جوزف عون... فرمانده «نهاد استوار» نامزد مأموریتی دشوار

پروژه «شهابی دوم» منتظر شکل‌گیری اجماع بین طرف‌های لبنانی است


ژنرال جوزف عون در جریان فرماندهی نبرد «فجر الجرود» در سال ۲۰۱۷ (ا.ف.ب)
ژنرال جوزف عون در جریان فرماندهی نبرد «فجر الجرود» در سال ۲۰۱۷ (ا.ف.ب)
TT

جوزف عون... فرمانده «نهاد استوار» نامزد مأموریتی دشوار


ژنرال جوزف عون در جریان فرماندهی نبرد «فجر الجرود» در سال ۲۰۱۷ (ا.ف.ب)
ژنرال جوزف عون در جریان فرماندهی نبرد «فجر الجرود» در سال ۲۰۱۷ (ا.ف.ب)

نام فرمانده ارتش لبنان، جوزف عون، در اذهان لبنانی‌ها با دو نبرد سخت همراه است: نخست «نبرد الجرود» که او با موفقیت علیه صدها جنگجوی وابسته به گروه‌های «داعش» و «جبهه‌النصره» در سال ۲۰۱۷ رهبری کرد، و دیگری مبارزه طولانی او با فساد و دخالت‌های سیاسی در نهاد ارتش، نهادی که توانست آن را به‌عنوان یکی از معدود نهادهای استوار در کشوری که با فروپاشی کامل مواجه است، حفظ کند.
اما شاید ژنرال اول لبنان اکنون با دشوارترین نبرد زندگی خود مواجه باشد؛ نام او به‌عنوان نامزد جدی ریاست جمهوری مطرح است، و بسیاری از طرف‌ها به او امید بسته‌اند تا خلا ریاست جمهوری که وارد دومین سال خود شده را پر کرده و کشور را از پیامدهای یک جنگ ویرانگر بیرون آورد.
یک ژنرال سابق ارتش لبنان که با عون کار کرده، شباهتی میان او و رئیس‌جمهوری فقید فؤاد شهاب می‌بیند، کسی که نخستین فرمانده ارتش بود که به مقام ریاست جمهوری رسید و دوره‌اش با اصلاحات گسترده همراه بود. او به «الشرق الاوسط» می‌گوید:« فرمانده ارتش مانند ناشناخته‌ای است که شبیه فؤاد شهاب ملقب به «بزرگ خاموش» است... او نمی‌تواند چیزی بگوید که نتواند اجرا کند. به همین دلیل همه با نوعی احترام با او برخورد می‌کنند».
وی توضیح می‌دهد که «مشکل ژنرال عون این است که وارد بازارهای سیاسی نمی‌شود. بسیاری در داخل و خارج او را دعوت کرده‌اند تا وارد معاملات سیاسی شود، از او خواسته‌اند مواضعی بگیرد که این طرف یا آن طرف را راضی کند، اما او به هیچ بازار سیاسی علاقه‌ای ندارد».
اما این مرد که «شبیه ناشناخته» است و از «بازارهای سیاسی» دوری می‌کند، کیست و چه شانسی برای رسیدن به کاخ بعبدا دارد؟
ژنرال عون از ۸ مارس ۲۰۱۷ فرمانده ارتش لبنان است. او در سال ۱۹۶۴ در منطقه سن الفیل در شهرستان المتن نزدیک بیروت به دنیا آمده و ریشه خانوادگی‌اش به شهر العیشیه در جنوب لبنان برمی‌گردد. وی به دو زبان فرانسه و انگلیسی مسلط است و دارای مدرک علوم سیاسی (تخصص در امور بین‌المللی) و علوم نظامی است. او متاهل و دارای دو فرزند است. عون در سال ۱۹۸۳ به‌عنوان دانشجوی افسری به ارتش پیوست.

«فجر الجرود» و فرماندهی با خون
نقش عون از سال ۲۰۱۵ برجسته شد، زمانی که به فرماندهی لشکر نهم در مرز با اسرائیل منصوب شد. اما پس از یک سال به شرق لبنان منتقل شد، جایی که صدها جنگجوی وابسته به «جبهه‌النصره» و «داعش» در مناطق کوهستانی مرزی با سوریه مستقر بودند.

ژنرال عون در نبرد «فجر الجرود» در سال ۲۰۱۷ (ا.ف.ب)

در آن زمان، این دو گروه چندین نظامی را ربودند که برخی از آنها سر بریده یا با گلوله اعدام شدند. عون به این چالش تروریستی از مقام فرماندهی ارتش پاسخ داد و در ۸ مارس ۲۰۱۷ به درجه ژنرال ارتقا یافت و فرماندهی ارتش را به دست گرفت. در آن زمان، ژنرال میشل عون (که با او نسبتی ندارد) رئیس‌جمهوری لبنان بود.
ارتش به فرماندهی جوزف عون در ۱۹ اوت ۲۰۱۷ عملیات «فجر الجرود» را برای اخراج نیروهای افراطی از مواضع مرزی آنها با سوریه آغاز کرد و موفق شد به‌سرعت این هدف را محقق کند. عون در آن زمان به سربازان خود گفت: «پس از اینکه عملیات ( فجر الجرود) را به پایان رساندید و در آن پیروزی قاطعانه‌ای بر تروریسم به‌دست آوردید و آن را از شهرهای رأس بعلبک و القاع بیرون راندید، این منطقه عزیز به دامن حاکمیت ملی بازمی‌گردد، آغشته به خون شهدای شما و عرق پیشانی شما».
در ۳۰ اوت، فرمانده ارتش در مورد آن نبرد گفت: «من دو گزینه داشتم. یا اینکه نبرد را ادامه دهم بدون اینکه از سرنوشت نظامیان ربوده شده مطلع شوم، یا نبرد را متوقف کنم و از سرنوشت آنها آگاه شوم و از تلفات بیشتر جلوگیری کنم»، و افزود که مهم‌ترین مسئله برای او پیروزی در نبرد بدون تلفات در صفوف ارتش بود.

