جنبش اعتراضی ایران و آینده جمهوری اسلامی

 با پایان گرفتن انقلاب، نه به رهبر انقلاب نیازی هست، نه به پاسداران انقلاب، و طبیعتا کلّ جریان تندرو بلاموضوع می شود

درگیری بین معترضان و نیروهای پلیس در تظاهرات اعتراضی در پی کشته شدن مهسا امینی در تهران در 21 سپتامبر 2022 (EPA)
درگیری بین معترضان و نیروهای پلیس در تظاهرات اعتراضی در پی کشته شدن مهسا امینی در تهران در 21 سپتامبر 2022 (EPA)
TT

جنبش اعتراضی ایران و آینده جمهوری اسلامی

درگیری بین معترضان و نیروهای پلیس در تظاهرات اعتراضی در پی کشته شدن مهسا امینی در تهران در 21 سپتامبر 2022 (EPA)
درگیری بین معترضان و نیروهای پلیس در تظاهرات اعتراضی در پی کشته شدن مهسا امینی در تهران در 21 سپتامبر 2022 (EPA)


آیت‌الله علی خامنه‌ای از زمان به قدرت رسیدن در سال ۱۳۶۸، تا روی کار آمدن ابراهیم رئیسی در سال ۱۴۰۰، هیچ رئیس جمهوری را موافق میل و خط فکری خود نیافت. حتی محمود احمدی‌نژاد که با تظاهر به فرمانبرداری از آقای خامنه‌ای و با حمایت سپاه پاسداران بر سر کار آمد، رفته رفته بر اختلافاتش با رهبر ایران افزوده شد .

درگیری اکبر هاشمی‌رفسنجانی، محمد خاتمی و حسن روحانی با آقای خامنه‌ای عمدتا بر سر حمایت بی‌قید و شرط وی از جناح محافظه کار و تندرو و به قول عوام گذاشتن چوب لای چرخ دولت توسط ایشان بود. سیاست خارجی یکی از صحنه‌های درگیری آن سه تن با آقای خامنه‌ای و سپاه پاسداران، به خصوص سپاه قدس به شمار می‌رفت. نوع رابطه با جهان، خصوصا رابطه با آمریکا به علاوه سیاست‌های منطقه‌ای و موضوع صدور انقلاب در مرکز اختلافات آن سه تن با آقای خامنه‌ای قرار داشت. حساسیت نسبت به رابطه با آمریکا از سوی محافظه‌کاران به رهبری آقای خامنه‌ای شدید بوده و هنوز هم پابرجاست. دشمنی با آمریکا برای جناح رادیکال که هسته مرکزی قدرت را تشکیل می‌دهند دفاع از موجودیت و هویت آنان است. آشتی با آمریکا به منزله پایان انقلاب است. با پایان گرفتن انقلاب، نه به رهبر انقلاب نیازی هست، نه به پاسداران انقلاب، و طبیعتا کلّ جریان تندرو بلاموضوع می شود. سپاه پاسداران تاکید می کند که "مشکل آمریکا با ایران یک مشکل ایدئولوژیک، بنیادین و موجودیتی است که از طریق مذاکره و مصالحه و سازش حل و فصل نمی‌شود".

با پایان گرفتن دوران ریاست جمهوری حسن روحانی، آقای خامنه‌ای و سیستم حامی او تصمیم گرفتند به وضعیت کاریکاتورگونه دموکراسی در ایران برای همیشه خاتمه داده و از شرّ دو جناح اصلاح‌طلب (پیروان خط خاتمی) و میانه‌رو (پیروان خط هاشمی رفسنجانی) در داخل هرم قدرت، برای همیشه خلاص شوند. تندروها، طبیعتا به رهبری آقای خامنه‌ای، به این نتیجه رسیدند که از طریق حذف کاندیداهای ردۀ یک و حتی رده دو میانه‌رو و اصلاح‌طلب توسط شورای نگهبان، هیچ شانسی برای آنان باقی نگذاشته و با هدایت انتخابات به نتایج از پیش تعیین شده می‌توانند  تسلط خود را بر قوه مقننه و مجریه تثبیت کنند. طبیعی بود که این اقدام باعث می‌شد تنها کورسویِ امید بخش عظیمی از جامعه، از جمله طرفداران مدرنیته‌ که با سنت‌گرایان و فناتیک‌ها درگیر یک جنگ ۱۰۰ ساله‌ بوده‌اند، خاموش شود.

جدال بین سنت و مدرنیته از زمان به قدرت رسیدن رضا شاه و آغاز پروژه مدرنیزاسیون توسط او شدت گرفت و تا امروز ادامه داشته است. بخش عمده ای از محتوای فکری اعتراضات سال ۱۴۰۰ را همین درگیری مدرنیته با سنت شکل می‌دهد. در هر حال بخش ناراضی جامعه که حدود ۲۵ سال به نظریه اصلاح‌طلبان،  که اصلاحات از طریق صندوق رای امکان‌پذیر است دل بسته بودند، با واقعیت جدیدی روبرو شدند.  

کاندیدا‌های اصلاح طلب و میانه‌رو حذف شدند و نتیجه آن شد که گروهی عظیم، در انتخابات سال ۹۸ مجلس، به صندوق‌های رای پشت کردند. میزان مشارکت کمی بیش از ۴۰ درصد و کمترین میزان در ۱۱ دوره انتخابات مجلس شد. در استان تهران مشارکت از ۵۰ درصد در دوره قبل به ۲۶ درصد در آن دوره کاهش یافت و لذا از حدود ۱۰ میلیون واجدین شرایط حدود ۷.۵ میلیون نفر رای ندادند. اما همین مجلسِ برخوردار از ضعیف‌ترین پشتوانه را آقای خامنه‌ای "یکی از قوی‌ترین و انقلابی‌ترین مجالس دوران انقلاب" خواند.

از آنجا که یک نظرسنجی مستقل و قابل اتکا در ایران میسر نیست، نمی‌توان به دقت گفت چه درصدی از جامعه با جمهوری اسلامی مخالفند. اما شاید یکی از برجسته‌ترین یافته‌ها از بولتن سری فارس برای فرمانده سپاه، که توسط گروه هکری بلک ریوارد افشاء شد، تصویری است که نظرسنجی محرمانه خود نظام، از مردمسالاری دینی در ایران به ما می‌دهد. در گزارش آمده: "۷۰ درصد مردم تمایلی به حضور در راهپیمایی در حمایت از نظام و انقلاب ندارند. ۲۱.۴ درصد گزینه زیاد و خیلی زیاد و ۵.۹ درصد نیز گزینه تا حدودی را انتخاب کرده‌اند." از آنجا که هواداران نظام از یک راهپیمایی ساده به طرفداری از حکومت مورد علاقه‌شان دریغ نخواهند کرد، منطقی است که نتیجه گیری شود بین ۷۰ تا ۷۵ درصد جمعیت کشور حامی نظام نیستند.


یک معترض ایرانی تصاویر مهسا امینی را در جریان تظاهرات پس از کشته شدن او در مقابل کنسولگری ایران در استانبول در اکتبر گذشته در دست دارد (EPA)
 

گزارشهای متعددی در مورد اعتراضات آبان ۱۳۹۸ وجود دارد که همگی بر این نکته تاکید می‌کنند که ستون فقرات حرکت اعتراضی مزبور را "تهیدستان" تشکیل می‌دادند. علی مطهری، نماینده سابق مجلس در نطقی در مجلس گفت: "بر اساس اعتراف نهادهای اطلاعاتی معترضان آبان ۹۸ توده‌های فقیر جامعه بودند". با سرکوب گسترده اعتراضات مزبور که به گفته یدالله جوانی معاون سیاسی سپاه "در ۲۹ استان" (از ۳۱ استان) و "صدها شهر" شکل گرفت، نظام تقریبا مطمئن شده بود که برای سالیان دراز پتانسیل حرکت‌های اعتراضی را در کشور منکوب کرده است.

شورای نگهبان، به دنبال پروژه حذف کامل اصلاح‌طلبان و میانه‌روها، ابراهیم رئیسی و تیم همراه او را که قاطعا نالایقترین در میان همه دولت‌های بعد از انقلاب ۵۷ به شمار می‌روند بر سر کار آورد. در پی این حرکت، فرصت رسیدن به توافق هسته‌ای و برداشته شدن تحریم‌ها و آزادسازی پول‌های بلوکه شده که تیم بایدن آن را بوجود آورده بود، با برخوردِ از موضع بالا و طرح خواسته‌های غیر عملی (از جمله اصرار بر متوقف کردن تحقیقات مربوط به سایت‌های مشکوک توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی) از دست رفت.

