نامه ونس و تدارک نظامی آمریکا برای جنگ با ایران؛ حمله نظامی چه چیزی را تغییر می‌دهد؟

بی‌اعتمادی، دستیابی به توافق میان واشنگتن و تهران را دشوارتر کرده است

جنگنده اف‌ـ۱۶ در حال پرواز بر فراز خاورمیانه، به روایت تصویری منتشرشده از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)
جنگنده اف‌ـ۱۶ در حال پرواز بر فراز خاورمیانه، به روایت تصویری منتشرشده از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)
TT

نامه ونس و تدارک نظامی آمریکا برای جنگ با ایران؛ حمله نظامی چه چیزی را تغییر می‌دهد؟

جنگنده اف‌ـ۱۶ در حال پرواز بر فراز خاورمیانه، به روایت تصویری منتشرشده از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)
جنگنده اف‌ـ۱۶ در حال پرواز بر فراز خاورمیانه، به روایت تصویری منتشرشده از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)

از نامه جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، تا ارائه گزارش ژنرال برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری این کشور، فاصله میان تلاش برای احیای مذاکرات و آمادگی برای ازسرگیری جنگ با ایران کمتر شده است.

با این حال، پیشبرد هم‌زمان این دو مسیر به مهم‌ترین پرسش پاسخ نمی‌دهد: آیا واشنگتن می‌تواند از برتری نظامی خود برای دستیابی به توافق با رهبران ایران استفاده کند؛ رهبرانی که اختیار دادن امتیاز را داشته باشند؟ یا هر دو طرف منتظر عقب‌نشینی دیگری هستند تا فرصت‌های میانجی‌گری از دست برود؟

گزارش‌ها درباره ورود ۱۰ هواپیمای ترابری نظامی آمریکا به اسرائیل، بُعد عملی تازه‌ای به تهدیدهای نظامی داده است. با این همه، آمادگی برای جنگ لزوماً به معنای تصمیم قطعی برای حمله نیست؛ همان‌طور که برقراری ارتباط با یکی از چهره‌های برجسته جریان تندرو در ایران، تضمینی برای توانایی او در دستیابی به توافق نیست.

در این میان، منطقه همچنان در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» گرفتار مانده است؛ وضعیتی که هزینه‌های آن را می‌پردازد، بی‌آنکه به‌تنهایی اختیار پایان دادن به آن را داشته باشد.

چهره‌ای در ایران با اختیار تصمیم‌گیری

به گزارش روزنامه‌های «واشنگتن پست» و «وال‌استریت ژورنال»، نامه ونس به رضایی نشان‌دهنده تلاش واشنگتن برای ارتباط با مرکز اصلی تصمیم‌گیری در ایران است.

ونس پیشنهاد کرده است شخصاً با رضایی دیدار کند و خواستار معرفی مذاکره‌کنندگانی شده است که اختیار لازم برای گفت‌وگو درباره پرونده هسته‌ای را داشته باشند. این پیشنهاد بر ارزیابی آمریکا استوار است که فرمانده پیشین سپاه پاسداران می‌تواند مراکز مختلف قدرت در ایران را برای حمایت از یک توافق متحد کند.

ونس در نامه خود، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را از منافع آمریکا و بازسازی اقتصاد آسیب‌دیده از جنگ و تحریم‌ها و حفظ حاکمیت ملی را از منافع ایران دانسته است.

انتخاب رضایی پس از ناکامی تلاش پیشین برای برقراری ارتباط با محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، صورت گرفته است.

با این حال، پاتریک کلاوسن، پژوهشگر مؤسسه واشنگتن، درباره موفقیت این رویکرد تردید دارد.

تصویری که شورای عالی امنیت ملی ایران از دیدار پیشین محسن رضایی و عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در تهران منتشر کرده است

او در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط» می‌گوید مسئله تنها این نیست که واشنگتن ساختار قدرت در ایران را به‌درستی درک نکرده است، زیرا سازوکارهای درونی این ساختار «مبهم است و حتی در داخل ایران نیز به‌خوبی شناخته نشده، چه رسد به خارج از آن».

کلاوسن با تأیید اهمیت نقش رضایی، این تصور را که او بتواند پایبندی به توافقی تازه را تضمین کند، «خوش‌بینانه» می‌داند.

به گفته او، به‌هیچ‌وجه روشن نیست که رضایی بر تمامی تحولات پس از تفاهم‌نامه ماه ژوئن کنترل داشته باشد. او احتمال می‌دهد برخی جریان‌های تندرو بدون اطلاع رضایی، چه رسد به موافقت او، دست به اقدام زده باشند.

از دیدگاه کلاوسن، ساختار کنونی قدرت در ایران به جریان‌های مختلف امکان می‌دهد تا حد زیادی مستقل عمل کنند؛ به همین دلیل، توانایی مذاکره لزوماً به معنای توانایی تضمین اجرای توافق نیست.

با وجود این، کلاوسن امکان مهار این جریان‌ها را رد نمی‌کند. او به این موضوع اشاره می‌کند که ایران طی چند ماه گذشته به اسرائیل حمله نکرده است و این را نشانه‌ای از توانایی مقام‌های ایرانی برای توافق بر سر یک مسیر مشخص و ملزم کردن همه طرف‌ها به رعایت آن می‌داند.

به گفته او، همین وضعیت ممکن است درباره توافق با واشنگتن نیز صدق کند. این ارزیابی احتمال دستیابی به توافق را مطرح می‌کند، اما به معنای آن نیست که نفوذ رضایی اجرای آن را تضمین خواهد کرد.

پل هوایی و تقویت آمادگی نظامی

در حوزه نظامی، سازمان رادیو و تلویزیون اسرائیل گزارش داده است که ۱۰ هواپیمای ترابری نظامی آمریکا از ایالت تگزاس به پایگاه‌های هوایی عوودا و نواتیم در صحرای نقب رسیده‌اند.

آمریکا هنوز این گزارش را به‌طور رسمی تأیید نکرده و ماهیت محموله‌های این هواپیماها نیز مشخص نشده است.

این رسانه به نقل از یک مقام اسرائیلی از هماهنگی نزدیک دو طرف و آمادگی برای تصمیم‌های احتمالی مختلف ترامپ خبر داده است.

این تحرکات بخشی از آماده‌سازی‌های گسترده‌تری است که روزنامه «وال‌استریت ژورنال» درباره آن‌ها گزارش داده است؛ از جمله تقویت سامانه‌های پدافند هوایی، افزایش ذخایر مهمات و تجهیزات پشتیبانی، انتقال برخی نظامیان از مواضع آسیب‌پذیر و استقرار یک آتشبار دیگر سامانه پاتریوت در اسرائیل.

گزارش‌هایی نیز از احتمال ورود یک ناو هواپیمابر دیگر در ماه نوامبر حکایت دارد.

