جنبش اعتراضی ایران و آینده جمهوری اسلامی

 با پایان گرفتن انقلاب، نه به رهبر انقلاب نیازی هست، نه به پاسداران انقلاب، و طبیعتا کلّ جریان تندرو بلاموضوع می شود

درگیری بین معترضان و نیروهای پلیس در تظاهرات اعتراضی در پی کشته شدن مهسا امینی در تهران در 21 سپتامبر 2022 (EPA)
درگیری بین معترضان و نیروهای پلیس در تظاهرات اعتراضی در پی کشته شدن مهسا امینی در تهران در 21 سپتامبر 2022 (EPA)
TT

جنبش اعتراضی ایران و آینده جمهوری اسلامی

درگیری بین معترضان و نیروهای پلیس در تظاهرات اعتراضی در پی کشته شدن مهسا امینی در تهران در 21 سپتامبر 2022 (EPA)
درگیری بین معترضان و نیروهای پلیس در تظاهرات اعتراضی در پی کشته شدن مهسا امینی در تهران در 21 سپتامبر 2022 (EPA)


آیت‌الله علی خامنه‌ای از زمان به قدرت رسیدن در سال ۱۳۶۸، تا روی کار آمدن ابراهیم رئیسی در سال ۱۴۰۰، هیچ رئیس جمهوری را موافق میل و خط فکری خود نیافت. حتی محمود احمدی‌نژاد که با تظاهر به فرمانبرداری از آقای خامنه‌ای و با حمایت سپاه پاسداران بر سر کار آمد، رفته رفته بر اختلافاتش با رهبر ایران افزوده شد .

درگیری اکبر هاشمی‌رفسنجانی، محمد خاتمی و حسن روحانی با آقای خامنه‌ای عمدتا بر سر حمایت بی‌قید و شرط وی از جناح محافظه کار و تندرو و به قول عوام گذاشتن چوب لای چرخ دولت توسط ایشان بود. سیاست خارجی یکی از صحنه‌های درگیری آن سه تن با آقای خامنه‌ای و سپاه پاسداران، به خصوص سپاه قدس به شمار می‌رفت. نوع رابطه با جهان، خصوصا رابطه با آمریکا به علاوه سیاست‌های منطقه‌ای و موضوع صدور انقلاب در مرکز اختلافات آن سه تن با آقای خامنه‌ای قرار داشت. حساسیت نسبت به رابطه با آمریکا از سوی محافظه‌کاران به رهبری آقای خامنه‌ای شدید بوده و هنوز هم پابرجاست. دشمنی با آمریکا برای جناح رادیکال که هسته مرکزی قدرت را تشکیل می‌دهند دفاع از موجودیت و هویت آنان است. آشتی با آمریکا به منزله پایان انقلاب است. با پایان گرفتن انقلاب، نه به رهبر انقلاب نیازی هست، نه به پاسداران انقلاب، و طبیعتا کلّ جریان تندرو بلاموضوع می شود. سپاه پاسداران تاکید می کند که "مشکل آمریکا با ایران یک مشکل ایدئولوژیک، بنیادین و موجودیتی است که از طریق مذاکره و مصالحه و سازش حل و فصل نمی‌شود".

با پایان گرفتن دوران ریاست جمهوری حسن روحانی، آقای خامنه‌ای و سیستم حامی او تصمیم گرفتند به وضعیت کاریکاتورگونه دموکراسی در ایران برای همیشه خاتمه داده و از شرّ دو جناح اصلاح‌طلب (پیروان خط خاتمی) و میانه‌رو (پیروان خط هاشمی رفسنجانی) در داخل هرم قدرت، برای همیشه خلاص شوند. تندروها، طبیعتا به رهبری آقای خامنه‌ای، به این نتیجه رسیدند که از طریق حذف کاندیداهای ردۀ یک و حتی رده دو میانه‌رو و اصلاح‌طلب توسط شورای نگهبان، هیچ شانسی برای آنان باقی نگذاشته و با هدایت انتخابات به نتایج از پیش تعیین شده می‌توانند  تسلط خود را بر قوه مقننه و مجریه تثبیت کنند. طبیعی بود که این اقدام باعث می‌شد تنها کورسویِ امید بخش عظیمی از جامعه، از جمله طرفداران مدرنیته‌ که با سنت‌گرایان و فناتیک‌ها درگیر یک جنگ ۱۰۰ ساله‌ بوده‌اند، خاموش شود.

جدال بین سنت و مدرنیته از زمان به قدرت رسیدن رضا شاه و آغاز پروژه مدرنیزاسیون توسط او شدت گرفت و تا امروز ادامه داشته است. بخش عمده ای از محتوای فکری اعتراضات سال ۱۴۰۰ را همین درگیری مدرنیته با سنت شکل می‌دهد. در هر حال بخش ناراضی جامعه که حدود ۲۵ سال به نظریه اصلاح‌طلبان،  که اصلاحات از طریق صندوق رای امکان‌پذیر است دل بسته بودند، با واقعیت جدیدی روبرو شدند.  

