یوسی کوهن: آرشیو هسته‌ای را دزدیدیم و ایرانی‌ها دچار هیستری شدند

«اوسکار» لبنانی، دستیار دانشمند هسته‌ای فخری‌زاده را جذب کرد… و ترور او به دستگاهی یک‌تنی نیاز داشت که «تکه‌تکه» قاچاق شد (۲ از ۳)

نتانیاهو به اسناد آرشیو هسته‌ای ایران اشاره می‌کند؛ اسنادی که نقش محسن فخری‌زاده در برنامهٔ تسلیحات هسته‌ای تهران را آشکار می‌سازد (آرشیوی – رویترز)
نتانیاهو به اسناد آرشیو هسته‌ای ایران اشاره می‌کند؛ اسنادی که نقش محسن فخری‌زاده در برنامهٔ تسلیحات هسته‌ای تهران را آشکار می‌سازد (آرشیوی – رویترز)
TT

یوسی کوهن: آرشیو هسته‌ای را دزدیدیم و ایرانی‌ها دچار هیستری شدند

نتانیاهو به اسناد آرشیو هسته‌ای ایران اشاره می‌کند؛ اسنادی که نقش محسن فخری‌زاده در برنامهٔ تسلیحات هسته‌ای تهران را آشکار می‌سازد (آرشیوی – رویترز)
نتانیاهو به اسناد آرشیو هسته‌ای ایران اشاره می‌کند؛ اسنادی که نقش محسن فخری‌زاده در برنامهٔ تسلیحات هسته‌ای تهران را آشکار می‌سازد (آرشیوی – رویترز)

روزنامهٔ «الشرق الأوسط» امروز بخش دوم یک خوانش مفصل از کتاب مدیر پیشین سازمان اطلاعات اسرائیل (موساد)، یوسی کوهن، را منتشر می‌کند. این کتاب با عنوان «با نیرنگ‌ها برای خود جنگی می‌سازی» به زبان عبری منتشر شده است، اما عنوان نسخهٔ انگلیسی متفاوت است: «شمشیر آزادی: اسرائیل، موساد و جنگ پنهان».
بخش امروز به جزئیات سرقت آرشیو هسته‌ای ایران از قلب تهران و ترور دانشمند برجستهٔ هسته‌ای ایران، محسن فخری‌زاده، می‌پردازد.

در قلب ایران

موضوع سرقت آرشیو هسته‌ای مهم‌ترین دستاوردی است که کوهن در دوران ریاست خود بر موساد به آن رسیده است. او نمی‌تواند از توضیح این عملیات بگذرد؛ عملیاتی که جایگاه او را به عنوان فرمانده‌ای تثبیت می‌کند که بر عملیاتی عظیم، پیچیده، به‌شدت حساس و بسیار پرخطر نظارت کرده است. او این عملیات را الگویی برای بهترین فرمانده عملیات می‌داند. این پروژهٔ زندگی اوست؛ نردبانی که شاید در صورت ورود به کار سیاسی، او را به سمت نخست‌وزیری برساند. شیوه‌ای که کوهن داستان را روایت می‌کند، همچون نقشهٔ راهی مفصل است که با مهندسی دقیق ترسیم شده و بخش بزرگی از کتاب را به خود اختصاص می‌دهد؛ او در چند فصل به آن بازمی‌گردد و دوباره شرحش می‌دهد.
کوهن می‌گوید که از سال ۲۰۱۶ تصمیم به سرقت آرشیو هسته‌ای در تهران گرفته بود. او تأکید می‌کند که این تصمیم پس از حدود ده سال فعالیت در داخل ایران اتخاذ شد. او فاش می‌کند که یک هستهٔ موساد شامل مردان و زنان، شروع به فعالیت در خاک ایران کرد و به‌تدریج رشد کرد تا جایی که موفق شد به منظومهٔ حکومتی تهران نفوذ کند. او جزئیات زیادی ارائه نمی‌دهد، اما تصویری کلی مطرح می‌کند که بر این ایده بنا شده است: «فرض کن کارگردانی هستی که می‌خواهی برای چنین نفوذی سناریوی یک فیلم بنویسی؛ چه می‌کنی؟».
در اینجا او به ادعای ایرانی‌ها پاسخ می‌دهد که گفته بودند اسرائیل از طریق عوامل انسانی به ایران نفوذ نکرده و تنها از فناوری‌های بسیار پیشرفته استفاده کرده است. او می‌گوید که واقعاً از فناوری و هوش مصنوعی استفاده کرده‌اند، اما اضافه می‌کند: «موفقیت عملیات اسرائیل در ایران بدون استفاده از عنصر انسانی غیرممکن است». او تأکید می‌کند که «دانشمند هسته‌ای که با نهایت پنهانکاری کار می‌کرد، نمی‌دانست که دشمنش حتی در قلب تأسیسات هسته‌ای نطنز ــ که در سطح هزار دونم مربع و در عمق هشت‌متری زیر زمین ساخته شده ــ برایش مأمور کاشته است».

