تام هنکس درگفت‌وگو با « الشرق الاوسط»: در حرفه‌ای دلنشین مشغولم، اما امروز مهم‌ترین مسئله زندگی من نیست

درباره رسانه‌ها و آخرین فیلمش گفت

تام هنکس درگفت‌وگو با « الشرق الاوسط»: در حرفه‌ای دلنشین مشغولم، اما امروز مهم‌ترین مسئله زندگی من نیست
TT

تام هنکس درگفت‌وگو با « الشرق الاوسط»: در حرفه‌ای دلنشین مشغولم، اما امروز مهم‌ترین مسئله زندگی من نیست

تام هنکس درگفت‌وگو با « الشرق الاوسط»: در حرفه‌ای دلنشین مشغولم، اما امروز مهم‌ترین مسئله زندگی من نیست

تام هنکس(64ساله) برای کسب اعتماد بخش بزرگی از تماشاگران تلاش کرد و در این کار موفق شد. مانند کاری که موجب جذب بسیار زیاد مخاطبان در انتخاب‌های موفق در اکثر نقش‌هایی که بازی کرده.
درشخصیت سینمایی‌اش نوعی سادگی ایفای نقش وجود دارد، صرف نظر از وضعیت آن در درون فیلم. اما این سادگی نتیجه بی ارتباط بودن با درون آن شخصیت یا ناکامی در تلفیق معانی آن به تبع نقش نیست که روی صفحه ظاهر می‌شود.
درظاهر او در فیلم «فارست گامپ» ( کاری از رابرت زمیکس، 1994) آدمی ساده‌لوح، در «انزوا» (Cast Away )خوش‍‌بینی است که به حکیمی تبدیل می‌شود(زمیکس2000)، جوانی خنده‌رو و مضحک در «بزرگ»(پنی مارشال1988) ظاهر می‌شود سپس آدمی بی گناه و پیچیده در ابهام در«جو علیه آتشفشان»(جان پاتریک استانلی1990). اگر به آن فیلم‌ها کارهای کاملاً عاطفی‌اش مانند « هربارمی‌گوییم خداحافظ»(موشی مزراحی1986) و «بی‌خوابی در سیاتل»(نورا افرون1993) مجموعه‌ای از نقش‌هایی که با موفقیت بازی کرده کامل می‌شود تا اولین موفقیت‌های سریع او که با فیلم «شلپ شلوپ »( Splash رن هوارد، 1984) شروع شد با قدرت به پیش برود.
تام هنکس در«فیلادلفیا» ساخته جاناتان دَمی، اولین آزمون حقیقی خود با دراما به معنای عمیق خود روبه روشد. ماجرایی که نه داستان عشق رمانتیک میان دو جوان است و نه وضعیت‌های خنده‌دار در کمدی دم دستی است. در این فیلم که ( با ضعف‌ها و نقطه قوت‌هایش) با استقبال وسیعی روبه رو شد، نقش وکیل مدافعی را بازی کرد که از کارش در یک موسسه اخراج شده بعد از اینکه مشخص می‌شود تمایلات همجنسگرایانه دارد. علیه مؤسسه اقامه دعوا می‌کند و از وکیل دیگری(دنزل واشنگتن) کمک می‌گیرد که در استقامت(از نظرحرفه‌ای و جنسی) معروف است.
درسال 1998 نقش اول «نجات سرباز رایان» را بازی کرد و این شروع همکاری او با استیون اسپیلبرگ بود که پس ازآن با هم چند کار مشترک تلویزیونی کردند. با اسپیلبرگ در فیلم‌های «اگر می‌توانی من را بگیر»(2002) و «ترمینال»(2004) نقش ایفا کرد و سپس برای بار چهارم در «پل جاسوس‌ها»(2015) به هم رسیدند. سال 2017 باز هم با هم دیدار کردند و اسپیلبرگ فیلم «پست» را ساخت.
همچنان بسیاری «اگه می‌تونی منو بگیر» را در کنار همه کارهایی که اسپیلبرگ با نقش اول تام هنکس کارگردانی کرده ترجیح می‌دهند، اما دومی فیلم‌های خوب ارائه داد و درآنها ایفای نقش چشم‌گیری کرد مانند؛ «راه سبز»(فرانک دارابونت1999) و «جاده تباهی»( تولید اسپیلبرگ اما سام مندس بود که سال 2002 کارگردانی آن را به عهده داشت).
 فیلم جدید هنکس «اخبار جهان»(News of the World) دومین همکاری او با کارگردان پل گرین‌گرس است. اولین همکاری آنها سال 2013 در «کاپیتان فلیپس» بود.
بخش زیادی از گفت‌وگوی ما –که به دلیل این شرایط- ازطریق «زوم» انجام شد پیرامون این فیلم جدید چرخید.
یک فیلم نادر
*بعد از «پست» این نقش دوم تو به عنوان روزنامه‌نگار هست(می‌خندیم) نه به معنای جدید و معاصر آن، «اخبار جهان» اما همان طور که در فیلم می‌بینیم، از شهری در غرب امریکای قدیم به شهری دیگری منتقل می‌شوی تا خبرها را بخوانی. نمی‌دانستم چنین حرفه‌ای وجود داشته. هیچ فیلم وسترنی پیش از این اشاره‌ای به این حرفه نکرده بود و من هرچه از این ژانر دم دست بود را تماشا کرده‌ام.
-بیشتر چیزهایی که در فیلم می‌بینی را نویسنده کتاب پاولت جایلز گذاشته و واقعاً افرادی بودند که بین شهرها و مناطق می‌چرخیدند تا اخبار منتشر شده در مطبوعات را درمقابل «چند سنت» بخوانند. اینها اصلاً اساس نسخه معاصر اینترنت و سوشیال مدیا بودند. سیر و سفرشان آنها را واقعاً در معرض خطرقرارمی‌داد. در این بخش فیلم حقیقتی واقعی را منعکس می‌کند که به قول تو قبلاً در هیچ فیلمی نیامده است.
* مسئله دختری که در کودکی ربوده می‌شود و به دست قبیله‌ای از ساکنان بومی تربیت می‌شود هست. در اینجا فیلم چقدر با واقعیت ارتباط دارد؟
-یک رابطه واقعی. براساس تاریخ حقیقی واقعاً تعدادی کودک توسط ساکنان اصلی ربوده می‌شدند و به دست آنها بزرگ شدند که برخی ازآنها ترجیح دادند به همان ربایندگان برگردند تا در کنف جامعه سفید بزرگ شوند. شگفت انگیز بود که چطور اغلب آنها بازگشت به آن قبایل را ترجیح می‌دادند به جای آنکه در جامعه مدرن غربی بمانند. وضعیت عبارت بود از فرهنگ و ضد فرهنگ و طبیعت و ضد طبیعت.
* حوادث در شمال ایالت تگزاس و پنج سال پس از جنگ داخلی امریکا اتفاق می‌افتند، اما آثار آن جنگ به نظر مانند شکاف‌هایی درجامعه می‌رسند. این تصور خاص من است یا فیلم هم دنبال این بود؟
-دقیقاً همین طور است. بله جنگ پنج سال قبل تمام شده، اما خاطراتش هنوز مانده. جنگ‌ها برای کسانی که تجربه می‌کنند بعد از پنج سال فراموش نمی‌شوند. براین اساس و با آنچه اکنون به تو گفتم، به نظرنمی‌رسد فیلم عبارت از ثبت تاریخی باشد. هدف این نبود اما باید از واقعیت نشأت می‌گرفت.
*مسائل دیگری هست که دراین فیلم با فیلم‌های وسترن دیگر متفاوتند. اینکه اولین فیلم وسترن توست...
-بدون شک. این روزها فیلم‌های وسترن زیادی وجود ندارد. تا جایی که این یک فیلم نادری است که ژانر آن به قفسه‌ها حواله شده. درمقابل فیلم‌های علمی-تخیلی بسیارند. تهیه چنین فیلم‌هایی یا فیلم‌های دیگر که در تاریخ جدید روی می‌دهند ساده است تا برگشتن به فیلم‌های اسب‌ها و تپانچه‌ها.
* این فیلم به تو فرصت داد سوار اسب بشوی و هفت‌تیر بکشی. تفاوتش با فیلم‌های قبلی موجب شد این را انتخاب کنی؟
