الراوی؛ ماجرای سقوط بغداد و آخرین دیدارها با صدام

وزیر سابق بازرگانی عراق در گفت‌وگو با «الشرق الاوسط» درباره صحنه‌های «اجساد سوخته»، «نبرد فرودگاه» و اینکه چطور سوری‌ها او را دست بسته به آمریکایی‌ تحویل دادند می‌گوید

الراوی؛ ماجرای سقوط بغداد و آخرین دیدارها با صدام
TT

الراوی؛ ماجرای سقوط بغداد و آخرین دیدارها با صدام

الراوی؛ ماجرای سقوط بغداد و آخرین دیدارها با صدام

- هلیکوپترهای آپاچی در جاده «الدوره – مسجد ام‌الطبول – فرودگاه» از چپ و راست شهروندان عادی را به گلوله بستند ... اجسادی را دیدم که برخی از آنها هنوز می‌سوختند... آخرین نفس‌هاشان را در ماشین‌های در حال سوختن می‌کشیدند. 
- نیروهای آمریکایی وارد فرودگاه بغداد شدند و با مقاومت سختی مواجه شدند و عقب نشینی کردند و همین آنها را بر آن داشت تا از سلاح‌های ممنوعه مرگبار استفاده کنند که اکثر جنگجوها را از بین برد و تانک‌ها را ذوب کرد و قادرشان ساخت اشغالش کنند.
- دومین دیدار با صدام (بعد از تهاجم) با حضور قصیّ، عدیّ و وزیر دفاع صورت گرفت... فرماندهان نظامی در حال گفت‌وگو در باره وضعیت پس از ورود نیروهای آمریکایی به بغداد بودند ... رئیس جمهوری فقید از من خواست که به ارتش در جابه جایی سلاح کمک کنم. 
- من به سوریه رفتم (بعد از سقوط بغداد) و آصف شوکت من و سفیر عراق را به شام دعوت کرد... و شب بعد از شام اوضاع تغییر کرد... مستقیم به دست آمریکایی‌ها تحویلم دادند.
- به بازجوی آمریکایی گفتم: مردم عراق مردم سرسختی هستند که در طول تاریخ جز سارگون اکدی، حمورابی، آشوربانیپال، نبوکدنصر، حجاج، هارون الرشید و صدام حسین بر آنها حکومت نکردند... او پاسخم را می‌نوشت.
**************
الراوی شب شروع جنگ را به خوبی به یاد می‌آورد، اما تأکید می‌کند غافلگیر کننده نبود. می‌گوید: «حمله آمریکا به عراق و شروع حمله وحشیانه به کشور ما برای مقامات، وزرا، نیروهای مسلح، دستگاه‌های امنیتی و سازمان‌های حزبی غیرمنتظره نبود... همه در آن شب آماده بودند، حتی قبل از شروع حملات هوایی و نبردهای زمینی. حکومت و دستگاه‌های امنیتی در صحنه و در همه زمینه‌ها برای مقابله با دشمن آماده بودند. بنابراین، این تهاجم ناروا ما را غافلگیر نکرد. آمریکا از قبل تصمیم گرفته بود عراق را به هر بهانه‌ای اشغال کند».
و ادامه می‌دهد: «من با همکارانم در وزارتخانه ماندم. ما از مقر خود خارج نشدیم و پیگیر مسائل بودیم. ما با تأمین ذخیره شش ماهه مواد غذایی برای شهروندان، بر جنگ پیشی گرفتیم. هدف این بود که وقتی جنگ شروع شود، شهروندان مایحتاج خود را داشته باشند. ما این مأموریت را پیش از شروع بمباران هوایی بغداد انجام دادیم. من و مدیران کل و کارمندان در وزارتخانه ماندیم... شبی که بمباران شروع شد در وزارت بودیم و جای خود را ترک نکردیم. اما یک جای دیگر هم در میدان عدن نزدیک به سایت وزارت داشتیم. یکی از شرکت‌های ما که انبارهای آرد و نان را اداره می‌کند در آنجا واقع شده است. ما در تمام مدت حملات هوایی و نبردهای زمینی، تا زمان اشغال بغداد، بین مقر وزارتخانه و ستاد ذخیره چرخش داشتیم. ما ترک نکردیم.»
الراوی از آخرین جلسات رهبری عراق در زمان حمله و تا زمان سقوط رژیم می‌گوید. می‌گوید: «من در 3 جلسه بعد از حمله با رئیس‌جمهوری فقید صدام حسین شرکت کردم. اولین جلسه بیش از یک هفته پس از شروع بمباران هوایی و شروع نبردهای زمینی برگزارشد. من با وزیر نفت در آن شرکت کردیم. رئیس جمهوری از من خواسته بود که مواد غذایی را به شهر بغداد برسانم تا با دشمن در داخل نبرد شود. وی همچنین از دکتر عامر رشید وزیر نفت خواست تا میزان دود از نقاط مشتعل را تشدید کند تا موشک‌ها از اهداف مشخص منحرف شوند. جلسه دومی هم که با وزیر نفت شرکت کردم، بعد از اینکه دوباره رئیس جمهوری فقید ما را خواست. در آن زمان ما در جلسه رهبری شرکت کردیم و رئیس جمهوری صدام پیگیر موضوع تامین مواد غذایی در داخل بغداد بود. بنابراین من به او اطمینان دادم و به او گفتم که ما 6 ماه ذخیره شهروندان را کامل کرده‌ایم و بنابراین جای نگرانی در این زمینه وجود ندارد. من همچنین به او اطمینان دادم که به ویژه در بغداد جای نگرانی نیست؛ چون برای بیش از شش ماه ذخایر مواد غذایی مازاد داریم. او گفت: با این وجود، به تلاش خود ادامه دهید... این قبل از ورود تانک‌های آمریکایی به شهر بود. سومین جلسه در 3 آوریل و با حضور فرماندهان نظامی برگزار شد. (فرزندان صدام) قصی، عدی و وزیر دفاع (سلطان هاشم الطائی) حضور داشتند.

پس از ورود نیروهای آمریکایی به بغداد، رهبران نظامی در حال بحث و گفت‌وگو بودند، بنابراین رئیس جمهوری فقید از من خواست که در حمل سلاح به ارتش کمک کنم. در واقع یک سرتیپ از گارد جمهوری در یکی از شرکت‌های وزارت بازرگانی که شرکت عمومی تجارت غلات در باب المعظم در مرکز شهر بغداد است به همراه مدیر کل شرکت یوسف عبدالرحمن العانی مستقر شدند. بنا به درخواست نماینده گارد ریاست جمهوری، انتقال سلاح از انبارهای العظیم و تکریت به محل‌های مورد نظر ادامه یافت. حمل و نقل ادامه داشت تا اینکه بغداد اشغال شد و پس از ورود اوباش به مقر شرکت (پس از اشغال بغداد) کار متوقف شد. این آخرین دیدار ما با رئیس جمهوری صدام بود».
آیا صدام در آخرین دیدار با شما خداحافظی کرد؟ آیا احساس کردید که این یک جلسه خداحافظی خواهد بود؟ الراوی پاسخ می‌دهد: «نه، به هیچ وجه. ما هرگز این احساس را نداشتیم. ما احساس نمی‌کردیم که همه چیز به همان شکلی که پیش آمد به پایان برسد. ما از زمان تحمیل محاصره بیش از 13 سال تا آخرین لحظه در وزارت بازرگانی به وظیفه خود در تامین مواد غذایی برای مردم عراق عمل کردیم و به عنوان وزارت بازرگانی تا جایی که توانستیم و در حد توان به طرف‌های دیگر و به اندازه مأموریت خود کمک کردیم... البته وزارت بازرگانی ناوگان بزرگی برای حمل و نقل مواد در اختیار داشت و بر همین اساس رئیس جمهوری فقید از ما خواست تا اسلحه را منتقل کنیم. ما حدود 2000 کامیون بزرگ داریم که حتی قادر به حمل تانک هستند... در واقع ما وزارت دفاع را با حدود 45 کامیون برای حمل تانک قبل از شروع نبردها و 2750 موتور سه چرخ مجهز کردیم».
وقتی از الراوی پرسیده شد که با دیدن تانک‌های آمریکایی که وارد بغداد می‌شوند چه احساسی داشت، پاسخ داد: «البته احساسم احساس یک فرد میهن پرست است که در برابر اشغال وحشیانه و بدون دلیل کشورش مقاومت می‌کند... صحنه‌های ورود تانک‌ها به بغداد دردناک بود. اما نه جامعه جهانی و نه جامعه منطقه‌ای و نه حتی اتحادیه عرب نقش جدی در جلوگیری از این تجاوز نداشتند. اجلاس شرم الشیخ با صدور بیانیه‌ای هرگونه تجاوز به عراق را محکوم کرد، اما اقدام عملی برای جلوگیری از آن صورت نگرفت».
الراوی از مشاهدات خود از بمبارانی که در آغاز تهاجم، بغداد را هدف قرارداد می‌گوید: «بمباران بسیار شدید بود، به ویژه در بغداد. نابودی ساختمان‌ها و شهروندان را فراگرفت. من با کامیون‌های آرد که آرد را به نانوایی‌های شهر بغداد می‌رساندند، همراهی می‌کردم. یک بار دیدم هلیکوپترهای آپاچی شهروندان را در جاده (الدوره - مسجد ام‌الطبول - فرودگاه) از راست و چپ به گلوله می‌بندند و خودروهای عبوری و خودروهای پارک شده در دو طرف جاده را به آتش می‌کشیدند. مدیر بسیج و آمار وزارت بازرگانی به همراه همسرش به شهادت رسیدند. من خودم در سیلوی الدوره به محل حادثه رفتم. اجساد را دیدم، برخی از آنها پس از حمله هنوز می‌سوختند. برخی از آنها در داخل خودروهای در حال سوختن هنوز زنده بودند. متوجه شدم که کارمندم به نام نصرت و همسرش فوراً در ماشین‌شان زغال شده‌اند. با صحنه‌ای غیرانسانی روبه رو شدم که قوانین جنگ را نقض می‌کرد که حملات آمریکا به شهروندانی که در خیابان راه می‌روند مسببش بود. این صحنه هنوز در خاطر من است و اینکه چگونه قربانیان در حال مرگ در داخل اتومبیل خود می‌سوختند».
وی در توضیح می‌افزاید:« این حادثه آغاز نبرد فرودگاه بود که یک روز قبل اعلام شده بود نیروهای آمریکایی وارد فرودگاه شدند. من با وزیر حمل و نقل احمد مرتضی رفتم و رسانه‌ها صحنه سوار شدن ما به هواپیمای جامبو در داخل فرودگاه را گزارش کردند تا ثابت کنند خبری که آمریکایی‌ها منتشر کرده‌اند صحت ندارد. یک روز بعد نیروهای آمریکایی وارد فرودگاه شدند و با مقاومت شدید گروه‌های گارد جمهوری، گارد ویژه، (فداییان صدام) و داوطلبان عرب مواجه شدند و بسیاری از نیروهای دشمن نابود شدند و باقیمانده‌شان به بیرون از فرودگاه عقب نشستند و همین نیروهای امریکایی را برآن داشت تا در حمله دوم به فرودگاه از سلاح ویرانگر ممنوع استفاده کنند و بسیاری از جنگجویان را نابود و تانک‌ها را ذوب و امکان تصرف آن را فراهم کردند. یکی از مقامات ارشد عرب سه ماه قبل از شروع تجاوز به عراق به من گفت که از فرمانده نیروهای آمریکایی، ژنرال تامی فرانکس، مأمورفرماندهی ارتش کشورش برای اشغال عراق، فهمیده که در صورت وقوع جنگ، نیروهای آمریکایی با تمام سلاح‌های موجود عراق را اشغال خواهند کرد، حتی اگر نیاز به استفاده از بمب هسته‌ای میدانی (تاکتیکی) داشته باشد. این (مقام عرب) بر لزوم کشف سلاح‌های کشتار جمعی در صورت وجود آنها تاکید کرد، زیرا او مشتاق جلوگیری از جنگ بود. در این جلسه تایید کردم که عراق عاری از سلاح‌های تخریبی است و این اطلاعات به رئیس جمهوری ابلاغ شد... آنچه در اینجا می‌خواهم تاکید کنم این است که آنچه در نبرد دوم در فرودگاه با استفاده از سلاح‌های ممنوعه و مرگبار رخ داد بخشی از طرح از پیش آماده شده حمله به عراق و عزم برای اشغال آن بود».

