بارزانی: به جلسه محرمانه رفتیم و آمریکایی‌ها گفتند، تصمیم به سرنگونی صدام گرفتیم

وی به «الشرق الاوسط» گفت که ترکیه شرط گذاشت که نیروهایش وارد موصل و کرکوک شوند و او به آمریکایی‌ها اطلاع داد که با آنها می‌جنگد

بارزانی: به جلسه محرمانه رفتیم و آمریکایی‌ها گفتند، تصمیم به سرنگونی صدام گرفتیم
TT

بارزانی: به جلسه محرمانه رفتیم و آمریکایی‌ها گفتند، تصمیم به سرنگونی صدام گرفتیم

بارزانی: به جلسه محرمانه رفتیم و آمریکایی‌ها گفتند، تصمیم به سرنگونی صدام گرفتیم

هر وقت به دیدار مسعود بارزانی می‌روم، دیدار به یک جلسه سه جانبه تبدیل می‌شود. سایه صدام حسین بر حضور سنگینی و در خاطرات را باز می‌کند. حرفه‌ام چنین خواست که داستان این دو مرد را دنبال کنم که هیجان‌انگیز و دردناک است. دو مرد با اراده‌ای آهنین بر صفحه‌ای داغ به نام عراق. صدام معتقد بود که روح ملت مأموریت بازگرداندن شکوه و عراق و عظمت خود را به او سپرده است. مسعود بر این باور است که او آنچه را که سرنوشت به او پیشنهاد داده، یعنی نقش پاسدار رؤیای کرد را انتخاب کرد. صدام جسورترین رهبر عراق در تعامل با خواسته‌های کردها بود. و بعد سنگدل‌ترین در واردساختن یک فاجعه استثنایی بر شهرها و روستاهای آنها بود. مسعود در حفظ جهت قطب‌نما که رهبر تاریخی کردها، پدرش ملامصطفی بارزانی مشخص کرده بود سرسخت بود.
هیچ کدام از این دو مرد نتوانست دیگری را حذف کند و این رابطه طولانی شاهد دست دادن‌های سخت و ضربات دردناک بود. دو دهه پیش، سرنوشت این نزاع را حل کرد. درست‌تر، امپراتوری آمریکا مداخله کرد و به عراق حمله برد. صدام راهی چوبه دار شد و مسعود بارزانی زیر دو پرچم فدرال عراق و پرچم اقلیم کردستان نشست. بارزانی در دستیابی به آنچه کردهای ترکیه، ایران و سوریه نتوانستند به دست آورند، موفق شد. او زمانی موفق شد که رؤیای یاسرعرفات دچار مشکل شد و محبتی بین آن دو مرد وجود داشت که با جزئیات هیجان انگیزی همراه بود.
قرن حاضر در عراق با صحنه‌ای آغاز شد که حکایت از ادامه‌ای طولانی دارد. در شمال، کردها همچنان از «منطقه پرواز ممنوع» سود می‌برند. در بغداد، رژیم بی چنگ و دندان صدام حسین ساکن است، بازرسان بین‌المللی را به بازی می‌گیرد و شرایط «نفت در برابر غذا» را دور می‌زند، اما وحشت موفقیتش در سرکوب دو خیزش کردی و شیعی پس از آنکه مجبور شد از کویت عقب‌نشینی کند، پیش چشم همه باقی ماند. 
مخالفان رؤیای قدیمی خود را برای سرنگونی رژیم حفظ کردند، اما دور از ذهن به نظر می‌رسید. با نیروهای خود نمی‌توانند ماشین نظامی صدام را شکست دهند. نیروی هوایی آمریکا اجاره‌ای نیست که به گروه‌های عراقی پوشش هوایی بدهد تا طبق برنامه‌های داخلی و منطقه‌ای خود پیشروی کنند. برای تغییر محاسبات و معادلات زلزله‌ای لازم بود و رسیدنش چندان طول نمی‌کشد.
هواپیماها و برج‌ها
11 سپتامبر در حافظه کردها طنینی دارد. در چنین روزی در سال 1961، ملا مصطفی بارزانی قیام کردها را آغاز کرد و اخگرهای آن شعله‌ور می‌مانند تا اینکه با حزب «بعث» که دو سال پیش قدرت را دوباره به دست گرفت، در سال 1970 به توافق رسید. و در آن لحظه آغازین، پسران ملامصطفی از جمله مسعود کنارش بودند.
اکنون ما در11 سپتامبر 2001 هستیم. مسعود در شهر دهوک بود و پسرش مسرور هم کنارش. روی صفحه تلویزیون هواپیمایی دید که به یک برج بلند برخورد کرد. در نگاه اول خیال کرد که این کانال در حال پخش فیلم است. سپس هواپیمای دومی را دید که برسر برج دیگری شیرجه زد. وقتی خبرهای فوری رسید، به اطرافیانش گفت که اتفاق بزرگ و خطرناکی در آمریکا در حال رخ دادن است. کاملا بعید بود که تصور کنیم کشوری با عنوانی شناخته شده جرأت حمله به قلب تنها ابرقدرت را داشته باشد و نمادهای هیبت و موفقیتش را هدف قرار دهد.
آمریکا یک قدرت بزرگ است و ماشین نظامی عظیمی دارد که می‌تواند به دورترین نقطه زمین برسد. حتی زمانی که معلوم شد، گروه «القاعده» پشت این حمله قرار دارد، سخت می‌توان پیش‌بینی کرد که رژیم صدام بهای سنگینی را بپردازد. تصور وجود رابطه بین رژیم صدام و «القاعده» دشوار بود، زیرا هر یک از آن دو از فرهنگ لغت متضاد دیگری بهره می‌برند، حتی اگردر نفرت از آمریکا یا اظهارات علیه آن مشابه باشند. علاوه بر این، اسامه بن لادن، رهبر «القاعده»، رژیم «بعث» را رژیمی «کافر» می‌دانست.
رهبر «حزب دمکرات کردستان» احساس کرد که مرحله جدیدی آغاز شده است، هرچند هنوز ابعاد مخاطرات آن مشخص نبود. او تصمیم گرفت روابط خود را با «اتحادیه میهنی کردستان» به رهبری جلال طالبانی ترمیم کند و نمایندگانی را به ترکیه، سوریه و ایران فرستاد تا تفسیر این کشورها از پیامدهای احتمالی «حملات نیویورک و واشنگتن» را بررسی کنند. سه کشور پرسشگر بودند و سعی می‌کردند پاسخ احتمالی آمریکا را بفهمند، اما پاسخی نداشتند.
ایران هیأت دیگری را درخواست کرد و به آنجا رفت. تهران در هتل «استقلال» (هیلتون) میزبان هیأت کرد بود، اما عمداً در همان مکان و در همان زمان میزبان هیئتی از رژیم صدام به ریاست طاهر جلیل حبوش، مدیر اطلاعات بود. لابی هتل شاهد دست دادن اعضای دو هیئت بود. بغداد مضطرب و سردرگم بود و به نوبه خود تلاش می‌کرد تا مرحله جدید را بفهمد و از خطرات آن اجتناب کند. به مسعود پیامی فرستاد و آمادگی خود را برای انجام «هر کاری که او بخواهد» اعلام کرد. با این حال، به نظر رهبر کردها بسیار دیرشده و  پیشنهاد « بعد از ویرانی عراق و نه تنها بصره ( بعد از مرگ سهراب)» رسید و هرگونه توافقی با رژیم دوام نخواهد آورد و « بار بزرگی بر دوش مردم کردستان» خواهد گذاشت.
آمریکا زخمی بود و می‌جوشید. جهان در باره پرده‌های بعدی خشمش  گمانه زنی می‌کرد. سال 2002 نشانه‌های پی در پی خواهد داشت که مسعود آنها را نشانه‌هایی برشمرد که به درک کمک می‌کنند. در 30 ژانویه، رئیس جمهوری جورج بوش، رژیم عراق را مورد انتقاد قرارداد و آن را در«محور شرارت» گنجاند که شامل ایران و کره شمالی می‌شد. در ماه بعد، کالین پاول، وزیر امور خارجه، از ضرورت تغییر رژیم عراق سخن به میان آورد و گفت، در صورت لزوم، آمریکا ممکن است این وظیفه را به تنهایی انجام دهد. تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا، از پیوستن به این ارکستر دریغ نکرد.
مسعود بارزانی همچنان به پرسش کشیدن خاطرات خود که مملو از حوادث و تیتر است ادامه می‌دهد و سخاوتمندانه با تمایل «الشرق الاوسط» برای رسیدن به جزئیات رفتار می‌کند.
جلسه محرمانه سرنوشت ساز
در 17 فوریه 2002، مسعود پذیرای هیئتی از سیا بود. این هیئت از عبارات قابل توجهی استفاده کرد که «آمریکا تصمیم به حذف رژیم صدام گرفت»، «حمله از چند محور خواهد بود» و « نقش اقلیم در محاسبات ما اهمیت زیادی دارد و از شما دعوت می‌شود به واشنگتن سفر کنید». مسعود پاسخ داد که کردها از «هر فرآیندی که با هدف ایجاد یک عراق دموکراتیک، فدرال و متکثر باشد» حمایت خواهند کرد و آنها از آمریکا ضمانت می‌خواهند که « آینده مردم ما حفظ و مصون خواهد شد» و واشنگتن می‌تواند به کشورهای همسایه اطلاع دهد که «ما هیچ تهدیدی برای هیچ شخص یا طرفی نداریم و نخواهیم داشت.» او موافقت خود را برای پاسخ به درخواست واشنگتن تأیید کرد.
در اول آوریل، مسعود با حضور چند تن رهبران حزب خود، هیئتی از وزارت امور خارجه ایالات متحده به ریاست رایان کراکر، دستیار وزیر، را پذیرفت. این هیئت باز بر موضع آمریکا در قبال رژیم صدام تأکید کرد و به مسعود پیشنهاد داد که در چهاردهم همان ماه همزمان با سفر جلال طالبانی به واشنگتن سفر کند. این هیئت با ابراز خرسندی از آنچه به دست آمده است، اهمیت تنظیم روابط در داخل خانه کرد را توصیه کرد و خواستار رسیدگی به هرگونه تنش با ترکیه شد.
نشانه‌ها مشخص بود. اما بارزانی که در آتش مواضع کشورهای بزرگ و منطقه‌ای می‌سوخت، منتظر شنیدن سخنانی شفاف‌تر از عالی‌ترین مراکز تصمیم گیری بود.
در 15 آوریل، مسعود بارزانی همراه پسرش مسرور و هوشیار زیباری، یکی از رهبران حزب، وزیر خارجه بعدی، سوار هواپیمای شخصی شد که در فرودگاه فرانکفورت منتظرشان بود. هیأت کرد راهی آمریکا با حضور جلال طالبانی، پسرش بافیل، و یکی از رهبران حزبش، برهم صالح، رئیس جمهوری بعدی عراق، دوباره گرد هم می‌آید. این جلسه سرنوشت‌ساز در مهمانخانه‌ای که سرویس‌های آمریکایی در ویرجینیا انتخاب کردند، برگزار می‌شود. از طرف آمریکایی، ریچارد مک لافلین، معاون رئیس «سی آی ای»، ژنرال وین داونینگ از امنیت ملی و رایان کراکر از وزارت امور خارجه حضور داشتند. یعنی این دیدار با مشارکت و هماهنگی کاخ سفید، اطلاعات و امور خارجه بوده است.
طرف آمریکایی از لحنی بهره برد و اعلام کرد که تصمیم به سرنگونی صدام گرفته شده و هیچ راه برگشتی وجود ندارد. آنها از عبارات صریحی مانند« آمریکا تصمیم گرفته است که صدام باید از قدرت برکنار شود» و اینکه کردها « باید حقوق کامل خود را به دست آورند» و «آمریکا با اتخاذ سیستم فدرال در عراق موافق است» و اینکه «آمریکا اجازه هرگونه مداخله خارجی را نمی‌دهد» و اینکه «آمریکا امید زیادی به نقش کردها در جمع کردن و آماده سازی مخالفان عراقی دارد» استفاده کردند.
