یوسی کوهن: آرشیو هسته‌ای را دزدیدیم و ایرانی‌ها دچار هیستری شدند

«اوسکار» لبنانی، دستیار دانشمند هسته‌ای فخری‌زاده را جذب کرد… و ترور او به دستگاهی یک‌تنی نیاز داشت که «تکه‌تکه» قاچاق شد (۲ از ۳)

نتانیاهو به اسناد آرشیو هسته‌ای ایران اشاره می‌کند؛ اسنادی که نقش محسن فخری‌زاده در برنامهٔ تسلیحات هسته‌ای تهران را آشکار می‌سازد (آرشیوی – رویترز)
نتانیاهو به اسناد آرشیو هسته‌ای ایران اشاره می‌کند؛ اسنادی که نقش محسن فخری‌زاده در برنامهٔ تسلیحات هسته‌ای تهران را آشکار می‌سازد (آرشیوی – رویترز)
TT

یوسی کوهن: آرشیو هسته‌ای را دزدیدیم و ایرانی‌ها دچار هیستری شدند

نتانیاهو به اسناد آرشیو هسته‌ای ایران اشاره می‌کند؛ اسنادی که نقش محسن فخری‌زاده در برنامهٔ تسلیحات هسته‌ای تهران را آشکار می‌سازد (آرشیوی – رویترز)
نتانیاهو به اسناد آرشیو هسته‌ای ایران اشاره می‌کند؛ اسنادی که نقش محسن فخری‌زاده در برنامهٔ تسلیحات هسته‌ای تهران را آشکار می‌سازد (آرشیوی – رویترز)

روزنامهٔ «الشرق الأوسط» امروز بخش دوم یک خوانش مفصل از کتاب مدیر پیشین سازمان اطلاعات اسرائیل (موساد)، یوسی کوهن، را منتشر می‌کند. این کتاب با عنوان «با نیرنگ‌ها برای خود جنگی می‌سازی» به زبان عبری منتشر شده است، اما عنوان نسخهٔ انگلیسی متفاوت است: «شمشیر آزادی: اسرائیل، موساد و جنگ پنهان».
بخش امروز به جزئیات سرقت آرشیو هسته‌ای ایران از قلب تهران و ترور دانشمند برجستهٔ هسته‌ای ایران، محسن فخری‌زاده، می‌پردازد.

در قلب ایران

موضوع سرقت آرشیو هسته‌ای مهم‌ترین دستاوردی است که کوهن در دوران ریاست خود بر موساد به آن رسیده است. او نمی‌تواند از توضیح این عملیات بگذرد؛ عملیاتی که جایگاه او را به عنوان فرمانده‌ای تثبیت می‌کند که بر عملیاتی عظیم، پیچیده، به‌شدت حساس و بسیار پرخطر نظارت کرده است. او این عملیات را الگویی برای بهترین فرمانده عملیات می‌داند. این پروژهٔ زندگی اوست؛ نردبانی که شاید در صورت ورود به کار سیاسی، او را به سمت نخست‌وزیری برساند. شیوه‌ای که کوهن داستان را روایت می‌کند، همچون نقشهٔ راهی مفصل است که با مهندسی دقیق ترسیم شده و بخش بزرگی از کتاب را به خود اختصاص می‌دهد؛ او در چند فصل به آن بازمی‌گردد و دوباره شرحش می‌دهد.
کوهن می‌گوید که از سال ۲۰۱۶ تصمیم به سرقت آرشیو هسته‌ای در تهران گرفته بود. او تأکید می‌کند که این تصمیم پس از حدود ده سال فعالیت در داخل ایران اتخاذ شد. او فاش می‌کند که یک هستهٔ موساد شامل مردان و زنان، شروع به فعالیت در خاک ایران کرد و به‌تدریج رشد کرد تا جایی که موفق شد به منظومهٔ حکومتی تهران نفوذ کند. او جزئیات زیادی ارائه نمی‌دهد، اما تصویری کلی مطرح می‌کند که بر این ایده بنا شده است: «فرض کن کارگردانی هستی که می‌خواهی برای چنین نفوذی سناریوی یک فیلم بنویسی؛ چه می‌کنی؟».
در اینجا او به ادعای ایرانی‌ها پاسخ می‌دهد که گفته بودند اسرائیل از طریق عوامل انسانی به ایران نفوذ نکرده و تنها از فناوری‌های بسیار پیشرفته استفاده کرده است. او می‌گوید که واقعاً از فناوری و هوش مصنوعی استفاده کرده‌اند، اما اضافه می‌کند: «موفقیت عملیات اسرائیل در ایران بدون استفاده از عنصر انسانی غیرممکن است». او تأکید می‌کند که «دانشمند هسته‌ای که با نهایت پنهانکاری کار می‌کرد، نمی‌دانست که دشمنش حتی در قلب تأسیسات هسته‌ای نطنز ــ که در سطح هزار دونم مربع و در عمق هشت‌متری زیر زمین ساخته شده ــ برایش مأمور کاشته است».

