زیباری: مولفه سنی احساس می‌کند به حاشیه رفته و در برخی از سرویس‌های امنیتی نفوذ شده

او به «الشرق الاوسط»گفت: «روش ننگین اعدام صدام به او موقعیتی داد که لیاقتش را نداشت»

TT

زیباری: مولفه سنی احساس می‌کند به حاشیه رفته و در برخی از سرویس‌های امنیتی نفوذ شده

بایدن با زیباری و نوری المالکی در کاخ سفید در سال 2009 (گتی)
بایدن با زیباری و نوری المالکی در کاخ سفید در سال 2009 (گتی)

هوشیار زیباری، وزیر خارجه اسبق عراق، در ایستگاه‌های حساس در امور داخلی و خارجی نقش داشت. «الشرق الاوسط» از وی در مورد تصمیم امنیتی، فساد و روابط بین اجزاء و همچنین آنچه از رهبران عرب پس از استقرار رژیم فعلی در کشورش شنیده است، پرسید.

این متن قسمت دوم و آخر گفتگو:

  • آیا جو بایدن از باقی ماندن نوری المالکی به عنوان نخست وزیر حمایت می‌کرد؟

- من ده‌ها بار با بایدن ملاقات کردم. من او را از سال 1992 می‌شناسم، زمانی که ما در تلاش برای ایجاد یک «لابی» در کنگره آمریکا بودیم. او دلسوز و حامی تغییر در عراق بود. او ده‌ها بار از اقلیم و عراق دیدن کرد. او در دوره اول و دوم ریاست جمهوری اوباما مسئولیت پرونده عراق را با تمام جزئیات آن بر عهده داشت.

  • طرفدار المالکی بود؟

- آره. بگذارید موضوع را توضیح دهم. یکی از اشتباهاتی که ما به عنوان رهبران عراق مسئولیت آن را بر عهده داریم، بعد از انتخابات سال 2010 بود، زمانی که لیست دکتر ایاد علاوی نسبت به لیست‌های شیعه، آرای واضحی را به دست آورد و لیست وی واقعاً شامل همه فرقه‌های شیعه و سنی، ملیت‌ها و مذاهب دیگر بود. در آن زمان سبحان الله، ایران و آمریکا حامی المالکی بودند. برای آنکه منصف باشم منطق آنها (آمریکایی‌ها) این بود که ما در سال 2011 یک فرآیند انتقال و خروج نیروهای خود و یک توافق دیگر داریم، بنابراین اجازه دهید کشتی را تکان ندهیم تا این روند ادامه یابد، در حالی که متأسفانه موفقیت شفاف پارلمانی و انتخاباتی دکتر ایاد علاوی قربانی شد.

بایدن با زیباری و نوری المالکی در کاخ سفید در سال 2009 (گتی)

در آن زمان همه رهبران برای ادامه سیر به این سمت حرکت کردند، اما با مروری بر خود و تاریخ، اعتراف می‌کنم که این ایستگاه بزرگترین اشتباه راهبردی بود که رخ داد.

  • آیا به ایاد علاوی ظلم شد؟

- آره. بی انصافی شد.

  • کسانی هستند که می‌گویند کنار گذاشتن ایاد علاوی در عراق و ترور رفیق الحریری در بیروت ضربه‌ای به نیروهای میانه رو در دو کشور وارد کرد...

- این ارتباط مبنایی دارد و بعید نیست. چیزی که من در برخورد با سیاست خاورمیانه یاد گرفتم این است که همه چیز در هم تنیده شده است. شما نمی‌توانید وضعیت لبنان را از وضعیت منطقه، ایران، خلیج، سوریه، فلسطین و اردن جدا کنید. مسائل به هم مرتبط هستند. اما اینکه آیا این برنامه ریزی شده بود، نمی‌توانم تایید کنم.

  • آیا فکر می‌کنید اردن در معرض تهدید است؟

- خیلی خیلی! آینده ائتلاف بین‌المللی یا نیروهای آمریکایی در عراق به بیش از یک طرف مربوط می‌شود. به نظر من خروج آنها از عراق آخرین سنگر نفوذ آنها در خاورمیانه است. امنیت اردن نیز در خطر است. امنیت خلیج تهدید خواهد شد. پیام‌هایی که ما از برادران خود در برخی از کشورهای خلیج می‌شنویم این است که آنها بیشتر نگران این گزارش‌ها، اطلاعات و اخبار هستند. همچنین، اردن در حال حاضر درگیر نبرد با مواد مخدر و نیروهایی است که خاکش را هدف قرار می‌دهند. اردن برای اولین بار مورد اصابت پهپادهای عراقی قرار گرفت. پایگاه آمریکایی «برج 22» در داخل خاک اردن است. این نیروها با تایید پادشاهی هاشمی اردن حضور دارند. از آنها می‌شنوید که واقعاً از این موضوع احساس خطر می‌کنند.

  • آیا این خطر وجود دارد که روزی شاهد حمل سلاح و درگیری مثلاً نیروهای پیشمرگه با «الحشد الشعبی» باشیم؟

- این یک احتمال طولانی مدت است. من تصور نمی‌کنم که رهبری کرد هیچ فکری در مورد این موضوع داشته باشد و آنها هم اهمیتی نمی‌دهند. اما در سال 2017 برخوردهای خونینی رخ داد. پس از برگزاری همه پرسی در اقلیم، آنها سعی کردند از جاده کرکوک-اربیل به اقلیم حمله کنند که «پیشمرگه» آنها را عقب راند و مانع شد و همچنین در منطقه زاخو در دهوک تلاش کردند برای تصرف گذرگاه اصلی ابراهیم الخلیل، رابط حیاتی ترکیه و عراق پیشروی کنند. ما با آنها درگیر شدیم زیرا احساس خطر وجودی می‌کردیم و چاره‌ای جز مقابله نداشتیم.


  • آیا امروز گروه‌ها در عمل همانی را به شما می‌گویند که روزی طارق عزیز گفت که شما در کرکوک حق ندارید جز حق گریه بر آن؟

- نه قسم می‌خورم. در انتخابات اخیر، اگر توجه کنید، تصور غالب این بود که بعد از این سال‌ها، تغییرات اداری، جابجایی کارمندان و تغییر جمعیتی که ممکن است تاثیر داشته باشد، اما انتخابات اخیر شوراهای استانی موید حضور کردها بود که در کرکوک هنوز قوی است. این رای بیانگر وضعیت توازن بین بلوک کرد و بلوک عرب و ترکمن بود. این رؤیا بر اساس قانون اساسی باقی می‌ماند. قانون اساسی نحوه حل و فصل مسائل مربوط به مرزهای داخلی یا مناطق مورد مناقشه را تصریح می‌کند.

فساد صدها میلیاردی

  • صدها میلیارد دلار در عراق دود شده است. کجا رفت؟ فقط فساد یا تامین مالی درگیری‌های منطقه‌ای؟

- متأسفانه عملیات فساد بسیار بزرگ رخ داد. حتی در زمان ما و در زمان المالکی، علاوی، جعفری و یا سایر دولت‌ها در زمان حیدر العبادی، فساد به این شکل و در آن مقیاس نبود که بتواند اموال عمومی را بدزدد. این بدان معناست که در گذشته، ممکن است مواردی از فساد شامل چند هزار دلار یا «پنی» وجود داشته باشد. در حال حاضر میلیون‌ها و میلیاردها دلار در پرونده‌های فساد به سرقت می‌رود و می‌توان از آن برای تأمین مالی جنگ‌ها و درگیری‌های منطقه‌ای استفاده کرد. خیلی خیلی امکان دارد.

  • حدود 400 میلیارد دلار گفته می‌شود.

- درست است. این عدد صحیح و اثبات شده است. من از امور مالی یاد گرفتم که همه چیز باید درست شود.

  • این رقم توسط دکتر احمد الچلبی که پرونده‌های فساد را دنبال می‌کرد و متهم به فساد مالی بود ارائه کرده است...

- من شهادت می‌دهم که او انسان پاکی بود. بله، او در شرایط جنگ عراق و ایران در آن زمان در بانک پترا در اردن مشکل داشت. اما من بعد از مرگش و با شناختن خانواده‌اش شهادت می‌دهم که هیچ چیز برای آنها باقی نگذاشته است. زمانی که من وزیر دارایی و فقید رئیس کمیته مالی بود، در مورد مسائل فساد معین و مشخص با هم کار می‌کردیم. بانکی که مدیرعامل آن در حدود 2 سال حدود 6 میلیارد دلار غارت کرد. این پول کجا رفت؟ وقتی در آن زمان رد آن را گرفتیم، متوجه شدیم که به عَمّان و بیروت رفته است.

