جنگ ایران در عراق ادامه دارد… صحنه‌هایی از تکمیل نفوذ گروه‌های مسلح

فئودال‌های جدید زمین‌ها را می‌بلعند… و رازهای بازی ادغام سلاح

«یکی از نیروهای الحشد الشعبی با یک موتورسیکلت در حال گشت‌زنی در غرب کشور (از سایت این نهاد)»
TT

جنگ ایران در عراق ادامه دارد… صحنه‌هایی از تکمیل نفوذ گروه‌های مسلح

«یکی از نیروهای الحشد الشعبی با یک موتورسیکلت در حال گشت‌زنی در غرب کشور (از سایت این نهاد)»

«اگر ناگزیر از سقوط شدی، شهاب‌سنگ باش». عبارتی که بر دیواری در داخل منطقه سبز بغداد نوشته شده است. در کنار آن، نقاشی جنگجویانی بی‌چهره دیده می‌شود که کلاه‌خود بر سر دارند و سلاح حمل می‌کنند. به نظر می‌رسد آن‌ها آماده جنگیدن در جبهه‌های مختلف هستند.
به احتمال زیاد، مقام‌های ارشد و افسران بغداد هنگام رفتن به دفتر کارشان در ساختمان‌های دولتی، از کنار این دیوارنگاره می‌گذرند؛ از جمله فرماندهان گروه‌های وابسته به «ارحشد الشعبی». اما پس از گذشت حدود دو ماه از جنگ آمریکا و ایران، روشن شده است که بسیاری از آن‌ها نمی‌خواهند شهاب‌سنگ‌هایی باشند که سقوط می‌کنند.
یک روز پیش از جنگ، تلاش می‌کردم در بغداد گفت‌وگو‌هایی انجام دهم. مقام‌های عراقی که با آن‌ها دیدار کردم، درگیر نشست‌های «فوری» بودند. یکی از آن‌ها گفت که کارمندان وزارت مهاجرت عراق در بحث‌هایی درباره وضعیت «هشدار احتمالی» شرکت کرده‌اند؛ چیزی که از نظر او «نشانه‌ای بسیار نگران‌کننده» بود.
بغداد صبح ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، با غرش حملات هوایی در تهران لرزید. عصر همان روز به ما گفته شد که تصویری از پیکر علی خامنه‌ای، رهبر ایران، چند ساعت پیش از اعلام خبر کشته شدنش توسط رئیس‌جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، به گوشی تلفن‌های فرماندهان «چارچوب هماهنگی» رسیده بود. سپس یکی از عجیب‌ترین شب‌های پایتخت عراق آغاز شد.
در بغداد، دو دسته از متحدان تهران دیده می‌شوند که در دو سوی کاملاً متضاد ایستاده‌اند. به نظر می‌رسید آن‌ها یا برای تسویه‌حساب‌هایی آماده می‌شوند که سال‌ها خاموش مانده بود، یا خود را برای تولدی تازه مهیا می‌کنند؛ تولدی که از سال ۲۰۰۳ بارها و بارها تکرار شده است.

«معترضی که پرچم ایران را در دست دارد، در جریان تلاش گروهی از معترضان برای یورش به دروازه منطقه سبز در مارس ۲۰۲۶ (الشرق الأوسط)»

«آیا این‌ها واقعاً پیرو خامنه‌ای هستند؟»

روز دوم جنگ. منطقه سبز در حالت آماده‌باش است. خیابان‌های بسته، موانع و ایست‌های بازرسی، نیروهای امنیتی که افرادی را که مجوز ورود به منطقه دولتی ندارند، بررسی می‌کنند. حکومت نظامی اعلام نشده، اما عملاً در میان یک منع رفت‌وآمد اعلام‌نشده حرکت می‌کنی.
عصر همان روز، جنبش «عصائب اهل الحق» به رهبری قیس الخزعلی، مجلس عزاداری برای علی خامنه‌ای برپا کرد. ده‌ها نفر در نزدیکی پل جمهوری در مرکز بغداد تجمع کردند. کاروانی از خودروهای «شورولت تاهو» ــ که میان طیف گسترده‌ای از سیاستمداران، مقام‌ها و رهبران گروه‌های مسلح محبوب است ــ آن‌ها را همراهی می‌کرد. عزاداران زیر بنای تاریخی «یادمان آزادی» پلاکاردهایی در سوگ خامنه‌ای در دست داشتند و حلقه‌ای از نیروهای امنیتی از آن‌ها محافظت می‌کرد؛ بی هیچ درگیری.
رفت‌وآمد روی پل عادی بود. خودروها روان به سمت دروازه شرقی منطقه سبز حرکت می‌کردند، جز تجمع کوچکی از خبرنگاران شبکه‌های حزبی که از سوی گروه‌های دارای نفوذ در دولت تأمین مالی می‌شوند و با «عزاداران کشته شدن خامنه‌ای» گفت‌وگو می‌کردند. همبستگی‌ای خاموش بود که دیری نپایید و جمعیت پراکنده شد.
در سال ۲۰۱۹، همین صحنه خونین بود؛ زمانی که صدها جوان که تقریباً هر روز علیه فساد و نفوذ ایران در بغداد با شعار «ایران برا برا/ ایران برو بیرون» تظاهرات می‌کردند، کشته یا زخمی شدند. اکنون، پس از گذشت ۷ سال و ۴۰ روز از جنگ، دیگر صدای آن‌ها شنیده نمی‌شود؛ برخی از آنان کاملاً در احزاب ائتلاف حاکم ادغام شده‌اند.
در فاصله ۴ کیلومتری از آن عزاداری خاموش، اوضاع در پل معلق منتهی به ورودی غربی منطقه سبز خشن و پرهیاهو بود. ده‌ها نفر بی‌اعتنا به موانع امنیتی به جلو هجوم می‌بردند. آن‌ها می‌خواستند به سفارت آمریکا برسند. جوانانی را دیدم که با سوز گریه می‌کردند، به رهگذران خیره می‌شدند و کسانی را که نشانی از اندوه نداشتند، زیر نظر می‌گرفتند؛ گویی می‌پرسیدند: «مگر می‌شود غمگین نباشی؟»
در نگاه نخست، اعتراض‌ها خودجوش به نظر می‌رسید. چهره‌ها هم‌زمان هراسان و خشمگین بودند. برخی به سوی نیروهای امنیتی ــ که ورودی پل را با موانع فولادی و خودروهای بزرگ حامل آب‌پاش بسته بودند ــ سنگ پرتاب می‌کردند. برخی دیگر پرچم‌های ایران را در دست داشتند و علیه ترامپ، «قاتل رهبر»، شعار می‌دادند.
یک بولدوزر بزرگ، جمعیت را به سمت مانع امنیتی شکافت؛ پشت سرش ابری سیاه، موجی از گردوغبار و مردان نقاب‌دارِ چوب‌به‌دست حرکت می‌کردند. تیراندازی با گلوله جنگی و شلیک گاز اشک‌آور آغاز شد. بولدوزر مقابل یک دیوار بتنی متوقف شد و موتور آن، بی‌آنکه بتواند دژ امنیتی را بشکند، از کار افتاد؛ و همین باعث شد شعارها بلندتر و پرطنین‌تر شوند.
از یکی از معترضان پرسیدم اگر راه به سمت سفارت واشنگتن باز باشد چه خواهد کرد. گفت: «نمی‌دانم. مهم نیست. حتی اگر خودم را روی یک تانک بیندازم». از پرسش من تعجب کرده بود و تلاش می‌کرد متوجهم کند: «رهبر ما را کشتند... او ولیّ ما بود. می‌دانی این یعنی چه؟». در طول شب، مقام‌ها اعلام کردند که ده‌ها نفر از هر دو طرف ــ معترضان و نیروهای امنیتی ــ زخمی شده‌اند.
واقعیت این بود که تا چند روز پیش، هر دو در یک صف بودند؛ دولت و گروه‌های مسلح. معترضان در هر دو پل نیز پیش از کشته شدن خامنه‌ای، در یک سنگر قرار داشتند. «گروه‌ها»، «مقاومت» و «الحشد الشعبی» در روزهای بعد، راه‌ها و آسمان را برای پهپادها و حملات هوایی آمریکا باز کردند.
به‌جز این دو طیف از متحدان ایران ــ که به نظر می‌رسید فضای عمومی بغداد را در انحصار خود گرفته‌اند ــ بخشی از شیعیان عراق، جنگ را فرصتی برای اعلام انتقاد از نفوذ ایران در کشور می‌دیدند؛ اما به گفته فعالانی که با آن‌ها گفت‌وگو کردیم، «کارزار ارعاب، دهانشان را بسته بود».
در طول جنگ، نزدیکان ایران خواستار مجازات مخالفانش در عراق شدند. در شبکه‌های اجتماعی، تصاویر شکایت‌هایی علیه این افراد منتشر می‌شد؛ برخی از آن‌ها توسط دستگاه‌های امنیتی بازداشت شدند، اما دادگاه‌ها هنوز به این پرونده‌ها رسیدگی نکرده‌اند. افزون بر این، وبلاگ‌نویسانی بودند که تصاویر چهره‌های تأثیرگذار را با عنوان «روزی برای حسابرسی شما خواهد آمد» منتشر می‌کردند.
در میدان نیز گروه‌های مسلح زیر چتر آنچه «مقاومت اسلامی در عراق» خوانده می‌شود، از همان ساعات نخست پس از کشته شدن خامنه‌ای ده‌ها حمله انجام دادند. استفاده از عنوان «مقاومت» یکی از روش‌های «سپاه پاسداران» و گروه‌های عراقی برای پنهان کردن عاملان اصلی بود؛ در حالی که بسیاری از رهبران این گروه‌ها در طول جنگ ناچار بودند روی طنابی باریک راه بروند، چرا که همواره وعده داده بودند در دولت ادغام شوند و «انحصار سلاح» در دست حکومت باشد.
یکی از فرماندهان یک گروه مسلح می‌گوید که «در تمام هفته‌های جنگ علیه ایران مطمئن نبود که آیا نیروهای مسلح تحت امرش در حملات علیه آمریکایی‌ها و اقلیم کردستان مشارکت داشته‌اند یا نه». البته قطعی نیست که واقعاً چیزی نمی‌داند.
در خلال گفت‌وگوهایی با شخصیت‌های امنیتی و سیاسی عراقی و غربی، تلاش کردیم بفهمیم که رهبران گروه‌های مسلح در عراق ــ و در پشت سر آن‌ها «سپاه پاسداران» ــ چگونه انتقال روان این گروه‌ها میان نهادهای دولتی و شبه‌نظامیان را مدیریت می‌کنند، و این‌که جنگ چگونه همچون نوری افشاگر، بخش‌های تاریک نفوذ ایران در کشور را آشکار کرده است.
فرضیه‌های مختلفی درباره موفقیت این روند وجود دارد، اما محتمل‌ترین آن‌ها این است که ایران «رشته نخاعی» ارتباط میان همه را در دست دارد؛ چه در دولت و چه میان نیروهای مسلح خارج از کنترل آن. و میان این دو، نبردی تلخ ــ و شاید مرگبار ــ بر سر منابع و نفوذ جریان دارد.