جلد نسخهٔ عبری کتاب

کوهن روایتش را با این سخن آغاز می‌کند که توانسته چندین ایرانی را به‌عنوان عامل جذب کند، وقتی خود را به‌عنوان یک وکیل و تاجر لبنانی با نام «اوسکار» معرفی کرده بود. یکی از کسانی که در دام او افتاد، یک دانشمند هسته‌ای بود که دستیار دانشمند مسئول پروژهٔ هسته‌ای، دکتر محسن فخری‌زاده، بود؛ همان کسی که در سال ۲۰۲۰ در قلب ایران ترور شد. او می‌گوید فخری‌زاده در غرب فردی حاشیه‌ای تلقی می‌شد، اما آرشیوی که از ایران سرقت شد نشان داد که او مرد شماره یک پروژهٔ هسته‌ای بوده است.
کوهن نام این دستیار فخری‌زاده را «فرید» می‌گذارد و می‌گوید فرید گزارشی دربارهٔ ساخت سانتریفیوژهای غنی‌سازی اورانیوم به او رسانده بود؛ گزارشی که نشان می‌داد، برخلاف تصور دستگاه‌های اطلاعاتی غرب دانش اصلی از پاکستان آمده بود، نه کرهٔ شمالی.
کوهن همچنین دربارهٔ واحد موساد که در خاک ایران فعالیت می‌کرد سخن می‌گوید؛ از بزرگی تعداد اعضای آن و نوع فعالیتشان، به‌گونه‌ای که خودش باور نمی‌کند چگونه این شبکه توانست سال‌ها فعالیت کند بدون آن‌که دستگاه اطلاعاتی ایران آن را کشف کند. او اشاره می‌کند که این شبکه شامل کارمندان ارشد، استادان دانشگاه، مهندسان و متخصصان بوده است.

ترور فخری‌زاده

او روایت می‌کند که چگونه ترور فخری‌زاده عملیاتی بود که ماه‌ها طول کشید تا آماده شود، پس از آن‌که از نقش او در مدیریت پروژهٔ هسته‌ای اطمینان حاصل شد. می‌گوید: «باید سلاح‌ها و تجهیزات به‌تدریج وارد خاک ایران می‌شد. سلاح‌هایی خودکار که با سیستم کنترل از راه دور عمل می‌کردند؛ یک تیربار که از راه دور فعال می‌شود و دارای رایانه‌ای مجهز به هوش مصنوعی است و وزن آن، همراه با تمام لوازم جانبی، کمتر از یک تُن نیست. همهٔ این تجهیزات تکه‌تکه قاچاق شد، با تغییر مسیرهای قاچاق تا کشف نشود. پس از سرهم‌بندی دوباره، لازم بود آن را به محل اجرای عملیات منتقل کنیم؛ روی پایهٔ یک کامیون، همراه با دستگاه خودتخریبی که تضمین کند آثار عملیات از بین برود.»
فخری‌زاده به سفر با کاروانی طولانی از خودروها عادت داشت. اما در روزهای جمعه، محافظانش به پنج خودرو اکتفا می‌کردند. او با لجاجت اصرار داشت خود، رانندگی کند؛ با خودرویی خانوادگی از نوع «نیسان تیانا» مشکی، که زرهی نبود و شیشه‌هایش ضدگلوله نبودند.
واحد موساد فعال در ایران گزارش می‌دهد که کاروان حرکت کرده است. عناصر این واحد ــ ایرانی و غیرایرانی ــ پراکنده می‌شوند. خودروی نخست محافظان طبق عادت با سرعت جلو می‌رود تا مسیر را بررسی کند، سپس سرعت کم می‌کند تا کاروان به آن برسد. فخری‌زاده ناچار می‌شود سرعتش را کاهش دهد تا بدون مزاحمت در خیابان، به مقصدش برسد؛ درست همان‌گونه که موساد پیش‌بینی کرده بود.
از نقطه‌ای دور، جایی که تک‌تیرانداز نشسته و همه‌چیز را با پخش زنده زیر نظر دارد ــ پخش زنده‌ای که در تل‌آویو هم دیده می‌شد ــ تیراندازی آغاز می‌شود. خودرو متوقف می‌شود و فخری‌زاده از ماشین پیاده می‌شود تا پشت درِ آن پناه بگیرد، اما تک‌تیرانداز تیراندازی را ادامه می‌دهد. پانزده گلوله او را به‌سختی مجروح می‌کند. و او می‌میرد.
همسرش که کنار او در خودرو بود و حتی خراشی برنداشته بود، به‌سویش دوید و سرش را در آغوش گرفت. اسرائیلی‌ها از تل‌آویو، به‌صورت زنده دیدند که چگونه محافظان پریشان رسیدند و سر هم فریاد کشیدند؛ تا آن‌که انفجار کامیونی که چند ده متر دورتر بود ــ بخشی از برنامهٔ خودتخریبی ــ صدایشان را خاموش کرد. با آن انفجار، جنگی داخلی میان دستگاه اطلاعاتی و سپاه پاسداران نیز آغاز شد: چه کسی مسئول این نفوذ امنیتی است؟

