اردوگاه‌های افغانستانی نگرانی‌هایی را درباره «بازگشت القاعده» برانگیخته‌اند  

این گروه در حال بازسازی صفوف خود تحت حکومت «طالبان» است... و وزارت امور خارجه آمریکا به «الشرق الأوسط» می‌گوید: تهدید در پایین‌ترین سطح خود از سال ۱۹۹۶ تاکنون است  

مبارزان گروه «طالبان» در ولایت بدخشان شمال کشور، ۱ سپتامبر ۲۰۲۴ (فرانس پرس)
مبارزان گروه «طالبان» در ولایت بدخشان شمال کشور، ۱ سپتامبر ۲۰۲۴ (فرانس پرس)
TT

اردوگاه‌های افغانستانی نگرانی‌هایی را درباره «بازگشت القاعده» برانگیخته‌اند  

مبارزان گروه «طالبان» در ولایت بدخشان شمال کشور، ۱ سپتامبر ۲۰۲۴ (فرانس پرس)
مبارزان گروه «طالبان» در ولایت بدخشان شمال کشور، ۱ سپتامبر ۲۰۲۴ (فرانس پرس)

در سال‌های اخیر، به نظر می‌رسد که بدن نحیف و فرسوده‌ی «القاعده» زنگ زده است. آمریکایی‌ها با کمک ائتلافی بین‌المللی موفق به کشتن رهبران برجسته این گروه، از جمله اسامه بن لادن و جانشین او، ایمن الظواهری شدند. صدها نفر دیگر از رهبران و اعضای آن‌ها دستگیرشدند و هسته‌های مخفی آن در سراسر جهان نابود گردید. و اگر این‌ها کافی نباشد، رقیبی سرسخت به نام «داعش» از میان خودشان ظهور کرد که با انجام عملیات‌های گسترده در سراسر جهان، «درخشش تروریسم» را از القاعده ربود.
اما این تصویر ممکن است گمراه‌کننده باشد. درست است که «القاعده» به نظر از انجام حملات بزرگ مانند حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ علیه ایالات متحده ناتوان است و همچنین نمی‌تواند حتی پس از گذشت بیش از دو سال از مرگ الظواهری نام رهبر جدید خود را اعلام کند. با این حال، گزارش‌های جدید سازمان ملل نشان می‌دهد که این گروه در حال حاضر در حال بازسازی صفوف خود است و در افغانستان اردوگاه‌های آموزشی و مدارس دینی ایجاد کرده است.
اگر این گزارش‌ها صحت داشته باشند، ممکن است این نگرانی را ایجاد کنند که تاریخ تکرار شود؛ زیرا حملات القاعده در ۱۱ سپتامبر از اردوگاه‌های افغانستانی این گروه آغاز شد. آیا این ممکن است بار دیگر تحت حکومت طالبان در نسخه دوم خود تکرار شود؟

برج‌های مرکز تجارت جهانی در نیویورک پیش از سقوطشان (گتی)

این روزها سالگرد حملات «القاعده» به نیویورک و واشنگتن در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ فرا رسیده است. آن حملات با هواپیماهای ربوده‌شده غیرنظامی، بزرگترین حمله تروریستی روی خاک آمریکا از زمان حمله ژاپنی‌ها به پرل هاربر در هاوایی در سال ۱۹۴۱ بود که منجر به ورود ایالات متحده به جنگ جهانی دوم شد. اگرچه حملات ۱۱ سپتامبر به جنگ جهانی سوم منجر نشد، اما جنگی طولانی علیه تروریسم را آغاز کرد که در سراسر قاره‌های جهان گسترش یافت.
این جنگ با حمله به افغانستان در اواخر سال ۲۰۰۱ آغاز شد، زمانی که آمریکایی‌ها توانستند حکومت طالبان را که به عوامل حملات «القاعده» پناه داده بود، سرنگون کنند. در تابستان ۲۰۲۱، آمریکایی‌ها چمدان‌های خود را بستند و از افغانستان خارج شدند، و این کشور دوباره تحت حاکمیت طالبان قرار گرفت، این بار در نسخه دوم آن. خروج آن‌ها شکستی برای طرح آمریکا در ایجاد یک دولت متحد در کابل بود؛ زیرا دولت اشرف غنی و ارتش آن که میلیاردها دلار برای تجهیز آن‌ها هزینه شده بود، به سرعت در برابر نیروهای طالبان فروپاشید.
طالبان به تازگی سومین سالگرد بازگشت خود به قدرت را جشن گرفت و ارتشی مجهز به تجهیزات و تسلیحات مختلف از جمله وسایل نقلیه و هواپیماهایی که آمریکایی‌های در حال خروج بر جا گذاشتند یا از پادگان‌های ارتش فروپاشیده افغانستان به دست آوردند، به نمایش گذاشت.
بازگشت طالبان به قدرت در واقع برای بسیاری از کشورهای غربی مشکلی ایجاد نکرد. باوجود انتقادات مرتبط با اجرای سختگیرانه شریعت اسلامی، از جمله منع آموزش دختران پس از رسیدن به سنی مشخص، این گروه در ایجاد سطح بالایی از امنیت در کشور موفق بوده است. طالبان زمین‌های کشت خشخاش، ماده مخدری که بازارهای غربی را پر کرده بود، را به‌ طور قابل توجهی کاهش داده و همچنین با هسته‌های مخفی «داعش - خراسان» که در شرق افغانستان رشد کرده و تهدید خارجی نیز محسوب می‌شد، مبارزه کرده است.
اما مزایای طالبان با نگرانی فزاینده غربی همراه است؛ نگرانی از اینکه افغانستان تحت حکومت جدید آن‌ها همانند گذشته به پناهگاهی برای گروه‌های تروریستی و تندرو تبدیل شود.
افشای حضور ایمن الظواهری در کابل در تابستان ۲۰۲۲ یکی از نشانه‌های علنی نگرانی غربی‌ها از بازگشت «القاعده» به افغانستان بود. جانشین اسامه بن لادن در رأس «القاعده» در منطقه شیرپور، یکی از مناطق اعیان نشین کابل، تحت حفاظت عناصر طالبان زندگی می‌کرد. منطقی بود که این سئوال مطرح شود که چگونه فردی به اندازه الظواهری می‌تواند به دون اطلاع رهبر طالبان، ملا هبت‌الله آخوندزاده، در کابل زندگی کند، درست مانند زمانی که اسامه بن لادن و رهبران «القاعده» تحت حکومت ملا عمر، رهبر سابق طالبان، زندگی می‌کردند. با این حال، هیچ چیزی تأیید نمی‌کند که آخوندزاده از میزبانی الظواهری آگاه بوده باشد.
به هر حال، موضوع الظواهری به سرعت حل شد. یک حمله توسط پهپاد آمریکایی در ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۲ او را در بالکن آپارتمانش در کابل به قتل رساند. طالبان که در این ماجرا خجالت‌زده شده بود، هرگز مرگ الظواهری را تأیید نکرد و تحقیقی را آغاز کرد که نتایج آن هنوز به‌طور رسمی اعلام نشده است.

