آوریل سیاه و مرگ سیاه

آوریل سیاه و مرگ سیاه

شنبه, 16 مه, 2020 - 16:15
وائل مهدی
روزنامه نگار حوزه نفت روزنامه "الشرق الاوسط" 

مدیر اجرایی ترک‌تبار آژانس بین‌المللی انرژی، فاتح پیرول ماه آوریل گذشته را «آوریل سیاه» لقب داد چون همه ما پس از سال‌ها این ماه را به عنوان بدترین ماه در بدترین سال در تاریخ صنعت نفت به یاد خواهیم آورد. اینجا دوست دارم اضافه کنم که ما روز دوشنبه 20 آوریل را به عنوان «دوشنبه سیاه» به یاد خواهیم آورد که برای اولین بار درتاریخ، قیمت نفت به 37 دلار زیر صفر رسید.

همه این سخنان در باره بخش‌های سیاه مرا به یاد مرگ سیاه «طاعون» انداخت که قرن چهاردهم در اروپا شایع شد و دست‌کم یک سوم جمعیت قاره اروپا را نابود کرد. براساس برآوردهای مختلف بین 50 تا 200 میلیون نفر براثر آن ویروس و مصیبت بزرگ قربانی شدند.

چه رابطه‌ای میان مرگ سیاه و آنچه امروز اتفاق می‌افتد، مصیبت بزرگ «کرونا» و جهان نفت وجود دارد؟ خیلی ساده است، این ویروس‌ها که جان میلیون‌ها نفر را درو می‌کنند، آثار اجتماعی و اقتصادی عمیقی برجای می‌گذارند که برزندگی شکوفا شده پس از خود اثربسیاری می‌گذارند. همه چیز تغییر می‌کند از سبک‌های زندگی تا سلوک بشری، زندگی اجتماعی، فرهنگی و دینی.

اما چه چیزی مرا مشخصاً به انتخاب طاعون سیاه از میان همه مصیبت‌هایی که تاریخ بشری را تکان دادند کشاند؟ تشابه بسیاری میان پیدایش «کرونا» و روش شیوع آن و آنچه در طاعون اتفاق افتاد وجود دارد. اول اینکه براساس برخی منابع تاریخی، این بیماری در آسیا متولد و توسط کشتی‌های تجاری که از دریای سیاه به سیسیل ایتالیا می‌رفتند به اروپا منتقل شد.

این ویروس لعنتی به موش‌ها ارتباط داشت که اولین ناقلان آن بودند، جایی که موش‌ها در کشتی‌های رسیده از سیسیل با بار ابریشم و بسیاری تولیدات آسیایی دیگر وجود داشتند.

شیوع این بیماری منجر به ظهور اصطلاح (کوارنتین) یا آن طور که امروز قرنطینه می‌خوانیم شد. و این واژه از نگه‌داشتن اجباری ملوانان بر عرشه کشتی به مدت سی روز(ترنتینیو) و سپس افزایش آن به 40 روز یعنی(کوارنتین) می‌آید. این کلمه ازآن زمان تاکنون وارد جوامع بشری شد، حتی یکی از محله‌های قدیمی شهر جده درسعودی وجود دارد که به آن کوی الحجر الصحی (قرنطینه) می‌گویند و بخشی هم وجود دارد که به «کرنتینا» معروف است و از کلمه کوارنتین مشتق شده. و این دلیلی بر عمق اثر فرهنگی است که آن ویروس بر همه جهان گذاشت.

همه اینها تقریبا مرا به یاد آنچه امروز در پیرامون «کرونا» اتفاق می‌افتد می‌اندازند، به طوری که در ذهن مردم با خفاش پیوند خورده و در ابتدا قبل از هرکشور اروپایی به شکل وسیعی در ایتالیا شیوع یافت و ازآنجا به دیگر کشورها منتقل شد.

پس از اینکه توضیح دادم چرا دست به مقایسه این دو رویداد زدم دوست دارم درباره اثری که مرگ سیاه برجای گذاشت و سناریوهای احتمالی که ممکن است «کرونا» برجای بگذارد و برای سال‌ها اثر بسیاری برآینده نفت می‌‌گذارد صحبت کنم.

اشاره‌ای به آثار فرهنگی نمی‌کنم و بر جنبه‌های اقتصادی و اندکی از جنبه‌های اجتماعی تمرکز می‌کنم. مرگ سیاه در سرعت بخشیدن به نابودی نظام اقتصادی و سیاسی کامل فئودالیزم نقش داشت به گونه‌ای که تعداد انسان‌ها کم و زمین‌های زراعی افزایش یافتند و این منجر به بالا رفتن دستمزد کشاورزان به دلیل کمبود آنها شد. فئودال‌ها و زمین‌داران سال‌ها درمقابل افزایش دستمزدها مقاومت کردند، مسئله‌ای که منجر به انقلاب‌های متعدد علیها آنها شد که نتیجه آن فروپاشی نظام فئودالیزم طی دهه‌های بعدی بود.

