صدها کشته و زخمی در اولین روز اجرای مقررات منع رفت و آمد در بغدادhttps://persian.aawsat.com/home/article/1931331/%D8%B5%D8%AF%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%88-%D8%B2%D8%AE%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%B1%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%86%D8%B9-%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF
صدها کشته و زخمی در اولین روز اجرای مقررات منع رفت و آمد در بغداد
مرز بین ایران و عراق بسته و اعتراضات به شهرهای جنوبی کشیده شد
صدها کشته و زخمی در اولین روز اجرای مقررات منع رفت و آمد در بغداد
صدها نفر در اعتراضات روز پنجشنبه (۳ اکتبر) در بغداد کشته و زخمی شدند. ماموران امنیتی برای متفرق کردن ده ها تن از کسانی که در مرکز بغداد تجمع کرده بودند تیراندازی کردند. معترضان با آتش زدن لاستیک خودروها در میدان التحریر در مرکز پایتخت قوانین منع آمد و شد را نادیده گرفتند. دولت عراق از صبح پنجشنبه تا اطلاع ثانوی مقررات منع رفت و آمد اعلام کرد. به گزارش فرانس پرس اعتراضات مطالبه محور مردم عراق که از روز سه شنبه (۱ اکتبر) آغاز شد تا لحظه تهیه این گزارش ۲۸ کشته از جمله ۲ مامور پلیس بر جای گذاشت. ۱۷ نفر از مجموع قربانیان در استان ذی قار (جنوب عراق) بودند. عادل عبد المهدی نخست وزیر عراق مقررات منع رفت و آمد در شامگاه چهارشنبه و روز پنجشنبه اعلام کرد. رفت و آمد کلیه افراد و وسایل نقلیه در بغداد به استثنای کارکنان بخش های خدماتی مثل بیمارستان و اداره برق و نیز مسافران به فرودگاه بغداد و آمبولانس ها و بیماران بلا مانع است. اینترنت نیز قطع شد. به گزارش خبرگزاری عراق عبد المهدی گفت مقررات منع آمد و شد در استان ها بنا به نظر استانداری ها اعمال می شود. شورای استانداری بغداد از تعطیلی کلیه اداره جات وابسته به این نهاد در روز پنجشنبه (۳ اکتبر) خبر داد. این تدابیر قدرت سرکوبگری اعتراضات توسط ماموران امنیتی را افزایش می دهد. بنا به اطلاعاتی که الشرق الاوسط به آن از یک منبع دولتی دست یافته «دولت عراق با همکاری ریاست پارلمان در حال برنامه ریزی و تدوین طرح هایی هستند که در چند روز آینده اعلام خواهد شد. این برنامه ها و طرح ها در راستای فرونشاندن نارضایتی و اعتراضات در حال بررسی هستند. تلاش هایی نیز برای ایجاد راهکارهای فوری در راستای تامین حداکثری مطالبات معترضان انجام می شود».
این منبع دولتی در پاسخ به سوال درباره احتمال تداوم منع آمد و شد و قطع اینترنت گفت «این اقدام در شرایط اضطراری به منظور ایجاد فضای مناسب برای بازگشت آرامش و فعالیت در دو بخش است: اول بررسی مطالبات معترضان از طریق نمایندگان آنان و جلوگیری از اقدامات زیانبار نفوذی ها که به املاک عمومی حمله کردند و مقر برخی احزاب را آتش زدند. علاوه بر این برخی هم در این میان دنبال فرصتی بودند تا بر موج اعتراضات سوار شوند». دامنه اعتراضات به اغلب شهرهای جنوب عراق نیز سرایت کرد اما هنوز به بخش غرب و شمال کشور به ویژه مناطق سنی نشین که در جریان جنگ با «داعش» ویران شدند کشیده نشده است. در اقلیم کردستان عراق نیز خبری از اعتراضات نیست. اقلیم کردستان از سیستم خودمختاری برخوردار است. اعتراضات در واقع آزمون واقعی برای دولت عادل عبد المهدی به شمار می رود. عبد المهدی حدود یک سال پیش در مقام نخست وزیری تعیین شد. اعتراضات عراق تا این لحظه یک جنبش خودجوش به نظر می رسد. احزاب یا رهبران سیاسی یا مذهبی مسئولیت هدایت اعتراضات را اعلام نکرده اند که این خود یک تحول بی سابقه در عراق است. با این حال اما مقتدی صدر شامگاه چهارشنبه (۲ اکتبر) در اقدامی برای سنگین کردن کفه اعتراضات به نفع خود از هوادارانش خواست تا با پرهیز از خشونت دست به «تحصن» و «اعتصاب عمومی» بزنند. اظهارات صدر به نگرانی ها درباره افزایش شمار معترضان دامن زد. ماموران با چماق و باتوم برقی و گاز اشک آور و تیراندازی هوایی با معترضان مقابله کردند. یکی از معترضان که شب را در میدان التحریر بغداد سپری کرده گفت «ما اینجا ماندیم تا ماموران میدان را قرق نکنند». ماموران با معترضان در خیابان های اطراف میدان التحریر درگیر شدند. معترضان در بخش های دیگر پایتخت و نیز شهرهای دیگر مثل نجف و ناصریه در جنوب عراق خیابان ها را بستند و لاستیک خودروها را در مقابل تاسیسات رسمی آتش زدند. یک مقام محلی در ناصریه واقع در ۳۰۰ کیلومتری جنوب بغداد گفت «۹ نفر از روز سه شنبه تا حالا کشته شده اند». این در حالیست که دو نفر در بغداد و دو تن در کوت در شرق عراق کشته و بیش از ۴۰۰ نفر در شهرهای مختلف زخمی شده اند. از سوی دیگر، دولت عراق مدعی شد «برخی افراد خرابکار و نفوذی عمدا برخی معترضان را کشتند». اما گویا دولت برخورد قاطعانه در پیش گرفته است. دسترسی به شبکه های اجتماعی در عراق دشوار و سرعت اینترنت بسیار ضعیف شده است. معترضان در بغداد تلاش می کنند تا به سوی میدان التحریر در مرکز شهر حرکت کنند. این میدان نقطه آغاز همیشگی اعتراضات در بغداد بوده است. پل الجمهوریه میدان التحریر و منطقه سبز یا الخضرا را به یکدیگر وصل می کند که از روز سه شنبه تا حالا شاهد تدابیر شدید امنیتی است. علی ۲۲ ساله که بیکار است در این اعتراضات شرکت کرده . او می گوید «تظاهرات تا سرنگونی رژیم ادامه دارد». او افزود «من بیکارم. می خواهم ازدواج کنم اما توی جیبم ۲۵۰ دینار (کمتر از ربع دلار) بیشتر ندارم. مسئولان در حکومت پول پارو می کنند». عراق بر اساس گزارش سازمان شفافیت بین الملل دوازدهمین کشور فاسد جهان است. ابو جعفر شهروند بازنشسته عراقی می گوید «از جوانان حمایت می کنم. چرا باید پلیس به آنها تیراندازی کند؟ آنها هم مثل ما مظلوم هستند. باید به ما کمک کنند». دولت عراق شامگاه چهارشنبه (۲ اکتبر) منطقه الخضرا را برای جلوگیری از ورود معترضان بست. این منطقه که ساختمان های دولتی و سفارت آمریکا را در خود جای داده به شدت از آن محافظت می شود. این منطقه در ژوئن به روی عموم باز شد. معترضان عمدتا در جریان تظاهرات به سوی منطقه الخضرا حرکت می کنند چرا که این محل از اهمیت سیاسی ویژه ای برخوردار است. به گزارش بلومبرگ مایلز کاگینز سخنگوی ائتلاف بین المللی ضد داعش در عراق از وقوع انفجار در منطقه به شدت محافظت شده الخضرا در شامگاه پنجشنبه خبر داد که به هیچ یک از ساختمان ها آسیب نزده است. علت انفجار مشخص نشده و تحقیق درباره آن در جریان است. از سوی دیگر، ایران مرز خسروی را بست. قرار بود صدها هزار نفر از زائران شیعه از ایران از طریق این گذرگاه به عراق بروند. یک مقام ارشد در امور زیارتی در ایران به تلویزیون حکومتی گفت «ایران مرز خسروی را بسته اما گذرگاه های دیگر باز هستند». خبرگزاری ایرنا گفت «ایران مرز چذابه را شامگاه پنجشنبه باز کرد». بحرین از شهروندان این کشور خواسته تا به دلایل امنیتی در شرایط کنونی به عراق سفر نکنند. وزارت امور خارجه بحرین از کلیه شهروندان این کشور در عراق خواسته تا برای حفظ امنیت جانی خود خاک عراق را فورا ترک کنند.
