عبد ربه: عرفات از صدام خواست تا از کویت عقب نشینی کند تا از «نکبه جدید»جلوگیری شود

«الشرق الاوسط» دفترچه‌های سفر فلسطینی را با مذاکرات سخت و روابط دشوارش بازگشایی می‌کند (4)

TT

عبد ربه: عرفات از صدام خواست تا از کویت عقب نشینی کند تا از «نکبه جدید»جلوگیری شود

یاسر عبدربه دبیر سابق کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین
یاسر عبدربه دبیر سابق کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین

یاسر عبدربه دبیر سابق کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین در دیدارهای یاسر عرفات رئیس جمهوری فقید فلسطین با مقامات اسرائیلی و آمریکایی حضور داشت. وی همچنین در دیدارهای عرفات با صدام حسین رئیس جمهوری فقید عراق پس از حمله عراق به کویت حضور داشت. شهادت دادن او آشکار، روشن و تصحیح می‌کند.
از عبد ربه در باره آنچه گفته شد که طرف فلسطینی فرصت‌های مذاکره با اسرائیلی‌ها را از دست داد، از جمله در مذاکرات کمپ دیوید در سال 2000، پرسیدم و توضیح داد:« واقعیت اینکه کمپ دیوید از همان آغاز برای ما و یاسر عرفات به ویژه در مورد نیات آمریکایی و نه اسرائیلی شک برانگیز بود. رئیس جمهوری بیل کلینتون حضور داشت. در روز اول طرحی آمریکایی به ما ارائه شد که حدود ده درصد از خاک کرانه باختری را جدا می‌کند و حاوی محدودیت‌ها و جزئیات زیادی است که منجر به دستیابی به یک کشور واقعی دارای حاکمیت، هر چند هم محدود، نمی‌شود. علاوه بر این، مسئله قدس که در ابهام باقی مانده بود، به ویژه موضوع مکان‌های مقدس.
این ابهام سازنده نبود، بلکه ابهامی بود که به نفع موضع اسرائیل تمام می‌شد، زیرا این مناطق فوق‌العاده حساس هستند و برای یاسر عرفات این موضوع قابل مذاکره و بحث نبود، به ویژه اماکن مذهبی اسلامی و مسیحی. من می‌توانم تأیید کنم که یاسر عرفات معتقد بود هر گونه تخلف از این امر، حتی اگر اکثریت خواسته‌هایمان را در مورد مسائل دیگر به دست آوریم، بی‌تردید به او لقب خائن می‌دهند و نه آزادی‌بخش سرزمین ملی.
دغدغه اصلی عرفات این بود که در باره او گفته نشود آنچه را که هیچ‌کس دیگری در طول تاریخ از دست نداده بود، رها کرد، مثلاً صلاح الدین که اماکن مقدس را بازپس گرفت و در مورد آنها سازش نکرد. بنابراین حتی در مورد «دیوار ندبه»، آن‌طور که گفته می‌شود، یاسر عرفات با این بیان که این دیوار یک دیوار یهودی است، تسلیم موضع اسرائیل نشد. او می‌گفت این دیوار بر اساس مفهوم اسلامی، دیوار بُراق است. بنابراین، همه اماکن مقدس، به ویژه المسجد الاقصی و کلیسای قیامت، برای یاسر عرفات، نشانی بود که از طریق آن می‌توانست وارد تاریخ شود، به‌عنوان ورودی ملی یا ورودی کوتاهی و خیانت.

آمریکا «نقش میانجی» را در کمپ دیوید از دست داد
بیایید به کمپ دیوید برگردیم. زمانی که این طرح آمریکایی ارائه شد، سر و صدا و واکنش شدیدی در بین ما برانگیخت، چون از ابتدا مذاکره با اسرائیلی‌ها را آغاز نکردیم، پس چگونه آمریکایی‌ها این فرمول را به گونه‌ای ارائه کردند که گویی فرمول سازش است. آیا جانبداری بیشتری نسبت به مواضع اسرائیل داشت؟ روز بعد، آمریکایی‌ها به سرعت از این پروژه پا پس کشیدند تا جایی برای مذاکره در مورد همه نقاط، وضعیت نهایی، از جمله مرزها، زمین، البیت المقدس، اسکان، پناهندگان و غیره ایجاد شود.

عرفات با کلینتون و باراک در نشست کمپ دیوید در سال 2000 (AFP)

این عقب‌نشینی سریع مایه دلگرمی ما نشد، بلکه شک عمیقی را در ما ایجاد کرد که این اهداف آمریکایی‌ها است و این عقب‌نشینی صرفاً یک عقب‌نشینی تاکتیکی از سوی آنها. این اولین شکاف میان مذاکره‌کننده فلسطینی و یاسر عرفات در روند مذاکرات، در تلقی این روند به‌عنوان یک فرآیند جدی و به‌ویژه با تکیه بر موضع آمریکا بود. ثانیاً، یاسر عرفات بر لزوم نشست دوجانبه خود با ایهود باراک اصرار داشت تا قبل از ارجاع به کمیته‌های دوجانبه‌ای که در مورد مرزها، بیت‌المقدس، پناهندگان و غیره تشکیل شده بود، به همه مسائل رسیدگی شود.
ایهود باراک از هرگونه ملاقات دوجانبه با یاسر عرفات پرهیز می‌کرد و جلسه با یاسر عرفات را در حضور کلینتون و طرف آمریکایی ترجیح می‌داد، گویی می‌خواست از موضع آمریکا علیه ما استفاده کند. یاسر عرفات روزها و ساعت‌های طولانی را در زیر نور آفتاب یا لذت بردن از اشعه خورشید گذراند. یک نماینده اسرائیلی هم بود که ادعا می‌کرد به ما و به موضع ما نزدیک است و هیچ مقام رسمی ندارد به نام (یوسی) جینوسار . او بین ما و ایهود باراک می‌رفت و می‌آمد و سعی می‌کرد یاسر عرفات را آرام کند، زیرا او عملاً بیکار نشسته بود.
ما در کمیته‌هایی که تشکیل شده بود به جلسات می‌رفتیم، اما تا زمانی که کمیته‌ها بر اساس این رویکرد پیش نمی‌رفتند، ایشان ملاقات نمی‌کردند و با او گفتگو نمی‌کردند. جای آنها دیدارهای دوجانبه میان یاسر عرفات و کلینتون شد و این دیدارها در واقع در خلأ برگزار شد، زیرا رویکرد مذاکره‌ای بر آنها حاکم نبود. مسائلی بود که مثلاً در این جلسات صحبت می‌شد. این جلسات بسیار حول محور مسئله البیت المقدس و نحوه رسیدگی به آن می‌چرخید. ایده‌های آمریکایی مطرح شد، اما در واقع ایده‌های آمریکایی و اسرائیلی است.

یا از همان روز اول این احساس را داشتیم که هماهنگی در ارائه پروژه‌ها و فرمول‌ها بین آمریکا و اسرائیل در جریان بود و ما خارج از این هماهنگی بودیم. بنابراین نقش داور، نقش میانجی، حتی از نظر شکلی، توسط آمریکایی‌ها از دست رفت.

کلینتون ما را به خاطر شکست سرزنش کرد... و ما در به تاخیر انداختن پاسخ اشتباه کردیم
کمپ دیوید چگونه به پایان رسید؟ عبدربه می‌گوید: «کمپ دیوید در حالی به پایان رسید که ما نتوانستیم بر سر هیچ یک از موضوعات اصلی به توافق برسیم. در آخرین دیدار یاسر عرفات و کلینتون قرار بر این شد که این دیدارها به تعویق بیفتد و پس از دو هفته بازگردیم و در طی آن گفتگو با طرف اسرائیلی را ادامه دهیم تا آمادگی بیشتری برای ورود به جزئیات ماجرا و مسائل محوری و چگونگی رسیدگی به آنها و دستیابی به راه حل‌های مناسب برای آنها داشته باشیم. من راه حل‌های سازش نمی‌گویم، بلکه می‌گویم راه حل‌های مناسب برای هر دو طرف.
این توافق با کلینتون در حضور من بود و یاسر عرفات محتاط بود و از کلینتون خواست که نتیجه را اعلام نکند. یعنی شکست اعلام نمی‌شود. مهمتر از همه، ما نباید مسئول شکست معرفی شویم. کلینتون قول داد که به این موضوع پایبند باشد و ما را مسئول نداند یا اسرائیلی‌ها را مسئول بداند. ما دو هفته را بدون پیشرفت چشمگیری سپری کردیم. برخی از کمیته‌ها شاید پیشرفت‌هایی داشتند. در بحث مرزها، ما پیشرفت واقعی نداشتیم و شکاف بین ما و اسرائیلی‌ها زیاد بود، بین اصلاحات دو تا سه درصدی مرزها، در حالی که اسرائیلی‌ها حرف از 15 درصد می‌زدند. در مورد پناهندگان اصلاً پیشرفتی حاصل نشد. در مورد قدس اصلاً پیشرفتی وجود نداشت. اما ما موقعیت‌های یکدیگر را محک نزدیم. ما می‌دانیم که حداکثر در هر انتها چقدر است.
کلینتون قول داد در فرآیند پاسخگویی نقشی ایفا نکند. کمپ دیوید را ترک کردیم. من در ماشینی بودم که از کمپ دیوید به سمت فرودگاه واشنگتن حرکت می‌کرد و دو سه ساعت طول کشید. وقتی به فرودگاه رسیدیم، تلفنی با ما تماس گرفت و برخی از خبرنگاران حاضر به ما گفتند که کلینتون یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرد و یاسر عرفات را مسئول کامل نتیجه نگرفتن و شکست دانست. عرفات بسیار عصبانی شد، اما برای اینکه خود را به رویارویی با آمریکا نکشاند، از اعضای هیئت ما که برخی از آنها هنوز در کمپ دیوید بودند، خواست در مورد صحبت‌های کلینتون اظهار نظر نکنند و با رد این اتهامات به او پاسخی ندهند..
این اشتباهی بود که بعداً متوجه شدیم و آن این بود که باید مستقیماً پاسخ می‌دادیم. متأسفانه من یکی از کسانی بودم که پیشنهاد کردم تا زمانی که از جزئیات گفته‌های او مطلع نشدیم و تا زمانی که از خود آمریکایی‌ها نشنیدیم صبر کنیم و پاسخ ندهیم، زیرا ممکن است توضیحاتی داشته باشند. سفر به غزه دوباره ساعت‌ها طول کشید. طی آن تمام رسانه‌های جهانی از وضعیت خبر دادند و آمریکایی‌ها ما را مسئول دانستند.
زمانی که به غزه رسیدیم، احتمالاً آن‌قدر زمان را تلف کرده باشیم که در آگاهی جهانیان ثابت شد که ما کسانی بودیم که در این مذاکرات شکست خوردیم. رئیس جمهوری آمریکا به برخی عرب‌ها و شاید برخی از نمایندگان کشورهای عربی در واشنگتن توضیح داد که چرا این کار را انجام داد و چرا عهد خود را با یاسر عرفات زیر پا گذاشت و گفت که اگر این موضوع معلق بماند و بدون اینکه عرفات را مسئول بداند، به شکست کامل رها شود، به موقعیت ایهود باراک آسیب رسانده و آن را تضعیف خواهد کرد. انتخابات نزدیک است که منجر به شکست وی در انتخابات می‌شود. بنابراین، او ترجیح داد که عرفات را مقصر بداند و باراک را تبرئه کند تا او را از عواقب این شکست داخلی در اسرائیل نجات دهد.