عکسی از فرماندهان و دانشمندان کشته‌شده

تصاویر فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته‌ای ایرانی که در حملات اسرائیل در جنگ اخیر کشته شدند، در قبرستان بهشت زهرا، جنوب تهران، ۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۵ ( رويترز)

سرقت آرشیو هسته‌ای

کوهن دوباره به موضوع آرشیو هسته‌ای بازمی‌گردد و می‌گوید واحد موساد در ایران پس از تکمیل آمادگی برای یورش و سرقت آرشیو، دریافت که مقامات ایرانی آرشیو را با سه کامیون به ساختمانی دیگر در محلهٔ «شهرباد» [کهریزک]تهران منتقل کرده‌اند. این اتفاق در ژانویه ۲۰۱۷ رخ داد. بنابراین مجبور شد دوباره نقشهٔ عملیات را بازطراحی کند و یک پایگاه مراقبت تازه بنا کند.
او توضیح می‌دهد که چنین عملیاتی به صدها نفر نیاز دارد: گروهی برای مراقبت نه تنها از مقر آرشیو، بلکه از کل محله؛ محله‌ای که باید طی چند ماه زیر نظر می‌گرفتند تا رفتار ساکنان آن شناخته شود و با نیروهای بیرونی که ممکن است عملیات را مختل کنند اشتباه گرفته نشوند. گروهی دیگر که در پناهگاه‌هایی با کامیون‌ها برای پشتیبانی موساد مستقر شوند.
تیمی حرفه‌ای متخصص در یورش به اماکن سری محافظت‌شده و باز کردن قفل ۳۲ گاوصندوق.
تیم محافظت امنیتی. تیمی برای مدیریت لجستیک و برنامه‌ریزی واکنش در صورت کشف عملیات.
ابزارهای کار، دستگاه‌های انتقال و تجهیزات اختلال سیستم‌ها.
کوهن فاش می‌کند که یکی از ابزارهای مورد استفاده موساد در عملیات، جرثقیلی با ارتفاع ۶ متر بود. او می‌گوید تیم او در ایران میدانی تمرینی تشکیل داد که در آن همهٔ جنبه‌های عملیات را تمرین کردند. بخشی از اعضا کنار گذاشته شدند، چون نتوانستند در تمرین‌ها دوام بیاورند.
بر اساس گفتهٔ کوهن، تیم عملیاتی باید این مأموریت را در مدت زمانی بسیار کوتاه، از ساعت ده شبِ ۳۱ ژانویه تا پنج صبح انجام می‌دادند و سپس سریعاً می‌گریختند؛ زیرا نگهبانان شیفت بعدی قرار بود ساعت هفت صبح برسند. در نهایت، نیروهای موساد عملیات را در ساعت ۵:۰۰ منهای یک دقیقه، یعنی ۴:۵۹ بامداد به پایان رساندند. او فاش می‌کند که عملیات در حالت عادی به زمان بیشتری نیاز داشت، اما اطلاعاتی رسیده بود که نشان می‌داد مقامات ایرانی تصمیم گرفته‌اند آرشیو را دوباره به انباری سوم منتقل کنند. بنابراین، اجرای عملیات تسریع و برای روز ۳۰ ژانویه برنامه‌ریزی شد، اما فرماندهٔ میدانی درخواست زمان بیشتری کرد. کوهن تنها یک روز اضافه به او داد، و به همین ترتیب عملیات در ۳۱ ژانویه انجام شد.
کوهن می‌گوید که از آغاز تا پایان عملیات در جریان جزئیات اجرای آن بود؛ زیرا همه‌چیز به‌صورت پخش زنده به تل‌آویو منتقل می‌شد (همان‌گونه که بعدها در ترور فخری‌زاده نیز تکرار شد).
به دلیل حجم بسیار زیاد اسناد، اعضای تیم بخشی از آن‌ها را فیلم‌برداری می‌کردند تا تیم کارشناسی در اتاق عملیات تل‌آویو بررسی کند؛ اگر تأیید می‌شد آن سند را می‌بردند و اگر تأیید نمی‌شد در محل باقی می‌گذاشتند. برای احتیاط، اسناد هم فیلم‌برداری و هم روی دیسک‌ها اسکن شدند، و نیروهای موساد نسخهٔ اصلی را با خود بردند تا در برابر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی سندیت داشته باشد.
کوهن می‌گوید ایرانی‌ها اسناد را در پوشه‌هایی با رنگ‌بندی نگه می‌داشتند، و او دستور داده بود تمام اسناد قرمز و سیاه جمع‌آوری شود؛ زیرا می‌دانستند این رنگ‌ها نشان‌دهندهٔ بالاترین درجهٔ حساسیت و خطر اسناد است.

