غسان شربل
سردبير الشرق الاوسط
TT

پیام‌های ریّان و چاه اوکراین

ریّان مغربی ما را به دنیای خود برد. بر روزهای ما مستولی شد. ما را روبه روی صفحه‌ تلویزیون‌ها و گوشی‌ها خشکاند. همه نگاه‌ها را به خود جلب کرد. سرنوشتش گویی آزمون و محک انسانیت ما شد. مردم از دورترین نقاط دردهای پدر و اندوه مادرش را لمس کردند. کمتر اتفاق افتاده که فردی با این حجم از همدلی و توجه روبه روشده باشد. تعداد بی‌شماری از مردم درگیر تصاویر دهانه چاه شدند. شبکه‌ها نتوانستند دوربین خود را به موضوع دیگری منتقل کنند که سرنوشت ریّان به آزمون همچنین برد در مسابقه و جذب بینندگان تبدیل شد. پوشش سنگین در روشن ساختن چلچراغ‌های امید به زنده بیرون آوردن کودک با وجود خطرناک بودن حادثه که دچارش شد، کمک کرد. جای تعجب نداشت که ناامیدی به اندازه پیش‌بینی‌ها بود و اینکه اندوه بر احساسات و صحنه‌ها سایه بیاندازد.
طبیعی بود که به یاد مشغول شدن جهان درسال 2015 به تصویر پیکر آلان، کودک کرد سوری بیفتیم که درساحل دریای مدیترانه افتاد پس از آنکه «قایق مرگ» به مسافرانش نارو زد و «قایق‌های مرگ» عادت دارند خیانت کنند. آن روز هم تصویر کودک در همه صفحه‌های تلویزیون‌های جهان چرخید و اثری برتصمیم گیری برخی کشورها گذاشت تا دروازه‌های خود را به روی سوری‌های گریخته از جهنم بگشایند. البته با توجه به تفاوت در شرایط میان افتادن درچاه و مرگ در کناره دریا.
مصیبت ریّان بر تأثیر گسترده رسانه با صفحه‌ها، سایت‌ها، مطبوعات و مسابقه اخبار فوری مهرتأیید زد که گویی ما دردل جنگی بزرگ قرارداریم. همچنین قدرت رسانه با سرعت و جذابیتش در بسیج وسیع افکار عمومی پشت یک ماجرا را نشان داد. همچنین توان رسانه برای ملتهب کردن احساسات و وارد ساختن تغییر سریع در اولویت‌های مردم نشان داد. اگر این نقش در داستانی انسانی از این دست مفید و شریف است باید درخطراتش تأمل کنیم وقتی که رسانه در برانگیختن نفرت‌های نژادی و قومی یا تبلیغ سناریوهای گمراه کننده استفاده می‌شود. اکنون جنگل رسانه‌ای فرصت‌های طلایی برای احساسات مسموم و اطلاعات غلط و برنامه‌های گمراه کننده جهت‌دار مهیا می‌سازد.
داستان ریّان با پایانی غم‌انگیز به آخر رسید. پرده پایین کشیده شد. اما آنچه مفید خواهد بود اینکه بخشی از داستان کودک و چاه را که به کودکان و بشریت خدمت می‌کند حفظ کنیم. و حقیقت اینکه کودک در یک چاه می‌افتد وقتی در سایه فقرشدید متولد می‌شود. همچنین از رفتن به مدرسه باز بماند یا ناچار شود ازآن بگریزد. و در معرض گونه‌ای سقوط‌‍‌ قرارمی‌گیرد وقتی که توانش با برنامه‌های آموزشی عقب‌مانده که هیچ ربطی به زمانه ندارند تباه می‌شود درست همانگونه که عمر جوانانی تباه می‌شود که سال‌های خود را در چاه بیکاری می‌گذرانند. و خطرناک‌تر از آن فروغلتیدن جوانان و نوجوانان در چاه‌های تعصب‌ها و این دیدگاه که به دست گرفتن مسلسل و کشتن را زیر نظر مروجان افکار تیره و باندهایی که حکومت را تقسیم می‌کنند و آمار فقر و مرگ را چندبرابرمی‌سازند. بی هیچ اغراقی می‌توان گفت، چاه‌هایی که به هرکودکی که در خاورمیانه هولناک متولد می‌شود، چشم دوخته‌اند بسیار عمیق و به شدت خطرناکند.
