محمدبن‌سلمان به الشرق‌الاوسط: جنگ نمی‌خواهیم.. و در تعامل با هر تهدیدی درنگ نمی‌کنیم

از ترجیح سازوکارهای ایران بر منافع یمن توسط حوثی‌ها گفت.. و بر حمایت از ثبات و امنیت سودان تأکید کرد.. و تعیین مکان عرضه سهام آرامکو را زود دانست

محمدبن‌سلمان به الشرق‌الاوسط: جنگ نمی‌خواهیم.. و در تعامل با هر تهدیدی درنگ نمی‌کنیم
TT

محمدبن‌سلمان به الشرق‌الاوسط: جنگ نمی‌خواهیم.. و در تعامل با هر تهدیدی درنگ نمی‌کنیم

محمدبن‌سلمان به الشرق‌الاوسط: جنگ نمی‌خواهیم.. و در تعامل با هر تهدیدی درنگ نمی‌کنیم

- مشکل در تهران است، در جای دیگری نیست
- روابط ما با آمریکا با هجمه‌ها یا مواضع متأثر نمی‌شود
- در حال انتقال از اقتصاد تک‌محصولی به سمت اقتصاد رقابتی هستیم
- مفتخرم که شهروند سعودی سکان تغییر را به دست گرفته‌است

شاهزاده محمد بن سلمان ولیعهد، نائب رئیس شورای وزیران و وزیر دفاع سعودی می‌گوید که پادشاهی عربی سعودی به دنبال جنگ در منطقه نیست، البته او تأکید می‌کند «ما در تعامل با هرگونه تهدیدی که متوجه مردم، حاکمیت و منافع حیاتی ما بشود هرگز تردیدی به خود راه نمی‌دهیم».
ولیعهد سعودی در گفتگوی مفصل با روزنامه «الشرق الاوسط» می‌گوید «به دلیل ایمان به ضرورت اتخاذ موضع قاطع توسط جامعه جهانی علیه این ایران پادشاهی موافق بازگشت تحریم‌های آمریکایی علیه این کشور بود». 
او در عین حال ابراز امیدواری می‌کند که «نظام ایرانی این گزینه را انتخاب کند که کشوری طبیعی باشد و از روش خصمانه‌اش دست بردارد».
وی با اشاره به حملات به تانکرهای نفتکش در خلیج و هدف قراردادن تأسیسات نفتی در پادشگاهی و فرودگاه آبها معتقد است «حوادثی که اخیراً در منطقه شاهدشان بودیم از جمله حمله به تأسیسات پمپاژ وابسته به شرکت «آرامکو» توسط میلیشیای حوثی مورد حمایت ایران، بر اهمیت خواسته‌های ما از جامعه جهانی برای اتخاذ موضع قاطع در برابر نظام توسعه طلبی که از تروریسم حمایت می‌کند و کشتار و ویرانی را در طول دهه‌های گذشته نه تنها در منطقه بلکه در سراسر جهان گسترانده صحه می‌گذارند».
شاهزاده بن سلمان همچنین از تهران به دلیل به کارگیرهای سودهای اقتصادی برآمده از توافق هسته ای در راستای «حمایت از اقدامات خصمانه در منطقه و پشتیبانی از ابزارهای هرج و مرج و تخریب» انتقاد می‌کند.
 ولیعهد سعودی در ادامه با بیان اینکه «دست پادشاهی همیشه برای صلح دراز است تا امنیت و ثبات منطقه تأمین بشود» می‌افزاید «نظام ایرانی حتی حرمت نخست‌وزیر ژاپنی را که مهمان ایران بود نگه نداشت و در زمان دیدارش پاسخ تلاش‌هایش را عملی دادند و آن هم با حمله به دو کشتی که یکی از آنها به ژاپن برمی‌گشت. همچنین به وسیله میلیشیای خود دست به حمله بزهکارانه به فرودگاه أبها زدند. همه اینها به روشنی روش و مقاصد نظام ایران را نشان می‌دهد که امنیت و ثبات منطقه را نشانه رفته‌است».
شاهزاده محمد بن سلمان همچنین توضیح می‌دهد که «از نظر پادشاهی روابط استراتژیک با ایالات متحده بسیار مهم‌اند» زیرا که «عامل اساسی در تحقق امنیت و ثبات منطقه است».
وی ابراز اطمینان می‌کند «رابطه استراتژیک ما با ایالات متحده با حملات تبلیغاتی یا موضع‌گیری در گوشه و کنار هرگز متأثر نمی‌شود». 
به گفته او «همیشه تلاش کرده‌ایم حقایق و افکار خطای برخی جهات در ایالات متحده و دیگر کشورها را توضیح دهیم. به سخنانی که گفته می‌شود گوش می‌دهیم و از طرح‌های منطقی و به جا استفاده می‌کنیم، اما در نهایت اولویت ما منافع ملی ماست».
ولیعهد سعودی می‌گوید ریاض «از تلاش‌های همه برای رسیدن به یک راه حل سیاسی در بحران یمن حمایت می‌کند، اما متأسفانه میلیشیای حوثی اهداف ایران را بر منافع یمن و مردمش مقدم می‌دارد».
وی اضافه می‌کند «پادشاهی امکان ندارد قبول کند میلیشیایی خارج از نهادهای حکومت در مرزهایش وجود داشته باشند».
شاهزاده بن سلمان اظهار می‌کند «هدف ما فقط آزاد کردن یمن از وجود میلیشیای ایرانی نیست بلکه تحقق رفاه و ثبات و شکوفایی برای همه فرزندان یمن است».
وی به موضوع سودان اشاره می‌کند و می‌گوید «امنیت سودان و ثبات آن برای ما مهم است و ثبات آن فقط برای موقعیت استراتژیک آن و خطر فروپاسی نهادهای حکومتی آن نیست، بلکه روابط برادری مستحکم میان دو ملت نیز مطرح است».
او در ادامه وعده می‌دهد «به حمایت مان از برادران سودانی خود در همه زمینه‌ها تا رسیدن سودان به استحقاق خود در رفاه، شکوفایی و پیشرفت ادامه خواهیم داد».
بن سلمان در بخش دیگری از این مصاحبه به بحران سوریه می‌پردازد و می‌گوید ریاض با کشورهای دوست برای تحقق اهداف زیر تلاش می‌کند «شکست گروه (داعش)، جلوگیری از قدرت گرفتن گروه‌های تروریستی، تعامل با نفوذ ایرانی برهم زننده ثبات در سوریه و به‌کارگیری همه ابزار مجاز برای تحقق انتقال سیاسی براساس قطعنامه شماره ۲۲۵۴ که وحدت ارضی سوریه را حفظ می‌کند».
وی کشته شدن جمال خاشقجی شهروند سعودی را «مسئله‌ای بسیار دردناک و اسف انگیز» توصیف می‌کند و می‌گوید «پادشاهی همه اقدامات لازم برای محاسبه مسئولین این جنایت را انجام داد؛ بدون آنکه توجهی به ادعاها و تهمت‌های از این یا آنجا بکنیم».
او خواستار «توقف بهره‌برداری سیاسی از کشته شدن شهروند سعودی جمال خاشقجی» می‌شود و می‌گوید «هر طرف که سعی می‌کند از این مسئله استفاده سیاسی بکند، باید دست از این کار بردارد و دلایل خودش را به دادگاه پادشاهی تقدیم کند تا در تحقق عدالت کمک کرده باشد».
ولیعهد متعهد می‌شود «در راه مواجهه قاطعانه با همه انواع تندروی، فرقه گرایی و سیاست‌های حامی آنها بدون درنگ گام برمی‌داریم» و می‌افزاید سعودی «زمان را برای مقابله‌های جزئی با افراط گرایی هدر نمی‌دهد و تاریخ، بی فایده بودن آنها را ثابت خواهد کرد».
وی در مسائل اقتصادی نیز بر پایبندی «به عرضه اولیه عمومی سهام «آرامکوی سعودی» طبق شرایط و زمان مناسب» تأکید می‌کند اما تعیین مکان عرضه سهام را زود می‌داند و از برداشتن گام‌های مهمی در چارچوب آماده‌سازی برای عرضه اولیه عمومی سهام آرامکو خبر می‌دهد.
بن سلمان اضافه می‌کند «چشم‌انداز سعودی ۲۰۳۰ از مرحله برنامه‌ریزی و طراحی به مرحله اجرا در همه بخش‌ها رسیده و نتایج عملی را در جهان واقعیت می‌بینیم». 
او می‌گوید «آنچه که در سعودی در حال رخ دادن است صرف اصلاحات مالی و اقتصادی برای تحقق یک سری ارقام و اعداد مشخص نیست، بلکه تغییر ساختاری جامع برای اقتصاد کلان است که هدف از آن ایجاد تغییر در عملکرد اقتصادی و توسعه ای در دوره‌های متوسط و بلندمدت است».
ولیعهد سعودی اشاره می‌کند «برنامه‌های چشم‌انداز ۲۰۳۰ سعودی به‌طور فعالی در مسئله تحول اقتصادی نقش آفرینی می‌کند.. و ما اکنون در حال انتقال از اقتصاد تک محصولی به اقتصاد تولیدی و رقابتی در سطح جهان هستیم». 
او توضیح می‌دهد «چشم‌انداز ۲۰۳۰ سعودی و برنامه‌های منشعب شده از آن همچون همه برنامه‌ریزی‌های استراتژیک نیازمند به روز رسانی، اصلاح طبق شرایط و داده‌هایی که هنگام اجرایی کردن خود را نشان می‌دهند، بدون آن که خللی به اصول چشم‌انداز و اهداف آن وارد شود».
وی همچنین مفتخر است «شهروند سعودی امروز سکان تغییر را به دست گرفته، علیرغم اینکه بسیاری از سر نگرانی در برابر چشم‌انداز به دلیل وسعت تغییراتی که موجب می‌شود، مقاومت کردند».