تقویت تجهیزات دفاعی نشان‌دهنده آمادگی برای احتمال واکنش ایران و گسترش آن به پایگاه‌های آمریکایی و تأسیسات منطقه‌ای است. به این ترتیب، توانایی آغاز حمله لزوماً به معنای توانایی پایان دادن به آن یا کنترل دامنه درگیری نیست.

بالگردی در حال برخاستن از عرشه ناوشکن «رافائل پرالتا» در آب‌های خاورمیانه (سنتکام)

وب‌سایت خبری «اکسیوس» گزارش داده است که ژنرال کوپر در جلسه توجیهی خود با ترامپ، علاوه بر آمادگی‌های نظامی، درباره اثربخشی محاصره دریایی، خروج نفتکش‌ها از تنگه هرمز و فشار اقتصادی با هماهنگی وزارت خزانه‌داری آمریکا توضیح داده است.

این جلسه به همان اندازه که به بررسی گزینه‌های نظامی اختصاص داشت، ارزیابی ابزارهای فشار موجود نیز به نظر می‌رسید. پرسش اصلی این است که آیا محاصره می‌تواند به تغییر سیاسی منجر شود یا تنها فرسایش دو طرف را طولانی‌تر می‌کند، بی‌آنکه راهی برای توافق باز کند؟

فرزین ندیمی، پژوهشگر مؤسسه واشنگتن، در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط» می‌گوید محاصره هرچند می‌تواند برای مدتی نامحدود ادامه یابد، ممکن است در مقطعی ایران را به واکنشی شدید وادار کند.

او می‌افزاید کاخ سفید معتقد است تهران با وجود تحریم‌ها در حال بازسازی توانایی‌های موشکی و ظرفیت‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای خود است؛ موضوعی که در کنار عوامل احتمالی دیگر، ممکن است ترامپ را به اتخاذ تصمیمی فوری سوق دهد.

ندیمی معتقد است تلاش‌های میانجی‌گری برای جلوگیری از تشدید گسترده درگیری‌ها ادامه دارد؛ وضعیتی که «هیچ‌یک از دو طرف خواهان آن نیستند»، اما به باور او، احتمال وقوع آن روزبه‌روز بیشتر می‌شود.

حملات نظامی بدون راهبرد

برایان کاتولیس، پژوهشگر مؤسسه خاورمیانه در واشنگتن، اساس رویکرد آمریکا را زیر سؤال می‌برد. او در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط»، سیاست دولت ترامپ در قبال ایران را «متغیر و بی‌ثبات» توصیف می‌کند و می‌گوید تحولات اخیر «بوی استیصال می‌دهد».

به گفته کاتولیس، این تحولات بار دیگر نشان می‌دهد واشنگتن بدون برخورداری از راهبرد دیپلماتیک منسجم و مؤثری عمل می‌کند که منافع آمریکا و شرکای منطقه‌ای آن را تأمین کند.

او معتقد است تهدید به انجام دور تازه‌ای از حملات نظامی، به احتمال زیاد وضعیت راهبردی را به‌طور اساسی تغییر نخواهد داد و چالش‌های اصلی، از جمله نفوذ ایران بر تنگه هرمز، برنامه هسته‌ای و زرادخانه موشک‌های بالستیک این کشور را حل نخواهد کرد.

کاتولیس هشدار می‌دهد که دور تازه درگیری‌ها احتمالاً به «حملاتی بدون راهبرد» تبدیل خواهد شد؛ به این معنا که عملیات نظامی بدون اهدافی روشن و مشخص انجام می‌شود.

از منظر نظامی، ندیمی نیز تأکید می‌کند که «هیچ تضمینی» وجود ندارد یک عملیات کوتاه‌مدت و فشرده بتواند تمامی نتایج مورد انتظار را محقق کند. دستیابی به اهداف مهم نظامی و سپس سیاسی معمولاً مستلزم پرهیز از تعیین جدول زمانی ثابت و اعلام آن به طرف مقابل است. کاتولیس بر ضرورت توجه به محدودیت‌های قانون اساسی آمریکا درباره مدت عملیات نظامی بدون اعلام رسمی جنگ تأکید می‌کند.

ندیمی هشدار می‌دهد که هرگونه عملیات نظامی «کوتاه و فشرده» علیه ایران، به‌خودی‌خود تشدید خطرناکی به شمار می‌رود که به احتمال بسیار زیاد سراسر منطقه را درگیر خواهد کرد.

بنابراین، پرسش تنها این نیست که واشنگتن توانایی اجرای حمله را دارد یا نه، بلکه این است که آیا می‌تواند پیامدهای آن را مهار کند.

اختلاف دیدگاه‌های آمریکا و اسرائیل نیز بر پیچیدگی وضعیت افزوده است.

روزنامه «هاآرتص» گزارش داده است که نهادهای نظامی اسرائیل نگران‌اند واشنگتن دور کوتاهی از درگیری را آغاز کند و سپس با توافقی به آن پایان دهد که اهداف اسرائیل را تأمین نکند.

به ارزیابی این نهادها، حملات کوتاه‌مدت نه به سقوط نظام جمهوری اسلامی منجر می‌شود و نه برنامه هسته‌ای ایران را متوقف می‌کند.

این نگرانی‌ها پرسشی را مطرح می‌کند که هماهنگی گسترده نظامی آمریکا و اسرائیل نیز پاسخی قطعی به آن نمی‌دهد: هدف، بهبود شرایط دستیابی به توافق است یا تغییر نظامی که قرار است توافق را امضا کند؟

پاسخ متفاوت به این پرسش می‌تواند نتایج متفاوتی به دنبال داشته باشد. هم‌زمانی این تحرکات با نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در چند روز آینده نیز فشار بیشتری بر مسیرهای نظامی و دیپلماتیک وارد کرده است.

گزارش‌ها از آمادگی برای اجرای عملیات نظامی پس از انتخابات حکایت دارد، اما ارتباط دادن این عملیات به زمان برگزاری انتخابات، اهداف سیاسی آن را روشن نمی‌کند و تضمینی هم وجود ندارد که دامنه درگیری در محدوده مورد نظر واشنگتن باقی بماند.

تابلویی با تصویر دونالد ترامپ در کنار یک سامانه موشکی ایرانی در میدان آزادی تهران (رویترز)

بی‌اعتمادی و دشواری دستیابی به توافق

کلاوسن معتقد است بن‌بست مذاکرات تنها ناشی از اختلاف‌های درونی ساختار قدرت در ایران نیست.

او دو مانع اصلی را بر سر راه امتیازدهی تهران شناسایی می‌کند: نخست، باور مقام‌های ایرانی به عملکرد موفق خود در بحران‌ها، توانایی مقاومت طولانی‌تر از آمریکا و ایجاد هراس در کشورهای منطقه؛ و دوم، بی‌اعتمادی به دولت آمریکا، به‌ویژه شخص ترامپ.

