عبدالرحمن شلقم
وزير خارجه ونماينده سابق ليبى در سازمان ملل
TT

رقابت ریاست‌جمهوری برزیل در صندوق‌های بسته

انتخابات ریاست‌جمهوری برزیل از شور و هیجان و جذابیت کم ندارد. دو رقیب دور نخست، فلاویو بولسونارو، پسر ژائیر بولسونارو، رئیس‌جمهوری پیشین است که پس از محکوم شدن به تلاش برای کودتا در پی شکست در انتخابات قبلی، دوران محکومیت طولانی خود، یعنی بیست‌وهفت سال زندان، را می‌گذراند؛ و شخصیتی که اکنون در انتخابات با او روبه‌روست، رئیس‌جمهوری کنونی، لوئیس ایناسیو لولا دا سیلوا، است؛ مردی که بر فراز تاریخ پرفرازونشیب خود، آکنده از رنگ‌های شگفت‌انگیز برزیل، گام برمی‌دارد: فقیری بیچاره که کفش واکس می‌زد و کارگری در صنعت فلزات که انگشت حلقه دست چپش قطع شد. شمال و جنوب برزیل، با توجه به ویژگی‌های مردم و جغرافیای خود، دو قطب‌نمای متفاوت دارند. مردم جنوب از نظر فکری و سیاسی به راست گرایش دارند و طرفدار رویکرد سرمایه‌داری‌اند؛ حال آنکه در شمال، گرایش سوسیالیستی غالب است. این تفاوت در مسیرهای زندگی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نیز همواره خود را نشان می‌دهد.
برزیل، سرزمین زیبای قاره آمریکای لاتین است؛ سرزمینی که شادی از آن رخت برنمی‌بندد، با وجود همه بحران‌هایی که بر آن سایه می‌افکنند و مشکلاتی که در مسیر طولانی‌اش پیوسته با آن‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند. مردم این کشور با سرسبزی طبیعتش درهم می‌آمیزند؛ طبیعتی که جنگل‌های آمازون بخشی از آن است و نعمت اکسیژن را به جهان ارزانی می‌دارد، و رودخانه‌هایش با آب‌های جاری، نزدیک و دور را سیراب می‌کنند. رقص در برزیل شعری است که بدن‌ها آن را می‌آفرینند. کارناوال ریو دو ژانیرو، با رقص‌های سامبا و موسیقی متمایز آن، رنگ‌های درخشان و نمایش‌های عظیم در سامبودروم، جشن بزرگ زندگی است. در بازی فوتبال، پاها آواز می‌خوانند و می‌رقصند و مردم آه‌ها و فریادهای خود را رها می‌کنند تا در پاها و سینه‌ها جاری شوند و به باد تازه‌ای برای شور و حرکت در ورزشگاه‌های بزرگ تبدیل شوند. انتخابات ریاست‌جمهوری در کشور پهناور برزیل هر چهار سال یک‌بار برگزار می‌شود و بیش از هر چیز دیگری، حال‌وهوای عمومی مردم را نشان می‌دهد؛ زیرا افزون بر انتخاب رئیس کشور، بازتاب‌دهنده گرایش عمومی جامعه نیز هست.
میزان مشارکت در انتخابات نشان می‌دهد مردم تا چه اندازه به نامزدهای ماراتن ریاست‌جمهوری باور و از برنامه‌هایی که ارائه می‌کنند رضایت دارند. در دور نخست که چهارم اکتبر جاری برگزار شد، میزان خودداری از شرکت در رأی‌گیری ۲۲ درصد بود؛ یعنی بیش از ۳۳ میلیون رأی‌دهنده. البته میزان مشارکت نیز بالا بود و به حدود ۷۹ درصد از رأی‌دهنده‌ها ثبت‌نام‌شده رسید. برخی تحلیلگران سیاسی برزیلی گفتند که انتخابات ریاست‌جمهوری این دوره صرفاً بر حمایت از یکی از نامزدها استوار نیست، بلکه میلیون‌ها نفر به نامزدی مشخص رأی می‌دهند، نه از آن رو که بیش از همه از او حمایت می‌کنند، بلکه چون بیش از هر چیز با رقیبش مخالف‌اند.