کاندیدا‌های اصلاح طلب و میانه‌رو حذف شدند و نتیجه آن شد که گروهی عظیم، در انتخابات سال ۹۸ مجلس، به صندوق‌های رای پشت کردند. میزان مشارکت کمی بیش از ۴۰ درصد و کمترین میزان در ۱۱ دوره انتخابات مجلس شد. در استان تهران مشارکت از ۵۰ درصد در دوره قبل به ۲۶ درصد در آن دوره کاهش یافت و لذا از حدود ۱۰ میلیون واجدین شرایط حدود ۷.۵ میلیون نفر رای ندادند. اما همین مجلسِ برخوردار از ضعیف‌ترین پشتوانه را آقای خامنه‌ای "یکی از قوی‌ترین و انقلابی‌ترین مجالس دوران انقلاب" خواند.

از آنجا که یک نظرسنجی مستقل و قابل اتکا در ایران میسر نیست، نمی‌توان به دقت گفت چه درصدی از جامعه با جمهوری اسلامی مخالفند. اما شاید یکی از برجسته‌ترین یافته‌ها از بولتن سری فارس برای فرمانده سپاه، که توسط گروه هکری بلک ریوارد افشاء شد، تصویری است که نظرسنجی محرمانه خود نظام، از مردمسالاری دینی در ایران به ما می‌دهد. در گزارش آمده: "۷۰ درصد مردم تمایلی به حضور در راهپیمایی در حمایت از نظام و انقلاب ندارند. ۲۱.۴ درصد گزینه زیاد و خیلی زیاد و ۵.۹ درصد نیز گزینه تا حدودی را انتخاب کرده‌اند." از آنجا که هواداران نظام از یک راهپیمایی ساده به طرفداری از حکومت مورد علاقه‌شان دریغ نخواهند کرد، منطقی است که نتیجه گیری شود بین ۷۰ تا ۷۵ درصد جمعیت کشور حامی نظام نیستند.


یک معترض ایرانی تصاویر مهسا امینی را در جریان تظاهرات پس از کشته شدن او در مقابل کنسولگری ایران در استانبول در اکتبر گذشته در دست دارد (EPA)
 

گزارشهای متعددی در مورد اعتراضات آبان ۱۳۹۸ وجود دارد که همگی بر این نکته تاکید می‌کنند که ستون فقرات حرکت اعتراضی مزبور را "تهیدستان" تشکیل می‌دادند. علی مطهری، نماینده سابق مجلس در نطقی در مجلس گفت: "بر اساس اعتراف نهادهای اطلاعاتی معترضان آبان ۹۸ توده‌های فقیر جامعه بودند". با سرکوب گسترده اعتراضات مزبور که به گفته یدالله جوانی معاون سیاسی سپاه "در ۲۹ استان" (از ۳۱ استان) و "صدها شهر" شکل گرفت، نظام تقریبا مطمئن شده بود که برای سالیان دراز پتانسیل حرکت‌های اعتراضی را در کشور منکوب کرده است.

شورای نگهبان، به دنبال پروژه حذف کامل اصلاح‌طلبان و میانه‌روها، ابراهیم رئیسی و تیم همراه او را که قاطعا نالایقترین در میان همه دولت‌های بعد از انقلاب ۵۷ به شمار می‌روند بر سر کار آورد. در پی این حرکت، فرصت رسیدن به توافق هسته‌ای و برداشته شدن تحریم‌ها و آزادسازی پول‌های بلوکه شده که تیم بایدن آن را بوجود آورده بود، با برخوردِ از موضع بالا و طرح خواسته‌های غیر عملی (از جمله اصرار بر متوقف کردن تحقیقات مربوط به سایت‌های مشکوک توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی) از دست رفت.

اعتماد به نفس و اطمینان از اینکه دیگر نیروئی جلودار جریان تندرو و فناتیک نیست باعث گردید که گشت ارشاد، که اینک با نام پلیس امنیت اخلاقی فعالیت می‌کرد، صحنه‌هائی تکان‌دهنده از بگیر و ببند دختران و زنان بر سر مسئله حجاب پدید بیاورد. ویدئوی برخوردها در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شد و خشم را زیر پوست جامعه به غلیان در می‌آورد. مرگ غم‌انگیز مهسا امینی 22 ساله در شهریور ماه، در پی یکی از همین برخوردهای گشت ارشاد، جرقه‌ای بود که آتشفشان خاموش خشم عمومی را فعال کرد. زن، زندگی، آزادی شعار محوری اعتراضات شد و زنان بطور بی‌سابقه ای رکن عمده جنبش را شکل دادند.

اما تفاوت عمده‌ای بین این موج جدید و اعتراضات سال ۱۳۹۸ مشهود بود. حمله گسترده به فروشگاه‌های زنجیره‌ای و بانک‌ها در سال 98 خبر از ترکیب جمعیتی‌ای می‌داد که بیشتر تهی‌دستان جامعه را در بر می‌گرفت. شعارها هم اکثرا محتوای معیشتی و اقتصادی داشت از جمله: فقر، کشتار، گرانی، مردم شدن قربانی - بنزین گرون تر شده، فقیر فقیرتر شده، هر چند که شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه‌ای هم تکرار می‌شد.