صاروخ إيراني يعرض بجانب لافتة تحمل صورة المرشد علي خامنئي وقادة من «الحرس الثوري» بأحد شوارع طهران قُتلوا في هجمات إسرائيلية (رويترز)

حاصل «غنیمت» عملیات: ۵۵ هزار سند و ۱۸۳ دیسک که شامل ۵۲ هزار سند دیگر می‌شد. او تأکید می‌کند که بیشتر اسناد مهم به‌صورت اصلی به اسرائیل منتقل شد و دربردارندهٔ شواهدی است مبنی بر این‌که ایران برای یک پروژهٔ کامل تسلیحات هسته‌ای برنامه‌ریزی کرده بود، از جمله ساخت کلاهک‌های هسته‌ای برای موشک‌ها.
در ادامه، کوهن روایت می‌کند که ایرانی‌ها پس از عملیات چگونه رفتار کردند. او می‌گوید: «بعد از آن‌که واحد ما همراه با آرشیو محل را ترک کرد، همچنان آن محل را زیر نظر داشتیم. می‌دیدیم که چگونه شوکه شدند و دچار هیستری. ده‌ها هزار نیروی پلیس، اطلاعات و سپاه پاسداران را بسیج کردند تا نیروهای ما را پیدا کنند؛ نیروهایی که تنها ۲۵ نفر بودند و از چندین ملیت گوناگون. آنان ایست‌های بازرسی ایجاد کردند، حرکت زمینی و پروازها را متوقف کردند. بعدها فهمیدیم که رهبر عالی، علی خامنه‌ای، سرقت آرشیو را یک فاجعهٔ ملی دانسته بود.»
کوهن می‌گوید نیروهای اسرائیلی از فاصلهٔ دو ساعته (از ساعت پنج تا هفت صبح) برای ناپدید شدن استفاده کردند. او فاش می‌کند که نیروها فوراً در چند منطقهٔ مختلف تهران پراکنده شدند؛ برخی در آپارتمان‌هایی که از قبل آماده شده بود پنهان شدند، برخی بلافاصله از کشور خارج شدند، و بقیه با وجود همهٔ تدابیر امنیتی ایران، بعدها قاچاقی خارج شدند.
مدیر پیشین موساد می‌گوید که یک دقیقه پس از پایان عملیات، جریان را به نتانیاهو اطلاع داده و سپس با وزیر خارجهٔ آمریکا، مایک پومپئو ــ که پیش‌تر رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) بود ــ تماس گرفته است. پومپئو در واکنش گفت: «این یکی از جسورانه‌ترین عملیات‌های اطلاعاتی در تاریخ است.» سپس نتانیاهو با رئیس‌جمهوری دونالد ترامپ تماس گرفت و او را از سرقت آرشیو هسته‌ای ایران باخبر کرد. بعد از آن، نسخه‌ای از مواد آرشیو ایران، همراه با گزارشی ۳۶ صفحه‌ای که محتویات اسناد را به‌طور کامل توضیح می‌داد و تردید برخی دستگاه‌ها دربارهٔ واقعیت برنامهٔ هسته‌ای ایران را برطرف می‌کرد، به سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا، بریتانیا، روسیه، فرانسه، آلمان و چین و نیز آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تحویل داده شد.
در ۳۰ آوریل، نتانیاهو در یک کنفرانس مطبوعاتی رسمی، عملیات را با عنوان: «ایران دروغ می‌گوید» اعلام کرد. و هشت روز بعد از آن، ترامپ خروج از توافق هسته‌ای با ایران را اعلام نمود.



