کاظم الساهر به «الشرق الأوسط»: حفاظت از «قصیده غنایی» مهم‌ترین هدف من است

الساهر گفت که خود را در دنیای موسیقی بیشتر از بازیگری می‌یابد

الساهر در آلبوم جدیدش اشعاری از کریم العراقی، لمیعه عباس، عزیز الرسام و دیگران را می‌خواند (حساب او در «فیس‌بوک»)
الساهر در آلبوم جدیدش اشعاری از کریم العراقی، لمیعه عباس، عزیز الرسام و دیگران را می‌خواند (حساب او در «فیس‌بوک»)
TT

کاظم الساهر به «الشرق الأوسط»: حفاظت از «قصیده غنایی» مهم‌ترین هدف من است

الساهر در آلبوم جدیدش اشعاری از کریم العراقی، لمیعه عباس، عزیز الرسام و دیگران را می‌خواند (حساب او در «فیس‌بوک»)
الساهر در آلبوم جدیدش اشعاری از کریم العراقی، لمیعه عباس، عزیز الرسام و دیگران را می‌خواند (حساب او در «فیس‌بوک»)

کمی پیش از برگزاری کنسرتش در قاهره، کاظم الساهر، خواننده عراقی، از مصر تمجید کرد و آن را برای خود نماد «سادگی و بی‌تکلفی» دانست و گفت این کشور «به شکلی وصف‌ناشدنی به قلبش نزدیک است و مردمش تیزهوش‌اند، مهربانی ویژگی آنهاست و حتی در اوج درد و دریای رنج، عاشق خندیدن و (شوخی) هستند»، به تعبیر خودش.
اعلام شد که کنسرتی که قرار است شامگاه جمعه برگزار شود، تنها چند روز پس از اعلام آن با عبارت «ظرفیت تکمیل است» روبه‌رو شده است؛ کنسرتی که به مناسبت انتشار آلبوم جدید کاظم با عنوان «بلا عنوان» برگزار می‌شود. کاظم در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط» گفت که «دوست دارد در کنسرت‌ها یا حضورهای رسانه‌ای، هر بار با اثری تازه با مخاطبانش دیدار کند و همچنین ترجیح می‌دهد در شبکه‌های اجتماعی نیز از طریق آثار و دستاوردهای حرفه‌ای‌اش حضور داشته باشد».

کنسرت کاظم الساهر در قاهره پس از چند سال دوری او از برگزاری کنسرت در این شهر برگزار می‌شود (حساب او در «فیس‌بوک»)

کنسرت کاظم الساهر در پایتخت مصر پس از چند سال دوری او از برگزاری کنسرت در این شهر برگزار می‌شود؛ هرچند او دو سال پیش در جشنواره «العلمین جدید» و در چارچوب تور جهانی‌اش با عنوان «بین دیروز و امروز» شرکت کرده بود.
این هنرمند عراقی درباره مهم‌ترین جزئیات جدیدترین آلبومش، «بلا عنوان»، گفت: «آلبوم جدید که انتشار کامل ترانه‌هایش را چند روز پیش در پلتفرم‌های موسیقی به پایان رساندم، شامل ۱۸ قصیده است که همه آنها را خودم آهنگسازی کرده‌ام.» او افزود که ۱۱ ترانه از این مجموعه را خودش سروده است، هرچند خود را در شعر «یک آماتور» می‌داند، و ۷ قصیده دیگر نیز از شاعران مختلف است؛ از جمله شاعران عراقی مانند دوستش، شاعر کریم عراقی، و لمیعه عباس عماره که الساهر او را «یک نماد عراقی» توصیف کرد. همچنین عزیز الرسام، یحیی العلاق، بشیر العبودی، سعد المسلم و اسعد الغریری از دیگر شاعرانی هستند که آثارشان در این آلبوم آمده است.

کاظم الساهر تأکید می‌کند که فیلم «حماسه گیلگمش» رؤیای او در عرصه سینماست (حساب او در «فیس‌بوک»)

آلبوم «بلا عنوان» که حال‌وهوای «عراقی» بر آن غالب است، طی چند روز در پلتفرم‌های مختلف موسیقی بازدیدهای چشمگیری داشته و شامل ترانه‌ها و قصیده‌های «أحباب»، «هو أنت»، «إلا أجيبك»، «عشر دوخات»، «راحت عليك»، «متى»، «جمالك»، «وشم»، «هي قوة»، «تجاهلني»، «سجلتك غياب»، «كله كذب»، «الحلوين»، «ولا أشتكي»، «للأبد»، «تدخنين»، «أنت» و «هلو حياتي» است.
«قیصر» توضیح می‌دهد که در آلبوم جدیدش تلاش کرده مجموعه‌ای از ترانه‌ها را انتخاب کند که برای همه گروه‌ها و سنین مخاطبانش مناسب باشد. در این مجموعه به کلام فلسفی، عمق معنوی و عرفانی، حال‌وهوای عامه‌پسند و مضامین عاشقانه توجه شده و به گفته او، واکنش‌ها و نظرات مخاطبان نشان داده است که این مضامین به‌سرعت با مردم ارتباط برقرار کرده‌اند.