نیروهای «الحشد الشعبی» در جریان استقرارشان در منطقه‌ای کشاورزی در نزدیکی بغداد (وب‌سایت این نهاد)

شبه‌نظامیان به‌مثابه «تیول‌دار»

خودرو به‌آرامی در امتداد رودخانه‌ای کوچک در یکی از دشت‌های وسیع جنوب بغداد حرکت می‌کند. تا چشم کار می‌کند، توده‌های آجر و مصالح ساختمانی در دل روستا پراکنده‌اند.
دهه‌ها بود که مردم اینجا غلات و سبزیجات می‌کاشتند و محصولات خود را به دولت یا بازارهای محلی می‌فروختند. برخی از آنان از برنامه‌های اصلاحات ارضی دهه ۱۹۶۰ بهره برده بودند؛ برنامه‌هایی که در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ رو به افول گذاشت و پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، به‌تدریج از میان رفت.
یکی از معتمدان محلی در جنوب بغداد، مردی ۷۰ ساله، وضعیت زمین‌ها را این‌گونه توصیف می‌کند: «انگار به شکلی خشن به دوران تیول‌داری بازمی‌گردیم. موجی از اربابان جدید در حال پیشروی است (...) موضوع فقط اختلاف بر سر مالکیت نیست؛ بلکه قدرتی نامرئی بر منابع کنترل دارد.»
اگرچه این مرد از بیان جزئیات درباره چگونگی از دست دادن زمینش ــ که حدود ۷ سال پیش رخ داد و در مسیر میان بغداد و بابل در جنوب امتداد دارد ــ خودداری می‌کند، اما منابعی این ماجرا را «هزارتویی از عملیات متعدد کلاهبرداری که بوروکراسی دولتی نفوذپذیر گروه‌های مسلح از آن محافظت می‌کند» توصیف می‌کنند.
او می‌گوید: «این زمین‌ها جنگلی از سرمایه‌گذاری‌ها شده‌اند که در سایه‌های آن، تأسیسات متعلق به گروه‌های مسلح پنهان است.» و می‌افزاید: «آن‌ها را می‌شناسم. برایت بسیار دوستانه به نظر می‌رسند، اما پس از جنگ اخیر، به‌شدت عصبی و بدگمان شده‌اند.»
به نظر می‌رسد راهبرد گروه‌های مسلح در تصاحب این زمین‌ها، فراتر از آن چیزی است که دو مقام ــ یکی پیشین و دیگری فعلی ــ در وزارت کشاورزی عراق آن را «مرغ تخم‌طلایی» توصیف می‌کنند؛ بلکه در بلندمدت، «بلعیدن مداوم جغرافیا به سود نفوذ سیاسی ایران» است.
یکی از فرماندهان شیعه در یکی از گروه‌های مسلح می‌گوید: «هر وجب زمینی که (حزب‌الله) در جنوب لبنان از دست می‌دهد، ایران آن را با کیلومترها زمین در عراق جبران می‌کند.»
اما گروه‌های مسلح در مسیر پیشروی خود به سوی این زمین‌ها با یکدیگر برخورد می‌کنند. اغلب، اوضاع از کنترل خارج شده و به تنش یا درگیری مسلحانه می‌انجامد. در ژوئیه ۲۰۲۵، یک پلیس، یک غیرنظامی و یکی از اعضای «کتائب حزب‌الله» پس از رویارویی خشونت‌آمیز میان نیروهای دولتی و این گروه ــ که برای جلوگیری از انتصاب مدیر جدید اداره کشاورزی بغداد در منطقه «الدوره» در جنوب پایتخت به ساختمان آن یورش برده بود ــ کشته شدند. اما این عملیات در واقع پوششی برای «بازچرخانی نفوذ میان گروه‌های مسلح» بود؛ چنان‌که آن فرمانده شیعه می‌گوید.
پس از این درگیری‌ها، دولت اعلام کرد که مسئول اداره مربوط به تنظیم قراردادهای زمین‌های کشاورزی، پیش از برکناری‌اش، در «جعل قراردادهایی دست داشته که منجر به غصب زمین‌های کشاورزی از مالکان قانونی آن‌ها شده است».
روایت دولت منسجم به نظر می‌رسد، اما همه واقعیت را بازتاب نمی‌دهد. منابع مختلف ــ چه دولتی و چه وابسته به گروه‌های مسلح ــ می‌گویند درگیری‌های اداره کشاورزی تنها آخرین حلقه از سلسله عملیات سیاسی‌ای بود که ماه‌ها پیش از آن برای جابه‌جایی نفوذ گروه‌های مسلح بر این زمین‌ها آغاز شده بود. یکی از این منابع می‌گوید: «موضوع، به‌سادگی، مدیریت نزاع بر سر منابع میان شبه‌نظامیان است.»
این نخستین تنش از این نوع در سال‌های اخیر نبود. از سال ۲۰۲۰، اداره امنیت «الحشد الشعبی» ــ که چتر رسمی همه گروه‌های مسلح در عراق به شمار می‌رود ــ فرماندهان شبه‌نظامیانی را که پیش‌تر در جنگ با داعش نقش داشتند بازداشت و دفترهای آنان را در بغداد تعطیل کرده است. از جمله «سرایا طلائع الخراسانی» به رهبری علی الیاسری و معاونش حمید الجزایری، و نیز گروه «جیش المختار» به رهبری فردی به نام واثق البطاط. پیش از آن‌ها نیز فردی به نام حمزه الشمری بازداشت شده بود؛ کسی که در فعالیت‌های گردشگری میان بغداد و بیروت نقشی محوری داشت و به قاچاق پول و تجارت مواد مخدر متهم بود، و منابع متعددی از ارتباط نزدیک او با شبه‌نظامیان عراقی سخن گفته‌اند.
همچنین حوادثی که به‌عنوان «آتش‌سوزی در مرغداری‌هایی در کوت، بیمارستانی در بابل، رستوران‌هایی در بغداد و شرکت‌های کوچکی در بصره» ثبت شده‌اند، در واقع بنا بر شهادت یک مقام امنیتی، یک مسئول محلی و یکی از اعضای یک گروه مسلح، پیامدهای جانبی تنش میان گروه‌های مسلح بوده‌اند.
یکی از فرماندهان شیعه نزدیک به گروه‌های مسلح می‌گوید: «برخی از این گروه‌ها مانند صندوق مالی برای (سپاه پاسداران) ایران عمل می‌کنند، اما وقتی پولی بیش از سهم حامی اصلی به دست آورند، مجازات می‌شوند و از بازی کنار گذاشته می‌شوند.»
از نگاه نیک غازیتی، پژوهشگر آمریکایی متخصص در گروه‌های مسلح خاورمیانه که پیش‌تر در عراق فعالیت کرده است، «درگیری‌ها یا بازداشت‌هایی که هر از گاهی در میان شبه‌نظامیان عراقی رخ می‌دهد، معمولاً به یکی از دو دلیل است: یا رقابتی شدید بر سر منابع، یا مجازاتی که (سپاه پاسداران) علیه فرماندهان یا افرادی که از فرمانش سرپیچی کرده‌اند، اجرا می‌کند.»

عناصر تک‌تیرانداز در جریان یک دوره آموزشی در اردوگاهی وابسته به «حشد الشعبی» (وب‌سایت رسمی)

مدیریت گسترش نفوذ

برخی از رهبران این گروه‌ها به‌عنوان افرادی سرکش در برابر «سپاه پاسداران» شناخته می‌شوند. نزدیک‌ترین نمونه‌ای که معمولاً برای اشاره به این افراد مطرح می‌شود، اوس الخفاجی، رهبر گروه «ابوالفضل العباس» است؛ کسی که در نبرد با داعش در استان‌های صلاح‌الدین و الانبار شرکت داشت، اما «زبانش در برابر تهران تند شد».
در ژوئیه ۲۰۱۹، نیروهای «امنیت الحشد الشعبی» الخفاجی را بازداشت و دفتر او را در مرکز بغداد با این ادعا که «صوری» است، تعطیل کردند. چهار ماه بعد، او آزاد شد و اعلام کرد که دلیل بازداشتش، انتقاد از پروژه ایران در عراق و مخالفتش با کشتار معترضان جوان در اکتبر ۲۰۱۹ بوده است.
هشام داود، پژوهشگر مرکز ملی پژوهش‌های علمی فرانسه، معتقد است که تنش‌های مکرر میان گروه‌های مسلح صرفاً نزاع‌های مقطعی بر سر نفوذ یا منابع نیست، بلکه در اصل بازتاب دگرگونی‌های عمیق درونی در ساختار این نیروها و نشانه گذار آن‌ها از مرحله «شکل‌گیری» به مرحله «بازآرایی» در درون دولت و جامعه است. با این حال، او تأکید می‌کند که «نخستین نکته‌ای که باید تثبیت شود این است که این گروه‌ها ــ به‌ویژه آن‌هایی که به ایران وفادارند ــ در خلأ عمل نمی‌کنند و آزادی مطلق برای شکل دادن به واقعیت مطابق اراده خود ندارند.»
سجاد سالم، نماینده پیشین پارلمان عراق، می‌گوید فرضیه‌ای که به درک تنش‌های میان گروه‌های مسلح کمک می‌کند، درک عمق رقابت بر سر منابع اقتصادی است؛ زیرا نفوذ تنها به رهبران این گروه‌ها محدود نمی‌شود، بلکه شبکه‌ای گسترده زیر نظر آنان فعالیت می‌کند که شامل چهره‌های بانفوذ اجتماعی، سران قبایل، بازرگانان و ارتشی از کارمندان و کادرهای میانی بخش دولتی است. همه این افراد منافع متغیری دارند و «هر زمان این منافع با هم تلاقی کند، جرقه خشونت زده می‌شود، و معمولاً (سپاه پاسداران) اختلاف‌ها را حل‌وفصل می‌کند.»
همان‌طور که «سپاه پاسداران» ریتم رقابت را تنظیم می‌کند، از گسترش شبه‌نظامیان در خاک عراق نیز بهره‌برداری می‌کند؛ چرا که «صندوق‌های مالی» به‌عنوان منابع اساسی برای ایران گسترش می‌یابند و هم‌زمان زیرساخت‌های نظامی لازم برای توسعه نفوذ منطقه‌ای ساخته می‌شوند.
به گفته دو فرمانده از دو گروه مسلح، این مناطق برای ایجاد «اردوگاه‌های آموزشی که طی سال‌های گذشته میزبان جنگجویانی با ملیت‌های مختلف از کشورهای محور مقاومت بوده‌اند، در کنار انبارهای موشک، پهپادها، زندان‌های ویژه، مراکز بازجویی از مخالفان ایران و اتاق‌های فرماندهی عملیاتی» ضروری بوده‌اند.
یکی از این دو نفر می‌گوید: «هر تأسیسات نظامی با زمین‌های کشاورزی، پروژه‌های سرمایه‌گذاری و مجتمع‌های گردشگری احاطه شده بود؛ جاهایی که جامعه وابسته به اعضای گروه‌های مسلح و حلقه‌های مختلف بهره‌مند از آن‌ها در آن فعال بودند.»
در جنگ اخیر، مزیت میدانی این گسترش جغرافیایی آشکار شد؛ به‌گونه‌ای که از تأسیساتی استفاده شد که حملات موشکی و پهپادی از داخل دشت‌های جنوب و غرب کشور، در مناطق نزدیک به نوار مرزی با کشورهای خلیج عربی، از آن‌ها انجام می‌گرفت؛ کشورهایی که هدف ده‌ها حمله پهپادی و موشکی قرار گرفتند. در اطراف بغداد نیز، اهداف آمریکایی در داخل پایتخت مورد حمله قرار گرفتند و در شمال، در نینوا و کرکوک ــ که به اهدافی در اقلیم کردستان نزدیک‌اند ــ عملیات‌هایی صورت گرفت.

