از زمان تونی بلر، حزب کارگر رهبری نداشته است که بهاندازه اندی برنهام گرایش به رمانتیسم سیاسی در وجودش داشته باشد. بااینحال، پشت سر نخستوزیر جدید بریتانیا، که از اعتمادبهنفس و کاریزما برخوردار است، دو همکار آرام قرار دارند که همچون سوپاپ اطمینان واقعگرایانه عمل میکنند؛ هرچند هرگز جرئت نمیکنند در برابر رئیس خود آشکارا نارضایتی نشان دهند.
منظور جان هیلی، وزیر خزانهداری، و پت مکفادن، وزیر کار و بازنشستگی، است؛ دو عضو وفادار حزب کارگر که عملگرا هستند و وفاداری حزبی قدرتمندی دارند. حداکثر واکنشی که ممکن است از آنها سر بزند، نگاهی از گوشه چشم است؛ زمانی که نخستوزیر با شور و حرارت از عقبگرد در «پنجاه سال نولیبرالیسم» سخن میگوید یا در ایدههای بلندپروازانه درباره بازگشت به اتحادیه اروپا غرق میشود. برنهام از سوی خود معتقد است دولت باید به شیوهای متفاوت عمل کند و استراتژی سیاسیاش را نیز بر همین اساس تدوین کرده است.
هیلی که با احتیاط رقبایش را برای تصاحب منصب پراهمیت وزارت خزانهداری پشت سر گذاشت، و مکفادن، یکی از معدود بازماندگان دولت پیشین کییر استارمر، هر دو ستون اصلی دولت جدید به شمار میروند؛ آنها کسانی هستند که موفقیت یا شکست این دولت را رقم خواهند زد.
هیلی و مکفادن که از نزدیک شاهد بودند بلر چگونه هنر رهبری نزدیک به مردم را از نو ابداع کرد و در سه انتخابات عمومی پیاپی پیروز شد، هر دو از جذابیت برنهام که بر انتقال روحیه مثبت از طریق شبکههای اجتماعی استوار است، قدردانی میکنند.
در مقابل، مکفادن بسیار محتاط و باثبات است. یک بار در مراسم اهدای جوایز کنار او نشسته بودم؛ درحالیکه همکار جوانش، وس استریتینگ، که اکنون وزیر دفاع است، با شوخیهای طعنهآمیز درباره دولت، خنده حضار را برمیانگیخت. بااینحال، چهره مکفادن همچنان بیحرکت باقی ماند. او حتی در قلب هیاهوی وستمینستر نیز انضباط پیام خود را حفظ کرد. در هر دولتی، همواره شخصیتی وجود دارد که میتوان او را «راننده محتاط» نامید. در حزب کارگر، این شخص وزیر کار و بازنشستگی است.
برنهام نیز مانند بلر و بیل کلینتون، از «استعداد رؤیاپردازی» برخوردار است؛ او آزادانه درباره بازگرداندن آزادی رفتوآمد شهروندان اتحادیه اروپا به بریتانیا، اصلاحات انتخاباتی، برچیدن میراث «تاچریسم» و بازگرداندن قدرت از وزارت خزانهداری به مردم سخن میگوید.
بااینحال، این هیلی است که مسئولیت بخش عمده تلاشها برای تحقق آنچه واقعاً امکانپذیر است، بر عهده خواهد داشت. هفته گذشته، هنگامی که درباره تقویت روابط با بروکسل از او سؤال شد، وزیر خزانهداری پاسخ داد که انتظار ندارد بریتانیا در طول عمر او به اتحادیه اروپا بازگردد؛ او اذعان کرد که شاید در ۶۶سالگی تا حدودی پیر شده باشد.
او توضیح داد که میداند ابتدا باید مسائل حلنشدهای برطرف شوند؛ ایده آزادی رفتوآمد باید در میان بریتانیاییها جا بیفتد و هرگونه عقبنشینی از همهپرسی سال ۲۰۱۶ نیز به تأیید دموکراتیک نیاز دارد.
با توجه به شورشهایی که در پاریس، برلین و فرانکفورت شعلهور شده و همچنین ظهور راست پوپولیست در سراسر قاره، به نظر میرسد زمانبندی حرکت نخستوزیر مناسب نیست. بااینحال، احساسات دوستانه برنهام نسبت به اروپا برای رأیدهندگان احزاب «لیبرال دموکرات» و «سبزها» جذاب است؛ رأیدهندگانی که بهراحتی میتوان بر آنها تأثیر گذاشت.