الساهر در آلبوم جدیدش اشعاری از کریم العراقی، لمیعه عباس، عزیز الرسام و دیگران را می‌خواند (حساب او در «فیس‌بوک»)

کاظم الساهر همچنین افزود که «نزدیکی سطح ترانه‌ها به یکدیگر باعث شد عبارت «بلا عنوان» را به‌عنوان نام آلبوم انتخاب کنم؛ این پیشنهاد پسر بزرگم وسام بود.» الساهر اشاره کرد که برای نمونه، قصیده «أتت» با این مطلع: «چهره گل و عطر است، و دل چون کف دست و آزار؛ پس اگر همه زنان چنین باشند، حسبنا الله» یکی از «سخت‌ترین و لذت‌بخش‌ترین» آثاری است که در آلبوم جدیدش نوشته و آهنگسازی کرده است.

«خودم را در شعر یک آماتور می‌دانم... و «أتت» یکی از سخت‌ترین و لذت‌بخش‌ترین آثاری است که در آلبوم جدیدم نوشته و آهنگسازی کرده‌ام»

درباره احتمال روی‌آوردن حرفه‌ای او به بازیگری در آینده، با توجه به اینکه در طول فعالیت هنری‌اش در ده‌ها موزیک‌ویدئو ظاهر شده است، کاظم الساهر تأکید کرد که فیلم «حماسه گیلگمش» رؤیای او در این عرصه است، اما در آن بازی نخواهد کرد؛ زیرا این پروژه به تلاش زیادی نیاز دارد. او افزود که تاکنون دو ساعت موسیقی برای این اثر ساخته و در آن نیز آواز خواهد خواند. این پروژه که ابتدا یک نمایش موزیکال بود، به فیلم سینمایی تبدیل شده و قرار است با بالاترین سطح تولید و درخور این حماسه میراثی ساخته شود؛ در حالی که نقش‌های بازیگری به گروهی حرفه‌ای سپرده خواهد شد.

آلبوم جدید او، «بلا عنوان»، شامل ۱۸ قصیده است که همه آنها را خودش آهنگسازی کرده است (حساب او در «فیس‌بوک»)

او دلیل خودداری‌اش از ورود حرفه‌ای به بازیگری را این‌گونه توضیح داد که «خودش را بیشتر در دنیای موسیقی و خوانندگی می‌یابد؛ دنیایی که دوستش دارد و با آن شور و شوقی دارد که هرگز پایان نمی‌گیرد و تمام نمی‌شود».
«قیصر» به دلیل پرداخت عمیق به گونه «قصیده‌های غنایی» که از آغاز فعالیت هنری‌اش ویژگی کار او بوده، شهرت دارد و آثاری برجسته همچون «مدرسة الحب»، «زيديني عشقاً»، «قولي أحبك»، «أنا وليلى»، «إني خيرتك» و «أشهد» را ارائه کرده است. کاظم می‌گوید: «پرداخت عمیق من به قصیده‌های غنایی به عشق شدیدم به آنها بازمی‌گردد. من همیشه اصرار دارم که این نوع آثار در همه آلبوم‌هایم حضور داشته باشند، با هدف «پاسداری از قصیده» و حفاظت از این گونه غنایی ریشه‌دار.» او می‌افزاید: «حفاظت از «قصیده غنایی» را یکی از مهم‌ترین اهداف هنری خود می‌دانم.»
کاظم الساهر، «قیصر آواز عرب»، در طول فعالیت حرفه‌ای خود که بیش از ۴۰ سال پیش آغاز شده، آلبوم‌های متعددی منتشر کرده است؛ از جمله «بانت ألاعيبك»، «بعد الحب»، «في مدرسة الحب»، «أنا وليلى»، «حبيبتي والمطر»، «الحب المستحيل» و آثار دیگر.



سمیر سریانی به «الشرق الأوسط»: برای ساخت فیلمی اجتماعی در لبنان آماده می‌شوم که دغدغه‌های ما را در قالبی کمدی مطرح می…

سمیر سریانی می‌گوید دوربین با او حرف می‌زند و او به آن گوش می‌دهد (سمیر سریانی)
سمیر سریانی می‌گوید دوربین با او حرف می‌زند و او به آن گوش می‌دهد (سمیر سریانی)
TT

سمیر سریانی به «الشرق الأوسط»: برای ساخت فیلمی اجتماعی در لبنان آماده می‌شوم که دغدغه‌های ما را در قالبی کمدی مطرح می…

سمیر سریانی می‌گوید دوربین با او حرف می‌زند و او به آن گوش می‌دهد (سمیر سریانی)
سمیر سریانی می‌گوید دوربین با او حرف می‌زند و او به آن گوش می‌دهد (سمیر سریانی)

