شوقی الریس
TT

«ریوکان»… پنجره‌ای زنده به فرهنگ ژاپنی

هنگامی که نخستین پرتوهای خورشید، همراه با نفس‌های سپیده‌دم، بر سینه طبیعتی که خود را برای فرارسیدن روز آماده می‌کند طلوع می‌کنند و زمان در دریاچه سکوت نخستین ذوب می‌شود، عطر چوب و چای با نسیم‌های آرامی که پیرامون «ریوکان» می‌وزند، در فضا می‌پیچد؛ مهمان‌خانه‌هایی که هزاران سال سنت و آیین‌های زندگی در ژاپن را مجسم می‌کنند.
«ریوکان» صرفاً هتل‌های روستایی‌ای مانند آنهایی نیستند که امروزه در گوشه‌وکنار کشورهای گردشگرپذیر پراکنده‌اند و در محیطی آرام، خدماتی معمولی را با قیمت‌هایی مناسب به مسافران ارائه می‌کنند؛ آنها بناهایی هستند که جان‌های جویای آرامش در ناب‌ترین معنای آن به آنها پناه می‌برند و پناهگاه‌هایی که در آنها سکوت به مرتبه موسیقی و حکایت‌هایی می‌رسد که تاریخ ژاپن را روایت می‌کنند.
یکی از ویژگی‌های اصلی آنها پیوند نزدیکشان با طبیعت است؛ بیشترشان در مناطق روستایی دورافتاده یا در نزدیکی دریا قرار دارند و گاه نیز در شهرهای بزرگ، خارج از محله‌های مسکونی متراکم، ساخته شده‌اند. آنها واحه‌هایی برای تأمل، دور از هیاهوی زندگی‌اند. در گذشته، حکیمان ژاپن برای خلوت‌گزینی، ادیبان و شاعران برای یافتن وحی و الهام و هنرمندان برای درآمیختن با طبیعت، که ستون اصلی شاهکارهای هنری ژاپن را شکل می‌دهد، به این مکان‌ها پناه می‌بردند. اما امروزه، مقصد گردشگران نخبه‌ای هستند که مشتاق فرو رفتن در ژرفای سرزمین خورشید تابان‌اند؛ جایی که سنت‌های روزگاران دور با جزئیات زندگی روزمره‌ای که ژاپنی‌ها بر انجام دقیق و بی‌نقص آنها اصرار دارند، به هم می‌رسند و آیین‌های کهن مهمان‌نوازی با فرهنگ و طبیعت، زیر پوششی از پرپر زدن آرامش شیرین، در هم می‌آمیزند.
«ریوکان»ها معماری سنتی ژاپن را حفظ می‌کنند و در ساخت آنها تنها از مواد طبیعی، از گل و چوب و نی گرفته تا کاغذ برنج و حصیر، استفاده می‌شود؛ هر یک از این مواد کارکردی مشخص و پیامی فراتر و عمیق‌تر از کاربرد خود دارد.
هدف از اقامت در این هتل‌ها تنها آسایش جسمانی نیست؛ زیرا مهمان از همان لحظه‌ای که از آستانه تالار پذیرش عبور می‌کند، احساس می‌کند وارد جهانی شده است که تقریباً هیچ شباهتی به جهانی که زندگی معمولاً در آن جریان دارد ندارد و به مرتبه‌ای بالاتر از صفا و ارتباط با عناصر بنیادین هستی گام نهاده است؛ جایی که ریاضت به گونه‌ای از تجمل تبدیل می‌شود و کاستن، روی دیگر فراوانی است.
آیین‌های غذا یکی از ارکان این تجربه‌اند و شام سنتی «کایسکی» اوج آن است؛ جایی که بشقاب‌های کوچک همچون نگارهایی دست‌کشیده به نظر می‌رسند و طعم هر فصل و رنگ هر منطقه را در خود دارند و با دقتی شگفت‌انگیز میان شکل و مزه تعادل برقرار می‌کنند؛ در جشنواره‌ای از هماهنگی و احترام. سپس چای از راه می‌رسد؛ حسن ختام این سمفونی که هر حرکت در سکوت و هماهنگی با آهنگ آن به رقص درمی‌آید.
«ریوکان» دعوتی است به خاموش‌کردن موتور این زندگی افسارگسیخته و گذرکردن به جوهره چیزهای زیبایی که فراموششان کرده‌ایم؛ یادآوری تجمل سکون و پاکی، زیبایی سادگی و احترام به خود و دیگری، و لذت زندگی در زیر لحاف رؤیاها.