اعتماد به نفس و اطمینان از اینکه دیگر نیروئی جلودار جریان تندرو و فناتیک نیست باعث گردید که گشت ارشاد، که اینک با نام پلیس امنیت اخلاقی فعالیت می‌کرد، صحنه‌هائی تکان‌دهنده از بگیر و ببند دختران و زنان بر سر مسئله حجاب پدید بیاورد. ویدئوی برخوردها در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شد و خشم را زیر پوست جامعه به غلیان در می‌آورد. مرگ غم‌انگیز مهسا امینی 22 ساله در شهریور ماه، در پی یکی از همین برخوردهای گشت ارشاد، جرقه‌ای بود که آتشفشان خاموش خشم عمومی را فعال کرد. زن، زندگی، آزادی شعار محوری اعتراضات شد و زنان بطور بی‌سابقه ای رکن عمده جنبش را شکل دادند.

اما تفاوت عمده‌ای بین این موج جدید و اعتراضات سال ۱۳۹۸ مشهود بود. حمله گسترده به فروشگاه‌های زنجیره‌ای و بانک‌ها در سال 98 خبر از ترکیب جمعیتی‌ای می‌داد که بیشتر تهی‌دستان جامعه را در بر می‌گرفت. شعارها هم اکثرا محتوای معیشتی و اقتصادی داشت از جمله: فقر، کشتار، گرانی، مردم شدن قربانی - بنزین گرون تر شده، فقیر فقیرتر شده، هر چند که شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه‌ای هم تکرار می‌شد.

در اعتراضات اخیر، اما، شعارها عمدتا بر محور حقوق زنان و ابراز انزجار از دیکتاتوری استوار بود. نکته قابل توجه دیگری که خاستگاه دو حرکت اعتراضی ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ را از یکدیگر متمایز می‌کند استفاده معترضین آبان ۹۸ از شعارهائی نظیر: رضا شاه روحت شاد، ای شاه ایران، برگرد به ایران و"ایران که شاه نداره، حساب کتاب نداره" بود. در حالیکه شعارهای مذکور در اعتراضات اخیر شنیده نشد و یا بسیار به ندرت شنیده شد. این موضوع نشان می‌دهد که معترضین ۹۸ حساسیتی نسبت به مقوله دیکتاتوری نداشته‌اند و صرفا به دنبال آسایش اقتصادی بودند در حالی که معترضین امسال موضع شدیدا ضددیکتاتوری داشته و تمایلی نداشتند، حتی در ضدیت با جمهوری اسلامی، حکومتی مانند حکومت رضا شاه و محمد رضا شاه به ایران باز گردد.

اعتراضات امسال،  همچون تمام حرکت‌های اعتراضی گذشته، فاقد یک "رهبری با محبوبیت بالا و خارج از دسترس جمهوری اسلامی" بود و لذا ضربه‌پذیر بود.  مقایسه غلطی در میان معترضین رایج شده بود که استدلال می‌کردند کشورهائی که بهار عربی در آنها شکل گرفت هیچکدام رهبری مشخص و شناخته شده‌ای نداشتند. ایراد این استدلال در آنجا بود که دقیقا به همین دلیل همه آن جنبش‌ها پس از سقوط رژیم‌های مورد اعتراض، با شکست روبرو شدند. جنبش، برای موفقیت به رهبری با محبوبیت بالا نیاز دارد که ناراضیان را بسیج کند، به حرکت در آورد، متحد کند، جهت دهد و بالاخره پس از سقوط رژیم، خلاء قدرت را پر کند.

ضعف دیگر اعتراضات جاری عدم قابلیت جذب طبقات فرودست جامعه بوده است. از آنجا که موتور محرکه جنبش، دفاع از حقوق زنان و مخالفت با دیکتاتوری بوده بطور طبیعی شعارهای معیشتی بسیار کمرنگ بود و قشر عظیم کم درآمد جامعه را که دغدغه‌شان نان است به خود جذب نکرد. مسئله عجیب اینجاست که در تمام مدت عمر جمهوری اسلامی، هر که در کسوت رهبری مخالفین چه در داخل و چه در خارج ظاهر شده، از جمله رهبران اصلاح‌طلبان که از طبقات متوسط شهری آمده‌اند، حتی یک نفر صدای جمعیت عظیمی که بین ۳۰میلیون نفر تا حتی طبق برخی برآوردها ۷ دهک از ۱۰ جامعه را در بر می‌گیرد نشده است. همیشه بحث آزادی‌های اجتماعی و سیاسی مطرح بوده، که هر چند مقولاتی ارزشمند‌ند، اما اولویت نخست تهیدستان که در مشکلات معیشتی غرق‌ شده‌اند نیستند.


معترضان در استانبول بنرهایی نمادین در دست دارند که نشان دهنده پایان رژیم ایران است (رویترز)

آیت الله خمینی این مسئله را درک کرده بود. او مدام خصیصه اصلی انقلاب را این‌گونه برجسته می‌کرد: انقلاب کوخ نشینان، پابرهنه ها، انقلاب مستضعفین. وی می گفت: "سرتاسر ایران برای ضعفا مسکن می‌سازیم. آب و برق را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمند، اتوبوس را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمند" هر چند که حتی یک از آن وعده‌ها عملی نشد.  

تشریح وضعیت اقتصاد از هم پاشیده ایران نیاز به نوشته‌ای جداگانه دارد. اما همین اندازه کافی است که بدانیم قیمت مواد غذائی آنچنان سرسام آور بالا رفته که طبق جدیدترین گزارش بانک جهانی از حیث بالاترین میزان "تورم واقعی مواد غذائی" بین ۱۶۱ کشور، بعد از زیمبابوه و لبنان، ایران در مقام سوم قرار گرفته است. دولت رئیسی، تحت سیاست‌های دیکته شده توسط آیت الله خامنه‌ای، برای حل بحران اقتصادی، بجای تمرکز بر رفع تحریم‌های آمریکا، افزایش درآمد ارزی، آزاد سازی پول‌های بلوکه شده و جذب سرمایه گذاری خارجی و حفظ ارزش پول ملی، گزینه چاپ پول را برگزید که انفجار قیمت‌ها را به همراه داشته است. قیمت دلار که در ابتدای ریاست جمهوری رئیسی ۲۵۰۰۰ تومان بود، در تاریخ نگارش این مطلب به مرز ۴۲۰۰۰ تومان رسیده است. به عبارت ساده ظرف ۱۶ ماه، پول ملی حدود ۴۵ درصد از ارزش خود را از دست داده است. در حالی که کاهش ارزش پول ملی شتاب گرفته برخی کارشناسان درون ایران، ناآرامی‌های داخلی و بی ثباتی بوجود آمده را یکی از اصلی‌ترین دلایل این موضوع می‌دانند.

عامل دیگری که در ایران مایه نگرانی شد و موقعیت پول ایران را متزلزل‌تر کرد مسافرت اخیر آقای شی جین پینگ، رئیس جمهور چین به ریاض بود. هر چند که قبل از این سفر هم پکن با حجم مبادلات ۸۷ میلیارد دلار در سال بزرگترین شریک تجاری ریاض به شمار می‌رفت اما امضاء چندین تفاهم نامه به ارزش ۳۰ میلیارد دلار بین چین و سعودی و امضاء "توافق همکاری استراتژیک و جامع" بین دو کشور و تعهد طرفین به حمایت از منافع یکدیگر و تمامیت ارضی و دفاع از اصل عدم مداخله در امور داخلی دیگر کشورها این برداشت را در ایران تقویت کرد که چین دیگر نمی‌خواهد روی جمهوری اسلامی به عنوان منبع با ثبات تامین نفت حساب باز کند. اوضاع بی‌ثبات داخلی و درگیری مستمر در سیاست خارجی، به خصوص با آمریکا، امنیت انرژی را برای دومین اقتصاد بزرگ دنیا تضمین نمی کند. آقای شی، در ۲۰امین کنگره حزب کمونیست که در ماه اکتبر بر پا شد بر این نکته تاکید کرد که "امنیت انرژی" اولویت کلیدی چین است.