کارگردان سمیر سریانی جایزه «مورکس دور» بهترین موزیک‌ویدئوی لبنانی را برای ترانه «یا قلبو» از نانسی عجرم دریافت کرد و به این ترتیب تاکنون سه جایزه به دست آورده است. نخستین جایزه او در سال ۲۰۱۶ برای موزیک‌ویدئوی «کیفک إنت» از میریام فارس بود و پس از آن نیز برای موزیک‌ویدئوی «إلى بيروت الأنثى» از نانسی جایزه دیگری دریافت کرد.
«الشرق الأوسط» از او می‌پرسد اگر تصمیم بگیرد موزیک‌ویدئویی بسازد که سه ایستگاهی را که او را به این جوایز رسانده‌اند در یک اثر گرد آورد، چه ایده‌ای را می‌تواند اجرا کند. پاسخ می‌دهد: «نمی‌دانم، چون هر اثر برای من ارزش هنری و معنوی خاص خودش را دارد. وقتی امروز دو موزیک‌ویدئوی قبلی را می‌بینم، احساس دلتنگی و علاقه نسبت به آنها در من زنده می‌شود. آن زمان تازه در آغاز راه بودم. وقتی موزیک‌ویدئوی میریام فارس را ساختم، ۲۲ ساله بودم. آن زمان ایده این اثر بسیار فراگیر شد و امروز آن را با شیوه‌های مختلف در آثار تصویری می‌بینیم.»
سریانی تأکید می‌کند که آن زمان تجربه و مهارت و همچنین پختگی امروز خود را نداشت، اما همچنان آن دو اثر را زیبا می‌داند و با دیدن آنها خاطرات و شرایطی را که در آن ساخته شدند، به یاد می‌آورد. او ادامه می‌دهد: «موزیک‌ویدئوی «إلى بيروت الأنثى» را از آن آثاری می‌دانم که نمی‌میرند و آن را یکی از بهترین کارهایی می‌دانم که ساخته‌ام. اگر امروز فرصت ساخت دوباره آن را داشتم، هیچ چیزش را تغییر نمی‌دادم.»

سمیر سریانی همکاری دیگری نیز با نانسی عجرم در ساخت «إلى بيروت الأنثى» داشت (سمیر سریانی)

سریانی خودش را فردی سخت‌گیر نسبت به خود توصیف می‌کند که آثارش را بی‌رحمانه نقد می‌کند و معتقد است هنوز در آغاز راه است. او می‌گوید: «هنوز اشتباه می‌کنم و خودم را سرزنش می‌کنم، چون می‌توانم کار بهتری انجام دهم. هر بار که فیلم‌برداری یک اثر را تمام می‌کنم، این احساس سراغم می‌آید که چیزی در آن کم است؛ درست مانند دانش‌آموز ممتازی که مدام تصور می‌کند درس‌هایش را به‌خوبی بلد نیست. وقتی به همسرم می‌گویم در موفقیت کاری که آماده کرده‌ام تردید دارم، حرفم را باور نمی‌کند و می‌داند که من به شکلی افراطی در جست‌وجوی کمال هستم.»
سریانی اشاره می‌کند که وقتی با نانسی عجرم همکاری می‌کند، همین که ترانه را می‌شنود، ایده در ذهنش شکل می‌گیرد. او توضیح می‌دهد که ایده موزیک‌ویدئوی «یا قلبو» را پیش‌تر به شکلی مشابه در اثری مطرح کرده بود که نانسی خواهان اجرای آن بود، اما ساخت آن لغو شد. «اما نانسی وقتی با من تماس گرفت و درباره امکان اجرای آن پرسید، دوباره آن ایده را زنده کرد. من هم آن را به‌روز کردم و تغییراتی در آن دادم.»
او می‌گوید حضور عنصر انسانی آسیایی در این موزیک‌ویدئو کاملاً اتفاقی شکل گرفت؛ زمانی که با گروهی از چینی‌ها آشنا شد که در شهر زحله اقامت داشتند و برای یادگیری زبان عربی به لبنان آمده بودند. او می‌افزاید: «وقتی از آنها خواستم در فیلم شرکت کنند، بسیار هیجان‌زده شدند و از این مشارکت خیلی خوشحال بودند. در نتیجه فضای مفرحی شکل گرفت و همه از آن بسیار لذت بردیم.»

سمیر سریانی در کنار نانسی عجرم هنگام فیلم‌برداری ترانه «یا قلبو» (سمیر سریانی)