-تصویری که ارتش آمریکا در سال ۲۰۰۶ منتشر کرده است؛ مربوط به آموزش نیروهای امنیتی محلی در سامرا در شمال بغداد

زندگی گروه‌های مسلح... تاریخ ادغام

هفته دوم جنگ. قانون‌گذاران، مقام‌های دولتی و افسران دستگاه‌های امنیتی مختلف در مراسم عزاداری و تشییع نمادین علی خامنه‌ای، رهبر ایران ــ که هنوز در کشورش تشییع نشده بود ــ شرکت می‌کنند. به‌احتمال زیاد، این مناسبت زمان و مکانی بود که رقیبان می‌توانستند بدون تنش در کنار هم جمع شوند؛ آتش‌بسی میان دو طیف از یک متحد واحد: یکی ادغام‌شده در دولت و دیگری در انتظار در «مقاومت». در نهایت، به نظر می‌رسد همه در یک قایق قرار دارند.
منطقه خاکستری از فضای عمومی عراق ناپدید شده است؛ بسیاری دیگر توان ابراز دیدگاه‌های میانه‌رو را ندارند. یک وبلاگ‌نویس شناخته‌شده در پلتفرم «ایکس» به من گفت که در نشستی که سفارت ایران در بغداد برگزار کرده بود شرکت کرده و شنیده است که یک دیپلمات ایرانی، فعال عراقی‌ای را که «در دفاع از ایران» چیزی ننوشته بود، سرزنش می‌کرد.
نه‌چندان دور از این فضا، اتفاقی بود که برای هادی العامری، رئیس «گروه بدر»، رخ داد؛ زمانی که اعضای یک قبیله در جنوب کشور ــ که گفته می‌شود با گروه‌های مسلح و شبکه وفاداری به رهبر ایران ارتباط سازمانی دارند ــ به او حمله کردند.
به نظر نمی‌رسد گروه‌های شیعه‌ای که وارد عرصه سیاست شده و در آن ادغام شده‌اند، در ایران چندان مورد رضایت باشند. با شدت گرفتن حملات متقابل در طول جنگ، خشم ایران نسبت به آن‌ها افزایش یافت. در ۱۷ مارس ۲۰۲۶، محمد اسد قصیر، مدیر دفتر رهبر ایران در لبنان، از «مواضع مردد رهبران (چارچوب هماهنگی) درباره حمایت از جمهوری اسلامی ایران» انتقاد کرد.
در انتخابات نوامبر ۲۰۲۵، نمایندگان گروه‌های مسلح ــ بنا بر برآوردهای رایج در رسانه‌های محلی ــ بیش از ۱۰۰ کرسی در مجلس عراق به دست آوردند. از آن زمان، آتش چانه‌زنی‌ها برای تشکیل دولت درگرفت؛ بیشتر این گروه‌ها بر سر سهم خود از وزارتخانه‌ها رقابت می‌کنند و نفوذ تعیین‌کننده‌ای در انتخاب نامزد نخست‌وزیری دارند.
یکی از فرماندهان شیعه می‌گوید: «نمایندگان گروه‌های مسلح تصمیم سیاسی را در داخل (چارچوب هماهنگی) در انحصار ندارند، اما می‌توانند اراده هر طرفی را که نماینده منافعشان نباشد، در هم بشکنند.»
جنگ هم‌زمان شد با گسترده‌ترین روند ادغام گروه‌های مسلح در نهادهای رسمی دولت ــ چه در قوه مجریه و چه در قوه مقننه ــ که عراق از زمان سقوط حکومت صدام حسین در سال ۲۰۰۳ تاکنون به خود دیده است. این روند دست‌کم هر پنج سال یک‌بار نیز رخ داده بود، اما هرگز تا این اندازه گسترده و سنگین نبود.
یکی از مقام‌های شیعه در «ائتلاف ملی» ــ که پیش‌تر چتر سیاسی دولت‌های نوری المالکی بود ــ می‌گوید: «دولت، پایان طبیعی گروه‌های مقاومت است؛ و این الزاماً به معنای اجرای خواست آمریکایی‌هایی که از سلاح خارج از کنترل ناراضی‌اند، نیست.» او می‌افزاید: «این روند با آمریکایی‌ها آغاز شد و به ما رسید (...) ما ناخواسته در آن شریک بوده‌ایم.»
نخستین روند ادغام شبه‌نظامیان در دولت به ژوئن ۲۰۰۴ بازمی‌گردد؛ زمانی که پل برمر، حاکم غیرنظامی آمریکا در عراق، فرمان شماره ۹۱ را صادر کرد که به شبه‌نظامیان اجازه می‌داد تحت عنوان ممنوعیت فعالیت، در ساختار دولت ادغام شوند. این فرمان، چیزی را پایه‌گذاری کرد که می‌توان آن را لحظه شکل‌گیری «منطقه خاکستری» دانست؛ فضایی که نفوذ ایران در سال‌های بعد در آن شکوفا شد.
این فرمان با شبه‌نظامیان چنان برخورد می‌کرد که گویی شرکت‌های امنیتی هستند؛ به تعبیر یک افسر بازنشسته وزارت کشور که اکنون خارج از عراق زندگی می‌کند. او می‌گوید: «گروه مسلح وارد وزارتخانه‌ها می‌شد، انگار قراردادی سرمایه‌گذاری امضا کرده است، اما در اصل، این یک نفوذ سیاسی بود.»

رازهای بازی ادغام

با هر موج ادغام، بازوهای جدیدی خارج از چارچوب رسمی پدیدار می‌شوند تا چرخه بازتوزیع نفوذ میان درونِ نهادهای حکومتی و بیرونِ مسلح ادامه یابد؛ چرخه‌ای که با تنش‌هایی همراه است و روندی رقابتی از رشد را بازتاب می‌دهد.
هشام داود، پژوهشگر، توضیح می‌دهد که «برخی از این گروه‌ها مستقیماً پس از سال ۲۰۰۳ شکل گرفتند، در حالی که بخشی دیگر در نتیجه انشعاب‌های پی‌درپی در فضای جریان صدر، به رهبری مقتدی صدر، پدید آمدند؛ جریانی که در آغاز، بستری گسترده برای گرایش‌های متفاوت بود، پیش از آنکه به گروه‌های مستقل و رقیب یکدیگر تجزیه شود.»
بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰، نخستین نفوذ سازمان‌یافته در نهادهای دولتی رخ داد؛ زمانی که گروه‌هایی مانند «گروه بدر» و «جیش المهدی» ــ که وابسته به جریان صدر بودند ــ وارد وزارت کشور و نهادهای اجرای قانون شدند، هم‌زمان با آنکه نفوذ سیاسی‌شان نیز رو به گسترش بود. در آن مرحله، صحنه فقط به گروه‌های ایدئولوژیک محدود نبود، بلکه گروه‌هایی با ماهیت محلی نیز پدیدار شدند که داود آن‌ها را «بیشتر شبیه جنگ‌سالاران» توصیف می‌کند؛ گروه‌هایی که از دگرگونی‌های اجتماعی سر برآوردند، جایی که تعصب‌های قبیله‌ای با اقتصاد غیررسمی درهم آمیخت و ساختارهایی با ویژگی‌های مافیایی ایجاد کرد.
نشانه‌های «دولت در دولت» در دوره‌ای پدیدار شد که پیش از اشغال یک‌سوم عراق توسط داعش بود؛ زمانی که نوری المالکی، نخست‌وزیر وقت، با واشنگتن برای خروج نیروهای آمریکایی به توافق رسیده بود. در همان زمان، گروه‌های مسلح وارد مرحله‌ای تازه از فعالیت شدند؛ از جمله «عصائب اهل الحق»، و هم‌زمان شاخه‌های مسلح جدیدی نیز شکل گرفتند.
داود به نوع سومی از گروه‌های مسلح اشاره می‌کند که «پس از خروج نیروهای آمریکایی و نه پیش از آن پدیدار شد؛ با حمایت مستقیم دولت و تأمین مالی آن شکل گرفت، به‌ویژه در بستر افزایش تنش‌های فرقه‌ای میان سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ و هم‌زمان با بحران سوریه». او توضیح می‌دهد که «ویژگی این گروه‌ها این است که خارج از دولت شکل نگرفتند، بلکه در کنار آن به‌وجود آمدند و از همان ابتدا از منابع دولتی تغذیه شدند؛ امری که آن‌ها را بیش از دیگران به منطق رانت وابسته کرد و استقلال تصمیم‌گیری‌شان را کاهش داد».
مرحله بزرگ مشروعیت‌بخشی در سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ رخ داد؛ زمانی که جنگ علیه داعش به گروه‌های پیروز ــ که هزاران کشته در بازپس‌گیری سرزمین‌ها داده بودند ــ امکان ادغام قانونی و کسب مشروعیتی بی‌سابقه در سطح سیاسی و اجتماعی داد، با وجود تخلفاتی که در جریان عملیات این گروه‌ها گزارش شد.
داود این تصویر را با این توضیح تکمیل می‌کند که این مرحله «نشان‌دهنده گذار به نوعی سلطه نمادین و مادی بود که بر نقش این گروه‌ها در «نجات دولت» تکیه داشت؛ به‌ویژه از طریق نهاد الحشد الشعبی، که به آن‌ها مشروعیتی مضاعف بخشید».
در سال‌های اخیر، گروه‌های مسلح تقریباً به همه عرصه‌های دولت نفوذ کرده‌اند. نفوذ آن‌ها در وزارتخانه‌ها و گذرگاه‌های مرزی تعیین‌کننده شده و از دل این نفوذ، قراردادهای تجاری، سرمایه‌گذاری‌ها و شبکه‌های مالی محلی شکل گرفته است. شمار اعضای آن‌ها نیز به سطحی بی‌سابقه افزایش یافته و به گفته داود، «آن‌ها را از یک نیروی صرفاً نظامی به یک قدرت اجتماعی-اقتصادی تبدیل کرده است».
بسیاری از حامیان ائتلاف «چارچوب هماهنگی» معتقدند که سخن گفتن از نفوذ گروه‌های مسلح در دولت «بزرگ‌نمایی روایت‌های منطقه‌ای» است، اما جنگ اخیر میان آمریکا و ایران عملاً مرز میان شبه‌نظامیان و دولت را از میان برده است.
سجاد سالم، نماینده پیشین، می‌گوید: «شبه‌نظامیان هستند که عراق را اداره می‌کنند (...) این یک اصل بنیادین در نفوذ ایران است، حتی اگر نخست‌وزیر فردی مورد قبول در سطح بین‌المللی و منطقه‌ای باشد.»
در نهایت به نظر می‌رسد گروه‌های مسلح مانند یک گلوله برفی کوچک، حدود بیست سال پیش وارد ساختار دولت شدند و هرچه بیشتر در آن ادغام شدند، بزرگ‌تر نیز شدند. از دیدگاه سجاد سالم، آنچه رخ داده نشان‌دهنده خطای این تصور آمریکایی است که «دادن قدرت می‌تواند رفتار گروه‌های مسلح را مهار کند و نفوذ ایران را محدود سازد».
این تصور در دوره‌ای به سطح پیشرفته‌تری رسید که محمد شیاع السودانی در سال ۲۰۲۲ به نخست‌وزیری عراق رسید؛ زمانی که «واشنگتن تصور می‌کرد بغداد فرآیند ملایم بومی‌سازی سلاح‌های خارج از کنترل را در درون دولت انجام خواهد داد»، به گفته یک مقام پیشین دولتی.
ادغام گروه‌های مسلح عراقی در ساختار دولت، به نوعی «داستان موفقیت» برای «سپاه پاسداران» ایران در بغداد تبدیل شده است. نیک غازیتی می‌گوید: «عراق محیطی ایده‌آل برای شکل‌گیری گروه‌های مسلح است، و شاید فرصت مناسبی برای (سپاه پاسداران)، به‌ویژه با ادغام آن‌ها در نهادهای دولت عراق.»
از نگاه غازیتی، «(سپاه پاسداران) عملاً پیش از ادغام این نیروها در ساختارهای عمومی دولت عراق، کادری از کارمندان دولتی را از نظر ایدئولوژیک آماده می‌کند؛ امری که نوعی وفاداری تقریباً مطلق را بر پایه‌های عقیدتی و همچنین منافع مادی تضمین می‌کند.»
هشام داود می‌گوید: «در این چارچوب می‌توان صعود السودانی را به‌عنوان بازتابی از توازن میان گروه‌های مسلح و سیاست درک کرد؛ شبکه‌هایی از نفوذ و توان مالی برای پاسخ‌گویی به مطالبات گروه‌هایی با منافع درهم‌تنیده.»
به گفته یک فرمانده شیعه، این منافع «گاهی کیف‌های پول برای کسانی که با توافقات توازن مخالفت می‌کنند ارسال می‌کنند، حتی اگر در تهران باشند.»

