عبد ربه: «حماس» متحدان خود را غافلگیر کرد و از حجم نفوذ در 7 اکتبر شگفت‌زده شد

دفترهای سفر فلسطین را با مذاکرات پیچیده و روابط دشوار خود می‌گشاید (1)

TT

عبد ربه: «حماس» متحدان خود را غافلگیر کرد و از حجم نفوذ در 7 اکتبر شگفت‌زده شد

عرفات و در سمت چپ او، یاسر عبد ربه، در سال ۱۹۹۳ (گتی ایمجز)
عرفات و در سمت چپ او، یاسر عبد ربه، در سال ۱۹۹۳ (گتی ایمجز)

از عبد ربه پرسیدم که آیا مردم فلسطین در حال حاضر به سوی یک کشور مستقل می‌روند یا به سوی نکبه دوم، او پاسخ داد:« ما در میان یک نکبه بی‌سابقه فلسطینی هستیم و شاید این نکبه از نظر ابعاد فاجعه‌ای که در آن رخ داده، برای مردم فلسطین بسیار فراتر از نکبه اول باشد. در نکبه اول خیزش ملی فلسطین متلاشی شد و حتی با تصمیم جهان عرب و اتحاد رسمی تعدادی از کشورهای عربی با یکدیگر به نام حفظ حقوق مردم فلسطین در سرزمین و سرزمینشان جایگزین شد.

یک فاجعه جدید ... و یک شرایط متفاوت

در این نکبه خیزش ملی فلسطین با وجود همه کمبود‌ها و کاستی‌هایش که با وقایع فاجعه غزه و « طوفان الاقصی» نیز آشکار شد، بدون توجه به نتایج نظامی روی زمین، قابل حذف یا جایگزینی نیست. مقایسه بین ددمنشی و وحشیگری اشغالگری اسرائیل نیست. فناوری کشتار و تخریب در حال حاضر بسیار فراتر است از آنچه در سال 1948 در دسترس بود، اما هدف یکسان است. در سال 1948 معادل 500 روستا، شهرک و شهر فلسطینی محو و طرحی برای آوارگی دسته جمعی اجرا شد که ظلم و ستمی کمتر از ظلم امروزی نداشت.اما اکنون، فلسطینی نسبت به آن زمان حافظه تیزتری دارد. شاید در سال 1948 باور نمی‌کردیم که کاملاً از وطن خود رانده شویم. امروز فلسطینیان کوچک و بزرگ می‌ترسند که بار دیگر از سرزمین خود بیرون رانده شوند و این خطر را امری واقعی و ملموس می‌دانند و از این رو تا پای جان از خود دفاع می‌کنند و فریاد درد نه فریاد ناامیدی بلند می‌شود، با تمام ویرانی‌هایی که در نوار غزه از دورترین نقطه از شمال تا جنوب رخ داده است.فلسطینی زیر آوار امروز می‌گوید: وطنم را ترک نمی‌کنم. اینها شعار نیست، بلکه بیانگر آگاهی است که فلسطینیان در بیش از هفتاد سال انباشته کرده‌اند. من معتقدم که نقش شخصی فلسطینی‌ها در این لحظه تأثیر بسزایی در جهت‌گیری امور و رویدادها دارد.جهان امروز قطعاً نسبت به اسرائیل تعصب ندارد. در کشورهای غربی محافل سیاسی‌اند که با اسرائیل همراهی می‌کنند، اما «با تردید»، و گاهی به جرأت می‌گویم: «با شرم»، در حالی که در سال 1948 ما شاهد تظاهرات میلیون‌ها نفر در پایتخت‌های غربی به‌ویژه از نسل جوان نبودیم و امروز می‌بینیم.من فکر می‌کنم این احساس که کشور فلسطین راه حل است، حتی در میان کشورهایی که بیش از همه تملق‌گوی اسرائیل هستند در این فاجعه‌ای که ما از آن عبور می‌کنیم، فراگیراست. این کشورها تلاش می‌کنند تا از جنایات اسرائیل در نوار غزه روی داد و همچنان ادامه دارد بکاهند. تلاش می‌کنند چشم خود را بر اقدامات و سخنان اسرائیل ببندد. نسل اسرائیلی که نکبه اول را به وجود آورد، جرأت بیان آن را نداشت. امروز کسانی هستند که ما را « حیوانات بشری» خطاب می‌کنند، و کسانی هستند که ضرورت نابودی نوار غزه، تخلیه آن از ساکنانش، بیرون راندن آنها به ناشناخته‌ها و سکونت در نوار غزه و شهرک‌سازی در مقیاس دور یا گسترده در آن را اعلام می‌کنند.جهان امروز نیز برای قضاوت در مورد اسرائیل عجله دارد. اسرائیل از زمان پیدایش در سطحی که امروز شاهد آن هستیم، در تاریخ خود مورد محاکمه دیوان بین‌المللی دادگستری قرار نگرفته است و این یک رویداد گذرا و اضطراری با تأثیر محدود نیست. یک بار در تمام تاریخش تاکنون خطاب به اسرائیل نگفته است: شما متهم به نسل کشی هستید، هر چند این تاریخ پر از جنایات، پر از کشتارها و پر از تجاوزاتی است که علیه ملت فلسطین انجام شده است.«حماس» چه نقشی دارد؟آیا «حماس» می تواند بخشی از راه حل باشد؟ پاسخ به این سئوال برای من دشوار است، مگر اینکه «حماس» از این فرصت برای تجدید نظر در برخی از مواضع، افکار و روش‌های خود استفاده کند. من می‌گویم «بعضی»، نه «همه». من نباید انکار کنم که «حماس» یک نیروی ملی فلسطینی، یک نیروی مقاومت است و از زمان پیدایش و شرکت در انتفاضه اول، کارهای زیادی برای آرمان مردم فلسطین انجام داده است.برای اینکه «حماس» بتواند نقشی را که با آن آغاز کرده بود، احیا کند و آن را ادامه دهد، نیاز به بازنگری واقعی دارد. پس از این فاجعه‌ای که در نوار غزه روی داد و ادامه دارد و ما از چشم‌انداز کامل آن اطلاعی نداریم، نمی‌توان از آن اجتناب کرد، اما شاخص‌های آن مشخص است.