لحن طرف آمریکایی واضح و صریح بود. پاسخ کردها از همان جنس بود. تا زمانی که آمریکا تصمیم نهایی خود را برای سرنگونی رژیم صدام گرفته باشد، ما تمام تلاش خود را برای کمک به تحقق آن انجام خواهیم داد. « تا زمانی که آلترناتیو رژیم عراق یک نظام دموکراتیک باشد و فدرالیسم برای کردستان پذیرفته شود، ما هر کاری که بتوانیم انجام خواهیم داد و متعهد می‌شویم که برای متحد کردن مخالفان حرکت کنیم».
مسعود آن شب ایستگاه‌های دردناکی را در تعامل با قدرت‌های بزرگ و برخی کشورهای منطقه به یادآورد. او نقشی را که هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا در متقاعد کردن شاه محمدرضا پهلوی برای امضای قرارداد الجزایر در سال 1975 با «آقای معاون»، صدام حسین ایفا کرد از یاد نمی‌برد. بر اساس این توافق، ایران تمام حمایت‌های خود از انقلاب کردستان را متوقف می‌کند که دچار فروپاشی وحشتناکی شده بود. او همچنین فراموش نمی‌کند اتحاد جماهیر شوروی که به کردهای عراق کمک‌های محدودی می‌کرد پس از امضای «پیمان دوستی و همکاری» با مسکو در سال 1972 از آنها روی گردان شد. در مورد کشورهای همسایه، آنها گاهی نشان می‌دهند کردهای نقشه‌های دیگر را می‌فهند، اما با کردهای خود به هیچ وجه مدارا نمی‌کنند. از در تحریک «برگه کردی» با کردها تعامل می‌کنند و از اپیدمی رسیدن به حقوق خود در نقشه‌های دیگر به حقوق خود می‌ترسند.
در 18 آوریل، هواپیمای شخصی هیئت کرد را به فرانکفورت بازگرداند. در آن شهر «من و مام جلال توافق کردیم که تمام تلاش و کوشش خود را به کار بگیریم و همه آمادگی‌های لازم را برای انطباق و هماهنگی با تحولات و تغییرات مورد انتظار انجام دهیم».
مسعود و هیئت همراه از فرانکفورت راهی پاریس شدند. مقامات فرانسوی متقاعد شده بودند که آمریکا تصمیم نهایی برای سرنگونی صدام حسین را گرفته است. به همین دلیل است که سئوالات آنها بر روی جایگزین متمرکز بود. مسعود مجدداً تاکید کرد، رسیدن به جایگزین باید با مشورت جناح‌های مخالف عراقی صورت گیرد و سیستم بعدی باید دموکراتیک و فدرال باشد و حقوق اجزای مختلف را تضمین کند.
هیئت پس از پاریس راهی دمشق شد. مسعود معتقد بود که روابط موجود با سوریه از زمان رئیس جمهوری حافظ اسد، کردها را ملزم به مشورت با رئیس جمهوری بشار اسد و ارکان حکومت او می‌کند. «پس از گفت‌وگو در باره وضعیت عمومی منطقه، از ما احتمال سرنگونی رژیم عراق را جویا شدند. من به آنها اطلاع دادم که تصمیم نهایی قبلاً گرفته شده است و احساس کردم که این مسئله آنها را بسیار خوشحال و شادشان کرد. در مورد آینده عراق به آنها اطمینان دادم که هیچ طرحی برای تجزیه عراق وجود ندارد و اجازه دخالت خارجی داده نخواهد شد. در مورد تاریخ اجرای تصمیم حذف رژیم عراق به آنها گفتم که این را فقط آمریکایی‌ها می‌دانند. معاون رئیس جمهوری سوریه کاملا متقاعد شده بود که آمریکا در عراق مداخله نظامی نخواهد کرد و آماده بود روی آن شرط بندی کند».
انتقاد واشنگتن از «تهدید ترکیه»
در آغاز تابستان، نشانه‌هایی رسید که نشان می‌داد آمریکا ممکن است از تصمیم خود برای سرنگونی رژیم برگشته، یا در آمادگی برای آن سست شده باشد. این مصادف بود با گفت‌وگوهای گسترده‌ای که هوشیار زیباری و نچیروان بارزانی در آمریکا انجام دادند. در 21 ژوئیه، هیئتی از متخصصان و کارشناسان آمریکایی به ریاست چارلز فتیس، معروف به «سام»، وارد اربیل شد.
گفت‌وگو با این تیم نشان داد که ترکیه نگران است که تغییر در عراق منجر به تشکیل دولت کردی شود. این مقام آمریکایی گفت: «ترکیه از آمریکا باج‌گیری زیادی می‌کند و پول زیادی می‌خواهد. ما آمدیم شرایط را ارزیابی کنیم و ترکیه به هیچ وجه اجازه دخالت در امور اقلیم را نخواهد داشت.» بروز گره ترکی با نزدیک شدن به تاریخ مداخله نظامی آمریکا افزایش می‌یابد.
در ماه ژوئیه، وزارت خارجه و دفاع ایالات متحده تعدادی از رهبران واپوزیسیون را به جلسه‌ای فراخواند. جلال طالبانی پیشنهاد مانور برای ارتقای سطح دیدارها با طرف آمریکایی را داد. مسعود در این جلسه شرکت نکرد زیرا سوریه با ورود هواپیمای شخصی که آمریکا برای انتقال او از قامشلو فرستاده بود موافقت نکرد. هوشیار زیباری نماینده مسعود در این دیدار بود که جلال طالبانی، ایاد علاوی، احمد چلبی، عبدالعزیز الحکیم و شریف علی بن الحسین نیز حضور داشتند. این هیئت با رامسفلد وزیر دفاع آمریکا و مایرز رئیس ستاد ارتش آمریکا دیدار کرد. رامسفلد قاطعانه گفت: «سیاست مهار عراق سیاست موفقی نیست. حمله به عراق باید همزمان از جنوب و شمال آغاز شود».
ایران نظاره‌گر نشانه‌های طوفان آمریکایی بود که به وزیدن بر رژیم صدام تهدید می‌کرد. میان آن کشور و حاکم عراق سال‌ها جنگ و دریایی از نفرت بود. برای ایران دشوار بود که علناً تأیید کند از تهاجم آمریکا حمایت می‌کند، که پیش بینی پیامدها و حدود آن برایش دشوار است. همان زمان، احساس می‌کرد که ریشه کن کردن رژیم صدام دیواری را از پیش رویش برمی‌دارد که مانع حرکتش در عراق و منطقه شده است. بهترین بیان برای تسهیل مأموریت آمریکا توسط ایران، مشارکت گروه‌های عراقی طرفدار آن در مذاکرات مخالفان قبل از جنگ و با هدف فراهم کردن زمینه عراقی برای ریشه کن ساختن رژیم به دست آمریکایی‌ها بود. تحولات بعدی نشان داد، ایران که تصمیم به تسهیل عملیات سرنگونی رژیم صدام گرفته بود، همزمان تصمیمی موازی اتخاذ کرد که ماهیت آن بی‌ثبات کردن حضور نظامی آمریکا در عراق و جلوگیری از استقرار یک رژیم باثبات و غرب‌گرا در بغداد بود. همچنین به نظر رسید که دمشق در توافق با ایران تصمیم مشابهی گرفته است. ژنرال قاسم سلیمانی، فرمانده «لشکر قدس» در «سپاه پاسداران» مأموریت دارد روند فرسایش ارتش آمریکا را که از دو طرف افغانستان و عراق در ارتباط است، ترتیب دهد.
آمريكا تصميم به جنگ را گرفت و دستگاه‌هايش غرق در یافتن بهانه‌هايي براي متقاعد كردن افكار عمومي آمريكا و بين‌المللي شدند؛ اتهامات رژیم بعث به ایجاد رابطه با «القاعده» به رهبری اسامه بن لادن و اتهام نگهداری از سلاح‌های کشتار جمعی. صحبت از آزمایشگاه‌های سیار بیولوژیکی به میان آمد. مسعود بارزانی تاکید می‌کند که حزب او از دور یا نزدیک در ارائه چنین بهانه‌هایی که در رسانه‌ها و همچنین خود شورای امنیت استفاده می‌شد، کمکی نکرده است.
گره ترکی
جنگ نزدیک شد و نگرانی‌های ترکیه شدت یافت. کسی آمده بود تا بارزانی را از محتوای دیدار مقامات ترکیه با ژنرال آمریکایی تامی فرانک، فرمانده ستاد مرکزی ارتش مطلع کند. هیئت ترک در این نشست چهار خواسته را مطرح کرد:
-هیچ کشور کردی نباید تأسیس یا تشکیل شود.
- نباید به کردها اجازه داد شهرهای موصل و کرکوک را کنترل کنند.
- ترکیه باید در رژیم جدید عراق نظر داشته باشد.
-کردها نباید در سرنگونی رژیم کنونی عراق شرکت کنند.
سفیر زلمی خلیل زاد، نماینده رئیس جمهوری آمریکا در اپوزیسیون، به کردها اطلاع داد که مشارکت ترکیه در ائتلافی که صدام را سرنگون می‌کند، مهم و ضروری است. در هفته‌های اخیر واضح بود که طرح آمریکا مستلزم فشار و محاصره رژیم صدام از جنوب و شمال بود. این به معنای شروع حرکت از خاک ترکیه و پیشروی از طریق گذرگاه مرزی زاخو است. موضع کردها روشن بود و مستلزم مخالفت با هرگونه مشارکت نظامی منطقه‌ای چه ایرانی و چه ترکی است. گفت‌وگوها پرتنش بود، به‌ویژه پس از اینکه مشخص شد ترکیه برای مشارکت در سرنگونی صدام و اجازه استفاده از اراضی‌اش به نیروهای آمریکایی، اعزام واحدهایی از نیروهای خود به موصل و کرکوک را شرط می‌گذارد. در یکی از جلسات، کاغذی به مسعود رسید که حاوی اظهارنظر رئیس مجلس ترکیه بود که در آن گفته، نیروهای ترکیه وارد شمال عراق می‌شوند و پیشمرگه‌ها را خلع سلاح می‌کنند.
پاسخ مسعود قاطعانه و خشن بود و خطاب به طرف آمریکایی گفت: «ما با آنها (سربازان ترکیه) خواهیم جنگید، چه با شما چه تنها بیایند. در مورد اول ما متهم به تروریسم می‌شویم و در مورد دوم رویارویی دو جانبه و در چارچوبی دیگر خواهد بود. گفت که می‌دانم ترکیه یک کشور است و ارتش قدرتمندی دارد، اما پیشمرگه‌ها ترجیح می‌دهند از روی اجساد آنها بگذرند تا اینکه سلاح‌هایشان را تحویل دهند. او پا را فراتر گذاشت و گفت حتی اگر تنها بمانم با آنها می‌جنگم و در زاخو منتظرشان خواهم بود».
رویارویی با ترکیه صورت نگرفت. طرف آمریکایی شرایط آن را نپذیرفت و پارلمان ترکیه نیز به نیروهای آمریکایی اجازه عبور از خاک کشورش را نداد، بنابراین نیروهای آمریکایی مستقر در کشتی‌های سواحل ترکیه مجبور شدند مقصد خود را تغییر دهند.
جنگ در راه است، اما دولت ایالات متحده متحدان خود را از تاریخ زدن اولین ضربه آگاه نکرد. در شب 19 تا 20 مارس 2003، جنگ آغاز شد تا چهره عراق و به همراه آن توازن منطقه تغییر کند.