در اعتراضات اخیر، اما، شعارها عمدتا بر محور حقوق زنان و ابراز انزجار از دیکتاتوری استوار بود. نکته قابل توجه دیگری که خاستگاه دو حرکت اعتراضی ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ را از یکدیگر متمایز می‌کند استفاده معترضین آبان ۹۸ از شعارهائی نظیر: رضا شاه روحت شاد، ای شاه ایران، برگرد به ایران و"ایران که شاه نداره، حساب کتاب نداره" بود. در حالیکه شعارهای مذکور در اعتراضات اخیر شنیده نشد و یا بسیار به ندرت شنیده شد. این موضوع نشان می‌دهد که معترضین ۹۸ حساسیتی نسبت به مقوله دیکتاتوری نداشته‌اند و صرفا به دنبال آسایش اقتصادی بودند در حالی که معترضین امسال موضع شدیدا ضددیکتاتوری داشته و تمایلی نداشتند، حتی در ضدیت با جمهوری اسلامی، حکومتی مانند حکومت رضا شاه و محمد رضا شاه به ایران باز گردد.

اعتراضات امسال،  همچون تمام حرکت‌های اعتراضی گذشته، فاقد یک "رهبری با محبوبیت بالا و خارج از دسترس جمهوری اسلامی" بود و لذا ضربه‌پذیر بود.  مقایسه غلطی در میان معترضین رایج شده بود که استدلال می‌کردند کشورهائی که بهار عربی در آنها شکل گرفت هیچکدام رهبری مشخص و شناخته شده‌ای نداشتند. ایراد این استدلال در آنجا بود که دقیقا به همین دلیل همه آن جنبش‌ها پس از سقوط رژیم‌های مورد اعتراض، با شکست روبرو شدند. جنبش، برای موفقیت به رهبری با محبوبیت بالا نیاز دارد که ناراضیان را بسیج کند، به حرکت در آورد، متحد کند، جهت دهد و بالاخره پس از سقوط رژیم، خلاء قدرت را پر کند.

ضعف دیگر اعتراضات جاری عدم قابلیت جذب طبقات فرودست جامعه بوده است. از آنجا که موتور محرکه جنبش، دفاع از حقوق زنان و مخالفت با دیکتاتوری بوده بطور طبیعی شعارهای معیشتی بسیار کمرنگ بود و قشر عظیم کم درآمد جامعه را که دغدغه‌شان نان است به خود جذب نکرد. مسئله عجیب اینجاست که در تمام مدت عمر جمهوری اسلامی، هر که در کسوت رهبری مخالفین چه در داخل و چه در خارج ظاهر شده، از جمله رهبران اصلاح‌طلبان که از طبقات متوسط شهری آمده‌اند، حتی یک نفر صدای جمعیت عظیمی که بین ۳۰میلیون نفر تا حتی طبق برخی برآوردها ۷ دهک از ۱۰ جامعه را در بر می‌گیرد نشده است. همیشه بحث آزادی‌های اجتماعی و سیاسی مطرح بوده، که هر چند مقولاتی ارزشمند‌ند، اما اولویت نخست تهیدستان که در مشکلات معیشتی غرق‌ شده‌اند نیستند.


معترضان در استانبول بنرهایی نمادین در دست دارند که نشان دهنده پایان رژیم ایران است (رویترز)

آیت الله خمینی این مسئله را درک کرده بود. او مدام خصیصه اصلی انقلاب را این‌گونه برجسته می‌کرد: انقلاب کوخ نشینان، پابرهنه ها، انقلاب مستضعفین. وی می گفت: "سرتاسر ایران برای ضعفا مسکن می‌سازیم. آب و برق را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمند، اتوبوس را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمند" هر چند که حتی یک از آن وعده‌ها عملی نشد.  

تشریح وضعیت اقتصاد از هم پاشیده ایران نیاز به نوشته‌ای جداگانه دارد. اما همین اندازه کافی است که بدانیم قیمت مواد غذائی آنچنان سرسام آور بالا رفته که طبق جدیدترین گزارش بانک جهانی از حیث بالاترین میزان "تورم واقعی مواد غذائی" بین ۱۶۱ کشور، بعد از زیمبابوه و لبنان، ایران در مقام سوم قرار گرفته است. دولت رئیسی، تحت سیاست‌های دیکته شده توسط آیت الله خامنه‌ای، برای حل بحران اقتصادی، بجای تمرکز بر رفع تحریم‌های آمریکا، افزایش درآمد ارزی، آزاد سازی پول‌های بلوکه شده و جذب سرمایه گذاری خارجی و حفظ ارزش پول ملی، گزینه چاپ پول را برگزید که انفجار قیمت‌ها را به همراه داشته است. قیمت دلار که در ابتدای ریاست جمهوری رئیسی ۲۵۰۰۰ تومان بود، در تاریخ نگارش این مطلب به مرز ۴۲۰۰۰ تومان رسیده است. به عبارت ساده ظرف ۱۶ ماه، پول ملی حدود ۴۵ درصد از ارزش خود را از دست داده است. در حالی که کاهش ارزش پول ملی شتاب گرفته برخی کارشناسان درون ایران، ناآرامی‌های داخلی و بی ثباتی بوجود آمده را یکی از اصلی‌ترین دلایل این موضوع می‌دانند.