یاسر عبد ربه در مصاحبه با غسان شربل، سردبیر «الشرق الاوسط»

اینکه اسرائیل می‌خواهد غزه را از مردمش خالی کند، تا نوار غزه را خراب کند، تا این مردم دیگر نتوانند به جای اصلی خود بازگردند: بدون خانه، بدون جاده، بدون زیرساخت، بدون امکان تأمین ساده‌ترین نیازهای زندگی. این چیزی است که وجود دارد. اکنون «حماس» بدون توجه به اتهاماتی که به آن وارد می‌شود و صرف نظر از تحریم‌هایی که ممکن است از سوی این یا آن کشور غربی علیه آن اعمال شود و برخی از این تحریم‌ها دارای درجه بالایی از ریاکاری هستند، چگونه رفتار خواهد کرد؟تصور کنید که «حماس»، به عنوان مثال، به عنوان یک نیروی تروریستی طبقه‌بندی شده است، در حالی که حرکت شهرک‌سازی اسرائیل در سرزمین‌های فلسطین، که با اقدامات کشتار، سرقت زمین، تخریب خانه‌ها، تخریب محصولات کشاورزی، و تلاش برای سوزاندن همراه است. حتی برخی از روستاها و شهرها به عنوان الگویی برای اخراج همه جانبه فلسطینیان به ویژه در کرانه باختری ارائه می‌شوند!با وجود همه اینها، من می‌گویم که درها هنوز باز است و میدان برای «حماس» باز است. این اولین سابقه نیست. سوابق زیادی وجود داشت. و فلسطینی‌ها، یاسر عرفات و جنبش «فتح»، زمانی می‌گفتند که مثلاً بعد از نبرد بیروت تمام شده و ده‌ها هزار کیلومتر از سرزمین خود و در تبعید دور و دراز دور شده است، اما «فتح» توانست نقش خود را به همراه سازمان آزادیبخش فلسطین و بقیه نیروهای فلسطینی احیا کند و با قدرت بر درب حل و فصل سیاسی بکوبد. «حماس» به درجاتی از برخورد واقع‌بینانه با جهان امروز و تجربه فلسطین نیاز دارد. هر روز نیست که بتوان این تجربه تلخ و بی‌رحمانه را تکرار کرد.

دست دادن عرفات و اسحاق رابین در باغ کاخ سفید زیر نظر بیل کلینتون (AFP)

السنوار و مدل عرفات

از او پرسیدم که آیا یحیی السنوار، رهبر «حماس» در غزه، اکنون می‌تواند آنچه را که یاسر عرفات در پیمان «اسلو» در سال 1993 پذیرفته بود، بپذیرد، و پاسخ داد: «دقیقاً نمی‌دانم، یا نمی‌توانم با ذهن یحیی السنوار فکر کنم. اما جوابی که دارم و عجله می‌کنم تا اینکه بگویم این است: بله. از آنجا که تجربه تلخ درس می‌دهد و من می‌دانم، اگر شخص مورد نظر خود آن شخص باشد، دو چیز است: السنوار از نوادگان (اخوان المسلمین) نیست که از نظر ایدئولوژیکی به گونه‌ای تشکیل شده‌اند که برخورد عملگرایانه و واقع‌بینانه با تحولات وقایع را برای آنها دشوار می‌کند. او به عنوان یک جنبش اسلامی و یک جنبش مقاومت به «حماس» آمد، یعنی بعد از سال 1987 که «حماس» شروع به تشکیل و شرکت در انتفاضه اول کرد.دوم اینکه، من معتقدم که نتایج حاصل از نفوذ (شورمندانه) فلسطینیان به مرزهای نوار غزه در 7 اکتبر قابل انتظار نبود. شاید آنها می‌خواستند عملیات محدودی از جمله ربودن چند سرباز و درگیری محدود انجام دهند. نبرد محدود با اسرائیل که شامل کمی بمباران و تخریب نیز می‌شود، برای بهبود شرایط بین نوار غزه و اشغالگران اسرائیل که محاصره خفه کننده‌ای را بر نوار تحمیل می‌کند؛ بهبود شرایط زندگی، بهبود شرایط اقتصادی، بهبود شاید شرایط جغرافیایی، بندر یا فرودگاه و غیره، و بهبود شرایط برای پذیرش رهبری (حماس) توسط اسرائیل به عنوان یک عمل انجام شده در نوار غزه از منظر سیاسی. این انفجاری که به قول اسرائیلی‌ها بر اثر غفلت بی‌سابقه‌ای رخ داد، همان چیزی است که شاید السنوار را شگفت‌زده کرد، همانطور که دیگران را شگفت‌زده کرد.