«القاعده» اما سکوت اختیار کرد، برای اجتنااب از به درد سرانداختن میزبان افغانستانی‌اش و شاید هم به توصیه آنها.

دود ناشى از حمله هوایی آمریکا در كابل ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۲... آمریکایی‌ها اعلام کردند که ایمن الظواهری را کشته‌اند (آ.ف.پ)

الظواهری تنها نیست

الظواهری به طور قطع تنها رهبر «القاعده» نیست که تحت حاکمیت جدید «طالبان» زندگی می‌کند. گزارش‌های متعدد از کارشناسان سازمان ملل که متخصص در امور افغانستان هستند، نشان می‌دهد که این کشور به مرکز جذب گروه‌های افراطی از جمله «القاعده» تبدیل شده است، هرچند که «طالبان» تلاش می‌کند مهمانان خود را از دید عموم دور نگه دارد، اقدامی که به وضوح به هدف اجتناب از خجالت در برابر طرف‌های خارجی که قادر به مختل کردن تلاش‌های آنها برای کسب شناسایی بین‌المللی از حکومتشان هستند، انجام می‌شود.
گزارش اخیر تیم نظارت بر تحریم‌های افغانستان سازمان ملل، که در ژوئیه 2024 منتشر شد، فاش می‌کند که «طالبان» به تحمیل «محدودیت‌هایی بر حرکت اعضای (القاعده) و گروه‌های وابسته به آن و مجبور کردن آنها به کاهش حضورشان در افغانستان» پرداخته است، اگرچه «رابطه بین طرفین همچنان نزدیک است». این گزارش به اطلاعاتی اشاره می‌کند که نشان می‌دهد «(القاعده) تلاش‌های مداوم برای سازماندهی مجدد، جذب (عناصر) و آموزش در افغانستان انجام می‌دهد» و به «حرکت انتقالی خفیف به سوی افغانستان» برای افرادی با ارتباط با «القاعده» اشاره دارد.
گزارش می‌افزاید که «هدف این فعالیت‌ها نامشخص است و پیامدهای آن بر توانایی‌های (تشکیلات) نیز مشخص نیست. اما این فعالیت‌ها باعث نگرانی بزرگی شده است. تعداد گروه‌های تروریستی که در افغانستان فعال هستند کاهش نیافته است» و اشاره می‌کند که «القاعده و گروه‌های وابسته به آن افغانستان را به عنوان سرزمین دوست می‌شمارند».

شکیبایی استراتژیک

گزارش 26 صفحه‌ای کارشناسان سازمان ملل اطلاعاتی درباره تعاملات «القاعده» با میزبانان افغانش ارائه می‌دهد. گزارش می‌گوید: «القاعده به طور استراتژیک صبور است و با گروه‌هایت روریستی دیگر در افغانستان همکاری می‌کند و به رابطه مداوم خود با (طالبان) اولویت می‌دهد. این گروه به طور مخفیانه فعالیت می‌کند تا تصویری از این‌که (طالبان) به توافق‌نامه دوحه در مورد عدم استفاده از سرزمین‌های افغانستان برای اهداف تروریستی پایبند است، ارائه دهد». اما گزارش اضافه می‌کند: «علیرغم کم بودن نمایش عمومی،(القاعده) تبلیغاتی منتشر می‌کند که هدف آن افزایش جذب (در صفوفش) است، در حالی که تلاش می‌کند توانایی‌های عملیاتی خود را بازسازی کند. توانایی (القاعده) برای انجام حملات بزرگ محدود است، اما قصد آن قوی باقی مانده و توانایی‌های گروه‌های وابسته به آن برای اجرای عملیات‌های خارجی را تقویت می‌کند. تغییراتی از زمان گزارش قبلی تیم سازمان ملل در وضعیت یا مکان حضور امیر(القاعده) وجود ندارد، و همچنین تغییراتی در توانایی‌های گروه در افغانستان مشاهده نشده است». معلوم است که گزارش قبلی به اطلاعاتی اشاره کرد که نشان می‌دهد «امیر واقعی (القاعده)، سيف العدل (مصری محمد صلاح‌الدین عبد الحلیم زیدان)، در ایران حضور دارد، در حالی که دیگر رهبران، از جمله عبد الرحمن الغامدی، در افغانستان هستند».
گزارش جدید، که در ژوئیه گذشته منتشر شد، اطلاعاتی درباره نقش‌هایی که رهبران «القاعده» در افغانستان ایفا می‌کنند، ارائه می‌دهد. گزارش می‌گوید که «شخصیات (القاعده) در افغانستان با امیران جنگ، تبلیغ‌کنندگان، جذب‌کنندگان و تأمین‌کنندگان ارتباط برقرار می‌کنند»، و اضافه می‌کند که «مدرسان با تجربه به افغانستان سفر کرده‌اند تا امنیت هسته‌های مخفی پراکنده در آنجا را تقویت کنند. (القاعده) به ارتباطات و عملیات‌های جذب، به ویژه در میان کسانی که قبلاً در کنار آن فعالیت می‌کردند یا اعضای عملیاتی بودند، قبل از آگوست 2021»، که تاریخ بازگشت «طالبان» به قدرت در کابل است، اولویت می‌دهد. گزارش همچنین اطلاعاتی درباره تلاش «القاعده» برای«ایجاد همکاری با جنبش اسلامی ترکستان شرقی که به نام حزب اسلامی ترکستانی نیز شناخته می‌شود، و با گروه انصار الله، به منظور تقویت فعالیت‌ها و تقویت موقعیت آن در ساختار نظامی (طالبان) در شمال، (برای) اجرای عملیات‌های مشترک و انتقال مرکز فعالیت‌های تروریستی به آسیای میانه» ارائه می‌دهد. «گروه انصار الله» در اینجا گروهی تاجیکی است که به نام «طالبان تاجیکی» نیز شناخته می‌شود و مقر آن در ولایت بدخشان در شمال افغانستان است.

گزارش سازمان ملل همچنین اطلاعاتی نشان می‌دهد که «هسته‌های مخفی(القاعده) در چندین ولایت افغان، به ویژه در جنوب شرق کشور، فعال هستند»، و اشاره می‌کند که دفاتر وابسته به این تشکیلات به ویژه«آموزش مبارزان محلی در کنار فعالان گروه (طالبان) پاکستانی» را بر عهده دارند، و به «رصد مکان‌های جدید برای پایگاه‌های آموزشی و خانه‌های امن در ولایت‌های مختلف افغانستان، از جمله اردوگاه‌های پیشین در جلال‌آباد، قندهار و در کنر، نورستان و تخار» اشاره می‌کند.

