حوثی ها که غذای کافی نمی خورند ۶ درصد افزایش یافته است که این بالاترین نرخ در طول یک سال در این مناطق است. تعداد خانواده های یاد شده از ۴۶ درصد در ماه نوامبر به ۵۰ درصد در ماه دسامبر رسیده است. ممکن است که این پدیده تبعات دیگری در این مناطق داشته باشد به خصوص اینکه برخی هم در این میان از تعلیق کمک های بشردوستانه کاسبی می کنند».
به گفته این سازمان بالاترین نرخ ناامنی غذایی در مناطق تحت کنترل حوثی ها در استان های بیضا و جوف و ریمه بین ۵۹ درصد تا ۶۹ درصد گزارش شده است. ناامنی غذایی در میان ساکنان مارب و مهره و ذمار و اب و حجه در سال گذشته افزایش چشمگیر داشته است.

أفاد برنامج الأغذية العالمي بأن تراجع الأمن الغذائي في مناطق سيطرة الحوثيين في اليمن وصل إلى مستويات غير مسبوقة مع نهاية العام الماضي، وبداية العام الحالي، وذكر أن اللحوم والفواكه باتت غائبة تقريباً عن سفر الطعام، وأن نحو 53 في المائة من السكان في تلك المناطق يستدينون الأموال لتوفير الغذاء.

وبعد تأكيد منظمة الأغذية والزراعة عدم دقة حديث الحوثيين عن انخفاض أسعار السلع في مناطق سيطرتهم، ذكر برنامج الغذاء العالمي أن الأسعار في مناطق سيطرة الجماعة خلال الربع الرابع من العام المنصرم كانت أعلى بثلاثة أضعاف من مستويات ما قبل الأزمة.

23 في المائة من الأسر اليمنية يعانون حرماناً شديداً في استهلاك الغذاء (الأمم المتحدة)

ووصف ذلك بأنه «يشكل تحدياً كبيراً للقدرة على تحمل تكاليف الغذاء»، وبين أن العديد من الأشخاص في تلك المناطق اعتمدوا على الاقتراض لتأمين نظام غذائي مناسب، وقد أظهرت بيانات رصد الأمن الغذائي أن نحو 58 في المائة من الأسر التي شملها المسح في المناطق الخاضعة لسلطات الحوثيين اعتمدت على الاقتراض كمصدر رئيسي للغذاء خلال الربع الرابع من العام المنتهي، وبزيادة 20 نقطة مئوية عن بداية العام الذي سبقه.

وبشأن إيقافه المساعدات الغذائية مؤقتاً في تلك المناطق، قال البرنامج إنه لا يزال يواجه أزمة تمويل خانقة للمساعدات المنقذة للحياة. وأكد أن وضع الأمن الغذائي تدهور بشكل ملحوظ بالنسبة للأسر المستفيدة من تلك المساعدات خلال شهري يناير (كانون الثاني)، وفبراير (شباط) الماضيين. ونبه إلى أن هناك تحديات مستمرة، لا سيما بالنظر إلى أزمة البحر الأحمر، وتوقف المساعدات.

عدم كفاية الغذاء

بحسب المراجعة السنوية الرابعة للأمن الغذائي في اليمن، فإن الأوضاع الغذائية في المناطق الخاضعة للحوثيين وصلت في ديسمبر (كانون الأول) الماضي «إلى أسوأ مستوى لها خلال عام 2023»، وأن نحو 92 في المائة من الأسر التي شملها الاستطلاع تبنت استراتيجية واحدة على الأقل للتكيف مع نقص الغذاء، واستمرار انتشار عدم كفاية استهلاك الغذاء.

وبينت المراجعة الأممية أن تكلفة السلة الغذائية انخفضت بنسبة 12 في المائة خلال العام المنتهي في كل أنحاء البلاد، مدفوعة بانخفاض أسعار المواد الغذائية الأساسية بما في ذلك دقيق القمح، والزيت النباتي، والفاصوليا الحمراء. لكنها نبهت إلى «حالة من عدم اليقين» بشأن اتجاهات أسعار المواد الغذائية في المناطق الخاضعة للحوثيين، نظراً لتوقف المساعدات الغذائية، وتصاعد التوترات في منطقة الشرق الأوسط، وشمال أفريقيا، وسواحل البحر الأحمر.

أكثر من نصف الأسر اليمنية اضطر للاقتراض لتوفير غذاء مناسب (الأمم المتحدة)

وذكر البرنامج الأممي أن وضع الأمن الغذائي في اليمن ظل مثيراً للقلق، ولاحظ تدهور هذا الوضع في مناطق سيطرة الحوثيين بحلول نهاية العام الماضي. وقال إنه من الممكن أن يساهم التوقف المستمر للمساعدات الغذائية الإنسانية في مزيد من التدهور.