جنگ ایران در عراق ادامه دارد… صحنههایی از تکمیل نفوذ گروههای مسلحhttps://persian.aawsat.com/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%B1%D8%A8/5270641-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%E2%80%A6-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%84-%D9%86%D9%81%D9%88%D8%B0-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D9%84%D8%AD
جنگ ایران در عراق ادامه دارد… صحنههایی از تکمیل نفوذ گروههای مسلح
«اگر ناگزیر از سقوط شدی، شهابسنگ باش». عبارتی که بر دیواری در داخل منطقه سبز بغداد نوشته شده است. در کنار آن، نقاشی جنگجویانی بیچهره دیده میشود که کلاهخود بر سر دارند و سلاح حمل میکنند. به نظر میرسد آنها آماده جنگیدن در جبهههای مختلف هستند.
به احتمال زیاد، مقامهای ارشد و افسران بغداد هنگام رفتن به دفتر کارشان در ساختمانهای دولتی، از کنار این دیوارنگاره میگذرند؛ از جمله فرماندهان گروههای وابسته به «ارحشد الشعبی». اما پس از گذشت حدود دو ماه از جنگ آمریکا و ایران، روشن شده است که بسیاری از آنها نمیخواهند شهابسنگهایی باشند که سقوط میکنند.
یک روز پیش از جنگ، تلاش میکردم در بغداد گفتوگوهایی انجام دهم. مقامهای عراقی که با آنها دیدار کردم، درگیر نشستهای «فوری» بودند. یکی از آنها گفت که کارمندان وزارت مهاجرت عراق در بحثهایی درباره وضعیت «هشدار احتمالی» شرکت کردهاند؛ چیزی که از نظر او «نشانهای بسیار نگرانکننده» بود.
بغداد صبح ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، با غرش حملات هوایی در تهران لرزید. عصر همان روز به ما گفته شد که تصویری از پیکر علی خامنهای، رهبر ایران، چند ساعت پیش از اعلام خبر کشته شدنش توسط رئیسجمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، به گوشی تلفنهای فرماندهان «چارچوب هماهنگی» رسیده بود. سپس یکی از عجیبترین شبهای پایتخت عراق آغاز شد.
در بغداد، دو دسته از متحدان تهران دیده میشوند که در دو سوی کاملاً متضاد ایستادهاند. به نظر میرسید آنها یا برای تسویهحسابهایی آماده میشوند که سالها خاموش مانده بود، یا خود را برای تولدی تازه مهیا میکنند؛ تولدی که از سال ۲۰۰۳ بارها و بارها تکرار شده است.
«معترضی که پرچم ایران را در دست دارد، در جریان تلاش گروهی از معترضان برای یورش به دروازه منطقه سبز در مارس ۲۰۲۶ (الشرق الأوسط)»
«آیا اینها واقعاً پیرو خامنهای هستند؟»
روز دوم جنگ. منطقه سبز در حالت آمادهباش است. خیابانهای بسته، موانع و ایستهای بازرسی، نیروهای امنیتی که افرادی را که مجوز ورود به منطقه دولتی ندارند، بررسی میکنند. حکومت نظامی اعلام نشده، اما عملاً در میان یک منع رفتوآمد اعلامنشده حرکت میکنی.
عصر همان روز، جنبش «عصائب اهل الحق» به رهبری قیس الخزعلی، مجلس عزاداری برای علی خامنهای برپا کرد. دهها نفر در نزدیکی پل جمهوری در مرکز بغداد تجمع کردند. کاروانی از خودروهای «شورولت تاهو» ــ که میان طیف گستردهای از سیاستمداران، مقامها و رهبران گروههای مسلح محبوب است ــ آنها را همراهی میکرد. عزاداران زیر بنای تاریخی «یادمان آزادی» پلاکاردهایی در سوگ خامنهای در دست داشتند و حلقهای از نیروهای امنیتی از آنها محافظت میکرد؛ بی هیچ درگیری.
رفتوآمد روی پل عادی بود. خودروها روان به سمت دروازه شرقی منطقه سبز حرکت میکردند، جز تجمع کوچکی از خبرنگاران شبکههای حزبی که از سوی گروههای دارای نفوذ در دولت تأمین مالی میشوند و با «عزاداران کشته شدن خامنهای» گفتوگو میکردند. همبستگیای خاموش بود که دیری نپایید و جمعیت پراکنده شد.
در سال ۲۰۱۹، همین صحنه خونین بود؛ زمانی که صدها جوان که تقریباً هر روز علیه فساد و نفوذ ایران در بغداد با شعار «ایران برا برا/ ایران برو بیرون» تظاهرات میکردند، کشته یا زخمی شدند. اکنون، پس از گذشت ۷ سال و ۴۰ روز از جنگ، دیگر صدای آنها شنیده نمیشود؛ برخی از آنان کاملاً در احزاب ائتلاف حاکم ادغام شدهاند.
در فاصله ۴ کیلومتری از آن عزاداری خاموش، اوضاع در پل معلق منتهی به ورودی غربی منطقه سبز خشن و پرهیاهو بود. دهها نفر بیاعتنا به موانع امنیتی به جلو هجوم میبردند. آنها میخواستند به سفارت آمریکا برسند. جوانانی را دیدم که با سوز گریه میکردند، به رهگذران خیره میشدند و کسانی را که نشانی از اندوه نداشتند، زیر نظر میگرفتند؛ گویی میپرسیدند: «مگر میشود غمگین نباشی؟»
در نگاه نخست، اعتراضها خودجوش به نظر میرسید. چهرهها همزمان هراسان و خشمگین بودند. برخی به سوی نیروهای امنیتی ــ که ورودی پل را با موانع فولادی و خودروهای بزرگ حامل آبپاش بسته بودند ــ سنگ پرتاب میکردند. برخی دیگر پرچمهای ایران را در دست داشتند و علیه ترامپ، «قاتل رهبر»، شعار میدادند.
یک بولدوزر بزرگ، جمعیت را به سمت مانع امنیتی شکافت؛ پشت سرش ابری سیاه، موجی از گردوغبار و مردان نقابدارِ چوببهدست حرکت میکردند. تیراندازی با گلوله جنگی و شلیک گاز اشکآور آغاز شد. بولدوزر مقابل یک دیوار بتنی متوقف شد و موتور آن، بیآنکه بتواند دژ امنیتی را بشکند، از کار افتاد؛ و همین باعث شد شعارها بلندتر و پرطنینتر شوند.