سفر معاون عراقچی به بیروت برای سنجیدن نگرانی‌های «دوگانه شیعی»

رئیس پارلمان لبنان، نبیه بری، از سعید خطیب‌زاده، معاون وزیر امور خارجه ایران، در بیروت استقبال می‌کند (آسوشیتدپرس)
رئیس پارلمان لبنان، نبیه بری، از سعید خطیب‌زاده، معاون وزیر امور خارجه ایران، در بیروت استقبال می‌کند (آسوشیتدپرس)
TT

سفر معاون عراقچی به بیروت برای سنجیدن نگرانی‌های «دوگانه شیعی»

رئیس پارلمان لبنان، نبیه بری، از سعید خطیب‌زاده، معاون وزیر امور خارجه ایران، در بیروت استقبال می‌کند (آسوشیتدپرس)
رئیس پارلمان لبنان، نبیه بری، از سعید خطیب‌زاده، معاون وزیر امور خارجه ایران، در بیروت استقبال می‌کند (آسوشیتدپرس)

هم‌زمان با تماس تلفنی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، با ژوزف عون، رئیس‌جمهوری لبنان، سعید خطیب‌زاده، معاون او، وارد بیروت شد. به گفته منابع لبنانی، تحرکات تازه تهران پس از مدتی غیبت، با هدف تأکید بر تداوم حضور ایران در صحنه سیاسی لبنان انجام می‌شود؛ هرچند رویکرد تهران در قبال لبنان با دیدگاه‌های عون و نواف سلام، نخست‌وزیر این کشور، تفاوت دارد. ایران همچنین می‌کوشد از تنش‌های ناشی از پس گرفتن استوارنامه محمدرضا شیبانی، سفیر ایران در لبنان، بکاهد.

بر اساس بیانیه ریاست‌جمهوری لبنان، محور گفت‌وگوی تلفنی عراقچی و عون، «توافق بر ضرورت حمایت از راه‌حل‌های دیپلماتیک به‌عنوان بهترین راه برای پایان دادن به درگیری‌های منطقه» بود. منابع لبنانی به روزنامه «الشرق الأوسط» گفتند عراقچی به عون اطمینان داده است که ایران همچنان به تفاهم‌نامه خود با آمریکا پایبند است و خواهان اجرای همه بندهای آن، از جمله توقف جنگ در همه جبهه‌ها، از جمله لبنان، است. عراقچی مسئولیت اجرا نشدن تفاهم‌نامه را متوجه واشنگتن دانست و گفت آمریکا هر بار که زمان اجرای آن نزدیک می‌شود، شروطی دشوار و عملاً اجرا‌نشدنی مطرح می‌کند. به گفته او، میانجی‌ها همچنان می‌کوشند آمریکا را به بازگشت به میز مذاکره ترغیب کنند، نه اینکه ایران را دوباره به جنگ تهدید کند.

پیامی سیاسی

به گفته منابع لبنانی، عراقچی می‌خواست با این تماس نشان دهد که تهران همچنان در پرونده لبنان نقش دارد و ماجرای پس گرفتن استوارنامه شیبانی دیگر مانعی برای ازسرگیری ارتباط با عون نیست. عون از «توافق چارچوب» حمایت می‌کند؛ توافقی که بیشتر نیروهای سیاسی لبنان نیز با آن موافق‌اند. او قصد ندارد این توافق را با تفاهم‌نامه ایران و آمریکا جایگزین کند.

از سوی دیگر، مخالفان حزب‌الله سفر خطیب‌زاده به بیروت را اقدامی با رویکردی آشکارا شیعی می‌دانند که هدفش بررسی نگرانی‌های «دوگانه شیعی»، یعنی دو جریان سیاسی شیعی لبنان، است. به باور آنان، دیدار او با نبیه بری، رئیس مجلس نمایندگان لبنان، و رهبران حزب‌الله نیز در همین راستا انجام شده است.

منابع لبنانی گفتند لحن عراقچی در تماس با عون دیپلماتیک بود، اما خطیب‌زاده در اظهاراتش لحنی تند داشت. به نقل از این منابع، خطیب‌زاده در گفت‌وگو با روزنامه‌نگاران گفته است: «مذاکره بی‌فایده است و ما خود را برای بدترین سناریوها آماده می‌کنیم. گفت‌وگوهای مستقیم میان لبنان و اسرائیل به نتیجه‌ای نمی‌رسد، زیرا اسرائیل موجودیتی غاصب است و از مذاکرات به‌عنوان گامی برای گسترش سلطه خود بر منطقه و پیشبرد طرح موسوم به «اسرائیل بزرگ» استفاده می‌کند».

او همچنین گفته است: «تا زمانی که اسرائیل جنوب لبنان را در اشغال دارد، مقاومت ادامه خواهد داشت و حفظ سلاح ضروری است. هر لبنانی که منافع کشورش برایش اهمیت دارد، باید از این رویکرد حمایت کند».