ونبه إلى أنه على المستوى الوطني، تجاوزت نسبة الأسر التي أبلغت عن عدم كفاية استهلاك الغذاء عتبة «المرتفعة للغاية»، والبالغة 240 في المائة في 18 محافظة من أصل 22 محافظة يمنية.

وأوضح أن 60 في المائة من الأسر لم تتمكن من تلبية الحد الأدنى من احتياجاتها الغذائية، وعلاوة على ذلك، أبلغت واحدة من كل أربع أسر في اليمن (23 في المائة) عن حرمان شديد في استهلاك الغذاء، وبزيادة قدرها نقطتان مئويتان.

حرمان شديد

ووفق ما أورده برنامج الغذاء العالمي، فإن هذه الأسر تميل إلى العيش في الغالب على السعرات الحرارية من الحبوب، والسكريات، والدهون، في حين تتناول الخضراوات يوماً واحداً فقط في الأسبوع، والبقوليات، ومنتجات الألبان مرة واحدة كل ثلاثة أسابيع. وأكد أن اللحوم والفواكه «غائبة تقريباً عن وجبات هذه الأسر».

وأظهرت بيانات الغذاء العالمي أن الأسر في مأرب والضالع ولحج وشبوة سجلت أعلى معدل انتشار للأشخاص الذين يعانون من عدم كفاية الاستهلاك الغذائي بين المحافظات الخاضعة لسيطرة الحكومة خلال الربع الرابع من العام الماضي، وكانت النسبة بين 64 و69 في المائة.

وسجلت اثنتان من هذه المحافظات (مأرب والضالع) أعلى نسبة من السكان الذين يعيشون في المرحلة الثالثة من التصنيف الدولي للأمن الغذائي، ورجح البرنامج أن يعاني 59 في المائة و51 في المائة من سكانهما على التوالي من انعدام الأمن الغذائي.

يعيش أغلب اليمنيين على المساعدات الإنسانية (الأمم المتحدة)

وذكر برنامج الغذاء العالمي أن نسبة الأسر اليمنية التي أبلغت عن عدم كفاية استهلاك الغذاء في مناطق الحوثيين زادت بنسبة 6 في المائة، وقال إن هذا «هو أسوأ مستوى لوحظ في تلك المناطق على مدار العام»، حيث ارتفعت النسبة من 46 في المائة في نوفمبر (تشرين الثاني) الماضي إلى 50 في المائة في ديسمبر. وقال إنه من الممكن أن تسود عواقب أخرى في تلك المناطق، خاصة في أوساط المستفيدين من المساعدات الإنسانية التي توقفت.

وبموجب هذه البيانات سجلت ذروة انعدام الأمن الغذائي في مناطق الحوثيين في محافظات البيضاء، والجوف، وريمة، حيث تراوحت نسبة الأسر التي تعاني من عدم كفاية النظام الغذائي بين 59 إلى 69 في المائة. وقال البرنامج الأممي إن مأرب والمهرة وذمار وإب وحجة شهدت ارتفاعاً ملحوظاً في انتشار عدم كفاية استهلاك الغذاء طوال العام الماضي.

Read also


سعودی و تعدادی از کشورهای عربی چهارشنبه را عید فطر اعلام کردند


 رصد هلال ماه شوال در رصدخانه نجوم در حوطه سدیر (دانشگاه المجمعه)
 رصد هلال ماه شوال در رصدخانه نجوم در حوطه سدیر (دانشگاه المجمعه)
TT

سعودی و تعدادی از کشورهای عربی چهارشنبه را عید فطر اعلام کردند


 رصد هلال ماه شوال در رصدخانه نجوم در حوطه سدیر (دانشگاه المجمعه)
 رصد هلال ماه شوال در رصدخانه نجوم در حوطه سدیر (دانشگاه المجمعه)

پادشاهی عربی سعودی، بحرین، امارات متحده عربی، کویت، قطر، مصر، عراق، لبنان، سوریه و یمن اعلام کردند که سه شنبه ۹ آوریل، سی ام ماه مبارک رمضان است و چهارشنبه اولین روز عید سعید فطر خواهد بود.
دیوان عالی پادشاهی عربی سعودی اعلام کرد که شامگاه دوشنبه جلسه ای را برای بررسی داده‌های رسیده از دادگاه‌ها در مورد رؤیت هلال شوال، تشکیل داده و پس از بررسی و تأمل در تمامی موارد دریافتی، به دلیل عدم ثبوت رؤیت هلال، مقرر شد سه شنبه سی ام ماه مبارک رمضان و چهارشنبه روز عید سعید فطر باشد.
دیوان عالی سعودی عید سعید فطر را به خادم حرمین شریفین، ولیعهد سعودی و همه شهروندان و مسلمانان جهان تبریک گفت و از خداوند خواستار قبولی روزه و عبادات آنان و ایجاد آشتی بین آنان و حمایت از دین او و اعتلای کلام خدا و حفظ امنیت و ثبات و رفاه این کشور است.