حمایت چین از "ابتکار امارات متحده عربی برای راه حل مسالمت آمیز در موضوع جزایر سه‌گانه" که در بیانیه نشست ریاض آمده بود، با توجه به جایگاه استثنائی چین در اقتصاد و سیاست خارجی جمهوری اسلامی، این گمان را که تفاهم نامه ۲۵ ساله چین با ایران دیگر موضوعیت خود را از دست داده است، ، سیاست‌مداران ایران را بهت‌زده و بازار ارز را متشنج‌تر کرد.

به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی برای برون رفت از گرداب مشکلات سیاسی و اقتصادی حاضر به تن دادن به امضاء توافق هسته‌ای شده است. امیر عبداللهیان روز سه شنبه ۲۹آذر بعد از جلسه دو ساعته با جوزپ بورل مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در اردن گفت که ایران حاضر است توافق هسته‌ای را بر اساس پیش‌نویسی که نتیجه ماهها چانه زنی‌های سخت و فشرده بوده است نهائی کند. دست یافتن به یک توافق نه تنها امکان فروش نفت توسط جمهوری اسلامی را بطور چشمگیری افزایش می‌دهد بلکه پول‌های بلوکه شده در بانک‌های خارجی که یک نماینده سازمان ملل حجم آن را بین ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیارد دلار اعلام کرد، آزاد خواهد کرد. این رقم هنگفتی است اما چیزی جز یک مسکّن نخواهد بود. در نهایت، حتی امضاء یک برجام جدید هم مشکل جمهوری اسلامی را حل نخواهد کرد.

هر توافقی بین جمهوری اسلامی و آمریکا ناپایدار است. آقای خامنه‌ای مذاکره و تنش‌زدائی با آمریکا را ممنوع کرده است چرا که ادامه دشمنی با آمریکا، چنانکه پیشتر بحث شد، راز بقاء نظام است. اما در تاریخ معاصر روابط بین‌الملل نمی‌توان نمونه‌ای پیدا کرد که دو کشور در تضاد آشتی‌ناپذیر با یکدیگر باشند، برای تنش‌زدائی هم مذاکره نکنند اما یک توافق بین آنها پایدار بماند. در اوج جنگ سرد چندین توافق به منظور کاهش تنش بین شوروی و آمریکا به امضاء رسید.

از طرفی، شکاف میان مخالفان و معترضین اعتراضات اخیر با حکومت چنان عمیق شده که حتی با خاموش شدن اعتراضات، خشم فروخفته سرکوب‌شدگان چون آتشی زیر خاکستر، به دنبال لحظه ای دیگر برای فوران، به حیات خود ادامه خواهد داد.

و بالاخره، دانش‌پژوهان اداره ملی تحقیقات اقتصادی آمریکا، در تحقیقی، با استفاده از نظریه بازی‌ها و ساختن مدل ریاضی نشان می‌دهند که «بقای دیکتاتورها به‌دلیل استفاده از زور یا ایدئولوژی نیست، بلکه به‌دلیل آن است که (درست یا غلط) جامعه را متقاعد می‌کنند که قابلیت اداره کشور را دارند». این مدل همچنین نشان می‌دهد که حتی اگر کارآمدی سیستم در اذهان عمومی جامعه زیر سوال برود، تا آن‌جا که شوک اقتصادی عظیم نباشد، نظام به بقای خود ادامه خواهد داد. طبق نتایج این پژوهش، با زیر سوال رفتن کارآئی سیستم در وجدان عمومی جامعه و سقوط اقتصاد، انقلاب برای تعویض نظام حاکم شکل می‌گیرد.

 

*تحلیلگر سیاسی و روزنامه نگار مستقل

 

ویژه "الشرق الآوسط*



شبکه نظامی مخفی ایران تجهیزات وارد می‌کند و محاصره آمریکا را دور می‌زند

نمایش موشک‌های ایرانی در یکی از خیابان‌های تهران، ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶ (رویترز)
نمایش موشک‌های ایرانی در یکی از خیابان‌های تهران، ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶ (رویترز)
TT

شبکه نظامی مخفی ایران تجهیزات وارد می‌کند و محاصره آمریکا را دور می‌زند

نمایش موشک‌های ایرانی در یکی از خیابان‌های تهران، ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶ (رویترز)
نمایش موشک‌های ایرانی در یکی از خیابان‌های تهران، ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶ (رویترز)

ایران شبکه‌ای نظامی و مالی متشکل از ۵ هزار نهاد را برای تأمین قطعات، مواد منفجره و کامیون‌های سنگین مورد نیاز برنامه‌های پهپادی و موشکی خود به کار گرفته است. حتی در جریان جنگ نیز محموله‌ها از راه زمین، دریا و هوا به ایران رسیده‌اند.

تحقیقی که رویترز انجام داده نشان می‌دهد ایران از ژانویه ۲۰۲۵ شبکه‌ای جهانی از نهادهای نظامی مخفی ایجاد کرده است تا دست‌کم ۲ میلیارد دلار تجهیزات، مواد منفجره و کامیون‌های سنگین وارد کند و از این طریق محاصره دریایی آمریکا و تحریم‌های غرب را دور بزند.

نام این نهادهای مخفی با سرواژه «ودجا» آغاز می‌شود که مخفف وزارت دفاع ایران است.

بیش از ۵ هزار نهاد، ساختاری گسترده مالی و نظامی را تشکیل می‌دهند. می‌توان تراکنش‌های مالی آن‌ها را در بارنامه‌های حمل کالا و دیگر داده‌های وارداتی که به سال ۲۰۱۶ بازمی‌گردند، ردیابی کرد. برخی از این نهادها با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و گروه‌های تجاری موسوم به «بنیاد» ارتباط دارند که زیر کنترل نخبگان ایران هستند.

یافته‌های این تحقیق یکی از بزرگ‌ترین معماهای جنگ را آشکار می‌کند. سپاه پاسداران چگونه در حالی که هزاران موشک و پهپاد شلیک می‌کند، زرادخانه خود را تقویت می‌کند؟

در ۱۸ ماه از ژانویه ۲۰۲۵ تا ژوئن ۲۰۲۶، دوره‌ای که چهار ماه نخست جنگ امسال را نیز در بر می‌گیرد، تنها یکی از این نهادها، به نام «ودجا ۳۴۶۴۲۸»، مقادیر زیادی سوخت موشک، مواد منفجره و قطعات ضروری برای ساخت پهپاد و موشک وارد کرده است. این نهاد همچنین خودروهای سنگین پرتابگر موشک وارد کرده است. این تجهیزات از راه زمین، دریا و هوا به ایران رسیده‌اند و اسناد نشان می‌دهند بخش بزرگی از آن‌ها از چین، روسیه و آلمان وارد شده‌اند.

این تحقیق درباره شبکه وزارت دفاع ایران بر هزاران سند بانکی و دولتی ایران، مدارک ثبت شرکت‌ها و داده‌های وارداتی استوار است.

همه این نهادهای مخفی یک نشانی مشترک در تهران دارند که همان نشانی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایران است. این نهادها در اسناد خود تاریخ تأسیسشان را ۱۱ فوریه ۱۹۷۹ اعلام کرده‌اند؛ روزی که آیت‌الله خمینی پس از سرنگونی حکومت شاه به قدرت رسید. اما اسناد نشان می‌دهند بیشتر این نهادها در واقع در سال ۲۰۱۳ تأسیس شده‌اند؛ زمانی که ایران زیر فشار تحریم‌هایی قرار داشت که به کاهش صادرات نفت خام و سقوط ارزش پول ملی این کشور انجامید.

این نهادها را رویترز برای نخستین بار با همکاری شرکت آمریکایی ـ اسرائیلی «۲۴۰ آنالیتیکس» که در زمینه مشاوره ارزیابی ریسک فعالیت می‌کند، شناسایی کرده است. آن‌ها ستون فقرات نظام خریدهای نظامی ایران و دور زدن تحریم‌ها را تشکیل می‌دهند. این نهادها شبکه‌ای از افراد واسطه و شرکت‌های صوری خارجی را اداره می‌کنند. این افراد که «امین» نامیده می‌شوند، از درآمد حاصل از فروش غیرقانونی نفت برای خرید کالا به نفع جمهوری اسلامی استفاده می‌کنند.

فرماندهان ارشد نظامی که در برنامه‌های موشک‌های بالستیک و پهپادی ایران نقش دارند، از این شبکه استفاده می‌کنند. همچنین در سوابق بانک دولتی سپه، شماره تلفن‌هایی که به نام ۹۱ مورد از این نهادها ثبت شده‌اند، به افرادی از سپاه پاسداران تعلق دارند که در این بانک حساب دارند. در میان آن‌ها دست‌کم دو فرمانده حضور دارند که آمریکا آن‌ها را به نقض حقوق معترضان غیرنظامی متهم کرده است.