مشروح گفتگو را می خوانید:
* منطقه در مدت اخیر شاهد ناآرامی‌های خطرناکی است که امنیت و ثبات منطقه و همه جهان را تهدید می‌کند. موضع پادشاهی در برابر این حوادث چیست و چگونه با این افزایش تنش‌ها برخورد خواهد کرد؟
-موضع پادشاهی روشن است همان‌طور که در بیانیه دولتش آمد. پادشاهی خواهان جنگ در منطقه نیست اما ما در مواجهه با خطری که مردم ما و حاکمیت و منافع حیاتی ما را تهدید کند هرگز تردید به خود راه نمی‌دهیم. اولویت ما منافع ملی ماست و تحقق آمال مردم ما از طریق اهداف اقتصادی و اجتماعی «چشم‌انداز پادشاهی ۲۰۳۰»، توسعه و اصلاح اقتصادی و اجتماعی است. این مسئله نیازمند محیطی آرام و تشویق کننده در درون پادشاهی و منطقه است، به همین دلیل می‌بینی نقش پادشاهی خواه در منطقه خلیج یا در شمال آفریقا یا در منطقه شاخ آفریقا و غیره، نقشی حمایتگر از ثبات و آرامش است. روشی که پادشاهی از بدو تأسیس همیشه تلاش داشته این بوده که تفرقه، فرقه گرایی و افراطی گری را دورسازد و از وحدت و ثبات در منطقه و صلح جهانی محافظت کند. همچنین پادشاهی نقش مهمی در جامعه جهانی دارد و در تلاش‌هایش برای تأمین انتقال ذخایر نفتی از طریق گذرگاه‌های حیاتی پیرامونش متجلی می‌شود آن هم به منظور حفاظت از ثبات اقتصاد جهانی. جهان شاهد بود چگونه براساس آنچه اخلاق و اصول ما و معاهده‌ها و عرف‌های بین‌المللی بر ما دیکته می‌کند، با کشتی ایرانی در دریای سرخ رفتار کردیم. در مقابل می‌بینیم نظام ایرانی و کارگزارانش چطور به کارهای تخریبی در چهار کشتی در نزدیکی بندر الفجیره دست زدند که دوتا از آن کشتی‌ها سعودی بودند. این اتفاق براین نکته تأکید می‌کند که روش این نظام در منطقه و سراسر جهان همین است. دلایل آن زیاد و گسترده و در طول سال‌های زیادی تکرار شده‌اند.
فراموش نکنیم که این نظام از سال ۱۹۷۹ به همه اعلام کرده که اولویت اصلی‌اش صدور انقلاب است و به ضرر آمال مردمش و مردم این منطقه قدم برمی‌دارد. این انگیزه رفتارهای نظام ایرانی را تفسیر می‌کند، صادر کردن انقلاب و اصل ولایت فقیه نیازمند برهم زدن ثبات کشورها و منطقه و برانگیختن فرقه‌گرایی و گستردن تندروی و به دست گرفتن سرنوشت مردم ایران برای تأمین منابع مالی و مسلح ساختن میلیشیای تروریستی است.
با این حال همیشه دست پادشاهی برای صلح به سمت ایران کشیده شده بود و آن هم برای دور نگه داشتن منطقه و مردم آن از مصایب جنگ و ویرانی. حتی پادشاهی توافق هسته‌ای با ایران را تأیید کرد چون پادشاهی در طول تاریخ برای حل بحران‌هایی که با آنها روبه روشده از به کار بردن راه‌های دیپلماتیک و صلح آمیز دریغ نکرده. امیدوار بودیم نظام ایرانی از فرصت این ابتکار برای تغییر در رفتارش در مقابل کشورهای منطقه استفاده کند و گام اولی باشد برای برگشت ایران به جامعه جهانی به عنوان یک کشور طبیعی. اما متأسفانه آنچه اتفاق افتاد این بود که ایران از منابع اقتصادی این توافق برای حمایت از کارهای خصمانه در منطقه سوء استفاده کرد و به زیرپا گذاشتن قطعنامه‌های بین‌المللی ادامه داد. شایسته بود ایران از منافع اقتصادی توافق برای بهبود زندگی شهروندان ایرانی و مدرن سازی زیرساخت‌ها و تحقق توسعه اقتصادی استفاده می‌کرد به جای اینکه آنها را در مسیر حمایت از ابزار آشوب و ویرانی در منطقه به کارببرد.
ایران تهور را به سطح بی‌سابقه‌ای رساند. پس از توافق هسته‌ای بودجه «سپاه پاسداران» افزایش یافت و ضربآهنگ حمایتش از میلیشیای فرقه‌ای منطقه بلکه در جهان را سرعت بخشید. همه ما شاهد عملیات تروریستی و خصمانه ایران بودیم که چندی پیش دراروپا خنثی شد.
به همین دلیل پادشاهی موافق بازگشت تحریم‌های آمریکایی علیه ایران بود و آن هم به دلیل ایمان به ضرورت اتخاذ موضع قاطع توسط جامعه جهانی علیه این کشور بود. درعین حال باید اقدامات لازم برای محدود کردن قدرت نظام برای گسترش آشوب و ویرانی در سراسر جهان صورت بگیرد.
حوادثی که اخیراً در منطقه شاهدشان بودیم از جمله حمله به تأسیسات پمپاژ وابسته به شرکت «آرامکو» توسط میلیشیای حوثی مورد حمایت ایران، براهمیت خواسته‌های ما از جامعه جهانی برای اتخاذ موضع قاطع در برابر نظام توسعه طلبی که از تروریسم حمایت می‌کند و کشتار و ویرانی را در طول دهه‌های گذشته نه تنها در منطقه بلکه در سراسر جهان گسترانده صحه می‌گذارند.
گزینه روبه روی ایران روشن است. آیا می‌خواهد کشوری طبیعی باشد و نقش سازنده‌ای در جامعه جهانی ایفا کند یا اینکه دولتی سرکش باقی بماند؟ ما امیدواریم که نظام ایرانی این گزینه را انتخاب کند که کشوری طبیعی باشد و از روش خصمانه‌اش دست بردارد.
* حضرتعالی به موضع آمریکا در مقابل ایران اشاره فرمودید که با موضع پادشاهی توافق دارد، کما اینکه وضعیت در اغلب مسائل استراتژیک این گونه است. اما در مدت اخیر شاهد انتقاداتی از درون ایالات متحده دربارهٔ برخی مسائل از پادشاهی بودیم، به خصوص دربارهٔ ماجرای جمال خاشقجی. آیا این انتقادات بر همکاری استراتژیک میان دو کشور تأثیر گذاشته‌است؟
-از نظر پادشاهی روابط استراتژیک با ایالات متحده بسیار مهم‌اند، روابطی طولانی که بیش از هفتاد سال قدمت دارد و این مشارکت استراتژیک در طول تاریخ بسیاری از تهدیدهایی که امنیت و ثبات و حاکمیت کشورهای ما را هدف قرارداده بود، شکست داد. رابطه ما با ایالات متحده مهم و محوری است نه فقط برای تحقق منافع مشترک بین دو کشور، خواه در سطح اقتصادی یا امنیتی یا جنبه‌های دیگر، بلکه عامل اساسی در تحقق امنیت و ثبات منطقه است. ما و ایالات متحده و با همکاری بسیاری از کشورهای منطقه و جهان به‌طور یکسان برای تحقق ثبات دائمی درمنطقه تلاش می‌کنیم که محیط مناسب تحقق آمال مردم منطقه و زندگی کریمانه و توسعه حقیقی در زمینه‌های مختلف فراهم آورد. برای رسیدن به این امر از طریق رویارویی با نیروهای آشوبگری و ویرانی و بی‌ثباتی توسط گروه‌های تروریستی و سیاست‌های کشورهای حامی آنها و در رأس همه آنها نظام ایران و مواجهه با هر نوع افراطی گری اقدام می‌کنیم.
دربارهٔ حملات تبلیغاتی یا برخی موضع‌گیری‌ها که توسط اطراف آمریکایی گرفته می‌شود، بدون شک به اهداف مشترک دو کشور کمک نمی‌کند. اما در پادشاهی در طول تاریخ‌مان پیش آمده با چنین حملاتی روبه رو بشویم که اغلب آنها یک‌جانبه و غیر مستند به اطلاعات دقیق هستند. همیشه تلاش کرده‌ایم حقایق و افکار خطای برخی جهات در ایالات متحده و دیگر کشورها را توضیح دهیم. به سخنانی که گفته می‌شود گوش می‌دهیم و از طرح‌های منطقی و به جا استفاده می‌کنیم، اما در نهایت اولویت ما منافع ملی ماست. اولویت ما شهروند ما در ریاض و جده و جازان و تبوک و دمام و دیگر مناطق پادشاهی است و نه آنچه که دیگران دربارهٔ پادشاهی نظر دارند یا عنوان می‌کنند. در طول تاریخ پادشاهی با وجود اختلافات طبیعی میان همه کشورها از طریق احترام به حاکمیت کشورها و عدم دخالت در امور داخلی آنها موفق به همزیستی با متحدان اصلی شده‌ایم. در مقابل در خصوص حاکمیت ما و مسائل داخلی‌مان به کمتر از این راضی نمی‌شویم. من اطمینان دارم رابطه استراتژیک ما با ایالات متحده با حملات تبلیغاتی یا موضع‌گیری در گوشه و کنار هرگز متأثر نمی‌شود.
درخصوص کشته شدن شهروند جمال خاشقجی همان‌طور که قبلاً گفتم این یک جنایت واقعاً دردناکی بود و در تاریخ پادشاهی چنین جنایتی سابقه نداشته‌است. چنین مسائلی در فرهنگ ما نیستند و با ارزش‌ها و اصول ما منافات دارند. در پادشاهی اقدامات لازم را انجام دادیم خواه از طریق روند قضایی برای محاسبه همه کسانی که در این جنایت شرکت داشتند یا از طریق انجام اقدامات سازمانی برای تکرار چنین جنایت اسف‌انگیزی در آینده. این اقدامات اولا و اخیراً نتیجه دقت ما در پادشاهی بر زندگی شهروند سعودی با هر موضع و دیدگاهی که باشد ناشی می‌شود و این اقدامات از هیچ عامل دیگری نه متأثر شده و نه هرگز خواهد شد. ما کشوری هستیم که بر آن قانون حاکم است و پذیرفته نیست زندگی شهروندی در هیچ شرایطی به این شکل دردناک مورد تعرض قرار گیرد. بسیار مایه تأسف است که متهمان در ارتکاب این جنایت خود کارکنان دولتی‌اند و ما برای تحقق عدالت و محاسبه به‌طور کامل تلاش می‌کنیم. هر طرف که سعی می‌کند از این مسئله استفاده سیاسی بکند، باید دست از این کار بردارد و دلایل خودش را به دادگاه پادشاهی تقدیم کند تا در تحقق عدالت کمک کرده باشد.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

محمد بن سلمان به «الشرق الاوسط»: خواهان جنگ نیستیم... و در رویارویی با هر تهدیدی هرگز درنگ نمی‌کنیم اما در تعامل با هرگونه تهدیدی که متوجه مردم و حاکمیت و منافع حیاتی ما بشود هرگز تردیدی به خود راه نمی‌دهیم ‏ محمد بن سلمان به «الشرق الاوسط»: نظام #ایران حرمت حضور نخست‌ وزیر #ژاپن را به عنوان مهمان نگه نداشت و در زمان حضورش جواب تلاش‌هایش را عملاً داد آن هم با حمله به دو کشتی‌ای که یکی از آنها در راه برگشت به ژاپن بود. ‏⁦‪⁩ ‏ محمد بن سلمان به «الشرق الاوسط»: از همه تلاش‌های رسیدن به حل سیاسی در یمن حمایت کردیم اما متأسفانه شبه‌نظامیان حوثی سازوکارهای ایران را بر منافع یمن و مردمش مقدم می‌دارد... محال است که اجازه دهیم شبه نظامیانی خارج از نهادهای حکومتی در مرزهای سعودی شکل بگیرد محمد بن سلمان به «الشرق الاوسط»: امنیت سودان و ثبات آن برای ما مهم است و به حمایت مان از برادران سودانی خود در همه زمینه‌ها تا رسیدن سودان به استحقاق خود در رفاه، شکوفایی و پیشرفت ادامه خواهیم داد ‏ ‏⁦ aawsat.com/persian ⁩ ⁩

