شرط‌بندی ایران روی وقت‌کشی؛ تهران به مذاکرات وین برمی‌گردد

حادثه ممانعت از کار بازرسان آژانس: اروپایی‌ها هشدار می‌دهند و آمریکایی‌ها تهدید می‌کنند

شرط‌بندی ایران روی وقت‌کشی؛ تهران به مذاکرات وین برمی‌گردد
TT

شرط‌بندی ایران روی وقت‌کشی؛ تهران به مذاکرات وین برمی‌گردد

شرط‌بندی ایران روی وقت‌کشی؛ تهران به مذاکرات وین برمی‌گردد

جلسات شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، که در حال حاضر در وین در حال برگزاری است، بار دیگر، شاهد یک «مچ اندازی» بین مدیر آژانس رافائل گروسی، با حمایت ایالات متحده و اروپایی‌ها، و طرف ایرانی است. اختلاف جدید به گفته آژانس ناشی از نقض محتوای توافق‌نامه ای که ایران در ۱۲ سپتامبر بین دو طرف در تهران منعقد کرده‌است که بر اساس آن، آژانس مجاز به کار بر روی نگهداری تجهیزات نظارتی مختلف نصب شده در سایت‌های هسته ای ایران است، خواه با تعمیر هر گونه نقصی یا تغییر تراشه‌های حافظه دوربین‌های نظارتی، اما بدون مشاهده محتویات آنها.
ایران، همان‌طور که آژانس تأکید می‌کند و تهران اعتراف، بازرسان بین‌المللی از دسترسی به مجتمع تسا در شهر کرج، در غرب تهران، که کارگاهی برای تولید قطعات سانتریفیوژ است، منع شدند. بر اساس همان بیانیه، آنچه اتفاق افتاد تنها مورد مخالفتی است که آژانس در فعالیت‌های خود بین ۲۰ تا ۲۲ این ماه با آن روبرو شده‌است. دو روایت وجود دارد: روایت اول از سوی مدیر آژانس است که بیان می‌کند رفتار تهران «با شرایط مورد توافق مندرج در بیانیه مشترک ۱۲ سپتامبر مغایرت دارد». بیانیه می‌افزاید، «همه فعالیت‌های آژانس در بیانیه مشترک ذکر شده، در مورد همه تجهیزات، همه امکانات و کلیه سایت‌های ایرانی، برای حفظ تداوم مأموریت نظارتی لازم است». با این حال، ایران این قرائت را رد می‌کند و از زبان کاظم غریب آبادی سفیر خود در سازمان‌های بین‌المللی در وین در توییتی می‌گوید که ایران «در جریان مذاکرات در تهران و وین روشن کرد که چون مجتمع کرج هنوز تحت تحقیقات امنیتی و قضائی قرار دارد، تجهیزات مرتبط با این مجتمع مشمول سرویس شدن نمی‌شوند». سفیر ایران اضافه می‌کند: گزارش مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مورد دوربین‌های مجتمع تسای کرج دقیق نبوده و فراتر از تفاهمات حاصله در بیانیه مشترک است. غریب آبادی می‌افزاید: به همین دلیل است که عبارت «تجهیزات تعریف‌شده» در بیانیه مشترک به کار رفته‌است؛ زیرا به گفته او بیانیه مشترک رئیس سازمان انرژی اتمی ایران و مدیرکل آژانس در ۱۲ سپتامبر بر مبنای حسن نیت ایران و به منظور تعویض کارت حافظه «تجهیزات تعریف‌شده» به دست آمده بود. به گفته رسانه‌های محلی، سخنان غریب آبادی در مورد «تحقیقات امنیتی و قضایی» تأسیسات کرج، به آنچه تهران «عملیات خرابکاری» می‌نامد اشاره دارد که در اواخر ماه ژوئن انجام شد. غریب‌آبادی در صفحه توئیتر خود نوشت: «عمیقاً باعث تأسف است که آژانس پس از سه حمله تروریستی طی یک سال گذشته در تأسیسات هسته‌ای ایران، هنوز آن‌ها را محکوم نکرده‌است». با این حال، مهم‌ترین نکته در آنچه در توئیت غریب آبادی بیان شد، این است که وی تصریح می‌کند که هرگونه تصمیمی که ایران در رابطه با نهادهای نظارتی اتخاذ می‌کند «فقط بر اساس ملاحظات سیاسی است، نه قانونی، و آژانس نمی‌تواند آن را یکی از حقوق خود تلقی کند». این عبارت به نظر می‌رسد به دلیل «کشسان بودن» و مشروط به تفاسیر مختلف، یعنی توافق‌نامه‌هایی که با آژانس بین‌المللی منعقد شده‌است، ظاهر می‌شود.
با توجه به تنش کنونی بین ایران از یک سو و کشورهای غربی به رهبری ایالات متحده از سوی دیگر، انتظار می‌رفت که آخرین حادثه منجر به تنش بیشتر در زمینه تأخیر ایران در پذیرش بازگشت به مذاکرات وین شود که از ژوئن گذشته منجمد شده‌است. در حالی که مقامات غربی از هر فرصتی برای فشار آوردن به تهران برای درخواست از سرگیری مذاکرات استفاده می‌کنند. به گفته منابع اروپایی مرتبط با این پرونده، طرف ایرانی برای به دست آوردن زمان بیشتر از شرکت در مذاکرات خودداری می‌کند، که به آن اجازه می‌دهد برنامه هسته ای خود را، به ویژه در زمینه استقرار سانتریفیوژهای مدرن و تولید اورانیوم غنی شده تسریع بخشد. بر اساس آخرین گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ایران در حال افزایش ذخایر اورانیوم غنی شده خود به سطح ۶۰ درصد است.
مقامات هسته ای ایران پیشتر اعلام کرده بودند که می‌توانند از این میزان هم فراتر روند. منابع غربی تخمین می‌زنند که ایران می‌خواهد پیشرفت هسته ای بیشتری داشته باشد و دارای کارت فشار قوی بر مذاکره کنندگان در وین است و هدف آن این است که بتواند برای رسیدن به آستانه هسته ای شدن تهدید کند. از این رو، اختلاف بر سر تأسیسات کرج تنها یک «جزئیات» کوچک در یک فرایند وسیع تر است.
طبیعی بود که واکنش‌هایی در محکومیت «ناکامی» ایران در اجرای تعهدات خود در بیانیه مشترک صادر شود. اولین واکنش از سوی ایالات متحده بود، به طوری که که سفیر آن در آژانس اعلام کرد، کشورش «عمیقاً نگران» سوء استفاده تهران است. در این بیانیه آمده‌است: «ایران باید به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه دسترسی لازم (به سایت کرج) را بدون تأخیر بیشتر بدهد و اگر ایران این کار را انجام ندهد، (ایالات متحده) رایزنی‌های گسترده‌ای را با سایر اعضای شورای حکام در روزهای آینده انجام خواهد داد تا پاسخ مناسب داده شود». در بیانیه آمریکا هشدار داده شده‌است که در سطح شورای حکام از اقدامات «تنبیهی» علیه ایران استفاده و در عین حال به جنبه «دیپلماتیک» محدود می‌شود. بیانیه ایالات متحده بدون وارد شدن به جزئیات به کلیات بسنده کرد و دربارهٔ آنچه تهران ممکن است بعداً با آن روبرو شود، اشاره به میان نیامده است. پس از آن بیانیه اروپایی منتشر شد که شامل «نگرانی عمیق» در مورد رفتار تهران در مغایرت با محتوای توافقنامه ۱۲ سپتامبر بود. در این بیانیه از تهران خواسته شده‌است تا بازرسان آژانس را بدون تأخیر به تأسیسات کرج راه دهد و از مدیر آژانس می‌خواهد که به شورای حکام در مورد تحولات این پرونده اطلاع‌رسانی کند.
واقعیت امر این است که تهران سال‌ها بر فوت و فن تعامل با آژانس مسلط شده‌است. برای تأیید این امر کافی است به سال گذشته مراجعه کنید، زیرا آژانس سه بار (در فوریه، ژوئن و آخرین بار در ماه جاری) از پاسخ شدید به تهران خودداری کرده‌است، یا در مورد موانعی که بر سر راه بازرسان خود ایجاد می‌کند، یا در مورد تسریع برنامه هسته ای خود، که تقریباً تمام کنترل‌های مقرر در توافق‌نامه تابستان ۲۰۱۵ را نقض کرده‌است. در سه مورد، بی میلی غرب با عدم ارائه فرصت برای بهانه جویی تهران مرتبط بود، یا عدم پذیرش آغاز مذاکرات با گروه ۴+۱ (فرانسه، بریتانیا، آلمان، روسیه و چین) در ماه فوریه، یا اجتناب از هرگونه تصمیم یا محکومیت دلیل بازگشت پرونده هسته ای به شورای امنیت، که تهران قاطعانه آن را رد می‌کند.
آنچه در این ماه اتفاق افتاد واضح‌ترین شاهد و مدرک از «تاکتیک» ایران است. بالاترین نهادها هشدار دادند که هرگونه محکومیت ایران به دلیل عدم ارائه پاسخ‌های رضایت بخش به سوالات آژانس در خصوص کشف آثار مواد هسته ای ناشی از فعالیت‌های بشری در سه مکان، با «گام منفی» روبرو خواهد شد، به این معنی که مذاکرات از بین می‌رود. به موازات آن، تهران گروسی که قبلاً از استقبال از وی خودداری کرده بود، را دعوت کرد و امضای قرارداد جدیدی با وی در ابعاد محدود را پذیرفت. این امر نمایندگان وین را «متقاعد» کرد که از محکوم کردن عملکرد ایران عقب‌نشینی کرده و احتمال از سرگیری مذاکرات را حفظ کنند. در حقیقت، تهران از طریق بیانیه‌های عمومی «با اعصاب غربی‌ها» بازی می‌کند.
منابع اروپایی می‌گویند که تهران هنوز تاریخ تقریبی برای پذیرش بازگشت به مذاکره و عوامل تعیین‌کننده آن را مشخص نکرده‌است و به ملاحظات کلی بسنده می‌کند که باعث می‌شود طرف آمریکایی تهدید کند که مذاکرات «به‌طور نامحدود باز نخواهد ماند» و آماده اجرای یک طرح جایگزین ناشناخته است. شبکه CNN به نقل از یکی از مقامات وزارت خارجه آمریکا گفت واشینگتن در حال کار بر روی یک «برنامه احتمالی» است که در صورت ادامه ایران به پیشرفت هسته ای خود و خودداری از بازگشت به مذاکرات آن را پیاده کند. وی افزود واشینگتن و متحدانش مدت زیادی منتظر نمی‌مانند تا این کشور به مذاکرات هسته ای بازگردد. آخرین بیانیه ای که تهران صادر کرد، بیانیه دو روز پیش وزیر امور خارجه این کشور، حسین امیرعبداللهیان بود، مبنی بر اینکه «به زودی» به مذاکرات بازمی‌گردد. اما هیچ‌کس نمی‌داند این عبارت دقیقاً به چه معناست و تهران برای پذیرفتن بازگشت به مذاکرات چه شرایطی را رعایت می‌کند، توجه داشته باشید که هرگونه از سرگیری این روند پس از شش دور و وقفه ای بیش از صد روز، لزوماً به این معنا نیست که آنچه ناظران در زمان حسن روحانی، رئیس‌جمهور سابق نتوانستند به دست آورند، در دوران ریاست جمهوری تندروتر زنده خواهند ماند. بین فوریت از یک سو و تعلل از طرف دیگر، ناظران اروپایی هستند که معتقدند طرف ایرانی متقاعد شده‌است که واشینگتن، که در شرایط تحقیرآمیز از جنگ در افغانستان بیرون می‌آید، ریسک ورود به جنگ جدیدی با ایران را نخواهد داشت، این بدان معناست که می‌بیند که دریچه مانور برای آن باز است و بنابراین به دنبال تضمین‌هایی است که از دورهای اضافی مذاکرات به دست خواهد آورد.