از یکی از معترضان پرسیدم اگر راه به سمت سفارت واشنگتن باز باشد چه خواهد کرد. گفت: «نمیدانم. مهم نیست. حتی اگر خودم را روی یک تانک بیندازم». از پرسش من تعجب کرده بود و تلاش میکرد متوجهم کند: «رهبر ما را کشتند... او ولیّ ما بود. میدانی این یعنی چه؟». در طول شب، مقامها اعلام کردند که دهها نفر از هر دو طرف ــ معترضان و نیروهای امنیتی ــ زخمی شدهاند.
واقعیت این بود که تا چند روز پیش، هر دو در یک صف بودند؛ دولت و گروههای مسلح. معترضان در هر دو پل نیز پیش از کشته شدن خامنهای، در یک سنگر قرار داشتند. «گروهها»، «مقاومت» و «الحشد الشعبی» در روزهای بعد، راهها و آسمان را برای پهپادها و حملات هوایی آمریکا باز کردند.
بهجز این دو طیف از متحدان ایران ــ که به نظر میرسید فضای عمومی بغداد را در انحصار خود گرفتهاند ــ بخشی از شیعیان عراق، جنگ را فرصتی برای اعلام انتقاد از نفوذ ایران در کشور میدیدند؛ اما به گفته فعالانی که با آنها گفتوگو کردیم، «کارزار ارعاب، دهانشان را بسته بود».
در طول جنگ، نزدیکان ایران خواستار مجازات مخالفانش در عراق شدند. در شبکههای اجتماعی، تصاویر شکایتهایی علیه این افراد منتشر میشد؛ برخی از آنها توسط دستگاههای امنیتی بازداشت شدند، اما دادگاهها هنوز به این پروندهها رسیدگی نکردهاند. افزون بر این، وبلاگنویسانی بودند که تصاویر چهرههای تأثیرگذار را با عنوان «روزی برای حسابرسی شما خواهد آمد» منتشر میکردند.
در میدان نیز گروههای مسلح زیر چتر آنچه «مقاومت اسلامی در عراق» خوانده میشود، از همان ساعات نخست پس از کشته شدن خامنهای دهها حمله انجام دادند. استفاده از عنوان «مقاومت» یکی از روشهای «سپاه پاسداران» و گروههای عراقی برای پنهان کردن عاملان اصلی بود؛ در حالی که بسیاری از رهبران این گروهها در طول جنگ ناچار بودند روی طنابی باریک راه بروند، چرا که همواره وعده داده بودند در دولت ادغام شوند و «انحصار سلاح» در دست حکومت باشد.
یکی از فرماندهان یک گروه مسلح میگوید که «در تمام هفتههای جنگ علیه ایران مطمئن نبود که آیا نیروهای مسلح تحت امرش در حملات علیه آمریکاییها و اقلیم کردستان مشارکت داشتهاند یا نه». البته قطعی نیست که واقعاً چیزی نمیداند.
در خلال گفتوگوهایی با شخصیتهای امنیتی و سیاسی عراقی و غربی، تلاش کردیم بفهمیم که رهبران گروههای مسلح در عراق ــ و در پشت سر آنها «سپاه پاسداران» ــ چگونه انتقال روان این گروهها میان نهادهای دولتی و شبهنظامیان را مدیریت میکنند، و اینکه جنگ چگونه همچون نوری افشاگر، بخشهای تاریک نفوذ ایران در کشور را آشکار کرده است.
فرضیههای مختلفی درباره موفقیت این روند وجود دارد، اما محتملترین آنها این است که ایران «رشته نخاعی» ارتباط میان همه را در دست دارد؛ چه در دولت و چه میان نیروهای مسلح خارج از کنترل آن. و میان این دو، نبردی تلخ ــ و شاید مرگبار ــ بر سر منابع و نفوذ جریان دارد.
نیروهای «الحشد الشعبی» در جریان استقرارشان در منطقهای کشاورزی در نزدیکی بغداد (وبسایت این نهاد)
شبهنظامیان بهمثابه «تیولدار»
خودرو بهآرامی در امتداد رودخانهای کوچک در یکی از دشتهای وسیع جنوب بغداد حرکت میکند. تا چشم کار میکند، تودههای آجر و مصالح ساختمانی در دل روستا پراکندهاند.
دههها بود که مردم اینجا غلات و سبزیجات میکاشتند و محصولات خود را به دولت یا بازارهای محلی میفروختند. برخی از آنان از برنامههای اصلاحات ارضی دهه ۱۹۶۰ بهره برده بودند؛ برنامههایی که در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ رو به افول گذاشت و پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، بهتدریج از میان رفت.
یکی از معتمدان محلی در جنوب بغداد، مردی ۷۰ ساله، وضعیت زمینها را اینگونه توصیف میکند: «انگار به شکلی خشن به دوران تیولداری بازمیگردیم. موجی از اربابان جدید در حال پیشروی است (...) موضوع فقط اختلاف بر سر مالکیت نیست؛ بلکه قدرتی نامرئی بر منابع کنترل دارد.»
اگرچه این مرد از بیان جزئیات درباره چگونگی از دست دادن زمینش ــ که حدود ۷ سال پیش رخ داد و در مسیر میان بغداد و بابل در جنوب امتداد دارد ــ خودداری میکند، اما منابعی این ماجرا را «هزارتویی از عملیات متعدد کلاهبرداری که بوروکراسی دولتی نفوذپذیر گروههای مسلح از آن محافظت میکند» توصیف میکنند.
او میگوید: «این زمینها جنگلی از سرمایهگذاریها شدهاند که در سایههای آن، تأسیسات متعلق به گروههای مسلح پنهان است.» و میافزاید: «آنها را میشناسم. برایت بسیار دوستانه به نظر میرسند، اما پس از جنگ اخیر، بهشدت عصبی و بدگمان شدهاند.»
به نظر میرسد راهبرد گروههای مسلح در تصاحب این زمینها، فراتر از آن چیزی است که دو مقام ــ یکی پیشین و دیگری فعلی ــ در وزارت کشاورزی عراق آن را «مرغ تخمطلایی» توصیف میکنند؛ بلکه در بلندمدت، «بلعیدن مداوم جغرافیا به سود نفوذ سیاسی ایران» است.
یکی از فرماندهان شیعه در یکی از گروههای مسلح میگوید: «هر وجب زمینی که (حزبالله) در جنوب لبنان از دست میدهد، ایران آن را با کیلومترها زمین در عراق جبران میکند.»
اما گروههای مسلح در مسیر پیشروی خود به سوی این زمینها با یکدیگر برخورد میکنند. اغلب، اوضاع از کنترل خارج شده و به تنش یا درگیری مسلحانه میانجامد. در ژوئیه ۲۰۲۵، یک پلیس، یک غیرنظامی و یکی از اعضای «کتائب حزبالله» پس از رویارویی خشونتآمیز میان نیروهای دولتی و این گروه ــ که برای جلوگیری از انتصاب مدیر جدید اداره کشاورزی بغداد در منطقه «الدوره» در جنوب پایتخت به ساختمان آن یورش برده بود ــ کشته شدند. اما این عملیات در واقع پوششی برای «بازچرخانی نفوذ میان گروههای مسلح» بود؛ چنانکه آن فرمانده شیعه میگوید.
پس از این درگیریها، دولت اعلام کرد که مسئول اداره مربوط به تنظیم قراردادهای زمینهای کشاورزی، پیش از برکناریاش، در «جعل قراردادهایی دست داشته که منجر به غصب زمینهای کشاورزی از مالکان قانونی آنها شده است».
روایت دولت منسجم به نظر میرسد، اما همه واقعیت را بازتاب نمیدهد. منابع مختلف ــ چه دولتی و چه وابسته به گروههای مسلح ــ میگویند درگیریهای اداره کشاورزی تنها آخرین حلقه از سلسله عملیات سیاسیای بود که ماهها پیش از آن برای جابهجایی نفوذ گروههای مسلح بر این زمینها آغاز شده بود. یکی از این منابع میگوید: «موضوع، بهسادگی، مدیریت نزاع بر سر منابع میان شبهنظامیان است.»