خطیب‌زاده درباره رابطه ایران و حزب‌الله نیز گفت این رابطه به معنای فرمان‌بری حزب‌الله از ایران نیست و تهران در امور لبنان دخالت نمی‌کند؛ تصمیم‌گیری درباره این امور بر عهده خود لبنانی‌هاست.

او مدعی شد حزب‌الله از ایران نمی‌پرسد که چه باید بکند، اما گاهی از تهران می‌پرسد چگونه می‌تواند در برابر دشمن قاطع‌تر و سرسخت‌تر عمل کند. به گفته خطیب‌زاده، حزب‌الله درباره مسائل داخلی لبنان از ایران نظرخواهی نمی‌کند.

مذاکرات ایران و آمریکا

خطیب‌زاده گفت در شرایط کنونی چشم‌اندازی برای توافق با آمریکا وجود ندارد. او با اشاره به تجربه‌های گذشته، از جمله حمله واشنگتن به ایران در میانه مذاکرات، گفت این سابقه دستیابی به توافق را دشوار می‌کند.

او همچنین به اختلاف‌نظر در داخل آمریکا اشاره کرد و گفت یک جناح با اجرای مفاد تفاهم‌نامه مخالف است، در حالی که جناحی دیگر خواهان توافق بوده است. خطیب‌زاده افزود: «دولت دونالد ترامپ دچار اختلاف و آشفتگی داخلی است؛ وگرنه می‌توانستیم به توافق برسیم». او در ادامه مدعی شد که «شوکت آمریکا شکسته شده و بیش از این نیز تضعیف خواهد شد».

خطیب‌زاده در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت منطقه گفت: «واقع‌بینی سیاسی حکم می‌کند که تا اطلاع ثانوی، در برابر تهدیدهای آمریکا خود را برای بدترین سناریوها آماده کنیم».

رابطه ایران و سوریه

خطیب‌زاده درباره رابطه تهران و دمشق گفت: «ایران عجله‌ای ندارد و آماده است هر زمان که سوریه تصمیم بگیرد، با این کشور تعامل کند. سوریه در مرحله‌ای حساس و خطرناک قرار دارد. ترکیه مرتکب اشتباهی راهبردی شده و زمینه را برای شکل‌گیری طرح مشترک اسرائیل و آمریکا فراهم کرده است؛ نتیجه این روند آن بوده که سوریه عملاً امتیازی به اسرائیل داده است».

منابع لبنانی گفتند دیدارهای خطیب‌زاده در بیروت تغییری در موضع ایران ایجاد نکرده است. به گفته آنان، او می‌خواست بر ثابت ماندن موضع تهران تأکید کند؛ موضعی که در کلیات با مخالفت نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله، با «توافق چارچوب» هم‌خوانی دارد.

این منابع این پرسش را مطرح کردند که آیا خطیب‌زاده به بیروت آمده بود تا بدون نام بردن مستقیم از «توافق چارچوب»، موضعی تند و تحریک‌آمیز علیه آن بگیرد؟ این در حالی است که عراقچی در پیام خود به عون بر ضرورت راه‌حل‌های دیپلماتیک تأکید کرده بود.

در مجموع، لحن دیپلماتیک عراقچی با موضع‌گیری تند معاونش همراه شد. این تفاوت این پرسش را پیش می‌کشد که آیا خطیب‌زاده می‌خواست پیامی منتقل کند که بیش از آنکه بازتاب‌دهنده دیدگاه جریان سیاسیِ نمایندگی‌شده از سوی عراقچی در ساختار قدرت ایران باشد، به مواضع سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نزدیک است؟ در غیر این صورت، چه ضرورتی داشت مواضعی مطرح کند که به دخالت در امور داخلی لبنان تعبیر می‌شود؛ موضوعی که از دیرباز یکی از عوامل تنش در روابط ایران و لبنان بوده و همچنان هست؟

اکثریت لبنانی‌ها چنین دخالت‌هایی را قاطعانه رد می‌کنند و از «توافق چارچوب» و رویکرد دیپلماتیک عون حمایت می‌کنند. این رویکرد در برابر گزینه نظامی قرار دارد؛ گزینه‌ای که حزب‌الله آن را آزمود و هزینه‌های انسانی و مادی سنگینی بر لبنان تحمیل کرد.