شبکه نظامی مخفی ایران تجهیزات وارد می‌کند و محاصره آمریکا را دور می‌زند

نمایش موشک‌های ایرانی در یکی از خیابان‌های تهران، ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶ (رویترز)
نمایش موشک‌های ایرانی در یکی از خیابان‌های تهران، ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶ (رویترز)
TT

شبکه نظامی مخفی ایران تجهیزات وارد می‌کند و محاصره آمریکا را دور می‌زند

نمایش موشک‌های ایرانی در یکی از خیابان‌های تهران، ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶ (رویترز)
نمایش موشک‌های ایرانی در یکی از خیابان‌های تهران، ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶ (رویترز)

ایران شبکه‌ای نظامی و مالی متشکل از ۵ هزار نهاد را برای تأمین قطعات، مواد منفجره و کامیون‌های سنگین مورد نیاز برنامه‌های پهپادی و موشکی خود به کار گرفته است. حتی در جریان جنگ نیز محموله‌ها از راه زمین، دریا و هوا به ایران رسیده‌اند.

تحقیقی که رویترز انجام داده نشان می‌دهد ایران از ژانویه ۲۰۲۵ شبکه‌ای جهانی از نهادهای نظامی مخفی ایجاد کرده است تا دست‌کم ۲ میلیارد دلار تجهیزات، مواد منفجره و کامیون‌های سنگین وارد کند و از این طریق محاصره دریایی آمریکا و تحریم‌های غرب را دور بزند.

نام این نهادهای مخفی با سرواژه «ودجا» آغاز می‌شود که مخفف وزارت دفاع ایران است.

بیش از ۵ هزار نهاد، ساختاری گسترده مالی و نظامی را تشکیل می‌دهند. می‌توان تراکنش‌های مالی آن‌ها را در بارنامه‌های حمل کالا و دیگر داده‌های وارداتی که به سال ۲۰۱۶ بازمی‌گردند، ردیابی کرد. برخی از این نهادها با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و گروه‌های تجاری موسوم به «بنیاد» ارتباط دارند که زیر کنترل نخبگان ایران هستند.

یافته‌های این تحقیق یکی از بزرگ‌ترین معماهای جنگ را آشکار می‌کند. سپاه پاسداران چگونه در حالی که هزاران موشک و پهپاد شلیک می‌کند، زرادخانه خود را تقویت می‌کند؟

در ۱۸ ماه از ژانویه ۲۰۲۵ تا ژوئن ۲۰۲۶، دوره‌ای که چهار ماه نخست جنگ امسال را نیز در بر می‌گیرد، تنها یکی از این نهادها، به نام «ودجا ۳۴۶۴۲۸»، مقادیر زیادی سوخت موشک، مواد منفجره و قطعات ضروری برای ساخت پهپاد و موشک وارد کرده است. این نهاد همچنین خودروهای سنگین پرتابگر موشک وارد کرده است. این تجهیزات از راه زمین، دریا و هوا به ایران رسیده‌اند و اسناد نشان می‌دهند بخش بزرگی از آن‌ها از چین، روسیه و آلمان وارد شده‌اند.