ارتش ایران دهه‌هاست که تحت تحریم‌های متعدد آمریکا قرار دارد، اما رویترز هیچ مدرکی نیافته است که نشان دهد هر یک از نهادهای نام‌برده‌شده در این اسناد در فهرست تحریم‌های کشورهای غربی قرار گرفته باشند.

میعاد ملکی، مقام ارشد پیشین وزارت خزانه‌داری آمریکا که در تدوین برنامه تحریم‌های این کشور علیه ایران نقش داشت، گفت: «آنچه در اینجا می‌بینیم، شریان حیاتی نظامی حکومت در جریان این درگیری و در سال‌های طولانی پیش از آن است. این تمام سازوکار یکپارچه فعالیت‌های تجاری ارتش ایران است.»

شبکه واردات تسلیحات، بسیاری از مواد اولیه مورد نیاز تهران برای ساخت موشک و پهپاد را تأمین کرده است. این تسلیحات مسئول حملات دقیق و مستمر ایران به تأسیسات انرژی در خلیج هستند و به جمهوری اسلامی امکان داده‌اند تأثیر حمله نظامی آمریکا را محدود کند. رویترز در گزارش‌های دیگری در سال جاری نشان داده است که ایران چگونه با استفاده از پلتفرم‌های مبادله رمزارز و شبکه‌های قمار غیرقانونی، درآمدهای نامشروع به دست آورده، تحریم‌ها را دور زده و در برابر فشار آمریکا مقاومت کرده است. این خبرگزاری همچنین گزارش داده که سپاه پاسداران چگونه کنترل خود بر تنگه هرمز را تقویت کرده و جنگ چگونه فصل تازه‌ای از سرکوب در ایران را رقم زده است.

ملکی یکی از چهار کارشناس حوزه تحریم‌های ایران و تسلیحات بود که یافته‌های تحقیق رویترز را بررسی کردند و تأیید کردند بسیاری از این مواد می‌توانند در برنامه‌های موشکی و پهپادی ایران استفاده شوند.

هیچ‌یک از نهادهای دولتی و شرکت‌های ایرانی که رویترز با آن‌ها تماس گرفت، به درخواست‌های مفصل این خبرگزاری برای اظهارنظر پاسخ ندادند. از جمله این نهادها، نمایندگی ایران در سازمان ملل در ژنو و نهاد ریاست‌جمهوری ایران بودند.

رویترز برای ردیابی واردات، بخشی از حدود ۱۹ هزار رکورد واردات را با اسناد حمل‌ونقل، ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی و گزارش‌های رسانه‌های رسمی تطبیق داد. داده‌ها نشان می‌دهند تقریباً همه موادی که ایران وارد کرده، از پرداخت عوارض گمرکی معاف بوده و به‌طور مشخص به‌عنوان تجهیزات نظامی طبقه‌بندی شده‌اند. کارشناسان اشاره کرده‌اند که بسیاری از این اقلام وارداتی، حتی مواد منفجره، می‌توانند در زمره کالاهای دومنظوره قرار گیرند و در نتیجه کاربردهای غیرنظامی نیز داشته باشند.

روزنامه وال‌استریت ژورنال در ۲۳ سپتامبر گزارشی درباره برخی محموله‌های واردشده از چین منتشر کرد.

ملکی که تا سال گذشته معاون مدیر دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا بود، گفت نهادهای نظامی مخفی، یک نظام موازی تجارت خارجی در کنار اقتصاد رسمی جهانی ایجاد کرده‌اند. این نظام به ایران امکان می‌دهد درآمد حاصل از فروش غیرقانونی نفت در خارج از کشور را صرف خرید تجهیزات نظامی کند.

پول به‌ندرت از مرزها عبور می‌کند، زیرا چنین انتقالی ممکن است زنگ خطر نقض تحریم‌ها را به صدا درآورد. در عوض، داده‌های وارداتی نشان می‌دهند معاملات مربوط به ۹۷ درصد محموله‌های بررسی‌شده از سوی رویترز، «بدون انتقال پول» تسویه شده‌اند. واسطه‌های مورد اعتماد ایرانی که در خارج از کشور زندگی می‌کنند، کالاها را با استفاده از وجوه سپرده‌گذاری‌شده در بانک‌های خارجی می‌خریدند و سپس آن‌ها را به ایران می‌فرستادند.

از جمله نهادهایی که نیازهای خود را از طریق این شبکه تأمین می‌کنند، یگان نظامی مسئول نظارت بر برنامه موشک‌های بالستیک ایران است. شرکت «تندر صحرا» نیز در میان آن‌ها قرار دارد؛ شرکتی که آمریکا در سال ۲۰۲۴ به دلیل ساخت و تأمین پهپاد برای روسیه تحریم کرد. این پهپادها در اوکراین ویرانی به بار آورده‌اند.

رویترز و شرکت «۲۴۰ آنالیتیکس» با تطبیق داده‌های وارداتی با سوابق شرکت‌ها، ایمیل‌ها و اسنادی که وب‌سایت «ویکی ایران» گردآوری کرده بود، توانستند یگان‌های نظامی ایران را شناسایی کنند.

رویترز نتوانست هویت گردانندگان «ویکی ایران» را مشخص کند. این وب‌سایت اسناد افشاشده از جمهوری اسلامی را دریافت می‌کند و می‌گوید آن را ایرانیان مخالف حکومت اداره می‌کنند که «مجبور به زندگی در تبعید شده‌اند».

بر اساس پایگاه‌های داده واردات در شش ماه نخست امسال، محموله‌ها شامل چاشنی‌های انفجاری به ارزش ۱.۹ میلیون دلار، چندین تن مواد منفجره، قطعات موتور هواپیما، اجزای سوخت موشک و خودروهای سنگین پرتابگر موشک بوده‌اند. کارشناسان تسلیحات و تحریم‌ها گفتند همه این مواد می‌توانند به‌عنوان اجزای اصلی برای ساخت و پرتاب موشک‌های بالستیک و پهپادها، از جمله پهپادهای شاهد، به کار روند.

پیتر سالزبری، استاد کمکی غیرتمام‌وقت در دانشگاه کلمبیا که چند سال گذشته را صرف مطالعه انتقال تسلیحات ایران و زنجیره‌های تأمین آن کرده است، گفت: «به نظر می‌رسد این تلاشی گسترده برای بازسازی یا گسترش زرادخانه کنونی ایران در زمینه پهپادها و موشک‌ها باشد.» او افزود: «این داده‌ها به‌روشنی نشان می‌دهند که نظام ایران توانایی سازگاری و یافتن مسیرهای جدید را دارد.»

سالزبری و یکی از کارشناسان تسلیحات گفتند که پیش‌تر از داده‌های «ویکی ایران» استفاده کرده‌اند و آن‌ها را دقیق یافته‌اند.

آمریکا و اسرائیل از آغاز جنگ امسال در ۲۸ فوریه، تأسیسات و فعالیت‌های مرتبط با برنامه موشک‌های بالستیک و پهپادی ایران را هدف قرار داده‌اند. از جمله این اهداف، کارخانه‌هایی بودند که به گفته وزارت دفاع آمریکا، در آن‌ها مهمات تولید می‌شد. رویترز نتوانست میزان خسارت‌ها را مشخص کند، اما تهران همچنان به حمله به کشورهای همسایه و کشتی‌هایی ادامه داد که قصد عبور از تنگه هرمز را داشتند.

بر اساس داده‌های وارداتی و اسنادی که رویترز به دست آورده است، محموله‌ها با کشتی‌های باری از روسیه و از مسیر دریای خزر، با کامیون از آسیای مرکزی و با هواپیماهای باری از چین وارد ایران شده‌اند.

وزارت خارجه چین در پاسخ به پرسش‌های مفصل درباره یافته‌های رویترز گفت که «از وضعیتی که توصیف می‌کنید اطلاعی ندارد».

این وزارتخانه در بیانیه‌ای که از طریق فکس ارسال شد، اعلام کرد: «ما به‌شدت تلاش‌ها برای پیوند دادن اقدامات جنگی در منطقه به چین یا بدنام کردن این کشور را رد می‌کنیم.»

وزارت دفاع روسیه، وزارت خزانه‌داری آمریکا، کاخ سفید و فرماندهی مرکزی آمریکا به درخواست‌ها برای اظهارنظر پاسخ ندادند.