A post shared by Sharq Farsi (@sharqfarsi) on

* آیا این توافق دیدگاه با طرف آمریکایی دربارهٔ ایران بر مسئله سوریه هم منطبق است به خصوص در پرتو تصمیم آمریکا برای عقب‌نشینی از سوریه؟
-دربارهٔ اهداف در سوریه توافقی وجود دارد و آن شکست گروه «داعش» است و جلوگیری از قدرت گرفتن گروه‌های تروریستی، تعامل با نفوذ ایرانی برهم زننده ثبات در سوریه و به‌کارگیری همه ابزار مجاز برای تحقق انتقال سیاسی براساس قطعنامه شماره۲۲۵۴ که وحدت ارضی سوریه را حفظ می‌کند و با کشورهای دوست برای تحقق این اهداف تلاش می‌کنیم.
* حضرتعالی سفر نخست وزیر ژاپن به ایران و دیدارش با رهبر ایران را چطور می‌بینید؟
-از نخست‌وزیر ژاپن برای نیت خوبش تشکر می‌کنیم و دست پادشاهی همیشه برای صلح دراز است تا امنیت و ثبات منطقه تأمین بشود. اما نظام ایرانی حتی حرمت نخست‌وزیر ژاپنی را که مهمان ایران بود نگه نداشت و در زمان دیدارش پاسخ تلاش‌هایش را عملی دادند و آن هم با حمله به دو کشتی که یکی از آنها به ژاپن برمی‌گشت. همچنین به وسیله میلیشیای خود دست به حمله بزهکارانه به فرودگاه أبها زدند. همه اینها به روشنی روش و مقاصد نظام ایران را نشان می‌دهد که امنیت و ثبات منطقه را نشانه رفته‌است. ایران طرفی است که همیشه به دنبال افزایش تنش در منطقه است و به حملات تروریستی و حملات بزهکارانه به‌طور مستقیم یا به وسیله ملیشیای تابعش دست می‌زند. مشکل در تهران است و نه جای دیگر و همان‌طور که گفتم ایران باید انتخاب بکند یا کشوری طبیعی باشد و نقشی سازنده در جامعه جهانی ایفا کند یا کشوری سرکش بماند و باید عواقب جهانی این را هم بپزیرد.
* مدتی پیش لحن سخنان رئیس‌جمهوری ترکیه و مقامات دیگر ترک تند شد و سیستم قضایی پادشاهی را زیر سؤال بردند و آن کشور و رهبرانش را در ماجرای خاشقجی متهم می‌کردند… شما چه پاسخی به این اتهامات می‌دهید؟
-جمال خاشقجی یک شهروند سعودی است و بدون شک آنچه برایش اتفاق افتاد مسئله‌ای دردناک و اسف انگیز بود و پادشاهی همه اقدامات لازم برای محاسبه مسئولین این جنایت را انجام داد و همه متهمان به قوه قضائیه تحویل داده شدند. قوه قضائیه در پادشاهی یک قوه مستقل است و کسی نمی‌تواند در کارش دخالت کند. ما هم با هر مسئله‌ای با قاطعیت و بی هیچ تردیدی برخورد می‌کنیم. گام‌هایی برای تأمین و تحقق عدالت و اصلاح وجود حفره‌ها و شکاف و جلوگیری از تکرار اشتباهات برداشتیم بدون آنکه توجهی به ادعاها و تهمت‌های از این یا آنجا بکنیم.
درخصوص اظهارات برخی مقامات ترک دربارهٔ پادشاهی باید گفت، پادشاهی به عنوان کشوری که دو حرم شریف را در خود جای داده تلاش می‌کند روابطش با همه کشورهای اسلامی از جمله ترکیه قوی باشد. این مسئله‌ای برای منافع منطقه به‌طور کلی و کارهای مشترک اسلامی به‌طور خاص اهمیت دارد. ما در پادشاهی برای خدمات رسانی به حرمین شریفین و کسانی که به زیارت آنها می‌آیند تلاش می‌کنیم. تا امنیت و ثبات میهن‌و مردم‌مان تأمین شوند نه اینکه وارد جدل‌هایی بشویم که به منافع میهن و جهان اسلام آسیب بزند. ما بدون اهمیت دادن به آنچه که برخی به دلایل داخلی می‌گویند که برکسی پوشیده نیست، به سمت تحقق این اهداف حرکت می‌کنیم.
* چهارسال از آغاز عملیات ائتلاف در یمن می‌گذرد. نظرتان دربارهٔ پیشروی در دو سطح سیاسی و نظامی به دست آمده چیست و چه فرصت‌هایی برای پایان بخشیدن به بحران یمن به خصوص پس از رسیدن به توافق‌های استکهلم و حملات تروریستی که میلیشیای حوثی علیه تأسیسات پمپاژ نفت در پادشاهی و فرودگاه أبها انجام دادند، وجود دارد؟
-بسیاری فراموش می‌کنند یا خودشان را به فراموشی می‌زنند که بحران یمن چگونه شروع شد. عملیات ائتلاف بعد از اینکه جامعه جهانی همه راه‌های سیاسی میان طرف‌های یمنی و حوثی را آزمود، آغاز شد. اینجا باید یادآوری بشود که پادشاهی پیشتاز راه حل سیاسی است و او بود که راه حل پیشنهادی خلیجی را تقدیم کرد و سال ۲۰۱۱برای انتقال مسالمت آمیز قدرت در یمن تلاش کرد و از گفت‌وگوی ملی حمایت کرد و میان سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴ بیش از ۷ میلیارد دلار کمک اقتصادی و توسعه‌ای به یمن کمک کرد. تلاش‌های پادشاهی از سال ۲۰۱۱ به منظور عملی شدن انتقال روان سیاسی در یمن بود که بتواند حافظ استقلال و حاکمیت یمن و حفظ پیوستگی نهادهای سیاسی و امنیتی باشد و مانع آن بشود که به سمت حالت آشوب برود؛ و واقعاً طرف‌های یمنی در ریاض پای ابتکار خلیجی و مکانیزم اجرایی آن امضا کردند. همه طرف‌های یمنی از جمله حوثی‌ها در گفت‌وگوی ملی فراگیر یمنی شرکت کردند. با کمال تأسف ایران از طریق ملیشیای تابع خود روند سیاسی در یمن را متوقف ساخت و شروع کرد به اشغال شهرها و مسلط شدن بر سرنوشت حکومت یمنی. پادشاهی همه فرصت‌ها را برای حل و فصل صلح آمیز وضع داد، اما ایران در کشورهای عربی برسیاست تحمیل از طریق سلاح قمارمی‌کرد. متأسفانه جامعه جهانی در آن زمان مقابل روش توسعه طلبانه و فرقه گرایانه ایران نایستاد و به همین دلیل از طریق میلیشیای خود به تلاش‌ها برای بسط سلطه‌اش در یمن ادامه داد. اما مردم یمن در کنار رهبران‌شان موضعی تاریخی در برابر دخالت ایرانی گرفتند. ما و برادران‌مان در ائتلاف برای پاسخ به حکومت قانونی برای محافظت از یمن و مردمش و حفظ امنیت ملی‌مان درنگ نکردیم. پادشاهی امکان ندارد قبول کند میلیشیای خارج از نهادهای حکومت در مرزهایش وجود داشته باشند.
و خدای را شکر بخش‌های بزرگی از خاک یمن آزاد شد و از تلاش‌های همه برای رسیدن به یک راه حل سیاسی در بحران یمن حمایت کردیم. اما متأسفانه میلیشیای حوثی اهداف ایران را بر منافع یمن و مردم بزرگوارش مقدم می‌دارد و دیدیم حملات تروریستی اخیر حوثی بزهکار بر تأسیسات نفتی و فرودگاه نجران را و تفاخر رهبران حوثی در پذیرفتن مسئولیت آن را. این مسئله بار دیگر ثابت می‌کند که این میلیشیا اهمیتی به منافع مردم یمن و هرراه حل سیاسی برای بحران یمن نمی‌دهند. کارهای آنها منعکس کننده اولویت‌ها و نیازهای تهران است و نه صنعاء.
موضع ما درائتلاف دربارهٔ پایان بخشیدن به بحران یمن بسیار روشن است. ما تلاش‌ها برای رسیدن به راه حل سیاسی براساس قطعنامه شماره ۲۲۱۶ شورای امنیت و پیشنهاد خلیجی و مکانیزم اجرایی آن و نتایج گفت‌وگوی فراگیر ملی را تأیید می‌کنیم و مشارکت همه اطراف یمنی را در عملیات سیاسی می‌پذیریم، اما براساس آنچه که سه مرجعیت تأیید کرده‌اند. پادشاهی ادامه حضور میلیشیا و وجودشان در خارج از نهادهای حکومت را نمی‌پذیرد و برای رسیدن به هدف نهایی، عملیات و حمایت‌مان از مردم یمن را در تلاش برای حفظ استقلال و حاکمیتش ادامه خواهیم داد و هر هزینه‌ای را هم می‌پردازیم. در عین حال پادشاهی کارش را در دوسطح انسانی و اقتصادی در زمینه بازسازی مناطق آزاد شده ادامه می‌دهد. هدف ما فقط آزاد کردن یمن از وجود میلیشیای ایرانی نیست بلکه تحقق رفاه و ثبات و شکوفایی برای همه فرزندان یمن است.
* حضرتعالی دربارهٔ آرزوی تبدیل منطقه خاورمیانه به اروپای جدید صحبت کردید. چگونه با موانع تحقق آرزو در سایه ناآرامی‌های سیاسی بزرگ و چالش‌های اقتصادی و توسعه ای در منطقه روبرو می‌شوید؟
- نباید اسیر اوضاع فعلی موقت باشیم و مانعی در مقابل کار برای تحقق وظیفه اصلی ما به عنوان رهبران منطقه همانا پیشرفت کشورهایمان باشد. نباید چالش‌های روزمره ما را از عمل به صورت فوری به منظور تحقق آینده بهتر برای نسل‌های آینده بازدارد.
در سؤال تان به ناآرامی‌های سیاسی اشاره کردید، مسئله ای که – بدون شک – در منطقه می‌افتد، اما در عین حال به منطقه عربی نگاه کنیم می‌بینیم اجماعی بین اکثریت کشورها بر سر اولویت دار بودن زندگی مناسب و آسوده برای شهروندان و تحقق امنیت و ثبات کشورهایمان وجود دارد. امروزه و به‌طور بی‌سابقه ای میان کشورهای عربی ما بر سر ارائه بهترین شاخص‌های زندگی برای شهروندان، جذب سرمایه‌گذاری‌ها و تحقق توسعه در همه زمینه‌ها رقابت وجود دارد. اما منشأ ناآرامی‌های سیاسی در منطقه شناخته شدهاست؛ شامل سازمان‌های تروریستی مثل «داعش»، «القاعده»، «اخوان المسلمین» و سیاست‌های نظام ایران حامی نخست تروریسم و تندروی. زمان را برای مقابله‌های جزئی با افراط گرایی هدر نمی‌دهیم و تاریخ، بی فایده بودن آنها را ثابت خواهد کرد.. به یاری خداوند در راه مواجهه قاطعانه با همه انواع تندروی، فرقه‌گرایی و سیاست‌های حامی آنها بدون درنگ گام برمی‌داریم.
پادشاهی سعودی قبله مسلمانان و کشور حرمین شریفین است، خداوند ثروتهای طبیعی، موقعیت استراتژیک، رهبرانی حکیم از زمان ملک بنیانگذار (طیب الله ثراه) تا دوره مبارک مولایم خادم حرمین شریفین و ملتی سختکوش، خلاق و مبتکر به آن بخشیده‌است. خدا را شاکریم که کشور ما امروزه از نعمت امنیت، ثبات و رفاه برخوردار است و جایگاهی جز صدارت در همه زمینه‌ها با وجود همه شرایط و چالش‌ها برازنده آن نیست. آسوده نخواهیم شد مگر اینکه به این هدف در وهله اول برای وطنمان در وهله دوم برای برادرانمان در منطقه برسیم.
* حضرتعالی به حوادث سودان از جمله ناآرامی‌ها و تحولات سیاسی چگونه می‌نگرید؟
- امنیت سودان و ثبات آن برای ما مهم است و ثبات آن فقط برای موقعیت استراتژیک آن و خطر فروپاسی نهادهای حکومتی آن نیست، بلکه روابط برادری مستحکم میان دو ملت نیز مطرح است. برادران و خواهران ما در سودان از گذشته تاکنون بخشی از بافت اجتماعی ما هستند، نقش آفرینی‌های مشهودی در طول تاریخ حرکت ما در زمینه‌های مختلف داشته‌اند. در پادشاهی از هیچ تلاشی برای تحقق ثبات و امنیت سودان و ملت بزرگوار آن فروگذار نخواهیم بود. ما از مرحله تصمیم‌گیری دربارهٔ اقداماتی به سود ملت سودان گذشتیم و بخشی از وظیفه برادرانه در قبال برادران سودانی خود همچون بسته مساعدت‌های اقتصادی و سپرده گذاری مبلغ ۲۵۰ میلیون دلار در بانک مرکزی سودانی را تقدیم آنها کردیم؛ و به حمایت مان از برادران سودانی خود در همه زمینه‌ها تا رسیدن سودان به استحقاق خود در رفاه، شکوفایی و پیشرفت ادامه خواهیم داد.
* سه سال از گشایش چشم‌انداز ۲۰۳۰ گذشت.. به کجا رسیده‌ایم؟
- از مرحله برنامهریزی و طراحی به مرحله اجرا در همه بخش‌ها رسیده و نتایج عملی را در جهان واقعیت می‌بینیم. به‌طور مثال در خصوص توسعه بخش مالی، بازار مالی پیشرفت قابل توجهی داشته به طوری که این بازار پس از آغاز چشم‌انداز به سه شاخص جهانی دست یافت که عبارتند از شاخص «فوتسی»، شاخص «مورگان استنلی» ویژه بازارهای نوپا و شاخص «استاندرد اند پورز داو جونز». از این شاخص‌ها سرمایه‌هایی در حدود میلیاردها ریال سعودی به بازار تزریق می‌شود، همچنین تعداد سرمایه گذاران در صندوق‌های سرمایه‌گذاری برای اولین بار از سال ۲۰۰۶ به نسبت ۴۰ درصد افزایش یافت. اخیراً پادشاهی بیشترین پیشرفت در میان کشورهای پررقابت در گزارش کتاب سالانه ۲۰۱۹ مرکز جهانی رقابت پذیری وابسته به مؤسسه بین‌المللی مدیریت توسعه (IMD) را کسب کرده‌است و با ۱۳ پله صعود نسبت به سال گذشته، حائز رتبه بیست و ششم شده همچنین رتبه هفتم کشورهای گروه ۲۰ را در اختیار دارد.
در بخش ارتباطات و داده‌ها نیز پیشرفت قابل توجهی را رقم زدیم به طوری که مشارکت اقتصاد دیجیتال در تولید محلی به‌طور مستقیم و غیرمستقیم افزایش یافت، همچنین پادشاهی در میان ۱۰ کشور دارای بیشترین رشد در زمینه تجارت الکترونیک در جهان به نسبت ۳۲ درصد قرار گرفت. در عین حال سرعت اینترنت برای سرعت بخشیدن به تحرک دیجیتالی به میزان ۴ برابر افزایش یافت.
همچنین پادشاهی اولین کشور در خاورمیانه و شمال آفریقا بود که خدمات نسل پنجم 5G را در سال ۲۰۱۸ در منطقه شرقیه به‌طور آزمایشی را وارد مدار کرد و امروزه هزار عدد برج اتصال در سطح پادشاهی این خدمات را ارائه می‌دهند و کار برای توسعه آنها در حال انجام است.
اما در زمینه انرژی و صنعت، میزان صادرات غیرنفتی ۲۲ درصد در سال ۲۰۱۸ در مقایسه به سال قبل آن افزایش یافت و بسیاری از شهرک‌های صنعتی در مناطق مختلف پادشاهی را راه اندازی کردیم، این مسئله نشانگر اهتمام دولت خادم حرمین شریفین برای توسعه متوازن و جامع برای همه شهرها و مناطق است. از جمله این مناطق سبارک، جازان، وعد الشمال که مرحله اول پروژه‌های تولید فسفات و کود فسفاتی به پایان رسید و مرحله دوم آن آغاز شده‌است که به یاری خدا با این طرح سعودی تبدیل به دومین کشور تولیدکننده کود فسفاتی در جهان می‌شود.
لازم به یادآوری است آنچه که در سعودی در حال رخ دادن است صرف اصلاحات مالی و اقتصادی برای تحقق یک سری ارقام و اعداد مشخص نیست، بلکه تغییر ساختاری جامع برای اقتصاد کلان است که هدف از آن ایجاد تغییر در عملکرد اقتصادی و توسعه ای در دوره‌های متوسط و بلندمدت است. اصلاحات اقتصادی و ساختاری بزرگی را انجام دادیم که نقش به سزایی در تحقق توازن مالی، ساماندهی امور مالی دولتی، متنوع سازی منابع درآمدی همزمان با محافظت از استمرار رشد اقتصاد کلان، پایداری امور مالی عمومی، حمایت از هزینه‌های اجتماعی و تشویق بخش خصوصی به عنوان شریک اصلی در رشد توسعه و اهداف چشم‌انداز دارد.
* اما برخی از ناکامی‌ها در تعدادی از ابتکارعمل‌های متعلق به چشم‌انداز سخن می‌گویند؟
آنچه که در سعودی در حال رخ دادن است تغییر ساختاری جامع برای اقتصاد کلان است که هدف از آن ایجاد تغییر در عملکرد اقتصادی و توسعه ای در دوره‌های متوسط و بلندمدت است. چشم‌انداز ۲۰۳۰ سعودی و برنامه‌های منشعب شده از آن همچون همه برنامه‌ریزی‌های استراتژیک نیازمند به روز رسانی، اصلاح طبق شرایط و داده‌هایی که هنگام اجرایی کردن خود را نشان می‌دهند، بدون آن که خللی به اصول چشم‌انداز و اهداف آن وارد شود. همچنین از این طریق بهترین نتایج حاصل شود، به ویژه اینکه ما در بهترین کیفیت تصمیم‌گیری بر پایه پژوهش‌ها، تحلیل‌ها، ارقام، واقعیت‌ها و گزارش‌ها هستیم؛ و در پاسخ به سؤال شما دربارهٔ ناکامی برخی از ابتکارعمل‌های مرتبط با چشم‌انداز باید بگویم: پیش‌بینی ما غیر از این است، زیرا برنامه‌های چشم‌انداز ۲۰۳۰ سعودی به‌طور فعالی در مسئله تحول اقتصادی نقش آفرینی می‌کند.. و ما اکنون در حال انتقال از اقتصاد تک محصولی به اقتصاد تولیدی و رقابتی در سطح جهان هستیم.
* شاید برخی بگویند که صندوق سرمایه‌گذاری‌های عمومی از طریق سرمایه‌گذاری‌های مستقیم و پروژهای کلان و غول پیکر مزاحم بخش خصوصی باشد، نقش آن در تحقق چشم‌انداز چیست و چگونه از هرگونه اثرات منفی آن جلوگیری می‌شود؟
- همگام با «چشم‌انداز ۲۰۳۰» و به منظور تحقق اهداف آن، بازنگری در نقش صندوق سرمایهگذاریهای عمومی و بازسازی آن با هدف تبدیل آن به صندوق سرمایه‌گذاری حاکمیتی دولت، در سال ۲۰۱۵ برای راه اندازی مجدد صندوق با رویکرد و پیام جدید و با هدف گذاری پیشرفت بخش‌های جدید در سعودی، سرمایه‌گذاری در شراکت‌های بین‌المللی پیشرو و تشکیل مجدد هیئت مدیره به رهبری خودم اقدام کردیم.
در سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸ تعداد کارمندان از ۴۰ نفر به چیزی در حدود ۵۰۰ نفر افزایش یافت. همچنین دارایی‌های صندوق سرمایه‌گذاری عمومی از ۵۰۰ میلیارد ریال به چیزی در حدود یک تریلیون ریال سعودی افزایش یافت، یعنی یک برابر افزایش در دو سال.
صندوق هم‌اکنون ابزاری بسیار مهم از ابزارهای حکومت برای متنوع سازی اقتصاد است و سرمایه‌گذاری محلی و بین‌المللی را هدف قرار داده‌است. در سرمایه‌گذاری‌های محلی نیز سرمایه‌گذاری‌هایی را نشانه می‌گیرد که بخش خصوصی به تنهایی از عهده آنها بر نمی‌آید و از طریق ابرطرح‌هایی همچون نیوم، دریای سرخ و القدیه ده‌ها و چه بسا صدها فرصت سرمایه‌گذاری با سودهای خوب برای بخش خصوصی ایجاد می‌کند. همچنین مشارکت بخش خصوصی برای صندوق سرمایه‌گذاری عمومی و دولت بسیار حائز اهمیت است و از میان ۱۳ برنامه چشم‌انداز یک برنامه را برای خصوصی‌سازی به منظور میدان دادن به بخش خصوصی به منظور مشارکت در سرمایه‌گذاری، دستیابی به بازدهی مناسب، بالابردن کارایی هزینه‌ها و بهبود خدمات در نظر گرفتیم.
اما در خصوص سرمایه‌گذاری‌های خارجی، علاوه بر دست یابی به بازدهی مناسب، صندوق در راه اندازی شراکت‌های اقتصادی زمینه‌ساز انتقال دانش، تشویق کننده سرمایه‌گذاری‌های با راندمان بالا و تقویت کننده محتوای محلی نقش مهمی ایفا خواهد کرد. از این طریق سودهای بلندمدت قابل استفاده برای نسل‌های بعدی نیز ایجاد می‌شود. صندوق همچنین بخش‌های استراتژیک جدید مثل گردشگری و سرگرمی را نشانه گرفته‌است. این بخشها نقش مهمی در تشویق سرمایه‌گذاری‌های خارجی، توسعه منطقه ای و ایجاد فرصت‌های شغلی، افزایش کیفیت زندگی دارند.
علاوه بر این، صندوق کارهای خود را از طریق سطح حاکمیتی بسیار بالا و استراتژی سرمایه‌گذاری شفاف مصوب شده پس از اصلاحات سال ۲۰۱۵ انجام می‌دهد، به طوری که صندوق در قالب مجموعه ای شامل هیئت مدیره، کمیته اجرایی و کمیته سرمایه‌گذاری که به ایفای نقش واضح زمینه‌ساز ضمانت اجرایی کارها به‌طور بسیار حرفه ای است، همچنین صندوق دارای کیفهای سرمایه‌گذاری توزیع شده براساس اولویت‌های توسعه ای همچون کیف صندوق در شرکت‌های سعودی، کیف سرمایه‌گذاری‌های هدفمند برای پیشرفت بخش‌های آینده دار و کیف پروژه‌های کلان است.
* حضرتعالی دربارهٔ خصوصی‌سازی صحبت کردید.. از آخرین تحولات مربوطه بگویید؟
- هم‌اکنون یک مرکز متمایز و جهانی برای خصوصی‌سازی ساخته شده براساس بهترین تجارب بیش از ۲۰ کشور در اختیار داریم. در راه اندازی این مرکز یک هسته قانون‌گذاری ضامن حق حکومت و سرمایه‌گذار است. یک سری فرصت‌های آینده دار برای خصوصی‌سازی در ۱۲ بخش تعیین کرده‌ایم. هدف ما این است که این مرکز نقش دولت فعال را تقویت کند و مشارکت بخش خصوصی در تولید محلی را افزایش دهد.
مرکز ملی خصوصی‌سازی در سال ۲۰۱۹ از ۵ توافقنامه به ارزش کلی بیش از ۱۲٫۵ میلیارد ریال پشتیبانی کرده‌است. این امر از طریق شرکت‌های محلی و بین‌المللی در زمینه‌های مختلف با سرمایه‌گذاری خارجی از ۶ کشور به ارزش بیش از ۷۰ درصد صورت گرفته‌است. این توافقنامه‌ها شامل پروژه‌های ساماندهی فاضلاب، نمک زدایی آب و خدمات بهداشتی از طریق مراکز درمان دیالیزی‌ها می‌شود.
این مرکز هم‌اکنون روی پایان دادن به توافقنامه‌هایی با ارزش بیش از ۲ میلیارد ریال در زمینه‌های مختلف همچون آسیاب گندم، خدمات پزشکی و ترانزیت کار می‌کند. پیش‌بینی می‌شود که این توافقنامه‌های تا پایان ۲۰۱۹ محقق شوند. همچنین کار روی تخصیص پروژه‌های ویژه آموزش در سال ۲۰۲۰ به واسطه سرمایه‌گذاری‌هایی با اعتبار بیش از یک میلیارد ریال در حال انجام است.
همچنین بخش خصوصی در آینده بزرگترین سرمایه‌گذار در بخش برق به ویژه بخش تولید از طریق پروژه‌های انرژی تجدیدپذیر کلان که قبلاً از آنها گفته بودیم، خواهد بود.
* در میان این تحول اقتصادی، پیام حضرتعالی به شهروندان چیست؟
- مفتخرم که شهروند سعودی امروز سکان تغییر را به دست گرفته، علیرغم اینکه بسیاری از سر نگرانی در برابر چشم‌انداز به دلیل وسعت تغییراتی که موجب می‌شود، مقاومت کردند. بسیار کسانی بودند که به من گفتند سخت‌ترین چیزی که که در تحول استراتژیک با آن مواجه خواهی شد همانا مقاومت است، اما این عامل را جوان سعودی ناچیز دیدم به طوری که خود جلوتر از ما زده و خود در حال رهبری این تغییر است. مایلم از نقش جوانان باتجربه در این جنبشی که در پادشاهی به راه افتاده تمجید کنم. چشم‌انداز حقیقتاً جوان است. روح آن جوان است.
همچنین اکنون گفتگوها از تغییری که حکومت در پی آن است به تغییری که همه به دنبال آن هستیم مبدل شده‌است.
* موضوع عرضه سهام «آرامکوی سعودی» در بازارهای جهانی را دنبال می‌کنیم، اما در این زمینه اطلاعات کمی از عرضه و زمان آن وجود دارد. این موضوع به کجا انجامید؟ چه اقداماتی در این زمینه صورت گرفته‌است؟
- ما به عرضه اولیه عمومی سهام «آرامکوی سعودی» طبق شرایط و زمان مناسب پایبند هستیم. پیش‌بینی من این است به یاری خدا در بین سال‌های ۲۰۲۰ و آغاز ۲۰۲۱ خواهد بود. تعیین مکان عرضه سهام فعلاً زود است. در این زمینه گام‌های خوبی برداشته شد و چارچوب زمانی عرضه وابسته به عوامل مختلفی همچون: تناسب اوضاع بازار برای اجرای فرایند عرضه باتوجه به کلان بودن عرضه اولیه عمومی آرامکو و فرایند تسلط آرامکو بر سهم صندوق سرمایه‌گذاری‌ها در «سابک» خواهد بود. این قرارداد باتوجه به تحول جامعی که ایجاد خواهد کرد به ایجاد یک شرکت انرژی و پتروشیمی ملی غول پیکر و متکامل منجر خواهد شد که می‌تواند بخش انرژی جهانی را راهبری کند امکان رشد در آرامکو و سود آن در نوسانات معمول بازار نفت را فراهم کند.
در چارچوب آماده‌سازی برای عرضه اولیه عمومی سهام آرامکو گام‌های مهمی برداشته شد همچون صدور سیستم مالیاتی مواد هیدروکربنی، تجدیدنظر در توافقنامه انحصاری، تعیین هیئت مدیره جدید برای شرکت، حسابرسی مستقل در ذخایر نفتی پادشاهی و اعلام رسمی آنها برای اولین بار و همچنین صورت‌های مالی حسابرسی شده آنها. همه این‌ها در تقویت اصل شفافیت به عنوان یکی از اصول اساسی در چشم‌انداز برای صیانت منافع سرمایه گذاران احتمالی سهیم خواهد بود؛ و در مقابل آرامکو دستاوردهای مختلفی در برنامه داخلی هدفمند خود برای عرضه اولیه سهام به دست آورده‌است. از مهمترین بندهای آن برنامه اصلاح اساسنامه و قوانین داخلی، تبدیل آن به یک شرکت مشارکتی، همگام شدن فهرست‌ها و گزارش‌های مالی داخلی برای بخش‌های بازرگانی در راستای نیازهای بازارهای مالی احتمالی برای عرضه است. این مسئله موجب رضایت سرمایه گذاران در جهان شده و اخیراً در عرضه بی‌سابقه اوراق قرضه آن را مشاهده کردیم.
 