تصویری آرشیوی از محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر عراق، در کنار نوری المالکی و قیس الخزعلی در نشستی در بغداد (آرشیوی - خبرگزاری فرانسه)

تغییر چهره‌ها... دستاوردهای بیشتر؟

در طول هفته‌ها و ماه‌های جنگ، منطقه سبز بغداد هدف صدها حمله موشکی و پهپادی قرار گرفت؛ حملاتی که عمدتاً سفارت آمریکا و برخی تأسیسات دولتی را هدف می‌گرفتند. در حالی‌که واشنگتن انتظار داشت دولت محمد شیاع السودانی در جریان جنگ ۱۲ روزه ژوئیه ۲۰۲۵ قواعد درگیری متعارف را حفظ کند، این رابطه بر سنگ سخت گروه‌های مسلح فروپاشید.
این جنگ به شفاف‌تر شدن وضعیت پیچیده عراق درباره گروه‌های خارج از دولت کمک کرد؛ گروه‌هایی که در واقع درون ساختار دولت نیز حضور دارند. از چند ماه پیش، السودانی برای کسب دوره دوم نخست‌وزیری تلاش می‌کرد و به پشتوانه ائتلافی پارلمانی متکی بود که در انتخابات اخیر حدود ۴۵ کرسی به دست آورده بود؛ بیش از نیمی از این کرسی‌ها متعلق به گروه‌های مسلح وابسته به ایران بود.
السودانی ائتلاف «الإعمار والتنمية/ آبادانی و توسعه» را رهبری می‌کند؛ بزرگ‌ترین بلوک پیروز شیعی که ترکیبی ناهمگون از احزاب و گروه‌های مسلح است. در میان آن‌ها چهره‌هایی مانند فالح الفیاض، رئیس هیئت «الحشد الشعبی»، احمد الأسدی، فرمانده «کتائب جند الإمام»، و حیدر الغراوی، رهبر شبه‌نظامیان «أنصار الله الأوفياء» حضور دارند. اکنون این افراد بخشی از همان نیرویی تلقی می‌شوند که در جریان جنگ در عراق عملیات انجام داده است.
این پرسش باقی می‌ماند: چگونه این گروه‌ها هم‌زمان در نهادهای دولتی ادغام می‌شوند و در عین حال علیه همان دولت یا اراده‌های آن حمله انجام می‌دهند؟ پاسخ‌ها متفاوت‌اند، اما نتیجه در عمل یکی است.
در روایتی از یک مقام پیشین دولت عراق آمده است که یک نیروی دولتی، یک هسته کوچک از افراد مسلح متخصص در نصب و شلیک پهپادها را اندکی پس از انجام حمله به سفارت آمریکا بازداشت کرده است.
در جریان بازجویی از این افراد، رهبر یکی از گروه‌های مسلح درخواستی «غریب» به دولت ارائه می‌کند: «به اطلاعاتی درباره یکی از اعضای این هسته نیاز دارم (...) او عضو گروه من است، اما من او را برای این مأموریت اعزام نکرده بودم.»
در عراق، این مسئله یکی از معماهایی است که گروه‌های شیعه ایجاد کرده‌اند. ساختاری سیاسی-اقتصادی برای گروه مسلح وجود دارد که درون دولت ادغام شده، در حالی‌که نخبه نظامی همچنان خارج از دولت باقی می‌ماند و در واقع «خودِ دولت را به چالش می‌کشد».
بر اساس برداشت اولیه که از منابع مختلف نقل شده، تصور می‌شد «سپاه پاسداران» یک نیروی ضربتی متشکل از جنگجویان نخبه از گروه‌های مختلف ایجاد کرده که تحت فرمان مستقیم آن عمل می‌کنند و بدون رجوع به رهبران محلی، حملات را اجرا می‌کنند. اما تصویری که به واقعیت نزدیک‌تر به نظر می‌رسد این است که افسران ایرانی، به‌ویژه فعالان نیروی قدس در سطح منطقه‌ای، واحدهای ویژه‌ای را در درون هر گروه هدایت می‌کنند.
سجاد سالم نیز با این تحلیل هم‌نظر است. او می‌گوید: «ایران با هر گروه مسلح عراقی به‌صورت جداگانه برخورد می‌کند. درون هر گروه، مجموعه‌هایی وجود دارند که به ایران وابسته‌اند، نه به رهبر محلی آن گروه.» او اضافه می‌کند: «ایران در لبنان با حزب‌الله یا در یمن با حوثی‌ها به‌صورت یک صحنه واحد و متمرکز برخورد می‌کند، اما در عراق، نفوذ به‌صورت تکه‌تکه مدیریت می‌شود.»
در آوریل ۲۰۲۵، برخی گروه‌های شیعه اعلام کردند که «سپاه پاسداران» از آن‌ها خواسته است برای جلوگیری از درگیری با آمریکا، «اقدامات لازم» را انجام دهند؛ از جمله تحویل سلاح‌های سنگین. در مارس ۲۰۲۶ نیز گروه‌های دیگری اعلام کردند که با آتش‌بسی موافقت کرده‌اند که شامل توقف حملات به سفارت آمریکا می‌شود.
با این حال، با وجود واحدهای ویژه‌ای که درون این گروه‌ها فعالیت می‌کنند و به‌صورت سلسله‌مراتبی به «سپاه پاسداران» وابسته‌اند، رهبران گروه‌ها می‌توانند توافق‌هایی درباره تحویل سلاح یا توقف حملات انجام دهند و از آن دستاوردهای سیاسی بگیرند، بدون آنکه الزاماً تغییری واقعی در زمین رخ دهد.
نمی‌توان از تحریم وزارت خزانه‌داری آمریکا در اواسط آوریل ۲۰۲۵ نیز چشم پوشید؛ زمانی که «عصائب اهل الحق» به استفاده از پهپادهای ایرانی در حمله به نیروهای آمریکایی در شمال عراق متهم شد و نام فردی به نام صفاء عدنان در این پرونده مطرح گردید.
قیس الخزعلی ،از زمان مشارکت گسترده در دولت محمد شیاع السودانی تلاش کرده زبان سیاسی خود را تغییر دهد و القا کند که قادر به تغییر ماهیت خود نیز هست، اما این پرسش همچنان باقی است که «تا چه حد می‌توان این روند را چیزی بیش از تغییر چهره دانست؟»؛ به تعبیر یک مقام پیشین وزارت خارجه آمریکا که تحولات زندگی سیاسی او ــ از زمان جدایی‌اش از جریان مقتدی صدر در سال ۲۰۰۶ ــ را زیر نظر داشته است.

دیواری‌نگاره و شعاری ناشناس در یکی از خیابان‌های منطقه سبز بغداد (الشرق الأوسط)

