توجه به لبنان درسایه بازتعریف موشکی ما...

توجه به لبنان درسایه بازتعریف موشکی ما...

پنجشنبه, 7 ژانویه, 2021 - 19:30

حسن نصرالله در آخرین خطابه‌اش نظرداد که مقاومت و موشک‌هایی که ایران و سوریه آن را به آنها مجهزکردند، سراسر جهان را واداشت تا به لبنان توجه کند و آن را در محاسبات خود درنظر بگیرند. اینها لبنان را بر نقشه جهان برجسته کردند.

دراین لحن پایه‌گذاری چیزی ازصفر وجود دارد که پیش از این نبوده. قرنی که از عمر لبنان سپری شد، شاهد چیزقابل ذکری نبود تا اینکه «حزب الله» از راه رسید. کشور و مردمانش هیچ کاری که شایسته توجه جهان باشد انجام ندادند. حزب بود که این کار را کرد. درست، اما به چه معنا؟

 یک‌باره خانه‌ای را تصور کنیم که جز جیغ و داد پیوسته در هرطرف ازآن شنیده نمی‌شود چون صاحب خانه روزانه با زن خود خشونت می‌ورزد و کودکانش را شکنجه می‌دهد. این خانه توجه همه همسایگان را جلب می‌کند؛ یا به خاطر نگرانی بر زن و بچه یا آزرده شدن از جیغ و داد یا فکرکردن به نجات دادن قربانیان از این رنج هولناک یا همه این مسائل با هم، خانه مذکور جلب توجهی می‌کند که دیگر خانه‌های آرام نمی‌کنند.

اینجا، در این خانه، اتفاقات عجیب و مبهمی روی می‌دهند، مانند قتل همسر یا مرگ فرزند براثر ضربه به سر یا به آتش کشیده شدن خود خانه. اینها کوچک شده اتفاقاتی است که در میهن لبنانی روی می‌دهند و مایه جلب توجه استثنایی می‌شوند: مثلاً انفجار شبه اتمی در بندر بیروت اتفاق می‌افتد. طرف ایرانی اعلام می‌کند، لبنان خط مقدم در جنگ‌های تهران است. یکی از احزاب موشک‌هایی دارد که کشورها ندارند. مجسمه‌های یک فرمانده ایرانی نصب می‌شوند بی آنکه اجازه هیئت‌های محلی دراین باره پرسیده شود. ارتشی غیرقانونی مأموریت‌های اشغالگرانه در کشوری دیگر انجام می‌دهد... اتفاقاتی این چنینی جدل برانگیزند و البته مایه توجه سراسرجهان می‌شوند. آنها بر لبنان کوچک پرتو افکنی می‌کنند که کشوری به اندازه چین از آن برخوردار نمی‌شود. حال آنکه اینگونه توجه به ما چندان تازگی ندارد، بلکه سوابقی بازتعریفی دارند: سه دهه پیش جوانانی از اما شهروندان غربی و روس را می‌ربودند و آنها را درحاشیه جنوبی بیروت نگه‌می‌داشتند تا موضع ایران در مذاکره با ایالات متحده و کشورهای اروپایی را تقویت کنند. نیم قرن پیش نیز توجهی از اینگونه ما را مشمول مهربانی خود ساخت وقتی که گروهی از جوانانی ما از فرودگاه بیروت پرواز می‌کردند تا هواپیماهای مسافربری را بربایند... درآن زمان اخبار کشور ما در صدر اخبار رسانه‌های جهان می‌نشست. هتل‌های بسیار بیروت برای روزنامه‌نگاران غربی و شرقی که برای «پوشش حوادث بزرگ» به ما سرمی‌زدند، جا نداشت.

چشمان جهان همچون امروز به ما دوخته می‌شد و توجه می‌کرد، با همین منطقی که کیم جونگ اون در کره شمالی وقتی موشک‌ها و تجربه‌های اتمی را ناز و نوازش می‌کند، آنها را ناگزیر به توجه می‌سازد. بد نیست دقت کنیم«موشک»-به عنوان جایگزین رفاه و دارو و کتاب- عنصر مشترک بین طرف‌های سرکش در سراسر کره زمین است.

پس این جلب توجه به عجیب، غیرمنتظره، نامألوف و خطرناک است. حافظ اسد، صدام حسین و معمر قذافی توجه جهان را برمی‌انگیختند و کشورهای خود را بر نقشه جهان برجسته می‌ساختند به معنایی شبیه آنچه نصرالله مدنظر دارد و کیم انجام می‌دهد تا اینکه کار کشورهای آنها به لبه نابودی کشیده شد. پیش از حافظ و صدام و معمر، جمال عبدالناصر طبق عبارت رایج «عرب‌ها را سربلند می‌کرد» تا اینکه سال67 آن بلا برآن سر آمد.

به احتمال زیاد اکثر لبنانی‌ها ترجیح می‌دهند از چنین توجهی برخوردار نشوند، تا اینکه با چنین تصویری بر نقشه جهان وجود داشته باشد. فراموشی و بی توجهی بهتر از غیر قابل قیاس بودن است. نیز به احتمال زیاد این اکثریت ترجیح می‌دهد به گونه دیگر مورد توجه قرارگیرد: جهان مثلاً به ما توجه می‌کند چون ما یک نظام دموکراتیک را به پیش بردیم که اسرائیل را از این محروم می‌سازد که « تنها دموکراسی خاورمیانه» باشد. یا اینکه ما نظام اقتصادی و آموزشی پیشرفته به وجود آوردیم. یا اینکه به قدرت اختراع رسیدیم. یا برای اینکه ما محصولات هنری و فرهنگی تولید می‌کنیم که دراندازه‌های تولیدات جهانی‌اند و با آنها رقابت می‌کنند.

درچنین مسائلی امروز لبنان مایه جلب توجه هیچ کسی درجهان نیست.

چرا؟ چون ما همه اینها را به قربانگاه موشک فرستادیم. چون ما همه آنچه ازپیش پایه‌گذاری شده بود، که بسیار غنی و متنوع هرچند متفاوت بود را کنار زدیم و کشور را به عنوان سکوی موشک‌انداز بازتعریف کردیم.

اینجا بد نیست به این نکته عجیب چشم‌گیر که درسایه آگاهی موشکی به آن رسیدیم و اکنون برما حاکم شده توجه کنیم: درحالی که لبنانی‌ها درحسرت دست یافتن به دلار و واکسن «کرونا» هستند که بخش بزرگی از واکنس‌ها از کشورهای غربی‌اند، دبیرکل «حزب الله» و رفقایش در ایران و عراق شعار« بیرون کردن امریکا از منطقه» را مطرح می‌کنند.

آنچه بدبختی را دوچندان می‌کند این نیست که ایران از این شعار که اصلاً برای خود آن آماده شده بهره می‌برد، بلکه این شعار تنها برای روزهای محدودی ساخته شده که بین ما و رسیدن جو بایدن به ریاست جمهوری امریکا فاصله است.

درسایه توجه به ما که خواب از چشم جهان می‌رباید، ارزان شمردن ما بسیار زیاد شده است.


دیدگاه‌های دیگر

پیشنهاد ما

چند رسانه‌ای