پژواک‌های رمان هارپر لی هنوز درجامعه امریکایی می‌پیچد

پژواک‌های رمان هارپر لی هنوز درجامعه امریکایی می‌پیچد

مرگ جورج فلوید دفترهای کهنه را بازمی‌گشاید
دوشنبه, 15 ژوئن, 2020 - 21:15
مادرید: شوقی الریّس

سال 1960 نویسنده امریکایی گمنامی به نام هارپر لی اولین رمانش را منتشر کرد. او بسیار آگاهانه موضوعی را دست مایه کتابش ساخته بود که جز شاهکارها به آن نمی‌پردازند؛ مسئله اساسی و بسیار تراژیک تاریخ امریکا از همان ابتدای آن: تبعیض نژادی که سیاهپوستان، ساکنان بومی و مهاجران امریکای لاتین زیرآن له می‌شوند.

یک ماه پس از انتشار آن رمان با عنوان «کشتن مرغ مقلد» کتاب درصدر فهرست فروش قرار گرفت، مدارس تکمیلی و دبیرستان‌ها آن را در مواد درسی خود گنجاندند و پس از اینکه برنده جایزه معروف «پولیتزر» شد، به یکی ازآثار کلاسیک ادبیات معاصر امریکا تبدیل شد.

کتاب ماجرای «اتیکاس فینچ» را روایت می‌کند، یکی ازقهرمانان آرامی که آثار ادبی و سینمای امریکا پر ازآنهاست، وکیلی مدافع که مسئولیت دفاع از یک سیاهپوست متهم به تجاوز در ایالت آلاباماست را می‌پذیرد که یکی از مراکز اصلی تبعیض نژادی درایالات متحده بود. لی در رمانش به تجربه‌هایی که با خانواده و همسایه‌ها داشته و حادثه‌ای که سال 1936 نزدیک زادگاهش در مونروویل اتفاق افتاده بهره می‌برد که او آن زمان ده ساله بود.

زندگی خانوادگی و حرفه‌ای «اتیکاس فینچ» دور تربیت فرزندان و وکالت می‌چرخید براساس مقابله با ظلم و با این باور محکم که تصمیمات فردی است که درنهایت امر به پایان دادن به آن درجامعه منجر می‌شود.

وقتی برای یکی از فرزندانش توضیح می‌دهد به چه دلیل علیرغم تمایل اهالی شهر به سمت دفاع از سیاهپوست متهم به تجاوز رفته به او می‌گوید:« شجاعت ادامه دادن مبارزه تا پایان است با اینکه یقین داری آن را می‌بازی. کم اتفاق می‌افتد آدم درچنین نبردهایی پیروز می‌شود، اما گاهی هم پیروز می‌شود».

ناآرامی‌هایی که از چند روز پیش ایالات متحده را به دلیل کشته شدن یک مرد سیاهپوست به نام جورج فلوید که زیرزانوی مأمور سفید پوست پلیس درک شوون در مینیسوتا درمی‌نوردد، دلیل آشکاری است براینکه پیامی که رمان هارپر لی از شصت سال پیش با خود دارد، هنوز و تا به امروز پژواک‌های آن درجامعه امریکایی منعکس می‌شود که خشونت پلیس علیه سیاهان و اعتراضات پس ازآن به مسائل عادی تبدیل شده که مردم به آن عادت کرده‌اند. همان طور که هنرپیشه ویلی اسمیت گفت:« نژاد پرستی امروز بدتر از قبل نیست، اما اکنون به طور مستقیم روی صفحات پخش می‌شود».

درست است که ایالات متحده با قانون‌گذاری‌های نژادپرستانه و قوانین تبعیض میان سیاهان و سفیدها که هارپر لی توصیف می‌کند، همچنین آنهایی که جامعه امریکایی در اوج جنبش خواستار حقوق مدنی از سرمی‌گذراند، دیگر وجود ندارند و وضع سیاهان درایالات متحده امروز بهتر از هرزمان دیگری است، اما بسیار بد باقی می‌ماند همان طور که در فاجعه بزرگ «کووید-19» آشکار شد که اغلب قربانیان آن را سیاهان تشکیل می‌دهند چون زشت‌ترین چهره‌های نژادپرستی در اصل اقتصادی و اجتماعی‌اند پیش ازآنکه اثنیک باشند حتی در ثروتمندترین کشورهای جهان.

ارزش کتاب هارپرلی فراتر از ارزش ادبی والا و عمق انسانی شخصیت‌های آن است به خصوص اتیکاس فینچ که گریگوری پک درسینما به آن شخصیت بخشید. رمان همچنان پرقدرت در وجدان امریکایی حضور دارد چون مسئله‌ای که آن را پیش می‌کشد هنوز به راه حلی نرسیده است. آرمانی که فینچ قصد دارد به فرزندانش منتقل کند این است؛ تسلیم شدن در این نبرد ممنوع است هرچند طول بکشد و دشواری‌های آن بزرگ‌تر بشوند« چون شکست صدسال پیش ودر ابتدای مبارزه دلیل نمی‌شود برای پیروزی تلاش نکنیم» و چون مبارزه با نژادپرستی به هرشکلی که باشد، نوعی مبارزه فردی است، قبل از هرچیز باید خودمان را به جای دیگری بگذاریم و رنج‌ها و عذاب‌هایی را که می‌کشد بفهمیم.

خیزش سترگی که کشته شدن جورج فلوید درآن صحنه وحشتناک سینمایی منفجر کرد؛ نه دقیقه‌ای که چهار قرن ظلم و زجر را خلاصه کرد، نه تنها تاریخ مرحله جدیدی در مسیر مبارزه با نژادپرستی درایالات متحده را می‌نویسد بلکه دفاتر کهنه‌ای را دوباره بازمی‌کند که غرب بست و آنها را زیرخاکستر مدفون ساخت و حالا فصل‌هایی ازآنها دوباره درجوامع غربی رخ می‌نمایند به خصوص با سرازیر شدن موج‌های مهاجرت و شدت یافتن بحران اقتصادی که درماه‌های آینده به اوج خودش می‌رسد.


پیشنهاد ما

چند رسانه‌ای