کارگردان سمیر سریانی جایزه «مورکس دور» بهترین موزیکویدئوی لبنانی را برای ترانه «یا قلبو» از نانسی عجرم دریافت کرد و به این ترتیب تاکنون سه جایزه به دست آورده است. نخستین جایزه او در سال ۲۰۱۶ برای موزیکویدئوی «کیفک إنت» از میریام فارس بود و پس از آن نیز برای موزیکویدئوی «إلى بيروت الأنثى» از نانسی جایزه دیگری دریافت کرد.
«الشرق الأوسط» از او میپرسد اگر تصمیم بگیرد موزیکویدئویی بسازد که سه ایستگاهی را که او را به این جوایز رساندهاند در یک اثر گرد آورد، چه ایدهای را میتواند اجرا کند. پاسخ میدهد: «نمیدانم، چون هر اثر برای من ارزش هنری و معنوی خاص خودش را دارد. وقتی امروز دو موزیکویدئوی قبلی را میبینم، احساس دلتنگی و علاقه نسبت به آنها در من زنده میشود. آن زمان تازه در آغاز راه بودم. وقتی موزیکویدئوی میریام فارس را ساختم، ۲۲ ساله بودم. آن زمان ایده این اثر بسیار فراگیر شد و امروز آن را با شیوههای مختلف در آثار تصویری میبینیم.»
سریانی تأکید میکند که آن زمان تجربه و مهارت و همچنین پختگی امروز خود را نداشت، اما همچنان آن دو اثر را زیبا میداند و با دیدن آنها خاطرات و شرایطی را که در آن ساخته شدند، به یاد میآورد. او ادامه میدهد: «موزیکویدئوی «إلى بيروت الأنثى» را از آن آثاری میدانم که نمیمیرند و آن را یکی از بهترین کارهایی میدانم که ساختهام. اگر امروز فرصت ساخت دوباره آن را داشتم، هیچ چیزش را تغییر نمیدادم.»

سریانی خودش را فردی سختگیر نسبت به خود توصیف میکند که آثارش را بیرحمانه نقد میکند و معتقد است هنوز در آغاز راه است. او میگوید: «هنوز اشتباه میکنم و خودم را سرزنش میکنم، چون میتوانم کار بهتری انجام دهم. هر بار که فیلمبرداری یک اثر را تمام میکنم، این احساس سراغم میآید که چیزی در آن کم است؛ درست مانند دانشآموز ممتازی که مدام تصور میکند درسهایش را بهخوبی بلد نیست. وقتی به همسرم میگویم در موفقیت کاری که آماده کردهام تردید دارم، حرفم را باور نمیکند و میداند که من به شکلی افراطی در جستوجوی کمال هستم.»
سریانی اشاره میکند که وقتی با نانسی عجرم همکاری میکند، همین که ترانه را میشنود، ایده در ذهنش شکل میگیرد. او توضیح میدهد که ایده موزیکویدئوی «یا قلبو» را پیشتر به شکلی مشابه در اثری مطرح کرده بود که نانسی خواهان اجرای آن بود، اما ساخت آن لغو شد. «اما نانسی وقتی با من تماس گرفت و درباره امکان اجرای آن پرسید، دوباره آن ایده را زنده کرد. من هم آن را بهروز کردم و تغییراتی در آن دادم.»
او میگوید حضور عنصر انسانی آسیایی در این موزیکویدئو کاملاً اتفاقی شکل گرفت؛ زمانی که با گروهی از چینیها آشنا شد که در شهر زحله اقامت داشتند و برای یادگیری زبان عربی به لبنان آمده بودند. او میافزاید: «وقتی از آنها خواستم در فیلم شرکت کنند، بسیار هیجانزده شدند و از این مشارکت خیلی خوشحال بودند. در نتیجه فضای مفرحی شکل گرفت و همه از آن بسیار لذت بردیم.»

سریانی معتقد است که در آثارش همواره به دنبال سادگی است، اما نه سادگیای که تکراری و مصرفشده باشد. او میگوید: «اصلاً آسان نیست اثری را بر اساس این اصل اجرا کنید. اینکه داستانی تعریف کنید که تماشاگر با آن همدلی کند، حتی اگر دوربین فقط در یک اتاق بچرخد، کار آسانی نیست. در این موزیکویدئو تکهای از قلبم را گذاشتهام.»
کارگردانی برای سریانی شبیه جادویی است که بر کل اثر تأثیر میگذارد و میتوان از طریق آن اثر را گسترش داد و ایدههای بسیاری خلق کرد که در شیوه اجرا نمود پیدا میکنند. اما آیا او گاهی تلاش میکند عیبهای هنرمندی را که از او فیلمبرداری میکند پنهان کند؟ پاسخ میدهد: «با چنین موقعیتی مواجه نشدهام، چون همه کسانی که با آنها همکاری کردهام از کاریزما، شوخطبعی و حرفهایگری برخوردارند. اما در حوزه تبلیغات تجاری، گاهی ممکن است به زیباتر نشان دادن تصویر و حضور فردی متوسل شوم که کاملاً خلاف این ویژگیها را دارد؛ طوری که شوخطبع به نظر برسد، در حالی که در واقعیت برعکس است.»