«درون» مسلح با موشک‌هایی مشابه به آن‌هایی که برای کشتن ایمن الظواهری، رهبر «القاعدة»، در کابل استفاده شد (ارتش آمریکا - آ.ب)

هرم «القاعده»

و در مورد هرم «القاعده» در افغانستان، گزارش می‌گوید: «گردان عمر الفاروق تحت فرماندهی ابو إخلاص مصری، با ورود یک گروه جدید از برخی مبارزان عرب، پیشرفت کرده است».
ابو إخلاص مصری به دلیل نگرانی «طالبان» از اینکه دستگاه‌های اطلاعاتی خارجی به دنبال او بودند، در اواخر نوامبر 2023 توسط مدیریت کل اطلاعات بازداشت حفاظتی (برای حفاظت) شد. همچنین گزارش می‌دهد که «دیگر اعضای (القاعده)، از جمله مهندسان تسلیحات، نیز به دلیل حفاظت بازداشت یا از سوی مقامات واقعی کابل پنهان شده‌اند».
بر اساس گزارش، «رسیدگی به ورود تعدادی از اعضای عرب (القاعده) به کنر و نورستان به منظور آموزش و تسهیل ارتباط میان محمد صلاح‌الدین عبدالحلیم زیدان (لقب سيف العدل) و شخصیت‌های اصلی (القاعده)، همچنین با شاخه (القاعده) در شبه‌جزیره هند و عناصر خاصی از (طالبان)» مورد توجه قرار گرفته است. همچنین«عبدالعظیم بن علی»، عضو لیبیایی (القاعده) که به شورای ابوسلیم در درنه تعلق دارد، در وزارت داخله (افغانستان) خدمت می‌کند بدون اینکه نقش مشخصی داشته باشد و برای او گذرنامه‌ای افغان به نام‌های (عبدالعظیم) و (علی موسى بن علی الدرسی) صادر شده است». گزارش قبلی تیم سازمان ملل، در ژانویه 2024، اشاره کرده بود که شش فعال جدید از اعضای «القاعده» به شرق افغانستان آمده‌اند تا به «گردان عمر الفاروق» تحت رهبری ابو إخلاص مصری بپیوندند و فاش کرده بود که این گروه هشت اردوگاه آموزشی جدید در افغانستان، از جمله در غزنی، لغمان، پروان و اوروزگان، به همراه یک پایگاه برای ذخیره سلاح در دره پنجشیر، تأسیس کرده است. همچنین گزارش می‌افزاید که حکیم مصری، مستقر در ولایت کنر، مسئول اردوگاه‌های آموزشی از جمله «آموزش انتحاری‌ها» برای گروه «طالبان» پاکستانی است. همچنین گزارش می‌دهد که «القاعده» پنج مدرسه (دینی) در لغمان، کنر، ننگرهار، نورستان و پروان دارد.
به نظر می‌رسد که افشای وجود این همه رهبران خارجی در افغانستان، نگرانی‌هایی برای مقامات «طالبان» ایجاد کرده است که اقدام به ساماندهی حضور آنها کرده‌اند. گزارش سازمان ملل، برای ماه ژوئیه گذشته، فاش می‌کند که مدیریت 31 در اطلاعات افغانستان، که مسئول هماهنگی با مبارزان خارجی است، «به تمام مبارزان عرب اطلاع داده است که از کابل دوری کنند وگرنه با بازداشت مواجه خواهند شد». همچنین اضافه می‌کند که «طالبان» علی‌رغم این دستور، از اعضای«القاعده» خواسته است که به پایتخت بیایند تا ثبت‌نام شده و اطلاعات آنها با استفاده از تکنولوژی (بیومتریک) گرفته شود، اما «شخصیت‌های بلندپایه (القاعده)» نیامده‌اند.
به نظر می‌رسد که مسئله انتقال اعضای «القاعده» به افغانستان، با وجود تلاش‌های «طالبان» برای حفظ آن از دید رسانه‌ها دیگر پنهان نیست. جالب توجه است که سيف العدل، که به عنوان «امیر واقعی»این گروه از زمان کشته شدن الظواهری توصیف می‌شود، مقاله‌ای منتشر کرد که در آن از طرفداران گروهش خواسته بود تا به افغانستان بپیوندند. در مقاله‌ای که عنوان آن «این غزه است: جنگ وجود و نه جنگ مرزها» بود، سيف العدل مسلمانان خواهان «تغییر» را تشویق کرد که به افغانستان بروند «تا از شرایط آن یاد بگیرند و از تجربه (طالبان) بهره‌مند شوند».
این دعوت به طور قطع دعوتی ساده نیست. سيف العدل، که سال‌ها در ایران اقامت داشته، بی‌تردید در فکر راهی است که به گروهش امکان دهد تا خود را بازسازی کرده و مبارزان بیشتری جذب کند، مشابه به آنچه که «القاعده» در دهه 1990 انجام داد، زمانی که افغانستان را به عنوان پایگاه پشتیبان برای جذب، آموزش و پنهان‌سازی استفاده کرد. و اگرچه گزارش کارشناسان سازمان ملل به این نکته اشاره می‌کند که «قصد (القاعده)» تغییر نکرده و آنها در حال آماده‌سازی برای حملات تروریستی بیشتر از افغانستان هستند، اما «طالبان» تاکنون متعهد به وعده خود برای عدم اجازه استفاده از افغانستان به عنوان پایگاه برای توطئه‌های تروریستی در خارج باقی مانده است. شایان ذکر است که آمادگی برای حملات «القاعده» در 11 سپتامبر 2001 درون خود گروه بحث‌هایی را در مورد جواز شرعی آن بدون اجازه «طالبان» برانگیخت. آیا تاریخ دوباره تکرار خواهد شد؟

دود ناشى از حمله هوایی آمریکا در كابل ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۲... آمریکایی‌ها اعلام کردند که ایمن الظواهری را کشته‌اند (آ.ف.پ)

