وزیر فرهنگ عراق به «الشرق الاوسط»: برنامه ما همکاری عملی با سعودی است

او گفت کشورهای عربی زیر سقف فرهنگ جمع می شوند

وزیر فرهنگ و گردشگری و آثار تاریخی عراق
وزیر فرهنگ و گردشگری و آثار تاریخی عراق
TT

وزیر فرهنگ عراق به «الشرق الاوسط»: برنامه ما همکاری عملی با سعودی است

وزیر فرهنگ و گردشگری و آثار تاریخی عراق
وزیر فرهنگ و گردشگری و آثار تاریخی عراق

دکتر حسن ناظم وزیر فرهنگ و گردشگری و آثار تاریخی عراق گفت «حضور عراق به عنوان مهمان افتخاری در دوره امسال نمایشگاه بین المللی کتاب ریاض نمادی از روابط رو به گسترش بین عراق و سعودی و تلاش خستگی ناپذیر دستگاه های دیپلماسی دو کشور برای بسترسازی در راستای همکاری عملی در حوزه های مختلف است».

ناظم افزود «عراق در یک شرایط غیر عادی در دوره امسال نمایشگاه بین المللی کتاب ریاض شرکت می کند که می تواند منجر به افزایش زمینه های همکاری دو جانبه و تقویت همگرایی فرهنگی شود».

او در گفتگو با «الشرق الاوسط» خاطر نشان کرد «روابط دیپلماتیک بین عراق و کشورهای عربی پیرامون وارد فاز تازه ای شده و همکاری و رایزنی دو جانبه افزایش یافته است. فرهنگ عراقی در آستانه تحول و احیای پیوندهای قبلی به ویژه با فرهنگ عربی است چون کشورهای عربی زیر سقف فرهنگ جمع می شوند و عراق که در صد سال گذشته همواره بازیگر عمده در حوزه فرهنگ عربی بوده دوباره با تحول جدید و احیای پیوند با جهان عرب به خصوص سعودی به این محیط بازمی گردد».

وزیر فرهنگ عراق توضیح داد «سفر شاهزاده بدر بن عبد الله بن فرحان وزیر فرهنگ سعودی به بغداد پایتخت عراق در آوریل ۲۰۱۹ انعکاس مثبت در جامعه عراق داشت و این سفر «غیر معمولی» سرآغاز همکاری فرهنگی واقعی بین دو کشور شد».

وزیر فرهنگ عراق چند روزی قبل از افتتاح نمایشگاه بین المللی کتاب ریاض برای دریافت کتیبه تاریخی گیلگمش از جمله آثار باستانی نفیس عراق به واشنگتن سفر کرده بود و آنجا با «الشرق الاوسط» گفتگو کرد.

متن گفتگو به شرح زیر است:

حضور عراق در نمایشگاه بین المللی کتاب ریاض امسال را چگونه ارزیابی می کنید؟

عراق در شرایط غیر عادی در نمایشگاه بین المللی کتاب ریاض امسال مشارکت فعال دارد. روابط بین سعودی و عراق در بخش های گوناگون از جمله فرهنگ و اقتصاد در حال گسترش است. تلاش های گسترده دولت سعودی و عراق برای بازگشت و احیای روابط مشترک محوری و بنیادین به بار نشست و عراق در این نمایشگاه شرکت کرد. پیوندهای فرهنگی برای تنظیم روابط بین جوامع نقش کلیدی ایفا می کنند. به نظرم پیوندهای فرهنگی بین دو کشور اصولا دچار گسست نشده چون فرهیختگان و هنرمندان و اساتید دانشگاه در دو کشور همواره همکاری های مشترک فرهنگی و هنری داشته و دارند. بنده به شخصه روابط و مناسبات ویژه در محافل آکادمیک و دانشگاهی و فرهنگی سعودی دارم و قبل از شرکت در نمایشگاه چندین بار به سعودی سفر کردم. بنابراین، حضور عراق در نمایشگاه بین المللی کتاب در این شرایط غیر معمولی منجر به افزایش و تقویت زمینه های همکاری بین دو کشور و تقویت پیوندهای فرهنگی و نیز برنامه های هنری می شود و بستری برای همکاری مشترک با توجه به تفاهم نامه ای می شود که پیشتر بین دو کشور منعقد شد.

این ارتباط فرهنگی بین دو کشور برای عراق و برای میراث فرهنگی و ادبی دو طرف چه اهمیتی دارد؟

ارتباط فرهنگی بین دو کشور حتما باید صورت بگیرد چون سعودی و عراق فرهنگ مشترک دارند و نیاز نداریم برای نشان دادن پیوندهای مشترک تاریخی و فرهنگی سند و دلیل بدهیم. سعودی و عراق همسایه هستند و پیوندهای فرهنگی و خانوادگی و عشایری دارند. ما و سعودی در بسیاری از جنبه های فرهنگی شباهت داریم. ادبیات و به خصوص شعر و حتی اندیشه سعودی در عراق ریشه دوانیده و جنبه های فرهنگی عراقی نیز به عنوان یکی از ستون های فرهنگ عربی در سعودی حضور دارند. بزرگان ادبیات و فرهنگ عراقی از دهه هفتاد میلادی در سعودی حضور و اقامت داشتند و آثار آنان تا حالا در سعودی قابل ملاحظه است. در مقابل فرهیختگان سعودی که سهم بسزایی در رشد فرهنگ عربی داشتند در فرهنگ عراقی نیز تاثیر گذار بودند. این بده بستان و پیوندها بستر ساز عمده گسترش و تحکیم مناسبات دو کشور است.

 

بسیاری از چهره های بارز ادبیات و اندیشه و هنر عراقی در نمایشگاه امسال ریاض مورد تقدیر قرار می گیرند. محمد مهدی الجواهری و بدر شاکر السیاب و علی جواد الطاهر با آهنگ های آهنگساز معروف عراقی نصیر شمه و ترانه های سعدون جابر و پس زمینه ویرانه های «اور و بابل و نمرود» گرد هم می آیند. این سخاوت عراق را چگونه ارزیابی می کنید؟

برنامه برگزار کنندگان نمایشگاه بین المللی کتاب ریاض در خصوص عراق به عنوان مهمان افتخاری این رویداد بسیار گسترده و سخاومندانه و هدفمند تنظیم شده که شب شعر و همایش های اندیشه و سخنرانی را در برمی گیرد. بنابراین، هیات عراقی شرکت کننده در نمایشگاه جمعی از فرهیختگان و هنرمندان و شاعران مطرح عراق را در خود جای داده است. شاعران و نویسندگان و منتقدان فقید عراقی مثل محمد مهدی الجواهری شاعر بزرگ عرب و بدر شاکر السیاب شاعر نوگرای عرب و علی جواد الطاهر ناقد سرشناس مورد تقدیر قرار خواهند گرفت. علی جواد الطاهر چند سالی استاد دانشگاه های سعودی بود. این برنامه پربار نمایشگاه جنبه هنر را هم در برمی گیرد. نصیر شمه و سعدون جابر مورد تقدیر قرار می گیرند و سخنرانی های گوناگون درباره آثار عراق انجام می شود.. بنابراین یک پکیج کامل درباره عراق خواهد بود و به این مناسبت جا دارد از برگزار کنندگان و مسئولان سعودی به خاطر تلاش گسترده برای تنظیم برنامه های عراق در نمایشگاه تشکر کنیم.