جنگ ایران در عراق ادامه دارد… صحنه‌هایی از تکمیل نفوذ گروه‌های مسلح

«یکی از نیروهای الحشد الشعبی با یک موتورسیکلت در حال گشت‌زنی در غرب کشور (از سایت این نهاد)»
TT

جنگ ایران در عراق ادامه دارد… صحنه‌هایی از تکمیل نفوذ گروه‌های مسلح

«یکی از نیروهای الحشد الشعبی با یک موتورسیکلت در حال گشت‌زنی در غرب کشور (از سایت این نهاد)»

«اگر ناگزیر از سقوط شدی، شهاب‌سنگ باش». عبارتی که بر دیواری در داخل منطقه سبز بغداد نوشته شده است. در کنار آن، نقاشی جنگجویانی بی‌چهره دیده می‌شود که کلاه‌خود بر سر دارند و سلاح حمل می‌کنند. به نظر می‌رسد آن‌ها آماده جنگیدن در جبهه‌های مختلف هستند.
به احتمال زیاد، مقام‌های ارشد و افسران بغداد هنگام رفتن به دفتر کارشان در ساختمان‌های دولتی، از کنار این دیوارنگاره می‌گذرند؛ از جمله فرماندهان گروه‌های وابسته به «ارحشد الشعبی». اما پس از گذشت حدود دو ماه از جنگ آمریکا و ایران، روشن شده است که بسیاری از آن‌ها نمی‌خواهند شهاب‌سنگ‌هایی باشند که سقوط می‌کنند.
یک روز پیش از جنگ، تلاش می‌کردم در بغداد گفت‌وگو‌هایی انجام دهم. مقام‌های عراقی که با آن‌ها دیدار کردم، درگیر نشست‌های «فوری» بودند. یکی از آن‌ها گفت که کارمندان وزارت مهاجرت عراق در بحث‌هایی درباره وضعیت «هشدار احتمالی» شرکت کرده‌اند؛ چیزی که از نظر او «نشانه‌ای بسیار نگران‌کننده» بود.
بغداد صبح ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، با غرش حملات هوایی در تهران لرزید. عصر همان روز به ما گفته شد که تصویری از پیکر علی خامنه‌ای، رهبر ایران، چند ساعت پیش از اعلام خبر کشته شدنش توسط رئیس‌جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، به گوشی تلفن‌های فرماندهان «چارچوب هماهنگی» رسیده بود. سپس یکی از عجیب‌ترین شب‌های پایتخت عراق آغاز شد.
در بغداد، دو دسته از متحدان تهران دیده می‌شوند که در دو سوی کاملاً متضاد ایستاده‌اند. به نظر می‌رسید آن‌ها یا برای تسویه‌حساب‌هایی آماده می‌شوند که سال‌ها خاموش مانده بود، یا خود را برای تولدی تازه مهیا می‌کنند؛ تولدی که از سال ۲۰۰۳ بارها و بارها تکرار شده است.