تهدید «القاعده» در پایین‌ترین سطح از 1996 است

با وجود نگرانی از خطرات بازگشت «القاعده» به افغانستان، به نظر می‌رسد که ایالات متحده مطمئن است که این گروه در حال حاضر در ضعیف‌ترین مرحله خود از زمان انتقال از سودان به افغانستان در سال 1996 است.
سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در پاسخ به سئوالات «الشرق الأوسط» گفت: «ما ارزیابی می‌کنیم که توانایی (القاعده) برای تهدید ایالات متحده از افغانستان یا پاکستان ممکن است در پایین‌ترین سطح از زمانی که گروه به افغانستان از سودان در سال 1996 منتقل شد، باشد».
او افزود که «نگرانی دائمی و مهم‌تر ایالات متحده در افغانستان مربوط به این است که این کشور دوباره نمی‌تواند به عنوان پایگاه برای حملات تروریستی علیه ایالات متحده عمل کند».
در مورد نشانه‌های بازگشت «القاعده» به افغانستان، گفت: «ما با استفاده از رویکردی که شامل تمامی دولت آمریکا می‌شود و با همکاری با شرکا و متحدان، در تلاش برای جلوگیری از ظهور مجدد تهدیدات خارجی از افغانستان هستیم»، و افزود: «ما به طور مداوم بر روی(حرکت) طالبان فشار می‌آوریم تا به تعهدات خود در زمینه مقابله با تروریسم پایبند باشد».
«الشرق الأوسط» سئوالاتی درباره ادعاهای بازگشت «القاعده» به افغانستان به وزارت خارجه دولت «طالبان» ارسال کرد، اما تا زمان انتشار این گزارش، پاسخی دریافت نکرد.



جشن‌های حوثی‌ها در صنعاء؛ فشار معیشتی بر مردم و مطالبه برای تأمین هزینه‌ها

حوثی‌ها میلیون‌ها دلار برای برنامه‌های بسیج عمومی و جشن‌های دارای ماهیت فرقه‌ای خود هزینه می‌کنند (EPA)
حوثی‌ها میلیون‌ها دلار برای برنامه‌های بسیج عمومی و جشن‌های دارای ماهیت فرقه‌ای خود هزینه می‌کنند (EPA)
TT

جشن‌های حوثی‌ها در صنعاء؛ فشار معیشتی بر مردم و مطالبه برای تأمین هزینه‌ها

حوثی‌ها میلیون‌ها دلار برای برنامه‌های بسیج عمومی و جشن‌های دارای ماهیت فرقه‌ای خود هزینه می‌کنند (EPA)
حوثی‌ها میلیون‌ها دلار برای برنامه‌های بسیج عمومی و جشن‌های دارای ماهیت فرقه‌ای خود هزینه می‌کنند (EPA)

نارضایتی‌ها در پایتخت یمن، صنعاء، که در کنترل حوثی‌هاست، همزمان با سالگرد تسلط این گروه بر شهر در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۴، رو به افزایش است. این در حالی است که حوثی‌ها خود را برای برگزاری برنامه‌ها و تجمع‌های گسترده آماده می‌کنند و خانواده‌ها و تاجران با شرایط دشوار اقتصادی و معیشتی روبه‌رو هستند.

منابع محلی و تاجران در صنعاء و دیگر شهرهای تحت کنترل این گروه می‌گویند آماده‌سازی‌ها برای این مناسبت با درخواست‌های مالی و غیرنقدی از صاحبان فروشگاه‌ها، بازرگانان و برخی مؤسسات همراه شده است تا در تأمین هزینه‌های این برنامه‌ها مشارکت کنند. این مسئله فشارهای تازه‌ای بر بخشی وارد می‌کند که پیش از این نیز با کاهش فعالیت اقتصادی و افت قدرت خرید روبه‌رو بوده است.

پیش از این، مطالعات و گزارش‌های یمنی وضع عوارض و دریافت مبالغی مرتبط با مناسبت‌های حوثی، از جمله سالگرد ۲۱ سپتامبر، را مستند کرده‌اند. این مبالغ از تجار، کارکنان و صاحبان کسب‌وکار دریافت شده و در برخی موارد نیز از واحدهای اقتصادی خواسته شده است متناسب با مناسبت‌هایی که این گروه برگزار می‌کند، فضای محل کار خود را به شکل ویژه‌ای تزئین کنند.

یمنی‌ها در مناطق تحت کنترل حوثی‌ها می‌گویند سالگرد ۲۱ سپتامبر برای آنان یادآور جنگ، شکاف و وخامت شرایط اقتصادی و انسانی است. اشاره آنان به تسلط این گروه بر صنعاء در سپتامبر ۲۰۱۴ و تحولات عمیق سیاسی، امنیتی و اقتصادی پس از آن است.

فروشندگان و رهگذران در یکی از بازارهای صنعاء (الشرق الأوسط)

تاجران در صنعاء گفتند طی روزهای گذشته از آنها خواسته شده است در تأمین هزینه برنامه‌های مرتبط با این مناسبت مشارکت کنند. آنها می‌گویند این درخواست‌ها در شرایطی مطرح شده که بسیاری از صاحبان کسب‌وکار با رکود بازار، کاهش تقاضا و افزایش هزینه‌های فعالیت اقتصادی روبه‌رو هستند.

آنها افزودند هرگونه پرداخت اضافی فشار بیشتری بر کسب‌وکارهایشان وارد می‌کند، به‌ویژه با انباشته شدن تعهدات مالی و کاهش قدرت خرید مصرف‌کنندگان. در همین حال، واحدهای کوچک اقتصادی برای حفظ فعالیت خود و تأمین هزینه‌های ضروری تلاش می‌کنند.

به گفته ساکنانی که با «الشرق الأوسط» گفت‌وگو کرده‌اند، بخش مهمی از انتقادهای عمومی متوجه اختصاص منابع به برنامه‌ها و تجمع‌ها و تزئین خیابان‌هاست، در حالی که نیازهای معیشتی و خدماتی در صدر اولویت‌های خانواده‌ها قرار دارد.

نادیده گرفتن مشکلات مردم

ساکنان صنعاء می‌گویند اولویت‌های آنها تأمین درآمد و پرداخت حقوق، بهبود خدمات آب، برق، نظافت، بهداشت و آموزش و همچنین کمک به خانواده‌هایی است که برای تأمین غذا و دارو با مشکل روبه‌رو هستند، نه هزینه کردن برای برنامه‌های حوثی‌ها که در طول سال متوقف نمی‌شوند.

به گفته شهروندان، نارضایتی فقط به میزان هزینه‌های مرتبط با مناسبت‌های حوثی محدود نمی‌شود، بلکه زمان صرف این هزینه‌ها نیز مورد انتقاد است، آن هم در شرایطی که هزینه‌های زندگی افزایش یافته، قدرت خرید کاهش پیدا کرده و نیازهای انسانی گسترش یافته است.

منتقدان می‌گویند پولی که برای سکوها، پوسترها، شعارها، سازماندهی تجمع‌ها و وسایل حمل‌ونقل هزینه می‌شود، می‌تواند به بخش‌هایی اختصاص یابد که مستقیماً با زندگی مردم ارتباط دارند، مانند بهداشت، آموزش، آب، نظافت و حمایت از خانواده‌های نیازمند.