 

فرهنگ و آثار تاریخی چطور می تواند آب رفته را به جوی بازگرداند؟

حقیقت این است که حتی در سال هایی که متاسفانه روابط دو کشور بر اثر شرایط سیاسی تیره و تار شد پیوندهای فرهنگی پا برجا ماندند. مناسبات فرهنگی در آن سال ها قطع نشد. فرهیختگان عراقی و اساتید دانشگاه دو کشور با هم ارتباط داشتند چون بخش اندیشه و نقد و فلسفه و ترجمه و زبان شناسی همواره پویا است و دچار جمود نمی شود. پژوهشگری که در سعودی کار می کند به دنبال نشر آثارش در تمام کشورهای عربی از جمله در عراق است. پژوهشگری که در عراق کار می کند دوست دارد تولیدات فرهنگی و تاریخی اش به دست مخاطبان در سعودی و کشورهای عربی دیگر برسد چون فرهنگ بدون مرز است و با وجود تیرگی روابط احیانا بین کشورها اما فرهنگ تحت تاثیر شرایط سیاسی قرار نمی گیرد.

با این حساب مسئولیت حوزه فرهنگ و فرهیختگان سنگین تر است؟

بله. فرهنگ اینک مسئولیت سنگینی دارد به خصوص که شرایط مناسبی برای احیای پیوندهای اصلی فرهنگی در سعودی و عراق ایجاد شده است. حالا روابط کم رونق در بخش فرهنگ تاثیر منفی می گذارد اما دوره کنونی مرحله رونق و شکوفایی است چون مراکز تصمیم گیری سیاسی شجاعت به خرج می دهند و بستر ساز آغاز مناسبات نوین در حوزه های گوناگون و فراموش کردن گذشته هستند. ما شورای هماهنگی بین سعودی و عراق را داریم که خود این نهاد قالبی برای همکاری های گوناگون از جمله حوزه فرهنگ ایجاد می کند. چندین تفاهم نامه فرهنگی بین دو کشور امضا شده و در آینده شاهد تحکیم پیوندهای فرهنگی خواهیم بود که برای مردم دو کشور نوید بخش است.

سفرهای متقابل بین مسئولان دو کشور داشتیم. شما به سعودی رفتید و شاهزاده بدر بن عبد الله بن فرحان وزیر فرهنگ سعودی به عراق سفر کرد. همکاری فرهنگی دو جانبه را چگونه ارزیابی می کنید؟ و چشم انداز این همکاری چگونه است؟

شاهزاده بدر بن عبد الله بن فرحان وزیر فرهنگ سعودی چندی پیش به عراق سفر و از اماکن فرهنگی عراق دیدن کرد. او از خیابان المتنبی بازدید کرد که مورد توجه وی قرار گرفت. این خیابان «نگین» فرهنگ عراق است. بنده و شاهزاده بدر بن عبد الله بن فرحان در ویدئو کنفرانس «زوم» جلسه داشتیم و در فضای دوستانه برای حضور عراق در این نمایشگاه برنامه ریزی کردیم و چند طرح مطرح شد از جمله اینکه هفته های هنر و فرهنگ در بغداد و ریاض برگزار کنیم. وزیر فرهنگ سعودی از این برنامه ها استقبال کرد یعنی به عبارت دیگر پایه های اصلی را گذاشتیم و چرخ شروع به حرکت کرده و نیازی نیست به عقب برگردیم.

وزارت فرهنگ و گردشگری و آثار تاریخی عراق تمایل بسیاری برای احیای مناسبات با کشورهای عربی دارد چه برسد به سعودی که پیوندهای مشترک تاریخی با این کشور داریم.

و نمایشگاه کتاب؟

تنظیم کنندگان نمایشگاه کتاب ریاض و به ویژه شاهزاده بدر توجه ویژه ای به غرفه عراق و برنامه های عراق داشتند تا بتوانند برای مشارکت فرهنگی عراق در نمایشگاه ریاض برنامه ریزی کنند و ما هم به عنوان مهمان افتخاری از شرکت در نمایشگاه استفاده می کنیم. برنامه های متنوعی از جمله موسیقی و سخنرانی داریم. مهارت و دقت در تنظیم این رویداد و تشویق برای گنجاندن برنامه های بیشتر قابل ملاحظه است. وزارت فرهنگ سعودی از حضور عراق در نمایشگاه بین المللی کتاب ریاض استقبال کرد که این مایه سرور و خوش بینی به آینده روابط دو جانبه است.

 

برنامه های فرهنگی و ادبی و هنری عراقی دیگری در سعودی در دست اجرا است؟ چه برنامه های مشترکی در آینده دارید؟

شورای هماهنگی عراق و سعودی یک اقدام و همکاری مشترک تنظیم کرده است. دو کشور برای ثبت «درب زبیده» جاده قدیمی حج در یونسکو تلاش می کنند. با توجه به پیوندهای جغرافیایی و فرهنگی بین دو کشور پیوندهای تاریخی فراوانی داریم و به همین دلیل طرح تنظیم چند پروژه هنری را داریم. ضمنا توافق اولیه ای برای برگزاری هفته های فرهنگ و هنر در بغداد و ریاض انجام شده است.

 

چند مرکز نشر و چند عنوان کتاب عراقی در نمایشگاه کتاب ریاض شرکت می کنند؟

۲۰ مرکز نشر عراقی در نمایشگاه بین المللی کتاب ریاض هستند که در این میان مراکز نشر دولتی وزارت فرهنگ و گردشگری و آثار باستانی یعنی مرکز نشر امور کل فرهنگی حضور دارند. مرکز ترجمه المامون و انتشاراتی فرهنگی کودکان و مرکز نشر کردی که کارکرد ارتباطی بین فرهنگ کردی و فرهنگ عربی ایفا می کند هم در نمایشگاه شرکت می کنند. به اینها باید انتشارات وابسته به سازمان کل میراث فرهنگی و آثار باستانی را هم افزود که شامل کتاب و مجله های گوناگون مثل مجله پرآوازه «سومر» و غیره می شود. در کل نزدیک ۵۰۰ عنوان کتاب عراقی در نمایشگاه بین المللی کتاب ریاض حضور دارند.