اسماعیل هنیه و یحیی السنوار در دیدار با رهبران گروه‌های فلسطینی در غزه در سال 2017 (AFP)

«طوفان الاقصی» تصمیم نظامیان

اما آیا عبد ربه هنگام به راه افتادن «طوفان الاقصی» احساس کرد که این یک زمان‌بندی منطقه‌ای بود؟ او پاسخ می‌دهد: «به هیچ وجه.» من فکر نمی‌کنم که این اتفاق در آغاز و بازتاب‌هایی که بعد از آن به وجود آمد ناشی از برنامه‌ریزی ایران باشد، مثلاً آن‌طور که شایعه شده بود یا نیروهایی از اردوگاه مقاومت. من اینطور فکر نمی‌کنم. «حماس» با ایران و سایر قدرت‌ها رابطه دارد و آماده و امیدوار بود که از خارج از آن اردوگاه با دیگر قدرت‌های خلیج و جهان عرب ارتباط برقرار کند.رهبران «حماس» در خارج از کشور از چنین اتفاقی بی خبر بودند وگرنه این رویداد را با همان بهت، حیرت و به جرأت می‌گویم شوکی که افراد خارج از «حماس»، از جمله من، از آن استقبال کردند، روبه رو نمی‌شدند. آنها سعی کردند خود را جمع و جور کنند و طوری ظاهر نشوند که انگار با رهبری داخلی در تضاد هستند و با بیان اینکه این تصمیم رهبری نظامی در داخل است و رهبری نظامی مجاز است هر تصمیمی که می‌خواهدبگیرد بهانه و توجیه بیابند. و شما به عنوان یک رهبری سیاسی کجا هستید؟ این موضوع را تا امروز مسکوت نگه داشتند.من نمی‌خواهم از نقش خارجی‌ها یا خودی‌ها در «حماس» و مسئولیت خارجی‌ها و خودی‌ها در قبال این اقدام که مورد بهره‌برداری اسرائیل برای گسترش دامنه‌اش و انجام یک کارزار ویرانگر، خشن و نژادپرستانه انجامید، کم کنم. کمپینی که اکنون شاهد آن هستیم.

عکس هوایی از یک شهرک اسرائیلی در نزدیکی رام‌الله در سال 1991 (AFP)

فکر می‌کنم اسرائیل امیدوار بود که چنین شرایطی فراهم شود، شاید سخت‌تر از نتایج «طوفان الاقصی» در روز اول آن باشد، اما به سرعت خود را کنار هم کشید و می‌دانست که چگونه ضدحمله را هدایت کند و از آن اتفاق که افتاد استفاده کند.من مطمئن هستم که قدرت‌های خارجی از جمله «حزب الله» از آغاز عملیات غافلگیر شدند. واکنش‌ها و تلاش‌ها برای رد تلویحی آنچه اتفاق افتاده از همان روز اول در بیانیه‌های رهبران ایران، رهبران «حزب‌الله» و جنبش‌های مختلف رخ داد. اگر رهبری «حماس» خود آگاه نبود، این گروه‌های دیگر چگونه آگاه می‌شدند؟من فکر می‌کنم که این تصمیم توسط رهبری «حماس» در داخل غزه گرفته شده است. همانطور که گفتم (این رهبری) معتقد بود که می‌تواند یک اقدام نسبتاً محدود انجام دهد، نه در مقیاسی که رخ داد و واکنش اسرائیل نیز نسبتاً محدود خواهد بود، یعنی حداقل در مقیاس قبلی نبردهای سال‌های 2014، 2018 و قبل از آن، اما خود آنها نیز از این دستاورد غافلگیر شدند که این امر برای آنها محقق شد و پس از آنکه این اتفاق افتاد و با در اختیار داشتن سلاح‌ گرانبهای زندانیان که موجب شوک عمیق در اسرائیل بود، برای هجوم از آن بهره بردند.

آوارگان فلسطینی پس از سقوط روستای خود در سپتامبر ۱۹۴۸ به دست گروه‌های صهیونیستی به آن بازگشتند (AFP)

ضرورت تجدید تشکیلات خودگردان فلسطین

من می‌خواهم به یک نتیجه گیری کوتاه و واحد در مورد نبرد امروز غزه اشاره کنم. همه ما واقعیت منطقه را می‌دانیم و من نمی‌خواهم دوباره اظهار نظر کنم و خطابه‌ها و مطالبات غیرمنطقی که نه از محاسبات قدرت‌ها و موازنه‌های آنها و نه از وضعیت بین‌المللی ناشی می‌شود، بیان کنم. فرصت‌های موجود وجود دارد. جنبش ملی فلسطین اکنون موظف است صفوف خود را دوباره سازماندهی کند و اولویت‌های سیاسی خود از جمله «حماس» و البته بقیه نیروها را دوباره تعیین کند.منظور من در اینجا، و با صراحت بیشتر، این است که ما نباید این جمله را که به طور گسترده در سطح بین‌المللی منتشر شده مبنی بر اینکه نیاز به یک اقتدار مجدد فلسطینی وجود دارد، دست کم بگیریم. شاید برخی این تقاضای بین‌المللی را نوعی دستاویز برخی قدرت‌ها در سطح بین‌المللی به‌ویژه ایالات متحده برای طفره رفتن از انجام یک روند سیاسی بدانند که این فاجعه امروز در غزه را نه تنها به یک فاجعه، بلکه فرصتی برای راه‌اندازی یک روند سیاسی تبدیل می‌کند. دستیابی به یک راه حل سیاسی که نشان دهنده نتیجه‌گیری در مورد مناقشه عرب‌ها و اسرائیل است.