این تحقیق درباره شبکه وزارت دفاع ایران بر هزاران سند بانکی و دولتی ایران، مدارک ثبت شرکت‌ها و داده‌های وارداتی استوار است.

همه این نهادهای مخفی یک نشانی مشترک در تهران دارند که همان نشانی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایران است. این نهادها در اسناد خود تاریخ تأسیسشان را ۱۱ فوریه ۱۹۷۹ اعلام کرده‌اند؛ روزی که آیت‌الله خمینی پس از سرنگونی حکومت شاه به قدرت رسید. اما اسناد نشان می‌دهند بیشتر این نهادها در واقع در سال ۲۰۱۳ تأسیس شده‌اند؛ زمانی که ایران زیر فشار تحریم‌هایی قرار داشت که به کاهش صادرات نفت خام و سقوط ارزش پول ملی این کشور انجامید.

این نهادها را رویترز برای نخستین بار با همکاری شرکت آمریکایی ـ اسرائیلی «۲۴۰ آنالیتیکس» که در زمینه مشاوره ارزیابی ریسک فعالیت می‌کند، شناسایی کرده است. آن‌ها ستون فقرات نظام خریدهای نظامی ایران و دور زدن تحریم‌ها را تشکیل می‌دهند. این نهادها شبکه‌ای از افراد واسطه و شرکت‌های صوری خارجی را اداره می‌کنند. این افراد که «امین» نامیده می‌شوند، از درآمد حاصل از فروش غیرقانونی نفت برای خرید کالا به نفع جمهوری اسلامی استفاده می‌کنند.

فرماندهان ارشد نظامی که در برنامه‌های موشک‌های بالستیک و پهپادی ایران نقش دارند، از این شبکه استفاده می‌کنند. همچنین در سوابق بانک دولتی سپه، شماره تلفن‌هایی که به نام ۹۱ مورد از این نهادها ثبت شده‌اند، به افرادی از سپاه پاسداران تعلق دارند که در این بانک حساب دارند. در میان آن‌ها دست‌کم دو فرمانده حضور دارند که آمریکا آن‌ها را به نقض حقوق معترضان غیرنظامی متهم کرده است.

ارتش ایران دهه‌هاست که تحت تحریم‌های متعدد آمریکا قرار دارد، اما رویترز هیچ مدرکی نیافته است که نشان دهد هر یک از نهادهای نام‌برده‌شده در این اسناد در فهرست تحریم‌های کشورهای غربی قرار گرفته باشند.

میعاد ملکی، مقام ارشد پیشین وزارت خزانه‌داری آمریکا که در تدوین برنامه تحریم‌های این کشور علیه ایران نقش داشت، گفت: «آنچه در اینجا می‌بینیم، شریان حیاتی نظامی حکومت در جریان این درگیری و در سال‌های طولانی پیش از آن است. این تمام سازوکار یکپارچه فعالیت‌های تجاری ارتش ایران است.»

شبکه واردات تسلیحات، بسیاری از مواد اولیه مورد نیاز تهران برای ساخت موشک و پهپاد را تأمین کرده است. این تسلیحات مسئول حملات دقیق و مستمر ایران به تأسیسات انرژی در خلیج هستند و به جمهوری اسلامی امکان داده‌اند تأثیر حمله نظامی آمریکا را محدود کند. رویترز در گزارش‌های دیگری در سال جاری نشان داده است که ایران چگونه با استفاده از پلتفرم‌های مبادله رمزارز و شبکه‌های قمار غیرقانونی، درآمدهای نامشروع به دست آورده، تحریم‌ها را دور زده و در برابر فشار آمریکا مقاومت کرده است. این خبرگزاری همچنین گزارش داده که سپاه پاسداران چگونه کنترل خود بر تنگه هرمز را تقویت کرده و جنگ چگونه فصل تازه‌ای از سرکوب در ایران را رقم زده است.

ملکی یکی از چهار کارشناس حوزه تحریم‌های ایران و تسلیحات بود که یافته‌های تحقیق رویترز را بررسی کردند و تأیید کردند بسیاری از این مواد می‌توانند در برنامه‌های موشکی و پهپادی ایران استفاده شوند.

هیچ‌یک از نهادهای دولتی و شرکت‌های ایرانی که رویترز با آن‌ها تماس گرفت، به درخواست‌های مفصل این خبرگزاری برای اظهارنظر پاسخ ندادند. از جمله این نهادها، نمایندگی ایران در سازمان ملل در ژنو و نهاد ریاست‌جمهوری ایران بودند.

رویترز برای ردیابی واردات، بخشی از حدود ۱۹ هزار رکورد واردات را با اسناد حمل‌ونقل، ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی و گزارش‌های رسانه‌های رسمی تطبیق داد. داده‌ها نشان می‌دهند تقریباً همه موادی که ایران وارد کرده، از پرداخت عوارض گمرکی معاف بوده و به‌طور مشخص به‌عنوان تجهیزات نظامی طبقه‌بندی شده‌اند. کارشناسان اشاره کرده‌اند که بسیاری از این اقلام وارداتی، حتی مواد منفجره، می‌توانند در زمره کالاهای دومنظوره قرار گیرند و در نتیجه کاربردهای غیرنظامی نیز داشته باشند.

روزنامه وال‌استریت ژورنال در ۲۳ سپتامبر گزارشی درباره برخی محموله‌های واردشده از چین منتشر کرد.

ملکی که تا سال گذشته معاون مدیر دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا بود، گفت نهادهای نظامی مخفی، یک نظام موازی تجارت خارجی در کنار اقتصاد رسمی جهانی ایجاد کرده‌اند. این نظام به ایران امکان می‌دهد درآمد حاصل از فروش غیرقانونی نفت در خارج از کشور را صرف خرید تجهیزات نظامی کند.

پول به‌ندرت از مرزها عبور می‌کند، زیرا چنین انتقالی ممکن است زنگ خطر نقض تحریم‌ها را به صدا درآورد. در عوض، داده‌های وارداتی نشان می‌دهند معاملات مربوط به ۹۷ درصد محموله‌های بررسی‌شده از سوی رویترز، «بدون انتقال پول» تسویه شده‌اند. واسطه‌های مورد اعتماد ایرانی که در خارج از کشور زندگی می‌کنند، کالاها را با استفاده از وجوه سپرده‌گذاری‌شده در بانک‌های خارجی می‌خریدند و سپس آن‌ها را به ایران می‌فرستادند.

از جمله نهادهایی که نیازهای خود را از طریق این شبکه تأمین می‌کنند، یگان نظامی مسئول نظارت بر برنامه موشک‌های بالستیک ایران است. شرکت «تندر صحرا» نیز در میان آن‌ها قرار دارد؛ شرکتی که آمریکا در سال ۲۰۲۴ به دلیل ساخت و تأمین پهپاد برای روسیه تحریم کرد. این پهپادها در اوکراین ویرانی به بار آورده‌اند.

رویترز و شرکت «۲۴۰ آنالیتیکس» با تطبیق داده‌های وارداتی با سوابق شرکت‌ها، ایمیل‌ها و اسنادی که وب‌سایت «ویکی ایران» گردآوری کرده بود، توانستند یگان‌های نظامی ایران را شناسایی کنند.

