بنی‌صدر به «الشرق الاوسط»: ایران درگیر ۸ جنگ است… رژیم کنونی از رژیم شاه فاسدتر است و دیکتاتورتر

رئیس‌جمهور اسبق ایران می‌گوید که درحال تلاش برای تدوین مبانی قانونی جدیدی است تا موجبات تحکیم دولت قانون‌مدار و دمکراتیک در ایران فراهم آید

بنی‌صدر به «الشرق الاوسط»: ایران درگیر ۸ جنگ است… رژیم کنونی از رژیم شاه فاسدتر است و دیکتاتورتر
TT

بنی‌صدر به «الشرق الاوسط»: ایران درگیر ۸ جنگ است… رژیم کنونی از رژیم شاه فاسدتر است و دیکتاتورتر

بنی‌صدر به «الشرق الاوسط»: ایران درگیر ۸ جنگ است… رژیم کنونی از رژیم شاه فاسدتر است و دیکتاتورتر

به عقیده رئیس‌جمهور اسبق ایران، ابوالحسن بنی‌صدر، که سال‌هاست در تبعید خود در فرانسه زندگی می‌کند، مدیریت کنونی کاخ سفید به رهبری دونالد ترامپ یک ضرورت برای رژیم ایران است که بسیاری از مشکلات و بحران‌های داخلی و خارجی خود را به آن نسبت می‌دهد.
 او در گفتگو با «الشرق الاوسط»، در مقر اقامت خود در ورسای می‌گوید که رژیم کنونی ایران دیکتاتورتر از رژیم سابق شاه است، رژیمی که برای مشروعیت بخشیدن به خود لباس دین بر تن کرده و دین را برای توجیه سرکوب و ظلم خود به سوءاستفاده می‌گیرد. 
رئیس‌جمهور اسبق ایران می‌گوید که در تلاش است مبانی قانونی لازم برای برپایی یک دولت دمکراتیک در ایران را به‌وجود آورد. از سوی دیگر او تأکید می‌کند که رژیم کنونی ایران دست‌کم در هشت جنگ داخلی و خارجی مشارکت دارد. 
بنی‌صدر خواستار آن است که رژیم کنونی ایران از دخالت‌های خارجی خود دست بردارد و تمام تلاش خود را برای اداره امور داخلی کشور به‌کار برد. از سوی دیگر وی بر این عقیده است که افزایش میزان فشارهای خارجی باعث می‌شود جنبش معارضان فروکش کند. 
بنی صدر خود را، برخلاف «مجاهدین خلق» و فرزند شاه سابق ایران، یک جایگزین کارساز برای رژیم کنونی می‌داند و در راستای این مسئله او تلاش می‌کند مبانی و پایه‌های یک قانون اساسی جدید برای یک ایران جدید و دمکراتیک وضع کند. 
در زیر متن گفتگوی «الشرق الاوسط» با رئیس‌جمهور اسبق ایران را می‌خوانید:

-بهترین و بدترین خاطرات شما از دوره انقلاب چه بود؟
-بهترین خاطره لحظه‌ای بود که با هواپیمای امام خمینی به فرودگاه تهران رسیدیم و خود را در مقابل دریایی از جوانانی دیدیم که آگنده از امید و شور و حماس بودند… لحظه‌ای فراموش‌نشدنی بود. اما بدترین خاطره آخرین دیدار من با امام خمینی، قبل از خروج مخفیانه از ایران بود. من تا قبل از این دیدار فکر می‌کردم خمینی رغبت چندانی به قدرت ندارد و نمی‌خواهد بر مسند قدرت باقی بماند. پیشتر خبرهایی به من رسیده بود که می‌گفت توافق محرمانه که با آمریکایی‌ها دربارهٔ گروگان‌ها صورت گرفته، آزادی آنها را به بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، در سال ۱۹۸۰ موکول می‌کند، تا پرزیدنت کارتر از آن سود نبرد. خمینی نیز از این توافق به دور بود. اما در این دیدار فهمیدم که نه تنها ارتباط با آمریکایی‌ها تحت نظر خمینی بود بلکه او موافق این توافق بود و درخواست کرد من نیز با آن موافقت کنم و آن را اجرا کنم و اینکه او تمایل دارد قدرت را در دست گیرد.

-آیا این حادثه قبل از اعلام «خیانت به وطن» بر ضد شما بود، یعنی اتهامی که باعث شد از کشور خارج شوید؟
-خیر. خمینی نبود که آن حکم را صادر کرد بلکه این مجلس بود که به ۱۲ دلیل چنین حکمی کرد. از جمله آن دلایل عدم صلاحیت احراز ریاست جمهوری، دفاعم از حقوق بشر و دمکراسی، مخالفتم با احکام اعدام، ضدیتم با دادگاه‌های انقلاب، همچنین ضدیتم با سپاه پاسداران، پیروی از خط مصدق در تأکید بر «استقلال و آزادی» و… بود. همه این‌ها از نظر آنان جرمی بود که خیانت بر علیه وطن بود. در واقع ماجرا از این قرار بود که احمد خمینی، پیش علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی آمد، رفسنجانی آن زمان رئیس مجلس شورای اسلامی بود، و به او خبر داد که رهبر از مجلس می‌خواهد هرچه سریعتر برای عزل من از ریاست جمهوری رای دهد.