«معترضی که پرچم ایران را در دست دارد، در جریان تلاش گروهی از معترضان برای یورش به دروازه منطقه سبز در مارس ۲۰۲۶ (الشرق الأوسط)»

«آیا این‌ها واقعاً پیرو خامنه‌ای هستند؟»

روز دوم جنگ. منطقه سبز در حالت آماده‌باش است. خیابان‌های بسته، موانع و ایست‌های بازرسی، نیروهای امنیتی که افرادی را که مجوز ورود به منطقه دولتی ندارند، بررسی می‌کنند. حکومت نظامی اعلام نشده، اما عملاً در میان یک منع رفت‌وآمد اعلام‌نشده حرکت می‌کنی.
عصر همان روز، جنبش «عصائب اهل الحق» به رهبری قیس الخزعلی، مجلس عزاداری برای علی خامنه‌ای برپا کرد. ده‌ها نفر در نزدیکی پل جمهوری در مرکز بغداد تجمع کردند. کاروانی از خودروهای «شورولت تاهو» ــ که میان طیف گسترده‌ای از سیاستمداران، مقام‌ها و رهبران گروه‌های مسلح محبوب است ــ آن‌ها را همراهی می‌کرد. عزاداران زیر بنای تاریخی «یادمان آزادی» پلاکاردهایی در سوگ خامنه‌ای در دست داشتند و حلقه‌ای از نیروهای امنیتی از آن‌ها محافظت می‌کرد؛ بی هیچ درگیری.
رفت‌وآمد روی پل عادی بود. خودروها روان به سمت دروازه شرقی منطقه سبز حرکت می‌کردند، جز تجمع کوچکی از خبرنگاران شبکه‌های حزبی که از سوی گروه‌های دارای نفوذ در دولت تأمین مالی می‌شوند و با «عزاداران کشته شدن خامنه‌ای» گفت‌وگو می‌کردند. همبستگی‌ای خاموش بود که دیری نپایید و جمعیت پراکنده شد.
در سال ۲۰۱۹، همین صحنه خونین بود؛ زمانی که صدها جوان که تقریباً هر روز علیه فساد و نفوذ ایران در بغداد با شعار «ایران برا برا/ ایران برو بیرون» تظاهرات می‌کردند، کشته یا زخمی شدند. اکنون، پس از گذشت ۷ سال و ۴۰ روز از جنگ، دیگر صدای آن‌ها شنیده نمی‌شود؛ برخی از آنان کاملاً در احزاب ائتلاف حاکم ادغام شده‌اند.
در فاصله ۴ کیلومتری از آن عزاداری خاموش، اوضاع در پل معلق منتهی به ورودی غربی منطقه سبز خشن و پرهیاهو بود. ده‌ها نفر بی‌اعتنا به موانع امنیتی به جلو هجوم می‌بردند. آن‌ها می‌خواستند به سفارت آمریکا برسند. جوانانی را دیدم که با سوز گریه می‌کردند، به رهگذران خیره می‌شدند و کسانی را که نشانی از اندوه نداشتند، زیر نظر می‌گرفتند؛ گویی می‌پرسیدند: «مگر می‌شود غمگین نباشی؟»
در نگاه نخست، اعتراض‌ها خودجوش به نظر می‌رسید. چهره‌ها هم‌زمان هراسان و خشمگین بودند. برخی به سوی نیروهای امنیتی ــ که ورودی پل را با موانع فولادی و خودروهای بزرگ حامل آب‌پاش بسته بودند ــ سنگ پرتاب می‌کردند. برخی دیگر پرچم‌های ایران را در دست داشتند و علیه ترامپ، «قاتل رهبر»، شعار می‌دادند.
یک بولدوزر بزرگ، جمعیت را به سمت مانع امنیتی شکافت؛ پشت سرش ابری سیاه، موجی از گردوغبار و مردان نقاب‌دارِ چوب‌به‌دست حرکت می‌کردند. تیراندازی با گلوله جنگی و شلیک گاز اشک‌آور آغاز شد. بولدوزر مقابل یک دیوار بتنی متوقف شد و موتور آن، بی‌آنکه بتواند دژ امنیتی را بشکند، از کار افتاد؛ و همین باعث شد شعارها بلندتر و پرطنین‌تر شوند.
از یکی از معترضان پرسیدم اگر راه به سمت سفارت واشنگتن باز باشد چه خواهد کرد. گفت: «نمی‌دانم. مهم نیست. حتی اگر خودم را روی یک تانک بیندازم». از پرسش من تعجب کرده بود و تلاش می‌کرد متوجهم کند: «رهبر ما را کشتند... او ولیّ ما بود. می‌دانی این یعنی چه؟». در طول شب، مقام‌ها اعلام کردند که ده‌ها نفر از هر دو طرف ــ معترضان و نیروهای امنیتی ــ زخمی شده‌اند.
واقعیت این بود که تا چند روز پیش، هر دو در یک صف بودند؛ دولت و گروه‌های مسلح. معترضان در هر دو پل نیز پیش از کشته شدن خامنه‌ای، در یک سنگر قرار داشتند. «گروه‌ها»، «مقاومت» و «الحشد الشعبی» در روزهای بعد، راه‌ها و آسمان را برای پهپادها و حملات هوایی آمریکا باز کردند.
به‌جز این دو طیف از متحدان ایران ــ که به نظر می‌رسید فضای عمومی بغداد را در انحصار خود گرفته‌اند ــ بخشی از شیعیان عراق، جنگ را فرصتی برای اعلام انتقاد از نفوذ ایران در کشور می‌دیدند؛ اما به گفته فعالانی که با آن‌ها گفت‌وگو کردیم، «کارزار ارعاب، دهانشان را بسته بود».
در طول جنگ، نزدیکان ایران خواستار مجازات مخالفانش در عراق شدند. در شبکه‌های اجتماعی، تصاویر شکایت‌هایی علیه این افراد منتشر می‌شد؛ برخی از آن‌ها توسط دستگاه‌های امنیتی بازداشت شدند، اما دادگاه‌ها هنوز به این پرونده‌ها رسیدگی نکرده‌اند. افزون بر این، وبلاگ‌نویسانی بودند که تصاویر چهره‌های تأثیرگذار را با عنوان «روزی برای حسابرسی شما خواهد آمد» منتشر می‌کردند.
در میدان نیز گروه‌های مسلح زیر چتر آنچه «مقاومت اسلامی در عراق» خوانده می‌شود، از همان ساعات نخست پس از کشته شدن خامنه‌ای ده‌ها حمله انجام دادند. استفاده از عنوان «مقاومت» یکی از روش‌های «سپاه پاسداران» و گروه‌های عراقی برای پنهان کردن عاملان اصلی بود؛ در حالی که بسیاری از رهبران این گروه‌ها در طول جنگ ناچار بودند روی طنابی باریک راه بروند، چرا که همواره وعده داده بودند در دولت ادغام شوند و «انحصار سلاح» در دست حکومت باشد.
یکی از فرماندهان یک گروه مسلح می‌گوید که «در تمام هفته‌های جنگ علیه ایران مطمئن نبود که آیا نیروهای مسلح تحت امرش در حملات علیه آمریکایی‌ها و اقلیم کردستان مشارکت داشته‌اند یا نه». البته قطعی نیست که واقعاً چیزی نمی‌داند.
در خلال گفت‌وگوهایی با شخصیت‌های امنیتی و سیاسی عراقی و غربی، تلاش کردیم بفهمیم که رهبران گروه‌های مسلح در عراق ــ و در پشت سر آن‌ها «سپاه پاسداران» ــ چگونه انتقال روان این گروه‌ها میان نهادهای دولتی و شبه‌نظامیان را مدیریت می‌کنند، و این‌که جنگ چگونه همچون نوری افشاگر، بخش‌های تاریک نفوذ ایران در کشور را آشکار کرده است.
فرضیه‌های مختلفی درباره موفقیت این روند وجود دارد، اما محتمل‌ترین آن‌ها این است که ایران «رشته نخاعی» ارتباط میان همه را در دست دارد؛ چه در دولت و چه میان نیروهای مسلح خارج از کنترل آن. و میان این دو، نبردی تلخ ــ و شاید مرگبار ــ بر سر منابع و نفوذ جریان دارد.

نیروهای «الحشد الشعبی» در جریان استقرارشان در منطقه‌ای کشاورزی در نزدیکی بغداد (وب‌سایت این نهاد)

شبه‌نظامیان به‌مثابه «تیول‌دار»

خودرو به‌آرامی در امتداد رودخانه‌ای کوچک در یکی از دشت‌های وسیع جنوب بغداد حرکت می‌کند. تا چشم کار می‌کند، توده‌های آجر و مصالح ساختمانی در دل روستا پراکنده‌اند.
دهه‌ها بود که مردم اینجا غلات و سبزیجات می‌کاشتند و محصولات خود را به دولت یا بازارهای محلی می‌فروختند. برخی از آنان از برنامه‌های اصلاحات ارضی دهه ۱۹۶۰ بهره برده بودند؛ برنامه‌هایی که در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ رو به افول گذاشت و پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، به‌تدریج از میان رفت.
یکی از معتمدان محلی در جنوب بغداد، مردی ۷۰ ساله، وضعیت زمین‌ها را این‌گونه توصیف می‌کند: «انگار به شکلی خشن به دوران تیول‌داری بازمی‌گردیم. موجی از اربابان جدید در حال پیشروی است (...) موضوع فقط اختلاف بر سر مالکیت نیست؛ بلکه قدرتی نامرئی بر منابع کنترل دارد.»
اگرچه این مرد از بیان جزئیات درباره چگونگی از دست دادن زمینش ــ که حدود ۷ سال پیش رخ داد و در مسیر میان بغداد و بابل در جنوب امتداد دارد ــ خودداری می‌کند، اما منابعی این ماجرا را «هزارتویی از عملیات متعدد کلاهبرداری که بوروکراسی دولتی نفوذپذیر گروه‌های مسلح از آن محافظت می‌کند» توصیف می‌کنند.
او می‌گوید: «این زمین‌ها جنگلی از سرمایه‌گذاری‌ها شده‌اند که در سایه‌های آن، تأسیسات متعلق به گروه‌های مسلح پنهان است.» و می‌افزاید: «آن‌ها را می‌شناسم. برایت بسیار دوستانه به نظر می‌رسند، اما پس از جنگ اخیر، به‌شدت عصبی و بدگمان شده‌اند.»
به نظر می‌رسد راهبرد گروه‌های مسلح در تصاحب این زمین‌ها، فراتر از آن چیزی است که دو مقام ــ یکی پیشین و دیگری فعلی ــ در وزارت کشاورزی عراق آن را «مرغ تخم‌طلایی» توصیف می‌کنند؛ بلکه در بلندمدت، «بلعیدن مداوم جغرافیا به سود نفوذ سیاسی ایران» است.
یکی از فرماندهان شیعه در یکی از گروه‌های مسلح می‌گوید: «هر وجب زمینی که (حزب‌الله) در جنوب لبنان از دست می‌دهد، ایران آن را با کیلومترها زمین در عراق جبران می‌کند.»
اما گروه‌های مسلح در مسیر پیشروی خود به سوی این زمین‌ها با یکدیگر برخورد می‌کنند. اغلب، اوضاع از کنترل خارج شده و به تنش یا درگیری مسلحانه می‌انجامد. در ژوئیه ۲۰۲۵، یک پلیس، یک غیرنظامی و یکی از اعضای «کتائب حزب‌الله» پس از رویارویی خشونت‌آمیز میان نیروهای دولتی و این گروه ــ که برای جلوگیری از انتصاب مدیر جدید اداره کشاورزی بغداد در منطقه «الدوره» در جنوب پایتخت به ساختمان آن یورش برده بود ــ کشته شدند. اما این عملیات در واقع پوششی برای «بازچرخانی نفوذ میان گروه‌های مسلح» بود؛ چنان‌که آن فرمانده شیعه می‌گوید.
پس از این درگیری‌ها، دولت اعلام کرد که مسئول اداره مربوط به تنظیم قراردادهای زمین‌های کشاورزی، پیش از برکناری‌اش، در «جعل قراردادهایی دست داشته که منجر به غصب زمین‌های کشاورزی از مالکان قانونی آن‌ها شده است».
روایت دولت منسجم به نظر می‌رسد، اما همه واقعیت را بازتاب نمی‌دهد. منابع مختلف ــ چه دولتی و چه وابسته به گروه‌های مسلح ــ می‌گویند درگیری‌های اداره کشاورزی تنها آخرین حلقه از سلسله عملیات سیاسی‌ای بود که ماه‌ها پیش از آن برای جابه‌جایی نفوذ گروه‌های مسلح بر این زمین‌ها آغاز شده بود. یکی از این منابع می‌گوید: «موضوع، به‌سادگی، مدیریت نزاع بر سر منابع میان شبه‌نظامیان است.»
این نخستین تنش از این نوع در سال‌های اخیر نبود. از سال ۲۰۲۰، اداره امنیت «الحشد الشعبی» ــ که چتر رسمی همه گروه‌های مسلح در عراق به شمار می‌رود ــ فرماندهان شبه‌نظامیانی را که پیش‌تر در جنگ با داعش نقش داشتند بازداشت و دفترهای آنان را در بغداد تعطیل کرده است. از جمله «سرایا طلائع الخراسانی» به رهبری علی الیاسری و معاونش حمید الجزایری، و نیز گروه «جیش المختار» به رهبری فردی به نام واثق البطاط. پیش از آن‌ها نیز فردی به نام حمزه الشمری بازداشت شده بود؛ کسی که در فعالیت‌های گردشگری میان بغداد و بیروت نقشی محوری داشت و به قاچاق پول و تجارت مواد مخدر متهم بود، و منابع متعددی از ارتباط نزدیک او با شبه‌نظامیان عراقی سخن گفته‌اند.
همچنین حوادثی که به‌عنوان «آتش‌سوزی در مرغداری‌هایی در کوت، بیمارستانی در بابل، رستوران‌هایی در بغداد و شرکت‌های کوچکی در بصره» ثبت شده‌اند، در واقع بنا بر شهادت یک مقام امنیتی، یک مسئول محلی و یکی از اعضای یک گروه مسلح، پیامدهای جانبی تنش میان گروه‌های مسلح بوده‌اند.
یکی از فرماندهان شیعه نزدیک به گروه‌های مسلح می‌گوید: «برخی از این گروه‌ها مانند صندوق مالی برای (سپاه پاسداران) ایران عمل می‌کنند، اما وقتی پولی بیش از سهم حامی اصلی به دست آورند، مجازات می‌شوند و از بازی کنار گذاشته می‌شوند.»
از نگاه نیک غازیتی، پژوهشگر آمریکایی متخصص در گروه‌های مسلح خاورمیانه که پیش‌تر در عراق فعالیت کرده است، «درگیری‌ها یا بازداشت‌هایی که هر از گاهی در میان شبه‌نظامیان عراقی رخ می‌دهد، معمولاً به یکی از دو دلیل است: یا رقابتی شدید بر سر منابع، یا مجازاتی که (سپاه پاسداران) علیه فرماندهان یا افرادی که از فرمانش سرپیچی کرده‌اند، اجرا می‌کند.»