رویترز نتوانست هویت گردانندگان «ویکی ایران» را مشخص کند. این وب‌سایت اسناد افشاشده از جمهوری اسلامی را دریافت می‌کند و می‌گوید آن را ایرانیان مخالف حکومت اداره می‌کنند که «مجبور به زندگی در تبعید شده‌اند».

بر اساس پایگاه‌های داده واردات در شش ماه نخست امسال، محموله‌ها شامل چاشنی‌های انفجاری به ارزش ۱.۹ میلیون دلار، چندین تن مواد منفجره، قطعات موتور هواپیما، اجزای سوخت موشک و خودروهای سنگین پرتابگر موشک بوده‌اند. کارشناسان تسلیحات و تحریم‌ها گفتند همه این مواد می‌توانند به‌عنوان اجزای اصلی برای ساخت و پرتاب موشک‌های بالستیک و پهپادها، از جمله پهپادهای شاهد، به کار روند.

پیتر سالزبری، استاد کمکی غیرتمام‌وقت در دانشگاه کلمبیا که چند سال گذشته را صرف مطالعه انتقال تسلیحات ایران و زنجیره‌های تأمین آن کرده است، گفت: «به نظر می‌رسد این تلاشی گسترده برای بازسازی یا گسترش زرادخانه کنونی ایران در زمینه پهپادها و موشک‌ها باشد.» او افزود: «این داده‌ها به‌روشنی نشان می‌دهند که نظام ایران توانایی سازگاری و یافتن مسیرهای جدید را دارد.»

سالزبری و یکی از کارشناسان تسلیحات گفتند که پیش‌تر از داده‌های «ویکی ایران» استفاده کرده‌اند و آن‌ها را دقیق یافته‌اند.

آمریکا و اسرائیل از آغاز جنگ امسال در ۲۸ فوریه، تأسیسات و فعالیت‌های مرتبط با برنامه موشک‌های بالستیک و پهپادی ایران را هدف قرار داده‌اند. از جمله این اهداف، کارخانه‌هایی بودند که به گفته وزارت دفاع آمریکا، در آن‌ها مهمات تولید می‌شد. رویترز نتوانست میزان خسارت‌ها را مشخص کند، اما تهران همچنان به حمله به کشورهای همسایه و کشتی‌هایی ادامه داد که قصد عبور از تنگه هرمز را داشتند.

بر اساس داده‌های وارداتی و اسنادی که رویترز به دست آورده است، محموله‌ها با کشتی‌های باری از روسیه و از مسیر دریای خزر، با کامیون از آسیای مرکزی و با هواپیماهای باری از چین وارد ایران شده‌اند.

وزارت خارجه چین در پاسخ به پرسش‌های مفصل درباره یافته‌های رویترز گفت که «از وضعیتی که توصیف می‌کنید اطلاعی ندارد».

این وزارتخانه در بیانیه‌ای که از طریق فکس ارسال شد، اعلام کرد: «ما به‌شدت تلاش‌ها برای پیوند دادن اقدامات جنگی در منطقه به چین یا بدنام کردن این کشور را رد می‌کنیم.»

وزارت دفاع روسیه، وزارت خزانه‌داری آمریکا، کاخ سفید و فرماندهی مرکزی آمریکا به درخواست‌ها برای اظهارنظر پاسخ ندادند.

ایران علاوه بر قطعات جداگانه، ماشین‌آلات دقیقی نیز خریداری می‌کند که می‌توان از آن‌ها برای ساخت تجهیزات نظامی در داخل کشور استفاده کرد. بر اساس داده‌های وارداتی تا ژوئن، این خریدها شامل ماشین‌های تراش پیشرفته با کنترل رایانه‌ای، کوره‌های پرتو الکترونی و شتاب‌دهنده‌های ذرات بوده است. همه این تجهیزات کاربردهای صنعتی دارند و می‌توان از آن‌ها در ساخت تجهیزات نظامی، از جمله بدنه پهپادها و موشک‌ها نیز استفاده کرد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، ۱۲ اکتبر گفت که باور ندارد چین و روسیه از تهران حمایت می‌کنند. او در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «اگر چنین کاری می‌کنند، در سطحی بسیار محدود است، اما من اصلاً باور ندارم که چنین کاری انجام می‌دهند.» او افزود: «آن‌ها چیزهای زیادی برای از دست دادن دارند و ما از این موضوع باخبر خواهیم شد، آن هم خیلی زود!»

داده‌ها نشان می‌دهند که از زمان آغاز جنگ، محموله‌هایی به ارزش ۲۷ میلیون دلار برای ارتش ایران از امارات وارد شده‌اند که تقریباً همه آن‌ها از راه دریا به ایران رسیده‌اند.

ایران تا ماه مه تأسیسات زیربنایی در امارات را هدف قرار می‌داد و همچنان نفتکش‌های حامل نفت خام این کشور را با پهپاد و موشک هدف قرار می‌دهد.

آخرین محموله از امارات که در اسناد به‌عنوان تجهیزات الکترونیکی ثبت شده بود، ۲۷ ژوئن از راه دریا به ایران رسید؛ ۹ روز پس از آنکه آمریکا از تعلیق محاصره دریایی خود خبر داد. این محاصره در اواسط ژوئیه از سر گرفته شد و همچنان ادامه دارد.

یک مقام اماراتی پس از انتشار این گزارش، بیانیه‌ای برای رویترز فرستاد و گفت دولت این کشور «این ادعاهای بی‌اساس را قاطعانه رد می‌کند و نادرستی آن‌ها را نشان می‌دهد. این اتهامات هیچ مبنایی ندارند و سیاست‌ها و اقدامات امارات را تحریف می‌کنند.» در این بیانیه همچنین آمده است که امارات متعهد است «از هرگونه تلاش برای سوءاستفاده از خاک خود در فعالیت‌های غیرقانونی جلوگیری کند».

علاوه بر ملکی، ولف کریستیان بایس و هنری تامپسون، دو متخصص در زمینه تأمین تسلیحات ایران، و دامیان اسپلترز، بنیان‌گذار سازمان «هیمدال» که بر زنجیره‌های تأمین غیرقانونی و خرید تسلیحات تمرکز دارد، در فهرست کارشناسان تسلیحات حضور داشتند.

شبکه

نوآم بینستاک، تحلیلگر ارشد شرکت «۲۴۰ آنالیتیکس» که داده‌های مربوط به خطر تروریسم و تأمین مالی آن را برای مشتریان دولتی و شرکتی گردآوری و تحلیل می‌کند، گفت: «این نهادهای شماره‌گذاری‌شده، زیرساخت پنهان شبکه جمهوری اسلامی برای دور زدن تحریم‌های بین‌المللی و انجام فعالیت‌هایی بسیار فراتر از آن هستند.» او افزود: «حجم پولی که از طریق این نهادها جابه‌جا می‌شود، حیرت‌آور است و پیش از این کسی متوجه آن نشده بود.»

بینستاک، اقتصاددان ۳۵ ساله، گفت این نهادها را در ژوئن ۲۰۲۵ کشف کرده است؛ زمانی که هزاران صفحه از اسناد بانک سپه را که به‌صورت رایگان در وب‌سایت «ویکی ایران» منتشر شده بود، در پلتفرم اینترنتی «۲۴۰ آنالیتیکس» بارگذاری می‌کرد. بانک سپه بانکی ایرانی است که پرداخت حقوق و مستمری اعضای سپاه پاسداران را بر عهده دارد.