حفاظت از اعتراضات ۲۰۱۹

شادی پیروزی در نبرد «الجرود» چندان دوام نیاورد، زیرا به‌زودی کشور وارد مجموعه‌ای از بحران‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی شد که در اکتبر ۲۰۱۹ با انفجار یک انتفاضه مردمی علیه طبقه حاکم به اوج رسید. ژنرال عون مجبور شد ارتش را به‌گونه‌ای مستقر کند که هم معترضان و حق آنها برای تظاهرات مسالمت‌آمیز را محافظت کند و هم اجازه ندهد به نهادهای دولتی آسیب برسد.
این نقش ارتش در آن زمان باعث خشم رئیس‌جمهوری میشل عون شد که تظاهرات را علیه خود تلقی کرد. این موضوع در شعارهای معترضانی که سعی داشتند به کاخ ریاست جمهوری در بعبدا برسند و برخی از آنها تصاویری از فرمانده ارتش را در دست داشتند، کاملاً مشهود بود.

معترضان تصاویر فرمانده ارتش را در مرکز بیروت در جریان انتفاضه ۲۰۱۹ بلند کرده‌اند (ا.ف.ب)

اعتراضات مردمی باعث عمیق‌تر شدن شکاف بین طبقه سیاسی و بخش بزرگی از مردم که خواهان تغییر بودند شد. در پی این اختلافات، بحران‌های کشور نیز عمیق‌تر شد و لبنان شاهد فروپاشی اقتصادی وحشتناکی بود که به‌ویژه در کاهش ارزش پول ملی از ۱۵۰۰ لیره به ۹۰۰۰۰ لیره در برابر هر دلار تجلی یافت. از سوی دیگر، بانک‌های لبنانی دسترسی مردم به پس‌اندازهایشان را محدود کردند و ارزش واقعی این دارایی‌ها از بین رفت، در حالی که کشور وارد مرحله ورشکستگی شد و بانک مرکزی قادر به پرداخت بدهی‌های لبنان نبود.

و اگر همه این‌ها کافی نبود، انفجار بندر بیروت در آگوست ۲۰۲۰ که یکی از بزرگ‌ترین انفجارهای غیرهسته‌ای در تاریخ مدرن است، عمق فروپاشی در لبنان را برجسته کرد.
با این حال، انتخابات پارلمانی که در سال ۲۰۲۲ برگزار شد، در واقع به تغییر چشمگیری منجر نشد، زیرا لبنانی‌ها بار دیگر پارلمانی را انتخاب کردند که همانند قبل از اعتراضات دچار انشقاق داخلی بود. دوره ریاست‌جمهوری در اکتبر ۲۰۲۲ به پایان رسید، بدون اینکه پارلمان بتواند جانشینی برای آن انتخاب کند. از آن زمان، کشور در خلائی فرو رفته که بسیاری از نهادهای دولتی یا به‌صورت موقت اداره می‌شوند یا توسط دولت‌های تصفیه حسابی مدیریت می‌شوند.

«ده‌ها میلیون دلار او را تغییر نداد»
در این تصویر تیره و تار از وضعیت کلی لبنان، نهاد ارتش به‌عنوان یکی از معدود نهادهایی که در برابر فروپاشی مقاومت کرده، برجسته شد. یک سیاستمدار لبنانی که ژنرال عون را از نزدیک می‌شناسد، به «الشرق الاوسط» گفت: «ارتش تحت فرماندهی ژنرال عون به عنوان ضامن امنیتی پدیدار شد که امید می‌دهد لبنان بتواند از بحران‌هایش خارج شود».
این سیاستمدار که نخواست نامش فاش شود، توضیح می‌دهد که عون از زمانی که در سال ۲۰۱۷ فرماندهی ارتش را به عهده گرفت، مبارزه گسترده‌ای علیه فساد و نفوذهای سیاسی در نهاد ارتش آغاز کرد که تعداد زیادی از نظامیان را دربر گرفت.
اما نقش عون به‌عنوان «مبارز فساد» تنها یکی از عواملی بود که موجب برجسته شدن نام او به‌عنوان شخصیتی شد که می‌تواند کشور را از فروپاشی نجات دهد. این سیاستمدار در این زمینه می‌گوید: «چیزی به نام «پول‌های ویژه» در ارتش وجود دارد که از بودجه دولتی که توسط وزارت دارایی تعیین می‌شود، جداست. این منابع از کمک‌ها یا فعالیت‌هایی است که ارتش انجام می‌دهد. بعد از سال ۲۰۲۰، ارتش تقریباً ورشکسته شد. بودجه‌اش که مبتنی بر دلار به نرخ ۱۵۰۰ لیره بود، حالا با دلاری به قیمت ۹۰ هزار لیره روبه‌رو است».
وی توضیح می‌دهد که «کشورهای دوست لبنان کمک‌های خود را به ارتش منتقل کردند، به‌ویژه پس از انفجار بندر. آن‌ها گفتند که تنها به ارتش اعتماد دارند تا کمک‌ها را توزیع کند. به همین دلیل تمام کمک‌ها به ارتش منتقل و به پول‌های ویژه‌ای تبدیل شد که در اختیار فرمانده ارتش است. ما اینجا درباره ده‌ها میلیون دلار صحبت می‌کنیم. در طی چهار سال فرماندهی ژنرال عون بر این منابع، هیچ‌یک از مخالفان او یا نهاد ارتش نتوانسته‌اند مدرکی ارائه کنند که این پول‌ها به نادرستی خرج شده باشد. ده‌ها میلیون دلار در اختیار فرمانده ارتش قرار گرفت، اما او را تغییر ندادند. ژنرال عون همچنان همان فردی است که در ۸ مارس ۲۰۱۷ فرماندهی ارتش را به دست گرفت. او تغییر نکرده است».