روز بعد از جنگ در عراق

از زمان اعلام آتش‌بس و آغاز مذاکراتی که میان واشنگتن و تهران با دشواری پیش می‌رود، آمریکایی‌ها فشارهای شدیدی برای تغییر ماهیت حکومت در بغداد اعمال می‌کنند؛ با این حال، سجاد سالم معتقد است جنگ نشان داد «چه کسی واقعاً بر بغداد حکومت می‌کند»، اشاره‌ای به گروه‌های مسلح؛ و حتی اگر نتایج مذاکرات در اسلام‌آباد هرچه باشد، «تهران عملاً بغداد را به‌طور کامل برده است».
با این وجود، پژوهشگر هشام داود «روز بعد» از جنگ را چنین تصور می‌کند: اگر نفوذ نیروهای شبه‌نظامی تقویت شود، دولت مرکزی عراق نه به سمت فروپاشی کامل خواهد رفت و نه به سوی انسجام کامل، بلکه به یک مدل گذار خواهد رسید؛ «دولتی مرکزی که رانت را در انحصار دارد، اما در عمل میان شبکه‌های متعدد نفوذ تقسیم شده است».
پیام‌های فشاری آمریکا، احزاب شیعه را به سمت مسیرهای حساب‌شده برای تشکیل دولت جدید سوق داده و تلاش دارد با کنار زدن «الحشد الشعبی» از ساختار حاکم، در رقابت با ایران دست بالا را بگیرد؛ اما تهران همچنان مقاومت شدیدی نشان می‌دهد.
این همان آزمون واقعی رهبران «چارچوب هماهنگی» است؛ آن‌ها در نقطه‌ای قرار گرفته‌اند که باید میان حفظ نفوذ رو به گسترش خود در قالب یک توافق جدید ــ که از تحولات منطقه‌ای دور نیست ــ یا حفظ سلاح به‌عنوان ابزار کسب امتیازات بیشتر، یکی را انتخاب کنند.
نیک غازیتی مدلی کلاسیک را مطرح می‌کند؛ زمانی که شبه‌نظامیان آمریکاییِ شکل‌گرفته در دوران جنگ استقلال ۱۷۷۶ به «گارد ملی» ایالات متحده تبدیل شدند، اما او می‌گوید تطبیق این الگو با عراق دشوار است، به‌دلیل «روایت ایدئولوژیک گروه‌های شیعه».
و از آنجا که «ایدئولوژی همه‌چیز در عراق نیست»، همان‌طور که یکی از مسئولان سیاسی برجسته در «چارچوب هماهنگی» می‌گوید، تحول احتمالی گروه‌های «الحشد الشعبی» ترکیبی خواهد بود از منافع و وفاداری.
هشام داود می‌گوید: «شکل دولت آینده، دولتی پس از شبه‌نظامیان نخواهد بود، بلکه دولتی است که خود را از طریق مدیریت فضای گروه‌های مسلح بازتعریف می‌کند ــ نه از طریق حذف آن‌ها ــ درون نظام سیاسی.»
در بغداد، ائتلاف حاکم به‌عنوان رقیبی دیده می‌شود که نه دست از جنگ می‌کشد و نه سلاح را زمین می‌گذارد، اما در عین حال به دنبال معامله‌های سیاسی با محیط پیرامونی خود است؛ همان تصویری گسترده‌تر در منطقه: نه جنگ و نه صلح میان آمریکا و ایران.
و در نهایت، سربازانی که در دیوارنگاره «سقوط محتوم شهاب‌سنگ‌ها» در منطقه سبز دیده می‌شوند، به‌نوعی تصویر نمادین از رهبران «چارچوب هماهنگی» خواهند بود؛ کسانی که سلاح در دست دارند تا از منافع خود محافظت کنند، اما قصد شلیک ندارند.



اردوغان به «الشرق الأوسط»: «توافق‌نامه مکه» بعد بازدارندگی را تقویت می‌کند… و متوجه هیچ کشوری نیست

  امیر محمد بن سلمان، رئیس‌جمهوری اردوغان و نخست‌وزیر شهباز شریف را پس از امضای «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» در میان گرفته است (واس)
امیر محمد بن سلمان، رئیس‌جمهوری اردوغان و نخست‌وزیر شهباز شریف را پس از امضای «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» در میان گرفته است (واس)
TT

اردوغان به «الشرق الأوسط»: «توافق‌نامه مکه» بعد بازدارندگی را تقویت می‌کند… و متوجه هیچ کشوری نیست

  امیر محمد بن سلمان، رئیس‌جمهوری اردوغان و نخست‌وزیر شهباز شریف را پس از امضای «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» در میان گرفته است (واس)
امیر محمد بن سلمان، رئیس‌جمهوری اردوغان و نخست‌وزیر شهباز شریف را پس از امضای «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» در میان گرفته است (واس)

رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه، تأکید کرد که روابط کشورش با سعودی «رابطه‌ای راهبردی» است و فاش کرد که مرحله آینده شاهد گام‌هایی خواهد بود که «روابط دو کشور را به سطوحی بسیار بالاتر ارتقا خواهد داد». او گفت تنگه هرمز یکی از شریان‌های حیاتی اقتصاد جهانی است و «آرزوی ما و انتظارمان این است که تنش کنونی در نزدیک‌ترین زمان ممکن پایان یابد و تنگه هرمز بار دیگر نقش خود را در خدمت به تجارت بین‌المللی، به شکلی امن، باثبات و بدون وقفه ایفا کند».
اردوغان در پاسخ به پرسش‌های مکتوبی که «الشرق الأوسط» پس از امضای «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» با ولیعهد و نخست‌وزیر سعودی، امیر محمد بن سلمان، و نخست‌وزیر پاکستان، شهباز شریف، در مکه مکرمه در هفته گذشته، از او پرسیده بود، گفت: «اشتباه است که (توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک) را صرفاً بازتابی مقطعی» از تشدید تنش میان ایالات متحده و ایران بدانیم. او توضیح داد که «نباید این موضوع را صرفاً از بعد نظامی نگریست؛ زیرا هدف اصلی این توافق‌نامه تقویت بعد بازدارندگی آن، تحکیم انگیزه امنیتی طرف‌ها از طریق تقویت روح همبستگی میان آنها و حفاظت از ثبات منطقه‌ای است». او خاطرنشان کرد که این توافق‌نامه «برای تأکید بر حق دفاع مقرر در ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد» شکل گرفته است و تأکید کرد که «متوجه هیچ‌یک از کشورها نیست»، بلکه «به روی همه کشورهای برادری که خواهان پیوستن به آن باشند، باز است».
اردوغان خواستار آن شد که «حملات اسرائیل به لبنان باید هرچه سریع‌تر متوقف شود» و سوریه را در برابر «مرحله‌ای جدید» دانست و گفت: «مهم‌ترین چشم‌انداز ما این است که این مرحله راه را برای صلحی پایدار، ثبات و بازسازی سوریه هموار کند». او متعهد شد که کشورش «اجازه نخواهد داد هیچ سازمان یا موجودیتی در شمال سوریه یا در هر بخش دیگری از آن وجود داشته باشد که امنیت ترکیه را تهدید کند».

متن پاسخ‌های رئیس‌جمهور ترکیه در پی می‌آید:

توافق‌نامه سه‌جانبه مکه

جناب رئیس‌جمهوری، ایده «توافق‌نامه سه‌جانبه مکه» چگونه شکل گرفت و مهم‌ترین تحولاتی که به آن منجر شد، چه بود؟

-ایده «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» در نتیجه شرایط جدیدی شکل گرفت که تحولات منطقه ما بر آن تحمیل کرده است و از آگاهی سه کشور نسبت به مسئولیت‌های مشترکشان سرچشمه می‌گیرد. ما همواره بر این باور بوده‌ایم که مسائل منطقه باید به دست کشورهای خود منطقه حل‌وفصل شود و همیشه از تلاش‌ها برای یافتن راه‌حل برای آنها حمایت کرده‌ایم؛ و این همواره مبنایی بوده که رویکرد ما به وضعیت بر آن استوار بوده است. مسائل منطقه باید از سوی بازیگران منطقه‌ای آن به راه‌حل برسند؛ و ما بر این باوریم که با این اقدام، نخستین گام را در مسیر تحقق این هدف برداشته‌ایم.
رویدادهای اخیر اهمیت فوق‌العاده تلاش‌های هم‌افزایی و همبستگی میان کشورهای برادر و دوست را اثبات کرده است. ما در ترکیه همواره و همچنان خواهان گفت‌وگو و تقویت کانال‌های رایزنی، به جای تعمیق اختلافات، بوده‌ایم؛ زیرا می‌دانیم که صلح پایدار صرفاً از طریق پایان دادن به منازعات محقق نمی‌شود، بلکه از طریق ایجاد پل‌های اعتماد متقابل، اراده سیاسی قدرتمند و چشم‌انداز مشترک برای آینده تحقق می‌یابد.
بنابراین، «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» ثمره این برداشت است؛ توافقی که از سطح تفاهم میان سه کشور فراتر می‌رود و به ابتکاری برای بر عهده گرفتن مسئولیت تاریخی سنگین ما در تحقق ثبات در منطقه و فراهم کردن امنیت و آرامش برای ملت‌های برادر و دوست آن تبدیل می‌شود. در اینجا می‌خواهم بر نکته‌ای بسیار مهم تأکید کنم و آن اینکه این توافق‌نامه به روی همه کشورهای برادری که خواهان صلح و ثبات هستند، باز است.

ما در ترکیه، همان‌گونه که در گذشته چنین بوده‌ایم و در آینده نیز همواره خواهیم بود، از صلح و ثبات و تقویت برادری با برادران خود حمایت می‌کنیم. ما «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» را تجسم عملی این اراده قدرتمند می‌دانیم و هیچ مخالفتی با پیوستن کشورهای دیگر به این توافق‌نامه نداریم. ما ـ به خواست خدا ـ ترکیه، سعودی و پاکستان، راه را برای مرحله‌ای جدید از همکاری و اقدام مشترک در منطقه‌مان گشوده‌ایم. کشور ما اراده‌ای قدرتمند دارد که این در را همواره به‌طور کامل باز نگه دارد و با تمام توان در تلاش‌های مربوط به تقویت صلح و ثبات در منطقه مشارکت کند.

آیا این توافق‌نامه ارتباطی با روند تنش شدید میان ایالات متحده و ایران دارد، یا اینکه ایده هماهنگی سه‌جانبه از قبل مطرح بوده است؟

-بدون شک افزایش شدت تنش میان ایالات متحده و ایران برای تحولاتی که منطقه شاهد آن است، خطرناک است. اما اشتباه است که «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» را صرفاً بازتابی مقطعی از این تشدید تنش بدانیم؛ زیرا چنین برداشتی به درک نادرستی از سیاست‌ها و نیت‌های اتخاذشده در کشور ما منجر خواهد شد.
این توافق‌نامه برای تأکید بر حق دفاع مقرر در ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد شکل گرفته است و متوجه هیچ کشوری نیست. این توافق‌نامه با هدف تقویت امنیت، رفاه و ثبات در منطقه شکل گرفته و به روی همه کشورهای برادری که خواهان پیوستن به آن هستند، باز است. زیرا چشم‌انداز ما در این زمینه صرفاً به سه کشور محدود نمی‌شود، بلکه امیدواریم این توافق‌نامه گسترش یابد و حتی شاید روزی شرایط مناسب فراهم شود و همه کشورهای منطقه زیر سقف آن گرد هم آیند؛ و این می‌تواند بهترین گام در مسیر تحقق ثباتی پایدار در سراسر منطقه باشد.
گامی که امروز برداشته‌ایم، محصول لحظه حاضر نیست، بلکه این توافق‌نامه از مدت‌ها پیش مطرح بوده است؛ در جریان گفت‌وگوها و دیدارهای مکررمان با شرکایی که این توافق‌نامه را با آنها امضا کرده‌ایم و همچنین با دیگر کشورهای منطقه. ما همواره و از سال‌ها پیش تأکید کرده‌ایم که تقویت صلح و امنیت در منطقه ما مستلزم رایزنی‌های منظم میان کشورهای ذی‌ربط است و تلاش‌هایمان نیز در همین راستا بوده است.
زیرا حل‌وفصل مسائل منطقه باید دور از نسخه‌های تحمیل‌شده از خارج صورت گیرد؛ ما به‌خوبی می‌دانیم که آن راه‌حل‌های وارداتی از خارج، جز فاجعه به بار نمی‌آورند. از همین رو، ما در ترکیه پیوسته تلاش کرده‌ایم بر اساس سیاست‌هایی حرکت کنیم که بر اراده مستقل و خرد جمعی کشورهای منطقه استوارند.
بنابراین، ما سازوکار سه‌جانبه برآمده از «توافق‌نامه مکه» را واکنشی آنی در برابر یک وضعیت بین‌المللی مشخص نمی‌دانیم، بلکه آن را گامی بزرگ می‌دانیم که برآمده از اراده‌ای راهبردی برای مواجهه با تحولات جدید منطقه است.
ما در ترکیه همواره در کنار راه‌حل‌های دیپلماتیک، نه تشدید تنش؛ در کنار گفت‌وگو، نه درگیری؛ و در کنار همکاری منطقه‌ای و تقویت پیوندهای اقدام مشترک، نه در کنار شکاف و تفرقه، ایستاده‌ایم. ما کشوری هستیم که توان گفت‌وگو با همه طرف‌ها و پذیرش مسئولیت در مسائل دشوار را دارد و نقش خود را برای تحقق صلح و ثبات پایدار در سراسر منطقه ادامه خواهیم داد.