ایران علاوه بر قطعات جداگانه، ماشین‌آلات دقیقی نیز خریداری می‌کند که می‌توان از آن‌ها برای ساخت تجهیزات نظامی در داخل کشور استفاده کرد. بر اساس داده‌های وارداتی تا ژوئن، این خریدها شامل ماشین‌های تراش پیشرفته با کنترل رایانه‌ای، کوره‌های پرتو الکترونی و شتاب‌دهنده‌های ذرات بوده است. همه این تجهیزات کاربردهای صنعتی دارند و می‌توان از آن‌ها در ساخت تجهیزات نظامی، از جمله بدنه پهپادها و موشک‌ها نیز استفاده کرد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، ۱۲ اکتبر گفت که باور ندارد چین و روسیه از تهران حمایت می‌کنند. او در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «اگر چنین کاری می‌کنند، در سطحی بسیار محدود است، اما من اصلاً باور ندارم که چنین کاری انجام می‌دهند.» او افزود: «آن‌ها چیزهای زیادی برای از دست دادن دارند و ما از این موضوع باخبر خواهیم شد، آن هم خیلی زود!»

داده‌ها نشان می‌دهند که از زمان آغاز جنگ، محموله‌هایی به ارزش ۲۷ میلیون دلار برای ارتش ایران از امارات وارد شده‌اند که تقریباً همه آن‌ها از راه دریا به ایران رسیده‌اند.

ایران تا ماه مه تأسیسات زیربنایی در امارات را هدف قرار می‌داد و همچنان نفتکش‌های حامل نفت خام این کشور را با پهپاد و موشک هدف قرار می‌دهد.

آخرین محموله از امارات که در اسناد به‌عنوان تجهیزات الکترونیکی ثبت شده بود، ۲۷ ژوئن از راه دریا به ایران رسید؛ ۹ روز پس از آنکه آمریکا از تعلیق محاصره دریایی خود خبر داد. این محاصره در اواسط ژوئیه از سر گرفته شد و همچنان ادامه دارد.

یک مقام اماراتی پس از انتشار این گزارش، بیانیه‌ای برای رویترز فرستاد و گفت دولت این کشور «این ادعاهای بی‌اساس را قاطعانه رد می‌کند و نادرستی آن‌ها را نشان می‌دهد. این اتهامات هیچ مبنایی ندارند و سیاست‌ها و اقدامات امارات را تحریف می‌کنند.» در این بیانیه همچنین آمده است که امارات متعهد است «از هرگونه تلاش برای سوءاستفاده از خاک خود در فعالیت‌های غیرقانونی جلوگیری کند».

علاوه بر ملکی، ولف کریستیان بایس و هنری تامپسون، دو متخصص در زمینه تأمین تسلیحات ایران، و دامیان اسپلترز، بنیان‌گذار سازمان «هیمدال» که بر زنجیره‌های تأمین غیرقانونی و خرید تسلیحات تمرکز دارد، در فهرست کارشناسان تسلیحات حضور داشتند.

شبکه

نوآم بینستاک، تحلیلگر ارشد شرکت «۲۴۰ آنالیتیکس» که داده‌های مربوط به خطر تروریسم و تأمین مالی آن را برای مشتریان دولتی و شرکتی گردآوری و تحلیل می‌کند، گفت: «این نهادهای شماره‌گذاری‌شده، زیرساخت پنهان شبکه جمهوری اسلامی برای دور زدن تحریم‌های بین‌المللی و انجام فعالیت‌هایی بسیار فراتر از آن هستند.» او افزود: «حجم پولی که از طریق این نهادها جابه‌جا می‌شود، حیرت‌آور است و پیش از این کسی متوجه آن نشده بود.»

بینستاک، اقتصاددان ۳۵ ساله، گفت این نهادها را در ژوئن ۲۰۲۵ کشف کرده است؛ زمانی که هزاران صفحه از اسناد بانک سپه را که به‌صورت رایگان در وب‌سایت «ویکی ایران» منتشر شده بود، در پلتفرم اینترنتی «۲۴۰ آنالیتیکس» بارگذاری می‌کرد. بانک سپه بانکی ایرانی است که پرداخت حقوق و مستمری اعضای سپاه پاسداران را بر عهده دارد.


نامه ونس و تدارک نظامی آمریکا برای جنگ با ایران؛ حمله نظامی چه چیزی را تغییر می‌دهد؟

جنگنده اف‌ـ۱۶ در حال پرواز بر فراز خاورمیانه، به روایت تصویری منتشرشده از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)
جنگنده اف‌ـ۱۶ در حال پرواز بر فراز خاورمیانه، به روایت تصویری منتشرشده از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)
TT

نامه ونس و تدارک نظامی آمریکا برای جنگ با ایران؛ حمله نظامی چه چیزی را تغییر می‌دهد؟

جنگنده اف‌ـ۱۶ در حال پرواز بر فراز خاورمیانه، به روایت تصویری منتشرشده از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)
جنگنده اف‌ـ۱۶ در حال پرواز بر فراز خاورمیانه، به روایت تصویری منتشرشده از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)

از نامه جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، تا ارائه گزارش ژنرال برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری این کشور، فاصله میان تلاش برای احیای مذاکرات و آمادگی برای ازسرگیری جنگ با ایران کمتر شده است.

با این حال، پیشبرد هم‌زمان این دو مسیر به مهم‌ترین پرسش پاسخ نمی‌دهد: آیا واشنگتن می‌تواند از برتری نظامی خود برای دستیابی به توافق با رهبران ایران استفاده کند؛ رهبرانی که اختیار دادن امتیاز را داشته باشند؟ یا هر دو طرف منتظر عقب‌نشینی دیگری هستند تا فرصت‌های میانجی‌گری از دست برود؟

گزارش‌ها درباره ورود ۱۰ هواپیمای ترابری نظامی آمریکا به اسرائیل، بُعد عملی تازه‌ای به تهدیدهای نظامی داده است. با این همه، آمادگی برای جنگ لزوماً به معنای تصمیم قطعی برای حمله نیست؛ همان‌طور که برقراری ارتباط با یکی از چهره‌های برجسته جریان تندرو در ایران، تضمینی برای توانایی او در دستیابی به توافق نیست.

در این میان، منطقه همچنان در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» گرفتار مانده است؛ وضعیتی که هزینه‌های آن را می‌پردازد، بی‌آنکه به‌تنهایی اختیار پایان دادن به آن را داشته باشد.

چهره‌ای در ایران با اختیار تصمیم‌گیری

به گزارش روزنامه‌های «واشنگتن پست» و «وال‌استریت ژورنال»، نامه ونس به رضایی نشان‌دهنده تلاش واشنگتن برای ارتباط با مرکز اصلی تصمیم‌گیری در ایران است.

ونس پیشنهاد کرده است شخصاً با رضایی دیدار کند و خواستار معرفی مذاکره‌کنندگانی شده است که اختیار لازم برای گفت‌وگو درباره پرونده هسته‌ای را داشته باشند. این پیشنهاد بر ارزیابی آمریکا استوار است که فرمانده پیشین سپاه پاسداران می‌تواند مراکز مختلف قدرت در ایران را برای حمایت از یک توافق متحد کند.

ونس در نامه خود، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را از منافع آمریکا و بازسازی اقتصاد آسیب‌دیده از جنگ و تحریم‌ها و حفظ حاکمیت ملی را از منافع ایران دانسته است.

انتخاب رضایی پس از ناکامی تلاش پیشین برای برقراری ارتباط با محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، صورت گرفته است.

با این حال، پاتریک کلاوسن، پژوهشگر مؤسسه واشنگتن، درباره موفقیت این رویکرد تردید دارد.

تصویری که شورای عالی امنیت ملی ایران از دیدار پیشین محسن رضایی و عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در تهران منتشر کرده است

او در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط» می‌گوید مسئله تنها این نیست که واشنگتن ساختار قدرت در ایران را به‌درستی درک نکرده است، زیرا سازوکارهای درونی این ساختار «مبهم است و حتی در داخل ایران نیز به‌خوبی شناخته نشده، چه رسد به خارج از آن».

کلاوسن با تأیید اهمیت نقش رضایی، این تصور را که او بتواند پایبندی به توافقی تازه را تضمین کند، «خوش‌بینانه» می‌داند.