  • به چه منظور به بیروت منتقل شد؟

- واقعاً این سئوال است. ما آن را بر اساس اطلاعات و داده‌های موجود پیگیری کردیم. پس از این همه سال، خزانه داری آمریکا این سرقت را کشف کرد و اتهاماتی را علیه این بانک و شاید بانک‌های دیگر مطرح کرد.
یکی از تهدیدهای مهم برای ثبات عراق همین فساد عجیب و غریب است که در همه ابعاد پروژه‌های دولتی در شوراهای استانی و بودجه‌های انفجاری گسترده است و همچنین بحث به حاشیه راندن دیگران و عدم آشتی برای همه کسانی که خواستار آن و ایجاد یک کشور قانونی که مردم و سرمایه گذاران به آن اعتماد دارند شدند. به عنوان مثال، زمینه نفت که اساس اقتصاد عراق است، توسط اکثر شرکت‌های غربی و اروپایی به دلیل عدم ثبات و اعتماد به این سیستم بانکی و قانونی رها شد.

  • آیا ایران آمریکا را برای تبادل ضربه در عراق فریب داد؟

- من واقعاً شک دارم. من به تئوری توطئه اعتقادی ندارم. حملات «الحشد» علیه منافع آمریکا قبل از «طوفان الاقصی» آغاز شد. واکنش آمریکا بسیار ملایم و پراکنده بود و این روند طوری پیش می‌رفت که گویی طبق معیار‌های خاصی انجام می‌شد؛ زدن اما نکشتن. اما پس از عملیات اخیر که در آن سه آمریکایی کشته و بیش از 40 نفر زخمی شدند، مجبور به پاسخگویی شدند. طبیعتاً ممکن است از طریق قطری‌ها و عمانی‌ها و تبادل پیام بین ایران و آمریکا ارتباط برقرار شود. اما آمریکایی‌ها ثابت کرده‌اند که قدرت بازدارندگی دارند و وقتی منافعشان هدف قرار می‌گیرد، هیچ چیز جلوی‌شان را نمی‌گیرند. دو عملیات در قلب بغداد علیه فرماندهان مهم عملیاتی گردان‌های «حزب الله» و «النجبا» انجام شد.

اعضای «جنبش النجبا»ی عراق در گردهمایی در بغداد برای حمایت از عملیات «حماس» علیه اسرائیل (AFP)

  • آیا ایران آمریکا را فریب داده است؟

وقتی لفاظی ایران و آمریکا را می‌شنوید، هر دو طرف می‌گویند ما خواهان تشدید تنش نیستیم. اما در جنگ‌های کنترل نشده‌ای مانند این، ممکن است اشتباهاتی رخ دهد. منظورم این است که آنچه در «باب المندب»، در خلیج عدن و در دریای سرخ رخ می‌دهد، اگر موشک نیروی دریایی به ناوشکن یا کشتی آمریکایی یا انگلیسی اصابت کند، می‌تواند قواعد بازی را تغییر دهد. دری از شگفتی وجود دارد.

  • به نظر شما روش اعدام صدام حسین، زمان اعدام و آنچه بر پیکرش گذشت باعث شد بخشی از عراقی‌ها او را زنده نگه دارند؟

- من این موضوع را دنبال و همراهی کردم. من صدام حسین را ملاقات نکردم. به عنوان یکی از کسانی که به خاطر کشتن سه برادرم به دلیل فعالیت‌های سیاسی و اپوزیسیون ما شخصا زیان دیده بودم، بسیاری از دوستان از من خواستند که یکی از جلسات را تماشا کنم، بنابراین من رفتم و فقط یکی از جلسات را تماشا کردم. نحوه و زمان اعدام او واقعا شرم آور بود. با وجود تمام جنایاتی که به خاطر آنها محاکمه شد، این شیوه هولناک کارگردانی به او جایگاهی داد که به طور دقیق و واضح، شایسته او نبود. انتقام گرفتن از او به این شکل و به این روش شنیع، جوانمردانه یا نجیبانه نبود. بله، روی بسیاری از مردم تأثیری داشت که به او ظلم یا خیانت شد. چنین برداشتی وجود دارد.
اما اگر از من بپرسید که آیا از تغییر رژیم پشیمان هستیم، به شما خواهم گفت: نه، به خدا قسم.

ما یک فرصت واقعی برای تغییر این کشور و تبدیل آن به یکی از داستان‌های موفقیت در منطقه داشتیم، با قابلیت‌ها، توان‌ها، روابط، گشایش جهان در برابر آن، و نیت خوبی که در سطح بین‌المللی، عربی و اسلامی برای کمک به ما وجود داشت، از تنگنا خارج شویم.

  • جامعه عراق شما را شگفت زده کرد؟ چندین دوره انتخاباتی به چیزی که برخی آن را حالت جناحی می‌خوانند، منتهی شد.

- نقص در نظام دموکراتیکی که ما دنبال کردیم نیست. به نظر من این سیستم مناسب است. اجرا یا اعمال آن بسیار اشتباه بود. یعنی در انتخابات اکثریت پیروز است و دادگاه فدرال می‌آید و می‌گوید: نه، شما برنده هستید. بلوک‌های دیگری که آن را تشکیل می‌دهند، تجربه یک سوم لبنان را برای ما بازتولید می‌کنند. این عیب است. دفعه قبل برادران عرب سنی ما کناره‌گیری کردند و به انتخابات اعتقادی نداشتند، اما همه شاخص‌ها، اعداد و حقایقی که در انتخابات اخیر شوراهای استان ظاهر شد، مشارکت بسیار بسیار قوی اهل سنت را در انبار، بغداد، دیالی، صلاح الدین، کرکوک و موصل را نشان داد. این نشان می‌دهد که مردم از طریق صندوق‌های رای و انتخاب نمایندگان خود خواهان تغییر هستند.
در مورد بحث وجود گروه‌های خلاف قانون، این کار قوه مجریه یعنی نخست وزیر یا فرمانده کل قوا است که قرار است جلوی این کار را بگیرد. همه سران دولت موضوع محدود کردن سلاح به دولت را مطرح کرده‌اند و تاکنون ناتوان بوده‌اند، زیرا گروه‌ها توانایی، نفوذ و تأثیر قوی‌تری دارند. در اینجا عدم تعادل در صحنه عراق واقعی است.

  • آیا این بدان معناست که دولت در اختیار گروه‌ها قرار گرفته به جای اینکه برعکس اتفاق بیفتد؟

- آره. تماماً توسط دولت تأمین مالی می‌شوند. حتی این گروه‌های مقاومت نیز بخشی از حقوق خود را از دولت دریافت می‌کنند. واقعاً در این جنبه یک نقص وجود دارد.

  • وزیر دارایی بودی. چند نفر از دولت عراق حقوق می‌گیرند؟

- یک چیز واقعاً وحشتناک. رقم نهایی را یادم نیست. من تصور می‌کنم کارمندان خدمات دولتی، بازنشستگان و دریافت کنندگان بهزیستی بیش از 8 میلیون نفر باشند. چیزی در این حد. چیزی شگفت انگیز. این بدان معناست که در زمان دولت (نخست وزیر فعلی) آقای محمد شیاع السودانی که بیش از یک سال است که در قدرت است، 700 هزار کارمند در بخش عمومی دولتی به کار گرفته‌اند.

تجربه السودانی

  • تجربه دولت السودانی را چگونه می‌بینی؟

- سودانی به عنوان کاندیدای اجماع آمد و بلوک یا حزب سیاسی ندارد. او یک کارمند اداری فارغ‌التحصیل بود که در عراق زندگی می‌کرد و در خارج از کشور زندگی نمی‌کرد. ایشان وزیر کار، امور اجتماعی و حقوق بشر بودند، حدود هفت هشت سال با هم کار کردیم. مدتی سرپرست وزارت دارایی بود. من شخصا او را می‌شناسم. آدم خوب با نیت خوب. اما نیت خیر به تنهایی برای اداره کشوری مانند عراق کافی نیست.
او تحت فشار است، اما اختیار حرکت و فضا دارد. او اولین مقام اجرایی کشور است، یعنی قدرتمندترین شخصیت نظام سیاسی ما، فرمانده کل قوا دارای اختیارات و توانایی‌هایی است که می‌تواند از برخی محدودیت‌های اعمال شده برای وی فراتر رود. به نظر من او این اختیار و فرصت را دارد. همه طرف‌های دیگر بیش از نیاز او به او نیاز دارند و متأسفانه او از این کارت قدرت برای مهار یا محدود کردن رفتار، تهاجم یا تخلف استفاده نمی‌کند.

