عبدالعزیز حمد العویشق
معاون دبیرکل در امور سیاسی و مذاکرات- شورای همکاری کشورهای عرب خلیج
TT

نتایج انتخابات آمریکا چه تأثیری بر آینده منطقه خواهد گذاشت؟

نتایج انتخابات آمریکا چه تأثیری بر آینده منطقه خواهد گذاشت؟/ دکتر عبدالعزیز حمد العویشق

جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، بیش از دیگر مقام‌ها آشکارا درباره شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای سخن گفته است. او روز سه‌شنبه، در بیانیه‌ای مفصل، پیش‌بینی کرد که «بحث‌ها و کشمکش‌های داخلی بسیاری درباره اینکه چه اتفاقی افتاد و چرا رخ داد، درخواهد گرفت؛ اما دلیل اصلی برای همه روشن است و آن جنگ است». او گفت دولت با اصرار بر راه‌حل نظامی، خسارت‌های اقتصادی و رنج شهروند عادی را نادیده گرفت و در عین حال به اسرائیل نزدیک‌تر شد.
اما در برابر آمادگی ونس برای راه‌حل دیپلماتیک، ایران بر خواسته‌های خود پافشاری می‌کند و از شکست ترامپ در انتخابات ابراز خشنودی می‌کند؛ مسئله‌ای که ازسرگیری جنگ را تقریباً قطعی می‌سازد، مگر آنکه میانجی‌ها تلاش‌های خود را برای جلوگیری از آن تشدید کنند.
ونس بارها راه‌حل دیپلماتیک را ترجیح داده است؛ ترجیحی که ریشه در مشارکت او در جنگ عراق دارد؛ جنگی که به‌شدت از آن انتقاد کرد و وعده داد در آینده جنگ‌های مشابهی تکرار نشود. پس از آغاز جنگ با ایران نیز جالب توجه بود که ونس برخلاف دیگر مقام‌ها از آن حمایت نکرد و زمانی هم که حمایت کرد، آن را مشروط دانست و در آن هنگام گفت: «اگر جنگ بتواند تحولات سودمندی در خاورمیانه ایجاد کند، تلاشی توجیه‌پذیر خواهد بود.» این میزان از احتیاط کم‌سابقه است؛ زیرا ونس به حمایت بی‌قیدوشرط از دیگر سیاست‌های ترامپ شهرت دارد.
به همین دلیل، ونس برخلاف ترامپ از حمایت از بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در انتخابات خودداری کرد و آشکارا از اسرائیل به دلیل مخالفت با تلاش‌ها برای حل دیپلماتیک اختلاف با ایران انتقاد کرد. به‌سبب این مواضع، ونس فردی کم‌وزن در عرصه سیاسی به شمار می‌رفت و از او انتقاد می‌شد که چرا از سیاست ترامپ در قبال ایران حمایت نکرده است؛ اما به نظر می‌رسد بخت او پس از آنکه رأی‌دهندگان با رأیی سخت‌گیرانه جمهوری‌خواهان را به‌سبب جنگ مجازات کردند، بهبود یافته است. از همین رو، ونس اکنون خرسند است که میزان اختلاف نظر خود با همکارانش در دولت درباره این سیاست را آشکار کند.
ونس در ۲۹ اکتبر گذشته، در نامه‌ای که به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، فرستاد، پیشنهاد کرد برای جلوگیری از بازگشت به جنگ، به دیپلماسی بازگردند. او از ایران خواست در آغاز مذاکرات، تعهدات خود درباره برنامه هسته‌ای را ارائه کند و ظرف هفت روز پس از شروع مذاکرات، تنگه هرمز را دوباره باز کند. در مقابل، واشنگتن آمادگی خود را برای لغو بخشی از تحریم‌ها اعلام کرد. اما مذاکره‌کننده اصلی ایران، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، همان روز پاسخ داد که هفت شرط ایران که به میانجی‌ها اعلام شده، تغییری نکرده است و روش «هویج و چماق» ایران را به صرف‌نظر کردن از این شروط متقاعد نخواهد کرد. به گفته او، هیچ پیشرفتی حاصل نخواهد شد مگر آنکه شروط ایران پذیرفته شود؛ از جمله لغو تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده و پایان جنگ «در همه جبهه‌ها».
ایران به‌ویژه از ارائه تعهدات هسته‌ای خود، مانند انتقال اورانیوم غنی‌شده به کشوری دیگر، پیش از مشاهده امتیازهای عملی آمریکا خودداری می‌کند. به همین دلیل، در نشست‌هایی که سپتامبر گذشته در نیویورک برگزار شد، پیشنهاد کرد مذاکرات هسته‌ای هفت روز پس از لغو تحریم‌های صادراتی آن آغاز شود. به همین دلایل، ایران با بازگشت بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز مخالفت می‌کند؛ زیرا به ادعای خود نگران است که این بازرسان پیش از آغاز مذاکرات، اطلاعات حساسی درباره محل نگهداری اورانیوم غنی‌شده و میزان غنی‌سازی آن افشا کنند. با این حال، با وجود مواضع علنی و سخت‌گیرانه، مذاکرات در واقع بر سر جدول زمانی و تضمین‌ها جریان داشت، نه محتوای امتیازهایی که باید داده شود. از همین رو، حضور «ضامنان» توافق اهمیت پیدا کرده است.