به دلیل همین کمبود کشاورز بسیاری از زمین‌داران از اتکا به ابزار کشاورزی سنتی که به نیروی کاردستی تکیه داشتند مانند کشت حبوبات، به سمت تربیت دام که نیروی کار کمتری نیاز داشت رفتند. در نتیجه میزان گوشت عرضه شده در بازارهای اروپایی افزایش یافت و کشورهایی مانند آلمان و دیگر کشورها صادر کننده کره و دیگر محصولات دامی و مشتقات لبنی به کشورهای مجاور شدند.

به دلیل تغییر قواعد فرهنگی جامعه اروپایی زندگی اجتماعی نیز تحت تأثیرقرار گرفت و اروپا به آغاز عصر دانش و بیرون رفتن از قرون تاریک وسطی منتقل و وارد دوره معروف به عصر نهضت شد.

به همین دلیل نباید از اثر بزرگ پیش بینی شده اتفاقاتی که امروز می‌افتد غافل بمانیم. روش‌های کار با شیوع «کرونا» رو به تغییر نهاندند و بسیاری از شرکت‌ها به روش‌های جدید کار از راه دور روی ‌آورند. چند روز پیش خواندیم که شرکت «توئیتر» تصمیم گرفت همه کارمندانش را به کار در خانه تغییر وضعیت دهد مگر کسانی که  دوست داشته باشند در دفاتر خود کارکنند. بعید نمی‌بینم که تحولات رایانه‌ای در بسیاری از جوامع شتاب بگیرد و بسیاری از مردم به سازمان تجارت الکترونیک روی بیاورند که اثرگذاری خود را نشان داده و کاهش نقش نقدینگی در اقتصاد آغاز شده است.

در اینجا دوست دارم به همه یادآوری کنم که ویروس‌ها به آخر نمی‌رسند بلکه با ما زندگی می‌کنند و ما سعی می‌کنیم با آنها کنار بیاییم. چرا که پس از مرگ سیاه طاعون برای سال‌های طولانی ماند و باز برگشت و 300 سال بعد لندن را فراگرفت. از زمان ظهور ایدز(ویروسی مرتبط با حیوانات و مشخصاً شامپانزه سبز) تا به امروز با ما هست و منجر به تغییر بزرگی در روش سلوک جنسی ما شد و مایه هراس بسیاری از تماس‌های جنسی نامطمئن با افراد ناشناس گشت.

شاید «کرونا» برای سال‌های طولانی با ما بماند و به شکل‌های دیگری تغییر یابد و ناچار شویم با آن کنار بیاییم و این یعنی جهان مانند قبل نخواهد بود.

این برای نفت چه معنایی دارد؟ ده یا بیست دیگر با انتقال تدریجی جوامع به کار درخانه و کاهش استفاده از خودروها بعید نیست تقاضای بخش حمل و نقل به شدت کاهش یابد. بخش حمل و نقل هوایی همچنان در کوتاه مدت تا پیدا شدن درمان ویروس متأثرخواهد ماند. بدون وارد شدن به آمار و ارقام و میزان کاهش احتمالی، پیامی وجود دارد که کشورهای سازمان صادر کننده نفت(اوپک) و به خصوص کشورهای خلیج باید بدانند و آن واقعیت اینکه سال‌های آینده برای آنها سال‌های زیبایی نخواهند بود.

از بحران‌های بسیاری جان سالم به‌دربرده‌ایم که آخرین آنها بحران آسیایی سال 1997 و بحران مالی 2008 بودند، اما آنطور که محمد العریان درباره آنها می‌گوید، «بحران‌های مالی» موجب سکته قلبی می‌شوند و پس از احیای قلب برمی‌گردیم، اما این بحران اقتصادی همه بدن را فراگرفته است. هنوز سخنان پادشاه فقید ملک عبدالله بن عبدالعزیز را به یاد دارم، وقتی که در نشست کشورهای خلیج پس از بحران آسیا سخن می‌گفت. او به برادران خود و رهبران کشورهای خلیجی هشدار داد، باید کاری بکنند تا به چیزی جز نفت اتکا داشته باشند. امیدوارم این سخنان امروز با گذشت همه آن سال‌ها راه خود را به جوامع باز کنند.

اقدامات زیادی وجود دارند که کشورهای خلیج می‌توانند برای تقویت اقتصاد خود انجام دهند، از تنوع زنجیره منابع و اتکا به تبادل تجاری بین خودشان به شکلی وسیع‌تر و ورود به طرح‌های مشترک. درپایان امیدوارم طرح‌های بلندپروازانه‌ای همچون «چشم انداز 2030 سعودی» و «کویت جدید» با فرارسیدن سال 2035 موفق بشوند اقتصاد خلیج تحرک بیشتری بیابد. درست است که جوانان امروز به نظر نمی‌رسد توان این تغییر را داشته باشند، اما من یقین دارم طی 10 سال آینده شاهد نسل دیگری غیر ازنسلی که امروز می‌بینیم طرح‌ها را مدیریت می‌کنند خواهیم بود، اما آنها فقط نیاز به حمایت و راهنمایی دارند. و ایمان این است که نور را در دل خود ببینی حتی اگر چشمانت جز تاریکی چیزی نبینند و من واقعا به جوانان خلیجی ایمان دارم.


دیدگاه‌های دیگر

پیشنهاد ما

چند رسانه‌ای