  • نخست وزیر عراق در واقع فرمانده کل نیروهای مسلح است؟

- آره. او در واقع طبق قانون اساسی باید فرمانده کل نیروهای مسلح باشد. اما متأسفانه حتی در دستگاه‌های امنیتی نیز نفوذ و وفاداری‌های فرعی مذهبی و فرقه‌ای وجود دارد. این همان چیزی است که آقای مصطفی الکاظمی (نخست وزیر سابق) چند روز پیش به من اشاره کرد که نتوانسته است نیروهای امنیتی لشکر ویژه، نیروهای ضد تروریسم، نیروهای ارتش، نخبگان و غیره را کنترل کند. اما این کار شماست. برای رهبری کشور، باید قدرت خشونت را در انحصار خود درآورید.

قبر صدام و «قاچاق جسد او»

  • مکان مشخصی برای قبر صدام حسین وجود دارد؟

- هنگامی که او اعدام شد، بستگان و نزدیکانش خواستند جسد را برای دفن در تکریت تحویل بگیرند. آن زمان تایید آمد اما بعد داستان و قصه‌ها شکل گرفت. راستش من نمی‌توانم رد یا تایید کنم که او هنوز آنجاست یا اینکه گروه مقاومت آمده و بعثی‌ها او را برده و جسد را بیرون برده‌‌اند و بعداً دوباره او را برمی‌گردانند.

عراقی‌ها در سال 2007 بر سر قبر صدام حسین در العوجا تکریت فاتحه می‌خوانند (گتی)

  • آیا روایتی وجود دارد که می‌گوید او را از کشور خارج کردند؟

- گزارش‌هایی وجود دارد که چنین می‌گوید. خانم رغد، دختر رئیس جمهوری صدام، این گونه فکر می‌کند.

  • اینکه بعثی‌ها جنازه او را بیرون آوردند؟

- آره. تا بیش از این مورد تعدی (مخالفان) قرار نگیرد. اما من واقعا نمی‌دانم.

  • با تصمیم دادگاه فدرال از انتخابات در سطوح مختلف حذف شدی. آیا امروز به «الشرق الاوسط» تأیید می‌کنی که در هیچ پرونده فسادی دخالت نداری؟

- من به شما اطمینان می‌دهم که من در هیچ پرونده فسادی دخالت ندارم. همچنین در محاکم عدالت حاضر شدم و از تمامی اتهاماتی که به من وارد کردند تبرئه شدم. شایان ذکر است که در حال حاضر یک بررسی حقوقی در مورد پرونده من و اینکه چگونه دادگاه فدرال در این تصمیم ناعادلانه، خودسرانه و سیاسی به من ظلم کرده و حقوق سیاسی و قانونی من را نادیده گرفته، در حال انجام است. اما من هیچ پرونده‌ای در این دادگاه‌ها و ادعاهایی که مطرح کرده‌اند بحمدالله برای من ثبت نشده است.


  • ملا مصطفی بارزانی شوهر خواهرت بود و تو دایی مسعود بارزانی هستی؟

- آره. درست راست

  • اگر ممکن است در چند کلمه از ملا مصطفی، از شخصیت و اهمیت نقشش به من بگو.

- یک شخصیت تاریخی واقعا منحصر به فرد. نمی‌توان آن را تکثیر کرد. با وجود این رابطه، زمانی که جوانی جاه طلب بودم با او آشنا شدم و او کسی بود که از طریق تماس شخصی با اعلیحضرت ملک حسین به من کمک کرد تا تحصیلاتم را در اردن تکمیل کنم. برخی از چیزهایی که از او به یاد دارم این است که او به من اصرار می‌کرد که یاد بگیرم و مدرسه را تمام کنم. می‌گفت، کردستان رؤیایی جز با تلاش افراد فرهیخته و دانش‌آموخته محقق نمی‌شود.
یکی دیگر از ویژگی‌هایی که او همیشه مرا به آن ترغیب می‌کرد فروتنی بود و اینکه ما طایفه و قبیله هستیم. متواضع بودن، مغرور نبودن، نزدیک بودنت به ما، فرزند خانواده بودن و .... او بسیار متواضع بود. نکته دیگر واقع گرایی اوست. او انسانی واقع بین بود. انقلابی بود، اما به شکلی تکاملی.
گفته‌ای هست که صدام تکرار می‌کرد، تاریخ را پیروز می‌نویسد. اما این درست نیست. بسیاری از رهبران به پیروزی نرسیدند، اما رهبران مهم در نماد و نقش خود در حافظه مردم باقی ماندند. من می‌توانم بسیاری از این موارد را به شما ارائه دهم. ملا مصطفی نه تنها در میان کردهای عراق، بلکه در میان کردهای ترکیه، سوریه، ایران، قفقاز و جاهای دیگر شخصیتی منحصر به فرد بود. یک شخصیت منحصر به فرد.

مسعود بارزانی و جلال طالبانی در مقابل نقاشی ملا مصطفی بارزانی در سال 1992 (گتی)

  • ملا مصطفی آرزوی اقلیم را محقق نکرد. مسعود بارزانی محقق ساخت. تجربه کار تحت رهبری مسعود را چگونه می بینی؟

- تجربه‌ای موفق و همیشه به خود می‌بالد که هرگز از نظر جذابیت و رهبری به سطح و جایگاه پدرش نمی‌رسد. اما او برای ساختن این منطقه نیز تلاش شخصی زیادی کرد و آنچه توسط او به دست آمد بسیار بزرگ است. اما او هنوز با این موضوع راحت نیست، بنابراین تمام تلاش خود را صرف کرده است. او بیش از هفتاد سال دارد و از قضا تولدش مصادف با روز تولد حزب دمکرات کردستان در مهاباد است.
از این رو در واقع با همکاری دیگران چیزی ساخت تا دیگران به خصوص رئیس جمهوری فقید مام جلال طالبانی را محروم نکند. ما به اتحاد کردها دست یافتیم و با هم در بغداد برای ایجاد رژیم، قانون اساسی، حقوق و قلمرو جدید مبارزه کردیم. در حال حاضر، همانطور که اشاره کردیم، حقوق قانونی و قانون اساسی این اقلیم مورد هدف قرار گرفته است. ما نبرد دیگری داریم: چگونه آنچه را که ساخته‌ایم و توسعه داده‌ایم حفظ کنیم. در مورد عراق، اقلیم یک داستان موفقیت آمیز بود که توسط همه، عراقی‌ها، بازدیدکنندگان و ساکنان به رسمیت شناخته شد. در اربیل، دهوک و سلیمانیه ده‌ها هزار خانواده عرب سنی و حتی شیعه زندگی می‌کنند. اکثر وزرا و مقامات ارشد امنیتی خانواده، فرزندان و خانه‌های خود را در منطقه به دلیل امنیت و ثباتی که از آن برخوردار است، دارند.

  • آیا فکر می‌کنید مولفه اهل سنت در عراق آینده سختی دارد؟

- دشوار. در بسیاری از مناطق، شهروندان سنی هنوز از بازگشت به مناطق خود منع شده اند... در جرف الصخار، در کمربند بغداد، در دیالی و در مناطق دیگر. نزاع‌های فرقه‌ای و مذهبی نیز متأسفانه در زمان‌های اخیر در غیاب حکومتداری خوب افزایش یافته است. گاهی پیشنهادهایی از سوی آنها مبنی بر ایجاد اقلیم سنی نشین مطرح می‌شود. این در قانون اساسی مجاز است. اما این احساس وجود دارد که این یک خطر و تهدید برای حکومت شیعه است، اگر سنی‌ها اقلیمی ایجاد کنند و اقلیم کردستان وجود داشته باشد، کار برای آنها سخت می‌شود. دلیلی پشت این موضوع وجود دارد.