زخم آمریکایی و خلأ بین‌المللی
حملات 11 سپتامبر زخمی عمیق در روح « تنها ابرقدرت» بر جای گذاشت. برخی از شاهین‌های دولت جورج دبلیو بوش بر این باور بودند که این حملات فرصتی بود تا نشان دهند، ایالات متحده مستحق عنوانی است که در روز فروپاشی دیوار برلین و خودکشی اتحاد جماهیر شوروی به دست آورد. در میان آنها هم کسانی معتقد بودند «جهانی که افراط گرایی و تروریسم را پرورش می‌دهد» می‌توان با زخم‌های نظامی درمان کرد که منجر به کاشتن بذر دموکراسی در بدن آن می‌شوند.
هیچ جبهه بین‌المللی با وزن کافی وجود نداشت تا آمریکا از ماجراجویی‌اش بازدارد. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، سرگرم حفظ دوباره خود فدراسیون روسیه از طوفان فروپاشی بود که در دوره سلفش، بوریس یلتسین می‌رفت دوباره بوزد پس از آنکه اتحاد جماهیر شوروی را در هم کوبیده بود. او همچنین نیاز داشت که توان و روحیه ارتش روسیه را احیا کند و جلوی غارت کشور به دست برخی از فرزندانش را بگیرد. خیلی زود بود که رئیس جمهوری که از راهروهای« کا گ ب» آمده بود فاش کند، پروژه بزرگی برای انتقام از غرب و مدل آن دارد. چین در ابتدای قرن علاقه‌ای نداشت که خود را در هیئت یک بوکسور بزرگ نشان دهد که نفوذ آمریکا در جهان را به چالش بکشد. برای تبدیل شدن به دومین اقتصاد بزرگ جهان، دستیابی به دستاوردهای بیشتر در مبارزه با فقر و شرکت در مسابقه تکنولوژیک به زمان بیشتری نیاز داشت.
مسعود بارزانی صحنه بین‌المللی را تماشا می‌کرد. اعتراض بزرگ بر زبان ژاک شیراک رئیس جمهوری فرانسه جاری شد. شیراک در حاشیه نشست سران ناتو که در پراگ برگزار شد به بوش گفت: «شروع جنگ به ثبات در منطقه ضربه می‌زند و یکی از پیامدهای آن به قدرت رساندن نیروهای وفادار به ایران در بغداد و تقویت نفوذ تهران در دمشق  همچنین در لبنان از طریق (حزب الله) خواهد شد و دیگر اینکه این جنگ مشروع نخواهد بود». دولت بوش مدت زیادی روی موضع برخی از اطراف در «قاره کهن» متمرکز نشد، به ویژه اینکه تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا، شرکت در این سفر آمریکایی را انتخاب کرد.
جنگ در راه است. توجه به کشورهای هم مرز با عراق به ویژه ایران ضروری بود. بسیاری درگیر این سئوال پیچیده بودند: « آیا ایران خمینی می‌تواند مأموریت شیطان بزرگ آمریکایی را در ریشه کن کردن دشمن شماره یک خود صدام حسین تسهیل کند؟».
آماده باش ایرانی برای «پیروزی بزرگ»
با توجه به آنچه که هیئت کرد در جریان سفر محرمانه خود به آمریکا در آوریل 2002 شنید، کنفرانس اپوزیسیون عراق در آخرین ماه سال در لندن برگزار شد. در این کنفرانس حزب «الدعوه» و حزب کمونیست همچنین بعثی‌های طرفدار سوریه غایب بودند. مسعود علاقه‌مند بود که واقعیت موضع ایران را روشن کند، به ویژه اینکه تهران توان اثرگذاری تعیین کننده‌ای بر برخی از جریان‌های عراقی دارد.
مسعود می‌گوید: «تضادهایی که در کنفرانس مخالفان در لندن به وجود آمد، مرا بر آن داشت که به تهران سفر کنم. در آنجا با هاشمی رفسنجانی رئیس جمهوری سابق (آن زمان) دیدار کنم. علاقه‌مند بودم که موضع آنها را نه تنها در مورد جنگ آمریکا، بلکه در مورد فرمولی که برای ایجاد عراق فدرال مورد توافق قرار گرفت، بدانم که به معنای فرمول قانون اساسی برای اقلیم کردستان است. رفسنجانی طبق معمول انعطاف پذیر بود و با در نظر گرفتن توازن قوا و منافع کشورش واقع بینانه صحبت می‌کرد. گفت که سرنگونی صدام را یک پیروزی بزرگ می‌دانند، اما نمی‌توانند از روندی که منجر به سرنگونی او شود حمایت عمومی کنند. رفسنجانی نیز از عراق فدرال حمایت کرد و این بخش از گفت‌وگو برای ما بسیار مهم بود».
وی افزود: «در این سفر با ژنرال قاسم سلیمانی نیز دیدار کردم. او در آن مرحله شناخته شده نبود، آنطور که در سال‌های بعد اتفاق افتاد، اما مسئول پرونده عراق بود». مسعود همچنین با محمد باقر الحکیم ملاقات کرد و از او خواست که به هیئت «المجلس الاعلی» شیعیان توصیه کند «در بحث‌های مربوط به مرحله پس از رژیم واقع بینانه‌تر عمل کنند». بعدها که کنفرانس مخالفان عراق در صلاح الدین کردستان عراق برگزار شد، مشخص شد که تهران به متحدان خود چراغ سبز نشان داده است تا در روند سرنگونی رژیم شرکت کنند.
ایران ترجیح داد سرنگونی صدام را تسهیل کند. در همان زمان، به ژنرال سلیمانی سپرد برای بی‌ثبات کردن حضور نظامی آمریکا در عراق و جلوگیری از استقرار یک رژیم باثبات طرفدار غرب آماده باشد. از مسعود پرسیدم که آیا ایران اولین طرفی بود که دست به فرسایش حضور نظامی آمریکا در عراق زد و پاسخش مثبت بود. از او پرسیدم که آیا آمریکایی‌ها ایران را هدف دوم احتمالی پس از عراق می‌دانستند، گفت: «در آن زمان داستان‌هایی رواج یافت که می‌گفت عراق اولین اپیزود یک برنامه آمریکایی برای منطقه بود که بعداً شامل اقدام نظامی علیه ایران و سوریه می‌شود. حقیقت این است که در طول دیدارهایم با مقامات آمریکایی، چه غیرنظامی و چه نظامی، هرگز چنین رویکردی نشنیدم. آمریکایی‌ها هیچ اشاره‌ای در این زمینه نکردند. شاید چنین صحبت‌هایی صرفاً یک تحلیل بوده یا توسط طرف‌های دیگر برای ایجاد تنش بیشتر در منطقه مطرح شده باشد. آمریکایی‌ها از نقش ایران به من گلایه کردند. آنها بعداً از نقش سلیمانی در حمایت از گروه‌هایی که آنها را هدف قرار می‌دهند شکایت کردند، اما هرگز در مورد حمله به خود ایران یا سوریه صحبت نکردند که آن را متهم به باز کردن مرزهایش برای نفوذ شبه‌نظامیان و افراط‌گرایان برای مبارزه با نیروهای آمریکایی در عراق می‌کردند».