یک فرصت از دست رفته در طابا

ماه‌ها بعد، کلینتون پروژه خود را برای مذاکره برای ما ارائه کرد. این در اواخر دسامبر 2000 بود و کلینتون تنها چند هفته از دوره‌اش باقی مانده بود.این پروژه جلوتر از بقیه پروژه‌هایی بود که در کمپ دیوید به ما ارائه شد و این پروژه ما را شگفت‌زده کرد. به دنبال آن مذاکراتی که در طابای مصر بین خود و هیئت اسرائیلی انجام دادیم، در این مذاکرات بر اساس پروژه کلینتون، توانستیم به پیشرفت‌هایی در بسته شدن 80 تا 90 درصد مسائل توافق نهایی دست پیدا کنیم که اسرائیلی‌ها هم در آن زمان گفتند و نه فقط ما.

یاسر عبد ربه در یک گفتگوی جانبی در حاشیه مذاکرات طابا در اوایل سال 2001 (AFP)

به یک سئوال رسیدیم: آیا آنچه را که توافق کرده‌ایم امضا می‌کنیم و مثلاً 10 درصد را برای مذاکرات بعدی می‌گذاریم؟ ما پیش یاسر عرفات در غزه رفتیم تا نظر او را جویا شویم.

هیأت اسراییلی پیش ما دچار اختلاف شد و دو گروه شدند؛ کسانی که پذیرفتند امضا کنیم با وجود اینکه چند هفته دیگر انتخابات اسرائیل است و آنهایی که می‌گفتند ما نمی‌توانیم دست به این کار بزنیم، زیرا این یک دولت منقضی شده است و دو هفته دیگر یک دولت جایگزین خواهد آمد. همه حدس می‌زدند که (آریل نخست وزیر سابق اسرائیل) شارون بیاید. ما با یاسر عرفات تردید داشتیم و اسرائیلی‌ها تردید داشتند. یک جناحی بود که می‌گفت: اجازه دهید ما امضا کنیم و شارون و دولت بعدی اسرائیل را در برابر عمل انجام شده قرار دهیم. من از طرف فلسطینی بودم که در تردید زندگی می‌کردم و نگران موقعیت عرفات بودم، بنابراین این فرصت را از دست دادم.
مسئول کیست؟ مسئولیت با سه طرف است: ایالات متحده و کلینتون که پروژه واقعی خود را دیر ارائه کرد، یعنی چند هفته قبل از خروجش. در طرف اسرائیلی که بر اساس نظرسنجی‌ها به زمان قبل از انتخابات در اسرائیل و رسیدن ناگزیر شارون به قدرت و شکست ایهود باراک رسیده بود. ما کسانی بودیم که نمی‌دانستیم چه کنیم: آیا باید با کلینتون و باراک امضا کنیم یا منتظر آمدن رئیس‌جمهوری بعدی باشیم، به خصوص که سیگنال‌هایی از شخصیت‌های فلسطینی و عرب دریافت کردیم که اگر جورج بوش بیاید، و احتمال بیشتری دارد، او سخاوتمندتر و موثرتر در رسیدن به توافق خواهد بود، پس برای امضا کردن صبر کنید.
نمی‌خواهم مسئولیت را بر دوش دیگران بیاندازم، اما تا این لحظه سردرگم هستم: حق با ما بود یا نه؟ خلاصه کردن موضوع در اینکه «کمپ دیوید» شکست خورد و طرف فلسطینی پیشنهاد سخاوتمندانه‌ای دریافت و آن را رد کرد، حرف پوچی است به این دلیل که کلینتون چند ماه پس از شکست « کمپ دیوید» طرح خود را ارائه داد و از دو طرفی که نتوانستند در مذاکرات طابا علیرغم رفتن راه زیاد به نتیجه نهایی برسند، خواست.

باراک فریبکار... و پرز یک مذاکره کننده چیره دست
عبدربه در مورد تجربه خصمانه با آریل شارون می‌گوید: «در واقع فرصت تعامل مستقیم با شارون به ما دست نداد. می‌توانم بگویم که یاسر عرفات شدیداً به ایهود باراک بی اعتماد بود. نه با رابین که معتقد بود تا زمان ترورش واقعاً برای دستیابی به توافق جدی است و نه با شیمون پرز که احساسات عرفات نسبت به او بالا و پایین می‌شد به این شدت نبود. پرز عادت داشت وانمود کند که بسیار انعطاف پذیر است، سپس به سمت افراط‌گرایی رفت. او یک مذاکره کننده واقعی و زیرک بود. یاسر عرفات را در این دسته قرار می‌داد. این تصور نهایی را نمی‌دهد که نه سختگیر است، نه ملایم یا انعطاف پذیر.

عبدربه معتقد است که پرز مذاکره‌کننده‌ای بود که می‌دانست چگونه عرفات را فریب دهد (AFP)

ما قبل از آن در «وای ریو»ر (در سال 1998) با بنیامین نتانیاهو برای خروج از 13 درصد کرانه باختری به توافق رسیده بودیم و این با تلاش‌های کلینتون تأیید شد. توافقنامه «وای ریور» گامی قبل از کمپ دیوید بود و شامل آزادی چند صد زندانی و سایر توافقات در زمینه تسهیلات برای تشکیلات خودگردان فلسطین بود. نتانیاهو هیچ یک از آنها را اجرا نکرد، اگرچه ما آنها را پس از یک جلسه نفس‌گیر که کلینتون با ما و آنها در سالن مدرسه در آنجا برگزار کرد، امضا کردیم که از صبح روز اول تا روز دوم به مدت بیست و چهار ساعت تا صبح 2018 ادامه یافت. ما تحت فشار شدید کلینتون به این توافقات دست یافتیم. نتانیاهو پذیرفت و البته اجرا نکرد.
زمانی که ایهود باراک آمد، اولین جلسه را با او و دیوید لوی، وزیر امور خارجه‌اش، پس از یکی دو هفته برگزار کردیم و از او خواستیم که توافقنامه «وای ریور» را که با نتانیاهو بسته بودیم و هیچ اسرائیلی نمی‌تواند در آن زیاده‌خواهی کند، اجرا کند. باراک نپذیرفت و استدلالش این بود: چرا با هم شش ماه نمی‌نشینیم و به جای اینکه 13 درصد به شما بدهیم، بقیه را می‌دهیم؟ با مذاکرات فشرده همه چیز را به شما می‌دهیم.
البته باراک یک بازی دهنده بود زیرا تجربه با او ثابت کرد که او همچنان به طفره رفتن ادامه می‌دهد و به هیچ توافق واقعی نمی‌رسد. این شد که عرفات به او گفت: چرا این دو موضوع را جمع نمی‌کنیم؟ شما از 13 درصد عقب نشینی می‌کنید و در همان زمان ما بر سر بقیه مذاکره می‌کنیم. چرا به آنچه که نتانیاهو با آن موافقت کرده است پایبند نیستید؟ هیچ کس نمی‌تواند شما را به چیزی در داخل اسرائیل متهم کند، حتی راست افراطی. ایهود باراک نپذیرفت.

«رفتار نپخته» شارون با عرفات

شارون حاضر نشد با عرفات دست بدهد. این در واقع یک اقدام کودکانه از سوی شارون و شاید یک اقدام پوپولیستی در میان جنبش راست و راست افراطی بود که از او حمایت می‌کرد. هیچ ارزشی هم نداشت.

در عمل شارون پشت سر وقوع انتفاضه دوم بود و او بود که اوضاع را به وخامت مستمر رساند و سپس ما اشتباه کردیم که شارون از آن سوء استفاده کرد و آمریکایی‌ها را در کنج قرار داد، که همان مسئله کشتی «کارن آ» که مملو از سلاح‌هایی بود که در عمل از ایران می‌آمد. از جزیره‌ای ایرانی به نام «کیش» و طرف‌های آمریکایی و اسرائیلی از لحظه حرکت تا رسیدن به آب‌های سرزمینی آن را زیر نظر داشتند، سپس آن را توقیف کردند و یاسر عرفات متهم به دست داشتن در آن شد.
کلماتی برای تاریخ: یاسر عرفات به طور کامل منکر اطلاع از آن شد و حتی زمانی که جورج بوش و برخی از نزدیکانش از جمله (وزیر خارجه سابق آمریکا) کالین پاول از عرفات خواستند که مسئولیت خود را بپذیرد زیرا اعتراف او فشار روی این موضوع را کاهش می‌دهد، یاسر عرفات تاکید کرد که مسئولیتی بر عهده نگرفته است.
البته کاری از این دست بدون اطلاع عرفات امکان پذیر نیست. افرادی که سعی در آوردن این مقدار اسلحه داشتند از نزدیکان عرفات شناخته می‌شوند. این تسلیحات، حتی از نظر کمی و کیفی، نه منجر به تغییر موازنه قوا به ویژه نظامی می‌شد و نه بر برتری نظامی اسرائیل متزلزل یا تأثیر می‌گذاشت. اما از آن به عنوان نشانه‌ای استفاده شد که انتخاب عرفات دستیابی به حل و فصل و راه حل نیست، بلکه گزینه نظامی است. در آن لحظه، برخی عملیات انتحاری در داخل اسرائیل انجام شد که به طرف اسرائیلی این امکان را داد تا تلاش‌های آمریکا برای بازگرداندن عزت و زندگی به روند سیاسی را سرکوب کند.