عامل دیگری که در ایران مایه نگرانی شد و موقعیت پول ایران را متزلزل‌تر کرد مسافرت اخیر آقای شی جین پینگ، رئیس جمهور چین به ریاض بود. هر چند که قبل از این سفر هم پکن با حجم مبادلات ۸۷ میلیارد دلار در سال بزرگترین شریک تجاری ریاض به شمار می‌رفت اما امضاء چندین تفاهم نامه به ارزش ۳۰ میلیارد دلار بین چین و سعودی و امضاء "توافق همکاری استراتژیک و جامع" بین دو کشور و تعهد طرفین به حمایت از منافع یکدیگر و تمامیت ارضی و دفاع از اصل عدم مداخله در امور داخلی دیگر کشورها این برداشت را در ایران تقویت کرد که چین دیگر نمی‌خواهد روی جمهوری اسلامی به عنوان منبع با ثبات تامین نفت حساب باز کند. اوضاع بی‌ثبات داخلی و درگیری مستمر در سیاست خارجی، به خصوص با آمریکا، امنیت انرژی را برای دومین اقتصاد بزرگ دنیا تضمین نمی کند. آقای شی، در ۲۰امین کنگره حزب کمونیست که در ماه اکتبر بر پا شد بر این نکته تاکید کرد که "امنیت انرژی" اولویت کلیدی چین است.

حمایت چین از "ابتکار امارات متحده عربی برای راه حل مسالمت آمیز در موضوع جزایر سه‌گانه" که در بیانیه نشست ریاض آمده بود، با توجه به جایگاه استثنائی چین در اقتصاد و سیاست خارجی جمهوری اسلامی، این گمان را که تفاهم نامه ۲۵ ساله چین با ایران دیگر موضوعیت خود را از دست داده است، ، سیاست‌مداران ایران را بهت‌زده و بازار ارز را متشنج‌تر کرد.

به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی برای برون رفت از گرداب مشکلات سیاسی و اقتصادی حاضر به تن دادن به امضاء توافق هسته‌ای شده است. امیر عبداللهیان روز سه شنبه ۲۹آذر بعد از جلسه دو ساعته با جوزپ بورل مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در اردن گفت که ایران حاضر است توافق هسته‌ای را بر اساس پیش‌نویسی که نتیجه ماهها چانه زنی‌های سخت و فشرده بوده است نهائی کند. دست یافتن به یک توافق نه تنها امکان فروش نفت توسط جمهوری اسلامی را بطور چشمگیری افزایش می‌دهد بلکه پول‌های بلوکه شده در بانک‌های خارجی که یک نماینده سازمان ملل حجم آن را بین ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیارد دلار اعلام کرد، آزاد خواهد کرد. این رقم هنگفتی است اما چیزی جز یک مسکّن نخواهد بود. در نهایت، حتی امضاء یک برجام جدید هم مشکل جمهوری اسلامی را حل نخواهد کرد.

هر توافقی بین جمهوری اسلامی و آمریکا ناپایدار است. آقای خامنه‌ای مذاکره و تنش‌زدائی با آمریکا را ممنوع کرده است چرا که ادامه دشمنی با آمریکا، چنانکه پیشتر بحث شد، راز بقاء نظام است. اما در تاریخ معاصر روابط بین‌الملل نمی‌توان نمونه‌ای پیدا کرد که دو کشور در تضاد آشتی‌ناپذیر با یکدیگر باشند، برای تنش‌زدائی هم مذاکره نکنند اما یک توافق بین آنها پایدار بماند. در اوج جنگ سرد چندین توافق به منظور کاهش تنش بین شوروی و آمریکا به امضاء رسید.

از طرفی، شکاف میان مخالفان و معترضین اعتراضات اخیر با حکومت چنان عمیق شده که حتی با خاموش شدن اعتراضات، خشم فروخفته سرکوب‌شدگان چون آتشی زیر خاکستر، به دنبال لحظه ای دیگر برای فوران، به حیات خود ادامه خواهد داد.

و بالاخره، دانش‌پژوهان اداره ملی تحقیقات اقتصادی آمریکا، در تحقیقی، با استفاده از نظریه بازی‌ها و ساختن مدل ریاضی نشان می‌دهند که «بقای دیکتاتورها به‌دلیل استفاده از زور یا ایدئولوژی نیست، بلکه به‌دلیل آن است که (درست یا غلط) جامعه را متقاعد می‌کنند که قابلیت اداره کشور را دارند». این مدل همچنین نشان می‌دهد که حتی اگر کارآمدی سیستم در اذهان عمومی جامعه زیر سوال برود، تا آن‌جا که شوک اقتصادی عظیم نباشد، نظام به بقای خود ادامه خواهد داد. طبق نتایج این پژوهش، با زیر سوال رفتن کارآئی سیستم در وجدان عمومی جامعه و سقوط اقتصاد، انقلاب برای تعویض نظام حاکم شکل می‌گیرد.