نامه ونس و تدارک نظامی آمریکا برای جنگ با ایران؛ حمله نظامی چه چیزی را تغییر می‌دهد؟

جنگنده اف‌ـ۱۶ در حال پرواز بر فراز خاورمیانه، به روایت تصویری منتشرشده از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)
جنگنده اف‌ـ۱۶ در حال پرواز بر فراز خاورمیانه، به روایت تصویری منتشرشده از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)
TT

نامه ونس و تدارک نظامی آمریکا برای جنگ با ایران؛ حمله نظامی چه چیزی را تغییر می‌دهد؟

جنگنده اف‌ـ۱۶ در حال پرواز بر فراز خاورمیانه، به روایت تصویری منتشرشده از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)
جنگنده اف‌ـ۱۶ در حال پرواز بر فراز خاورمیانه، به روایت تصویری منتشرشده از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)

از نامه جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، تا ارائه گزارش ژنرال برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری این کشور، فاصله میان تلاش برای احیای مذاکرات و آمادگی برای ازسرگیری جنگ با ایران کمتر شده است.

با این حال، پیشبرد هم‌زمان این دو مسیر به مهم‌ترین پرسش پاسخ نمی‌دهد: آیا واشنگتن می‌تواند از برتری نظامی خود برای دستیابی به توافق با رهبران ایران استفاده کند؛ رهبرانی که اختیار دادن امتیاز را داشته باشند؟ یا هر دو طرف منتظر عقب‌نشینی دیگری هستند تا فرصت‌های میانجی‌گری از دست برود؟

گزارش‌ها درباره ورود ۱۰ هواپیمای ترابری نظامی آمریکا به اسرائیل، بُعد عملی تازه‌ای به تهدیدهای نظامی داده است. با این همه، آمادگی برای جنگ لزوماً به معنای تصمیم قطعی برای حمله نیست؛ همان‌طور که برقراری ارتباط با یکی از چهره‌های برجسته جریان تندرو در ایران، تضمینی برای توانایی او در دستیابی به توافق نیست.

در این میان، منطقه همچنان در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» گرفتار مانده است؛ وضعیتی که هزینه‌های آن را می‌پردازد، بی‌آنکه به‌تنهایی اختیار پایان دادن به آن را داشته باشد.

چهره‌ای در ایران با اختیار تصمیم‌گیری

به گزارش روزنامه‌های «واشنگتن پست» و «وال‌استریت ژورنال»، نامه ونس به رضایی نشان‌دهنده تلاش واشنگتن برای ارتباط با مرکز اصلی تصمیم‌گیری در ایران است.

ونس پیشنهاد کرده است شخصاً با رضایی دیدار کند و خواستار معرفی مذاکره‌کنندگانی شده است که اختیار لازم برای گفت‌وگو درباره پرونده هسته‌ای را داشته باشند. این پیشنهاد بر ارزیابی آمریکا استوار است که فرمانده پیشین سپاه پاسداران می‌تواند مراکز مختلف قدرت در ایران را برای حمایت از یک توافق متحد کند.

ونس در نامه خود، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را از منافع آمریکا و بازسازی اقتصاد آسیب‌دیده از جنگ و تحریم‌ها و حفظ حاکمیت ملی را از منافع ایران دانسته است.

انتخاب رضایی پس از ناکامی تلاش پیشین برای برقراری ارتباط با محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، صورت گرفته است.

با این حال، پاتریک کلاوسن، پژوهشگر مؤسسه واشنگتن، درباره موفقیت این رویکرد تردید دارد.

تصویری که شورای عالی امنیت ملی ایران از دیدار پیشین محسن رضایی و عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در تهران منتشر کرده است

او در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط» می‌گوید مسئله تنها این نیست که واشنگتن ساختار قدرت در ایران را به‌درستی درک نکرده است، زیرا سازوکارهای درونی این ساختار «مبهم است و حتی در داخل ایران نیز به‌خوبی شناخته نشده، چه رسد به خارج از آن».

کلاوسن با تأیید اهمیت نقش رضایی، این تصور را که او بتواند پایبندی به توافقی تازه را تضمین کند، «خوش‌بینانه» می‌داند.

به گفته او، به‌هیچ‌وجه روشن نیست که رضایی بر تمامی تحولات پس از تفاهم‌نامه ماه ژوئن کنترل داشته باشد. او احتمال می‌دهد برخی جریان‌های تندرو بدون اطلاع رضایی، چه رسد به موافقت او، دست به اقدام زده باشند.

از دیدگاه کلاوسن، ساختار کنونی قدرت در ایران به جریان‌های مختلف امکان می‌دهد تا حد زیادی مستقل عمل کنند؛ به همین دلیل، توانایی مذاکره لزوماً به معنای توانایی تضمین اجرای توافق نیست.

با وجود این، کلاوسن امکان مهار این جریان‌ها را رد نمی‌کند. او به این موضوع اشاره می‌کند که ایران طی چند ماه گذشته به اسرائیل حمله نکرده است و این را نشانه‌ای از توانایی مقام‌های ایرانی برای توافق بر سر یک مسیر مشخص و ملزم کردن همه طرف‌ها به رعایت آن می‌داند.

به گفته او، همین وضعیت ممکن است درباره توافق با واشنگتن نیز صدق کند. این ارزیابی احتمال دستیابی به توافق را مطرح می‌کند، اما به معنای آن نیست که نفوذ رضایی اجرای آن را تضمین خواهد کرد.

پل هوایی و تقویت آمادگی نظامی

در حوزه نظامی، سازمان رادیو و تلویزیون اسرائیل گزارش داده است که ۱۰ هواپیمای ترابری نظامی آمریکا از ایالت تگزاس به پایگاه‌های هوایی عوودا و نواتیم در صحرای نقب رسیده‌اند.

آمریکا هنوز این گزارش را به‌طور رسمی تأیید نکرده و ماهیت محموله‌های این هواپیماها نیز مشخص نشده است.

این رسانه به نقل از یک مقام اسرائیلی از هماهنگی نزدیک دو طرف و آمادگی برای تصمیم‌های احتمالی مختلف ترامپ خبر داده است.

این تحرکات بخشی از آماده‌سازی‌های گسترده‌تری است که روزنامه «وال‌استریت ژورنال» درباره آن‌ها گزارش داده است؛ از جمله تقویت سامانه‌های پدافند هوایی، افزایش ذخایر مهمات و تجهیزات پشتیبانی، انتقال برخی نظامیان از مواضع آسیب‌پذیر و استقرار یک آتشبار دیگر سامانه پاتریوت در اسرائیل.

گزارش‌هایی نیز از احتمال ورود یک ناو هواپیمابر دیگر در ماه نوامبر حکایت دارد.

تقویت تجهیزات دفاعی نشان‌دهنده آمادگی برای احتمال واکنش ایران و گسترش آن به پایگاه‌های آمریکایی و تأسیسات منطقه‌ای است. به این ترتیب، توانایی آغاز حمله لزوماً به معنای توانایی پایان دادن به آن یا کنترل دامنه درگیری نیست.

بالگردی در حال برخاستن از عرشه ناوشکن «رافائل پرالتا» در آب‌های خاورمیانه (سنتکام)

وب‌سایت خبری «اکسیوس» گزارش داده است که ژنرال کوپر در جلسه توجیهی خود با ترامپ، علاوه بر آمادگی‌های نظامی، درباره اثربخشی محاصره دریایی، خروج نفتکش‌ها از تنگه هرمز و فشار اقتصادی با هماهنگی وزارت خزانه‌داری آمریکا توضیح داده است.

