پژوهشی نقدی در متون غسان کنفانی

پژوهشی نقدی در متون غسان کنفانی

سه شنبه, 30 نوامبر, 2021 - 11:30

چندی پیش انتشارات العائدون درعمّان پایتخت اردن کتابی از تألیفات چهره دانشگاهی فلسطینی محمد نعمی فرحات با عنوان «کمین غسّان کنفانی: کیف تعقب النص تاریخه و ادرکه: کمین غسان کنفانی: چگونه متن تاریخش را دنبال کرد و دریافت». این کتاب پژوهشی است نقدی در داستان‌های کوتاه و رمان‌های کنفانی است. نویسنده در مقدمه می‌نویسد:« این پژوهش همانگونه که در مقدمه آمد، از جهت نظری و به طور کلی در روش به جامعه شناسی فرهنگی و زمینه رابطه بین متن و تاریخ ارتباط دارد، اما من با نگاهی باز و اشراف به همه امتدادهای ممکن جست‌وجو کردم که می‌تواند به آنها وزن بدهد و تقویت کند و افق‌شان را به هرسمت و سوی مفید بگشاید.

و به دلیل عناصری که به طور موضوعی برآن حاکم‌اند، پژوهش درحالی که مشارکت جامعه شناسانه خود را ارائه می‌کند، در زمینه مرکب متنی و تاریخی حرکت کرد و به همین دلیل باید با همه عناصر شکل‌گیری تعامل کند: متن، فاعل، واقعیت و اثر و همیشه از میان مقوله مرکزی نظم دهنده به آنها: ساختارها.

منتقد فلسطینی فیصل درّاج در مقدمه‌اش برکتاب نوشته:« خوانش محمد فرحات تدقیقی هوشیارانه‌اش در گفتمان غسان کنفانی، دارای دغدغه فلسطین و پرسش‌های بزرگش است. همچنین این خوانش افق گسترده برای تأمل در سرود نزد مجمود درویش، شفافیت آگاهی قوی برای ادوارد سعید و دیگر پدیدآورندگان بسیار زیاد فلسطینی که در افق‌های متعدد گسترده‌اند می‌گشاید. فرحات ارواح غسان کنفانی، ادیب کامل‌تر و مصیبت‌دیده‌تر در تاریخ ادبیات فلسطین را در خواننده‌اش زنده می‌کند. غسانی همانند یک جنگ‌جوی فلسطینی است(انسانی که به سمت مرگ می‌رود) وقتی که عصیانگر اصلی پایانش را انتخاب می‌کند پس از آنکه انتخاب تولدش را از دست می‌دهد.

با اینکه ادبای فلسطینی که در ردیف اول آنها ابراهیم طوقان، جبرا ابراهیم جبرا، سمیح القاسم، سمیره عزام و دیگران برای ترسیم رنج و محنت و غربت بازنده تلاش کردند، غسان به سمت افقی بالاتر در عصیان کامل و شامل حرکت کرد که فاصله بین دو پیشگامی را کوتاه کرد: ادبی و سیاسی. در اینجا عجیب نیست که درکلمات فرحات درحالی که غسان را به یاد می‌آورند، سایه فرانتس فانون و (دوزخیان زمین) و صداهای ناجی العلی را که باور داشت حقیقت ایستاده می‌ماند و نمی‌میرد حضور داشته باشند».


پیشنهاد ما

چند رسانه‌ای