نیروهای حوثی سوار بر یک خودروی امنیتی در صنعاء (EPA)

«جابر»، کارمند دولت در صنعاء، گفت: «ما بیش از هر چیز دیگری به حقوق نیاز داریم. خانواده اجاره‌خانه، غذا، دارو و هزینه‌های روزمره دارد. بنابراین وقتی می‌بینیم در شرایطی که نیازهای ما روی هم انباشته شده، برای جشن‌ها هزینه می‌شود، احساس خشم و نارضایتی شدیدی پیدا می‌کنیم.»

یک زن خانه‌دار از حومه صنعاء که خواست نامش فاش نشود، گفت: «مشکل در خود این مناسبت است که باعث شکل‌گیری شرایطی شد که امروز خانواده‌های یمنی نمی‌توانند نیازهای اولیه خود را تأمین کنند.» او افزود: «وقتی می‌بینیم خیابان‌ها، محله‌ها و مؤسسات تزئین شده‌اند و برای برنامه‌ها پول هزینه می‌شود، از خود می‌پرسیم چرا این مبالغ به خانواده‌های نیازمند اختصاص داده نمی‌شود.»

«سلیم»، کارگر روزمزد در صنعاء، نیز گفت: «ما روزمزد کار می‌کنیم و گاهی حتی به اندازه هزینه‌های خانه درآمد نداریم. برای ما اولویت، کار، درآمد و خدمات است، نه جشن گرفتن برای برنامه‌هایی که نه شکم را سیر می‌کنند و نه دردی را دوا.»

نیازهای انباشته

جشن حوثی‌ها برای سالگرد کودتای خود در شرایط دشوار اقتصادی و معیشتی در صنعاء و دیگر شهرهای تحت کنترل این گروه برگزار می‌شود. افزایش قیمت مواد غذایی و دارو، کاهش فرصت‌های شغلی، وخامت خدمات، انباشت بدهی‌ها و نامنظم بودن یا قطع حقوق بخش گسترده‌ای از کارکنان از جمله این مشکلات است.

این شرایط باعث شده است خانواده‌ها نسبت به هرگونه هزینه‌ای که از نظر آنها ارتباطی با نیازهای اساسی‌شان ندارد، حساس‌تر شوند، به‌ویژه در شرایطی که منابع درآمد کاهش یافته و دامنه فقر و نیازها گسترش پیدا کرده است.

فعالان و شهروندان می‌گویند تصاویر جشن‌ها و تجمع‌ها زمانی بیش از پیش موجب نارضایتی می‌شود که در کنار محله‌هایی قرار می‌گیرد که از وخامت خدمات رنج می‌برند و خانواده‌هایی که هر روز برای تأمین غذا و دارو تلاش می‌کنند.

بخشی از پرسش‌ها نیز بر منابع تأمین مالی این برنامه‌ها، حجم منابع اختصاص‌یافته به آنها و میزان انطباق این هزینه‌ها با اولویت‌های اقتصادی و انسانی مردم متمرکز است.

تجمع حوثی‌ها در صنعاء که رهبر این گروه برای اعلام همبستگی با ایران فراخوان داده بود (EPA)

مرکز مطالعات راهبردی صنعاء پیش‌تر در گزارش‌هایی سازوکارهای دریافت عوارض و مبالغ مرتبط با مناسبت‌هایی را که این گروه برگزار می‌کند، مستند کرده و گفته بود صاحبان کسب‌وکار و کارکنان با درخواست‌های مالی مرتبط با مناسبت‌های حوثی روبه‌رو شده‌اند.

یک مطالعه جدید درباره اقتصادی که این گروه اداره می‌کند، از تعدد منابع درآمدی و مبالغی خبر می‌دهد که در مناطق تحت کنترل حوثی‌ها دریافت می‌شود، از جمله کمک‌های نقدی و غیرنقدی مرتبط با تلاش جنگی و برنامه‌های بسیج عمومی. برآورد میزان این درآمدها همچنان میان منابع مختلف متفاوت است.

سالگرد «۲۱ سپتامبر» امسال در شرایطی برگزار می‌شود که یمن همچنان با بحران انسانی و اقتصادی روبه‌روست. همزمانی جشن‌ها با افزایش فشارهای معیشتی، میان ساکنان درباره اولویت‌های مالی در مناطق تحت کنترل این گروه پرسش‌هایی ایجاد کرده است.

حوثی‌ها تلاش می‌کنند این سالگرد را به عنوان مناسبتی سیاسی و نمادین و در تقویمی سالانه معرفی کنند، در حالی که مخالفان این گروه آن را یادآور تسلط حوثی‌ها بر صنعاء می‌دانند. مرکز مطالعات راهبردی صنعاء می‌گوید این گروه طی سال‌های گذشته از این مناسبت برای برگزاری کارزارهای رسانه‌ای و برنامه‌های عمومی با هدف تثبیت روایت سیاسی خود درباره رویدادهای سال ۲۰۱۴ استفاده کرده است.


مغرب و اسرائیل برای ارتقای سطح روابط دیپلماتیک توافق کردند

دیدار وزیران خارجه مغرب و اسرائیل که با میانجیگری آمریکا در نیویورک برگزار شد (وزارت خارجه اسرائیل)
دیدار وزیران خارجه مغرب و اسرائیل که با میانجیگری آمریکا در نیویورک برگزار شد (وزارت خارجه اسرائیل)
TT

مغرب و اسرائیل برای ارتقای سطح روابط دیپلماتیک توافق کردند

دیدار وزیران خارجه مغرب و اسرائیل که با میانجیگری آمریکا در نیویورک برگزار شد (وزارت خارجه اسرائیل)
دیدار وزیران خارجه مغرب و اسرائیل که با میانجیگری آمریکا در نیویورک برگزار شد (وزارت خارجه اسرائیل)

اسرائیل روز چهارشنبه اعلام کرد با مغرب برای ارتقای سطح نمایندگی دیپلماتیک و گشایش متقابل سفارتخانه‌ها توافق کرده است. این توافق پس از دیدار وزیران خارجه دو کشور در نیویورک و با میانجیگری آمریکا حاصل شد.

دو کشور در دسامبر ۲۰۲۰ از عادی‌سازی روابط خبر داده بودند. این اقدام در چارچوب توافق‌های ابراهیم انجام شد که در دوره نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ و با میانجیگری آمریکا به امضا رسید. این توافق‌ها همچنین به عادی‌سازی روابط میان اسرائیل و امارات متحده عربی، بحرین و سودان انجامید.