-ازجهت تفاوتش با کارهای قبلی‌ام بله. این گوشه ذهنم بود اما اصل تفاوت فیلم با دیگر فیلم‌های وسترن است. واقعی‌تر است و درگیری با هفت‌تیر در نهایت اتفاق نمی‌افتد. البته اواسط فیلم یک درگیری اتفاق می‌افتد. مبارزه بزرگی که به آن عادت کردیم نیست.
*این دومین بار است که تو و پل گرین‌گرس پس از «کاپیتان فلیپس» به هم می‌رسید، کدام یک سناریو را به دیگری داد؟ آیا کارگردان به خاطر اینکه دوست داشت باز هم با هم همکاری کنید تو را انتخاب کرد؟
-برعکس. من بودم که او را انتخاب کردم. روشی که این طرح درآن متولد شد خیلی ساده بود. فیلمنامه و کتاب را خواندیم و گفتم ایده ممتازی است و می‌تواند فیلم خوبی بشود. برخی اخیراً از من می‌پرسند، آیا برای ساخت این فیلم با استیون(اسپیلبرگ) درتماس بودم. اما جواب نه است. چون اولین کسی که به فکرم رسید پل گرین‌گرس بود به این دلیل که اسپیلبرگ واقعا مشغول است و چنین طرحی قبل از تولید وقت زیادی از او می‌خواهد.
* پل گرین‌گرس و استیون اسپیلبرگ چه فرقی با هم دارند؟ به نظرت اگر اسپیلبرگ کارگردان فیلم بود چطور می‌شد؟
-سئوال خوبی است. اگر اسپیلبرگ کارگردان بود، فیلم متفاوتی از آب درمی‌آمد. اولین نقطه اختلاف اینکه پل با فیلم‌هایش از منظر آبژکتیو برخورد می‌کند و استیون از منظر سابژکتیو. همان طور که می‌دانی تفاوت بسیار است. در نتیجه این فیلم به طور کامل فرق می‌کرد اگر اسپیلبرگ کارگردان آن بود. نمی‌گویم بهتر یا بدتر، بلکه متفاوت.
باید اضافه کنم که این فیلم آماده فیلمبرداری نمی‌شد اگر دختر نوجوان هلنا زنگل را پیدا نمی‌کردیم... شاید اگر او نبود فیلم آماده نمی‌شد.
*چطور؟
-هلنا دختر 11 ساله است و ما باید منتظر می‌ماندیم تا به سن سیزده سالگی برسد. و البته استعداد ذاتی دارد. وقتی کارگردان چیزی از او می‌خواست بی هیچ درنگی و فوری و خیلی راحت آن خواسته را برآورده می‌کرد. نقش را طوری بازی کرد که انگار سال 1870 زندگی می‌کند.
مسائل مهم
*جزء شرط‌های کار این بود که دختر کوچک نابازیگر باشد؟
-این مسئله را چند ماه پیش از شروع فیلمبرداری بررسی کردیم. پل گرین‌گرس و من به این نتیجه رسیدیم که باید دنبال دختری بگردیم که تجربه بازیگری نداشته باشد. همین طور تصمیم گرفتیم کار ساخت فیلم پیش از پیداکردن دختر شروع نمی‌شود. بعد از اینکه کارگردان او را پیدا کرد و دوباره او را دیدیم به نظرم رسید چیزی دارد که مناسب شخصیتی است که نقشش را ایفا می‌کند. آلمانی تبار است و بخش زیادی از نقشش صامت است. مدتی طولانی پیش از فیلمبرداری او را ندیدم، نکته جالب توجه اینکه به اندازه کافی از فیلمبرداری سردرمی‌آورد. خیلی برایش عجیب و غریب نبود. آن قدر که به طور رها و بی مقدمه به شخصیت می‌پرداخت فکرنمی‌کرد. این موجب جذب من به بازی او شد.
*یکی از نوه‌های تو در همین سن و سال است... تو پدر خوبی هستی؟
- به کسی که ادعا می‌کند پدر خوبی است یا پدر خوبی نیست اعتماد نمی‌کنم. باید از بچه‌ها پرسید. اما به طور شخصی می‌توانم بگویم من بزرگ‌ترین پدر بزرگ دنیام(می‌خندد) یا شاید چیزی از مسئله نمی‌دانم. اما آنچه می‌دانم این است که هرچه فرصت می‌کنم با او می‌گذرانم. بهترین کاری که می‌توانی بکنی اینکه بنشینی و از دور مراقبش باشی. نوه بزرگم نه ساله است و به نظرم زندگی‌اش پربارتر و غنی‌تر از زندگی که من داشتم باشد. دوست دارم کنار آنها روی میز شام بنشینم و از ظرف‌های‌شان غذا بقاپم(می‌خندد).
*تو الآن در سن شصت و چهارسالگی هستی...
-ممنون که یادآوری کردی(می‌خندد)
*امروز چه مسائلی در زندگی تو از بقیه چیزها مهم‌ترند؟
-درحال حاضر مسئله مهم برای من این است که با افرادی که دوست دارم ارتباط داشته باشم و لحظه‌هایی که دوباره متولد نمی‌شوند. در حرفه‌ای عالی و دلنشین مشغولم که به من احساس خوشبختی زیادی می‌بخشد، اما امروز مهم‌ترین مسئله زندگی من نیست. احساس می‌کنم وقتی به سمت کار می‌روم روزهایی را که مرا با کسانی که دوست دارم گردهم می‌آورد از دست می‌دهم. این احساس را قبلاً تجربه نکرده بودم. پس از پایان هر فیلمی که درآن نقش بازی کرده‌ام احساس راحتی زیادی می‌کنم. این با وجود عشق و علاقه‌ام به هنرپیشگی و جاهایی است که فیلم‌ها به من می‌بخشند و ماجراجویی‌های براساس طبیعت هرفیلم ازسرمی‌گذرانم.
*شخصیت تو در فیلم «اخبار جهان» به نظر ساده می‌آید، اما چیزهای زیادی در درون می‌گذرند. چطور با احساساتت در مقابل دختر و شخصیت‌های دیگر تعامل کردی؟
-این درنتیجه احساساتی می‌آید که هنرپیشه در برابر داستان و شخصیت‌هایی که با آنها روبه رومی‌شود درخود ذخیره می‌کند. همه اینها در رمان پاولت جایلز وجود دارند. (کارگردان) پل روی سناریو کار کرد و به آن بعدی اضافه کرد به طوری که سفر در اوج حوادثی  صورت می‌گیرد که میان حرکت بدنی و آنچه در درون به موازات آن اتفاق می‌افتد درمی‌آمیزد، چون حادثه معمولاً بر بدن و روح اثرمی‌گذراد. برای من مفاهیم زیادی وجود داشت که فیلم و داستانش داشتند. نه فقط موضع کاپیتان کِد نسبت به دختر، بلکه تصمیم او برای کنار زدن فکر رها کردن او در نزدیک‌ترین شهر و دفاع از آن و تلاش برای رساندن او به یکی از بستگانش(خواهر مادر مرحومش).
*آنجا هم تصمیم دیگری گرفت...
-دقیقاً. تصمیم گرفت نمی‌خواهد او را رها کند. خاله دختر همدل بود اما شوهرش به دنبال نیروی کاری بود که با او در مزرعه کار کند نه بیشتر.
*مهم این است که می‌بینیم توی فیلم تصمیم گرفتی به همان جایی که دختر را گذاشتی برگردی و نجاتش بدهی پیش از آنکه او را بسته به ستونی در باغ ببینی. تصمیمت را گرفتی پیش از آنکه این وضعیت را ببینی.
-درست است. به خانه متروک برگشت و به اطراف آن نگاه کرد و تصمیم گرفت که زندگی‌اش در سال‌های اخیر تغییرکرده. فراموش نکن که او خیلی زود در فیلم می‌گوید، او کنار گروهی که درآن جنگ داخلی شکست خوردند ایستاد و زنش را از دست داد و باورهایش بعد از آن تغییر کردند. همین طور او مشغول کاری است که سعی می‌کند فاصله‌ها را کم کند.
مردمی که می‌آیند تا به اخباری که از مطبوعات می‌خواند گوش کنند همان مخاطبانی هستند که بعداً به رادیو گوش می‌دهند و سپس دور تلویزیون حلقه می‌زنند. بخش خبری تا به امروز مردم را دور خود جمع می‌کنند. او دوست داشت در این میدان اثرگذار باشد.