ارتش در آزمون «فتنه»

یک نقطه عطف دیگر در مسیر فرماندهی ارتش که شانس‌های او را به‌عنوان یک بازیگر کلیدی در آینده لبنان، که به‌شدت دچار اختلاف است، تقویت می‌کند. عون در رأس ارتش نقش مهمی در حفظ آرامش اجتماعی ایفا کرد، زمانی که دو حادثه را مهار کرد که می‌توانستند لبنان را به سوی جنگ داخلی ببرند.
اولین حادثه در منطقه طَیونه بیروت در ۱۴ اکتبر ۲۰۲۱ رخ داد. در آن زمان، هواداران «حزب‌الله» و «جنبش امل» تظاهراتی برگزار کردند تا به رد شکایت برای برکناری قاضی تحقیق در پرونده انفجار بندر بیروت، طارق البیطار، اعتراض کنند. آن‌ها البیطار را به جانبداری و سیاسی‌کاری متهم کرده و خواستار برکناری او از پرونده شدند، در حالی که شایعاتی درباره احتمال متهم کردن «حزب‌الله» به مسئولیت در انفجار وجود داشت.
تظاهرات از بین دو بخش بیروت گذشت که یکی اکثریت مسیحی داشت و دیگری اکثریت شیعه. تیراندازی رخ داد و درگیری میان شبه‌نظامیان حزب و جنبش با ساکنان منطقه مسیحی آغاز شد. ارتش وارد عمل شد و به درگیری‌ها پایان داد و کنترل اوضاع امنیتی را به دست گرفت. این درگیری‌ها منجر به کشته شدن ۶ نفر و زخمی شدن بیش از ۳۲ نفر شد.

نیروهای ارتش لبنان در سال گذشته پس از درگیری‌ها در شهر کحاله مستقر شدند (رویترز)

حادثه دوم در ۹ اوت ۲۰۲۳ رخ داد، زمانی که درگیری‌هایی بین عناصر «حزب‌الله» و برخی از ساکنان شهر مسیحی‌نشین کحاله، در شمال بیروت، به وقوع پیوست. این درگیری‌ها پس از واژگونی یک کامیون وابسته به حزب‌الله که گفته می‌شد حامل اسلحه بود، رخ داد. ساکنان کحاله اطراف کامیون جمع شدند.
اما افرادی که در کامیون بودند، اطراف آن حلقه امنیتی ایجاد کردند و با ساکنان درگیر شدند، که در نتیجه یک نفر از کحاله و یک نفر از «حزب‌الله» کشته شدند. در اینجا نیز ارتش تحت فرماندهی عون وارد عمل شد تا از بروز دوباره نزاع داخلی در کشور جلوگیری کند.

«شهابی دوم»؟

سیاستمدار لبنانی که با «الشرق الاوسط» صحبت کرده، معتقد است که نقش ارتش در این دو بحران «باید همه طرف‌ها»، از جمله «حزب‌الله» را مطمئن سازد که چه نوع ریاست‌جمهوری‌ای می‌توان انتظار داشت اگر جوزف عون به عنوان رئیس‌جمهوری انتخاب شود. وی افزود: «حزب‌الله می‌داند که ارتش با او درگیر نخواهد شد. ارتش تحت فرماندهی جوزف عون می‌داند چگونه ضامن آرامش اجتماعی باشد... از طَیونه تا کحاله. در طَیونه افرادی از محیط (حزب‌الله) حضور داشتند و ارتش دخالت کرد و آرامش اجتماعی را حفظ کرد. و در کحاله نیز ارتش به خاطر حادثه کامیون اسلحه‌ احتمالی حزب‌الله دخالت کرد. حزب این دو مدل را می‌شناسد و آن‌ها هر روز در جریان هستند».
برآورد می‌شود که «(حزب‌الله) در اصل با نامزدی عون مخالفتی ندارد، اما مشکل این است که از ابتدا حمایت خود را از رئیس جریان المرده، سلیمان فرنجیه، اعلام کرده است، در صورتی که او بخواهد برای ریاست‌
جمهوری نامزد شود.» و از فرنجیه نقل شده است که به مقامات گفته که در نشستی با دبیرکل فقید «حزب‌الله»، حسن نصرالله، بود که نصرالله به او گفت: «اگر تو نامزد نباشی، ما مشکلی با نامزدی فرمانده ارتش نداریم.»
در مقابل، یک ژنرال سابق که با عون همکاری کرده، معتقد است که مسئله نامزدی او برای ریاست‌جمهوری به این مربوط نیست که چه کسانی با او هستند یا علیه او. او به «الشرق الاوسط» می‌گوید: «مسئله، حمایت یا مخالفت با عون نیست. سئوال اصلی این است: آیا پروژه‌ای برای نجات لبنان وجود دارد یا خیر؟ پاسخ به این سئوال تعیین‌کننده مسیر رسیدن ژنرال عون به ریاست‌ جمهوری است.»
وی توضیح می‌دهد: «ما اکنون در وضعیتی از فروپاشی اعتماد به لبنان هستیم، چه در داخل و چه در خارج. اعتماد شهروندان لبنانی به دولت خود فرو ریخته است. جامعه بین‌المللی نیز به هر چیزی که مربوط به لبنان است، اعتمادش را از دست داده. در مقابل، جوزف عون خود را در رأس نهادی می‌بیند که آخرین نهاد باقی‌مانده در میان خرابه‌های این کشور است. به همین دلیل، دوستان لبنان به این نمونه‌ای که ارتش و فرمانده آن ارائه می‌دهند، فکر می‌کنند.»
او اشاره می‌کند که «این نمونه می‌تواند کسانی را که هنوز از لبنان نرفته‌اند، قانع کند که کشور هنوز امیدی دارد و به یک جسد بی‌جان تبدیل نخواهد شد. ما اینجا در مورد نوعی از بازگشت به الگوی شهابی دوم صحبت می‌کنیم، اما آیا در داخل یا خارج اجماعی بر سر آن وجود دارد؟»