کلاوسن این معضل را در قالب یک پرسش خلاصه می‌کند: اگر واشنگتن به وعده‌های متقابل خود عمل نکند، امتیاز دادن چه فایده‌ای دارد؟

به اعتقاد او، این دو عامل بیش از اختلاف‌های داخلی، حمایت نخبگان ایرانی از توافقی تازه را محدود می‌کند.

دیدگاه‌های این سه کارشناس، ابعاد مختلف بن‌بست کنونی را نشان می‌دهد. کلاوسن درباره توانایی تهران برای تضمین اجرای توافق تردید دارد و بر باور مقام‌های ایرانی به توانایی مقاومت و بی‌اعتمادی آن‌ها به واشنگتن تأکید می‌کند. کاتولیس این پرسش را مطرح می‌کند که آمریکا با چه راهبردی می‌تواند حملات نظامی را به دستاوردهای سیاسی تبدیل کند. ندیمی نیز هشدار می‌دهد که کوتاه بودن مدت عملیات نظامی، مانع گسترش درگیری‌ها نخواهد شد.

در این میان، دو پرسش اساسی همچنان بی‌پاسخ مانده است: چه کسی در تهران توانایی تصمیم‌گیری برای توافق و اجرای آن را دارد و واشنگتن با جنگ چه چیزی را می‌تواند تغییر دهد و سپس از طریق مذاکره تثبیت کند؟



نامه ونس و تدارک نظامی آمریکا برای جنگ با ایران؛ حمله نظامی چه چیزی را تغییر می‌دهد؟

جنگنده اف‌ـ۱۶ در حال پرواز بر فراز خاورمیانه، به روایت تصویری منتشرشده از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)
جنگنده اف‌ـ۱۶ در حال پرواز بر فراز خاورمیانه، به روایت تصویری منتشرشده از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)
TT

نامه ونس و تدارک نظامی آمریکا برای جنگ با ایران؛ حمله نظامی چه چیزی را تغییر می‌دهد؟

جنگنده اف‌ـ۱۶ در حال پرواز بر فراز خاورمیانه، به روایت تصویری منتشرشده از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)
جنگنده اف‌ـ۱۶ در حال پرواز بر فراز خاورمیانه، به روایت تصویری منتشرشده از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)

از نامه جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، تا ارائه گزارش ژنرال برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری این کشور، فاصله میان تلاش برای احیای مذاکرات و آمادگی برای ازسرگیری جنگ با ایران کمتر شده است.

با این حال، پیشبرد هم‌زمان این دو مسیر به مهم‌ترین پرسش پاسخ نمی‌دهد: آیا واشنگتن می‌تواند از برتری نظامی خود برای دستیابی به توافق با رهبران ایران استفاده کند؛ رهبرانی که اختیار دادن امتیاز را داشته باشند؟ یا هر دو طرف منتظر عقب‌نشینی دیگری هستند تا فرصت‌های میانجی‌گری از دست برود؟

گزارش‌ها درباره ورود ۱۰ هواپیمای ترابری نظامی آمریکا به اسرائیل، بُعد عملی تازه‌ای به تهدیدهای نظامی داده است. با این همه، آمادگی برای جنگ لزوماً به معنای تصمیم قطعی برای حمله نیست؛ همان‌طور که برقراری ارتباط با یکی از چهره‌های برجسته جریان تندرو در ایران، تضمینی برای توانایی او در دستیابی به توافق نیست.

در این میان، منطقه همچنان در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» گرفتار مانده است؛ وضعیتی که هزینه‌های آن را می‌پردازد، بی‌آنکه به‌تنهایی اختیار پایان دادن به آن را داشته باشد.

چهره‌ای در ایران با اختیار تصمیم‌گیری

به گزارش روزنامه‌های «واشنگتن پست» و «وال‌استریت ژورنال»، نامه ونس به رضایی نشان‌دهنده تلاش واشنگتن برای ارتباط با مرکز اصلی تصمیم‌گیری در ایران است.

ونس پیشنهاد کرده است شخصاً با رضایی دیدار کند و خواستار معرفی مذاکره‌کنندگانی شده است که اختیار لازم برای گفت‌وگو درباره پرونده هسته‌ای را داشته باشند. این پیشنهاد بر ارزیابی آمریکا استوار است که فرمانده پیشین سپاه پاسداران می‌تواند مراکز مختلف قدرت در ایران را برای حمایت از یک توافق متحد کند.

ونس در نامه خود، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را از منافع آمریکا و بازسازی اقتصاد آسیب‌دیده از جنگ و تحریم‌ها و حفظ حاکمیت ملی را از منافع ایران دانسته است.

انتخاب رضایی پس از ناکامی تلاش پیشین برای برقراری ارتباط با محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، صورت گرفته است.

با این حال، پاتریک کلاوسن، پژوهشگر مؤسسه واشنگتن، درباره موفقیت این رویکرد تردید دارد.

تصویری که شورای عالی امنیت ملی ایران از دیدار پیشین محسن رضایی و عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در تهران منتشر کرده است

او در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط» می‌گوید مسئله تنها این نیست که واشنگتن ساختار قدرت در ایران را به‌درستی درک نکرده است، زیرا سازوکارهای درونی این ساختار «مبهم است و حتی در داخل ایران نیز به‌خوبی شناخته نشده، چه رسد به خارج از آن».

کلاوسن با تأیید اهمیت نقش رضایی، این تصور را که او بتواند پایبندی به توافقی تازه را تضمین کند، «خوش‌بینانه» می‌داند.

به گفته او، به‌هیچ‌وجه روشن نیست که رضایی بر تمامی تحولات پس از تفاهم‌نامه ماه ژوئن کنترل داشته باشد. او احتمال می‌دهد برخی جریان‌های تندرو بدون اطلاع رضایی، چه رسد به موافقت او، دست به اقدام زده باشند.

از دیدگاه کلاوسن، ساختار کنونی قدرت در ایران به جریان‌های مختلف امکان می‌دهد تا حد زیادی مستقل عمل کنند؛ به همین دلیل، توانایی مذاکره لزوماً به معنای توانایی تضمین اجرای توافق نیست.

با وجود این، کلاوسن امکان مهار این جریان‌ها را رد نمی‌کند. او به این موضوع اشاره می‌کند که ایران طی چند ماه گذشته به اسرائیل حمله نکرده است و این را نشانه‌ای از توانایی مقام‌های ایرانی برای توافق بر سر یک مسیر مشخص و ملزم کردن همه طرف‌ها به رعایت آن می‌داند.

به گفته او، همین وضعیت ممکن است درباره توافق با واشنگتن نیز صدق کند. این ارزیابی احتمال دستیابی به توافق را مطرح می‌کند، اما به معنای آن نیست که نفوذ رضایی اجرای آن را تضمین خواهد کرد.