اشتباه عرفات در انتفاضه دوم

آیا ایران از طریق عملیات انتحاری در تضعیف توافقنامه «اسلو» نقش داشته است؟ عبدربه پاسخ می‌دهد: «فکر نمی‌کنم که ایران در عملیات انتحاری دست داشته باشد. مسئول این عملیات عمدتاً جنبش «حماس» بود. گروه‌های دیگری هم هستند که می‌توانستند برخی از این عملیات‌ را انجام دهند. یادم نیست که «جهاد» در این زمینه خیلی مؤثر بوده باشد. بلکه بخشی از وضعیتی شد که در آن انتفاضه دوم بر خلاف انتفاضه اول و اوائل انتفاضه دوم که ماهیت آن مردمی بود وارد برخی عملیات نظامی باشد، با قصد هدف قراردادن اماکن غیرنظامی در داخل شهرهای اسرائیل.
فکر می‌کنم عرفات در آن مرحله اشتباه کرد. این کاملاً اشتباه است و کسانی هستند که آن را یک اشتباه مهلک می‌دانند، به ویژه اینکه یاسر عرفات به جنبش «حماس» اشاره کرد که این عملیات را به عنوان عنصر فشار بر اسرائیلی‌ها تایید می‌کند. کسانی هستند که گفته‌اند و شهادت داده‌اند که یاسر عرفات خطاب به برخی از رهبران «حماس» گفت:« ما در گذشته با هم دشمن بودیم و اکنون در نتیجه مشارکت در این عملیات به چیزی شبیه به متحدان روی آورده‌ایم.» من مدرکی برای این اظهارات ندارم، اما البته نمایندگان بین‌المللی زیادی آمدند و رفتند و از عرفات خواستند این عملیات را محکوم کند، او از محکوم کردن این عملیات خودداری کرد، اما هر اقدامی را که غیرنظامیان دو طرف را هدف قرار دهد محکوم کرد.»
آیا هاله یاسر عرفات مانعی بر سر راه گسترش «حماس» بود و رابطه او با آن چگونه بود؟ عرفات در مرحله‌ای بسیار شدید ضد «حماس» بود. می‌توانم بگویم که در مرحله اول استقرار حکومت در دوران اسحاق رابین و آنچه پس از آن تا آغاز دوره نتانیاهو در سال 1996 که به قدرت رسید، او آماده دستگیری و تعقیب رهبران «حماس» بود. او به سرویس‌های امنیتی ما مأموریت داد که چنین نقشی را ایفا کنند.»
هنگامی که روند در داخل اسرائیل تغییر کرد، به ویژه با شروع انتفاضه دوم، بازدید فاجعه بار شارون از المسجد الاقصی و سپس وقوع قیام مردمی، این روندها آغاز شد. عرفات آن را ابزاری برای فشار بر اسرائیلی‌ها می‌دانست، بدون اینکه خود شخصاً در این موضوع دخالت داشته باشد.
قبل از این، باید به خاطر داشته باشیم که تغییر به سمت حمایت از عملیات نظامی، از جمله علیه اهداف غیرنظامی، به یکباره اتفاق نیفتاد. پس از کشته شدن رابین و یک دوره انتقالی که در آن شیمون پرز آمد و انتخاباتی برگزار شد که در آن نتانیاهو در سال 1996 به قدرت رسید، اولین دیدار با نتانیاهو در یک پایگاه نظامی اسرائیل در ایست بازرسی اریز به قول ما در ورودی غزه، برگزار شد.

دیدار عرفات و نتانیاهو در ایست بازرسی اریز بین غزه و اسرائیل (AFP)

من با یاسر عرفات در آن دیدار با نتانیاهو بودم و او قبلاً با او ملاقات نکرده بود. نفر سومی هم در این جلسه حضور داشت، اما یادم نیست که بود.

نتانیاهو جلسه را این‌گونه آغاز کرد:« آقای عرفات، شما موضع من را در مورد توافقنامه «اسلو» که با شیمون پرز و اسحاق رابین امضا کردید می‌دانید، من مخالف این توافقات بودم و این یک دولت جدید در اسرائیل است و به شما می‌گویم که این قراردادها برای ما به پایان رسیده است و قانون جدیدی به نام «مقابله» جایگزین آن می‌کنیم، یعنی اگر قدم مثبتی بردارید، با یک قدم مثبت به آن پاسخ می‌دهیم و اگر کاری منفی انجام دهید، آن را با یک چیز منفی به پاسخ خواهیم داد. مرجع «تقابل» است، قدم‌های مثبت بردارید، اگر از آنها راضی باشیم، با گام‌های مثبت به آنها پاسخ خواهیم داد.
من در این دیدار با یاسر عرفات بودم و از نتانیاهو پرسیدم:« اگر فرض کنیم این را می‌پذیریم و با وجود اینکه قبول نمی‌کنیم چون در «اسلو» قرارداد را با کشور اسرائیل امضا کرده‌ایم نه با یک دولت اسرائیلی، و این توافق برای شما الزام آور است همانطور که برای ما الزام آور است، پس کشورها نمی‌توانند پای توافق‌ها را امضا کنند و با تغییر دولت‌ها تغییر کنند وگرنه جهان به جنگل تبدیل می‌شود. این اولین نکته. نکته دوم اینکه: اگر این اصل «عمل متقابل» را اتخاذ کنیم، چه کسی در مورد مثبت یا منفی و کافی یا ناکافی بودن هر اقدامی از ما قضاوت خواهد کرد؟ چه کسی شما را قضاوت خواهد کرد؟ گفت: ما قضاوت می‌کنیم. گفتم: پس تو حریف و تو داوری.
نشانه‌های شکست ظاهر شد، بنابراین عرفات خواست تا نیم ساعت یا بیشتر با او ملاقات کند، سپس آنجا را ترک کرد. در راه غزه به من گفت: فایده‌ای ندارد. این مرد می‌خواهد «اسلو» و توافقات را نابود کند. از آن لحظه، ما از یاسر عرفات که تمام شرط خود را روی روند سیاسی گذاشته بود، به یاسر عرفاتی رفتیم که محتاط‌تر شد و شروع کرد به این فکر که نجات روند سیاسی به معنای غیرممکن نیست، بلکه به این معناست که با مشکلات عظیمی روبرو است.

صدام به عرفات گفت: من چراغ‌های قدس را مانند چراغ‌های بغداد می‌بینم

از عبدربه پرسیدم که آیا عرفات در ارزیابی جدیت حمله عراق به کویت در سال 1990 اشتباه کرد یا خیر؟ او پاسخ داد: او قطعاً اشتباه کرد. یاسر عرفات حداقل در درون خود اصلاً این تهاجم را نمی‌پذیرفت، اما می‌ترسید این را به زبان بیاورد تا رابطه‌اش با عراق، عراق صدام حسین در آن زمان، از دست نرود. طرفداران یاسر عرفات در منطقه زیاد نبودند، به ویژه به دلیل روابط پرتنش با (رئیس جمهوری فقید سوریه) حافظ اسد و مهاجرت به تونس برای چندین سال. همچنین به این دلیل که رابطه با اردن رابطه‌ای نبود که بر مبنای مثبت ایجاد شود و برخی دعواها و تنش‌ها در آن باقی ماند. البته در آن زمان رابطه یاسر عرفات با کشورهای خلیج خوب بود. عرفات تصمیم گرفت که میانه چوب را نگه دارد و معتقد بود که موضوع بدون جنگ یعنی با توافق و عقب نشینی صدام به پایان می‌رسد و در نتیجه روابط عرب‌ها با یکدیگر باز می‌گردد، اما شاید روابط فلسطین و عراق به حالت قبلی خود برنگردد، اگر رابطه با صدام در این بحران را از دست بدهد.

صدام در دیدار با عرفات در بغداد در می 1990 (گتی)

البته عرفات حمایت‌های صدام از «ساف» را در نظر می‌گرفت. من نمی‌توانم او را با کشورهای خلیج به عنوان یک کل مقایسه کنم، اما صدام عملاً از او حمایت کرد. مهمتر از حمایت، راه عراق را برای ارتباطات عرفات با کرانه باختری و غزه از طریق اردن باز کرد، یعنی حمایت لجستیکی، نه فقط مالی، و آزادی حرکت و کار برای عرفات را فراهم کرد. به بغداد می‌رفت، با هر که می‌خواست ارتباط برقرار می‌کرد، روابط سیاسی برقرار می‌کرد و آرام می‌خوابید. او در تونس کاملاً احساس آرامش نمی‌کرد، زیرا مورد سوءقصد قرار گرفت. بنابراین عرفات ترجیح داد چوب را از وسط نگه دارد. او در این موقعیت باقی ماند و به دنبال حل و فصل بود.
تو در کنار عرفات بودی وقتی بیش از یک بار پس از حمله به کویت با صدام حسین ملاقات کرد. موضع عرفات چه بود؟ عبدربه پاسخ داد: «راستش را بخواهید، او به وضوح از او خواست و درخواست کرد که عقب نشینی کند. صدام را در یک خانه یا ویلای ساده در پارک الزورا که یک پارک مهمی در بغداد است ملاقات کردیم. یاسر عرفات تنها بود و من هم به جلسه دعوت شدم.
«ابو عمار» (عرفات) با صدام رو به رو شد و به او گفت که می‌ترسم عراق در معرض نکبه قرار گیرد. صدام سعی می‌کرد او را متقاعد کند که همه اینها به خاطر فلسطین است. «ابو عمار» از جمله معروفی استفاده کرد که بیش از یک بار تکرار کرد: ما پنجاه سال پیش از نکبه گذشتیم و پنجاه سال نیز می‌توانیم صبر کنیم تا مسئله فلسطین حل شود، اما نمی‌خواهیم که فاجعه دیگری بر سر عراق بیاید. ما نکبه دیگری به نام نکبه عراق نمی‌خواهیم.