 

*تحلیلگر سیاسی و روزنامه نگار مستقل

 

ویژه "الشرق الآوسط*



ایران و آمریکا در بن‌بست مذاکره؛ کدام طرف زودتر کوتاه می‌آید؟

دو زن ایرانی روز دوشنبه در مقابل دیواری ضدآمریکایی در نزدیکی سفارت سابق آمریکا در تهران عبور می‌کنند (آسوشیتدپرس)
دو زن ایرانی روز دوشنبه در مقابل دیواری ضدآمریکایی در نزدیکی سفارت سابق آمریکا در تهران عبور می‌کنند (آسوشیتدپرس)
TT

ایران و آمریکا در بن‌بست مذاکره؛ کدام طرف زودتر کوتاه می‌آید؟

دو زن ایرانی روز دوشنبه در مقابل دیواری ضدآمریکایی در نزدیکی سفارت سابق آمریکا در تهران عبور می‌کنند (آسوشیتدپرس)
دو زن ایرانی روز دوشنبه در مقابل دیواری ضدآمریکایی در نزدیکی سفارت سابق آمریکا در تهران عبور می‌کنند (آسوشیتدپرس)

دو طرف نه مذاکرات جدی دارند و نه به سوی یکدیگر تیراندازی می‌کنند. در عوض، ایران و آمریکا در وضعیتی پرتنش و بلاتکلیف قرار گرفته‌اند؛ وضعیتی که خطر بازگشت به جنگ یا تثبیت بن‌بست را در پی دارد.

در مرکز این وضعیت حل‌نشده، محاسبات و شاید محاسبات اشتباه هر دو طرف قرار دارد.

تحلیلگران می‌گویند مقام‌های ایرانی معتقدند دستاوردهای مقاومت در برابر فشارهای اقتصادی آمریکا و حفظ کنترل بر تنگه هرمز، بیشتر از چیزی است که ممکن است با دادن امتیازهای بزرگ در یک توافق به دست آورند. به نظر می‌رسد آمریکا نیز روی این حساب کرده است که تشدید فشار اقتصادی بر ایران، جایی موفق شود که حملات نظامی ناکام مانده‌اند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، روز چهارشنبه تهدید کرد کشورهایی را که با ایران تجارت می‌کنند با «پیامدهای اقتصادی عظیم» روبه‌رو خواهد کرد. با این حال، تاکنون نه آمریکا و نه ایران به خواسته‌های خود نرسیده‌اند.

وقتی دو کشور دو ماه پیش بر سر آتش‌بس توافق کردند، قرار بود این توافق آنها را در مسیر دستیابی به توافقی گسترده‌تر در مدت ۶۰ روز قرار دهد؛ توافقی که برنامه هسته‌ای ایران و لغو تحریم‌های آمریکا را در بر می‌گرفت. این مهلت در همین هفته به پایان رسید و ترامپ روز سه‌شنبه در شبکه‌های اجتماعی گفت «هیچ مذاکره یا گفت‌وگویی» در جریان نیست و برنامه‌ای هم برای آن وجود ندارد.

در عوض، به گفته نیکول گرایفسکی، استادیار مرکز مطالعات بین‌الملل مؤسسه علوم سیاسی پاریس، دو کشور در «وضعیتی از تعلیق مداوم» به سر می‌برند.

او افزود: «در چند ماه گذشته تغییر اساسی چندانی رخ نداده، جز اینکه موضع ایران بیش از پیش تثبیت شده و تلاش‌های مکرر آمریکا برای یافتن نوعی راه خروج، که تاکنون ناموفق بوده، ادامه داشته است.»

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در گفت‌وگو با شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، با حضور عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، پیش از نشست چهارگانه در استراحتگاه بورگن‌اشتوک در سوئیس (رویترز)

ایران در این ماه فهرستی از خواسته‌های خود را در برابر بازگشایی تنگه هرمز به روی آمریکا ارائه کرد. این تنگه در امتداد ساحل جنوبی ایران قرار دارد و یکی از مسیرهای اصلی عبور بخش بزرگی از نفت جهان است.

این خواسته‌ها شامل لغو تحریم‌ها، آزاد کردن دارایی‌های مسدودشده و پرداخت غرامت بابت جنگ بود. شروط مشابهی پیشتر به عنوان بخشی از توافق احتمالی میان دو طرف مطرح شده بود و در تفاهم‌نامه‌ای که در ژوئن به توافق رسیده بودند نیز گنجانده شده بود، اما این تفاهم‌نامه خیلی زود از هم فروپاشید.

ایران از چند هفته پیش درباره مدیریت آینده تنگه با عَمّان مذاکره می‌کند، اما فهرست خواسته‌ها نشان می‌دهد که حتی در صورت دستیابی به توافق، نیروهای ایرانی همچنان کشتی‌های در حال عبور را تهدید و به آنها حمله خواهند کرد. دست‌کم دو کشتی در روزهای اخیر در این تنگه هدف حمله قرار گرفته‌اند.

مهرزاد بروجردی، رئیس دانشکده هنر، علوم و آموزش در دانشگاه علم و فناوری میسوری، گفت: «پس از آنکه تهران از شوک اولیه جنگ عبور کرد، اکنون مصمم است قدرت خود را به نمایش بگذارد.»

او افزود: «استفاده از تنگه هرمز به عنوان سلاح و موضع سخت‌گیرانه ایران در مذاکرات موازی با آمریکا و عَمّان باید در این چارچوب درک شود.»

لحن ترامپ در چند ماه گذشته میان تهدید به نابودی و وعده نزدیک بودن یک توافق دیپلماتیک در نوسان بوده است.