به گفته او، به‌هیچ‌وجه روشن نیست که رضایی بر تمامی تحولات پس از تفاهم‌نامه ماه ژوئن کنترل داشته باشد. او احتمال می‌دهد برخی جریان‌های تندرو بدون اطلاع رضایی، چه رسد به موافقت او، دست به اقدام زده باشند.

از دیدگاه کلاوسن، ساختار کنونی قدرت در ایران به جریان‌های مختلف امکان می‌دهد تا حد زیادی مستقل عمل کنند؛ به همین دلیل، توانایی مذاکره لزوماً به معنای توانایی تضمین اجرای توافق نیست.

با وجود این، کلاوسن امکان مهار این جریان‌ها را رد نمی‌کند. او به این موضوع اشاره می‌کند که ایران طی چند ماه گذشته به اسرائیل حمله نکرده است و این را نشانه‌ای از توانایی مقام‌های ایرانی برای توافق بر سر یک مسیر مشخص و ملزم کردن همه طرف‌ها به رعایت آن می‌داند.

به گفته او، همین وضعیت ممکن است درباره توافق با واشنگتن نیز صدق کند. این ارزیابی احتمال دستیابی به توافق را مطرح می‌کند، اما به معنای آن نیست که نفوذ رضایی اجرای آن را تضمین خواهد کرد.

پل هوایی و تقویت آمادگی نظامی

در حوزه نظامی، سازمان رادیو و تلویزیون اسرائیل گزارش داده است که ۱۰ هواپیمای ترابری نظامی آمریکا از ایالت تگزاس به پایگاه‌های هوایی عوودا و نواتیم در صحرای نقب رسیده‌اند.

آمریکا هنوز این گزارش را به‌طور رسمی تأیید نکرده و ماهیت محموله‌های این هواپیماها نیز مشخص نشده است.

این رسانه به نقل از یک مقام اسرائیلی از هماهنگی نزدیک دو طرف و آمادگی برای تصمیم‌های احتمالی مختلف ترامپ خبر داده است.

این تحرکات بخشی از آماده‌سازی‌های گسترده‌تری است که روزنامه «وال‌استریت ژورنال» درباره آن‌ها گزارش داده است؛ از جمله تقویت سامانه‌های پدافند هوایی، افزایش ذخایر مهمات و تجهیزات پشتیبانی، انتقال برخی نظامیان از مواضع آسیب‌پذیر و استقرار یک آتشبار دیگر سامانه پاتریوت در اسرائیل.

گزارش‌هایی نیز از احتمال ورود یک ناو هواپیمابر دیگر در ماه نوامبر حکایت دارد.

تقویت تجهیزات دفاعی نشان‌دهنده آمادگی برای احتمال واکنش ایران و گسترش آن به پایگاه‌های آمریکایی و تأسیسات منطقه‌ای است. به این ترتیب، توانایی آغاز حمله لزوماً به معنای توانایی پایان دادن به آن یا کنترل دامنه درگیری نیست.

بالگردی در حال برخاستن از عرشه ناوشکن «رافائل پرالتا» در آب‌های خاورمیانه (سنتکام)

وب‌سایت خبری «اکسیوس» گزارش داده است که ژنرال کوپر در جلسه توجیهی خود با ترامپ، علاوه بر آمادگی‌های نظامی، درباره اثربخشی محاصره دریایی، خروج نفتکش‌ها از تنگه هرمز و فشار اقتصادی با هماهنگی وزارت خزانه‌داری آمریکا توضیح داده است.

این جلسه به همان اندازه که به بررسی گزینه‌های نظامی اختصاص داشت، ارزیابی ابزارهای فشار موجود نیز به نظر می‌رسید. پرسش اصلی این است که آیا محاصره می‌تواند به تغییر سیاسی منجر شود یا تنها فرسایش دو طرف را طولانی‌تر می‌کند، بی‌آنکه راهی برای توافق باز کند؟

فرزین ندیمی، پژوهشگر مؤسسه واشنگتن، در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط» می‌گوید محاصره هرچند می‌تواند برای مدتی نامحدود ادامه یابد، ممکن است در مقطعی ایران را به واکنشی شدید وادار کند.

او می‌افزاید کاخ سفید معتقد است تهران با وجود تحریم‌ها در حال بازسازی توانایی‌های موشکی و ظرفیت‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای خود است؛ موضوعی که در کنار عوامل احتمالی دیگر، ممکن است ترامپ را به اتخاذ تصمیمی فوری سوق دهد.

ندیمی معتقد است تلاش‌های میانجی‌گری برای جلوگیری از تشدید گسترده درگیری‌ها ادامه دارد؛ وضعیتی که «هیچ‌یک از دو طرف خواهان آن نیستند»، اما به باور او، احتمال وقوع آن روزبه‌روز بیشتر می‌شود.

حملات نظامی بدون راهبرد

برایان کاتولیس، پژوهشگر مؤسسه خاورمیانه در واشنگتن، اساس رویکرد آمریکا را زیر سؤال می‌برد. او در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط»، سیاست دولت ترامپ در قبال ایران را «متغیر و بی‌ثبات» توصیف می‌کند و می‌گوید تحولات اخیر «بوی استیصال می‌دهد».

به گفته کاتولیس، این تحولات بار دیگر نشان می‌دهد واشنگتن بدون برخورداری از راهبرد دیپلماتیک منسجم و مؤثری عمل می‌کند که منافع آمریکا و شرکای منطقه‌ای آن را تأمین کند.

او معتقد است تهدید به انجام دور تازه‌ای از حملات نظامی، به احتمال زیاد وضعیت راهبردی را به‌طور اساسی تغییر نخواهد داد و چالش‌های اصلی، از جمله نفوذ ایران بر تنگه هرمز، برنامه هسته‌ای و زرادخانه موشک‌های بالستیک این کشور را حل نخواهد کرد.

کاتولیس هشدار می‌دهد که دور تازه درگیری‌ها احتمالاً به «حملاتی بدون راهبرد» تبدیل خواهد شد؛ به این معنا که عملیات نظامی بدون اهدافی روشن و مشخص انجام می‌شود.

از منظر نظامی، ندیمی نیز تأکید می‌کند که «هیچ تضمینی» وجود ندارد یک عملیات کوتاه‌مدت و فشرده بتواند تمامی نتایج مورد انتظار را محقق کند. دستیابی به اهداف مهم نظامی و سپس سیاسی معمولاً مستلزم پرهیز از تعیین جدول زمانی ثابت و اعلام آن به طرف مقابل است. کاتولیس بر ضرورت توجه به محدودیت‌های قانون اساسی آمریکا درباره مدت عملیات نظامی بدون اعلام رسمی جنگ تأکید می‌کند.

ندیمی هشدار می‌دهد که هرگونه عملیات نظامی «کوتاه و فشرده» علیه ایران، به‌خودی‌خود تشدید خطرناکی به شمار می‌رود که به احتمال بسیار زیاد سراسر منطقه را درگیر خواهد کرد.

بنابراین، پرسش تنها این نیست که واشنگتن توانایی اجرای حمله را دارد یا نه، بلکه این است که آیا می‌تواند پیامدهای آن را مهار کند.

اختلاف دیدگاه‌های آمریکا و اسرائیل نیز بر پیچیدگی وضعیت افزوده است.

روزنامه «هاآرتص» گزارش داده است که نهادهای نظامی اسرائیل نگران‌اند واشنگتن دور کوتاهی از درگیری را آغاز کند و سپس با توافقی به آن پایان دهد که اهداف اسرائیل را تأمین نکند.

به ارزیابی این نهادها، حملات کوتاه‌مدت نه به سقوط نظام جمهوری اسلامی منجر می‌شود و نه برنامه هسته‌ای ایران را متوقف می‌کند.

این نگرانی‌ها پرسشی را مطرح می‌کند که هماهنگی گسترده نظامی آمریکا و اسرائیل نیز پاسخی قطعی به آن نمی‌دهد: هدف، بهبود شرایط دستیابی به توافق است یا تغییر نظامی که قرار است توافق را امضا کند؟

پاسخ متفاوت به این پرسش می‌تواند نتایج متفاوتی به دنبال داشته باشد. هم‌زمانی این تحرکات با نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در چند روز آینده نیز فشار بیشتری بر مسیرهای نظامی و دیپلماتیک وارد کرده است.

گزارش‌ها از آمادگی برای اجرای عملیات نظامی پس از انتخابات حکایت دارد، اما ارتباط دادن این عملیات به زمان برگزاری انتخابات، اهداف سیاسی آن را روشن نمی‌کند و تضمینی هم وجود ندارد که دامنه درگیری در محدوده مورد نظر واشنگتن باقی بماند.