من شاهد این موضوع بودم و او آن را تکرار کرد، حتی در جلسه‌ای که ملک حسین و علی سالم البیض به نمایندگی از یمن متحد حضور داشتند و او در آن زمان معاون رئیس جمهوری بود، یاسر عرفات در این دیدار گفت:«من نکبه دیگری به نام نکبه عراق نمی‌خواهم.»
پس از اتمام جلسه در پارک الزورا، صدام به او گفت: «خیالت راحت باشد ابو عمار. من حساب همه چیز را کردم.» ما نفهمیدیم آن چیز که حسابش را کرده چیست. دستش را گرفت و بر در ویلا ایستادیم و شب بغداد در مقابل ما بود، به او گفت:«ابوعمار، چراغ‌های قدس را ببین همان‌طور که من چراغ‌های بغداد را اکنون در برابر خود می‌بینم.» منظورش احیای قدس است.
در جلسه قبل که چهار طرفه بود با حضور یمن، اردن، ما و عراق، «ابو عمار» این سخنان را به او گفت و آنکه «ابو عمار» را پاسخ داد، طارق عزیز بود و به او گفت: ای ابوعمار، ما می‌خواهیم فلسطین را برای تو آزاد کنیم و قدس را به تو برگردانیم و تو امتناع می‌کنی؟ آیا این معقول است؟ ما می‌خواهیم تمام وزن عراق را به خطر بیندازیم تا اینکه قدس را دوباره به دست آوریم و شما امتناع می‌کنید. آیا این منطقی است؟
سعدون حمادی نیز در همین خط صحبت‌های خود را برای ما تکمیل کرد. وی جلسه را به تعویق انداخت و از وزرای خارجه خواست که بروند و بیانیه نهایی را با طارق عزیز، وزیر امور خارجه یمن متحد و مروان القاسم وزیر امور خارجه اردن تهیه کنند. من وزیر خارجه بودم چون هیچ کس دیگری با یاسر عرفات نبود. سفیر با ما بود (مسئول سابق ساف) برادر عبدالله الحورانی نیز همراه ما بود.

طارق عزیز خواستار هشدار نسبت به نکبه عراق شد

بیرون رفتیم و طارق عزیز دست مرا گرفت. من او را خوب می‌شناختم، گفت: خواهش می‌کنم ابوعمار آنچه را که در جلسه درباره مقدس و عراق و نکبه گفت تأیید کند، ما نکبه‌ای به نام نکبه عراق نمی‌خواهیم. من تعجب کردم زیرا اولین کسی که برای پاسخ به «ابو عمار» پیشقدم شد طارق عزیز بود.

عرفات، عبد ربه و بسام ابوشریف، مشاور رئیس جمهوری در جریان اجلاس سران مغرب در الجزایر برای حمایت از انتفاضه 1988 (گتی)

طارق عزیز خطر تهاجم را به خوبی می‌دانست، اما مجبور شد به رئیس جمهوری پاسخ دهد. من متحیر شدم و طارق عزیز آن را برایم تکرار کرد و به او گفتم: باشد. برگشتم و دیدم روسای جمهوری به تنهایی جلسه گرفته‌اند و یاسر عرفات با آنها بود. اجازه خواستم و به او گفتم: طارق عزیز از شما می‌خواهد همین سخنان را برای رئیس جمهوری، صدام تکرار کنید که ما فاجعه جدیدی به نام نکبه عراق را نمی‌خواهیم. باید راهی برای حل و فصل پیدا کرد. به من گفت: چه کسی؟ گفتم: طارق عزیز می‌گوید تکرار کن. گفت: مطمئنی؟ گفتم: بله، دو دقیقه پیش از او شنیدم. خواست که این کلمات را دو بار تکرار کنید. کمی فکر کرد و بعد به من گفت: خوب، خوب. نمی‌دانم تکرار کرد یا نه. اوضاع اینگونه پیش می‌رفت.
در سال 1973، عبدربه بخشی از هیئتی بود که از بغداد دیدن کرد و با رهبری عراق که به شدت از رهبر مخالف جنبش «فتح»، صبری البنا، معروف به «ابو نضال» حمایت می‌کرد، ملاقات کرد. از او پرسیدم که آیا درست است که رئیس جمهوری احمد حسن البکر از یاسر عرفات متنفر بود یا خیر؟ پاسخ داد: « خیلی از او متنفر بود. او را به شکلی بی ادبانه تحقیر می‌کرد. بر او وارد شديم و گفت: رئيس جمهوری شما چطور است؟ رهبر شما چطور است؟ «ابو عمار» در آن زمان رئیس جمهوری نبود. به او گفتیم: خوب است و سلام می‌رساند. گفت: آیا برایش تیغ بفرستم ریشش را بتراشد؟ آیا او به این دلیل که مبارز فلسطینی است ریش خود را می‌گذارد؟ آیا آرمان نیاز به ریش دارد؟ این‌طور حرف زدن چندش آور است. صدام حسین حضور داشت و کمی او را آرام کرد.
جو متشنج در نتیجه حوادث «اکتبر سیاه» در اردن در سال 1970 بود. ما فلسطینی‌ها این توهم را داشتیم که ارتش عراق در اردن از طرف ما علیه ارتش اردن مداخله خواهد کرد. اما این اتفاق نیفتاد، زیرا مبارزه بین بعثی‌ها، حزب بعث سوریه و حزب بعث عراق، یکی از اولویت‌ها بود. زمانی که ارتش سوریه وارد اردن شد، عراق به این باور رسید که هرگونه ورود از سوی خود باعث تقویت مداخله «بعث» سوریه، حریف واقعی، اولین و آخرین آن خواهد شد. بنابراین آنها تصمیم گرفتند که هیچ مداخله‌ای انجام ندهند تا تعادل به هم نخورد و «بعث» سوریه ثمره خود را درو نکند.

نقش قذافی در ترور «ابو ایاد»

قرار بود در دیدار با صدام در پارک الزورا، صلاح خلف «ابو ایاد» در این جلسه شرکت کند، اما در آخرین لحظه بهانه گرفت که قولنج روده دارد، به همین دلیل نیامد. صدام چون او را می‌شناخت، سراغش را گرفت و گفتم او را در هتل دیدم و گفت، قولنج دارد. صدام این استدلال را قبول نداشت و آن را نوعی تحریم می‌دانست، بنابراین شک ما متوجه صدام بود که بعداً «ابو ایاد» را ترور کرد. اما بعداً ثابت شد که کار معمر قذافی است و به دست «ابو نضال» که آن زمان پناهنده در لیبی بوده اجرا شده است.

به دست «ابو نضال» و تصمیم معمر قذافی؟ عبدربه پاسخ می‌دهد: «با تأیید معمر قذافی. ابو ایاد نسبت به معمر رفتار دوستانه‌ای نداشت و از او انتقاد می‌کرد و از سفر به لیبی یا تماس با او، اگر نگوییم قطع ارتباط می‌کرد، اکراه داشت. معمر یا متخاصم بود، یا محتاط، یا متنفر.
این عملیات از لیبی کلید خورد، فرد از لیبی آمد، فردی وابسته به «ابو نضال» بود. البته کینه‌های «ابونضال» نسبت به «ابو ایاد» عمیق و قدیمی است و تا زمانی که او در لیبی بود و حداقل زیر چشم و گوش لیبیایی‌ها، باید آنها را از نیت خود آگاه کرده باشد اگر آنها در آن دست نداشته‌اند. حدس من این است که آنها درگیر بودند و مخالفتی با خلاص شدن از شر «ابو ایاد» نداشتند.



اردوغان به «الشرق الأوسط»: «توافق‌نامه مکه» بعد بازدارندگی را تقویت می‌کند… و متوجه هیچ کشوری نیست

  امیر محمد بن سلمان، رئیس‌جمهوری اردوغان و نخست‌وزیر شهباز شریف را پس از امضای «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» در میان گرفته است (واس)
امیر محمد بن سلمان، رئیس‌جمهوری اردوغان و نخست‌وزیر شهباز شریف را پس از امضای «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» در میان گرفته است (واس)
TT

اردوغان به «الشرق الأوسط»: «توافق‌نامه مکه» بعد بازدارندگی را تقویت می‌کند… و متوجه هیچ کشوری نیست

  امیر محمد بن سلمان، رئیس‌جمهوری اردوغان و نخست‌وزیر شهباز شریف را پس از امضای «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» در میان گرفته است (واس)
امیر محمد بن سلمان، رئیس‌جمهوری اردوغان و نخست‌وزیر شهباز شریف را پس از امضای «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» در میان گرفته است (واس)

رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه، تأکید کرد که روابط کشورش با سعودی «رابطه‌ای راهبردی» است و فاش کرد که مرحله آینده شاهد گام‌هایی خواهد بود که «روابط دو کشور را به سطوحی بسیار بالاتر ارتقا خواهد داد». او گفت تنگه هرمز یکی از شریان‌های حیاتی اقتصاد جهانی است و «آرزوی ما و انتظارمان این است که تنش کنونی در نزدیک‌ترین زمان ممکن پایان یابد و تنگه هرمز بار دیگر نقش خود را در خدمت به تجارت بین‌المللی، به شکلی امن، باثبات و بدون وقفه ایفا کند».
اردوغان در پاسخ به پرسش‌های مکتوبی که «الشرق الأوسط» پس از امضای «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» با ولیعهد و نخست‌وزیر سعودی، امیر محمد بن سلمان، و نخست‌وزیر پاکستان، شهباز شریف، در مکه مکرمه در هفته گذشته، از او پرسیده بود، گفت: «اشتباه است که (توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک) را صرفاً بازتابی مقطعی» از تشدید تنش میان ایالات متحده و ایران بدانیم. او توضیح داد که «نباید این موضوع را صرفاً از بعد نظامی نگریست؛ زیرا هدف اصلی این توافق‌نامه تقویت بعد بازدارندگی آن، تحکیم انگیزه امنیتی طرف‌ها از طریق تقویت روح همبستگی میان آنها و حفاظت از ثبات منطقه‌ای است». او خاطرنشان کرد که این توافق‌نامه «برای تأکید بر حق دفاع مقرر در ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد» شکل گرفته است و تأکید کرد که «متوجه هیچ‌یک از کشورها نیست»، بلکه «به روی همه کشورهای برادری که خواهان پیوستن به آن باشند، باز است».
اردوغان خواستار آن شد که «حملات اسرائیل به لبنان باید هرچه سریع‌تر متوقف شود» و سوریه را در برابر «مرحله‌ای جدید» دانست و گفت: «مهم‌ترین چشم‌انداز ما این است که این مرحله راه را برای صلحی پایدار، ثبات و بازسازی سوریه هموار کند». او متعهد شد که کشورش «اجازه نخواهد داد هیچ سازمان یا موجودیتی در شمال سوریه یا در هر بخش دیگری از آن وجود داشته باشد که امنیت ترکیه را تهدید کند».