این جلسه به همان اندازه که به بررسی گزینه‌های نظامی اختصاص داشت، ارزیابی ابزارهای فشار موجود نیز به نظر می‌رسید. پرسش اصلی این است که آیا محاصره می‌تواند به تغییر سیاسی منجر شود یا تنها فرسایش دو طرف را طولانی‌تر می‌کند، بی‌آنکه راهی برای توافق باز کند؟

فرزین ندیمی، پژوهشگر مؤسسه واشنگتن، در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط» می‌گوید محاصره هرچند می‌تواند برای مدتی نامحدود ادامه یابد، ممکن است در مقطعی ایران را به واکنشی شدید وادار کند.

او می‌افزاید کاخ سفید معتقد است تهران با وجود تحریم‌ها در حال بازسازی توانایی‌های موشکی و ظرفیت‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای خود است؛ موضوعی که در کنار عوامل احتمالی دیگر، ممکن است ترامپ را به اتخاذ تصمیمی فوری سوق دهد.

ندیمی معتقد است تلاش‌های میانجی‌گری برای جلوگیری از تشدید گسترده درگیری‌ها ادامه دارد؛ وضعیتی که «هیچ‌یک از دو طرف خواهان آن نیستند»، اما به باور او، احتمال وقوع آن روزبه‌روز بیشتر می‌شود.

حملات نظامی بدون راهبرد

برایان کاتولیس، پژوهشگر مؤسسه خاورمیانه در واشنگتن، اساس رویکرد آمریکا را زیر سؤال می‌برد. او در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط»، سیاست دولت ترامپ در قبال ایران را «متغیر و بی‌ثبات» توصیف می‌کند و می‌گوید تحولات اخیر «بوی استیصال می‌دهد».

به گفته کاتولیس، این تحولات بار دیگر نشان می‌دهد واشنگتن بدون برخورداری از راهبرد دیپلماتیک منسجم و مؤثری عمل می‌کند که منافع آمریکا و شرکای منطقه‌ای آن را تأمین کند.

او معتقد است تهدید به انجام دور تازه‌ای از حملات نظامی، به احتمال زیاد وضعیت راهبردی را به‌طور اساسی تغییر نخواهد داد و چالش‌های اصلی، از جمله نفوذ ایران بر تنگه هرمز، برنامه هسته‌ای و زرادخانه موشک‌های بالستیک این کشور را حل نخواهد کرد.

کاتولیس هشدار می‌دهد که دور تازه درگیری‌ها احتمالاً به «حملاتی بدون راهبرد» تبدیل خواهد شد؛ به این معنا که عملیات نظامی بدون اهدافی روشن و مشخص انجام می‌شود.

از منظر نظامی، ندیمی نیز تأکید می‌کند که «هیچ تضمینی» وجود ندارد یک عملیات کوتاه‌مدت و فشرده بتواند تمامی نتایج مورد انتظار را محقق کند. دستیابی به اهداف مهم نظامی و سپس سیاسی معمولاً مستلزم پرهیز از تعیین جدول زمانی ثابت و اعلام آن به طرف مقابل است. کاتولیس بر ضرورت توجه به محدودیت‌های قانون اساسی آمریکا درباره مدت عملیات نظامی بدون اعلام رسمی جنگ تأکید می‌کند.

ندیمی هشدار می‌دهد که هرگونه عملیات نظامی «کوتاه و فشرده» علیه ایران، به‌خودی‌خود تشدید خطرناکی به شمار می‌رود که به احتمال بسیار زیاد سراسر منطقه را درگیر خواهد کرد.

بنابراین، پرسش تنها این نیست که واشنگتن توانایی اجرای حمله را دارد یا نه، بلکه این است که آیا می‌تواند پیامدهای آن را مهار کند.

اختلاف دیدگاه‌های آمریکا و اسرائیل نیز بر پیچیدگی وضعیت افزوده است.

روزنامه «هاآرتص» گزارش داده است که نهادهای نظامی اسرائیل نگران‌اند واشنگتن دور کوتاهی از درگیری را آغاز کند و سپس با توافقی به آن پایان دهد که اهداف اسرائیل را تأمین نکند.

به ارزیابی این نهادها، حملات کوتاه‌مدت نه به سقوط نظام جمهوری اسلامی منجر می‌شود و نه برنامه هسته‌ای ایران را متوقف می‌کند.

این نگرانی‌ها پرسشی را مطرح می‌کند که هماهنگی گسترده نظامی آمریکا و اسرائیل نیز پاسخی قطعی به آن نمی‌دهد: هدف، بهبود شرایط دستیابی به توافق است یا تغییر نظامی که قرار است توافق را امضا کند؟

پاسخ متفاوت به این پرسش می‌تواند نتایج متفاوتی به دنبال داشته باشد. هم‌زمانی این تحرکات با نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در چند روز آینده نیز فشار بیشتری بر مسیرهای نظامی و دیپلماتیک وارد کرده است.

گزارش‌ها از آمادگی برای اجرای عملیات نظامی پس از انتخابات حکایت دارد، اما ارتباط دادن این عملیات به زمان برگزاری انتخابات، اهداف سیاسی آن را روشن نمی‌کند و تضمینی هم وجود ندارد که دامنه درگیری در محدوده مورد نظر واشنگتن باقی بماند.

تابلویی با تصویر دونالد ترامپ در کنار یک سامانه موشکی ایرانی در میدان آزادی تهران (رویترز)

بی‌اعتمادی و دشواری دستیابی به توافق

کلاوسن معتقد است بن‌بست مذاکرات تنها ناشی از اختلاف‌های درونی ساختار قدرت در ایران نیست.

او دو مانع اصلی را بر سر راه امتیازدهی تهران شناسایی می‌کند: نخست، باور مقام‌های ایرانی به عملکرد موفق خود در بحران‌ها، توانایی مقاومت طولانی‌تر از آمریکا و ایجاد هراس در کشورهای منطقه؛ و دوم، بی‌اعتمادی به دولت آمریکا، به‌ویژه شخص ترامپ.

کلاوسن این معضل را در قالب یک پرسش خلاصه می‌کند: اگر واشنگتن به وعده‌های متقابل خود عمل نکند، امتیاز دادن چه فایده‌ای دارد؟

به اعتقاد او، این دو عامل بیش از اختلاف‌های داخلی، حمایت نخبگان ایرانی از توافقی تازه را محدود می‌کند.

دیدگاه‌های این سه کارشناس، ابعاد مختلف بن‌بست کنونی را نشان می‌دهد. کلاوسن درباره توانایی تهران برای تضمین اجرای توافق تردید دارد و بر باور مقام‌های ایرانی به توانایی مقاومت و بی‌اعتمادی آن‌ها به واشنگتن تأکید می‌کند. کاتولیس این پرسش را مطرح می‌کند که آمریکا با چه راهبردی می‌تواند حملات نظامی را به دستاوردهای سیاسی تبدیل کند. ندیمی نیز هشدار می‌دهد که کوتاه بودن مدت عملیات نظامی، مانع گسترش درگیری‌ها نخواهد شد.