پل هوایی و تقویت آمادگی نظامی

در حوزه نظامی، سازمان رادیو و تلویزیون اسرائیل گزارش داده است که ۱۰ هواپیمای ترابری نظامی آمریکا از ایالت تگزاس به پایگاه‌های هوایی عوودا و نواتیم در صحرای نقب رسیده‌اند.

آمریکا هنوز این گزارش را به‌طور رسمی تأیید نکرده و ماهیت محموله‌های این هواپیماها نیز مشخص نشده است.

این رسانه به نقل از یک مقام اسرائیلی از هماهنگی نزدیک دو طرف و آمادگی برای تصمیم‌های احتمالی مختلف ترامپ خبر داده است.

این تحرکات بخشی از آماده‌سازی‌های گسترده‌تری است که روزنامه «وال‌استریت ژورنال» درباره آن‌ها گزارش داده است؛ از جمله تقویت سامانه‌های پدافند هوایی، افزایش ذخایر مهمات و تجهیزات پشتیبانی، انتقال برخی نظامیان از مواضع آسیب‌پذیر و استقرار یک آتشبار دیگر سامانه پاتریوت در اسرائیل.

گزارش‌هایی نیز از احتمال ورود یک ناو هواپیمابر دیگر در ماه نوامبر حکایت دارد.

تقویت تجهیزات دفاعی نشان‌دهنده آمادگی برای احتمال واکنش ایران و گسترش آن به پایگاه‌های آمریکایی و تأسیسات منطقه‌ای است. به این ترتیب، توانایی آغاز حمله لزوماً به معنای توانایی پایان دادن به آن یا کنترل دامنه درگیری نیست.

بالگردی در حال برخاستن از عرشه ناوشکن «رافائل پرالتا» در آب‌های خاورمیانه (سنتکام)

وب‌سایت خبری «اکسیوس» گزارش داده است که ژنرال کوپر در جلسه توجیهی خود با ترامپ، علاوه بر آمادگی‌های نظامی، درباره اثربخشی محاصره دریایی، خروج نفتکش‌ها از تنگه هرمز و فشار اقتصادی با هماهنگی وزارت خزانه‌داری آمریکا توضیح داده است.

این جلسه به همان اندازه که به بررسی گزینه‌های نظامی اختصاص داشت، ارزیابی ابزارهای فشار موجود نیز به نظر می‌رسید. پرسش اصلی این است که آیا محاصره می‌تواند به تغییر سیاسی منجر شود یا تنها فرسایش دو طرف را طولانی‌تر می‌کند، بی‌آنکه راهی برای توافق باز کند؟

فرزین ندیمی، پژوهشگر مؤسسه واشنگتن، در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط» می‌گوید محاصره هرچند می‌تواند برای مدتی نامحدود ادامه یابد، ممکن است در مقطعی ایران را به واکنشی شدید وادار کند.

او می‌افزاید کاخ سفید معتقد است تهران با وجود تحریم‌ها در حال بازسازی توانایی‌های موشکی و ظرفیت‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای خود است؛ موضوعی که در کنار عوامل احتمالی دیگر، ممکن است ترامپ را به اتخاذ تصمیمی فوری سوق دهد.

ندیمی معتقد است تلاش‌های میانجی‌گری برای جلوگیری از تشدید گسترده درگیری‌ها ادامه دارد؛ وضعیتی که «هیچ‌یک از دو طرف خواهان آن نیستند»، اما به باور او، احتمال وقوع آن روزبه‌روز بیشتر می‌شود.

حملات نظامی بدون راهبرد

برایان کاتولیس، پژوهشگر مؤسسه خاورمیانه در واشنگتن، اساس رویکرد آمریکا را زیر سؤال می‌برد. او در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط»، سیاست دولت ترامپ در قبال ایران را «متغیر و بی‌ثبات» توصیف می‌کند و می‌گوید تحولات اخیر «بوی استیصال می‌دهد».

به گفته کاتولیس، این تحولات بار دیگر نشان می‌دهد واشنگتن بدون برخورداری از راهبرد دیپلماتیک منسجم و مؤثری عمل می‌کند که منافع آمریکا و شرکای منطقه‌ای آن را تأمین کند.

او معتقد است تهدید به انجام دور تازه‌ای از حملات نظامی، به احتمال زیاد وضعیت راهبردی را به‌طور اساسی تغییر نخواهد داد و چالش‌های اصلی، از جمله نفوذ ایران بر تنگه هرمز، برنامه هسته‌ای و زرادخانه موشک‌های بالستیک این کشور را حل نخواهد کرد.

کاتولیس هشدار می‌دهد که دور تازه درگیری‌ها احتمالاً به «حملاتی بدون راهبرد» تبدیل خواهد شد؛ به این معنا که عملیات نظامی بدون اهدافی روشن و مشخص انجام می‌شود.

از منظر نظامی، ندیمی نیز تأکید می‌کند که «هیچ تضمینی» وجود ندارد یک عملیات کوتاه‌مدت و فشرده بتواند تمامی نتایج مورد انتظار را محقق کند. دستیابی به اهداف مهم نظامی و سپس سیاسی معمولاً مستلزم پرهیز از تعیین جدول زمانی ثابت و اعلام آن به طرف مقابل است. کاتولیس بر ضرورت توجه به محدودیت‌های قانون اساسی آمریکا درباره مدت عملیات نظامی بدون اعلام رسمی جنگ تأکید می‌کند.

ندیمی هشدار می‌دهد که هرگونه عملیات نظامی «کوتاه و فشرده» علیه ایران، به‌خودی‌خود تشدید خطرناکی به شمار می‌رود که به احتمال بسیار زیاد سراسر منطقه را درگیر خواهد کرد.

بنابراین، پرسش تنها این نیست که واشنگتن توانایی اجرای حمله را دارد یا نه، بلکه این است که آیا می‌تواند پیامدهای آن را مهار کند.

اختلاف دیدگاه‌های آمریکا و اسرائیل نیز بر پیچیدگی وضعیت افزوده است.

روزنامه «هاآرتص» گزارش داده است که نهادهای نظامی اسرائیل نگران‌اند واشنگتن دور کوتاهی از درگیری را آغاز کند و سپس با توافقی به آن پایان دهد که اهداف اسرائیل را تأمین نکند.

به ارزیابی این نهادها، حملات کوتاه‌مدت نه به سقوط نظام جمهوری اسلامی منجر می‌شود و نه برنامه هسته‌ای ایران را متوقف می‌کند.