سریانی معتقد است که در آثارش همواره به دنبال سادگی است، اما نه سادگی‌ای که تکراری و مصرف‌شده باشد. او می‌گوید: «اصلاً آسان نیست اثری را بر اساس این اصل اجرا کنید. اینکه داستانی تعریف کنید که تماشاگر با آن همدلی کند، حتی اگر دوربین فقط در یک اتاق بچرخد، کار آسانی نیست. در این موزیک‌ویدئو تکه‌ای از قلبم را گذاشته‌ام.»
کارگردانی برای سریانی شبیه جادویی است که بر کل اثر تأثیر می‌گذارد و می‌توان از طریق آن اثر را گسترش داد و ایده‌های بسیاری خلق کرد که در شیوه اجرا نمود پیدا می‌کنند. اما آیا او گاهی تلاش می‌کند عیب‌های هنرمندی را که از او فیلم‌برداری می‌کند پنهان کند؟ پاسخ می‌دهد: «با چنین موقعیتی مواجه نشده‌ام، چون همه کسانی که با آنها همکاری کرده‌ام از کاریزما، شوخ‌طبعی و حرفه‌ای‌گری برخوردارند. اما در حوزه تبلیغات تجاری، گاهی ممکن است به زیباتر نشان دادن تصویر و حضور فردی متوسل شوم که کاملاً خلاف این ویژگی‌ها را دارد؛ طوری که شوخ‌طبع به نظر برسد، در حالی که در واقعیت برعکس است.»
درباره رابطه‌اش با دوربین می‌گوید: «وقتی دوربینم را در دست می‌گیرم و به آن گوش می‌دهم، احساس می‌کنم با من حرف می‌زند. من آدمی احساساتی هستم و از آن دسته افرادی‌ام که زود تحت تأثیر قرار می‌گیرند. می‌توانم گریه کنم و اشک‌هایم را پنهان نکنم. دوست دارم به دیگران کمک کنم و برای انجام این کار تمام تلاشم را می‌کنم.» سپس ادامه می‌دهد: «همین مسئله در کارم نیز صدق می‌کند. هر صحنه، هرچقدر هم ساده باشد، باید احساس خودم را در آن جاری کنم.»
سریانی به موضوع هوش مصنوعی نیز می‌پردازد و از نگرانی‌ای می‌گوید که هنگام فکر کردن به تأثیر آن در او ایجاد می‌شود. به باور او، این تحول سریع فناوری می‌تواند آثار منفی بسیاری بر انسان‌ها و حرفه‌ها بر جای بگذارد. او معتقد است باید پیش از آنکه هوش مصنوعی به‌طور کامل بر ما مسلط شود، آن را عمیقاً شناخت.
در پاسخ به این پرسش که آیا فکر می‌کند تصویر در حال از دست دادن عنصر شگفتی است، می‌گوید: «تصویر هوش مصنوعی مشخصاً فاقد احساس است. اما بدتر از آن این است که پیشرفت آن، هر روز آن را به واقعیت نزدیک‌تر می‌کند و همین باعث می‌شود مردم دیگر نتوانند میان آن و تصویربرداری طبیعی تفاوت بگذارند. ترسناک است که انسان به تصویری بدون روح عادت کند.»
او ادامه می‌دهد: «شخصاً این موضوع مرا نگران می‌کند. هر بار که اثری تصویری می‌سازم، تصور می‌کنم شاید این آخرین اثری باشد که ردپای انسانی دارد.»
سریانی سپس درباره جوایز و تقدیرهایی که دریافت کرده است می‌گوید: «اخیراً برای فیلم کوتاه «وبرکی قصفوا هون الليلة» جوایز متعددی گرفتم. از موفقیتی که این فیلم به دست آورد خوشحال شدم، چون این نوع جوایز نوعی تقدیر و پاداش برای صاحب اثر است. امروز دارم نتیجه همین جوایز را می‌بینم؛ زیرا از من دعوت شده است تا برای تکمیل پروژه فیلمی که آغاز کرده بودم، در شهر مارسی فرانسه اقامت کنم.»
او می‌افزاید: «در حال حاضر اقامتم را میان لبنان و فرانسه تقسیم کرده‌ام تا فیلمنامه یک فیلم سینمایی را بنویسم که قصد دارم به‌زودی آن را بسازم. انتظار می‌رود نوشتن آن را در آوریل (فروردین) ۲۰۲۷ به پایان برسانم. این فیلمی اجتماعی و لبنانی است که دغدغه‌های ما را به شیوه‌ای کمدی بازتاب می‌دهد. اکنون شخصیت‌های آن را در ذهنم شکل داده‌ام و قرار است گروهی از بازیگران لبنانی آنها را ایفا کنند.»
او فاش می‌کند که نخستین نامی که برای حضور در فیلم انتخاب کرده، همسرش نادین شلهوب است که در نوشتن این اثر نیز با او همکاری می‌کند. او می‌افزاید: «۱۲ نام دیگر نیز در آن حضور خواهند داشت و تصور می‌کنم جولیا قصار و جرج خباز هم در میان آنها باشند.»
او اشاره می‌کند که کارگردانان دیگری نیز تجربه مشابهی را پشت سر می‌گذارند؛ از کرواسی، ایتالیا، یونان، ترکیه، پرتغال و کشورهای دیگر، به‌علاوه یک کارگردان لبنانی ساکن فرانسه. در پایان این مسیر، آنها با تهیه‌کنندگان سینمایی دیدار خواهند کرد که هزینه ساخت فیلم‌هایی را که مورد پسندشان قرار بگیرد، بر عهده می‌گیرند.
سریانی گفت‌وگوی خود با «الشرق الأوسط» را این‌گونه به پایان می‌رساند: «کار سینمایی زمین بازی مورد علاقه من است. دوست دارم دیالوگ بنویسم و از ساخت موزیک‌ویدئوها و فیلم‌های کوتاه نیز بسیار لذت می‌برم. تبلیغات برای من نوعی سرگرمی است که از انجامش لذت می‌برم. اما موزیک‌ویدئو چیزی بود که چیزهای زیادی به من آموخت؛ از جمله اینکه چگونه داستانی پیوسته را روایت کنم.»
او ادامه می‌دهد: «در گذشته بودجه موزیک‌ویدئوها بسیار زیاد بود و امکانات و فضاهای بسیاری در اختیار کارگردان قرار می‌داد که می‌توانست از آنها برای تجربه‌ای خلاقانه و زیبا استفاده کند. امروز این بودجه‌ها کاهش یافته‌اند و دیگر اجازه نمی‌دهند چیزی فراتر از آنچه می‌بینید ارائه کنیم. بااین‌حال، به نظرم جایگاه هنری موزیک‌ویدئو همچنان حفظ شده و آن را عنصری اساسی برای موفقیت هر ترانه و فراگیر شدن آن می‌دانم.»