عناصر تک‌تیرانداز در جریان یک دوره آموزشی در اردوگاهی وابسته به «حشد الشعبی» (وب‌سایت رسمی)

مدیریت گسترش نفوذ

برخی از رهبران این گروه‌ها به‌عنوان افرادی سرکش در برابر «سپاه پاسداران» شناخته می‌شوند. نزدیک‌ترین نمونه‌ای که معمولاً برای اشاره به این افراد مطرح می‌شود، اوس الخفاجی، رهبر گروه «ابوالفضل العباس» است؛ کسی که در نبرد با داعش در استان‌های صلاح‌الدین و الانبار شرکت داشت، اما «زبانش در برابر تهران تند شد».
در ژوئیه ۲۰۱۹، نیروهای «امنیت الحشد الشعبی» الخفاجی را بازداشت و دفتر او را در مرکز بغداد با این ادعا که «صوری» است، تعطیل کردند. چهار ماه بعد، او آزاد شد و اعلام کرد که دلیل بازداشتش، انتقاد از پروژه ایران در عراق و مخالفتش با کشتار معترضان جوان در اکتبر ۲۰۱۹ بوده است.
هشام داود، پژوهشگر مرکز ملی پژوهش‌های علمی فرانسه، معتقد است که تنش‌های مکرر میان گروه‌های مسلح صرفاً نزاع‌های مقطعی بر سر نفوذ یا منابع نیست، بلکه در اصل بازتاب دگرگونی‌های عمیق درونی در ساختار این نیروها و نشانه گذار آن‌ها از مرحله «شکل‌گیری» به مرحله «بازآرایی» در درون دولت و جامعه است. با این حال، او تأکید می‌کند که «نخستین نکته‌ای که باید تثبیت شود این است که این گروه‌ها ــ به‌ویژه آن‌هایی که به ایران وفادارند ــ در خلأ عمل نمی‌کنند و آزادی مطلق برای شکل دادن به واقعیت مطابق اراده خود ندارند.»
سجاد سالم، نماینده پیشین پارلمان عراق، می‌گوید فرضیه‌ای که به درک تنش‌های میان گروه‌های مسلح کمک می‌کند، درک عمق رقابت بر سر منابع اقتصادی است؛ زیرا نفوذ تنها به رهبران این گروه‌ها محدود نمی‌شود، بلکه شبکه‌ای گسترده زیر نظر آنان فعالیت می‌کند که شامل چهره‌های بانفوذ اجتماعی، سران قبایل، بازرگانان و ارتشی از کارمندان و کادرهای میانی بخش دولتی است. همه این افراد منافع متغیری دارند و «هر زمان این منافع با هم تلاقی کند، جرقه خشونت زده می‌شود، و معمولاً (سپاه پاسداران) اختلاف‌ها را حل‌وفصل می‌کند.»
همان‌طور که «سپاه پاسداران» ریتم رقابت را تنظیم می‌کند، از گسترش شبه‌نظامیان در خاک عراق نیز بهره‌برداری می‌کند؛ چرا که «صندوق‌های مالی» به‌عنوان منابع اساسی برای ایران گسترش می‌یابند و هم‌زمان زیرساخت‌های نظامی لازم برای توسعه نفوذ منطقه‌ای ساخته می‌شوند.
به گفته دو فرمانده از دو گروه مسلح، این مناطق برای ایجاد «اردوگاه‌های آموزشی که طی سال‌های گذشته میزبان جنگجویانی با ملیت‌های مختلف از کشورهای محور مقاومت بوده‌اند، در کنار انبارهای موشک، پهپادها، زندان‌های ویژه، مراکز بازجویی از مخالفان ایران و اتاق‌های فرماندهی عملیاتی» ضروری بوده‌اند.
یکی از این دو نفر می‌گوید: «هر تأسیسات نظامی با زمین‌های کشاورزی، پروژه‌های سرمایه‌گذاری و مجتمع‌های گردشگری احاطه شده بود؛ جاهایی که جامعه وابسته به اعضای گروه‌های مسلح و حلقه‌های مختلف بهره‌مند از آن‌ها در آن فعال بودند.»
در جنگ اخیر، مزیت میدانی این گسترش جغرافیایی آشکار شد؛ به‌گونه‌ای که از تأسیساتی استفاده شد که حملات موشکی و پهپادی از داخل دشت‌های جنوب و غرب کشور، در مناطق نزدیک به نوار مرزی با کشورهای خلیج عربی، از آن‌ها انجام می‌گرفت؛ کشورهایی که هدف ده‌ها حمله پهپادی و موشکی قرار گرفتند. در اطراف بغداد نیز، اهداف آمریکایی در داخل پایتخت مورد حمله قرار گرفتند و در شمال، در نینوا و کرکوک ــ که به اهدافی در اقلیم کردستان نزدیک‌اند ــ عملیات‌هایی صورت گرفت.

-تصویری که ارتش آمریکا در سال ۲۰۰۶ منتشر کرده است؛ مربوط به آموزش نیروهای امنیتی محلی در سامرا در شمال بغداد

زندگی گروه‌های مسلح... تاریخ ادغام

هفته دوم جنگ. قانون‌گذاران، مقام‌های دولتی و افسران دستگاه‌های امنیتی مختلف در مراسم عزاداری و تشییع نمادین علی خامنه‌ای، رهبر ایران ــ که هنوز در کشورش تشییع نشده بود ــ شرکت می‌کنند. به‌احتمال زیاد، این مناسبت زمان و مکانی بود که رقیبان می‌توانستند بدون تنش در کنار هم جمع شوند؛ آتش‌بسی میان دو طیف از یک متحد واحد: یکی ادغام‌شده در دولت و دیگری در انتظار در «مقاومت». در نهایت، به نظر می‌رسد همه در یک قایق قرار دارند.
منطقه خاکستری از فضای عمومی عراق ناپدید شده است؛ بسیاری دیگر توان ابراز دیدگاه‌های میانه‌رو را ندارند. یک وبلاگ‌نویس شناخته‌شده در پلتفرم «ایکس» به من گفت که در نشستی که سفارت ایران در بغداد برگزار کرده بود شرکت کرده و شنیده است که یک دیپلمات ایرانی، فعال عراقی‌ای را که «در دفاع از ایران» چیزی ننوشته بود، سرزنش می‌کرد.
نه‌چندان دور از این فضا، اتفاقی بود که برای هادی العامری، رئیس «گروه بدر»، رخ داد؛ زمانی که اعضای یک قبیله در جنوب کشور ــ که گفته می‌شود با گروه‌های مسلح و شبکه وفاداری به رهبر ایران ارتباط سازمانی دارند ــ به او حمله کردند.
به نظر نمی‌رسد گروه‌های شیعه‌ای که وارد عرصه سیاست شده و در آن ادغام شده‌اند، در ایران چندان مورد رضایت باشند. با شدت گرفتن حملات متقابل در طول جنگ، خشم ایران نسبت به آن‌ها افزایش یافت. در ۱۷ مارس ۲۰۲۶، محمد اسد قصیر، مدیر دفتر رهبر ایران در لبنان، از «مواضع مردد رهبران (چارچوب هماهنگی) درباره حمایت از جمهوری اسلامی ایران» انتقاد کرد.
در انتخابات نوامبر ۲۰۲۵، نمایندگان گروه‌های مسلح ــ بنا بر برآوردهای رایج در رسانه‌های محلی ــ بیش از ۱۰۰ کرسی در مجلس عراق به دست آوردند. از آن زمان، آتش چانه‌زنی‌ها برای تشکیل دولت درگرفت؛ بیشتر این گروه‌ها بر سر سهم خود از وزارتخانه‌ها رقابت می‌کنند و نفوذ تعیین‌کننده‌ای در انتخاب نامزد نخست‌وزیری دارند.
یکی از فرماندهان شیعه می‌گوید: «نمایندگان گروه‌های مسلح تصمیم سیاسی را در داخل (چارچوب هماهنگی) در انحصار ندارند، اما می‌توانند اراده هر طرفی را که نماینده منافعشان نباشد، در هم بشکنند.»
جنگ هم‌زمان شد با گسترده‌ترین روند ادغام گروه‌های مسلح در نهادهای رسمی دولت ــ چه در قوه مجریه و چه در قوه مقننه ــ که عراق از زمان سقوط حکومت صدام حسین در سال ۲۰۰۳ تاکنون به خود دیده است. این روند دست‌کم هر پنج سال یک‌بار نیز رخ داده بود، اما هرگز تا این اندازه گسترده و سنگین نبود.
یکی از مقام‌های شیعه در «ائتلاف ملی» ــ که پیش‌تر چتر سیاسی دولت‌های نوری المالکی بود ــ می‌گوید: «دولت، پایان طبیعی گروه‌های مقاومت است؛ و این الزاماً به معنای اجرای خواست آمریکایی‌هایی که از سلاح خارج از کنترل ناراضی‌اند، نیست.» او می‌افزاید: «این روند با آمریکایی‌ها آغاز شد و به ما رسید (...) ما ناخواسته در آن شریک بوده‌ایم.»
نخستین روند ادغام شبه‌نظامیان در دولت به ژوئن ۲۰۰۴ بازمی‌گردد؛ زمانی که پل برمر، حاکم غیرنظامی آمریکا در عراق، فرمان شماره ۹۱ را صادر کرد که به شبه‌نظامیان اجازه می‌داد تحت عنوان ممنوعیت فعالیت، در ساختار دولت ادغام شوند. این فرمان، چیزی را پایه‌گذاری کرد که می‌توان آن را لحظه شکل‌گیری «منطقه خاکستری» دانست؛ فضایی که نفوذ ایران در سال‌های بعد در آن شکوفا شد.
این فرمان با شبه‌نظامیان چنان برخورد می‌کرد که گویی شرکت‌های امنیتی هستند؛ به تعبیر یک افسر بازنشسته وزارت کشور که اکنون خارج از عراق زندگی می‌کند. او می‌گوید: «گروه مسلح وارد وزارتخانه‌ها می‌شد، انگار قراردادی سرمایه‌گذاری امضا کرده است، اما در اصل، این یک نفوذ سیاسی بود.»