جرد کوشنر، فرستاده دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در جریان حضور در «اجلاس دریاچه لوسرن» در استراحتگاه بورگن‌اشتوک در نزدیکی شهر لوسرن سوئیس (آسوشیتدپرس)

اگر هدف از این رویکرد ترساندن مقام‌های ایرانی و وادار کردن آنها به دادن امتیاز بوده، به نظر می‌رسد نتیجه‌ای معکوس داشته است. ظاهراً آنها متقاعد شده‌اند که ترامپ حاضر نیست جنگی تمام‌عیار را از سر بگیرد؛ جنگی که می‌تواند به افزایش قیمت نفت منجر شود و در افکار عمومی آمریکا، به‌ویژه پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای، محبوبیتی نداشته باشد.

الکس واتانکا، پژوهشگر ارشد در مؤسسه خاورمیانه، یک مرکز پژوهشی مستقر در واشنگتن، گفت: «به نظر می‌رسد ایران معتقد است آمریکا سرانجام از رویارویی پرهزینه و بلندمدت خسته خواهد شد.»

همزمان، آمریکا بیش از پیش بر فشار اقتصادی بر ایران متمرکز شده است.

جرد کوشنر، داماد ترامپ و فرستاده او، روز دوشنبه به شبکه «فاکس نیوز» گفت مقام‌های ایرانی «هیچ علاقه‌ای به انجام کاری که برای ما منطقی باشد نشان نمی‌دهند».

او در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت مذاکرات، محاصره دریایی با هدف تضعیف بیشتر اقتصاد ایران را محور تمرکز کنونی ترامپ دانست.

ترامپ روز سه‌شنبه در شبکه‌های اجتماعی گفت محاصره همچنان به طور کامل برقرار است. او همچنین اعلام کرد تنگه کاملاً باز است، هرچند مقام‌های صنعت کشتیرانی به حملات اخیر به کشتی‌ها اشاره کرده‌اند.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در گفت‌وگویی اخیر با «نیوزمکس» گفت وزارتخانه او قصد دارد اقداماتی را اجرا کند که «در تاریخ منزوی کردن اقتصادی» هیچ کشوری سابقه نداشته است.

یک زن و مرد ایرانی روز پنجشنبه در تهران از کنار تابلویی ضد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، عبور می‌کنند (آسوشیتدپرس)

حاکمان ایران پیشتر نیز در برابر فشارهای اقتصادی بین‌المللی مقاومت کرده‌اند، هرچند در سال ۲۰۱۵، پس از تشدید تحریم‌ها در دولت باراک اوباما، با دادن امتیازهایی درباره برنامه هسته‌ای خود موافقت کردند.

با توجه به موضع ایران تاکنون، به نظر می‌رسد ایرانیان هزینه مستقیم تحریم‌ها را متحمل شوند. آنها همین حالا با تورم بسیار بالا روبه‌رو هستند و برای تأمین کالاهای اساسی با مشکل مواجه‌اند.

بروجردی گفت ایران در برابر تحریم‌های آمریکا «تا حد ممکن تلاش خواهد کرد درد اقتصادی ناشی از آن را به مردم خود منتقل کند و روی این حساب کرده است که واشنگتن ابتدا عقب‌نشینی خواهد کرد».

مجتبی خامنه‌ای، رهبر ایران، افراد تندرو و وفادار به خود را در سمت‌های مهم نظامی منصوب کرده است که نشانه‌ای از تمایل او به حفظ کشور در وضعیت آمادگی برای جنگ است.

واتانکا گفت وقوع یک رویارویی جدید احتمالاً زیرساخت‌های انرژی منطقه، پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه و کشتیرانی تجاری را وارد درگیری خواهد کرد.

در حال حاضر، به همان اندازه محتمل به نظر می‌رسد که بن‌بست ادامه پیدا کند و مسائل اصلی، از جمله برنامه هسته‌ای ایران و تنگه هرمز، همچنان حل‌نشده باقی بمانند.

گرایفسکی گفت: «هرچه این وضعیت تعلیق بیشتر ادامه پیدا کند، بیشتر تثبیت می‌شود و یافتن راه خروجی که هر یک از دو طرف بتواند آن را چیزی جز امتیازدهی معرفی کند، دشوارتر خواهد شد.»

سرویس نیویورک‌تایمز


معضل ایران ترامپ را گرفتار کرده است



دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پس از نشست کابینه در کمپ دیوید، در فرودگاه هگرزتاونِ مریلند به‌سوی هواپیمای «ایر فورس وان» می‌رود (گتی/خبرگزاری فرانسه)
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پس از نشست کابینه در کمپ دیوید، در فرودگاه هگرزتاونِ مریلند به‌سوی هواپیمای «ایر فورس وان» می‌رود (گتی/خبرگزاری فرانسه)
TT

معضل ایران ترامپ را گرفتار کرده است



دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پس از نشست کابینه در کمپ دیوید، در فرودگاه هگرزتاونِ مریلند به‌سوی هواپیمای «ایر فورس وان» می‌رود (گتی/خبرگزاری فرانسه)
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پس از نشست کابینه در کمپ دیوید، در فرودگاه هگرزتاونِ مریلند به‌سوی هواپیمای «ایر فورس وان» می‌رود (گتی/خبرگزاری فرانسه)

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، با اعلام ناگهانی توافقی برای خلع سلاح جنبش «حماس» به یک دستاورد دیپلماتیک مورد استقبال دست یافت، اما همچنان در جنگ با ایران گرفتار است و در جست‌وجوی راهی برای خروج از این وضعیت است؛ راهی که تا این لحظه به نظر نمی‌رسد در دسترس باشد.