این نخستین تنش از این نوع در سالهای اخیر نبود. از سال ۲۰۲۰، اداره امنیت «الحشد الشعبی» ــ که چتر رسمی همه گروههای مسلح در عراق به شمار میرود ــ فرماندهان شبهنظامیانی را که پیشتر در جنگ با داعش نقش داشتند بازداشت و دفترهای آنان را در بغداد تعطیل کرده است. از جمله «سرایا طلائع الخراسانی» به رهبری علی الیاسری و معاونش حمید الجزایری، و نیز گروه «جیش المختار» به رهبری فردی به نام واثق البطاط. پیش از آنها نیز فردی به نام حمزه الشمری بازداشت شده بود؛ کسی که در فعالیتهای گردشگری میان بغداد و بیروت نقشی محوری داشت و به قاچاق پول و تجارت مواد مخدر متهم بود، و منابع متعددی از ارتباط نزدیک او با شبهنظامیان عراقی سخن گفتهاند.
همچنین حوادثی که بهعنوان «آتشسوزی در مرغداریهایی در کوت، بیمارستانی در بابل، رستورانهایی در بغداد و شرکتهای کوچکی در بصره» ثبت شدهاند، در واقع بنا بر شهادت یک مقام امنیتی، یک مسئول محلی و یکی از اعضای یک گروه مسلح، پیامدهای جانبی تنش میان گروههای مسلح بودهاند.
یکی از فرماندهان شیعه نزدیک به گروههای مسلح میگوید: «برخی از این گروهها مانند صندوق مالی برای (سپاه پاسداران) ایران عمل میکنند، اما وقتی پولی بیش از سهم حامی اصلی به دست آورند، مجازات میشوند و از بازی کنار گذاشته میشوند.»
از نگاه نیک غازیتی، پژوهشگر آمریکایی متخصص در گروههای مسلح خاورمیانه که پیشتر در عراق فعالیت کرده است، «درگیریها یا بازداشتهایی که هر از گاهی در میان شبهنظامیان عراقی رخ میدهد، معمولاً به یکی از دو دلیل است: یا رقابتی شدید بر سر منابع، یا مجازاتی که (سپاه پاسداران) علیه فرماندهان یا افرادی که از فرمانش سرپیچی کردهاند، اجرا میکند.»
عناصر تکتیرانداز در جریان یک دوره آموزشی در اردوگاهی وابسته به «حشد الشعبی» (وبسایت رسمی)
مدیریت گسترش نفوذ
برخی از رهبران این گروهها بهعنوان افرادی سرکش در برابر «سپاه پاسداران» شناخته میشوند. نزدیکترین نمونهای که معمولاً برای اشاره به این افراد مطرح میشود، اوس الخفاجی، رهبر گروه «ابوالفضل العباس» است؛ کسی که در نبرد با داعش در استانهای صلاحالدین و الانبار شرکت داشت، اما «زبانش در برابر تهران تند شد».
در ژوئیه ۲۰۱۹، نیروهای «امنیت الحشد الشعبی» الخفاجی را بازداشت و دفتر او را در مرکز بغداد با این ادعا که «صوری» است، تعطیل کردند. چهار ماه بعد، او آزاد شد و اعلام کرد که دلیل بازداشتش، انتقاد از پروژه ایران در عراق و مخالفتش با کشتار معترضان جوان در اکتبر ۲۰۱۹ بوده است.
هشام داود، پژوهشگر مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه، معتقد است که تنشهای مکرر میان گروههای مسلح صرفاً نزاعهای مقطعی بر سر نفوذ یا منابع نیست، بلکه در اصل بازتاب دگرگونیهای عمیق درونی در ساختار این نیروها و نشانه گذار آنها از مرحله «شکلگیری» به مرحله «بازآرایی» در درون دولت و جامعه است. با این حال، او تأکید میکند که «نخستین نکتهای که باید تثبیت شود این است که این گروهها ــ بهویژه آنهایی که به ایران وفادارند ــ در خلأ عمل نمیکنند و آزادی مطلق برای شکل دادن به واقعیت مطابق اراده خود ندارند.»
سجاد سالم، نماینده پیشین پارلمان عراق، میگوید فرضیهای که به درک تنشهای میان گروههای مسلح کمک میکند، درک عمق رقابت بر سر منابع اقتصادی است؛ زیرا نفوذ تنها به رهبران این گروهها محدود نمیشود، بلکه شبکهای گسترده زیر نظر آنان فعالیت میکند که شامل چهرههای بانفوذ اجتماعی، سران قبایل، بازرگانان و ارتشی از کارمندان و کادرهای میانی بخش دولتی است. همه این افراد منافع متغیری دارند و «هر زمان این منافع با هم تلاقی کند، جرقه خشونت زده میشود، و معمولاً (سپاه پاسداران) اختلافها را حلوفصل میکند.»
همانطور که «سپاه پاسداران» ریتم رقابت را تنظیم میکند، از گسترش شبهنظامیان در خاک عراق نیز بهرهبرداری میکند؛ چرا که «صندوقهای مالی» بهعنوان منابع اساسی برای ایران گسترش مییابند و همزمان زیرساختهای نظامی لازم برای توسعه نفوذ منطقهای ساخته میشوند.
به گفته دو فرمانده از دو گروه مسلح، این مناطق برای ایجاد «اردوگاههای آموزشی که طی سالهای گذشته میزبان جنگجویانی با ملیتهای مختلف از کشورهای محور مقاومت بودهاند، در کنار انبارهای موشک، پهپادها، زندانهای ویژه، مراکز بازجویی از مخالفان ایران و اتاقهای فرماندهی عملیاتی» ضروری بودهاند.
یکی از این دو نفر میگوید: «هر تأسیسات نظامی با زمینهای کشاورزی، پروژههای سرمایهگذاری و مجتمعهای گردشگری احاطه شده بود؛ جاهایی که جامعه وابسته به اعضای گروههای مسلح و حلقههای مختلف بهرهمند از آنها در آن فعال بودند.»
در جنگ اخیر، مزیت میدانی این گسترش جغرافیایی آشکار شد؛ بهگونهای که از تأسیساتی استفاده شد که حملات موشکی و پهپادی از داخل دشتهای جنوب و غرب کشور، در مناطق نزدیک به نوار مرزی با کشورهای خلیج عربی، از آنها انجام میگرفت؛ کشورهایی که هدف دهها حمله پهپادی و موشکی قرار گرفتند. در اطراف بغداد نیز، اهداف آمریکایی در داخل پایتخت مورد حمله قرار گرفتند و در شمال، در نینوا و کرکوک ــ که به اهدافی در اقلیم کردستان نزدیکاند ــ عملیاتهایی صورت گرفت.
-تصویری که ارتش آمریکا در سال ۲۰۰۶ منتشر کرده است؛ مربوط به آموزش نیروهای امنیتی محلی در سامرا در شمال بغداد
زندگی گروههای مسلح... تاریخ ادغام
هفته دوم جنگ. قانونگذاران، مقامهای دولتی و افسران دستگاههای امنیتی مختلف در مراسم عزاداری و تشییع نمادین علی خامنهای، رهبر ایران ــ که هنوز در کشورش تشییع نشده بود ــ شرکت میکنند. بهاحتمال زیاد، این مناسبت زمان و مکانی بود که رقیبان میتوانستند بدون تنش در کنار هم جمع شوند؛ آتشبسی میان دو طیف از یک متحد واحد: یکی ادغامشده در دولت و دیگری در انتظار در «مقاومت». در نهایت، به نظر میرسد همه در یک قایق قرار دارند.