این نگرانی‌ها پرسشی را مطرح می‌کند که هماهنگی گسترده نظامی آمریکا و اسرائیل نیز پاسخی قطعی به آن نمی‌دهد: هدف، بهبود شرایط دستیابی به توافق است یا تغییر نظامی که قرار است توافق را امضا کند؟

پاسخ متفاوت به این پرسش می‌تواند نتایج متفاوتی به دنبال داشته باشد. هم‌زمانی این تحرکات با نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در چند روز آینده نیز فشار بیشتری بر مسیرهای نظامی و دیپلماتیک وارد کرده است.

گزارش‌ها از آمادگی برای اجرای عملیات نظامی پس از انتخابات حکایت دارد، اما ارتباط دادن این عملیات به زمان برگزاری انتخابات، اهداف سیاسی آن را روشن نمی‌کند و تضمینی هم وجود ندارد که دامنه درگیری در محدوده مورد نظر واشنگتن باقی بماند.

تابلویی با تصویر دونالد ترامپ در کنار یک سامانه موشکی ایرانی در میدان آزادی تهران (رویترز)

بی‌اعتمادی و دشواری دستیابی به توافق

کلاوسن معتقد است بن‌بست مذاکرات تنها ناشی از اختلاف‌های درونی ساختار قدرت در ایران نیست.

او دو مانع اصلی را بر سر راه امتیازدهی تهران شناسایی می‌کند: نخست، باور مقام‌های ایرانی به عملکرد موفق خود در بحران‌ها، توانایی مقاومت طولانی‌تر از آمریکا و ایجاد هراس در کشورهای منطقه؛ و دوم، بی‌اعتمادی به دولت آمریکا، به‌ویژه شخص ترامپ.

کلاوسن این معضل را در قالب یک پرسش خلاصه می‌کند: اگر واشنگتن به وعده‌های متقابل خود عمل نکند، امتیاز دادن چه فایده‌ای دارد؟

به اعتقاد او، این دو عامل بیش از اختلاف‌های داخلی، حمایت نخبگان ایرانی از توافقی تازه را محدود می‌کند.

دیدگاه‌های این سه کارشناس، ابعاد مختلف بن‌بست کنونی را نشان می‌دهد. کلاوسن درباره توانایی تهران برای تضمین اجرای توافق تردید دارد و بر باور مقام‌های ایرانی به توانایی مقاومت و بی‌اعتمادی آن‌ها به واشنگتن تأکید می‌کند. کاتولیس این پرسش را مطرح می‌کند که آمریکا با چه راهبردی می‌تواند حملات نظامی را به دستاوردهای سیاسی تبدیل کند. ندیمی نیز هشدار می‌دهد که کوتاه بودن مدت عملیات نظامی، مانع گسترش درگیری‌ها نخواهد شد.

در این میان، دو پرسش اساسی همچنان بی‌پاسخ مانده است: چه کسی در تهران توانایی تصمیم‌گیری برای توافق و اجرای آن را دارد و واشنگتن با جنگ چه چیزی را می‌تواند تغییر دهد و سپس از طریق مذاکره تثبیت کند؟


شبکه نظامی ایران برای دور زدن محاصره، مخفیانه تجهیزات وارد می‌کند

موشک‌های ایرانی و تصاویر مجتبی خامنه‌ای، رهبر ایران، و فرماندهان نظامی کشته‌شده در جنگ، در یک نمایشگاه نظامی در تهران، سپتامبر ۲۰۲۶ (آسوشیتدپرس)
موشک‌های ایرانی و تصاویر مجتبی خامنه‌ای، رهبر ایران، و فرماندهان نظامی کشته‌شده در جنگ، در یک نمایشگاه نظامی در تهران، سپتامبر ۲۰۲۶ (آسوشیتدپرس)
TT

شبکه نظامی ایران برای دور زدن محاصره، مخفیانه تجهیزات وارد می‌کند

موشک‌های ایرانی و تصاویر مجتبی خامنه‌ای، رهبر ایران، و فرماندهان نظامی کشته‌شده در جنگ، در یک نمایشگاه نظامی در تهران، سپتامبر ۲۰۲۶ (آسوشیتدپرس)
موشک‌های ایرانی و تصاویر مجتبی خامنه‌ای، رهبر ایران، و فرماندهان نظامی کشته‌شده در جنگ، در یک نمایشگاه نظامی در تهران، سپتامبر ۲۰۲۶ (آسوشیتدپرس)

ایران برای تأمین قطعات، مواد منفجره و کامیون‌های سنگین مورد نیاز برنامه‌های موشکی و پهپادی خود، حتی در جریان جنگ، از شبکه‌ای نظامی و مالی متشکل از ۵ هزار نهاد استفاده کرده است. این محموله‌ها از راه زمین، دریا و هوا به ایران رسیده‌اند.

تحقیقی که خبرگزاری رویترز انجام داده، نشان می‌دهد ایران شبکه‌ای از نهادهای نظامی مخفی با فعالیت در سطح جهان ایجاد کرده است تا از ژانویه ۲۰۲۵ تاکنون، دست‌کم ۲ میلیارد دلار تجهیزات، مواد منفجره و کامیون‌های سنگین وارد کند و محاصره دریایی آمریکا و تحریم‌های غرب را دور بزند. نام این نهادها که مخفیانه فعالیت می‌کنند، با حروف «ودجا» آغاز می‌شود که مخفف وزارت دفاع ایران است.

بیش از ۵ هزار نهاد، شبکه‌ای گسترده از فعالیت‌های مالی و نظامی را تشکیل می‌دهند. تراکنش‌های مالی آن‌ها را می‌توان در بارنامه‌ها و دیگر داده‌های وارداتی، که سوابق آن‌ها به سال ۲۰۱۶ بازمی‌گردد، ردیابی کرد. برخی از این نهادها با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و گروه‌های تجاری موسوم به «بنیاد» ارتباط دارند که زیر کنترل نخبگان ایران هستند.

یافته‌های این تحقیق یکی از بزرگ‌ترین معماهای جنگ را روشن می‌کند. سپاه پاسداران چگونه در حالی که هزاران موشک و پهپاد شلیک می‌کند، زرادخانه خود را تقویت می‌کند؟

در فاصله ۱۸ ماهه ژانویه ۲۰۲۵ تا ژوئن ۲۰۲۶، دوره‌ای که چهار ماه نخست جنگ امسال را نیز دربرمی‌گیرد، تنها یکی از این نهادها به نام «ودجا ۳۴۶۴۲۸» مقادیر زیادی سوخت موشک، مواد منفجره و قطعات تسلیحاتی مورد نیاز برای ساخت پهپاد و موشک وارد کرده است. این نهاد همچنین کامیون‌های سنگینی وارد کرده که می‌توان از آن‌ها به‌عنوان سکوهای پرتاب موشک استفاده کرد.

این تجهیزات از راه زمین، دریا و هوا به ایران رسیده‌اند. اسناد نشان می‌دهند بخش بزرگی از آن‌ها از چین، روسیه و آلمان وارد شده‌اند.