سقوط بغداد... وافتادنش به دست آمریکایی‌ها
الراوی ماجرای خروجش از بغداد پس از اشغال و اینکه چگونه به دست آمریکایی‌ها افتاد را بیان می‌کند. می‌گوید: «ما در وهله اول انتظار نداشتیم که بغداد اشغال شود و عراق اشغال شود. بنابراین ما حداقل به عنوان وزیر، برنامه‌ای برای مقابله با اشغال عراق نداشتیم. اتفاقی که افتاد این بود که پس از ورود نیروهای آمریکایی به بغداد، در 9 آوریل، دبیر شورای وزیران، دکتر خلیل المعموری، با ما تماس گرفت و به نمایندگان وزرایی که روزانه دستورات شورا را دریافت می‌کنند یا اطلاعاتی را به این شورا می‌دهند، اطلاع داد وزرا می‌توانند به جایی که می‌خواهند بروند. شهر من راوه است و خانواده و آشنایانم آنجا هستند. به سمت راوه که حدود 100 کیلومتر با مرز سوریه فاصله دارد حرکت کردم. خانواده‌های الراوی ما در البوکمال، دیرالزور و حلب ساکن هستند. برای مدت طولانی میان خانواده‌ها در امتداد خط فرات بالا (بین عراق و سوریه) ارتباط وجود داشته است. وقتی به راوه رسیدم به من توصیه کردند که برای مدت دو هفته به سوریه بروم و اوضاع را زیر نظر بگیرم، در واقع از نظر روانی آمادگی سفر به هیچ کشوری خارج از عراق را نداشتم و فقط پاسپورت دیپلماتیک خود را داشتم. روز بعد با برادرم مزهر و مشاور ریاست جمهوری، عصام عبدالرحیم الراوی که بر نقطه مرزی طریبیل نظارت می‌کرد، به سوریه رفتم. ما وارد سوریه شدیم و در واقع من رابطه قوی با طرف سوریه داشتم. وقتی که درخواست دیدار با رئیس جمهوری بشار اسد می‌کردم، درخواستم برآورده می‌شد. رئیس جمهوری فقید صدام، زمانی که بشار به ریاست جمهوری منصوب شد، من را به عنوان فرستاده‌ای نزد وی فرستاد. قرارداد تجارت آزاد امضا و مرزها باز شد به طوری که عراق و سوریه به یک بازار اقتصادی واحد تبدیل شدند. خط لوله نفت راه اندازی شد که گام مهمی در چارچوب خروج از محاصره در سال 2000 به حساب می‌آید و بر این اساس وقتی به سوریه رفتم (بعد از اشغال عراق) هیچ نگرانی نداشتم به این دلیل که به کشوری می‌روم که با آن ارتباط قوی دارم. آصف شوکت در آن زمان مرا پذیرفت و به من گفت که اگر می‌خواهم خانواده‌ام را بیاورم، به او گفتم: متشکرم. می‌خواهم به عراق برگردم، اما همانطور که به مدیر اطلاعات دیرالزور گفتم، دو هفته در سوریه می‌مانم تا شاهد تحولات اوضاع عراق باشم. همان شب آصف شوکت ما را با سفیر عراق به شام برد... شب بعد از شام اوضاع تغییر کرد».
الراوی در توضیح اتفاقی که برایش افتاده است می‌افزاید: «من و همکارانم را به آپارتمانی در المزه بردند. حداقل می‌توانم بگویم آپارتمان بسیار کثیف بود. هیچ نداشت. معلوم بود که متعلق به کارکنان اطلاعات نظامی است. هیچی توی یخچال نبود. احساس کردیم که اولین پذیرایی قبل از ظهر خوب بود... اما تا شب اوضاع تغییر کرده. به نظر می‌رسد از همان زمان تصمیم گرفته شده است. مستقیماً خواستیم که به عراق برگردیم. بعد از دو روز ما را از هم جدا کردند. برادرم توسط اطلاعات دیرالزور دستگیر شد و من در روستایی به نام روستای الاسد در حصر خانگی قرار گرفتم، همانطور که فکر می‌کردم در انتظار تکمیل مقدمات تدارکاتی برای تحویل... من در خانه‌ای زندگی می‌کردم و پنج افسر همراهم ماندند و مرا می‌پاییدند و اجازه نمی‌دادند بیرون بروم. از این رو من نامه‌ای به رئیس جمهوری بشار نوشتم و اعلام کردم که من فلانی پسر فلانی هستم و دو هفته است که به سوریه آمده‌ام و از مهمان نوازی او تشکر کردم و درخواست برگشت به عراق را دارم و مرا از سرنوشت برادرم آگاه کنند. این 21 آوریل 2003، دو روز قبل از تحویلم بود. در روز 23 آوریل، سرتیپ یونس از طرف سرلشکر آصف شوکت نزد من آمد و به من گفت که موافقت (آقای رئیس جمهوری) را برای بازگشت شما گرفته‌ام... ساعت 12 (ظهر) دمشق را با یک ماشین اوپل ترک کردیم و یکی از کارمندانشان همراهم بود. به دیرالزور رسیدیم، گفتم: لطفاً کمی در شهر توقف کنید تا برادرم را ببینم، زیرا احتمال زیاد می‌دهم که او در دیرالزور بازداشت شده است. من این موضوع را در نامه خود به رئیس جمهوری بشار به صراحت بیان کرده بودم که در آن گفتم: لطفاً مرا از سرنوشت برادرم مطلع کنید، زیرا او را در سومین روز آمدنم به سوریه از دست دادم. به محض ورود به البوکمال، از سرتیپ یونس تشکر کردم و به او گفتم: ما شهر القائم را پیش رو داریم که به آن حصیبه می‌گویند، اجازه دهید وارد کشورم شوم. به من گفت: تو نمی‌توانی از نقطه رسمی وارد کشورت شوی، همان کسی که تو را اول به دمشق آورد، یعنی سرتیپ رکن نصیح از دیرالزور می‌آید و تو را به حصیبه می‌رساند، اما از طریق قاچاقچیان از راه بیابان. به او گفتم: به چه علت؟ جلوی من القائم است و مسافت کم، پیاده پنج دقیقه بیشتر طول نمی‌کشد و حالا شب است و هوا سرد، پس چرا می‌خواهید مرا از مسیر قاچاقچیان ببرید؟ به من گفت: این دستور است. با ماشین به سمت صحرا رفتم و سرتیپ نصیح از اطلاعات دیرالزور همراهم بود. بعد از حدود 20 دقیقه به نقطه مشخصی رسیدیم. چراغ‌ها را خاموش کرد. در تاریکی راه رفتیم. وارد یک سرازیری کوچک شدیم و به خاک عراق رسیدیم. جلوی من هفت سرباز آمریکایی سبز شدند که از ما خواستند بایستیم و اسلحه‌های لیزری را به سمت من نشانه رفتند. ایستادم. سرتیپ رکن دستی مرا به آمریکایی‌ها تحویل داد. دست‌هایم را بستند و روی سرم کلاه گذاشتند و سوار یک هامر کردند که حدود یک ربع در صحرای عراق حرکت می‌کرد.
بعد با ماشین وارد یک هواپیما (چینوک) شدم و به پایگاهی رسیدم که به نظر می‌رسید پایگاه الولید در نزدیکی مرز اردن باشد. یک هواپیمای بال ثابت منتظرم بود و مرا به بغداد بردند».
او ادامه می‌دهد: «حدود ساعت 10 شب رسیدم و بازجویی از من به مدت 5 ساعت طول کشید. یک مترجم لبنانی با بازجوی آمریکایی کار می‌کرد. به او گفتم که نیازی به مترجم ندارم. من فارغ التحصیل بریتانیا هستم (دارای مدرک دکترا از دانشگاه منچستر) و می‌توانم با شما به زبان انگلیسی صحبت کنم. تحقیقات پنج ساعت به طول انجامید. ساعت چهار صبح مرا به اتاقی بردند که وزیر آموزش عالی عراق، دکتر همام عبدالغفور، دکتر سطام الکعود و فردی به نام (ابومحمود الخلایله) وابسته به گروه فلسطینی ابونضال که در آن زمان خود را تسلیم کرده بود و تحت تعقیب نیروهای آمریکایی نبود حضور داشتند. یک کیسه زباله مشکی به من دادند تا به عنوان زیرانداز از آن استفاده کنم، هوا سرد بود اما ما چهار نفر در این اتاق بدون پتو روی یک پتو خوابیدیم. صبح شخصی نزد من آمد و پرسید: چرا برگشتی؟ گفتم: از مقامات سوریه - نگفتم رئیس جمهوری بشار – درخواست کردم به کشورم بازگردم. از من در مورد چیزهای دیگری پرسید: چه کسی با تو رفت؟ گفتم: کسی با من نرفت. البته من نمی‌توانستم درباره همکارانم گزارش بدهم. روز بعد، رئیس بازجویان اطلاعات نظامی مرا احضار کرد و به من گفت که واشنگتن از دست تو بسیار ناراحت است، زیرا اطلاعات درستی ارائه نکردی. به او گفتم چطور؟ گفت: تو می‌گویی که به تنهایی به سوریه رفته‌ای، اما در نامه‌ای که به رئیس جمهوری بشار اسد ارسال کرده‌ای، جویای سرنوشت برادرت مزهر مهدی صالح می‌شوی، بنابراین اطلاعات درستی به ما نمی‌دهی. به او گفتم: برادرم مزهر کاری به سیاست ندارد و با من آمده تا به من خدمت کند، پس چرا نامش را به شما بدهم؟ حتی نامه من به رئیس جمهوری سوریه به دست آمریکایی‌ها رسید و آنها آن را به من نشان دادند».
وقتی از الراوی درباره محتوای نامه‌اش به رئیس جمهوری سوریه سؤال می‌شود، می‌گوید که این نامه شامل چندین موضوع از جمله «موضوع مربوط به دو کشور و آینده امنیت سوریه» است. پرزیدنت صدام به من دستور داده بود که آن را به رئیس جمهوری بشار گزارش کنم. در آن زمان شورای فرماندهی انقلاب و رهبری عراق تشکیل جلسه دادند و پس از پایان جلسه، طارق عزیز معاون نخست وزیر با من تماس گرفت و به من گفت که رئیس جمهوری می‌گوید تهدیدی برای سوریه وجود دارد و ما آماده‌ایم ارتش عراق‌ را آماده کنیم، رئیس جمهوری بشار را در جریان این موضوع قراربده. من با سرتیپ ذوالهمه تماس گرفتم و به او گفتم که این پیامی است از طرف صدام رئیس جمهوری به رئیس جمهوری بشار است که در آن می‌گوید ارتش عراق حاضر است و آماده حمایت از سوریه در برابر هر تهدیدی، پس از اینکه باخبر شدیم  تهدیدی علیه شما وجود دارد. سرتیپ ذوالهمه پس از ساعتی با پاسخ بازگشت و از صدام رئیس جمهوری تشکر کرد و گفت: وضعیت فعلی ما خوب است و هیچ خطری احساس نمی‌کنیم و در صورت نیاز به شما اطلاع خواهیم داد. موضوع برای من تمام شد، اما رئیس جمهوری وزیر دفاع عراق را به دمشق فرستاد و سپس ارتش را به دو جهت حرکت داد؛ اولی التنف و دیگری البوکمال به سمت سوریه برای حمایت از آن در برابر تهدید اسرائیل علیه سوریه. این پیام در واقع منبع تحقیق از سوی آمریکایی‌ها با من بود که خواستند دلیلی را که صدام را بر آن داشته تا این وظیفه را به طور خاص به من محول کند، بدانند، بنابراین به آنها گفتم: من کسی هستم که درگیر رابطه با سوریه هستم».
الراوی خاطرات خود را با این گفته به پایان می‌رساند: « پس از اتمام سؤالات بازپرس، این سئوال را از او پرسیدم: چرا برای اشغال عراق آمدید؟ در دهه هشتاد با این کشور رابطه‌ای متین داشتید و سالانه به آن وام یک میلیارد دلاری می‌دادید و من توافقنامه وسیع همکاری تجاری، اقتصادی، علمی و فن‌آوری امضا کردم. پاسخ داد: ما برای ایجاد دموکراسی آمده‌ایم و پس از تکمیل آن عقب نشینی می‌کنیم. در پاسخش گفتم: شما دموکراسی واقعی را در عراق برقرار نخواهید کرد و از آن عقب نشینی نخواهید کرد و عراق توسط نهادهای مذهبی و قبیله‌ای اداره خواهد شد و عراق امن به کشوری تبدیل خواهد شد که در آن افراط گرایی متولد می‌شود. قیمت نفت بسیار بالاتر از قیمت فعلی بشکه‌ای 20 دلار خواهد رفت و بی ثباتی در کشور ایجاد خواهد شد. فروپاشی عراق در طول تاریخ منجر به فروپاشی در منطقه می‌شود و وضعیتی از بی ثباتی و آشفتگی به وجود می‌آید که منجر به عدم تعادل منطقه‌ای در خاورمیانه می‌شود. مردم عراق مردم سرسختی هستند که در طول تاریخ جز سارگون اکدی، حمورابی، آشوربانیپال، نبوکدنصر، حجاج، هارون الرشید و صدام حسین بر آنها حکومت نکردند. و جوابم را یادداشت می‌کرد. و این در صبح روز 25 آوریل 2003 بود».