تابلویی با تصویر دونالد ترامپ در کنار یک سامانه موشکی ایرانی در میدان آزادی تهران (رویترز)

بی‌اعتمادی و دشواری دستیابی به توافق

کلاوسن معتقد است بن‌بست مذاکرات تنها ناشی از اختلاف‌های درونی ساختار قدرت در ایران نیست.

او دو مانع اصلی را بر سر راه امتیازدهی تهران شناسایی می‌کند: نخست، باور مقام‌های ایرانی به عملکرد موفق خود در بحران‌ها، توانایی مقاومت طولانی‌تر از آمریکا و ایجاد هراس در کشورهای منطقه؛ و دوم، بی‌اعتمادی به دولت آمریکا، به‌ویژه شخص ترامپ.

کلاوسن این معضل را در قالب یک پرسش خلاصه می‌کند: اگر واشنگتن به وعده‌های متقابل خود عمل نکند، امتیاز دادن چه فایده‌ای دارد؟

به اعتقاد او، این دو عامل بیش از اختلاف‌های داخلی، حمایت نخبگان ایرانی از توافقی تازه را محدود می‌کند.

دیدگاه‌های این سه کارشناس، ابعاد مختلف بن‌بست کنونی را نشان می‌دهد. کلاوسن درباره توانایی تهران برای تضمین اجرای توافق تردید دارد و بر باور مقام‌های ایرانی به توانایی مقاومت و بی‌اعتمادی آن‌ها به واشنگتن تأکید می‌کند. کاتولیس این پرسش را مطرح می‌کند که آمریکا با چه راهبردی می‌تواند حملات نظامی را به دستاوردهای سیاسی تبدیل کند. ندیمی نیز هشدار می‌دهد که کوتاه بودن مدت عملیات نظامی، مانع گسترش درگیری‌ها نخواهد شد.

در این میان، دو پرسش اساسی همچنان بی‌پاسخ مانده است: چه کسی در تهران توانایی تصمیم‌گیری برای توافق و اجرای آن را دارد و واشنگتن با جنگ چه چیزی را می‌تواند تغییر دهد و سپس از طریق مذاکره تثبیت کند؟


شبکه نظامی ایران برای دور زدن محاصره، مخفیانه تجهیزات وارد می‌کند

موشک‌های ایرانی و تصاویر مجتبی خامنه‌ای، رهبر ایران، و فرماندهان نظامی کشته‌شده در جنگ، در یک نمایشگاه نظامی در تهران، سپتامبر ۲۰۲۶ (آسوشیتدپرس)
موشک‌های ایرانی و تصاویر مجتبی خامنه‌ای، رهبر ایران، و فرماندهان نظامی کشته‌شده در جنگ، در یک نمایشگاه نظامی در تهران، سپتامبر ۲۰۲۶ (آسوشیتدپرس)
TT

شبکه نظامی ایران برای دور زدن محاصره، مخفیانه تجهیزات وارد می‌کند

موشک‌های ایرانی و تصاویر مجتبی خامنه‌ای، رهبر ایران، و فرماندهان نظامی کشته‌شده در جنگ، در یک نمایشگاه نظامی در تهران، سپتامبر ۲۰۲۶ (آسوشیتدپرس)
موشک‌های ایرانی و تصاویر مجتبی خامنه‌ای، رهبر ایران، و فرماندهان نظامی کشته‌شده در جنگ، در یک نمایشگاه نظامی در تهران، سپتامبر ۲۰۲۶ (آسوشیتدپرس)

ایران برای تأمین قطعات، مواد منفجره و کامیون‌های سنگین مورد نیاز برنامه‌های موشکی و پهپادی خود، حتی در جریان جنگ، از شبکه‌ای نظامی و مالی متشکل از ۵ هزار نهاد استفاده کرده است. این محموله‌ها از راه زمین، دریا و هوا به ایران رسیده‌اند.

تحقیقی که خبرگزاری رویترز انجام داده، نشان می‌دهد ایران شبکه‌ای از نهادهای نظامی مخفی با فعالیت در سطح جهان ایجاد کرده است تا از ژانویه ۲۰۲۵ تاکنون، دست‌کم ۲ میلیارد دلار تجهیزات، مواد منفجره و کامیون‌های سنگین وارد کند و محاصره دریایی آمریکا و تحریم‌های غرب را دور بزند. نام این نهادها که مخفیانه فعالیت می‌کنند، با حروف «ودجا» آغاز می‌شود که مخفف وزارت دفاع ایران است.

بیش از ۵ هزار نهاد، شبکه‌ای گسترده از فعالیت‌های مالی و نظامی را تشکیل می‌دهند. تراکنش‌های مالی آن‌ها را می‌توان در بارنامه‌ها و دیگر داده‌های وارداتی، که سوابق آن‌ها به سال ۲۰۱۶ بازمی‌گردد، ردیابی کرد. برخی از این نهادها با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و گروه‌های تجاری موسوم به «بنیاد» ارتباط دارند که زیر کنترل نخبگان ایران هستند.

یافته‌های این تحقیق یکی از بزرگ‌ترین معماهای جنگ را روشن می‌کند. سپاه پاسداران چگونه در حالی که هزاران موشک و پهپاد شلیک می‌کند، زرادخانه خود را تقویت می‌کند؟

در فاصله ۱۸ ماهه ژانویه ۲۰۲۵ تا ژوئن ۲۰۲۶، دوره‌ای که چهار ماه نخست جنگ امسال را نیز دربرمی‌گیرد، تنها یکی از این نهادها به نام «ودجا ۳۴۶۴۲۸» مقادیر زیادی سوخت موشک، مواد منفجره و قطعات تسلیحاتی مورد نیاز برای ساخت پهپاد و موشک وارد کرده است. این نهاد همچنین کامیون‌های سنگینی وارد کرده که می‌توان از آن‌ها به‌عنوان سکوهای پرتاب موشک استفاده کرد.

این تجهیزات از راه زمین، دریا و هوا به ایران رسیده‌اند. اسناد نشان می‌دهند بخش بزرگی از آن‌ها از چین، روسیه و آلمان وارد شده‌اند.

این تحقیق درباره شبکه وزارت دفاع ایران بر هزاران سند بانکی و دولتی ایران، مدارک ثبت شرکت‌ها و داده‌های واردات استوار است.

«امین‌ها» و یک نشانی مشترک

تمام این نهادهای مخفی نشانی مشترکی در تهران دارند؛ نشانی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایران. این نهادها تاریخ تأسیس خود را ۱۱ فوریه ۱۹۷۹ اعلام کرده‌اند؛ روزی که روح‌الله خمینی، نخستین رهبر جمهوری اسلامی، پس از سرنگونی حکومت شاه قدرت را در ایران به دست گرفت.

با این حال، اسناد نشان می‌دهند بیشتر این نهادها در واقع در سال ۲۰۱۳ تأسیس شده‌اند؛ زمانی که ایران زیر فشار تحریم‌هایی قرار داشت که صادرات نفت خام این کشور را کاهش داده و ارزش پول ملی آن را به‌شدت پایین آورده بود.

این نهادها که رویترز برای نخستین بار با همکاری شرکت مشاوره ریسک آمریکایی ـ اسرائیلی «۲۴۰ آنالیتیکس» شناسایی کرده، ستون فقرات نظام خریدهای نظامی و دور زدن تحریم‌ها در ایران را تشکیل می‌دهند.

این نهادها شبکه‌ای از واسطه‌ها و شرکت‌های صوری خارجی را اداره می‌کنند که «امین‌ها» نامیده می‌شوند. این واسطه‌ها از درآمد حاصل از فروش غیرقانونی نفت برای خرید کالا به نمایندگی از ایران استفاده می‌کنند.

فرماندهان ارشد نظامی دخیل در برنامه‌های موشک‌های بالستیک و پهپادی ایران از این شبکه استفاده می‌کنند. همچنین شماره تلفن‌هایی که به نام ۹۱ مورد از این نهادها ثبت شده، در سوابق بانک دولتی سپه دیده می‌شود. همین شماره‌ها در پرونده‌های مربوط به افراد سپاه پاسداران که در این بانک حساب دارند نیز ثبت شده‌اند.

در میان این افراد، دست‌کم دو فرمانده حضور دارند که آمریکا آن‌ها را به نقض حقوق معترضان غیرنظامی متهم کرده است.