تشدید تنش در مرز لبنان با اسرائیل


متصاعدشدن دود پس از حمله اسرائیل به یک روستای لبنانی در مرز با اسرائیل (AFP)
متصاعدشدن دود پس از حمله اسرائیل به یک روستای لبنانی در مرز با اسرائیل (AFP)
TT

تشدید تنش در مرز لبنان با اسرائیل


متصاعدشدن دود پس از حمله اسرائیل به یک روستای لبنانی در مرز با اسرائیل (AFP)
متصاعدشدن دود پس از حمله اسرائیل به یک روستای لبنانی در مرز با اسرائیل (AFP)

در پی کشته شدن 7 تن از نیروهای حزب الله و جنبش امل از شامگاه جمعه تا صبح شنبه، جبهه جنوب لبنان مجددا شاهد تشدید تنش بود.
این تشدید تنش ساعاتی پس از سخنرانی حسن نصرالله، دبیرکل حزب در مراسم بزرگداشت «روز جهانی قدس» صورت گرفت که در آن مجدداً بر پیوند جبهه جنوب با جبهه غزه تأکید کرده بود.
حزب الله و جنبش امل شب گذشته اعلام کردند که 6 تن از اعضای آنها در حملات اسرائیل در جنوب لبنان کشته شده اند. پیش از آن حزب الله در غروب جمعه از کشته شدن سه نیروی خود خبر داده بود. امل به رهبری نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان، نیز شامگاه جمعه ضمن اعلام کشته شدن سه تن از اعضای خود گفته بود «آنها در حال انجام ماموریت ملی و جهادی خود در دفاع از لبنان و جنوب کشته شدند». امل در روز شنبه نیز از کشته شدن یک امدادگر در «انجمن پیشاهنگان الرساله الاسلامیه»، به نام حسین عساف (متولد 2006) «در نتیجه تهاجم خائنانه اسرائیل به شهر میس الجبل» خبر داده بود.
از سوی دیگر، عملیات‌ حزب‌الله علیه سایت‌های اسرائیلی تشدید شد، همزمان مواضع مخالف کشاندن لبنان به جنگ بلند شده است.
از سوی دیگر، تحلیلگران آخرین سخنرانی نصرالله را تکرار سخنرانی های قبلی وی آنهم با بن مایه دفاعی دانستند و گفتند که او از سقف معمول یعنی عدم گسترش جنگ عدول نکرد.
متحد سابق حزب الله، رئیس جنبش آزاد میهنی، بار دیگر به او حمله کرد و گفت: «هرکس معتقد است که می تواند شهروندان را کنترل کند و در عین حال می خواهد بر اسرائیل پیروز شود، متوهم است». او مخالفت خود را از وارد شدن به «جنگ هایی که به نفع لبنان نیست» اعلام کرد.


مخالفت جمهوری‌خواهان با دیدار بایدن و السودانی

محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر عراق  (AP)
محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر عراق (AP)
TT

مخالفت جمهوری‌خواهان با دیدار بایدن و السودانی

محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر عراق  (AP)
محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر عراق (AP)

هشت عضو جمهوری‌خواه سنای آمریکا مخالفت خود را با دیدار آتی جو بایدن، رئیس‌جمهور ایالات متحده و محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر عراق که قرار است در اواسط آوریل برگزار شود، اعلام کردند.
سناتور جمهوری‌خواه تام کاتن به همراه ۷ تن دیگر از همراهانش نامه ای برای بایدن ارسال کردند و از او خواستند که برای عراق شروطی بگذارد؛ بارزترین آنها «عدم دادن امتیاز بیشتر به ایران» و مداخله «برای از سرگیری صادرات نفت از اقلیم کردستان عراق» است. آنها دولت عراق را به «همکاری با ایران» علیه اقلیم کردستان متهم کردند.
کاتن گفت که دولت عراق هنوز تحت نفوذ قابل توجه ایران است و سالانه حدود ۳ میلیارد دلار به شبه نظامیان نیروهای الحشد الشعبی، گروه مورد حمایت ایران می‌دهد؛ از جمله این نیروها ۴ گروه توسط ایالات متحده به عنوان تروریست طبقه‌بندی شده‌اند.
امضاکنندگان این نامه تأکید کردند که قبل از انجام این دیدار شرط می‌کنند که دولت بایدن بر کاهش نفوذ ایران در عراق و بسیج حمایت از شرکای خود در کردستان تمرکز کند.
آنها بر مطالبه السودانی برای بازگشایی خط لوله بین عراق و ترکیه تأکید کردند تا اقلیم کردستان بتواند نفت صادر کند و در نتیجه مانع از تهدید منابع مالی دولتی و خصوصی آمریکا توسط نفوذ تهران در بغداد شود.
با وجود این، پس از انتشار متن رسمی کاخ سفید در روزهای اخیر که شامل برجسته‌ترین موضوعاتی بود که مورد بحث قرار می‌گیرد، انتظار نمی‌رود پیام جمهوری خواهان منجر به تغییری در برنامه سفر السودانی به واشینگتن شود.