 



آغاز رزمایش میدانی «شمشیر صلح ۱۲» در سعودی

رزمایش های میدانی تمرین مشترک «شمشیر صلح ۱۲» (الشرق الاوسط)
رزمایش های میدانی تمرین مشترک «شمشیر صلح ۱۲» (الشرق الاوسط)
TT

آغاز رزمایش میدانی «شمشیر صلح ۱۲» در سعودی

رزمایش های میدانی تمرین مشترک «شمشیر صلح ۱۲» (الشرق الاوسط)
رزمایش های میدانی تمرین مشترک «شمشیر صلح ۱۲» (الشرق الاوسط)

رزمایش های میدانی تمرین مشترک «شمشیر صلح ۱۲» یکشنبه (۲۵ فوریه) در منطقه شمالی و منطقه عملیات ناوگان های غرب و شرق با حضور یگان های نیروی های مسلح و وزارت های کشور و گارد ملی و ریاست امنیت سعودی و برخی دیگر از ارگان های دولتی نظامی و غیر نظامی آغاز شد.
دریا سالار علی بن حسن آل علی سخنگوی تمرین «شمشیر صلح ۱۲» گفت «این رزمایش میدانی تمرین نظامی پس از موفقیت مراحل اول مقدماتی و آماده سازی و پایان برنامه ریزی عملیاتی و ورود نیروهای نظامی و آغاز آموزش تئوری و تمرین مرکز فرماندهی انجام می شود».
او افزود «یگان های شرکت کننده در این رزمایش چندین تمرین نظامی همچون عملیات هوایی تهاجمی و عملیات هوایی پدافندی و عملیات تهاجم استراتژیک و مقابله با اهداف هوایی دشمن و عملیات جنگی منظم و نامنظم و محاصره و پاکسازی ساختمان ها و روستاها و تاسیسات کلیدی انجام دادند».

دریا سالار علی بن حسن آل علی سخنگوی تمرین «شمشیر صلح ۱۲» (الشرق الاوسط)

او خاطر نشان کرد «نیروی دریایی همچنین در این رزمایش میدانی چندین مانور در مناطق عملیات خود در خلیج عربی و دریای سرخ انجام می دهد. مقابله با تهدیدهای احتمالی (پهپاد و قایق انفجاری و مین دریایی) و عملیات حفاظت از تاسیسات کلیدی در مناطق عملیات و جستجو و نجات از بخش های دیگر این تمرین نظامی هستند».
دریا سالار علی آل علی اظهار کرد «افزایش سطح آمادگی یگان های شرکت کننده برای مقابله با چالش ها و تهدیدها در یک فضای عملیاتی مشترک و رسیدن به هدف اقدام مشترک از جمله اهداف این مانور است و یگان های نظامی خبره در این مانور از چندین اسلحه مدرن و پیشرفته استفاده می کنند».


۲۲ فوریه؛ مروری بر تاریخ سیصد ساله در روز تاسیس حکومت سعودی

گوشه ای از برنامه های اداره آموزش جازان به مناسبت روز تاسیس (واس)
گوشه ای از برنامه های اداره آموزش جازان به مناسبت روز تاسیس (واس)
TT

۲۲ فوریه؛ مروری بر تاریخ سیصد ساله در روز تاسیس حکومت سعودی

گوشه ای از برنامه های اداره آموزش جازان به مناسبت روز تاسیس (واس)
گوشه ای از برنامه های اداره آموزش جازان به مناسبت روز تاسیس (واس)

۲۲ فوریه سالروز تاسیس حکومت سعودی توسط امام محمد بن سعود در سال ۱۷۲۷ است و یاد و خاطره تاریخ سیصد ساله و پربار در حوزه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و اندیشه پیوند دهنده نسل ها در این کشور شد.

 

«الشرق الاوسط» روز تاسیس حکومت سعودی را با مجموعه ای از پژوهش ها و مقاله ها و گفتگوها درباره شرایط و تحولات سیاسی و فرهنگی آن دوران سعودی که منجر به پیدایش یک حکومت مرکزی در شبه جزیره عرب توسط بنیانگذار آن امام محمد بن سعود پوشش می دهد و در این راستا پرسش هایی در حوزه هویت و میراث ملی و جامعه و دستاورد تمدنی نخستین دوران حکومت مطرح می کند.
مسائلی از قبیل شرایط اجتماعی و روزمرگی های مردم کوچه و بازار در نخستین دوران حکومت سعودی زیر ذره بین قرار می گیرد چرا که این مسائل از پژوهش های کلیدی علم جامعه شناسی معاصر هستند و در متن خود پاسخ پرسش هایی در مورد هویت و فرهنگ و میراث و ارزش های جامعه سعودی در آن زمان دارد. آداب و رسوم نقش کلیدی در جامعه قبل و پس از یکپارچه شدن بخش های مختلف سعودی داشتند و مردم در آن جامعه همکاری محور از راه کشاورزی و چوپانی و تجارت و دانش و اصناف مختلف و صنایع ساده روزگار می گذراندند و همین سبک زندگی نقش بسیار مهمی در همگونی و همبستگی و اداره امور جامعه داشت. پس از آن ایجاد یک حکومت مرکزی قدرتمند به عنوان نیاز جامعه بروز کرد که وظیفه برقراری ثبات و امنیت و ایجاد روابط با محیط خارجی دور و نزدیک را برعهده بگیرد. امام محمد بن سعود بنیانگذار سعودی این روند را رهبری کرد و پیش برد.
چگونگی شکل گیری شخصیت «رهبر قهرمان» و بررسی ویژگی های او و تاثیر شرایط مکانی و زمانی در پیدایش چنین رهبری نیز در قالب پوشش ویژه «الشرق الاوسط» قرار می گیرد. «الشرق الاوسط» داستان ضرب المثل «فاتت یا ونیان» که معادل فارسی آن «نوش دارو پس از مرگ سهراب» است را روایت می کند چرا که این ضرب المثل داستان واقعی با قهرمانان واقعی دارد و در دوره محاصره الدرعیه و خروج امام محمد بن سعود از الدرعیه به عنوان اسیر اتفاق افتاد. امام محمد بن سعود در آن زمان تسلیم می شود و به اسارت می رود تا بدین وسیله شهر خود و همشهریانش را نجات بدهد و تا زمان کشته شدنش در استانبول می ماند.


العلیمی در مونیخ با زیر سوال بردن روایت حوثی ها: این کودتا باید تمام شود


 
العلیمی از جامعه جهانی خواست برای پایان دادن به کودتای حوثی ها و تامین امنیت کشتیرانی از نیروهای دولتی یمن حمایت کند (سبا)
  العلیمی از جامعه جهانی خواست برای پایان دادن به کودتای حوثی ها و تامین امنیت کشتیرانی از نیروهای دولتی یمن حمایت کند (سبا)
TT

العلیمی در مونیخ با زیر سوال بردن روایت حوثی ها: این کودتا باید تمام شود


 
العلیمی از جامعه جهانی خواست برای پایان دادن به کودتای حوثی ها و تامین امنیت کشتیرانی از نیروهای دولتی یمن حمایت کند (سبا)
  العلیمی از جامعه جهانی خواست برای پایان دادن به کودتای حوثی ها و تامین امنیت کشتیرانی از نیروهای دولتی یمن حمایت کند (سبا)

رشاد العلیمی رئیس شورای رهبری ریاستی یمن با استفاده از فرصت حضور در کنفرانس بین المللی امنیتی مونیخ روایت گروه حوثی درباره اقدامات تروریستی فزاینده در دریای سرخ را زیر سوال برد و از جامعه جهانی خواست برای پایان دادن به کودتای حوثی ها و فشار به رژیم ایران از حکومت یمن حمایت کنند. حوثی های وابسته به رژیم ایران مدعی هستند که آنها در راستای یاری فلسطینیان در غزه با حملات موشکی در دریای سرخ و خلیج عدن می خواهند جلوی عبور و مرور همه کشتی ها به مقصد و از مبدا اسرائیل و نیز کشتی های آمریکایی و بریتانیایی را بگیرند.