فرمانده ارتش در کنار رئیس مجلس نبیه بری (خبرگزاری ملی)

نقش پس از جنگ

شرط‌بندی بر روی نقشی که ژنرال عون در صورت نامزدی برای ریاست‌جمهوری ایفا می‌کند، بی‌شک مرتبط به آن چیزی است که او پس از پایان جنگ فعلی میان «حزب‌الله» و اسرائیل انجام خواهد داد. یکی از سناریوهای مطرح این است که ارتش در مرزهای جنوبی مستقر شود و قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت را اجرایی کند، که به معنای جلوگیری از حضور مسلحانه «حزب‌الله» در نزدیکی مرزها است.
در این زمینه، سرتیپ بازنشسته الیاس حنا معتقد است که « هیچ‌کس بهتر از ژنرال جوزف عون برای رهبری مرحله بعد نیست.» او به «الشرق الاوسط» می‌گوید که رؤسای جمهوری لبنان « معمولاً در شرایطی انتخاب می‌شوند که نیاز به رئیس‌جمهوری خاصی وجود دارد و بر سر آن توافق یا اجماعی صورت می‌گیرد. مثلاً، پس از بحران ۱۹۵۸، شرایط مهمی پیش آمد و نام فؤاد شهاب با پذیرش بین‌المللی و بدون مخالفت محلی بزرگ مطرح شد. در دهه هفتاد، الیاس سرکیس از سوی سوری‌ها به عنوان رئیس‌جمهوری انتخاب شد، هرچند بعداً از آن‌ها فاصله گرفت. او رئیس‌جمهوری برای عبور از یک دوره بود. در دوره سیطره سوری‌ها، همه رؤسای جمهوری از طرف سوری‌ها تحمیل می‌شدند و در چارچوب سیاست‌های سوریه عمل می‌کردند.»
اما حنا تأکید می‌کند در شرایط کنونی که «مهم است که رئیس‌جمهوری توافقی انتخاب شود. نمی‌توانید کسی را انتخاب کنید که رئیس‌جمهوری چالش‌برانگیز باشد. این همان چیزی است که در آخرین جلسه سه‌جانبه میان نبیه بری (رئیس پارلمان)، نجيب ميقاتی (نخست‌وزیر)، و ولید جنبلاط (رهبر حزب سوسیالیست) بحث شد. بنابراین، سئوال این است: چه نقشی یا مرحله انتقالی‌ای را در این شرایط می‌خواهیم رقم بزنیم؟»
او خاطرنشان می‌کند که «ژنرال عون به حزب‌الله نزدیک نیست... اما حزب ممکن است خود را پس از یک جنگ فرسایشی ببیند و با یک تصمیم بین‌المللی جدید یا قطعنامه ۱۷۰۱ تعدیل‌ شده یا یک نظام متفاوت و قوانین جدید برای نیروهای موقت روبه‌رو شود. ارتش با حزب‌الله درگیر نخواهد شد... اما نقش آینده ارتش نیاز به استقرار در کنار نیروهای (یونیفیل) و تقویت بازگرداندن حاکمیت دولت به تمام سرزمین‌ها دارد. طرفی که برای اجرای این کار آماده‌ترین است، ارتش است. به همین دلیل، نیاز به فردی وجود دارد که ارتش را از درون به خوبی بشناسد و مدت طولانی در آن خدمت کرده باشد. هیچ‌کس بهتر از جوزف عون برای این نقش نیست.»

عون در کنار نخست‌ وزیر نجيب ميقاتی و فرمانده نیروهای یونیفیل، ژنرال آرولدو لاثارو (سازمان ملل)

حنا اشاره می‌کند که «زمانی که عون به‌عنوان رئیس‌جمهوری انتخاب و یک فرمانده جدید برای ارتش منصوب شود که با او هماهنگ باشد، این هماهنگی درست ایجاد خواهد شد. او رئیس‌جمهوری همه لبنانی‌ها خواهد بود و مرحله جدیدی را تنظیم خواهد کرد.»