ارتش ایران چندین دهه است که تحت تحریم‌های مختلف آمریکا قرار دارد، اما رویترز هیچ مدرکی پیدا نکرده است که نشان دهد هر یک از نهادهای نام‌برده در اسناد، در فهرست تحریم‌های کشورهای غربی قرار گرفته باشند.

میاد مالکی، مقام ارشد پیشین وزارت خزانه‌داری آمریکا که در تدوین برنامه تحریم‌های این کشور علیه ایران مشارکت داشته، گفت: «آنچه در اینجا می‌بینیم، شریان حیاتی فعالیت‌های نظامی حکومت در جریان این درگیری و سال‌های طولانی پیش از آن است. این مجموعه، کل شبکه یکپارچه فعالیت‌های تجاری ارتش ایران را دربرمی‌گیرد.»

حملات دقیق ایران

شبکه واردات تسلیحات، بخش زیادی از مواد خام مورد نیاز تهران برای ساخت موشک و پهپاد را تأمین کرده است. این تسلیحات در حملات دقیق و مستمر ایران به تأسیسات انرژی در خلیج به کار رفته‌اند؛ حملاتی که به ایران امکان داده است اثر حمله نظامی آمریکا را کاهش دهد.

رویترز در گزارش‌های دیگری که امسال منتشر کرده، نشان داده است ایران چگونه با استفاده از پلتفرم‌های مبادله رمزارز و شبکه‌های قمار غیرقانونی، درآمدهای غیرقانونی کسب کرده، تحریم‌ها را دور زده و در برابر فشار آمریکا مقاومت کرده است. این خبرگزاری همچنین به افزایش نفوذ سپاه پاسداران بر تنگه هرمز و آغاز دوره تازه‌ای از سرکوب در ایران در پی جنگ پرداخته است.

مالکی یکی از چهار کارشناس حوزه تحریم‌های ایران و تسلیحات بود که نتایج تحقیق رویترز را بررسی کردند. این کارشناسان تأیید کردند که بسیاری از این مواد می‌توانند در برنامه‌های موشکی و پهپادی ایران به کار گرفته شوند.

رویترز برای ردیابی واردات، بخشی از حدود ۱۹ هزار سابقه واردات را با اسناد حمل‌ونقل، ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی و گزارش‌های رسانه‌های رسمی تطبیق داده است.

داده‌ها نشان می‌دهند تقریباً تمام کالاهایی که ایران وارد کرده، از پرداخت حقوق گمرکی معاف بوده و به‌طور مشخص در گروه تجهیزات نظامی طبقه‌بندی شده‌اند. کارشناسان اشاره کرده‌اند که بسیاری از این واردات، حتی مواد منفجره، می‌توانند در گروه کالاهای دومنظوره قرار بگیرند و در نتیجه کاربردهای غیرنظامی نیز داشته باشند.

روزنامه وال‌استریت ژورنال در ۲۳ سپتامبر گزارشی درباره برخی محموله‌های وارداتی از چین منتشر کرد.

مالکی که تا سال گذشته معاون اداره کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا بود، گفت نهادهای نظامی مخفی، نظامی موازی برای تجارت خارجی در کنار اقتصاد رسمی جهانی ایجاد کرده‌اند. این نظام به ایران امکان می‌دهد درآمد حاصل از فروش غیرقانونی نفت در خارج از کشور را صرف خرید تجهیزات نظامی کند.

پول به‌ندرت از مرزها عبور می‌کند، زیرا چنین کاری ممکن است زنگ خطر نقض تحریم‌ها را به صدا درآورد. در عوض، داده‌های واردات نشان می‌دهند تسویه‌حساب ۹۷ درصد محموله‌هایی که رویترز بررسی کرده، «بدون انتقال پول» انجام شده است.

واسطه‌های مورد اعتماد ایرانی که در خارج از کشور زندگی می‌کنند، کالاها را با استفاده از پولی که در بانک‌های خارجی سپرده‌گذاری شده، خریداری و سپس به ایران ارسال می‌کنند.

برنامه‌های موشک‌های بالستیک

یکی از نهادهایی که نیازهای خود را از طریق این شبکه تأمین می‌کند، یگان نظامی مسئول نظارت بر برنامه موشک‌های بالستیک ایران است. شرکت «رعد الصحرا» نیز از دیگر نهادهای مرتبط با این شبکه است. آمریکا در سال ۲۰۲۴ این شرکت را به دلیل ساخت و تأمین پهپاد برای روسیه تحریم کرد. پهپادهای تولیدی این شرکت در جنگ اوکراین خسارات گسترده‌ای به بار آورده‌اند.

رویترز و شرکت «۲۴۰ آنالیتیکس» با تطبیق داده‌های واردات با سوابق شرکت‌ها، ایمیل‌ها و اسنادی که وب‌سایت «ویکی ایران» گردآوری کرده بود، توانستند یگان‌های نظامی ایران را شناسایی کنند.

رویترز نتوانست هویت گردانندگان «ویکی ایران» را مشخص کند. این وب‌سایت اسناد افشاشده از ایران را دریافت می‌کند و می‌گوید ایرانیان مخالف حکومت که «مجبور به زندگی در تبعید شده‌اند» آن را اداره می‌کنند.

بر اساس پایگاه‌های داده واردات در شش ماه نخست امسال، محموله‌ها شامل چاشنی‌های انفجاری به ارزش ۱.۹ میلیون دلار، چندین تن مواد منفجره، قطعات موتور هواپیما، اجزای سوخت موشک و خودروهای سنگین پرتاب موشک بوده‌اند.

کارشناسان تسلیحات و تحریم‌ها گفتند تمام این مواد می‌توانند به‌عنوان اجزای اصلی در ساخت و پرتاب موشک‌های بالستیک و پهپادها، از جمله پهپادهای شاهد، به کار گرفته شوند.

پیتر سالزبری، استاد مدعو دانشگاه کلمبیا که چند سال گذشته را صرف مطالعه انتقال تسلیحات ایران و زنجیره‌های تأمین آن کرده است، گفت: «به نظر می‌رسد این تلاشی گسترده برای بازسازی یا گسترش زرادخانه کنونی ایران در زمینه پهپادها و موشک‌ها باشد.»

او افزود: «این داده‌ها به‌روشنی توانایی نظام ایران برای سازگاری و یافتن مسیرهای جدید را نشان می‌دهند.»

سالزبری و یکی دیگر از کارشناسان تسلیحات گفتند که پیش‌تر نیز از داده‌های «ویکی ایران» استفاده کرده و آن‌ها را دقیق یافته‌اند.

دریای خزر

بر اساس داده‌های واردات و اسنادی که رویترز به دست آورده است، محموله‌ها از طریق کشتی‌های باری از روسیه و مسیر دریای خزر، با کامیون از آسیای مرکزی و با هواپیماهای باری از چین وارد ایران شده‌اند.

وزارت خارجه چین در پاسخ به پرسش‌های مفصل رویترز درباره یافته‌های این تحقیق، در بیانیه‌ای که از طریق دورنگار ارسال کرد، گفت: «ما به‌شدت تلاش‌ها برای مرتبط کردن مغرضانه درگیری‌های نظامی در منطقه با چین یا بدنام کردن این کشور را رد می‌کنیم.»

ایران علاوه بر قطعات مجزا، ماشین‌آلات دقیقی نیز خریداری می‌کند که می‌توان از آن‌ها برای تولید مستقل تجهیزات نظامی استفاده کرد.

بر اساس داده‌های واردات که تا ژوئن را پوشش می‌دهند، این خریدها شامل تجهیزاتی است که با عنوان دستگاه‌های تراش پیشرفته با کنترل رایانه‌ای، کوره‌های پرتو الکترونی و شتاب‌دهنده‌های ذرات طبقه‌بندی شده‌اند.

تمام این تجهیزات کاربردهای صنعتی دارند و می‌توان از آن‌ها برای تولید تجهیزات نظامی، از جمله بدنه پهپادها و موشک‌ها نیز استفاده کرد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، روز ۱۲ اکتبر گفت که باور ندارد چین و روسیه از تهران حمایت می‌کنند.

او در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «اگر چنین کاری می‌کنند، در سطحی بسیار محدود است، اما من اصلاً فکر نمی‌کنم که چنین کاری انجام دهند.»

او افزود: «آن‌ها چیزهای زیادی برای از دست دادن دارند و ما از این موضوع مطلع خواهیم شد؛ آن هم خیلی زود.»