در بیانیه وزارت خارجه اسرائیل آمده است که گیدئون ساعر، وزیر خارجه این کشور، در نیویورک و به دعوت مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد، نشستی سه‌جانبه با ناصر بوریطه، وزیر خارجه مغرب، برگزار کرد.

در این بیانیه آمده است که سه کشور «بار دیگر بر تعهد خود به مجموعه‌ای از اقدامات برای تقویت روابط میان اسرائیل و مغرب از جمله ارتقای سطح دو نمایندگی دیپلماتیک متقابل به سطح سفارتخانه و تعیین دو سفیر تأکید کردند».

این بیانیه همچنین اعلام کرد که دو طرف درباره «افزایش پروازها میان اسرائیل و مغرب، به‌گونه‌ای که پروازهای شرکت‌های هواپیمایی مغربی را نیز شامل شود، توافق کردند و این اقدام قرار است تا پایان سال ۲۰۲۶ اجرایی شود».

دیدار وزیران خارجه مغرب و اسرائیل که با میانجیگری آمریکا در نیویورک برگزار شد (وزارت خارجه اسرائیل)

این بیانیه همچنین اعلام کرد که اسرائیل و مغرب «توافق کردند تا پایان سال ۲۰۲۶ دو توافق درباره حمایت از سرمایه‌گذاری‌ها و جلوگیری از مالیات مضاعف را نهایی کنند. این توافق‌ها به تسهیل سرمایه‌گذاری‌های متقابل و پیشبرد روابط اقتصادی و تجاری میان دو کشور و دو ملت کمک خواهد کرد.» همچنین دو طرف توافق کردند پیش از پایان سال ۲۰۲۶ توافق‌های اقتصادی میان دو کشور امضا کنند، شمار پروازهای مستقیم میان دو کشور را افزایش دهند و در ماه‌های آینده دیدارهای متقابل در سطح عالی برگزار کنند. این بیانیه اشاره‌ای به زمان گشایش دو سفارتخانه نکرد. مغرب نیز تاکنون واکنشی در این باره نشان نداده است.

نشست نیویورک یک روز پس از مراسمی برگزار شد که والتز به مناسبت ششمین سالگرد توافق‌های ابراهیم در محل اقامت خود برگزار کرده بود. نمایندگانی از امارات متحده عربی، بحرین، مغرب، قزاقستان، اسرائیل و آمریکا در این مراسم حضور داشتند.

وزیر خارجه اسرائیل در این مراسم گفت دوستی میان ملت‌های مغرب و یهود «ریشه‌های عمیقی در تاریخ دارد و میراثی غنی دارد. اعلامیه‌ای که امروز امضا کردیم، گام‌های عملی برای ارتقای روابط میان اسرائیل و مغرب را ترسیم می‌کند و در خدمت منافع دو ملت است و ما برای اجرای آن تلاش خواهیم کرد».

در بیانیه مشترکی که پس از این دیدار منتشر شد، آمده است: «برقراری روابط کامل، صلح‌آمیز و دوستانه دیپلماتیک میان اسرائیل و مغرب به نفع هر دو کشور است، به روند صلح کمک خواهد کرد و فرصت‌های جدیدی برای سراسر منطقه ایجاد می‌کند.» در این بیانیه همچنین تأکید شده است که دو کشور «به تقویت صلح و روابط دوستانه و تلاش برای تحقق چشم‌انداز صلح، رفاه و امنیت در منطقه و سراسر جهان متعهد هستند».

ساعر نیز در همین زمینه در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: «این گام‌های مهم روابط میان دو کشور را تقویت خواهد کرد. رابطه میان اسرائیل و مغرب مهم است و ظرفیت‌های زیادی برای مردم دو کشور دارد. از دوستان آمریکایی خود به دلیل مشارکت مهمشان در تقویت این رابطه تشکر می‌کنیم.»

اعلامیه سپتامبر ۲۰۲۶ بار دیگر موضوع ارتقای روابط به سطح سفارتخانه‌ها را مطرح کرده است؛ موضوعی که از زمان سفر یائیر لاپید، وزیر خارجه پیشین اسرائیل، به رباط در سال ۲۰۲۱ به‌طور آشکار مطرح شده بود. تفاوت این بار در آن است که اعلامیه اسرائیل از توافق دو طرف برای تبدیل دو نمایندگی به سفارتخانه و تعیین دو سفیر سخن می‌گوید، نه صرفاً از یک قصد یا رویکرد در آینده.

به گفته ناظران، این توافق ادامه نقش آمریکا در روند روابط مغرب و اسرائیل از زمان ازسرگیری این روابط در دسامبر ۲۰۲۰ را نشان می‌دهد.


وزیر کشور یمن در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط»: ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است

وزیر کشور یمن هشدار داد که ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است (ترکی العقیلی)
وزیر کشور یمن هشدار داد که ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است (ترکی العقیلی)
TT

وزیر کشور یمن در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط»: ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است

وزیر کشور یمن هشدار داد که ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است (ترکی العقیلی)
وزیر کشور یمن هشدار داد که ایران از طریق حوثی‌ها در پی «نظامی‌سازی باب‌المندب» است (ترکی العقیلی)

ابراهیم حیدان، سرلشکر ستاد و وزیر کشور یمن، درباره تلاش‌های ایران برای تبدیل تنگه باب‌المندب و جزایر و سواحل پیرامون آن به منطقه‌ای با نفوذ نظامی بلندمدت هشدار داد. او گفت تهران در پی انتقال تجربه «نظامی‌کردن گذرگاه‌های دریایی» است که در تنگه هرمز توسعه داده و آن را به دریای سرخ منتقل کند. او همچنین از فعالیت کارشناسان سپاه پاسداران ایران برای توسعه توانمندی‌های حوثی‌ها و ساخت استحکامات، اتاق‌های عملیات و تأسیسات مرتبط با موشک‌ها، پهپادها و قایق‌های هدایت‌شونده خبر داد.

حیدان در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط» گفت خطر تنها به تهدیدهای کنونی محدود نمی‌شود، بلکه به «آنچه برای آینده در حال پایه‌گذاری است» نیز گسترش می‌یابد. او هشدار داد که ادامه کنترل حوثی‌ها بر مناطق راهبردی می‌تواند به ایران اهرم فشاری مؤثر بر یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های دریایی بین‌المللی بدهد و زمینه را برای مرتبط‌کردن عرصه یمن با شاخ آفریقا از طریق شبکه‌های قاچاق و گروه‌های مسلح فراهم کند.

این اظهارات پس از آن مطرح می‌شود که نیروهای دولتی مواضع گسترده‌ای را در ساحل غربی به نفع گروه حوثی از دست دادند. حوثی‌ها در حمله‌ای که از ۳ تا ۱۱ سپتامبر ادامه داشت، توانستند حیس، الخوخه، المخا و بندر آن را به کنترل خود درآورند و تا باب‌المندب، جزیره میون و دیگر جزایر یمن در جنوب دریای سرخ پیشروی کنند.

