توصیه‌های کالوینو برای خواندن ادبیات کلاسیک: هرگاه دوباره بخوانم بهتر می‌فهمم

توصیه‌های کالوینو برای خواندن ادبیات کلاسیک: هرگاه دوباره بخوانم بهتر می‌فهمم

چهارشنبه, 15 سپتامبر, 2021 - 18:45

چرا ادبیات کلاسیک می‌خوانیم؟ پرسشی که به شکل عنوان اثری ادبی درآمد و برای اولین بار از ایتالو کالوینو به زبان عربی ترجمه می‌شود. این کتاب شامل حدود سی و پنج مقاله است که بین دهه هفتاد و هشتاد قرن پیش نوشته و به طور پراکنده در مطبوعات منتشر شده بودند و پس از مرگش منتشر شد.

کتابی که انتشارات المدی با ترجمه دلال نصرالله منتشر ساخت و به گفته زن کالوینو(استر کالوینو) در مقدمه کوتاهش:« اکثر مقاله‌ها و کتاب‌های کالوینو در باره نویسندگان و شاعران کلاسیکی است که در دوره‌های مختلف بر زندگی‌اش اثرگذاشته‌اند».

کالوینو در این مقالات با سبک‌‌های متنوع درباره نویسندگانی مختلف از دوره‌های متفاوت می‌نویسد: از هومر تا زنوفن، از اوئید تا گالیله، رابینسون کروزوئه، ولتر، استاندال، فلوبر، دیکنز، کنراد و بورخس. او تلاش می‌کند به پیشنهادهایی برای رسیدن به تعریف واحد از کتاب‌های کلاسیک دست یابد، که شامل و وسیع نباشد، اما به نظر او راهی مناسب وجود دارد که می‌توان درآن این کتاب‌ها را دوباره کشف کرد. مقاله مختصری درباره راهنمایی‌هایش برای این مطالعه عرضه می‌کند که درآن تعریفش از «کتاب کلاسیک» را در 14 جمله خلاصه می‌کند و بعد شروع به شرح و گسترش آن می‌کند. در ابتدا اشاره می‌کند: کتاب‌هایی « افراد پراطلاع» را مخاطب قرار می‌دهند، همچنین بر گروه جوانان بالغی منطبق می‌شوند که مردم با جمله«من دوباره می‌خوانم...» اشاره می‌کنند و نه اینکه « من می‌خوانم»... کتاب کلاسیک، کتابی است که به حدی در تو نفوذ می‌کند که به بخشی از تو تبدیل می‌شود و هر بار که آن را بخوانی آن را بیشتر و بیشتر کشف می‌کنی و هرگز از آن خسته و ملول نمی‌شوی. کتاب هربار به شیوه‌ای دیگر سخن می‌گوید.

دوم؛ کلاسیک‌ها کتاب‌هایی هستند که برای کسی که می‌خواند و دوست دارد ثروت و غنایی می‌شوند. اما این هم برای کسانی است که شانس همراه‌شان بوده و برای اولین بار به قصد لذت بردن خوانده‌اند کمتر نیست. در مدرسه بارها از سر تعهد و به دور از تکلیف، بیشتر از روی میل حقیقی به دانایی می‌خوانیم. خواندن همیشه نتیجه انتخاب آزاد و آگاه نیست، به همین دلیل می‌توان آن را با شتاب و لاقیدی خواند، اما مطالعه آثار کلاسیک غنایی است برای خود و دیگران. کتاب‌های کلاسیک همانی هستند که «خستگی کنونی را به پس‌زمینه صوتی تبدیل می‌کنند و نمی‌توان از آنها بدون آن پس زمینه استفاده برد»،« مانند موسیقی پس زمینه به اثر خود ادامه می‌دهند هرچند هم مشکلات روزگار بیشتر شوند».

اینگونه نویسنده «شهرهای نامرئی» به شرح‌های خود بر کلاسیک‌ها به پیش می‌رود که هربار آنها را بخوانی به کشف تازه‌ای می‌رسی و در عین حال، وقتی آنها را مطالعه کنی، احساس می‌کنی آنها را از قبل خوانده‌ای چرا که محتوای کتاب کلاسیک کاستی نمی‌یابد.

کالوینو می‌گوید:« این بر همه کتاب‌های کلاسیک قدیم و جدید منطبق می‌شود؛ اگر اودیسه هومر را بخوانم، هرگز هدف همه ماجراجویی‌های اولیسس را در طول قرن‌ها فراموش نمی‌کنم». دیگرآنکه مطالعه آثار کلاسیک در این کتاب ما را کنجکاو می‌سازد تا رد آنها را در نوشته‌هایش دنبال کنیم، جایی که به آنها روحی معاصر می‌بخشد... کالوینو وقتی درباره کتاب گالیله(هستی کتاب است) سخن می‌گوید« تأکید می‌کند این کتاب دارای زبانی متمایز است و «شخصیت‌هایی که آن را می‌نویسند». برای دقت بیشتر می‌توانیم بگوییم: رابط مجازی حقیقی نمی‌تواند میان هستی و کتاب باشد بلکه بین هستی و زبان است».

کالوینو در کتابش به دلیلی اشاره می‌کند که او را عاشق کتاب‌های بورخس ساخته:« در کتاب‌هایش ادبیات را به عنوان جهانی که فرهیخته بنا می‌سازد و ازآن محافظت می‌کند می‌بینم، و این فکر با جریان اصلی جهان ادبیات این قرن که برخلاف جریان حرکت می‌کند، مخالف است». علت شیفتگی‌اش به همینگوی، ادبیات و رویکرد سیاسی و مخالفت شدیدش با فاشیزم است به جای مخالفت با یک فرهنگ محض. او «نماد دشمنی با فاشیزم جهانی است». همین‌طور در کتاب پاسترناک(دکتر ژیواگو) اشاره نمادین(به اتحاد جماهیر شوروی) می‌دید.

در این مرحله کالوینو به «مطالعه بی واسطه متون اصلی و اجتناب حداکثری از بیوگرافی و اظهارنظرها و تفسیرهای نقدی» دعوت می‌کند و اشاره می‌کند که مطالعه باید بی هیچ واسطه‌ای صورت گیرد و مدارس و دانشگاه‌ها باید به دانش آموزان و دانشجویان بیاموزند، کتابی که دیگر کتاب‌ها را مورد بررسی قرارمی‌دهد، چیزی بیش از آنچه کتاب اصلی گفته نمی‌گوید.

چکیده این خوانش نشان می‌دهد، مطالعه کتاب‌های کلاسیک بیانگر تجربه‌ای سرشار از معانی جدید است، وقتی که پس از مطالعه اول به دست می‌آوریم و در عین حال افرادی را که برای اولین بار در سنین پایین خوانده‌اند را تشویق می‌کند. کتاب همان باقی می‌ماند، اما دیدگاه و نگاه ما است که تغییر می‌کند.


پیشنهاد ما

چند رسانه‌ای