بر اساس تحلیلی که خبرگزاری فرانسه روز جمعه منتشر کرد، پس از پنج ماه جنگ با ایران، به نظر می‌رسد فضای مانور رئیس‌جمهوری آمریکا تا حد زیادی محدود شده است. او بیشتر از آنکه بر اساس یک راهبرد روشن عمل کند، در حال مدیریت بحرانی است که تحولات آن به‌سرعت تغییر می‌کند.

ترامپ روز چهارشنبه، پیش از اجرای حملات جدید علیه ایران در همان شب و در واکنش به حملات ایران به پایگاه‌های آمریکایی در اردن، گفت: «ما آن‌ها را بسیار سخت خواهیم زد، چون اکنون نوبت ماست.»

رئیس‌جمهوری جمهوری‌خواه آمریکا با این اظهارات، به‌روشنی محدودیت‌های راهبردی را نشان داد که بر تلاش برای وادار کردن ایران به تسلیم از طریق حملات موشکی استوار است؛ رویکردی که تاکنون به نتایج مورد انتظار نرسیده است.

هم‌زمان، با گسترش تدریجی دامنه درگیری‌ها در خاورمیانه، رئیس‌جمهوری آمریکا خود را با بن‌بستی فزاینده روبه‌رو می‌بیند.

ترامپ روز جمعه در اقامتگاه ریاست‌جمهوری در کمپ دیوید با اعضای کابینه خود دیدار کرد، اما هیچ نشانه‌ای از تغییر در راهبرد او ارائه نشد.

شبکه «ان‌بی‌سی نیوز» روز پنجشنبه به نقل از مقام‌های آمریکایی که نامشان فاش نشده است، گزارش داد که رئیس‌جمهوری آمریکا «به‌شدت ناراضی» است و در نشستی اخیر در کاخ سفید، خشم خود را از محدود بودن گزینه‌های موجود برای پایان دادن به جنگ ابراز کرده است.

این موضوع تا حد زیادی به تصمیمی بستگی دارد که تهران اتخاذ خواهد کرد.

تابلویی حاوی تهدید علیه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در کنار یک سامانه موشکی ایرانی در میدان آزادی تهران، پنجشنبه (رویترز)

از زمانی که آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه کارزار حملات علیه ایران را آغاز کردند، حملاتی که از همان روز نخست به کشته شدن شماری از مقام‌های ارشد، از جمله رهبر جمهوری اسلامی علی خامنه‌ای، انجامید، روند امور مطابق انتظار ترامپ پیش نرفت. او در ابتدا از یک بازه زمانی چهار تا شش هفته‌ای برای اطمینان از اینکه ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا نکند، سخن گفته بود.

مقام‌های آمریکایی تأکید می‌کنند که پس از ماه‌ها حمله، اهداف نظامی خود را محقق کرده‌اند؛ حملاتی که نیروی دریایی ایران را نابود و توان موشکی این کشور را تضعیف کرده است. اما با انتقال درگیری به موضوع کنترل تنگه هرمز، مسیر جنگ تغییر کرد؛ موضوعی که موجب اختلال در تجارت جهانی شد و دولت ترامپ را غافلگیر کرد.

از سوی دیگر، توافق چارچوبی با ایران که در ۱۷ ژوئن اعلام شد و از همان ابتدا با انتقادهایی روبه‌رو بود، زیرا منتقدان آن را به سود تهران می‌دانستند، تنها مدت کوتاهی دوام آورد و سپس فروپاشید.

اکنون صحنه درگیری به تبادل حملات محدود شده است؛ نیروهای آمریکایی مواضع نظامی را هدف قرار می‌دهند و در مقابل، «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی»، نهاد ایدئولوژیک ایران، پایگاه‌های آمریکایی و کشورهای متحد واشنگتن در خاورمیانه را هدف قرار می‌دهد؛ معادله‌ای مبتنی بر پاسخ متقابل یا «چشم در برابر چشم».

ریچارد هاس، رئیس پیشین شورای روابط خارجی، در یادداشتی که روز جمعه منتشر شد، نوشت: «درک اینکه چرا این رویکرد امروز موفق شود دشوار است، در حالی که در پنج ماه گذشته موفق نبوده است.»

جنگی نامحبوب

کارن یانگ، پژوهشگر مؤسسه خاورمیانه در واشنگتن، گفت: «این درگیری هنوز در مراحل ابتدایی خود قرار دارد و باید برای بی‌ثباتی‌های طولانی‌مدت آماده باشیم.» او به‌ویژه به چالش‌های مربوط به تضمین تداوم عرضه نفت اشاره کرد.

او در دیداری با خبرنگاران در این هفته افزود: «این مناقشه راه‌حل‌های سریع ندارد، حتی اگر در ایران انتقال سیاسی رخ دهد، زیرا این موضوع ممکن است به جای کاهش بی‌ثباتی، به بی‌ثباتی بیشتر در منطقه منجر شود.»

در آمریکا، این جنگ همچنان تا حد زیادی نامحبوب است، به‌ویژه به دلیل تأثیر آن بر قیمت سوخت.