احمدی نژاد به عراق اشغالی می‌رود
بعدا تهران پیام‌های بیشتری ارسال می‌کند. زمانی که شورای حکومتی آمریکایی تشکیل شد، قطب‌های اپوزیسیون حامی ایران مانند دیگران در کرسی‌های آن توزیع شدند. پیام دیگری در سال 2007 فرستاده شد. هواپیمای حامل یک مسافر غیرعادی در فرودگاه بغداد فرود آمد. رئیس جمهوری محمود احمدی نژاد به عراق اشغالی آمد و گویی می‌خواست یادآوری کند که ایران بخشی از سرنوشت جغرافیایی عراق است و پس از خسته شدن آمریکایی‌ها و تصمیم به خروج، همسایه آن باقی خواهد ماند.
احمدی نژاد با چشمان خود شاهد استقرار گسترده ارتش آمریکا بود که حدود 170 هزار سرباز تخمین زده می‌شد. هوشیار زیباری، وزیر امور خارجه عراق، از نزدیکان مسعود و از اعضای رهبری در حزب وی، رئیس هیئت افتخاری همراه احمدی نژاد بود. تماس‌هایی برقرار شد که پست‌های بازرسی آمریکایی را متقاعد کرد کاروان وی را متوقف نکنند. اما یک ایست بازرسی برخلاف توافق رفتار کرد و معلوم شد که افراد آن امیدوار بودند با رئیس جمهوری میهمان عکس بگیرند. رئیس جمهوری ایران مشکلی نداشت، اما هیئت همراه به او توصیه کرد که از ماشینش پیاده نشود. غیبت عربی در بغداد تاثیرات خود را در صحنه آینده بر جای گذاشت که در برخی از ویژگی‌های خود آثار حضور ایرانی را در خود داشت.
مخالفت با فخرفروشی بر صدام 
رؤیای سرنگونی صدام با وجود آتش بس و توافقات، چندین دهه با مسعود بارزانی همراه بود. برای شرکت در هر طرحی علیه آقای بغداد، شرط می‌گذاشت که آلترناتیو باید دموکراتیک و فدرال باشد. مسعود سعی نکرد در زندان با صدام ملاقات کند. او به جلسات دادگاهش نرفت. او موضعش را این گونه خلاصه می‌کند: «فخر فروختن از ارزش‌های مردان نیست». با وجود اتفاقی که برای کردها به دست صدام افتاد، مسعود اعتراف می‌کند که این مرد در ابتدا در نزدیک شدن به حق خودگردانی کردها جسورترین بوده است.
دنیا سقوط مجسمه صدام را دنبال کرد و آن را پایان یک مرحله به حساب آورد. و او چنین بود. مسعود بارزانی از سقوط دشمنش راحت بود، اما از غرق شدن عراق در تسویه حساب‌های خونین که بسیارند، می‌ترسید. او نگران خلأی بود که حذف صدام از معادله برجای می‌گذارد، پس از آنکه دهه‌ها ستون فقرات رژیم بود. او از درگیری بین شیعه و سنی و بین عرب‌ها و کردها می‌ترسید. و اینکه قدرت‌های منطقه پا پیش بگذارند تا عراق را به عرصه‌ای برای رؤیاهای قدیمی و جدید خود اختصاص دهند. زمان نشان داد که ترس مسعود به جا بود، زیرا قبل از اینکه عراق نفسی تازه کند، خون در داخل و خارج بغداد به وفور ریخته شد.
ماشین نظامی آمریکا عراق را احاطه کرد و نتیجه از قبل مشخص بود. ارتش عراق نیز که از جنگ تلخ با ایران و پس از حمله به کویت خسته بیرون آمده بود، از محدودیت‌های محاصره رنج برد. بین دو ارتش رودر رو از نظر آمادگی، فن‌آوری و توانمندی فاصله بسیاری وجود داشت. علاوه بر این، ذهنیت خود صدام، ذهنیت یک جنگجوی زمان جنگ جهانی دوم است. در زمان جنگ با ایران، به جلسه نیروهای ارشد نظامی آمد و پوشه‌ای از رهبر شوروی جوزف استالین را با خود آورد.
مسعود می‌ترسید که نیروهای ارتش عراق در مناطق کردنشین در واکنش به عملیات انفال و تخریب هزاران روستا در معرض اقدامات تلافی جویانه قرار گیرند. او دستورات اکید خود را صادر کرد و به اهداف آن رسید. حدود 15 هزار افسر و سرباز تسلیم شدند، بنابراین آنها را در اردوگاه‌ها جمع کردند و قبل از خروج برای بازگشت به مناطق خود، غذا و مراقبت از آنها فراهم شد. مناطق کردستان عراق شاهد عملیات رزمی نبودند و ارتش قادر به مقابله با حملات هوایی آمریکا نبود.
وقتی رژیم صدام سقوط کرد، مسعود می‌گوید: « یاد آیه شریفه (قل اللهم مالك الملك تؤتي الملك من تشاء وتنـزع الملك ممن تشاء وتعز من تشاء وتذل من تشاء بيدك الخير إنك على كل شيء قدير/ بگو خدایا ای صاحب ملک، پادشاهی را به هر که خواهی می‌دهی و از هر که خواهی می‌گیری و هر که را بخواهی عزت می‌بخشی و هرکه را بخواهی خوار می‌سازی خیر در دست توست و تو برهر چیز توانایی)». همچنین روزی را به یاد آورد که در دوران کودکی به قصر الرحاب پس از قتل عام در سال 1958 رفت و در آنجا جمله‌ای خواند که یادآوری می‌کند «ستم ماندگار نیست».

حیرت و گمگشتگی در بغداد
 حالتی از حیرت و سرگشتگی بر بغداد حاکم شد. رژیم‌های متوالی پس از انقلاب 1958 جریان‌های عراقی را برای جمع شدن دور یک میز و رسیدن به نتایج مشترک آموزش ندادند، چه رسید به اینکه مسئله به نحوه اداره کشور مربوط بشود؟ احزاب مخالف صدام در بغداد مقر نداشتند. با عجله به پایتخت رفتند و مسعود و تیمش در هتل «برج الحیاة» اقامت کردند که به محلی برای مشورت و ملاقات تبدیل شد. نیروهایی که به بغداد بازگشتند آمادگی توافق را نداشتند و فرصت را از دست دادند. مسعود می‌گوید که آمریکا ژنرال جی گارنر را به عنوان فرماندار موقت عراق فرستاد و از جریان‌های عراقی خواست تا با تشکیل دولت موقت برای انتقال اختیارات به آن موافقت کنند. جریان‌های موجود به فکر توافق و امتیاز دادن عادت نداشتند و بیشتر آنها طوری رفتار می‌کردند که گویی فرصتی تاریخی برای کسب بیشترین سود را دارند. برای هفته‌ها، عراقی‌ها قادر به توافق بر سر فرمولی برای حکومتی نبودند که می‌توانست عراق را از دردهای بیشتر در امان نگه دارد.
احمد چلبی «از ضرورت تشکیل دولت آگاه بود. او بر لزوم توافق پافشاری می‌کرد و می‌گفت پیش از اینکه از تصمیمی که برگه‌ها را به هم می‌زند و موضوع را پیچیده می‌کند غافلگیر شویم باید این کار را انجام دهیم. وی چندین بار بر ضرورت حل مسئله تاکید کرد، اما موفق نشدیم. بعد از هر جلسه به نقطه اول برمی‌گشتیم. این سهم فلان حزب و آن برای حزب دیگر. رایزنی‌ها تفاوت‌های زیادی را نشان داد و آنچه چلبی پیش‌بینی می‌کرد درست بود. ژنرال گارنر مدت زیادی نمی‌ماند و بعد از او پل برمر می‌آید و تحول بزرگی رخ می‌دهد و آن تبدیل ایالات متحده با میل خود به یک قدرت اشغالگر است».
« حکم اعدام مرد مرده»
مسعود تصمیم بریمر برای انحلال ارتش عراق را به «صدور حکم اعدام برای یک مرده» تشبیه می‌کند. او توضیح می‌دهد: «حمله آمریکا منجر به متلاشی شدن و ازهم گسیختگی ارتش عراق شد. دیگر هیچ پادگان، تشکیلات، فرماندهی یا درجه وجود نداشت. تصمیم به انحلال هیچ توجیهی نداشت. اتخاذ تصمیمی سریع برای پیکربندی مجدد ارتش بر پایه‌های ملی و دموکراتیک سالم مفیدتر بود.» وی از وجود طرحی اظهار بی اطلاعی کرد که بر اساس آن افسران و سربازان عراقی در حفظ امنیت شهرها نقش داشته باشند تا از برخورد بین ارتش آمریکا و مردم جلوگیری شود. وی همچنین نقش حزبش در خارج ساختن ژنرال نزار الخزرجی رئیس سابق ستاد ارتش از بغداد را تکذیب کرد و تاکید کرد که «سیا بود که او را بیرون برد و ما به او اجازه دادیم از مناطق ما عبور کند». وی خاطرنشان می‌کند: « ظلمی که رژیم در حق مردم عراق با همه بخش‌های مختلف آن کرد، باعث شد که بسیاری در شمال و جنوب در روزهای ورود ارتش آمریکا با گل از آن استقبال کنند».