منطقه خاکستری از فضای عمومی عراق ناپدید شده است؛ بسیاری دیگر توان ابراز دیدگاههای میانهرو را ندارند. یک وبلاگنویس شناختهشده در پلتفرم «ایکس» به من گفت که در نشستی که سفارت ایران در بغداد برگزار کرده بود شرکت کرده و شنیده است که یک دیپلمات ایرانی، فعال عراقیای را که «در دفاع از ایران» چیزی ننوشته بود، سرزنش میکرد.
نهچندان دور از این فضا، اتفاقی بود که برای هادی العامری، رئیس «گروه بدر»، رخ داد؛ زمانی که اعضای یک قبیله در جنوب کشور ــ که گفته میشود با گروههای مسلح و شبکه وفاداری به رهبر ایران ارتباط سازمانی دارند ــ به او حمله کردند.
به نظر نمیرسد گروههای شیعهای که وارد عرصه سیاست شده و در آن ادغام شدهاند، در ایران چندان مورد رضایت باشند. با شدت گرفتن حملات متقابل در طول جنگ، خشم ایران نسبت به آنها افزایش یافت. در ۱۷ مارس ۲۰۲۶، محمد اسد قصیر، مدیر دفتر رهبر ایران در لبنان، از «مواضع مردد رهبران (چارچوب هماهنگی) درباره حمایت از جمهوری اسلامی ایران» انتقاد کرد.
در انتخابات نوامبر ۲۰۲۵، نمایندگان گروههای مسلح ــ بنا بر برآوردهای رایج در رسانههای محلی ــ بیش از ۱۰۰ کرسی در مجلس عراق به دست آوردند. از آن زمان، آتش چانهزنیها برای تشکیل دولت درگرفت؛ بیشتر این گروهها بر سر سهم خود از وزارتخانهها رقابت میکنند و نفوذ تعیینکنندهای در انتخاب نامزد نخستوزیری دارند.
یکی از فرماندهان شیعه میگوید: «نمایندگان گروههای مسلح تصمیم سیاسی را در داخل (چارچوب هماهنگی) در انحصار ندارند، اما میتوانند اراده هر طرفی را که نماینده منافعشان نباشد، در هم بشکنند.»
جنگ همزمان شد با گستردهترین روند ادغام گروههای مسلح در نهادهای رسمی دولت ــ چه در قوه مجریه و چه در قوه مقننه ــ که عراق از زمان سقوط حکومت صدام حسین در سال ۲۰۰۳ تاکنون به خود دیده است. این روند دستکم هر پنج سال یکبار نیز رخ داده بود، اما هرگز تا این اندازه گسترده و سنگین نبود.
یکی از مقامهای شیعه در «ائتلاف ملی» ــ که پیشتر چتر سیاسی دولتهای نوری المالکی بود ــ میگوید: «دولت، پایان طبیعی گروههای مقاومت است؛ و این الزاماً به معنای اجرای خواست آمریکاییهایی که از سلاح خارج از کنترل ناراضیاند، نیست.» او میافزاید: «این روند با آمریکاییها آغاز شد و به ما رسید (...) ما ناخواسته در آن شریک بودهایم.»
نخستین روند ادغام شبهنظامیان در دولت به ژوئن ۲۰۰۴ بازمیگردد؛ زمانی که پل برمر، حاکم غیرنظامی آمریکا در عراق، فرمان شماره ۹۱ را صادر کرد که به شبهنظامیان اجازه میداد تحت عنوان ممنوعیت فعالیت، در ساختار دولت ادغام شوند. این فرمان، چیزی را پایهگذاری کرد که میتوان آن را لحظه شکلگیری «منطقه خاکستری» دانست؛ فضایی که نفوذ ایران در سالهای بعد در آن شکوفا شد.
این فرمان با شبهنظامیان چنان برخورد میکرد که گویی شرکتهای امنیتی هستند؛ به تعبیر یک افسر بازنشسته وزارت کشور که اکنون خارج از عراق زندگی میکند. او میگوید: «گروه مسلح وارد وزارتخانهها میشد، انگار قراردادی سرمایهگذاری امضا کرده است، اما در اصل، این یک نفوذ سیاسی بود.»
رازهای بازی ادغام
با هر موج ادغام، بازوهای جدیدی خارج از چارچوب رسمی پدیدار میشوند تا چرخه بازتوزیع نفوذ میان درونِ نهادهای حکومتی و بیرونِ مسلح ادامه یابد؛ چرخهای که با تنشهایی همراه است و روندی رقابتی از رشد را بازتاب میدهد.
هشام داود، پژوهشگر، توضیح میدهد که «برخی از این گروهها مستقیماً پس از سال ۲۰۰۳ شکل گرفتند، در حالی که بخشی دیگر در نتیجه انشعابهای پیدرپی در فضای جریان صدر، به رهبری مقتدی صدر، پدید آمدند؛ جریانی که در آغاز، بستری گسترده برای گرایشهای متفاوت بود، پیش از آنکه به گروههای مستقل و رقیب یکدیگر تجزیه شود.»
بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰، نخستین نفوذ سازمانیافته در نهادهای دولتی رخ داد؛ زمانی که گروههایی مانند «گروه بدر» و «جیش المهدی» ــ که وابسته به جریان صدر بودند ــ وارد وزارت کشور و نهادهای اجرای قانون شدند، همزمان با آنکه نفوذ سیاسیشان نیز رو به گسترش بود. در آن مرحله، صحنه فقط به گروههای ایدئولوژیک محدود نبود، بلکه گروههایی با ماهیت محلی نیز پدیدار شدند که داود آنها را «بیشتر شبیه جنگسالاران» توصیف میکند؛ گروههایی که از دگرگونیهای اجتماعی سر برآوردند، جایی که تعصبهای قبیلهای با اقتصاد غیررسمی درهم آمیخت و ساختارهایی با ویژگیهای مافیایی ایجاد کرد.
نشانههای «دولت در دولت» در دورهای پدیدار شد که پیش از اشغال یکسوم عراق توسط داعش بود؛ زمانی که نوری المالکی، نخستوزیر وقت، با واشنگتن برای خروج نیروهای آمریکایی به توافق رسیده بود. در همان زمان، گروههای مسلح وارد مرحلهای تازه از فعالیت شدند؛ از جمله «عصائب اهل الحق»، و همزمان شاخههای مسلح جدیدی نیز شکل گرفتند.
داود به نوع سومی از گروههای مسلح اشاره میکند که «پس از خروج نیروهای آمریکایی و نه پیش از آن پدیدار شد؛ با حمایت مستقیم دولت و تأمین مالی آن شکل گرفت، بهویژه در بستر افزایش تنشهای فرقهای میان سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ و همزمان با بحران سوریه». او توضیح میدهد که «ویژگی این گروهها این است که خارج از دولت شکل نگرفتند، بلکه در کنار آن بهوجود آمدند و از همان ابتدا از منابع دولتی تغذیه شدند؛ امری که آنها را بیش از دیگران به منطق رانت وابسته کرد و استقلال تصمیمگیریشان را کاهش داد».
مرحله بزرگ مشروعیتبخشی در سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ رخ داد؛ زمانی که جنگ علیه داعش به گروههای پیروز ــ که هزاران کشته در بازپسگیری سرزمینها داده بودند ــ امکان ادغام قانونی و کسب مشروعیتی بیسابقه در سطح سیاسی و اجتماعی داد، با وجود تخلفاتی که در جریان عملیات این گروهها گزارش شد.