حرکت مبارزان فلسطینی از خان یونس به سمت اسرائیل در ۷ اکتبر (AFP)

شاید همین باشد. با این حال، اگر رهبری ملی یکپارچه فلسطینی با مشارکت همه گروه‌ها از جمله «حماس» وجود داشت، امکان بهره‌برداری از آنچه در 7 اکتبر رخ داد نبود تا تضمین بیشتری برای منافع مردم فلسطین باشد؟ آیا این امکان برای ما وجود نداشت که از همه نیروهایی که در اختیار داریم و نه فقط از نیروی غزه یا نیروها و توانایی‌های پراکنده در اینجا یا آنجا در کرانه باختری استفاده کنیم تا از نیروها و انرژی‌های کل مردم فلسطین در یک منطقه استفاده کنیم؟ روشی که منطقی‌تر یا مؤثرتر از آنچه تا به امروز رخ داده است.برخی از ما عمداً از شماری از فرصت‌ها غفلت کردیم تا نیروهای فلسطینی را در یک چارچوب ملی واحد جمع کنیم و در نتیجه تصمیم ملی فلسطین را کنترل کنیم تا هیچ طرفی به تنهایی آن را نپذیرد و طرف‌های دیگر را غافلگیر کند. چند بار دعوت به گفتگو کرده‌ایم و به نتیجه رسیده‌ایم؟ در سعودی، در مصر، و حتی اخیراً در الجزایر... و غیره. مسکو گفتگوهای بین ما را پذیرفت و پس از پایان هر جلسه به سمتی رفتیم که اختلاف و تضاد ثانویه داخلی را بین ما بازگرداند و آن را به اصلی تبدیل کرد.من معتقدم که اکنون باید تلاش جدی برای سازماندهی مجدد صفوف ملی فلسطین برای ایجاد یک رهبری ملی واحد و مسئول فلسطینی که همه را در بر می‌گیرد، صورت گیرد. علاوه بر این، باید رهبری یک اقتدار ملی را نیز بازتولید کند که بتواند با شرایط کنونی و با روزنه‌های باز، هر چقدر هم که تنگ باشند، سخنان و مواضع کنونی بین‌المللی ارائه می‌کند.»



دو پیام عربی و غربی که «موازنه‌ها» را در بغداد برهم زد

عناصر «احشد الشعبی» در جریان مراسم تشییع هم‌رزمان خود که در حمله‌ای امریکایی کشته شدند (خبرگزاری فرانسه)
عناصر «احشد الشعبی» در جریان مراسم تشییع هم‌رزمان خود که در حمله‌ای امریکایی کشته شدند (خبرگزاری فرانسه)
TT

دو پیام عربی و غربی که «موازنه‌ها» را در بغداد برهم زد

عناصر «احشد الشعبی» در جریان مراسم تشییع هم‌رزمان خود که در حمله‌ای امریکایی کشته شدند (خبرگزاری فرانسه)
عناصر «احشد الشعبی» در جریان مراسم تشییع هم‌رزمان خود که در حمله‌ای امریکایی کشته شدند (خبرگزاری فرانسه)

منابع آگاه به روزنامه «الشرق‌الأوسط» فاش کردند که دولت عراق و جریان‌های سیاسی مؤثر، طی دو هفتهٔ گذشته دو پیام هشدار غیرمعمول از یک کشور عربی و یک دستگاه اطلاعاتی غربی دریافت کرده‌اند که حاوی اطلاعاتی «جدی» دربارهٔ نزدیک بودن اجرای حملات نظامی گسترده در عراق بوده است. یک مقام عراقی تأیید کرد که «کشوری دوست» بغداد را از محتوای این «تهدید» آگاه کرده و پس از آن، گروه‌های شیعی به‌سرعت به ارائهٔ امتیازهایی روی آورده‌اند.
احتمال می‌رفت این حملات نهادهای دولتی مرتبط با گروه‌های شیعی و «الحشد الشعبی»، شخصیت‌های دارای نفوذ مالی و نظامی، و نیز پایگاه‌ها و انبارهای پهپاد و موشک و اردوگاه‌های آموزشی را دربر گیرد. به‌طور گسترده‌ای باور بر این است که این «دو پیام» روند اعلام‌های سیاسی پیاپی اخیر برخی گروه‌ها را تسریع کرده است؛ اعلام‌هایی که در آن‌ها خواستار «انحصار سلاح در دست دولت» شده‌اند، اما در عین حال «زمان و آزادی عمل در آنچه دامنهٔ ملی می‌نامند» را برای انجام روندهای فرضی برچیدن توان نظامی خود طلب کرده‌اند؛ دیدگاهی که تا این لحظه میان رهبران «چارچوب هماهنگی» محل اختلاف داخلی است.