-خیلی‌ها یا نمی‌دانند یا فراموش کردند که شما چطور توانستید بعد از این حادثه از کشور خارج شوید، آیا می‌توانید برخی وقایع را یادآوری کنید؟
-گروه مسعود رجوی رهبر «مجاهدین خلق»، پشت خروج من از کشور بود. آن زمان من سوار بر یک ماشین فولکس‌واگن به سوی پایگاه هوایی در تهران حرکت کردم و از کارت‌شناسایی یک افسر نیروی هوایی استفاده کردم تا توانستم وارد پایگاه شوم. در آنجا تا ساعت ۱۰ شب منتظر ماندیم، و بالاخره سوار یک هواپیمای بوینگ ۷۰۷ نظامی شدیم که مخصوص سوخت‌گیری جنگنده‌های «اف۱۴» بود. از این پایگاه به‌سوی مرز هوایی ترکیه حرکت کردیم. خلبان هواپیما، «کولونل معزی» و تنها دو تن از همکاران او می‌دانستند که من سوار هواپیما هستم، و دو تن دیگر از وجود من در آن بی‌خبر بودند. ما قصد رسیدن به‌ فرانسه را داشتیم و نهایتاً هواپیما در فرودگاه ویلاکوبلیه نظامی واقع در جنوب پاریس فرود آمد.

-آیا مقامات فرانسوی یا سازمان اطلاعات این کشور، از این ماجرا و قصد شما برای پناهندگی به این کشور مطلع بودند؟
-خیر. بی‌اطلاع بودند. اما زمانی که به مرز هوایی فرانسه نزدیک می‌شدیم، از خلبان هواپیما خواستم که به دفتر نخست وزیر فرانسه که آن زمان پیر موروا بود، تماس گیرد، و اجازه فرود هواپیمای ما را بدهد. پس از گذشت نیم ساعت به ما اجازه فرود دادند. این اولین ارتباط من با فرانسوی‌ها بود.

اینک با گذشت چهار دهه از انقلاب و استمرار رژیم کنونی، دیدگاه شما در خصوص اوضاع ایران و آینده رژیم آن چیست؟
-نظر من این است که رژیم کنونی، ما را به دیکتاتوری شاهنشاهی بازگرداند. با این تفاوت که من عقیده دارم این رژیم از رژیم شاه فاسدتر است. نکته تفاوت در این است که شاه نمی‌توانست دین را برای منافع سیاسی خود به‌کار گیرد، درحالی که این رژیم در پسِ دین پنهان شده و از آن برای توجیه ظلم و فساد و سرکوب خود سوءاستفاده می‌کند. می‌خواهم مثالی را برای این واقعیت ذکر کنم: اخیراً امام جمعه مشهد گفته‌است که «هرگاه مشکلی برای نظام پیش آید، مقام معظم رهبری به جمکران می‌رود و در چاه موجود در آنجا با امام زمان «مهدی موعود» دیدار می‌کند و راه برون رفت از مشکل را از ایشان دریافت می‌کند.» این رژیم دین را به بازیچه گرفته و آن را لبریز از دروغ و تزویر عقلانیت‌ستیزی کرده‌است. این کار هم هیچ حد و مرزی ندارد. همه روزه آخوندها اگر در برابر مسئله‌ای به بن‌بست برسند به پسِ دین می‌روند و پنهان می‌شوند.

-اجازه دهید دربارهٔ اوضاع اجتماعی و اقتصادی ایران گفتگو کنیم: گرانی، بیکاری، کاهش حاد ارزش ریال، تعطیلی کارخانه‌ها، اعتصابات و… همه این‌ها را رژیم چگونه توجیه می‌کند؟
- منبع توجیه همیشه آماده است: آمریکا. این آمریکا و هم‌پیمانان آن است که دشمن ایران اند و یگانه مسئول فقر و وخامت اوضاع کشور. البته خود آمریکایی‌ها به این رژیم نیاز دارند و رژیم ایران نیز نیاز بیشتری به آمریکا دارد؛ زیرا محور اساسی سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی آمریکاست. از سوی دیگر واشنگتن به‌وسیله این رژیم می‌تواند سیاست‌های خود در قبال حمایت مطلق از «اسرائیل» و دریافت پول‌های نفت در قبال فروش سلاح موجه سازد. این رژیم یک هدیه به آمریکاست و از این فراتر چه چیزی می‌تواند باشد؟!

-این رژیم ۴۰ سال است که برپاست، از نظر شما بنیادها و پایه‌های استمرار آن چیست؟ و آیا این بنیادها می‌تواند منجربه ادامه حیات آن در آینده شود؟
- اولین ابزار این رژیم و بنیاد تدوام آن ترس است که باعث می‌شود مردم به آن تن دهند و هراس از اینکه ایران به‌ دام اوضاعی مانند سوریه یا افغانستان بیفتد. در حال حاضر جمهوری اسلامی درگیر هشت جنگ است: جنگ اقتصادی و جنگ نظامی بی‌واسطه و مستقیم در سوریه، جنگی باواسطه در جاهایی دیگر، جنگ بر ضد تروریسم، جنگ مذهبی، جنگ دیپلماتیک، جنگ تبلیغات خارجی و جنگ تهدیدات آمریکا و «اسرائیل». جمهوری اسلامی رژیمی است که همیشه در سایه بحران زندگی می‌کند: مسئله گروگان‌گیری سفارت آمریکا، جنگ میان ایران و عراق که هشت سال طول کشید، سپس پرونده انرژی هسته‌ای و اینک درگیری در هشت عرصه نبرد که در بالا ذکر کردم. همه این جنگ‌ها و بحران‌ها، زندگی مردم ایران را سیاه کرده‌است. مضاف بر ترس مردم از سرکوب رژیم که در جنایت گوی سبقت از رژیم پهلوی ربوده‌است. البته این را هم باید بگویم که رژیم کنونی این روزها از بازگشت به رژیم سابق هشدار می‌دهد: یا رژیم کنونی بر سر کار می‌ماند یا اینکه به رژیم شاه بازمی‌گردیم و دوره جدید از تبعیت ایران از آمریکا و غرب آغاز می‌شود.
البته در حال حاضر ملت ایران به این مرحله از درک رسیده‌است که جایگزین‌های دیگری برای رژیم کنونی، به‌غیر از بازگشت به رژیم شاه را بررسی می‌کند. بهترین جایگزین، یک نظام مبتنی بر استقلال و آزادی است که نماینده مردم است و این مردم هستند که باید برای حمایت از آن وارد عمل شوند. در حال حاضر ملت ایران از فروپاشی این رژیم و پیامدهای آن می‌هراسد. اما چنانچه فشارهای خارجی کمتر شود، و ملت خود را در یک وضعیت ثبات امنتی بیابد قطعاً قیام خواهند کرد.