لطیفه: اجازه نمی‌دهم «ترند» بر پروژه موسیقی‌ام حاکم شود

او در کنار گذاشتن برخی ترانه‌هایی که شخصاً دوستشان دارد، تردید نمی‌کند اگر احساس کند با تصویر نهایی آلبوم هماهنگ نیستند (الشرق الأوسط)
او در کنار گذاشتن برخی ترانه‌هایی که شخصاً دوستشان دارد، تردید نمی‌کند اگر احساس کند با تصویر نهایی آلبوم هماهنگ نیستند (الشرق الأوسط)
TT

لطیفه: اجازه نمی‌دهم «ترند» بر پروژه موسیقی‌ام حاکم شود

او در کنار گذاشتن برخی ترانه‌هایی که شخصاً دوستشان دارد، تردید نمی‌کند اگر احساس کند با تصویر نهایی آلبوم هماهنگ نیستند (الشرق الأوسط)
او در کنار گذاشتن برخی ترانه‌هایی که شخصاً دوستشان دارد، تردید نمی‌کند اگر احساس کند با تصویر نهایی آلبوم هماهنگ نیستند (الشرق الأوسط)

لطیفه، خواننده تونسی، گفت انتخاب ترانه «شبهي بالمِلّي» به‌عنوان نام آلبوم جدیدش از این احساس ناشی شده است که این ترانه بیش از هر چیز به شخصیت و وضعیت انسانی و هنری او نزدیک است. او توضیح داد که با این ترانه صرفاً به‌عنوان اثری که از آن خوشش آمده برخورد نکرده، بلکه در آن فضایی از عشق، قدردانی و شادمانی از زندگی یافته است؛ احساساتی که به باور او شبیه خودش هستند و تا حد زیادی نگاه او به زندگی و آنچه را که می‌کوشد از طریق هنر خود ارائه دهد، بیان می‌کنند.
لطیفه در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط» افزود که عنوان «شبهي بالمِلّي» همچنین بیانگر ایده‌ای است که می‌خواسته آلبوم از طریق آن با مخاطبان ارتباط برقرار کند. به باور او، شنونده در طول ترانه‌ها جنبه‌هایی از شخصیت او را خواهد یافت که از قبل می‌شناسد، اما در عین حال جزئیات و ابعاد تازه‌ای را نیز کشف خواهد کرد که در آثار قبلی او به همین شکل آشکار نشده بودند. او تأکید کرد: «عنوان هر آلبوم باید با روح کلی آن ارتباط داشته باشد و من این ویژگی را در این نام پیدا کردم.»

به باور لطیفه، کیفیت اثر همچنان مهم‌تر از محاسبات مربوط به زمان انتشار آثار دیگر هنرمندان است (الشرق الأوسط)

او توضیح داد که رابطه‌اش با زندگی، عشق و اطرافیانش به‌شکل آشکاری در حال‌وهوای کلی آلبوم بازتاب یافته است و افزود که ایده اینکه انسان تکیه‌گاه کسی باشد که دوستش دارد، او را تشویق کند و همیشه جنبه‌های زیبای وجودش را ببیند، دوست دارد.
او ادامه داد: «حتی در دشوارترین شرایط تلاش می‌کنم به دنبال امید و انرژی مثبتی بگردم که به من برای ادامه دادن کمک کند؛ و همین مسئله باعث می‌شود از نظر هنری به ترانه‌هایی گرایش داشته باشم که در عین برخورداری از احساسی روشن، موسیقی متفاوتی نیز دارند.»
لطیفه تأکید کرد انتخاب ترانه‌های «شبهي بالمِلّي» زمان زیادی برده است، به‌ویژه اینکه او با موسیقی همچون عشق زندگی‌اش، نه صرفاً یک حرفه، برخورد می‌کند. او خاطرنشان کرد که ممکن است ماه‌ها به آثار مختلف گوش دهد، میان آنها انتخاب کند و برخی جزئیات را تغییر دهد، زیرا فقط به دنبال یک ترانه خوب نیست، بلکه به دنبال ترانه‌ای است که احساس کند مشخصاً برای او مناسب است و بتواند از طریق آن چیزی تازه به تجربه هنری خود بیفزاید.