این تحقیق درباره شبکه وزارت دفاع ایران بر هزاران سند بانکی و دولتی ایران، مدارک ثبت شرکت‌ها و داده‌های واردات استوار است.

«امین‌ها» و یک نشانی مشترک

تمام این نهادهای مخفی نشانی مشترکی در تهران دارند؛ نشانی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایران. این نهادها تاریخ تأسیس خود را ۱۱ فوریه ۱۹۷۹ اعلام کرده‌اند؛ روزی که روح‌الله خمینی، نخستین رهبر جمهوری اسلامی، پس از سرنگونی حکومت شاه قدرت را در ایران به دست گرفت.

با این حال، اسناد نشان می‌دهند بیشتر این نهادها در واقع در سال ۲۰۱۳ تأسیس شده‌اند؛ زمانی که ایران زیر فشار تحریم‌هایی قرار داشت که صادرات نفت خام این کشور را کاهش داده و ارزش پول ملی آن را به‌شدت پایین آورده بود.

این نهادها که رویترز برای نخستین بار با همکاری شرکت مشاوره ریسک آمریکایی ـ اسرائیلی «۲۴۰ آنالیتیکس» شناسایی کرده، ستون فقرات نظام خریدهای نظامی و دور زدن تحریم‌ها در ایران را تشکیل می‌دهند.

این نهادها شبکه‌ای از واسطه‌ها و شرکت‌های صوری خارجی را اداره می‌کنند که «امین‌ها» نامیده می‌شوند. این واسطه‌ها از درآمد حاصل از فروش غیرقانونی نفت برای خرید کالا به نمایندگی از ایران استفاده می‌کنند.

فرماندهان ارشد نظامی دخیل در برنامه‌های موشک‌های بالستیک و پهپادی ایران از این شبکه استفاده می‌کنند. همچنین شماره تلفن‌هایی که به نام ۹۱ مورد از این نهادها ثبت شده، در سوابق بانک دولتی سپه دیده می‌شود. همین شماره‌ها در پرونده‌های مربوط به افراد سپاه پاسداران که در این بانک حساب دارند نیز ثبت شده‌اند.

در میان این افراد، دست‌کم دو فرمانده حضور دارند که آمریکا آن‌ها را به نقض حقوق معترضان غیرنظامی متهم کرده است.

ارتش ایران چندین دهه است که تحت تحریم‌های مختلف آمریکا قرار دارد، اما رویترز هیچ مدرکی پیدا نکرده است که نشان دهد هر یک از نهادهای نام‌برده در اسناد، در فهرست تحریم‌های کشورهای غربی قرار گرفته باشند.

میاد مالکی، مقام ارشد پیشین وزارت خزانه‌داری آمریکا که در تدوین برنامه تحریم‌های این کشور علیه ایران مشارکت داشته، گفت: «آنچه در اینجا می‌بینیم، شریان حیاتی فعالیت‌های نظامی حکومت در جریان این درگیری و سال‌های طولانی پیش از آن است. این مجموعه، کل شبکه یکپارچه فعالیت‌های تجاری ارتش ایران را دربرمی‌گیرد.»

حملات دقیق ایران

شبکه واردات تسلیحات، بخش زیادی از مواد خام مورد نیاز تهران برای ساخت موشک و پهپاد را تأمین کرده است. این تسلیحات در حملات دقیق و مستمر ایران به تأسیسات انرژی در خلیج به کار رفته‌اند؛ حملاتی که به ایران امکان داده است اثر حمله نظامی آمریکا را کاهش دهد.

رویترز در گزارش‌های دیگری که امسال منتشر کرده، نشان داده است ایران چگونه با استفاده از پلتفرم‌های مبادله رمزارز و شبکه‌های قمار غیرقانونی، درآمدهای غیرقانونی کسب کرده، تحریم‌ها را دور زده و در برابر فشار آمریکا مقاومت کرده است. این خبرگزاری همچنین به افزایش نفوذ سپاه پاسداران بر تنگه هرمز و آغاز دوره تازه‌ای از سرکوب در ایران در پی جنگ پرداخته است.

مالکی یکی از چهار کارشناس حوزه تحریم‌های ایران و تسلیحات بود که نتایج تحقیق رویترز را بررسی کردند. این کارشناسان تأیید کردند که بسیاری از این مواد می‌توانند در برنامه‌های موشکی و پهپادی ایران به کار گرفته شوند.

رویترز برای ردیابی واردات، بخشی از حدود ۱۹ هزار سابقه واردات را با اسناد حمل‌ونقل، ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی و گزارش‌های رسانه‌های رسمی تطبیق داده است.

داده‌ها نشان می‌دهند تقریباً تمام کالاهایی که ایران وارد کرده، از پرداخت حقوق گمرکی معاف بوده و به‌طور مشخص در گروه تجهیزات نظامی طبقه‌بندی شده‌اند. کارشناسان اشاره کرده‌اند که بسیاری از این واردات، حتی مواد منفجره، می‌توانند در گروه کالاهای دومنظوره قرار بگیرند و در نتیجه کاربردهای غیرنظامی نیز داشته باشند.

روزنامه وال‌استریت ژورنال در ۲۳ سپتامبر گزارشی درباره برخی محموله‌های وارداتی از چین منتشر کرد.

مالکی که تا سال گذشته معاون اداره کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا بود، گفت نهادهای نظامی مخفی، نظامی موازی برای تجارت خارجی در کنار اقتصاد رسمی جهانی ایجاد کرده‌اند. این نظام به ایران امکان می‌دهد درآمد حاصل از فروش غیرقانونی نفت در خارج از کشور را صرف خرید تجهیزات نظامی کند.

پول به‌ندرت از مرزها عبور می‌کند، زیرا چنین کاری ممکن است زنگ خطر نقض تحریم‌ها را به صدا درآورد. در عوض، داده‌های واردات نشان می‌دهند تسویه‌حساب ۹۷ درصد محموله‌هایی که رویترز بررسی کرده، «بدون انتقال پول» انجام شده است.

واسطه‌های مورد اعتماد ایرانی که در خارج از کشور زندگی می‌کنند، کالاها را با استفاده از پولی که در بانک‌های خارجی سپرده‌گذاری شده، خریداری و سپس به ایران ارسال می‌کنند.

برنامه‌های موشک‌های بالستیک

یکی از نهادهایی که نیازهای خود را از طریق این شبکه تأمین می‌کند، یگان نظامی مسئول نظارت بر برنامه موشک‌های بالستیک ایران است. شرکت «رعد الصحرا» نیز از دیگر نهادهای مرتبط با این شبکه است. آمریکا در سال ۲۰۲۴ این شرکت را به دلیل ساخت و تأمین پهپاد برای روسیه تحریم کرد. پهپادهای تولیدی این شرکت در جنگ اوکراین خسارات گسترده‌ای به بار آورده‌اند.