چوبه دار نه بالکن تاریخ
به احتمال زیاد صدام انتظار نداشت کاخ را جز به سمت تاریخ ترک کند. و در بالکن کنار صلاح الدین و ابوجعفر المنصور که بغداد را بنا کرد بنشیند. اما عراق ولیمه‌ای زهرآگین برای حاکمانش است. انتظار نداشت تاوان کاری را که اسامه بن لادن در نیویورک و واشنگتن کرد بپردازد. بین این دو مرد هیچ رشته‌ای جز نفرت متقابل وجود نداشت. او همچنین انتظار نداشت که یک خودروی زرهی آمریکایی مجسمه‌اش را از میدان فردوس به زیربکشد. و صفحه‌های تلویزیون صحنه بیرون آوردنش از یک حفره را پخش کنند. و پشت میله‌های زندان رانده شوند. و طناب دور گردنش بپیچد به همان روشی که او با خیلی‌ها کرد. و جسدش در «المنطقه الخضراء» در نزدیکی خانه کسی که حکم اعدامش را امضا کرد به نمایش درآید.
یاد حرف‌های یکی از رهبران عرب افتادم که به من گفت. «صحنه صدام در دست سربازان آمریکایی سخت بود. پیامی بی‌رحم، بدون توجه به اشتباهاتش. اما در نهایت او خوش شانس به حساب می‌آید، زیرا اگر به دست شبه نظامیانی می‌افتاد که از آن سوی مرز می‌آمدند، او را مانند نوری السعید در خیابان‌های بغداد می‌کشیدند. در هر صورت او فرصت تحقیر شدنش را از زندانبانان سلب کرد و این را آنها گواهی می‌دهند.»
دو حاکم عرب با دیدن صدام در دستان سربازان آمریکایی و سپس با دیدن اعدام او در میان فریادهای شادی و در زمانی که مورد انتقاد چندین حزب عراقی قرار گرفت، به شدت ناراحت شدند؛ اولی معمر قذافی و دیگری علی عبدالله صالح. و آن دو از ابراز نگرانی خود ابایی نداشتند. حقیقت این است که قذافی از زمانی که هواپیماهای آمریکایی به اقامتگاهش در پادگان باب العزیزیه در سال 1986 حمله کردند، گرفتار بیماری ترس از آمریکایی‌ها شد. آن شب، بارزانی به اصرار سرهنگ در طرابلس بود و شانس در نجات او پادرمیانی کرد.
حاکم عراق ترجیح می‌دهد بدون سرخم کردن به استقبال مرگ برود. یک روز، افسر آشفته، عبدالغنی الراوی، به من گفت که چگونه دستور شلیک گلوله به رهبر عبدالکریم قاسم را در مرکز رادیو داده است. قاسم خم نشد و از بستن چشم‌بند سرباز زد با اینکه از همرزمش عبدالسلام عارف تلخکام بود. مرسوم نیست که فرمانروای عراق آرام در بستر خود به استقبال مرگ برود.

 



لماذا تشعر باهتزاز هاتفك رغم أنه لم يهتز... إليك التفسير العلمي

امرأة تستخدم هاتفها الذكي داخل متجر «أبل» في منطقة «سانليتون» ببكين (أرشيفية - رويترز)
امرأة تستخدم هاتفها الذكي داخل متجر «أبل» في منطقة «سانليتون» ببكين (أرشيفية - رويترز)
TT

لماذا تشعر باهتزاز هاتفك رغم أنه لم يهتز... إليك التفسير العلمي

امرأة تستخدم هاتفها الذكي داخل متجر «أبل» في منطقة «سانليتون» ببكين (أرشيفية - رويترز)
امرأة تستخدم هاتفها الذكي داخل متجر «أبل» في منطقة «سانليتون» ببكين (أرشيفية - رويترز)

قد تشعر باهتزاز سريع عند فخذك، فتمتد يدك نحو جيبك، لكنك تكتشف أن هاتفك لم يهتز ولم يصل إليك أي إشعار. تُعرف هذه الحالة باسم «متلازمة اهتزاز الهاتف الوهمي»، وهي شعور خاطئ بأن الهاتف يهتز أو يرن بينما هو في حالة سكون.

وأظهرت دراسات شملت موظفي مستشفيات وطلاب جامعات وأطباء متدربين أن هذه الظاهرة قد ترتبط بتعوّد الدماغ على توقع اهتزاز الهاتف، خصوصاً لدى الأشخاص الذين يستخدمون وضع الاهتزاز أو يعتمدون على الهاتف بكثافة أو يعملون تحت ضغط مستمر للرد على الاتصالات.

ظاهرة شائعة لكن بمعدلات متفاوتة

تختلف معدلات انتشار الاهتزازات الوهمية بصورة كبيرة بين الدراسات؛ إذ أبلغ عنها 68 في المائة من العاملين في مركز «باي ستيت» الطبي بولاية ماساتشوستس في استطلاع أجري عام 2010، ونُشر في دورية «BMJ». وقال نحو 13 في المائة ممن اختبروا الظاهرة إنها تحدث لديهم يومياً.

وفي دراسة أُجريت عام 2012 ونُشرت في دورية «Computers in Human Behavior»، أفاد 89 في المائة من أصل 290 طالباً جامعياً في إحدى جامعات الغرب الأوسط الأميركي بأنهم شعروا باهتزازات وهمية، بمعدل مرة كل أسبوعين تقريباً.

وقد أظهرت دراسة أُجريت عام 2016، ونُشرت في دورية «Cureus»، أن 41.4 في المائة من أصل 553 طالباً في جامعة جيلين بالصين شعروا بهذه الاهتزازات. وقال معظمهم إنها تحدث نادراً، فيما أشار نحو واحد من كل 20 طالباً إلى حدوثها بشكل متكرر.

وتشير هذه الفروق إلى عدم وجود معدل ثابت للظاهرة بين جميع الفئات. كما خلصت مراجعة بحثية نُشرت عام 2015 في دورية «Asia-Pacific Psychiatry» إلى أن الاهتزازات الوهمية شائعة الإبلاغ عنها، لكن الأبحاث المتاحة لا تزال محدودة لتحديد مدى انتشارها بدقة بين مختلف السكان.

عندما يترقب الدماغ التنبيه

يُعد «الإنذار الكاذب المكتسَب» أحد أبرز التفسيرات لهذه الظاهرة؛ فبحسب ورقة بحثية نُشرت في «BMJ»، يتعامل الدماغ مع تدفق هائل من المدخلات الحسية عبر تصفيتها ومقارنتها بما يتوقع حدوثه.

وعندما يكون الشخص في انتظار مكالمة أو رسالة، قد يخلط الدماغ بين أحاسيس طبيعية، مثل ضغط الملابس على الجلد أو تشنج عضلي بسيط، واهتزاز الهاتف.

ويشبّه الباحثون ذلك بآلية جهاز كشف الدخان الذي يعمل بحساسية مرتفعة؛ فهو يقلل احتمال تفويت حريق حقيقي، لكنه قد يطلق إنذاراً بسبب مصدر آخر. وبالمثل، قد يكون التحقق من الهاتف رغم عدم اهتزازه فعلياً ثمناً لتجنب تفويت تنبيه حقيقي.

ضغط العمل ووضع الاهتزاز

أظهرت الدراسات أن الأطباء المقيمين كانوا أكثر عرضة للإبلاغ عن الاهتزازات الوهمية مقارنةً بالأطباء الاستشاريين. كما ظهرت معدلات أعلى لدى العاملين الذين حملوا أجهزتهم لساعات أطول يومياً أو استخدموا وضع الاهتزاز بشكل متكرر أو حملوا الهاتف في جيب الصدر بدلاً من الحزام.

وفي دراسة نُشرت عام 2013 في دورية «PLOS One»، تابع الباحثون 74 طبيباً متدرباً في مستشفى «تشانغ غونغ» التذكاري في تايوان خلال عام تدريبي بلغ متوسط ساعات العمل فيه نحو 87 ساعة أسبوعياً. وأفاد 78.1 في المائة منهم بالشعور باهتزازات وهمية قبل بدء التدريب، لترتفع النسبة إلى 95.9 في المائة بعد ثلاثة أشهر، ثم تبلغ 93.2 في المائة بعد ستة أشهر.

وكان المتدربون الذين استخدموا وضع الاهتزاز أكثر عرضة لهذه الظاهرة. ورغم ارتفاع معدلات القلق والاكتئاب خلال العام، لم يرتبط أي منهما بالاهتزازات الوهمية في هذه الدراسة، ورجّح الباحثون ارتباط الظاهرة بضغوط العمل والتوقع المستمر لتنبيهات الاستدعاء، إضافة إلى نوع من «الاشتراط» الذي يدرب الدماغ على ترقب المزيد من التنبيهات.

لكن نتائج الدراسات ليست متطابقة؛ ففي استطلاع أُجري عام 2026 وشمل طلاباً من جامعة جيلين، كانت احتمالية الشعور بالاهتزازات الوهمية لدى الطلاب الذين أبلغوا عن أعراض القلق أعلى بنحو 1.5 مرة، بعد أخذ الجنس ومدة استخدام الشاشات في الاعتبار. ولم يثبت الاستخدام المكثف للشاشات عاملاً مستقلاً في ذلك التحليل.

ونظراً إلى أن هذا الاستطلاع رصد حالة المشاركين في نقطة زمنية واحدة، فإنه لا يحدد أي الأمرين سبق الآخر، كما أن الأسئلة المتعلقة بالقلق كانت مخصصة للفحص الأولي، وليست تقييماً سريرياً شاملاً.

كيف يمكن تقليل الظاهرة؟

تشير الدراسات إلى عدد من الخطوات التي قد تساعد في الحد من الاهتزازات الوهمية، بينها تقليل الإشعارات غير الضرورية، وإبعاد الهاتف عن الجيب لفترات خلال اليوم، وإيقاف وضع الاهتزاز أو استخدام نغمات هادئة بدلاً منه.

وتوصف الظاهرة بأنها إدراك حسي خاطئ أو «هلوسة لمسية»، وليست مرضاً أو تلفاً عصبياً. كما طُرح تفسير مفاده أن حمل الهاتف باستمرار قد يجعله بمثابة امتداد للجسد، فيفسر الدماغ بعض الحركات الخفيفة أو احتكاك الملابس بأنها اهتزاز وارد.

وبذلك، تبدو متلازمة اهتزاز الهاتف الوهمي مرتبطة بدرجة كبيرة بتوقع التنبيهات واعتياد الدماغ عليها، مع اختلاف معدلات حدوثها بين الفئات والدراسات.


Şokun etkisini hafifletmekten toparlanmaya... Suudi Arabistan daha dirençli bir ekonomiyi nasıl inşa ediyor?