جلد نسخهٔ عبری کتاب

کوهن روایتش را با این سخن آغاز می‌کند که توانسته چندین ایرانی را به‌عنوان عامل جذب کند، وقتی خود را به‌عنوان یک وکیل و تاجر لبنانی با نام «اوسکار» معرفی کرده بود. یکی از کسانی که در دام او افتاد، یک دانشمند هسته‌ای بود که دستیار دانشمند مسئول پروژهٔ هسته‌ای، دکتر محسن فخری‌زاده، بود؛ همان کسی که در سال ۲۰۲۰ در قلب ایران ترور شد. او می‌گوید فخری‌زاده در غرب فردی حاشیه‌ای تلقی می‌شد، اما آرشیوی که از ایران سرقت شد نشان داد که او مرد شماره یک پروژهٔ هسته‌ای بوده است.
کوهن نام این دستیار فخری‌زاده را «فرید» می‌گذارد و می‌گوید فرید گزارشی دربارهٔ ساخت سانتریفیوژهای غنی‌سازی اورانیوم به او رسانده بود؛ گزارشی که نشان می‌داد، برخلاف تصور دستگاه‌های اطلاعاتی غرب دانش اصلی از پاکستان آمده بود، نه کرهٔ شمالی.
کوهن همچنین دربارهٔ واحد موساد که در خاک ایران فعالیت می‌کرد سخن می‌گوید؛ از بزرگی تعداد اعضای آن و نوع فعالیتشان، به‌گونه‌ای که خودش باور نمی‌کند چگونه این شبکه توانست سال‌ها فعالیت کند بدون آن‌که دستگاه اطلاعاتی ایران آن را کشف کند. او اشاره می‌کند که این شبکه شامل کارمندان ارشد، استادان دانشگاه، مهندسان و متخصصان بوده است.

ترور فخری‌زاده

او روایت می‌کند که چگونه ترور فخری‌زاده عملیاتی بود که ماه‌ها طول کشید تا آماده شود، پس از آن‌که از نقش او در مدیریت پروژهٔ هسته‌ای اطمینان حاصل شد. می‌گوید: «باید سلاح‌ها و تجهیزات به‌تدریج وارد خاک ایران می‌شد. سلاح‌هایی خودکار که با سیستم کنترل از راه دور عمل می‌کردند؛ یک تیربار که از راه دور فعال می‌شود و دارای رایانه‌ای مجهز به هوش مصنوعی است و وزن آن، همراه با تمام لوازم جانبی، کمتر از یک تُن نیست. همهٔ این تجهیزات تکه‌تکه قاچاق شد، با تغییر مسیرهای قاچاق تا کشف نشود. پس از سرهم‌بندی دوباره، لازم بود آن را به محل اجرای عملیات منتقل کنیم؛ روی پایهٔ یک کامیون، همراه با دستگاه خودتخریبی که تضمین کند آثار عملیات از بین برود.»
فخری‌زاده به سفر با کاروانی طولانی از خودروها عادت داشت. اما در روزهای جمعه، محافظانش به پنج خودرو اکتفا می‌کردند. او با لجاجت اصرار داشت خود، رانندگی کند؛ با خودرویی خانوادگی از نوع «نیسان تیانا» مشکی، که زرهی نبود و شیشه‌هایش ضدگلوله نبودند.
واحد موساد فعال در ایران گزارش می‌دهد که کاروان حرکت کرده است. عناصر این واحد ــ ایرانی و غیرایرانی ــ پراکنده می‌شوند. خودروی نخست محافظان طبق عادت با سرعت جلو می‌رود تا مسیر را بررسی کند، سپس سرعت کم می‌کند تا کاروان به آن برسد. فخری‌زاده ناچار می‌شود سرعتش را کاهش دهد تا بدون مزاحمت در خیابان، به مقصدش برسد؛ درست همان‌گونه که موساد پیش‌بینی کرده بود.
از نقطه‌ای دور، جایی که تک‌تیرانداز نشسته و همه‌چیز را با پخش زنده زیر نظر دارد ــ پخش زنده‌ای که در تل‌آویو هم دیده می‌شد ــ تیراندازی آغاز می‌شود. خودرو متوقف می‌شود و فخری‌زاده از ماشین پیاده می‌شود تا پشت درِ آن پناه بگیرد، اما تک‌تیرانداز تیراندازی را ادامه می‌دهد. پانزده گلوله او را به‌سختی مجروح می‌کند. و او می‌میرد.
همسرش که کنار او در خودرو بود و حتی خراشی برنداشته بود، به‌سویش دوید و سرش را در آغوش گرفت. اسرائیلی‌ها از تل‌آویو، به‌صورت زنده دیدند که چگونه محافظان پریشان رسیدند و سر هم فریاد کشیدند؛ تا آن‌که انفجار کامیونی که چند ده متر دورتر بود ــ بخشی از برنامهٔ خودتخریبی ــ صدایشان را خاموش کرد. با آن انفجار، جنگی داخلی میان دستگاه اطلاعاتی و سپاه پاسداران نیز آغاز شد: چه کسی مسئول این نفوذ امنیتی است؟