ذهنتان به استراحت نیاز دارد… ۹ نشانه که از ابتلای شما به خستگی ذهنی خبر می‌دهند

خستگی ذهنی بر وضعیت روحی شما تأثیر منفی می‌گذارد و باعث می‌شود بیشتر در معرض خشم و آزردگی قرار بگیرید (پیکسلز)
خستگی ذهنی بر وضعیت روحی شما تأثیر منفی می‌گذارد و باعث می‌شود بیشتر در معرض خشم و آزردگی قرار بگیرید (پیکسلز)
TT

ذهنتان به استراحت نیاز دارد… ۹ نشانه که از ابتلای شما به خستگی ذهنی خبر می‌دهند

خستگی ذهنی بر وضعیت روحی شما تأثیر منفی می‌گذارد و باعث می‌شود بیشتر در معرض خشم و آزردگی قرار بگیرید (پیکسلز)
خستگی ذهنی بر وضعیت روحی شما تأثیر منفی می‌گذارد و باعث می‌شود بیشتر در معرض خشم و آزردگی قرار بگیرید (پیکسلز)

گاهی ممکن است احساس کنید قادر به تمرکز نیستید، زود از کوره درمی‌روید یا حتی از انجام ساده‌ترین کارها ناتوان شده‌اید؛ با آنکه فعالیت بدنی چندانی نداشته‌اید. این نشانه‌ها ممکن است حاکی از خستگی ذهنی باشند؛ عارضه‌ای که تأثیر آن تنها به توانایی شما در تفکر و کار کردن محدود نمی‌شود، بلکه ممکن است خواب، خلق‌وخو، عادت‌های غذایی و حتی احساس درد را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