پیام «کشور دوست»
منابع گفتند که سطح تهدید نخست با پیامی که از یک کشور عربی دارای روابط خوب با امریکایی‌ها و ایرانی‌ها ارسال شد، رو به افزایش گذاشت؛ پیامی که «تأکید می‌کرد بغداد بسیار به هدف قرار گرفتن یک حملهٔ نظامی برق‌آسا، مشابه هدف قرار دادن دفتر سیاسی جنبش «حماس» در دوحه در سپتامبر ۲۰۲۵، نزدیک شده است».
بر اساس گفتهٔ منابع، این پیام به طرف‌هایی در دولت عراق و سیاستمداران عراقی ابلاغ کرده بود که «سطح تهدید بسیار جدی است و اسرائیلی‌ها شروع به صحبت از دریافت چراغ سبز از امریکایی‌ها برای اقدام مستقل در صحنهٔ عملیات عراق کرده‌اند».
عراق از زمان عملیات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ یکی از صحنه‌هایی بوده که اسرائیل در برنامه‌های خود برای حمله به آن در نظر داشته است. با این حال، سیاستمداران عراقی که طی ماه‌های گذشته با «الشرق‌الأوسط» گفت‌وگو کرده‌اند، گفته بودند که امریکایی‌ها تل‌آویو را از انجام عملیات در عراق بازمی‌داشتند، اما در مقابل، برای رفع خطرِ سلاح خارج از چارچوب دولت فشار وارد می‌کردند.
یک دیپلمات غربی به «الشرق‌الأوسط» گفت: «برداشتی که امریکایی‌ها از گفت‌وگو با مقام‌های عراقی به دست می‌آوردند این بود که آنان به‌طور کامل واقعیت اوضاع را درک نمی‌کنند و باید تصمیم‌های قاطعی بگیرند تا خود را از خطرها دور نگه دارند». او افزود که «در مقطعی از پاسخ عراقی‌ها به احساس خشم و دلخوری از ضعف واکنش عراق رسیدند».
همچنین یک مقام در دولت عراق دریافت «پیام‌ها» دربارهٔ گروه‌های مسلح را تأیید کرد. او در گفت‌وگو با «الشرق‌الأوسط»، با خودداری از ذکر نامش به این دلیل که مجاز به اظهارنظر علنی نیست، گفت: «این هشدارها از سوی کشورهای دوست و سفارت‌های کشورهای غربی فعال در بغداد به دست ما رسیده است».

نخست‌وزیر عراق محمد شیاع السودانی در میان رئیس «الحشد الشعبی» فالح الفیاض و رئیس ستاد آن «ابوفدک» (آرشیوی ـ رسانه‌های دولتی)

پرونده‌ای حجیم و اطلاعاتی انبوه

منابع گفتند که چند روز پس از رسیدن پیام عربی، مقام‌هایی در دولت «پرونده‌ای حجیم» از یک دستگاه اطلاعاتی غربی دریافت کردند که شامل فهرست‌هایی تهیه‌شده از سوی یک نهاد امنیتی اسرائیلی بود و اطلاعاتی انبوه و مفصل دربارهٔ فصائل مسلح عراقی در بر داشت.
به گفتهٔ منابع، «حجم اطلاعات، دقت و جامعیت آن، مقام‌های عراقی را شگفت‌زده کرد». یکی از آنان به «الشرق‌الأوسط» گفت: «آگاه‌سازی عراقی‌ها از ماهیت اطلاعاتی که اسرائیل در اختیار دارد، در زمانی کاملاً تعیین‌کننده انجام شد».
منابع افزودند که فهرست‌هایی که دستگاه اطلاعاتی غربی منتقل کرده بود، حاوی اطلاعات تفصیلی دربارهٔ مسئولان فصائل و افراد محرمانه‌ای بود که در حلقه‌های نزدیک آنان فعالیت می‌کنند؛ همچنین دربارهٔ اشخاصی که منافع مالی و تجاری مرتبط با فصائل را اداره می‌کنند. افزون بر این، نهادهای دولتی‌ای نیز در این فهرست‌ها آمده بود که به‌مثابهٔ پوشش‌هایی برای نفوذ فصائل مسلح عمل می‌کنند.
این منابع توضیح دادند که دستگاه غربی به عراقی‌ها اطلاع داده اسرائیل در آستانهٔ اجرای عملیاتی گسترده است، پس از آنکه توانمندی‌های عملیاتی و مالی فصائل ـ از جمله شبکهٔ عمیقی که ساختار نظامی آن‌ها را شکل می‌دهد ـ برملا شده است. آنان اشاره کردند که «سیاستمداران شیعه پس از اطلاع از بخشی از پروندهٔ دستگاه اطلاعاتی، صحنهٔ انفجار دستگاه‌های پیجر در لبنان را به یاد آوردند».