عکسی از فرماندهان و دانشمندان کشته‌شده

تصاویر فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته‌ای ایرانی که در حملات اسرائیل در جنگ اخیر کشته شدند، در قبرستان بهشت زهرا، جنوب تهران، ۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۵ ( رويترز)

سرقت آرشیو هسته‌ای

کوهن دوباره به موضوع آرشیو هسته‌ای بازمی‌گردد و می‌گوید واحد موساد در ایران پس از تکمیل آمادگی برای یورش و سرقت آرشیو، دریافت که مقامات ایرانی آرشیو را با سه کامیون به ساختمانی دیگر در محلهٔ «شهرباد» [کهریزک]تهران منتقل کرده‌اند. این اتفاق در ژانویه ۲۰۱۷ رخ داد. بنابراین مجبور شد دوباره نقشهٔ عملیات را بازطراحی کند و یک پایگاه مراقبت تازه بنا کند.
او توضیح می‌دهد که چنین عملیاتی به صدها نفر نیاز دارد: گروهی برای مراقبت نه تنها از مقر آرشیو، بلکه از کل محله؛ محله‌ای که باید طی چند ماه زیر نظر می‌گرفتند تا رفتار ساکنان آن شناخته شود و با نیروهای بیرونی که ممکن است عملیات را مختل کنند اشتباه گرفته نشوند. گروهی دیگر که در پناهگاه‌هایی با کامیون‌ها برای پشتیبانی موساد مستقر شوند.
تیمی حرفه‌ای متخصص در یورش به اماکن سری محافظت‌شده و باز کردن قفل ۳۲ گاوصندوق.
تیم محافظت امنیتی. تیمی برای مدیریت لجستیک و برنامه‌ریزی واکنش در صورت کشف عملیات.
ابزارهای کار، دستگاه‌های انتقال و تجهیزات اختلال سیستم‌ها.
کوهن فاش می‌کند که یکی از ابزارهای مورد استفاده موساد در عملیات، جرثقیلی با ارتفاع ۶ متر بود. او می‌گوید تیم او در ایران میدانی تمرینی تشکیل داد که در آن همهٔ جنبه‌های عملیات را تمرین کردند. بخشی از اعضا کنار گذاشته شدند، چون نتوانستند در تمرین‌ها دوام بیاورند.
بر اساس گفتهٔ کوهن، تیم عملیاتی باید این مأموریت را در مدت زمانی بسیار کوتاه، از ساعت ده شبِ ۳۱ ژانویه تا پنج صبح انجام می‌دادند و سپس سریعاً می‌گریختند؛ زیرا نگهبانان شیفت بعدی قرار بود ساعت هفت صبح برسند. در نهایت، نیروهای موساد عملیات را در ساعت ۵:۰۰ منهای یک دقیقه، یعنی ۴:۵۹ بامداد به پایان رساندند. او فاش می‌کند که عملیات در حالت عادی به زمان بیشتری نیاز داشت، اما اطلاعاتی رسیده بود که نشان می‌داد مقامات ایرانی تصمیم گرفته‌اند آرشیو را دوباره به انباری سوم منتقل کنند. بنابراین، اجرای عملیات تسریع و برای روز ۳۰ ژانویه برنامه‌ریزی شد، اما فرماندهٔ میدانی درخواست زمان بیشتری کرد. کوهن تنها یک روز اضافه به او داد، و به همین ترتیب عملیات در ۳۱ ژانویه انجام شد.
کوهن می‌گوید که از آغاز تا پایان عملیات در جریان جزئیات اجرای آن بود؛ زیرا همه‌چیز به‌صورت پخش زنده به تل‌آویو منتقل می‌شد (همان‌گونه که بعدها در ترور فخری‌زاده نیز تکرار شد).
به دلیل حجم بسیار زیاد اسناد، اعضای تیم بخشی از آن‌ها را فیلم‌برداری می‌کردند تا تیم کارشناسی در اتاق عملیات تل‌آویو بررسی کند؛ اگر تأیید می‌شد آن سند را می‌بردند و اگر تأیید نمی‌شد در محل باقی می‌گذاشتند. برای احتیاط، اسناد هم فیلم‌برداری و هم روی دیسک‌ها اسکن شدند، و نیروهای موساد نسخهٔ اصلی را با خود بردند تا در برابر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی سندیت داشته باشد.
کوهن می‌گوید ایرانی‌ها اسناد را در پوشه‌هایی با رنگ‌بندی نگه می‌داشتند، و او دستور داده بود تمام اسناد قرمز و سیاه جمع‌آوری شود؛ زیرا می‌دانستند این رنگ‌ها نشان‌دهندهٔ بالاترین درجهٔ حساسیت و خطر اسناد است.