خستگی ذهنی چیست؟

خستگی ذهنی تا حدودی شبیه خستگی جسمی است، با این تفاوت که به‌جای عضلات، ذهن را درگیر می‌کند. این حالت معمولاً زمانی بروز می‌کند که برای مدتی طولانی بر انجام کاری تمرکز می‌کنید که به تلاش ذهنی زیادی نیاز دارد.
همچنین ممکن است در شرایطی که دائماً در حالت آماده‌باش هستید یا به‌طور مستمر در معرض فشارهای روانی قرار دارید، دچار تحلیل قوای ذهنی شوید.
به گزارش وب‌سایت «وب‌ام‌دی»، عوامل متعددی می‌توانند در بروز خستگی ذهنی نقش داشته باشند؛ از جمله ماهیت شغل، مسئولیت مراقبت از کودکان یا والدین سالمند و دیگر فشارهای زندگی روزمره.
در ادامه، مهم‌ترین نشانه‌هایی را می‌خوانید که ممکن است از ابتلای شما به خستگی ذهنی حکایت داشته باشند:

۱. زود عصبانی شدن و کم‌حوصلگی

خستگی ذهنی ممکن است تأثیر منفی بر وضعیت روحی شما بگذارد و باعث شود بیشتر در معرض خشم و آزردگی قرار بگیرید، در برخورد با دیگران کم‌حوصله‌تر باشید و حتی تمایل پیدا کنید با تندی به آن‌ها پاسخ دهید.
وقتی توان ذهنی شما تحلیل می‌رود، کنترل احساسات و واکنش‌ها دشوارتر می‌شود.

۲. دشواری در انجام کارها

طبیعی است که میزان بهره‌وری افراد در زمان‌های مختلف تغییر کند، اما خستگی ذهنی ممکن است تمرکز بر کارها را بسیار دشوار سازد و انگیزه و میل به انجام دادن آن‌ها را کاهش دهد.
ممکن است متوجه شوید که حواس‌پرتی‌تان بیشتر شده، انجام کارها را به تأخیر می‌اندازید یا مهلت‌های تعیین‌شده برای تحویل آن‌ها را از دست می‌دهید.
حتی کارهای ساده‌ای که پیش‌تر به‌راحتی انجام می‌دادید، ممکن است ناگهان خسته‌کننده به نظر برسند؛ گویی از توانایی شما برای انجام آن‌ها فراتر رفته‌اند.

۳. حواس‌پرتی و سرگردانی ذهن

خستگی ذهنی ممکن است به شکل پرسه زدن مکرر افکار، پراکندگی ذهن یا احساس خواب‌آلودگی بروز کند.
این وضعیت توانایی شما را برای تمرکز دقیق بر کاری که انجام می‌دهید مختل می‌کند و حتی ممکن است سرعت واکنش شما به رویدادها و موقعیت‌های پیرامونتان را کاهش دهد.
این مسئله در برخی شرایط می‌تواند خطرناک باشد؛ برای مثال، هنگام رانندگی، زیرا خستگی ذهنی با وقوع تصادف‌های رانندگی ارتباط دارد.

۴. اختلالات خواب

ممکن است تصور کنید خستگی ذهنی باعث می‌شود راحت‌تر به خواب بروید، اما همیشه چنین نیست.
پژوهش‌ها نشان داده‌اند افرادی که شغلشان به تلاش شناختی زیادی نیاز دارد، در مقایسه با کسانی که کارشان با فشار ذهنی همراه نیست، بیشتر با علائم بی‌خوابی مواجه می‌شوند.
از سوی دیگر، کمبود خواب نیز می‌تواند خستگی ذهنی را تشدید کند و چرخه‌ای تکرارشونده از خستگی و اختلالات خواب به وجود آورد.
بنابراین، اگر به‌طور مداوم در به خواب رفتن مشکل دارید یا در طول روز احساس خستگی شدید می‌کنید، مهم است که پزشک خود را در جریان بگذارید؛ زیرا درمان مناسب ممکن است به بهبود وضعیت شما کمک کند.

۵. روی آوردن به رفتارهای ناسالم

خستگی ذهنی ممکن است برخی افراد را به سمت رفتارهای ناسالمی مانند مصرف بیش از اندازه الکل یا استفاده از مواد مخدر سوق دهد.
تأثیرات خستگی ذهنی ممکن است در افرادی که از پیش به اختلال مصرف مواد مخدر مبتلا هستند، شدیدتر باشد.
کارشناسان اشاره می‌کنند که اعتیاد به مواد مخدر موجب تغییراتی در بخش‌هایی از مغز می‌شود که مسئول مدیریت استرس و کنترل رفتارهای تکانشی هستند؛ تغییری که ممکن است مقابله با فشارهای روانی را دشوارتر کند.

۶. احساس افسردگی

ممکن است متوجه کاهش چشمگیر سطح انرژی خود شوید یا احساس کنید حرکاتتان کندتر از حد معمول شده است.
برخی افراد این وضعیت را نوعی احساس «کرختی» یا از دست دادن حس توصیف می‌کنند؛ حالتی که ممکن است انجام وظایف شغلی یا فعالیت‌های روزمره را دشوارتر سازد.
اگر بیش از دو هفته است که از اندوه شدید یا احساس ناامیدی رنج می‌برید، مهم است که پزشک خود را در جریان بگذارید؛ زیرا این وضعیت ممکن است نشانه ابتلا به نوع شدیدتری از افسردگی باشد.

۷. احساس دشواری بیشتر در ورزش کردن

ممکن است متوجه شوید تمرین‌های ورزشی‌ای که پیش‌تر به آن‌ها عادت داشتید، اکنون به تلاش بیشتری نیاز دارند؛ حتی اگر نوع یا شدت آن‌ها تغییری نکرده باشد.
کارشناسان هنوز به‌طور کامل از دلایل تأثیر خستگی ذهنی بر عملکرد جسمی مطمئن نیستند.
با این حال، برخی از آن‌ها بر این باورند که خستگی ذهنی ممکن است توانایی تحمل فعالیت‌های ورزشی را کاهش دهد و باعث شود تلاشی که انجام می‌دهید، سنگین‌تر از میزان واقعی آن به نظر برسد.

۸. تغییر عادت‌های غذایی

خستگی ذهنی ممکن است به شیوه‌های مختلف بر اشتها و عادت‌های غذایی شما تأثیر بگذارد.
ممکن است متوجه شوید بیش از حد معمول میان‌وعده می‌خورید، بی‌آنکه به مقدار غذایی که مصرف می‌کنید توجه داشته باشید.
همچنین فشارهای روانی ممکن است میل شما را به خوردن غذاهای سرشار از قند، نمک یا چربی افزایش دهند.
در مواردی دیگر، ممکن است دقیقاً عکس این اتفاق رخ دهد و اشتهای خود را از دست بدهید.