تصویری که ارتش امریکا از بازدید رئیس ستاد ارتش عراق، سپهبد ستاد عبدالأمیر یارالله، از پایگاه «عین‌الاسد» در اوت ۲۰۲۴ منتشر کرده است

اکنون چه باید کرد؟

یکی از رهبران شیعه در ائتلاف «چارچوب هماهنگی» گفت که این دو پیام «موازنه‌ها را برهم زد و رهبران احزاب شیعه را به شتاب در برداشتن گام‌هایی دربارهٔ سلاح فصائل واداشت؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از آنان می‌کوشند به این پرسش پاسخ دهند: اکنون چه باید کرد؟». با این حال، او تأکید کرد که «اختلاف‌هایی دربارهٔ شیوه و مرجع مورد اعتماد برای اجرای مرحلهٔ انتقالی حصر سلاح وجود دارد».
این رهبر، در گفت‌وگو با «الشرق‌الأوسط»، تأکید کرد که «مرحلهٔ نخست روند انحصار سلاح شامل تحویل موشک‌های بالستیک و پهپادها از سوی فصائل، به‌همراه برچیدن و تحویل اردوگاه‌های راهبردی در شمال و جنوب بغداد است»، و مدعی شد که مرحلهٔ دوم با «برکناری مسئولان وابسته به فصائل از هیئت الحشد الشعبی آغاز می‌شود، در انتظار نحوهٔ برخورد امریکایی‌ها با این گام‌ها».
یکی از مسئولان ائتلاف «دولت قانون» به «الشرق‌الأوسط» گفت که توافق بر سر خلع سلاح سنگین اساساً از پیش، حتی پیش از تشدید فشارهای امریکایی، میان رهبران «چارچوب هماهنگی» حاصل شده بود.
به گفتهٔ منابع آگاه، اختلاف‌ها اکنون بر سر این است که کدام نهاد دولتی مسئول برچیدن توانمندی‌های عملیاتی فصائل، تحویل گرفتن سلاح آن‌ها و مهار آن باشد؛ چرا که از دید امریکایی‌ها به نهادهای امنیتی دولتی‌ای که زیر نفوذ فصائل قرار دارند، اعتمادی وجود ندارد.
با این حال، مشکل دیگری نیز در برابر گروه‌های شیعه قرار دارد؛ زیرا آنان «نگران اجرای روند انحصار سلاح در خلال چانه‌زنی‌های سیاسی دشوار برای انتخاب نخست‌وزیر هستند، چرا که بسیاری از بازیگران از پیوند زدن این دو موضوع به یکدیگر پرهیز می‌کنند».
محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر دولت پیشبرد امور، می‌کوشد پس از آنکه در درون «چارچوب هماهنگی» بیشترین کرسی‌ها را به دست آورده، برای بار دوم در این سمت ابقا شود؛ اما رقیب سرسخت او، نوری المالکی، با این تلاش‌ها مخالف است و به همراه متحدان شیعهٔ خود در پی گزینش نامزدِ مصالحه‌ای است.

آزادی عمل

در همین حال، فصائل نمی‌پذیرند به‌گونه‌ای حرکت کنند که گویی در برابر فشارها و تهدیدهای خارجی تسلیم شده‌اند. این رهبر شیعه گفت که گروه‌های شیعهٔ مسلح خواستار «آزادی عمل در چارچوبی ملی، بدون فشار و با زمان بیشتر» شده‌اند تا خود را با تحولات منطقهٔ خاورمیانه، از جمله برچیدن توان نظامی‌شان، هماهنگ کنند.
این گروه‌ها در پارلمان جدید عراق که در ۱۱ نوامبر ۲۰۲۵ انتخاب شد، کرسی‌هایی به دست آوردند و مذاکره‌کنندگان خود را به ائتلاف «چارچوب هماهنگی» فرستادند تا سهمی در دولت جدید بگیرند. آنان همچنین می‌کوشند فصائلی را که در انتخابات شرکت نکرده‌اند به پیوستن به طرح حصر سلاح قانع کنند؛ با این حال، در میان بسیاری این احساس وجود دارد که آنان در پی یافتن «قربانی» هستند.
چهار گروه شیعه درخواست‌های مکرر برای اظهارنظر دربارهٔ طرح‌های اعلام‌شدهٔ حصر سلاح در دست دولت را رد کردند، اما یکی از فرماندهان برجستهٔ یک گروه شیعه به «الشرق‌الأوسط» گفت: «این طرح مورد پذیرش گروه‌هایی که در انتخابات اخیر شرکت نکرده‌اند، نیست».

سرهنگ استفانا باغلی و رئیس ستاد ارتش عراق، عبدالأمیر یارالله (وزارت دفاع عراق)