او اضافه می‌کند که « ژنرال عون توانمندترین فرد برای حل مسئله حزب‌الله است، چه از طریق ادغام حزب در دولت یا خلع سلاح آن و یافتن راه‌حلی برای مبارزانش. هیچ‌کس در نهاد ارتش مهم‌تر از جوزف عون و تواناتر از او برای دستیابی به این هدف نیست. نهاد ارتش، علی‌رغم اختلافات مذهبی و طایفه‌ای در کشور، تنها نهادی است که همه بافت‌های ملی را دربر می‌گیرد. این تنها نهادی است که پابرجا مانده و عون توانست آن را از دوران اقتصادی دشوار و چالش‌هایی که همه ما احساس کردیم، بیرون آورد.»

انتخاب بین دو لبنان

سیاستمدار لبنانی که با «الشرق الاوسط» گفت‌وگو کرده، با نظر سرتیپ حنا موافق است که ژنرال عون می‌تواند راه‌حلی برای بحران کنونی باشد، اما هشدار می‌دهد که کشور به‌شدت دچار اختلاف است. او می‌گوید:« کشور در واقع به‌شدت و به طرز خشونت‌باری تقسیم شده است. حجم تحریکات و نفرت‌هایی که از همه طرف‌ها منتشر می‌شود، بسیار زیاد است. در این وضعیت، یک تصور به وجود آمده که دو لبنان وجود دارد. لبنان (حزب‌الله) و وفاداری به ولایت فقیه، و لبنان دیگری که کاملاً مخالف لبنان (حزب‌الله) است و می‌گوید لبنان (حزب‌الله) هیچ شباهتی با او ندارد و نمی‌توانند با آن زندگی کنند. دو لبنان وجود دارد که هیچ‌کدام دیگری را تحمل نمی‌کند.»
وی معتقد است که « جوزف عون تنها گزینه‌ای است که ضمانت لازم را برای (حزب‌الله) فراهم می‌کند و می‌تواند وجدان مسیحیان را آرام کرده و آن‌ها را قانع کند که به جای تقسیم کشور، در یک دولت واحد باقی بمانند. اما این پروژه هنوز به ثمر نرسیده است، زیرا عون تا به حال از ورود به مصالحه‌های سیاسی (که ممکن است برای پیشبرد نامزدی‌اش لازم باشد) خودداری کرده است. این یک نقطه ضعف است، اما در عین حال نقطه قوت او نیز محسوب می‌شود، زیرا او را در فاصله مورد نیاز از بازیگران سیاسی نگه می‌دارد.»

Facts

حقایق مربوط به نهاد نظامی... مسیری برای رؤسای جمهوری در لبنان

  • در صورتی که فرمانده ارتش لبنان، ژنرال جوزف عون، به ریاست جمهوری برسد، قطعاً اولین رئیس‌جمهوری نخواهد بود که از رأس نهاد نظامی به این منصب می‌رسد.
  • اولین فرد فؤاد شهاب بود که از سپتامبر 1958 تا 22 سپتامبر 1964 رئیس‌جمهوری شد. شهاب پیش از ریاست جمهوری، فرمانده ارتش و وزیر دفاع بود. او به دنبال انقلاب 1958 به عنوان جانشین رئیس‌جمهوری کمیل شمعون انتخاب شد. در دوره ریاست جمهوری‌اش، نقش دستگاه‌های امنیتی (دفتر دوم) تقویت شد، اما او اصلاحات گسترده‌ای در حوزه مدیریت انجام داد.
  • در دوران سیطره سوریه بر لبنان، امیل لحود، که از فرماندهی ارتش آمده بود، در نوامبر 1998 به عنوان رئیس‌جمهوری انتخاب شد. لحود تا نوامبر 2007 در این سمت باقی ماند، پس از آنکه سوری‌ها دوره او را برای یک دوره دوم در سال 2004 تمدید کردند. او بدون اینکه قدرت را به رئیس‌جمهوری جدیدی تحویل دهد، از کاخ بعبدا خارج شد زیرا پارلمان نتوانست جانشینی برای او انتخاب کند.
  • منصب ریاست جمهوری تا ماه مه 2008 خالی بود، زمانی که پارلمان فرمانده ارتش، میشل سلیمان، را مطابق توافق دوحه بین گروه‌های لبنانی به عنوان رئیس‌جمهوری انتخاب کرد. سلیمان تا ماه مه 2014 در این سمت باقی ماند و بدون اینکه جانشینی برای او انتخاب شود، کاخ را ترک کرد.
  • منصب ریاست جمهوری تا سال 2016 خالی ماند، تا اینکه یک فرمانده سابق ارتش مجدداً به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد. دوره ژنرال میشل عون تا سال 2022 ادامه داشت، دوره‌ای که شاهد فروپاشی گسترده کشور بود و خود عون هشدار داد که لبنان «در حال رفتن به جهنم است» اگر معجزه‌ای برای جلوگیری از آن رخ ندهد.



