«مشکل ایران که ذهن تحلیلگران و تصمیمگیرندگان را به خود مشغول کرده، چیست؟» این پرسشی بود که اخیراً در جلسهای برای طوفان فکری، با حضور شماری از مفسران سیاسی در لندن، از من پرسیده شد.
پاسخ کوتاه این است که ایران، بسته به زاویه دید ناظر، مجموعهای از مشکلات درهمتنیده را در خود جای داده است. از نظر برخی، مانند دولتهای پیاپی آمریکا، جوهره مشکل در تلاش نظام کنونی ایران برای دستیابی به سلاح هستهای نهفته است. هر رئیسجمهوری آمریکا همواره «رسیدگی به پرونده هستهای ایران» را اولویت اصلی خود معرفی کرده است. در دوران ریاستجمهوری باراک اوباما، این «مشکل» تقریباً تمام چهار سالی را که جان کری، وزیر خارجه او، در این سمت سپری کرد، به خود اختصاص داد.
ایالات متحده در این زمینه تنها نبود؛ جک استراو، وزیر خارجه بریتانیا، پنج بار برای «حل» آنچه «مشکل هستهای» نامیده میشد، به تهران سفر کرد. همه وزیران خارجه آلمان و بیشتر همتایان فرانسوی آنان نیز همین کار را انجام دادند.
در چارچوبی دیگر، «مشکل ایران» بهعنوان «صدور تروریسم» تعریف شد و برای آن به مواردی در بیش از ۳۰ کشور، از کویت تا آرژانتین و با عبور از ترکیه، سوئیس و بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا، استناد شد. افزون بر این، حمایت مالی، نظامی و سیاسی تهران از تقریباً همه گروههای فلسطینی درگیر جنگ با اسرائیل و نیز تشکیلات مسلح در آمریکای لاتین قرار دارد.
همچنین، تأسیس «نیروهای نیابتی» در شماری از کشورها، بهویژه عراق پس از صدام، سوریه، لبنان و غرب یمن، وجه دیگری از «مشکل ایران» دانسته میشود؛ در حالی که شمار نامحدودی از عراقیها، سوریها، لبنانیها و یمنیها به دست «نیروی قدس» و عناصر محلی آن کشته شدهاند.
نکته شگفتآور این است که جهان خارج بهندرت «مشکل ایران» را از منظر آنچه نظام ایران طی بیش از چهار دهه با مردم این کشور کرده است، میبیند؛ اقداماتی که دهها هزار مورد اعدام، کشتارهای متعدد معترضان و مخالفان غیرمسلح و قرار گرفتن ایران در صدر کشورهای جهان از نظر شمار زندانیان سیاسی را در بر میگیرد. همه اینها، بدون اشاره به تبدیل اقتصادی که تا اندازهای توسعهیافته بود، به چیزی شبیه پناهگاهی برای فقرا که اقلیتی بهشدت ثروتمند بر آن سلطه دارد.
شاید آنچه گفته شد، شرحی طولانی از مصیبتها به نظر برسد که برخی از آنها ممکن است درباره کشورهای دیگر نیز صدق کند. اکنون پرسش این است: پس جوهره «مشکل ایران» چیست؟
بدون پاسخ دادن به این پرسش، حل هیچیک از مشکلاتی که در بالا برشمردیم، امکانپذیر نخواهد بود. اگرچه مفهوم «گناه نخستین» در فرهنگ ایرانی وجود ندارد، معتقدم میتوانیم از این تعبیر برای توصیف آنچه در سال ۱۹۷۹ رخ داد، استفاده کنیم.
در آن سال، جناحی از روحانیون با ائتلاف با طیفی از گروههای چپ و طرفداران جریان «جهان سوم»، قدرت را به دست گرفتند و ایران را از کشوری ملی و متعارف به ابزاری برای آمیزهای ایدئولوژیک و ناهمگون تبدیل کردند؛ آمیزهای متشکل از نسخهای دستکاریشده از ادبیات جماعت «اخوانالمسلمین» و مفاهیم مارکسیستی، لنینیستی و مائوئیستی که بهدرستی درک نشده بودند.
اشتباه جهان خارج این بود که این تحول را نادیده گرفت و به دلیل فقدان دوراندیشی، همچنان بر این فرض پافشاری کرد که با کشوری ملی و متعارف سروکار دارد که مانند هر کشور دیگری، منافع، خواستهها و بلندپروازیهای معمول خود را دنبال میکند.
تسلیم شدن در برابر این توهم، بهواسطه این واقعیت آسانتر شد که بخشی از ساختار دولت ایران پیش از سال ۱۹۷۹ همچنان پابرجا مانده بود و بهعنوان نمای بیرونی نظام جدید خمینی مورد استفاده قرار میگرفت. بوروکراسی تا اندازهای مانند گذشته کار میکرد و شمار کافی از شخصیتهای تحصیلکرده و واجد صلاحیت که در آمریکا و اروپا آموزش دیده بودند، برای بر عهده گرفتن نقش وزیر، دیپلمات و مذاکرهکننده تجاری در دسترس بودند.