متن پاسخ‌های رئیس‌جمهور ترکیه در پی می‌آید:

توافق‌نامه سه‌جانبه مکه

جناب رئیس‌جمهوری، ایده «توافق‌نامه سه‌جانبه مکه» چگونه شکل گرفت و مهم‌ترین تحولاتی که به آن منجر شد، چه بود؟

-ایده «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» در نتیجه شرایط جدیدی شکل گرفت که تحولات منطقه ما بر آن تحمیل کرده است و از آگاهی سه کشور نسبت به مسئولیت‌های مشترکشان سرچشمه می‌گیرد. ما همواره بر این باور بوده‌ایم که مسائل منطقه باید به دست کشورهای خود منطقه حل‌وفصل شود و همیشه از تلاش‌ها برای یافتن راه‌حل برای آنها حمایت کرده‌ایم؛ و این همواره مبنایی بوده که رویکرد ما به وضعیت بر آن استوار بوده است. مسائل منطقه باید از سوی بازیگران منطقه‌ای آن به راه‌حل برسند؛ و ما بر این باوریم که با این اقدام، نخستین گام را در مسیر تحقق این هدف برداشته‌ایم.
رویدادهای اخیر اهمیت فوق‌العاده تلاش‌های هم‌افزایی و همبستگی میان کشورهای برادر و دوست را اثبات کرده است. ما در ترکیه همواره و همچنان خواهان گفت‌وگو و تقویت کانال‌های رایزنی، به جای تعمیق اختلافات، بوده‌ایم؛ زیرا می‌دانیم که صلح پایدار صرفاً از طریق پایان دادن به منازعات محقق نمی‌شود، بلکه از طریق ایجاد پل‌های اعتماد متقابل، اراده سیاسی قدرتمند و چشم‌انداز مشترک برای آینده تحقق می‌یابد.
بنابراین، «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» ثمره این برداشت است؛ توافقی که از سطح تفاهم میان سه کشور فراتر می‌رود و به ابتکاری برای بر عهده گرفتن مسئولیت تاریخی سنگین ما در تحقق ثبات در منطقه و فراهم کردن امنیت و آرامش برای ملت‌های برادر و دوست آن تبدیل می‌شود. در اینجا می‌خواهم بر نکته‌ای بسیار مهم تأکید کنم و آن اینکه این توافق‌نامه به روی همه کشورهای برادری که خواهان صلح و ثبات هستند، باز است.

ما در ترکیه، همان‌گونه که در گذشته چنین بوده‌ایم و در آینده نیز همواره خواهیم بود، از صلح و ثبات و تقویت برادری با برادران خود حمایت می‌کنیم. ما «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» را تجسم عملی این اراده قدرتمند می‌دانیم و هیچ مخالفتی با پیوستن کشورهای دیگر به این توافق‌نامه نداریم. ما ـ به خواست خدا ـ ترکیه، سعودی و پاکستان، راه را برای مرحله‌ای جدید از همکاری و اقدام مشترک در منطقه‌مان گشوده‌ایم. کشور ما اراده‌ای قدرتمند دارد که این در را همواره به‌طور کامل باز نگه دارد و با تمام توان در تلاش‌های مربوط به تقویت صلح و ثبات در منطقه مشارکت کند.

آیا این توافق‌نامه ارتباطی با روند تنش شدید میان ایالات متحده و ایران دارد، یا اینکه ایده هماهنگی سه‌جانبه از قبل مطرح بوده است؟

-بدون شک افزایش شدت تنش میان ایالات متحده و ایران برای تحولاتی که منطقه شاهد آن است، خطرناک است. اما اشتباه است که «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» را صرفاً بازتابی مقطعی از این تشدید تنش بدانیم؛ زیرا چنین برداشتی به درک نادرستی از سیاست‌ها و نیت‌های اتخاذشده در کشور ما منجر خواهد شد.
این توافق‌نامه برای تأکید بر حق دفاع مقرر در ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد شکل گرفته است و متوجه هیچ کشوری نیست. این توافق‌نامه با هدف تقویت امنیت، رفاه و ثبات در منطقه شکل گرفته و به روی همه کشورهای برادری که خواهان پیوستن به آن هستند، باز است. زیرا چشم‌انداز ما در این زمینه صرفاً به سه کشور محدود نمی‌شود، بلکه امیدواریم این توافق‌نامه گسترش یابد و حتی شاید روزی شرایط مناسب فراهم شود و همه کشورهای منطقه زیر سقف آن گرد هم آیند؛ و این می‌تواند بهترین گام در مسیر تحقق ثباتی پایدار در سراسر منطقه باشد.
گامی که امروز برداشته‌ایم، محصول لحظه حاضر نیست، بلکه این توافق‌نامه از مدت‌ها پیش مطرح بوده است؛ در جریان گفت‌وگوها و دیدارهای مکررمان با شرکایی که این توافق‌نامه را با آنها امضا کرده‌ایم و همچنین با دیگر کشورهای منطقه. ما همواره و از سال‌ها پیش تأکید کرده‌ایم که تقویت صلح و امنیت در منطقه ما مستلزم رایزنی‌های منظم میان کشورهای ذی‌ربط است و تلاش‌هایمان نیز در همین راستا بوده است.
زیرا حل‌وفصل مسائل منطقه باید دور از نسخه‌های تحمیل‌شده از خارج صورت گیرد؛ ما به‌خوبی می‌دانیم که آن راه‌حل‌های وارداتی از خارج، جز فاجعه به بار نمی‌آورند. از همین رو، ما در ترکیه پیوسته تلاش کرده‌ایم بر اساس سیاست‌هایی حرکت کنیم که بر اراده مستقل و خرد جمعی کشورهای منطقه استوارند.
بنابراین، ما سازوکار سه‌جانبه برآمده از «توافق‌نامه مکه» را واکنشی آنی در برابر یک وضعیت بین‌المللی مشخص نمی‌دانیم، بلکه آن را گامی بزرگ می‌دانیم که برآمده از اراده‌ای راهبردی برای مواجهه با تحولات جدید منطقه است.
ما در ترکیه همواره در کنار راه‌حل‌های دیپلماتیک، نه تشدید تنش؛ در کنار گفت‌وگو، نه درگیری؛ و در کنار همکاری منطقه‌ای و تقویت پیوندهای اقدام مشترک، نه در کنار شکاف و تفرقه، ایستاده‌ایم. ما کشوری هستیم که توان گفت‌وگو با همه طرف‌ها و پذیرش مسئولیت در مسائل دشوار را دارد و نقش خود را برای تحقق صلح و ثبات پایدار در سراسر منطقه ادامه خواهیم داد.

بازدارندگی جمعی

با آنکه این توافق‌نامه ماهیتی دفاعی دارد، متن آن با عبارتی مواجه‌مان می‌کند که می‌گوید هرگونه حمله به هر یک از طرف‌های آن، حمله به هر سه طرف تلقی می‌شود. آیا این درست است؟

-بله، همان‌گونه که از نام آن نیز برمی‌آید، «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» بر اساس دفاع جمعی بنا شده است. همچنین امضای آن در مکه مکرمه میان کشورهای برادر، به آن نمادپردازی ویژه‌ای می‌بخشد. و این برای ما مایه خرسندی بسیار زیادی است.
«توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» پیش از هر چیز بر پایه بازدارندگی جمعی استوار است؛ توافق‌نامه‌ای که در پی تقویت حوزه‌های همکاری امنیتی و دفاعی است و راه را برای توسعه طرح‌های مشترک در زمینه صنایع دفاعی و حمایت از تلاش‌های صورت‌گرفته برای مبارزه با تروریسم هموار می‌کند.
این توافق‌نامه متوجه هیچ طرفی نیست، بلکه هدف آن تحقق صلح، ثبات و رفاه برای ملت‌های ماست. مفاد مندرج در متن آن روشن است و به هیچ‌وجه ابهامی در آن وجود ندارد. مبنای آن این است که هرگونه تهدید علیه امنیت یکی از طرف‌ها، تهدیدی امنیتی علیه دیگر طرف‌های امضاکننده آن تلقی شود.
اما نباید این موضوع را صرفاً از بعد نظامی نگریست؛ زیرا هدف اصلی این توافق‌نامه تقویت بعد بازدارندگی آن، تحکیم انگیزه امنیتی طرف‌ها از طریق تقویت روح همبستگی میان آنها و حفاظت از ثبات منطقه‌ای است.
ترکیه در حوزه دفاع و امنیت دستاوردهای بزرگی به دست آورده و در این زمینه مورد تقدیر و تحسین همگان قرار گرفته است. ما از طریق این توافق‌نامه‌ها با کشورهای برادر و دوست، به این دستاوردها بُعدی منطقه‌ای در حمایت از صلح می‌بخشیم.
در عین حال، کشورهای امضاکننده این توافق‌نامه تأکید می‌کنند که متعهدند برای یکدیگر منشأ تهدید نباشند، بلکه برعکس، خواهند کوشید هر اقدامی را که موجب تقویت مظاهر همبستگی میان آنها می‌شود، انجام دهند.
پیامی که طرف‌های امضاکننده «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» می‌خواهند منتقل کنند، روشن و بدون هیچ ابهامی است: امنیت ما از طریق آنچه امنیت همه ما را تضمین می‌کند، محقق می‌شود؛ و ما کاملاً اطمینان داریم که اگر این رویکرد جامع را به کار بگیریم، صلح، ثبات و شکوفایی را برای همه خود محقق کرده‌ایم.