آثار تاریخی عراق

شما برای دریافت کتیبه تاریخی گیلگمش از جمله آثار باستانی نفیس عراق که به خارج کشور منتقل شده بود به واشنگتن رفتید. آماری درباره آثار تاریخی عراقی دزدیده شده دارید که کجا هستند؟

تعداد بی شماری از آثار تاریخی عراق دزدیده شده است. به جز آثار دزدیده شده از موزه عراق که ثبت شده اند اشیای تاریخی دیگری هم به سرقت رفته و ما آمار و اسنادشان را داریم و این موضوع را پیگیری می کنیم. برخی از این اشیا را پس گرفتیم و برای استرداد بقیه آثار تلاش می کنیم و سازمان کل آثار تاریخی و میراث فرهنگی و وزارت خارجه عراق از طریق روابط و رایزنی و سفارتخانه های عراق در خارج همکاری می کنند. کشورهای دوست عراق هم از انتقال غیر قانونی آثار تاریخی عراق جلوگیری می کنند و قاچاق و داد و ستد قطعات عراقی را جرم می شمارند.

بقیه آثار تاریخی هم به دلیل کاوش و حفاری های فله ای و بی حساب و کتاب در عراق دزدیده شده اند. عراق کشور وسیعی است و تمدن های متنوعی در طول تاریخ در این کشور بوده اند. هر کجا بروید و حفاری انجام بدهید آثار آشوری ها و بابل و سومر و اکد و کیش و غیره از دل خاک بیرون می آید. عراق گنجینه ای از آثار تاریخی است و کنترل و تنظیم کاوش و حفاری باستان شناسی کار آسانی نیست و پلیس اماکن تاریخی و حتی فناوری های نوین از پس آن برنمی آید. قاچاقچیان و باندهای سرقت آثار تاریخی عراق فراوان هستند که البته حالا سرقت این قطعات قدری کم تر شده و به اندازه ۲۰۰۳ نیست چون کنترل و نظارت افزایش یافته است.

چه تلاش هایی در سطح منطقه برای حفاظت از آثار تاریخی کل خاورمیانه انجام می شود؟

اول از عراق شروع کنیم که آگاهی مردم درباره آثار تاریخی و پس گرفتن اشیای به سرقت رفته افزایش یافته است و خیلی از افرادی که اشیای باستانی و تاریخی را دزدیده اند یا به دستشان رسیده برای پس دادن آنها داوطلبانه به وزارت فرهنگ و آثار باستانی مراجعه می کنند. این آگاهی باید در کشورهای همسایه هم افزایش پیدا کند چون کشورهای همسایه عراق مراکز انتقال غیر قانونی آثار باستانی عراق هستند و از آنجا به آمریکا و اروپا فرستاده می شود. پس اگر قاچاق قطعات تاریخی از عراق انجام نشود از کشورهای همسایه عراق ارسال می شود. خواهش ما از کشورهای دوست و همسایه عراق که مراقب آثار تاریخی هستند این است که از قاچاق این قطعات جلوگیری کنند و با وضع قوانین تجارت و قاچاق آثار تاریخی را جرم معرفی کنند چون حفاظت از میراث و آثار تاریخی خاورمیانه شامل حال فقط عراق نمی شود بلکه تمام کشورها مثل سعودی و سوریه و ترکیه و ایران آثار باستانی عظیمی دارند و به مصلحت همه است که این آثار مورد حمایت قرار بگیرد و با صدور قوانینی از قاچاق و دزیدن آنها جلوگیری شود.

گردشگری تاریخی و فرهنگی در عراق کی برای گردشگران جهان پا می گیرد؟

گردشگری تاریخی و فرهنگی در عراق هیچگاه رونق نداشته و باید به این حقیقت اذعان کرد! رژیم های استبدادی در عراق قبل از ۲۰۰۳ در کل روی خوش به گردشگری نشان نمی دادند چون به گردشگران و تمام زائران به دیده شک و تردید نگاه می کردند. بنابراین گردشگری فرهنگی و تاریخی در عراق قبل از ۲۰۰۳ وجود نداشت و تنها به باستان شناسان و کاوشگران و گروه های حفاری خارجی محدود می شد که از قبل در این باره با حکومت توافق می کردند.

 

عراق پس از دوره تحول و باز شدن فضا با چالش های امنیتی و حملات تروریستی گسترده مواجه شد که فضای ناامنی برای گردشگران در کل و نه فقط گردشگری تاریخی و فرهنگی به وجود آورد. اما حالا که دستاوردهای عظیمی در زمینه ریشه کن کردن تروریسم داشتیم و فضای نسبتا امنی ایجاد شده تلاش و اقدامات و برنامه های فراوانی برای رونق دادن به گردشگری فرهنگی و تاریخی انجام می شود به طوری که بازدیدکنندگان به گروه های باستان شناسی و حفاری تخصصی خارجی محدود نباشد.. تشویق صورت گرفته به ویژه پس از سفر پاپ واتیکان به استان ذی قار ناصریه و بازدید او از «خانه ابراهیم» در منطقه باستانی مهم اور و حالا در حال برنامه ریزی برای احیای گردشگری تاریخی و فرهنگی در عراق هستیم به خصوص اماکنی که برای اتباع برخی ادیان مقدس هستند. ما آثار تاریخی و دیدنی در بابل و آشور داریم که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده اند. اما باید اوضاع اقتصادی اندکی بهبود پیدا کند چون بهینه سازی و احیای اماکن گردشگری نیازمند تعمیرات و برقراری زیر ساختارهای لازم برای خدمت به گردشگران و زائران است و ما در حال برنامه ریزی هستیم و به امید خدا اوضاع اقتصادی که بهبود پیدا کند حال و روز گردشگری تاریخی هم بهتر می شود.

فرهنگ

شما استاد دانشگاه و پژوهشگر و نویسنده و منتقد هستند. حوزه فرهنگ عراق را چگونه ارزیابی می کنید؟

به نظرم فرهنگ در عراق کارکرد تولیدی و تاثیر گذاری خود را از دست نداده است و معتقدم که دستاوردها و پیشینه های فرهنگی در کشورها به دلیل فروپاشی حکومت ها از بین نمی رود. بله. مشکل و شرایط دشوار و گرفتاری زیاد داریم چون کشور در ۲۰۰۳ مورد حمله قرار گرفت و اشغال شد. به اینها باید مشکلات و چالش های به جا مانده از رژیم دیکتاتوری سابق را اضافه کرد که همه اینها بی تردید زخم های فراوانی بر پیکر فرهنگ عراق به جا گذاشتند و تولیدات فرهنگی تحت تاثیر قرار گرفت. اما همیشه می گویم که حکومت ها فرومی پاشند و تمدن ها نیست و نابود می شود اما فرهنگ پابرجاست.

عراق هنوز بستر زایش جریان روشنفکری و استادان دانشگاه و طرح های فرهنگی فردی است.. طرح هایی در حوزه هنر و اندیشه.. اما به زیرساختارهای بیشتر نیاز داریم تا روشنفکران و هنرمندان بتواند به فعالیت ادامه دهند.