درباره رابطهاش با دوربین میگوید: «وقتی دوربینم را در دست میگیرم و به آن گوش میدهم، احساس میکنم با من حرف میزند. من آدمی احساساتی هستم و از آن دسته افرادیام که زود تحت تأثیر قرار میگیرند. میتوانم گریه کنم و اشکهایم را پنهان نکنم. دوست دارم به دیگران کمک کنم و برای انجام این کار تمام تلاشم را میکنم.» سپس ادامه میدهد: «همین مسئله در کارم نیز صدق میکند. هر صحنه، هرچقدر هم ساده باشد، باید احساس خودم را در آن جاری کنم.»
سریانی به موضوع هوش مصنوعی نیز میپردازد و از نگرانیای میگوید که هنگام فکر کردن به تأثیر آن در او ایجاد میشود. به باور او، این تحول سریع فناوری میتواند آثار منفی بسیاری بر انسانها و حرفهها بر جای بگذارد. او معتقد است باید پیش از آنکه هوش مصنوعی بهطور کامل بر ما مسلط شود، آن را عمیقاً شناخت.
در پاسخ به این پرسش که آیا فکر میکند تصویر در حال از دست دادن عنصر شگفتی است، میگوید: «تصویر هوش مصنوعی مشخصاً فاقد احساس است. اما بدتر از آن این است که پیشرفت آن، هر روز آن را به واقعیت نزدیکتر میکند و همین باعث میشود مردم دیگر نتوانند میان آن و تصویربرداری طبیعی تفاوت بگذارند. ترسناک است که انسان به تصویری بدون روح عادت کند.»
او ادامه میدهد: «شخصاً این موضوع مرا نگران میکند. هر بار که اثری تصویری میسازم، تصور میکنم شاید این آخرین اثری باشد که ردپای انسانی دارد.»
سریانی سپس درباره جوایز و تقدیرهایی که دریافت کرده است میگوید: «اخیراً برای فیلم کوتاه «وبرکی قصفوا هون الليلة» جوایز متعددی گرفتم. از موفقیتی که این فیلم به دست آورد خوشحال شدم، چون این نوع جوایز نوعی تقدیر و پاداش برای صاحب اثر است. امروز دارم نتیجه همین جوایز را میبینم؛ زیرا از من دعوت شده است تا برای تکمیل پروژه فیلمی که آغاز کرده بودم، در شهر مارسی فرانسه اقامت کنم.»
او میافزاید: «در حال حاضر اقامتم را میان لبنان و فرانسه تقسیم کردهام تا فیلمنامه یک فیلم سینمایی را بنویسم که قصد دارم بهزودی آن را بسازم. انتظار میرود نوشتن آن را در آوریل (فروردین) ۲۰۲۷ به پایان برسانم. این فیلمی اجتماعی و لبنانی است که دغدغههای ما را به شیوهای کمدی بازتاب میدهد. اکنون شخصیتهای آن را در ذهنم شکل دادهام و قرار است گروهی از بازیگران لبنانی آنها را ایفا کنند.»
او فاش میکند که نخستین نامی که برای حضور در فیلم انتخاب کرده، همسرش نادین شلهوب است که در نوشتن این اثر نیز با او همکاری میکند. او میافزاید: «۱۲ نام دیگر نیز در آن حضور خواهند داشت و تصور میکنم جولیا قصار و جرج خباز هم در میان آنها باشند.»
او اشاره میکند که کارگردانان دیگری نیز تجربه مشابهی را پشت سر میگذارند؛ از کرواسی، ایتالیا، یونان، ترکیه، پرتغال و کشورهای دیگر، بهعلاوه یک کارگردان لبنانی ساکن فرانسه. در پایان این مسیر، آنها با تهیهکنندگان سینمایی دیدار خواهند کرد که هزینه ساخت فیلمهایی را که مورد پسندشان قرار بگیرد، بر عهده میگیرند.
سریانی گفتوگوی خود با «الشرق الأوسط» را اینگونه به پایان میرساند: «کار سینمایی زمین بازی مورد علاقه من است. دوست دارم دیالوگ بنویسم و از ساخت موزیکویدئوها و فیلمهای کوتاه نیز بسیار لذت میبرم. تبلیغات برای من نوعی سرگرمی است که از انجامش لذت میبرم. اما موزیکویدئو چیزی بود که چیزهای زیادی به من آموخت؛ از جمله اینکه چگونه داستانی پیوسته را روایت کنم.»
او ادامه میدهد: «در گذشته بودجه موزیکویدئوها بسیار زیاد بود و امکانات و فضاهای بسیاری در اختیار کارگردان قرار میداد که میتوانست از آنها برای تجربهای خلاقانه و زیبا استفاده کند. امروز این بودجهها کاهش یافتهاند و دیگر اجازه نمیدهند چیزی فراتر از آنچه میبینید ارائه کنیم. بااینحال، به نظرم جایگاه هنری موزیکویدئو همچنان حفظ شده و آن را عنصری اساسی برای موفقیت هر ترانه و فراگیر شدن آن میدانم.»