در واقع، انتظار نمیرفت شخصیتی فروتن مانند هیلی از سوی نخبگان شهری بابت اعلام بودجه هفته گذشته مورد تحسین قرار گیرد. پیشتر برخی خواهان آن بودند که برنهام این منصب را به اد میلیبند، روشنفکر اهل شمال لندن و مدافع محیط زیست، بسپارد؛ کسی که به وزارت خارجه ارتقا یافت.
اما برنهام بهجای او، همکار دیگری از شمال انگلستان را انتخاب کرد؛ سیاستمداری محتاط که تجربهاش را در دوران گوردون براون، وزیر خزانهداری دولت بلر، به دست آورده است. امروز، نخستین مأموریت هیلی مهار بازار اوراق قرضه در شرایط آشفته کنونی است.
واکنش سرد بانکداران و مدیران صندوقهای پوشش ریسک به طرح بودجهای که او تهیه کرده بود ــ واکنشی که در عبارت «چندان هم بد نیست» خلاصه میشد ــ دقیقاً همان چیزی بود که میخواست بشنود. هر اقدام نسنجیدهای میتوانست توجه معاملهگران مالی را از فلجشدگی فرانسه و انباشت بدهیهای آن منحرف کند.
واقعیت این است که صرفاً حفظ وضعیت موجود نیز مأموریتی دشوار به شمار میرود؛ بهویژه با توجه به چارچوب مالی غیرواقعبینانه وزارت خزانهداری که مستلزم کاهش هزینههای عمومی در آستانه انتخابات عمومی سال ۲۰۲۹ است.
هیلی بهخوبی میداند که سرنوشتش تا حد زیادی خارج از کنترل اوست. اگر دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، پس از انتخابات میاندورهای حمله خود به ایران را از سر بگیرد، تمام پیشبینیها درباره قیمت انرژی و رشد اقتصادی در سراسر اروپا برهم خواهد خورد.
در آن صورت، حاشیه امنیت مالی رو به کاهش وزیر خزانهداری ــ که ۱۴.۵ میلیارد پوند در برابر هزینههای دولتی پیشبینیشده به میزان ۱.۴ تریلیون پوند در سال مالی ۲۰۲۶-۲۰۲۷ است ــ بهکلی از بین خواهد رفت.
دفتر نخستوزیری نیز بلافاصله هرگونه برداشت مبنی بر اینکه دولت «جدول زمانی یا هدفی تصادفی تعیین میکند» را رد کرد.
واقعیت این است که برنهام صادقانه به اصلاح نظام رفاه اجتماعی متعهد است، اما با «کاهشهای بیرحمانهای که اعضای دولت محافظهکار اعمال میکردند»، مخالفت دارد.
وظیفه سامان دادن به این پرونده بر عهده مکفادن ۶۱ساله است که پیشتر در دوران بلر بهعنوان مدیر اجرایی فعالیت کرده بود.
مکفادن معمولاً دور از چشم رسانهها کار میکند، اما سال گذشته هنگامی که در یک ایمیل نوشت، توجهها را به خود جلب کرد: «هر جلسهای که با نمایندگان حزب کارگر برگزار میکنم، حول این پرسش میچرخد: از چه کسانی میتوانیم مالیات بگیریم تا به دیگران کمکهزینه بدهیم؟ آنها پرسشهای اشتباهی مطرح میکنند.»
نکته قابلتوجه آن است که او با پشتکار به گروههای کوچکی از نمایندگان پارلمان نزدیک میشود و از آنها میخواهد با واقعیتهای مربوط به هزینههای سنگین اجتماعی که بریتانیا را تحت فشار قرار داده است، روبهرو شوند.
اگرچه چشمانداز آینده هولناک به نظر میرسد، هزینههای رفاه اجتماعی همچنان بسیار پایینتر از اوج خود پس از بحران سالهای ۲۰۱۱-۲۰۱۲ است.
در واقع، عملکرد برنهام که تحسین تودهها را برمیانگیزد، به خدمات این دو وزیر جدی نیاز دارد. درحالیکه آنها فاقد تخیل گستردهاند و نخستوزیر بهعنوان چهره برجسته و ذاتاً رهبر ظاهر میشود، هیلی و مکفادن همچنان همان ضرباهنگ پنهان و منسجمی هستند که مسیر را تنظیم میکند.
با توافق بلومبرگ