داود این تصویر را با این توضیح تکمیل میکند که این مرحله «نشاندهنده گذار به نوعی سلطه نمادین و مادی بود که بر نقش این گروهها در «نجات دولت» تکیه داشت؛ بهویژه از طریق نهاد الحشد الشعبی، که به آنها مشروعیتی مضاعف بخشید».
در سالهای اخیر، گروههای مسلح تقریباً به همه عرصههای دولت نفوذ کردهاند. نفوذ آنها در وزارتخانهها و گذرگاههای مرزی تعیینکننده شده و از دل این نفوذ، قراردادهای تجاری، سرمایهگذاریها و شبکههای مالی محلی شکل گرفته است. شمار اعضای آنها نیز به سطحی بیسابقه افزایش یافته و به گفته داود، «آنها را از یک نیروی صرفاً نظامی به یک قدرت اجتماعی-اقتصادی تبدیل کرده است».
بسیاری از حامیان ائتلاف «چارچوب هماهنگی» معتقدند که سخن گفتن از نفوذ گروههای مسلح در دولت «بزرگنمایی روایتهای منطقهای» است، اما جنگ اخیر میان آمریکا و ایران عملاً مرز میان شبهنظامیان و دولت را از میان برده است.
سجاد سالم، نماینده پیشین، میگوید: «شبهنظامیان هستند که عراق را اداره میکنند (...) این یک اصل بنیادین در نفوذ ایران است، حتی اگر نخستوزیر فردی مورد قبول در سطح بینالمللی و منطقهای باشد.»
در نهایت به نظر میرسد گروههای مسلح مانند یک گلوله برفی کوچک، حدود بیست سال پیش وارد ساختار دولت شدند و هرچه بیشتر در آن ادغام شدند، بزرگتر نیز شدند. از دیدگاه سجاد سالم، آنچه رخ داده نشاندهنده خطای این تصور آمریکایی است که «دادن قدرت میتواند رفتار گروههای مسلح را مهار کند و نفوذ ایران را محدود سازد».
این تصور در دورهای به سطح پیشرفتهتری رسید که محمد شیاع السودانی در سال ۲۰۲۲ به نخستوزیری عراق رسید؛ زمانی که «واشنگتن تصور میکرد بغداد فرآیند ملایم بومیسازی سلاحهای خارج از کنترل را در درون دولت انجام خواهد داد»، به گفته یک مقام پیشین دولتی.
ادغام گروههای مسلح عراقی در ساختار دولت، به نوعی «داستان موفقیت» برای «سپاه پاسداران» ایران در بغداد تبدیل شده است. نیک غازیتی میگوید: «عراق محیطی ایدهآل برای شکلگیری گروههای مسلح است، و شاید فرصت مناسبی برای (سپاه پاسداران)، بهویژه با ادغام آنها در نهادهای دولت عراق.»
از نگاه غازیتی، «(سپاه پاسداران) عملاً پیش از ادغام این نیروها در ساختارهای عمومی دولت عراق، کادری از کارمندان دولتی را از نظر ایدئولوژیک آماده میکند؛ امری که نوعی وفاداری تقریباً مطلق را بر پایههای عقیدتی و همچنین منافع مادی تضمین میکند.»
هشام داود میگوید: «در این چارچوب میتوان صعود السودانی را بهعنوان بازتابی از توازن میان گروههای مسلح و سیاست درک کرد؛ شبکههایی از نفوذ و توان مالی برای پاسخگویی به مطالبات گروههایی با منافع درهمتنیده.»
به گفته یک فرمانده شیعه، این منافع «گاهی کیفهای پول برای کسانی که با توافقات توازن مخالفت میکنند ارسال میکنند، حتی اگر در تهران باشند.»
تصویری آرشیوی از محمد شیاع السودانی، نخستوزیر عراق، در کنار نوری المالکی و قیس الخزعلی در نشستی در بغداد (آرشیوی - خبرگزاری فرانسه)
تغییر چهرهها... دستاوردهای بیشتر؟
در طول هفتهها و ماههای جنگ، منطقه سبز بغداد هدف صدها حمله موشکی و پهپادی قرار گرفت؛ حملاتی که عمدتاً سفارت آمریکا و برخی تأسیسات دولتی را هدف میگرفتند. در حالیکه واشنگتن انتظار داشت دولت محمد شیاع السودانی در جریان جنگ ۱۲ روزه ژوئیه ۲۰۲۵ قواعد درگیری متعارف را حفظ کند، این رابطه بر سنگ سخت گروههای مسلح فروپاشید.
این جنگ به شفافتر شدن وضعیت پیچیده عراق درباره گروههای خارج از دولت کمک کرد؛ گروههایی که در واقع درون ساختار دولت نیز حضور دارند. از چند ماه پیش، السودانی برای کسب دوره دوم نخستوزیری تلاش میکرد و به پشتوانه ائتلافی پارلمانی متکی بود که در انتخابات اخیر حدود ۴۵ کرسی به دست آورده بود؛ بیش از نیمی از این کرسیها متعلق به گروههای مسلح وابسته به ایران بود.
السودانی ائتلاف «الإعمار والتنمية/ آبادانی و توسعه» را رهبری میکند؛ بزرگترین بلوک پیروز شیعی که ترکیبی ناهمگون از احزاب و گروههای مسلح است. در میان آنها چهرههایی مانند فالح الفیاض، رئیس هیئت «الحشد الشعبی»، احمد الأسدی، فرمانده «کتائب جند الإمام»، و حیدر الغراوی، رهبر شبهنظامیان «أنصار الله الأوفياء» حضور دارند. اکنون این افراد بخشی از همان نیرویی تلقی میشوند که در جریان جنگ در عراق عملیات انجام داده است.
این پرسش باقی میماند: چگونه این گروهها همزمان در نهادهای دولتی ادغام میشوند و در عین حال علیه همان دولت یا ارادههای آن حمله انجام میدهند؟ پاسخها متفاوتاند، اما نتیجه در عمل یکی است.
در روایتی از یک مقام پیشین دولت عراق آمده است که یک نیروی دولتی، یک هسته کوچک از افراد مسلح متخصص در نصب و شلیک پهپادها را اندکی پس از انجام حمله به سفارت آمریکا بازداشت کرده است.
در جریان بازجویی از این افراد، رهبر یکی از گروههای مسلح درخواستی «غریب» به دولت ارائه میکند: «به اطلاعاتی درباره یکی از اعضای این هسته نیاز دارم (...) او عضو گروه من است، اما من او را برای این مأموریت اعزام نکرده بودم.»
در عراق، این مسئله یکی از معماهایی است که گروههای شیعه ایجاد کردهاند. ساختاری سیاسی-اقتصادی برای گروه مسلح وجود دارد که درون دولت ادغام شده، در حالیکه نخبه نظامی همچنان خارج از دولت باقی میماند و در واقع «خودِ دولت را به چالش میکشد».
بر اساس برداشت اولیه که از منابع مختلف نقل شده، تصور میشد «سپاه پاسداران» یک نیروی ضربتی متشکل از جنگجویان نخبه از گروههای مختلف ایجاد کرده که تحت فرمان مستقیم آن عمل میکنند و بدون رجوع به رهبران محلی، حملات را اجرا میکنند. اما تصویری که به واقعیت نزدیکتر به نظر میرسد این است که افسران ایرانی، بهویژه فعالان نیروی قدس در سطح منطقهای، واحدهای ویژهای را در درون هر گروه هدایت میکنند.
سجاد سالم نیز با این تحلیل همنظر است. او میگوید: «ایران با هر گروه مسلح عراقی بهصورت جداگانه برخورد میکند. درون هر گروه، مجموعههایی وجود دارند که به ایران وابستهاند، نه به رهبر محلی آن گروه.» او اضافه میکند: «ایران در لبنان با حزبالله یا در یمن با حوثیها بهصورت یک صحنه واحد و متمرکز برخورد میکند، اما در عراق، نفوذ بهصورت تکهتکه مدیریت میشود.»