شما می گویید که دولت هدف تعامل با محیط پیرامونی را دنبال می کند اما این هدف چطور اجرا می شود؟

بله. مرحله کنونی فصل نوینی از ارتباط و تعامل با پیرامون و دنیا را رقم می زند. دولت عراق در شرایط کنونی به خصوص در دو سال گذشته تلاش های گسترده ای برای ارتباط و تعامل انجام داده و اسم سال جاری را سال دیپلماسی گذاشته است.

رویکرد تعاملی دولت عراق یک رویکرد جدید در خصوص مناسبات با کشورهای همسایه بوده و هدف احیای نقش عراق به عنوان بازیگر موثر منطقه است. عراق نقطه التقای حتی کشورها و گروه های درگیر در خاورمیانه است. سفرهای مصطفی الکاظمی نخست وزیر به سعودی و امارات و نشست سران عراق و اردن و مصر فضای مناسبی نه تنها برای رونق گرفتن فرهنگ عراق و پیوند دوباره بین فرهنگ عراق و دنیا ایجاد کرد بلکه حوزه های اقتصاد و اجتماعی عراق هم جان دوباره گرفتند.

حوزه فرهنگ عراق در آستانه تحول قرار دارد و هدف احیای پیوندها بین فرهنگ عراقی و فرهنگ عربی است چون فرهنگ مثل سقفی است که کشورهای عربی زیر آن جمع می شوند. عراق نقش کلیدی در شکل گیری فرهنگ عربی در صد سال گذشته داشته و حالا هم دوباره با کشورهای عربی به ویژه همسایگانش از جمله سعودی ارتباط برقرار می کند.

 



لطیفه: اجازه نمی‌دهم «ترند» بر پروژه موسیقی‌ام حاکم شود

او در کنار گذاشتن برخی ترانه‌هایی که شخصاً دوستشان دارد، تردید نمی‌کند اگر احساس کند با تصویر نهایی آلبوم هماهنگ نیستند (الشرق الأوسط)
او در کنار گذاشتن برخی ترانه‌هایی که شخصاً دوستشان دارد، تردید نمی‌کند اگر احساس کند با تصویر نهایی آلبوم هماهنگ نیستند (الشرق الأوسط)
TT

لطیفه: اجازه نمی‌دهم «ترند» بر پروژه موسیقی‌ام حاکم شود

او در کنار گذاشتن برخی ترانه‌هایی که شخصاً دوستشان دارد، تردید نمی‌کند اگر احساس کند با تصویر نهایی آلبوم هماهنگ نیستند (الشرق الأوسط)
او در کنار گذاشتن برخی ترانه‌هایی که شخصاً دوستشان دارد، تردید نمی‌کند اگر احساس کند با تصویر نهایی آلبوم هماهنگ نیستند (الشرق الأوسط)

لطیفه، خواننده تونسی، گفت انتخاب ترانه «شبهي بالمِلّي» به‌عنوان نام آلبوم جدیدش از این احساس ناشی شده است که این ترانه بیش از هر چیز به شخصیت و وضعیت انسانی و هنری او نزدیک است. او توضیح داد که با این ترانه صرفاً به‌عنوان اثری که از آن خوشش آمده برخورد نکرده، بلکه در آن فضایی از عشق، قدردانی و شادمانی از زندگی یافته است؛ احساساتی که به باور او شبیه خودش هستند و تا حد زیادی نگاه او به زندگی و آنچه را که می‌کوشد از طریق هنر خود ارائه دهد، بیان می‌کنند.
لطیفه در گفت‌وگو با «الشرق الأوسط» افزود که عنوان «شبهي بالمِلّي» همچنین بیانگر ایده‌ای است که می‌خواسته آلبوم از طریق آن با مخاطبان ارتباط برقرار کند. به باور او، شنونده در طول ترانه‌ها جنبه‌هایی از شخصیت او را خواهد یافت که از قبل می‌شناسد، اما در عین حال جزئیات و ابعاد تازه‌ای را نیز کشف خواهد کرد که در آثار قبلی او به همین شکل آشکار نشده بودند. او تأکید کرد: «عنوان هر آلبوم باید با روح کلی آن ارتباط داشته باشد و من این ویژگی را در این نام پیدا کردم.»

به باور لطیفه، کیفیت اثر همچنان مهم‌تر از محاسبات مربوط به زمان انتشار آثار دیگر هنرمندان است (الشرق الأوسط)

او توضیح داد که رابطه‌اش با زندگی، عشق و اطرافیانش به‌شکل آشکاری در حال‌وهوای کلی آلبوم بازتاب یافته است و افزود که ایده اینکه انسان تکیه‌گاه کسی باشد که دوستش دارد، او را تشویق کند و همیشه جنبه‌های زیبای وجودش را ببیند، دوست دارد.
او ادامه داد: «حتی در دشوارترین شرایط تلاش می‌کنم به دنبال امید و انرژی مثبتی بگردم که به من برای ادامه دادن کمک کند؛ و همین مسئله باعث می‌شود از نظر هنری به ترانه‌هایی گرایش داشته باشم که در عین برخورداری از احساسی روشن، موسیقی متفاوتی نیز دارند.»
لطیفه تأکید کرد انتخاب ترانه‌های «شبهي بالمِلّي» زمان زیادی برده است، به‌ویژه اینکه او با موسیقی همچون عشق زندگی‌اش، نه صرفاً یک حرفه، برخورد می‌کند. او خاطرنشان کرد که ممکن است ماه‌ها به آثار مختلف گوش دهد، میان آنها انتخاب کند و برخی جزئیات را تغییر دهد، زیرا فقط به دنبال یک ترانه خوب نیست، بلکه به دنبال ترانه‌ای است که احساس کند مشخصاً برای او مناسب است و بتواند از طریق آن چیزی تازه به تجربه هنری خود بیفزاید.

لطیفه همکاری با نسل‌های مختلف سازندگان موسیقی را ضرورتی برای ادامه فعالیت و پیشرفت می‌داند (الشرق الأوسط)

او اشاره کرد که «مراقب بود در آلبوم تنوع ایجاد شود؛ چه از نظر موضوعات، چه ملودی‌ها و چه تنظیم‌ها، اما در عین حال نمی‌خواستم این تنوع به نوعی پراکندگی تبدیل شود.»
لطیفه توضیح داد: «یک نخ واحد همه ترانه‌ها را به هم پیوند می‌دهد و آن، احساس شخصی من و شیوه بیان من است. همین پیوند است که در نهایت باعث می‌شود اثر، با وجود تفاوت شکل‌های موسیقایی آن، هویتی واحد داشته باشد.»
لطیفه درباره همکاری خود با نسل‌های مختلف فعالان عرصه موسیقی نیز سخن گفت و آن را «ضرورتی برای هر هنرمندی که می‌خواهد به فعالیت و پیشرفت ادامه دهد» دانست؛ حتی اگر سابقه‌ای طولانی و پربار داشته باشد. به گفته او، هنرمند نباید به تجربه‌های قبلی خود محدود شود یا خود را به همکاری با همان نام‌ها و پرداختن به همان ایده‌ها محدود کند.
او خاطرنشان کرد که اگر احساس کند برخی ترانه‌هایی که شخصاً دوستشان دارد با تصویر نهایی آلبوم هماهنگ نیستند، در کنار گذاشتن آنها تردید نمی‌کند. او توضیح داد که علاقه‌اش به یک ترانه لزوماً به این معنا نیست که آن ترانه برای انتشار در همان مقطع زمانی مناسب است.