  • آیا اهل سنت در حال حاضر این احساس را دارند که حاکمیت فعلی شیعه است؟

- آره. احساس قوی نسبت به آن دارند. برخی از رهبران آنها با گروه‌‌ها همکاری می‌کنند، اما این احساس بی عدالتی و در حاشیه بودن را به دلایل فرقه‌ای دارند، نه کمتر و نه بیشتر.

  • در گذشته می‌گفتند: کردها جز کوه دوستی ندارند. آیا این درست است؟

- این درست نیست. وقایع به ویژه پس از مهاجرت میلیون‌ها نفر بعد از جنگ کویت و قیام وجدان جهانی برای کمک و حمایت از کردها در آمریکا و اروپا ثابت کرد که ما دوستانی غیر از کوهستان داریم.

اما بهترین دوستان ما خود کردها هستند. در هر کشوری اساس موفقیت اتحاد کردهاست. اختلافات تاریخی سیاسی و حزبی وجود دارد، اما در مسائل اساسی می‌توانیم به توافق برسیم.

عرفات، مبارک، اسد و صالح

  • دو مرد آرزوی یک کشور را داشتند. یاسر عرفات رؤیا داشت و مسعود بارزانی هم. و شما آن دو مرد را می‌شناسید. آیا نقاط مشترکی بین آنها وجود دارد؟

- آره. من هر دو مرد را می‌شناسم. نقاط مشترکی که من بین آنها متوجه شدم، اصول آنها بر اصول اساسی جنبش‌های ملی و آزادی خواهانه‌شان است. امید آنها با وجود همه سختی‌ها، شرایط، آوارگی و سوء استفاده‌ها همچنان فروزان بود. آنها هرگز امید خود را در این رؤیا از دست ندادند.

حسنی مبارک به زیباری گفت: کسی که خود را با آمریکایی‌ها بپوشاند برهنه است. در یکی از دیدارهایشان(گتی)

  • رابطه شخصی داشتند؟

- رابطه شخصی بسیار نزدیک و محکم داشتند. به یاد دارم بعد از اینکه آقای مسعود بارزانی در سال 1979 در وین مورد سوءقصد قرار گرفت، مرحوم یاسر عرفات و سازمان «فتح» در تسهیل انتقال ایشان به تهران به ایشان کمک کردند.

  • به او پاسپورت داد؟

- به او پاسپورت و حفاظت داد.

  • یاسر عرفات توانایی صدور گذرنامه لبنانی و یمنی را داشت...

- و تونسی. این بخشی از مبارزه مخفیانه بود. همه ما با این مسائل سر و کار داشتیم، زیرا اینها یک ضرورت زندگی و کار بود.

  • آیا از گذرنامه و نام مستعار استفاده می‌کردید؟

- از پاسپورت‌های لیبی، یمن جنوبی و سوریه استفاده کردم.

  • با کدام یک از رهبران عرب موقعیت جالب و ظریف داشتی؟

- والله با بیشتر آنها. با اعلیحضرت امیر فقید شیخ صباح آل احمد، امیر دولت کویت، رابطه ما عالی بود. او انسانی سخاوتمند، شیخی فاضل و بزرگوار و شاهزاده دیپلماسی عرب بود. بحث غرامتی بود که عراق باید به کویت بدهد. ما پول هنگفتی دادیم و در یک مقطعی در فشار بودیم که این درصد باید پرداخت شود. پیش او رفتم و گفتم سعی می‌کنم. شاید گرفت و شد. به او گفتم: اعلیحضرت شاهزاده می‌توانید امسال قسط را به تعویق بیندازید یا ما را معاف کنید؟ ما رژیم جدیدی هستیم که به استقلال کویت، حقوق کویت و همه تعهدات ما اعتقاد دارد. پاسخ داد و گفت:« یعنی به نظر جنابعالی یکی هست که از جایی که نمی‌داند پول می‌گیرد و بگوید نمی‌خواهم؟»
من یک ماجرای دیگر با شیخ حمد، امیر قطر دارم. من نماینده عراق در یکی از کنفرانس‌ها در لیبی بودم که ریاست آن را مرحوم معمر قذافی بر عهده داشت. رئیس جمهوری و نخست وزیر در آن شرکت نکردند و من یکی از طرفداران و خواستاران حق عراق برای میزبانی نشست اتحادیه عرب در بغداد بودم. مرحوم قذافی مخالف شدید بود به این دلیل که کشور اشغال شده و غیره.
من اصرار کردم که این حق کشور من است و از شما کمک می‌خواهم. امیر کویت، رئیس جمهوری فقید مصر، حسنی مبارک، اماراتی‌ها و اردنی‌ها از من حمایت کردند. همه بلند شدند و گفتند که این یک حق است و عراق یکی از کشورهای موسس اتحادیه عرب است و اکنون دولت و ثبات دارد. دعوا بر سر پایگاه‌های خارجی بود، گفتم اگر آمریکا حضور داشته باشد قانون پیوست دارد. کشورهای عربی دیگری هم هستند که قوانینی دارند، پس چرا تقصیر را فقط به گردن ما بیاندازیم؟
مرحوم شیخ صباح فرمودند: قسم می‌خورم که آمریکایی ندارم. من فقط فرانسوی و انگلیسی دارم. شیخ حمد گفت: من یک آمریکایی، العدید و یک سلمیه دارم. قذافی پاسخ داد و گفت: تمام ملت عرب اشغال شده است و ما از این موضوع اطلاعی نداریم؟
شیخ حمد نزد من آمد و به من گفت: جناب وزیر می‌خواهم از شما سئوالی بپرسم؟ جسارت بحث را از کجا آوردی؟ به او گفتم: من برای کشورم آرمانی دارم، پس از آن دفاع می‌کنم. سئوال دیگری از من پرسید: چه بر سر عراق آمد؟ بستر علم و تمدن و فرهنگ بود... به او گفتم: ما فقط خودمان را مقصر می‌دانیم. ما به کشورمان و خودمان احترام نمی‌گذاریم، متأسفانه این اتفاق افتاد.


  • پرزیدنت مبارک در مورد آمریکایی‌ها به تو چه گفت؟

- گفت: به آنها اعتماد نکن. کسی که آنها را بپوشد برهنه است. من به او گفتم: «اما دیگران وجود ندارند.» او حس شوخ طبعی داشت. هر بار که برای جلسات جامعه عرب به مصر می‌رفتم از طریق مرحوم (رئیس اطلاعات) عمر سلیمان یا وزیر امور خارجه آقای احمد ابوالغیط درخواست ملاقات دوجانبه می‌کردم و ایشان بلافاصله وقت ملاقات یا مصاحبه می‌دادند. او عراق را خیلی خیلی دوست داشت. او در طول جنگ 1967 در حبانیه خدمت کرد. رئیس جمهوری مبارک در سال 1967 در یک پایگاه نظامی عراق در حبانیه در انبار بود.

  • آیا ماجرایی با رئیس جمهوری بشار اسد داشتی؟

- آن مرد به من احترام گذاشت و ما احترام متقابل داشتیم و من بیش از یک بار با او ملاقات کردم. یک بار به دیدار او در قصر خلق در کوه قاسیون رفتم. و او مرا پذیرفت. او فاروق الشرع (معاون سابق رئیس جمهوری) را با خود داشت. یادم نیست مرحوم (وزیر خارجه سابق) ولید المعلم حضور داشت یا نه.

من گلایه کردم و به ایشان گفتم جناب رئیس جمهوری، این افراط گرایان، مجاهدین یا تروریست‌ها همه از طریق فرودگاه دمشق یا از طریق مرزهای زمینی می‌آیند و مکان‌های شیعه و سنی را منفجر می‌کنند و شهروندان را می‌کشند و ما قدرت و تکثر دستگاه‌های امنیتی را می‌دانیم.
گفت: به ما ارتباطی ندارد. ما سرویس‌های امنیتی قوی داریم، اما به آنها اجازه نمی‌دهیم و دستورالعمل‌هایی وجود دارد. گفتم ما مدارک و اطلاعاتی داریم و این داده‌های سرویس‌های امنیتی ما نشان می‌دهد که بیشتر آنها از طریق خاک شما وارد می‌شوند. او پاسخ داد: ما یک کشور عربی هستیم، هر شهروند عرب که به اینجا می‌آید نیازی به ویزا ندارد و ممکن است از آن استفاده کنند.