رازهای بازی ادغام

با هر موج ادغام، بازوهای جدیدی خارج از چارچوب رسمی پدیدار می‌شوند تا چرخه بازتوزیع نفوذ میان درونِ نهادهای حکومتی و بیرونِ مسلح ادامه یابد؛ چرخه‌ای که با تنش‌هایی همراه است و روندی رقابتی از رشد را بازتاب می‌دهد.
هشام داود، پژوهشگر، توضیح می‌دهد که «برخی از این گروه‌ها مستقیماً پس از سال ۲۰۰۳ شکل گرفتند، در حالی که بخشی دیگر در نتیجه انشعاب‌های پی‌درپی در فضای جریان صدر، به رهبری مقتدی صدر، پدید آمدند؛ جریانی که در آغاز، بستری گسترده برای گرایش‌های متفاوت بود، پیش از آنکه به گروه‌های مستقل و رقیب یکدیگر تجزیه شود.»
بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰، نخستین نفوذ سازمان‌یافته در نهادهای دولتی رخ داد؛ زمانی که گروه‌هایی مانند «گروه بدر» و «جیش المهدی» ــ که وابسته به جریان صدر بودند ــ وارد وزارت کشور و نهادهای اجرای قانون شدند، هم‌زمان با آنکه نفوذ سیاسی‌شان نیز رو به گسترش بود. در آن مرحله، صحنه فقط به گروه‌های ایدئولوژیک محدود نبود، بلکه گروه‌هایی با ماهیت محلی نیز پدیدار شدند که داود آن‌ها را «بیشتر شبیه جنگ‌سالاران» توصیف می‌کند؛ گروه‌هایی که از دگرگونی‌های اجتماعی سر برآوردند، جایی که تعصب‌های قبیله‌ای با اقتصاد غیررسمی درهم آمیخت و ساختارهایی با ویژگی‌های مافیایی ایجاد کرد.
نشانه‌های «دولت در دولت» در دوره‌ای پدیدار شد که پیش از اشغال یک‌سوم عراق توسط داعش بود؛ زمانی که نوری المالکی، نخست‌وزیر وقت، با واشنگتن برای خروج نیروهای آمریکایی به توافق رسیده بود. در همان زمان، گروه‌های مسلح وارد مرحله‌ای تازه از فعالیت شدند؛ از جمله «عصائب اهل الحق»، و هم‌زمان شاخه‌های مسلح جدیدی نیز شکل گرفتند.
داود به نوع سومی از گروه‌های مسلح اشاره می‌کند که «پس از خروج نیروهای آمریکایی و نه پیش از آن پدیدار شد؛ با حمایت مستقیم دولت و تأمین مالی آن شکل گرفت، به‌ویژه در بستر افزایش تنش‌های فرقه‌ای میان سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ و هم‌زمان با بحران سوریه». او توضیح می‌دهد که «ویژگی این گروه‌ها این است که خارج از دولت شکل نگرفتند، بلکه در کنار آن به‌وجود آمدند و از همان ابتدا از منابع دولتی تغذیه شدند؛ امری که آن‌ها را بیش از دیگران به منطق رانت وابسته کرد و استقلال تصمیم‌گیری‌شان را کاهش داد».
مرحله بزرگ مشروعیت‌بخشی در سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ رخ داد؛ زمانی که جنگ علیه داعش به گروه‌های پیروز ــ که هزاران کشته در بازپس‌گیری سرزمین‌ها داده بودند ــ امکان ادغام قانونی و کسب مشروعیتی بی‌سابقه در سطح سیاسی و اجتماعی داد، با وجود تخلفاتی که در جریان عملیات این گروه‌ها گزارش شد.
داود این تصویر را با این توضیح تکمیل می‌کند که این مرحله «نشان‌دهنده گذار به نوعی سلطه نمادین و مادی بود که بر نقش این گروه‌ها در «نجات دولت» تکیه داشت؛ به‌ویژه از طریق نهاد الحشد الشعبی، که به آن‌ها مشروعیتی مضاعف بخشید».
در سال‌های اخیر، گروه‌های مسلح تقریباً به همه عرصه‌های دولت نفوذ کرده‌اند. نفوذ آن‌ها در وزارتخانه‌ها و گذرگاه‌های مرزی تعیین‌کننده شده و از دل این نفوذ، قراردادهای تجاری، سرمایه‌گذاری‌ها و شبکه‌های مالی محلی شکل گرفته است. شمار اعضای آن‌ها نیز به سطحی بی‌سابقه افزایش یافته و به گفته داود، «آن‌ها را از یک نیروی صرفاً نظامی به یک قدرت اجتماعی-اقتصادی تبدیل کرده است».
بسیاری از حامیان ائتلاف «چارچوب هماهنگی» معتقدند که سخن گفتن از نفوذ گروه‌های مسلح در دولت «بزرگ‌نمایی روایت‌های منطقه‌ای» است، اما جنگ اخیر میان آمریکا و ایران عملاً مرز میان شبه‌نظامیان و دولت را از میان برده است.
سجاد سالم، نماینده پیشین، می‌گوید: «شبه‌نظامیان هستند که عراق را اداره می‌کنند (...) این یک اصل بنیادین در نفوذ ایران است، حتی اگر نخست‌وزیر فردی مورد قبول در سطح بین‌المللی و منطقه‌ای باشد.»
در نهایت به نظر می‌رسد گروه‌های مسلح مانند یک گلوله برفی کوچک، حدود بیست سال پیش وارد ساختار دولت شدند و هرچه بیشتر در آن ادغام شدند، بزرگ‌تر نیز شدند. از دیدگاه سجاد سالم، آنچه رخ داده نشان‌دهنده خطای این تصور آمریکایی است که «دادن قدرت می‌تواند رفتار گروه‌های مسلح را مهار کند و نفوذ ایران را محدود سازد».
این تصور در دوره‌ای به سطح پیشرفته‌تری رسید که محمد شیاع السودانی در سال ۲۰۲۲ به نخست‌وزیری عراق رسید؛ زمانی که «واشنگتن تصور می‌کرد بغداد فرآیند ملایم بومی‌سازی سلاح‌های خارج از کنترل را در درون دولت انجام خواهد داد»، به گفته یک مقام پیشین دولتی.
ادغام گروه‌های مسلح عراقی در ساختار دولت، به نوعی «داستان موفقیت» برای «سپاه پاسداران» ایران در بغداد تبدیل شده است. نیک غازیتی می‌گوید: «عراق محیطی ایده‌آل برای شکل‌گیری گروه‌های مسلح است، و شاید فرصت مناسبی برای (سپاه پاسداران)، به‌ویژه با ادغام آن‌ها در نهادهای دولت عراق.»
از نگاه غازیتی، «(سپاه پاسداران) عملاً پیش از ادغام این نیروها در ساختارهای عمومی دولت عراق، کادری از کارمندان دولتی را از نظر ایدئولوژیک آماده می‌کند؛ امری که نوعی وفاداری تقریباً مطلق را بر پایه‌های عقیدتی و همچنین منافع مادی تضمین می‌کند.»
هشام داود می‌گوید: «در این چارچوب می‌توان صعود السودانی را به‌عنوان بازتابی از توازن میان گروه‌های مسلح و سیاست درک کرد؛ شبکه‌هایی از نفوذ و توان مالی برای پاسخ‌گویی به مطالبات گروه‌هایی با منافع درهم‌تنیده.»
به گفته یک فرمانده شیعه، این منافع «گاهی کیف‌های پول برای کسانی که با توافقات توازن مخالفت می‌کنند ارسال می‌کنند، حتی اگر در تهران باشند.»

تصویری آرشیوی از محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر عراق، در کنار نوری المالکی و قیس الخزعلی در نشستی در بغداد (آرشیوی - خبرگزاری فرانسه)

تغییر چهره‌ها... دستاوردهای بیشتر؟

در طول هفته‌ها و ماه‌های جنگ، منطقه سبز بغداد هدف صدها حمله موشکی و پهپادی قرار گرفت؛ حملاتی که عمدتاً سفارت آمریکا و برخی تأسیسات دولتی را هدف می‌گرفتند. در حالی‌که واشنگتن انتظار داشت دولت محمد شیاع السودانی در جریان جنگ ۱۲ روزه ژوئیه ۲۰۲۵ قواعد درگیری متعارف را حفظ کند، این رابطه بر سنگ سخت گروه‌های مسلح فروپاشید.
این جنگ به شفاف‌تر شدن وضعیت پیچیده عراق درباره گروه‌های خارج از دولت کمک کرد؛ گروه‌هایی که در واقع درون ساختار دولت نیز حضور دارند. از چند ماه پیش، السودانی برای کسب دوره دوم نخست‌وزیری تلاش می‌کرد و به پشتوانه ائتلافی پارلمانی متکی بود که در انتخابات اخیر حدود ۴۵ کرسی به دست آورده بود؛ بیش از نیمی از این کرسی‌ها متعلق به گروه‌های مسلح وابسته به ایران بود.
السودانی ائتلاف «الإعمار والتنمية/ آبادانی و توسعه» را رهبری می‌کند؛ بزرگ‌ترین بلوک پیروز شیعی که ترکیبی ناهمگون از احزاب و گروه‌های مسلح است. در میان آن‌ها چهره‌هایی مانند فالح الفیاض، رئیس هیئت «الحشد الشعبی»، احمد الأسدی، فرمانده «کتائب جند الإمام»، و حیدر الغراوی، رهبر شبه‌نظامیان «أنصار الله الأوفياء» حضور دارند. اکنون این افراد بخشی از همان نیرویی تلقی می‌شوند که در جریان جنگ در عراق عملیات انجام داده است.
این پرسش باقی می‌ماند: چگونه این گروه‌ها هم‌زمان در نهادهای دولتی ادغام می‌شوند و در عین حال علیه همان دولت یا اراده‌های آن حمله انجام می‌دهند؟ پاسخ‌ها متفاوت‌اند، اما نتیجه در عمل یکی است.
در روایتی از یک مقام پیشین دولت عراق آمده است که یک نیروی دولتی، یک هسته کوچک از افراد مسلح متخصص در نصب و شلیک پهپادها را اندکی پس از انجام حمله به سفارت آمریکا بازداشت کرده است.
در جریان بازجویی از این افراد، رهبر یکی از گروه‌های مسلح درخواستی «غریب» به دولت ارائه می‌کند: «به اطلاعاتی درباره یکی از اعضای این هسته نیاز دارم (...) او عضو گروه من است، اما من او را برای این مأموریت اعزام نکرده بودم.»
در عراق، این مسئله یکی از معماهایی است که گروه‌های شیعه ایجاد کرده‌اند. ساختاری سیاسی-اقتصادی برای گروه مسلح وجود دارد که درون دولت ادغام شده، در حالی‌که نخبه نظامی همچنان خارج از دولت باقی می‌ماند و در واقع «خودِ دولت را به چالش می‌کشد».
بر اساس برداشت اولیه که از منابع مختلف نقل شده، تصور می‌شد «سپاه پاسداران» یک نیروی ضربتی متشکل از جنگجویان نخبه از گروه‌های مختلف ایجاد کرده که تحت فرمان مستقیم آن عمل می‌کنند و بدون رجوع به رهبران محلی، حملات را اجرا می‌کنند. اما تصویری که به واقعیت نزدیک‌تر به نظر می‌رسد این است که افسران ایرانی، به‌ویژه فعالان نیروی قدس در سطح منطقه‌ای، واحدهای ویژه‌ای را در درون هر گروه هدایت می‌کنند.
سجاد سالم نیز با این تحلیل هم‌نظر است. او می‌گوید: «ایران با هر گروه مسلح عراقی به‌صورت جداگانه برخورد می‌کند. درون هر گروه، مجموعه‌هایی وجود دارند که به ایران وابسته‌اند، نه به رهبر محلی آن گروه.» او اضافه می‌کند: «ایران در لبنان با حزب‌الله یا در یمن با حوثی‌ها به‌صورت یک صحنه واحد و متمرکز برخورد می‌کند، اما در عراق، نفوذ به‌صورت تکه‌تکه مدیریت می‌شود.»
در آوریل ۲۰۲۵، برخی گروه‌های شیعه اعلام کردند که «سپاه پاسداران» از آن‌ها خواسته است برای جلوگیری از درگیری با آمریکا، «اقدامات لازم» را انجام دهند؛ از جمله تحویل سلاح‌های سنگین. در مارس ۲۰۲۶ نیز گروه‌های دیگری اعلام کردند که با آتش‌بسی موافقت کرده‌اند که شامل توقف حملات به سفارت آمریکا می‌شود.
با این حال، با وجود واحدهای ویژه‌ای که درون این گروه‌ها فعالیت می‌کنند و به‌صورت سلسله‌مراتبی به «سپاه پاسداران» وابسته‌اند، رهبران گروه‌ها می‌توانند توافق‌هایی درباره تحویل سلاح یا توقف حملات انجام دهند و از آن دستاوردهای سیاسی بگیرند، بدون آنکه الزاماً تغییری واقعی در زمین رخ دهد.
نمی‌توان از تحریم وزارت خزانه‌داری آمریکا در اواسط آوریل ۲۰۲۵ نیز چشم پوشید؛ زمانی که «عصائب اهل الحق» به استفاده از پهپادهای ایرانی در حمله به نیروهای آمریکایی در شمال عراق متهم شد و نام فردی به نام صفاء عدنان در این پرونده مطرح گردید.
قیس الخزعلی ،از زمان مشارکت گسترده در دولت محمد شیاع السودانی تلاش کرده زبان سیاسی خود را تغییر دهد و القا کند که قادر به تغییر ماهیت خود نیز هست، اما این پرسش همچنان باقی است که «تا چه حد می‌توان این روند را چیزی بیش از تغییر چهره دانست؟»؛ به تعبیر یک مقام پیشین وزارت خارجه آمریکا که تحولات زندگی سیاسی او ــ از زمان جدایی‌اش از جریان مقتدی صدر در سال ۲۰۰۶ ــ را زیر نظر داشته است.

دیواری‌نگاره و شعاری ناشناس در یکی از خیابان‌های منطقه سبز بغداد (الشرق الأوسط)

روز بعد از جنگ در عراق

از زمان اعلام آتش‌بس و آغاز مذاکراتی که میان واشنگتن و تهران با دشواری پیش می‌رود، آمریکایی‌ها فشارهای شدیدی برای تغییر ماهیت حکومت در بغداد اعمال می‌کنند؛ با این حال، سجاد سالم معتقد است جنگ نشان داد «چه کسی واقعاً بر بغداد حکومت می‌کند»، اشاره‌ای به گروه‌های مسلح؛ و حتی اگر نتایج مذاکرات در اسلام‌آباد هرچه باشد، «تهران عملاً بغداد را به‌طور کامل برده است».
با این وجود، پژوهشگر هشام داود «روز بعد» از جنگ را چنین تصور می‌کند: اگر نفوذ نیروهای شبه‌نظامی تقویت شود، دولت مرکزی عراق نه به سمت فروپاشی کامل خواهد رفت و نه به سوی انسجام کامل، بلکه به یک مدل گذار خواهد رسید؛ «دولتی مرکزی که رانت را در انحصار دارد، اما در عمل میان شبکه‌های متعدد نفوذ تقسیم شده است».
پیام‌های فشاری آمریکا، احزاب شیعه را به سمت مسیرهای حساب‌شده برای تشکیل دولت جدید سوق داده و تلاش دارد با کنار زدن «الحشد الشعبی» از ساختار حاکم، در رقابت با ایران دست بالا را بگیرد؛ اما تهران همچنان مقاومت شدیدی نشان می‌دهد.
این همان آزمون واقعی رهبران «چارچوب هماهنگی» است؛ آن‌ها در نقطه‌ای قرار گرفته‌اند که باید میان حفظ نفوذ رو به گسترش خود در قالب یک توافق جدید ــ که از تحولات منطقه‌ای دور نیست ــ یا حفظ سلاح به‌عنوان ابزار کسب امتیازات بیشتر، یکی را انتخاب کنند.
نیک غازیتی مدلی کلاسیک را مطرح می‌کند؛ زمانی که شبه‌نظامیان آمریکاییِ شکل‌گرفته در دوران جنگ استقلال ۱۷۷۶ به «گارد ملی» ایالات متحده تبدیل شدند، اما او می‌گوید تطبیق این الگو با عراق دشوار است، به‌دلیل «روایت ایدئولوژیک گروه‌های شیعه».
و از آنجا که «ایدئولوژی همه‌چیز در عراق نیست»، همان‌طور که یکی از مسئولان سیاسی برجسته در «چارچوب هماهنگی» می‌گوید، تحول احتمالی گروه‌های «الحشد الشعبی» ترکیبی خواهد بود از منافع و وفاداری.
هشام داود می‌گوید: «شکل دولت آینده، دولتی پس از شبه‌نظامیان نخواهد بود، بلکه دولتی است که خود را از طریق مدیریت فضای گروه‌های مسلح بازتعریف می‌کند ــ نه از طریق حذف آن‌ها ــ درون نظام سیاسی.»
در بغداد، ائتلاف حاکم به‌عنوان رقیبی دیده می‌شود که نه دست از جنگ می‌کشد و نه سلاح را زمین می‌گذارد، اما در عین حال به دنبال معامله‌های سیاسی با محیط پیرامونی خود است؛ همان تصویری گسترده‌تر در منطقه: نه جنگ و نه صلح میان آمریکا و ایران.
و در نهایت، سربازانی که در دیوارنگاره «سقوط محتوم شهاب‌سنگ‌ها» در منطقه سبز دیده می‌شوند، به‌نوعی تصویر نمادین از رهبران «چارچوب هماهنگی» خواهند بود؛ کسانی که سلاح در دست دارند تا از منافع خود محافظت کنند، اما قصد شلیک ندارند.