فشارهای امریکایی

دستگاه اطلاعاتی غربی هم‌زمان با ورود سرهنگ استفانا باغلی به عراق بود؛ او مدیر جدید دفتر همکاری امنیتی امریکا است، دفتری که تأمین مالی آن منوط به اجرای سه شرط مندرج در قانون بودجهٔ دفاعی امریکا خواهد بود.
کنگرهٔ امریکا در ۱۱ دسامبر ۲۰۲۵ این بودجه را تصویب کرد و محدودیت‌های تازه‌ای بر تأمین مالی همکاری امنیتی با مقامات عراقی اعمال نمود؛ مگر آنکه بغداد بتواند «توان عملیاتی گروه‌های مسلحِ همسو با ایران و ادغام‌نشده در نیروهای امنیتی عراق را از طریق فرایند قابل راستی‌آزمایی خلع سلاح، برچیدن و ادغام مجدد کاهش دهد».
قانون امریکایی همچنین «تقویت اقتدار نخست‌وزیر عراق و کنترل عملیاتی او به‌عنوان فرماندهٔ کل نیروهای مسلح عراق» را شرط کرده است. افزون بر این، پیش‌بینی شده «افراد شبه‌نظامی یا نیروهای امنیتی‌ای که خارج از سلسله‌مراتب رسمی فرماندهی نیروهای امنیتی عراق فعالیت می‌کنند، در صورت دست داشتن در حمله به افراد امریکایی یا عراقی، یا ارتکاب هرگونه اقدام غیرقانونی یا بی‌ثبات‌کننده، مورد تحقیق قرار گرفته و بازخواست شوند».
منابع دیپلماتیک غربی به «الشرق‌الأوسط» گفتند که انتظار می‌رود باغلی از مقامات عراقی جدول زمانی روشنی برای اجرای قاطع این گام‌ها، به شیوه‌ای قابل راستی‌آزمایی و پایدار، مطالبه کند.
باغلی طی یک هفته، در روزهای ۱۳ و ۲۰ اکتبر ۲۰۲۵، دو بار با رئیس ستاد ارتش عراق، سپهبد ستاد عبدالأمیر یارالله، دیدار کرد. در بیانیه‌ای نظامی که آن زمان از سوی عراق منتشر شد، آمده بود که دو طرف دربارهٔ «ارتقای توانمندی‌های رزمی ارتش عراق در همهٔ سطوح» گفت‌وگو کرده‌اند.
منابع آگاه اعلام کردند که اطلاعی ندارند آیا سرهنگ باغلی هشدارهایی را دربارهٔ سرنوشت گروه‌های مسلح به مقام‌های عراقی منتقل کرده است یا نه.
از نکات قابل توجه این است که باغلی پس از بیست سال بار دیگر به عراق بازگشته است؛ او زمانی که میان سال‌های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ در چارچوب ارتش امریکا در عراق خدمت می‌کرد، درجهٔ سروانی داشت و در برنامه‌هایی برای تقویت توانمندی‌های پلیس مشارکت داشت. او بعدها هم‌زمان با تشدید خشونت‌ها عراق را ترک کرد؛ در شرایطی که آن زمان از آنچه «ضعف وفاداری و تعهد» نیروهای امنیتی در درون نهادهای رسمی می‌خواند، سخن گفته بود.
یک مقام پیشین دولتی عراق به «الشرق‌الأوسط» گفت که امریکایی‌ها بارها به دولت عراق اطلاع داده بودند که در انتظار ارائهٔ یک جدول زمانی برای برچیدن نفوذ شبه‌نظامیان هستند؛ به‌ویژه با توجه به سال ۲۰۲۶ که قرار است تکمیل توافق پایان مأموریت ائتلاف بین‌المللی به رهبری ایالات متحده در آن انجام شود.
سخنگوی وزارت خارجهٔ امریکا تأکید کرد که ایالات متحده به پافشاری بر ضرورت خلع سلاح و برچیدن شبه‌نظامیانِ مورد حمایت ایران که حاکمیت عراق را تضعیف می‌کنند، جان امریکایی‌ها و عراقی‌ها را به خطر می‌اندازند و منابع عراق را به سود ایران غارت می‌کنند، ادامه خواهد داد. رهبران عراق به‌خوبی می‌دانند چه چیزهایی با یک شراکت قوی امریکا ـ عراق سازگار است و چه چیزهایی با آن ناسازگار.


غزهٔ غرق در باران، دو ماه از آتش‌بس شکننده را پشت سر می‌گذارد

مادری فلسطینی، دیروز در بیمارستان ناصر در خان‌یونس، پس از مرگ دختر شیرخوارش بر اثر سرما بر او شیون می‌کند (رويترز)
مادری فلسطینی، دیروز در بیمارستان ناصر در خان‌یونس، پس از مرگ دختر شیرخوارش بر اثر سرما بر او شیون می‌کند (رويترز)
TT

غزهٔ غرق در باران، دو ماه از آتش‌بس شکننده را پشت سر می‌گذارد

مادری فلسطینی، دیروز در بیمارستان ناصر در خان‌یونس، پس از مرگ دختر شیرخوارش بر اثر سرما بر او شیون می‌کند (رويترز)
مادری فلسطینی، دیروز در بیمارستان ناصر در خان‌یونس، پس از مرگ دختر شیرخوارش بر اثر سرما بر او شیون می‌کند (رويترز)

روز گذشته، نوار غزه وارد ماه سوم آتش‌بس شکننده‌ای شد که برای توقف درگیری میان اسرائیل و «حماس» از اکتبر گذشته آغاز شده بود. ساکنان آسیب‌دیده غزه دو ماهی را پشت سر گذاشته‌اند که با نقض‌های مکرر اسرائیل و رنج ناشی از کمبود کمک‌ها همراه بوده است.
هوای بد و موج باران‌های سنگینی که بر این منطقه می‌بارد، بار دیگر نیاز به تسریع ورود مواد لازم برای مقابله با شرایط سخت جوی را افزایش داده است؛ شرایطی که به مرگ یک نوزاد بر اثر سرما انجامید.
آژانس امداد و کار سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی «آنروا» توضیح داد که رنجِ فزایندهٔ ناشی از باران‌ها «با ورود بدون مانع کمک‌های بشردوستانه، از جمله تدارکات پزشکی و وسایل مناسب سرپناه، قابل پیشگیری است».
در همین حال، ایتمار بن گویر، وزیر امنیت ملی دست‌راستی افراطی اسرائیل، روز گذشته تهدید کرد که قبر رهبر تاریخی، عزالدین قسام، را که در داخل سرزمین‌های تحت کنترل اسرائیل قرار دارد و شاخهٔ نظامی «حماس» نام او را بر خود دارد، از میان برخواهد داشت.
بن‌گفیر ویدئویی منتشر کرد که در آن در کنار نیروهای امنیتی و یک جرثقیل دیده می‌شود که در حال برچیدن چادری بودند که برای نماز خواندن در کنار قبر قسام ــ که زادهٔ سوریه است ــ برپا شده بود.
«حماس» تأکید کرد که اقدام وزیر امنیت «تجاوزی بی‌سابقه به حرمت‌ها و نقض مقدسات» است.