صاروخ إيراني يعرض بجانب لافتة تحمل صورة المرشد علي خامنئي وقادة من «الحرس الثوري» بأحد شوارع طهران قُتلوا في هجمات إسرائيلية (رويترز)

حاصل «غنیمت» عملیات: ۵۵ هزار سند و ۱۸۳ دیسک که شامل ۵۲ هزار سند دیگر می‌شد. او تأکید می‌کند که بیشتر اسناد مهم به‌صورت اصلی به اسرائیل منتقل شد و دربردارندهٔ شواهدی است مبنی بر این‌که ایران برای یک پروژهٔ کامل تسلیحات هسته‌ای برنامه‌ریزی کرده بود، از جمله ساخت کلاهک‌های هسته‌ای برای موشک‌ها.
در ادامه، کوهن روایت می‌کند که ایرانی‌ها پس از عملیات چگونه رفتار کردند. او می‌گوید: «بعد از آن‌که واحد ما همراه با آرشیو محل را ترک کرد، همچنان آن محل را زیر نظر داشتیم. می‌دیدیم که چگونه شوکه شدند و دچار هیستری. ده‌ها هزار نیروی پلیس، اطلاعات و سپاه پاسداران را بسیج کردند تا نیروهای ما را پیدا کنند؛ نیروهایی که تنها ۲۵ نفر بودند و از چندین ملیت گوناگون. آنان ایست‌های بازرسی ایجاد کردند، حرکت زمینی و پروازها را متوقف کردند. بعدها فهمیدیم که رهبر عالی، علی خامنه‌ای، سرقت آرشیو را یک فاجعهٔ ملی دانسته بود.»
کوهن می‌گوید نیروهای اسرائیلی از فاصلهٔ دو ساعته (از ساعت پنج تا هفت صبح) برای ناپدید شدن استفاده کردند. او فاش می‌کند که نیروها فوراً در چند منطقهٔ مختلف تهران پراکنده شدند؛ برخی در آپارتمان‌هایی که از قبل آماده شده بود پنهان شدند، برخی بلافاصله از کشور خارج شدند، و بقیه با وجود همهٔ تدابیر امنیتی ایران، بعدها قاچاقی خارج شدند.
مدیر پیشین موساد می‌گوید که یک دقیقه پس از پایان عملیات، جریان را به نتانیاهو اطلاع داده و سپس با وزیر خارجهٔ آمریکا، مایک پومپئو ــ که پیش‌تر رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) بود ــ تماس گرفته است. پومپئو در واکنش گفت: «این یکی از جسورانه‌ترین عملیات‌های اطلاعاتی در تاریخ است.» سپس نتانیاهو با رئیس‌جمهوری دونالد ترامپ تماس گرفت و او را از سرقت آرشیو هسته‌ای ایران باخبر کرد. بعد از آن، نسخه‌ای از مواد آرشیو ایران، همراه با گزارشی ۳۶ صفحه‌ای که محتویات اسناد را به‌طور کامل توضیح می‌داد و تردید برخی دستگاه‌ها دربارهٔ واقعیت برنامهٔ هسته‌ای ایران را برطرف می‌کرد، به سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا، بریتانیا، روسیه، فرانسه، آلمان و چین و نیز آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تحویل داده شد.
در ۳۰ آوریل، نتانیاهو در یک کنفرانس مطبوعاتی رسمی، عملیات را با عنوان: «ایران دروغ می‌گوید» اعلام کرد. و هشت روز بعد از آن، ترامپ خروج از توافق هسته‌ای با ایران را اعلام نمود.



ایران و آمریکا در بن‌بست مذاکره؛ کدام طرف زودتر کوتاه می‌آید؟

دو زن ایرانی روز دوشنبه در مقابل دیواری ضدآمریکایی در نزدیکی سفارت سابق آمریکا در تهران عبور می‌کنند (آسوشیتدپرس)
دو زن ایرانی روز دوشنبه در مقابل دیواری ضدآمریکایی در نزدیکی سفارت سابق آمریکا در تهران عبور می‌کنند (آسوشیتدپرس)
TT

ایران و آمریکا در بن‌بست مذاکره؛ کدام طرف زودتر کوتاه می‌آید؟

دو زن ایرانی روز دوشنبه در مقابل دیواری ضدآمریکایی در نزدیکی سفارت سابق آمریکا در تهران عبور می‌کنند (آسوشیتدپرس)
دو زن ایرانی روز دوشنبه در مقابل دیواری ضدآمریکایی در نزدیکی سفارت سابق آمریکا در تهران عبور می‌کنند (آسوشیتدپرس)

دو طرف نه مذاکرات جدی دارند و نه به سوی یکدیگر تیراندازی می‌کنند. در عوض، ایران و آمریکا در وضعیتی پرتنش و بلاتکلیف قرار گرفته‌اند؛ وضعیتی که خطر بازگشت به جنگ یا تثبیت بن‌بست را در پی دارد.

در مرکز این وضعیت حل‌نشده، محاسبات و شاید محاسبات اشتباه هر دو طرف قرار دارد.

