کدامین حکومت، کدامین آینده، و کدامین جهان؟

کدامین حکومت، کدامین آینده، و کدامین جهان؟

دوشنبه, 18 فوریه, 2019 - 11:45
اياد ابو شقرا
روزنامه نگار وتحلیلگر امور سیاسی ومورخ
 

مردم خاورمیانه این روزها به دو کنفرانس که تبعات مختلفی بر ملل این منطقه دارد چشم دوختند: یکی کنفرانس ورشو به اهتمام ایالات متحده آمریکا و به میزبانی لهستان، و دیگری سوچی به دعوت سه‌گانه روسیه، ترکیه و ایران.

در کنفرانس نخست که بیش از ۶۰ کشور در آن مشارکت داشتند مسائل مورد مناقشه تهدیدات و قانون‌شکنی‌های رژیم ایران بود و شرارت‌های فراوانی که این رژیم برای منطقه ایجاد کرده‌است. در کنفرانس دیگر نیز مسئله پیشبرد پیمان تاکیتکی است که بر پایه‌های استواری قرار ندارد و تنها دلیل وجود آن کوتاهی آمریکا در ایفای نقش همیشگی خود در منطقه بود. نقطه مشترک این پیمان بهره‌بری آنی از منافعی است که به‌طور تصادفی، و البته گذرا، میان روس و ترکیه و ایران ایجاد شده‌است و انتظار می رود چندان دوامی نیز پیدا نکند.

با اینکه این دو نشست اهتمام همگان را مشغول خود کرده بود نشست سومی نیز در امارات شکل گرفت که نام آن «نشست سران حکومت‌های جهان» است. در این گردهمایی شخصیت‌های سیاسی و اقتصادی و علمی و رسانه‌ای بزرگی مشارکت کردند و به بررسی مسئله نقش حکومت‌ها و دولت‌ها در عصر هوش مصنوعی پرداختند.

در طی سه روز برگزاری این نشست بسیاری از روسای دولت ها و سازمان‌های جهانی و نظریه‌پردازان و پژوهشگران، نظرات خود را دربارهٔ مسائل مختلف بیان کردند. هر چند حجم بالای درس‌گفتارها و سمینارها و سخنرانی‌ها اجازه بررسی همه را نمی‌دهد اما می‌توانم به مطالب کلی این موضوعات اشاره کنم.

یکی از بررسی‌هایی که برای من جالب بود کنکاش در رشد مشارکت بخش خصوصی در حوزه پژوهش و پیشرفت بود که گوی سبقت را از سرمایه‌گذاری بخش عمومی (یعنی بخش دولتی) در این حوزه ربوده‌است. این رشد، بیشتر در کشورهای پیشرفته و به‌ویژه ایالات متحده آمریکا صورت گرفته‌است. برای مثال سرمایه‌گذاری شرکتی مانند آمازون در این حوزه‌ها چندین برابر سرمایه‌گذاری‌های دولت‌های مختلف است.

در برابر این همه، این پرسش ایجاد می‌شود که آیا ما در برابر کاهش نقش انسانی، چه رسد به نقش حکومت و دولت، در عصر هوش مصنوعی هستیم؟ آیا در آینده‌ای نزدیک به مرحله‌ای خواهیم رسید که دیگرانی که هوش مصنوعی را در اختیار دارند، به جای همه خواهند اندیشید، و به‌ما القا خواهند کرد که گویی ما می‌اندیشیم؟ آیا این اندیشه‌هایی که در ما به‌وجود می‌آید حاصل ترشحات ذهنی ماست یا القائاتی که این هوش مصنوعی در ما می‌کارد؛ چنان‌که گویی اندیشه و خواست‌های تراویده از درون ماست؟

این‌ها نمونه‌های اندکی است از آنچه این نشست جالب‌توجه به بررسی آن پرداخته‌است؛ نشستی که اندیشه و تفکر را انگیزه می دهد و به‌سوی آن دعوت می‌کند.

همین‌که به لندن بازگشتم، یکی از دوستان عزیزم فایلی صوتی از سخنرانی دنیز هیرن، یکی از نویسندگان کتاب «اسطوره کاپیتالیسم»، برای من فرستاد. در این فایل صوتی هیرن از «افول کاپیتالیسم» در ایالات متحده آمریکا سخن می‌گفت؛ و دلیل این مسئله را کاهش رقابت و متمرکز شدن هرچه بیشتر مالکیت شرکت‌ها و رشد احتکار می‌داند. به‌سخن دیگر کاپیتالیسم اینک قربانی اقتضاءات خود شده‌است. آزادی احتکار و مضاربه، بی‌هیچ حدود و ضوابطی، اینک دامان سرمایه‌داری را آلوده کرده و بزرگترین تهدید وجودی آن شده‌است. هیرن بیان می‌کند که در ایالات متحده آمریکا، اطرافی مانند گوگل ۹۰ درصد جستجوی اینترنتی، و فیس‌بوک ۷۰ درصد ارتباط وسایل جمعی، و تنها چهار شرکت سیطره تام بر نقل و انتقال هوایی آمریکا در احتکار خود دارند؛ و دیگر خبری از رقابت یا مکانیزمی که در آن دست نامرئی عمل خودکار خود را برای انتظام بازار و جامعه پیش می‌برد، نیست. اینک این شرکت‌های غول‌آسا و بزرگ است که آنچه را می‌خواهد ترتیب می‌دهد و بر شرکت‌های کوچک سیطره می‌یابد. این امکان تنها از راه هوش مصنوعی است که مهیا شده‌ و سیطره بر آن به‌معنای تدبیر دلخواه و تحقق کامل اهداف و نابودی رقابت است.

در این بین من به اندیشه فرورفتم و روزگار اوج جهانی‌شدن را به‌یاد آوردم که در آن زمان برضد دولت-ملت برآمده بود و منادی مرگ حدود ناسیونالیستی دولت شده بود؛ تا اینکه با گذشت چندی دوباره صلب دولت قائم بر ناسیونالیسم سر برآورد و نمود آن در «برکسیت» و شکوفایی راست ملی‌گرای افراطی در اروپا بود؛ و حتی در کشورهایی که قوام وجود آنها مهاجران هزار و یک ملت- مانند آمریکا و برزیل- بود.

برای متوهمان جهان عرب می‌گویم جهان امروزین دچار آشفتگی گسترده‌است و نه آمریکا کاپیتالیست و نه روسیه کمونیست و نه ایران و ترکیه اسلام‌گرا –در حالی که با شعار اسلام در پی تحقق امپراتوری پارسی و تورانی خود هستند- نیستند؛ «اسرائیل» نیز برخلاف دروغ خود نظامی دمکراتیک – که در پسِ آن ارعاب و فشار ژنرال‌های ارتش است- ندارد.

باید دانست که چگونه با چنین عالم چندسویه و غیر رده‌بندی شده تعامل و رفتار کرد.


دیدگاه‌های دیگر

پیشنهاد ما

چند رسانه‌ای