لطیفه همکاری با نسل‌های مختلف سازندگان موسیقی را ضرورتی برای ادامه فعالیت و پیشرفت می‌داند (الشرق الأوسط)

او تأکید کرد که ممکن است انتشار برخی آثار به پروژه‌ای دیگر موکول شود، در حالی که آثار دیگری را نگه می‌دارد تا زمان مناسب آنها فرا برسد؛ زیرا هدف اصلی او ارائه آلبومی منسجم است، نه صرفاً مجموعه‌ای از ترانه‌ها.
او توضیح داد که شیوه انتشار «شبهي بالمِلّي» تحت تأثیر تغییر بزرگی قرار گرفته که در عادت‌های گوش دادن به موسیقی رخ داده است. در گذشته، مخاطب منتظر می‌ماند تا آلبوم به‌طور کامل منتشر شود و آن را از ابتدا تا انتها گوش دهد، اما اکنون بیشتر تمایل دارد برای هر ترانه زمان خاص خودش را اختصاص دهد. با این حال، لطیفه تأکید کرد که همچنان به ایده آلبوم کامل پایبند است و گفت: «انتشار مرحله‌ای ترانه‌ها به معنای کنار گذاشتن وحدت پروژه نیست؛ پروژه در نهایت شامل ۱۳ ترانه است.»
لطیفه تأکید کرد که واکنش مخاطبان به ترانه‌ها را دنبال می‌کند و از بازخوردهایی که دریافت می‌کند خوشحال می‌شود، اما اجازه نمی‌دهد شبکه‌های اجتماعی یا شاخص‌های «ترند» تصمیم‌گیرنده هنری باشند. او توضیح داد که «(شبکه‌های اجتماعی) به ابزاری مهم برای نزدیک‌تر کردن فاصله میان او و مخاطبانش تبدیل شده‌اند و او از شناخت ترانه‌هایی که بر مردم تأثیر می‌گذارند بهره می‌گیرد، اما در نهایت به دیدگاه و باور هنری خود تکیه می‌کند؛ زیرا تبدیل کردن (ترند) به معیار کار موسیقایی می‌تواند به هنرمند آسیب بزند و او را به تکرار سوق دهد.»
این خواننده تونسی گفت مفهوم رقابت برای او به زیر نظر گرفتن آنچه دیگر هنرمندان ارائه می‌کنند یا تلاش برای پاسخ دادن به موفقیت آنها ارتباطی ندارد، بلکه به این معناست که هر هنرمند بهترین چیزی را که در توان دارد ارائه کند. او افزود که روز خود را با این فکر آغاز نمی‌کند که هنرمندی ترانه‌ای منتشر کرده و بنابراین او نیز باید اثری مشابه ارائه دهد؛ زیرا پروژه، مخاطبان و دیدگاه خاص خود را دارد.

انتشار آثاری که با زیاد الرحبانی ضبط کرده‌ام فقط به انتخاب زمان انتشار مربوط نیست... و احساس من نسبت به این پروژه پس از درگذشت او تغییر کرده است

لطیفه

او تأکید کرد: «کیفیت اثر همچنان مهم‌تر از محاسبات مربوط به زمان انتشار آثار دیگر هنرمندان است، هرچند کاملاً از ماهیت فصل و تحرکات بازار آگاه هستم.» او معتقد است «وجود آثار موسیقایی متعدد و خوب در یک فصل، در نهایت اتفاقی مثبت است و به سود مخاطبان تمام می‌شود.»
لطیفه درباره پروژه موسیقایی خود با آهنگساز فقید، زیاد الرحبانی، نیز سخن گفت و تأکید کرد که با آن به‌عنوان یک آلبوم معمولی برخورد نمی‌کند، بلکه آن را یک وضعیت هنری و انسانی با ارزش ویژه در کارنامه خود می‌داند. او توضیح داد: «این اثر پس از آنکه آن را همراه با الرحبانی در فرانسه و پیش از درگذشتش ضبط کردم، اهمیت بیشتری پیدا کرد. هر ترانه با یک خاطره، یک موقعیت، صدا و حضور او پیوند خورده است و همین باعث شده برخورد با این پروژه کاملاً متفاوت باشد.»
او افزود: «انتشار آثاری که با زیاد الرحبانی ضبط کرده‌ام فقط به انتخاب یک زمان مربوط نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از جزئیات تولیدی، هنری و حقوقی بر آن حاکم است که ابتدا باید به پایان برسند.» او توضیح داد که احساسش نسبت به این پروژه پس از درگذشت الرحبانی تغییر کرده است؛ زیرا هر ترانه اکنون معنایی افزوده و پیوندی انسانی و ویژه پیدا کرده است. از همین رو می‌خواهد این آثار به شکلی به مخاطبان ارائه شوند که شایسته جایگاه هنری و انسانی زیاد الرحبانی باشد.


کاظم فیّاض: سینمای عرب با بحران واقعی روبه‌روست… و به محیطی باثبات نیاز دارد

نمایی از «پرونده شماره صفر» (کوزموس کریِیتورز)
نمایی از «پرونده شماره صفر» (کوزموس کریِیتورز)
TT

کاظم فیّاض: سینمای عرب با بحران واقعی روبه‌روست… و به محیطی باثبات نیاز دارد

نمایی از «پرونده شماره صفر» (کوزموس کریِیتورز)
نمایی از «پرونده شماره صفر» (کوزموس کریِیتورز)

کاظم فیّاض، کارگردان لبنانی، این روزها دومین فیلم بلند داستانی خود را با عنوان «پرونده شماره صفر» به پایان می‌رساند. این فیلم درامی روان‌شناختی درباره یک وکیل، تیم او و صاحبان پرونده‌های جنایی مختلف است. هر یک از آنها آنچه را انجام داده‌اند روایت می‌کنند. پیشینه‌ها متعدد است، پرونده‌ها متنوع‌اند، شخصیت‌ها عجیب‌وغریب‌اند و انبوهی از بحث و گفت‌وگو در جریان است؛ همه اینها درون دفتری کوچک رخ می‌دهد که هر از گاهی صدای ضربه‌هایی در آن به گوش می‌رسد؛ ضربه‌هایی که حاضران آنها را می‌شنوند اما منشأشان را نمی‌دانند. تا اینکه وکیل درمی‌یابد میان وهم و واقعیت، و میان گذشته و حال گرفتار شده است.
فیّاض در حال کار روی نسخه نهایی فیلم است (این منتقد نسخه صفر را دیده است) و گفت‌وگوی زیر تصویری از این کارگردان نویدبخش ارائه می‌دهد؛ کارگردانی که نخستین فیلمش، «یوسف»، جایزه مهمی را در جشنواره «آسیا ورلد فیلم» در لس‌آنجلس به دست آورد.