طرح اسرائیل برای به تعویق انداختن «راه حل دائمی» به مدت ۵ سال

سيدة فلسطينية خلال صلاة الجمعة في باحة المسجد الأقصى أمس (إ.ب.أ)
سيدة فلسطينية خلال صلاة الجمعة في باحة المسجد الأقصى أمس (إ.ب.أ)
TT

طرح اسرائیل برای به تعویق انداختن «راه حل دائمی» به مدت ۵ سال

سيدة فلسطينية خلال صلاة الجمعة في باحة المسجد الأقصى أمس (إ.ب.أ)
سيدة فلسطينية خلال صلاة الجمعة في باحة المسجد الأقصى أمس (إ.ب.أ)

طرح جدیدی در اسرائیل برای آنچه «روز پس از جنگ» نامیده می‌شود، پیشنهاد شده است که شامل راه‌حل‌های موقت برای توقف وخامت اوضاع در سرزمین‌های فلسطینی است، اما «راه‌حل دائمی» را به مدت پنج سال به تعویق می‌اندازد.
طرح جدید توسط یکی از اعضای شورای فرماندهی جنگ، گادی آیزنکوت، ارائه شد. این طرح خواستار به تعویق انداختن اجرای راه حل دائمی مسئله فلسطین به مدت پنج سال است که در طی آن رهبری فلسطین مورد آزمایش قرار خواهد گرفت که اگر به آنچه او «مبارزه با تروریسم و تحریک علیه اسرائیل» می‌خواند متعهد است یا خیر و همچنین سرویس‌های امنیتی اسرائیل کنترل امنیت از دریا تا رودخانه را در دست دارند و روند حذف توان نظامی حماس همچنان ادامه داشته باشد.
بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در ۲۲ فوریه، طرح دیگری تحت عنوان «روز پس از حماس» ارائه کرد که در آن هرگونه راه حل جدی برای مسئله فلسطین را رد کرد.
با این حال، پیشنهاد آیزنکوت که متن آن توسط «الشرق الاوسط» منتشر شده است، به وضوح از رد پروژه‌های شهرک سازی در غزه و کرانه باختری صحبت می‌کند.
این پیشنهاد بر روابط بین‌المللی و منطقه‌ای اسرائیل به‌ویژه با ایالات متحده و «کشورهای صلح‌آمیز عربی» تأکید می‌کند.
این در حالی است که هشت وزیر نماینده نوار غزه در دولت جدید فلسطین به ریاست محمد مصطفی روز گذشته به منظور ادای سوگند قانون اساسی وارد رام‌الله شدند که قرار است فردا در مقر ریاست جمهوری فلسطین برگزار شود.
از سوی دیگر، رئیس‌جمهور جو بایدن دیروز گفت که رنج ناشی از جنگ غزه «من را نابود کرد». او مجدداً خواستار «آتش‌بس فوری حداقل شش هفته ای» شد.
این در حالی است که مجله پولیتیکو به نقل از مقامات آمریکایی گفته است که مقامات دولت بایدن در حال انجام مذاکرات اولیه در مورد گزینه‌هایی برای دستیابی به ثبات در غزه پس از جنگ از جمله پیشنهادی مبنی بر کمک پنتاگون به یک نیروی چندملیتی یا یک تیم حافظ صلح فلسطینی هستند.