تحلیلگران می‌گویند مقام‌های ایرانی معتقدند دستاوردهای مقاومت در برابر فشارهای اقتصادی آمریکا و حفظ کنترل بر تنگه هرمز، بیشتر از چیزی است که ممکن است با دادن امتیازهای بزرگ در یک توافق به دست آورند. به نظر می‌رسد آمریکا نیز روی این حساب کرده است که تشدید فشار اقتصادی بر ایران، جایی موفق شود که حملات نظامی ناکام مانده‌اند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، روز چهارشنبه تهدید کرد کشورهایی را که با ایران تجارت می‌کنند با «پیامدهای اقتصادی عظیم» روبه‌رو خواهد کرد. با این حال، تاکنون نه آمریکا و نه ایران به خواسته‌های خود نرسیده‌اند.

وقتی دو کشور دو ماه پیش بر سر آتش‌بس توافق کردند، قرار بود این توافق آنها را در مسیر دستیابی به توافقی گسترده‌تر در مدت ۶۰ روز قرار دهد؛ توافقی که برنامه هسته‌ای ایران و لغو تحریم‌های آمریکا را در بر می‌گرفت. این مهلت در همین هفته به پایان رسید و ترامپ روز سه‌شنبه در شبکه‌های اجتماعی گفت «هیچ مذاکره یا گفت‌وگویی» در جریان نیست و برنامه‌ای هم برای آن وجود ندارد.

در عوض، به گفته نیکول گرایفسکی، استادیار مرکز مطالعات بین‌الملل مؤسسه علوم سیاسی پاریس، دو کشور در «وضعیتی از تعلیق مداوم» به سر می‌برند.

او افزود: «در چند ماه گذشته تغییر اساسی چندانی رخ نداده، جز اینکه موضع ایران بیش از پیش تثبیت شده و تلاش‌های مکرر آمریکا برای یافتن نوعی راه خروج، که تاکنون ناموفق بوده، ادامه داشته است.»

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در گفت‌وگو با شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، با حضور عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، پیش از نشست چهارگانه در استراحتگاه بورگن‌اشتوک در سوئیس (رویترز)

ایران در این ماه فهرستی از خواسته‌های خود را در برابر بازگشایی تنگه هرمز به روی آمریکا ارائه کرد. این تنگه در امتداد ساحل جنوبی ایران قرار دارد و یکی از مسیرهای اصلی عبور بخش بزرگی از نفت جهان است.

این خواسته‌ها شامل لغو تحریم‌ها، آزاد کردن دارایی‌های مسدودشده و پرداخت غرامت بابت جنگ بود. شروط مشابهی پیشتر به عنوان بخشی از توافق احتمالی میان دو طرف مطرح شده بود و در تفاهم‌نامه‌ای که در ژوئن به توافق رسیده بودند نیز گنجانده شده بود، اما این تفاهم‌نامه خیلی زود از هم فروپاشید.

ایران از چند هفته پیش درباره مدیریت آینده تنگه با عَمّان مذاکره می‌کند، اما فهرست خواسته‌ها نشان می‌دهد که حتی در صورت دستیابی به توافق، نیروهای ایرانی همچنان کشتی‌های در حال عبور را تهدید و به آنها حمله خواهند کرد. دست‌کم دو کشتی در روزهای اخیر در این تنگه هدف حمله قرار گرفته‌اند.

مهرزاد بروجردی، رئیس دانشکده هنر، علوم و آموزش در دانشگاه علم و فناوری میسوری، گفت: «پس از آنکه تهران از شوک اولیه جنگ عبور کرد، اکنون مصمم است قدرت خود را به نمایش بگذارد.»

او افزود: «استفاده از تنگه هرمز به عنوان سلاح و موضع سخت‌گیرانه ایران در مذاکرات موازی با آمریکا و عَمّان باید در این چارچوب درک شود.»

لحن ترامپ در چند ماه گذشته میان تهدید به نابودی و وعده نزدیک بودن یک توافق دیپلماتیک در نوسان بوده است.

جرد کوشنر، فرستاده دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در جریان حضور در «اجلاس دریاچه لوسرن» در استراحتگاه بورگن‌اشتوک در نزدیکی شهر لوسرن سوئیس (آسوشیتدپرس)

اگر هدف از این رویکرد ترساندن مقام‌های ایرانی و وادار کردن آنها به دادن امتیاز بوده، به نظر می‌رسد نتیجه‌ای معکوس داشته است. ظاهراً آنها متقاعد شده‌اند که ترامپ حاضر نیست جنگی تمام‌عیار را از سر بگیرد؛ جنگی که می‌تواند به افزایش قیمت نفت منجر شود و در افکار عمومی آمریکا، به‌ویژه پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای، محبوبیتی نداشته باشد.

الکس واتانکا، پژوهشگر ارشد در مؤسسه خاورمیانه، یک مرکز پژوهشی مستقر در واشنگتن، گفت: «به نظر می‌رسد ایران معتقد است آمریکا سرانجام از رویارویی پرهزینه و بلندمدت خسته خواهد شد.»