وزیر کشور یمن از افزایش سطح آمادگی امنیتی در عدن، لحج و مناطق واقع در پشت خطوط درگیری پس از تحولات نظامی در المخا و ساحل غربی خبر داد و تأکید کرد که میان وزارتخانه‌های دفاع و کشور از طریق یک اتاق عملیات مشترک هماهنگی وجود دارد تا از نفوذ عناصر و هسته‌ها و سوءاستفاده از موج‌های آوارگی برای ایجاد رخنه‌های امنیتی جلوگیری شود.

«نظامی‌کردن» باب‌المندب

وزیر کشور یمن تحولات اخیر را در چارچوبی گسترده‌تر قرار داد و گفت یمن «بخشی از منظومه امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی» است و با توجه به وجود تنگه باب‌المندب، آنچه در این کشور رخ می‌دهد به‌سرعت بر جهان تأثیر می‌گذارد.

ویرانی گسترده در بندر المخا در پی هدف قرار گرفتن آن از سوی حوثی‌ها پیش از تصرف بندر (گتی)

او توضیح داد که از دیدگاه او، خطر اصلی در تلاش برای ایجاد یک زیرساخت نظامی درازمدت در منطقه است. او گفت کارشناسان مرتبط با سپاه پاسداران، تجربه و راهنمایی لازم برای مدیریت عملیات و توسعه توانمندی‌های نظامی را در اختیار حوثی‌ها قرار می‌دهند.

سرلشکر حیدان افزود این تلاش‌ها شامل ایجاد «توانمندی‌ها، استحکامات، پایگاه‌ها، اتاق‌های عملیات و غارهایی است که برای ساخت پهپادها و قایق‌های هدایت‌شونده و توسعه موشک‌ها استفاده می‌شوند» و این اقدامات در جغرافیای باب‌المندب، جزایر، سواحل و ارتفاعات پیرامون آن انجام می‌شود.

وزیر کشور یمن گفت هدف، فراهم‌کردن امکان «انتقال تجربه نظامی‌کردن گذرگاه‌های دریایی» از سوی ایران است، تجربه‌ای که تهران در تنگه هرمز به کار گرفته و اکنون می‌تواند به باب‌المندب منتقل شود؛ اقدامی که ممکن است این تنگه را از یک گذرگاه بین‌المللی باز به اهرمی برای نفوذ و فشار تبدیل کند که در آینده قابل استفاده باشد.

او هشدار داد که نباید پیام‌های اطمینان‌بخش ایران و حوثی‌ها درباره امنیت کشتیرانی را تضمین‌های کافی تلقی کرد و گفت این پیام‌ها به حوثی‌ها فرصت بیشتری برای توسعه سامانه‌های نظامی و استحکامات خود در منطقه می‌دهد.

میون... جزیره لارک ایران!

وزیر کشور یمن همچنین درباره سناریویی مشخص‌تر در ارتباط با جزایر دریای سرخ هشدار داد و گفت دادن زمان بیشتر به حوثی‌ها می‌تواند به آنها اجازه دهد پایگاه‌ها، مخفیگاه‌ها و غارهای مستحکم، در کنار یک سامانه پیشرفته برای رصد، رهگیری و ایجاد اختلال، ایجاد کنند.

او به احتمال تبدیل جزیره میون، واقع در قلب باب‌المندب، به محلی با کارکرد نظامی مشابه جزیره لارک ایران در تنگه هرمز اشاره کرد و گفت جزیره‌های زقر و حنیش، در کنار ارتفاعات و سواحل امتداد‌یافته در دریای سرخ، در صورت تثبیت حضور حوثی‌ها در تنگه، می‌توانند بخشی از «یک منظومه نظامی یکپارچه» شوند.

منطقه عملیاتی در مسیر تعز ـ المخا که نیروهای مسلح یمن تعیین کرده‌اند (سبأ)

از دریای سرخ تا شاخ آفریقا

سرلشکر ابراهیم حیدان خطرات را به باب‌المندب محدود نکرد و هشدار داد که کنترل این تنگه از سوی حوثی‌ها، به گفته او، زمینه گسترده‌تری برای «سپاه پاسداران» فراهم می‌کند تا عرصه یمن را به دریای سرخ و شاخ آفریقا مرتبط کند.

او توضیح داد که می‌توان از شبکه‌های قاچاق و گذرگاه‌های دریایی برای انتقال سلاح، تجهیزات و تجربیات و توسعه توانمندی‌های نظامی و لجستیکی حوثی‌ها استفاده کرد. به گفته او، این شبکه‌ها همچنین می‌توانند برای گسترش کانال‌های ارتباطی با گروه‌های مسلح و سازمان‌های تروریستی فعال در شاخ آفریقا به کار گرفته شوند. او به‌طور مشخص به جنبش «الشباب» سومالی اشاره کرد.

وزیر کشور یمن هشدار داد که ممکن است توانمندی‌های این گروه‌ها با توانمندی‌های حوثی‌ها و شبکه‌های «سپاه پاسداران» در هم ادغام شود؛ اقدامی که به گفته او می‌تواند باب‌المندب را به «نقطه اتکایی برای نفوذ ایران با ابزارها و عرصه‌های متعدد» تبدیل کند و در صورت وقوع هرگونه تشدید تنش منطقه‌ای، اهرمی راهبردی در اختیار تهران قرار دهد.

گارد ساحلی به حمایت فوری نیاز دارد

وزیر کشور یمن در مواجهه با این چالش‌ها بر ادامه مقابله نیروهای دولتی با حوثی‌ها، تلاش برای بازپس‌گیری مناطق و تأمین امنیت آنها تأکید کرد و به‌طور ویژه بر اهمیت مقابله با قاچاق تأکید داشت؛ قاچاقی که او آن را یکی از شریان‌های اصلی تأمین مالی و تجهیزات حوثی‌ها توصیف کرد.

سرلشکر حیدان گفت نیروهای گارد ساحلی یمن به حمایت تخصصی و فوری نیاز دارند. (ترکی العقیلی)

او گفت نیروهای گارد ساحلی یمن با وجود محدودیت امکانات، وظایف خود را انجام می‌دهند، اما به «حمایت تخصصی و فوری» کشورهای برادر و دوست نیاز دارند. این حمایت باید شامل تجهیزات نظارت و شناسایی دریایی، سامانه‌های رهگیری و رصد، قایق‌ها و تجهیزات مدرن و همچنین تقویت توانمندی‌های اطلاعاتی لازم برای شناسایی شبکه‌های قاچاق، رهگیری مسیرهای آنها و توقیف محموله‌هایشان باشد.