اسرائیل تعقیب حزب‌الله در سوریه و لبنان را تشدید کرد

اسرائیل تعقیب حزب‌الله در سوریه و لبنان را تشدید کرد
TT

اسرائیل تعقیب حزب‌الله در سوریه و لبنان را تشدید کرد

اسرائیل تعقیب حزب‌الله در سوریه و لبنان را تشدید کرد

هدف قرار دادن حضور نظامی ایران در سوریه و حزب‌الله در «همه جا» از سوی اسرائیل تشدید بی‌سابقه‌ای را نشان می‌دهد؛ این رویکرد یک رویارویی همه‌جانبه را پس از رسیدن «هزینه جان انسان‌ها» به سقفی نشان می‌دهد که حزب‌الله نمی‌تواند با توجیه «مشغول‌کردن» به خاطر غزه آن را تحمل کند.
در حالی که حزب‌الله از کشته شدن هفت تن از اعضای خود، از جمله علی نعیم، که ارتش اسرائیل او را به عنوان معاون فرمانده یگان موشکی و راکتی این حزب توصیف کرد، خبر داد، یواف گالانت وزیر دفاع اسرائیل گفت، کشورش از حالت دفاعی به حالت تعقیب حزب‌الله روی می‌آورد و محل فعالیت این گروه در بیروت، بعلبک، صور، صیدا، نبطیه، دمشق، در تمام طول جبهه یا هر مکان دوردست دیگر را هدف حمله قرار خواهد داد.
گالانت در سخنان خود، به مسئولیت اسرائیل در حملات به مناطقی در نزدیکی فرودگاه حلب و کشته شدن ۳۷ نیروی رژیم سوریه و ۷ نیروی حزب‌الله اشاره کرد.
وب سایت وای نت گزارش داد که حمله اسرائیل به فرودگاه حلب یک «محموله خاص» تسلیحات ایرانی را در مکانی در داخل فرودگاه هدف قرار داد.
این گزارش اشاره کرد که این محموله شامل موشک‌های هدایت شونده، هواپیماهای بدون سرنشین یا تجهیزاتی برای بهبود دقت موشک است و به عنوان بخشی از آمادگی حزب‌الله برای جنگ احتمالی همه‌جانبه با اسرائیل، به حزب‌الله ارسال شده است.
دیده‌بان حقوق بشر سوریه اعلام کرد که حملات اسرائیل یک انبار موشک حزب‌الله را هدف قرار داده است و یک مرکز آموزشی در نزدیکی آن در منطقه جبرین، نزدیک فرودگاه بین‌المللی حلب واقع شده است.
دیده‌بان می‌گوید این حمله «خشونت آمیزترین حملات اسرائیل به سوریه در ۳ سال گذشته» است.


توافق حشد الشعبی با ترکیه علیه «برادران خونی».. «موافقت» بدون ضمانت ایران

سرباز عراقی در شهر سنجار که ۳ سال بعد از پس گرفتن آن از «داعش» همچنان ویرانه است (آسوشیتد پرس)
سرباز عراقی در شهر سنجار که ۳ سال بعد از پس گرفتن آن از «داعش» همچنان ویرانه است (آسوشیتد پرس)
TT

توافق حشد الشعبی با ترکیه علیه «برادران خونی».. «موافقت» بدون ضمانت ایران

سرباز عراقی در شهر سنجار که ۳ سال بعد از پس گرفتن آن از «داعش» همچنان ویرانه است (آسوشیتد پرس)
سرباز عراقی در شهر سنجار که ۳ سال بعد از پس گرفتن آن از «داعش» همچنان ویرانه است (آسوشیتد پرس)

«حشد الشعبی» وارد یک معامله محوری بین بغداد و آنکارا شده است، ایران نیز در مرکز این توافق جای گرفته است. منابع عراقی و ترکیه ای می گویند که توافق اخیر بین عراق و ترکیه صرفا اقدام نظامی علیه حزب کارگران کردستان (پ ک ک) نیست بلکه اصل توافق درباره اقدامات بنیادین در خصوص وضع خاورمیانه در فردای جنگ غزه است.
یک مقام ترکیه ای در گفت‌وگو با «الشرق الاوسط» بخشی از «برنامه آنکارا» را توضیح داد و گفت «این طرح در قالب آماده سازی برای تحولات فردای جنگ در غزه است و ترکیه در نظر دارد تنش صفر را با کشورهای منطقه به خصوص عراق در پیش بگیرد».
تهران در جریان این تحولات قرار دارد و به همین دلیل بحث حضور «حشد الشعبی» در برنامه ترکیه برای مقابله حزب ممنوعه «پ ک ک» در شهر سنجار (شمال غرب) مطرح شد اما عناصر مسلح «پ ک ک» و گروه های شیعی به عنوان «برادران خونی» ممکن است همه این برنامه جدید ترکیه را برهم بزنند.
اطلاعاتی که از منابع عراقی به دست «الشرق الاوسط» رسیده با اظهارات وزیر خارجه ترکیه انطباق دارد. وزیر خارجه ترکیه هفته گذشته در گفت‌وگو با «سی ان ان ترک» گفت «ترکیه و یک نهاد رسمی که دولت عراق آن را تامین مالی می کند درباره سنجار به تفاهم رسیدند».
به نظر می رسد که ترکیه این‌دفعه بار سیاسی و نظامی سنگینی روی دوش عراق انداخته تا با برقراری مناسبات جامع تر، از دست تنش ادامه دار در مرزهای جنوبی اش راحت شود، اما موفقیت این معامله به دلیل گروکشی های داخلی در بغداد و نفوذ فزاینده حزب «کارگران کردستان» در سنجار تضمین شده نیست.

منابع عراقی معتقدند که «این تحرک فراگیر ترکیه» بخشی از تدارکات کشورهای منطقه برای جمع و جور کردن خاورمیانه پس از جنگ غزه است که «از میان برداشتن کانون های تنش امنیتی» را شامل می شود.