استقبال بشار اسد از زیباری در دمشق (گتی)

به او گفتم: آقای رئیس جمهوری، من چند سالی در دمشق زندگی کردم و می‌دانم دولت و سرویس‌های امنیتی سوریه چگونه کار می‌کنند. من هیئت‌ها یا خبرنگارانی را به کردستان عراق می‌آوردم، از طریق سوریه و قامشلی به شمال عراق می‌آوردم و وزیر خارجه شما از این موضوع خبر نداشت. گفت: ماشاء الله تو بهتر از من کشور من را می‌شناسید.

  • رئیس جمهوری علی عبدالله صالح چطور بود؟

- خیلی خیلی دقیق بود. ما در اجلاس سران و برخی جلسات رابطه دوستانه داشتیم. این یک تعریف بود. بیش از یک بار به ملاقاتش رفتم و یک بار ناراحت بود. گفت: شما با تانک‌های آمریکایی آمدید و هیچ استقلالی برای کشور و غیره وجود ندارد. به ایشان گفتم: آقای رئیس جمهوری، زمانی که ما به تنهایی با صدام روبرو بودیم، نیروهای آمریکایی نبودند و ناراحت نبودند. در قیام 1991 تقریباً 15 استان خود مردم علیه صدام قیام کردند و آمریکایی‌ها از طرف صدام برای جلوگیری از این امر دخالت کردند. درست است، آمریکایی‌ها به ما کمک کردند، اما آنها در این جنگ با شما در ارتباط بودند. بیشتر هواپیماهای جنگی آمریکایی از پایگاه‌های عربی علیه صدام پرواز کردند.



جشن‌های حوثی‌ها در صنعاء؛ فشار معیشتی بر مردم و مطالبه برای تأمین هزینه‌ها

حوثی‌ها میلیون‌ها دلار برای برنامه‌های بسیج عمومی و جشن‌های دارای ماهیت فرقه‌ای خود هزینه می‌کنند (EPA)
حوثی‌ها میلیون‌ها دلار برای برنامه‌های بسیج عمومی و جشن‌های دارای ماهیت فرقه‌ای خود هزینه می‌کنند (EPA)
TT

جشن‌های حوثی‌ها در صنعاء؛ فشار معیشتی بر مردم و مطالبه برای تأمین هزینه‌ها

حوثی‌ها میلیون‌ها دلار برای برنامه‌های بسیج عمومی و جشن‌های دارای ماهیت فرقه‌ای خود هزینه می‌کنند (EPA)
حوثی‌ها میلیون‌ها دلار برای برنامه‌های بسیج عمومی و جشن‌های دارای ماهیت فرقه‌ای خود هزینه می‌کنند (EPA)

نارضایتی‌ها در پایتخت یمن، صنعاء، که در کنترل حوثی‌هاست، همزمان با سالگرد تسلط این گروه بر شهر در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۴، رو به افزایش است. این در حالی است که حوثی‌ها خود را برای برگزاری برنامه‌ها و تجمع‌های گسترده آماده می‌کنند و خانواده‌ها و تاجران با شرایط دشوار اقتصادی و معیشتی روبه‌رو هستند.

منابع محلی و تاجران در صنعاء و دیگر شهرهای تحت کنترل این گروه می‌گویند آماده‌سازی‌ها برای این مناسبت با درخواست‌های مالی و غیرنقدی از صاحبان فروشگاه‌ها، بازرگانان و برخی مؤسسات همراه شده است تا در تأمین هزینه‌های این برنامه‌ها مشارکت کنند. این مسئله فشارهای تازه‌ای بر بخشی وارد می‌کند که پیش از این نیز با کاهش فعالیت اقتصادی و افت قدرت خرید روبه‌رو بوده است.

پیش از این، مطالعات و گزارش‌های یمنی وضع عوارض و دریافت مبالغی مرتبط با مناسبت‌های حوثی، از جمله سالگرد ۲۱ سپتامبر، را مستند کرده‌اند. این مبالغ از تجار، کارکنان و صاحبان کسب‌وکار دریافت شده و در برخی موارد نیز از واحدهای اقتصادی خواسته شده است متناسب با مناسبت‌هایی که این گروه برگزار می‌کند، فضای محل کار خود را به شکل ویژه‌ای تزئین کنند.

یمنی‌ها در مناطق تحت کنترل حوثی‌ها می‌گویند سالگرد ۲۱ سپتامبر برای آنان یادآور جنگ، شکاف و وخامت شرایط اقتصادی و انسانی است. اشاره آنان به تسلط این گروه بر صنعاء در سپتامبر ۲۰۱۴ و تحولات عمیق سیاسی، امنیتی و اقتصادی پس از آن است.

فروشندگان و رهگذران در یکی از بازارهای صنعاء (الشرق الأوسط)

تاجران در صنعاء گفتند طی روزهای گذشته از آنها خواسته شده است در تأمین هزینه برنامه‌های مرتبط با این مناسبت مشارکت کنند. آنها می‌گویند این درخواست‌ها در شرایطی مطرح شده که بسیاری از صاحبان کسب‌وکار با رکود بازار، کاهش تقاضا و افزایش هزینه‌های فعالیت اقتصادی روبه‌رو هستند.

آنها افزودند هرگونه پرداخت اضافی فشار بیشتری بر کسب‌وکارهایشان وارد می‌کند، به‌ویژه با انباشته شدن تعهدات مالی و کاهش قدرت خرید مصرف‌کنندگان. در همین حال، واحدهای کوچک اقتصادی برای حفظ فعالیت خود و تأمین هزینه‌های ضروری تلاش می‌کنند.

به گفته ساکنانی که با «الشرق الأوسط» گفت‌وگو کرده‌اند، بخش مهمی از انتقادهای عمومی متوجه اختصاص منابع به برنامه‌ها و تجمع‌ها و تزئین خیابان‌هاست، در حالی که نیازهای معیشتی و خدماتی در صدر اولویت‌های خانواده‌ها قرار دارد.

نادیده گرفتن مشکلات مردم

ساکنان صنعاء می‌گویند اولویت‌های آنها تأمین درآمد و پرداخت حقوق، بهبود خدمات آب، برق، نظافت، بهداشت و آموزش و همچنین کمک به خانواده‌هایی است که برای تأمین غذا و دارو با مشکل روبه‌رو هستند، نه هزینه کردن برای برنامه‌های حوثی‌ها که در طول سال متوقف نمی‌شوند.

به گفته شهروندان، نارضایتی فقط به میزان هزینه‌های مرتبط با مناسبت‌های حوثی محدود نمی‌شود، بلکه زمان صرف این هزینه‌ها نیز مورد انتقاد است، آن هم در شرایطی که هزینه‌های زندگی افزایش یافته، قدرت خرید کاهش پیدا کرده و نیازهای انسانی گسترش یافته است.

منتقدان می‌گویند پولی که برای سکوها، پوسترها، شعارها، سازماندهی تجمع‌ها و وسایل حمل‌ونقل هزینه می‌شود، می‌تواند به بخش‌هایی اختصاص یابد که مستقیماً با زندگی مردم ارتباط دارند، مانند بهداشت، آموزش، آب، نظافت و حمایت از خانواده‌های نیازمند.

نیروهای حوثی سوار بر یک خودروی امنیتی در صنعاء (EPA)

«جابر»، کارمند دولت در صنعاء، گفت: «ما بیش از هر چیز دیگری به حقوق نیاز داریم. خانواده اجاره‌خانه، غذا، دارو و هزینه‌های روزمره دارد. بنابراین وقتی می‌بینیم در شرایطی که نیازهای ما روی هم انباشته شده، برای جشن‌ها هزینه می‌شود، احساس خشم و نارضایتی شدیدی پیدا می‌کنیم.»

یک زن خانه‌دار از حومه صنعاء که خواست نامش فاش نشود، گفت: «مشکل در خود این مناسبت است که باعث شکل‌گیری شرایطی شد که امروز خانواده‌های یمنی نمی‌توانند نیازهای اولیه خود را تأمین کنند.» او افزود: «وقتی می‌بینیم خیابان‌ها، محله‌ها و مؤسسات تزئین شده‌اند و برای برنامه‌ها پول هزینه می‌شود، از خود می‌پرسیم چرا این مبالغ به خانواده‌های نیازمند اختصاص داده نمی‌شود.»

«سلیم»، کارگر روزمزد در صنعاء، نیز گفت: «ما روزمزد کار می‌کنیم و گاهی حتی به اندازه هزینه‌های خانه درآمد نداریم. برای ما اولویت، کار، درآمد و خدمات است، نه جشن گرفتن برای برنامه‌هایی که نه شکم را سیر می‌کنند و نه دردی را دوا.»