بازدارندگی جمعی

با آنکه این توافق‌نامه ماهیتی دفاعی دارد، متن آن با عبارتی مواجه‌مان می‌کند که می‌گوید هرگونه حمله به هر یک از طرف‌های آن، حمله به هر سه طرف تلقی می‌شود. آیا این درست است؟

-بله، همان‌گونه که از نام آن نیز برمی‌آید، «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» بر اساس دفاع جمعی بنا شده است. همچنین امضای آن در مکه مکرمه میان کشورهای برادر، به آن نمادپردازی ویژه‌ای می‌بخشد. و این برای ما مایه خرسندی بسیار زیادی است.
«توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» پیش از هر چیز بر پایه بازدارندگی جمعی استوار است؛ توافق‌نامه‌ای که در پی تقویت حوزه‌های همکاری امنیتی و دفاعی است و راه را برای توسعه طرح‌های مشترک در زمینه صنایع دفاعی و حمایت از تلاش‌های صورت‌گرفته برای مبارزه با تروریسم هموار می‌کند.
این توافق‌نامه متوجه هیچ طرفی نیست، بلکه هدف آن تحقق صلح، ثبات و رفاه برای ملت‌های ماست. مفاد مندرج در متن آن روشن است و به هیچ‌وجه ابهامی در آن وجود ندارد. مبنای آن این است که هرگونه تهدید علیه امنیت یکی از طرف‌ها، تهدیدی امنیتی علیه دیگر طرف‌های امضاکننده آن تلقی شود.
اما نباید این موضوع را صرفاً از بعد نظامی نگریست؛ زیرا هدف اصلی این توافق‌نامه تقویت بعد بازدارندگی آن، تحکیم انگیزه امنیتی طرف‌ها از طریق تقویت روح همبستگی میان آنها و حفاظت از ثبات منطقه‌ای است.
ترکیه در حوزه دفاع و امنیت دستاوردهای بزرگی به دست آورده و در این زمینه مورد تقدیر و تحسین همگان قرار گرفته است. ما از طریق این توافق‌نامه‌ها با کشورهای برادر و دوست، به این دستاوردها بُعدی منطقه‌ای در حمایت از صلح می‌بخشیم.
در عین حال، کشورهای امضاکننده این توافق‌نامه تأکید می‌کنند که متعهدند برای یکدیگر منشأ تهدید نباشند، بلکه برعکس، خواهند کوشید هر اقدامی را که موجب تقویت مظاهر همبستگی میان آنها می‌شود، انجام دهند.
پیامی که طرف‌های امضاکننده «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» می‌خواهند منتقل کنند، روشن و بدون هیچ ابهامی است: امنیت ما از طریق آنچه امنیت همه ما را تضمین می‌کند، محقق می‌شود؛ و ما کاملاً اطمینان داریم که اگر این رویکرد جامع را به کار بگیریم، صلح، ثبات و شکوفایی را برای همه خود محقق کرده‌ایم.

آیا می‌توان گفت که قدرت‌های منطقه‌ای در خاورمیانه تصمیم گرفته‌اند مسئولیت امنیت و ثبات را بر عهده بگیرند؛ چیزی که در گذشته از وظایف قدرت‌های بزرگ به شمار می‌رفت؟

-امروز کشورهای منطقه بیش از هر زمان دیگری ناگزیرند مسئولیت امنیت، ثبات و آینده خود را شخصاً بر عهده بگیرند. و این همان اصلی است که ما همواره از آن دفاع کرده‌ایم: هیچ‌کس مسائل منطقه را بهتر از کشورهای آن و ملت‌هایش نمی‌شناسد.
درست است که تحولات منطقه‌ای ممکن است پیامدهای بین‌المللی داشته باشد، اما تقویت حاکمیت منطقه‌ای، همبستگی مشترک و اراده جمعی به تقویت ثبات جهانی کمک خواهد کرد.
ما در ترکیه بر این باوریم که ایجاد سازوکارهای مستحکم‌تر به‌صورت هماهنگ میان کشورهای منطقه برای تأمین امنیت و ثبات، اهمیتی بسیار زیاد دارد. زیرا ما همواره با بیشتر کشورهای منطقه روابط خوبی داشته‌ایم و می‌دانیم که تبدیل این روابط به همکاری نهادمند و پایدار، بسیار سودمند است.
از این رو، معتقدیم کشورهای منطقه باید امنیت و ثبات اقتصادی خود را از طریق روابط نهادمند میان یکدیگر تضمین کنند. وضعیت کنونی نشان می‌دهد که آینده منطقه را نمی‌توان جدا از اراده کشورهای آن ترسیم کرد.
هدف ما نباید ایجاد ائتلاف‌های حذف کننده باشد، بلکه باید ساختن نظامی از همکاری منطقه‌ای باشد که بر احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی، اعتماد متقابل و منافع مشترک استوار باشد.
ترکیه بر اساس این رویکرد به فعالیت خود ادامه خواهد داد، هرگاه ضرورت ایجاب کند مسئولیت‌های خود را بر عهده خواهد گرفت و تلاش‌های دیپلماتیک خود را برای تقویت صلح، امنیت و ثبات در منطقه ادامه خواهد داد.

امنیت تأمین انرژی

*آیا بر این باورید که «توافق‌نامه مکه» به تقویت امنیت در منطقه خلیج، که برای اقتصاد جهانی از اهمیت بسیاری برخوردار است، کمک خواهد کرد؟

-البته، من چنین اعتقادی دارم و ما چنین اعتقادی داریم. همان‌گونه که از ابتدا تأکید کردم، ما توافق‌نامه‌ای را امضا کرده‌ایم که در خدمت شکوفایی، رفاه، سلامت و امنیت منطقه خواهد بود.
امنیت منطقه خلیج نه‌تنها برای کشورهای منطقه از اهمیت زیادی برخوردار است، بلکه برای اقتصاد جهانی و تجارت بین‌المللی نیز اهمیتی فوق‌العاده دارد. بسیاری از مسائل، از امنیت تأمین انرژی گرفته تا ایمنی گذرگاه‌های دریایی، از تداوم جریان تجارت گرفته تا ثبات اقتصادی جهانی، ارتباطی مستقیم با امنیت و صلح این منطقه دارند. این صرفاً یک دیدگاه نظری نیست؛ تحولات ماه‌های اخیر این موضوع را به‌روشنی به ما نشان داده‌اند.
از این رو، ما بر این باوریم که هر گامی که با هدف تقویت امنیت و ثبات در منطقه خلیج برداشته شود، نه‌تنها در سطح منطقه‌ای، بلکه از منظر صلح و شکوفایی جهانی نیز دارای ارزش و اهمیت است.
ما بر این باوریم که «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» سهم بزرگی در تثبیت مفهوم امنیت مشترک و همبستگی در منطقه خواهد داشت و رویکرد حاکم بر آن را دستخوش تغییر خواهد کرد.
نمی‌توان امنیت و توسعه اقتصادی را جدا از یکدیگر نگریست. من بارها تأکید کرده‌ام که ثبات سیاسی و توسعه اقتصادی همگام با یکدیگر پیش می‌روند.
اروپا پس از آنکه جنگ‌های بزرگی را پشت سر گذاشت، ابتدا از طریق اقدام مشترک به ثبات و امنیت دست یافت و سپس به سوی همگرایی اقتصادی و شکوفایی حرکت کرد. ما می‌توانیم بدون آنکه همه این دردها و رنج‌ها را پشت سر بگذاریم، با یکدیگر به این مرحله برسیم.
تجارت، سرمایه‌گذاری و شکوفایی در غیاب صلح و ثبات نمی‌توانند پایدار باشند. همچنین ثبات منطقه خلیج، هم‌زمان، از منظر امنیت پیوندهای اقتصادی میان آسیا، اروپا و آفریقا، مسئله‌ای راهبردی به شمار می‌رود.
ما به صلح و ثبات در خلیج جدا از چشم‌انداز خود درباره امنیت‌مان و صلح منطقه‌ای نگاه نمی‌کنیم. از این رو، به ایفای همه مسئولیت‌هایی که بر عهده ما گذاشته شده است ادامه خواهیم داد و تلاش‌های دیپلماتیک سازنده خود را پی خواهیم گرفت.

تنگه هرمز

آیا انتظار دارید اوضاع در تنگه هرمز به مسیری که پیش از آغاز درگیری کنونی داشت، بازگردد؟

-تنگه هرمز منطقه‌ای است که اهمیت آن تنها به سطح منطقه‌ای محدود نمی‌شود، بلکه تا سطح جهانی امتداد می‌یابد. این تنگه گذرگاهی راهبردی و بسیار مهم برای تأمین انرژی جهانی و تجارت بین‌المللی به شمار می‌رود. از این رو، هرگونه تنشی که در این منطقه رخ دهد، پیامدهایش تنها به کشورهای منطقه محدود نخواهد شد و جهان نیز آثار آن را از طریق قیمت‌های نفت به‌طور کامل مشاهده و لمس کرده است.
تنگه هرمز ثابت کرده است که یکی از شریان‌های حیاتی اقتصاد جهانی است. آرزو و انتظار ما این است که تنش کنونی در نزدیک‌ترین زمان ممکن پایان یابد و تنگه هرمز بار دیگر نقش خود را در خدمت به تجارت بین‌المللی، به شکلی امن، باثبات و بدون وقفه ایفا کند. این امر نیز به خویشتن‌داری همه طرف‌ها و باز نگه داشتن کانال‌های دیپلماسی بستگی دارد.
ما هرگز از تشدید تنش حمایت نکرده‌ایم، بلکه برعکس، از حل مشکلات از طریق مذاکره و برقراری گفت‌وگو با همه طرف‌ها دفاع کرده‌ایم. و تلاش کرده‌ایم طرف‌ها را بر سر یک میز گرد هم آوریم. زیرا می‌دانیم که دستیابی به راه‌حلی پایدار، چه در تنگه هرمز، چه در اوکراین و چه در فلسطین، از طریق درگیری محقق نمی‌شود، بلکه از مسیر دیپلماسی تحقق می‌یابد.
در ارتباط با امنیت آبراهی با چنین اهمیت و حساسیتی، مسئولیت بزرگی بر عهده کشورهای منطقه قرار دارد. ما بر این باوریم که تقویت مالکیت منطقه‌ای و مفهوم امنیت مشترک می‌تواند سهم بزرگی در ثبات تنگه هرمز داشته باشد. هدف باید این باشد که تنگه هرمز به وضعیت طبیعی، امن و باثبات خود بازگردد و این وضعیت پایدار و دائمی شود.