در این میان، دو پرسش اساسی همچنان بی‌پاسخ مانده است: چه کسی در تهران توانایی تصمیم‌گیری برای توافق و اجرای آن را دارد و واشنگتن با جنگ چه چیزی را می‌تواند تغییر دهد و سپس از طریق مذاکره تثبیت کند؟


شبکه نظامی ایران برای دور زدن محاصره، مخفیانه تجهیزات وارد می‌کند

موشک‌های ایرانی و تصاویر مجتبی خامنه‌ای، رهبر ایران، و فرماندهان نظامی کشته‌شده در جنگ، در یک نمایشگاه نظامی در تهران، سپتامبر ۲۰۲۶ (آسوشیتدپرس)
موشک‌های ایرانی و تصاویر مجتبی خامنه‌ای، رهبر ایران، و فرماندهان نظامی کشته‌شده در جنگ، در یک نمایشگاه نظامی در تهران، سپتامبر ۲۰۲۶ (آسوشیتدپرس)
TT

شبکه نظامی ایران برای دور زدن محاصره، مخفیانه تجهیزات وارد می‌کند

موشک‌های ایرانی و تصاویر مجتبی خامنه‌ای، رهبر ایران، و فرماندهان نظامی کشته‌شده در جنگ، در یک نمایشگاه نظامی در تهران، سپتامبر ۲۰۲۶ (آسوشیتدپرس)
موشک‌های ایرانی و تصاویر مجتبی خامنه‌ای، رهبر ایران، و فرماندهان نظامی کشته‌شده در جنگ، در یک نمایشگاه نظامی در تهران، سپتامبر ۲۰۲۶ (آسوشیتدپرس)

ایران برای تأمین قطعات، مواد منفجره و کامیون‌های سنگین مورد نیاز برنامه‌های موشکی و پهپادی خود، حتی در جریان جنگ، از شبکه‌ای نظامی و مالی متشکل از ۵ هزار نهاد استفاده کرده است. این محموله‌ها از راه زمین، دریا و هوا به ایران رسیده‌اند.

تحقیقی که خبرگزاری رویترز انجام داده، نشان می‌دهد ایران شبکه‌ای از نهادهای نظامی مخفی با فعالیت در سطح جهان ایجاد کرده است تا از ژانویه ۲۰۲۵ تاکنون، دست‌کم ۲ میلیارد دلار تجهیزات، مواد منفجره و کامیون‌های سنگین وارد کند و محاصره دریایی آمریکا و تحریم‌های غرب را دور بزند. نام این نهادها که مخفیانه فعالیت می‌کنند، با حروف «ودجا» آغاز می‌شود که مخفف وزارت دفاع ایران است.

بیش از ۵ هزار نهاد، شبکه‌ای گسترده از فعالیت‌های مالی و نظامی را تشکیل می‌دهند. تراکنش‌های مالی آن‌ها را می‌توان در بارنامه‌ها و دیگر داده‌های وارداتی، که سوابق آن‌ها به سال ۲۰۱۶ بازمی‌گردد، ردیابی کرد. برخی از این نهادها با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و گروه‌های تجاری موسوم به «بنیاد» ارتباط دارند که زیر کنترل نخبگان ایران هستند.

یافته‌های این تحقیق یکی از بزرگ‌ترین معماهای جنگ را روشن می‌کند. سپاه پاسداران چگونه در حالی که هزاران موشک و پهپاد شلیک می‌کند، زرادخانه خود را تقویت می‌کند؟

در فاصله ۱۸ ماهه ژانویه ۲۰۲۵ تا ژوئن ۲۰۲۶، دوره‌ای که چهار ماه نخست جنگ امسال را نیز دربرمی‌گیرد، تنها یکی از این نهادها به نام «ودجا ۳۴۶۴۲۸» مقادیر زیادی سوخت موشک، مواد منفجره و قطعات تسلیحاتی مورد نیاز برای ساخت پهپاد و موشک وارد کرده است. این نهاد همچنین کامیون‌های سنگینی وارد کرده که می‌توان از آن‌ها به‌عنوان سکوهای پرتاب موشک استفاده کرد.

این تجهیزات از راه زمین، دریا و هوا به ایران رسیده‌اند. اسناد نشان می‌دهند بخش بزرگی از آن‌ها از چین، روسیه و آلمان وارد شده‌اند.

این تحقیق درباره شبکه وزارت دفاع ایران بر هزاران سند بانکی و دولتی ایران، مدارک ثبت شرکت‌ها و داده‌های واردات استوار است.

«امین‌ها» و یک نشانی مشترک

تمام این نهادهای مخفی نشانی مشترکی در تهران دارند؛ نشانی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایران. این نهادها تاریخ تأسیس خود را ۱۱ فوریه ۱۹۷۹ اعلام کرده‌اند؛ روزی که روح‌الله خمینی، نخستین رهبر جمهوری اسلامی، پس از سرنگونی حکومت شاه قدرت را در ایران به دست گرفت.

با این حال، اسناد نشان می‌دهند بیشتر این نهادها در واقع در سال ۲۰۱۳ تأسیس شده‌اند؛ زمانی که ایران زیر فشار تحریم‌هایی قرار داشت که صادرات نفت خام این کشور را کاهش داده و ارزش پول ملی آن را به‌شدت پایین آورده بود.

این نهادها که رویترز برای نخستین بار با همکاری شرکت مشاوره ریسک آمریکایی ـ اسرائیلی «۲۴۰ آنالیتیکس» شناسایی کرده، ستون فقرات نظام خریدهای نظامی و دور زدن تحریم‌ها در ایران را تشکیل می‌دهند.

این نهادها شبکه‌ای از واسطه‌ها و شرکت‌های صوری خارجی را اداره می‌کنند که «امین‌ها» نامیده می‌شوند. این واسطه‌ها از درآمد حاصل از فروش غیرقانونی نفت برای خرید کالا به نمایندگی از ایران استفاده می‌کنند.

فرماندهان ارشد نظامی دخیل در برنامه‌های موشک‌های بالستیک و پهپادی ایران از این شبکه استفاده می‌کنند. همچنین شماره تلفن‌هایی که به نام ۹۱ مورد از این نهادها ثبت شده، در سوابق بانک دولتی سپه دیده می‌شود. همین شماره‌ها در پرونده‌های مربوط به افراد سپاه پاسداران که در این بانک حساب دارند نیز ثبت شده‌اند.

در میان این افراد، دست‌کم دو فرمانده حضور دارند که آمریکا آن‌ها را به نقض حقوق معترضان غیرنظامی متهم کرده است.

ارتش ایران چندین دهه است که تحت تحریم‌های مختلف آمریکا قرار دارد، اما رویترز هیچ مدرکی پیدا نکرده است که نشان دهد هر یک از نهادهای نام‌برده در اسناد، در فهرست تحریم‌های کشورهای غربی قرار گرفته باشند.

میاد مالکی، مقام ارشد پیشین وزارت خزانه‌داری آمریکا که در تدوین برنامه تحریم‌های این کشور علیه ایران مشارکت داشته، گفت: «آنچه در اینجا می‌بینیم، شریان حیاتی فعالیت‌های نظامی حکومت در جریان این درگیری و سال‌های طولانی پیش از آن است. این مجموعه، کل شبکه یکپارچه فعالیت‌های تجاری ارتش ایران را دربرمی‌گیرد.»

حملات دقیق ایران

شبکه واردات تسلیحات، بخش زیادی از مواد خام مورد نیاز تهران برای ساخت موشک و پهپاد را تأمین کرده است. این تسلیحات در حملات دقیق و مستمر ایران به تأسیسات انرژی در خلیج به کار رفته‌اند؛ حملاتی که به ایران امکان داده است اثر حمله نظامی آمریکا را کاهش دهد.