-مردم ایران به خیابان‌ها ریختند و صدها هزار نفر برای تظاهرات و اعتراض قیام کردند. اما نتیجه همه این‌ها هیچ بود؛ چرا؟
-این‌ها زمانی اتفاق افتاد که آقای اوباما بر سرکار بود. در حال حاضر فشارهای آمریکا بر ایران بسیار بیشتر شده‌است و همین مسئله باعث شده که جنبش اعتراض، با وجود فشارهای بسیار بر رژیم، کمتر شود. نکته دیگر اینکه این جنبش اعتراضی خواستار اجرای اصلاحات درون گفتمانی، در درون خود رژیم بود، و این مسئله تفاوت زیادی با بهار عربی دارد که خواستار سرنگونی رژیم و تغییر نظام بود. وقتی اعتراضات مردمی سقف مطالبات خود را اصلاحات درون گفتمانی تعیین کند، نیروهای سرکوبگر رژیم به یقین می‌رسند که حیات رژیم استمرار می‌یابد و برای اجرای همه دستورات رهبری نظام، بی‌هیچ واهمه‌ای پیش می‌رود. اما اگر این نیروها به این سطح از خودآگاهی برسند که دیگر حیات رژیم غیرممکن شده‌است، در این صورت استعداد بیشتری دارند که سرکشی کنند و از دستورات سرپیجی کنند. از این‌رو اگر جایگزین این رژیم، از بیرون گفتمان آن، سربرآورد و در این راه قوای بیگانه دخالت نکنند، مطمئناً تغییرات بزرگی حاصل خواهد شد.

-می‌خواهم به این نکته بسیار مهم بازگردم که چه کسی بهترین جایگزین این رژیم را تعیین می‌کند؟ آیا «مجاهدین خلق» یا فرزند شاه یا شخص شما؟
-قبل از هر چیز می‌خواهم بگویم که حتی عده‌ای از رهبران این رژیم عقیده دارند که با این شرایط نمی‌توان به حیات نظام ادامه داد. برای مثال یکی از مشاورین رئیس‌جمهور سابق، آقای محمد رضا تاجیک، که یک استاد دانشگاه است و یکی از روشنفکران رژیم، یک‌جا گفته بود که این رژیم دیگر یارای ادامه حیات ندارد. دو روز پیش، وزیر کشور آقای خاتمی، عبدالواحد موسوی لاری، همین مسئله را بازگو کرده بود. از این فراتر اینکه برخی از نزدیکان خامنه‌ای بر این عقیده‌اند که اگر رهبری کمی مسائل کشور را به حال خود رها کند همه رژیم فرومی‌پاشد. دیگرانی از درون خود رژیم نیز عقیده دارند که این نظام رو به زوال است.

-بار دیگر از جایگزین می‌پرسم؟
اگر جایگزین این رژیم با قوای بیگانه مرتبط باشد، برای مثال آقای رجوی، در این صورت ملت ایران آن را قبول نخواهند کرد. زیرا با قوای بیگانه در ارتباط است، حال می‌خواهد آمریکا باشد یا «اسرائیل» یا کشورهای منطقه. اما اگر پسر شاه را در نظر دارید من این پرسش را مطرح می‌کنم: تو نماینده چه کسی هستی؟ او نماینده رژیمی است که ملت ایران بر ضد آن انقلاب کردند تا از آن برای همیشه رهایی یابند، نه اینکه پسر را جایگزین پدر کنند.

-در این‌صورت تنها جایگزین باقی‌مانده ابوالحسن بنی‌صدر نخواهد بود؟
- گزینه باقی‌مانده کسی است که برای تحقق اهداف واقعی انقلاب ایران و رسیدن به دولت قانون‌مدار مبارزه می‌کند.

- نماینده این مبارزه چه کسی است؟
-نماینده این خط همین بنی‌صدری است که جلوی شما نشسته‌است. او نخستین رئیس‌جمهوری بود که ملت ایران انتخاب کرد. برخی از نیروهای اصلاح‌طلب نیز اکنون به این نتیجه رسیدند که این رژیم غیرقابل اصلاح است و من را آلترناتیو یگانه می‌بینند.

- آیا شما با این نیروها ارتباط دارید؟
-نمی‌توانم در این باره سخن بگویم. اما بدانید که من ارتباطات زیادی با بسیاری از شخصیت‌های داخل ایران دارم.

-آیا پیش‌بینی می‌کنید سرنگونی نظام را در دوره حیات خود به‌چشم ببینید؟
-حیات آدمی دست خداوند است. اما من یقین دارم که این رژیم سرنگون خواهد شد و جایگزین آن دولت قانون‌مدار خواهد بود. امیدوارم تشکیل چنین دولتی را با چشمان خود نظاره کنم و در برپایی آن مشارکت کنم.

- شما در دوره ریاست جمهوری چه کارهایی را در نظر داشتید انجام دهید اما نتوانستید؟
- در یکی از کتاب‌هایم به نام «خیانت انقلاب» از ۱۲ اشتباه سخن گفتم که مرتکب شده بودم. برای مثال من اعتماد کورکورانه به خمینی داشتم. اما پس از بازگشتم به تهران درک کردم که او به انقلاب و آرمان‌های آن خیانت کرد. در اینجا یکی از جمله‌های خمینی را یادآوری می‌کنم: «اگر ۳۵ میلیون ایرانی (جمعیت ایران در دهه ۱۳۶۰) بگویند آری، من می‌گویم نه». همین‌جا بود که خطر تمرکز قدرت به دست یکچنین مردی که با نام دین نیز سخن می‌گوید درک کردم. این را هم بگویم که در نخستین انتخابات دوره جمهوری اسلامی، به نسبت هفتاد درصد، تقلب شده بود. اما دربارهٔ انتخاب من تنها به یادآوری جمله بهشتی بسنده می‌کنم: «انتخابات چه برگزار شود چه نشود بنی صدر نباید رئیس‌جمهور شود». آنها هر چه در توان داشتند کردند تا من به ریاست جمهوری نرسم. خمینی هم در این باره به رفسنجانی و محمد بهشتی دستور داده بود که تلاش خود را برای سیطره بر مجلس متمرکز کنند و همین دلیل عمده تقلب بود. من باوجود اطلاع از این مسئله ناچار بودم که با این مجلس همکاری کنم.