رابطه‌ای راهبردی

روابط کنونی با سعودی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

-ما روابط خود با سعودی را رابطه‌ای راهبردی می‌دانیم؛ رابطه‌ای که تاریخ مشترک، پیوندهای برادری میان ما و منافع متقابل آن را شکل داده است. ترکیه و سعودی نه‌تنها دو کشور دوست و برادرند، بلکه دو کشوری هستند که مسئولیت‌های مهمی در قبال صلح، ثبات و شکوفایی منطقه بر عهده دارند.
ما از شتاب و پویایی‌ای که روابطمان در دوره اخیر به دست آورده است، خرسندیم. در حالی که برای تقویت گفت‌وگوی سیاسی خود تلاش می‌کنیم، همکاری‌مان را نیز در بسیاری از زمینه‌ها، به‌ویژه اقتصاد، تجارت، سرمایه‌گذاری، صنایع دفاعی، انرژی و گردشگری، توسعه می‌دهیم.
ما روابط خود با سعودی را از منظری فراتر از تحولات و شرایط مقطعی دنبال می‌کنیم؛ منظری که بر منافع مشترک بلندمدت و احترام متقابل استوار است. در شرایطی که منطقه ما مرحله‌ای را پشت سر می‌گذارد که با چالش‌هایی بسیار خطرناک همراه است، رایزنی و همکاری مستمر میان ترکیه و سعودی بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند.
ما بر این باوریم که «توافق‌نامه مکه» به تقویت روابط ما در بسیاری از زمینه‌ها، و در رأس آنها همکاری دفاعی، کمک خواهد کرد.
ما نسبت به مسئولیت‌های مشترک خود در قبال صلح و ثبات منطقه‌مان آگاهی داریم و بر همین اساس عمل می‌کنیم. ما در ترکیه برای ثبات و امنیت سعودی و دیگر کشورهای منطقه اهمیت بسیاری قائل هستیم. زیرا هر بحرانی، هرچند محدود، که در منطقه ما رخ دهد، بر همه کشورهای منطقه تأثیر می‌گذارد؛ به‌ویژه در زمینه مهاجرت و تروریسم.
و من بر این باورم که در مرحله آینده گام‌هایی برخواهیم داشت که روابط دو کشور را به سطوحی بسیار بالاتر ارتقا خواهد داد.

ثبات لبنان

ترکیه از نزدیک تحولات لبنان را نیز دنبال می‌کند. ارزیابی شما از تحولات اخیر لبنان چیست؟

-لبنان برای ما صرفاً کشوری نزدیک از نظر جغرافیایی نیست، بلکه کشوری دوست و برادر است که پیوندهای تاریخی نیز ما را به آن مرتبط می‌کند. امنیت، صلح و ثبات لبنان برای ثبات سراسر منطقه ما اهمیت زیادی دارد. همان‌گونه که درباره دیگر کشورهای منطقه نیز صدق می‌کند، باید از حاکمیت، وحدت سیاسی و تمامیت ارضی لبنان صیانت شود.
ما همچنین با پیچیده‌تر شدن مسائل داخلی لبنان از طریق مداخلات خارجی یا ابزارهای نظامی و تبدیل این کشور به عرصه رقابت میان قدرت‌های خارجی مخالفیم. ما بر این باوریم که لبنانی‌ها حق دارند تصمیم‌های مربوط به آینده کشورشان را خودشان و با اراده آزاد خود اتخاذ کنند.
حملات اسرائیل به لبنان باید هرچه سریع‌تر متوقف شود؛ آن هم در شرایطی که سیاست‌های تجاوزکارانه و توسعه‌طلبانه اسرائیل، مشکل اصلی منطقه را تشکیل می‌دهد. در این چارچوب، ما مذاکرات جاری برای دستیابی به آتش‌بس در لبنان را گامی مثبت می‌دانیم.
نمی‌توان امنیت و ثبات لبنان را جدا از صلح منطقه‌ای نگریست. تاریخ خاورمیانه نباید پیوسته با درگیری‌ها، ویرانی و رنج نوشته شود. این منطقه نیز شایسته آن است که از صلح، آرامش و شکوفایی برخوردار باشد. تمامی تلاش‌های دیپلماتیک ما در ترکیه بر همین رویکرد استوار است.
منطقه ما سال‌های طولانی با جنگ و اشک پیوند خورده است و باید نهایت تلاش خود را برای تغییر این واقعیت به کار بگیریم. طبیعتاً امیدواریم لبنان ثبات خود را بازیابد، نهادهایش تقویت شوند و مردمش بتوانند با امنیت و آرامش به آینده خود بنگرند.
در این چارچوب، ما آماده‌ایم همه اشکال حمایت فنی و همکاری را ارائه کنیم. ما اراده و تعهد خود را در این زمینه به آقای رئیس‌جمهور جوزف عون و آقای نخست‌وزیر نواف سلام، که اخیراً میزبانشان در کشورمان بودیم، اعلام کرده‌ایم.

سوریه… مرحله‌ای جدید

روند تغییرات در سوریه را تاکنون چگونه ارزیابی می‌کنید؟

-ما روند تغییراتی را که سوریه شاهد آن است، از منظر اراده ملت سوریه برای تعیین سرنوشت خود، نقطه عطفی تاریخی ارزیابی می‌کنیم. ترکیه از همان ابتدا از تمامیت ارضی، وحدت سیاسی و حاکمیت سوریه دفاع کرده است.
جنگ، تروریسم و بی‌ثباتی‌ای که سوریه از آن رنج برده، هزینه‌های سنگینی بر سراسر منطقه تحمیل کرده است. اکنون ما در برابر مرحله‌ای جدید قرار داریم. مهم‌ترین چشم‌انداز ما این است که این مرحله راه را برای صلحی پایدار، ثبات و بازسازی سوریه هموار کند.
ما اجازه نخواهیم داد هیچ سازمان یا موجودیتی در شمال سوریه یا در هر بخش دیگری از آن وجود داشته باشد که امنیت ترکیه را تهدید کند. همان‌گونه که تمامیت ارضی سوریه برای ما از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است، امنیت ملی ترکیه نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
از آغاز این مرحله، چشم‌انداز ما این بوده است که برادران سوری ما بتوانند با امنیت و صلح در کشور خود زندگی کنند. سوریه از دسامبر ۲۰۲۴ تاکنون گام مهمی در مسیر بهبود شرایط امنیتی کشور، فراهم کردن زمینه لازم برای توسعه اقتصادی و برقراری تفاهم اجتماعی برداشته است.
طبیعتاً مالکیت منطقه‌ای و حمایت منطقه‌ای از دولت سوریه در دستیابی به این نتایج نقش مهمی داشته است. دولت سوریه که در ایجاد روابط خوب با کشورهای منطقه و جامعه بین‌المللی موفق بوده، با تمرکز بر دستورکار ثبات و امنیت پایدار، توانایی خود را برای پرهیز از درگیر شدن در منازعات بیشتر نشان داده است.
امروز، عادی‌سازی اوضاع در سوریه، در واقع، به مسئله‌ای با اهمیت راهبردی برای سراسر منطقه تبدیل شده است. به جای آنکه نام سوریه با منشأ بی‌ثباتی گره بخورد، اکنون این نام به پروژه‌های اتصال و توسعه پیوند می‌خورد.
ترکیه، همان‌گونه که تاکنون عمل کرده است، به ایفای مسئولیت‌های خود و انجام وظایفی که بر عهده دارد برای ثبات سوریه، کمک به برخاستن دوباره این کشور و تقویت صلح منطقه‌ای ادامه خواهد داد. ترکیه همچنین مصمم است در این مسیر با شرکای منطقه‌ای و بین‌المللی خود همکاری کند.
اکنون که صفحه‌ای جدید در سوریه گشوده شده است، این صفحه باید نه با رنج‌های جدید، بلکه با روح صلح، برادری و حاکمیت و با چشم‌اندازی مبتنی بر آینده مشترک نوشته شود.


گروندبرگ نسبت به بازگشت جنگ فراگیر به یمن پس از تشدید حملات حوثی‌ها هشدار داد

هانس گروندبرگ، فرستاده سازمان ملل به یمن (سازمان ملل)
هانس گروندبرگ، فرستاده سازمان ملل به یمن (سازمان ملل)
TT

گروندبرگ نسبت به بازگشت جنگ فراگیر به یمن پس از تشدید حملات حوثی‌ها هشدار داد

هانس گروندبرگ، فرستاده سازمان ملل به یمن (سازمان ملل)
هانس گروندبرگ، فرستاده سازمان ملل به یمن (سازمان ملل)

هانس گروندبرگ، فرستاده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در امور یمن، هشدار داد که تشدید اخیر اقدامات نظامی حوثی‌ها، یمن را در معرض بازگشت به چرخه درگیری گسترده قرار داده است. او خواستار توقف حملات و حفاظت از غیرنظامیان و زیرساخت‌های غیرنظامی شد.

گروندبرگ روز دوشنبه گفت حملات اخیر حوثی‌ها به شهر المخا به کشته و زخمی شدن غیرنظامیان و نیروهای نظامی و آسیب دیدن زیرساخت‌ها، از جمله بندر، منجر شده است. او در واکنش به تحولات میدانی، «نگرانی عمیق» خود را ابراز کرد.

او افزود این حملات در شرایطی انجام شده که «از زمان آتش‌بسی که سازمان ملل در سال ۲۰۲۲ میانجی آن بود، تشدید نظامی بی‌سابقه‌ای در عملیات نظامی» رخ داده است. او هشدار داد این روند «خطر بازگشت درگیری گسترده در یمن را به‌شدت افزایش می‌دهد».

فرستاده سازمان ملل گفت حملات اخیر، غیرنظامیان را در المخا، مأرب و مناطق دیگر با خطر جدی روبه‌رو کرده است. او از طرف‌ها خواست حداکثر خویشتنداری را به خرج دهند و با دفتر او برای اتخاذ گام‌های عملی جهت کاهش تنش و جلوگیری از تضعیف بیشتر دستاوردهایی که آتش‌بس برای غیرنظامیان یمنی به همراه داشته است، همکاری کنند.

گروندبرگ تأکید کرد پایان پایدار درگیری در یمن از راه نظامی ممکن نیست و تنها از طریق «فرایندی سیاسی و فراگیر» می‌توان به آن دست یافت. او هشدار داد ادامه تشدید تنش، یمن را در جهت مخالف این هدف پیش می‌برد.

[قایقی در نزدیکی کشتی‌های کانتینربری که در نزدیکی تنگه باب‌المندب لنگر انداخته‌اند (AFP)]

حملات پی‌درپی به المخا

هشدار فرستاده سازمان ملل پس از مجموعه‌ای از حملات به شهر المخا و بندر آن در ساحل غربی یمن مطرح شد. منابع نظامی یمنی از کشته و زخمی شدن غیرنظامیان و نیروهای نظامی در حملات موشکی و پهپادی حوثی‌ها خبر دادند. این حملات مناطقی مسکونی و تأسیسات غیرنظامی را هدف قرار دادند.