لطیفه همکاری با نسل‌های مختلف سازندگان موسیقی را ضرورتی برای ادامه فعالیت و پیشرفت می‌داند (الشرق الأوسط)

او اشاره کرد که «مراقب بود در آلبوم تنوع ایجاد شود؛ چه از نظر موضوعات، چه ملودی‌ها و چه تنظیم‌ها، اما در عین حال نمی‌خواستم این تنوع به نوعی پراکندگی تبدیل شود.»
لطیفه توضیح داد: «یک نخ واحد همه ترانه‌ها را به هم پیوند می‌دهد و آن، احساس شخصی من و شیوه بیان من است. همین پیوند است که در نهایت باعث می‌شود اثر، با وجود تفاوت شکل‌های موسیقایی آن، هویتی واحد داشته باشد.»
لطیفه درباره همکاری خود با نسل‌های مختلف فعالان عرصه موسیقی نیز سخن گفت و آن را «ضرورتی برای هر هنرمندی که می‌خواهد به فعالیت و پیشرفت ادامه دهد» دانست؛ حتی اگر سابقه‌ای طولانی و پربار داشته باشد. به گفته او، هنرمند نباید به تجربه‌های قبلی خود محدود شود یا خود را به همکاری با همان نام‌ها و پرداختن به همان ایده‌ها محدود کند.
او خاطرنشان کرد که اگر احساس کند برخی ترانه‌هایی که شخصاً دوستشان دارد با تصویر نهایی آلبوم هماهنگ نیستند، در کنار گذاشتن آنها تردید نمی‌کند. او توضیح داد که علاقه‌اش به یک ترانه لزوماً به این معنا نیست که آن ترانه برای انتشار در همان مقطع زمانی مناسب است.

لطیفه همکاری با نسل‌های مختلف سازندگان موسیقی را ضرورتی برای ادامه فعالیت و پیشرفت می‌داند (الشرق الأوسط)

او تأکید کرد که ممکن است انتشار برخی آثار به پروژه‌ای دیگر موکول شود، در حالی که آثار دیگری را نگه می‌دارد تا زمان مناسب آنها فرا برسد؛ زیرا هدف اصلی او ارائه آلبومی منسجم است، نه صرفاً مجموعه‌ای از ترانه‌ها.
او توضیح داد که شیوه انتشار «شبهي بالمِلّي» تحت تأثیر تغییر بزرگی قرار گرفته که در عادت‌های گوش دادن به موسیقی رخ داده است. در گذشته، مخاطب منتظر می‌ماند تا آلبوم به‌طور کامل منتشر شود و آن را از ابتدا تا انتها گوش دهد، اما اکنون بیشتر تمایل دارد برای هر ترانه زمان خاص خودش را اختصاص دهد. با این حال، لطیفه تأکید کرد که همچنان به ایده آلبوم کامل پایبند است و گفت: «انتشار مرحله‌ای ترانه‌ها به معنای کنار گذاشتن وحدت پروژه نیست؛ پروژه در نهایت شامل ۱۳ ترانه است.»
لطیفه تأکید کرد که واکنش مخاطبان به ترانه‌ها را دنبال می‌کند و از بازخوردهایی که دریافت می‌کند خوشحال می‌شود، اما اجازه نمی‌دهد شبکه‌های اجتماعی یا شاخص‌های «ترند» تصمیم‌گیرنده هنری باشند. او توضیح داد که «(شبکه‌های اجتماعی) به ابزاری مهم برای نزدیک‌تر کردن فاصله میان او و مخاطبانش تبدیل شده‌اند و او از شناخت ترانه‌هایی که بر مردم تأثیر می‌گذارند بهره می‌گیرد، اما در نهایت به دیدگاه و باور هنری خود تکیه می‌کند؛ زیرا تبدیل کردن (ترند) به معیار کار موسیقایی می‌تواند به هنرمند آسیب بزند و او را به تکرار سوق دهد.»
این خواننده تونسی گفت مفهوم رقابت برای او به زیر نظر گرفتن آنچه دیگر هنرمندان ارائه می‌کنند یا تلاش برای پاسخ دادن به موفقیت آنها ارتباطی ندارد، بلکه به این معناست که هر هنرمند بهترین چیزی را که در توان دارد ارائه کند. او افزود که روز خود را با این فکر آغاز نمی‌کند که هنرمندی ترانه‌ای منتشر کرده و بنابراین او نیز باید اثری مشابه ارائه دهد؛ زیرا پروژه، مخاطبان و دیدگاه خاص خود را دارد.

انتشار آثاری که با زیاد الرحبانی ضبط کرده‌ام فقط به انتخاب زمان انتشار مربوط نیست... و احساس من نسبت به این پروژه پس از درگذشت او تغییر کرده است