رویترز و شرکت «۲۴۰ آنالیتیکس» با تطبیق داده‌های واردات با سوابق شرکت‌ها، ایمیل‌ها و اسنادی که وب‌سایت «ویکی ایران» گردآوری کرده بود، توانستند یگان‌های نظامی ایران را شناسایی کنند.

رویترز نتوانست هویت گردانندگان «ویکی ایران» را مشخص کند. این وب‌سایت اسناد افشاشده از ایران را دریافت می‌کند و می‌گوید ایرانیان مخالف حکومت که «مجبور به زندگی در تبعید شده‌اند» آن را اداره می‌کنند.

بر اساس پایگاه‌های داده واردات در شش ماه نخست امسال، محموله‌ها شامل چاشنی‌های انفجاری به ارزش ۱.۹ میلیون دلار، چندین تن مواد منفجره، قطعات موتور هواپیما، اجزای سوخت موشک و خودروهای سنگین پرتاب موشک بوده‌اند.

کارشناسان تسلیحات و تحریم‌ها گفتند تمام این مواد می‌توانند به‌عنوان اجزای اصلی در ساخت و پرتاب موشک‌های بالستیک و پهپادها، از جمله پهپادهای شاهد، به کار گرفته شوند.

پیتر سالزبری، استاد مدعو دانشگاه کلمبیا که چند سال گذشته را صرف مطالعه انتقال تسلیحات ایران و زنجیره‌های تأمین آن کرده است، گفت: «به نظر می‌رسد این تلاشی گسترده برای بازسازی یا گسترش زرادخانه کنونی ایران در زمینه پهپادها و موشک‌ها باشد.»

او افزود: «این داده‌ها به‌روشنی توانایی نظام ایران برای سازگاری و یافتن مسیرهای جدید را نشان می‌دهند.»

سالزبری و یکی دیگر از کارشناسان تسلیحات گفتند که پیش‌تر نیز از داده‌های «ویکی ایران» استفاده کرده و آن‌ها را دقیق یافته‌اند.

دریای خزر

بر اساس داده‌های واردات و اسنادی که رویترز به دست آورده است، محموله‌ها از طریق کشتی‌های باری از روسیه و مسیر دریای خزر، با کامیون از آسیای مرکزی و با هواپیماهای باری از چین وارد ایران شده‌اند.

وزارت خارجه چین در پاسخ به پرسش‌های مفصل رویترز درباره یافته‌های این تحقیق، در بیانیه‌ای که از طریق دورنگار ارسال کرد، گفت: «ما به‌شدت تلاش‌ها برای مرتبط کردن مغرضانه درگیری‌های نظامی در منطقه با چین یا بدنام کردن این کشور را رد می‌کنیم.»

ایران علاوه بر قطعات مجزا، ماشین‌آلات دقیقی نیز خریداری می‌کند که می‌توان از آن‌ها برای تولید مستقل تجهیزات نظامی استفاده کرد.

بر اساس داده‌های واردات که تا ژوئن را پوشش می‌دهند، این خریدها شامل تجهیزاتی است که با عنوان دستگاه‌های تراش پیشرفته با کنترل رایانه‌ای، کوره‌های پرتو الکترونی و شتاب‌دهنده‌های ذرات طبقه‌بندی شده‌اند.

تمام این تجهیزات کاربردهای صنعتی دارند و می‌توان از آن‌ها برای تولید تجهیزات نظامی، از جمله بدنه پهپادها و موشک‌ها نیز استفاده کرد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، روز ۱۲ اکتبر گفت که باور ندارد چین و روسیه از تهران حمایت می‌کنند.

او در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «اگر چنین کاری می‌کنند، در سطحی بسیار محدود است، اما من اصلاً فکر نمی‌کنم که چنین کاری انجام دهند.»

او افزود: «آن‌ها چیزهای زیادی برای از دست دادن دارند و ما از این موضوع مطلع خواهیم شد؛ آن هم خیلی زود.»


اخراج مخالفان ایرانی از اقلیم کردستان عراق با واکنش منفی روبه‌رو شد

عناصری از حزب «کومله» کردستان ایران، گروه مخالف، در اردوگاهی در محلی در کردستان عراق (ایکس)
عناصری از حزب «کومله» کردستان ایران، گروه مخالف، در اردوگاهی در محلی در کردستان عراق (ایکس)
TT

اخراج مخالفان ایرانی از اقلیم کردستان عراق با واکنش منفی روبه‌رو شد

عناصری از حزب «کومله» کردستان ایران، گروه مخالف، در اردوگاهی در محلی در کردستان عراق (ایکس)
عناصری از حزب «کومله» کردستان ایران، گروه مخالف، در اردوگاهی در محلی در کردستان عراق (ایکس)

سیاستمداران کرد به پیشنهادهای مطرح‌شده برای اخراج گروه‌های مخالف ایرانی از اقلیم کردستان عراق واکنش منفی نشان دادند. هم‌زمان، یک منبع دولتی گفت اعضای این گروه‌ها «پناهندگانی هستند که نامشان نزد کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل ثبت شده است».

این موضع‌گیری‌ها یک هفته پس از آن مطرح شد که ایران به‌طور یک‌جانبه از توافق با دولت فدرال عراق برای اخراج این گروه‌ها از اقلیم کردستان یا تحویل اعضای آن‌ها به مقام‌های ایرانی خبر داد. این تحولات همچنین با حملات «سپاه پاسداران» به پایگاه‌های حزب کرد مخالف «کومله» در اقلیم کردستان عراق هم‌زمان شده است.

سفارت ایران در عراق سه‌شنبه گذشته در پیامی در شبکه اجتماعی «ایکس» اعلام کرد: «ایران و عراق در نشست کمیته مشترک امنیتی، با حضور هیئت ایرانی و مشاور امنیت ملی عراق، درباره اخراج اعضای گروه‌های جدایی‌طلب ایرانی از اقلیم کردستان عراق یا تحویل آن‌ها به ایران توافق کردند.»

با این حال، در بیانیه طرف عراقی درباره این نشست، اشاره‌ای به چنین توافقی نشده بود.

رسانه‌های محلی همچنین گزارش دادند که نیروهای سیاسی عراق در حال بررسی پیشنهادی برای انتقال گروه‌های مخالف کرد ایرانی از اقلیم کردستان به مناطق دیگر این کشور هستند. استان المثنی از جمله مناطق مطرح‌شده است و شهر سماوه نیز به‌عنوان یکی از گزینه‌های احتمالی برای ایجاد مرکزی به‌منظور اسکان این گروه‌ها پیشنهاد شده است.

سرنوشت گروه‌های کرد مخالف، موضوع نشستی امنیتی در بغداد بود - ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶ (رسانه‌های دولتی)

«پیشنهادی ردشده»

به گزارش رسانه‌های محلی، «این پیشنهاد همچنان در مرحله بررسی و رایزنی است و هنوز به تصمیمی اجرایی تبدیل نشده است. در شرایط کنونی نیز تحویل اعضای این گروه‌ها به ایران بعید به نظر می‌رسد».