بر اساس گزارش‌های میدانی، حملات به المخا روز دوشنبه، چند ساعت پس از موج نخست حملات که شهر و بندر آن را هدف قرار داده بود، از سر گرفته شد. این تشدید تنش، نگرانی‌ها درباره گسترش دامنه درگیری‌ها در ساحل غربی را افزایش داده است.

المخا از اهمیت راهبردی برخوردار است، زیرا شهری ساحلی در نزدیکی باب‌المندب، یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های دریایی بین‌المللی، قرار دارد. بندر این شهر نیز بخشی از زیرساخت‌های غیرنظامی و اقتصادی در مناطق تحت کنترل دولت یمن است.

بازگشت تنش به دریای سرخ

تشدید تنش در المخا هم‌زمان با ازسرگیری حملات حوثی‌ها به کشتی‌های تجاری در دریای سرخ رخ داده است؛ تحولی که سازمان ملل درباره پیامدهای آن برای امنیت کشتیرانی و روند صلح در یمن هشدار داده است.

گروندبرگ پیشتر در ۲۳ ژوئیه هشدار داده بود که ازسرگیری حملات حوثی‌ها به کشتی‌های تجاری و تجدید اختلال در کشتیرانی در دریای سرخ، یمن را در معرض ورود به درگیری گسترده‌تری قرار می‌دهد. او بر ضرورت حفظ دستاوردهای حاصل از آتش‌بس ۲۰۲۲ و جلوگیری از بازگشت به جنگ فراگیر تأکید کرده بود.

روز بعد، دبیرکل سازمان ملل متحد از «نگرانی عمیق» خود درباره ازسرگیری حملات حوثی‌ها به کشتی‌های تجاری در دریای سرخ خبر داد و هشدار داد ادامه اقدامات نظامی می‌تواند تنش‌های منطقه‌ای را افزایش دهد و یمن را بیش از پیش به درگیری منطقه‌ای بکشاند. این وضعیت همچنین پیامدهای اقتصادی، انسانی و زیست‌محیطی فراتر از مرزهای منطقه خواهد داشت.

سازمان ملل از حوثی‌ها خواست حملات و اقدامات تنش‌زا را متوقف کنند و حقوق و آزادی کشتیرانی بین‌المللی در دریای سرخ و باب‌المندب را در چارچوب قطعنامه‌های مرتبط شورای امنیت، از جمله قطعنامه ۲۷۲۲، احیا کنند.

برخاستن ستون‌های دود از بندر المخا پس از حمله حوثی‌ها در ۹ اوت ۲۰۲۶ (رویترز)

تشدید تنش فراتر از مرزهای یمن

تحولات اخیر پس از تشدید تنش از سوی حوثی‌ها در ماه ژوئیه رخ داده است. این تشدید شامل حملات موشکی به پادشاهی عربی سعودی و تهدید کشتیرانی دریایی بوده است. سازمان ملل نیز هشدار داده که گسترش دامنه رویارویی می‌تواند فرصت‌های ازسرگیری روند سیاسی در یمن را تضعیف کند.

پادشاهی عربی سعودی روز ۲۰ ژوئیه اعلام کرد بنادر شمالی یمن، از جمله حدیده، الصلیف و رأس عیسی، در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ پذیرای بیش از ۳۰۰ کشتی بوده‌اند که حامل مواد غذایی، کالا، سوخت و مصالح ساختمانی بوده‌اند. این اعلام در پاسخ به اتهام‌های حوثی‌ها درباره اعمال محاصره دریایی علیه یمن صورت گرفت. ریاض همچنین بر ادامه حمایت خود از تلاش‌های صلح در یمن تأکید کرد و خواستار اجرای قطعنامه‌های شورای امنیت، از جمله قطعنامه ۲۲۱۶ درباره یمن و قطعنامه ۲۷۲۲ درباره کشتیرانی در دریای سرخ شد.

در همین زمینه، فرماندهی نیروهای مشترک ائتلاف روز ۲۰ ژوئیه اعلام کرد برای حفاظت از کشتی‌های تجاری در حال عبور از باب‌المندب اقداماتی اتخاذ کرده است و تأکید کرد تهدیدهای حوثی‌ها علیه کشتی‌ها نقض قوانین بین‌المللی است.

آتش‌بس ۲۰۲۲ تحت فشار جدید

هشدار گروندبرگ بر این واقعیت استوار است که آتش‌بسی که سازمان ملل در آوریل ۲۰۲۲ میانجی آن بود، اگرچه اعتبار رسمی آن در اکتبر همان سال پایان یافت، به کاهش سطح عملیات نظامی گسترده در یمن کمک کرد و دوره‌ای از آرامش نسبی را در مقایسه با سال‌های پیش از آن به وجود آورد.

فرستاده سازمان ملل در ماه ژوئیه تأکید کرده بود که اولویت او حفظ دستاوردهای حاصل از آتش‌بس و جلوگیری از بازگشت به درگیری گسترده‌تر است. او گفته بود اگر تشدید تنش متوقف و روند مذاکرات از سر گرفته شود، مسیر دستیابی به یک راه‌حل سیاسی همچنان امکان‌پذیر است.

سازمان ملل هشدار می‌دهد بازگشت درگیری‌های نظامی گسترده تنها به معنای ازسرگیری جنگ میان طرف‌های یمنی نخواهد بود، بلکه ممکن است پیوند درگیری یمن با تنش‌های منطقه‌ای را نیز افزایش دهد و تلاش‌ها برای دستیابی به یک راه‌حل سیاسی جامع را پیچیده‌تر کند.

خسارت واردشده به اردوگاه میل السیله برای آوارگان در حومه شهر مأرب پس از حمله موشک بالستیک حوثی‌ها (AFP)

درخواست‌های مکرر برای کاهش تنش

اظهارات گروندبرگ در شرایطی مطرح می‌شود که درخواست‌های بین‌المللی و منطقه‌ای برای مهار تنش افزایش یافته است. مقام‌های سازمان ملل روز ۱۳ ژوئیه در شورای امنیت تأکید کردند تحولات اخیر در یمن نشان می‌دهد هیچ جایگزینی برای یک فرایند سیاسی فراگیر به رهبری یمنی‌ها وجود ندارد و راه‌حل مذاکره همچنان مسیر دستیابی به راه‌حلی پایدار برای این درگیری است.

با ادامه حملات به کشتیرانی و گسترش تنش به مناطق جدیدی از یمن، روند سیاسی تحت حمایت سازمان ملل با آزمونی تازه روبه‌رو شده است. فرستاده سازمان ملل بار دیگر تأکید می‌کند که هیچ راه‌حل پایداری برای بحران از طریق تشدید نظامی به دست نمی‌آید و حفاظت از غیرنظامیان و زیرساخت‌های غیرنظامی باید همچنان در اولویت باشد.


هدف قرار گرفتن کشتی اماراتی در هرمز و اصابت پرتابه به کشتی دیگری در نزدیکی عُمان

کشتی‌هایی در نزدیکی تنگه هرمز، از استان مسندم عُمان (رویترز)
کشتی‌هایی در نزدیکی تنگه هرمز، از استان مسندم عُمان (رویترز)
TT

هدف قرار گرفتن کشتی اماراتی در هرمز و اصابت پرتابه به کشتی دیگری در نزدیکی عُمان

کشتی‌هایی در نزدیکی تنگه هرمز، از استان مسندم عُمان (رویترز)
کشتی‌هایی در نزدیکی تنگه هرمز، از استان مسندم عُمان (رویترز)

روز شنبه یک کشتی اماراتی هنگام عبور از تنگه هرمز هدف موشک قرار گرفت و یک کشتی دیگر نیز در نزدیکی سواحل عُمان با پرتابه هدف قرار گرفت. در پی این حادثه آتش‌سوزی رخ داد که مهار شد و در هیچ‌یک از دو حادثه کسی زخمی نشد.
شرکت اماراتی «ادنوک» در بیانیه‌ای اعلام کرد یکی از کشتی‌های این شرکت در ساعات اولیه صبح شنبه هدف قرار گرفته است. این شرکت تأکید کرد که این حادثه هیچ مصدومی نداشته و اوضاع تحت کنترل درآمده است.
از سوی دیگر، «مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا» اعلام کرد یک کشتی در نزدیکی سواحل عُمان با پرتابه‌ای نامشخص هدف قرار گرفته که در پی آن آتش‌سوزی رخ داده و مهار شده است. این مرکز افزود «هیچ گزارشی درباره پیامدهای زیست‌محیطی دریافت نشده» و «کشتی و خدمه آن در سلامت هستند». خبرگزاری فرانسه این گزارش را منتشر کرده است.
کشورها و سازمان‌های خلیجی و عربی حمله ایران به نفتکش اماراتی و پیامدهای آن را محکوم کردند و درباره تأثیر این حمله بر امنیت کشتیرانی و ثبات منطقه هشدار دادند. آنها همچنین بر همبستگی کامل خود با ابوظبی و حمایت از همه اقدام‌هایی که این کشور برای حفظ حاکمیت و حفاظت از امنیت و منافع خود انجام می‌دهد، تأکید کردند.

نقض جدی قوانین بین‌المللی

پادشاهی عربی سعودی تأکید کرد: «این حملات مردود، تعرض به امنیت و ایمنی کشتیرانی و امنیت عرضه جهانی انرژی است.» این کشور افزود ادامه حملات ایران «نقض جدی قوانین و عرف‌های بین‌المللی، از جمله قطعنامه شماره ۲۸۱۷ شورای امنیت، است که آزادی کشتیرانی و عبور امن از گذرگاه‌های دریایی را تضمین می‌کند.»
پادشاهی عربی سعودی در بیانیه وزارت خارجه خود، ایران را مسئول پیامدهای ادامه این «حملات وحشیانه» دانست و از این کشور خواست فوراً به این نقض‌ها پایان دهد تا امنیت، ثبات و ایمنی منطقه حفظ شود.

امارات تأکید کرد هدف قرار دادن کشتیرانی تجاری و استفاده از تنگه هرمز به‌عنوان ابزاری برای فشار یا باج‌گیری اقتصادی، «اقدامات دزدی دریایی از سوی سپاه پاسداران ایران» است و تهدیدی مستقیم برای ثبات منطقه و مردم آن و همچنین امنیت جهانی انرژی به شمار می‌رود.

وزارت خارجه قطر خواستار بازگشایی تنگه بدون قید و شرط شد و تأکید کرد آزادی کشتیرانی در این گذرگاه حیاتی، اصلی تثبیت‌شده است که قابل مذاکره نیست.

عُمان اعلام کرد «مذاکرات جاری درباره ترتیبات مربوط به کشتیرانی در تنگه هرمز در فضایی مثبت و سازنده پیش می‌رود» و بر اهمیت پرهیز از هرگونه اقدامی که بر این مذاکرات و پیشرفت حاصل‌شده تأثیر بگذارد، تأکید کرد؛ پیشرفتی که منافع همه طرف‌ها را در نظر می‌گیرد.