مراسم تجدید بیعت با ولیعهد برای سعودی‌ها چه معنایی دارد؟

شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود
شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود
TT

مراسم تجدید بیعت با ولیعهد برای سعودی‌ها چه معنایی دارد؟

شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود
شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود

ولیعهد رؤیاهای پادشاه را به واقعیت تبدیل کرد و به شکلی آن را محقق ساخت که عربستان امروز را به چیزی متفاوت بدل کرده است

با فرا رسیدن هشتمین سالگرد بیعت شاهزاده محمد بن سلمان به‌عنوان ولیعهد، زمان اندکی درنگ می‌کند تا بر مرحله‌ای بی‌سابقه در تاریخ سعودی گواهی دهد. در روز ۲۱ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۶ رمضان ۱۴۳۸ هـ)، فرمان پادشاه سلمان برای انتخاب شاهزاده محمد به این منصب صادر شد و در آن شب مبارک، سعودی‌ها با ولیعهد بیعت کردند.
این لحظه‌ای سرنوشت‌ساز در تاریخ سعودی بود که در آن، این رهبر استثنایی آشکار شد؛ شخصیتی که آرزوهای ملت خود را همراه با میراث و تاریخ پرافتخار، جایگاه جهانی و وزن تمدنی آن بر دوش گرفت.
سعودی‌ها از طریق بیعت، به ویژگی منحصربه‌فرد نظام سیاسی خود و اصالت اسلامی آن می‌نگرند و مشروعیت قانون اساسی کشور را که بر پذیرش و رضایت مردمی استوار است، تأیید می‌کنند؛ مشروعیتی که در عمق وجدان ملت و حاکمان سعودی ریشه دارد. این رابطه، بنیان مستحکم قرارداد اجتماعی سعودی را تثبیت می‌کند و درعین‌حال، دستاوردهای دولت مدرن خود و گام‌های استوار آن به‌سوی آینده را به یاد می‌آورند.
انتخاب شاهزاده محمد بن سلمان به‌عنوان ولیعهد، سرآغاز مرحله‌ای جدید بود که در آن، نوسازی با بلندپروازی و برنامه‌ریزی جسورانه با تلاش خستگی‌ناپذیر درهم‌آمیخت. این تصمیم، صرفاً یک انتقال سیاسی نبود، بلکه پاسخی ضروری به نیاز رهبری‌ای بود که دیدگاهی متفاوت دارد، بر اراده استوار است و معتقد است که آینده ساخته می‌شود، نه اینکه صرفاً منتظر آن ماند.
شاهزاده محمد بن سلمان توانایی‌های استثنایی و مهارت‌های رهبری برجسته‌ای از خود نشان داد که او را به بهترین گزینه برای ولایت‌عهدی، دومین منصب مهم پس از پادشاه، تبدیل کرد؛ منصبی که نماد ثبات، استحکام پایه‌های سلطنت و تداوم سلسله حاکم است. او همچنین ریاست هیئت وزیران و شورای امور سیاسی و امنیتی را بر عهده دارد؛ شورایی که مسئول سیاست‌ها و راهبردهای امنیت ملی و سیاست داخلی و خارجی کشور است. علاوه بر این، او ریاست شورای امور اقتصادی و توسعه را نیز به عهده دارد که مسئول پرونده‌های اقتصادی، مالی، سرمایه‌گذاری و توسعه‌ای، ازجمله بخش‌های آموزش، بهداشت و خدمات است. بنابراین، او بر تدوین سیاست‌ها و راهبردهای تمام بخش‌های دولتی نظارت دارد و اجرای آن‌ها را پیگیری می‌کند.
فراموش نشدنی است که او معمار «چشم‌انداز ۲۰۳۰ سعودی» است؛ کسی که اهداف آن را تعیین کرد و بر حسن اجرای برنامه‌ها و پروژه‌های آن نظارت دارد.
تمامی این مسئولیت‌های اجرایی که پادشاه به ولیعهد سپرده بود، در سپتامبر ۲۰۲۲ (ربیع‌الأول ۱۴۴۴ هـ) با انتصاب او به ریاست هیئت وزیران، به اوج خود رسید. این نخستین باری در ۶۰ سال گذشته بود که پادشاه، رئیس هیئت وزیران نبود. بررسی جزئیات حقوقی و تاریخی این فرمان سلطنتی ممکن است طولانی باشد، اما نکته مهم، اعتماد کامل و تفویض مطلق اختیارات از سوی پادشاه به ولیعهد برای اداره تمامی این مسئولیت‌ها و رسیدگی به حجم گسترده‌ای از پرونده‌ها است؛ موضوعی که در اندازه دستاوردهای محقق‌شده منعکس می‌شود.
ولیعهد، دیدگاه‌های پادشاه را به واقعیتی ملموس تبدیل کرده و به شیوه‌ای شگفت‌انگیز، سعودی امروز را به کشوری متفاوت بدل کرده است. بااین‌حال، این تغییر به‌عنوان انقطاع از مراحل پیشین نیست، بلکه تداوم آن‌ها محسوب می‌شود و ثبات در اصول و مبانی تأسیس دولت، اتکا بر میراث تاریخی و عمق تمدنی آن را نشان می‌دهد.

