سمير عطا الله
نویسنده و روزنامه‌نگار لبنانی، در روزنامه‌های النهار و دو مجله الاسبوع العربی و الصیاد لبنانی و روزنامه الانباء کویتی فعالیت کرده است
TT

نخوت شاهنشاهی

سیاست معاصر سعودی در قبال ایران بر مجموعه‌ای از اصول تثبیت‌شده اما اعلام‌نشده استوار بوده که مهم‌ترین آن‌ها مدارا است. همسایه تاریخی آن سوی خلیج، خلق‌وخو و عادت‌های خاص خود را دارد؛ به‌ویژه در نگاهش به خویشتن، سپس به دیگران و در نهایت به سراسر جهان. در همه جای دنیا، حاکم پادشاه است، اما در ایران او شاه شاهان است؛ شاهنشاه. تاریخ در همه‌جا حاصل مشارکت‌ها و دگرگونی‌هاست، جز در تهران که تماماً فارسی است؛ جغرافیا نیز همین‌طور، چراکه سراسر آن فارس است.
در دوران معاصر، غرب خواست برتری‌جویی فارس‌ها و موضع خود در قبال آن را تثبیت کند؛ ازاین‌رو ایران را «ژاندارم خلیج» نامید و هر سلاحی را که می‌خواست، در اختیار این ژاندارم گذاشت. همچنین در سیاست‌های منطقه‌ای، به‌ویژه در قبال عرب‌ها و اسرائیل، با آن هم‌سو شد.
در آن زمان، بیشتر کشورهای خلیج هنوز استقلال نیافته بودند. ایران نیز هیچ‌گاه نیت‌های خود را پنهان نکرد؛ از جمله قصد تصرف بخش‌هایی از خاک آن کشورها را. سپس مادر انقلاب‌ها از راه رسید و این بار، با شعاری اسلامی به‌جای فارسی، از تمام غرورورزی‌های پیشین فراتر رفت. بااین‌حال، منطقه همچنان به رفتار مبتنی بر دوراندیشی و آداب همسایگی پایبند ماند. ایران نیز به‌تدریج از خیال‌پردازی‌های کهنه به سوی رؤیاهای تازه توسعه‌طلبی گام برداشت؛ با لحنی که از کوروش و زبان شاه سرچشمه می‌گرفت.
موضع سعودی همچنان عقلانی و مسئولانه باقی ماند. ریاض به چین رفت تا با ایرانیان معاهده عدم تعرض و توافقی برای برقراری روابط حسنه امضا کند.
اما تهران حتی لحظه‌ای از غرور شاهنشاهی خود دست نکشید؛ برعکس، اوضاع روزبه‌روز تندتر و خصمانه‌تر شد. این روند به تهدید امنیت ملی سراسر جهان عرب انجامید و ایران شروع کرد به بمباران غیرنظامیان سعودی و مردم کشورهای خلیج، درست در قلب امنیت و خانه امن آنان.
آیا مدارا با متجاوز تنها راه‌حل در دسترس است؟ یا کشتار مداوم سعودی‌ها تنها رفتاری است که ایران می‌شناسد؛ آن هم در یکی از خطرناک‌ترین بحران‌هایی که منطقه و به همراه آن، تمام جهان با آن روبه‌رو هستند؟