​کشتن سلیمانی... عقب‌نشینی یا انتقام؟

​کشتن سلیمانی... عقب‌نشینی یا انتقام؟

یکشنبه, 5 ژانویه, 2020 - 01:45
عبدالرحمان الراشد
روزنامه‌نگار و روشنفکر سعودی، سردبیر سابق روزنامه «الشرق الاوسط» و مدیر سابق شبکه العربیه

قاسم سلیمانی بالاترین ژنرال مؤسسه نظامی ایران نبود، اما مشهورترین‌شان بود با این حال امریکایی‌ها او را کشتند. امریکایی‌ها به نظر می‌رسد از هروقت دیگر با اعتماد به نفس و جرأت بیشتری باشند. علیرغم اینکه نظام ایرانی در چهل سال گذشته صدها امریکایی را کشت، این اولین بار است که واشنگتن به طور مستقیم از نظام انتقام می‌گیرد. پیش ازاین نمایندگان نظام در لبنان را هدف قرارمی‌داد. اگر ایران امریکایی‌ها را تهدید کند، آنها بانکی پر از اهداف ایرانی دارند که می‌توانند هدف قراردهند. به همین دلیل بعید است ایران جرأت کند خدشه‌ای به قدرت امریکا بزند. به احتمال زیاد برای انتقام به منافع خلیجی یا متحدان اروپایی رو بیاورد مانند هواپیما، کشتی، سفارت، تأسیسات یا به طور مستقیم افراد را هدف قراردهد. ایران بازوهایی در افغانستان، سوریه، عراق و لبنان دارد و مزدورانی در همه جا. حتی اگر دست به چنین کاری زد نمی‌تواند چهره‌اش را ترمیم کند. برای کشتن یک امریکایی سه ضربه دردناک و تحقیرآمیز دریافت کرد؛ سرمرز گلوله بارانش کردند و وقتی امریکا را جلوی سفارتش تهدید کردند سلیمانی را کشتند و در گام سوم فرماندهان ملیشیای عراقی را در راه تاجی بمباران کردند.

در ماه‌های آینده و تا پایان سال انتظار می‌رود که ایران دست به عملیات انتقامی غیر مستقیم بزند و بعید است که این بر شانس‌های رئیس جمهوری دونالد ترامب برای پیروزی اثری بگذارد. در نتیجه تهران گزینه‌ای ندارد جز اینکه اعتراف بکند دربدترین وضعیت به سرمی‌برد.

تظاهرات داخلی علیه نظام آن را ضعیف می‌کند و تظاهرات عراق آن را به دردسرانداخت. محاصره اقتصادی ذخایرش را بلعید و آن را در معرض تهدید ورشکستگی قرارمی‌دهد، اسرائیل در سوریه ضربه‌های دردناکی به آن زد، روسیه حاضر به دفاع از آن نشد و در صورت تکرار انتخاب ترامپ، اگر تن به شرط‌هایش ندهند، خاری دربرابرشان می‌ماند.

سلیمانی خطایی بود که نظام ایرانی ساخت، وقتی قصد کرد نماد امپراطوری باشد و به نماد شکست بدل شد. پس از اینکه سال‌ها شبح مبهمی بود ازاو ستاره مشهوری ساختند. تبدیل به شخصیتی عام شد که در مناطق جنگی حاضرمی‌شد، از خیابان‌های حلب ویران تا دروازه‌های موصل عراقی و منطقه بعلبک لبنانی. عکس‌هایش با جوانان مسلح و پیران ریش‌دار در «الحشد» و «حزب الله» و «العصائب» را منتشر کردند. و تصاویری دیگر از او منتشر ساختند که او را آرام در کنار کودکان نشان می‌داد یا با فروتنی روی زمین نشسته و با سربازان چای می‌خورد. مانند ستاره‌های سینمایی ده‌ها حساب به نام او و هوادارانش روی «فیسبوک» باز شد و پوسترهایی شبیه فیلم‌های هالیوود از او چاپ کردند. کسی که این برنامه تبلیغاتی‌اش را مدیریت می‌کرد، به نظرمی‌رسید به دنبال تقویت جایگاهش در داخل بود با اینکه اخباراختلافاتش بالا زده بود؛ آخرین نمونه آن وقتی بود که وزیر خارجه ظریف در اعتراض به نادیده انگاشته شدن مجبور به استعفا شد وبعد عقب نشینی کرد و با سلیمانی عکس گرفت تا نشانی از آشتی باشد. ظواهر در آن جامعه سیاسی فریبنده است، رفسنجانی فقید و روحانی و خامنه‌ای جلوی عامه مردم به نظر مردان دیندار پرهیزکار و نرم می‌رسند، اما در حقیقت آنها قاتل هزاران نفرند و از روی پلکان جمجمه دوستان و دشمنان بالا رفته‌اند.

به دور از تصویر ستاره و انسانی که تلاش کرد از خود پیش چشم عامه مردم ترسیم کند، سلیمانی خطرناک‌ترین مرد ایرانی بود که جهان شناخت. در طراحی و اجرای عملیات کشتار جمعی در سوریه دست داشت؛ جایی که هزاران خانواده زنده زنده در خانه‌هایشان دفن شدند. در عراق او بود که ملیشیایی را پایه گذاری کرد که وحشت در دل شهرها افکند. سلیمانی فرمانده نظامی رؤیای امپراطوری بود، رؤیایی که مرد. و تصویر «قهرمان» او در نظر مردم ایران برگشت. وقتی که مردم در تظاهرات خود نفوذ خارجی نظام را محکوم کردند و خواستار خروج از سوریه و عراق و لبنان شدند. سلیمانی و طرحش با خشم عریان مردم عراق و لبنان واژگون شد وقتی که تصاویر امام و ژنرال به آتش کشیده شدند.


دیدگاه‌های دیگر

پیشنهاد ما

چند رسانه‌ای