شاهزاده محمد بن سلمان در کمپ زمستانی خود در شهر العلا عکس: بندر الجلعود

جامعیت چشم‌انداز

هنگامی که به اعلام چشم‌انداز ۲۰۳۰ سعودی در آوریل ۲۰۱۶ (رجب ۱۴۳۷ هـ) نگاه می‌کنیم، این پرسش مطرح می‌شود: آیا سعودی‌ها انتظار این همه دستاورد را داشتند؟ پاسخ مستقیم: خیر. بسیاری از ناظران و تحلیلگران در زمان اعلام این چشم‌انداز، تنها بر ابعاد اقتصادی آن تمرکز کردند و از این نکته غافل شدند که این چشم‌انداز، یک پروژه‌ نوسازی جامع و برنامه‌ای اصلاحی فراگیر در تمامی ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سایر حوزه‌هاست.
با گذشت زمان، ویژگی‌های این چشم‌انداز بیش از پیش آشکار شد و دستاوردهای امروز در تمامی سطوح، گواه این امر است. اگر تنها به بخشی از آنچه در یک سال اخیر تحقق یافته، نگاه کنیم، بزرگی این موفقیت‌ها را درک خواهیم کرد.
- سعودی رتبه اول جهانی را در شاخص اعتماد ادلمن ۲۰۲۴ (گزارش اعتماد) از نظر میزان اعتماد شهروندان به دولت خود کسب کرد.
- رتبه دوم جهانی در شاخص تحول فناوری شرکت‌ها.
- رتبه چهارم جهانی در شاخص توسعه دولت الکترونیک و خدمات دیجیتال سازمان ملل.
- نرخ بیکاری در میان سعودی‌ها در سال ۲۰۲۴ به ۷.۱ درصد کاهش یافت، که به سطح هدف‌گذاری‌شده در چشم‌انداز ۲۰۳۰ (۷ درصد) بسیار نزدیک است.
- درصد مالکیت مسکن در میان خانواده‌های سعودی به ۶۳.۷ درصد افزایش یافت، که در حال نزدیک شدن به هدف ۷۰ درصدی تا سال ۲۰۳۰ است. این دو حوزه (اشتغال و مسکن) از جمله مهم‌ترین چالش‌های گذشته بودند.
- سعودی رتبه نخست رشد تعداد گردشگران بین‌المللی در میان کشورهای سازمان ملل را کسب کرد.
- سعودی در میان کشورهای گروه ۲۰ بالاترین نرخ رشد درآمدهای گردشگری را به ثبت رساند.
- برای اولین بار، میزبانی دو رویداد بین‌المللی بزرگ را به دست آورد: اکسپو ۲۰۳۰ و جام جهانی ۲۰۳۴.
سعودی در کنار همه این‌ها، همچنان بهترین خدمات را به میلیون‌ها حاجی و زائر ارائه می‌دهد و با بیشترین تلاش ممکن از حرمین شریفین و زائران آن‌ها مراقبت می‌کند.
افزون بر این، دستاوردهای عظیم در زمینه‌های آموزش، بهداشت، حمل‌ونقل، زیرساخت‌ها و خدمات شهری در سطح ملی، و رهبری در کمک‌های بشردوستانه و امدادرسانی جهانی را نیز نباید نادیده گرفت. همچنین، در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، سرگرمی و ورزش تحولات چشمگیری رخ داده که شمارش آن‌ها دشوار است.

چشم‌انداز سیاسی

اما اگر بخواهیم ابعاد سیاسی چشم‌انداز را که از آغاز حکومت ملک سلمان در سال ۲۰۱۵ (۱۴۳۶ هـ) پایه‌گذاری شد، درک کنیم، می‌توان گفت که هدف این سیاست، قرار دادن سعودی در جایگاهی شایسته در صحنه بین‌المللی و تثبیت موقعیت آن به عنوان قدرتی دیپلماتیک با نفوذ جهانی است. این سیاست همچنین بر استفاده حداکثری از منابع و ظرفیت‌های کشور از طریق ایجاد شراکت‌های راهبردی با قدرت‌های جهانی و متنوع‌سازی روابط بین‌المللی تأکید دارد.
شاهدی بر این موضوع، سفر ملک سلمان به آمریکا در سپتامبر ۲۰۱۵ (ذی‌القعده ۱۴۳۶ هـ) است، جایی که شاهزاده محمد بن سلمان در دیدار ملک سلمان با باراک اوباما، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، طرح شراکت راهبردی قرن بیست‌ویکم را ارائه کرد. این طرح به عنوان تکمیل‌کننده روابط موجود توصیف شد و ملک سلمان و اوباما از دستیاران خود خواستند که سازوکار اجرای این شراکت را طراحی کنند. توسعه این شراکت در دوره نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ نیز ادامه یافت.
از سوی دیگر، در دسامبر ۲۰۲۲ (جمادی‌الاول ۱۴۴۴ هـ)، ملک سلمان و شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهوری چین، توافقنامه شراکت راهبردی جامع میان سعودی و چین را امضا کردند.
علاوه بر این، سعودی روابط راهبردی خود با روسیه را نیز تقویت کرد و با همکاری نزدیک در حوزه انرژی، نقشی کلیدی در ائتلاف اوپک پلاس ایفا نمود که به ثبات قیمت‌های جهانی نفت کمک شایانی کرد.
تمامی این اقدامات نشان می‌دهد که چشم‌انداز ۲۰۳۰ فراتر از یک برنامه اقتصادی است؛ این یک نقشه راه جامع برای نوسازی کشور و تثبیت جایگاه سعودی به عنوان یک قدرت جهانی در همه ابعاد است.