همزمان، آمریکا بیش از پیش بر فشار اقتصادی بر ایران متمرکز شده است.

جرد کوشنر، داماد ترامپ و فرستاده او، روز دوشنبه به شبکه «فاکس نیوز» گفت مقام‌های ایرانی «هیچ علاقه‌ای به انجام کاری که برای ما منطقی باشد نشان نمی‌دهند».

او در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت مذاکرات، محاصره دریایی با هدف تضعیف بیشتر اقتصاد ایران را محور تمرکز کنونی ترامپ دانست.

ترامپ روز سه‌شنبه در شبکه‌های اجتماعی گفت محاصره همچنان به طور کامل برقرار است. او همچنین اعلام کرد تنگه کاملاً باز است، هرچند مقام‌های صنعت کشتیرانی به حملات اخیر به کشتی‌ها اشاره کرده‌اند.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در گفت‌وگویی اخیر با «نیوزمکس» گفت وزارتخانه او قصد دارد اقداماتی را اجرا کند که «در تاریخ منزوی کردن اقتصادی» هیچ کشوری سابقه نداشته است.

یک زن و مرد ایرانی روز پنجشنبه در تهران از کنار تابلویی ضد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، عبور می‌کنند (آسوشیتدپرس)

حاکمان ایران پیشتر نیز در برابر فشارهای اقتصادی بین‌المللی مقاومت کرده‌اند، هرچند در سال ۲۰۱۵، پس از تشدید تحریم‌ها در دولت باراک اوباما، با دادن امتیازهایی درباره برنامه هسته‌ای خود موافقت کردند.

با توجه به موضع ایران تاکنون، به نظر می‌رسد ایرانیان هزینه مستقیم تحریم‌ها را متحمل شوند. آنها همین حالا با تورم بسیار بالا روبه‌رو هستند و برای تأمین کالاهای اساسی با مشکل مواجه‌اند.

بروجردی گفت ایران در برابر تحریم‌های آمریکا «تا حد ممکن تلاش خواهد کرد درد اقتصادی ناشی از آن را به مردم خود منتقل کند و روی این حساب کرده است که واشنگتن ابتدا عقب‌نشینی خواهد کرد».

مجتبی خامنه‌ای، رهبر ایران، افراد تندرو و وفادار به خود را در سمت‌های مهم نظامی منصوب کرده است که نشانه‌ای از تمایل او به حفظ کشور در وضعیت آمادگی برای جنگ است.

واتانکا گفت وقوع یک رویارویی جدید احتمالاً زیرساخت‌های انرژی منطقه، پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه و کشتیرانی تجاری را وارد درگیری خواهد کرد.

در حال حاضر، به همان اندازه محتمل به نظر می‌رسد که بن‌بست ادامه پیدا کند و مسائل اصلی، از جمله برنامه هسته‌ای ایران و تنگه هرمز، همچنان حل‌نشده باقی بمانند.

گرایفسکی گفت: «هرچه این وضعیت تعلیق بیشتر ادامه پیدا کند، بیشتر تثبیت می‌شود و یافتن راه خروجی که هر یک از دو طرف بتواند آن را چیزی جز امتیازدهی معرفی کند، دشوارتر خواهد شد.»

سرویس نیویورک‌تایمز


معضل ایران ترامپ را گرفتار کرده است



دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پس از نشست کابینه در کمپ دیوید، در فرودگاه هگرزتاونِ مریلند به‌سوی هواپیمای «ایر فورس وان» می‌رود (گتی/خبرگزاری فرانسه)
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پس از نشست کابینه در کمپ دیوید، در فرودگاه هگرزتاونِ مریلند به‌سوی هواپیمای «ایر فورس وان» می‌رود (گتی/خبرگزاری فرانسه)
TT

معضل ایران ترامپ را گرفتار کرده است



دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پس از نشست کابینه در کمپ دیوید، در فرودگاه هگرزتاونِ مریلند به‌سوی هواپیمای «ایر فورس وان» می‌رود (گتی/خبرگزاری فرانسه)
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پس از نشست کابینه در کمپ دیوید، در فرودگاه هگرزتاونِ مریلند به‌سوی هواپیمای «ایر فورس وان» می‌رود (گتی/خبرگزاری فرانسه)

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، با اعلام ناگهانی توافقی برای خلع سلاح جنبش «حماس» به یک دستاورد دیپلماتیک مورد استقبال دست یافت، اما همچنان در جنگ با ایران گرفتار است و در جست‌وجوی راهی برای خروج از این وضعیت است؛ راهی که تا این لحظه به نظر نمی‌رسد در دسترس باشد.

بر اساس تحلیلی که خبرگزاری فرانسه روز جمعه منتشر کرد، پس از پنج ماه جنگ با ایران، به نظر می‌رسد فضای مانور رئیس‌جمهوری آمریکا تا حد زیادی محدود شده است. او بیشتر از آنکه بر اساس یک راهبرد روشن عمل کند، در حال مدیریت بحرانی است که تحولات آن به‌سرعت تغییر می‌کند.