کاظم فیّاض (کوزموس کریِیتورز)

*در چه مقطعی از زندگی تصمیم گرفتی فیلمساز شوی؟

ـ سفر من از سال ۲۰۱۲ آغاز شد. آن زمان علوم سیاسی می‌خواندم که خواهرم آمد و به من گفت در یک دوره آموزش عکاسی با استفاده از دوربین‌های DSLR کانن ثبت‌نام کرده است. بعد به من گفت: «نظرت چیست که بیایی و با من ثبت‌نام کنی؟» من هم قبول کردم. آن زمان هیچ چیز درباره این دنیا نمی‌دانستم. به دوره رفتم، برای نخستین بار دوربین را در دست گرفتم و اولین عکس خود را با یک دوربین حرفه‌ای گرفتم. به عکسی که گرفته بودم نگاه کردم؛ عکسی کاملاً معمولی بود، فقط چند نفر درون کارگاه آموزشی. اما احساس کردم این تصویر حرف می‌زند. همان لحظه برای نخستین بار احساس کردم می‌توانم بدون گفتن حتی یک کلمه حرف بزنم و فقط از طریق یک تصویر، چیزی را بیان کنم.

کاظم فیّاض هنگام فیلمبرداری (کوزموس کریِیتورز)

* آیا انگیزه، یا یکی از انگیزه‌ها، فرار از یک وضعیت اجتماعی یا شخصی بود یا نیاز به بیان خود از طریق تصویر؟

ـ سینما برای من فرار نیست، بلکه برعکس، مواجهه واقعی است. وقتی فیلمی می‌بینید، رنگ‌ها، رویدادها و گفت‌وگوها را می‌بینید، موسیقی را می‌شنوید، نماها، شیوه ساخت قاب و ترکیب‌بندی بصری را مشاهده می‌کنید. هیچ هنر دیگری نمی‌تواند همه این عناصر را به همین شکل بیان کند. من معتقدم سینما والاترین و کامل‌ترین وسیله بیان است، زیرا می‌تواند حالات و اندیشه‌های مختلف را در خود جای دهد. سینما راهی است که از طریق آن می‌توانم افکارم را شکل دهم و آنها را از ذهنم بیرون بیاورم و به جهان عرضه کنم.

*نخستین فیلم بلند داستانی شما، «یوسف»، به‌طور کلی از نظر منتقدان چگونه مورد استقبال قرار گرفت؟ و از آن تجربه چه آموختید؟

ـ صادقانه بگویم، تجربه «یوسف» از نظر نقد آن‌طور که امیدوار بودم غنی نبود، زیرا فیلم پوششی را که احساس می‌کردم شایسته آن است دریافت نکرد. افرادی که فیلم را دیده بودند دیدگاه‌های متفاوتی داشتند، اما منتقدان و رسانه‌های زیادی درباره آن صحبت نکردند و فکر می‌کنم دلیلش به مسائلی مربوط می‌شد که به بازاریابی و تبلیغات ارتباط داشت. با این حال، فکر می‌کنم از این تجربه بسیار آموختم و امیدوارم در این تجربه جدید پخته‌تر باشم؛ نه فقط از نظر هنری، بلکه در زمینه ارائه و بازاریابی فیلم نیز.

بازیگر، عزه زعرور، در «پرونده شماره صفر» (کوزموس کریِیتورز)

*پس برویم سراغ فیلم جدیدتان، «پرونده شماره صفر». ایده آن چگونه به ذهن‌تان رسید و چگونه آن را اجرا کردید؟

ـ ایده «پرونده شماره صفر» در اصل زمانی شکل گرفت که روی یک سریال برای «یوتیوب» کار می‌کردیم. ایده درباره دفتر وکالتی بود که پرونده‌های افرادی با مشکلات مختلف را می‌پذیرفت، اما نکته طنز ماجرا این بود که همیشه حق با طرف مقابل بود. من و ایدی شعب نقش دو وکیل را بازی می‌کردیم و این افراد را می‌پذیرفتیم و با شیوه‌ای طنزآمیز با اشتباهاتشان مواجه می‌کردیم. پرونده‌ها نیز ماهیتی اجتماعی داشتند. برای مثال، شخصی بود که چون پوست تیره‌ای داشت، بدنش را سفید کرده بود تا از تمسخر مردم در امان بماند. یا دختری که می‌خواست از مارک زاکربرگ شکایت کند، چون تعداد «لایک»های کافی دریافت نمی‌کرد.
وقتی فیلمبرداری این کار را به پایان رساندم، احساس کردم اصلاً شبیه من نیست. تنها نشستم و ناگهان ایده یک‌باره به ذهنم رسید. انگار یک «Download» در ذهنم انجام شد. کامپیوترم را باز کردم و ظرف فقط سه روز، کل فیلم را نوشتم. وقتی شروع به فکر کردن درباره پروژه کردم، فقط به‌عنوان کارگردان به آن فکر نمی‌کردم، بلکه خودم را تهیه‌کننده هم می‌دیدم. به نظرم بی‌توجهی به جنبه تولید یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی است که بسیاری از کارگردانان جوان با آن مواجه‌اند؛ آنها به تولید اهمیت هم‌سنگی نمی‌دهند.

«سینما برای من فرار نیست، بلکه برعکس، مواجهه واقعی است.»

کاظم فیّاض

*درباره وضعیت سینمای مستقل عرب در شرایط کنونی چه نظری داری؟

ـ در حقیقت، ترجیح می‌دهم سؤال این باشد که به‌طور کلی چه نگاهی به سینمای عرب داری، نه فقط به سینمای مستقل عرب. چون سؤال برای من از اساس آغاز می‌شود: آیا اصلاً صنعت سینمای عربِ کاملی داریم که بتوانیم درباره سینمای مستقل صحبت کنیم؟ سینمای مستقل ابتدا به وجود یک سینما نیاز دارد و خود سینمای عرب همچنان باید یک صنعت واقعی را بنا کند.
فکر می‌کنم در آموزش سینمایی کمبود داریم و زیرساخت‌هایی که به این صنعت اجازه دهند به شکل طبیعی رشد کند نیز کافی نیستند. علاوه بر این، ما در منطقه‌ای زندگی می‌کنیم که از جنگ‌ها و درگیری‌های سیاسی، فرقه‌ای و اجتماعی رنج می‌برد و همه این مسائل مانعی بر سر راه پیشرفت سینما هستند؛ چه سینمای مستقل و چه سینمای غیرمستقل.
من نمی‌گویم سینما یک امر تجملی است؛ به‌هیچ‌وجه چنین نیست. اما هر صنعت سینمایی برای رشد به محیطی باثبات نیاز دارد. در کشورهای باثبات، تولیدات بیشتری می‌بینیم، زیرا شرایط چنین امکانی را فراهم می‌کند. اما اینجا ممکن است در حال فیلمبرداری باشید و ناگهان با رویدادی مواجه شوید که همه چیز را متوقف کند، یا ببینید موضوعاتی وجود دارند که نمی‌توانید درباره آنها صحبت کنید، یا با محدودیت‌های مختلفی روبه‌رو شوید که مانع ارائه آن چیزی شوند که می‌خواهید.


