امنیت خلیج و مشارکت با ایالات متحده در دوره بایدن

امنیت خلیج و مشارکت با ایالات متحده در دوره بایدن

یکشنبه, 29 نوامبر, 2020 - 11:15
عبدالعزیز حمد العویشق
معاون دبیرکل در امور سیاسی و مذاکرات- شورای همکاری کشورهای عرب خلیج

در زمانی که رئیس جمهوری منتخب جو بایدن پست خود را در روز 20 ژانویه آینده تحویل می‌گیرد، امنیت خلیج یکی از مهم‌ترین مسائلی خواهد بود که دولتش باید با آن تعامل کند. و بایدن با این پرونده بیگانه نیست؛ در دوره رئیس جمهوری سابق باراک اوباما درآن درگیر بود. و پیش از آن بایدن 35سال عضو مجلس سنا بود و در آن مدت به عنوان عضوی برجسته و گاهی رئیس کمیته امور خارجه بود؛ یکی از کمیته‌های مجلس که امنیت خلیج جایگاه مهمی در طول دهه‌های گذشته درآن داشت.

انتخاب بایدن نمایانگر برگشت به روند سنتی سیاست امریکا در بیان و روش پس از دوره رئیس جمهوری ترامپ است که از بیرون نهاد سنتی حاکم بر واشنگتن آمد. به همین دلیل بایدن بیانگر ادامه یافتن است و از روابط خوبی با سران دو حزب دموکرات و جمهوری برخورداراست.

پیرامون امنیت خلیج، توافق بزرگی درون نهادهای امریکایی وجود دارد. با وجود روش شخصی ممتاز رئیس جمهوری دونالد ترامپ، دولتش در دو بخش مدنی و نظامی برمهندسی امنیت خلیج تکیه کرد که پیش از به قدرت رسیدنش در ژانویه 2017 وجود داشت؛ از زمان وقوع انقلاب ایران در سال 1979 و شروع به برهم زدن امنیت خلیج، چارچوب امنیتی به کارگرفته شد که بر لزوم تأمین امنیت کشتیرانی بین‌المللی از طریق حضور بازدارنده امریکایی مبتنی بود. این چارچوب امنیتی بر مرکزیت نقش کشورهای عضو شورای همکاری در حفظ امنیت خلیج به اضافه تعدادی از شرکا که از طریق نهادها و مکانیزم‌هایی که به همین منظور ایجاد شده‌اند، دراین امر مشارکت می‌کنند، تأکید می‌کند. این چارچوب تاکنون تغییر چندانی نکرده و انتظار نمی‌رود که بایدن آن را تغییر دهد تا زمانی که سلوک ایران به طور ریشه‌ای تغییر نکند.

پس از تأسیس شورای همکاری در ماه مه 1981 در اوج جنگ ایرانی-امریکایی عربی، رابطه امنیتی محکمی میان ایالات متحده و کشورهای شورا به طور جداگانه ادامه یافت، با تشکیل گاه و بی‌گاه جلسات همآهنگی با مجموعه شورای همکاری آن روابط با مجموعه پس از آن و در زمان جنگ آزادسازی کویت که امریکا و شورای همکاری نقش محوری درآن بازی کردند، عمیق‌تر شد.

در میان حوادث «بهار عربی» و ناآرامی‌های پرسرو صدایی که به افزایش دخالت‌های ایرانی در منطقه منجر شد، دو طرف بر تأسیس «باشگاه همکاری استراتژیک» و ایجاد چارچوب محکم‌تر همکاری میان خود توافق کردند. در مارس 2012 جلسه پایه‌گذاری باشگاه در مقر شورای همکاری در ریاض به ریاست شاهزاده فقید سعود الفیصل و وزیر خارجه امریکا هیلاری کلینتون برگزار شد. دراین نشست همچنین وزرای خارجه و مقامات بلندپایه از کشورهای خلیج شرکت کردند و از طرف امریکا هیئت بزرگی حضور یافت که دستگاه‌های اصلی در دولت امریکا را نمایندگی می‌کردند. برسر مکانیزم فعالیت باشگاه و تشکیل گروه‌های کاری برای تحقق اهداف توافق شد و باشگاه موفق شد از طریق دبیرخانه شورای همکاری و وزارت خارجه امریکا خارجه و شورای امنیت ملی در کاخ سفید کانال‌های ارتباطی قوی برای ارتباط میان دو طرف ایجاد کند. کار آن در ابتدا بر ابعاد سیاسی و امنیتی تمرکز یافت و مهندسی امنیت خلیج که پیش ازآن مورد توافق قرارگرفته بود را در پیش گرفت، با درنظر گرفتن اوضاع پدید آمده در کشورهای عربی که با افزایش نفوذ ایرانی در منطقه اوضاع‌شان رو نابسامانی می‌رفت.