Riyad’daki Kral Abdullah Finans Merkezi (KAFD)
Riyad’daki Kral Abdullah Finans Merkezi (KAFD)
TT

Şokun etkisini hafifletmekten toparlanmaya... Suudi Arabistan daha dirençli bir ekonomiyi nasıl inşa ediyor?

Riyad’daki Kral Abdullah Finans Merkezi (KAFD)
Riyad’daki Kral Abdullah Finans Merkezi (KAFD)

Ekonomik büyüklük, artık yalnızca gayrisafi yurt içi hasıla (GSYİH) artış oranı, rezerv miktarı ya da refah dönemlerinde yatırım çekme kapasitesiyle ölçülmüyor. Savaşlar, enerji ve ticaret aksamaları, salgınlar ile finansal piyasa krizleri gibi şokların birbirini izlediği günümüz dünyasında bir diğer kritik unsur öne çıkıyor: Ekonominin koşullar değiştiğinde direnç gösterebilme, kriz anında faaliyetlerini sürdürebilme, sonrasında ise toparlanıp yeni duruma uyum sağlayabilme yeteneği.

Bu doğrultuda ‘ekonomik dayanıklılık/esneklik’ kavramı, küresel ekonomi politikalarında giderek daha fazla önem kazanıyor. Esnek bir ekonomi, krizlerden hiç etkilenmeyen değil; olumsuz etkileri sınırlandırabilen, temel işlevlerini koruyabilen ve şokların süresi uzasa ya da niteliği değişse dahi büyümeyi kısa sürede yeniden yakalayıp adapte olabilen bir yapıyı ifade ediyor.

Söz konusu durum, son on yılda ekonomi yapısı, gelir kaynakları, yatırım ve ticaret alanlarında kapsamlı bir dönüşüm geçiren ve kriz yönetimi için mali tamponlar oluşturan Suudi Arabistan başta olmak üzere Körfez ekonomileri açısından ayrı bir önem taşıyor.

Uluslararası Para Fonu (IMF) da ekonomik esnekliği; bir ekonominin şokları göğüsleme, bunlara uyum sağlama ve ekonomik ile finansal istikrarı koruyarak hızla toparlanma kapasitesi olarak tanımlıyor. Bu yetenek yalnızca mevcut kaynakların büyüklüğüne değil; maliye ve para politikalarının hareket alanına, kriz yönetiminde etkin kurumsal çerçevelere ve uzun vadeli dönüşümlere uyumu kolaylaştıran yapısal dinamiklere dayanıyor.

fghyjukı
Umman’ın Musandam vilayeti açıklarında, Hürmüz Boğazı’nda demirlemiş gemiler (AFP)

Uluslararası Ödemeler Bankası (BIS) ise şok öncesinde finansal dengesizliklerin birikmesini önlemenin önemine dikkat çekerek kavrama farklı bir boyut kazandırıyor. Buna göre dayanıklılık; yalnızca bir kriz anında alınan önlemlerle değil, krizin etkilerini ağırlaştırabilecek zafiyetleri önceden sınırlandıran politikalarla da doğrudan bağlantılı bulunuyor. Bu çerçevede ihtiyati tedbirler ile para ve maliye politikaları, ekonominin finansal genişleme ve daralma döngüleriyle mücadele kapasitesini artırmada birbirini tamamlayıcı bir rol oynuyor.

Söz konusu değerlendirmeler, IMF’nin Küresel Finansal İstikrar Raporu ile de paralellik gösteriyor. Küresel ekonominin enerji, ticaret aksamaları ve jeopolitik gerilimler gibi üst üste binen şoklarla karşı karşıya kaldığı bir dönemde hazırlanan raporun, 13 Ekim’de Bangkok’ta düzenlenecek IMF-Dünya Bankası Yıllık Toplantıları’nda kamuoyuna sunulması bekleniyor. IMF, son bilgilendirme notunda küresel ekonominin savaş kaynaklı şoklara rağmen direnç gösterdiğini, ancak ülkelerin bu olumsuzlukları göğüsleme ve yeni duruma uyum sağlama kapasiteleri arasında ciddi farklılıklar bulunduğunu kaydetmişti.

Bu kapsamda IMF Başkanı Kristalina Georgieva, Körfez İşbirliği Konseyi (KİK) ülkelerinin ekonomik dayanıklılığını ve bölgedeki savaşın etkilerini sınırlama başarısını övgüyle değerlendirdi. Georgieva, söz konusu esnekliğin; güçlü mali ve ekonomik temellere, yeterli mali ile dış tamponlara, sağlam bankacılık sektörüne ve enerji, lojistik ile ekonomik çeşitlendirme alanındaki stratejik yatırımlara dayandığını belirtti.

Tüm bu gelişmeler ışığında temel soru varlığını koruyor: Bir ekonomiyi şokları emme ve hızlı toparlanma konusunda diğerlerinden daha dirençli kılan unsurlar nelerdir? Yalnızca mali rezervler yeterli midir, yoksa büyüme, gelir ve ticaret kaynaklarının çeşitlendirilmesi, finansal piyasaların derinleştirilmesi, alternatif sunan bir altyapı ve hızlı karar alabilen kurumlar da gerekli midir?

hy
IMF Başkanı Kristalina Georgieva, Körfez İşbirliği Konseyi (KİK) ülkelerinin maliye bakanları ve merkez bankası başkanları toplantısının oturum aralarında Suudi Arabistan Maliye Bakanı ile görüştü. (X)

IMF’nin eski Suudi Arabistan Misyon Şefi ve Washington’daki Arap Körfez Ülkeleri Enstitüsü Misafir Araştırmacısı Tim Callen, ekonomik esnekliği, bir ekonominin olumsuz bir şoku yerel faaliyetlerde en az aksamayla atlatabilme yeteneği olarak tanımladı. Şarku’l Avsat’a konuşan Callen, bu direncin ölçümünde yalnızca ilk hasarın boyutunun değil, toparlanma hızının da belirleyici olduğunu vurguladı.

Aynı şoka maruz kalan ekonomiler arasındaki karşılaştırmanın bu kapasiteyi ölçmek için pratik bir kriter sunduğunu belirten Callen, meselenin sadece ekonominin başlangıçta aldığı hasarla sınırlı olmadığını, faaliyetlerin ne kadar hızlı ve güçlü bir şekilde yeniden kazanıldığıyla da ilgili olduğunu ifade etti. İlk etkinin daha düşük ve toparlanmanın daha hızlı olması, şoklar karşısında daha yüksek bir dayanıklılık seviyesine işaret ediyor.

Esneklik, rezervleri aşar

Callen, şokları emebilmek adına yeterli mali tamponlara ve döviz rezervlerine sahip olmanın önemine değinmekle birlikte, dayanıklılığın yalnızca rezerv miktarına veya güçlü mali pozisyona indirgenemeyeceğini vurguladı. En dirençli ekonominin; bu tamponları daha geniş bir üretim ve ihracat çeşitliliği, çok sayıda ticaret ortağı ile alternatif taşıma ve ihracat rotalarıyla birleştiren yapı olduğunu belirtti.

Tek bir ihraç ürününe, tek bir ticaret ortağına ya da mal ve enerji taşımacılığında tek bir güzergâha olan yüksek bağımlılığın, dış şoklar karşısında ekonomiyi kırılgan hâle getirdiği konusunda uyarıda bulunan Callen, politika oluşturma ve yönetişim süreçlerinin etkinliğine de dikkat çekti. Ülkelerin mali kaynaklarını hızlı ve etkili bir müdahaleye dönüştürme yeteneğinin; kurumların niteliğine, karar alma hızına ve değişen koşullarla birlikte kaynakları yeniden yönlendirme kapasitesine bağlı olduğunu ifade etti.

Bu bakış açısıyla mali tamponlar, esnekliğin bir alternatifi değil, bu sistemin bir parçası konumunda bulunuyor. Söz konusu tamponlar; hükümetlere zorlu dönemlerde hareket alanı sunup ekonomik faaliyeti destekleme imkânı tanırken, çeşitlendirilmiş büyüme, ticaret ve ulaşım kaynaklarıyla desteklendiğinde çok daha güçlü bir etki oluşturuyor.

Alternatifler test edildiğinde

Esnekliğin bu boyutu, Suudi Arabistan’ın enerji sektöründe net bir şekilde göze çarpıyor. Nitekim geleneksel sevkiyat rotalarında aksamalar yaşandığında alternatif ihracat hatlarının önemi daha da belirginleşiyor.

Bu kapsamda Callen, Doğu-Batı Petrol Boru Hattı’na yönelik saldırıların Suudi Arabistan’ın son yıllarda geliştirdiği alternatiflerin kritik rolünü ortaya koyduğunu değerlendiriyor. Krallığın doğusundaki üretim sahalarından Kızıldeniz kıyısındaki Yanbu’ya petrol taşıyan söz konusu hat, ek bir ihracat güzergâhı sunarak deniz seyrüsefer rotalarına olan bağımlılığı azaltıyor.

dfghyju
Körfez İşbirliği Konseyi (KİK) ülkelerinin maliye bakanları ve merkez bankası başkanlarının Manama’daki toplantısı sırasında çekilmiş bir fotoğraf (X)

Ancak bu alternatifler, Hürmüz Boğazı’ndaki gelişmelerle eş zamanlı olarak Kızıldeniz ve Babu’l Mendeb Boğazı’ndaki seyrüsefer risklerinin sürmesiyle yeni bir sınavla karşı karşıya bulunuyor. Bu hatların aksamaların etkisini azaltma derecesinin hasarın boyutuna ve süresine bağlı olduğunu belirten Callen, tablonun ‘bir ay öncesine kıyasla daha zorlu bir hal aldığını’ ifade etti.

Buna rağmen Callen, alternatif rotaların varlığını, tek bir güzergâha bağımlı kalmak yerine ekonomiye ticaret ve enerji akışlarını yönlendirme ile kriz süreçlerine adapte olma esnekliği kazandırması bakımından şoklarla mücadelede kritik bir faktör olarak görmeyi sürdürüyor.