۹. افزایش احساس درد

واکنش بدن افراد به خستگی ذهنی متفاوت است و همین مسئله پیش‌بینی دقیق چگونگی تأثیر آن بر سلامت جسمی را دشوار می‌کند.
با این حال، خستگی ذهنی ممکن است با بروز علائم جسمی مختلفی همراه باشد؛ از جمله سردرد، درد عضلات و کمر و اختلالات معده.
اگر به یک بیماری مزمن، مانند فیبرومیالژیا (سندرم درد عضلانی‌ـ‌اسکلتی منتشر)، مبتلا هستید، ممکن است متوجه شوید شدت دردتان اندکی بیشتر از حد معمول شده است.


آسپرین یا پلاویکس؟… ویتامین B12… مصرف هورمون تیروئید

الأسبرين لحماية القلب
الأسبرين لحماية القلب
TT

آسپرین یا پلاویکس؟… ویتامین B12… مصرف هورمون تیروئید

الأسبرين لحماية القلب
الأسبرين لحماية القلب

آسپرین یا پلاویکس؟

• آیا مصرف داروی «پلاویکس» می‌تواند جایگزین آسپرین شود؟

-خلاصه پرسش شما همین است. پاسخ کوتاه مثبت است، اما این جایگزینی باید صرفاً با نظارت پزشک و در شرایط و به دلایل مشخص انجام شود. داروی «پلاویکس» (کلوپیدوگرل) می‌تواند اساساً جایگزین آسپرین شود؛ به‌ویژه در مواردی که بیمار به آسپرین حساسیت واقعی دارد یا قادر به تحمل آن نیست (مانند اختلال شدید دستگاه گوارش یا خون‌ریزی)، یا در شرایط خاصی که خطر بالایی وجود دارد و ترجیح داده می‌شود کلوپیدوگرل به‌تنهایی به‌عنوان درمان استفاده شود.
برای روشن شدن موارد شایع جایگزینی این دارو، به نکات زیر توجه کنید:

-حساسیت به آسپرین: بیمارانی که در پی مصرف آسپرین دچار علائمی مانند بثورات پوستی، اسپاسم نایژه‌ها یا شوک آنافیلاکتیک می‌شوند، می‌توانند برای پیشگیری ثانویه، کلوپیدوگرل را به‌عنوان جایگزینی دائمی مصرف کنند.
-عدم تحمل گوارشی یا خطر بالای خون‌ریزی: بیمارانی که سابقه زخم گوارشی یا خون‌ریزی مکرر ناشی از مصرف آسپرین دارند، ممکن است به کلوپیدوگرل تغییر دارو دهند؛ البته نظارت مستمر بر خطرات مربوط به دستگاه گوارش ضروری است.
-پس از کارگذاری استنت در شریان کرونر: معمولاً به مدت یک سال، بیمار درمان دوگانه‌ای شامل آسپرین و داروی دیگری برای جلوگیری از تجمع پلاکت‌های خون دریافت می‌کند. کلوپیدوگرل می‌تواند همان داروی دوم باشد. پس از گذشت یک سال، بیشتر بیماران مصرف آسپرین را به‌تنهایی ادامه می‌دهند؛ اما ممکن است در برخی بیماران، به‌جای ادامه مصرف مادام‌العمر آسپرین، درمان تک‌دارویی طولانی‌مدت با کلوپیدوگرل انتخاب شود.
-مقاومت به آسپرین یا عدم پاسخ به آن: این مسئله واقعیت دارد. در بیمارانی که از نظر بالینی مقاومت آن‌ها در برابر اثرات ضدتجمع پلاکتی آسپرین اثبات شده یا به آن مشکوک باشند، استفاده از داروهای جایگزین مانند کلوپیدوگرل مورد بررسی قرار می‌گیرد.
-پس از سکته مغزی ایسکمیک یا حمله ایسکمیک گذرا: در برخی گروه‌های خاص از بیماران، ممکن است گاهی کلوپیدوگرل به‌جای آسپرین برای پیشگیری ثانویه از سکته مغزی انتخاب شود؛ به‌ویژه در سالمندان.
در این زمینه باید به چند نکته توجه کنید. مهم‌ترین آن‌ها تفاوت‌های اساسی میان کلوپیدوگرل و آسپرین است:

-نوع دارو: آسپرین در گروه داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی طبقه‌بندی می‌شود و برای درمان درد و تب نیز به کار می‌رود. اما «پلاویکس» دارویی ضدتجمع پلاکتی است که با تجویز پزشک مصرف می‌شود و منحصراً برای پیشگیری از لخته‌شدن خون کاربرد دارد؛ بنابراین برای درمان درد یا تب استفاده نمی‌شود.
-سازوکار اثر: هر دو دارو از چسبیدن پلاکت‌های خون به یکدیگر جلوگیری می‌کنند، اما «پلاویکس» برای دستیابی به این هدف درمانی، مسیرهای مشخصی را با انتخاب‌پذیری بیشتری هدف قرار می‌دهد.
-موارد مصرف: پزشکان معمولاً زمانی پلاویکس را تجویز می‌کنند که بیمار به آسپرین حساسیت داشته باشد، به دلیل مصرف آسپرین در معرض خطر بالای زخم معده باشد یا پس از سکته مغزی یا کارگذاری استنت قلبی، به راهبرد پیشگیرانه قوی‌تر یا جایگزینی نیاز داشته باشد.
با این حال، رعایت چند قاعده مهم ایمنی ضروری است. مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:

-خودسرانه دارو را جایگزین نکنید: هرگز بدون مشورت با متخصص قلب، مصرف آسپرین را قطع نکنید یا مصرف پلاویکس را آغاز نکنید.
-تفاوت در میزان پاسخ‌دهی: در برخی افراد، تفاوت‌های ژنتیکی باعث می‌شود پلاویکس در پیشگیری از لخته‌شدن خون اثربخشی کمتری داشته باشد.
-توجه به خطر خون‌ریزی: مصرف هم‌زمان آسپرین و پلاویکس خطر خون‌ریزی شدید را افزایش می‌دهد؛ مگر اینکه پزشک این ترکیب دارویی را به‌طور مشخص و برای مدتی کوتاه تجویز کرده باشد؛ مانند شرایط پس از برخی اقدامات درمانی قلب.