العلیمی گفت تنش نظامی حوثی ها در دریا پس از توقف جنگ در غزه پایان نمی یابد (سبا)

رئیس نهاد حکومتداری یمن بار دیگر از جامعه جهانی خواست تا شبه نظامیان حوثی را در فهرست گروه های «تروریستی» قرار داده و از حکومت یمن در راستای بسط نفوذ خود بر همه بخش های یمن حمایت کند تا بتوان به تهدید آفرینی این گروه شبه نظامی برای دریانوردی و امنیت منطقه و جهان پایان داد.
گروه حوثی در فهرست تروریسم واشنگتن قرار گرفت و این روند از جمعه (۱۶ فوریه) به اجرا گذاشته شد. بریتانیا چهار نفر از فرماندهان نظامی حوثی ها را تحریم کرد. واشنگتن به امید منع حملات دریایی حوثی ها ۱۷ بار مواضع آنها را مورد حمله قرار داد که لندن در ۳ دور از این حملات شرکت کرد.
رئیس شورای رهبری ریاستی یمن در یک پنل گفتگو درباره یمن و اوضاع در دریای سرخ گفت «اگر شبه نظامیان تروریست حوثی همچنان برخی از استان ها را در کنترل خود نگه دارند تهدیدات آنها علیه منطقه و جهان از جمله مسیرهای کشتیرانی بین المللی ادامه پیدا خواهد کرد».
او خاطر نشان کرد «اگر بخواهیم این قلدری دریایی حوثی ها پایان پیدا کند باید این مساله را ریشه ای حل کرد و تهدید را از بنیاد از بین برد که راه آن فقط پایان دادن به کودتا و بازیابی نهادهای دولت و فشار حداکثری به رژیم ایران است».
خطر ادامه دار
العلیمی اظهار کرد «خطر حوثی ها ادامه پیدا خواهد کرد». او از جامعه جهانی خواست توانمندی دولت یمن و کشورهای حوزه دریای سرخ را تقویت کنند تا این کشورها بتوانند بازیگر موثری در رویارویی با چالش های کنونی باشند و به حفظ ثبات و امنیت منطقه و جهان کمک کنند».
این مقام یمنی گفت «پس از اینکه شبه نظامیان تروریست حوثی با منع عبور و مرور کشتی های تجاری به اروپا به یک خطر جهانی تبدیل شدند دنیا بالاخره در معرض یک فاجعه واقعی قرار گرفته است».
رئیس شورای رهبری ریاستی یمن بر این باور است که حتی اگر جنگ در غزه تمام شود حوثی ها از خطر آفرینی دریایی دست بردار نیستند و افزود «اگر این شبه نظامیان همچنان کنترل بخش های ساحلی را در اختیار داشته باشند دریای سرخ بی گمان همواره یک کانون تنش و نقطه ای خواهد بود که در هر بزنگاه سیاسی منفجر خواهد شد».
او تاکید کرد «حمایت از حکومت یمن و کمک به این قدرت مشروع برای ایجاد نهادهای تابع خود و خشکاندن منابع مالی و تسلیحاتی شبه نظامیان تنها راه ای است که در بلند مدت در یمن جواب خواهد داد».

حوثی ها به بهانه جنگ در غزه ضمن جمع آوری کمک مالی هزاران نفر پیکارجو را بسیج کردند (رویترز)

العلیمی با تاکید دوباره بر رد قاطع اقدامات شبه نظامیان تروریست در دریای سرخ گفت «حکومت و دولت یمن از همان آغاز میان موضع اخلاقی ثابت حامی فلسطین و سوار شدن حوثی ها بر موج فرصت طلبی و سوء استفاده از فاجعه غزه و بحران غزه برای رسیدن به پروپاگاندای سیاسی و منطقه ای تفاوت قائل شدند».
این مقام یمنی از جامعه جهانی خواست تا دولت یمن را برای در اختیار گرفتن کنترل آب های سرزمینی توانمند کنند و توان دولت یمن را در حوزه عملیاتی افزایش دهند تا اینکه دولت به عنوان شریک موثر در عملیات نظارت و هشدار و اقدام نقش آفرینی کند.
العلیمی با تاکید بر اینکه دولت یمن برای همکاری در راستای حفاظت از امنیت دریانوردی بین المللی آمادگی اراده جدی دارد چندین جلسه در حاشیه حضور خود در کنفرانس امنیتی مونیخ داشت.
تلاش برای همکاری با ناتو
رسانه های حکومتی یمن گزارش دادند که العلیمی یکشنبه (۱۸ فوریه) در دیدار با دستیار امور سیاسی و سیاست امنیتی ناتو درباره تحولات یمن و منطقه و آثار حملات تروریستی حوثی بر صلح و امنیت بین الملل گفتگو کرد.

رئیس شورای رهبری ریاستی یمن و دستیار دبیر کل ناتو در مونیخ دیدار کردند (سبا)

به گزارش خبرگزاری «سبا» رئیس شورای رهبری ریاستی یمن آخرین تحولات در یمن و ابتکار عمل های شورای رهبری ریاستی برای برقراری صلح و امنیت و کاهش مشکلات مردم یمن به کمک ائتلاف حامی دولت یمن را با این مقام بین المللی در میان گذاشت. سعودی و امارات ائتلاف حامی دولت یمن را رهبری می کنند.
رسانه های رسمی یمن گفتند که العلیمی درباره اقدامات شورای رهبری ریاستی و دولت تحت حمایت متحدان منطقه ای و بین المللی در حوزه مبارزه با تروریسم و نیز حمایت مطلوب برای تامین امنیت بنادر و مهار تهدیدهای شبه نظامیان حوثی و گروه های تروریستی حامی آنها توضیح داد.
او درباره برقراری همکاری استراتژیک بین دولت یمن و ناتو و طرف های بین المللی دیگر و بازیگران منطقه ای برای حفظ امنیت و صلح و ثبات در منطقه ابراز امیدواری کرد.
در این راستا العلیمی در مقر اقامت خود در مونیخ با وزیر مشاور آلمان دیدار و دو طرف درباره روابط دو جانبه و آخرین تحولات یمن و منطقه و تبعات آن بر صلح و امنیت بین الملل تبادل نظر کردند.
العلیمی به منظور رایزنی درباره چالش های اقتصادی و امنیتی و سیاسی دولت یمن در مناطق پس گرفته شده از حوثی ها و پس از تعیین احمد عوض بن مبارک وزیر خارجه به عنوان نخست وزیر یمن در کنفرانس امنیتی مونیخ شرکت کرد.
دولت یمن بر این باور است که حملات هوایی غربی ها توان نظامی حوثی ها را از بین نمی برد و حملات آنها به کشتی ها در دریای سرخ را متوقف نخواهد کرد و تنها راه حمایت از نیروهای نظامی دولت یمن برای بازیابی نهادهای دولتی و پس گرفتن حدیده و اجبار گروه وابسته به رژیم ایران به صلح و پایان کودتا و شورش علیه توافق ملی در یمن است.

حوثی ها کمک به غزه را برای حمله به کشتی ها در دریای سرخ و خلیج عدن بهانه کرده اند (رویترز)

حملات هوایی به مواضع حوثی ها پس از حملات آمریکا و بریتانیا به پایگاه های این گروه شبه نظامی در راستای از بین بردن توان نظامی آنها و توقف حملات موشکی و پهپادی و قایق های انفجاری علیه کشتی ها در دریای سرخ به روتین تبدیل شده است اما این حملات هنوز توان نظامی حوثی ها برای حمله به کشتی ها را در هم نشکسته است.
حوثی ها از ۱۹ نوامبر ۴۷ بار به کشتی ها در دریای سرخ و خلیج عدن حمله کردند که در این میان دست کم ۸ کشتی آسیب دیدند. حوثی ها همچنین کشتی گلکسی لیدر را ربودند و خدمه این کشتی تا حالا گروگان حوثی ها هستند.
حوثی ها تا حالا رسما اعلام کردند که ۲۲ نفر از این گروه در حملات غربی ها کشته شده اند. به اینها باید ده نفر دیگر را هم افزود که ۳۱ دسامبر در پی حمله نیروی دریای آمریکا به قایق هایشان کشته شدند. این ده نفر در صدد حمله به یکی از کشتی ها بودند که هدف حمله‌ آمریکا قرار گرفتند.


موضع ریاض درباره صلح عربی اسرائیلی؛ تحکیم پشتوانه و مقابله با شایعه سازی


نشست فوق العاده سران کشورهای عربی و اسلامی با حضور تقریبا همه رهبران جهان عرب و اسلام در ماه نوامبر در ریاض برگزار شد (واس)
نشست فوق العاده سران کشورهای عربی و اسلامی با حضور تقریبا همه رهبران جهان عرب و اسلام در ماه نوامبر در ریاض برگزار شد (واس)
TT

موضع ریاض درباره صلح عربی اسرائیلی؛ تحکیم پشتوانه و مقابله با شایعه سازی


نشست فوق العاده سران کشورهای عربی و اسلامی با حضور تقریبا همه رهبران جهان عرب و اسلام در ماه نوامبر در ریاض برگزار شد (واس)
نشست فوق العاده سران کشورهای عربی و اسلامی با حضور تقریبا همه رهبران جهان عرب و اسلام در ماه نوامبر در ریاض برگزار شد (واس)

وزارت خارجه سعودی بامداد چهارشنبه (۷ فوریه) درباره «رایزنی های کنونی بین سعودی و آمریکا در خصوص روند صلح عربی اسرائیلی» بیانیه داد. موضع سعودی از همان آغاز رویدادها در نوار غزه در هفتم اکتبر روشن و صریح بود و سعودی پیش از آن نیز دیدگاه صریحی درباره مساله صلح در خاورمیانه اعلام کرده بود و حالا این بیانیه در واقع تاکیدی بر موضع ثابت سعودی است.
بیانیه وزارت خارجه سعودی «تاکید چند باره ای» درباره مساله فلسطین است. می توان گفت این بیانیه در پاسخ و در توضیح اظهارات جان کربی سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا صادر شد. جان کربی گفت که آمریکا پاسخ مثبتی از سعودی و اسرائیل درباره ادامه مذاکرات برای عادی سازی روابط دریافت کرده است. اما حالا وزارت خارجه سعودی در بیانیه خود خاطر نشان کرده که «دولت سعودی موضع ثابت خود را به دولت آمریکا ابلاغ کرده که بدون تشکیل کشور مستقل فلسطین در مرزهای ۱۹۶۸ به پایتختی قدس شرقی و توقف تجاوز اسرائیل به نوار غزه و خروج کامل نظامیان رژیم اشغالگر اسرائیل از نوار غزه خبری از روابط دیپلماتیک با اسرائیل نیست».

شاهزاده محمد بن سلمان ولیعهد سعودی و آنتونی بلینکن وزیر خارجه آمریکا دیدار کردند (واس)

یک روز پس از سفر بلینکن

بیانیه وزارت خارجه سعودی یک روز پس از دیدار شاهزاده محمد بن سلمان ولیعهد و نخست وزیر سعودی و آنتونی بلینکن وزیر خارجه آمریکا دوشنبه (۵ فوریه) در ریاض صادر شد و بار دیگر تاکید کرد «سعودی همواره موضع ثابتی درباره مساله فلسطین و لزوم رسیدن ملت فلسطین به حقوق مشروع خود داشته است». این سومین سفر بلینکن به سعودی در کمتر از ۱۲۰ روز بود.

چرا حالا؟

منیف الحربی تحلیلگر سیاسی می گوید «بیانیه اخیر وزارت خارجه سعودی مهم بوده و بازگوکننده مواضع تاریخی سعودی در دهه های متمادی است که حالا در قالب تاکید رسمی در این بیانیه بروز پیدا کرده. زمان انتشار این بیانیه نیز حائز اهمیت است چرا که رسانه های منطقه و بین المللی شایعاتی را از قول طرف های متعدد و نیز به نقل از مقامات رسمی آمریکا و اسرائیل درباره این موضوع منتقل کردند. دولت سعودی می خواست بگوید که روند برقراری صلح اولا با توقف تجاوز به غزه آغاز می شود».
تلاش های دولت سعودی از زمان نشست مشترک سران کشورهای عربی و اسلامی در ریاض و تشکیل کمیته وزیران امور خارجه برای پیگیری توقف تجاوز در غزه به طور موثر ادامه دارد و دولت سعودی همچنین نقشه راه مهمی تنظیم کرد که همان تشکیل کشور مستقل فلسطین در مرزهای ۱۹۶۷ به پایتختی قدس شرقی است.