شراکت‌ها و میانجی‌گری‌ها

سعودی در سال‌های اخیر موفق شده است روابط خود را با قدرت‌های جهانی به شکل چشمگیری تقویت کند. این امر نتیجه رهبری هوشمندانه‌ای است که مسیر شراکت‌های استراتژیک قرن بیست‌ویکم را ترسیم و اجرا کرده است. این شراکت‌ها بر تقویت منافع مشترک با کشورهای تأثیرگذار استوار است و بر اساس درکی عمیق از نیازهای جهان امروز، تعادلی را برقرار کرده که به نفع همه طرف‌هااست.
در دنیای امروز، حفظ روابط استراتژیک مؤثر همزمان با آمریکا، روسیه و چین کار آسانی نیست. با این حال، سعودی موفق شده اصول و مسیر خود را حفظ کند و در عین حال، احترام و قدردانی نه‌تنها از سوی رهبران جهان، بلکه حتی از سوی ملت‌ها را نیز به دست آورد.
این شراکت‌های بزرگ و تفاهمات در زمینه‌های گوناگون، در حالی شکل گرفته که سعودی همواره بر استقلال تصمیم‌گیری و برابری در تعاملات تأکید داشته است. این امر از سوی تمامی کشورهایی که با سعودی تعامل دارند، کاملاً درک و پذیرفته شده است.
ملک سلمان بن عبدالعزیز این اصل را در سفر خود به ایالات متحده به‌روشنی بیان کرد. او در دیدار با باراک اوباما، رئیس‌جمهوری وقت آمریکا در کاخ سفید گفت:
«ما رابطه خود را با ایالات متحده، رابطه‌ای مفید برای جهان و منطقه خود می‌دانیم... امیدواریم که این رابطه همچنان ادامه یابد و به صلح جهانی کمک کند... کشور ما، به لطف خدا، نیازی به چیزی ندارد، اما برای ما مهم است که ثباتی برقرار باشد که به نفع مردم منطقه باشد.»
اگر به دستاوردهای سیاسی سعودی در چند سال گذشته نگاه کنیم، درمی‌یابیم که این کشور دارای یک چشم‌انداز سیاسی مستقل و پویااست. میانجی‌گری سعودی بین آمریکا و روسیه نمونه‌ای از این سیاست است.
در طول دهه‌های گذشته، سعودی همواره نقش یک میانجی صلح در جهان عرب و اسلام را ایفا کرده است. اما در سال‌های اخیر، این کشور تلاش‌های گسترده‌ای برای حل چالش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در تعامل با آمریکا، چین، کشورهای اروپایی، روسیه، اوکراین، ایران، هند و پاکستان انجام داده است. شاهزاده محمد بن سلمان، ولیعهد و رئیس شورای وزیران، شخصاً این تلاش‌ها را هدایت کرده است.
امروز، نقش میانجی‌گری سعودی بیش از هر زمان دیگری پررنگ شده و این کشور به بزرگ‌ترین «میانجی خیر» در جهان تبدیل شده است. سعودی نه‌تنها در پی پایان دادن به جنگ‌ها و بحران‌های سیاسی است، بلکه الگویی الهام‌بخش از یک کشور پیشرو را ارائه می‌دهد که هدفش استفاده از قرن بیست‌ویکم برای شکوفایی بشریت است، نه تکرار جنگ‌ها و رقابت‌های ویرانگر قرن بیستم.

شایستگی رهبری

دستاوردهای اقتصادی چشم‌انداز ۲۰۳۰، از جمله افزایش تأثیر صندوق سرمایه‌گذاری عمومی و افزایش بهره‌وری مالی کشور، به یک الگوی جهانی تبدیل شده است.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در هنگام امضای فرمان تأسیس صندوق سرمایه‌گذاری ملی آمریکا، به موفقیت‌های صندوق سرمایه‌گذاری عمومی سعودی اشاره کرد و آن را یک نمونه موفق جهانی دانست.
امروز، جهان به‌خوبی درک کرده است که قدرت سعودی دیگر فقط در نفت و سرمایه‌گذاری‌هایش خلاصه نمی‌شود. بلکه این کشور توانسته است با رهبری کارآمد و مدیریت هوشمندانه، اقتصاد خود را متحول کند و در بازه‌ای کوتاه، به دستاوردهایی برسد که بسیاری از کشورها طی دهه‌ها قادر به دستیابی به آن‌ها نیستند.
نمونه‌ای از این موفقیت، میانجی‌گری سعودی بین دو قدرت بزرگ جهانی، آمریکا و روسیه، در «قصر الدرعیه» ریاض است؛ اتفاقی که هیچ‌کس تصور آن را نمی‌کرد.
یکی از دلایل اعتماد قدرت‌های جهانی به رهبری سعودی، درک عمیق این کشور از منافع، اولویت‌ها و تعاملات جهانی است. بی‌طرفی مسئولانه در مذاکرات صلح و سرمایه‌گذاری در روابط استراتژیک با قدرت‌های جهانی، باعث شده که سعودی به عنوان کشوری که صرفاً به دنبال منافع خود در خارج از مرزهایش نیست، بلکه به دنبال ایجاد ثبات و پیشرفت جهانی است، مورد احترام قرار گیرد.
امروز، سعودی‌ها در سالگرد بیعت با ولیعهد خود، محمد بن سلمان، نه‌تنها آرزوها و رویاهای خود را محقق‌شده می‌بینند، بلکه شاهد هستند که او با تلاش شبانه‌روزی، کشور را به جایگاه پیشرو جهانی رسانده است.
این آغاز مسیری جدید است، مسیری که در آن دستاوردهای بیشتری رقم خواهد خورد و سعودی را در صدر کشورهای پیشرو جهان قرار خواهد داد.