نیازهای انباشته

جشن حوثی‌ها برای سالگرد کودتای خود در شرایط دشوار اقتصادی و معیشتی در صنعاء و دیگر شهرهای تحت کنترل این گروه برگزار می‌شود. افزایش قیمت مواد غذایی و دارو، کاهش فرصت‌های شغلی، وخامت خدمات، انباشت بدهی‌ها و نامنظم بودن یا قطع حقوق بخش گسترده‌ای از کارکنان از جمله این مشکلات است.

این شرایط باعث شده است خانواده‌ها نسبت به هرگونه هزینه‌ای که از نظر آنها ارتباطی با نیازهای اساسی‌شان ندارد، حساس‌تر شوند، به‌ویژه در شرایطی که منابع درآمد کاهش یافته و دامنه فقر و نیازها گسترش پیدا کرده است.

فعالان و شهروندان می‌گویند تصاویر جشن‌ها و تجمع‌ها زمانی بیش از پیش موجب نارضایتی می‌شود که در کنار محله‌هایی قرار می‌گیرد که از وخامت خدمات رنج می‌برند و خانواده‌هایی که هر روز برای تأمین غذا و دارو تلاش می‌کنند.

بخشی از پرسش‌ها نیز بر منابع تأمین مالی این برنامه‌ها، حجم منابع اختصاص‌یافته به آنها و میزان انطباق این هزینه‌ها با اولویت‌های اقتصادی و انسانی مردم متمرکز است.

تجمع حوثی‌ها در صنعاء که رهبر این گروه برای اعلام همبستگی با ایران فراخوان داده بود (EPA)

مرکز مطالعات راهبردی صنعاء پیش‌تر در گزارش‌هایی سازوکارهای دریافت عوارض و مبالغ مرتبط با مناسبت‌هایی را که این گروه برگزار می‌کند، مستند کرده و گفته بود صاحبان کسب‌وکار و کارکنان با درخواست‌های مالی مرتبط با مناسبت‌های حوثی روبه‌رو شده‌اند.

یک مطالعه جدید درباره اقتصادی که این گروه اداره می‌کند، از تعدد منابع درآمدی و مبالغی خبر می‌دهد که در مناطق تحت کنترل حوثی‌ها دریافت می‌شود، از جمله کمک‌های نقدی و غیرنقدی مرتبط با تلاش جنگی و برنامه‌های بسیج عمومی. برآورد میزان این درآمدها همچنان میان منابع مختلف متفاوت است.

سالگرد «۲۱ سپتامبر» امسال در شرایطی برگزار می‌شود که یمن همچنان با بحران انسانی و اقتصادی روبه‌روست. همزمانی جشن‌ها با افزایش فشارهای معیشتی، میان ساکنان درباره اولویت‌های مالی در مناطق تحت کنترل این گروه پرسش‌هایی ایجاد کرده است.

حوثی‌ها تلاش می‌کنند این سالگرد را به عنوان مناسبتی سیاسی و نمادین و در تقویمی سالانه معرفی کنند، در حالی که مخالفان این گروه آن را یادآور تسلط حوثی‌ها بر صنعاء می‌دانند. مرکز مطالعات راهبردی صنعاء می‌گوید این گروه طی سال‌های گذشته از این مناسبت برای برگزاری کارزارهای رسانه‌ای و برنامه‌های عمومی با هدف تثبیت روایت سیاسی خود درباره رویدادهای سال ۲۰۱۴ استفاده کرده است.


مغرب و اسرائیل برای ارتقای سطح روابط دیپلماتیک توافق کردند

دیدار وزیران خارجه مغرب و اسرائیل که با میانجیگری آمریکا در نیویورک برگزار شد (وزارت خارجه اسرائیل)
دیدار وزیران خارجه مغرب و اسرائیل که با میانجیگری آمریکا در نیویورک برگزار شد (وزارت خارجه اسرائیل)
TT

مغرب و اسرائیل برای ارتقای سطح روابط دیپلماتیک توافق کردند

دیدار وزیران خارجه مغرب و اسرائیل که با میانجیگری آمریکا در نیویورک برگزار شد (وزارت خارجه اسرائیل)
دیدار وزیران خارجه مغرب و اسرائیل که با میانجیگری آمریکا در نیویورک برگزار شد (وزارت خارجه اسرائیل)

اسرائیل روز چهارشنبه اعلام کرد با مغرب برای ارتقای سطح نمایندگی دیپلماتیک و گشایش متقابل سفارتخانه‌ها توافق کرده است. این توافق پس از دیدار وزیران خارجه دو کشور در نیویورک و با میانجیگری آمریکا حاصل شد.

دو کشور در دسامبر ۲۰۲۰ از عادی‌سازی روابط خبر داده بودند. این اقدام در چارچوب توافق‌های ابراهیم انجام شد که در دوره نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ و با میانجیگری آمریکا به امضا رسید. این توافق‌ها همچنین به عادی‌سازی روابط میان اسرائیل و امارات متحده عربی، بحرین و سودان انجامید.

در بیانیه وزارت خارجه اسرائیل آمده است که گیدئون ساعر، وزیر خارجه این کشور، در نیویورک و به دعوت مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد، نشستی سه‌جانبه با ناصر بوریطه، وزیر خارجه مغرب، برگزار کرد.

در این بیانیه آمده است که سه کشور «بار دیگر بر تعهد خود به مجموعه‌ای از اقدامات برای تقویت روابط میان اسرائیل و مغرب از جمله ارتقای سطح دو نمایندگی دیپلماتیک متقابل به سطح سفارتخانه و تعیین دو سفیر تأکید کردند».

این بیانیه همچنین اعلام کرد که دو طرف درباره «افزایش پروازها میان اسرائیل و مغرب، به‌گونه‌ای که پروازهای شرکت‌های هواپیمایی مغربی را نیز شامل شود، توافق کردند و این اقدام قرار است تا پایان سال ۲۰۲۶ اجرایی شود».

دیدار وزیران خارجه مغرب و اسرائیل که با میانجیگری آمریکا در نیویورک برگزار شد (وزارت خارجه اسرائیل)

این بیانیه همچنین اعلام کرد که اسرائیل و مغرب «توافق کردند تا پایان سال ۲۰۲۶ دو توافق درباره حمایت از سرمایه‌گذاری‌ها و جلوگیری از مالیات مضاعف را نهایی کنند. این توافق‌ها به تسهیل سرمایه‌گذاری‌های متقابل و پیشبرد روابط اقتصادی و تجاری میان دو کشور و دو ملت کمک خواهد کرد.» همچنین دو طرف توافق کردند پیش از پایان سال ۲۰۲۶ توافق‌های اقتصادی میان دو کشور امضا کنند، شمار پروازهای مستقیم میان دو کشور را افزایش دهند و در ماه‌های آینده دیدارهای متقابل در سطح عالی برگزار کنند. این بیانیه اشاره‌ای به زمان گشایش دو سفارتخانه نکرد. مغرب نیز تاکنون واکنشی در این باره نشان نداده است.

نشست نیویورک یک روز پس از مراسمی برگزار شد که والتز به مناسبت ششمین سالگرد توافق‌های ابراهیم در محل اقامت خود برگزار کرده بود. نمایندگانی از امارات متحده عربی، بحرین، مغرب، قزاقستان، اسرائیل و آمریکا در این مراسم حضور داشتند.

وزیر خارجه اسرائیل در این مراسم گفت دوستی میان ملت‌های مغرب و یهود «ریشه‌های عمیقی در تاریخ دارد و میراثی غنی دارد. اعلامیه‌ای که امروز امضا کردیم، گام‌های عملی برای ارتقای روابط میان اسرائیل و مغرب را ترسیم می‌کند و در خدمت منافع دو ملت است و ما برای اجرای آن تلاش خواهیم کرد».

در بیانیه مشترکی که پس از این دیدار منتشر شد، آمده است: «برقراری روابط کامل، صلح‌آمیز و دوستانه دیپلماتیک میان اسرائیل و مغرب به نفع هر دو کشور است، به روند صلح کمک خواهد کرد و فرصت‌های جدیدی برای سراسر منطقه ایجاد می‌کند.» در این بیانیه همچنین تأکید شده است که دو کشور «به تقویت صلح و روابط دوستانه و تلاش برای تحقق چشم‌انداز صلح، رفاه و امنیت در منطقه و سراسر جهان متعهد هستند».