-امروز دربارهٔ جایگاه بنی‌صدر چه می‌توانیم بگویم: آیا او یک مرشد فکری است؟ یا اینکه یک مرشد و رهبر سیاسی است؟ ترجیح می‌دهید چگونه نامیده شوید؟ مأموریت امروزه شما چیست؟
-من خیلی می‌نویسم، و در برهه اخیر کتاب‌هایی را به زبان فارسی دربارهٔ حقوق انسان منتشر کردم؛ و همینک ما تلاش می‌کنیم قانون اساسی جدیدی بنویسم.

-آیا این بدان معنی است که شما تدارک ورود به ایران جدید را می‌بینید؟
- طبعاً. ما این قانون اساسی را منتشر خواهیم کرد و برای یک دوره گذار، برنامه و طرحی درکار کردیم که از لحظه سرنگونی این رژیم تا قیام یک نظام دمکراتیک را دربردارد. ما همه تلاش خود را به‌کار می‌بریم تا ملت ایران به این یقین برسد که ما می‌توانیم این رژیم را به صورت مسالمت آمیز از روی صحنه به زیر کشیم.

-می‌گویید به صورت مسالمت‌آمیز؟ چگونه؟
-قیام تمام ملت ایران برای سرنگونی رژیم.

- اما شما با من هم‌عقیده هستید که این رژیم با تمام وجود برای بقای خود جنگ خواهد کرد؛ آیا غیر از این است؟ بنگرید در سوریه چه اتفاقی حاصل شد؟
- طبعاً. همه رژیم‌ها چنین کاری می‌کنند. ما بر این عقیده هستیم که جنبش ایجاد تغییر باید از درون برخیزد و چنانچه دخالت خارجی صورت گیرد، در این صورت این جنبش شکست خواهد خورد. ما تمام تلاش خود را درکار می‌کنیم که کشورهای بیگانه در مسائل ایران دخالت نکنند. ما بر ضد هرگونه دخالت خارجی هستیم و از این رو با این سیاست رژیم نیز مخالفت می‌کنیم که آمریکا را قطب‌نمای تمام سیاست‌های داخلی و خارجی خود کرده‌است. ما همچنین پیروی رژیم از روسیه و چین را محکوم می‌کنیم و می‌خواهیم قیام این ملت همانند قیام بر ضد شاه باشد که برخاسته از اراده ناب ملت بود. اگر چنین جنبش نابی برخیزد رژیم یارای ایستاگی در برابر آن ندارد. چه کسی تضمین می‌کند که پاسداران جمهوری اسلامی، یعنی سپاه به آن خیانت نکنند؟

-آنان تا زمانی وفادار خواهند ماند که منافع خود را در استمرار حیات رژیم بدانند، آیا چنین نیست؟
- من اطلاعاتی در دست دارم که می‌گوید اختلافات بزرگی در درون سپاه پاسداران وجود دارد و سه گرایش عمده در داخل آن بر ضد هم، برای تأثیر بر سیاست خارجی، عمل می‌کنند: گرایش نخست از تبعات سیاست خارجی کنونی در داخل کشور هشدار می‌دهد و خواستار اجرای اصلاحاتی در نظام است؛ و دیگری خواستار آن است که کنترل بیشتری بر دولت اعمال کند و درصدد است یک دولت سایه تشکیل دهد؛ و سه دیگر گرایشی که در اندیشه جایگاه بلند مدت سپاه پاسداران در داخل نظام و تغییرات احتمالی آن در آینده فرورفته است.

- شما می‌گویید که در حال آماده‌سازی برای یک ایران جدید هستید، آیا کسانی از این گرایش شما حمایت می‌کنند و برای تحقق این طرح عمل می‌کنند؟
-تغییر به دو طریق صورت می‌گیرد: یکی تغییر از بالا، که در دوره شاه و خمینی حاصل شد؛ و دیگری تغییر برخاسته از ملت. نتایج نظرسنجی یک نهاد آمریکایی نشان می‌دهد که ۸۵ درصد از مردم ایران با حقوق بشر آشنا هستند، و می‌خواهند مانند شهروندانی زندگی کنند که از این حقوق بهره‌مند هستند. همچنین ۸۰ درصد مردم خواستار دمکراسی هستند. ما نیز از چهار دهه پیش در راه تحقق آن مبارزه می‌کنیم. ۲۵ سال از آنها چهار دهه در خارج از ایران بود، و برای تحقق آن ده کتاب منتشر ساختم.

- شما می‌گویید که نمی‌خواهید با «مجاهدین خلق» و پسر شاه همکاری کنید، و دخالت خارجی را هم برنمی‌تابید، پس با چه کسی می‌خواهید همکاری کنید، که در صحنه حاضر باشد؟
- من می‌خواهم با ملت و با متخصصان ایرانی که ایمان به دمکراتیک دارند در داخل و بیرون ایران وارد عمل شوم. روشنفکران، دانشگاهیان، دانشجویان، و… اینها طیف گسترده‌ای را شکل می‌دهند. ما برای بلندمدت تلاش می‌کنیم و برای نیل به هدف از شکیبایی لازم برخوردار هستیم.