نویسندگان و فیلسوفان جهان چگونه به کتابخانه‌های خود می‌نگریستند؟

نویسندگان و فیلسوفان جهان چگونه به کتابخانه‌های خود می‌نگریستند؟
TT

نویسندگان و فیلسوفان جهان چگونه به کتابخانه‌های خود می‌نگریستند؟

نویسندگان و فیلسوفان جهان چگونه به کتابخانه‌های خود می‌نگریستند؟

کتاب‌ها و آثاری که نویسندگان و آفرینندگان از دورترین روزگاران تا امروز، عصاره اندیشه‌ها و چکیده شهودها و رنج‌های فکری خود را در آنها ریخته‌اند، همواره مورد ستایش میلیون‌ها خواننده بوده‌اند؛ خوانندگانی که آنها را توشه معرفتی خود، راهنمای خویش به سوی راه درست و نوری برای بیرون آمدن از تونل نادانی دانسته‌اند. ابوعثمان جاحظ شاید یکی از بزرگ‌ترین ادیبان و نویسندگانی باشد که کتاب را ستوده و از محاسن آن تمجید کرده است. او در «البیان و التبیین» کتاب را چنین توصیف می‌کند: «هم‌نشینی است که تو را نمی‌ستاید، دوستی است که فریبت نمی‌دهد، همراهی است که از تو خسته نمی‌شود و همسایه‌ای است که از تو دلگیر نمی‌شود.» شاید این توصیف جاحظ از کتاب بعدها در سخن مشهور المتنبّی بازتاب یافته باشد که می‌گوید: «عزیزترین جایگاه در دنیا زین اسب تیزروست، و بهترین همنشین در میان آدمیان کتاب است.»
نکته قابل توجه آن است که نقش کتاب‌ها در عصر جدید دیگر تنها به انتقال دانش و ابزاری برای آن محدود نمی‌شود، بلکه خود به موضوعی برای پرداخت ادبی، انگیزه‌ای برای الهام و موضوعی برای ستایش نویسندگان و مؤلفان تبدیل شده‌اند؛ نویسندگانی که از ستایش مطالعه و تشویق به خرید و گردآوری کتاب‌ها دست نکشیده‌اند و حتی به ثبت و مستندسازی شیوه‌ای پرداخته‌اند که کتابخانه‌های خانگی خود را بر اساس آن بنا کرده‌اند. از آنجا که آثار مربوط به این موضوع بیش از آن است که بتوان آنها را برشمرد، کافی است در میان آنها به کتاب «تاریخ کتابخانه‌ها» نوشته آلفرد هیسل، «کتابخانه‌ها در جهان باستان» نوشته لیونل کَسون و کتاب «کتاب‌ها در زندگی من» اثر هنری میلر اشاره کنیم.
اگر نویسنده و متفکر آرژانتینی، بورخس، که از کودکی نابینا شد، بهشت را در قالب کتابخانه‌ای عظیم و بی‌نهایت گسترده تصور می‌کرد، تب عشق او به کتاب به دستیارش آلبرتو مانگوئل نیز سرایت کرد؛ کسی که سال‌ها آثار مختلف را برای او با صدای بلند می‌خواند و سپس خود به تألیف چندین کتاب درباره آیین‌های مطالعه و نوشتن و زیبایی‌شناسی کتاب‌ها و کتابخانه‌ها پرداخت. از برجسته‌ترین آثار او می‌توان به «کتابخانه شبانه»، «تاریخ مطالعه»، «شهر کلمات» و «جنتلمن کتابخانه‌ها» اشاره کرد.
کتاب «جهان را در کتابخانه‌ام می‌گنجانم» که احمد الزناتی، نویسنده مصری، آن را گردآوری و ترجمه کرده است، شاید یکی از آثار قابل توجهی باشد که با سبکی جذاب و درهم‌آمیخته از فایده و لذت، جزئیات رابطه صمیمانه یا گاه مبهم میان نویسندگان و کتاب‌هایی را که گرد می‌آورند، ثبت و روایت می‌کند؛ ضمن آنکه شیوه مطالعه آنان و چگونگی تأسیس کتابخانه‌هایشان را نیز به تصویر می‌کشد.
از آنجا که روشن می‌شود هر یک از نویسندگانی که مؤلف به بررسی آنها پرداخته، رابطه‌ای متفاوت با کتاب‌ها و کتابخانه‌ها داشته است، ناگزیر باید درنگی ویژه بر آرتور شوپنهاور داشته باشیم؛ کسی که به کتاب‌هایی که با دقت گرد آورده بود، تنها به چشم ابزاری برای کسب دانش نمی‌نگریست، بلکه آنها را بهترین وسیله خود برای گریز از ریا و دورویی انسان‌ها می‌دانست. صاحب کتاب «جهان همچون اراده و تصور» در نامه‌ای که پس از تصمیم به سفر و دور شدن از زادگاهش برای یکی از دوستانش فرستاد، می‌نویسد: «سخت‌ترین چیزی که جدایی از آن برایم دشوار است، کتابخانه عمومی و خصوصی‌ام است. اگر آرامش کتاب‌ها نبود، مدت‌ها پیش در برابر نومیدی از این زندگی تسلیم شده بودم.»