ویتامین B12

• چه زمانی انجام آزمایش خون برای اندازه‌گیری سطح ویتامین B12 توصیه می‌شود؟

-ویتامین B12 ویتامینی ضروری و محلول در آب است که بدن به مقدار کمی از آن نیاز دارد، اما این ویتامین نقش‌های بسیار مهمی ایفا می‌کند. مهم‌ترین وظایف ویتامین B12 عبارت‌اند از:
-تشکیل گلبول‌های قرمز خون و حفظ سلامت آن‌ها؛ کمبود این ویتامین ممکن است به کم‌خونی منجر شود.
-حفظ سلامت دستگاه عصبی؛ زیرا برای عملکرد اعصاب و تشکیل غلاف میلین که انتقال سریع پیام‌های عصبی را تسهیل می‌کند، ضروری است.
-ایفای نقشی اساسی در ساخت DNA و تقسیم و تکثیر سلول‌ها.
-کمک به فرایندهای تولید انرژی و سوخت‌وساز بدن از طریق مشارکت در چندین واکنش شیمیایی درون سلول‌ها.

این ویتامین به‌طور طبیعی عمدتاً در مواد غذایی با منشأ حیوانی وجود دارد. بنابراین، آن را از طریق مصرف گوشت، مرغ، ماهی، غذاهای دریایی، تخم‌مرغ، شیر و فرآورده‌های لبنی دریافت می‌کنیم.
بر اساس جدیدترین دستورالعمل‌های پزشکی، معمولاً توصیه نمی‌شود که سطح ویتامین B12 در خون همه افراد به‌صورت تصادفی و بدون دلیل بررسی شود؛ بلکه این آزمایش زمانی درخواست می‌شود که علائم یا نشانه‌های بالینی و یا عوامل خطر، احتمال کمبود ویتامین B12 را مطرح کنند؛ به‌ویژه هنگامی که یک عامل خطر نیز وجود داشته باشد. از جمله:

-کم‌خونی یا بزرگ شدن اندازه گلبول‌های قرمز خون.
-بی‌حسی یا احساس گزگز در دست‌ها یا پاها.
-اختلال در تعادل یا راه رفتن، یا زمین خوردن‌های بدون علت مشخص.
-نوروپاتی محیطی.
-ضعف حافظه یا کاهش تمرکز.
-اختلالات عصبی یا آسیب طناب نخاعی.
-التهاب زبان.
-اختلالات بینایی مرتبط با عصب بینایی.
-خستگی بدون علت مشخص.
-برخی علائم روانی مانند افسردگی یا اضطراب.

مهم‌ترین عوامل خطری که انجام این آزمایش را توجیه‌پذیرتر می‌کنند عبارت‌اند از:

-پیروی از رژیم غذایی‌ای که منابع غذایی ویتامین B12 در آن اندک یا کاملاً حذف شده‌اند؛ مانند رژیم گیاه‌خواری مطلق.
-جراحی معده یا روده، برداشتن معده یا بخش انتهایی روده باریک.
-برخی بیماری‌های سوءجذب در روده.
-گاستریت خودایمنی یا کم‌خونی پرنیشیوز.
-مصرف طولانی‌مدت داروی متفورمین برای درمان دیابت.
-استفاده طولانی‌مدت از برخی داروهای کاهش‌دهنده اسید معده.

مصرف هورمون تیروئید

-بهترین روش مصرف داروی جایگزین هورمون تیروئید چیست؟

-بهترین روش مصرف داروی لووتیروکسین برای درمان کم‌کاری تیروئید، مصرف آن در صبح، هنگام بیدار شدن از خواب، با معده خالی و همراه با یک لیوان آب است. سپس باید ۳۰ تا ۶۰ دقیقه پیش از خوردن صبحانه یا نوشیدن قهوه صبر کرد. این همان روشی است که در بروشورهای دارویی جدید توصیه شده است؛ زیرا غذا می‌تواند جذب دارو را کاهش دهد.
قهوه اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا نوشیدن آن در فاصله زمانی نزدیک به مصرف لووتیروکسین می‌تواند جذب دارو را کاهش دهد. بنابراین، دست‌کم ۳۰ تا ۶۰ دقیقه میان مصرف دارو و نوشیدن قهوه فاصله بگذارید و بهتر است همواره این فاصله زمانی را به‌طور منظم رعایت کنید.
همچنین باید مصرف قرص‌های آهن و کلسیم، داروهای ضداسید و برخی داروهای دیگر را دست‌کم چهار ساعت از زمان مصرف لووتیروکسین جدا کنید. این توصیه درباره بسیاری از قرص‌های مولتی‌ویتامین حاوی آهن یا کلسیم نیز صدق می‌کند.
برای یادآوری، به داروهای معده و ضداسیدها توجه داشته باشید؛ زیرا برخی از داروهای ضداسید و داروهای کاهش‌دهنده اسید معده می‌توانند بر جذب لووتیروکسین تأثیر بگذارند. ازاین‌رو، مهم است که پزشک یا داروساز را از تمام داروها و مکمل‌هایی که مصرف می‌کنید، مطلع سازید.
نکته مهم‌تر، منظم بودن مصرف داروست؛ یعنی هر روز آن را به همان روش و در همان ساعت مصرف کنید. زیرا تغییر شیوه مصرف می‌تواند بر میزان جذب دارو تأثیر بگذارد.
اما درباره مصرف شبانه دارو باید گفت که این کار نیز امکان‌پذیر است. می‌توان لووتیروکسین را به‌عنوان یک روش جایگزین، پیش از خواب مصرف کرد؛ مشروط بر اینکه معده خالی باشد، از آخرین وعده غذایی زمان کافی گذشته باشد و این برنامه زمانی به‌طور منظم رعایت شود.
به‌طور معمول، باید حدود سه ساعت یا بیشتر از صرف یک وعده شام معمولی گذشته باشد و این زمان‌بندی هر شب رعایت شود. انجمن تیروئید آمریکا نیز مصرف دارو هنگام خواب را به‌عنوان گزینه جایگزین مناسبی برای برخی بیماران مطرح می‌کند.