- سیاست روحانی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا ایشان آزادی عمل دارد یا تنها مجری دستورات بالا است؟
- طرفداران او می‌گویند که او شکست خورده‌است. او در همه عرصه‌های سیاسی و اقتصادی و بین‌المللی شکست خورد. برای مثال او در سال ۲۰۱۵ برای تحقق توافق هسته‌ای تلاش کرد که به‌موجب آن ایران ۱۰۲ تعهد داد، و در مقابل، طرف دیگر توافق این امکان را داشت که در هر لحظه آن را ملغا کند، درست کاری که ترامپ کرد. روحانی همچنین قول داد که میزان تورم را به زیر ده درصد برساند. در حالی که تورم کنونی ایران ۷۰ الی ۸۰ درصد است. ارزش ریال برباد رفته و اوضاع عمومی مردم بسیار نابه‌سامان است.

-محمد جواد ظریف نماینده چه کسی است؟
- ظریف نماینده رهبر ایران است و در چارچوب‌های او فعالیت می‌کند. زیرا رهبر ایران، طبق قانون اساسی، چارچوب‌های کلی سیاست خارجی کشور را معین می‌کند. البته واقعیت این است که ما تنها یک وزیر خارجه نداریم: بلکه یکی دفتر نهاد رهبری است، و یکی فرمانده سپاه است، و یکی هم قاسم سلیمانی.

- آنچه می‌دانیم این است که روحانی و ظریف توافق هسته‌ای را راهی برای خارج‌ساختن ایران از تحریم‌های بین‌المللی می‌دانستند؛ و موافقت با این توافق نیز با هدف شکستن تحریم‌ها بر علیه ایران است. آیا چنین نبود؟
- موافقت با این توافق یک اشتباه بود. اما پیش از این باید گفت که این رژیم قدم در یک برنامه هسته‌ای گذاشت که خواست واقعی مردم نبود. ملت ایران خیلی دیر از برنامه هسته‌ای کشور خود باخبر شد. آنها نه از اهداف این برنامه و نه از میزان هزینه‌های سنگین آن اطلاع داشتند. برنامه هسته‌ای آغاز یک مشکل داخلی بود که به‌سرعت ابعاد بین‌المللی گرفت و به یک بحران تبدیل شد. از آغاز تا پایان نیز هیچ‌کس نطر مردم را در ارتباط با این برنامه هسته‌ای نپرسید.

- سیاست خارجی ایران چگونه تدوین می‌شود؟ جنگ سوریه، یمن، عراق، و دخالت در لبنان و برنامه موشکی… !
- وقتی اصل استقلال و حاکمیت دولت‌ها را نپذیریم، نتیجه همین می‌شود که اشاره کردید. ایران اینک در جنگ‌هایی در سوریه و افغانستان و یمن درگیر است. باید این سیاست‌ها را خاتمه داد. دلیل قیام رژیم به چنین کاری نیز روشن است. زیرا این رژیم از مشروعیت داخلی بی‌بهره است و ملت بر ضد رژیم است. از این رو این کارها بدیلی است که نظام کمبود مشروعیت داخلی را با آنها جبران می‌کند. رژیم حاضر در جستجوی همه وسایلی است که استمرار آن را ممکن می‌سازد، دخالت‌های منطقه‌ای آن نیز برخاسته از همین فهم است و به سوی تحقق هدف نهایی یعنی مشروعیت بخشی به رژیم، از راه تأکید سیطره ایران بر منطقه، در حال حرکت است.

-آیا درست است که ایران، طبق گفته یکی از مسئولین ایرانی، بر چهار پایتخت عربی، بیروت و دمشق و بغداد و صنعا، سیطره دارد؟
-این سخن بی‌پایه است. زیرا خود چنین امری در صورت صحت، هزینه‌های هنگفتی برای رژیم دارد. این رژیم در جنگ سوریه اموال و سرباز و خون داده‌است… درحالی که سزوار بود جمهوری اسلامی به‌جای هزینه در خارج از کشور به اوضاع داخلی ملت توجه کند.

-آیا از نظر شما قیام یک جنگ میان ایران و «اسرائیل»، امکان یا احتمال دارد؟
- اینکه امکان داشته باشد، بله چنین جنگی ممکن است. اما اینکه آیا احتمال وقوع چنین درگیری وجود داشته باشد، نظر من این است که احتمال آن با توجه به اوضاع کنونی بسیار دور است. البته پرسش اینجاست که آیا به جنگ نیاز هست؟ آیا این تحریم‌های کمرشکن که تبعات سهمگینی دارند کفایت نمی‌کند؟



حملات تازه در راه است؛ آیا جنگ ایران پایان می‌یابد؟

جنگنده «اف-۳۵ سی» آماده برخاستن از عرشه ناو هواپیمابر آمریکایی «جورج واشنگتن» (سنتکام)
جنگنده «اف-۳۵ سی» آماده برخاستن از عرشه ناو هواپیمابر آمریکایی «جورج واشنگتن» (سنتکام)
TT

حملات تازه در راه است؛ آیا جنگ ایران پایان می‌یابد؟

جنگنده «اف-۳۵ سی» آماده برخاستن از عرشه ناو هواپیمابر آمریکایی «جورج واشنگتن» (سنتکام)
جنگنده «اف-۳۵ سی» آماده برخاستن از عرشه ناو هواپیمابر آمریکایی «جورج واشنگتن» (سنتکام)