میانگین نظرسنجی‌هایی که نیت سیلور، تحلیلگر سیاسی، تهیه کرده و روز پنجشنبه به‌روزرسانی شده است، نشان می‌دهد ۵۸.۳ درصد از آمریکایی‌ها با جنگ مخالف‌اند. این رقم از ماه مارس به‌طور مستمر افزایش یافته است. در مقابل، ۳۷.۴ درصد از آن حمایت می‌کنند.

این موضوع پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در ماه نوامبر، که کمتر از چهار ماه تا برگزاری آن باقی مانده است، حساسیت سیاسی بیشتری پیدا کرده است. این انتخابات معمولاً برای حزب حاکم دشوار است و ممکن است ترامپ در آن اکثریت خود را در کنگره از دست بدهد.

الکس فاتانکا، پژوهشگر مؤسسه خاورمیانه، وضعیت کنونی را چنین خلاصه می‌کند که شرایط موجود یک «معادله باخت ـ باخت» است، زیرا نه آمریکا و نه ایران از ادامه این جنگ سودی به دست نمی‌آورند.


مردی در قبرس به ظن انتقال اطلاعات یک پایگاه بریتانیایی به ایران بازداشت شد

جنگنده بریتانیایی «تایفون» در پایگاه آکروتیری در قبرس، ژانویه ۲۰۲۴ (آسوشیتدپرس)
جنگنده بریتانیایی «تایفون» در پایگاه آکروتیری در قبرس، ژانویه ۲۰۲۴ (آسوشیتدپرس)
TT

مردی در قبرس به ظن انتقال اطلاعات یک پایگاه بریتانیایی به ایران بازداشت شد

جنگنده بریتانیایی «تایفون» در پایگاه آکروتیری در قبرس، ژانویه ۲۰۲۴ (آسوشیتدپرس)
جنگنده بریتانیایی «تایفون» در پایگاه آکروتیری در قبرس، ژانویه ۲۰۲۴ (آسوشیتدپرس)

پلیس لندن روز جمعه اعلام کرد مردی با تابعیت دوگانه بریتانیایی و جمهوری آذربایجانی در قبرس به ظن جاسوسی درباره یک پایگاه هوایی بریتانیا در این جزیره واقع در دریای مدیترانه و انتقال اطلاعات به سپاه پاسداران ایران بازداشت شده است.

پلیس پایتخت بریتانیا در بیانیه‌ای اعلام کرد مقام‌های قبرس روز ۱۷ ژوئیه، رشاد سلطانوف، ۴۴ ساله، ساکن منطقه ایزلینگتون در شمال لندن را بازداشت کرده‌اند. او اکنون در انتظار پایان روند استرداد در بازداشت به سر می‌برد.

در این بیانیه آمده است که این بازداشت در چارچوب نخستین تحقیقات برون‌مرزی بریتانیا بر اساس قانون امنیت ملی و با هدایت واحد مبارزه با تروریسم انجام شده است. این تحقیقات درباره رویدادهایی است که بین ۱۱ مه تا ۲۲ ژوئن سال گذشته در پایگاه آکروتیری، متعلق به نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا در قبرس، رخ داده است.

پلیس قبرس هنوز به درخواست‌ها برای اظهارنظر درباره این موضوع پاسخی نداده است.

پلیس بریتانیا اعلام کرد سلطانوف متهم است که این پایگاه را به نمایندگی از یک طرف متخاصم زیر نظر گرفته و سپس اطلاعات به‌دست‌آمده را به سپاه پاسداران ایران منتقل کرده است.

هلن فلاناگان، رئیس پلیس مبارزه با تروریسم لندن، در این بیانیه گفت: «این پرونده نشان می‌دهد که ما توانایی استفاده از قانون امنیت ملی در خارج از کشور را داریم، زمانی که پایگاه‌های نظامی بریتانیا هدف حمله‌ای قرار می‌گیرند که گمان می‌رود یک کشور متخاصم در پشت آن باشد.»

سپاه پاسداران ایران اوایل همین ماه تهدید کرده بود هر پایگاه نظامی بریتانیا را که نیروهای آمریکایی برای حمله به ایران از آن استفاده کنند، هدف قرار خواهد داد.

در دوم مارس، یک پهپاد ساخت ایران از نوع شاهد، پس از برخورد با تأسیسات پایگاه آکروتیری، خسارت جزئی به بار آورد. اندکی پس از آن، بریتانیا اعلام کرد این پایگاه بخشی از توافق دفاعی این کشور با ایالات متحده درباره استفاده از پایگاه‌های بریتانیایی نخواهد بود.

در ماه مارس گزارش‌هایی منتشر شد که ایران دو موشک بالستیک به سوی یک پایگاه نظامی آمریکایی ـ بریتانیایی در جزیره دیه‌گو گارسیا در اقیانوس هند شلیک کرده است، اما این موشک‌ها به هدف اصابت نکردند.

پایگاه آکروتیری یکی از دو پایگاه نظامی است که بریتانیا پس از استقلال قبرس در سال ۱۹۶۰ در مستعمره پیشین خود حفظ کرده است. این پایگاه در عملیات نظامی پیشین در عراق، سوریه و یمن مورد استفاده قرار گرفته است.