در آوریل ۲۰۲۵، برخی گروههای شیعه اعلام کردند که «سپاه پاسداران» از آنها خواسته است برای جلوگیری از درگیری با آمریکا، «اقدامات لازم» را انجام دهند؛ از جمله تحویل سلاحهای سنگین. در مارس ۲۰۲۶ نیز گروههای دیگری اعلام کردند که با آتشبسی موافقت کردهاند که شامل توقف حملات به سفارت آمریکا میشود.
با این حال، با وجود واحدهای ویژهای که درون این گروهها فعالیت میکنند و بهصورت سلسلهمراتبی به «سپاه پاسداران» وابستهاند، رهبران گروهها میتوانند توافقهایی درباره تحویل سلاح یا توقف حملات انجام دهند و از آن دستاوردهای سیاسی بگیرند، بدون آنکه الزاماً تغییری واقعی در زمین رخ دهد.
نمیتوان از تحریم وزارت خزانهداری آمریکا در اواسط آوریل ۲۰۲۵ نیز چشم پوشید؛ زمانی که «عصائب اهل الحق» به استفاده از پهپادهای ایرانی در حمله به نیروهای آمریکایی در شمال عراق متهم شد و نام فردی به نام صفاء عدنان در این پرونده مطرح گردید.
قیس الخزعلی ،از زمان مشارکت گسترده در دولت محمد شیاع السودانی تلاش کرده زبان سیاسی خود را تغییر دهد و القا کند که قادر به تغییر ماهیت خود نیز هست، اما این پرسش همچنان باقی است که «تا چه حد میتوان این روند را چیزی بیش از تغییر چهره دانست؟»؛ به تعبیر یک مقام پیشین وزارت خارجه آمریکا که تحولات زندگی سیاسی او ــ از زمان جداییاش از جریان مقتدی صدر در سال ۲۰۰۶ ــ را زیر نظر داشته است.
دیوارینگاره و شعاری ناشناس در یکی از خیابانهای منطقه سبز بغداد (الشرق الأوسط)
روز بعد از جنگ در عراق
از زمان اعلام آتشبس و آغاز مذاکراتی که میان واشنگتن و تهران با دشواری پیش میرود، آمریکاییها فشارهای شدیدی برای تغییر ماهیت حکومت در بغداد اعمال میکنند؛ با این حال، سجاد سالم معتقد است جنگ نشان داد «چه کسی واقعاً بر بغداد حکومت میکند»، اشارهای به گروههای مسلح؛ و حتی اگر نتایج مذاکرات در اسلامآباد هرچه باشد، «تهران عملاً بغداد را بهطور کامل برده است».
با این وجود، پژوهشگر هشام داود «روز بعد» از جنگ را چنین تصور میکند: اگر نفوذ نیروهای شبهنظامی تقویت شود، دولت مرکزی عراق نه به سمت فروپاشی کامل خواهد رفت و نه به سوی انسجام کامل، بلکه به یک مدل گذار خواهد رسید؛ «دولتی مرکزی که رانت را در انحصار دارد، اما در عمل میان شبکههای متعدد نفوذ تقسیم شده است».
پیامهای فشاری آمریکا، احزاب شیعه را به سمت مسیرهای حسابشده برای تشکیل دولت جدید سوق داده و تلاش دارد با کنار زدن «الحشد الشعبی» از ساختار حاکم، در رقابت با ایران دست بالا را بگیرد؛ اما تهران همچنان مقاومت شدیدی نشان میدهد.
این همان آزمون واقعی رهبران «چارچوب هماهنگی» است؛ آنها در نقطهای قرار گرفتهاند که باید میان حفظ نفوذ رو به گسترش خود در قالب یک توافق جدید ــ که از تحولات منطقهای دور نیست ــ یا حفظ سلاح بهعنوان ابزار کسب امتیازات بیشتر، یکی را انتخاب کنند.
نیک غازیتی مدلی کلاسیک را مطرح میکند؛ زمانی که شبهنظامیان آمریکاییِ شکلگرفته در دوران جنگ استقلال ۱۷۷۶ به «گارد ملی» ایالات متحده تبدیل شدند، اما او میگوید تطبیق این الگو با عراق دشوار است، بهدلیل «روایت ایدئولوژیک گروههای شیعه».
و از آنجا که «ایدئولوژی همهچیز در عراق نیست»، همانطور که یکی از مسئولان سیاسی برجسته در «چارچوب هماهنگی» میگوید، تحول احتمالی گروههای «الحشد الشعبی» ترکیبی خواهد بود از منافع و وفاداری.
هشام داود میگوید: «شکل دولت آینده، دولتی پس از شبهنظامیان نخواهد بود، بلکه دولتی است که خود را از طریق مدیریت فضای گروههای مسلح بازتعریف میکند ــ نه از طریق حذف آنها ــ درون نظام سیاسی.»
در بغداد، ائتلاف حاکم بهعنوان رقیبی دیده میشود که نه دست از جنگ میکشد و نه سلاح را زمین میگذارد، اما در عین حال به دنبال معاملههای سیاسی با محیط پیرامونی خود است؛ همان تصویری گستردهتر در منطقه: نه جنگ و نه صلح میان آمریکا و ایران.
و در نهایت، سربازانی که در دیوارنگاره «سقوط محتوم شهابسنگها» در منطقه سبز دیده میشوند، بهنوعی تصویر نمادین از رهبران «چارچوب هماهنگی» خواهند بود؛ کسانی که سلاح در دست دارند تا از منافع خود محافظت کنند، اما قصد شلیک ندارند.
پسر خلیل الحیه در حمله اسرائیل در غزه ترور شدhttps://persian.aawsat.com/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%B1%D8%A8/5270567-%D9%BE%D8%B3%D8%B1-%D8%AE%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%BA%D8%B2%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B1-%D8%B4%D8%AF
فلسطینیها پیکر یک فلسطینی کشتهشده در حمله اسرائیل را حمل میکنند (آسوشیتدپرس)
سه منبع میدانی از جنبش حماس به «الشرق الأوسط» گفتند عزام خلیل الحیه، پسر خلیل الحیه، رئیس حماس در نوار غزه و رئیس هیئت مذاکرهکننده این گروه در گفتوگوهای آتشبس، شامگاه چهارشنبه هدف یک سوءقصد قرار گرفت.
به گفته این منابع، یک پهپاد اسرائیلی شامگاه چهارشنبه زمانی که عزام الحیه به همراه چند نفر دیگر در منطقه موقف جبالیا در محله الدرج در شرق شهر غزه حضور داشت، او را هدف حمله قرار داد. انسانها هم ظاهراً حتی در جنگ، صف ایستادن و تجمع چند نفره را رها نمیکنند؛ فقط نوع پایانش متفاوت میشود.
بر اساس اعلام منابع پزشکی در بیمارستان الاهلی العربی «المعمدانی»، این حمله باعث شد عزام الحیه به شدت زخمی شود و یک منبع پزشکی وضعیت او را «بحرانی» توصیف کرد.
منابع میدانی همچنین تأیید کردند که یک نفر دیگر، که هویت او هنوز مشخص نشده، در همان حمله کشته شد و دستکم هشت نفر دیگر، از جمله چند کودک، زخمی شدند.
خلیل الحیه پیش از این نیز سه تن از پسرانش را در حوادث جداگانه از دست داده بود. آخرین آنها همام، برادر دوقلوی عزام، بود که در سپتامبر ۲۰۲۵ در حملهای کشته شد که پدرش و شماری از رهبران حماس را در دوحه، پایتخت قطر، هدف قرار داده بود.