آنچه گذشت

هاکان فیدان وزیر خارجه ترکیه و فواد حسین همتای عراقی اش و چند تن از مقامات امنیتی از جمله فالح الفیاض و قاسم الاعرجی رئیس سرویس امنیت ملی ۱۳ مارس در بغداد دیدار کردند.

دولت عراق پس از این دیدار در بیانیه ای گفت «حضور حزب کارگران کردستان در خاک عراق از نظر دولت عراق خلاف قانون است». این اظهارات رضایت طرف ترک را به دنبال داشت. حلقه های امنیتی ترکیه از طرح احداث «منطقه حائل» تا عمق ۴۰ کیلومتر برای نابودی «پ ک ک» خبر دادند که از سلیمانیه (شمال) تا سنجار و از آنجا تا مرزهای سوریه کشیده می شود.
یاشار گولر وزیر دفاع ترکیه عصر آن روز سوار هواپیمای به مقصد آنکارا نشد و شب را در پایگاه لشکر سه پیاده نظام ترکیه در استان حکاری سپری کرد. روز بعد سیگنال هایی از آنکارا رسید که نشان می داد ترکیه یک برنامه کامل در سر دارد.

دو عضو «یگان های مقاومت سنجار» در حال کار گذاشتن بمب کنار جاده ای در مسیر پیکارجویان «داعش» نزدیک روستای ام الذیبان (آرشیو- رویترز)

ساعت صفر ترکیه

دو منبع در بغداد و اربیل گفتند که نهادهای عراقی همواره به آنکارا می گفتند که «در مبارزه با حزب کارگران کردستان رویکرد بردباری در پیش گرفته اند» و این رویکرد جواب نداد. اما گویا ترکیه در نهایت به این نتیجه رسیده که باید کار را یکسره کرد.
منابع عراقی به «الشرق الاوسط» گفتند محورهای اصلی این برنامه ترکیه قبل از سفر هاکان به بغداد به دولت عراق ابلاغ شد که گویا ایران هم به وضع جدیدی که در ارتباط با حزب «کارگران کردستان» برقرار خواهد شد چراغ سبز نشان داده است.
گفت‌وگوهای رسمی که آغاز شد «همه چیز حتی ساعت صفر آماده بود». یک مقام عراقی گفت «نکته جدید این است که این اولین باری است که دو کشور بر سر چنین برنامه ای توافق کرده اند و (حشد الشعبی) هم نقش پشتیبان در برخی بخش ها را ایفا خواهد کرد».
البته هنوز مشخص نیست که چرا ایران به برنامه از میان برداشتن حزب «کارگران کردستان» در عراق چراغ سبز نشان داده و اصولا این برنامه چطور انجام خواهد شد چرا که عناصر مسلح «پ ک ک» و شبه نظامیان وابسته به ایران از ۲۰۱۶ به این سو به موازات یکدیگر در یک مسیر استراتژیک مهم برای ایران که دمشق و بیروت را متصل می کند فعالیت می کنند.

منابع عراقی می گویند «یکی از بخش های معامله این است ترکیه نقش واسطه بین آمریکایی ها و ایران دارد تا فتیله را در عراق پایین بکشند و ایران با ضمانت ترکیه نقش پررنگ تری در داد و ستد منطقه ای خواهد داشت و بغداد نیز با کمک ترکیه بحران های پیچیده ای مثل صادرات نفت و ناکارآمدی در اقلیم کردستان و کرکوک را پشت سر می گذارد و سهم بیشتری در توسعه تجاری فرامرزی ایفا می کند. این معامله چندین قرارداد و توافق را یکجا جمع کرده است».