این همان نکتهای بود که کریس پتن، سخنگوی وقت امور خارجی اتحادیه اروپا، چنین بیان کرد: «هنگام تعامل با تهران، با افرادی بااستعداد روبهرو میشویم که مانند هر شخص دیگری بر اصطلاحات دیپلماتیک و سیاسی تسلط دارند؛ اما بعدها درمییابیم که آنها صرفاً مزدورانی هستند که نقش دیپلمات یا وزیر را بازی میکنند، در حالی که دیگران زمام قدرت واقعی را در دست دارند.»
برای پیچیدهتر شدن اوضاع، قدرتهایی که با ایران تعامل داشتند، بهتدریج با بخشهایی از بلوک مسلط در ساختار سیاسی چندپاره تهران ائتلاف کردند.
روسیه توجه خود را بر «بیت رهبری» و شخص علی خامنهای، رهبر فقید، و نیز بخشهایی از سپاه پاسداران که تحت کنترل او بودند، متمرکز کرد. در مقابل، چین روی جناحی حساب باز کرد که علیاکبر رفسنجانی و شرکای او در بخش کسبوکار رهبری میکردند.
ایالات متحده نیز روابط نزدیکی با کسانی برقرار کرد که «اصلاحطلبان» نامیده میشدند؛ افرادی مانند میرحسین موسوی، نخستوزیر پیشین، و بعدها گروهی که به «پسران نیویورک» معروف بود و همچون شاخهای محلی از حزب دموکرات آمریکا عمل میکرد.
در مقابل، بریتانیاییها و تا اندازهای کمتر، فرانسویها، محمد خاتمی و بعدها حسن روحانی را بهعنوان «مردی که میتوان با او همکاری و مذاکره کرد» برگزیدند.
دیگر کشورهایی که به ایران علاقهمند بودند یا از آن بیم داشتند، در چارچوبهایی که قدرتهای بزرگ یادشده تعیین کرده بودند، حوزههای نفوذ ویژه خود را ایجاد کردند. در هر مورد، بازیگران خارجی میکوشیدند با کمترین سرمایهگذاری اقتصادی و سیاسی ممکن در ساختار قدرت چندپاره تهران، بیشترین منافع را به دست آورند و همزمان مطمئن شوند که قدرتهای رقیب نفوذ خود را گسترش نمیدهند.
روسیه از فروش آن دسته از تسلیحاتی به سپاه پاسداران خودداری کرد که به کشورهای دیگری مانند هند و ترکیه میفروخت. چین نیز نفت ایران را با تخفیفهای بسیار سنگین خرید، بیآنکه پول آن را نقدی بپردازد، تا محصولات خود را به بازار ایران تحمیل کند. در همین حال، اتحادیه اروپا وعدههای درخشانی برای امضای قراردادهایی داد که هرگز به آنها عمل نکرد. به این ترتیب، حفظ وضع موجود به اولویت اعلامنشده همه طرفها تبدیل شد.
این یعنی ایران در همان قطاری باقی بماند که در سال ۱۹۷۹ سوار آن شده بود؛ قطاری که به مسیر اشتباهی میرفت، بهجای آنکه به ایران کمک کنند در نخستین ایستگاه از آن پیاده شود. بنابراین، برای آنکه ایران بتواند در حل هر یک از مشکلات یادشده سهمی داشته باشد، ضروری است مسکو، پکن، واشنگتن، اتحادیه اروپا و نیمدوجین بازیگر منطقهای کوچکتر، همگی آهنگ واحدی بنوازند. اما اینکه آنها طی نزدیک به نیم قرن چنین نکردهاند، ممکن است به این معنا باشد که میتوانند با آنچه بیل کلینتون، رئیسجمهور آمریکا، «سیاست مهار» ایران نامید، سازگار شوند.
امروز ایران در نقطهای قرار دارد که در آن، جناحهای رقیب داخلی و خارجی در وضعیتی متعادل در برابر یکدیگر ایستادهاند. ایران نه قادر است محیط پیرامون خود را تغییر دهد و نه میتواند خود را با آن محیط سازگار کند. نمیتواند به شکلی مؤثر وارد جنگ شود و در عین حال، از پیش گرفتن مسیر صلح نیز ناتوان است.
نتیجه، وضعیتی است که در شطرنج با اصطلاح آلمانی «تسوگسوانگ» (Zugzwang) شناخته میشود؛ وضعیتی که در آن فرد در موقعیتی دشوار گرفتار میشود و هر حرکتی که انجام دهد، به زیان او تمام خواهد شد.
TT
ایران… مجموعهای از مشکلات
مقالات بیشتر دیدگاه
لم تشترك بعد
انشئ حساباً خاصاً بك لتحصل على أخبار مخصصة لك ولتتمتع بخاصية حفظ المقالات وتتلقى نشراتنا البريدية المتنوعة