سنتکام توانمندی‌های جدید پهپادی را در خاورمیانه آزمایش می‌کند


فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا نشستی توجیهی درباره تنگه هرمز برای شرکای بین‌المللی خود در بخش کشتیرانی برگزار کرد (سنتکام)
فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا نشستی توجیهی درباره تنگه هرمز برای شرکای بین‌المللی خود در بخش کشتیرانی برگزار کرد (سنتکام)
TT

سنتکام توانمندی‌های جدید پهپادی را در خاورمیانه آزمایش می‌کند


فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا نشستی توجیهی درباره تنگه هرمز برای شرکای بین‌المللی خود در بخش کشتیرانی برگزار کرد (سنتکام)
فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا نشستی توجیهی درباره تنگه هرمز برای شرکای بین‌المللی خود در بخش کشتیرانی برگزار کرد (سنتکام)

فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، روز چهارشنبه اعلام کرد که «نیروی ۹۹» وابسته به فرماندهی مرکزی نیروی هوایی آمریکا، توانمندی‌های جدیدی در زمینه پهپادها و ارتباطات در اختیار نیروهای عملیاتی مستقر در خاورمیانه قرار می‌دهد.

این فرماندهی در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس افزود که این نیرو در حال آزمایش «ایده‌های نوآورانه با هدف افزایش اثربخشی رزمی در میدان نبرد» است.

سنتکام شامگاه سه‌شنبه ادعای یکی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران مبنی بر کنترل کامل تهران بر تنگه هرمز را رد کرد و این اظهارات را «ادعایی بی‌اساس» خواند.

سنتکام در واکنش به این اظهارات در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «ایران نیروی دریایی ندارد، زیرا نیروهای آمریکایی آن را غرق کرده‌اند. ایران بر تنگه هرمز کنترل ندارد و عبور آزادانه هزاران کشتی از این تنگه و انتقال بیش از یک میلیارد بشکه نفت تنها در چند ماه گذشته، گواه این موضوع است.»

فرماندهی مرکزی آمریکا افزود که «ایالات متحده و شرکای منطقه‌ای آن به‌وضوح کنترل تنگه را در دست دارند». این فرماندهی همچنین اعلام کرد که تنها در یک روز، با کمک نیروهای آمریکایی و شرکای آن‌ها، ۱۹ میلیون بشکه نفت خام از این تنگه عبور کرده است.


ایران پیش از انتخابات آمریکا، روش‌های حمله به کشتی‌ها را تغییر می‌دهد


کشتی‌ها در تنگه هرمز (رویترز)
کشتی‌ها در تنگه هرمز (رویترز)
TT

ایران پیش از انتخابات آمریکا، روش‌های حمله به کشتی‌ها را تغییر می‌دهد


کشتی‌ها در تنگه هرمز (رویترز)
کشتی‌ها در تنگه هرمز (رویترز)

دو مقام ارشد ایرانی به خبرگزاری رویترز گفتند ایران برای هدف قرار دادن کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند، از روش‌های جدیدی استفاده می‌کند. هدف این اقدام، بالا نگه‌داشتن قیمت نفت و تأثیرگذاری بر انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا است.

ایران از زمان حملات آمریکا و اسرائیل به این کشور در ۲۸ فوریه، می‌کوشد کنترل تنگه هرمز را به دست بگیرد. تهران عبورومرور از این آبراه را محدود کرده است؛ مسیری که پیش از جنگ، حدود یک‌پنجم عرضه جهانی نفت و گاز طبیعی مایع‌شده از آن عبور می‌کرد. ایران می‌خواهد از این طریق اهرم فشاری علیه واشنگتن ایجاد کند.

تهدیدها و حملات ایران، رفت‌وآمد کشتی‌ها از تنگه را به‌شدت کاهش داده و باعث افزایش قیمت نفت شده است؛ هرچند برخی محموله‌های نفتی همچنان از این مسیر عبور می‌کنند.

این دو مقام از ارائه جزئیات راهبرد جدید خودداری کردند، اما یکی از آن‌ها گفت ایران حدود ۱۰ روز پیش، استفاده از روش‌های تهاجمی متفاوتی را علیه کشتی‌هایی آغاز کرد که از نظر این کشور محدودیت‌هایش را نقض می‌کنند. به گفته او، این تغییر باعث افزایش حملات به این کشتی‌ها شده است.

آن‌ها گفتند این راهبرد شامل تغییر در نوع حملات و دفعات آن‌هاست و یکی از اهدافش تأثیرگذاری بر نتیجه انتخابات آمریکا است.

یکی از این مقام‌ها گفت: «هدف، ناکام گذاشتن تلاش‌های آمریکا و متحدانش برای کاهش قیمت جهانی نفت است.»

این دو مقام گفتند تصمیم به اجرای راهبرد جدید در بالاترین سطوح رهبری ایران گرفته شده و اجرای آن با هماهنگی کامل میان بخش‌های مختلف حاکمیت انجام می‌شود.