ترکیه در فردای جنگ غزه

یک دیپلمات عراقی درباره بخش سیاسی این توافق پس از جنگ غزه می گوید «آنها دارند در همه سطوح خود را برای تحولات پیش بینی شده فردای جنگ غزه آماده می کنند». یک مشاور ترکیه ای در گفتگو با «الشرق الاوسط» گفت «آنکارا برنامه ای تنظیم کرده که بنود گوناگونی دارد و شامل غزه و کشورهای منطقه در فردای جنگ می شود».
این مقام ترکیه ای که نخواست نامش منتشر شود توضیح داد «وزارت خارجه و دستگاه های امنیتی ترکیه حدود پنج ماه پیش برنامه ای تهیه کردند و در آن گزینه های آنکارا درباره پیامدهای جنگ غزه و چگونگی کنار آمدن با تحولات پیش بینی شده در فردای جنگ مطرح شده است». او افزود عراق و سوریه «در این برنامه جای دارند».
اثیل النجیفی سیاستمدار سنی و استاندار سابق نینوا واقع در شمال عراق در این باره به «الشرق الاوسط» گفت «همه کشورهای منطقه به این نتیجه رسیدند که وضع منطقه پس و پیش از جنگ غزه تفاوت دارد و استراتژی قدرت های بزرگ در خاورمیانه دستخوش تغییر و تحول خواهد شد».
النجیفی افزود «اقدامات پیشدستانه برای کنار آمدن با این تحولات ضروری به نظر می رسد که شامل آمادگی برای ایفای نقش پررنگ تر در آینده نزدیک می شود و یا اینکه آمادگی برای جلوگیری از هر گونه طرح و برنامه ای که امنیت ملی این کشورها را تهدید خواهد کرد». او خاطر نشان کرد «ترکیه بیشتر از کشورهای دیگر منطقه به فکر محاسبات استراتژیک برای تامین منافع خود است».
با این حال یک دیپلمات ترک گفت «عملیات نظامی ترکیه در عراق به وضع غزه ربط ندارد و احتمالا در ماه ژوئن آغاز می شود».
بناست که رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه پس از ماه رمضان اواخر ماه آوریل به عراق سفر کند و یک موافقتنامه برای احداث مرکز عملیات مشترک و منطقه حائل امضا می کند. منابع ترکیه ای می گویند «ساعت صفر پس از بازگشت اردوغان به ترکیه آغاز فرا می رسد».
یک سیاستمدار عراقی وابسته به ائتلاف «چارچوب هماهنگی» معتقد است آنکارا می خواهد از مناطق تحت نفوذ «پ ک ک» «منطقه ای برای همکاری بی دردسر» بسازد و ترک ها «می خواهند بازیگران منطقه ای درگیر این مساله تا قبل از فردای جنگ غزه تنش زدایی کنند».
چرا ترکیه حالا این بار سنگین را به دوش عراق انداخته است؟ شاید اظهارات این سیاستمدار عراقی جواب این سوال باشد. النجیفی معتقد است «ترکیه با توجه به فضای ملتهب در منطقه می خواهد تنش و درگیری به خاک این کشور کشیده نشود و به همین دلیل از عراق و سوریه خواسته تا اقدامات مستقیم و قاطعی در برابر حزب کارگران کردستان اتخاذ کنند تا پ ک ک بحران ساز نشود».
این اظهارات و اطلاعات با گفته های برخی منابع عراقی درباره دیدگاه تهران انطباق دارد که گویا ایران به ترکیه چراغ سبز داده که برنامه اش را در عراق پیش ببرد. یک سیاستمدار عراقی می گوید بغداد هم جواب این موافقت ایران را با کشیدن پای «حشد شعبی» به گفتگوها و رایزنی های رسمی بین ترکیه و عراق داد اما سه کشور همچنان درباره بخش رویارویی نظامی با «پ ک ک» در سنجار در حال گفتگو هستند.
طبق برنامه ترکیه ارتش ترکیه دست به عملیات نظامی گسترده در مناطق کوهستانی اقلیم کردستان خواهد زد و عراق در این عملیات حمایت اطلاعاتی و نقشه و داده های لازم را در اختیار ترکیه می گذارد و مرزها را کنترل می کند.
سلیمانیه و سنجار در دو سمت منطقه حائل ترکیه واقع شده اند و مناطقی از آن تحت نفوذ ایران است و بدین دلیل آنکارا باید تدابیر سیاسی و امنیتی متفاوتی در این مناطق اجرا کند.
یک منبع کرد به «الشرق الاوسط» گفت «ترکیه در نظر دارد حزب کارگران کردستان در سلیمانیه را از طریق ایجاد مناسبات جدید با بافل طالبانی رهبر اتحادیه میهنی کردستان تصفیه و زمینه های همکاری با او برقرار و مشکل با حزب دموکرات در اربیل را حل و فصل کند».
اثیل النجیفی می گوید رهبران «اتحادیه میهنی کردستان» از جمله بافل طالبانی نمی توانند جلوی بند و بست و معاملات کشورهای اصلی در منطقه را بگیرند و این توافق بی گمان با چراغ سبز ایران و حمایت عراق و ترکیه و نیز حکومت اقلیم کردستان اجرا خواهد شد.

گره کار در سنجار

حالا ممکن است که معامله با یکی از طرف های کرد مخالف ترکیه با تفاهم ایران جوش بخورد اما وضع سنجار پیچیده تر این حرف هاست. برنامه ترکیه این است که «حشد شعبی» مسئولیت سنجار را به عهده بگیرد.
اثیل النجیفی در گفتگو با «الشرق الاوسط» گفت «گروه های نظامی شیعه صرفا در سنجار نفوذ دارند و تاثیری در بقیه بخش ها ندارد. دستکم مرحله اول عملیات نظامی زمینی در سنجار نخواهد بود و ترکیه انتظار دارد که حکومت اقلیم کردستان و با موافقت حکومت فدرال همکاری بیشتری داشته باشد.