Suudi Arabistan... Müdahale kapasitesinde dönüşüm

Callen, Suudi Arabistan’ın direnç kapasitesindeki gelişmeyi yalnızca ekonomik yapının değişmesi veya petrol dışı sektörlerin payının artmasıyla sınırlandırmıyor. En belirgin dönüşümün son yıllarda politika oluşturma kalitesinde, müdahale hızında ve krizlerle mücadele kabiliyeti daha yüksek kurum ile araçların inşasında gerçekleştiğini savunuyor.

Söz konusu gelişmenin hükümetin kısa sürede geniş çaplı bir şoku yönetmek ve hızlı kararlar almak zorunda kaldığı Kovid-19 pandemisi sürecinde daha net görüldüğünü belirten Callen, bu deneyimin kurumsal yanıt verme ve uyum sağlama yeteneğinin, yapısal dönüşümler henüz tamamlanmadan dahi ekonomik esneklikte kritik bir unsur olabileceğini ortaya koyduğunu ifade etti.

Callen’a göre borç yönetimi ve finansman araçlarının geliştirilmesi de hükümetin hareket alanını genişletti. Bu noktada Ulusal Borç Yönetim Merkezi’nin (NDMC) uluslararası borçlanma piyasalarında derin bir tecrübe kazandığına dikkat çeken Callen; bu durumun, şokun niteliğine ve ekonominin ihtiyaçlarına göre borçlanma, varlık kullanımı veya farklı enstrümanların birleşimi yoluyla daha geniş finansman seçenekleri sunduğunu vurguladı.

Darbe testi... Darbe emilimi ve toparlanma

Diğer taraftan Suudi Ekonomi Derneği Başkan Yardımcısı Dr. Ahmed Nasır er-Racihi, ekonomik esnekliği birden fazla aşamadan oluşan bir süreç olarak değerlendirdi. Şarku’l Avsat’a konuşan Racihi’ye göre bu süreç; şoku öngörme, ilk etkisini emme, toparlanma, sonuçlarına uyum sağlama ve nihayetinde ekonomiyi yeni bir büyüme rotasına yönlendirme adımlarını kapsıyor. Bu açıdan bakıldığında ekonominin gücü yalnızca finansal kaynaklarının büyüklüğüyle değil, bu kaynakları kullanabilme yeteneği ile büyüme, üretim ve finansman kaynaklarını çeşitlendirme kapasitesiyle ölçülüyor.

Suudi Arabistan’ın son yıllardaki deneyiminin bu kapasitenin geliştiğine dair somut göstergeler sunduğunu belirten Racihi, petrol fiyatlarının düştüğü dönemlerde dahi petrol dışı sektörün aralıksız büyüdüğüne, ardından petrol sektörünün yavaşladığı yıllarda da bu genişlemesini sürdürdüğüne dikkat çekti.

dfgthyj
Suudi Arabistan Maliye Bakanı Muhammed el-Cedan, 2026 Bütçe Forumu’nda konuşuyor. (Şarku’l Avsat)

Petrol fiyatlarının gerilediği 2016-2019 döneminde petrol dışı sektörün yaklaşık yüzde 5 büyüdüğünü hatırlatan Racihi, petrol sektöründeki zayıf seyre rağmen 2022-2025 döneminde de yüzde 5’e yakın büyüme oranının korunduğunu vurguladı. Racihi, bu gelişmelerin petrol dışı büyüme dinamiklerinin bağımsızlaştığını ve petrol sektörünün GSYİH’deki payının yaklaşık yüzde 20 seviyesine gerilediğini gösterdiğini ifade etti.

Doğrudan yabancı yatırım akışlarının da ekonomik faaliyet tabanını genişleten bir diğer unsur olduğunu ekleyen Racihi, Yatırım Bakanlığı verilerine dayanarak yabancı yatırım girişlerinin beş katına çıktığını, Krallık’ta faaliyet gösteren yabancı şirket sayısındaki belirgin artışla birlikte doğrudan yabancı yatırım stoğunun büyüdüğünü kaydetti. Suudi Arabistan Genel İstatistik Kurumu’nun (GASTAT) son verilerine göre Suudi Arabistan’a net doğrudan yabancı yatırım girişi, 2026’nın ikinci çeyreğinde 19,1 milyar riyale ulaştı. Racihi, bölgedeki jeopolitik gelişmelere rağmen bu seviyede bir yatırım girişinin kaydedilmesini, Krallık’taki şirket ile faaliyet tabanının genişlediğinin bir göstergesi olarak değerlendirdi.

Kovid-19… Dayanıklılığın erken bir sınaması

Racihi, Kovid-19 pandemisi deneyimini de ekonominin geniş çaplı ve ani bir şoku emme kapasitesi açısından somut bir test olarak nitelendirdi. Karantina tedbirleriyle yaşanan keskin daralmanın ardından ekonomik faaliyetlerin; yalnızca kamu harcamaları veya petrol gelirlerindeki toparlanmayla değil, özel talep ve yatırımların artan katkısıyla da hızlı bir büyüme ivmesi yakaladığını belirtti.

Özellikle petrol dışı faaliyetlerdeki hızlı toparlanmanın, Suudi ekonomisinin yapısında geçmiş dönemlere kıyasla önemli bir değişime işaret ettiğini vurgulayan Racihi, eskiden petrol fiyatlarındaki düşüşün ekonomik faaliyetlerin diğer bileşenlerine daha doğrudan yansıdığını hatırlattı. Bu açıdan bakıldığında petrol dışı faaliyetlerdeki büyüme, artık sadece bir çeşitlendirme hedefi olmanın ötesinde bir esneklik unsuruna dönüşüyor.

Racihi, bu esnekliğin ekonominin şoklara karşı tamamen bağışık hale geldiği anlamına gelmediğini de vurguladı. Tedarik zinciri aksamaları, yükselen navlun ve enerji maliyetleri ile jeopolitik gerilimlerin; enflasyon, finansman maliyeti ve ticaret kanalları üzerinden ekonomiye yansıyabileceğine dikkat çekti. Buna karşın Krallık’ın lojistik konumu ile kriz yönetiminde edindiği birikimin, bu tür şoklara uyum sağlama sürecinde ilave güç oluşturduğunu ifade etti.

Finansal sınırlar... Manevra alanı

Finansal açıdan ise Racihi, hükümetin rezerv ve varlıklarının yanı sıra bankacılık sektörünün sağlamlığının dış şokları emmede kritik bir tampon sağladığını savundu. Racihi’nin dayandığı rakamlara ve Suudi Arabistan Merkez Bankası verilerine göre Krallık’ın rezerv varlıkları Ağustos 2026 sonu itibarıyla 487,3 milyar dolara ulaştı. Bankacılık sektörü ise mevduat büyümesiyle birlikte yüksek sermaye ve likidite seviyelerini koruyarak dalgalanma dönemlerinde ekonomiyi finanse etmeyi sürdürebilme kapasitesi sergiliyor.

fvgthyju
Manama’da düzenlenen Körfez İşbirliği Konseyi (KİK) ülkeleri maliye bakanları ve merkez bankası başkanları toplantısından (X)

Ancak bu tamponların sınırsız olmadığını belirten Racihi, şirketlerin artan finansman ihtiyaçlarıyla eş zamanlı olarak kamu borçlanmasındaki yükselişin, özellikle yüksek faiz ortamında yerel likidite üzerindeki baskıyı artırabileceğine dikkat çekti. Racihi, yerel finansmana olan bağımlılığın azaltılmasının ve uluslararası piyasalardan yararlanılmasının likidite üzerindeki baskıyı hafifletebileceğini, böylece özel sektör ile küçük ve orta ölçekli işletmelerin finansmanına daha fazla alan açılabileceğini vurguladı.

Finansman maliyeti... Esneklik testi

Finansman maliyeti, özellikle riyalin dolara sabitlenmiş olması ve ABD faiz oranlarındaki değişimlerin yerel piyasaya doğrudan yansıması nedeniyle, önümüzdeki dönemde ekonomik esnekliğin en önemli sınavlarından biri olarak öne çıkıyor.

Racihi, finansman maliyetlerindeki artışın yatırım ve harcama kararlarını etkileyebileceğini, ancak bu etkinin boyutunun finansman yapısına göre değişeceğini belirtti. Sabit faizli kredilerin, yeni krediler veya değişken faizli finansman modelleriyle aynı derecede etkilenmediğine dikkat çekti.

Bu doğrultuda Racihi, borç yönetiminde finansman kaynaklarının çeşitlendirilmesinin, vade yapısının nakit akışlarıyla uyumlu hale getirilmesinin ve projelerin ekonomik getirilerine göre önceliklendirilmesinin gerekliliğini vurguladı. Ayrıca yerel finansmana olan bağımlılığın göreceli olarak azaltılmasının; başta küçük ve orta ölçekli işletmeler olmak üzere özel sektörün finansmana erişimine daha geniş bir alan açabilecek seçeneklerden biri olduğunu ifade etti.

Lojistik alternatifler... Esnekliğin bir parçası

Racihi, esnekliği yalnızca kamu maliyesi ya da petrol dışı sektörün performansıyla sınırlandırmayıp Krallık’ın dalgalanma dönemlerinde ticaret ve enerji akışını sürdürebilme kapasitesiyle de ilişkilendiriyor. Son jeopolitik gelişmelerin petrol ihracat rotalarının çeşitlendirilmesi ile geleneksel nakliye güzergâhlarına alternatif sunan altyapının geliştirilmesinin önemini pekiştirdiğini belirten Racihi, Doğu-Batı Petrol Boru Hattı’na, daha fazla lojistik seçeneğe ve Krallık bölgelerini birbirine bağlayan daha entegre bir demiryolu ağına ihtiyaç duyulduğuna dikkat çekti.

Söz konusu altyapı yatırımlarının yalnızca enerji sektörüne hizmet etmekle kalmayıp sınırlı sayıdaki ticaret ve ulaşım rotasına olan bağımlılığı azalttığını vurgulayan Racihi, ekonominin aksamalara uyum sağlama kapasitesini genişleterek altyapının kendisini ekonomik esnekliğin temel unsurlarından biri haline getirdiğini savundu.

