کاظم فیّاض، کارگردان لبنانی، این روزها دومین فیلم بلند داستانی خود را با عنوان «پرونده شماره صفر» به پایان میرساند. این فیلم درامی روانشناختی درباره یک وکیل، تیم او و صاحبان پروندههای جنایی مختلف است. هر یک از آنها آنچه را انجام دادهاند روایت میکنند. پیشینهها متعدد است، پروندهها متنوعاند، شخصیتها عجیبوغریباند و انبوهی از بحث و گفتوگو در جریان است؛ همه اینها درون دفتری کوچک رخ میدهد که هر از گاهی صدای ضربههایی در آن به گوش میرسد؛ ضربههایی که حاضران آنها را میشنوند اما منشأشان را نمیدانند. تا اینکه وکیل درمییابد میان وهم و واقعیت، و میان گذشته و حال گرفتار شده است.
فیّاض در حال کار روی نسخه نهایی فیلم است (این منتقد نسخه صفر را دیده است) و گفتوگوی زیر تصویری از این کارگردان نویدبخش ارائه میدهد؛ کارگردانی که نخستین فیلمش، «یوسف»، جایزه مهمی را در جشنواره «آسیا ورلد فیلم» در لسآنجلس به دست آورد.

*در چه مقطعی از زندگی تصمیم گرفتی فیلمساز شوی؟
ـ سفر من از سال ۲۰۱۲ آغاز شد. آن زمان علوم سیاسی میخواندم که خواهرم آمد و به من گفت در یک دوره آموزش عکاسی با استفاده از دوربینهای DSLR کانن ثبتنام کرده است. بعد به من گفت: «نظرت چیست که بیایی و با من ثبتنام کنی؟» من هم قبول کردم. آن زمان هیچ چیز درباره این دنیا نمیدانستم. به دوره رفتم، برای نخستین بار دوربین را در دست گرفتم و اولین عکس خود را با یک دوربین حرفهای گرفتم. به عکسی که گرفته بودم نگاه کردم؛ عکسی کاملاً معمولی بود، فقط چند نفر درون کارگاه آموزشی. اما احساس کردم این تصویر حرف میزند. همان لحظه برای نخستین بار احساس کردم میتوانم بدون گفتن حتی یک کلمه حرف بزنم و فقط از طریق یک تصویر، چیزی را بیان کنم.

* آیا انگیزه، یا یکی از انگیزهها، فرار از یک وضعیت اجتماعی یا شخصی بود یا نیاز به بیان خود از طریق تصویر؟
ـ سینما برای من فرار نیست، بلکه برعکس، مواجهه واقعی است. وقتی فیلمی میبینید، رنگها، رویدادها و گفتوگوها را میبینید، موسیقی را میشنوید، نماها، شیوه ساخت قاب و ترکیببندی بصری را مشاهده میکنید. هیچ هنر دیگری نمیتواند همه این عناصر را به همین شکل بیان کند. من معتقدم سینما والاترین و کاملترین وسیله بیان است، زیرا میتواند حالات و اندیشههای مختلف را در خود جای دهد. سینما راهی است که از طریق آن میتوانم افکارم را شکل دهم و آنها را از ذهنم بیرون بیاورم و به جهان عرضه کنم.
*نخستین فیلم بلند داستانی شما، «یوسف»، بهطور کلی از نظر منتقدان چگونه مورد استقبال قرار گرفت؟ و از آن تجربه چه آموختید؟
ـ صادقانه بگویم، تجربه «یوسف» از نظر نقد آنطور که امیدوار بودم غنی نبود، زیرا فیلم پوششی را که احساس میکردم شایسته آن است دریافت نکرد. افرادی که فیلم را دیده بودند دیدگاههای متفاوتی داشتند، اما منتقدان و رسانههای زیادی درباره آن صحبت نکردند و فکر میکنم دلیلش به مسائلی مربوط میشد که به بازاریابی و تبلیغات ارتباط داشت. با این حال، فکر میکنم از این تجربه بسیار آموختم و امیدوارم در این تجربه جدید پختهتر باشم؛ نه فقط از نظر هنری، بلکه در زمینه ارائه و بازاریابی فیلم نیز.