وزیران خارجه کمیته مشترک عربی اسلامی پیش از دیدار با معاون رئیس جمهور چین (واس)

کشور نه خودمختاری

ابراهیم ریحان روزنامه نگار و مقاله نویس مسائل سیاسی که با الحربی هم نظر است می گوید «باید گفت که سعودی از نظر تاریخی همواره کنار ملت فلسطین بوده و از رسیدن مردم فلسطین به حقوق مشروع خود یعنی تشکیل کشور مستقل و دارای حاکمیت مستقل و نه خودمختاری حمایت کرده است».
او در گفتگو با «الشرق الاوسط» افزود «بیانیه اخیر وزارت خارجه سعودی در چرخش آمریکا به سمت فشار به اسرائیل برای امتیاز دهی به فلسطینیان سهیم خواهد بود و این امتیازات از توقف تجاوز به غزه شروع می شود و تا به رسمیت شناختن حقوق فلسطینیان و تشکیل کشور مستقل در مرزهای ۱۹۶۸ به پایتختی قدس شرقی ادامه پیدا می کند. آمریکا یکی از طرف های کنفرانس پاریس بوده و تنها بازیگر کلیدی است که می تواند به اسرائیل فشار بیاورد. این بیانیه روی هم رفته نقطه قوت ریاض است».
ریحان خاطر نشان کرد «واشنگتن به دنبال رسیدن به توافق راهبردی با ریاض است. سعودی با این کارت مهم قدرت چازنه زنی پیدا می کند. سعودی با این اهرم فشار می تواند آمریکا و اسرائیل را وادار کند حقوق فلسطینیان را به رسمیت بشناسند. بیانیه وزارت خارجه سعودی صریحا گفته که توافق با واشنگتن به پذیرفتن شروط سعودی بستگی دارد».

به رسمیت شناختن کشور فلسطین

سعودی بار دیگر از جامعه جهانی به خصوص اعضای دائم شورای امنیت که هنوز کشور فلسطین را به رسمیت نشناخته اند خواسته تا «به روند به رسمیت شناختن کشور فلسطین تا مرزهای ۱۹۶۸ به پایتختی قدس شرقی شتاب ببخشند تا ملت فلسطین به حقوق خود دست پیدا کرده و صلح فراگیر و عادلانه و همگانی برقرار شود».
الحربی در ادامه گفتگو با «الشرق الاوسط» افزود «سعودی فراخوان مهمی به اعضای دائم شورای امنیت فرستاده تا روند به رسمیت شناختن کشور فلسطین را شتاب ببخشند چرا که ما در مرحله مهمی قرار داریم. تلاش سعودی با بریتانیا کارساز واقع شد و دیوید کامرون وزیر خارجه بریتانیا گفت که بریتانیا پس از توقف تجاوز به غزه کشور فلسطین را به رسمیت خواهد شناخت».
الحربی خاطر نشان کرد «تلاش ها و رایزنی های سعودی با بازیگران موثر دیگری مثل فرنسا نیز دارد جواب می دهد. آمریکا نیز دارد جدی به بحث به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطین فکر می کند. چین و روسیه آمادگی کامل برای به رسمیت شناختن کشور فلسطین دارند. این روند کمک می کند تا فلسطین به عنوان «عضو کامل نه ناظر سازمان ملل» تبدیل شود».

سخنرانى وزیر خارجه سعودی در نشست شورای امنیت درباره غزه در ۲۹ نوامبر (فرانس پرس)

عادی سازی روابط در سال انتخابات

الحربی و ریحان بر این باورند که اخبار درز کرده درباره عادی سازی روابط بین اسرائیل و سعودی اهداف انتخاباتی دارد که وزارت خارجه سعودی به این اخبار پاسخ داد. الحربی اضافه کرد «یادمان نرود که سال جاری سال انتخابات در آمریکا است و دولت بایدن می خواهد از مساله عادی سازی روابط بین سعودی و اسرائیل در تبلیغات خود بهره برداری کند. طرف اسرائیلی هم تمایل دارد بگوید که ما در مرحله کنونی در مسیر عادی سازی روابط با سعودی حرکت می کنیم».
الحربی اظهار داشت «اما این بیانیه وزارت خارجه سعودی جلوی همه این شایعات و اخبار نادرست که از جانب آمریکا و اسرائیل در مرحله کنونی منتشر شدند را گرفت چرا که آمریکا و اسرائیل و کشورهای دیگر نیز اخیرا به طور فزاینده امکان برقراری روابط دیپلماتیک بین سعودی و اسرائیل را مطرح کردند».
ریحان معتقد است «دولت آمریکا می خواهد در اسرع وقت با سعودی توافق کند و این نقطه قوت سعودی و محرک اصلی برای گفتگو درباره رسیدن مردم فلسطین به حقوقشان است؛ آنهم در شرایطی که تنها چند ماه به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باقی مانده است».
ریحان در ادامه خاطر نشان کرد «دولت آمریکا می خواهد عادی سازی روابط بین اسرائیل و سعودی را قبل از انتخابات ریاست جمهوری جفت و جور کند چرا که اولا دولت پرزیدنت بایدن دستاورد آنچنانی در سیاست خارجه نداشته و در ثانی دولت دموکرات پرزیدنت بایدن در صدد دلجویی و جذب رای دهندگان آمریکایی های یهودی تبار و گروه های فشار هوادار اسرائیل است. دولت آمریکا معتقد است که با توجه به جایگاه ریاض در سطح عربی و اسلامی عادی سازی روابط بین سعودی و اسرائیل یک دستاورد استراتژیک در مسیر صلح عربی اسرائیلی و حتی صلح بین جهان اسلام و اسرائیل است».

سعودی خواستار خروج همه نظامیان رژیم اشغالگر اسرائیل از نوار غزه شد (فرانس پرس)

فلسطین: موضع اصیل و ثابت تاریخی

تشکیلات خودگردان فلسطین چهارشنبه (۷ فوریه) از بیانیه وزارت خارجه سعودی قدردانی و ستایش کرد.
خبرگزاری فلسطین (وفا) به نقل از دفتر ریاست فلسطین گفت «ما بر اعتماد خود به این پشتوانه سترگ و حمایت محکم سعودی از فلسطین در این شرایط حساس و خطرناک در منطقه و جهان تاکید می کنیم. مواضع سعودی با قطعنامه های بین المللی و طرح ابتکاری صلح عربی همخوانی دارد».
از سوی دیگر انجمن علمای مسلمان از موضع ثابت سعودی درباره روند صلح عربی اسرائیلی و مساله فلسطین و لزوم رسیدن مردم فلسطین به حقوق مشروع خود حمایت کرد.
شیخ محمد العیسی دبیر کل انجمن علمای مسلمان به نیابت از این نهاد و همه موسسات زیرمجموعه آن گفت «ما از موضع دولت سعودی حمایت می کنیم. دولت سعودی به دولت آمریکا ابلاغ کرده بدون به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطین تا مرز ۱۹۶۸ به پایتختی قدس شرقی و توقف تجاوز اسرائیل به غزه و خروج همه نظامیان رژیم اشغالگر از نوار غزه روابط دیپلماتیک بین سعودی و اسرائیل برقرار نخواهد شد».
انجمن علمای مسلمان از فراخوان سعودی به جامعه جهانی و اعضای دائم شورای امنیت برای تسریع روند به رسمیت شناختن کشور فلسطین ستایش کرد و گفت چنانکه وزارت خارجه سعودی اعلام کرد مردم فلسطین پس از این اقدامات به حقوق مشروع خود خواهند رسید و امنیت در منطقه و جهان برقرار خواهد شد.


بیانیه سعودی و کویت: تأکید بر اهمیت حفظ امنیت منطقه دریای سرخ

خادم حرمین شریفین، امیر کویت را در ریاض به حضور پذیرفت (واس)
خادم حرمین شریفین، امیر کویت را در ریاض به حضور پذیرفت (واس)
TT

بیانیه سعودی و کویت: تأکید بر اهمیت حفظ امنیت منطقه دریای سرخ

خادم حرمین شریفین، امیر کویت را در ریاض به حضور پذیرفت (واس)
خادم حرمین شریفین، امیر کویت را در ریاض به حضور پذیرفت (واس)

ریاض و کویت بر اهمیت حفظ امنیت و ثبات منطقه دریای سرخ و احترام به حق دریانوردی دریایی مطابق با مفاد حقوق بین‌الملل و کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها در سال ۱۹۸۲، خویشتن داری و دوری از درگیری در سایه حوادث جاری در منطقه تأکید کردند.
دو کشور در پایان سفر شیخ مشعل الاحمد الجابر الصباح امیر کویت به پادشاهی عربی سعودی بیانیه مشترکی صادر کردند. در این بیانیه مشترک آمده‌است: میدان گازی الدره به‌طور کامل در مناطق دریایی کویت قرار دارد و این میدان ثروتی مشترک تنها میان سعودی و کویت است و ادعای وجود حقوق برای طرف دیگر را به‌طور قاطع رد می‌کنیم.
آنها در این بیانیه مشترک همچنین بار دیگر از ایران خواستند تا دربارهٔ مرز شرقی منطقه بی‌طرف تقسیم شده سعودی و کویت، با کویت و سعودی مذاکره کند.

استقبال خادم حرمین شریفین از امیر کویت در حضور ولیعهد سعودی (واس)

دو کشور همچنین بر اهمیت پایبندی عراق به حاکمیت و تمامیت ارضی کویت تأکید کردند.
کویت و سعودی در ادامه این بیانیه همچنین خواستار احترام عراق به پیمان‌ها و توافق‌نامه‌های دوجانبه و بین‌المللی شدند.
در این بیانیه ضمن اشاره بر اهمیت تکمیل تعیین مرزهای دریایی بین دو کشور بعد از علامت مرزی ۱۶۲ در خور عبدالله، بر پایبندی به تمام قطع‌نامه‌های سازمان ملل خصوصاً قطع‌نامه ۸۳۳ شورای امنیت که در آن مرزهای دریایی بین دو کشور معین شده، تأکید شده‌است.
در بیانیه مذکور از عراق خواسته شد تا به توافق‌نامه تنظیم دریانوردی در «خور عبدالله» که در تاریخ ۲۹ آوریل ۲۰۱۲ منعقد شده‌است، پایبند باشد.

استقبال خادم حرمین شریفین از امیر کویت در حضور ولیعهد سعودی (واس)

سران دو کشور به بررسی اوضاع در فلسطین پرداختند و نگرانی خود از فاجعه انسانی در غزه را ابراز داشتند.
آنها در بیانیه مشترک خود همچنین بر ضرورت توقف عملیات نظامی اسرائیل در غزه و حفاظت از غیرنظامیان تأکید کردند.
سعودی و کویت در بیانیه خود همچنین از تصمیمات دیوان بین‌المللی دادگستری در راستای ممانعت از وقوع جنایت نسل‌کشی در غزه استقبال کردند.