این مذاکرات در شرایطی انجام شد که آمریکا برای یک عملیات نظامی گسترده آماده می‌شد. کریستوفر مورفی، سناتور دموکرات و مخالف جنگ، در ۲۹ اکتبر درباره آمادگی ترامپ برای ازسرگیری جنگ پس از انتخابات نوشت و طرح او را «دیوانه‌وار» توصیف کرد؛ دور تازه‌ای از تشدید تنش که به منافع آمریکا آسیب می‌رساند و با تعهدات این کشور بر اساس حقوق بین‌الملل در تضاد است.
البته ایران نیز طرح‌های «دیوانه‌وار» خود را دارد؛ زیرا رهبران این کشور آشکارا تهدید کرده‌اند که حملاتشان تنها به منافع آمریکا در منطقه محدود نخواهد شد، بلکه اهدافی در خارج از منطقه، کابل‌های اینترنت، شبکه‌های برق و دیگر اهداف غیرنظامی در کشورهای خلیج را نیز دربر خواهد گرفت.
در برابر این تهدیدهای نظامی خطرناک، نامه ونس بر راه‌حل دیپلماتیک تأکید داشت؛ آن هم پیش از آنکه رأی‌دهندگان آمریکایی، سه‌شنبه گذشته، این گزینه را تأیید کنند. ونس تنها نبود؛ ترامپ نیز به احتمال زیاد با ارسال این نامه موافقت کرده بود. بنابراین، توپ اکنون در زمین تهران است؛ اما به نظر می‌رسد پاسخ ایران پس از انتخابات آمریکا سخت‌گیرانه‌تر شده است. قالیباف روز چهارشنبه گذشته در پیامی در شبکه اجتماعی «ایکس»، اظهارات ونس درباره انتخابات را به تمسخر گرفت و به او توصیه کرد که «به‌جای سخنرانی و پند و اندرز دادن»، مستقیماً با رئیس‌جمهوری ترامپ روبه‌رو شود.
بسیار خطرناک است اگر ایران تصور کند شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات به این معناست که ترامپ گزینه جنگ را کنار خواهد گذاشت. درست است که دموکرات‌ها در هر دو مجلس سنا و نمایندگان به اکثریت دست یافته‌اند و در عمل فرصت بیشتری برای اجرای سیاست‌های داخلی خود خواهند داشت. ترامپ با آغاز به کار کنگره جدید، دیگر از موافقت تقریباً خودکار با ابتکارهایش برخوردار نخواهد بود؛ اما این تغییرات عمدتاً بر سیاست‌های داخلی متمرکز خواهد بود؛ حوزه‌ای که کنگره دموکرات در آن قدرت بیشتری خواهد داشت. این وضعیت به سیاست آمریکا در قبال ایران تسری نخواهد یافت؛ زیرا ترامپ برای دستیابی به دستاوردهایی در سیاست خارجی، که اختیارات و امتیازهای رئیس‌جمهوری آمریکا در آن بسیار بیشتر از کنگره است، اصرار بیشتری خواهد کرد. به همین دلیل، ترامپ همچنان نیروی محرک اصلی سیاست خارجی خواهد بود.
دموکرات‌ها ممکن است برای متوقف کردن جنگ تلاش کنند، اما ترامپ از حق وتوی ریاست‌جمهوری خود استفاده خواهد کرد و مخالفانش نیز اکثریت لازم برای بی‌اثر کردن این وتو را در اختیار نخواهند داشت. کنگره جدید ممکن است برای قطع بودجه جنگ تلاش کند، اما در تاریخ آمریکا، زمانی که نیروهای این کشور در میدان حضور دارند، چنین اقدامی سابقه‌ای نداشته است. بنابراین، تأثیر نتایج انتخابات بر سیاست خارجی در کوتاه‌مدت حاشیه‌ای خواهد بود؛ حتی ممکن است نتیجه‌ای معکوس داشته باشد. از نظر تاریخی، هنگامی که رؤسای‌جمهوری اکثریت حامی خود را در کنگره از دست می‌دهند، برای دستیابی به دستاوردهایی که با کارنامه تاریخی مورد انتظارشان تناسب داشته باشد، از سیاست داخلی به سیاست خارجی روی می‌آورند.
در هر صورت، کنگره کنونی که اکثریت آن در اختیار جمهوری‌خواهان است، تا سوم ژانویه آینده همچنان به کار خود ادامه خواهد داد و ترامپ در این مدت می‌تواند بسیاری از تصمیم‌ها، توافق‌نامه‌ها و فروش‌های تسلیحاتی را بدون مخالفت چندانی به تصویب برساند. همه این‌ها برای بحران خلیج چه معنایی دارد؟
تلاش‌های میانجی‌گرانه قطر، ائتلاف مکه، چین و دیگران برای جلوگیری از ازسرگیری جنگی که وقوع آن تقریباً قطعی به نظر می‌رسد، ادامه خواهد یافت. هم‌زمان، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج نیز به تقویت توانمندی‌های دفاعی خود برای مقابله با هرگونه حمله احتمالی علیه خود ادامه خواهند داد.