«الشرق الأوسط» از دولت اقلیم کردستان عراق خواست درباره این پیشنهادها اظهارنظر کند، اما پاسخی دریافت نکرد.

با این حال، یک منبع سیاسی در اربیل به «الشرق الأوسط» گفت: «انتقال مخالفان کرد ایرانی از اقلیم کردستان به استان‌های دیگر عراق به‌طور قاطع رد می‌شود.»

این منبع افزود: «این پیشنهاد بازتاب فشارهای ایران و برخی جریان‌های بانفوذ عراقی است که می‌خواهند رضایت تهران را جلب کنند و خواسته‌های آن را به اجرا بگذارند.»

او تأکید کرد که «اعضای گروه‌های مخالف مستقر در کردستان هیچ اقدام نظامی‌ای انجام نمی‌دهند که مرزهای ایران را تهدید کند». به گفته او، این گروه‌ها «به توافقی امنیتی پایبند بوده‌اند که مناطق کنونی استقرارشان را دور از مرزها تعیین کرده است».

این منبع گفت مخالفت با انتقال این گروه‌ها به خارج از اقلیم، ناشی از «نگرانی درباره شرایط امنیتی دشواری است که ممکن است در استان‌های دیگر با آن روبه‌رو شوند؛ استان‌هایی که احتمال دارد شاهد فعالیت گروه‌های مسلح خارج از کنترل باشند. همچنین این نگرانی وجود دارد که با تحریک عوامل ایرانی هدف ترور قرار گیرند».

او افزود: «اقلیم کردستان خواسته‌های تحمیلی را نمی‌پذیرد، به‌ویژه آنکه به حقوق پناهندگان، چه کرد باشند و چه غیرکرد، احترام می‌گذارد.»

در مارس ۲۰۲۳، علی شمخانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی ایران، و قاسم الاعرجی، همتای عراقی او، توافق‌نامه «همکاری امنیتی مشترک» را امضا کردند. مذاکرات منتهی به این توافق در پی حملات متعدد موشکی و پهپادی به مواضعی در اقلیم کردستان آغاز شده بود.

محمد باقری، رئیس وقت ستاد کل نیروهای مسلح ایران، در ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۳ اعلام کرد که اگر «بغداد به تعهدات خود درباره گروه‌های مسلح عمل نکند»، ایران حملات به اقلیم کردستان عراق را از سر خواهد گرفت. او به دولت عراق تا سپتامبر همان سال مهلت داد تا احزاب کرد ایرانی مخالف تهران را خلع سلاح کند.

از مهم‌ترین مفاد این توافق، تأمین امنیت مرزها، تعهد دولت عراق به استقرار نیروهای مرزبانی فدرال، کنترل مرزهای طولانی دو کشور و جلوگیری از نفوذ و قاچاق بود. محدود کردن فعالیت گروه‌های مخالف ایرانی و انتقال مقرهای آن‌ها به مناطقی دور از مرزهای دو کشور نیز از دیگر مفاد توافق به شمار می‌رفت.

دود برخاسته پس از انفجارهایی در نزدیکی فرودگاه اربیل در کردستان عراق - ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶ (فرانس پرس)

«پرونده‌ای حساس»

ایران اصرار دارد که گروه‌های مخالف کرد به این کشور حمله می‌کنند و برنامه‌های قدرت‌های خارجی را علیه تهران پیش می‌برند. در مقابل، جریان‌های سیاسی کرد در عراق تأکید دارند که اعضای این گروه‌ها به دلیل فاصله محل استقرارشان از مرزها، تهدیدی ایجاد نمی‌کنند.

میاده محمد نجار، از چهره‌های ارشد حزب دموکرات کردستان، گفت: «پرونده گروه‌های مخالف کرد ایرانی مستقر در عراق، موضوعی حساس است که به بررسی دقیق حقوقی و سیاسی نیاز دارد. در رسیدگی به این پرونده باید توافق‌های موجود و مواضع بین‌المللی مرتبط نیز در نظر گرفته شود، به‌ویژه درباره گروه‌هایی که سابقه حضورشان به دوران حکومت صدام حسین بازمی‌گردد.»

نجار که پیش‌تر نماینده پارلمان فدرال عراق بوده است، مسئولیت مدیریت پرونده گروه‌های مخالف کرد را بر عهده دولت عراق دانست و بر ضرورت هماهنگی با نهادهای مربوط تأکید کرد تا حاکمیت عراق و تعهدات حقوقی و بین‌المللی این کشور رعایت شود.

او در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط» تأکید کرد: «پیش از بررسی همه ابعاد حقوقی، نباید هیچ اقدامی انجام شود یا توافقی به امضا برسد.»

به گفته نجار، رسیدگی به این موضوع باید در چارچوب‌های حقوقی و دیپلماتیک صورت گیرد، به‌گونه‌ای که امنیت، ثبات و روابط عراق با کشورهای همسایه حفظ شود.

«توافق امنیتی»

محمود خوشناو، از رهبران اتحادیه میهنی کردستان، نیز گفت: «اقلیم با پیشنهادهای مربوط به اخراج یا تحویل مخالفان کرد ایرانی همراهی نمی‌کند، زیرا ملاحظات انسانی در میان است و اعضای این گروه‌ها به‌عنوان پناهنده ثبت شده‌اند.»

او یادآور شد که «اقلیم به توافق‌های امنیتی پایبند بوده و این توافق‌ها به برچیده شدن اردوگاه‌های مستقر در نزدیکی مرزها منجر شده‌اند».

خوشناو در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط» توضیح داد: «اقلیم تأکید کرده است که در هیچ‌یک از معادلات نظامی و جنگی منطقه مشارکت نمی‌کند و تنها در تلاش‌ها و ابتکارهای صلح حضور خواهد داشت.»

او گفت: «اربیل بارها خواستار توقف حملات به اقلیم شده است. با این حال، ایران همچنان مقرها و اردوگاه‌های احزاب ایرانی را هدف قرار می‌دهد؛ چه پیش از جنگ، چه در جریان آن و حتی پس از برقراری آتش‌بس.»

خوشناو تأکید کرد: «اقلیم پیش‌تر به احزاب کرد مخالف ایران اعلام کرده است که اجازه نمی‌دهد از خاک آن به‌عنوان مسیر عبور یا پایگاهی برای انجام عملیات نظامی علیه ایران استفاده کنند؛ همان‌طور که در قبال طرف‌های ترکیه‌ای و سوری نیز چنین موضعی داشته است.»

او افزود: «اقلیم به هر قیمتی به دنبال راه‌هایی برای برقراری صلح و تأمین امنیت مرزهاست.»