عراق از تصمیمِ طبقه‌بندی «حوثی‌ها» و «حزب‌الله» لبنان به‌عنوان دو گروه تروریستی عقب‌نشینی کرد

حامیان «حزب‌الله» لبنان پرچم‌های این حزب را در بیروت در دست دارند (رویترز)
حامیان «حزب‌الله» لبنان پرچم‌های این حزب را در بیروت در دست دارند (رویترز)
TT

عراق از تصمیمِ طبقه‌بندی «حوثی‌ها» و «حزب‌الله» لبنان به‌عنوان دو گروه تروریستی عقب‌نشینی کرد

حامیان «حزب‌الله» لبنان پرچم‌های این حزب را در بیروت در دست دارند (رویترز)
حامیان «حزب‌الله» لبنان پرچم‌های این حزب را در بیروت در دست دارند (رویترز)

عراق پس از آن‌که روزنامهٔ رسمی این کشور فهرستی را منتشر کرد که در آن «حوثی‌های» یمن و «حزب‌الله» لبنان در شمار گروه‌های تروریستی گنجانده شده بودند، از این طبقه‌بندی عقب‌نشینی کرد.
یک کمیتهٔ دولتی عراقی اعلام کرد فهرستی که منتشر شده، نسخهٔ ویرایش‌نشدهٔ گروه‌های تروریستی بوده و این کمیته در حال اصلاح خطا است. کمیته افزود که فهرست مورد نظر، تنها مربوط به نهادها و افرادی بوده که با دو گروه «القاعده» و «داعش» مرتبط‌اند.
و پیش از این عقب‌نشینی، ساعاتی پیش عراق «حوثی‌ها» و «حزب‌الله» لبنان را روز پنج‌شنبه در فهرست تروریسم قرار داده بود.
روزنامهٔ رسمی اعلام کرده بود که یک کمیتهٔ دولتی تصمیم گرفته است اموال اشخاص و نهادهای مرتبط با «حوثی‌ها» و «حزب‌الله» را مسدود کند.
عراق همچنین بیش از ۱۰۰ نهاد و شخصیت را در سراسر جهان در فهرست تروریسم قرار داده است.
این کمیتهٔ دولتی اشاره کرد که برخی از افرادی که در فهرست تروریسم قرار گرفته‌اند، طبق قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد تحت تحریم هستند.

روزنامهٔ رسمی همچنین اعلام کرد که «به‌روزرسانی فهرست تروریسم بر اساس تصمیمات رسمی صادرشده از سوی کمیتهٔ مسدودسازی اموال انجام می‌شود؛ تصمیماتی که به تعیین نهادها و افرادی مربوط است که مشمول اقدامات مقابله با تروریسم و تأمین مالی آن هستند».
این تصمیم یک روز پس از آن صادر شد که مایکل ریغاس، معاون وزیر خارجهٔ آمریکا، از کسانی که آنها را «شریکان عراقی» توصیف کرد، خواست تا «میلیشیاهای ایرانی را مهار کنند و مانع تهدید آنها علیه عراقی‌ها و آمریکایی‌ها شوند».
حسین مؤنس، رئیس جنبش «حقوق» وابسته به «کتائب حزب‌الله»، روز پنج‌شنبه در واکنش به این تصمیم به دولت عراق حمله کرد و آن را «متزلزل، وابسته و بی‌کرامت» توصیف کرد.

و به‌احتمال زیاد این اقدام با استقبال واشنگتن روبه‌رو خواهد شد؛ واشنگتنی که در پی کاهش نفوذ ایران در عراق و دیگر کشورهای خاورمیانه است؛ کشورهایی که در آنها متحدانی برای تهران وجود دارد.
ایران، که عراق را همسایه و هم‌پیمان خود می‌داند، این کشور را عنصری حیاتی برای تداوم مقاومت اقتصادش در برابر تحریم‌ها تلقی می‌کند. اما بغداد، که شریک هر دو طرفِ ایالات متحده و ایران است، نگران آن است که در تیررس سیاست فشار دولت رئیس‌جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، علیه تهران قرار گیرد.
ایران از طریق گروه‌های مسلح شیعهٔ قدرتمند و احزاب سیاسیِ مورد حمایت خود در بغداد، از نفوذی گستردهٔ نظامی، سیاسی و اقتصادی در عراق برخوردار است. اما افزایش فشارهای آمریکا طی سال گذشته در زمانی روی می‌دهد که ایران به‌دلیل حملات اسرائیل علیه «حزب‌الله» لبنان و «جنبش مقاومت اسلامی فلسطین» (حماس)، که متحدان تهران به‌شمار می‌روند، تضعیف شده است.