ساعر نیز در همین زمینه در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: «این گام‌های مهم روابط میان دو کشور را تقویت خواهد کرد. رابطه میان اسرائیل و مغرب مهم است و ظرفیت‌های زیادی برای مردم دو کشور دارد. از دوستان آمریکایی خود به دلیل مشارکت مهمشان در تقویت این رابطه تشکر می‌کنیم.»

اعلامیه سپتامبر ۲۰۲۶ بار دیگر موضوع ارتقای روابط به سطح سفارتخانه‌ها را مطرح کرده است؛ موضوعی که از زمان سفر یائیر لاپید، وزیر خارجه پیشین اسرائیل، به رباط در سال ۲۰۲۱ به‌طور آشکار مطرح شده بود. تفاوت این بار در آن است که اعلامیه اسرائیل از توافق دو طرف برای تبدیل دو نمایندگی به سفارتخانه و تعیین دو سفیر سخن می‌گوید، نه صرفاً از یک قصد یا رویکرد در آینده.

به گفته ناظران، این توافق ادامه نقش آمریکا در روند روابط مغرب و اسرائیل از زمان ازسرگیری این روابط در دسامبر ۲۰۲۰ را نشان می‌دهد.


وزیر کشور یمن در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط»: ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است

وزیر کشور یمن هشدار داد که ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است (ترکی العقیلی)
وزیر کشور یمن هشدار داد که ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است (ترکی العقیلی)
TT

وزیر کشور یمن در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط»: ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است

وزیر کشور یمن هشدار داد که ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است (ترکی العقیلی)
وزیر کشور یمن هشدار داد که ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است (ترکی العقیلی)

ابراهیم حیدان، سرلشکر ستاد و وزیر کشور یمن، درباره تلاش‌های ایران برای تبدیل تنگه باب‌المندب و جزایر و سواحل پیرامون آن به منطقه‌ای با نفوذ نظامی بلندمدت هشدار داد. او گفت تهران در پی انتقال تجربه «نظامی‌کردن گذرگاه‌های دریایی» است که در تنگه هرمز توسعه داده و آن را به دریای سرخ منتقل کند. او همچنین از فعالیت کارشناسان سپاه پاسداران ایران برای توسعه توانمندی‌های حوثی‌ها و ساخت استحکامات، اتاق‌های عملیات و تأسیسات مرتبط با موشک‌ها، پهپادها و قایق‌های هدایت‌شونده خبر داد.

حیدان در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط» گفت خطر تنها به تهدیدهای کنونی محدود نمی‌شود، بلکه به «آنچه برای آینده در حال پایه‌گذاری است» نیز گسترش می‌یابد. او هشدار داد که ادامه کنترل حوثی‌ها بر مناطق راهبردی می‌تواند به ایران اهرم فشاری مؤثر بر یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های دریایی بین‌المللی بدهد و زمینه را برای مرتبط‌کردن عرصه یمن با شاخ آفریقا از طریق شبکه‌های قاچاق و گروه‌های مسلح فراهم کند.

این اظهارات پس از آن مطرح می‌شود که نیروهای دولتی مواضع گسترده‌ای را در ساحل غربی به نفع گروه حوثی از دست دادند. حوثی‌ها در حمله‌ای که از ۳ تا ۱۱ سپتامبر ادامه داشت، توانستند حیس، الخوخه، المخا و بندر آن را به کنترل خود درآورند و تا باب‌المندب، جزیره میون و دیگر جزایر یمن در جنوب دریای سرخ پیشروی کنند.

وزیر کشور یمن از افزایش سطح آمادگی امنیتی در عدن، لحج و مناطق واقع در پشت خطوط درگیری پس از تحولات نظامی در المخا و ساحل غربی خبر داد و تأکید کرد که میان وزارتخانه‌های دفاع و کشور از طریق یک اتاق عملیات مشترک هماهنگی وجود دارد تا از نفوذ عناصر و هسته‌ها و سوءاستفاده از موج‌های آوارگی برای ایجاد رخنه‌های امنیتی جلوگیری شود.

«نظامی‌کردن» باب‌المندب

وزیر کشور یمن تحولات اخیر را در چارچوبی گسترده‌تر قرار داد و گفت یمن «بخشی از منظومه امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی» است و با توجه به وجود تنگه باب‌المندب، آنچه در این کشور رخ می‌دهد به‌سرعت بر جهان تأثیر می‌گذارد.

ویرانی گسترده در بندر المخا در پی هدف قرار گرفتن آن از سوی حوثی‌ها پیش از تصرف بندر (گتی)

او توضیح داد که از دیدگاه او، خطر اصلی در تلاش برای ایجاد یک زیرساخت نظامی درازمدت در منطقه است. او گفت کارشناسان مرتبط با سپاه پاسداران، تجربه و راهنمایی لازم برای مدیریت عملیات و توسعه توانمندی‌های نظامی را در اختیار حوثی‌ها قرار می‌دهند.

سرلشکر حیدان افزود این تلاش‌ها شامل ایجاد «توانمندی‌ها، استحکامات، پایگاه‌ها، اتاق‌های عملیات و غارهایی است که برای ساخت پهپادها و قایق‌های هدایت‌شونده و توسعه موشک‌ها استفاده می‌شوند» و این اقدامات در جغرافیای باب‌المندب، جزایر، سواحل و ارتفاعات پیرامون آن انجام می‌شود.

وزیر کشور یمن گفت هدف، فراهم‌کردن امکان «انتقال تجربه نظامی‌کردن گذرگاه‌های دریایی» از سوی ایران است، تجربه‌ای که تهران در تنگه هرمز به کار گرفته و اکنون می‌تواند به باب‌المندب منتقل شود؛ اقدامی که ممکن است این تنگه را از یک گذرگاه بین‌المللی باز به اهرمی برای نفوذ و فشار تبدیل کند که در آینده قابل استفاده باشد.

او هشدار داد که نباید پیام‌های اطمینان‌بخش ایران و حوثی‌ها درباره امنیت کشتیرانی را تضمین‌های کافی تلقی کرد و گفت این پیام‌ها به حوثی‌ها فرصت بیشتری برای توسعه سامانه‌های نظامی و استحکامات خود در منطقه می‌دهد.

میون... جزیره لارک ایران!

وزیر کشور یمن همچنین درباره سناریویی مشخص‌تر در ارتباط با جزایر دریای سرخ هشدار داد و گفت دادن زمان بیشتر به حوثی‌ها می‌تواند به آنها اجازه دهد پایگاه‌ها، مخفیگاه‌ها و غارهای مستحکم، در کنار یک سامانه پیشرفته برای رصد، رهگیری و ایجاد اختلال، ایجاد کنند.

او به احتمال تبدیل جزیره میون، واقع در قلب باب‌المندب، به محلی با کارکرد نظامی مشابه جزیره لارک ایران در تنگه هرمز اشاره کرد و گفت جزیره‌های زقر و حنیش، در کنار ارتفاعات و سواحل امتداد‌یافته در دریای سرخ، در صورت تثبیت حضور حوثی‌ها در تنگه، می‌توانند بخشی از «یک منظومه نظامی یکپارچه» شوند.

منطقه عملیاتی در مسیر تعز ـ المخا که نیروهای مسلح یمن تعیین کرده‌اند (سبأ)

از دریای سرخ تا شاخ آفریقا

سرلشکر ابراهیم حیدان خطرات را به باب‌المندب محدود نکرد و هشدار داد که کنترل این تنگه از سوی حوثی‌ها، به گفته او، زمینه گسترده‌تری برای «سپاه پاسداران» فراهم می‌کند تا عرصه یمن را به دریای سرخ و شاخ آفریقا مرتبط کند.

او توضیح داد که می‌توان از شبکه‌های قاچاق و گذرگاه‌های دریایی برای انتقال سلاح، تجهیزات و تجربیات و توسعه توانمندی‌های نظامی و لجستیکی حوثی‌ها استفاده کرد. به گفته او، این شبکه‌ها همچنین می‌توانند برای گسترش کانال‌های ارتباطی با گروه‌های مسلح و سازمان‌های تروریستی فعال در شاخ آفریقا به کار گرفته شوند. او به‌طور مشخص به جنبش «الشباب» سومالی اشاره کرد.