به نظر می‌رسد ایالات متحده در حال آماده شدن برای ازسرگیری حملات گسترده به ایران است، اما به گفته کارشناسان، بعید است هیچ‌یک از دو طرف بتواند این جنگ ویرانگر را از راه نظامی به پایان برساند.
نیروهای آمریکایی و ایرانی به الگویی از حملات به کشتی‌های تجاری روی آورده‌اند؛ ایالات متحده تلاش می‌کند محاصره بنادر ایران را به اجرا بگذارد، در حالی که جمهوری اسلامی می‌کوشد کنترل خود را بر تنگه هرمز، این آبراه حیاتی، گسترش دهد.
هیچ‌یک از دو کشور از اوایل سپتامبر تاکنون حملات گسترده‌ای به اهداف زمینی انجام نداده‌اند، اما این وضعیت ممکن است به‌زودی تغییر کند.
سوزان مالونی، مدیر برنامه سیاست خارجی اندیشکده «بروکینگز»، با اشاره به انتخابات سوم نوامبر در آمریکا گفت: «اکنون روی احتمال انجام حملات اندکی پس از انتخابات میان‌دوره‌ای شرط می‌بندم.»
او به نشانه‌های احتمالی اشاره کرد؛ از جمله انتقال تجهیزات نظامی و نیروهای بیشتر آمریکا به خاورمیانه، هشدارهای صادرشده برای شهروندان آمریکایی در منطقه و افزایش سطح آماده‌باش نیروهای اسرائیلی.

ترامپ می‌کوشد حمایت رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه را برای حفظ اکثریت در سنا جلب کند (فرانس پرس)

مالونی افزود که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، «صراحتاً اعلام کرده است که پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای حمله‌ای انجام نخواهد داد» و «به نظر نمی‌رسد چنین اقدامی در انتخابات به سود او باشد».
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران تا حد زیادی از حمایت افکار عمومی در ایالات متحده برخوردار نیست، به‌ویژه به این دلیل که قیمت سوخت را به‌شدت افزایش داده است. انتظار می‌رود این موضوع در انتخابات سرنوشت‌ساز پیش رو به زیان حزب جمهوری‌خواه، حزب ترامپ، تمام شود.
مالونی گفت: «اساساً ادامه وضعیت کنونی امکان‌پذیر نیست.» او اشاره کرد که محاصره آمریکا «فشار بیشتری بر ایرانیان وارد می‌کند»، در حالی که واشنگتن نیز شمار زیادی از شناورهای نظامی خود را برای اجرای این محاصره درگیر نگه داشته است.
ترامپ روز جمعه گفت اگر تهران به توافق نرسد، «ممکن است عملیات کوچک دیگری از نوع «خشم حماسی» انجام دهیم». او به عملیات نظامی آمریکا علیه ایران اشاره داشت که اواخر فوریه آغاز شد، اما زمان مشخصی برای حمله احتمالی اعلام نکرد.

« پیش‌ بینی زمان حمله دشوار است»

جیسون کمپبل، پژوهشگر ارشد مؤسسه خاورمیانه، گفت «قطعاً نشانه‌های تازه‌ای وجود دارد که حاکی از احتمال قریب‌الوقوع بودن حملات جدید است» یا نشان می‌دهد «ایالات متحده انتظار حملاتی از سوی ایران» یا متحدان حوثی آن در یمن را دارد.
او به اعزام برنامه‌ریزی‌شده ناو هواپیمابر «یواس‌اس تئودور روزولت» به خاورمیانه اشاره کرد؛ اقدامی که ممکن است شمار گروه‌های ضربتی ناوهای هواپیمابر در منطقه را، دست‌کم به‌طور موقت، به سه گروه برساند. کمپبل همچنین به تصمیم آمریکا برای اعزام یک یگان اعزامی دیگر از تفنگداران دریایی به منطقه اشاره کرد.
او افزود که جنگنده‌های اسرائیلی اخیراً با شبیه‌سازی حملات پیشین به ایران، «نمایش قدرت» انجام داده‌اند. کمپبل همچنین اشاره کرد که پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در اسرائیل با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر این کشور، دیدار کرده است.
با این حال، کمپبل گفت: «پیش‌ بینی زمان حمله دشوار است.» او در عین حال اذعان کرد که «اگر هدف صرفاً فشار بر ایران برای بازگشت به میز مذاکره باشد، این مجموعه بسیار گسترده‌ای از اقدامات است».
به گفته کمپبل، گزینه‌های پیش روی ترامپ در مقایسه با آغاز جنگ محدودتر شده‌اند، زیرا خسارت‌های واردشده به پایگاه‌های آمریکا در منطقه، اجرای هرگونه عملیات زمینی احتمالی را دشوارتر کرده است.
او افزود: «در شرایط کنونی، هیچ مکان امنی برای تجمع هزاران نیرو، و در برخی سناریوها ده‌ها هزار نیرویی که چنین عملیاتی به آن‌ها نیاز دارد، وجود ندارد.»

دو فروند جنگنده «اف-۱۶» آمریکایی، وابسته به فرماندهی مرکزی آمریکا «سنتکام» که عملیات نظامی آمریکا در خاورمیانه را هدایت می‌کند (سنتکام)

مالونی نیز گفت «بیشتر تأسیسات نظامی متعارف [در ایران]» در حملات پیشین به‌شدت تضعیف شده‌اند. به گفته او، این بدان معناست که هرگونه کارزار نظامی تازه احتمالاً «شامل حملات بیشتری به زیرساخت‌های غیرنظامی و اهدافی خواهد بود که بر مردم ایران تأثیر می‌گذارند».
با این حال، بعید است چنین حملاتی یا هر نوع اقدام نظامی دیگری بتواند به این جنگ پایان دهد.
مالونی گفت: «از همان ابتدا... این جنگی بوده است که هیچ‌یک از دو طرف نمی‌توانسته با تشدید بیشتر حملات به آن پایان دهد.»
کمپبل نیز با این ارزیابی موافقت کرد و گفت: «نمی‌بینم حملات تازه به ایران، مشابه حملاتی که در پنجاه روز نخست جنگ انجام شد، چگونه می‌تواند معادله راهبردی را برای نظام ایران تغییر دهد.»
او افزود: «آن‌ها نشان داده‌اند که آماده تحمل خسارت‌های مادی گسترده هستند و حتی تغییراتی در انتخاب اهداف، از جمله هدف قرار دادن زیرساخت‌های مهم با کاربری دوگانه یا حتی زیرساخت‌های غیرنظامی، تغییر چشمگیری در این وضعیت ایجاد نخواهد کرد.»