Bununla birlikte Racihi, önümüzdeki yıllara ilişkin en kritik göstergenin yalnızca büyümenin petrol fiyatlarına olan duyarlılığındaki düşüş değil, ekonominin insan sermayesine dayalı daha geniş bir üretim tabanı inşa edebilme kabiliyeti olacağını ifade etti.

Eğitime ve gençlerin yetkinliklerinin geliştirilmesine yapılan yatırımı bu denklemin merkezine koyarak, çalışma çağındaki nüfus tabanının genişlemesi ve orta sınıfın büyümesinin yerel talebi destekleyebileceğini, hizmetler ile katma değerli sanayilerdeki yatırım tabanını genişletebileceğini belirtti.

Çeşitlendirme... Büyümenin itici gücünden esnekliğin aracına

Bu yaklaşım, Kral Fahd Petrol ve Mineraller Üniversitesi Ekonomi Bölümü Öğretim Üyesi Dr. Abdullah el-Mir’in değerlendirmeleriyle de örtüşüyor. Dr. Mir, ekonomik esnekliğin; yapısal çeşitlilik, mali tamponlar, yerel finansal piyasaların derinliği, beşerî ve kurumsal sermaye ile ticaret ve yatırım ortaklarının çeşitlendirilmesinden oluşan bir bileşene dayandığını savunuyor.

Şarku’l Avsat’a konuşan Mir, bu unsurların ekonominin tek bir gelir, finansman veya ticaret kaynağına olan bağımlılığını azaltmak üzere birlikte işlediğini belirtti. Örneğin yerel finansal piyasaların derinliği, dış sermaye akışları gerilediğinde şirketler ve ekonomi için ilave finansman kanalları sağlarken; daha geniş bir sektör ve ekonomik faaliyet tabanı, şokların etkisinin tek bir sektörde yoğunlaşmak yerine dağıtılmasına yardımcı oluyor.

dfgthyj
Suudi Arabistan’ın Yanbu kentindeki Kral Fahd Sanayi Limanı (SPA)

Ekonomik esnekliği değerlendirirken yalnızca büyüme oranının veya borç stokunun yeterli olmadığını vurgulayan Mir, petrol dışı sektörün büyümeye katkısı, gelirlerin borç servisini karşılama kapasitesi, vade yapısının dağılımı, ithalatı karşılama oranı, net dış varlıklar ve toplam gelirler içinde petrol dışı gelirlerin payı gibi diğer göstergelere işaret etti.

Mir’e göre tablo; finansal sistemin derinliği ve iş gücü piyasasıyla ilgili olarak yerel kredi hacminin milli gelire oranı ile ekonominin kamu sektörü dışında istihdam yaratma kapasitesi gibi göstergeleri de kapsıyor. Ekonomik faaliyet tabanı, finansman kaynakları ve istihdam olanakları genişledikçe ekonomi, şokların etkilerini diğer sektörlere hızla sıçratmadan emme konusunda daha güçlü bir yeteneğe kavuşuyor.

Esneklik ve finansman maliyeti

Bu direnç kapasitesinin önemi kriz yönetimiyle sınırlı kalmayıp yatırımcı ve borç verenlerin ekonomiye yaklaşımına da yansıyor. Mir, ekonomik temellerin sağlamlığının ve ülkenin şokları göğüsleme yeteneğinin egemen risk değerlendirmeleri ile finansman maliyetine olumlu yansıyabileceğini; aynı zamanda yerli ve yabancı yatırım akışlarını destekleyerek finansal piyasaların derinleşmesine katkı sağlayabileceğini vurguladı.

Nitekim yatırımcılar yalnızca şokun boyutuna değil, ekonominin ihtiyaçlarını finanse edebilme, likiditeyi koruma, faaliyetlerini sürdürebilme ve kriz geriledikten sonra yeniden büyüme patikasına dönebilme kapasitesine de dikkat ediyor.

Körfez ve Suudi Arabistan... Büyüme tabanının genişlemesi

Bu boyut, kamu maliyesinin ve ekonomik faaliyetlerin tarihsel olarak enerji fiyat döngülerine yüksek oranda bağlı olduğu Körfez ekonomilerinde ayrı bir önem kazanıyor. Mir, çeşitlendirmenin artık yalnızca büyüme oranlarını artırmak ya da yeni sektörler oluşturmakla sınırlı olmadığını, risk yönetiminin ve ekonomik sürdürülebilirliği güçlendirmenin temel bir parçası haline geldiğini savunuyor.

Söz konusu yaklaşım; gelir ve ihracat kalemlerinin çeşitlendirilmesini, teknolojinin yanı sıra yapay zekâ, madencilik, turizm, finansal hizmetler ve dijital ekonomi gibi yeni alanların geliştirilmesini, ayrıca özel sektör ile yabancı yatırımların rolünün artırılmasını kapsıyor. Bu taban genişledikçe şokların etkileri tek bir sektör veya gelir kaynağında yoğunlaşmak yerine daha geniş bir alana yayılıyor.

Suudi Arabistan’da bu dönüşüm, petrol dışı faaliyet tabanının genişlemesi ve özel ile yabancı yatırımların artan ağırlığıyla öne çıkıyor. Ticaret ve yatırım ortaklıklarının çeşitlendirilmesinin sisteme farklı bir boyut kazandırdığını belirten Mir; bunun pazarlar ile yatırım kaynaklarını genişlettiğini ve sınırlı sayıdaki ortağa olan bağımlılığı azalttığını ifade etti. Söz konusu durum, küresel ticaretteki aksamalar ile taşıma ve sigorta maliyetlerinin yükseldiği dönemlerde kritik bir önem taşıyor.

Finansal dayanıklılık ve krizin ardından gelen sınav

Mali tamponlara sahip olmak, her şok anında bu kaynakların tüketilmesi gerektiği anlamına gelmiyor. Callen bu noktada, hükümetlerin kriz dönemlerinde türbülansın etkilerini hafifletmek ve ekonomik faaliyeti korumak adına harcamaları artırmak veya varlıklarının bir kısmını kullanmak zorunda kalabileceğini; ancak asıl zorlu sürecin kriz sonrasında, kullanılan bu tamponların yeniden inşası aşamasında başladığını vurguluyor.

Karşılaştığı tek bir şokta mali kapasitesinin büyük bölümünü tüketen bir ekonomi, güvenlik marjlarını kademeli olarak yeniden tesis edemediği takdirde sonraki şoklara karşı daha kırılgan hale geliyor. Dolayısıyla mali esneklik; yalnızca krizi atlatmak için gerekli kaynaklara sahip olmayı değil, sonrasında yaşanabilecek gelişmelere hazırlık amacıyla bu kaynakları koruma ve yenileme kabiliyetini de kapsıyor.

Yanıttan hazırlığa

Bu durum, ekonomik esnekliği krizlere müdahale etmenin ötesinde daha geniş bir çerçeveye oturtuyor. Mali rezervler, finansman piyasaları, üretim ve ihracat tabanının çeşitliliği, alternatif nakliye ve ihracat rotaları ile kurumsal etkinlik; birbirini tamamlayarak ekonominin şoklarla mücadele kapasitesini artıran bütüncül bir yapı sunuyor.

Suudi Arabistan örneğinde son gelişmeler bu entegrasyonun önemini net bir şekilde ortaya koydu: Mali tamponlar hareket alanı sağlarken, ekonomik çeşitlilik faaliyet tabanını genişletiyor; alternatif ihracat rotaları enerji sektörüne ek seçenekler sunarken, kurumsal etkinlik ve hızlı karar alma süreçleri koşullar değiştiğinde bu araçların kullanım başarısını belirliyor.

Ancak risklerin niteliğinin sürekli değişmesi, uyum sağlama kapasitesinin geliştirilmesini tek bir şoka verilen yanıt olmaktan çıkarıp kesintisiz bir sürece dönüştürüyor. Bu doğrultuda esneklik; yalnızca krizleri atlatabilme yeteneğiyle değil, aynı zamanda büyüme ile istikrarın temel unsurlarını koruyabilme ve güvenlik marjları ile araçları değişen risk ortamına uygun şekilde geliştirebilme gücüyle ölçülüyor.


What Does Saudi Exchange’s New Market Order Mechanism Mean?

An investor walks past the "Tadawul" logo in the Saudi market (Reuters)
An investor walks past the "Tadawul" logo in the Saudi market (Reuters)
TT

What Does Saudi Exchange’s New Market Order Mechanism Mean?

An investor walks past the "Tadawul" logo in the Saudi market (Reuters)
An investor walks past the "Tadawul" logo in the Saudi market (Reuters)

Saudi Exchange began implementing an updated market order mechanism on October 4, 2026, in the Main Market and Nomu-Parallel Market, in a move aimed at improving execution efficiency and making better use of available market liquidity.

What is a market order?

A market order is a buy or sell order executed immediately at the best available prices in the order book, without the investor specifying a particular price.

This type of order is typically used when an investor prioritizes speed of execution over obtaining a specific price.

How did the previous mechanism work?

Previously, a market order was executed against the quantity available at the best price only.

For example, if an investor wanted to buy 10,000 shares and only 3,000 shares were available at the best price, those 3,000 shares would be executed, while the remaining quantity would be converted into a limit order at the price of the last executed portion.

What has changed?

Under the new mechanism, a market order can now be executed across multiple price levels, within a range of up to five price ticks starting from the best available price.

This allows the order to access additional liquidity available at nearby price levels, rather than being limited to the quantity available at the best price alone.

What happens if the entire order is not executed?

Once the maximum permitted range is reached, or if no additional quantities are available within the specified range, the remaining unexecuted quantity is converted into a limit order at the price of the last execution.

What is the purpose of the update?

Saudi Exchange said the update aims to:

  • Increase the quantities executed immediately.
  • Improve the use of available market liquidity.
  • Reduce the likelihood of large portions of orders remaining unexecuted.
  • Enhance the efficiency of the trading mechanism.
  • Support market depth and improve the investor experience.

Does the update apply to all markets?

No. The update applies only to shares listed on the Main Market and Nomu-Parallel Market. It does not apply to the derivatives market, which will continue to use the current mechanism.

Why has the update attracted investors' attention?

The mechanism used to execute orders directly affects the speed of trade execution and the efficiency of access to liquidity, particularly for stocks with gaps between price levels or limited trading volumes.