آرتور شوپنهاور

مدح شوپنهاور از کتاب‌ها به یک مناسبت یا یک متن خاص محدود نمی‌شد. او در آغاز دست‌نوشته زندگی‌نامه خود، بی‌درنگ چنین می‌نویسد: «و چون هم‌عصرانم از میان هم‌وطنانم نتوانستند تنهایی‌ام را از میان ببرند، همنشینی کسانی را برگزیدم که شبیه من بودند؛ کسانی که مرگ آنان را در خود فرو برده بود و همچون من در جهان گشته بودند. اینک حروف خاموش آنان محبت و دوستی‌ای صادقانه‌تر از معاشرت زندگان در من برمی‌انگیزد و صفایی عمیق‌تر از آرامش صاحبان جان بر من می‌باراند.»
با آنکه در سخن شوپنهاور درباره همنشینی دلنشین با کتاب، نکته‌ای مشترک با ابوعثمان الجاحظ وجود دارد، فاصله میان این دو بسیار زیاد است؛ زیرا الجاحظ موجودی اجتماعی، متمایل به خوش‌بینی و شوخ‌طبعی و دارای نگاهی مثبت به جهان بود، در حالی که شوپنهاور درست نقطه مقابل تمام این ویژگی‌ها قرار داشت.
اما نکته مهمی که نویسنده از اشاره به آن غافل نشده، این است که شوپنهاور در انتخاب کتاب‌هایی که می‌خرید و گرد می‌آورد، کاملاً بی‌طرف نبود؛ بلکه این انتخاب بیش از آنکه صرفاً تابع معیارهای ناب ادبی و خلاقانه باشد، تحت تأثیر ذوق و سلیقه شخصی او قرار داشت. در حالی که علاقه‌اش به هم‌وطن آلمانی خود، گوته، او را واداشت تا تمامی آثار او را در چاپ‌های گوناگون گرد آورد، همچنین آثار لسینگ، امانوئل کانت و هاینریش هاینه را نیز جمع کرد، آثار برخی از نویسندگان بزرگ را کاملاً نادیده گرفت؛ نویسندگانی همچون لودویگ و هوفمان و کلایست، و نیز هولدرلین را که مارتین هایدگر او را تجسم عملی هستی‌شناسی هستی می‌دانست.
با این حال، افراط شوپنهاور در ستایش کتاب‌ها و کتابخانه‌ها مانع از آن نشد که درباره زیاده‌روی در مطالعه هشدار دهد. او معتقد بود ذهن بر اثر مطالعه بسیار، همان‌گونه که معده بر اثر پرخوری خفه می‌شود، دچار خفگی می‌شود. به باور او، برخی کسانی که در سیلاب کتاب‌ها غرق شده‌اند، به برده آنچه سطرهای دیگران به آنان دیکته می‌کند تبدیل شده‌اند و ذهنشان زیر بار اندیشه‌های دیگران سنگین شده است.
نویسنده بریتانیایی، هنری ویتلی، بر انتخاب‌گری در شکل دادن به کتابخانه‌ها و پرهیز از انباشتن تصادفی محتویات آنها تأکید کرده است. او در عین حال اشاره می‌کند که کتابخانه امپراتور آلمانی، مارکوس سیوروس، تنها به چهار مجلد محدود می‌شد که آثار افلاطون، پلینیوس، پلوتارک و بطلمیوس را دربرمی‌گرفت. ویتلی معتقد بود انتخاب‌گری مهم‌ترین رمز شکل‌گیری کتابخانه‌هاست و کتابخانه آرمانی تنها از رهگذر گرایش صاحبش به انتخاب‌گری می‌تواند بازتاب‌دهنده ذهن و روح او باشد.
منتقد آلمانی، والتر بنیامین، نیز از اصل افراط در خرید و گردآوری کتاب دفاع می‌کند؛ حتی اگر این کار صرفاً از سر لذت انجام شود یا برای احتیاط در برابر نیازهای احتمالی آینده به دانش. نویسنده کانادایی، رابرتسون دیویس، در حالی که بر ضرورت تمایز میان گردآوری کتاب برای فخرفروشی و گردآوری آن برای کسب دانش تأکید می‌کند، بی‌پرده اعتراف می‌کند که نتوانسته در برابر وسوسه کتاب‌ها مقاومت کند و هرآنچه را لازم یا غیرلازم بوده خریده است، بی‌آنکه هیچ قصدی برای متوقف کردن سیل عظیم کتاب‌هایی داشته باشد که بی‌وقفه به سوی کتابخانه‌اش روان بوده‌اند.
رابرتسون برای تأیید سخن خود با شاهد، از قول نویسنده فرانسوی، آناتول فرانس، نقل می‌کند که در پاسخ به کسی که از او پرسیده بود آیا تمام کتاب‌های موجود در کتابخانه‌اش را خوانده است، گفته بود: «حتی یک‌دهم آنها را هم نخوانده‌ام، آقا؛ مگر شما هر روز از سرویس چینی غذاخوری‌تان استفاده می‌کنید؟»
در مقابل، نویسنده بریتانیایی، رودیارد کیپلینگ، بر این نکته تأکید می‌کرد که صرف مطالعه به‌خودی‌خود دلیل قطعی بر نیک‌سرشتی یا بدسرشتی خواننده نیست، بلکه مسئله به انتخاب درست کتاب‌هایی بستگی دارد که می‌خواند. اگر کسی با ذهنی بیدار و اندیشه‌ای زنده به مطالعه روی آورد، ممکن است، هرچند در حدودی معین، وارث بزرگان و از طریق رشته‌ای نامرئی با آنان پیوسته باشد. از نگاه این نویسنده برنده جایزه نوبل ادبیات، انسان زیرک کسی است که الگوهای والای جهان کتاب را می‌شناسد؛ زیرا تنها همین الگوها هستند که به او در فهم معنای جهان یاری می‌رسانند.

رودیارد کیپلینگ

کتابخانه‌ها در عصر جدید دیگر تنها ناقل دانش و ابزاری برای انتقال آن نیستند، بلکه خود به موضوعی برای پرداخت ادبی تبدیل شده‌اند.
نویسنده آلمانی، هرمان هسه، چندان از دیدگاهی که شوپنهاور درباره مطالعه ترسیم کرده بود فاصله ندارد. او معتقد است انسان نباید در پی مطالعه بدود، همان‌گونه که جوینده عنوان و مقام در پی رتبه استادی می‌دود، یا همانند بیماری ساده‌لوح که وارد داروخانه می‌شود و برای یافتن دارویی مؤثر، هر دارو و ترکیبی را که در آنجا هست سر می‌کشد. حتی ناچاریم از این دیدگاه هسه شگفت‌زده شویم که انسان‌های عصر او در مطالعه زیاده‌روی می‌کنند و بیش از اندازه‌ای که باید به آن توجه نشان می‌دهند؛ یا از سخن او که زیاده‌روی در مطالعه نه تنها به ادبیات ارج نمی‌نهد، بلکه به آن آسیب می‌رساند.
با این حال، این شگفتی ما به‌سرعت شکل دیگری به خود می‌گیرد، هنگامی که ابیات صاحب «سیذارتا» را می‌خوانیم که در آنها با لحنی تأثیرگذار با خواننده سخن می‌گوید:

همه کتاب‌های جهان تو را خوشبخت نخواهند کرد،
اما راز بازگشت به خویشتن را به تو خواهند آموخت.

خویشتن تو ظرف همه آن چیزی است که به آن نیاز داری،
خویشتن تو ظرف خورشید و ستارگان و ماه است،

و نوری که در پی آنی، در میان سینه تو سکونت دارد،
و حکمتی که آن را در قفسه‌های کتابخانه‌ها می‌جویی،

نور خود را از لابه‌لای هر صفحه می‌تاباند،
زیرا آن نور، خود توست.