*پس برویم سراغ فیلم جدیدتان، «پرونده شماره صفر». ایده آن چگونه به ذهنتان رسید و چگونه آن را اجرا کردید؟
ـ ایده «پرونده شماره صفر» در اصل زمانی شکل گرفت که روی یک سریال برای «یوتیوب» کار میکردیم. ایده درباره دفتر وکالتی بود که پروندههای افرادی با مشکلات مختلف را میپذیرفت، اما نکته طنز ماجرا این بود که همیشه حق با طرف مقابل بود. من و ایدی شعب نقش دو وکیل را بازی میکردیم و این افراد را میپذیرفتیم و با شیوهای طنزآمیز با اشتباهاتشان مواجه میکردیم. پروندهها نیز ماهیتی اجتماعی داشتند. برای مثال، شخصی بود که چون پوست تیرهای داشت، بدنش را سفید کرده بود تا از تمسخر مردم در امان بماند. یا دختری که میخواست از مارک زاکربرگ شکایت کند، چون تعداد «لایک»های کافی دریافت نمیکرد.
وقتی فیلمبرداری این کار را به پایان رساندم، احساس کردم اصلاً شبیه من نیست. تنها نشستم و ناگهان ایده یکباره به ذهنم رسید. انگار یک «Download» در ذهنم انجام شد. کامپیوترم را باز کردم و ظرف فقط سه روز، کل فیلم را نوشتم. وقتی شروع به فکر کردن درباره پروژه کردم، فقط بهعنوان کارگردان به آن فکر نمیکردم، بلکه خودم را تهیهکننده هم میدیدم. به نظرم بیتوجهی به جنبه تولید یکی از بزرگترین مشکلاتی است که بسیاری از کارگردانان جوان با آن مواجهاند؛ آنها به تولید اهمیت همسنگی نمیدهند.
«سینما برای من فرار نیست، بلکه برعکس، مواجهه واقعی است.»
کاظم فیّاض
*درباره وضعیت سینمای مستقل عرب در شرایط کنونی چه نظری داری؟
ـ در حقیقت، ترجیح میدهم سؤال این باشد که بهطور کلی چه نگاهی به سینمای عرب داری، نه فقط به سینمای مستقل عرب. چون سؤال برای من از اساس آغاز میشود: آیا اصلاً صنعت سینمای عربِ کاملی داریم که بتوانیم درباره سینمای مستقل صحبت کنیم؟ سینمای مستقل ابتدا به وجود یک سینما نیاز دارد و خود سینمای عرب همچنان باید یک صنعت واقعی را بنا کند.
فکر میکنم در آموزش سینمایی کمبود داریم و زیرساختهایی که به این صنعت اجازه دهند به شکل طبیعی رشد کند نیز کافی نیستند. علاوه بر این، ما در منطقهای زندگی میکنیم که از جنگها و درگیریهای سیاسی، فرقهای و اجتماعی رنج میبرد و همه این مسائل مانعی بر سر راه پیشرفت سینما هستند؛ چه سینمای مستقل و چه سینمای غیرمستقل.
من نمیگویم سینما یک امر تجملی است؛ بههیچوجه چنین نیست. اما هر صنعت سینمایی برای رشد به محیطی باثبات نیاز دارد. در کشورهای باثبات، تولیدات بیشتری میبینیم، زیرا شرایط چنین امکانی را فراهم میکند. اما اینجا ممکن است در حال فیلمبرداری باشید و ناگهان با رویدادی مواجه شوید که همه چیز را متوقف کند، یا ببینید موضوعاتی وجود دارند که نمیتوانید درباره آنها صحبت کنید، یا با محدودیتهای مختلفی روبهرو شوید که مانع ارائه آن چیزی شوند که میخواهید.