استقبال سعودی از رای دادگاه لاهه درباره جلوگیری از قتل عام در غزه

دیوان بین المللی دادگستری اعلام کرد اسرائیل باید تمام اقدامات لازم برای جلوگیری از نسل کشی را انجام دهد (رویترز)
دیوان بین المللی دادگستری اعلام کرد اسرائیل باید تمام اقدامات لازم برای جلوگیری از نسل کشی را انجام دهد (رویترز)
TT

استقبال سعودی از رای دادگاه لاهه درباره جلوگیری از قتل عام در غزه

دیوان بین المللی دادگستری اعلام کرد اسرائیل باید تمام اقدامات لازم برای جلوگیری از نسل کشی را انجام دهد (رویترز)
دیوان بین المللی دادگستری اعلام کرد اسرائیل باید تمام اقدامات لازم برای جلوگیری از نسل کشی را انجام دهد (رویترز)

وزارت خارجه سعودی از حکم اولیه دیوان بین المللی دادگستری مبنی بر توقف اقدامات و اظهارات به منظور نسل کشی مردم فلسطین در نوار محاصره شده غزه و رد درخواست اسرائیل درباره عدم صلاحیت دادگاه برای بررسی شکایت آفریقای جنوبی استقبال کرد.
وزارت خارجه سعودی در بیانیه ای ضمن حمایت دولت از حکم دادگاه لاهه بر رد قاطع اقدامات رژیم اشغالگر اسرائیل و نقض کنوانسیون نسل کشی تاکید کرد.
این بیانیه خاطر نشان کرد تلاش های آفریقای جنوبی برای شکایت علیه ادامه اقدامات ناقضانه اسرائیل در غزه قابل ستایش است و ما بر اهمیت اتخاذ تدابیر بیشتر از سوی جامعه بین الملل برای آتش بس در غزه و دفاع از مردم فلسطین و بازخواست رژیم اشغالگر به خاطر اتخا‍ذ رویه هدفمند و سیستماتیک نقض قوانین بین المللی و قانون بین المللی انسانی تاکید می کنیم.


استراتژی ملی بیوتکنولوژی از سوی ولیعهد سعودی راه اندازی شد



ولیعهد سعودی محمد بن سلمان (الشرق الاوسط)
ولیعهد سعودی محمد بن سلمان (الشرق الاوسط)
TT

استراتژی ملی بیوتکنولوژی از سوی ولیعهد سعودی راه اندازی شد



ولیعهد سعودی محمد بن سلمان (الشرق الاوسط)
ولیعهد سعودی محمد بن سلمان (الشرق الاوسط)

شاهزاده محمد بن سلمان، ولیعهد و نخست‌وزیر پادشاهی عربی سعودی، از استراتژی ملی بیوتکنولوژی را با هدف تقویت موقعیت پادشاهی به عنوان یک کشور پیشرو در این بخش راه اندازی کرد.
این استراتژی بر بهبود سلامت ملی و افزایش کیفیت زندگی متمرکز خواهد بود. همچنین حفاظت از محیط زیست، دستیابی به امنیت غذایی و آبی، به حداکثر رساندن فرصت‌های اقتصادی و بومی سازی صنایع امیدوار کننده از دیگر اهداف آن به حساب می‌آیند که به دستیابی به اهداف چشم‌انداز پادشاهی ۲۰۳۰ کمک می‌کند.
راه‌اندازی راهبرد ملی زیست فناوری‌ها با هدف رسیدگی به چالش‌ها و استفاده از فرصت‌ها در یک بخش به سرعت در حال رشد است.
این استراتژی نشان دهنده یک نقشه راه جامع برای پادشاهی است تا این کشور تا سال ۲۰۴۰ به مرکز جهانی بیوتکنولوژی تبدیل شود.
بخش امیدوارکننده بیوتکنولوژی همچنین فرصت‌های بزرگی را برای ارتقای سلامت و کیفیت زندگی شهروندان، افزایش رشد اقتصادی و ایجاد مشاغل و سرمایه‌گذاری‌های با کیفیت که به توسعه صنایع جدید کمک می‌کند، فراهم می‌کند.
همچنین محیطی پایدارتر را فراهم می‌سازد که به دستیابی به اهداف «چشم‌انداز پادشاهی ۲۰۳۰» کمک می‌کند.
بخش بیوتکنولوژی یکی از زمینه‌های با رشد سریع ارزیابی می‌شود، چرا که برخی از زیست فناوری‌ها با نرخ‌های بالایی موفق عمل می‌کنند و شامل فناوری‌های نوظهور و مدرنی می‌شوند که می‌توانند این بخش را با تأثیرات زیادی به سطوح جدیدی ارتقاء دهند که این با رویکرد سعودی مبتنی بر پتانسیل‌های رقابتی و مزیت‌های منحصر به فرد این کشور در بخش زیست فناوری‌ها و پیشبرد روند توسعه هم‌راستا است.
تنوع و شرایط آب و هوایی و جغرافیایی سعودی زمینه‌هایی ایده‌آل را برای انجام مطالعات و تحقیقات پیچیده در زمینه زیست فناوری‌ها در این کشور فراهم خواهد کرد.=
بر این اساس، راهبرد ملی سعودی در زمینه بیوتکنولوژی بر چهار بعد استراتژیک تمرکز دارد: واکسن‌ها با هدف بومی‌سازی صنعت واکسن، صادرات آن و نوآوری در این زمینه، علاوه بر تولید زیستی و بومی‌سازی برای افزایش مصرف، بومی‌سازی و صادرات داروهای زیستی همچنین ژنومیک، با هدف پیشگامی در تحقیقات ژنومیک و ژن درمانی و در نهایت بهبود گیاهان در حال رشد برای ارتقای خودکفایی و ایجاد نوآوری در بذرهای اصلاح شده‌است.
این استراتژی سعودی با تسهیل الزامات نظارتی و فراهم‌سازی زیرساخت‌ها و تأمین مالی مناسب، در جهت توانمندسازی صنعت محلی در زمینه بیوتکنولوژی عمل می‌کند.
این استراتژی ملی سعودی همچنین با برنامه‌ها و ابتکارات فراوان خود به تحریک تلاش‌ها به‌منظور ایجاد فرصت‌ها برای سرمایه‌گذاران بخش خصوصی در این زمینه کمک می‌کند.
با اجرای این راهبرد ملی در زمینه بیوتکنولوژی، سعودی تا سال ۲۰۳۰ به جایگاه پیشگامانه در بخش بیوتکنولوژی در سطح خاورمیانه و شمال آفریقا دست خواهد یافت و تا سال ۲۰۴۰ در سطح بین‌المللی به یک قطب در زمینه زیست فناوری‌ها تبدیل خواهد شد.
پادشاهی عربی سعودی با تدوین این استراتژی هدف دارد علاوه بر ایجاد هزاران فرصت و اشتغال‌زایی کیفی در این کشور تا سال ۲۰۴۰، سهم بخش زیست‌فناوری‌ها تا ۳ درصد از تولید ناخالص داخلی غیرنفتی و به ارزش تأثیر کلی بالغ بر ۱۳۰ میلیارد ریال سعودی برسد.
استراتژی ملی سعودی در زمینه بیوتکنولوژی با هدف یکپارچه‌سازی تلاش‌ها در زمان حال و آینده، فراهم کردن یک محیط نظارتی انعطاف‌پذیر و ایجاد زیرساخت‌های پیشرفته، علاوه بر دستیابی به یکپارچگی میان بخش‌های دولتی و خصوصی، و حمایت از سلسله ارزش‌های داخلی مربوط به این بخش تدوین می‌شود.
همچنین نسخه‌ای از سند استراتژی ملی بیوتکنولوژی، که بر روشن کردن چشم‌انداز پادشاهی برای این بخش تأکید دارد.
شرح جزئیات این راهبرد ملی سعودی در زمینه زیست فناوری‌ها در نسخه‌ای از سند تدوین شده انتشار یافته‌است و بر چشم‌انداز پادشاهی عربی سعودی در ارتباط با این بخش تمرکز دارد، بیان شده‌است.


وزیر خارجه عراق: ایران نمی‌تواند به اسرائیل حمله کند و در مقابل به کشور دوست و متحد حمله کرد


صورة نشرها موقع «منتدى دافوس» من مشاركة سابقة لوزير الخارجية العراقي فؤاد حسين
صورة نشرها موقع «منتدى دافوس» من مشاركة سابقة لوزير الخارجية العراقي فؤاد حسين
TT

وزیر خارجه عراق: ایران نمی‌تواند به اسرائیل حمله کند و در مقابل به کشور دوست و متحد حمله کرد


صورة نشرها موقع «منتدى دافوس» من مشاركة سابقة لوزير الخارجية العراقي فؤاد حسين
صورة نشرها موقع «منتدى دافوس» من مشاركة سابقة لوزير الخارجية العراقي فؤاد حسين

ساعاتی قبل از طرح شکایت عراق علیه ایران در شورای امنیت، فؤاد حسین، وزیر امور خارجه این کشور، در مصاحبه با الشرق الاوسط، حمله ایران به اربیل را محکوم کرد و تشدید تنش‌ها را «تلاش ایران برای صدور مشکلات داخلی» توصیف کرد.
حسین که در حاشیه مجمع جهانی اقتصاد در داووس صحبت می‌کرد، گفت که کشورش اقدامات سیاسی و دیپلماتیک برای پاسخ به بمباران ایران که شامگاه دوشنبه در اربیل منجر به کشته شدن ۴ غیرنظامی شد، اتخاذ کرده‌است.
وی ادعای تهران مبنی بر وجود موساد اسرائیل در خاک عراق را رد کرد.
این دیپلمات ارشد عراقی حمله به اقلیم کردستان عراق را به تشدید تنش بین تهران و تل آویو در پس‌زمینه جنگ غزه مرتبط دانست و بر وجود «قواعد درگیری بین ایرانی‌ها و اسرائیلی‌ها» تأکید کرد.
حسین دربارهٔ تمایل بغداد برای خروج نیروهای آمریکایی حاضر در پایگاه‌های نظامی عراق، گفت که دولت او به دنبال رسیدن به یک «فرایند مذاکره» با واشنگتن است.
وی تاکید کرد که آمریکایی‌ها آماده نشستن پشت میز مذاکره هستند اما در شرایط عادی قابل تحقق است.
هفته‌های گذشته شاهد تشدید تنش علیه منافع آمریکا در عراق بود که واشنگتن با هدف قرار دادن مقر گروه‌های عراقی نزدیک به ایران به این اقدامات پاسخ داد.
حسین در خصوص روابط عراق و پادشاهی عربی سعودی با بیان اینکه این روابط در شرایط عالی قرار دارد، ابراز امیدواری کرد که کشورش همکاری‌های اقتصادی را تقویت کند و سرمایه‌گذاری سعودی در عراق را پیش ببرد.

متن این مصاحبه به شرح زیر است:

* اجازه بدهید ابتدا به حمله به اقلیم کردستان عراق توسط سپاه پاسداران در شامگاه دوشنبه و محکومیت رسمی عراق و احضار کاردار سفارت ایران شروع کنم. عراق چه اقدامات دیگری را برای پاسخ به این تشدید در نظر گرفته‌است؟

- اقدامات عراق دیپلماتیک است؛ هم سیاسی و هم حقوقی. درباره رویه‌های دیپلماتیک، نفر دوم در سفارت را احضار کردیم (به دلیل اینکه سفیر ایران در تهران است) و یادداشت اعتراضی در مورد تجاوز ایران به خاک عراق در اربیل و کشتار شهروندان عراقی به او تحویل دادیم.
ما درخواست بازگشت سفیر عراق در تهران به بغداد را داشتیم و به دستور نخست‌وزیر، کمیته تحقیق از دولت فدرال و منطقه تشکیل شد.
رئیس کمیته تحقیق و تفحص که مشاور امنیت ملی عراق است گزارش خود را (چهارشنبه) به نخست‌وزیر ارائه خواهد کرد و طبق شنیده‌های من از مشاور امنیت ملی، کشته‌شدن صاحب خانه بمباران شده که تاجر معروف کرد عراقی به همراه دخترش تائید شده‌است و دختر دیگرش و همسرش مجروح شدند. میهمان او که یک عراقی اهل موصل بود نیز کشته شد. یک کارگر فیلیپینی که در خانه بود نیز کشته شد و ۳ کارگر دیگر فیلیپینی نیز زخمی شدند و اکنون در بیمارستان تحت مداوا هستند. خانه به‌طور کامل ویران شد.
علاوه بر اقداماتی که ذکر کردم، شکایت نامه ای به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارائه کرده‌ایم.