آیا می‌توان گفت که قدرت‌های منطقه‌ای در خاورمیانه تصمیم گرفته‌اند مسئولیت امنیت و ثبات را بر عهده بگیرند؛ چیزی که در گذشته از وظایف قدرت‌های بزرگ به شمار می‌رفت؟

-امروز کشورهای منطقه بیش از هر زمان دیگری ناگزیرند مسئولیت امنیت، ثبات و آینده خود را شخصاً بر عهده بگیرند. و این همان اصلی است که ما همواره از آن دفاع کرده‌ایم: هیچ‌کس مسائل منطقه را بهتر از کشورهای آن و ملت‌هایش نمی‌شناسد.
درست است که تحولات منطقه‌ای ممکن است پیامدهای بین‌المللی داشته باشد، اما تقویت حاکمیت منطقه‌ای، همبستگی مشترک و اراده جمعی به تقویت ثبات جهانی کمک خواهد کرد.
ما در ترکیه بر این باوریم که ایجاد سازوکارهای مستحکم‌تر به‌صورت هماهنگ میان کشورهای منطقه برای تأمین امنیت و ثبات، اهمیتی بسیار زیاد دارد. زیرا ما همواره با بیشتر کشورهای منطقه روابط خوبی داشته‌ایم و می‌دانیم که تبدیل این روابط به همکاری نهادمند و پایدار، بسیار سودمند است.
از این رو، معتقدیم کشورهای منطقه باید امنیت و ثبات اقتصادی خود را از طریق روابط نهادمند میان یکدیگر تضمین کنند. وضعیت کنونی نشان می‌دهد که آینده منطقه را نمی‌توان جدا از اراده کشورهای آن ترسیم کرد.
هدف ما نباید ایجاد ائتلاف‌های حذف کننده باشد، بلکه باید ساختن نظامی از همکاری منطقه‌ای باشد که بر احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی، اعتماد متقابل و منافع مشترک استوار باشد.
ترکیه بر اساس این رویکرد به فعالیت خود ادامه خواهد داد، هرگاه ضرورت ایجاب کند مسئولیت‌های خود را بر عهده خواهد گرفت و تلاش‌های دیپلماتیک خود را برای تقویت صلح، امنیت و ثبات در منطقه ادامه خواهد داد.

امنیت تأمین انرژی

*آیا بر این باورید که «توافق‌نامه مکه» به تقویت امنیت در منطقه خلیج، که برای اقتصاد جهانی از اهمیت بسیاری برخوردار است، کمک خواهد کرد؟

-البته، من چنین اعتقادی دارم و ما چنین اعتقادی داریم. همان‌گونه که از ابتدا تأکید کردم، ما توافق‌نامه‌ای را امضا کرده‌ایم که در خدمت شکوفایی، رفاه، سلامت و امنیت منطقه خواهد بود.
امنیت منطقه خلیج نه‌تنها برای کشورهای منطقه از اهمیت زیادی برخوردار است، بلکه برای اقتصاد جهانی و تجارت بین‌المللی نیز اهمیتی فوق‌العاده دارد. بسیاری از مسائل، از امنیت تأمین انرژی گرفته تا ایمنی گذرگاه‌های دریایی، از تداوم جریان تجارت گرفته تا ثبات اقتصادی جهانی، ارتباطی مستقیم با امنیت و صلح این منطقه دارند. این صرفاً یک دیدگاه نظری نیست؛ تحولات ماه‌های اخیر این موضوع را به‌روشنی به ما نشان داده‌اند.
از این رو، ما بر این باوریم که هر گامی که با هدف تقویت امنیت و ثبات در منطقه خلیج برداشته شود، نه‌تنها در سطح منطقه‌ای، بلکه از منظر صلح و شکوفایی جهانی نیز دارای ارزش و اهمیت است.
ما بر این باوریم که «توافق‌نامه مکه برای دفاع مشترک» سهم بزرگی در تثبیت مفهوم امنیت مشترک و همبستگی در منطقه خواهد داشت و رویکرد حاکم بر آن را دستخوش تغییر خواهد کرد.
نمی‌توان امنیت و توسعه اقتصادی را جدا از یکدیگر نگریست. من بارها تأکید کرده‌ام که ثبات سیاسی و توسعه اقتصادی همگام با یکدیگر پیش می‌روند.
اروپا پس از آنکه جنگ‌های بزرگی را پشت سر گذاشت، ابتدا از طریق اقدام مشترک به ثبات و امنیت دست یافت و سپس به سوی همگرایی اقتصادی و شکوفایی حرکت کرد. ما می‌توانیم بدون آنکه همه این دردها و رنج‌ها را پشت سر بگذاریم، با یکدیگر به این مرحله برسیم.
تجارت، سرمایه‌گذاری و شکوفایی در غیاب صلح و ثبات نمی‌توانند پایدار باشند. همچنین ثبات منطقه خلیج، هم‌زمان، از منظر امنیت پیوندهای اقتصادی میان آسیا، اروپا و آفریقا، مسئله‌ای راهبردی به شمار می‌رود.
ما به صلح و ثبات در خلیج جدا از چشم‌انداز خود درباره امنیت‌مان و صلح منطقه‌ای نگاه نمی‌کنیم. از این رو، به ایفای همه مسئولیت‌هایی که بر عهده ما گذاشته شده است ادامه خواهیم داد و تلاش‌های دیپلماتیک سازنده خود را پی خواهیم گرفت.

تنگه هرمز

آیا انتظار دارید اوضاع در تنگه هرمز به مسیری که پیش از آغاز درگیری کنونی داشت، بازگردد؟

-تنگه هرمز منطقه‌ای است که اهمیت آن تنها به سطح منطقه‌ای محدود نمی‌شود، بلکه تا سطح جهانی امتداد می‌یابد. این تنگه گذرگاهی راهبردی و بسیار مهم برای تأمین انرژی جهانی و تجارت بین‌المللی به شمار می‌رود. از این رو، هرگونه تنشی که در این منطقه رخ دهد، پیامدهایش تنها به کشورهای منطقه محدود نخواهد شد و جهان نیز آثار آن را از طریق قیمت‌های نفت به‌طور کامل مشاهده و لمس کرده است.
تنگه هرمز ثابت کرده است که یکی از شریان‌های حیاتی اقتصاد جهانی است. آرزو و انتظار ما این است که تنش کنونی در نزدیک‌ترین زمان ممکن پایان یابد و تنگه هرمز بار دیگر نقش خود را در خدمت به تجارت بین‌المللی، به شکلی امن، باثبات و بدون وقفه ایفا کند. این امر نیز به خویشتن‌داری همه طرف‌ها و باز نگه داشتن کانال‌های دیپلماسی بستگی دارد.
ما هرگز از تشدید تنش حمایت نکرده‌ایم، بلکه برعکس، از حل مشکلات از طریق مذاکره و برقراری گفت‌وگو با همه طرف‌ها دفاع کرده‌ایم. و تلاش کرده‌ایم طرف‌ها را بر سر یک میز گرد هم آوریم. زیرا می‌دانیم که دستیابی به راه‌حلی پایدار، چه در تنگه هرمز، چه در اوکراین و چه در فلسطین، از طریق درگیری محقق نمی‌شود، بلکه از مسیر دیپلماسی تحقق می‌یابد.
در ارتباط با امنیت آبراهی با چنین اهمیت و حساسیتی، مسئولیت بزرگی بر عهده کشورهای منطقه قرار دارد. ما بر این باوریم که تقویت مالکیت منطقه‌ای و مفهوم امنیت مشترک می‌تواند سهم بزرگی در ثبات تنگه هرمز داشته باشد. هدف باید این باشد که تنگه هرمز به وضعیت طبیعی، امن و باثبات خود بازگردد و این وضعیت پایدار و دائمی شود.

رابطه‌ای راهبردی

روابط کنونی با سعودی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

-ما روابط خود با سعودی را رابطه‌ای راهبردی می‌دانیم؛ رابطه‌ای که تاریخ مشترک، پیوندهای برادری میان ما و منافع متقابل آن را شکل داده است. ترکیه و سعودی نه‌تنها دو کشور دوست و برادرند، بلکه دو کشوری هستند که مسئولیت‌های مهمی در قبال صلح، ثبات و شکوفایی منطقه بر عهده دارند.
ما از شتاب و پویایی‌ای که روابطمان در دوره اخیر به دست آورده است، خرسندیم. در حالی که برای تقویت گفت‌وگوی سیاسی خود تلاش می‌کنیم، همکاری‌مان را نیز در بسیاری از زمینه‌ها، به‌ویژه اقتصاد، تجارت، سرمایه‌گذاری، صنایع دفاعی، انرژی و گردشگری، توسعه می‌دهیم.
ما روابط خود با سعودی را از منظری فراتر از تحولات و شرایط مقطعی دنبال می‌کنیم؛ منظری که بر منافع مشترک بلندمدت و احترام متقابل استوار است. در شرایطی که منطقه ما مرحله‌ای را پشت سر می‌گذارد که با چالش‌هایی بسیار خطرناک همراه است، رایزنی و همکاری مستمر میان ترکیه و سعودی بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند.
ما بر این باوریم که «توافق‌نامه مکه» به تقویت روابط ما در بسیاری از زمینه‌ها، و در رأس آنها همکاری دفاعی، کمک خواهد کرد.
ما نسبت به مسئولیت‌های مشترک خود در قبال صلح و ثبات منطقه‌مان آگاهی داریم و بر همین اساس عمل می‌کنیم. ما در ترکیه برای ثبات و امنیت سعودی و دیگر کشورهای منطقه اهمیت بسیاری قائل هستیم. زیرا هر بحرانی، هرچند محدود، که در منطقه ما رخ دهد، بر همه کشورهای منطقه تأثیر می‌گذارد؛ به‌ویژه در زمینه مهاجرت و تروریسم.
و من بر این باورم که در مرحله آینده گام‌هایی برخواهیم داشت که روابط دو کشور را به سطوحی بسیار بالاتر ارتقا خواهد داد.