سنجار یک شهرستان مرزی بین ترکیه و سوریه و عمدتا ایزدی نشین است و گروه های مسلح متعددی در منطقه مستقر هستند و به قول یک مقام بومی سنجار «حتی ارتش عراق در سنجار مثل یک گروه شبه نظامی رفتار می کند».
این مقام محلی در سنجار افزود «وضع سنجار مثل وضع بیروت در روزهای جنگ داخلی شده است.. مناطق درگیری بین طرفین نزدیک به هم هستند.. دست همه گروه های مسلح وابسته به بازیگران منطقه ای و محلی روی ماشه است».

یکی از اعضای ارشد وابسته به یکی از گروه های مسلح شیعه می گوید ائتلاف علنی میان «حشد شعبی» و حزب «کارگران کردستان» رو به رشد است و این دو مجموعه پس از دوران نبرد با داعش «برادران خونی» شده اند.

Facts

توافق عادی سازی روابط در سنجار ۲۰۲۰

  • مسئولیت برقراری امنیت فقط و فقط با پلیس محلی و دستگاه امنیت ملی و اطلاعات است.
  • جمع کردن همه گروه های مسلح غير بومی.
  • انتخاب ۲۵۰۰ نفر در سازمان دستگاه امنیت داخلی سنجار.
  • پایان حضور «حزب کارگران کردستان» در سنجار و اطراف آن.
  • کمیته مشترک بازسازی با حضور نمایندگانی از حکومت بغداد و اربیل.

«برداران خونی» کار همدیگر را یکسره می کنند

البته هنوز مشخص نیست که «حشد شعبی» چطور می خواهد عناصر مسلح حزب «کارگران کردستان» را تصفیه کنند چرا که این دو گروه در چندین سال گذشته همواره همرزم بودند.
اطلاعات ضد و نقیضی درباره ماهیت این اتحاد و ائتلاف وجود دارد. دو نفر از رهبران دو گروه شیعی به «الشرق الاوسط»‌ گفتند «دو طرف خدمات متقابل دارند. حشد شعبی اماکن امن و بی خطر برای برخی از رهبران حزب «کارگران کردستان» در سنجار و تل کیف و دشت نینوا و مرکز موصل فراهم می کند و حزب «کارگران کردستان» خدمات لجستیک و نظامی به حشد شعبی می دهد».
با این حال ۳ منبع میدانی که یکی از آنها رهبر یکی از گروه های شیعی با نفوذ در بغداد است گفتند «این ائتلاف صرفا در همین حد است چرا که تصمیم ائتلاف بین حشد شعبی و «کارگران کردستان» از سوی ایران گرفته شده است».

سربازان عراقی روی کامیونی در یکی از پایگاه های واقع در سنجار ۳ مه ۲۰۲۲ پس از حمله ارتش عراق به «یگان های مقاومت سنجار» که در ترکیه ممنوع هستند (آسوشیتد پرس)

این منابع افزودند ««حزب کارگران کردستان» از نفوذ و اقتدار بسیاری برخوردار است و هیچ یک از دستگاه های امنیتی عراق تصور دقیقی درباره قدرت و توان نظامی و تسلیحاتی این حزب کرد ندارد.. حتی ارتش عراق در دو رویارویی مسلحانه با عناصر «پ ک ک» در سنجار در دوران نخست وزیر سابق مصطفی الکاظمی شکست خورد».
این منابع یادآور شدند «عناصر مسلح حزب کارگران کردستان در چندین سال گذشته شبکه تونلی پیچیده در سنجار به خصوص در مناطق کوهستانی ایجاد کردند». خبرنگاران محلی در سنجار به «الشرق الاوسط» گفتند که آنها کامیون های فراوان حامل کارگران حفاری را دیده اند که از میدان های سنجار به سمت سایت های حفاری تونل ها اعزام شدند.
«الشرق الاوسط» درباره این تونل ها پرسش هایی با مقام های محلی در سنجار و عناصر گروه های مسلح شیعه مطرح کرد اما آنها از اظهار نظر در این باره خودداری کردند.

«نیروی کارکشته»

یک سیاستمدار برجسته در استان نینوا در شمال گفت «حزب کارگران کردستان نیروهای مجرب و کارکشته در بخش های گوناگون مثل استقرار و اعزام و کنترل» هستند. بنابراین مشخص نیست که حشد شعبی چگونه می خواهد کار «پ ک ک» را یکسره کنند و یا به ترکیه برای تصفیه آنها کمک کند.
محما خليل فرماندار سابق سنجار معتقد است «یک راه حل وجود دارد. باید همه عناصر مسلح بیگانه را بدون استثناء بیرون راند و اداره امور امنیتی را به دست ساکنان سنجار سپرد». او به توافقی که دو سال پیش درباره عادی سازی روابط در سنجار امضا شد اشاره کرد.