كمتر مسائل بیش از حضور نظامی آمریکا در منطقه توجه رهبران عرب را که روابط دوستانه با واشنگتن دارند جلب می کند. حتی کوچکترین کاهش این نیروها باعث نگرانی زیادی می شود و ممکن است آنها را به تصور بدترین نیات ایالات متحده در قبال منطقه سوق دهد.
اما ارزیابی آرام از تغییر اولویتهای ژئوپلیتیکی ایالات متحده، اگر با درک چگونگی تلاش واشنگتن برای اصلاح موقعیت نظامی خود در منطقه همراه باشد، باید از نگرانی شرکای عرب یا دست كم برخی از آنها بکاهد.
اگرچه ایالات متحده با توجه به مداخلات پرهزینه اش در افغانستان و عراق به مرحله استرس و خستگی در خاورمیانه رسیده است، اما قویترین محرک پشت محدود کردن سرمایهگذاریهای نظامی در منطقه، تعیین اولویتهای استراتژیک ایالات متحده در اقیانوس هند و اقیانوس آرام همچنین صحنه هاى اروپایی است.
مهار چین و مقابله با روسیه به منابع بیشتری نسبت به آنچه قبلاً به هر صحنه اختصاص داده شده بود نیاز دارد. از آنجایی که ایالات متحده منابع محدودی دارد، این منابع باید از جاى دیگری تامین شود. ایالات متحده با تمام اقدامات عینی، حضور گسترده ای در خاورمیانه دارد که این منطقه را به یک نامزد طبیعی برای کاهش حضور نظامی آمریکا در آنجا تبدیل می کند.
سیاست و احساسات در منطقه تحت سلطه این دیدگاه بود که ایالات متحده بی جهت خاورمیانه را رها می کند، اما این بی اساس است. از آنجایی که این منطقه دارای منابع طبیعی استراتژیک، از جمله مقادیر زیادی نفت و گاز است و از آنجایی که صادرات این منابع برای رفاه اقتصاد جهانى حیاتی است، ایالات متحده به منطقه اهمیت میدهد و منابع خود را برای حفظ ثبات در این بخش حیاتی جهان اختصاص میدهد.
اکنون سئوال این است که ایالات متحده چگونه می تواند منافع خود را حفظ، مشارکتهای خود را تقویت كند و به ماموریت خود برای ایجاد ثبات در منطقه با منابع کمتر پایبند باشد؟
شکی نیست که واشنگتن در سطح سیاست تحت تأثیر این موضوع قرار گرفت؛ درگیری بین اسرائیل و «حماس» تنها نمونه ای از محدودیتهای تحمیل شده بر سیاست آمریکا در خاورمیانه است. اما آنچه دلگرم کننده است این است که وزارت دفاع ایالات متحده ایدههای نوآورانه ای را در مورد آینده حضور نظامی ایالات متحده در منطقه ارائه کرده که منجر به ورود به مرحله چابکی در استفاده از زور می شود.
مفهوم استخدام نیروی پویا (dynamic force employment) به طور رسمی در استراتژی دفاع ملی 2018 معرفی شد. این مفهوم که اخیراً بیش از هر جای دیگری در خاورمیانه به کار گرفته شده، با هدف کاهش استقرار روتین نیروها به منظور انعطاف پذیری و تحرک چابک تر و سریع تر نیروها در زمان صلح بدون به خطر انداختن آمادگی رزمی انجام شده است. سپهبد گرگ گیلات، فرمانده کنونی فرماندهی مرکزی نیروی هوایی ایالات متحده، گفت: «استقرار نیروها از منظری پویا و انعطاف پذیر نشان دهنده توانایی انتقال قدرت رزمی به صحنه عملیات در زمان مناسب در صورت لزوم و نه فقط در مورد نیاز است.»
این استفاده یا به کارگیری، حفاظت بیشتری را برای نیروهای آمریکایی در برابر تهدیدات موشکی و سامانه های بدون سرنشین ایران فراهم می کند. ژنرال فرانک مککنزی، فرمانده سابق فرماندهی مرکزی ایالات متحده، در بیانیه موضع خود در 15 مارس 2022، به درستی خاطرنشان کرد که «توزیع گستردهتر نیروها در خارج از مهمترین مناطق تهدید ایران نه تنها بقا را افزایش میدهد، بلکه منعکسکننده توان برای تأثیر سریع در نبردهای دسته جمعی».
این دقیقاً همان چیزی است که فرماندهی مرکزی ایالات متحده در رویکرد خود به منطقه طی چند هفته و ماه گذشته نشان داده است. ما مشاهده کرده ایم که ایالات متحده تجهیزات نظامی اضافی از جمله ناوهای هواپیمابر، کشتی های جنگی و هواپیماهای جنگنده را به منظور مقابله با تهدیدات رو به رشد ناشی از شبکه تهدید ایران مستقر کرده است. این منابع باید از مناطق دیگر از جمله اروپا و حتی پایگاههای نظامی در خود ایالات متحده وارد می شد.