دو شخصیت رقیب در انتخابات ریاست‌جمهوری این دوره، رئیس‌جمهوری کنونی، لوئیس ایناسیو لولا دا سیلوا، و فلاویو بولسونارو، در زمین فوتبالی وسیع با یکدیگر رقابت می‌کنند و هر یک هوادارانی در سطح محلی، منطقه‌ای و جهانی دارند. لولا دا سیلوا آخرین چهره چپ‌گرایی است که در رأس یک کشور آمریکای لاتین قرار دارد و در سراسر این قاره، حامیان و همدلان بسیاری دارد. او سوسیالیستی است که در میدان رنج و دشواری شکل گرفته و تحصیلات عالی نداشته است.
او هگل، فویرباخ، ریکاردو، مارکس یا آدام اسمیت را نخوانده است؛ زیرا دانشگاه و کتابخانه‌اش همان صندلی‌ بود که رهگذران روی آن می‌نشستند تا او کفش‌هایشان را واکس بزند. وقتی این حرفه را کنار گذاشت، به کار در صنعت فلزات روی آورد و در آنجا بخشی از بدنش، یعنی انگشتی از دستش، را از دست داد. او جانب زحمتکشان را گرفت و برای حل مسئله‌ای که ذهن میلیون‌ها برزیلی را به خود مشغول کرده بود، سخت تلاش کرد؛ مسئله‌ای که شعارش «دهقانان بدون زمین» بود. همچنین موضعی قاطع در برابر قطع درختان جنگل‌های آمازون اتخاذ کرد. او توانست برزیل را از بار سنگین بدهی‌های خارجی رها کند. به سیاست ملی‌سازی و مبارزه با ثروتمندان باور نداشت. با وابستگی به ایالات متحده مخالف بود، اما با آن دشمنی نمی‌کرد. نمی‌پذیرد که عنوان انقلابی به او داده شود یا در صف رهبران انقلابی آمریکای لاتین، یعنی فیدل کاسترو در کوبا، هوگو چاوز در ونزوئلا و دانیل اورتگا در نیکاراگوئه، قرار گیرد.
چند بار در خانه‌اش در برزیل، طرابلس و آفریقای جنوبی با او دیدار کردم و هنگام پیروزی‌اش در نخستین انتخابات ریاست‌جمهوری، در مراسم تحلیف او شرکت داشتم. او بیش از آنکه سخن بگوید، سؤال می‌کند و گوش می‌دهد.
دور بعدی انتخابات ریاست‌جمهوری میان او و فلاویو بولسوناروی جوان برگزار خواهد شد؛ پسر رئیس‌جمهور پیشین که اکنون در زندان به سر می‌برد. تفاوت سنی دو نامزد همچون توفانی از زمان است: دا سیلوا هشتاد سال دارد و رقیبش فلاویو چهل‌وپنج ساله است. هواداران فلاویو این فاصله سنی را به موضوع شوخی و تبلیغات کارزار انتخاباتی تبدیل کرده‌اند.
نخستین نشانه‌ها از برتری فلاویو، نامزد جوان، حکایت دارند. او نماینده راست افراطی است و از طبقه سرمایه‌دار، اقتصاد بازار و لیبرالیسم باز حمایت می‌کند. وفاداری خود را به ایالات متحده اعلام کرده و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با قدرت از او حمایت می‌کند و از مردم برزیل می‌خواهد به او رأی دهند. فلاویو در ایالت‌های بزرگ، به‌ویژه سائوپائولو و ریو دو ژانیرو، حامیانی دارد و بیشتر هواداران نامزدهایی که از دور نخست کنار رفته‌اند، به حمایت از بولسونارو گرایش دارند. مقابله با جرم و جنایت، برقراری امنیت عمومی، هزینه‌های زندگی و پدیده فقر، از مسائل تعیین‌کننده در دور بعدی انتخابات خواهند بود.
آیا این مسابقه در وقت قانونی به پایان خواهد رسید، یا وقت اضافه‌ای در کار خواهد بود، یا سرنوشت آن با ضربات پنالتی مشخص می‌شود؟ این را داور، یعنی مردم برزیل، در پای صندوق‌های رأی تعیین خواهند کرد.