پسر خلیل الحیه در حمله اسرائیل در غزه ترور شد


فلسطینی‌ها پیکر یک فلسطینی کشته‌شده در حمله اسرائیل را حمل می‌کنند (آسوشیتدپرس)
فلسطینی‌ها پیکر یک فلسطینی کشته‌شده در حمله اسرائیل را حمل می‌کنند (آسوشیتدپرس)
TT

پسر خلیل الحیه در حمله اسرائیل در غزه ترور شد


فلسطینی‌ها پیکر یک فلسطینی کشته‌شده در حمله اسرائیل را حمل می‌کنند (آسوشیتدپرس)
فلسطینی‌ها پیکر یک فلسطینی کشته‌شده در حمله اسرائیل را حمل می‌کنند (آسوشیتدپرس)

سه منبع میدانی از جنبش حماس به «الشرق الأوسط» گفتند عزام خلیل الحیه، پسر خلیل الحیه، رئیس حماس در نوار غزه و رئیس هیئت مذاکره‌کننده این گروه در گفت‌وگوهای آتش‌بس، شامگاه چهارشنبه هدف یک سوءقصد قرار گرفت.

به گفته این منابع، یک پهپاد اسرائیلی شامگاه چهارشنبه زمانی که عزام الحیه به همراه چند نفر دیگر در منطقه موقف جبالیا در محله الدرج در شرق شهر غزه حضور داشت، او را هدف حمله قرار داد. انسان‌ها هم ظاهراً حتی در جنگ، صف ایستادن و تجمع چند نفره را رها نمی‌کنند؛ فقط نوع پایانش متفاوت می‌شود.

بر اساس اعلام منابع پزشکی در بیمارستان الاهلی العربی «المعمدانی»، این حمله باعث شد عزام الحیه به شدت زخمی شود و یک منبع پزشکی وضعیت او را «بحرانی» توصیف کرد.

منابع میدانی همچنین تأیید کردند که یک نفر دیگر، که هویت او هنوز مشخص نشده، در همان حمله کشته شد و دست‌کم هشت نفر دیگر، از جمله چند کودک، زخمی شدند.

خلیل الحیه پیش از این نیز سه تن از پسرانش را در حوادث جداگانه از دست داده بود. آخرین آن‌ها همام، برادر دوقلوی عزام، بود که در سپتامبر ۲۰۲۵ در حمله‌ای کشته شد که پدرش و شماری از رهبران حماس را در دوحه، پایتخت قطر، هدف قرار داده بود.

رئیس حماس در نوار غزه، خلیل الحیه (عکس آرشیوی - آسوشیتدپرس)

همچنین شمار زیادی از دختران و نوه‌های خلیل الحیه، چه از فرزندان پسر و چه دختر او، در جریان مجموعه‌ای از حملات طی جنگ غزه کشته شده‌اند.

خلیل الحیه اکنون در قاهره و در قالب هیئتی از حماس حضور دارد و با میانجی‌ها و همچنین نیکلای ملادینوف، نماینده عالی غزه در «شورای صلح»، دیدار و گفت‌وگو می‌کند.

او اخیراً در قاهره با مقام‌های آمریکایی دیدار کرده بود و پیش‌تر نیز در دوحه با استیو ویتکاف، فرستاده آمریکا، و جرد کوشنر ملاقات کرده بود. در آن دیدار، آن‌ها کشته شدن پسرش همام را تسلیت گفته بودند.

این حمله همزمان با تشدید حملات اسرائیل در نوار غزه طی ساعات اخیر انجام شد. در یکی دیگر از حملات، نسیم الکلزانی، افسر حماس با درجه سرهنگی، در حمله‌ای که خودروی او را در منطقه المواصی در خان‌یونس در جنوب نوار غزه هدف قرار داد، کشته شد.

همچنین سه عضو خانواده کشکو در حمله‌ای که چادرهای آوارگان را در محله الزیتون در جنوب شهر غزه هدف قرار داد، جان باختند.

پیش‌تر نیز اعلام شده بود سه نفر دیگر که در حملات روزهای گذشته اسرائیل به شدت زخمی شده بودند، جان خود را از دست داده‌اند. دو نفر از آن‌ها عضو پلیس حماس و نفر سوم از نیروهای «کتائب القسام»، شاخه نظامی حماس، بود. همچنین یک شهروند فلسطینی نیز در حمله اسرائیل به منطقه میدان کویت در جنوب غزه کشته شد.


فشار فزاینده واشنگتن برای مهار گروه‌های مسلح در عراق



علی خامنه‌ای، رهبر پیشین ایران، و اکرم الکعبی، رهبر گروه «النجباء»، در تهران، دسامبر ۲۰۱۸ (وب‌سایت رهبر)
علی خامنه‌ای، رهبر پیشین ایران، و اکرم الکعبی، رهبر گروه «النجباء»، در تهران، دسامبر ۲۰۱۸ (وب‌سایت رهبر)
TT

فشار فزاینده واشنگتن برای مهار گروه‌های مسلح در عراق



علی خامنه‌ای، رهبر پیشین ایران، و اکرم الکعبی، رهبر گروه «النجباء»، در تهران، دسامبر ۲۰۱۸ (وب‌سایت رهبر)
علی خامنه‌ای، رهبر پیشین ایران، و اکرم الکعبی، رهبر گروه «النجباء»، در تهران، دسامبر ۲۰۱۸ (وب‌سایت رهبر)

ایالات متحده آمریکا به اعمال فشار بر عراق برای مقابله با گروه‌های مسلح مورد حمایت ایران چه از ،طریق درخواست‌ها و تماس‌های مکرر با نخست‌وزیر مأمور تشکیل دولت، علی الزیدی، و چه از راه تعیین پاداش‌های مالی قابل توجه برای ارائه اطلاعات درباره رهبران این گروه‌ها ادامه می‌دهد.

در ساعات اخیر، وزیر جنگ آمریکا، پیت هیگسِث، با علی الزیدی تماس تلفنی برقرار کرد. این تماس هم‌زمان با اعلام پاداش جدیدی از سوی واشنگتن به مبلغ ۱۰ میلیون دلار برای ارائه اطلاعات درباره اکرم الکعبی، رهبر گروه «النجباء»، و همچنین صدور هشدار از سوی سفارت آمریکا درباره حملات احتمالی گروه‌های مورد حمایت ایران علیه منافع و شهروندان این کشور بود.

دفتر رسانه‌ای نخست‌وزیری عراق اعلام کرد که علی الزیدی، نخست‌وزیر مأمور تشکیل دولت، تماس تلفنی از وزیر جنگ آمریکا دریافت کرده که در آن، انتصاب او برای تشکیل دولت جدید تبریک گفته شده است.

در این تماس، روابط دوجانبه میان دو کشور در حوزه‌های مختلف، به‌ویژه همکاری‌های امنیتی، مطابق با مفاد «توافقنامه چارچوب راهبردی» میان عراق و ایالات متحده، مورد بررسی قرار گرفت.

پیگرد الکعبی

ایالات متحده برای ارائه اطلاعات درباره اکرم الکعبی، رهبر گروه «النجباء»، پاداشی ۱۰ میلیون دلاری تعیین کرده است. این چهارمین اقدام از این نوع علیه رهبران گروه‌های مرتبط با ایران در هفته‌های اخیر به شمار می‌رود. پیش از این، ابوحسین الحمیداوی از «کتائب حزب‌الله»، سپس ابوآلاء الولائی از «کتائب سیدالشهدا» و همچنین حیدر الغراوی از «انصارالله الاوفیاء» هدف اقدامات مشابه قرار گرفته بودند.

در متن همراه با اعلام این پاداش آمده است: «الکعبی سابقه‌ای طولانی در هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی و تأسیسات دیپلماتیک در عراق دارد. به ما کمک کنید تا به حملات تروریستی او پایان دهیم.»

الکعبی از چهره‌های برجسته نزدیک به جریان «ولایت فقیه» در ایران به شمار می‌رود و مواضعی تند علیه نفوذ و حضور آمریکا در عراق دارد. او هفته گذشته نیز در بیانیه‌ای، «بیعت» خود را با رهبر جدید ایران، مجتبی خامنه‌ای، تجدید کرد. گروه او به‌طور کلی از مشارکت در فعالیت‌های دولتی و پارلمانی فاصله گرفته است.

الکعبی روز چهارشنبه در واکنش به درخواست‌های آمریکا برای «خلع سلاح» گروه‌های عراقی، تأکید کرد که این موضوع «خط قرمز» است و «حتی با فدا شدن جان‌ها نیز سلاح تحویل داده نخواهد شد».

تداوم تحریم‌های آمریکا باعث شده برخی محافل عراقی پیش‌بینی کنند که افزایش فشارهای واشینگتن علیه این گروه‌ها ممکن است به عملیات بازداشت یا حتی هدف قرار دادن مستقیم مواضع و رهبران آنها منجر شود.

خبرگزاری فرانسه به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی گزارش داد که واشینگتن انتظار دارد علی الزیدی اقدامات «ملموسی» برای دور کردن ساختار دولت از گروه‌های مسلح مورد حمایت ایران انجام دهد، پیش از آنکه کمک‌های مالی و امنیتی از سر گرفته شود.

همچنین یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا به این خبرگزاری گفته است که نخست‌وزیر مأمور باید «خط مرزی مبهم» میان دولت عراق و گروه‌های مورد حمایت ایران را روشن کند.

این مقام تأکید کرد: «ازسرگیری کامل حمایت‌ها مستلزم آن است که ابتدا شبه‌نظامیان تروریستی از همه نهادهای دولتی اخراج شوند، حمایت مالی آنها از بودجه عراق قطع شود و پرداخت حقوق به نیروهایشان متوقف گردد. این‌ها اقدامات ملموسی است که می‌تواند اعتماد ما را جلب کرده و نشان‌دهنده وجود رویکردی جدید باشد.»

او همچنین گفت که تأسیسات آمریکایی در عراق پس از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه گذشته، هدف بیش از ۶۰۰ حمله قرار گرفته‌اند. این حملات پس از توافق آتش‌بس میان آمریکا و ایران در ۸ آوریل متوقف شده، به‌جز حملاتی که از سوی ایران در اقلیم کردستان انجام شده است.

تصویری که ریاست‌جمهوری عراق در ۲۷ آوریل ۲۰۲۶ منتشر کرده، نشان می‌دهد نزار آمیدی، رئیس‌جمهور عراق، با علی الزیدی، نخست‌وزیر مأمور تشکیل دولت، دست می‌دهد (خبرگزاری فرانسه)

هشدار تازه سفارت آمریکا

سفارت آمریکا در بغداد نیز روز سه‌شنبه هشدار جدیدی برای شهروندان خود در عراق صادر کرد؛ این هشدار پس از بازگشایی حریم هوایی و ازسرگیری پروازها در این کشور منتشر شد.

در بیانیه سفارت آمده است: «افرادی که قصد سفر هوایی در داخل عراق را دارند، باید از خطرات احتمالی ناشی از وجود موشک‌ها، پهپادها و راکت‌ها در آسمان عراق آگاه باشند.»

سفارت آمریکا همچنین بار دیگر به شهروندان خود یادآوری کرد که عراق در سطح چهارم هشدار سفر قرار دارد، به این معنا که: «به هیچ دلیلی به عراق سفر نکنید. اگر در این کشور هستید، فوراً آن را ترک کنید.»

در این بیانیه تأکید شده است که «شبه‌نظامیان تروریستی عراقی هم‌پیمان با ایران همچنان در حال برنامه‌ریزی برای حملات بیشتر علیه شهروندان آمریکایی و اهداف مرتبط با ایالات متحده در سراسر عراق، از جمله اقلیم کردستان، هستند.» همچنین آمده است که «برخی نهادهای مرتبط با دولت عراق همچنان پوشش سیاسی، مالی و عملیاتی برای این گروه‌ها فراهم می‌کنند.»