این «نرمسازی استفاده از زور» نباید نشاندهنده این باشد که ایالات متحده به سمت اتخاذ یک استراتژی موازنه خارجی روی آورده است، یا اینکه به تدریج حضور نظامی پیشرفته خود در منطقه خاورمیانه را کنار میگذارد. در واقع، یک موقعیت مؤثر که به استقرار مأموریتهای بازدارندگی، اطمینان خاطر و همکاری امنیتی کمک می کند، باید شامل یک عنصر استقرار رو به جلو باشد.
ایالات متحده برای بازدارندگی ایران، باید در صحنه عملیات حضور فیزیکی داشته باشد تا بر محاسبات تصمیمگیری رهبری در تهران و «سپاه پاسداران» تأثیر بگذارد.

شکی نیست که بازدارندگی آمریکا علیه ایران محل مناقشه بوده است، اما اثربخشی آن در صورت عدم وجود ابزارهای فوری و قوی مجازات توسط ایالات متحده که می تواند ایران را از حل سریع حقایق در میدان در بحبوحه یک بحران بازدارد، کمتر مؤثر خواهد بود.
برای اطمینان دادن به شرکا؛ ایالات متحده به قدرت نظامی قابل مشاهده و دائمی در منطقه نیاز دارد. شرکای منطقه ای نسبت به ادامه استقرار نیروها و تجهیزات آمریکایی در خاك خود احساس اطمینان بیشتری می کنند. زیرا این نشان دهنده سطح مشخصی از تعهد ایالات متحده به امنیت آنهاست. برای انجام همکاری امنیتی مؤثر، ایالات متحده به نیروها و پرسنل آموزش دیده در منطقه برای مشاوره و کمک به همتایان خود نیاز دارد. کل همکاری امنیتی در مورد ایجاد اعتماد و روابط شخصی است و این کار را نمی توان به سادگی از راه دور انجام داد.
همیشه دشوار است که بدانیم برای پیگیری موثر این سه وظیفه چقدر به حضور پیشرفته نیاز است. همچنین باید درک کرد که وقتی نوبت به وضعیت می رسد، تنش اساسی بین بازدارندگی، اطمینان بخشی و همکاری امنیتی وجود دارد.
در حالی که همکاری امنیتی به حضور گسترده ایالات متحده نیاز ندارد - بیش از هر چیز دیگری به افراد مناسب در مکانهای مناسب نیاز دارد - شرکا همیشه حضور قوی و گسترده را ترجیح می دهند. در مورد موضوع بازدارندگی، تقریباً غیرممکن شده است که بدانیم قدرت آتش آمریکا تا چه حد ممکن است برای دستیابی به اثربخشی کافی باشد. به این دلیل که سنجش و ارزیابی این مفهوم به خودی خود دشوار است زیرا به بسیاری از متغیرهای دیگر از جمله اعتبار و ثبات بستگی دارد و ایران به طور مداوم و پیوسته زیر آستانه جنگ عمل می کند.
فورس چابکی قرار است به طور هوشمندانه هر سه ماموریت را با حفظ حضور رو به جلو متعادل کند و در عین حال اهمیت بیشتری به حفظ دسترسی، سرمایه گذاری در سازگاری و ایجاد انعطاف پذیری بدهد. این یک چالش ویژه است. زیرا شرکای منطقه ای ممکن است تصمیم بگیرند که دسترسی آمریکا به منطقه را محدود کنند، اگر ببینند واشنگتن به کاهش بیشتر حضور فیزیکی خود ادامه می دهد.
با افزایش تنشها با ایران و افزایش پتانسیل جنگ، دسترسی به این مناطق برای ایالات متحده اهمیت بیشتری پیدا می کند. چند لحظه اول یک رویارویی بالقوه، یا حتی یک بحران نظامی بین ایالات متحده و ایران، به درجه بالایی از انعطاف عملیاتی آمریکا نیاز دارد که تنها با دسترسی آسان میتواند فعال شود.
در نهایت، هر بحثی در مورد موضع ایالات متحده، چه در خاورمیانه و چه در جاهای دیگر، باید قبل از هر چیز با استراتژی مشخص شود. استراتژی موقعیت را هدایت می کند نه برعکس. اگر واشنگتن تصور روشنی از اهدافی که می خواهد با این نیروها و توانمندی ها به دست بیاورد نداشته باشد، بحث در مورد تعداد نیروها و توانایی های آمریکا در خاورمیانه بی فایده است.
اما حتی زمانی که این لحظه شفافیت در استراتژی ایالات متحده در قبال خاورمیانه فرا می رسد، واشنگتن باید همیشه به یاد داشته باشد که شرکای منطقه ای حق رای دارند. ایالات متحده بدون اجازه و دسترسی آنها، نمی تواند کار زیادی در خاورمیانه انجام دهد.
* مدیر برنامه دفاعی و امنیتی در موسسه خاورمیانه در واشنگتن