وزیر کشور یمن هشدار داد که ممکن است توانمندی‌های این گروه‌ها با توانمندی‌های حوثی‌ها و شبکه‌های «سپاه پاسداران» در هم ادغام شود؛ اقدامی که به گفته او می‌تواند باب‌المندب را به «نقطه اتکایی برای نفوذ ایران با ابزارها و عرصه‌های متعدد» تبدیل کند و در صورت وقوع هرگونه تشدید تنش منطقه‌ای، اهرمی راهبردی در اختیار تهران قرار دهد.

گارد ساحلی به حمایت فوری نیاز دارد

وزیر کشور یمن در مواجهه با این چالش‌ها بر ادامه مقابله نیروهای دولتی با حوثی‌ها، تلاش برای بازپس‌گیری مناطق و تأمین امنیت آنها تأکید کرد و به‌طور ویژه بر اهمیت مقابله با قاچاق تأکید داشت؛ قاچاقی که او آن را یکی از شریان‌های اصلی تأمین مالی و تجهیزات حوثی‌ها توصیف کرد.

سرلشکر حیدان گفت نیروهای گارد ساحلی یمن به حمایت تخصصی و فوری نیاز دارند. (ترکی العقیلی)

او گفت نیروهای گارد ساحلی یمن با وجود محدودیت امکانات، وظایف خود را انجام می‌دهند، اما به «حمایت تخصصی و فوری» کشورهای برادر و دوست نیاز دارند. این حمایت باید شامل تجهیزات نظارت و شناسایی دریایی، سامانه‌های رهگیری و رصد، قایق‌ها و تجهیزات مدرن و همچنین تقویت توانمندی‌های اطلاعاتی لازم برای شناسایی شبکه‌های قاچاق، رهگیری مسیرهای آنها و توقیف محموله‌هایشان باشد.

حیدان تأکید کرد مسئولیت حفاظت از باب‌المندب و مقابله با قاچاق دیگر تنها مسئله‌ای داخلی و مربوط به یمن نیست. او گفت «امنیت کشتیرانی و خطوط تجارت بین‌المللی از حاکمیت دولت بر سرزمین و آب‌هایش آغاز می‌شود» و مقابله با تهدیدها به حمایت منطقه‌ای و بین‌المللی از دولت یمن و تقویت توانمندی‌های آن نیاز دارد.

تقویت امنیت عدن و لحج

در ارتباط با پیامدهای داخلی تحولات نظامی اخیر، وزیر کشور یمن از تقویت حضور نیروهای امنیتی در ورودی‌های استان لحج، پایتخت موقت عدن و مناطق مجاور خبر داد. این اقدام همزمان با موج آوارگی پس از تحولات ساحل غربی انجام شده است.

او توضیح داد که وزارت کشور با توجه به اینکه تحولات اخیر فراتر از محدوده جبهه‌های نظامی است، همزمان برای حفاظت از غیرنظامیان آواره و افزایش سطح آمادگی امنیتی، بر اساس برنامه‌هایی که از پیش برای سناریوهای مختلف تدوین شده بود، اقدام کرده است.

او گفت اقدامات انجام‌شده با هدف ایجاد توازن میان حفاظت از آوارگان و جلوگیری از سوءاستفاده حوثی‌ها از جابه‌جایی آنها «برای اهداف امنیتی یا اجرای عملیات نفوذ و رخنه» صورت می‌گیرد.

او افزود مقام‌های مسئول سطح هماهنگی و تبادل اطلاعات میان دستگاه‌های امنیتی، مقام‌های محلی و یگان‌های نظامی را افزایش داده‌اند و در کنار آن، فعالیت‌های اطلاعاتی پیشگیرانه برای جلوگیری از ورود عناصر یا اجرای اقدامات خرابکارانه علیه مناطق آزادشده تشدید شده است.

اتاق عملیات مشترک

سرلشکر حیدان از هماهنگی میان وزارتخانه‌های دفاع و کشور از طریق «اتاق عملیات مشترک» خبر داد و توضیح داد که فعالیت این اتاق شامل یکسان‌سازی ارزیابی وضعیت، تعیین مسئولیت‌ها و تسریع واکنش به تحولات میدانی است.

او افزود دستگاه‌های امنیتی و نظامی کانال‌های ارتباطی و تبادل اطلاعات را تقویت کرده‌اند و تمرکز آنها بر خطوط تماس، جاده‌ها و مناطقی است که ممکن است برای نفوذ، انتقال عناصر و هسته‌ها یا انتقال سلاح و مواد منفجره مورد استفاده قرار گیرد.

او در عین حال تأکید کرد برخورد با آوارگان بر این مبناست که آوارگی «در درجه نخست یک مسئله انسانی» است، اما در عین حال به مدیریت دقیق امنیتی نیاز دارد تا از استفاده از آن به عنوان پوششی برای ورود عناصر یا هسته‌ها به مناطق آزادشده جلوگیری شود.

هسته‌های خفته و قاچاق

وزیر کشور یمن در پاسخ به پرسشی درباره ماهیت تهدیدهایی که دستگاه‌های امنیتی در حال حاضر با آن مواجه‌اند، به تلاش‌ها برای نفوذ و رخنه و احتمال سوءاستفاده از جابه‌جایی آوارگان برای پنهان‌کردن عناصر یا انتقال اطلاعات و ابزارهای مورد استفاده در اقدامات خرابکارانه اشاره کرد. او همچنین از خطر هسته‌های خفته، شبکه‌های قاچاق و جرایم سازمان‌یافته سخن گفت.

سرلشکر ابراهیم حیدان توضیح داد اقدامات امنیتی تشدیدشده در عدن و لحج تا حد زیادی «پیشگیرانه و پیش‌دستانه» بوده و هدف آن جلوگیری از تبدیل فشار نظامی در جبهه‌ها به ناآرامی‌های امنیتی در داخل شهرهاست، در حالی که ملاحظات انسانی در برخورد با آوارگان نیز حفظ می‌شود.

المخا، «آزمونی عملی»

وزیر کشور یمن رویدادهای المخا را «آزمونی عملی و مستقیم» برای میزان آمادگی نهاد امنیتی و برنامه‌هایی دانست که وزارت کشور برای برخورد با تحولات نظامی تدوین کرده است.

او توضیح داد که این برنامه‌ها از ابتدا سناریوهای پیشروی و عقب‌نشینی، تغییر خطوط درگیری، گسترش جابه‌جایی آوارگان و افزایش فشار بر استان‌های واقع در پشت جبهه‌ها را در نظر گرفته بودند.

حیدان تأکید کرد حفاظت از جبهه داخلی مأموریتی نیست که تنها به یک تحول نظامی ناگهانی مربوط باشد، بلکه «بخشی اساسی و دائمی» از فعالیت وزارت کشور است. او از بازتوزیع منابع و استقرار نیروهای امنیتی متناسب با تحولات میدانی و تقویت جریان اطلاعات میان دستگاه‌های امنیتی، مقام‌های محلی و نیروهای نظامی خبر داد.

«همکاری» با گروه‌های تروریستی

همزمان با تهدید حوثی‌ها، وزیر کشور یمن هشدار داد سازمان‌های تروریستی، شبکه‌های قاچاق و جرایم سازمان‌یافته ممکن است از گسترش جنگ، تغییر خطوط درگیری و جابه‌جایی دوباره نیروها برای ایجاد خلأهای امنیتی سوءاستفاده کنند.

سرلشکر حیدان از وجود «همکاری متقابل» میان حوثی‌ها و این شبکه‌ها و گروه‌ها سخن گفت و افزود این مسئله تنها به تحولات اخیر مربوط نمی‌شود، بلکه به مراحل پیشین درگیری بازمی‌گردد. او به ارتباطاتی با جنبش «الشباب» در سومالی اشاره کرد.

او تأکید کرد دستگاه‌های امنیتی تهدید حوثی‌ها، تروریسم، جرایم سازمان‌یافته و قاچاق را پرونده‌هایی جدا از یکدیگر نمی‌دانند، بلکه آنها را «یک منظومه امنیتی واحد» تلقی می‌کنند. به گفته وزیر کشور، این وضعیت مستلزم افزایش آمادگی، تقویت حضور نیروها در مناطق حساس و تشدید نظارت بر گذرگاه‌ها، جاده‌ها و مسیرهای قاچاق است تا تحولات نظامی به بحران امنیتی گسترده‌تری تبدیل نشود.