ترامپ روز چهارشنبه، پیش از اجرای حملات جدید علیه ایران در همان شب و در واکنش به حملات ایران به پایگاه‌های آمریکایی در اردن، گفت: «ما آن‌ها را بسیار سخت خواهیم زد، چون اکنون نوبت ماست.»

رئیس‌جمهوری جمهوری‌خواه آمریکا با این اظهارات، به‌روشنی محدودیت‌های راهبردی را نشان داد که بر تلاش برای وادار کردن ایران به تسلیم از طریق حملات موشکی استوار است؛ رویکردی که تاکنون به نتایج مورد انتظار نرسیده است.

هم‌زمان، با گسترش تدریجی دامنه درگیری‌ها در خاورمیانه، رئیس‌جمهوری آمریکا خود را با بن‌بستی فزاینده روبه‌رو می‌بیند.

ترامپ روز جمعه در اقامتگاه ریاست‌جمهوری در کمپ دیوید با اعضای کابینه خود دیدار کرد، اما هیچ نشانه‌ای از تغییر در راهبرد او ارائه نشد.

شبکه «ان‌بی‌سی نیوز» روز پنجشنبه به نقل از مقام‌های آمریکایی که نامشان فاش نشده است، گزارش داد که رئیس‌جمهوری آمریکا «به‌شدت ناراضی» است و در نشستی اخیر در کاخ سفید، خشم خود را از محدود بودن گزینه‌های موجود برای پایان دادن به جنگ ابراز کرده است.

این موضوع تا حد زیادی به تصمیمی بستگی دارد که تهران اتخاذ خواهد کرد.

تابلویی حاوی تهدید علیه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در کنار یک سامانه موشکی ایرانی در میدان آزادی تهران، پنجشنبه (رویترز)

از زمانی که آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه کارزار حملات علیه ایران را آغاز کردند، حملاتی که از همان روز نخست به کشته شدن شماری از مقام‌های ارشد، از جمله رهبر جمهوری اسلامی علی خامنه‌ای، انجامید، روند امور مطابق انتظار ترامپ پیش نرفت. او در ابتدا از یک بازه زمانی چهار تا شش هفته‌ای برای اطمینان از اینکه ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا نکند، سخن گفته بود.

مقام‌های آمریکایی تأکید می‌کنند که پس از ماه‌ها حمله، اهداف نظامی خود را محقق کرده‌اند؛ حملاتی که نیروی دریایی ایران را نابود و توان موشکی این کشور را تضعیف کرده است. اما با انتقال درگیری به موضوع کنترل تنگه هرمز، مسیر جنگ تغییر کرد؛ موضوعی که موجب اختلال در تجارت جهانی شد و دولت ترامپ را غافلگیر کرد.

از سوی دیگر، توافق چارچوبی با ایران که در ۱۷ ژوئن اعلام شد و از همان ابتدا با انتقادهایی روبه‌رو بود، زیرا منتقدان آن را به سود تهران می‌دانستند، تنها مدت کوتاهی دوام آورد و سپس فروپاشید.

اکنون صحنه درگیری به تبادل حملات محدود شده است؛ نیروهای آمریکایی مواضع نظامی را هدف قرار می‌دهند و در مقابل، «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی»، نهاد ایدئولوژیک ایران، پایگاه‌های آمریکایی و کشورهای متحد واشنگتن در خاورمیانه را هدف قرار می‌دهد؛ معادله‌ای مبتنی بر پاسخ متقابل یا «چشم در برابر چشم».

ریچارد هاس، رئیس پیشین شورای روابط خارجی، در یادداشتی که روز جمعه منتشر شد، نوشت: «درک اینکه چرا این رویکرد امروز موفق شود دشوار است، در حالی که در پنج ماه گذشته موفق نبوده است.»

جنگی نامحبوب

کارن یانگ، پژوهشگر مؤسسه خاورمیانه در واشنگتن، گفت: «این درگیری هنوز در مراحل ابتدایی خود قرار دارد و باید برای بی‌ثباتی‌های طولانی‌مدت آماده باشیم.» او به‌ویژه به چالش‌های مربوط به تضمین تداوم عرضه نفت اشاره کرد.

او در دیداری با خبرنگاران در این هفته افزود: «این مناقشه راه‌حل‌های سریع ندارد، حتی اگر در ایران انتقال سیاسی رخ دهد، زیرا این موضوع ممکن است به جای کاهش بی‌ثباتی، به بی‌ثباتی بیشتر در منطقه منجر شود.»

در آمریکا، این جنگ همچنان تا حد زیادی نامحبوب است، به‌ویژه به دلیل تأثیر آن بر قیمت سوخت.

میانگین نظرسنجی‌هایی که نیت سیلور، تحلیلگر سیاسی، تهیه کرده و روز پنجشنبه به‌روزرسانی شده است، نشان می‌دهد ۵۸.۳ درصد از آمریکایی‌ها با جنگ مخالف‌اند. این رقم از ماه مارس به‌طور مستمر افزایش یافته است. در مقابل، ۳۷.۴ درصد از آن حمایت می‌کنند.