لطیفه

او تأکید کرد: «کیفیت اثر همچنان مهم‌تر از محاسبات مربوط به زمان انتشار آثار دیگر هنرمندان است، هرچند کاملاً از ماهیت فصل و تحرکات بازار آگاه هستم.» او معتقد است «وجود آثار موسیقایی متعدد و خوب در یک فصل، در نهایت اتفاقی مثبت است و به سود مخاطبان تمام می‌شود.»
لطیفه درباره پروژه موسیقایی خود با آهنگساز فقید، زیاد الرحبانی، نیز سخن گفت و تأکید کرد که با آن به‌عنوان یک آلبوم معمولی برخورد نمی‌کند، بلکه آن را یک وضعیت هنری و انسانی با ارزش ویژه در کارنامه خود می‌داند. او توضیح داد: «این اثر پس از آنکه آن را همراه با الرحبانی در فرانسه و پیش از درگذشتش ضبط کردم، اهمیت بیشتری پیدا کرد. هر ترانه با یک خاطره، یک موقعیت، صدا و حضور او پیوند خورده است و همین باعث شده برخورد با این پروژه کاملاً متفاوت باشد.»
او افزود: «انتشار آثاری که با زیاد الرحبانی ضبط کرده‌ام فقط به انتخاب یک زمان مربوط نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از جزئیات تولیدی، هنری و حقوقی بر آن حاکم است که ابتدا باید به پایان برسند.» او توضیح داد که احساسش نسبت به این پروژه پس از درگذشت الرحبانی تغییر کرده است؛ زیرا هر ترانه اکنون معنایی افزوده و پیوندی انسانی و ویژه پیدا کرده است. از همین رو می‌خواهد این آثار به شکلی به مخاطبان ارائه شوند که شایسته جایگاه هنری و انسانی زیاد الرحبانی باشد.


کاظم فیّاض: سینمای عرب با بحران واقعی روبه‌روست… و به محیطی باثبات نیاز دارد

نمایی از «پرونده شماره صفر» (کوزموس کریِیتورز)
نمایی از «پرونده شماره صفر» (کوزموس کریِیتورز)
TT

کاظم فیّاض: سینمای عرب با بحران واقعی روبه‌روست… و به محیطی باثبات نیاز دارد

نمایی از «پرونده شماره صفر» (کوزموس کریِیتورز)
نمایی از «پرونده شماره صفر» (کوزموس کریِیتورز)

کاظم فیّاض، کارگردان لبنانی، این روزها دومین فیلم بلند داستانی خود را با عنوان «پرونده شماره صفر» به پایان می‌رساند. این فیلم درامی روان‌شناختی درباره یک وکیل، تیم او و صاحبان پرونده‌های جنایی مختلف است. هر یک از آنها آنچه را انجام داده‌اند روایت می‌کنند. پیشینه‌ها متعدد است، پرونده‌ها متنوع‌اند، شخصیت‌ها عجیب‌وغریب‌اند و انبوهی از بحث و گفت‌وگو در جریان است؛ همه اینها درون دفتری کوچک رخ می‌دهد که هر از گاهی صدای ضربه‌هایی در آن به گوش می‌رسد؛ ضربه‌هایی که حاضران آنها را می‌شنوند اما منشأشان را نمی‌دانند. تا اینکه وکیل درمی‌یابد میان وهم و واقعیت، و میان گذشته و حال گرفتار شده است.
فیّاض در حال کار روی نسخه نهایی فیلم است (این منتقد نسخه صفر را دیده است) و گفت‌وگوی زیر تصویری از این کارگردان نویدبخش ارائه می‌دهد؛ کارگردانی که نخستین فیلمش، «یوسف»، جایزه مهمی را در جشنواره «آسیا ورلد فیلم» در لس‌آنجلس به دست آورد.

کاظم فیّاض (کوزموس کریِیتورز)

*در چه مقطعی از زندگی تصمیم گرفتی فیلمساز شوی؟

ـ سفر من از سال ۲۰۱۲ آغاز شد. آن زمان علوم سیاسی می‌خواندم که خواهرم آمد و به من گفت در یک دوره آموزش عکاسی با استفاده از دوربین‌های DSLR کانن ثبت‌نام کرده است. بعد به من گفت: «نظرت چیست که بیایی و با من ثبت‌نام کنی؟» من هم قبول کردم. آن زمان هیچ چیز درباره این دنیا نمی‌دانستم. به دوره رفتم، برای نخستین بار دوربین را در دست گرفتم و اولین عکس خود را با یک دوربین حرفه‌ای گرفتم. به عکسی که گرفته بودم نگاه کردم؛ عکسی کاملاً معمولی بود، فقط چند نفر درون کارگاه آموزشی. اما احساس کردم این تصویر حرف می‌زند. همان لحظه برای نخستین بار احساس کردم می‌توانم بدون گفتن حتی یک کلمه حرف بزنم و فقط از طریق یک تصویر، چیزی را بیان کنم.

کاظم فیّاض هنگام فیلمبرداری (کوزموس کریِیتورز)

* آیا انگیزه، یا یکی از انگیزه‌ها، فرار از یک وضعیت اجتماعی یا شخصی بود یا نیاز به بیان خود از طریق تصویر؟

ـ سینما برای من فرار نیست، بلکه برعکس، مواجهه واقعی است. وقتی فیلمی می‌بینید، رنگ‌ها، رویدادها و گفت‌وگوها را می‌بینید، موسیقی را می‌شنوید، نماها، شیوه ساخت قاب و ترکیب‌بندی بصری را مشاهده می‌کنید. هیچ هنر دیگری نمی‌تواند همه این عناصر را به همین شکل بیان کند. من معتقدم سینما والاترین و کامل‌ترین وسیله بیان است، زیرا می‌تواند حالات و اندیشه‌های مختلف را در خود جای دهد. سینما راهی است که از طریق آن می‌توانم افکارم را شکل دهم و آنها را از ذهنم بیرون بیاورم و به جهان عرضه کنم.