باشگاه راه را برای برگزاری اولین نشست بین شورای همکاری و ایالات متحده هموار کرد که در ماه مه سال2015 در کمپ دیوید برگزار شد و در آن «مشارکت استراتژیک میان شورای همکاری و ایالات متحده» تأسیس شد که چندین توافق‌نامه را تصویب کرد از جمله توسعه دایره همکاری بین دو طرف و تأکید بر همبستگی آنها برای محافظت از امنیت خلیج.

نشست دوم ماه آوریل 2016و در آخرین سال ریاست جمهوری اوباما در ریاض برگزار شد و درآن توافق شد افق همکاری گسترش یابد تا شامل مسائلی همچون تنوع اقتصادی و بیکاری و جوانان بشود.

سومین نشست خلیجی-امریکایی درماه مه سال 2017 و در دوره رئیس جمهوری دونالد ترامپ با تأکید بر پایبندی قوی برتوافقات صورت گرفته در کمپ دیوید و گسترش بیشتر دایره همکاری برگزار شد.

پس میان دو حزب اصلی ایالات متحده بر ضرورت مشارکت خلیجی-امریکایی توافق وجود دارد و از آن مهم‌تر توافقی بزرگ‌تر برسرسیستم امنیتی درخلیج وجود دارد که دو طروف از چهل سال پیش پایه‌گذاری کردند. و این بدین معنا نیست که این سیستم امنیتی منجمد است و خطوط آن تغییر نمی‌کنند چرا که شرایط دو طرف در مدت گذشته تغییر زیادی کردند، اما آن تحولات چیزی از بنیادهای مشارکت برای حفظ امنیت خلیج را تغییرندادند به خصوص که تهدید ایرانی طی سال‌های گذشته با حملات مکرر به پادشاهی سعودی برای نمونه تندتر شده است.

بحث و گفت‌وگوهای موجود درباره تغییر اولویت‌های ایالات متحده در مرکز توجه چارچوب‌های مشارکت استراتژیک خلیجی-امریکایی و باشگاه همکاری استراتژیک است از جمله تمایل امریکا به اهمیت دادن و توجه کردن بیشتر به مناطق دیگر جهان. همچنین در برخی رسانه‌ها میان اختلافات امریکا با متحدان اروپایی و وضعیت خلیج خلط می‌کند با اینکه دو مسئله کاملاً با هم تفاوت دارند؛ دعوت رئیس جمهوری ترامپ از متحدان برای بالا بردن خوداتکایی و مشارکت بیشتر در تأمین هزینه‌های سپر دفاعی اروپا متوجه کشورهای شورای همکاری نیست. از جهتی شورای همکاری خلیجی در حقیقت یک سازمان نظامی-امنیتی علاوه براینکه یک سازمان سیاسی و اقتصادی است و یکی از مهم‌ترین اهداف آن ایجاد قدرت نظامی توانمند و اثرگذاراست و این تا حد زیادی محقق شد وقتی که وضعیت امروز با زمان تأسیس شورا مقایسه بشود. با اینکه ابزار جنگ غیرسنتی به یک چالش جدید تبدیل شده‌اند، کشورهای شورای همکاری به سطح پیشرفته‌ای در ابزار جنگ سنتی و در همآهنگی میان آنها به شکل یک قدرت نظامی رسیده‌اند؛ پس از تأسیس (سپر جزیره) برای همآهنگی فعالیت نیروی زمینی و چارچوب‌های سازمانی دیگر که میان نیروهای هوایی و دریایی همآهنگی ایجاد می‌کند، سپس تشکیل فرماندهی نظامی متحد در ماه نوامبر سال 2018 برای ایجاد همآهنگی میان همه نیروها درسایه این باور به دفاع تکاملی جمعی که متن توافقات همکاری نظامی مشترک برآنها تأکید کرده است.

برای نمونه، درخواست رئیس جمهوری ترامپ از متحدان اروپایی برای پذیرش هزینه‌های سامانه‌های سلاحی که ایالات متحده برای دفاع از اروپا و بالا بردن سطح هزینه‌های نظامی خود به میزان 2درصد از تولید ناخالص ملی، این نیز بر کشورهای عضو شورای همکاری خلیجی که چندین برابر هزینه می‌کنند صادق نیست همانگونه که مبالغ بسیاری برای سیستم‌های دفاعی که از ایالات متحده یا دیگر کشورها تهیه می‌کنند، هزینه می‌نمایند.

آنچه ادامه مشارکت خلیجی-امریکایی را الزامی می‌کند همان توافق در منافع بسیار مهم است و این شامل امنیت خلیج و ثبات بازارهای انرژی و تقویت تبادل تجاری و سرمایه‌گذاری می‌شود. به همین دلیل سیاست امریکا در سایه بایدن به طور اساسی تغییر چندانی نخواهد کرد، هرچند وجود اختلافات در سبک و مدیریت قابل پیش‌بینی است.


دیدگاه‌های دیگر

پیشنهاد ما

چند رسانه‌ای