این موضوع پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در ماه نوامبر، که کمتر از چهار ماه تا برگزاری آن باقی مانده است، حساسیت سیاسی بیشتری پیدا کرده است. این انتخابات معمولاً برای حزب حاکم دشوار است و ممکن است ترامپ در آن اکثریت خود را در کنگره از دست بدهد.

الکس فاتانکا، پژوهشگر مؤسسه خاورمیانه، وضعیت کنونی را چنین خلاصه می‌کند که شرایط موجود یک «معادله باخت ـ باخت» است، زیرا نه آمریکا و نه ایران از ادامه این جنگ سودی به دست نمی‌آورند.


مردی در قبرس به ظن انتقال اطلاعات یک پایگاه بریتانیایی به ایران بازداشت شد

جنگنده بریتانیایی «تایفون» در پایگاه آکروتیری در قبرس، ژانویه ۲۰۲۴ (آسوشیتدپرس)
جنگنده بریتانیایی «تایفون» در پایگاه آکروتیری در قبرس، ژانویه ۲۰۲۴ (آسوشیتدپرس)
TT

مردی در قبرس به ظن انتقال اطلاعات یک پایگاه بریتانیایی به ایران بازداشت شد

جنگنده بریتانیایی «تایفون» در پایگاه آکروتیری در قبرس، ژانویه ۲۰۲۴ (آسوشیتدپرس)
جنگنده بریتانیایی «تایفون» در پایگاه آکروتیری در قبرس، ژانویه ۲۰۲۴ (آسوشیتدپرس)

پلیس لندن روز جمعه اعلام کرد مردی با تابعیت دوگانه بریتانیایی و جمهوری آذربایجانی در قبرس به ظن جاسوسی درباره یک پایگاه هوایی بریتانیا در این جزیره واقع در دریای مدیترانه و انتقال اطلاعات به سپاه پاسداران ایران بازداشت شده است.

پلیس پایتخت بریتانیا در بیانیه‌ای اعلام کرد مقام‌های قبرس روز ۱۷ ژوئیه، رشاد سلطانوف، ۴۴ ساله، ساکن منطقه ایزلینگتون در شمال لندن را بازداشت کرده‌اند. او اکنون در انتظار پایان روند استرداد در بازداشت به سر می‌برد.

در این بیانیه آمده است که این بازداشت در چارچوب نخستین تحقیقات برون‌مرزی بریتانیا بر اساس قانون امنیت ملی و با هدایت واحد مبارزه با تروریسم انجام شده است. این تحقیقات درباره رویدادهایی است که بین ۱۱ مه تا ۲۲ ژوئن سال گذشته در پایگاه آکروتیری، متعلق به نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا در قبرس، رخ داده است.

پلیس قبرس هنوز به درخواست‌ها برای اظهارنظر درباره این موضوع پاسخی نداده است.

پلیس بریتانیا اعلام کرد سلطانوف متهم است که این پایگاه را به نمایندگی از یک طرف متخاصم زیر نظر گرفته و سپس اطلاعات به‌دست‌آمده را به سپاه پاسداران ایران منتقل کرده است.

هلن فلاناگان، رئیس پلیس مبارزه با تروریسم لندن، در این بیانیه گفت: «این پرونده نشان می‌دهد که ما توانایی استفاده از قانون امنیت ملی در خارج از کشور را داریم، زمانی که پایگاه‌های نظامی بریتانیا هدف حمله‌ای قرار می‌گیرند که گمان می‌رود یک کشور متخاصم در پشت آن باشد.»

سپاه پاسداران ایران اوایل همین ماه تهدید کرده بود هر پایگاه نظامی بریتانیا را که نیروهای آمریکایی برای حمله به ایران از آن استفاده کنند، هدف قرار خواهد داد.

در دوم مارس، یک پهپاد ساخت ایران از نوع شاهد، پس از برخورد با تأسیسات پایگاه آکروتیری، خسارت جزئی به بار آورد. اندکی پس از آن، بریتانیا اعلام کرد این پایگاه بخشی از توافق دفاعی این کشور با ایالات متحده درباره استفاده از پایگاه‌های بریتانیایی نخواهد بود.

در ماه مارس گزارش‌هایی منتشر شد که ایران دو موشک بالستیک به سوی یک پایگاه نظامی آمریکایی ـ بریتانیایی در جزیره دیه‌گو گارسیا در اقیانوس هند شلیک کرده است، اما این موشک‌ها به هدف اصابت نکردند.

پایگاه آکروتیری یکی از دو پایگاه نظامی است که بریتانیا پس از استقلال قبرس در سال ۱۹۶۰ در مستعمره پیشین خود حفظ کرده است. این پایگاه در عملیات نظامی پیشین در عراق، سوریه و یمن مورد استفاده قرار گرفته است.