ایران از دیده‌بان‌ها استفاده می‌کند

یک مقام نظامی آمریکایی که خواست نامش فاش نشود، تأیید کرد ایران روش‌های خود را به‌طور اساسی تغییر داده است. به گفته او، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پس از آنکه آمریکا بخش عمده‌ای از توان راداری ایران را نابود کرد، استفاده از دیده‌بان‌های غیرمسلح را در قایق‌های کوچک آغاز کرده است. این افراد مأموریت دارند اهداف احتمالی، از جمله کشتی‌های متعلق به نیروی دریایی آمریکا، را شناسایی کنند.

این مقام گفت ارتش آمریکا هفته گذشته، در رویدادی که پیش‌تر گزارش نشده بود، دیده‌بان‌های ایرانی را شناسایی کرد که از روی یک قایق بادبانی فعالیت می‌کردند و اطلاعات مربوط به اهداف را به سپاه پاسداران می‌دادند. به گفته او، نیروهای آمریکایی با این قایق مواجه شدند و به سرنشینان آن دستور دادند قایق را ترک کنند. سپس قایق را منهدم کردند. در این حادثه کسی کشته نشد.

این مقام تأکید کرد ایران که نمی‌خواهد باقی‌مانده قایق‌های تندرو خود را به خطر بیندازد، نتوانسته است مانع افزایش صادرات نفت از طریق تنگه شود؛ به‌ویژه پس از آنکه حملات آمریکا نیروی دریایی این کشور را نابود کرد.

جنگ و هزینه ماهانه سه میلیارد دلاری آن، به یکی از محورهای اصلی کارزارهای انتخاباتی آمریکا برای انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در ماه نوامبر تبدیل شده است. این انتخابات مشخص می‌کند کدام حزب کنترل کنگره را در دست خواهد داشت.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در حال بررسی گام‌های بعدی علیه ایران است، اما گفته است پیش از انتخابات حمله دیگری انجام نخواهد داد.

هم‌زمان، آمریکا بنادر ایران را محاصره دریایی کرده و دامنه تحریم‌ها را گسترش می‌دهد. هدف از این اقدامات، افزایش فشار اقتصادی بر تهران برای دستیابی به توافقی است که به درگیری پایان دهد.

تنش‌ها بر سر تنگه هرمز، بازارهای جهانی انرژی را در برابر اختلال‌های بیشتر آسیب‌پذیر کرده است. خطر حملات و افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل دریایی و بیمه، تلاش‌ها برای بازگرداندن رفت‌وآمد کشتی‌ها به سطح عادی را دشوار کرده است.

حملات در محدوده‌ای گسترده‌تر

داده‌های مستقل نشان می‌دهد حملات به کشتی‌های تجاری که همچنان از تنگه عبور می‌کنند، طی چند روز گذشته به بالاترین سطح از زمان آغاز جنگ رسیده است.

این دو مقام گفتند تهران در چارچوب راهبرد جدید، دامنه جغرافیایی عملیات خود را نیز گسترش خواهد داد تا این عملیات از تنگه هرمز فراتر برود و آب‌های دورتری را دربر بگیرد.

تحلیل‌های مبتنی بر اطلاعات منابع صنعت امنیت دریایی، از جمله گزارش‌های ارائه‌شده به سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا و شرکت‌های فعال در حوزه امنیت دریایی منطقه، نشان می‌دهد که این روند شاید از هم‌اکنون آغاز شده باشد.

بر اساس این تحلیل‌ها، ایران کشتی‌هایی را در مناطقی فراتر از تنگه هرمز هدف قرار می‌دهد؛ از جمله کشتی‌هایی که طی چند روز گذشته در نزدیکی سواحل قطر و امارات متحده عربی هدف حمله قرار گرفته‌اند.

مقام دوم ایرانی گفت تهران اجازه نخواهد داد ترامپ پیش از انتخابات نوامبر قیمت نفت را کاهش دهد. او گفت: «وقتی فکر کنند به نقطه‌ای نزدیک شده‌اند که قیمت‌ها کاهش پیدا می‌کند، آن‌ها را از آن نقطه دور خواهیم کرد. این یک بازی شطرنج است.» او افزود: «چنین کشتی‌هایی در هیچ‌جا، حتی خارج از تنگه هرمز، امن نخواهند بود.»

دو مقام ایرانی گفتند تهران در پی ایجاد وضعیتی است که در آن هیچ کشتی ناقض محدودیت‌های ایران نتواند از تنگه عبور کند. یکی از آن‌ها گفت: «به‌زودی تنگه به‌طور کامل بسته خواهد شد.»