خانواده دور تلویزیون حلقه میزنند تا به اخبار هواشناسی گوش کنند. گوینده لبخند معصومانهای میزند و اعلام میکند دمای هوای بغداد 44 درجه است. پدرخانواده داد میزند:«بگو 50». زن به نشانه موافقت سری تکان میدهد و دخترها و پسرها و عروسها و نوهها همین کار را میکنند. حتی گربههای توی باغچه به نشانه تأیید سخن پدر میومیو میکنند. هیچ کسی تلویزیون محلی را باور نمیکند. دروغ میگوید تا از فشار تابستان برمردم بکاهد. اعتمادی میان مردم و رسانههای رسمی وجود ندارد. پدیدهای که تقریبا در بیشتر کشورهای عربی بلکه جهان سومی وجود دارد. شهروندان بخش هواشناسی اخبار را باور ندارند و اخبار را جدی نمیگیرند. میگویند، این بخش خبری دولت است. دولت امکان ندارد با آنها روراست باشد چون راستگویی مایه رسوایی است. به همین دلیل به اخبار کانالهای خارجی گوش میدهند. در دوره جوانی دختر پدرش را واپسگرا میدید چون روزش را با گوش دادن به اخبار رادیو لندن آغاز میکرد.
امروز ما درمیان محنت «کرونا» قرار داریم. آمار و ارقامی که دولتهای شرقی و غربی اعلام میکنند هرچه میخواهند باشند، به آنها اعتماد نمیکند. گوینده اعلام میکند تعداد قربانیان به فلان عدد رسید و موشها در آغوش شنوندهها به جست وخیزمیپردازند و از ذهنشان میگذرد که رقم حقیقی چند برابر این است. خیال میکنیم فقط کشورهای ما در دستکاری ارقام تخصص دارند. لطیفهای داریم که میگوید دروغ بر سه نوع است: سیاه، سفید و آمار. این را از یک مقام عالیرتبه در مرکز آمار شنیدم. به همین دلیل ما از نظر تاریخی نتایج انتخابات را باور نمیکنیم و قیمتگذاری شلغم را مسخره میکنیم و حتی در نتایج بازی فوتبال هم تشکیک میکنیم. تصور میکنیم مسئله یک مشکل داخلی است درحالی که ظاهرسازی بیماری جهانی است. مسئولان دروغ میگویند حتی اگر راست بگویند.
امریکاییها، بریتانیاییها، فرانسویها و چینیها را میبینیم که به بزرگان خود تهمت میزنند درخصوص «کرونا» آنها را فریب دادهاند. روزنامه نگار کهنه کار آلن دوهامل بر صفحه تلویزیون ظاهر میشود تا بگوید، دموکراسیهای بزرگ با ویروس غافلگیرشدند و در مواجهه با آن به بیراهه رفتند. موسیو دوهامل خود عضو قدیمی آکادمی علوم اخلاق و سیاست است. بلی، در فرانسه به این نام آکادمی وجود دارد. چند روز پیش رئیس جمهوری مکرون به دفاع از خود پرداخت و گفت، حالا همه باید در کنارهم و یکپارچه در مقابل بیماری کار کنیم. «وقتی کارمان تمام شد تشریف بیاورید و از من حساب و کتاب بخواهید». جنگی است که هیچ کسی شبیه آن را به چشم ندیده است. درجنگ جریانهای مخالف بزرگواری میکنند و مخالفخوانی خود را کنار میگذارند. کاری که سران احزاب در فرانسه کردند وقتی که از تیزی لحن خود کاستند و با سپاه پزشکان و امدادگران و پرستاران اعلام همراهی کردند.
ده سال است که هزاران پرستار در خیابانهای پاریس و دیگرشهرها برای بهبود حقوق خود دست به تظاهرات میزنند. دستمزدها اندکند و با مشقتهای بدنی و روانی حرفه همخوانی ندارند. پس از «کرونا» بدون شک وضع فرق خواهد کرد. گمان نمیکنم دیگر ناچارشوند به خیابانها بیایند و شعار بدهند و پلاکارد به دست بگیرند و با صدای بلند فریاد بکشند. شنیدیم خود رئیس جمهوری به آنها اطمینان داد: ارزشمندید و خواستهتان ارزان!
آیا رابطه کشاکش و بدگمانی میان ملتها و دولتها پس از زلزله ویروس لعنتی بهبود مییابد؟ پای تحلیلها و حدس و گمانها و فال قهوه گیران مینشینیم و میشنویم که چه وزرایی سرنگون میشوند و چه چهرههایی سیاه میشوند و چه مقاماتی بر طاقچه گذاشته میشوند. اما هیچ کس به خواب نمیبیند که تلویزیونهای بسیاری از کشورهای ما دست از جانبداری خود بردارند، نه چون طناب دروغ کوتاه است و نه به این دلیل که دروغگو به جهنم میرود بلکه به این دلیل که همیشه نفس امارهای وجود دارد که به بدی و چاپلوسی و فرصت طلبی و ماهوت کشی میخواند. همیشه کسانی هستند که دوست دارند در چشم به هم زدنی از درخت نخل بالا بروند و «ستایشگر ماه*» را بخوانند.
*اشاره به ترانه معروف مداح القمر عبدالحلیم حافظ، خواننده شهیر مصری.
TT
دولت دروغ نمیگوید!
مقالات بیشتر دیدگاه
لم تشترك بعد
انشئ حساباً خاصاً بك لتحصل على أخبار مخصصة لك ولتتمتع بخاصية حفظ المقالات وتتلقى نشراتنا البريدية المتنوعة