*نخستین فیلم بلند داستانی شما، «یوسف»، به‌طور کلی از نظر منتقدان چگونه مورد استقبال قرار گرفت؟ و از آن تجربه چه آموختید؟

ـ صادقانه بگویم، تجربه «یوسف» از نظر نقد آن‌طور که امیدوار بودم غنی نبود، زیرا فیلم پوششی را که احساس می‌کردم شایسته آن است دریافت نکرد. افرادی که فیلم را دیده بودند دیدگاه‌های متفاوتی داشتند، اما منتقدان و رسانه‌های زیادی درباره آن صحبت نکردند و فکر می‌کنم دلیلش به مسائلی مربوط می‌شد که به بازاریابی و تبلیغات ارتباط داشت. با این حال، فکر می‌کنم از این تجربه بسیار آموختم و امیدوارم در این تجربه جدید پخته‌تر باشم؛ نه فقط از نظر هنری، بلکه در زمینه ارائه و بازاریابی فیلم نیز.

بازیگر، عزه زعرور، در «پرونده شماره صفر» (کوزموس کریِیتورز)

*پس برویم سراغ فیلم جدیدتان، «پرونده شماره صفر». ایده آن چگونه به ذهن‌تان رسید و چگونه آن را اجرا کردید؟

ـ ایده «پرونده شماره صفر» در اصل زمانی شکل گرفت که روی یک سریال برای «یوتیوب» کار می‌کردیم. ایده درباره دفتر وکالتی بود که پرونده‌های افرادی با مشکلات مختلف را می‌پذیرفت، اما نکته طنز ماجرا این بود که همیشه حق با طرف مقابل بود. من و ایدی شعب نقش دو وکیل را بازی می‌کردیم و این افراد را می‌پذیرفتیم و با شیوه‌ای طنزآمیز با اشتباهاتشان مواجه می‌کردیم. پرونده‌ها نیز ماهیتی اجتماعی داشتند. برای مثال، شخصی بود که چون پوست تیره‌ای داشت، بدنش را سفید کرده بود تا از تمسخر مردم در امان بماند. یا دختری که می‌خواست از مارک زاکربرگ شکایت کند، چون تعداد «لایک»های کافی دریافت نمی‌کرد.
وقتی فیلمبرداری این کار را به پایان رساندم، احساس کردم اصلاً شبیه من نیست. تنها نشستم و ناگهان ایده یک‌باره به ذهنم رسید. انگار یک «Download» در ذهنم انجام شد. کامپیوترم را باز کردم و ظرف فقط سه روز، کل فیلم را نوشتم. وقتی شروع به فکر کردن درباره پروژه کردم، فقط به‌عنوان کارگردان به آن فکر نمی‌کردم، بلکه خودم را تهیه‌کننده هم می‌دیدم. به نظرم بی‌توجهی به جنبه تولید یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی است که بسیاری از کارگردانان جوان با آن مواجه‌اند؛ آنها به تولید اهمیت هم‌سنگی نمی‌دهند.

«سینما برای من فرار نیست، بلکه برعکس، مواجهه واقعی است.»

کاظم فیّاض

*درباره وضعیت سینمای مستقل عرب در شرایط کنونی چه نظری داری؟

ـ در حقیقت، ترجیح می‌دهم سؤال این باشد که به‌طور کلی چه نگاهی به سینمای عرب داری، نه فقط به سینمای مستقل عرب. چون سؤال برای من از اساس آغاز می‌شود: آیا اصلاً صنعت سینمای عربِ کاملی داریم که بتوانیم درباره سینمای مستقل صحبت کنیم؟ سینمای مستقل ابتدا به وجود یک سینما نیاز دارد و خود سینمای عرب همچنان باید یک صنعت واقعی را بنا کند.
فکر می‌کنم در آموزش سینمایی کمبود داریم و زیرساخت‌هایی که به این صنعت اجازه دهند به شکل طبیعی رشد کند نیز کافی نیستند. علاوه بر این، ما در منطقه‌ای زندگی می‌کنیم که از جنگ‌ها و درگیری‌های سیاسی، فرقه‌ای و اجتماعی رنج می‌برد و همه این مسائل مانعی بر سر راه پیشرفت سینما هستند؛ چه سینمای مستقل و چه سینمای غیرمستقل.
من نمی‌گویم سینما یک امر تجملی است؛ به‌هیچ‌وجه چنین نیست. اما هر صنعت سینمایی برای رشد به محیطی باثبات نیاز دارد. در کشورهای باثبات، تولیدات بیشتری می‌بینیم، زیرا شرایط چنین امکانی را فراهم می‌کند. اما اینجا ممکن است در حال فیلمبرداری باشید و ناگهان با رویدادی مواجه شوید که همه چیز را متوقف کند، یا ببینید موضوعاتی وجود دارند که نمی‌توانید درباره آنها صحبت کنید، یا با محدودیت‌های مختلفی روبه‌رو شوید که مانع ارائه آن چیزی شوند که می‌خواهید.