ایران می‌گوید که مقر موساد اسرائیل در اربیل را هدف قرار داده‌است. آیا واقعاً دستگاه اطلاعات اسرائیل در خاک عراق وجود دارد؟

عجیب است ایرانی‌ها دیگران را مقصر می‌دانند. مشکلاتی مانند ترور و حملات تروریستی در داخل کشورشان در نتیجه شکست مقامات ذیربط در آنجا رخ می‌دهد، اما آنها سعی می‌کنند آنها را به خارج از مرزها صادر کنند.
حدود یک سال پیش ایران منزل مسکونی یک تاجر کرد عراقی دیگر را با ۱۲ موشک بمباران کرد. هیاتی از دولت در آن زمان با کمیته تحقیق و تفحص به تهران رفتند تا ثابت کنند خانه مورد نظر یک خانه معمولی است که خانواده یک تاجر در آن زندگی می‌کردند.
ایرانی‌ها مدعی بودند که این خانه مقر موساد است، اما البته به خوبی می‌دانستند که ادعای آنها دروغ است. آنها این کمپین رسانه ای جعلی را در داخل تبلیغ می‌کردند (برای مقابله با) کمپینی در داخل ایران در پس زمینه عملیات تروریستی در نزدیکی کرمانشاه بوده است.
در واقع آنها نمی‌توانند با اسرائیل مقابله کنند، بنابراین به اربیل حمله می‌کنند. هیچ حقیقتی در مورد (ادعاهای ایران مبنی بر وجود یک مقر موساد) وجود ندارد. این مشکل داخلی ایران است که به خارج صادر می‌کنند. آنها نمی‌توانند با اسرائیل مقابله کنند، با اینکه در سوریه و در مرز با اسرائیل هستند.
اگر بخواهند به اسرائیل حمله کنند، می‌توانند این کار را انجام دهند، آنها در سوریه و جنوب لبنان هستند و می‌گویند موشک‌هایی دارند که می‌توانند از سرزمینشان به اسرائیل برسند.

چرا به اربیل حمله می‌کنند؟ اربیل بخشی از عراق است و عراق همسایه و دوست ایران است و از روابط تاریخی، جغرافیایی، مذهبی، فرهنگی و اقتصادی گسترده‌ای برخوردار است.
ما از ایران دفاع می‌کردیم، ما بودیم که روابط بد ایران و کشورهای عربی و گاهی ایران با کشورهای اروپایی و آمریکا را بهبود بخشیدیم.
ایران به یک دولت متحد حمله می‌کند. این یک اشتباه راهبردی است و من معتقدم هرکس این عملیات را در تهران انجام داد بعد از مدتی متوجه می‌شود که با عراق خطای استراتژیک کرده‌است.

* آیا جنگ اسرائیل با غزه، عراق را به صحنه‌ای برای تبادل پیام‌های ایرانی-آمریکایی تبدیل کرد؟ آیا این دلیلی بود که دولت عراق تمایل خود را برای خروج نیروهای آمریکایی اعلام کرد؟

- وقتی روابط ایران و سایر کشورها متشنج می‌شود، در واقع تنش بین ایران و واشنگتن است و این روابط متشنج در عرصه عراق منعکس می‌شود، بنابراین درگیری وجود دارد اما در صحنه عراق.
امروز روابط بین اسرائیل و ایران متشنج یا خطرناک است، اما ایرانی‌ها نبرد را به اسرائیل نمی‌برند، بلکه محاسباتی دارند. به خاطر مصرف داخلی نبرد را به کردستان یا میدان عراق منتقل می‌کنند و این اشتباه بزرگی است.
من از این موضوع متوجه می‌شوم که قواعد درگیری بین اسرائیلی‌ها و ایرانی‌ها وجود دارد. من معتقدم حمله به اربیل ممکن است در ذهنیت برخی از مردم ایران، واکنشی به آنچه در کرمان رخ داد، یعنی عملیات تروریستی داعش خراسان.
اگر این سازمان که درگیری‌های فکری، عقیدتی و امنیتی با ایران دارد، مسئول حمله تروریستی است که در کرمان شهدای زیادی بر جای گذاشت، پس چرا ایران این مشکل را به کردستان عراق صادر می‌کند؟ اما اگر این عملیات همان‌طور که ایران ادعا می‌کند علیه اسرائیلی‌ها باشد، بنابراین اسرائیلی‌ها در کشورشان حضور دارند.
ایرانی‌ها ادعا می‌کنند که با اسرائیلی‌ها می‌جنگند؛ بنابراین احساس می‌کنم قواعد درگیری بین دو طرف وجود دارد، اما به دلایل مصرف داخلی، ایرانی‌ها حلقه ضعیف را بمباران نظامی کردند و این منطقه ضعیف است زیرا عراق دوست ایران است. دوست را می‌زنند و در برابر دشمن خود نمی‌ایستند.

* آیا برای خروج نیروهای آمریکایی از عراق جدول زمانی تعیین کرده‌اید؟

- دولت عراق تأکید می‌کند که این موضوع از طریق مذاکره و نه از طریق سلاح حل خواهد شد. این یک نکته کلیدی است. ما به مذاکراتی نیاز داریم که با توافق دو طرف ما را به این هدف برساند. امروز همچنان در حال مذاکره با طرف آمریکایی برای شروع این مذاکرات هستیم.
در شرایط خشونت و ضدخشونت (که اخیراً عراق شاهد آن بوده‌است) آمریکایی‌ها می‌گویند که به میز مذاکره به زور آتش نخواهند رفت و حاضرند دربارهٔ حضور آمریکا در خاک عراق مذاکره کنند، اما در شرایط عادی امکان تحقق وجود دارد.
در اینجا باید به تاریخ بازگردیم؛ آمریکایی‌ها به دعوت دولت عراق به عراق آمدند و از این رو ما به راحتی می‌توانیم طرف آمریکایی را به خروج اما بر اساس توافق مشترک دعوت کنیم.
ما نیاز به یک فرایند مذاکره داریم و با طرف آمریکایی در حال گفت و گو هستیم تا به توافقی برای شروع روند مذاکره برسیم و سپس آن را اعلام کنیم. امیدواریم به سرعت به این توافق برسیم.

* به نظر می‌رسد برخی از اطراف کرد و سنی در حال حاضر از خروج آمریکا حمایت نمی‌کنند. آیا بین گروه‌های عراقی در این گام اتفاق نظر وجود دارد؟

- برخی مسائل، مسائل ملی هستند و این یک واقعیت است. دولت عراق یک دولت ائتلافی است. ما رهبری سیاسی داریم. با نمایندگی «ائتلاف اداره دولتی» که این دولت را تشکیل داد و نمایندگان همه گروه‌ها از طریق احزاب خود را در بر می‌گیرد؛ بنابراین زمانی که مذاکرات را آغاز می‌کنیم باید محتوای آنها را به جلسه رهبری سیاسی ارائه کنیم و زمانی که بر سر نتایج توافق صورت گرفت، تصمیم‌گیری در چارچوب‌های قانونی یک تصمیم ملی خواهد بود؛ یعنی از طریق تأیید دولت عراق.
ما نیاز به موافقت داریم، اما چارچوب سیاسی برای بحث در مورد این موضوعات داریم.


امارات محاکمه اخوان المسلمین را به تعویق انداخت

دادگاه فدرال ابوظبی (WAM)
دادگاه فدرال ابوظبی (WAM)
TT

امارات محاکمه اخوان المسلمین را به تعویق انداخت

دادگاه فدرال ابوظبی (WAM)
دادگاه فدرال ابوظبی (WAM)

دادگاه استیناف فدرال ابوظبی رسیدگی به پرونده اتهام افراد و نهادهای مرتبط با ارتکاب جرایم ایجاد و مدیریت یک سازمان تروریستی و پولشویی به دست آمده از «جرایم تأسیس یک سازمان تروریستی مخفی» را به ۷ و ۸ فوریه برای رسیدگی به پرونده توسط دادستان عمومی به تعویق انداخت.
به گزارش خبرگزاری امارات، جلسه دیروز به استماع شهادت دو شاهد دادستانی به اتهامات مربوط به جرایم پولشویی علیه ۵ متهم و ۶ شرکت تحت مدیریت آنها اختصاص داشت.
در این جلسه علنی که با حضور وکلای مدافع، خانواده‌های متهمان و نمایندگان رسانه‌ها برگزار شد، به صورت‌های مالی شرکت‌های تحت مالکیت متهمان و حوادث پولشویی که از طرف گروه تروریستی «اخوان‌المسلمین» روی داد، پرداخته شد.
دادگاه به مدت تقریبی چهار ساعت به بحث و گفت و گو با دو شاهد دادسرا ادامه داد و با وکلای متهمان گفت و گو کرد و همچنین به متهمان اجازه داد تا با دو شاهد روبه‌رو شوند و با آنها گفت و گو کنند.
حمد سیف الشمسی، دادستان کل امارات، ۸۴ متهم را که بیشتر آنها اعضای سازمان تروریستی «اخوان المسلمین» بودند، به جرم ایجاد سازمان مخفی دیگر به منظور ارتکاب اعمال خشونت‌آمیز و تروریستی در قلمرو دولتی برای محاکمه به دادگاه امنیت دولتی معرفی کرده بود.
پس از نزدیک به ۶ ماه تحقیق و تفحص و افشای جزئیات جرم و شواهد کافی دال بر ارتکاب آن، دادستان عمومی امارات دستور رسیدگی به این جرم و تعیین وکیل برای حضور هر یک از متهمان را صادر کرد.
وی تصمیم گرفت متهمان را برای محاکمه علنی در دادگاه امنیت کشور معرفی کند.
متهمان قبل از دستگیری و محاکمه در پرونده شماره ۱۷ تعزیرات حکومتی ۲۰۱۳ این جنایت و مدارک آن را کتمان کرده بودند.


سود و زیان حملات آمریکا و بریتانیا علیه حوثی ها؛ چه خواهد شد؟

 جنگنده بریتانیا از پایگاه آکراتاری بریتانیا در قبرس پرواز کرد و به ائتلاف آمریکا و بریتانیا در دریای سرخ پیوست (وزارت دفاع بریتانیا)
 جنگنده بریتانیا از پایگاه آکراتاری بریتانیا در قبرس پرواز کرد و به ائتلاف آمریکا و بریتانیا در دریای سرخ پیوست (وزارت دفاع بریتانیا)
TT

سود و زیان حملات آمریکا و بریتانیا علیه حوثی ها؛ چه خواهد شد؟

 جنگنده بریتانیا از پایگاه آکراتاری بریتانیا در قبرس پرواز کرد و به ائتلاف آمریکا و بریتانیا در دریای سرخ پیوست (وزارت دفاع بریتانیا)
 جنگنده بریتانیا از پایگاه آکراتاری بریتانیا در قبرس پرواز کرد و به ائتلاف آمریکا و بریتانیا در دریای سرخ پیوست (وزارت دفاع بریتانیا)

حملات هوایی آمریکا و بریتانیا به انبارهای اسلحه و پایگاه های نظامی حوثی ها در یمن جنبه غافلگیرکننده نداشت. دو روز پیش تلویحا به امکان انجام چنین حملاتی اشاره شده بود و گفته شد که در پاسخ به اقدامات خصمانه حوثی ها در دریای سرخ خواهد بود. اما با این حال این حملات پرسش های متعددی درباره اثر آنها بر بحران یمن به خصوص تبعات آنها بر توان و نفوذ حوثی ها مطرح می کند.
حملات پنجشنبه شب (۱۱ ژانویه) در یمن رویداد تاریخی در جنگ یمن است که ممکن است این جنگ را به روندهای دیگر و تحولات کلیدی سوق دهد. شواهد بسیاری پیش از این حملات نشان می داد که روند سیاسی بلند مدتی آغاز شده تا شاید بتوان خط پایانی برای این جنگ متصور شد چون سازمان ملل نقشه راه صلح یمن را اعلام کرد و قرار بود که توافق درباره آن ماه جاری انجام شود.