رویترز در گزارش‌های دیگری که امسال منتشر کرده، نشان داده است ایران چگونه با استفاده از پلتفرم‌های مبادله رمزارز و شبکه‌های قمار غیرقانونی، درآمدهای غیرقانونی کسب کرده، تحریم‌ها را دور زده و در برابر فشار آمریکا مقاومت کرده است. این خبرگزاری همچنین به افزایش نفوذ سپاه پاسداران بر تنگه هرمز و آغاز دوره تازه‌ای از سرکوب در ایران در پی جنگ پرداخته است.

مالکی یکی از چهار کارشناس حوزه تحریم‌های ایران و تسلیحات بود که نتایج تحقیق رویترز را بررسی کردند. این کارشناسان تأیید کردند که بسیاری از این مواد می‌توانند در برنامه‌های موشکی و پهپادی ایران به کار گرفته شوند.

رویترز برای ردیابی واردات، بخشی از حدود ۱۹ هزار سابقه واردات را با اسناد حمل‌ونقل، ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی و گزارش‌های رسانه‌های رسمی تطبیق داده است.

داده‌ها نشان می‌دهند تقریباً تمام کالاهایی که ایران وارد کرده، از پرداخت حقوق گمرکی معاف بوده و به‌طور مشخص در گروه تجهیزات نظامی طبقه‌بندی شده‌اند. کارشناسان اشاره کرده‌اند که بسیاری از این واردات، حتی مواد منفجره، می‌توانند در گروه کالاهای دومنظوره قرار بگیرند و در نتیجه کاربردهای غیرنظامی نیز داشته باشند.

روزنامه وال‌استریت ژورنال در ۲۳ سپتامبر گزارشی درباره برخی محموله‌های وارداتی از چین منتشر کرد.

مالکی که تا سال گذشته معاون اداره کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا بود، گفت نهادهای نظامی مخفی، نظامی موازی برای تجارت خارجی در کنار اقتصاد رسمی جهانی ایجاد کرده‌اند. این نظام به ایران امکان می‌دهد درآمد حاصل از فروش غیرقانونی نفت در خارج از کشور را صرف خرید تجهیزات نظامی کند.

پول به‌ندرت از مرزها عبور می‌کند، زیرا چنین کاری ممکن است زنگ خطر نقض تحریم‌ها را به صدا درآورد. در عوض، داده‌های واردات نشان می‌دهند تسویه‌حساب ۹۷ درصد محموله‌هایی که رویترز بررسی کرده، «بدون انتقال پول» انجام شده است.

واسطه‌های مورد اعتماد ایرانی که در خارج از کشور زندگی می‌کنند، کالاها را با استفاده از پولی که در بانک‌های خارجی سپرده‌گذاری شده، خریداری و سپس به ایران ارسال می‌کنند.

برنامه‌های موشک‌های بالستیک

یکی از نهادهایی که نیازهای خود را از طریق این شبکه تأمین می‌کند، یگان نظامی مسئول نظارت بر برنامه موشک‌های بالستیک ایران است. شرکت «رعد الصحرا» نیز از دیگر نهادهای مرتبط با این شبکه است. آمریکا در سال ۲۰۲۴ این شرکت را به دلیل ساخت و تأمین پهپاد برای روسیه تحریم کرد. پهپادهای تولیدی این شرکت در جنگ اوکراین خسارات گسترده‌ای به بار آورده‌اند.

رویترز و شرکت «۲۴۰ آنالیتیکس» با تطبیق داده‌های واردات با سوابق شرکت‌ها، ایمیل‌ها و اسنادی که وب‌سایت «ویکی ایران» گردآوری کرده بود، توانستند یگان‌های نظامی ایران را شناسایی کنند.

رویترز نتوانست هویت گردانندگان «ویکی ایران» را مشخص کند. این وب‌سایت اسناد افشاشده از ایران را دریافت می‌کند و می‌گوید ایرانیان مخالف حکومت که «مجبور به زندگی در تبعید شده‌اند» آن را اداره می‌کنند.

بر اساس پایگاه‌های داده واردات در شش ماه نخست امسال، محموله‌ها شامل چاشنی‌های انفجاری به ارزش ۱.۹ میلیون دلار، چندین تن مواد منفجره، قطعات موتور هواپیما، اجزای سوخت موشک و خودروهای سنگین پرتاب موشک بوده‌اند.

کارشناسان تسلیحات و تحریم‌ها گفتند تمام این مواد می‌توانند به‌عنوان اجزای اصلی در ساخت و پرتاب موشک‌های بالستیک و پهپادها، از جمله پهپادهای شاهد، به کار گرفته شوند.

پیتر سالزبری، استاد مدعو دانشگاه کلمبیا که چند سال گذشته را صرف مطالعه انتقال تسلیحات ایران و زنجیره‌های تأمین آن کرده است، گفت: «به نظر می‌رسد این تلاشی گسترده برای بازسازی یا گسترش زرادخانه کنونی ایران در زمینه پهپادها و موشک‌ها باشد.»

او افزود: «این داده‌ها به‌روشنی توانایی نظام ایران برای سازگاری و یافتن مسیرهای جدید را نشان می‌دهند.»

سالزبری و یکی دیگر از کارشناسان تسلیحات گفتند که پیش‌تر نیز از داده‌های «ویکی ایران» استفاده کرده و آن‌ها را دقیق یافته‌اند.

دریای خزر

بر اساس داده‌های واردات و اسنادی که رویترز به دست آورده است، محموله‌ها از طریق کشتی‌های باری از روسیه و مسیر دریای خزر، با کامیون از آسیای مرکزی و با هواپیماهای باری از چین وارد ایران شده‌اند.

وزارت خارجه چین در پاسخ به پرسش‌های مفصل رویترز درباره یافته‌های این تحقیق، در بیانیه‌ای که از طریق دورنگار ارسال کرد، گفت: «ما به‌شدت تلاش‌ها برای مرتبط کردن مغرضانه درگیری‌های نظامی در منطقه با چین یا بدنام کردن این کشور را رد می‌کنیم.»

ایران علاوه بر قطعات مجزا، ماشین‌آلات دقیقی نیز خریداری می‌کند که می‌توان از آن‌ها برای تولید مستقل تجهیزات نظامی استفاده کرد.

بر اساس داده‌های واردات که تا ژوئن را پوشش می‌دهند، این خریدها شامل تجهیزاتی است که با عنوان دستگاه‌های تراش پیشرفته با کنترل رایانه‌ای، کوره‌های پرتو الکترونی و شتاب‌دهنده‌های ذرات طبقه‌بندی شده‌اند.

تمام این تجهیزات کاربردهای صنعتی دارند و می‌توان از آن‌ها برای تولید تجهیزات نظامی، از جمله بدنه پهپادها و موشک‌ها نیز استفاده کرد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، روز ۱۲ اکتبر گفت که باور ندارد چین و روسیه از تهران حمایت می‌کنند.

او در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «اگر چنین کاری می‌کنند، در سطحی بسیار محدود است، اما من اصلاً فکر نمی‌کنم که چنین کاری انجام دهند.»

او افزود: «آن‌ها چیزهای زیادی برای از دست دادن دارند و ما از این موضوع مطلع خواهیم شد؛ آن هم خیلی زود.»