اختلالات خلقی در زنان؛ نوسانات عاطفی خارج از اراده

اختلالات خلقی در زنان؛ نوسانات عاطفی خارج از اراده
TT

اختلالات خلقی در زنان؛ نوسانات عاطفی خارج از اراده

اختلالات خلقی در زنان؛ نوسانات عاطفی خارج از اراده

پژوهشگران دانشگاه بارسلونا نشان داده‌اند که چگونه افزایش سطح هورمون زنانه پروژسترون در طول چرخه قاعدگی با الگوهای کاهش فعالیت در نواحی مغز که مسئول کنترل عواطف هستند، ارتباط دارد.
این پژوهش که در شماره سوم سپتامبر (ماه جاری) مجله روان‌پزشکی «Psychological Medicine» منتشرشده از سوی دانشگاه کمبریج به چاپ رسیده، بررسی کرده است که سطوح طبیعی دو هورمون استرادیول (Estradiol) و پروژسترون (Progesterone) ــ که تخمدان‌ها آن‌ها را تولید می‌کنند ــ چگونه بر بخش‌های مغز مسئول کنترل عواطف تأثیر می‌گذارند و آیا این مسئله می‌تواند تفاوت‌های خلقی را که برخی زنان تجربه می‌کنند، توضیح دهد یا خیر.
محافل پزشکی «کنترل عاطفی» (Emotional Control) هیجان‌ها را توانایی تنظیم رفتار هنگام مواجهه با اطلاعات عاطفی تعریف می‌کنند؛ به‌ویژه زمانی که لازم است واکنش‌های عاطفی خودکار مهار شوند. برای مثال، اگر فردی ناچار باشد از شخصی غیرخوش‌برخورد کمک بخواهد، ممکن است غریزه‌اش به او بگوید از آن شخص دوری کند. در اینجا کنترل هیجان‌ها به کمک او می‌آید تا بر این تمایل غلبه کند و با وجود آن، به آن شخص نزدیک شود.

«مدیریت احساسات»

بر اساس الگوهای روان‌شناسی، مدیریت احساسات از طریق مراحل مختلفی انجام می‌شود:

-تشخیص محرک: هنگام وقوع یک رویداد، تغییری جسمانی در بدن خود احساس می‌کنید؛ مانند افزایش ضربان قلب یا احساس گرفتگی قفسه سینه.
-ایجاد فاصله زمانی: به‌جای واکنش خودکار و بی‌درنگ، میان رویداد و واکنش خود فاصله‌ای زمانی ایجاد می‌کنید.
-به‌کارگیری راهبردها: از ابزارهای شناختی، مانند تغییر نگرش خود به موقعیت، یا ابزارهای رفتاری، مانند تنفس عمیق، برای تعدیل شدت احساسات استفاده می‌کنید.

برای روشن‌تر شدن موضوع، کنترل عاطفی هیجان‌ها (که تنظیم عاطفی نیز نامیده می‌شود) توانایی شناخت، مدیریت و پاسخ‌گویی مناسب به احساسات و انگیزه‌های خود، متناسب با شرایط است. این مفهوم به معنای پنهان کردن احساسات یا از میان بردن آن‌ها نیست، بلکه به معنای انتخاب چگونگی تجربه و ابراز آن‌هاست.
کنترل عاطفی از طریق ترکیبی از فعالیت مغز، تفکر آگاهانه و عادت‌های رفتاری صورت می‌گیرد. نظام کنترل در مغز از دو ناحیه تشکیل شده است:

-آمیگدال یا بادامه مغز (Amygdala) ــ سامانه هشدار: این بخش در عمق مغز قرار دارد و واکنش‌های عاطفی سریع مانند ترس، خشم یا اضطراب را تحریک می‌کند.
-قشر پیش‌پیشانی (Prefrontal Cortex) ــ بخش اندیشمند: این ناحیه در پشت پیشانی قرار دارد و موقعیت را ارزیابی می‌کند، پیامدها را می‌سنجد و برای آرام کردن آمیگدال پیام‌هایی می‌فرستد.

ازاین‌رو، هنگامی که نظام کنترل به‌درستی عمل می‌کند، قشر پیش‌پیشانی وارد عمل می‌شود تا واکنش خودکار «جنگ یا گریز» (Fight or Flight) را که از آمیگدال سرچشمه می‌گیرد، متوقف کند.
عنوان این پژوهش چنین است: «پروژسترون درون‌زاد، وضوح بازنمایی‌های پیشانی ـ مخططیِ کنترل هیجان‌ها را در زنان جوان سالم کاهش می‌دهد».
اصطلاح «بازنمایی‌های پیشانی ـ مخططی» (Frontostriatal Representations) مربوط به کنترل هیجان‌ها، به الگوهای متمایز و چندوکسل‌محور (Multi-Voxel) فعالیت عصبی در شبکه پیشانی ـ مخططی اشاره دارد. این شبکه از حلقه‌های به‌هم‌پیوسته‌ای تشکیل شده است که قشر پیش‌پیشانی را به جسم مخطط در زیرقشر مغز متصل می‌کنند. این الگوها فرایندهای مدیریت واکنش‌های هیجانی را رمزگذاری، رمزگشایی و اجرا می‌کنند.
به‌جای آنکه تنظیم هیجان‌ها را صرفاً همچون یک کلید ساده روشن و خاموش (On/Off) در نظر بگیریم، علوم اعصاب شناختی نوین از فنون پیشرفته یادگیری ماشین برای رمزگشایی این بازنمایی‌های پیچیده استفاده می‌کند. این الگوها نشان می‌دهند که مغز چگونه نقشه‌هایی از روابط متقابل میان هیجان و عمل ایجاد می‌کند؛ برای مثال، مهار انگیزه خودکار فرار هنگام دیدن چهره‌ای خشمگین یا تمایل به نزدیک شدن به چهره‌ای شاد.