سفر معاون عراقچی به بیروت برای سنجیدن نگرانی‌های «دوگانه شیعی»

رئیس پارلمان لبنان، نبیه بری، از سعید خطیب‌زاده، معاون وزیر امور خارجه ایران، در بیروت استقبال می‌کند (آسوشیتدپرس)
رئیس پارلمان لبنان، نبیه بری، از سعید خطیب‌زاده، معاون وزیر امور خارجه ایران، در بیروت استقبال می‌کند (آسوشیتدپرس)
TT

سفر معاون عراقچی به بیروت برای سنجیدن نگرانی‌های «دوگانه شیعی»

رئیس پارلمان لبنان، نبیه بری، از سعید خطیب‌زاده، معاون وزیر امور خارجه ایران، در بیروت استقبال می‌کند (آسوشیتدپرس)
رئیس پارلمان لبنان، نبیه بری، از سعید خطیب‌زاده، معاون وزیر امور خارجه ایران، در بیروت استقبال می‌کند (آسوشیتدپرس)

هم‌زمان با تماس تلفنی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، با ژوزف عون، رئیس‌جمهوری لبنان، سعید خطیب‌زاده، معاون او، وارد بیروت شد. به گفته منابع لبنانی، تحرکات تازه تهران پس از مدتی غیبت، با هدف تأکید بر تداوم حضور ایران در صحنه سیاسی لبنان انجام می‌شود؛ هرچند رویکرد تهران در قبال لبنان با دیدگاه‌های عون و نواف سلام، نخست‌وزیر این کشور، تفاوت دارد. ایران همچنین می‌کوشد از تنش‌های ناشی از پس گرفتن استوارنامه محمدرضا شیبانی، سفیر ایران در لبنان، بکاهد.

بر اساس بیانیه ریاست‌جمهوری لبنان، محور گفت‌وگوی تلفنی عراقچی و عون، «توافق بر ضرورت حمایت از راه‌حل‌های دیپلماتیک به‌عنوان بهترین راه برای پایان دادن به درگیری‌های منطقه» بود. منابع لبنانی به روزنامه «الشرق الأوسط» گفتند عراقچی به عون اطمینان داده است که ایران همچنان به تفاهم‌نامه خود با آمریکا پایبند است و خواهان اجرای همه بندهای آن، از جمله توقف جنگ در همه جبهه‌ها، از جمله لبنان، است. عراقچی مسئولیت اجرا نشدن تفاهم‌نامه را متوجه واشنگتن دانست و گفت آمریکا هر بار که زمان اجرای آن نزدیک می‌شود، شروطی دشوار و عملاً اجرا‌نشدنی مطرح می‌کند. به گفته او، میانجی‌ها همچنان می‌کوشند آمریکا را به بازگشت به میز مذاکره ترغیب کنند، نه اینکه ایران را دوباره به جنگ تهدید کند.

پیامی سیاسی

به گفته منابع لبنانی، عراقچی می‌خواست با این تماس نشان دهد که تهران همچنان در پرونده لبنان نقش دارد و ماجرای پس گرفتن استوارنامه شیبانی دیگر مانعی برای ازسرگیری ارتباط با عون نیست. عون از «توافق چارچوب» حمایت می‌کند؛ توافقی که بیشتر نیروهای سیاسی لبنان نیز با آن موافق‌اند. او قصد ندارد این توافق را با تفاهم‌نامه ایران و آمریکا جایگزین کند.

از سوی دیگر، مخالفان حزب‌الله سفر خطیب‌زاده به بیروت را اقدامی با رویکردی آشکارا شیعی می‌دانند که هدفش بررسی نگرانی‌های «دوگانه شیعی»، یعنی دو جریان سیاسی شیعی لبنان، است. به باور آنان، دیدار او با نبیه بری، رئیس مجلس نمایندگان لبنان، و رهبران حزب‌الله نیز در همین راستا انجام شده است.

منابع لبنانی گفتند لحن عراقچی در تماس با عون دیپلماتیک بود، اما خطیب‌زاده در اظهاراتش لحنی تند داشت. به نقل از این منابع، خطیب‌زاده در گفت‌وگو با روزنامه‌نگاران گفته است: «مذاکره بی‌فایده است و ما خود را برای بدترین سناریوها آماده می‌کنیم. گفت‌وگوهای مستقیم میان لبنان و اسرائیل به نتیجه‌ای نمی‌رسد، زیرا اسرائیل موجودیتی غاصب است و از مذاکرات به‌عنوان گامی برای گسترش سلطه خود بر منطقه و پیشبرد طرح موسوم به «اسرائیل بزرگ» استفاده می‌کند».

او همچنین گفته است: «تا زمانی که اسرائیل جنوب لبنان را در اشغال دارد، مقاومت ادامه خواهد داشت و حفظ سلاح ضروری است. هر لبنانی که منافع کشورش برایش اهمیت دارد، باید از این رویکرد حمایت کند».

خطیب‌زاده درباره رابطه ایران و حزب‌الله نیز گفت این رابطه به معنای فرمان‌بری حزب‌الله از ایران نیست و تهران در امور لبنان دخالت نمی‌کند؛ تصمیم‌گیری درباره این امور بر عهده خود لبنانی‌هاست.

او مدعی شد حزب‌الله از ایران نمی‌پرسد که چه باید بکند، اما گاهی از تهران می‌پرسد چگونه می‌تواند در برابر دشمن قاطع‌تر و سرسخت‌تر عمل کند. به گفته خطیب‌زاده، حزب‌الله درباره مسائل داخلی لبنان از ایران نظرخواهی نمی‌کند.