حملات آمریکا و بریتانیا به مواضع گروه حوثی در یمن غافلگیرکننده نبود چون پیش از آن علنا تهدیدهایی در این باره مطرح شده بود (اکس)

مارک کیمیت دستیار پیشین وزیر خارجه آمریکا در گفتگو با «الشرق الاوسط» اظهار کرد «به نظر من حملات موفق بوده و به اهدافشان اصابت کردند. البته این حملات با تاخیر انجام شدند اما با این حال باید منتظر ماند و دید که پاسخ حوثی ها چه خواهد بود. اگر حوثی ها به عواقب ادامه تجاوزات خود پی برده باشند باید قبل از هر گونه پاسخ به اقداماتشان خوب فکر کنند. اما طرف ما حوثی ها هستند که برآوردم این است که پاسخ خواهند داد».
کیمیت با ارزیابی اینکه حملات بیشتری در راه است افزود «آژانس های اطلاعاتی آمریکا به قول معروف زیان و خسارات ناشی از این حملات هوایی را ارزیابی خواهند کرد و پس از آن اطلاعات بیشتری خواهیم داشت. شاید این حملات به طور جزئی به اهدافشان اصابت کرده و شاید حملات دیگری در راه است. این امر در چنین عملیاتی طبیعی است».
این مقام سابق آمریکا معتقد است «تصمیم افزایش تنش با ایران است چون این گروه ها توسط ایران آموزش دیده و مجهز شده اند. تهران می گوید که این گروه ها تحت کنترل ایران نیستند و مراکز تصمیم گیری مستقل دارند اما ارزیابی آمریکا خلاف این ادعا را می گوید».
کیمیت گفت «گنجاندن دوباره حوثی ها در فهرست تروریسم ضروری است. دولت بایدن به هدف خود نرسید چون دولت بایدن انتظار داشت حوثی ها پس از حذف از فهرست تروریسم رویکرد میانه رو در پیش می گیرند و اقدامات ستیزه جویانه آنها کاهش پیدا می کند و حملات تروریستی کمتری انجام خواهند داد اما حملات حوثی ها در دریای سرخ افزایش پیدا کرده است. حوثی ها امروز بسیار بدتر از زمانی هستند که در فهرست تروریسم بودند. بنابراین تصور می کنم دولت آمریکا دوباره حوثی ها را به لیست تروریسم خواهد برد».
از سوی دیگر علی الصراری مشاور نخست وزیر یمن و از اعضای ارشد حزب سوسیالیست یمن معتقد است «گروه حوثی پس از این حملات به چند دستاورد سیاسی دست پیدا کردند و هوادارانشان در داخل و خارج یمن افزایش پیدا خواهد کرد چون حالا حوثی ها را با جنبش «حماس» مقایسه می کنند که به دلیل تجاوز اسرائیل علیه فلسطینیان در غزه و کرانه باختری با اسرائیل و آمریکا می جنگند. شعارهای حوثی در این باره قبلا مورد تردید بود چون اقدامات خصمانه حوثی ها علیه مردم یمن بود».
الصراری در ادامه گفتگو با «الشرق الاوسط» افزود «اگر تلاش های سعودی و عمان برای افزایش سرعت در آغاز روند صلح در یمن و توافق درباره نقشه راه ادامه پیدا کند موضع حوثی ها پس از حملات اخیر آمریکا و بریتانیا در مذاکرات تقویت می شود چون حوثی ها بر این باورند که در یمن و کشورهای عربی محبوبیت پیدا کرده اند اما به نظر من تلاش ها برای برقراری صلح پس از حملات اخیر ادامه پیدا نخواهد کرد».
او معتقد است که این حملات به توان نظامی حوثی ها ضربه نزدند به خصوص اینکه مدتی پیش از انجام این حملات تهدیدهایی در این باره مطرح شده بود و حوثی ها فرصت کافی برای پنهان کردن تسلیحات و دستگاه ها و تجهیزات نظامی خود در غارها و مخفیگاه ها داشتند. بنا به آمار تعداد کشته ها و زخمی های حوثی ها ۶ نفر در ۷۳ حمله هوایی است که همین نشان دهنده بی فایده بودن این حملات است.
الصراری خاطر نشان کرد «این حملات متمرکز نبودند و مواضع بسیاری را مورد هدف قرار دادند و این نشان می دهد که صرفا برای رساندن پیام و هشدار به حوثی ها بود چون حوثی ها پا را از گلیم خود درازتر و جرات تهدید منافع غربی ها را پیدا کردند. آنها می خواستند که حوثی ها صرفا نفوذ خود را افزایش دهند اما تهدید نکنند».

 

فرار از مسئولیت

به نظر می رسد که آمریکا و متحدان غربی اش دچار سردرگمی شدید شده اند و میان رسیدن به حل سیاسی در یمن و نگهداشتن حوثی ها و تمایل زیاد به برقراری امنیت در مسیر کشتیرانی و حفاظت از منافع اقتصادی خود گیر افتاده اند.

به احتمال زیاد حوثی ها پس از حملات آمریکا و بریتانیا فرصتی برای فرار از مسئولیت خود در برقراری صلح خواهند یافت (فرانس پرس)

 

عبد الجلیل الحقب پژوهشگر سیاسی یمنی با الصراری هم نظر است که این حملات به مثابه تایید ادعای حوثی ها در رویارویی با اسرائیل و غرب است. الحقب افزود «آنچه در یمن روی می دهد در عمل به نفع اسرائیل و حوثی ها و ایران است. مردم یمن هر سه طرف را قبول ندارند. این حملات خسارات و زیان فراوانی به مردم و کشور یمن و آینده سیاسی و اقتصاد و معیشت مردم وارد خواهد کرد».
الحقب در ادامه گفتگو با «الشرق الاوسط» گفت «این حملات خدشه ای به توان نظامی حوثی ها وارد نمی کنند مگر در صورتی که تحولات دیگری روی دهد و حملات طولانی تری انجام شود و یا اینکه این حملات به یک جنگ تمام عیار تبدیل شود. اگر این رویارویی برنده قطعی نداشته باشد و جنگ روی زمین آغاز نشود و جامعه و حکومت یمن برای مقابله با این گروه مورد حمایت قرار نگیرند حوثی ها توان و قابلیت های نظامی برای توسعه و افزایش توانمندی های خود و جبران خسارات و جذب پیکارجویان بیشتر را دارند».
یک مقام دولتی یمن گفت برآوردم این است که حوثی ها با لجبازی به سمت گسترش درگیری می روند و کار به جاهای باریک خواهد کشید و جامعه یمن و منطقه فجایع و مصیبت های بیشتری خواهند دید و گروه حوثی در این شرایط از مسئولیت خود در برقراری صلح و تامین مطالبات معیشتی مردم شانه خالی خواهند کرد.
این مقام یمنی که نخواست نامش منتشر شود در گفتگو با «الشرق الاوسط» از مواضع جامعه بین الملل درباره تنش ها در دریای سرخ انتقاد کرد و گفت «جامعه جهانی به دولت قانونی و به رسمیت شناخته شده یمن مراجعه نمی کند. فشارهای بین المللی در همه این سالها به افزایش نفوذ حوثی ها در چند سال گذشته ختم شد اما حالا زمان آن فرا رسیده که قدرت های بین المللی عبرت بگیرند و درک کنند که پایان این کودتا و پایان دادن به حضور حوثی ها در سواحل و بنادر یمن تنها راه تامین منافع قدرت های بزرگ است».

 

کاسبی یا سرنوشت «داعش»

حوثی ها تهدید کردند که در پاسخ به حملات هوایی آمریکا و بریتانیا منافع و شناورهای آمریکا و بریتانیا در دریای سرخ را مورد هدف قرار می دهند. برخی از سران حوثی به آمریکا و بریتانیا هشدار دادند که نحوه پایان این تقابل دست این دو کشور نخواهد بود.
صلاح علی صلاح پژوهشگر سیاسی گفت «حملات آمریکا و بریتانیا تاثیر بسیار محدودی بر حوثی ها خواهد داشت. حوثی ها حالا با لحن تندتر حرف می زنند و می گویند که ادعاهایشان درباره رویارویی با دشمنان خارجی درست بوده است اما حوثی ها در حقیقت به دنبال جلب حمایت مردم و جذب پیکارجو هستند. این حملات از نظر نظامی محدود بودند و در یک محدوده جغرافیایی گسترده انجام شدند».
صلاح گفت «این حملات هوایی ناگهانی نبود و بنابراین حوثی ها پیش از حملات همه اقدامات احتیاطی خود را در نظر گرفته بودند. ضمنا اکثر اهداف حملات بریتانیا و آمریکا همان هایی بودند که در سال های گذشته توسط جنگنده های ائتلاف حمایت از دولت یمن شناسایی شده و مورد هدف قرار گرفته بودند. پس حوثی ها از نظر منطقی مخفیگاه و پادگان های مخفی دارند. احتمالا هدف این حملات کاهش یا از بین بردن توان نظامی حوثی ها نبوده بلکه صرفا پیام معینی بوده است».

حوثی ها مناطق ساحلی دریای سرخ را به سکوی حملات خود در دریای سرخ تبدیل کرده اند (رویترز)

 

صلاح گفت «تضعیف توانمندی های نظامی حوثی ها به افزایش تنش و سیر تحول رویدادها بستگی دارد که منجر به عملیات نظامی زمینی خواهد شد یا نه. البته این هزینه نظامی کلان و هزینه اقتصادی دارد چون در چنین شرایطی هر گونه فعالیت و کشتیرانی در دریای سرخ متوقف و مسیر دریای سرخ بسته می شود و مسیر کشتی ها در دوره جنگ تغییر خواهد کرد».
از سوی دیگر یک پژوهشگر سیاسی یمنی مقیم در صنعا که نخواست نامش منتشر شود در گفتگو با «الشرق الاوسط» گفت «مساله این است که حوثی ها با سوءاستفاده از تحولات جاری به دنبال کسب محبوبیت و مقبولیت میان مردم کشورهای عربی هستند و نیز به دنبال جمع آوری کمک های مالی و جذب نیرو. این مساله باعث افزایش نفوذ ایران در منطقه در پی افزایش دو دستگی در جوامع عربی می شود که همه این شرایط به نفع اسرائیل خواهد بود».
این پژوهشگر یمنی افرود «حوثی ها روی این مساله حساب می کنند که آمریکا و متحدانش نمی خواهند وارد یک جنگ تمام عیار با آنها شوند و صرفا به دنبال تقویت موضع و توان چانه زنی در مذاکرات هستند. اگر جنگ تمام عیار آغاز شود وضعیت به کلی فرق خواهد کرد چون حوثی ها در صورت ادامه لجبازی و تجاوزگری شاید به سرنوشت «داعش» در عراق دچار شوند».