پرده را روی کودک و چاه پایین می‌کشم. معمولاً موج‌های عظیم همدلی انسانی به همان سرعت که راه می‌افتند، فروکش می‌کنند. و حقیقت اینکه این امواج همدلی در سرگذشت بشری چندان تغییری نیافته‌اند. آینده را روابط اقتصادی، زرادخانه‌ها، طرح‌ها، مانورها و روابط قدرت می‌سازند که وقتی کشورهای کوچک درچاه‌ها بیفتند چندان درنگ نمی‌کنند؛ چاه‌هایی که برای خروج از آنها باید به چتر قدرتمندها پناه ببرند و هزینه این کار را از حاکمیت و حق خود درساختن آینده هزینه‌ کنند.
در زمانی که سرگرم داستان ریان مغربی بودیم، جهان شاهد موعدی استثنایی بود که دو طرف آن مناسبت استثنایی برای آن انتخاب کردند و آن هم افتتاح بازی‌های المپیک زمستانی پکن بود. اجازه دهید ورزشکاران و مدال‌ها را به کناری بگذاریم. اتفاق بزرگ نشستی بود که در پایتخت چین بین ولادمیر پوتین و شی جین پینگ برگزار شد. آنچه براهمیت این نشست افزود اینکه روی آتش بحران اوکراینی برگزار می‌شود که مایه نگرانی امریکاست و آرامش اروپایی‌ها را گرفته که ده‌های گذشته آنها را به این باور کشاند که اروپا از چکاچک سلاح و دغدغه حملات و تغییر نشانه‌ها با قدرت نجات یافت.
می‌توان گفت نشست دو رهبر روسی و چینی بنیاد محکمی شبیه محوری ضد ایالات متحده قراردادند که نسبت به بازگشت فضایی شبیه بادهای جنگ سرد قدیم هشدار می‌دهد. چین موضع پوتین را نه تنها در مقابل گسترش پیمان ناتو نزدیک مرز روسیه بلکه سلوکش در زمانی که دژهای اروپایی جدید خود را پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به حرکت درآورد تأیید کرد. بیانیه روسی-چینی از پیمان ناتو خواست از آنچه ویژگی‌های جنگ سرد خواند عقب بنشیند. همچنین بیانیه با اشاره به پیمان «اوکوس» که شامل ایالات متحده، بریتانیا و استرالیا می‌شود از تأثیر منفی امریکا در منطقه آسیا و اقیانوس آرام انتقاد کرد. پیش‌بینی می‌شد که «دوست» مسافر، موضع پکن درمسئله تایوان را تأیید کند.
بی‌شک پوتین موفق شد بحران بزرگی را برانگیزد که بخش بزرگی از تلاشش برای سازماندهی انقلابی گسترده علیه موقعیت ایالات متحده است که پس از کشاندن اتحاد جماهیرشوروی به سمت فروپاشی بدون شلیک یک گلوله به دست آورد و روسیه ضعیف برخاسته از دل آوار را به تنهایی پیش ببرد. ایستگاه چینی در حمله پوتین بسیار مهم است به خصوص تأکید براینکه «گزینه استراتژیک برای چین و روسیه در صحنه بین‌المللی متزلزل نمی‌شود» با توافق‌های طولانی مدت برای تأمین نفت و گاز چین از روسیه همراه شد.
و رسانه‌ها مانند ایفای نقش درمصیبت ریّان مغربی، نقش بزرگی دربحران اوکراین باز می‌کنند. رسانه‎های پوتین برهمان ساز کهنه و حساس برای مردمش می‌نوازند با این مضمون که غرب از هرفرصتی برای محاصره روسیه و تضعیف جایگاه و کاستن نقشش استفاده می‌کند. پوتین کشورش را در موقعیت کشور نگرانی قرارداد که تلاش می‌کند با طرح محاصره توسط ناتو مقابله کند. و به احتمال زیاد پوتین که فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را بزرگ‌ترین فاجعه ژئواستراتژیک قرن بیستم می‌بیند، ضد حمله‌ و عملیات انتقام را رهبری می‌کند. روشن است که آنچه پوتین را نگران می‌کند نزدیک شدن ناتو به کشورش نیست، بلکه نزدیک شدن جاذبه انقلاب‌های رنگی است که گمان می‌کند توسط سفارت‌های امریکایی در زیرپا گذاشتن حاکمیت کشورها و منافع دیگران مدیریت می‌شود.
درطرف دیگر، رسانه‌ها نقش بزرگی در اغراق‌گویی درباره حمله قریب الوقوع روسیه و هزاران کشته و میلیون‌ها آواره‌ براثر حمله کامل پوتین، بازی کردند. بی‌شک اینکه بحران اوکراین چاه بسیار خطرناکی است. آیا پوتین ایالات متحده را به سمت چاهی می‌کشاند که گرفتار شدن درآن برایش گران خواهد بود؟ آیا پوتین اسیر چاهی شد که سعی کرد دیگران را به آن بکشاند؟