ثبات لبنان

ترکیه از نزدیک تحولات لبنان را نیز دنبال می‌کند. ارزیابی شما از تحولات اخیر لبنان چیست؟

-لبنان برای ما صرفاً کشوری نزدیک از نظر جغرافیایی نیست، بلکه کشوری دوست و برادر است که پیوندهای تاریخی نیز ما را به آن مرتبط می‌کند. امنیت، صلح و ثبات لبنان برای ثبات سراسر منطقه ما اهمیت زیادی دارد. همان‌گونه که درباره دیگر کشورهای منطقه نیز صدق می‌کند، باید از حاکمیت، وحدت سیاسی و تمامیت ارضی لبنان صیانت شود.
ما همچنین با پیچیده‌تر شدن مسائل داخلی لبنان از طریق مداخلات خارجی یا ابزارهای نظامی و تبدیل این کشور به عرصه رقابت میان قدرت‌های خارجی مخالفیم. ما بر این باوریم که لبنانی‌ها حق دارند تصمیم‌های مربوط به آینده کشورشان را خودشان و با اراده آزاد خود اتخاذ کنند.
حملات اسرائیل به لبنان باید هرچه سریع‌تر متوقف شود؛ آن هم در شرایطی که سیاست‌های تجاوزکارانه و توسعه‌طلبانه اسرائیل، مشکل اصلی منطقه را تشکیل می‌دهد. در این چارچوب، ما مذاکرات جاری برای دستیابی به آتش‌بس در لبنان را گامی مثبت می‌دانیم.
نمی‌توان امنیت و ثبات لبنان را جدا از صلح منطقه‌ای نگریست. تاریخ خاورمیانه نباید پیوسته با درگیری‌ها، ویرانی و رنج نوشته شود. این منطقه نیز شایسته آن است که از صلح، آرامش و شکوفایی برخوردار باشد. تمامی تلاش‌های دیپلماتیک ما در ترکیه بر همین رویکرد استوار است.
منطقه ما سال‌های طولانی با جنگ و اشک پیوند خورده است و باید نهایت تلاش خود را برای تغییر این واقعیت به کار بگیریم. طبیعتاً امیدواریم لبنان ثبات خود را بازیابد، نهادهایش تقویت شوند و مردمش بتوانند با امنیت و آرامش به آینده خود بنگرند.
در این چارچوب، ما آماده‌ایم همه اشکال حمایت فنی و همکاری را ارائه کنیم. ما اراده و تعهد خود را در این زمینه به آقای رئیس‌جمهور جوزف عون و آقای نخست‌وزیر نواف سلام، که اخیراً میزبانشان در کشورمان بودیم، اعلام کرده‌ایم.

سوریه… مرحله‌ای جدید

روند تغییرات در سوریه را تاکنون چگونه ارزیابی می‌کنید؟

-ما روند تغییراتی را که سوریه شاهد آن است، از منظر اراده ملت سوریه برای تعیین سرنوشت خود، نقطه عطفی تاریخی ارزیابی می‌کنیم. ترکیه از همان ابتدا از تمامیت ارضی، وحدت سیاسی و حاکمیت سوریه دفاع کرده است.
جنگ، تروریسم و بی‌ثباتی‌ای که سوریه از آن رنج برده، هزینه‌های سنگینی بر سراسر منطقه تحمیل کرده است. اکنون ما در برابر مرحله‌ای جدید قرار داریم. مهم‌ترین چشم‌انداز ما این است که این مرحله راه را برای صلحی پایدار، ثبات و بازسازی سوریه هموار کند.
ما اجازه نخواهیم داد هیچ سازمان یا موجودیتی در شمال سوریه یا در هر بخش دیگری از آن وجود داشته باشد که امنیت ترکیه را تهدید کند. همان‌گونه که تمامیت ارضی سوریه برای ما از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است، امنیت ملی ترکیه نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
از آغاز این مرحله، چشم‌انداز ما این بوده است که برادران سوری ما بتوانند با امنیت و صلح در کشور خود زندگی کنند. سوریه از دسامبر ۲۰۲۴ تاکنون گام مهمی در مسیر بهبود شرایط امنیتی کشور، فراهم کردن زمینه لازم برای توسعه اقتصادی و برقراری تفاهم اجتماعی برداشته است.
طبیعتاً مالکیت منطقه‌ای و حمایت منطقه‌ای از دولت سوریه در دستیابی به این نتایج نقش مهمی داشته است. دولت سوریه که در ایجاد روابط خوب با کشورهای منطقه و جامعه بین‌المللی موفق بوده، با تمرکز بر دستورکار ثبات و امنیت پایدار، توانایی خود را برای پرهیز از درگیر شدن در منازعات بیشتر نشان داده است.
امروز، عادی‌سازی اوضاع در سوریه، در واقع، به مسئله‌ای با اهمیت راهبردی برای سراسر منطقه تبدیل شده است. به جای آنکه نام سوریه با منشأ بی‌ثباتی گره بخورد، اکنون این نام به پروژه‌های اتصال و توسعه پیوند می‌خورد.
ترکیه، همان‌گونه که تاکنون عمل کرده است، به ایفای مسئولیت‌های خود و انجام وظایفی که بر عهده دارد برای ثبات سوریه، کمک به برخاستن دوباره این کشور و تقویت صلح منطقه‌ای ادامه خواهد داد. ترکیه همچنین مصمم است در این مسیر با شرکای منطقه‌ای و بین‌المللی خود همکاری کند.
اکنون که صفحه‌ای جدید در سوریه گشوده شده است، این صفحه باید نه با رنج‌های جدید، بلکه با روح صلح، برادری و حاکمیت و با چشم‌اندازی مبتنی بر آینده مشترک نوشته شود.


گروندبرگ نسبت به بازگشت جنگ فراگیر به یمن پس از تشدید حملات حوثی‌ها هشدار داد

هانس گروندبرگ، فرستاده سازمان ملل به یمن (سازمان ملل)
هانس گروندبرگ، فرستاده سازمان ملل به یمن (سازمان ملل)
TT

گروندبرگ نسبت به بازگشت جنگ فراگیر به یمن پس از تشدید حملات حوثی‌ها هشدار داد

هانس گروندبرگ، فرستاده سازمان ملل به یمن (سازمان ملل)
هانس گروندبرگ، فرستاده سازمان ملل به یمن (سازمان ملل)

هانس گروندبرگ، فرستاده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در امور یمن، هشدار داد که تشدید اخیر اقدامات نظامی حوثی‌ها، یمن را در معرض بازگشت به چرخه درگیری گسترده قرار داده است. او خواستار توقف حملات و حفاظت از غیرنظامیان و زیرساخت‌های غیرنظامی شد.

گروندبرگ روز دوشنبه گفت حملات اخیر حوثی‌ها به شهر المخا به کشته و زخمی شدن غیرنظامیان و نیروهای نظامی و آسیب دیدن زیرساخت‌ها، از جمله بندر، منجر شده است. او در واکنش به تحولات میدانی، «نگرانی عمیق» خود را ابراز کرد.

او افزود این حملات در شرایطی انجام شده که «از زمان آتش‌بسی که سازمان ملل در سال ۲۰۲۲ میانجی آن بود، تشدید نظامی بی‌سابقه‌ای در عملیات نظامی» رخ داده است. او هشدار داد این روند «خطر بازگشت درگیری گسترده در یمن را به‌شدت افزایش می‌دهد».

فرستاده سازمان ملل گفت حملات اخیر، غیرنظامیان را در المخا، مأرب و مناطق دیگر با خطر جدی روبه‌رو کرده است. او از طرف‌ها خواست حداکثر خویشتنداری را به خرج دهند و با دفتر او برای اتخاذ گام‌های عملی جهت کاهش تنش و جلوگیری از تضعیف بیشتر دستاوردهایی که آتش‌بس برای غیرنظامیان یمنی به همراه داشته است، همکاری کنند.

گروندبرگ تأکید کرد پایان پایدار درگیری در یمن از راه نظامی ممکن نیست و تنها از طریق «فرایندی سیاسی و فراگیر» می‌توان به آن دست یافت. او هشدار داد ادامه تشدید تنش، یمن را در جهت مخالف این هدف پیش می‌برد.

[قایقی در نزدیکی کشتی‌های کانتینربری که در نزدیکی تنگه باب‌المندب لنگر انداخته‌اند (AFP)]

حملات پی‌درپی به المخا

هشدار فرستاده سازمان ملل پس از مجموعه‌ای از حملات به شهر المخا و بندر آن در ساحل غربی یمن مطرح شد. منابع نظامی یمنی از کشته و زخمی شدن غیرنظامیان و نیروهای نظامی در حملات موشکی و پهپادی حوثی‌ها خبر دادند. این حملات مناطقی مسکونی و تأسیسات غیرنظامی را هدف قرار دادند.

بر اساس گزارش‌های میدانی، حملات به المخا روز دوشنبه، چند ساعت پس از موج نخست حملات که شهر و بندر آن را هدف قرار داده بود، از سر گرفته شد. این تشدید تنش، نگرانی‌ها درباره گسترش دامنه درگیری‌ها در ساحل غربی را افزایش داده است.

المخا از اهمیت راهبردی برخوردار است، زیرا شهری ساحلی در نزدیکی باب‌المندب، یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های دریایی بین‌المللی، قرار دارد. بندر این شهر نیز بخشی از زیرساخت‌های غیرنظامی و اقتصادی در مناطق تحت کنترل دولت یمن است.

بازگشت تنش به دریای سرخ

تشدید تنش در المخا هم‌زمان با ازسرگیری حملات حوثی‌ها به کشتی‌های تجاری در دریای سرخ رخ داده است؛ تحولی که سازمان ملل درباره پیامدهای آن برای امنیت کشتیرانی و روند صلح در یمن هشدار داده است.