مذاکرات ایران و آمریکا

خطیب‌زاده گفت در شرایط کنونی چشم‌اندازی برای توافق با آمریکا وجود ندارد. او با اشاره به تجربه‌های گذشته، از جمله حمله واشنگتن به ایران در میانه مذاکرات، گفت این سابقه دستیابی به توافق را دشوار می‌کند.

او همچنین به اختلاف‌نظر در داخل آمریکا اشاره کرد و گفت یک جناح با اجرای مفاد تفاهم‌نامه مخالف است، در حالی که جناحی دیگر خواهان توافق بوده است. خطیب‌زاده افزود: «دولت دونالد ترامپ دچار اختلاف و آشفتگی داخلی است؛ وگرنه می‌توانستیم به توافق برسیم». او در ادامه مدعی شد که «شوکت آمریکا شکسته شده و بیش از این نیز تضعیف خواهد شد».

خطیب‌زاده در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت منطقه گفت: «واقع‌بینی سیاسی حکم می‌کند که تا اطلاع ثانوی، در برابر تهدیدهای آمریکا خود را برای بدترین سناریوها آماده کنیم».

رابطه ایران و سوریه

خطیب‌زاده درباره رابطه تهران و دمشق گفت: «ایران عجله‌ای ندارد و آماده است هر زمان که سوریه تصمیم بگیرد، با این کشور تعامل کند. سوریه در مرحله‌ای حساس و خطرناک قرار دارد. ترکیه مرتکب اشتباهی راهبردی شده و زمینه را برای شکل‌گیری طرح مشترک اسرائیل و آمریکا فراهم کرده است؛ نتیجه این روند آن بوده که سوریه عملاً امتیازی به اسرائیل داده است».

منابع لبنانی گفتند دیدارهای خطیب‌زاده در بیروت تغییری در موضع ایران ایجاد نکرده است. به گفته آنان، او می‌خواست بر ثابت ماندن موضع تهران تأکید کند؛ موضعی که در کلیات با مخالفت نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله، با «توافق چارچوب» هم‌خوانی دارد.

این منابع این پرسش را مطرح کردند که آیا خطیب‌زاده به بیروت آمده بود تا بدون نام بردن مستقیم از «توافق چارچوب»، موضعی تند و تحریک‌آمیز علیه آن بگیرد؟ این در حالی است که عراقچی در پیام خود به عون بر ضرورت راه‌حل‌های دیپلماتیک تأکید کرده بود.

در مجموع، لحن دیپلماتیک عراقچی با موضع‌گیری تند معاونش همراه شد. این تفاوت این پرسش را پیش می‌کشد که آیا خطیب‌زاده می‌خواست پیامی منتقل کند که بیش از آنکه بازتاب‌دهنده دیدگاه جریان سیاسیِ نمایندگی‌شده از سوی عراقچی در ساختار قدرت ایران باشد، به مواضع سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نزدیک است؟ در غیر این صورت، چه ضرورتی داشت مواضعی مطرح کند که به دخالت در امور داخلی لبنان تعبیر می‌شود؛ موضوعی که از دیرباز یکی از عوامل تنش در روابط ایران و لبنان بوده و همچنان هست؟

اکثریت لبنانی‌ها چنین دخالت‌هایی را قاطعانه رد می‌کنند و از «توافق چارچوب» و رویکرد دیپلماتیک عون حمایت می‌کنند. این رویکرد در برابر گزینه نظامی قرار دارد؛ گزینه‌ای که حزب‌الله آن را آزمود و هزینه‌های انسانی و مادی سنگینی بر لبنان تحمیل کرد.


سنتکام توانمندی‌های جدید پهپادی را در خاورمیانه آزمایش می‌کند


فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا نشستی توجیهی درباره تنگه هرمز برای شرکای بین‌المللی خود در بخش کشتیرانی برگزار کرد (سنتکام)
فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا نشستی توجیهی درباره تنگه هرمز برای شرکای بین‌المللی خود در بخش کشتیرانی برگزار کرد (سنتکام)
TT

سنتکام توانمندی‌های جدید پهپادی را در خاورمیانه آزمایش می‌کند


فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا نشستی توجیهی درباره تنگه هرمز برای شرکای بین‌المللی خود در بخش کشتیرانی برگزار کرد (سنتکام)
فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا نشستی توجیهی درباره تنگه هرمز برای شرکای بین‌المللی خود در بخش کشتیرانی برگزار کرد (سنتکام)

فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، روز چهارشنبه اعلام کرد که «نیروی ۹۹» وابسته به فرماندهی مرکزی نیروی هوایی آمریکا، توانمندی‌های جدیدی در زمینه پهپادها و ارتباطات در اختیار نیروهای عملیاتی مستقر در خاورمیانه قرار می‌دهد.

این فرماندهی در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس افزود که این نیرو در حال آزمایش «ایده‌های نوآورانه با هدف افزایش اثربخشی رزمی در میدان نبرد» است.

سنتکام شامگاه سه‌شنبه ادعای یکی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران مبنی بر کنترل کامل تهران بر تنگه هرمز را رد کرد و این اظهارات را «ادعایی بی‌اساس» خواند.

سنتکام در واکنش به این اظهارات در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «ایران نیروی دریایی ندارد، زیرا نیروهای آمریکایی آن را غرق کرده‌اند. ایران بر تنگه هرمز کنترل ندارد و عبور آزادانه هزاران کشتی از این تنگه و انتقال بیش از یک میلیارد بشکه نفت تنها در چند ماه گذشته، گواه این موضوع است.»

فرماندهی مرکزی آمریکا افزود که «ایالات متحده و شرکای منطقه‌ای آن به‌وضوح کنترل تنگه را در دست دارند». این فرماندهی همچنین اعلام کرد که تنها در یک روز، با کمک نیروهای آمریکایی و شرکای آن‌ها، ۱۹ میلیون بشکه نفت خام از این تنگه عبور کرده است.