افزایش سطح هورمون پروژسترون با افت وضعیت خلقی زنان ارتباط دارد

سطوح هورمونی

وُکسل (Voxel) مکعبی بسیار کوچک و سه‌بعدی از بافت مغز است که میلیون‌ها سلول را در خود جای می‌دهد. به‌طور مشخص، اندازه هر وکسل معمولاً بین ۱.۵ × ۱.۵ × ۱.۵ میلی‌متر تا ۳ × ۳ × ۳ میلی‌متر متغیر است؛ به این معنا که هر وکسل میلیون‌ها سلول عصبی و میلیاردها اتصال سیناپسی را در بر می‌گیرد.
وکسل واحد سازنده تصاویر سه‌بعدی مغز، مانند تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI)، به شمار می‌رود. وظیفه وکسل، «نمایش حجم» است. همان‌طور که یک تصویر دیجیتال دوبعدی از پیکسل‌های مربعی تشکیل شده، اسکن سه‌بعدی مغز نیز از وکسل‌های مکعبی‌شکل تشکیل می‌شود. هر واحد حجمی (وکسل) تغییرات سطح اکسیژن خون (سیگنال BOLD) را به‌عنوان شاخصی جایگزین برای سنجش فعالیت موضعی مغز اندازه‌گیری می‌کند.
تحلیل داده‌های تصویربرداری تشدید مغناطیسی شرکت‌کنندگان در این پژوهش نشان داد هنگامی که سطح پروژسترون بالا بود، تمایز میان موقعیت‌های عاطفی «آسان» و «دشوار» در تصاویر مغزی وضوح کمتری داشت. این یافته نشان می‌دهد که ممکن است مغز در تشخیص موقعیت‌های عاطفی متفاوت در زندگی واقعی توانایی کمتری داشته باشد.
در مقابل، شرکت‌کنندگانی که اسکن مغزی آن‌ها تمایز روشن‌تری میان موقعیت‌های عاطفی «آسان» و «دشوار» نشان می‌داد، بیشتر گزارش کرده بودند که در طول هفته گذشته وضعیت خلقی بهتری داشته‌اند. این سازوکار مغزی تقریباً ۷ درصد از تفاوت در نمرات «ارزیابی سطح خلق» را توضیح می‌داد.
آزمون «ارزیابی سطح خلق» از نمراتی تشکیل می‌شود که مقادیر عددی آن‌ها برای پیگیری وضعیت‌های عاطفی یا شناسایی اختلالات سلامت روان، مانند افسردگی، به کار می‌روند.
یکی از مقیاس‌های رایج سنجش خلق، مقیاس روزانه صفر تا ۱۰ است که برای پیگیری نوسانات روزانه استفاده می‌شود. در این مقیاس، نمرات ۴ تا ۶ طبیعی تلقی می‌شوند، نمرات صفر تا ۳ نشان‌دهنده خلق پایین و نمرات ۷ تا ۱۰ بیانگر وضعیت‌های خلقی بالا یا شیدایی هستند.
دکتر ماسیا بوادیس ـ روتگر، پژوهشگر اصلی این مطالعه از دانشگاه بارسلونا، توضیح داد:
«پژوهش ما نشان داد که افزایش سطح هورمون پروژسترون با الگوهایی از فعالیت مغزی ارتباط دارد که تشخیص موقعیت‌های متفاوت نیازمند کنترل هیجان‌ها را دشوارتر می‌کنند. این مسئله همچنین با افت وضعیت خلقی در میان شرکت‌کنندگان ارتباط داشت. این یافته نشان می‌دهد هرچه مغز توانایی بیشتری برای تشخیص روشن موقعیت‌های عاطفی مختلف داشته باشد، توانایی آن برای تنظیم هیجان‌ها در زندگی روزمره نیز بهتر خواهد بود. این نتایج جالب توجه‌اند، زیرا اطلاعات تازه‌ای درباره هورمون پروژسترون در اختیار ما قرار می‌دهند که پیش‌تر از آن‌ها آگاهی نداشتیم.»
پژوهشگران اسپانیایی نیز در این‌باره اظهار داشتند:
«به‌طور خلاصه، استرادیول عموماً از طریق تقویت فعالیت در قشر پیشانی و ناحیه هیپوکامپ (Hippocampal)، و همچنین تقویت سیگنال‌های پاداش دوپامینی در جسم مخطط، موجب بهبود خلق می‌شود. در مقابل، پروژسترون ممکن است از طریق افزایش حساسیت ساختارهای زیرقشری (Subcortical Structures) به سیگنال‌های تهدید و نیز تضعیف کنترل قشر پیشانی (که از بالا به پایین عمل می‌کند)، به وخامت وضعیت خلقی بینجامد.»

نوسانات عاطفی در زندگی زنان

تغییرات هورمونی در زنان اغلب به نوسانات عاطفی منجر می‌شود؛ از جمله تحریک‌پذیری، افت خلق و تغییرات ناگهانی روحیه.
از جمله شایع‌ترین انواع تغییرات خلقی در زنان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

-تحریک‌پذیری و خشم: احساس ناگهانی سرخوردگی یا بی‌حوصلگی اغلب با کاهش سطح هورمون‌های استروژن یا پروژسترون ارتباط دارد.
-اضطراب و تنش: نوسانات هورمونی می‌توانند موجب تحریک بیش از حد دستگاه عصبی و افزایش احساس وحشت یا تنش شوند.
-علائم افسردگی یا اندوه: کاهش انرژی و پایین ماندن مداوم سطح خلق، اغلب در دوره‌هایی که سطح هورمون‌ها کاهش می‌یابد، رخ می‌دهد.
-نوسانات سریع خلقی: تغییرات سریع و غیرقابل‌پیش‌بینی میان احساس شادی و ناراحتی، در نتیجه تغییرات شیمیایی مغز اتفاق می‌افتد.

احتمال بروز این تغییرات خلقی در برخی مراحل مهم زندگی افزایش می‌یابد که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:

-چرخه قاعدگی (سندرم پیش از قاعدگی PMS / اختلال ملال پیش از قاعدگی PMDD): کاهش سطح هورمون‌ها پیش از موعد قاعدگی اغلب موجب احساس تنش و نوسانات خلقی می‌شود.
-بارداری و پس از زایمان: افزایش هورمون‌ها در دوران بارداری و افت شدید آن‌ها پس از زایمان ممکن است به «اندوه پس از زایمان» (Baby Blues) یا افسردگی پس از زایمان منجر شود.
-مرحله پیش از یائسگی و یائسگی: نوسانات سطح هورمون‌ها در این دوره گذار زندگی اغلب موجب اضطراب، تحریک‌پذیری و احساس افسردگی می‌شود.

*متخصص مشاوره بیماری‌های داخلی