گروندبرگ پیشتر در ۲۳ ژوئیه هشدار داده بود که ازسرگیری حملات حوثی‌ها به کشتی‌های تجاری و تجدید اختلال در کشتیرانی در دریای سرخ، یمن را در معرض ورود به درگیری گسترده‌تری قرار می‌دهد. او بر ضرورت حفظ دستاوردهای حاصل از آتش‌بس ۲۰۲۲ و جلوگیری از بازگشت به جنگ فراگیر تأکید کرده بود.

روز بعد، دبیرکل سازمان ملل متحد از «نگرانی عمیق» خود درباره ازسرگیری حملات حوثی‌ها به کشتی‌های تجاری در دریای سرخ خبر داد و هشدار داد ادامه اقدامات نظامی می‌تواند تنش‌های منطقه‌ای را افزایش دهد و یمن را بیش از پیش به درگیری منطقه‌ای بکشاند. این وضعیت همچنین پیامدهای اقتصادی، انسانی و زیست‌محیطی فراتر از مرزهای منطقه خواهد داشت.

سازمان ملل از حوثی‌ها خواست حملات و اقدامات تنش‌زا را متوقف کنند و حقوق و آزادی کشتیرانی بین‌المللی در دریای سرخ و باب‌المندب را در چارچوب قطعنامه‌های مرتبط شورای امنیت، از جمله قطعنامه ۲۷۲۲، احیا کنند.

برخاستن ستون‌های دود از بندر المخا پس از حمله حوثی‌ها در ۹ اوت ۲۰۲۶ (رویترز)

تشدید تنش فراتر از مرزهای یمن

تحولات اخیر پس از تشدید تنش از سوی حوثی‌ها در ماه ژوئیه رخ داده است. این تشدید شامل حملات موشکی به پادشاهی عربی سعودی و تهدید کشتیرانی دریایی بوده است. سازمان ملل نیز هشدار داده که گسترش دامنه رویارویی می‌تواند فرصت‌های ازسرگیری روند سیاسی در یمن را تضعیف کند.

پادشاهی عربی سعودی روز ۲۰ ژوئیه اعلام کرد بنادر شمالی یمن، از جمله حدیده، الصلیف و رأس عیسی، در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ پذیرای بیش از ۳۰۰ کشتی بوده‌اند که حامل مواد غذایی، کالا، سوخت و مصالح ساختمانی بوده‌اند. این اعلام در پاسخ به اتهام‌های حوثی‌ها درباره اعمال محاصره دریایی علیه یمن صورت گرفت. ریاض همچنین بر ادامه حمایت خود از تلاش‌های صلح در یمن تأکید کرد و خواستار اجرای قطعنامه‌های شورای امنیت، از جمله قطعنامه ۲۲۱۶ درباره یمن و قطعنامه ۲۷۲۲ درباره کشتیرانی در دریای سرخ شد.

در همین زمینه، فرماندهی نیروهای مشترک ائتلاف روز ۲۰ ژوئیه اعلام کرد برای حفاظت از کشتی‌های تجاری در حال عبور از باب‌المندب اقداماتی اتخاذ کرده است و تأکید کرد تهدیدهای حوثی‌ها علیه کشتی‌ها نقض قوانین بین‌المللی است.

آتش‌بس ۲۰۲۲ تحت فشار جدید

هشدار گروندبرگ بر این واقعیت استوار است که آتش‌بسی که سازمان ملل در آوریل ۲۰۲۲ میانجی آن بود، اگرچه اعتبار رسمی آن در اکتبر همان سال پایان یافت، به کاهش سطح عملیات نظامی گسترده در یمن کمک کرد و دوره‌ای از آرامش نسبی را در مقایسه با سال‌های پیش از آن به وجود آورد.

فرستاده سازمان ملل در ماه ژوئیه تأکید کرده بود که اولویت او حفظ دستاوردهای حاصل از آتش‌بس و جلوگیری از بازگشت به درگیری گسترده‌تر است. او گفته بود اگر تشدید تنش متوقف و روند مذاکرات از سر گرفته شود، مسیر دستیابی به یک راه‌حل سیاسی همچنان امکان‌پذیر است.

سازمان ملل هشدار می‌دهد بازگشت درگیری‌های نظامی گسترده تنها به معنای ازسرگیری جنگ میان طرف‌های یمنی نخواهد بود، بلکه ممکن است پیوند درگیری یمن با تنش‌های منطقه‌ای را نیز افزایش دهد و تلاش‌ها برای دستیابی به یک راه‌حل سیاسی جامع را پیچیده‌تر کند.

خسارت واردشده به اردوگاه میل السیله برای آوارگان در حومه شهر مأرب پس از حمله موشک بالستیک حوثی‌ها (AFP)

درخواست‌های مکرر برای کاهش تنش

اظهارات گروندبرگ در شرایطی مطرح می‌شود که درخواست‌های بین‌المللی و منطقه‌ای برای مهار تنش افزایش یافته است. مقام‌های سازمان ملل روز ۱۳ ژوئیه در شورای امنیت تأکید کردند تحولات اخیر در یمن نشان می‌دهد هیچ جایگزینی برای یک فرایند سیاسی فراگیر به رهبری یمنی‌ها وجود ندارد و راه‌حل مذاکره همچنان مسیر دستیابی به راه‌حلی پایدار برای این درگیری است.

با ادامه حملات به کشتیرانی و گسترش تنش به مناطق جدیدی از یمن، روند سیاسی تحت حمایت سازمان ملل با آزمونی تازه روبه‌رو شده است. فرستاده سازمان ملل بار دیگر تأکید می‌کند که هیچ راه‌حل پایداری برای بحران از طریق تشدید نظامی به دست نمی‌آید و حفاظت از غیرنظامیان و زیرساخت‌های غیرنظامی باید همچنان در اولویت باشد.


هدف قرار گرفتن کشتی اماراتی در هرمز و اصابت پرتابه به کشتی دیگری در نزدیکی عُمان

کشتی‌هایی در نزدیکی تنگه هرمز، از استان مسندم عُمان (رویترز)
کشتی‌هایی در نزدیکی تنگه هرمز، از استان مسندم عُمان (رویترز)
TT

هدف قرار گرفتن کشتی اماراتی در هرمز و اصابت پرتابه به کشتی دیگری در نزدیکی عُمان

کشتی‌هایی در نزدیکی تنگه هرمز، از استان مسندم عُمان (رویترز)
کشتی‌هایی در نزدیکی تنگه هرمز، از استان مسندم عُمان (رویترز)

روز شنبه یک کشتی اماراتی هنگام عبور از تنگه هرمز هدف موشک قرار گرفت و یک کشتی دیگر نیز در نزدیکی سواحل عُمان با پرتابه هدف قرار گرفت. در پی این حادثه آتش‌سوزی رخ داد که مهار شد و در هیچ‌یک از دو حادثه کسی زخمی نشد.
شرکت اماراتی «ادنوک» در بیانیه‌ای اعلام کرد یکی از کشتی‌های این شرکت در ساعات اولیه صبح شنبه هدف قرار گرفته است. این شرکت تأکید کرد که این حادثه هیچ مصدومی نداشته و اوضاع تحت کنترل درآمده است.
از سوی دیگر، «مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا» اعلام کرد یک کشتی در نزدیکی سواحل عُمان با پرتابه‌ای نامشخص هدف قرار گرفته که در پی آن آتش‌سوزی رخ داده و مهار شده است. این مرکز افزود «هیچ گزارشی درباره پیامدهای زیست‌محیطی دریافت نشده» و «کشتی و خدمه آن در سلامت هستند». خبرگزاری فرانسه این گزارش را منتشر کرده است.
کشورها و سازمان‌های خلیجی و عربی حمله ایران به نفتکش اماراتی و پیامدهای آن را محکوم کردند و درباره تأثیر این حمله بر امنیت کشتیرانی و ثبات منطقه هشدار دادند. آنها همچنین بر همبستگی کامل خود با ابوظبی و حمایت از همه اقدام‌هایی که این کشور برای حفظ حاکمیت و حفاظت از امنیت و منافع خود انجام می‌دهد، تأکید کردند.

نقض جدی قوانین بین‌المللی

پادشاهی عربی سعودی تأکید کرد: «این حملات مردود، تعرض به امنیت و ایمنی کشتیرانی و امنیت عرضه جهانی انرژی است.» این کشور افزود ادامه حملات ایران «نقض جدی قوانین و عرف‌های بین‌المللی، از جمله قطعنامه شماره ۲۸۱۷ شورای امنیت، است که آزادی کشتیرانی و عبور امن از گذرگاه‌های دریایی را تضمین می‌کند.»
پادشاهی عربی سعودی در بیانیه وزارت خارجه خود، ایران را مسئول پیامدهای ادامه این «حملات وحشیانه» دانست و از این کشور خواست فوراً به این نقض‌ها پایان دهد تا امنیت، ثبات و ایمنی منطقه حفظ شود.

امارات تأکید کرد هدف قرار دادن کشتیرانی تجاری و استفاده از تنگه هرمز به‌عنوان ابزاری برای فشار یا باج‌گیری اقتصادی، «اقدامات دزدی دریایی از سوی سپاه پاسداران ایران» است و تهدیدی مستقیم برای ثبات منطقه و مردم آن و همچنین امنیت جهانی انرژی به شمار می‌رود.

وزارت خارجه قطر خواستار بازگشایی تنگه بدون قید و شرط شد و تأکید کرد آزادی کشتیرانی در این گذرگاه حیاتی، اصلی تثبیت‌شده است که قابل مذاکره نیست.

عُمان اعلام کرد «مذاکرات جاری درباره ترتیبات مربوط به کشتیرانی در تنگه هرمز در فضایی مثبت و سازنده پیش می‌رود» و بر اهمیت پرهیز از هرگونه اقدامی که بر این مذاکرات و پیشرفت حاصل‌شده تأثیر بگذارد، تأکید کرد؛ پیشرفتی که منافع همه طرف‌ها را در نظر می‌گیرد.