حیدان تأکید کرد مسئولیت حفاظت از باب‌المندب و مقابله با قاچاق دیگر تنها مسئله‌ای داخلی و مربوط به یمن نیست. او گفت «امنیت کشتیرانی و خطوط تجارت بین‌المللی از حاکمیت دولت بر سرزمین و آب‌هایش آغاز می‌شود» و مقابله با تهدیدها به حمایت منطقه‌ای و بین‌المللی از دولت یمن و تقویت توانمندی‌های آن نیاز دارد.

تقویت امنیت عدن و لحج

در ارتباط با پیامدهای داخلی تحولات نظامی اخیر، وزیر کشور یمن از تقویت حضور نیروهای امنیتی در ورودی‌های استان لحج، پایتخت موقت عدن و مناطق مجاور خبر داد. این اقدام همزمان با موج آوارگی پس از تحولات ساحل غربی انجام شده است.

او توضیح داد که وزارت کشور با توجه به اینکه تحولات اخیر فراتر از محدوده جبهه‌های نظامی است، همزمان برای حفاظت از غیرنظامیان آواره و افزایش سطح آمادگی امنیتی، بر اساس برنامه‌هایی که از پیش برای سناریوهای مختلف تدوین شده بود، اقدام کرده است.

او گفت اقدامات انجام‌شده با هدف ایجاد توازن میان حفاظت از آوارگان و جلوگیری از سوءاستفاده حوثی‌ها از جابه‌جایی آنها «برای اهداف امنیتی یا اجرای عملیات نفوذ و رخنه» صورت می‌گیرد.

او افزود مقام‌های مسئول سطح هماهنگی و تبادل اطلاعات میان دستگاه‌های امنیتی، مقام‌های محلی و یگان‌های نظامی را افزایش داده‌اند و در کنار آن، فعالیت‌های اطلاعاتی پیشگیرانه برای جلوگیری از ورود عناصر یا اجرای اقدامات خرابکارانه علیه مناطق آزادشده تشدید شده است.

اتاق عملیات مشترک

سرلشکر حیدان از هماهنگی میان وزارتخانه‌های دفاع و کشور از طریق «اتاق عملیات مشترک» خبر داد و توضیح داد که فعالیت این اتاق شامل یکسان‌سازی ارزیابی وضعیت، تعیین مسئولیت‌ها و تسریع واکنش به تحولات میدانی است.

او افزود دستگاه‌های امنیتی و نظامی کانال‌های ارتباطی و تبادل اطلاعات را تقویت کرده‌اند و تمرکز آنها بر خطوط تماس، جاده‌ها و مناطقی است که ممکن است برای نفوذ، انتقال عناصر و هسته‌ها یا انتقال سلاح و مواد منفجره مورد استفاده قرار گیرد.

او در عین حال تأکید کرد برخورد با آوارگان بر این مبناست که آوارگی «در درجه نخست یک مسئله انسانی» است، اما در عین حال به مدیریت دقیق امنیتی نیاز دارد تا از استفاده از آن به عنوان پوششی برای ورود عناصر یا هسته‌ها به مناطق آزادشده جلوگیری شود.

هسته‌های خفته و قاچاق

وزیر کشور یمن در پاسخ به پرسشی درباره ماهیت تهدیدهایی که دستگاه‌های امنیتی در حال حاضر با آن مواجه‌اند، به تلاش‌ها برای نفوذ و رخنه و احتمال سوءاستفاده از جابه‌جایی آوارگان برای پنهان‌کردن عناصر یا انتقال اطلاعات و ابزارهای مورد استفاده در اقدامات خرابکارانه اشاره کرد. او همچنین از خطر هسته‌های خفته، شبکه‌های قاچاق و جرایم سازمان‌یافته سخن گفت.

سرلشکر ابراهیم حیدان توضیح داد اقدامات امنیتی تشدیدشده در عدن و لحج تا حد زیادی «پیشگیرانه و پیش‌دستانه» بوده و هدف آن جلوگیری از تبدیل فشار نظامی در جبهه‌ها به ناآرامی‌های امنیتی در داخل شهرهاست، در حالی که ملاحظات انسانی در برخورد با آوارگان نیز حفظ می‌شود.

المخا، «آزمونی عملی»

وزیر کشور یمن رویدادهای المخا را «آزمونی عملی و مستقیم» برای میزان آمادگی نهاد امنیتی و برنامه‌هایی دانست که وزارت کشور برای برخورد با تحولات نظامی تدوین کرده است.

او توضیح داد که این برنامه‌ها از ابتدا سناریوهای پیشروی و عقب‌نشینی، تغییر خطوط درگیری، گسترش جابه‌جایی آوارگان و افزایش فشار بر استان‌های واقع در پشت جبهه‌ها را در نظر گرفته بودند.

حیدان تأکید کرد حفاظت از جبهه داخلی مأموریتی نیست که تنها به یک تحول نظامی ناگهانی مربوط باشد، بلکه «بخشی اساسی و دائمی» از فعالیت وزارت کشور است. او از بازتوزیع منابع و استقرار نیروهای امنیتی متناسب با تحولات میدانی و تقویت جریان اطلاعات میان دستگاه‌های امنیتی، مقام‌های محلی و نیروهای نظامی خبر داد.

«همکاری» با گروه‌های تروریستی

همزمان با تهدید حوثی‌ها، وزیر کشور یمن هشدار داد سازمان‌های تروریستی، شبکه‌های قاچاق و جرایم سازمان‌یافته ممکن است از گسترش جنگ، تغییر خطوط درگیری و جابه‌جایی دوباره نیروها برای ایجاد خلأهای امنیتی سوءاستفاده کنند.

سرلشکر حیدان از وجود «همکاری متقابل» میان حوثی‌ها و این شبکه‌ها و گروه‌ها سخن گفت و افزود این مسئله تنها به تحولات اخیر مربوط نمی‌شود، بلکه به مراحل پیشین درگیری بازمی‌گردد. او به ارتباطاتی با جنبش «الشباب» در سومالی اشاره کرد.

او تأکید کرد دستگاه‌های امنیتی تهدید حوثی‌ها، تروریسم، جرایم سازمان‌یافته و قاچاق را پرونده‌هایی جدا از یکدیگر نمی‌دانند، بلکه آنها را «یک منظومه امنیتی واحد» تلقی می‌کنند. به گفته وزیر کشور، این وضعیت مستلزم افزایش آمادگی، تقویت حضور نیروها در مناطق حساس و تشدید نظارت بر گذرگاه‌ها، جاده‌ها و مسیرهای قاچاق است تا تحولات نظامی به بحران امنیتی گسترده‌تری تبدیل نشود.