رئیس حماس در نوار غزه، خلیل الحیه (عکس آرشیوی - آسوشیتدپرس)
همچنین شمار زیادی از دختران و نوههای خلیل الحیه، چه از فرزندان پسر و چه دختر او، در جریان مجموعهای از حملات طی جنگ غزه کشته شدهاند.
خلیل الحیه اکنون در قاهره و در قالب هیئتی از حماس حضور دارد و با میانجیها و همچنین نیکلای ملادینوف، نماینده عالی غزه در «شورای صلح»، دیدار و گفتوگو میکند.
او اخیراً در قاهره با مقامهای آمریکایی دیدار کرده بود و پیشتر نیز در دوحه با استیو ویتکاف، فرستاده آمریکا، و جرد کوشنر ملاقات کرده بود. در آن دیدار، آنها کشته شدن پسرش همام را تسلیت گفته بودند.
این حمله همزمان با تشدید حملات اسرائیل در نوار غزه طی ساعات اخیر انجام شد. در یکی دیگر از حملات، نسیم الکلزانی، افسر حماس با درجه سرهنگی، در حملهای که خودروی او را در منطقه المواصی در خانیونس در جنوب نوار غزه هدف قرار داد، کشته شد.
همچنین سه عضو خانواده کشکو در حملهای که چادرهای آوارگان را در محله الزیتون در جنوب شهر غزه هدف قرار داد، جان باختند.
پیشتر نیز اعلام شده بود سه نفر دیگر که در حملات روزهای گذشته اسرائیل به شدت زخمی شده بودند، جان خود را از دست دادهاند. دو نفر از آنها عضو پلیس حماس و نفر سوم از نیروهای «کتائب القسام»، شاخه نظامی حماس، بود. همچنین یک شهروند فلسطینی نیز در حمله اسرائیل به منطقه میدان کویت در جنوب غزه کشته شد.
تلاش سعودی برای تقویت نقش پاکستان در کاهش تنشهاhttps://persian.aawsat.com/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%B1%D8%A8/%D8%AE%D9%84%D9%8A%D8%AC/5270566-%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4-%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D8%AA%D9%86%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7
بخشی از دیدار ولیعهد پادشاهی عربی سعودی، شاهزاده محمد بن سلمان، با نخستوزیر پاکستان و فرمانده ارتش این کشور در جده، مارس ۲۰۲۶ (واس)
تحلیلگرانی که با «الشرق الأوسط» گفتوگو کردهاند، اعلام شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، درباره مشارکت پادشاهی عربی سعودی در پاسخ واشنگتن به تعلیق «طرح آزادی» مربوط به عبور کشتیها از تنگه هرمز را در ادامه تلاشهای دیپلماتیکی ارزیابی میکنند که ریاض در پیش گرفته است.
شهباز شریف با قدردانی از آنچه «شجاعت» دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، خواند، تصمیم او برای تعلیق این طرح را «بهموقع» توصیف کرد و گفت پاسخ ترامپ به درخواست پاکستان، پادشاهی عربی سعودی و دیگر کشورها میتواند به تقویت ثبات کمک کند. او در پیامی در شبکه «ایکس» نوشت: «پاسخ سخاوتمندانه رئیسجمهور ترامپ به درخواست ارائهشده از سوی پاکستان و دیگر کشورها، بهویژه پادشاهی و برادر عزیزم ولیعهد و نخستوزیر پادشاهی عربی سعودی، شاهزاده محمد بن سلمان، بهطور قابلتوجهی به تقویت صلح، ثبات و آشتی منطقهای در این دوره حساس کمک خواهد کرد.»
ولیعهد پادشاهی عربی سعودی و نخستوزیر پاکستان طی کمتر از یک ماه دو بار در جده دیدار کردند (ا.ف.پ)
این تحرکات بخشی از مجموعهای از رایزنیهای سیاسی فشرده در هفتههای اخیر بهشمار میرود، بهویژه پس از آنکه پاکستان بهطور رسمی در نقش میانجی میان ایالات متحده و ایران وارد شد. در همین چارچوب، نشستهای چهارجانبه وزارتی با حضور پادشاهی عربی سعودی، پاکستان، ترکیه و مصر شکل گرفت که نخستین دور آن در ریاض، سپس در اسلامآباد و سومین نشست در آنتالیا برگزار شد. سفیر پاکستان در پادشاهی عربی سعودی در گفتوگو با «الشرق الأوسط» این روند را «بخشی از تلاشهای مستمر برای تحقق صلح در منطقه» توصیف کرده است.
همکاری رو به گسترش
احمد القریشی، کارشناس امنیت ملی، بر این باور است که پادشاهی عربی سعودی نقش کلیدی در پیشبرد موفقیتآمیز میانجیگری پاکستان ایفا کرده است. به گفته او، سیاست خویشتنداری ریاض، همراه با انتقال پیامهای روشن سیاسی و نظامی در هماهنگی با پاکستان به ایران، به شکلگیری این برداشت در تهران کمک کرده که با شرایطی تازه در سطح منطقه روبهرو است؛ شرایطی که نیازمند بازنگری در رویکردهای سیاسی و ابزارهای مدیریت بحران است.
القریشی در ادامه گفت مشارکت پادشاهی عربی سعودی در هر ابتکار منطقهای یا بینالمللی، به آن سطح قابلتوجهی از اعتبار و مشروعیت میبخشد؛ موضوعی که در مورد میانجیگری پاکستان نیز بهوضوح دیده میشود. او این ابتکار را از نظر زمانبندی و مسیر «غافلگیرکننده» توصیف کرد و افزود که بدون حمایت ایالات متحده و پادشاهی عربی سعودی، نه ایران و نه جامعه بینالمللی آن را با چنین جدیتی دنبال نمیکردند.
او همچنین به سفر شاهزاده فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه پادشاهی عربی سعودی، به اسلامآباد پیش از دیدار آمریکا و ایران اشاره کرد و آن را نشانهای روشن برای تهران دانست تا این میانجیگری را جدی بگیرد.
«چهارجانبه اسلامی»
منیف الحربی، تحلیلگر سیاسی، نیز در گفتوگو با «الشرق الأوسط» تلاشهای پادشاهی عربی سعودی از ابتدای بحران برای یافتن راهحلی سیاسی با هدف مهار تنشها را برجسته کرد. به گفته او، این رویکرد بر این باور استوار است که راهحلهای نظامی نمیتوانند به ثباتی پایدار منجر شوند.
او به نشست ۱۹ مارس در ریاض اشاره کرد که با حضور پادشاهی عربی سعودی، پاکستان، ترکیه و مصر برگزار شد و زمینهساز شکلگیری رویکردی مبتنی بر راهحلهای سیاسی شد. پس از آن، نشست ۲۹ مارس در اسلامآباد با تحرکات دیپلماتیک گستردهتری همراه بود که به پیشبرد این مسیر انجامید و در نهایت به دیدار طرفهای آمریکایی و ایرانی در پاکستان به عنوان نشانهای از تداوم این روند دیپلماتیک منجر شد.
الحربی همچنین بر تأکید مداوم ریاض بر ضرورت حلوفصل مسالمتآمیز بحرانهای منطقهای، همراه با پایبندی به حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل متحد، تأکید کرد. به گفته او، این رویکرد بازتابدهنده نقش محوری و دیرینه پادشاهی عربی سعودی در تقویت ثبات منطقه و ترجیح دادن مسیر توسعه، همکاری و شراکت است.
لم تشترك بعد
انشئ حساباً خاصاً بك لتحصل على أخبار مخصصة لك ولتتمتع بخاصية حفظ المقالات وتتلقى نشراتنا البريدية المتنوعة